از دلایل برگزاری انتخابات زودهنگام تا دغدغه‌های اشتغال پزشکان ایرانی‌-کانادایی و مالباختگان صرافی‌ها

گفت‌وگوی اختصاصی با دیوید ایبی، نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا و رهبر حزب بی‌سی ان‌دی‌پی، در آستانهٔ انتخابات استانی ۲۰۲۶

سیما غفارزاده – ونکوور

با اعلام غیرمنتظرهٔ انتخابات استانی زودهنگام دو سال پیش از زمان برنامه‌ریزی‌شدهٔ آن، احزاب فعال در عرصهٔ سیاست استان بریتیش کلمبیا کارزارهای انتخاباتی خود را آغاز کرده‌اند و حالا دیگر اسامی همهٔ نامزدهای معرفی‌شده در نهاد انتخابات بریتیش کلمبیا ثبت شده است. در این بین حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا در هر ۹۳ حوزهٔ انتخاباتی، حزب حاکم بی‌سی ان‌دی‌پی در ۹۲ حوزه، حزب سبز بریتیش کلمبیا در ۷۳ حوزه، حزب سنتر بی‌سی در ۳۵ حوزه و حزب وان‌بی‌سی در ۳۳ حوزه نامزد معرفی کرده‌ بودند. هرچند حزب محافظه‌کار یکی از نامزدهایش را کنار گذاشت و یکی از نامزدهای حزب سبز هم از شرکت در انتخابات کناره‌گیری کرد و یکی از نامزدهای مستقل هم به حزب وان‌بی‌سی پیوست.

حزبی که بتواند دست‌کم ۴۷ کرسی مجلس قانونگذاری استان را از آن خود کند، از سوی نایب‌السلطنهٔ استان مأمور تشکیل دولت می‌شود و تا چهار سال آینده قدرت را در دست خواهد داشت.

نظرسنجی‌های منتشرشده تا زمان نگارش این سطور حاکی از آن است اعلام انتخابات زودهنگام موجب کاهش محبوبیت حزب حاکم ان‌دی‌پی شده و اگر انتخابات همین امروز برگزار شود، محافظه‌کاران دولت اکثریت تشکیل می‌دهند. البته هنوز همهٔ احزاب پلتفرم هزینه‌یابی‌شدهٔ خودشان را ارائه نکرده‌اند و رهبرانشان هم هنوز در هیچ مناظره‌ای شرکت نکرده‌اند؛ مواردی که می‌تواند روی نظر رأی‌دهندگان در فرصت کمتر از یک ماه تا زمان انتخابات در روز ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ مؤثر باشد.

برای آگاهی خوانندگانمان از مواضع رهبران احزاب به‌ویژه دربارهٔ مواردی که مستقیماً با جامعهٔ ایرانی‌-کانادایی مرتبط است و در رسانه‌های جریان اصلی به آن‌ها پرداخته نمی‌شوند، از همهٔ رهبران احزاب دعوت کردیم تا در گفت‌وگویی این موارد را با آن‌ها در میان بگذاریم و پاسخ‌هایشان را بشنویم. از بین پنج رهبر احزاب اصلی بریتیش کلمبیا، دیوید ایبی، رهبر حزب بی‌سی ان‌دی‌پی، النور استورکو، رهبر حزب سنتربی‌سی و دالاس برودی، رهبر حزب وان‌بی‌سی، به دعوت ما پاسخ دادند که گفت‌وگو با آن‌ها در این شماره از نظرتان خواهد گذشت.

این توضیح ضروری است که به‌دلیل فشردگی برنامه‌های این سه رهبر، زمانی که برای پرسش در اختیار داشتیم، کوتاه و متفاوت بود. مصاحبه با دیوید ایبی کوتاه‌تر و مصاحبه با دالاس برودی طولانی‌تر از بقیه بودند. ضمن اینکه گفت‌وگو با دیوید ایبی تلفنی و گفت‌وگو با دو رهبر دیگر با تماس تصویری بود. به‌همین دلیل موفق به پرسیدن همهٔ سؤالات از دیوید ایبی و النور استورکو نشدیم.

