<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>هوریران سهراب بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/هوریران-سهراب/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Thu, 22 Jan 2026 13:09:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>هوریران سهراب بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/هوریران-سهراب/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>گزارشی از مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/01/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%be/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/01/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%be/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Jan 2026 13:09:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[آرمان ابطحی]]></category>
		<category><![CDATA[بهشته رضاپور]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[پویا علاقه‌بند]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لاله باقری]]></category>
		<category><![CDATA[مریم جهانیان]]></category>
		<category><![CDATA[مریم زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم ملک پور]]></category>
		<category><![CDATA[مریم ملک‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[هدی فرای]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25953</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور عصر هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۶، مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در سال آمفی‌تئاتر دانشگاه یوبی‌سی در رابسون اسکوئر برگزار شد. تعداد شرکت‌کنندگان در این نشست بیش از ظرفیت سالن بود، به‌طوری‌که تعداد زیادی از حاضران در پلکان طرفین سالن نشسته و برخی نیز در انتهای سالن ایستاده بودند. برنامه با پخش اشعاری از احمد شاملو آغاز شد و در ادامه، بخشی از ویدئویی که مروری داشت بر روند دادخواهی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%be/">گزارشی از مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عصر هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۶، مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در سال آمفی‌تئاتر دانشگاه یوبی‌سی در رابسون اسکوئر برگزار شد. تعداد شرکت‌کنندگان در این نشست بیش از ظرفیت سالن بود، به‌طوری‌که تعداد زیادی از حاضران در پلکان طرفین سالن نشسته و برخی نیز در انتهای سالن ایستاده بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برنامه با پخش اشعاری از احمد شاملو آغاز شد و در ادامه، بخشی از ویدئویی که مروری داشت بر روند دادخواهی از روز هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۰ تاکنون، به‌زبان انگلیسی پخش شد. دیگر بخش‌های این ویدئو طی برنامه و در فاصلهٔ میان سخنرانی‌ها پخش شد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25955" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_1953.jpg?resize=500%2C304" alt="گزارشی از مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ - - - - - - عصر هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۶، مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در سال آمفی‌تئاتر دانشگاه یوبی‌سی در رابسون اسکوئر برگزار شد. تعداد شرکت‌کنندگان در این نشست بیش از ظرفیت سالن بود، به‌طوری‌که تعداد زیادی از حاضران در پلکان طرفین سالن نشسته و برخی نیز در انتهای سالن ایستاده بودند... #کانادا #ونکوور #پروازاوکراین #PS752 #دادخواهی #من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد #پرواز۷۵۲ #ps752flight #ps752justice #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری " width="500" height="304" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_1953.