هانیه برزگری، نامزد حزب بیسی اندی پی در حوزهٔ وست ونکوور-کپیلانو، به پرسشهای رسانهٔ همیاری پاسخ میدهد
منوچهر پورعطایی – ونکوور
با اعلام انتخابات زودهنگام استانی در بریتیش کلمبیا، احزاب فرصتی کوتاه برای کارزار انتخاباتی دارند و شبانهروز در تلاشاند. رسانهٔ همیاری، مانند سالهای گذشته، کوشیده است هم با مقامات ارشد احزاب گفتوگو کند و هم با نامزدهایی از جامعهٔ ایرانی بریتیش کلمبیا که در این انتخابات شرکت دارند.
در شمارهٔ پیشین، گفتوگو با رهبران سه حزب بیسی اندیپی، سنتر بیسی و وانبیسی منتشر شد. رهبران دو حزب دیگر، یعنی حزب محافظهکار و حزب سبز بیسی، تا زمان نگارش این سطور برای گفتوگو اعلام آمادگی نکردهاند.
در این شماره، برای سه نامزد ایرانی و ایرانیتبار پرسشنامهای فرستادیم تا ضمن معرفی خود و برنامههای حزبشان، دربارهٔ مشکلاتی نیز که بهطور خاص جامعهٔ ایرانی بریتیش کلمبیا با آن روبهروست، نظر بدهند. پاسخهای کامل دومین نامزد، که امروز به دست ما رسید، در ادامه از نظر شما میگذرد. خلاصهای از آن نیز در شمارهٔ آینده، که یک روز پیش از انتخابات منتشر میشود، در نسخهٔ کاغذی در دسترس خوانندگان قرار خواهد گرفت.
* * * * *
لطفاً ضمن معرفی خود و پیشینهٔ تحصیلی و حرفهایتان در پزشکی، فناوری سلامت، مدیریت کسبوکار و مشاورهٔ وزارتی در دولت بریتیش کلمبیا، بگویید چه شد که تصمیم گرفتید در انتخابات ۲۰۲۶ نامزد شوید و چرا برنامهٔ بیسی اندیپی را بهترین پاسخ به اولویتهای اصلی مردم استان میدانید؟
هانیه برزگری هستم، پزشک عمومی و بیش از ۲۰ سال تجربهٔ حرفهای در حوزههای پزشکی، سلامت، علوم زیستی، فناوری سلامت، کسبوکار، سیاستگذاری عمومی و دولت دارم. بهعنوان پزشک، فعالیت حرفهای خود را در مناطق روستایی ایران آغاز کردم؛ جایی که از نزدیک دیدم دسترسی به خدمات درمانی و سایر خدمات ضروری چه تأثیر مستقیمی بر زندگی مردم دارد. پس از مهاجرت به کانادا، فعالیت حرفهایام را در حوزههای سلامت، فناوری و کسبوکار ادامه دادم و بعدتر نیز بهعنوان مشاور وزیر در دولت بریتیش کلمبیا فعالیت کردم. در حال حاضر، بهعنوان مشاور در یک شرکت خصوصی در زمینهٔ تعامل با نهادهای دولتی فعالیت میکنم و همزمان عضو هیئت امنای کالج لنگارا و یکی از رؤسای کمیتهٔ سلامت و علوم دانشگاه پلیتکنیک کوانتلن (KPU) هستم.
تصمیم من برای نامزدی در این دوره از انتخابات در ادامهٔ همان مسیری است که در تمام این سالها طی کردهام: تلاش برای ایجاد تغییر ملموس در جامعهای که به آن تعلق دارم. امروز خانوادهها با فشار هزینههای زندگی، دشواری دسترسی به خدمات درمانی و نگرانی دربارهٔ اقتصاد و آیندهٔ شغلیشان روبهرو هستند.
من از برنامهٔ دیوید ایبی و بیسی اندیپی (BC NDP) حمایت میکنم. این برنامه روی همین مسائل تمرکز دارد: کاهش فشار هزینههای زندگی، تقویت سیستم درمانی و ایجاد فرصتهای شغلی و اقتصادی در بریتیش کلمبیا. در عین حال، فکر نمیکنم کسی ادعا کند همهٔ مشکلات حل شدهاند. هنوز کارهای زیادی باقی مانده و یکی از دلایل نامزدی من همین است که تجربهام در سلامت، بخش خصوصی و دولت را برای ادامه این کار به مجلس ببرم. همچنین بهعنوان یک مهاجر، برای من مهم است نمایندهٔ حزبی باشم که در برابر نژادپرستی میایستد و برای ایجاد فرصتهای برابر برای همه تلاش میکند.
