روابط عمومی کانون زنان یاران
سهشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵، بهدعوت کانون زنان یاران، خانم الهه امانی، سخنرانی ویژهای پیرامون خشونت علیه زنان بر بستر سیاست، فرهنگ، و قانون انجام دادند. این برنامه بهصورت آنلاین و با استفاده از پلتفرم زوم و با حدود ۴۲ نفر شرکتکننده انجام شد. ابتدا خانم کتایون رهنوردی، از اعضای هیئت مدیرهٔ کانون زنان، از طرف جمع، نسبت به ساکنان بومی کانادا ادای احترام کرد. سپس به معرفی مختصر کانون زنان و فعالیتهای آن پرداخت. در ادامه، خانم مژگان خلیلی، خانم الهه امانی، کنشگر امور زنان سازمان ملل، را بیشتر معرفی کرد. آنگاه خانم الهه امانی سخنرانی خود را آغاز نمود و سرانجام در بخش پرسش و پاسخ، شرکتکنندگان به گفتوگو با ایشان پرداختند. در این گزارش خلاصهای از این گردهمایی را در اختیار شما خوانندگان گرامی میگذاریم.
مژگان خلیلی، خانم الهه امانی را چنین معرفی کرد:
الهه امانی از فعالان برجستهٔ حقوق بشر، صلح، و برابری جنسی است. او بیش از سی و یک سال در دانشگاههای ایالتی کالیفرنیا در سِمَتهای مختلف ازجمله بهعنوان مدیر خدمات فناوری دانشجویی، مدیر خدمات فناوری آکادمیک، مدرس در رشتهٔ مطالعات زنان و همچنین معاون دفتر رفع تبعیض بر اساس جنسیت، تایتل ناین (Title IX) خدمت کرده است. از سال ۱۹۹۵، ایشان در کنفرانسهای مهم جهانی ازجمله چهارمین کنفرانس جهانی زنان سازمان ملل در پکن، کنفرانس پیگیری پکن در کوبا ۱۹۹۸ و همهٔ نشستهای سالانه، فروم سازمانهای غیردولتی کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد حضور فعال داشته و در بسیاری از آنها بهعنوان سخنران شرکت کرده است. در سال ۲۰۰۱، پس از سقوط طالبان، او بهعنوان عضو هیئت نمایندگی سازمانهای غیردولتی زنان آمریکا از سوی شبکهٔ بینافرهنگی زنان (Women’s Intercultural Network) به افغانستان سفر کرد و در روند ائتلافسازی و مدیریت تنش میان سازمانهای غیردولتی زنان افغانستان در کابل، نقشی مؤثر ایفا نمود. ایشان در حال حاضر رئیس هیئتمدیرهٔ شبکهٔ بینافرهنگی زنان (WIN) در آمریکا، از همکاران ارشد سازمانِ Mediators Beyond Borders در حوزهٔ جنسیت، حل و مدیریت تعارضها بهویژه در نهادهای مدنی است. و همچنین عضو هیئتمدیرهٔ انجمن ملی میانجیگری تنشهای اجتماعی (National Association for Community Mediation) است. الهه امانی، نویسندهای فعال است و مقالات متعددی بهزبان فارسی و انگلیسی دربارهٔ صلح، عدالت، برابری جنسیتی و حقوق بشر منتشر کرده است. مقالات فارسی وی در ماهنامهٔ خط صلح و سایر نشریات و مقالات اخیر انگلیسی او در New politics و LA Progressive به چاپ رسیده است.
برنامه با سخنرانی الهه امانی ادامه پیدا کرد.
صحبت ایشان قسمتی در مورد تاریخچهٔ روز منع خشونت علیه زنان و سپس قسمتی در باب بررسی خشونت علیه زنان بر بستر سیاست، فرهنگ و قانون بود.
در بخش تاریخچه، به این موضوع اشاره کردند که روز جهانی منع خشونت علیه زنان، ۲۵ نوامبر، برای آگاهیبخشی دربارهٔ خشونت علیه زنان و خشونتهای مبتنی بر جنسیت در همهٔ اشکالیست که ممکن است متبلور شود. این روز، آغاز کارزار جهانی ۱۶ روزه علیه خشونت جنسی است که از ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر، یعنی روز جهانی حقوق بشر، ادامه دارد.