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_1953.jpg?resize=300%2C182&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گردانندگی این برنامه را مریم ملک‌پور، فعال سیاسی و اجتماعی ساکن ونکوور، بر عهده داشت. او ابتدا دل‌نوشته‌ای را برای جمع خواند: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«آسمان آن شب آبی نبود، سنگین بود. انگار از پیش می‌دانست قرار است رازی بزرگ، رازی خونین و ناتمام در دلش دفن شود. در سحرگاهی سرد، زمانی که بسیاری هنوز در خواب بودند، ۱۷۶ انسان، ۱۷۶ نفس و ۱۷۶ رؤیا از زمین جدا شدند. نه برای پروازی به‌سوی زندگی، بلکه برای سقوطی که هیچ‌گاه حقشان نبود. آن‌ها مسافر بودند، نه دشمن، کودک بودند، نه تهدید، انسان بودند. با دل‌هایی پر از امید، با آینده‌هایی که هنوز فرصت شکوفه‌زدن نیافته بودند. پرواز۷۵۲ فقط یک شماره نبود. روایت زندگی‌هایی بود که در یک لحظه بریده شد. روایتِ مادرانی که منتظر تماس بودند. پدرانی که هنوز بوسهٔ خداحافظی بر پیشانی فرزندانشان گرم بود. دانشجویانی که آینده را در چمدان‌هایشان گذاشته بودند، زوج‌هایی که قرار بود همدیگر را دوباره ببینند و کودکانی که هنوز معنای ترس را نمی‌دانستند. هیچ‌کدام نمی‌دانستند که آسمان آن روز امن نخواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موشک‌ها فقط هواپیما را نزدند، زمان را متوقف کردند، خانه‌ها را خاموش کردند، زندگی‌ها را نابود کردند. درد این فاجعه فقط مرگ نبود؛ درد دروغ‌هایی بود که پس از آن گفته شد. درد سکوت‌هایی بود که از انفجار بلندتر بود. درد حقیقتی بود که روزها و هفته‌ها زیر آوار پنهان شد، شاید با این امید که فراموش شود. اما بعضی زخم‌ها فراموش نمی‌شوند. بعضی نام‌ها هرگز نمی‌میرند. ۱۷۶ جان بی‌گناه به ۱۷۶ شمع خاموش بدل شدند و سپس ۱۷۶ ستاره. ستاره‌هایی که هر شب از آسمان به زمینی نگاه می‌کنند که هنوز عزادار است. خانواده‌ها هنوز در همان شب مانده‌اند. زمان برای آن‌ها جلو نرفته است. خنده‌ها ناتمام مانده، تولدها هرگز برگزار نشده و صندلی‌هایی خالی مانده که هیچ‌کس جای آن‌ها را پر نکرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرگ اگرچه پایان تن است، اما شکست انسان نیست. آنچه شکست نخورده یاد است و حقیقت. و این اندوه به همان سحرگاه محدود نماند. همان قدرتی که آسمان را ناامن کرد، همان منطق خشونت و انکار، سال‌ها بعد به خیابان‌ها آمد. جوانانی که آزادی را صدا زدند، با گلوله پاسخ گرفتند. جوانانی که می‌خواستند زندگی کنند، تغییر بسازند و آینده‌ای بهتر را تصور کنند، اما فرصت نشد زندگی را تا انتهای رؤیاهایشان قدم بزنند. این سرزمین بارها شاهد آن بوده است که چگونه جان انسان ارزان شمرده می‌شود و حقیقت قربانی مصلحت و دروغ می‌گردد. از آسمان تا خیابان، از پرواز ناتمام تا پیکرهای افتاده بر آسفالت خیابان، یک خط مشترک کشیده شده است: خطی از بی‌مسئولیتی، سرکوب و انکار. اما تاریخ نشان داده است که حقیقت را نمی‌توان برای همیشه دفن کرد و یاد را نمی‌توان کشت. یاد پرواز ناتمام پی‌اس۷۵۲ و یاد همهٔ جان‌هایی که در آسمان و خیابان قربانی دروغ، جهل و سرکوب شدند، نه برای انتقام که برای بیداری زنده می‌ماند. در قلب‌ها، در اشک‌ها و در فریادی که هنوز خاموش نشده است. تا روزی که این سرزمین به‌جای فراموشی، حقیقت را انتخاب کند و به‌جای مرگ، زندگی را.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس ملک‌پور پس از خوشامدگویی به حاضران در این مراسم گفت: «امروز گرد هم آمده‌ایم تا در سالگرد این فاجعهٔ دردناک، یاد و نام عزیزانی را گرامی بداریم که ناباورانه از میان ما رفتند، اما حضورشان برای همیشه در قلب و حافظهٔ ما زنده است. این گردهمایی تنها یک مراسم یادبود نیست، بلکه لحظه‌ای‌ست برای همدلی، برای به‌خاطرسپردن حقیقت و برای ایستادن در کنار خانواده‌هایی که سال‌هاست بار سنگین این فقدان را بر دوش می‌کشند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، بخش دیگری از ویدئوی مروری بر روند دادخواهی پخش شد، و سپس ملک‌پور از مریم جهانیان، مادرِ زنده‌یاد روجا امیدبخش از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، دعوت کرد تا دل‌نوشته‌اش را، که در واقع نامه‌ای برای دخترش بود، بخواند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مریم جهانیان چنین آغاز کرد: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«روجا، عزیزِ مادر، سلام. امروز شش ساله که از رفتنت می‌گذره. شش ساله که من روجای شاد، مهربون، بااستعداد و دختر همه‌چی‌‌تمومم رو ندارم. مادرجان، نمی‌دونی چقدر دلتنگت هستم. روجای من، شش ساله هر روز صبحم رو با دلتنگی شروع می‌کنم و هر شب وقتی می‌خوام بخوابم به خودم می‌گم: اگه روجا بود، اینو بهش می‌گفتم&#8230; اگه روجا بود، این قرارو می‌ذاشتم&#8230; مادرجان، اگه الان بودی، تو چه مرحله‌ای از زندگی قشنگت بودی؟ روجا، عزیزِ مادر، از همسفرانت چه خبر؟ غمِ من امروز فقط برای تو نیست، برای تمام اون ۱۷۶ نفریه که با تو همسفر بودن. غنچه‌هایی که پرپر شدن، غنچه‌هایی که مفهومِ زندگی، امید، آینده، خنده و شادی برای تک‌تک ما بودن، اما هیچ‌کدومشون فرصت نکردن که زندگی کنن. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صادقانه بهتون بگم، امروز وقتی از روجا حرف می‌زنم، نمی‌تونم اون رو از همسفرانش جدا کنم، چرا که سرنوشت همشون به هم گره خورده. هر کدومشون برای ما یه دنیا بودن، دنیاهایی که خاموش شدن. یعنی خاموششون کردن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زخمی که بر قلب ما وارد شده، با هیچ مرهمی التیام پیدا نخواهد کرد. امروز اینجاییم که یاد و خاطرهٔ اونا رو زنده نگه داریم. اینجاییم که بگیم این دردِ جانکاه خاموش نمی‌شه. اینجاییم که بگیم باید حقیقت مشخص بشه. اینجاییم که بگیم دادخواهی دیگه یه خواستهٔ شخصی نیست، بلکه وظیفه‌ایه که بر گردن ما گذاشته شده. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25956" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/PS752_Speakers.jpg?resize=640%2C153" alt="گزارشی از مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ - - - - - - عصر هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۶، مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در سال آمفی‌تئاتر دانشگاه یوبی‌سی در رابسون اسکوئر برگزار شد. تعداد شرکت‌کنندگان در این نشست بیش از ظرفیت سالن بود، به‌طوری‌که تعداد زیادی از حاضران در پلکان طرفین سالن نشسته و برخی نیز در انتهای سالن ایستاده بودند... #کانادا #ونکوور #پروازاوکراین #PS752 #دادخواهی #من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد #پرواز۷۵۲ #ps752flight #ps752justice #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری " width="640" height="153" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/PS752_Speakers.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/PS752_Speakers.jpg?resize=300%2C72&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روجا، عزیزِ مادر، به همسفرانت در آسمان پیام منو برسون، که همهٔ ما امروز اینجاییم که خواهانِ عدالت باشیم. روجا دلبندم، شش ساله که تو در کرهٔ خاکی کنار من، پدر و خواهرت نیستی، ولی خودت خوب می‌دونی ما هر لحظه داریم با تو زندگی می‌کنیم. مادر، تو رفتی، اما من و پدرت موندیم که صدای تو باشیم. صدای تو و همهٔ همسفرانت که بی‌دلیل و بی‌رحمانه کوچ کردن. وقتی به عکسات نگاه می‌کنم، قلبم به درد میاد، نفسم بند میاد، ولی مصمم‌تر و با نیروی مضاعف، قدم برای دادخواهی تو و همسفرانت خواهم برداشت. دختر گلم، عزیز مادر، از راه دور بوسه بر گونه‌های قشنگت می‌زنم. لطفاً سلام مرا به همسفرانت برسان و بگو: نه می‌بخشیم، نه فراموش می‌کنیم و نه خاموش می‌شویم. مادرت، مریم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، هوریران سهراب، داغدار چهار عزیز ازدست‌داده در پرواز، زنده‌یاد نگار برقعی (دختر)، زنده‌یاد الوند صادقی (داماد)، زنده‌یاد سهند صادقی (خواهر داماد) و زنده‌یاد سوفی امامی (خواهرزادهٔ داماد)، بیانیهٔ انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در واکنش به اعتراضات مردمی و سرکوب خشونت‌بار شهروندان را خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اعتراض، اعتصاب و تعطیلی بازار حق مدنی و قانونی شهروندان برای بیان نارضایتی و مطالبهٔ حقوق اساسی آن‌هاست. پاسخ به این اعتراضات با توسل به خشونت، استفاده از نیروهای سرکوبگر و لباس شخصی، بازداشت‌های گسترده و شلیک به مردم بی‌دفاع، نقض آشکار حقوق بنیادین انسان و کرامت انسانی‌ست. باید توجه کرد که معترضان از روز اول به‌صراحت خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی بوده‌اند و فریاد اعتراض فراتر از ناکارآمدی و فساد سیستماتیک حکومت جمهوری اسلامی است. خبر کشته‌شدن تعدادی از هم‌وطنانمان در این اعتراضات، خشم و اندوه ما را در آستانهٔ ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ برانگیخته است. جان انسان‌ها نباید هزینهٔ سوءمدیریت، فساد ساختاری و جنایت‌پیشگی حکومت شود. تجربهٔ تلخ خانواده‌های پرواز پی‌اس۷۵۲ به ما آموخته است که چرخهٔ نفی حقیقت، انکار مسئولیت و مصونیت عاملان جنایت، همواره به تکرار فاجعه منجر می‌شود. انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ضمن