توجه شما را به نخستین گفت‌وگو، یعنی گفت‌وگو با دیوید ایبی، رهبر حزب بی‌سی ان‌دی‌پی جلب می‌کنیم.

* * * * *

آقای نخست‌وزیر، از وقتی که برای این گفت‌وگو به ما دادید، سپاسگزاریم. شما در مجلس قانونگذاری استان اکثریت کرسی‌ها را در اختیار داشتید و انتخابات قرار نبود تا سال ۲۰۲۸ برگزار شود. چه ضرورتی باعث شد تصمیم بگیرید که این انتخابات را برگزار کنید و چه مأموریت‌ها و برنامه‌های جدیدی را از رأی‌دهندگان می‌خواهید در این انتخابات به شما واگذار کنند؟

فکر می‌کنم مهم است که مردم بدانند داشتن اکثریت با اختلاف فقط یک رأی در مجلس یعنی چه. این یعنی هر رأی مساوی می‌شود و رئیس مجلس باید رأی تساوی‌شکن را بدهد. بنابراین اگر دولت حتی یک نفر غایب داشته باشد، سقوط می‌کند و راهیِ انتخابات می‌شویم. این، یعنی همکارانی داشتم که پس از زایمان یا جراحی، از روی تخت بیمارستان یا حین شیمی‌درمانی تماس می‌گرفتند تا در رأی‌گیری شرکت کنند. محافظه‌کاران در ۱۳ نوبت مختلف تلاش کردند دولت را ساقط کنند.

این وضعیت همچنین به‌این معناست که شما نمی‌توانید کنترل جدول زمانی برنامه‌ها را در مجلس در دست داشته باشید. بنابراین، با وجود اینکه می‌دانستم برای مقابله با چالش‌های هزینهٔ زندگی مردم، سیستم مراقبت‌های بهداشتی و تهدید ترامپ بر صنایع کلیدی چه کارهایی باید انجام دهیم، مجبور بودیم اقدامات خود را در هر نشست کاهش دهیم؛ چرا که ساعت‌ها وقت صرف بحث دربارهٔ موضوعات جَنگ فرهنگی مورد نظر محافظه‌کاران می‌شد؛ موضوعاتی مثل اینکه آیا باید به بازماندگان مدارس شبانه‌روزی بومیان باور داشته باشیم یا قانون حقوق بشر بریتیش کلمبیا را لغو کنیم؟ ساعت‌ها و ساعت‌ها روی این مسائل وقت گذاشتیم.

اکنون به اطراف نگاه می‌کنم و احساس فوریت شدیدی دارم. من به‌‌شدت نگران ترامپ و تأثیراتی هستم که او بر اقتصاد ما می‌گذارد؛ قیمت بنزین، قیمت مواد غذایی به‌دلیل هزینه‌های اولیهٔ کشاورزان، و تأثیرات آن بر بخش چوب‌بری. من می‌دانم چه کارهایی باید انجام دهیم، اما نتوانسته‌ایم این طرح‌ها را از طریق مجلس پیش ببریم و از طرف دیگر، مأموریتی هم از سوی مردم بریتیش کلمبیا برای انجام برخی کارهای بسیار چشمگیر نداریم.

ما می‌خواهیم قیمت بنزین در پمپ بنزین‌ها را تنظیم و کنترل کنیم. این چیزی است که تاکنون به مردم بریتیش کلمبیا پیشنهاد نشده است، اما به‌طور میانگین ۲۰ دلار در هر بار سوخت‌گیری برای مردم پس‌انداز به همراه خواهد داشت. همچنین می‌خواهیم سود فروشگاه‌های زنجیره‌ای مواد غذایی را روی اقلام اساسی مانند مرغ، تخم‌مرغ، پنیر و کره کنترل کنیم تا سود اصلی آن‌ها از این اقلام تأمین نشود و خانواده‌های بریتیش کلمبیا بتوانند مایحتاج اولیهٔ خود را تأمین کنند؛ این نیز کار بسیار مهمی‌ست که تاکنون انجام نشده است.