ریشهها: ریشهٔ تثبیت این روز، مقاومت خواهران میرابل، سه فعال سیاسی اهل جمهوری دومینیکن، علیه دیکتاتوری بود که در ۲۵ نوامبر ۱۹۶۰ بهدست رافائل تروپیو ترور شدند. قتل این سه خواهر سبب برانگیختن جنبشهای فمینیستی و حقوق بشری در آمریکای لاتین شد و به سایر نقاط جهان اشاعه پیدا کرد و اینان به نمادی از مقاومت در برابر پدرسالاری، دیکتاتوری، و سرکوب جنسیتی تبدیل شدند. در سال ۱۹۹۹، این روز بهعنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان، در سازمان ملل تصویب شد. از آن موقع دولتها و نهادها و فعالان اجتماعی این روز را برای مطالبه، پاسخگویی و پایاندادن به خشونت گرامی میدارند.
اهمیت این روز در چیست؟ خشونت علیه زنان یکی از گستردهترین موارد نقض حقوق بشر است. این موضوع دربرگیرندهٔ طیفی وسیع از خشونت در حوزهٔ خصوصی (خانواده) تا خشونت در حوزهٔ عمومی شامل فضای اجتماعی و کار، و حتی اِعمال خشونت توسط دولتها میشود. این مسئله شامل خشونت فیزیکی، جنسی، روانی، اقتصادی، و دیجیتالی میشود. موضوع خشونت دیجیتال، امسال (۲۰۲۵) از طرف سازمان ملل بهعنوان بخش محوری فعالیتهای این روز شناخته شده است.

برخی از واقعیتهای جهان امروز بهصورت گذرا: ۱۹ نوامبر سازمان بهداشت جهانی هم اعلام کرد که یکسوم زنان در طول زندگی، نوعی از خشونت را تجربه میکنند؛ این یعنی حدود ۸۴۰ میلیون نفر از زنان و دختران، در طول زندگی خشونت از سوی شریک صمیمی زندگی را تجربه میکنند. این رقم از سال ۲۰۰۰ تغییر چندانی نکرده است. این یک تناقض است، یعنی با اینکه آگاهی به موضوع افزایش پیدا کرده، ولی آمار خشونت تغییر چندانی نکرده است. در سال گذشته، ۳۱۶ میلیون زن و دختر تجربهٔ خشونت را داشتهاند.
ارائهٔ این آمارهای دقیق و جدید نشان میدهد که در مورد کاهش خشونت علیه زنان شاهد پیشرفتهای چشمگیری در سطح جهان نیستیم.
جنبهٔ دیگر خشونت، خشونت آنلاین یا دیجیتال است که روند رشد بسیار شدیدی دارد، ولی قوانین حتی در کشورهای دموکراتیک هم پابهپای آن پیشرفتی نکرده است.
وظایف ما:
- اول مطالبهگری و درخواست پاسخگویی از دولتها و نهادها است. واقعیت این است که زنان در مبارزات ضداستعماری در آفریقا، آمریکای لاتین و سایر نقاط جهان همیشه شرکت داشتهاند. بسیاری از افراد فکر میکنند که ما باید مطالبات زنان را به فردای استقلال و آزادی و انقلاب و… موکول کنیم. نگاهی که در ایران هم وجود داشت. اما امروزه این دیدگاه، هم بهلحاظ نظری و هم بهلحاظ عملی به چالش کشیده شده و مطالبات زنان برای آزادی، استقلال، دموکراسی، و احترام به حقوق بشر باید همپای مبارزات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی انجام شود و موکول به فرداها نشود، چون زنان همیشه حقوق خود را از دست دادهاند و مطالباتشان اولویت پیدا نکرده است.
- وظیفهٔ دیگر ما گرامیداشت قربانیان و حمایت از بازداشتشدگان خشونت در این مطالبات است.
- وظیفه و جنبهٔ دیگر فعالیت در روز ۲۵ نوامبر، مطالبه برای پیشگیری و اصلاح قوانین در جهت حمایت و اجرای عدالت است.
در کنفرانس جهانی حقوق بشر در وین در ۱۹۹۳، این موضوع تصویب شد که خشونت علیه زنان حتی اگر در حوزهٔ خصوصی و در چارچوب خانواده انجام بشود، نقضی حقوق بشری است. تا این تاریخ خشونتی که زنان در حوزهٔ خصوصی تجربه میکردند، جزو موارد نقض حقوق بشر در کارنامهٔ کشورها، محسوب نمیشد. اهمیت کنفرانس ۱۹۹۳ در این بود که در اعلامیه و برنامهٔ عمل وین تصویب شد که «حقوق زنان و دختران بخشی لاینفک، جداییناپذیر و اساسی از حقوق بشر جهانی» است. این نخستین بیانیهٔ سازمان ملل بود که بهطور صریح خشونت خانوادگی را نه امری خصوصی، بلکه امری که پاسخگویی دولتها را میطلبد، قلمداد کرد. در دسامبر همین سال در مجمع عمومی سازمان ملل، اعلامیهٔ سازمان DEVAW، سرنام برای اعلامیهٔ سازمان ملل متحد برای رفع خشونت علیه زنان (Declaration on the Elimination of Violence Against Women) تأیید شد.
