گفتوگو با النور استورکو، رهبر حزب سنتربیسی، در آستانهٔ انتخابات استانی ۲۰۲۶
سیما غفارزاده – ونکوور
با اعلام غیرمنتظرهٔ انتخابات استانی زودهنگام دو سال پیش از زمان برنامهریزیشدهٔ آن، احزاب فعال در عرصهٔ سیاست استان بریتیش کلمبیا کارزارهای انتخاباتی خود را آغاز کردهاند و حالا دیگر اسامی همهٔ نامزدهای معرفیشده در نهاد انتخابات بریتیش کلمبیا ثبت شده است. در این بین حزب محافظهکار بریتیش کلمبیا در هر ۹۳ حوزهٔ انتخاباتی، حزب حاکم بیسی اندیپی در ۹۲ حوزه، حزب سبز بریتیش کلمبیا در ۷۳ حوزه، حزب سنتر بیسی در ۳۵ حوزه و حزب وانبیسی در ۳۳ حوزه نامزد معرفی کرده بودند. هرچند حزب محافظهکار یکی از نامزدهایش را کنار گذاشت و یکی از نامزدهای حزب سبز هم از شرکت در انتخابات کنارهگیری کرد و یکی از نامزدهای مستقل هم به حزب وانبیسی پیوست.
حزبی که بتواند دستکم ۴۷ کرسی مجلس قانونگذاری استان را از آن خود کند، از سوی نایبالسلطنهٔ استان مأمور تشکیل دولت میشود و تا چهار سال آینده قدرت را در دست خواهد داشت.
نظرسنجیهای منتشرشده تا زمان نگارش این سطور حاکی از آن است اعلام انتخابات زودهنگام موجب کاهش محبوبیت حزب حاکم اندیپی شده و اگر انتخابات همین امروز برگزار شود، محافظهکاران دولت اکثریت تشکیل میدهند. البته هنوز همهٔ احزاب پلتفرم هزینهیابیشدهٔ خودشان را ارائه نکردهاند و رهبرانشان هم هنوز در هیچ مناظرهای شرکت نکردهاند؛ مواردی که میتواند روی نظر رأیدهندگان در فرصت کمتر از یک ماه تا زمان انتخابات در روز ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ مؤثر باشد.
برای آگاهی خوانندگانمان از مواضع رهبران احزاب بهویژه دربارهٔ مواردی که مستقیماً با جامعهٔ ایرانی-کانادایی مرتبط است و در رسانههای جریان اصلی به آنها پرداخته نمیشوند، از همهٔ رهبران احزاب دعوت کردیم تا در گفتوگویی این موارد را با آنها در میان بگذاریم و پاسخهایشان را بشنویم. از بین پنج رهبر احزاب اصلی بریتیش کلمبیا، دیوید ایبی، رهبر حزب بیسی اندیپی، النور استورکو، رهبر حزب سنتربیسی و دالاس برودی، رهبر حزب وانبیسی، به دعوت ما پاسخ دادند که گفتوگو با آنها در این شماره از نظرتان خواهد گذشت.
این توضیح ضروری است که بهدلیل فشردگی برنامههای این سه رهبر، زمانی که برای پرسش در اختیار داشتیم، کوتاه و متفاوت بود. مصاحبه با دیوید ایبی کوتاهتر و مصاحبه با دالاس برودی طولانیتر از بقیه بودند. ضمن اینکه گفتوگو با دیوید ایبی تلفنی و گفتوگو با دو رهبر دیگر با تماس تصویری بود. بههمین دلیل موفق به پرسیدن همهٔ سؤالات از دیوید ایبی و النور استورکو نشدیم.
توجه شما را به دومین گفتوگو، یعنی گفتوگو با لنور استورکو، رهبر حزب سنتربیسی جلب میکنیم.