علاوه بر این، می‌خواهیم مالیات جدیدی برای افرادی که سالانه یک میلیون دلار یا بیشتر درآمد دارند، وضع کنیم، که این هم در بریتیش کلمبیا بی‌سابقه است. بنابراین، داشتن نمایندگانی با مأموریت و صراحتِ لازم برای انجام این کارها به‌منظور حمایت از مردم بریتیش کلمبیا و تأمین مالی مراقبت‌های بهداشتی مورد نیاز مانند دستگاه‌های جدید ام‌آر‌آی و سی‌تی‌اسکن که امروز دربارهٔ‌شان صحبت کردیم، بسیار مهم و ضروری است.

شما در واقع بخشی از سؤال بعدی من را پاسخ دادید، اما می‌خواستم بپرسم دولت شما چه برنامه‌های عملیِ مشخصی برای محافظت از کارگران و کسب‌وکارهای بریتیش کلمبیا در برابر پیامدهای اقتصادی ناشی از تعرفه‌های ترامپ دارد؟ و استراتژی‌های تجاری پیشنهادی محافظه‌کاران، سبزها و سایر احزاب را چگونه ارزیابی می‌کنید و برنامه‌های آن‌ها در حمایت از استان ما کجا کاستی دارد؟

نمونه‌های بسیار بارزی از تفاوت میان ما و محافظه‌کاران وجود دارد. ما توافقی با نخست‌وزیر کارنی برای بریتیش کلمبیا به ارزش ۲۰ میلیارد دلار منعقد کرده‌ایم تا بنادر خود را ارتقا دهیم، دسترسی به بازارهای جهانی را افزایش دهیم، جاده‌های جدید و تونل مَسی را بسازیم و از ساخت معادن جدید حمایت کنیم. این رویدادی بزرگ بود؛ بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری تاریخ دولت فدرال در استان بریتیش کلمبیا.

اما محافظه‌کاران با آن مخالفت کردند و گفتند این کار هدردادن پول و ایدهٔ بدی است. من متوجه نمی‌شوم که اگر آن‌ها این‌گونه دست رد به سینهٔ سرمایه‌گذاری دولت فدرال می‌زنند، آن هم برای تمام زیرساخت‌هایی که برای رساندن کالاهایمان اعم از منابع طبیعی یا محصولات کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به بازار نیاز داریم، چطور می‌خواهند استان ما را تقویت کنند تا کسب‌وکارها به بازارهای جهانی دسترسی داشته باشند؟

برنامهٔ ما عملاً جواب داده است. کارهایی که با دولت فدرال انجام داده‌ایم، مؤثر بوده و می‌خواهم اعدادی را ذکر کنم؛ شاید کمی تخصصی به نظر برسد اما پیام آن‌ها کاملاً روشن است. تجارت ما با ایالات متحده ۶ درصد کاهش یافت که ضربهٔ بزرگی برای کسب‌وکارهای بریتیش کلمبیاست، اما تجارت ما با کشورهایی غیر از ایالات متحده ۱۶ درصد رشد کرد. این یعنی در مجموع، صادرات ما در سه‌ماههٔ گذشته ۴ درصد افزایش یافت. این اتفاق بزرگی‌ست، یعنی اقتصاد ما همچنان در حال رشد است، شغل ایجاد می‌شود، دستمزدها پرداخت می‌شود و کسب‌وکارها فعال‌اند؛ چرا که در حال دستیابی به بازارهای دیگر در سراسر جهانیم.

این اتفاق تصادفی رخ نداده است؛ حاصل سفر به کشورهای دیگر، حمایت از دولت فدرال در توافق‌های تجارت آزاد، تلاش برای افزایش صادرات و همکاری با دولت فدرال برای توسعهٔ زیرساخت‌های صادراتی بوده است.