پیشینیهٔ این قانون یعنی تأیید این امر که خشونت علیه زنان، نقض حقوق بشر است، مهم است. چون برای هر کدام از این قوانین، دههها کار و فعالیت مستمر لازم بوده است، زمینهٔ این قانون هم، کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination against Women) است. تبعیض علیه زنان در مفاد این کنوانسیون (که بهصورت مخفف: سیدا CEDAW نامیده میشود)، تعریف شده است. این یکی از مهمترین اسناد حقوق بشری جامعهٔ جهانی است که Bill of Right یا اعلامیهٔ حقوق زنان هم به آن گفته میشود. این کنوانسیون همهٔ زمینههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و … را در بر میگیرد و دولتها را برای لغو قوانین تبعیضآمیز و تحقق برابری موظف میکند. از میان ۱۹۳ کشور جهان، علاوه بر کشورهایی که این کنوانسیون سازمان ملل را امضا کردهاند ولی به آن عمل نکردهاند و نمیکنند، چند کشور اساساً آن را تأیید نکردهاند، ازجمله: سودان، سومالی، تانگا، پالائو، ایران، و آمریکا. آمریکا، سیدا را در زمان کارتر امضا کرد، ولی دوسوم رأی کنگره را نیاورد. این موضوع بهخصوص برای تغییرات در سطح فدرال نتوانست در آمریکا حق زن بر بدنش و سقط جنین را حمایت و تأمین کند.
برای بستن این بحث، به تعریف سازمان ملل از خشونت میپردازم که در حال تکامل هم است. به این تعریف، خشونت در فضای آنلاین هم اضافه شده است:
«هرگونه عمل خشونتبار مبتنی بر جنسیت که منجر به آسیبهای جنسی یا روانی برای زنان شود؛ یا احتمال این آسیبها را برای زنان ایجاد کند؛ یا اجبار و محدودیتهای خودسرانه، در حوزهٔ خصوصی و عمومی ایجاد کند. هرگونه سوءاستفاده و انواع خشونت اقتصادی، اقدامات زیانبار و خشونتهای خانگی را در بر میگیرد.»
تم امسال سازمان ملل، خشونت در فضای مجازی یا خشونت دیجیتال (Digital Violence) است که یکی از مسئولیتهای من در بخش فناوری آکادمیک نیز بوده است. این مسئله اَشکال مختلف دارد.
چند آمار در این زمینه:
- ۳۸ درصد از زنان تجربهٔ خشونت آنلاین داشتهاند.
- ۸۵ درصد شاهد خشونت دیجیتال بودهاند ولی سکوت کردهاند، سکوتی که همیشه بوده و هست.
- ۶۷ درصد از زنانی که خشونت دیجیتال را تجربه کردهاند، تجربهشان را مطرح کردهاند و سازمان ملل در مورد آن گزارش داده است.
- کمتر از ۴۰ درصد از کشورهای جهان قوانین مربوط به حمایت از زنان در برابر آزار در فضای مجازی را دارند.

این بخش را باز میکنم که خشونت علیه زنان علت و معلول نابرابریهای جنسیتی است. تا وقتی این نابرابریها را از بین نبریم، نمیتوانیم خشونت علیه زنان و دختران را محو کنیم.
در این قسمت خانم امانی به مسئلهٔ خشونت در بستر سیاست، فرهنگ، و قانون پرداختند:
خشونت در ایران هم مانند سایر کشورها بسیار گسترده، نظاممند و چندبعدی است. ریشههای آن تنها در مناسبات قدرت پدرمردسالارانه خلاصه نمیشود، بلکه در سه بستر سیاست، فرهنگ، و قانون بهصورت ساختاری بازتولید میشود و نتیجهٔ حاکمیت جنسیتزده، زنستیز، و مردسالارانهٔ مجهز به قوانین تبعیضآمیز است.
در ایندکسهای جهانی سال ۲۰۲۴ در زمینهٔ مشارکت و فرصتهای اقتصادی برای زنان، ایران در بین ۱۴۶ کشور جهان، رتبهٔ ۱۴۴ام را دارد. در زمینهٔ دسترسی به آموزش، رتبهٔ ۱۰۲، در زمینهٔ سلامت و بقا رتبهٔ ۱۱۶، و در زمینهٔ قدرت سیاسی رتبهٔ ۱۴۳ را دارد.