* * * * *
پیش از هر چیزی از شما برای وقتی که به ما دادید، سپاسگزارم. شما سابقهٔ کار در رسانه در کملوپس، خدمت بهعنوان نیروی ذخیرهٔ نیروی هوایی، سالها خدمت در پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا (RCMP) ازجمله مأموریت در قلمروهای شمال غربی و حضور در گروه نمایش موزیکال را داشتهاید و سپس وارد دنیای سیاست شدید. کدامیک از این تجربیات بیشترین تأثیر را بر شیوهٔ رهبری شما داشته است؟
همهٔ این تجربیات شیوهٔ رهبری مرا شکل دادهاند. فکر میکنم اکثر مردم هم با این موضوع موافق باشند که حاصلجمع کل زندگی ماست که ما را به فردی که امروز هستیم، تبدیل میکند. من خوششانس بودهام که تجربیات و فرصتهای فوقالعادهای داشتهام؛ برای مثال، در گشت حاکمیت قطب شمال حضور داشتهام، در سال ۲۰۱۷ بهعنوان بخشی از گروه نمایش موزیکال آرسیامپی در قلمروهای شمال غربی کار کردهام و از ساحل غربی تا ساحل شرقی کشور سفر کرده و برای مردم اجرای برنامه داشتهام و با افراد مختلف در سراسر کشور دیدار کردهام. همچنین به قلمرو یوکان رفتهام. وقتی مردم از من میپرسیدند کدام جامعه محبوبترین جامعه برای تو بوده، واقعاً به هر جامعهای که رفته بودم بهدلیلی محبوبم شده است؛ چرا که در هر جامعهای چیزهای فوقالعاده و در عین حال چالشهایی وجود دارد.
اما تجربیات اخیر من در آرسیامپی، حرفهای بود که مرا به درون خانههای مردم برد تا از نزدیک شاهد جدیترین چالشهای آنان باشم؛ چه چالشهای مربوط به سلامت روان، چه فقر یا خشونت خانگی. این تجربه به من نگاهی مستقیم و بیواسطه از واقعیاتی داد که مردم بریتیش کلمبیا با آن مواجهاند. در چهار سال گذشته در پارلمان بریتیش کلمبیا، این موضوعات هنگام بحث بر سر قوانین همواره در صدر دغدغههای من بوده است؛ اینکه به آن افرادی که در طول زندگی دیدهام، فکر کنم و ببینم چگونه میتوانم بیشترین کمک را به کسانی بکنم که با بزرگترین چالشها روبرو هستند.
شما ابتدا با حزب لیبرال بریتیش کلمبیا (BC Liberal) انتخاب شدید، سپس در سال ۲۰۲۴ به محافظهکاران پیوستید، در سپتامبر ۲۰۲۵ فراکسیون محافظهکار را ترک کردید و همین ماه به حزب «سنتربیسی» (CenterBC) پیوستید. با نگاهی به گذشته، چه چیزی این تصمیمات را به هم وصل میکند؟
تنها نخی که این تصمیمات را به هم وصل میکند خود من هستم. با وجود اینکه در چند حزب مختلف بودهام، نگاه من به این شغل و اولویتدادن به موکلان و مردم بریتیش کلمبیا هرگز تغییر نکرده است. اخلاق کاری من هم هرگز تغییر نکرده است؛ در واقع وقتی نمایندهٔ مستقل شدم، حتی سختتر کار کردم تا صدایی رسا برای مردم بریتیش کلمبیا باشم و برای امنیت استان، دسترسی به خدمات درمانی و شنیدهشدن صدای افراد آسیبپذیر مبارزه کنم. این چیزی است که صرفنظر از رنگ پیراهنم هرگز تغییر نکرده و به آن افتخار میکنم.
در سال ۲۰۲۴ وقتی از من خواسته شد به حزب محافظهکار بروم، به من گفتند که این حزب چتری بزرگ خواهد بود و گفتند نگران نباش، میدانیم که تو از نظر اجتماعی لیبرالی، اما اینجا جایی برای همه است، اما مشخص شد که اینطور نبود. بههمین دلیل وقتی این بار از من خواستند برگردم، گفتم نه. چون بالاخره مردم حق دارند از ما بهعنوان یک فرد و سیاستمدار انتظار داشته باشند که پای اصول و ارزشهایمان بایستیم. حزب سنتربیسی با ارزشهای من همخوانی دارد؛ حزبی که به مردم احترام میگذارد، میخواهد از نظر مالی مسئولیتپذیر باشد و به تمام مردم این استان اهمیت میدهد. نگاه برخی این بود که اگر با محافظهکاران بروی، حتماً انتخاب میشوی، اما این یک نگاه بدبینانه است که تنها دلیل ورود به سیاست، اشتیاق برای کسب صندلی قدرت باشد. جهانبینیِ بسیار بهتر این است که برای نمایندگیِ یک دیدگاه و کمک به مردم وارد این عرصه شوید، و این دقیقاً جایی است که من امروز ایستادهام.