ابراز همبستگی با مردم معترض ایران، خواستار توقف فوری سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات مردمی، پاسخ‌گویی شفاف و مستقل دربارهٔ کشته‌شدگان، مجروحان و بازداشت‌شدگان، آزادی فوری تمامی بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر، احترام به حق اعتراض، تجمع مسالمت‌آمیز و آزادی بیان است. ما از جامعهٔ جهانی، نهادهای حقوق بشری و دولت‌های متعهد به حقوق بشر می‌خواهیم که در برابر نقض سیستماتیک حقوق شهروندان ایرانی سکوت نکنند و از مطالبات عادلانهٔ مردم ایران برای عدالت، کرامت و زندگی شایسته حمایت کنند. دادخواهی ما، دادخواهی مردم ایران است. یاد جانباختگان، مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کند و ما قاتلین فرزندان ایران را نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس آرمان ابطحی، برادر زنده‌یاد سید مهران ابطحی فروشانی از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، بیانهٔ انجمن خانواده‌ها را به‌زبان انگلیسی برای حضار خواند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، مریم ملک‌پور، از هدی فرای (Hedy Fry)، نمایندهٔ لیبرال مجلس فدرال از منطقهٔ ونکوور مرکزی، برای سخنرانی دعوت کرد. ملک‌پور او را مدافع سرسخت حقوق بشر، عدالت، و خانوادهٔ قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲ معرفی کرد. هدی فرای طی سخنان خود گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«عصر همگی به‌خیر. بودن در اینجا امشب، در سالگرد سرنگونی پرواز هواپیمایی پی‌اس۷۵۲، مناسبت بسیار اندوه‌بار و سنگینی‌ست. فقط می‌خواهم از طرف دولت فدرال این اطمینان را به شما بدهم که ما همچنان به همکاری با شرکای خود، سوئد، اوکراین و بریتانیا، ادامه خواهیم داد تا در پی دستیابی به عدالت و جبران خسارت برای قربانیان این جنایت هولناک باشیم. همهٔ تحقیقاتی که تاکنون انجام داده‌ایم نشان داده‌اند که در واقع ایران صددرصد مسئول است، و ما نیاز داریم که آن‌ها این مسئولیت را بپذیرند و هر آنچه را که لازم است انجام دهند تا اطمینان حاصل شود عدالت برای قربانیان این جنایت اجرا می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لازم نیست آمار و ارقام را برای شما بازگو کنم؛ شما آن‌ها را شنیده‌اید و دیده‌اید. اکثریت قربانیان، کانادایی‌ها، یعنی دارندگان اقامت دائم کانادا یا شهروندان کانادا، بوده‌اند. کانادا عقب‌نشینی نکرده است. ما به‌همراه شرکای خود به دیوان کیفری بین‌المللی مراجعه کرده‌ایم. ما در آنجا در پی تحقق عدالتیم. ما در سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی نیز به‌دنبال عدالتیم. ما هر جا که امکان یافتن عدالت وجود داشته باشد، در پی آنیم. ما احتمالاً سخت‌گیرانه‌ترین تحریم‌هایی را که تاکنون علیه کشوری اعمال کرده باشیم، علیه ایران و مقام‌های آن، ازجمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و غیره، بوده است. ما هشدارهای روشنی به تمامی مقام‌های آن رژیم جنایتکار داده‌ایم. کانادا به شما اطمینان می‌دهد که ما همچنان به پیگیری عدالت ادامه خواهیم داد. عدالت خانواده‌هایی را که از دست رفته‌اند، بازنمی‌گرداند. عدالت کودکی را که هنوز متولد نشده بود، بازنمی‌گرداند. عدالت عزیزان ما را به زندگی بازنمی‌گرداند، اما در عین حال تضمین می‌کند که جهان آگاه شود و کسانی که مسئول‌اند، به دست عدالت سپرده شوند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25957" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_1959.jpg?resize=500%2C348" alt="گزارشی از مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ - - - - - - عصر هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۶، مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در سال آمفی‌تئاتر دانشگاه یوبی‌سی در رابسون اسکوئر برگزار شد. تعداد شرکت‌کنندگان در این نشست بیش از ظرفیت سالن بود، به‌طوری‌که تعداد زیادی از حاضران در پلکان طرفین سالن نشسته و برخی نیز در انتهای سالن ایستاده بودند... #کانادا #ونکوور #پروازاوکراین #PS752 #دادخواهی #من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد #پرواز۷۵۲ #ps752flight #ps752justice #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری " width="500" height="348" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_1959.