گفتوگو با امیر افتخاری، بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران و مربی بینالمللی
علیرضا فدایی – ونکوور
سیدعلی افتخاری که با نام امیر افتخاری هم شناخته میشود، بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران و مربی این رشته است. وی سابقهٔ بازی در تیمهای استقلال رشت، کشاورز، سایپای تهران، استقلال تهران و پرسپولیس تهران را دارد. او با سایپا سه جام قهرمانی لیگ و حذفی، و با پرسپولیس قهرمانی لیگ را به دست آورد. امیر افتخاری بهعنوان یار کمکی با استقلال قهرمان آسیا و با تیم ملی قهرمان بازیهای آسیایی پکن در سال ۱۹۹۰ شد. افتخاری با شش جام یکی از بازیکنان جامآور فوتبال ایران در عرصهٔ داخلی و آسیایی محسوب میشود. او همچنین سابقهٔ ۲۱ بازی ملی را دارد و سابقهٔ بازی در باشگاههای خارج از ایران را هم دارد.
امیر افتخاری که مدرک بینالمللی مربیگری دارد، چندین سال است در شهر ونکوور اقدام به برگزاری کلاسهای آموزش فوتبال میکند. فرصتی یافتیم تا گفتوگویی با این فوتبالیست باسابقه و پرافتخار انجام دهیم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
* * * * *
با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید، لطفاً برای خوانندگان جوانتر که ممکن است با شما آشنا نباشند، خودتان را معرفی کنید و از سوابق ورزشیتان بگویید.
من امیر افتخاری هستم، بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران و دارای مدرک مربیگری بینالمللی فوتبال. فوتبال را از دوران نوجوانی در زمینهای خاکی رشت آغاز کردم و بهتدریج با تلاش زیاد به سطح حرفهای رسیدم. طی دوران بازیگری، سابقهٔ حضور در تیمهای باشگاهی مختلف ازجمله سایپا، استقلال و پرسپولیس را دارم. همچنین افتخار داشتم که پیراهن تیم ملی ایران را بر تن کنم و در رقابتهای آسیایی نمایندهٔ کشورم باشم. پس از دوران بازی، مسیرم را در مربیگری ادامه دادم و تا امروز نیز در کنار زمین فوتبال فعالم، چه در ایران و چه در کانادا.
لطفاً کمی از فوتبال ایران در دههٔ ۶۰ و ۷۰ شمسی بگویید.
دههٔ ۶۰ شمسی، علیرغم محدودیتهایی که آن دوران در کشور وجود داشت، یکی از پرشورترین دورههای فوتبال ایران بود. رقابتها در چارچوب «لیگ قدس» برگزار میشد و تیمهای منتخب استانها با غیرت و انگیزهٔ بالا در آن شرکت میکردند. فضای ورزشگاهها پر از هیجان بود و مردم از صمیم قلب فوتبال را دنبال میکردند. من در آن سالها عضو تیم منتخب استان گیلان بودم و در یکی از دورهها به مقام نایبقهرمانی لیگ قدس دست پیدا کردیم.
در دههٔ ۷۰ با شکلگیری لیگ آزادگان و سپس لیگ برتر، نظم حرفهایتری به فوتبال داده شد. من در این دهه بههمراه تیم سایپا دوبار قهرمان لیگ کشور شدیم و در سال ۱۳۷۲ هم موفق شدیم جام حذفی را کسب کنیم. این دوران که طی آن با بهترین بازیکنان آن زمان همتیمی بودم، برای من، دوران طلایی افتخارات ورزشیام بود.
روال پذیرفتهشدن برای تیمهای حرفهای ایران به چه شکل بود؟
در آن سالها مثل امروز آکادمیهای مجهز و برنامهریزیشدهای برای استعدادیابی وجود نداشت. بیشتر تمرکز روی بازیهای محلی، استانی و مسابقات دوستانه بود. مربیان تیمهای بزرگ، شخصاً به شهرهای مختلف سفر میکردند تا بازی بازیکنان مستعد را از نزدیک ببینند. در واقع همهچیز به آمادگی بدنی، تمرکز ذهنی و نمایش در میدان بستگی داشت. اگر در یک مسابقه خوب ظاهر میشدی، ممکن بود همان بازی مسیرت را در فوتبال تغییر دهد. من هم از طریق همین مسیر، با بازی در تیم منتخب گیلان و عملکرد خوب در مسابقات استانی، مورد توجه قرار گرفتم و به تیمهای حرفهای دعوت شدم.