هشت نماینده در ۱۸ سپتامبر به سنتربیسی پیوستند و ظرف چند روز همه بهجز شما به حزب محافظهکار بیسی بازگشتند. شما به همکاران سابق خود که میخواستند برگردند، چه گفتید؟
ما جلسهٔ بسیار احساسیای در زوم داشتیم. همه با هم تصمیم گرفته بودیم به سنتربیسی بپیوندیم. من پشت همان تریبونی که آنها قول دادند، قول داده بودم که نمایندهٔ مردمی باشم که احساس بیخانمانی سیاسی میکنند. فقط یکی از ما به آن قول عمل کرد. از دیدن رفتن آنها بسیار ناامید شدم، اما جلسه خصمانه نبود و بسیار محترمانه برگزار شد و اشکهایی هم ریخته شد. در نهایت آنها درک کردند که چرا من نمیتوانم برگردم. از یک طرف سخت است چون باید این چالش را با یک حزب کوچکتر و کمترشناختهشده به دوش بکشید، اما از طرف دیگر برای من تصمیم آسانی بود زیرا حاضر نبودم به حزبی برگردم که احساس میکردم نمایندهٔ ارزشهای مشترک من نیست. چگونه میتوانستم به چشمان فرزندانم نگاه کنم و به آنها احترام و ایستادگی پای باورها را آموزش دهم اگر خودم حاضر به انجام آن نبودم؟ من پای آنچه باور دارم ایستادهام و به مردم استان فرصتی برای انتخاب میدهم. نتیجهٔ انتخابات هرچه باشد، ما باید تلاش کنیم و برای نمایندگی کسانی که احساس میکنند نمایندهای ندارند، حضور داشته باشیم.
لطفاً برای رأیدهندگانی که هرگز نام سنتربیسی را نشنیدهاند، بگویید این حزب چه مواضعی دارد و چرا باید در کنار حزب محافظهکار بیسی وجود داشته باشد؟
ما کاملاً با محافظهکاران متفاوتیم و روی ارزشهای خودمان ایستادهایم. بخش اصلی برنامههای ما در حال حاضر این است که درک میکنیم اقتصاد دغدغهٔ شمارهٔ یک مردم بریتیش کلمبیاست و تمرکز اصلی کمپین ما بر همین خواهد بود. وجه تمایز ما با اندیپی و محافظهکاران این است که اندیپی فرصتسوزی کرده و در برخی سیاستها بهسمت چپ افراطی رفته است؛ مثلاً در سیاستهای مربوط به مواد مخدر و اصلاحات قرار وثیقه که دیوید ایبی در سال ۲۰۲۲ در برابر آن مقاومت میکرد و صداهایی مثل صدای من باعث تغییر مسیر استان شد.
از طرف دیگر، محافظهکاران در دو سال گذشته حزبی بسیار آشفته همراه با درگیریهای داخلی و فساد بودهاند. ناپایداری در آنجا، با کری-لین فیندلی شروع نشد و با او هم تمام نشد. همچنین من نگرانیهای زیادی دربارهٔ حزبی دارم که همراه با تارا آرمسترانگ به لایحهای رأی داد که کد حقوق بشر بریتیش کلمبیا را لغو میکرد. شاید مردم همیشه با احکام صادره در آنجا موافق نباشند، اما فرایندی است که برای محافظت از مردم در برابر تبعیض طراحی شده است و من با خرسندی از این فرایند حمایت میکنم. بنابراین ما از نظر اجتماعی حزبی پیشرو هستیم، نه یک حزب محافظهکار اجتماعی، و کاملاً در مرکز قرار داریم. اگر بخواهم مقایسه کنم، حزبی که اکنون بیشترین شباهت را به آن داریم، حزب لیبرال مارک کارنی است.