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_1959.jpg?resize=300%2C209&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_1959.jpg?resize=200%2C140&amp;ssl=1 200w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنابراین من فقط می‌خواستم اینجا باشم تا به شما بگویم: ما فراموش نخواهیم کرد. همان‌طور که می‌دانید، کانادا ۱۷۶ بورسیه برای دانشجویانی اختصاص داده است که در حال مطالعهٔ این پرونده‌اند و به بررسی راه‌هایی می‌پردازند تا از وقوع چنین جنایت‌هایی در آینده جلوگیری شود. در بهار پیشِ‌رو، یعنی بهار ۲۰۲۶، ثبت‌نام برای این بورسیه‌های یک‌ساله همچنان باز خواهد بود و هر کسی که مایل باشد می‌تواند برای آن‌ها درخواست دهد. من این موضوع را در وب‌سایت خودم منتشر خواهم کرد و همچنین در وب‌سایت وزارت امور خارجهٔ دولت کانادا نیز درج خواهد شد تا اطمینان حاصل شود دانشجویان کانادایی و دانشجویان بین‌المللی که در حال مطالعهٔ این موضوع‌اند، به این بورسیه دسترسی داشته باشند. ما باید بتوانیم اطمینان حاصل کنیم که چنین اتفاقی دوباره رخ ندهد. ما باید همواره مراقب باشیم تا کسانی که در این مقطع زمانی به‌نظر می‌رسد به فجیع‌ترین شکل ممکن مرتکب جنایت علیه بشریت می‌شوند، با نادیده‌گرفتن حقوق بین‌الملل و بی‌اعتنایی به اهمیت آن، از مجازات نگریزند. ما باید بتوانیم دوباره هوشیار باشیم، چرا که این نخستین بار نخواهد بود که افراد جسارت پیدا می‌کنند قوانین را زیر پا بگذارند و دست به اعمال هولناکی مانند آنچه در سرنگونی این پرواز رخ داد بزنند. بنابراین می‌خواهم به شما بگویم: ما فراموش نخواهیم کرد. ما به‌عنوان دولت کانادا در کنار شما خواهیم بود تا اطمینان حاصل کنیم که عدالت اجرا می‌شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، پویا علاقه‌بند، فعال سیاسی و اجتماعی ساکن ونکوور، با همراهی نوای ویلون‌سلِ نگین زاده وکیلی، قطعاتی از کتاب «به‌نام عدالت»، تازه‌ترین اثر منتشرشده از سوی انجمن خانواده‌ها، را خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«به‌نام عدالت. در سپیده‌دم سحرگاه شومِ هجدهم دی‌ماه ۱۳۹۸، پرواز پی‌اس۷۵۲ خطوط هوایی اوکراین توسط موشک‌های سپاه پاسداران در سامانهٔ متحرک کوتاه‌بردِ تور-ام-۱ شلیک شده بود، سرنگون شد و تمامی سرنشینان بی‌گناه آن در کمال قساوت و بی‌رحمی به قتل رسیدند. با این شلیک، فصل جدیدی از درنده‌خویی و حاکمیت توتالیتر و انسان‌کش نظام اسلامی در پهنهٔ ایران رقم خورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ذرات دود و غبار، مثل لحافی رو شهر سنگینی می‌کنه. کنار پنجره، روی تخت الوند خوابیدم. فانتزی‌هایی که الوند هر شب برای اتاقش داشت، پنجره‌های سراسری رو به شرق بود که از گرگ‌ومیش صبح تا طلوع سپیده‌دم دیده می‌شد. به‌خصوص، هوا که تمیز باشه، شعاعِ نور خورشید با لکه‌های ابر نزدیک به افق چه بازی‌هایی که درنمیاره. مدت‌هاست که ساعت ۹ شب با قرص خواب در این اتاق می‌خوابم و ساعت ۲:۳۰ صبح بیدار می‌شم و تا طلوع آفتاب با دوره‌کردن روزهای زندگی‌م، لحظه‌لحظه خاطرات بچه‌ها رو به تصویر می‌کشم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به یاد نیلوفرم می‌افتم&#8230; و در لحظاتی فرو می‌رم که دستان ظریف دختر مهربانم رو گرفتم. مقنعهٔ سفیدی به سر داره. بخشی از صورت سفید و کوچکش رو هم پوشونده. چشم‌های مشکی و زیباش در گردی صورتش می‌درخشه. روپوش و شلوار سُرمه‌ای به تن داره و کوله‌پشتی‌ش پر از دفتر و کتابه که رو دوشش حمل می‌کنه. پشت اونم عکس عروسک‌های باربیِ صورتیه. هر دو خوشحال و مصمم دست در دست هم راهی دبستان هستیم، نزدیک محل کار من… صدای بوق ماشین منو از گذشته جدا می‌کنه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تلفنم زنگ می‌خوره. تلفنم زنگ می‌خوره، از بیمارستانه&#8230; صدامو تمیز و صاف می‌کنم تا کسی نفهمه که گریه کردم. یه نمونهٔ اورژانسی دارم. لبخند می‌زنم. چرا که بعد از چهار سال، به‌همت انجمن خانواده‌ها، به‌همت حامد [اسماعیلیون]، که هیچ‌وقت جا نزد، هرآنچه که در ذهنم محال بود، داره کم‌کم به واقعیت بدل می‌شه. این اولین دادگاهه، اولین دادگاه. شاید یه روز بفهمم که در ثانیه‌ثانیهٔ اون شب کذایی چی گذشته… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاقه‌بند در پایان شعر «آخر بازی» احمد شاملو را نیز خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">عاشقان / سرشکسته گذشتند، / شرمسارِ ترانه‌های بی‌هنگامِ خویش.