بهعنوان فردی که هم برای استقلال و هم برای پرسپولیس بازی کرده، تجربهٔ شما در مورد بازی با دو تیم رقیب چه بود؟
بازی برای استقلال و پرسپولیس هر دو برای من تجربههای خاص و ارزشمندی بودند. در استقلال بهعنوان یار کمکی در رقابتهای باشگاههای آسیا حضور داشتم و با تیمی متحد و باانگیزه به قهرمانی رسیدیم. در پرسپولیس هم در یک دورهٔ کوتاه بازی کردم، اما در همان زمان کوتاه ارتباط خوبی با هواداران پیدا کردم و از جو پرانرژی باشگاه بسیار لذت بردم. فضای رقابتی این دو باشگاه همیشه متفاوت و پُر از هیجان بوده، اما در نهایت برای من افتخار بود که بخشی از تاریخ هر دو تیم بزرگ فوتبال ایران باشم.
بهترین و بدترین خاطرات ورزشی شما چه بوده است؟
یکی از بهترین خاطرات ورزشی من کسب مدال طلای بازیهای آسیایی پکن در سال ۱۹۹۰ بود. در فینال آن رقابتها مقابل کرهٔ شمالی، یکی از پنالتیهای حساس را من زدم و خوشبختانه گل شد؛ لحظهای که هیچوقت از یادم نمیرود. احساس غرور و شادیای که آن لحظه داشتم، قابلتوصیف نیست.
در مقابل، یکی از تلخترین لحظات فوتبالی من، دریافت گل در دقیقه ۱۱۹ وقت اضافه مقابل یکی از تیمهای کرهٔ جنوبی بود. آن بازی در مرحلهٔ نیمهنهایی جام باشگاههای آسیا بود و ما با تیم سایپا بازی میکردیم. تنها یک دقیقه با رسیدن به فینال فاصله داشتیم، اما آن گل رؤیای ما را خراب کرد.
از تجربهٔ بازی در سنگاپور بفرمایید.
بازی در لیگ برتر سنگاپور تجربهای کاملاً متفاوت و شیرین بود. من برای یک فصل در تیم بالستیر بازی کردم. فضای فوتبال در سنگاپور خیلی حرفهای و منظم بود و نظم تیمی اهمیت زیادی داشت. من در پست هافبک هجومی بازی میکردم و توانستم در طول فصل ۸ گل بزنم و ۱۰ پاس گل بدهم. بودن در کشوری جدید، آشنایی با فرهنگهای مختلف و رقابت در یک لیگ بینالمللی، باعث شد از نظر فنی و ذهنی پیشرفت زیادی کنم و این تجربه جای خاصی در قلب من دارد.
فوتبال ایران در حال حاضر و در زمان بازیگری خود را چگونه مقایسه میکنید؟ آیا پیشرفتی بوده است؟
قطعاً فوتبال ایران در سالهای اخیر پیشرفتهای قابلتوجهی داشته. از نظر بدنی، فنی و حتی تاکتیکی، بازیکنان امروزی حرفهایتر تمرین میکنند. حضور مربیان خارجی با سبکهای متفاوت هم تأثیر زیادی داشته. در زمان ما امکانات کمتر بود، اما عشق به فوتبال بیشتر از همهچیز بود. امروز تیم ملی ایران در چند دورهٔ پیاپی به جام جهانی رسیده و بازیکنانی مثل طارمی، آزمون و جهانبخش در لیگهای اروپایی میدرخشند. با اینحال، فوتبال قدیم هم روحیه و تعصب خاص خودش را داشت که هنوز هم برای خیلیها الهامبخش است.