نخستوزیر ایبی درست در همان روزی که شما رهبر شدید، این انتخابات زودهنگام را اعلام کرد و نظرسنجیها نشان میدهد اکثر مردم بریتیش کلمبیا فکر میکنند خیلی زود بود. نظرتان دربارهٔ زمانبندی چیست و این موضوع با توجه به زمان کوتاه و داشتن تنها یک نماینده در پارلمان، چگونه کمپین شما را شکل میدهد؟
دلیلتراشی دیوید ایبی برای مردم کاملاً خندهدار است. او ادعا کرد که برای مواجهه با جنگ تجاری به اختیارات جدید از سوی مردم نیاز دارد، اما واقعیت این است که او در سال ۲۰۲۵ «قانون پاسخ به تعرفهها» را معرفی کرد، اما هرگز از آن استفاده نکرد. او همچنین لایحهٔ ۱۵ را برای تسهیل پروژههای زیربنایی معرفی کرد که بخش عمدهٔ آن هرگز به قانون تبدیل نشد. او با تعداد نمایندگانی که داشت تمام فرصتها را برای اقدام جهت تنوعبخشی به اقتصاد و مواجهه با جنگ تجاری داشت، بدون اینکه نیازی به برگزاری انتخابات باشد. تنها زمانی که نتوانست قانونی را تصویب کند، زمانی بود که اختلافات داخلی و ایدئولوژیک در حزب خودش مانع شد؛ مثل زمان اصلاحات DRIPA.
بنابراین این روایتی نادرست است. از سوی دیگر، این انتخابات بهدلیل بیکفایتی او و ناتوانیاش در محاسبات عواید منابع لازم است؛ اینکه یک مازاد بودجهٔ شش میلیارد دلاری را به کسریِ ۱۳٫۸ میلیارد دلاری تبدیل کرد، بسیار نگرانکننده است. تأثیر آن بر ما این است که ما حزبی جدید و در حال رشدیم که چالشهای خود را دارد. اما من معتقدم ما در موقعیتی عالی برای رهبری استان هستیم؛ زیرا اگر بتوانیم با یک تیم کوچک اما بسیار ماهر و با بودجهای محدود چنین تأثیری بگذاریم، نشان میدهد که چه کارهایی میتوانیم برای استان انجام دهیم.
دیوید ایبی هفت پروژهٔ مرکز نگهداری طولانیمدت را لغو کرد. ما بیش از ۷٬۰۰۰ نفر داریم که در انتظار مراقبتهای طولانیمدتاند و او آن پروژهها را لغو کرد، اما دهها میلیون دلار هزینه میکند تا انتخاباتی را دو سال زودتر از موعد برگزار کند. به من بگویید این کجایش مراقبت از مردم بریتیش کلمبیاست؟ به من بگویید این کار چگونه به فکر سالمندان بودن است؛ ۷٬۰۰۰ سالمندی که در این استان منتظر مکانی برای زندگی و دریافت مراقبتاند.
این نشان میدهد که او بسیار منفعتطلب و بیتفاوت است. این موضوع نشان میدهد که او درک خود را از واقعیت و اینکه اولویتهای واقعی در این استان چه چیزهاییاند، کاملاً از دست داده است. بهنظر من، برگزاری انتخابات نمایشی و خودخواهانه بهجای استفاده از پولی که برای مراقبت از سالمندان در اختیار است، خود بهاندازهٔ کافی گویاست.
تعرفههای آمریکا از هماکنون صنایع بریتیش کلمبیا را تحت تاثیر قرار داده و جنگ تجاری محور اصلی کمپین دیوید ایبی است. سنتربیسی برای حفاظت از مشاغل و اقتصاد استان چه کار متفاوتی انجام خواهد داد؟
مهمترین تفاوت بین ما و اندیپی تمایل ما به شنیدن حرفهای کارشناسان صنایع است. بهعنوان مثال، صنعت جنگلداری را در نظر بگیرید که تحت تأثیر سیاستهای اندیپی در واقع سالها قبل از اینکه دونالد ترامپ به قدرت برسد، در حال فروپاشی بود. واقعیت این است که صنعت جنگلداری راهکارهایی را ارائه داده است تا بتواند از طریق دسترسی سریعتر به مواد اولیهٔ چوبی، تغییر روند صدور مجوزها، نوسازی و اطمینان از معقولبودن هزینههای قطع درختان، هم مسیر خود را تغییر دهد و هم مقاوم و پایدار بماند. اما واقعیت این است که ما مدتهاست در این بخش تحت رهبری اندیپی با مشکلاتی مواجه بودهایم؛ درحالیکه راهحلها وجود دارند، و تولیدکنندگان دربارهٔ روشهایی صحبت میکنند که این دولت میتواند حمایت بهتری از تولید در بریتیش کلمبیا داشته باشد.