در آخرین نظرسنجیها، «هزینهٔ زندگی و تورم» (۵۷ تا ۵۹ درصد) و «استطاعتپذیری مسکن» (۲۴ تا ۲۵ درصد) در صدر دغدغههای رأیدهندگان قرار دارند. بیسی اندیپی بر کنترل حاشیهٔ سود فروشگاههای زنجیرهای روی اقلام اساسی، کاهش قیمت بنزین و مالیات بر کاندوهای فروشنرفته تمرکز کرده است. چرا سیاستهای سالهای گذشته نتوانسته فشار تورم و اجارهبها را مهار کند و برنامهٔ شما چه تغییر ملموسی در سبد هزینههای مردم و چالشهای زیرساختی وست ونکوور-کپیلانو، بهویژه معضل ترافیک پلها و حملونقل عمومی، ایجاد خواهد کرد؟
من فشار ناشی از افزایش هزینههای زندگی را بهخوبی درک میکنم. خانوادهها، ازجمله خود من، هر بار که برای خرید مواد غذایی، پرداخت اجاره یا بنزین هزینه میکنیم، این فشار را احساس میکنیم. بههمین دلیل معتقدم اقدامات دولت باید بر کاهش هزینههایی متمرکز باشد که مردم هر ماه با آنها روبهرو هستند.
برنامهٔ ما شامل تعیین سقف برای حاشیهٔ سود فروشگاههای زنجیرهای بزرگ روی برخی کالاهای اساسی، کاهش قیمت بنزین تا ۳۰ سنت در هر لیتر و ثابتنگهداشتن نرخ پایهٔ ICBC برای سه سال دیگر است. در بخش مسکن هم اجارههای اولیه بیش از ۱۰ درصد کاهش یافته و روند کاهش آنها بیش از دو سال ادامه داشته است، اما کاملاً روشن است که مسکن همچنان برای بسیاری از مردم بسیار گران است و باید عرضهٔ مسکن قابلپرداخت را افزایش دهیم.
«مراقبتهای بهداشتی و درمانی» اولویت ۴۲ درصد رأیدهندگان است. دولت اندیپی اعلام کرده است که حدود ۸۰۰ پزشک آمریکایی را جذب نظام درمان استان کرده، اما بسیاری از پزشکان دانشآموختهٔ ایران همچنان با موانع سنگینی برای جذب روبهرو هستند و ناچار به کار در حرفههای غیرمرتبط میشوند. شما که بیش از شش سال در این زمینه کنشگری کردهاید، دلیل تداوم صفهای انتظار درمان پس از دو دوره حضور اندیپی در دولت استان و دشواری جذب پزشکان ایرانی-کانادایی نسبت به پزشکان آمریکایی را چه میدانید و چه راهکار عملیای برای حل آن دارید؟
این موضوع برای من هم حرفهای و هم شخصی است. خودم پزشک آموزشدیدهٔ خارج از کانادا هستم و سالها با موضوع استفادهٔ بهتر از توان پزشکان و متخصصان بینالمللی درگیر بودهام. در واقع، بیش از ۱۰ سال است که از همان اوایل مهاجرتم به کانادا، در زمینهٔ حمایت از پزشکان ایرانی و رفع موانع ورود آنها به سیستم درمانی فعالیت و پیگیری کردهام. من کاملاً درک میکنم که برای یک پزشک واجد شرایط چقدر دشوار است که سالها آموزش و تجربه داشته باشد، اما نتواند از تخصص خود در سیستم درمانی کانادا استفاده کند.
در عین حال باید صریح باشیم: با وجود پیشرفتها، زمان انتظار و دسترسی به پزشک همچنان برای بسیاری از مردم مشکل است. بیش از یک میلیون نفر دیگر به پزشک خانواده یا پرستار درمانگر متصل شدهاند و دولت میگوید اکنون حدود چهار هزار نفر در هفته به ارائهدهندهٔ خدمات درمانی اولیه متصل میشوند، اما کار تمام نشده است.
یکی از اقداماتی که برای من اهمیت ویژه دارد، برنامهٔ جدید Bridging to Practice است که برای پزشکان واجد شرایط آموزشدیده در خارج از کانادا که همین حالا در بریتیش کلمبیا زندگی میکنند، طراحی شده است. هدف آن ایجاد مسیر آموزشی سریعتر برای ورود آنها به طب خانواده است. برنامهٔ بیسی اندیپی همچنین شامل هزار ظرفیت آموزشی بیشتر برای نیروهای حوزهٔ سلامت و ۲۰ کلینیک جدید خدمات درمانی اولیه است.
