مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور
بعدازظهر سهشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، خبری تلخ در شهر پیچید و همهٔ مردم ونکوور و بهویژه جامعهٔ ایرانیان ونکوور و بریتیش کلمبیا را شوکه کرد: گندم، دختر هشتسالهٔ ایرانی-کانادایی، از بالکن طبقهٔ بیستوسوم یک برج بلندمرتبه در محلهٔ یلتاون سقوط کرد و جان باخت.
این حادثه در برجی واقع در محدودهٔ خیابان نلسون و بلوار اکسپو رخ داد. نیروهای پلیس و اورژانس بهسرعت در محل حاضر شدند، اما شدت جراحات بهقدری بود که متأسفانه تلاشها برای احیای او بینتیجه ماند.
پلیس ونکوور اعلام کرده است که واحد رسیدگی به جرایم مهم در حال بررسی این پرونده است. تاکنون نشانهای از عمل مجرمانه گزارش نشده و حادثه بهعنوان یک سانحهٔ تراژیک در حال بررسی است. در عین حال، جزئیات دقیق آنچه در دقایق منتهی به سقوط رخ داده، هنوز بهصورت عمومی منتشر نشده و تنها با خانوادهٔ گندم در میان گذاشته شده است.

گندم؛ کودکی با «روحی زیبا»
نام این دختر گندم بود؛ کودکی هشتساله که همراه مادرش در اسکوامیش زندگی میکرد و برای دیدن پدرش به ونکوور آمده بود. دوستان و آشنایان، او را دختری مهربان، خندان و باهوش توصیف میکنند؛ کودکی که با حضورش «اتاق را روشنایی میبخشید» و با خنده و بازیگوشیاش دل اطرافیان را به دست میآورد.
مادر او، مهسا، سالهاست در اسکوامیش در حوزهٔ مراقبت از کودکان فعالیت میکند و بسیاری از خانوادهها او را از یک مرکز پیشدبستانی و مهدکودک میشناسند. همکاران مهسا میگویند پیوند عاطفی او با گندم بسیار عمیق بود و بسیاری از والدین منطقه، گندم را مثل یکی از بچههای خودشان میدیدند.
تلخی ماجرا وقتی بیشتر میشود که بدانیم مهسا در ماههای پایانی بارداری است و آنها در انتظار تولد فرزندی دیگر در ماههای پیشِ رو هستند؛ شادیِ در راه، حالا با سوگی سنگین در هم آمیخته است.
ما در رسانهٔ همیاری با مهسا، مادر گندم، تماس گرفتیم ولی همانطور که میشد حدس زد، او در شرایط مناسبی برای پاسخ به پرسشهای ما نبود و این موضوع را به روزهای آتی موکول کرد.