راهحلها در دسترساند. ما مایلیم از نزدیک با شرکای صنعتی کار کنیم تا مطمئن شویم موانعی را که باعث کندی رشد آنها میشود، برمیداریم. در عین حال، باید مطمئن شویم که از دادههای ارائهشده استفاده میکنیم تا این کار را بهشکلی پایدار و با نگاهی به آیندهٔ بلندمدتِ تنوع اقتصادیمان انجام دهیم.
ما همین امروز [اول اکتبر] اعلام کردیم که بودجهٔ آموزش مشاغل مهارتی و فنی را ۲۵ درصد افزایش خواهیم داد. تصمیمگیری دربارهٔ خط لوله جدید «پاسیفیک لینک» خبر بسیار خوبی برای استان است؛ این یعنی ایجاد بیش از ۷۰٬۰۰۰ شغل در بریتیش کلمبیا. ما در واقع با کمبود نیروی کار ماهر مواجهیم، بنابراین بخشی از استراتژی ما برای مقاومنگهداشتن اقتصادمان، سرمایهگذاری روی نیروی کار است.
اعلام یکسری پروژه یک بحث است، اما اگر نیروی کار و متخصصان ماهری برای اجرای این پروژهها نداشته باشید، توسعه و رشد متوقف خواهد شد. ما میخواهیم با سرعت هرچه تمامتر این صنایع را سر پا کنیم تا مطمئن شویم محصولات کانادایی را به بازارهای جدید و در حال رشد بینالمللی میرسانیم؛ و برای این کار باید مطمئن شویم که نیروی کار ماهر را در اختیار داریم.
بنابراین، اعلامیهٔ ما مبنی بر افزایش ۲۵ درصدی بودجه – که معادل ۶۰ میلیون دلار در طی سه سال است – به تعداد بیشتری از مردم بریتیش کلمبیا این فرصت را میدهد تا یک مسیر شغلی ارزشمند برای خود بسازند. آنها میتوانند همینجا تشکیل خانواده دهند و کیفیت زندگیشان را بهبود ببخشند. این کار ما را برای آینده آماده میکند؛ ما در حال آمادهسازی نیروی کاری هستیم که نهتنها قرار است روی پروژهٔ خط لولهٔ «پاسیفیک لینک» کار کنند، بلکه برای تمامی پروژههای آینده آماده میشوند تا بتوانیم اقتصادی سالم و در حال رشد داشته باشیم.
اگر بتوانید یک چیز را در سال اول حکومت یا موقعیت تأثیرگذاری اصلاح کنید، آیا آن نظام سلامت، قدرت خرید، امنیت عمومی یا چیز دیگری خواهد بود؟ اولویت اول شما چیست؟
اولویت اول، اقتصاد و قدرت خرید (معیشت) است. هر چیز دیگری، امتدادی از اقتصاد ماست. چشمانداز ما این است که بریتیش کلمبیا را به بهترین مکان برای مردم، برای سرمایهگذاری و برای دستیابی به آن کیفیتی از زندگی که مردم خواهان آناند، تبدیل کنیم؛ و این یعنی دسترسی به سیستم بهداشت و درمان، یعنی جوامع امن و یعنی ایجاد فرصت برای جوانان ما و نسل آینده. اما تمام اینها به توانایی ما در پرداخت هزینهها و داشتن یک اقتصاد سالم بستگی دارد. تحت رهبری دیوید ایبی، بازپرداخت بدهیهایی که داریم، اکنون معادل بودجهٔ سومین وزارتخانهٔ بزرگ دولت است. میدانید که ما شاهد چندین مورد کاهش رتبهٔ اعتباری بودهایم؟ ما باید این وضعیت را تحت کنترل درآوریم تا بخش بیشتری از پول مالیات شما که به جیب دولت میرود، صرف تأمین مالی مواردی مانند مراقبتهای بهداشتی شود و در عین حال مطمئن شویم که اقتصاد را برای تولید درآمدهای مورد نیازمان رشد میدهیم. بنابراین، هر کاری که میخواهیم در این استان انجام دهیم، به چشمانداز اقتصادی ما بستگی دارد.
پس در وهلهٔ اول، باید مطمئن شویم که درآمد بیشتری تولید میکنیم، با کنارگذاشتن قوانین و بروکراسی دستوپاگیر حزب اندیپی، موانع رشد را برمیداریم و واقعاً درها را به روی بازارهای بینالمللی که آمادهٔ پذیرش محصولات بریتیش کلمبیا و کانادا هستند، باز میکنیم.
ما آمادهٔ انجام این کاریم و در عین حال، سیستم مراقبتهای بهداشتی خود را گسترش میدهیم تا مطمئن شویم واقعاً در بریتیش کلمبیا یک سیستم بهداشت و درمان همگانی داریم که در آن بخش اورژانس بیمارستانها تعطیل نباشد… تا همه بتوانند در اینجا از کیفیت زندگی بسیار خوبی برخوردار باشند.
بریتیش کلمبیا با کسری بودجهٔ بیسابقهای روبروست. چه میزان کسری را قابلقبول میدانید و سنتربیسی چگونه با آن برخورد خواهد کرد؟ کاهش هزینهها، درآمدهای جدید یا زمانبندی طولانیتر برای بالانسکردن بودجه؟
بله، ما فکر میکنیم که داشتن کسری بودجه، بهویژه یک کسری ساختاری مانند آنچه دیوید ایبی ایجاد کرده است، برای استان ما خوب نیست. اما در عین حال، ما میخواهیم بازگشت استان به وضعیت تراز مثبت مالی را بهگونهای مدیریت کنیم که باعث مجازات مردم بریتیش کلمبیا نشود و سیستم مراقبتهای بهداشتی را که همین حالا هم شکننده است، بیشتر از این به تحلیل نبرد. میدانید، این سیستم در وضعیت شکنندهای قرار دارد. ما همین الان هم بخشهای اورژانس زیادی داریم که در حال تعطیلشدناند و همین حالا هم افرادی را داریم که برای بیماریهای بسیار جدی در لیستهای انتظار طولانی قرار دارند.
بنابراین، ما میخواهیم افق دید کمی طولانیتری را در نظر بگیریم. بدیهیست اگر شاهد ورود سریع درآمدها به استان باشیم، میتوانیم بدهیها را سریعتر پرداخت کنیم. اما باید بدانید که هیچچیز یکشبه به دست نمیآید. توسعه و ساختن اقتصادمان زمان میبرد و این موضوع برای هر حزب دیگری نیز صادق است.
اما تفاوت در اینجاست؛ آیا شما قول میدهید که کسری بودجه را فوراً از بین ببرید و در واقع منابع مالیِ خدمات اجتماعی را کاملاً خالی کنید، یا اینکه حاضرید بگویید که ما باید برای این کار زمان بگذاریم و اولویت ما همیشه و در درجه اول مردم هستند؟
و اینکه مطمئن شویم این کار را به روشی مسئولانه انجام میدهیم. ما از نظر مالی محتاط و مسئولیتپذیریم، اما مسئولیت اجتماعی هم داریم. اولویت با مردم است. ما قطعاً میخواهیم مطمئن شویم که این کار را بهگونهای پیش میبریم که نتایج خوبی برای مردم بریتیش کلمبیا به همراه داشته باشد.