دو سؤال بعدی من بیشتر مربوط به جامعهٔ ایرانی‌-کانادایی است. بریتیش کلمبیا با کمبود پزشک مواجه است و می‌دانیم که شما پزشکان آمریکایی را برای فعالیت در بریتیش کلمبیا جذب کرده‌اید. با این حال، این شرایط برای پزشکان آموزش‌دیدهٔ بین‌المللی صدق نمی‌کند و ما به‌خصوص نگران پزشکان ایرانی‌-کانادایی هستیم که همچنان با مسیرهای طولانی و دشواری برای گرفتن مجوز کار در اینجا مواجه‌اند. آیا برنامه‌ای برای تسهیل این روند برای آن‌ها دارید؟

بله، ما در جذب کادر درمان آمریکایی به بریتیش کلمبیا بسیار موفق بوده‌ایم و اکنون حدود ۸۰۰ نفر از آن‌ها موقعیت‌های شغلی نظام سلامت ما را پذیرفته‌اند. اما افراد زیادی به من گفته‌اند گروهی از پزشکان در بریتیش کلمبیا حضور دارند که ما از ظرفیت آن‌ها استفاده نمی‌کنیم؛ پزشکانی که در سایر نقاط جهان آموزش دیده‌اند، اما برای دریافت صلاحیت در اینجا باید روندی طولانی را طی کنند و هیچ حمایتی هم از آن‌ها نمی‌شود.

بنابراین، پیش‌نمایشی از این موضوع بدهم: این مسئله به اطلاع ما رسیده است و ما در جریان این کمپین انتخاباتی، تعهد مشخصی خواهیم داد که چگونه این پزشکان و پرستاران را از روی نیمکت ذخیره‌ها وارد سیستم مراقبت‌های بهداشتی خود کنیم؛ از طریق برنامه‌ای تخصصی که صرفاً برای آن‌ها طراحی شده است. ما به تمامی متخصصان پزشکی که در استان داریم نیازمندیم.

بسیاری از این پزشکان و پرستاران با جوامع فرهنگی خود آشنایی دارند، به زبان آن‌ها مسلط‌اند و دغدغه‌های خاص گروه‌های مختلف در استان ما را درک می‌کنند. به‌همین دلیل، آن‌ها در دو سطح مراقبت تخصصی را ارائه می‌دهند: نخست، مراقبت‌های پزشکی و دوم، ایجاد احساس آرامش و درک دغدغه‌های بیماران تا بتوانند حداکثر بهره را از سیستم سلامت ما ببرند. بسیار نگرانم که نتوانسته‌ایم از این کادر درمان آماده‌به‌کار بهره‌برداری کامل کنیم و به‌زودی با ادامهٔ کمپین، جزئیات بیشتری در این خصوص اعلام خواهم کرد.
سؤال دیگر اینکه بسیاری از ایرانیان کانادایی پس‌انداز قابل‌توجهی را به‌دلیل ورشکستگی صرافی‌های مورد استفاده برای انتقال بین‌المللی پول از دست داده‌اند. درحالی‌که این مؤسسات تحت مقررات فدرال فعالیت می‌کنند، اما خلائی بحرانی در زمینهٔ محافظت‌های مالی از مصرف‌کنندگانی که از خدمات این صرافی‌ها استفاده می‌کنند، وجود دارد؛ به‌ویژه که بسیاری از اعضای جامعه شیوهٔ جایگزینی برای انتقال وجوه ندارند. اقدامات حمایتی مصرف‌کننده در سطح استانی می‌تواند شبکهٔ ایمنی حیاتی‌ای ایجاد کند. آیا دولت بریتیش کلمبیا بررسی مقررات استانی برای پرکردن این خلأ قانونی و حفاظت از مصرف‌کنندگان آسیب‌پذیر را مدنظر قرار می‌دهد؟

ما کارهای اولیهٔ سیاست‌گذاری را انجام داده‌ایم و همچنان برنامه‌مان این است که کسب‌وکارهای خدمات مالی استانی مانند مقررات ناظر بر صرافی‌ها را تنظیم کنیم؛ به‌ویژه در زمینهٔ نقش آن‌ها در پول‌شویی، تا اطمینان حاصل شود که مثلاً به اعضای رژیم ایران در پنهان‌کردن پول یا انتقال آن به بریتیش کلمبیا کمک نمی‌کنند.