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و کوچه‌ها / بی‌زمزمه ماند و صدای پا.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">سربازان / شکسته گذشتند، / خسته / بر اسبانِ تشریح، / و لَتّه‌های بی‌رنگِ غروری / نگونسار / بر نیزه‌هایشان. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">□ </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">تو را چه سود / فخر به فلک بَر / فروختن / هنگامی که / هر غبارِ راهِ لعنت‌شده نفرینَت می‌کند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">تو را چه سود از باغ و درخت / که با یاس‌ها / به داس سخن گفته‌ای.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">آنجا که قدم برنهاده باشی / گیاه / از رُستن تن می‌زند / چرا که تو / تقوای خاک و آب را / هرگز / باور نداشتی. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">□ </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">فغان! که سرگذشتِ ما / سرودِ بی‌اعتقادِ سربازانِ تو بود / که از فتحِ قلعهٔ روسبیان / بازمی‌آمدند. / باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد، / که مادرانِ سیاه‌پوش / داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد / هنوز از سجاده‌ها / سر برنگرفته‌اند!</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامهٔ برنامه، بخش دیگری از ویدئوی مروری بر روند دادخواهی پخش شد؛ در این بخش با اشاره به جنگ دوازده‌روزه و کشته‌شدن سه تن از چهار فرمانده‌هایی که نقش اصلی در سرنگونی هواپیمای اوکراینی داشتند، یادآوری شد که هنوز تعداد زیادی از مقامات رژیم جمهوری اسلامی بایستی در ارتباط با این پرونده محاکمه شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس ملک‌پور از مریم زارعی، مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، دعوت کرد تا دل‌نوشته‌ای را که به‌این مناسبت تهیه کرده‌اند، برای حضار بخوانند. مریم زارعی در ابتدا حاضران را دعوت کرد به: «یک دقیقه با سکوت خود، به قلب‌های شکستهٔ مادران دادخواه و به احترام حقیقت که هرگز زیر خاک نخواهد ماند.» و پس از آن چنین ادامه داد: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«آن دم که با هزاران امیدت روانه کردم / کی فکر می‌کردم که تو را در آسمان نشانه کردند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سلام به لرزش دست‌های مادرانی که شش سال است قاب عکس می‌بوسند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌نام حق که شاهد تمام لحظات آن پرواز و آن جنایت بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شش سال گذشت&#8230; ۲۱۹۰ روز از آن «سپیده‌دمِ ننگین»؛ زمانی‌که آسمان تهران نه با نور خورشید، که با کینهٔ اهریمن سرخ شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">معصومه جانم، مهدیهٔ عزیزم&#8230; دخترانم؛ هر بار که نام شما را صدا می‌زنم، تصویر ۱۷۴ فرشتهٔ دیگر در برابر چشمانم جان می‌گیرد. من امروز داغ تک‌تکِ آن مسافران را در سینه دارم. ما ۱۷۶ جانِ شیفته، ۱۷۶ آرزوی ناتمام را در آن پروازِ غریبانه از دست دادیم. جمهوری اسلامی آن شب نه‌فقط دو دختر من، که قلبِ یک ملت را هدف گرفت. آن‌ها گمان کردند با شلیک موشک، صدای ما را خاموش می‌کنند، اما نمی‌دانستند که ما خانواده‌های پرواز، از خاکسترِ آن فاجعه، زنجیره‌ای از پولاد ساختیم که هیچ ستمی توانِ گسستن آن را ندارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من مادر هستم؛ مادر معصومه و مهدیه. مهدیه، ته‌تغاری شیرین‌زبانم که برای اولین و آخرین بار از من جدا شد. مهدیه می‌گفت: «مامان، دکتر که شدم، برمی‌گردم وطنم و به نیازمندان مجانی خدمت می‌کنم.» او می‌خواست زخم بشویَد، اما خودش زخمی شد که هیچ‌گاه بر پیکر این خاک التیام نمی‌یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من امروز مادری هستم که از درد به آگاهی رسیده‌ام. من فریاد تمامِ ظلم‌هایی هستم که این حکومت در طول ۴۶ سال بر پیکر نحیفِ ایران روا داشته است. جنایت پرواز پی‌اس۷۵۲ تافتهٔ جدابافته نیست؛ این حلقه‌ای از زنجیرهٔ خونینِ حکومتی است که بقای خود را در مرگِ ما می‌بیند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من امروز صدای مادران خاورانم که دهه‌هاست بر گورهای دسته‌جمعیِ فرزندانشان در دههٔ ۶۰ مویه می‌کنند. من صدای زندانیان سیاسی هستم که در انفرادی‌های مخوفِ اوین و قزل‌حصار، زیر شکنجه‌های