بسیاری از ایرانیکاناداییهای ساکن ونکوور و لوئر مینلند گزارش دادهاند که با ورشکستگی صرافیهایی که برای ارسال پول به خارج از کانادا یا دریافت پول از خارج استفاده کردهاند، سرمایهٔ خود را از دست دادهاند، مثلاً در یک مورد اخیراً ۵ میلیون دلار از دست رفته است. شما برای استان چه نقشی در حفاظت از مصرفکنندگان قائلاید؟
این اتفاق واقعاً وحشتناک است. در سطح استانی، اولاً همکاری نزدیک با شرکای فدرال اهمیت دارد. بهعنوان یک افسر پلیس سابق، همیشه توصیه کردهام مردم با مؤسسات اعتباریافته و سیستمهای بانکی دارای بیمه کار کنند، نه قرضدهندگان خصوصی غیرمعتبر که خطر بدهبستان و کلاهبرداری در آنها بالاست. در سطح استانی، راهاندازی کمپینهای آگاهیبخشی، یادگیری بیشتر از جامعه دربارهٔ این مشکل و بررسی امکان اقدامات قانونی یا استانی-فدرال برای حفاظت از مردم ضروری است.
مسئله این است که بهدلیل تحریمهای ایران، بانکهای بزرگ امکان انتقال مستقیم پول را ندارند و مردم برای کمک به خانوادههایشان یا آوردن داراییهایشان به کانادا پس از مهاجرت چارهای جز استفاده از این صرافیها ندارند.
بله، این موضوعی پیچیدهتر است. ما با یک بحران بشردوستانه در ایران مواجهیم و خانوادهها میخواهند در شرایط جنگی کمک بفرستند، درحالیکه تحریمها وجود دارد. ما باید از طریق کانالهای دیپلماتیک راهحلی پیدا کنیم که هم امکان کمک به اعضای خانوادههای در معرض خطر در ایران را فراهم کند و هم مانع از دستیابی افراد تحریمشده به منابع مالی شود. این یک مشکل بانکی صرف نیست، بلکه یک مشکل بشردوستانه است و دولت ما مشتاق خواهد بود با اتاوا همکاری کند تا راهحلهایی پیدا شود و صدای مردم بریتیش کلمبیا شنیده شود.
اگر نتیجهٔ انتخابات تشکیل یک دولت اقلیت باشد، آیا با محافظهکاران همکاری میکنید، یا با اندیپی یا هیچکدام؟ و در مقابل، چه درخواستی خواهید داشت؟
دیوید ایبی پیش از این ماهیت خود را نشان داده است. او دو سال دیگر وقت داشت تا مشکلات را حل کند، اما انتخابات زودرس اعلام کرد. شرط ما برای همکاری با هر گروهی، حفظ ارزشهای این حزب است: سیاستهای همهشمول، غیرتبعیضآمیز، مسئولانه از نظر مالی و در عین حال مسئولانه از نظر اجتماعی، همراه با توجه به نیازهای مردم.
پیام شما به رأیدهندگانی که خواستار گزینهٔ میانهرو هستند، اما نگراناند رأیدادن به سنتربیسی رأی بههدررفتهای محسوب شود، چیست؟
میدانید، بسیاری از مردم میگفتند بدون وجود یک گزینهٔ میانهرو اصلاً رأی نمیدهند یا رأی باطل میاندازند، یا در خانه میماندند.
بنابراین، ما گزینهای جایگزین برای اندیپی و محافظهکاران ارائه میدهیم. ما یک گزینهایم و خانهٔ امنی برای دیدگاههای میانهرو محسوب میشویم. من فکر میکنم مهم است به یاد داشته باشیم که دموکراسی بهمعنای داشتن حق انتخاب است و از اینرو، ما صرفاً در حال ارائهٔ یک انتخاب به مردم هستیم تا بتوانند مسیر متفاوتی را برگزینند.
ما نمیدانیم نتیجهٔ این انتخابات چه خواهد شد، اما این حزب افتخار میکند که در موضع میانه ایستاده و به افرادی که از نظر سیاسی هیچ حزبی را نماینده خود نمیدانند، چیزی برای باورداشتن میدهد؛ و همچنین این امید را که در مجلس قانونگذاری بریتیش کلمبیا بهطور شایسته نمایندگی خواهند شد.
بار دیگر از وقتی که به ما دادید، سپاسگزارم.
گفتوگو با شما باعث افتخار بود. متشکرم و موفق باشید.