مسئلهٔ سوءاستفاده از مصرف‌کنندگان به‌دست این کسب‌وکارهای خدمات مالی، موضوعی جدی است و ما به‌شدت معتقدیم که باید در سطح استان ابزارهای لازم برای برخورد با متخلفان را داشته باشیم. در خصوص کسب‌وکارهایی که در بریتیش کلمبیا دست به کلاهبرداری می‌زنند، بودجه و ظرفیت دو نهاد را افزایش داده‌ایم تا با آن‌ها برخورد کنند: نهاد تنظیم مقررات مالی استان و سازمان «حفاظت از مصرف‌کنندگان بریتیش کلمبیا». ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که آن‌ها ابزارهای لازم را برای برخورد با صرافی‌ها و شرکت‌های انتقال پولی که از ایرانیان کانادایی در بریتیش کلمبیا سوءاستفاده می‌کنند، در اختیار داشته باشند.
البته این موضوع صرفاً محدود به پول‌شویی نیست. اخیراً یک صرافی اعلام ورشکستگی کرده و مردم در مجموع ۵ میلیون دلار از دست داده‌اند. بنابراین به‌نظر می‌رسد مقررات و حفاظت‌هایی مانند اینکه صرافی‌ها باید حداقل سرمایه‌ای پشتیبان در حساب خود داشته باشند، لازم است. منظور من محافظت‌هایی از این دست است.

متوجه شدم، به نظر می‌رسد این خلائی چشمگیر در سیستم مقررات‌گذاری است و ما به‌همراه دولت فدرال باید وارد عمل شویم تا مطمئن شویم مصرف‌کنندگان محافظت می‌شوند، خطرات را درک می‌کنند و در صورت ورشکستگی چنین مؤسساتی از پوشش حمایتی برخوردار خواهند بود.

چند سال پیش مصاحبهٔ کوتاهی با شما داشتیم دربارهٔ لزوم مدرن‌سازی قانون مرگ‌ به‌دلیل قصور (Wrongful Death) در بریتیش کلمبیا. درحالی‌که دولت تغییراتی در مقررات شرکت بیمهٔ خودرو (ICBC) ایجاد کرد، خانواده‌های قربانیان معتقدند این اصلاحات حتی برای تصادفات رانندگی هم غرامت کافی فراهم نمی‌کند. فراتر از آن، این رویکردِ متمرکز بر ICBC باعث شده خانواده‌های آسیب‌دیده از مرگ‌ به‌دلیل قصور در سایر حوزه‌ها مانند خطاهای پزشکی یا قصور عمومی، تحت قانون «جبران خسارت خانواده» کاملاً بی‌دفاع بمانند. دولت شما چه پاسخی به نگرانی‌های مداوم آن‌ها دارد و جدول زمانی شما برای معرفی اصلاحات همه‌جانبه‌ای که این قانون را به‌طور کلی اصلاح کند، چیست؟

در خصوص ICBC، ما کمیسیونی در مجلس ایجاد کرده‌ایم تا صدای افرادی را که با سیستم جدید تعامل داشته‌اند و نگران یا خواهان تغییراتی بوده‌اند، بشنود. نمایندگان مجلس شواهد زیادی از مردم، ازجمله کسانی که عزیزان خود را از دست داده بودند، دربارهٔ خلأهای سیستم یا سایر مسائل دریافت کردند.