من معتقدم جذب نیرو از آمریکا و استفاده از ظرفیت پزشکان بینالمللی که همین حالا در بریتیش کلمبیا زندگی میکنند، نباید در مقابل یکدیگر قرار گیرند. ما به هر دو نیاز داریم. دولت استانی نیز گزارش کرده که بیش از ۱٬۲۰۰ پزشک آموزشدیدهٔ بینالمللی در سال ۲۰۲۵ مجوز دریافت کردهاند. هدف من این است که از تجربهٔ شخصی و حرفهای خود برای ادامهٔ کاهش موانع غیر ضروری استفاده کنم، بدون اینکه استانداردهای ایمنی و کیفیت مراقبت کاهش پیدا کند. خبر خوب این است که من پیش از این با تعدادی از نمایندگان بیسی اندیپی در مجلس استانی که در حوزهٔ انتخاباتیشان جامعهٔ ایرانی حضور دارد، دربارهٔ این موضوع گفتوگو کردهام و آنها نیز برای پیگیری و حمایت از پزشکان ایرانی با من همراهاند.
دیوید ایبی مقابله با «تعرفههای آمریکا و دونالد ترامپ» را از دلایل اصلی انتخابات زودهنگام اعلام کرد؛ اما اهمیت این موضوع در نظرسنجیها از ۱۵ درصد به ۱۰ درصد سقوط کرده و مردم بیش از دو برابر آن نگران «اقتصاد و اشتغال» (۲۶ درصد) و «کسری بودجه و مخارج دولتی» (۲۴ درصد) هستند. در حوزهای مانند وست ونکوور-کپیلانو که رأیدهندگان به کسری بودجهٔ سنگین استانی و مالیاتهای جدید، مانند افزایش مالیات بر درآمدهای بالای یک میلیون دلار و مالیاتهای ملکی، حساسیت ویژهای دارند، چگونه اطمینان میدهید که وعدههای اندیپی بدون آسیبزدن به ثبات مالی و اشتغال قابلاجراست؟
نگرانی دربارهٔ کسری بودجه کاملاً قابلدرک است. من سالها در بخش خصوصی، علوم زیستی و فناوری کار کردهام و میدانم که رشد اقتصادی و انضباط مالی برای تأمین خدمات عمومیِ پایدار ضروری است.
برنامهٔ بیسی اندیپی این نیست که هزینهٔ برنامههای جدید را از خانوادههای طبقه متوسط تأمین کند. تغییرات پیشنهادی مالیات بر درآمد، حدود ۳٫۸۸ درصد را تحت تأثیر قرار میدهد و برای بیش از ۹۶ درصد مردم افزایش مالیات بر درآمد ایجاد نمیکند.
در عین حال، نمیتوانیم فقط از طریق کاهش خدمات با کسری بودجه مقابله کنیم. باید اقتصاد را نیز رشد دهیم. برنامهٔ فعلی از پروژههای بزرگ، توسعهٔ بازارهای صادراتی خارج از آمریکا، حمایت از کسبوکارهای کوچک و ایجاد مشاغل جدید حمایت میکند. بر اساس اطلاعات منتشرشده در کمپین، بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار پروژهٔ بزرگ در دست اجرا یا برنامهریزی است که بیش از ۵۰ هزار شغل را پشتیبانی میکند.
هزینهٔ کامل تعهدات انتخاباتی نیز منتشر شده و برنامهٔ اعلامشده این است که کسری بودجه بهتدریج کاهش یابد، درحالیکه سرمایهگذاری در خدمات درمانی، ایجاد شغل و کاهش هزینههای مردم ادامه پیدا کند.
در شرایط فعلی، همکاری نزدیک میان دولت استانی و دولت فدرال نیز اهمیت زیادی دارد. دیوید ایبی و نخستوزیر مارک کارنی نشان دادهاند که میتوانند برای پیشبرد منافع بریتیش کلمبیا با یکدیگر همکاری کنند. نتیجهٔ این همکاری را در توافقهای اخیر میان دو دولت برای سرمایهگذاری در زیرساختها، تسریع پروژههای بزرگ، توسعهٔ مسیرهای تجاری و ایجاد فرصتهای شغلی دیدهایم. هدف این است که در برابر تهدیدهای تجاری آمریکا، اقتصاد بریتیش کلمبیا را قویتر و وابستگی خود را به بازار آمریکا کمتر کنیم. در مقابل، برخی نمایندگان محافظهکار خواستار رویکردی سازشکارانهتر در برابر ترامپ شدهاند؛ ازجمله پیشنهاد برداشتن محدودیت بر فروش مشروبات آمریکایی بهعنوان یک «اقدام حسن نیت». من معتقدم در شرایطی که مشاغل و اقتصاد ما تحت فشار قرار گرفتهاند، بریتیش کلمبیا به دولتی نیاز دارد که در کنار دولت فدرال از منافع استان دفاع کند، بازارهای جدیدی برای محصولات و کسبوکارهای ما ایجاد کند و وابستگی اقتصادی ما به آمریکا را کاهش دهد.
