نماد سایت رسانهٔ همیاری

قصیدهٔ ناتمام مرگ و امید

قصیدهٔ ناتمام مرگ و امید هادی ابراهیمی رودبارکی #ادبیات #شعر #ایران #انقلاب_۴۰۴ #قیام_۱۴۰۴ #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

قصیدهٔ ناتمام مرگ و امید هادی ابراهیمی رودبارکی #ادبیات #شعر #ایران #انقلاب_۴۰۴ #قیام_۱۴۰۴ #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

هادی ابراهیمی رودبارکی – ونکوور

زیپِ دهان مرگ را

یک به یک می‌گشودیم

 

آن‌که کرامت انسانی کشت

نتوانست ردِ خونیِ شعارِ مرگ بر دیکتاتور را

که از گوشهٔ دهانشان 

شره می‌کرد، پاک کند

 

انبوه کیسه‌های سیاه 

پشته پشته، کشته

چشم دل را سیاه می‌کرد

 

زیپِ دهان مرگ را

یک به یک می‌گشودیم

و از زخمِ تن و جراحتِ دهانِ نیمه‌باز

هنوز فریاد آزادی‌خواهی

در گوشِ جان می‌پیچید

اندوه و رنجِ باور را 

به اندازهٔ حجم زمین 

سنگین می‌کرد

 

ما با هزاران هزار جان 

روبرو شدیم که آماجِ 

موجودات سه‌‌پایی بودند 

که پای چهارم‌شان سِلاحی بود آتشین

و از شلیک مرگ خسته نمی‌شدند

 

زیپ دهان مرگ را 

یک به یک می‌گشودیم

و کرامت انسانی را که خونین و بی‌جان بود

از شکم سیاه‌ْکیسهٔ مرگ 

بیرون می‌کشیدیم.

 

دهان‌های نیمه‌باز

هنوز بوی فریاد آزادی‌خواهی می‌داد

درد نمی‌کشیدند اما

درد را 

تصویر می‌کردند و روایت‌گر 

هولناکیِ گلوله‌های سربی 

و برّندگی شمشیر و قمه بودند

 

حیرانی چشم‌های بازشان

از رنج مردن و نهایتِ درد

از بی‌حرمتی و بی‌کرامتی 

در سرزمینِ زادگاهی خود

ناگفته‌ قصه‌ها داشتند. 

 

در میان صفِ رنجِ انتظار و دلهره‌ 

کامیون‌ها رسیده‌ بودند

صفِ گوشت و مرغ نبود

تن‌ِ بی‌جانِ صاحبانِ فریاد آزادی 

فرزندان به ستوه‌آمده‌ از ظلم 

به وسعت و گسترهٔ ایران بود

 

زیپ دهان مرگ را 

یک به یک می‌گشودیم

و از کنجِ تنهایی رنجمان عبور می‌کردیم 

همدردی 

بی‌‌پروا 

آغوش می‌گشود

سهم بسیارانی از مادران

تنها لنگه‌کفش‌های فرزندانشان بود

که مویه‌هایشان

چون رعد در فضای کهریزک می‌‌غرید

 

پاک‌بانان تمرد می‌کردند

از پاک‌کردن خونِ پاکِ آزادی‌خواهان

و باران برنج

با رطوبت خونی زمین

جرئت جوانه‌ها را

از نهفت خاک بشارت می‌داد.

 

هیچ گلوله‌ای 

توان اصابت به امید را نداشت

و هیچ شمشیر و قمه‌ای 

توان سرْ بریدنِ امید را 

 

ما از نگاهمان دلجویی 

و در برابر این‌همه ظلم

از اندوهمان مراقبت می‌کنیم

اندوه را گریستن

دوباره برخاستن

آزمون جمعی ماست

 

اندوه را گریستن

و دوباره برخاستن

تاریخِ سراسر رنجِ تاکنونی مردمان ماست.

اینک با خود مهربان بودن

در خلوت خود اندوه را گریستن

به زخم‌‌های عمیق خود 

فرصت التیام بخشیدن

مرهمی است برای دوباره برخاستن

 

۲۵ ژانویه ۲۰۲۶ – ونکوور

خروج از نسخه موبایل