در بستر سیاسی، یکی از جنبههای برجستهٔ خشونت دولتی، مسئلهٔ کنترل بدن و حضور اجتماعی زنان است. و سیاستهای جمهوری اسلامی حول محور کنترل بدن زن، پوشش، و ایجاد مانع برای حضور زنان در عرصهٔ عمومی است. حجاب اجباری از بارزترین اشکال خشونت ساختاری است.
خانم امانی با آوردن مثالها و آمار نشان دادند که اقداماتی مانند طرح نور، بازداشت زنان بیحجاب و بدحجاب، موارد سیاسی خشونت علیه زنان است. قانون حجاب و عفاف یکی دیگر از این قوانین است که بهدلیل شجاعت و مقاومت زنان، در واقع مرده به دنیا آمد و نتوانست زندگی خود را در خیابانها عرضه کند. جمهوری اسلامی قادر نخواهد بود حجاب اجباری را به نسل زِد و آلفا تحمیل کند.
ایران در زمینهٔ شکاف میان تحصیلات دانشگاهی و حضور در بازار کار، یکی از بالاترین شکافها را دارد. زنان تحصیلکرده، این سرمایهٔ عظیم، برای خدمت به جامعه امکانات ندارند.
آمار اعدام، بهویژه در سال جاری در ایران بالاست. مخصوصاً بعد از جنگ ۱۲ روزه، ایران یکی از بالاترین سرانههای اعدام زنان در دنیا، بهغیر از چین و کره شمالی، را دارد. امروزه لغو حکم اعدام یکی از مسائل مورد نظر جنبش فمینیسم است. اگر با دید بینابخشی یا اینترسکشنال نگاه کنیم، مبارزه با اعدام زنان بخشی از فمینیسم است. محدودیت حضور زنان برای رئیسجمهورشدن، سیاستهای جنسیتی در برنامهریزی کلان، تشویق زنان به فرزندآوری و مرخصیهای طولانی برای مراکز دولتی، همه برای حذف زنان از فضای عمومی است. قوانین تبعیضآمیز و تبعیض حقوقی، بازتولید و تولید خشونت ساختاری است. از خشونت خانوادگی جرمانگاری نشده و ما حتی یک تحقیق سراسری در این مورد نداریم.
در میان اقسام خشونت، امسال دو حیطه برای جامعهٔ جهانی بسیار مهم است: اول زنکُشی که رشدش در ایران بالاست، و دیگری اعدام زنان.
بستر فرهنگ: انگارههای ذهنی پدرمردسالارانه، و کلیشههای موجود در جامعه، خشونت را طبیعی نشان میدهد و نرمالایز میکند. یکی از خطرناکترین آنها ازدواج کودکان است. انگارههای ذهنی مردسالار، فشار اقتصادی، فقر خانوادهها و تبلیغات رسانههای دولتی برای ازدواج کودکان، خشونت را طبیعی جلوه میدهد. این موضوع، ارتباط مستقیمی با زنکُشی دارد.
صاحبان قدرت در رسانههای دولتی، آموزشی، و کتابهای درسی، نقشهای جنسی سنتی را بازتولید میکنند. قوانین نهتنها جامعه را اعتلا نمیدهد، بلکه لباسی تنگ را هنوز بر تن جامعه نگه داشته است.
صحبتم را خلاصه میکنم: در فضای خشونت اگر با لنز بینابخشی یا تقاطعگرایانه یا اینترسکشنال نگاه کنیم، میبینیم زنانی که بهدلایل ملی، مذهبی، فقر، و معلولیت در حاشیه هستند، بار گرانتری از خشونت را تجربه میکنند. در ایران تنها زمانی پایان خشونت را میبینیم که برابری جنسیتی تحقق پیدا کند و سیاست، قانون، و فرهنگ بر پایهٔ احترام به حقوق بشر، برابری، آزادی و کرامت انسانی باشد.
ضربالمثلی آفریقایی میگوید: اگر میخواهی تند بروی، تنها برو، ولی اگر راهی طولانی در پیش داری، که بهنظر من برابری جنسیتی راهی طولانی است، باید با هم باشیم.
بخش آخر برنامه به پرسش و پاسخ گذشت و بعد از بیش از دو ساعت، یکی از بهترین برنامههای کانون زنان یاران با سخنرانی گرم و صمیمی خانم الهه امانی پایان گرفت.