در نظرسنجیها، «جرایم خیابانی و امنیت عمومی» اولویت ۲۴ درصد مردم است و همزمان نگرانی دربارهٔ «مصرف مواد مخدر و بحران اوپیوئید» (با افزایش از ۱۳ به ۱۵ درصد) و «فقر و بیخانمانی» (با افزایش از ۱۲ به ۱۳ درصد) روندی صعودی دارد. حزب شما چگونه میان مطالبهٔ «امنیت روزمرهٔ شهروندان و کسبوکارهای محلی» و «درمان انسانی و علمی بحران اعتیاد و بیخانمانی» توازن برقرار میکند؟
من امنیت عمومی و درمان اعتیاد را دو هدف متضاد نمیبینم. مردم باید بتوانند در محلهٔشان احساس امنیت کنند و صاحبان کسبوکار نباید قربانی سرقت، اخاذی یا خشونت شوند. همزمان، اعتیاد یک مسئلهٔ جدی است و افرادی که آمادهٔ درماناند، باید بتوانند به درمان مورد نیاز دسترسی پیدا کنند.
در حوزهٔ امنیت، برنامهٔ جدید شامل استخدام ۵۰ دادستان دیگر، ایجاد واحد تخصصی برای پروندههای اخاذی و خشونت مرتبط با جرایم سازمانیافته، دوبرابرکردن ظرفیت برنامههای مقابله با مجرمان سابقهدار و ایجاد کارگروه ویژهٔ مقابله با سرقت از فروشگاههاست. برنامهٔ مقابله با مجرمان خشن سابقهدار نیز نتایج مثبتی داشته و طبق آمار منتشرشده، میزان درگیری دوبارهٔ افراد تحت پوشش این برنامه با پلیس ۵۰ درصد و ارتکاب جرایم خشونتآمیز بهدست آنها ۵۶ درصد کاهش یافته است.
اما برخورد پلیسی بهتنهایی نمیتواند مشکل اعتیاد یا بیخانمانی را حل کند. من بهعنوان یک پزشک، معتقدم رویکرد ما در قبال اعتیاد باید بر پایهٔ علم و شواهد باشد. برای افرادی که در خیابان زندگی میکنند باید مسیر واقعی به سمت سرپناه، مسکن، خدمات سلامت روان، درمان اعتیاد و بهبودی وجود داشته باشد. این دو رویکرد باید همزمان پیش بروند: امنیت برای جامعه و دسترسی به درمان و حمایت برای افرادی که به آن نیاز دارند.
ورشکستگی و تخلفات برخی صرافیها، که بهدلیل تحریمها تنها راه انتقال پول برای اغلب اعضای جامعهٔ ایرانی-کاناداست، زیانهای مالی سنگینی به صدها خانوادهٔ ایرانی وارد کرده و در تازهترین مورد پنج میلیون دلار خسارت به بار آورده است. در صورت راهیابی به مجلس قانونگذاری، چه گام مشخصی برای حمایت از مالباختگان و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهایی برخواهید داشت؟
این مسئله برای جامعهٔ ایرانی-کانادایی بسیار جدی است. وقتی خانوادهای پسانداز یا پولی را که برای زندگی، تحصیل یا حمایت از اعضای خانواده منتقل کرده از دست میدهد، پاسخ صرفاً نباید این باشد که خودتان باید بیشتر مراقب میبودید.
در عین حال، باید دقیق باشیم که چه بخشی از مقررات در اختیار استان و چه بخشی در اختیار دولت فدرال است. صرافیها و سایر کسبوکارهای خدمات پولی باید در FINTRAC ثبت شوند، اما FINTRAC صراحتاً میگوید ثبت در آن نهاد بهمعنی تأیید فعالیت تجاری یک صرافی نیست و FINTRAC نیز مسئول بازیابی پول مشتریان نیست.
بریتیش کلمبیا نیز Money Services Businesses Act را برای ایجاد نظام ثبت و نظارت استانی بر کسبوکارهای خدمات پولی تصویب کرده است؛ این قانون برای نهاد ناظر اختیارات ثبت، نظارت و در شرایط مشخص تعلیق یا لغو ثبت در نظر میگیرد.