ما توصیه‌های آن کمیتهٔ چندحزبی را اجرا خواهیم کرد تا مطمئن شویم به وضعیت مردم رسیدگی می‌شود. اما می‌خواهم کاملاً صریح بگویم: ما قرار نیست به سیستمی برگردیم که در آن وکلا سال‌ها بر سر تصادفات رانندگی از یکدیگر شکایت کنند و ۳۰ درصد از مبالغی را که برای افراد آسیب‌دیده در نظر گرفته شده است، به‌عنوان دستمزد بردارند. آن سیستمِ بیمهٔ خودرو، هزینه‌ای حدود دو برابر سیستم فعلی برای مردم داشت و متأسفانه متوجه شده‌ایم که این دقیقاً همان چیزی است که محافظه‌کاران به وکلا وعده داده‌اند. این یعنی مردم بریتیش کلمبیا باید دو برابر برای بیمهٔ خودرو پول بدهند، و ما این کار را نخواهیم کرد.

ما معتقدیم از قربانیان تصادفات رانندگی می‌توان با غرامت مناسب حمایت کرد، اما نباید میلیاردها دلار خرج کنیم تا ICBC عملاً از خودش شکایت کند و وکلا با حق بیمهٔ خودروی مردم پول هنگفت به جیب بزنند. این خبر امروز در رسانه‌ها منتشر شد و به نظر می‌رسد این یکی از تفاوت‌های اساسی میان ما و حزب محافظه‌کار در این انتخابات خواهد بود.

شما اخیراً پروژهٔ جدید ال‌ان‌جی (LNG) را با همکاری دولت فدرال معرفی کردید. آیا می‌توانید دربارهٔ مزایای اقتصادی خاصی که این پروژه برای بریتیش کلمبیا به ارمغان می‌آورد، توضیح دهید؟ فراتر از آن، ایجاد تعادل بین توسعهٔ منابع، اهداف اقلیمی و حقوق بومیان بسیار پیچیده است. دولت شما چگونه قصد دارد با مردم بومی تعامل معناداری داشته باشد و به نگرانی‌های حیاتی مطرح‌شده از سوی گروه‌های محیط‌زیستی پاسخ دهد؟

این تصمیم دربارهٔ فاز دوم پروژهٔ ال‌ان‌جی کانادا رویداد بسیار بزرگی برای بریتیش کلمبیاست. این پروژه به‌معنای ایجاد ۴٬۰۰۰ شغل ساختمانی در محل اجرا، حدود ۵ میلیارد دلار قرارداد برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط بریتیش کلمبیا برای ارائهٔ خدمات، و در طول عمر پروژه، فراهم‌کردن ۲۸ میلیارد دلار درآمد برای تأمین مالی خدمات عمومی مانند بهداشت و آموزش است.

با این حال، هنوز افرادی هستند که نسبت به ال‌ان‌جی نگران‌اند و دربارهٔ تغییرات اقلیمی و پیامدهای زیست‌محیطی دغدغه دارند. آن‌ها باید بدانند که ما این کار را با بالاترین استانداردهای ممکن انجام می‌دهیم. این تأسیسات ال‌ان‌جی ۶۰ درصد انتشار آلایندگی کمتری نسبت به میانگین تأسیسات مشابه در جهان دارد و ۳۰ درصد پاک‌تر از بهترین سایت‌های ال‌ان‌جی در جهان است. به‌همین دلیل است که کشورهایی مانند آلمان، ژاپن و استرالیا خواهان خرید ال‌ان‌جی از بریتیش کلمبیا هستند؛ زیرا اهداف اقلیمی خود را دارند و نمی‌خواهند از جایی ال‌ان‌جی بخرند که منجر به آلودگی شدید شود. مردم بریتیش کلمبیا می‌توانند به این استانداردهای بالا افتخار کنند و بدانند که این پروژه میلیاردها دلار برای خدمات عمومی مورد نیازشان به ارمغان می‌آورد.

با سپاس دوباره از وقتی که به ما دادید.

ارسال دیدگاه