بازیکنان موردعلاقهٔ شما، چه ایرانی و چه غیرایرانی، چه کسانیاند و دلیل علاقهٔ شما به آنها چیست؟
اولی سیروس قایقران؛ از ویژگیهای سیروس قایقران میتوان به قدرت شوتزنی بالا، رهبری قوی در زمین، و ارسال پاسهای بلند و دقیق اشاره کرد. او هافبکی کامل و تأثیرگذار بود که حضورش همیشه در جریان بازی محسوس بود.
دیگر بازیکن موردعلاقهام علی دایی است. او مهاجمی در سطح بینالمللی بود که قدرت سرزنی، حضور مؤثر در محوطهٔ جریمه و جنگندگیاش او را به یکی از نمادهای فوتبال ایران تبدیل کرد. فیزیک قوی، تمرکز بالا و توانایی تمامکنندگی فوقالعادهاش باعث میشد که همیشه یک خطر جدی برای مدافعان حریف باشد. دایی نهتنها بهعنوان گلزن، بلکه بهعنوان یک رهبر در زمین فوتبال شناخته میشد و حضورش به تیم اعتمادبهنفس و انگیزه میداد.
در بین بازیکنان غیرایرانی، لیونل مسی؛ لیونل مسی برای من نماد نبوغ و استعداد خالص در فوتبال است. او با تکنیک فوقالعاده، دید وسیع و توانایی بینظیرش در عبور از مدافعان، سالهاست که فوتبالدوستان جهان را مجذوب خود کرده. مسی برای من همیشه نمونهای از تواضع، پشتکار و عشق به فوتبال بوده است.

فوتبال ایران و کانادا را چگونه مقایسه میکنید؟
فوتبال ایران از نظر تاریخی، فرهنگی و شور هواداری جایگاه بسیار خاصی دارد. مردم ایران با فوتبال زندگی میکنند و هر بازی میتواند به یک جشن یا یک بحران ملی بدل شود! در مقابل، فوتبال در کانادا هنوز در حال رشد است، بهویژه بعد از صعود تیم ملی مردان به جام جهانی ۲۰۲۲ و میزبانی مشترک جام جهانی ۲۰۲۶.
از نظر ساختار، کانادا در حال سرمایهگذاری روی آکادمیها، لیگ حرفهای و آموزش مربیان است. اما شور و اشتیاقی که در دل هواداران ایرانی هست، در هیچ جای دنیا تکرار نمیشود. با اینحال، آیندهٔ فوتبال کانادا بسیار روشن است و من این رشد را از نزدیک دارم میبینم.
لطفاً کمی دربارهٔ فعالیتهای ورزشیتان در کانادا بگویید.
از سال ۲۰۰۹ که به ونکوور آمدم، همچنان در فوتبال فعال بودهام. در ابتدا بهعنوان سرمربی تیم شاهین ونکوور توانستیم قهرمان استان بریتیش کلمبیا شویم و به لیگ یک صعود کنیم. سپس با تیم سییرا، که ترکیبی از بازیکنان با ملیتهای مختلف بود، قهرمان دستهٔ دوم لیگ ونکوور شدیم. در ادامه هم با تیم وستساید به لیگ برتر ونکوور راه پیدا کردیم.
در کنار مربیگری در این تیمها، تمرینات خصوصی برای بازیکنان در ردههای سنی مختلف برگزار میکنم؛ چه بازیکنان مبتدی و چه آنهایی که هدفشان ورود به تیمهای حرفهایست. هدف من همیشه این بوده که عشق به فوتبال را به نسل بعدی منتقل کنم.
کلاسهای شما برای چه ردههایی برگزار میشود و علاقهمندان چطور میتوانند در آنها شرکت کنند؟
کلاسها برای همهٔ ردههای سنی برگزار میشود. علاقهمندان میتوانند برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ آکادمی فوتبال و شرکت در تمرینات خصوصی، با شمارهٔ ۶۰۴-۷۶۵-۱۱۵۵ یا از طریق صفحهٔ اینستاگرام با من تماس بگیرند: @amireftekhari8
با سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید.