تالین ساهاکیان – آلمان
چند روز پیش جِین گودال (Jane Goodall)، یکی از شناختهشدهترین دانشمندان رفتارشناسی حیوانات و از برجستهترین فعالان حقوق حیوانات و محیط زیست، پس از ۹۱ سال زندگی سرشار از شهامت، کنجکاوی، علم و دلسوزی برای زمین و زمینیان، چشم از جهان فرو بست و بهاین ترتیب، سیارهٔ ما یکی از بهترین ساکنانش را از دست داد؛ انسانی از جنس تلاش و مسئولیت و نور و امید، جانی شیفته، روحی جستوجوگر و مهربان، زنی تنیده با مام زمین…
جا دارد نگاهی کوتاه و گذرا به زندگی پربار این انسان شجاع و دلسوز بیندازیم.

کودکی
جین گودال در ۳ آوریل ۱۹۳۴ در لندن متولد شد. او از کودکی علاقهٔ شدیدی به حیوانات و طبیعت داشت، طوری که در سن سهسالگی یک بار ساعتها در انباری پنهان شد تا ببیند جوجهها چگونه از تخم بیرون میآیند. والدینش فکر کردند او گم شده است و پلیس را خبر کردند، اما وقتی خسته و خاکآلود به خانه بازگشت، مادرش بهجای تنبیه، او را بوسید و به او گفت: «تو ذهن جستوجوگری داری، جین. هرگز از پرسیدن نترس.»
جین در همان دورهٔ کودکی و بعد از خواندن کتاب تارزان، آرزو کرد روزی در آفریقا زندگی کند و با حیوانات کار کند.
جوانی و سفر به تانزانیا و شروع تحقیق
در دههٔ ۱۹۵۰، جین با پسانداز خودش به کنیا سفر کرد و در آنجا با دکتر لوئیس لیکی، باستانشناس و انسانشناس مشهور، آشنا شد. لیکی تحت تأثیر دانش و علاقهٔ عمیق جین به حیوانات قرار گرفت و در سال ۱۹۶۰ او را برای مطالعهٔ شامپانزهها به جنگلهای گامبی در تانزانیا فرستاد.
زندگی با شامپانزهها و دستاوردهای علمی
جین با حداقل امکانات، در جنگل زندگی میکرد و سعی میکرد با شامپانزهها ارتباط برقرار کند. در ابتدا شامپانزهها از او میترسیدند و فرار میکردند، ولی ارتباط عاطفی، صبر، بردباری، سکوت و آرامش کمنظیر او باعث شد شامپانزهها سرانجام به او اعتماد کنند. یک روز او شامپانزهای را که بعداً «دیوید گریبِرد» نامیدش، مشاهده کرد که با شاخهای، موریانهها را از لانه بیرون میکشید. او اولین کسی بود که ساخت ابزار و استفادهٔ از آن توسط حیوانات را ثبت کرد و این لحظهای بود که نگاه انسان به حیوانات دیگر را تغییر داد، چون تا آن زمان تصور میشد فقط انسان ابزار میسازد. جین همچنین، با ثبت مشاهدات خود نشان داد که احساسات مختلف، هیجان، جنگ، صلح، همکاری و حتی خشونت در جامعهٔ شامپانزهها نیز وجود دارد و آنها بسیار بیشتر از آنچه تصور میشد به انسانها شباهت دارند.

مسخرهشدن از سوی جامعهٔ علمی مردانه
جین در طول زندگی خود در عرصههای بسیاری مبارزه کرد و بیشک یکی از این عرصهها، فضای مردانهٔ حاکم بر دنیای علم نیم قرن پیش بود. او زمانی گفت: «در واقع، لازم نیست کار زیادی بکنی تا زنی «دشوار» بهحساب بیایی. برای همین است که ما اینهمه زیادیم.»
۶۵ سال پیش، ورود یک زن آن هم بدون مدرک دانشگاهی، به دنیای رفتارشناسی حیوانات، کار سادهای نبود. جامعهٔ علمی مردانهٔ آن زمان، حضور یک دختر جوان را که با شامپانزهها صحبت، همدلی و همدردی میکرد، برنمیتافت. جین بهجای شمارهگذاری شامپانزهها، آنها را نامگذاری کرده بود و به آنها نامهایی مانند فلو، فیفی، دیوید گریبِرد داده بود. این کار، او را در معرض تمسخر بیشتر مدعیان علم قرار داده بود. آنها میگفتند: «نامگذاری روی حیوانات؟ نه! حیوان عدد دارد، نه اسم! او فقط یک دختر است، نه یک دانشمند.»
اما جین توجهی به این انتقادات نمیکرد. او فلو و فیفی را میشناخت. با آنها میخندید، با آنها اشک میریخت، آنها را میفهمید و از آنها بهعنوان «دوستان من» یاد میکرد. او با رفتار خود نشان داد که علم میتواند با همدلی، عشق و احترام همراه باشد.
با وجود تمام مخالفتها و جو حاکم، لیکی به پشتیبانی خود از جین ادامه داد و با گذشت زمان، دستاوردهای جین در دنیای رفتارشناسی حیوانات غیرقابلانکار شد. جین، بعدها بدون داشتن مدرک کارشناسی، از دانشگاه کمبریج دکترای رفتارشناسی حیوانات را دریافت کرد.
ازدواج و تولد فرزند
جین در سال ۱۹۶۴ با هیو وان لاویک، فیلمبردار طبیعت، ازدواج کرد و در سال ۱۹۶۷، تنها فرزندش، هوگو اریک لاویک به دنیا آمد. هوگو مدتی را نیز با جین در گامبی گذراند. جین پس از چند سال از همسرش جدا شد و سپس با مردی دیگر به نام درک برایسون ازدواج کرد که چند سال بعد بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت.
فعالیتهای زیستمحیطی و حقوق حیوانات
جین در دههٔ ۱۹۸۰، وقتی متوجه شد که جنگلهای شامپانزهها در حال نابودیاند، تصمیم گرفت بهجای پژوهش میدانی، برای نجات طبیعت و حیوانات سفر و سخنرانی کند. پس از آن، او برای چندین دهه بیوقفه و بیشتر روزهای سال دور دنیا گشت، از این کشور به آن کشور، از تالارهای سخنرانی تا مدارس کوچک، از سازمان ملل تا دهکدههای آفریقایی، تا اهمیت حفظ جنگلها و محیط زیست را به مردم یادآوری کند. او موسسهٔ «جین گودال» را برای حمایت از حقوق حیوانات و محیط زیست پایهریزی کرد و برنامهای جهانی بهنام «ریشهها و جوانهها» (Roots & Shoots) را مخصوص کودکان و نوجوانانی که دوست دارند زمین را نجات دهند، بنیاد نهاد. اسم «ریشهها و جوانهها» نشاندهندهٔ این است که تغییرات مثبت از ریشهها (آگاهی، آموزش، ارتباط با طبیعت) آغاز میشوند و به جوانههایی (اقدامات، پروژهها، نسل جدید) میرسند که آینده را شکل میدهند. این برنامه شامل فعالیتهای مختلف در سه حوزه است:
- کمک به انسانها
- مراقبت از حیوانات
- حفاظت از محیط زیست
جین گودال از طرفداران سرسخت حقوق حیوانات، پایان آزمایش روی حیوانات و مقابله با استفاده از حیوانات در سیرکها و باغوحشها بود و تا پایان زندگی خود برای احقاق حقوق حیوانات تلاش کرد. او میگفت: «بگذارید احترام به همهٔ موجودات زنده را یاد بگیریم. بگذارید خشونت و عدم مدارا را با درک و محبت جایگزین کنیم و عشق… »
او تا آخرین روز زندگی خودش در سن ۹۱ سالگی به سفر دور دنیا و آگاهیرسانی به اقشار مختلف جوامع ادامه داد.

گیاهخواری
جین بیش از ۵۰ سال گیاهخوار (Vegetarian)۱ بود و در سالهای آخر به پاکگیاهخواری (Veganism)۲ رو آورد. او همواره این نوع تغذیه و روش زندگی را تبلیغ و ترویج میکرد، هم بهمنظور رعایت حقوق حیوانات و هم برای مقابله با گرمایش زمین. او در سال ۲۰۲۱ یک کتاب آشپزی وگان نیز منتشر کرد. برخی از اشارات او در زمینهٔ گیاهخواری و وگانیسم:
«حدود ۵۰ سال پیش، من خوردن گوشت را متوقف کردم. وقتی به تکهٔ گوشت خوک توی بشقابم نگاه کردم، فکر کردم: این نمایانگر ترس، درد و مرگ است. این همان چیزی بود که مرا تغییر داد و من فوراً به رژیم گیاهی رو آوردم.»
«من در دههٔ ۱۹۷۰ با خواندن کتاب رهایی حیوانات (اثر پیتر سینگر) گیاهخوار شدم. همانجا و در همان لحظه خوردن گوشت را کنار گذاشتم. اگر نسخهٔ بازنگریشدهٔ «رهایی حیوانات: اکنون» را خوانده بودم، خیلی زودتر پاکگیاهخوار میشدم.»
«باید افراد بیشتری را گیاهخوار کنیم و به آنها کمک کنیم تا درک کنند موضوع، فقط رنج حیوانات نیست (که البته همین من را گیاهخوار کرد)، بلکه آسیب عجیب به محیطزیست و حجم عظیم گازهای گلخانهایای است که کل ماشین عظیم دامداری صنعتی تولیدشان میکند.»
«حیوانات مزرعه بهمراتب از آنچه تاکنون تصور کردهایم، آگاهتر و هوشمندترند و با وجود اینکه بهعنوان بردگان اهلی پرورش یافتهاند، ماهیتاً موجودات مستقلیاند. لذا آنها شایستهٔ احترام ما و کمک ما هستند. چه کسی برای آنها دادخواهی خواهد کرد اگر ما سکوت کنیم؟ هزاران نفری که میگویند «حیوانات را دوست دارند»، یک یا دو بار در روز مینشینند تا از گوشت موجوداتی لذت ببرند که با احترام و مهربانی اندک با آنها رفتار شده، صرفاً برای تولید گوشت بیشتر.»
«من گیاهخوارم و یکی از دلایل آن این است که حیوانات را محترم میدارم. میدانم آنها همه موجودات مستقلیاند. و من گاو را نخواهم خورد همانطور که سگم را نمیخورم. …خوکها از بسیاری از سگها باهوشترند.»
«من میگویم که این یک مسئولیت انسانی است. …وقتی آماده باشی اعتراف کنی که ما انسانها تنها موجودات روی کرهٔ زمین نیستیم که شخصیت، ذهن و احساسات داریم، آنگاه ما مسئولیت داریم با آنها (موجودات دیگر) بهشکل انساندوستانهتر رفتار کنیم.»
«حیوانات بهاندازهٔ ما سزاوار جایگاهی روی این سیارهاند و تفاوت میان ما این است که انسانها صدایی دارند که میتوانند از آن برای کمک به آرمان حیوانات استفاده کنند، و این وظیفهٔ ماست که از آن استفاده کنیم تا تفاوتی مثبت ایجاد کنیم.»
و جین هرگز از هزینهکردن صدای خود برای بیصدایان دریغ نکرد چنانکه خودش میگفت: «حداقل کاری که از دستم برمیآید، این است که برای حقوق کسانی که خودشان نمیتوانند صحبت کنند، صحبت کنم.»

افتخارات و جوایز
جین گودال بیش از ۴۵ دکترای افتخاری از دانشگاههای سراسر دنیا، جایزهٔ صلح سازمان ملل و همچنین مدال افتخاری از ملکهٔ انگلستان دریافت کرد. در سال ۲۰۲۱، عنوان دِیم (Dame)، معادل زن شوالیه به او اعطا شد.
کتابها و مستندها۳
کتابهای معروف جین گودال عبارتاند از:
- در سایهٔ بشر (In the Shadow of Man)
- چرا باید امید داشته باشیم (Reason for Hope)
- کتاب امید (The Book of Hope) که کتابی تأثیرگذار در دوران بحران محیط زیست است.
مستندهای فراوانی دربارهٔ زندگی جین گودال ساخته شدهاند، ازجمله مستند معروف «Jane» به کارگردانی برت مورگن.
امید در دل ناامیدی
جین بهشدت از عملکرد بشر و مخصوصاً نابودی طبیعت بهدست او ناامید و دلسرد بود و این را بارها عنوان کرد: «اینجاییم، باهوشترین گونهای که تاکنون روی زمین زیسته. پس چطور ممکن است تنها سیارهای را که در اختیار داریم، نابود کنیم؟»
اما او آنقدر ناامید نبود که فکر کند کار از کار گذشته است و گونهٔ ما و این سیاره دیگر قابلنجاتدادن نیستند. درست برعکس، او پیامآور امید بود و این امید را لازمهٔ ایجاد تغییرات میدانست، اما نه امید توخالی و منفعل بهمعنای «آرزو کردن»، بلکه امیدی که با تلاش و کوشش برای ایجاد تغییرات مورد نظر همراه است. او ایجاد تغییرات مثبت را وظیفهٔ تکتک انسانها میدانست و سعی میکرد این مسئولیت را به همه یادآوری کند:
«امید اغلب بد فهمیده میشود. مردم معمولاً فکر میکنند امید فقط یک خیالپردازی منفعلانه است: امیدوارم چیزی اتفاق بیفتد، اما هیچکاری نمیکنم. این دقیقاً برعکس امید واقعی است؛ امید واقعی نیازمند عمل و مشارکت است.»
«ما با ششمین انقراض بزرگ، تغییرات اقلیمی، ازدسترفتن جنگلها و فقر روبهروییم. اما امید یعنی عملکردن با وجود تمام اینها. یعنی گفتن اینکه: من سهم خودم را انجام میدهم. و وقتی با هم همراه میشویم، این سهمهای کوچک تبدیل به یک جنبش میشوند.»
«هریک از ما مهمیم، نقشی برای ایفاکردن داریم و تأثیر میگذاریم. هریک از ما باید مسئولیت زندگی خودمان را بپذیریم و از همه مهمتر، برای موجودات زندهٔ اطرافمان — بهویژه برای یکدیگر — احترام و عشق قائل شویم.»
«تو نمیتوانی یک روز کامل را بگذرانی، بیآنکه تأثیری بر جهان اطراف خود گذاشته باشی. کاری که میکنی تفاوتی ایجاد میکند، و تو باید تصمیم بگیری چه نوع تفاوتی میخواهی به وجود بیاوری.»

مرگ
جین گودال در روز اول اکتبر ۲۰۲۵ و درحالیکه برای سخنرانی در لسآنجلس بود، به مرگ طبیعی درگذشت.
او در سال ۲۰۲۴ در مصاحبهای گفته بود: «ماجراجویی بزرگ بعدی من، در ۹۰ سالگی، مرگ خواهد بود. یا هیچچیزی نیست یا چیزی هست. اگر چیزی نباشد که خب هیچ، تمام. اما اگر چیزی باشد، نمیتوانم تصور کنم ماجراجوییای بزرگتر از کشف آن وجود داشته باشد.
من باور دارم که چیزی هست، بهخاطر تجربههایی که خودم داشتهام — و تجربههایی که دیگران داشتهاند؛ تجربههایی بسیار نیرومند.»
بله، اگر بعد از مرگ چیزی باشد، جین گودال حالا دیگر آن را دریافته است. اما تصور من این است که حتی اگر بعد از مرگ «چیزی» نباشد، او در لحظهٔ آخر، با حیرت و بهتی لذتبخش به عمر ۹۱ سالهٔ خود نگریسته و سبُکبال و سرشار از حسی ناب از آن گذشته است، چون فروتنانه و خالصانه هرآنچه را که برای بهترکردن این دنیا در توان داشته، انجام داده است و چه لذتی بالاتر از این؟ چه لذتی بالاتر از یک زندگیِ زندگیشده و سرشار از خیر و نیکی برای دیگران؟
باشد که بذرهای امید، مهربانی و مسئولیتی که در دل هزاران و میلیونها انسان کاشته است، به بار بنشینند و این سیاره را به جایی بهتر برای زندگی همهٔ موجودات زنده تبدیل کنند.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
۱گیاهخواری بر سه نوع است:
- گیاهخواری لاکتو-اُوو (Lacto-Ovo-Vegetarianism): گیاهخواران لاکتو-اوو از خوردن هر نوع گوشت (گوشت قرمز، پرندگان، ماهی و جانوران دریایی) خودداری میکنند، ولی محصولات حیوانی دیگر مانند لبنیات، تخممرغ یا عسل را مصرف میکنند.
- گیاهخواری لاکتو (Lacto-Vegetarianism): گیاهخواران لاکتو در کنار چشمپوشی از انواع گوشت، از خوردن تخممرغ نیز خودداری میکنند، ولی لبنیات و عسل را مصرف میکنند.
- گیاهخواری اُوو (Ovo-Vegetarianism): گیاهخواران اوو در کنار چشمپوشی از انواع گوشت، از خوردن لبنیات هم خودداری میکنند ولی تخممرغ و عسل را مصرف میکنند.
۲پاکگیاهخواری یا وگنیسم (Veganism): پاکگیاهخوار یا گیاهخوار کامل یا وگن، به کسی گفته میشود که از مصرف همهٔ محصولات حیوانی یعنی هر نوع گوشت، لبنیات، تخممرغ و عسل خودداری میکند. البته تعریف وگن به حوزهٔ غذا محدود نمیشود؛ افراد وگن از پوشیدن یا استفاده از هر نوع محصول حیوانی دیگر نیز خودداری میکنند.
۳بسیاری از کتابهای جین گودال و فیلمهای مربوط به او در کتابخانههای مترو ونکوور در دسترس است و میتوان آنها را به رایگان امانت گرفت.
چقدر دنیا با وجود این افراد زیباست با تمام وجودم به وجودش وحتا حضور بی وجودش افتخار میکنم