موج همدلی از اسکوامیش تا ونکوور
بهفاصلهٔ زمانی کوتاهی بعد از حادثه، یکی از همکاران مهسا، مادر گندم، و از دوستان نزدیک خانوادگیاش در هماهنگی با او صفحهای را در وبسایت GoFundMe راهاندازی کرد تا هزینههای فوری، ازجمله هزینههای تدفین و ایجاد فضایی برای مهسا و خانوادهاش بهمنظور دستیابی به آرامش روحی و سوگواری فراهم شود. در متن این کارزار، گندم «روحی زیبا و مهربان» معرفی شده که جای خالیاش نهفقط در خانه، که در جامعهٔ بزرگتر نیز حس خواهد شد.
این پویش در مدت کوتاهی با استقبال شهروندان روبهرو شد و رسانههای محلی، گروهها و صفحات فعال در شبکههای اجتماعی بارها آن را بازنشر کردند. پیامهای همدردی از اسکوامیش، ونکوور و دیگر نقاط بهسرعت زیر پستها جمع شد؛ پیامهایی که در آنها مردم تلاش کردهاند در کنار مادر و خانوادهای داغدیده بایستند.
علاقهمندانی که میخواهند از این پویش حمایت کنند، میتوانند از طریق لینک زیر اقدام نمایند:
مدارس منطقهٔ Sea to Sky نیز برای دانشآموزان و خانوادههایی که این خبر بر آنها اثر عاطفی گذاشته، خدمات مشاوره و حمایت روانی ویژهای فراهم کردهاند. این واکنش نشان میدهد که مرگ گندم فقط یک «خبر» نیست، بلکه زخمیست بر روان یک جامعهٔ کوچک و بههمپیوسته.
سهشنبه شب، ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵، جمعی از اعضای خانواده، دوستان، آشنایان و اعضای جامعهٔ ایرانی و غیرایرانی ونکوور در محل حادثه حاضر شدند و با گذاشتن دستههای گل و روشنکردن شمع یاد او را گرامی داشتند.
پرسشهایی که پاسخشان نباید به شایعات سپرده شوند
در پی چنین رخدادهایی، شایعات و گمانهزنیها در شبکههای اجتماعی بهسرعت شکل میگیرد: آیا نقص ایمنی در بالکن وجود داشته؟ آیا کوتاهیای در مراقبت از کودک رخ داده؟ و پرسشهایی از این قبیل. پلیس تا لحظهٔ نگارش این یادداشت، جزئیات فنی و حقوقی این حادثهٔ تراژیک را منتشر نکرده و تنها اعلام کرده است که نتیجهٔ تحقیقاتش را با خانوادهٔ گندم بهاشتراک میگذارد.
در این فاصله، آنچه اهمیت دارد، احترام به حریم خصوصی خانواده و خودداری از قضاوتهای شتابزده است. جامعه میتواند و باید پرسشهای خود را دربارهٔ ایمنی کودکان در برجهای مرتفع مطرح کند، اما این مسئله باید بدون فراموشکردن این نکته باشد که در قلب این تراژدی، خانوادهای درهمشکسته و داغدار وجود دارد و اظهارنظرهای شتابزده و غیرمسئولانه میتواند فشاری صدچندان بر روح و روان کسانی وارد کند که پارهٔ تن و عزیزترینشان را در این حادثهٔ هولناک از دست دادهاند و رنج و دردی را تحمل میکنند که بهتنهایی میتواند هر مادر و پدری را از پا درآورَد.
از اندوه فردی تا مسئولیت جمعی
مرگ گندم، ما را با پرسشهای مهمی روبهرو میکند:
آیا خانهها و برجهای ما بهراستی برای حضور کودکان ایمن طراحی شدهاند؟
آیا استانداردهای فعلی برای نردهها، بالکنها و پنجرهها کافی است؟
و مهمتر از آن، ما بهعنوان والد، همسایه، سازنده، مدیر ساختمان و قانونگذار، چه مسئولیتی برای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی داریم؟
شاید پاسخِ همهٔ این پرسشها در کوتاهمدت روشن نباشد، اما میتوانیم از همین امروز چند گام ساده برداریم؛ نگاهی دوباره به ایمنی بالکنها و پنجرههای خانهمان بیندازیم، در برابر هر نشانهای از نقص ایمنی در ساختمانها بیتفاوت نمانیم، و از تقویت خدمات مشاوره و حمایت روانی برای کودکانی که با خبرهای تلخ روبهرو میشوند، حمایت کنیم.
واپسین وداع با گندم
پیکر گندم، روز چهارشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵، در فضایی آکنده از اندوه، تأسف و تأثر با حضور اعضای خانواده، دوستان، آشنایان و مردمی که از ونکوور تا اسکوامیش برای واپسین وداع با گندم و همدلی و همدردی با خانوادهٔ او گرد آمده بودند، در آرامگاه مونت گاریبالدی در اسکوامیش به خاک سپرده شد و دفتر زندگی بسیار کوتاه این دختر دوستداشتنی بسته شد، ولی همانطور که در نوشتهای در پایین عکس او در محل حادثه آمده، روشنایی یاد او تا ابد در دل همهٔ کسانی که او را میشناختند، باقی خواهد ماند.

یاد گندم، این دختر هشتسالهٔ مهربان، گرامی باد. برای خانوادهٔ داغدار او آرزوی شکیبایی فراوان و آرامش داریم.