اگر انتخاب شوم، یکی از موضوعاتی که مشخصاً پیگیری خواهم کرد، این است که ببینیم چارچوب نظارتی موجود کجا نتوانسته از مصرفکنندگان محافظت کند و چه تغییراتی برای افزایش شفافیت، نظارت و پاسخگویی صرافیها لازم است. همچنین صدای خانوادههای زیاندیده را مستقیماً به نهادهای استانی مسئول منتقل خواهم کرد.
البته مسائلی مانند تحریمها و روابط بینالمللی در حیطهٔ اختیارات دولت فدرال است، اما در سطح استان هم میتوان اقداماتی انجام داد. یکی از موضوعاتی که برای من و بسیاری دیگر از مهاجران ایرانی اهمیت زیادی دارد، شفافیت دربارهٔ منشأ ثروتها و داراییهایی است که وارد بریتیش کلمبیا میشود؛ بهویژه زمانی که احتمال ارتباط آنها با مقامات جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران یا افراد و نهادهایی که از سوی دولت کانادا تحریم شدهاند یا در فهرست نهادهای تروریستی قرار دارند، مطرح باشد. اگر انتخاب شوم، پیگیری خواهم کرد که در چارچوب اختیارات استان، چگونه میتوان قوانین موجود را برای شناسایی و مقابله با چنین داراییهایی مؤثرتر اجرا کرد.
بر اساس مدلسازیهای 338Canada، حوزهٔ «وست ونکوور-کپیلانو» در وضعیت «امن برای محافظهکاران» (حدود ۵۷ درصد در برابر ۲۸ درصد اندیپی و ۹ درصد سبزها) قرار دارد. راهبرد شما برای جذب رأیدهندگان میانهرویی که تمایلی به دیدگاههای تند جناح راست دربارهٔ محیط زیست یا قانون حقوق بومیان (DRIPA) ندارند، چیست؟ و دربارهٔ پدیدهٔ «شکستهشدن آرای غیرمحافظهکار» میان اندیپی و حزب سبز، چه در حوزهٔ خودتان و چه در حوزههای نزدیکی مانند برنابی، چه دیدگاهی دارید، و در پایان، چرا مردم باید در ۲۴ اکتبر به شما رأی بدهند؟
من فکر میکنم بهترین راه برای جلب اعتماد مردم این نیست که آنها را بر اساس برچسب سیاسی دستهبندی کنیم. باید دربارهٔ مسائلی صحبت کنیم که در زندگی واقعی آنها اهمیت دارد: آیا میتوانند پزشک خانواده پیدا کنند؟ آیا فرزندانشان میتوانند آیندهای در این استان بسازند؟ آیا خانوادهها از پس هزینهٔ مسکن، مواد غذایی و بیمه برمیآیند؟ آیا اقتصاد ما میتواند شغل و فرصت ایجاد کند؟
دربارهٔ DRIPA و همکاری با ملتهای نخستین نیز رویکرد من عملی است: همکاری باید به ایجاد فرصت اقتصادی، پیشبرد پروژهها و ایجاد شغل کمک کند و در عین حال حقوق مالکیت خصوصی حفظ شود. Issues Guide نیز همین چارچوب را مطرح میکند و به پروژههای بزرگ انرژی، معدن و منابع طبیعی اشاره دارد که با همکاری ملتهای نخستین در حال پیشرفتاند.
در مورد تقسیم آرا، من فکر میکنم هر حزب باید دربارهٔ برنامهٔ خودش با رأیدهندگان صحبت کند و مردم خودشان تصمیم بگیرند. تمرکز من بر این است که به مردم بگویم چه کسی هستم، به چه اصولی باور دارم، در طول زندگیام و از زمانی که به کانادا مهاجرت کردهام چه کارهایی انجام دادهام، چه تجربهای با خود به همراه دارم و بهعنوان نمایندهٔ این جامعه چه نقشی میتوانم ایفا کنم.
من پزشک بودهام، در بخش خصوصی و فناوری سلامت کار کردهام و تجربهٔ کار در دولت را دارم. تجربهٔ مهاجرت و ساختن دوبارهٔ زندگی حرفهای در کانادا را هم داشتهام. اگر مردم وست ونکوور-کپیلانو به من اعتماد کنند، میخواهم این تجربه را برای سه اولویت مشخص به کار بگیرم: تقویت خدمات درمانی، کاهش فشار هزینههای زندگی و ایجاد اقتصادی قویتر با فرصتهای بیشتر برای مردم.