قرون‌وسطایی، قامت خم نکردند. من صدای اعدامیانی هستم که تنها جرمشان عشق به آزادی بود؛ از آنانی که در تابستان ۶۷ به دار آویخته شدند تا جوانان برومندی که امروز در سحرگاهان، جانشان را به تاریکی استبداد می‌بازند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما دیدیم که در انقلاب شکوهمند «زن، زندگی، آزادی»، چگونه چشمان زیبای فرزندانمان را هدف گرفتند. من امروز از ژینا (مهسا) می‌گویم، از نیکا، از سارینا و از تمام خون‌هایی که در اعتراضات جاری ایران، سنگ‌فرشِ خیابان‌ها را گلگون کرده است. از کردستانِ سربلند تا بلوچستانِ مظلوم، این حکومت جز گلوله و درفش، پاسخی برای حق‌طلبی نداشته است. اما جانیان بدانند، خون بی‌گناه هرگز خشک نمی‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما در «جنگ ۱۲ روزه» و حوادث اخیر به چشم دیدیم که چگونه زمین زیر پای ستمگران لرزید. ما دیدیم که چگونه فرماندهان و آمرانِ جنایت، همان‌هایی که فکر می‌کردند پشتِ دیوارهای پوشالیِ امنیتی مصون هستند، به سزای عملشان رسیدند. هر ضربه‌ای که بر پیکر این نظامِ فرزندکش فرود آمد، پژواک همان آه مظلومانه‌ای بود که در لحظهٔ سقوط هواپیما سر داده شد. این تازه آغاز تقاص است؛ ما تا کشاندن علی خامنه ای و سران نظام به میز محاکمه‌ در دادگاه‌های بین‌المللی آرام نخواهیم گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">معصومه‌ام، مهدیهٔ عزیزم، ته‌تغاریِ قهرمانم؛ مادرت اینجا ایستاده، لرزان اما استوار. من با شما و با تمام ۱۷۶ مسافر آن پروازِ بی‌بازگشت عهد می‌بندم: تا روزی که نفس می‌کشم، لرزش صدای من، کابوس جانیان خواهد بود. من از خون شما نخواهم گذشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من از همین تریبون، خطاب به جامعهٔ ملل و سران دنیا می‌گویم: دست از معامله با خون فرزندان ما بردارید! سکوت شما، بنزینی است بر آتش استبداد. ما خواهان ارجاع این پرونده به دیوان بین‌المللی کیفری هستیم. آرامش ما تنها و تنها با محاکمهٔ آمران و عاملان این کشتار در یک دادگاه عادلانه فرا می‌رسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهدیه جان، گفتی می‌خواهی طبیب شوی؛ حالا خون تو، طبیبِ بیداری یک ملت شده است. من تا روز پیروزی حقیقت بر تاریکی، تا روزی که ایران از چنگال این اهریمنان رها شود، ایستاده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان! نه می‌بخشیم، نه فراموش می‌کنیم. به‌امید آزادی ایران»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25958" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_2011.jpg?resize=500%2C313" alt="گزارشی از مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ - - - - - - عصر هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۶، مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در سال آمفی‌تئاتر دانشگاه یوبی‌سی در رابسون اسکوئر برگزار شد. تعداد شرکت‌کنندگان در این نشست بیش از ظرفیت سالن بود، به‌طوری‌که تعداد زیادی از حاضران در پلکان طرفین سالن نشسته و برخی نیز در انتهای سالن ایستاده بودند... #کانادا #ونکوور #پروازاوکراین #PS752 #دادخواهی #من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد #پرواز۷۵۲ #ps752flight #ps752justice #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری " width="500" height="313" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_2011.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_2011.jpg?resize=300%2C188&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/IMG_2011.jpg?resize=487%2C304&amp;ssl=1 487w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن ویدئویی پخش شد که مجموعه‌ای از صحنه‌های کوتاه از لحظه‌های شاد زندگی برخی از جانباختگان پرواز بود با صدای دکتر حامد اسماعیلیون که دل‌نوشتهٔ زیر روی این تصاویر خوانده بود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«این لبخند هنوز در حافظهٔ جهان باقی‌ست. به چه می‌خندیدی تو؟ به کیک تولدی که شمع‌های رنگی داشت؟ به چهرهٔ مهربانی که روبه‌رویت بود؟ به بارانی که بی‌هوا باریده بود؟ به ترانه‌ای که ناتمام مانده بود؟ به لحظه‌ای که شاد و شفابخش بود؟ به دست‌هایی که تو را در بر گرفته بود؟ این لبخند در حافظهٔ جهان باقی‌ست. صدای این خنده در حافظهٔ جهان باقی‌ست. خنده‌ای که می‌گوید کار این جهان به عدالت نیست. خنده‌ای که می‌گوید گمم می‌کنی در فرودگاه‌ها و هواپیماها، در میدان‌ها و خیابان‌ها، در دادگاه‌ها و در گورستان‌ها. خنده‌ای که می‌گوید ببین من اینجا هستم در حافظهٔ تو، در حافظهٔ خستهٔ تو که سال‌هاست از ته دل نخندیده‌ای. این لبخند در حافظهٔ جهان باقی‌ست. این لبخند عمر هزاران ساله می‌یابد. من رفته‌ام، تو رفته‌ای و صدای خندهٔ تو در کار و بار این جهان ادامه می‌یابد. هر بار که می‌خندی، آسمان می‌لرزد. هر بار که می‌خندی، من سکوت می‌کنم. هر بار که می‌خندی، با خودم می‌گویم گمش کردم. با خودم می‌گویم رفت تا با صدای خنده‌اش بماند. شما را از ما ربودند، این لحظه یا این لحظه‌ها را ربودند. خندیدن به طلوع صبح، خندیدن به غروب خورشید، خندیدن به لبخند یک کودک، خندیدن به صدای اسباب‌بازی‌ها، خندیدن به یک خبر خوش، خندیدن به رسیدن به خانه و آغوش مادر. این لبخند در حافظهٔ جهان باقی‌ست. این لبخند آبروی جهان می‌شد اگر که جهان آبرویی می‌داشت. دوباره از نو. به چه می‌خندیدی تو؟ به چه می‌خندیدی که من می‌توانم تا ابد نگاهت کنم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان این برنامه، بهشته رضاپور، مادر زنده‌یاد بهاره کرمی مقدم از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، در تشکری صمیمانه از شرکت‌کنندگان در این برنامه گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«من در ابتدا، البته هم ابتدا و هم انتهای صحبتم، تشکر از تک‌تک شماست. به‌شخصه فکر نمی‌کردم در ششمین سالگرد این جمعیت اینجا جمع بشوند و کنار ما باشند. من امروز قرار نبود اصلاً صحبت کنم ولی وظیفهٔ خودم دانستم از تک‌تک شما تشکر کنم که قدم‌رنجه کردید و ما را تنها نگذاشتید. شش سال کم نیست. شما که از دور که نگاه می‌کنید، می‌گویید خب بالاخره شش سال که از مرگ کسی می‌گذرد، به‌مرور اطرافیان و کسانش عادت می‌کنند، دیگر یاد می‌گیرند چطور در نبود عزیزشان زندگی کنند. منتها بعضی مرگ‌ها مثل مرگ عزیزان ما از استثنائات تاریخ بشری‌ست، به‌خاطر همین یک ذره سخت است فراموش‌کردنش. برای من وقتی که دیگر بچه‌ام را گذاشتم زیر خاک، همه‌چیز تمام شد. من به آن دنیا و به هیچی اعتقاد ندارم. من وقتی بچه‌ام را به خدا سپردم، خدایی نبود بچهٔ من را نگه دارد. پس کسی حق ندارد به من بگوید خدا رحمتش کند. این بزرگ‌ترین توهین است برای من، و تا روزی که زنده هستم، یاد تک‌تک این عزیزانی که اینجا اسمشان خوانده شد و همه‌شان، تک‌تکشان را می‌شناختم، حتی اگر اسمشان نوشته نمی‌شد، برای من همه‌شان عزیزند و دقیقاً شده‌اند مثل بچهٔ خود من. باز هم از همهٔ شما ممنونم. من فقط خواستم تشکر کنم.»</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%be/">گزارشی از مراسم ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/01/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86%db%8c-%d9%be/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25953</post-id>	</item>
		<item>
		<title>روزشمار دادخواهی انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در سال ۲۰۲۵ </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Jan 2026 16:31:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[منظر ضرابی]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25904</guid>

					<description><![CDATA[<p>هوریران سهراب* – ونکوور شش سال گذشت و ما خانواده‌های داغدار جانباختگان پرواز پی‌اس‌ ۷۵۲ دست از دادخواهی عزیزانمان نکشیدیم. در این مطلب مروری خواهم داشت بر فعالیت‌های انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در سال ۲۰۲۵. در ۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵، در پی فراخوان انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲، خانواده‌های پرواز به‌همراه دیگر خانواده‌های دادخواه در بهشت زهرای تهران و مزارهای شهرهای دیگر ایران با اهدای شاخه‌های گل به جانباختگانِ جنایات جمهوری اسلامی ادای احترام کردند. خانواده‌های...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac/">روزشمار دادخواهی انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در سال ۲۰۲۵ </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener">هوریران سهراب</a>* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شش سال گذشت و ما خانواده‌های داغدار جانباختگان پرواز پی‌اس‌ ۷۵۲ دست از دادخواهی عزیزانمان نکشیدیم. در این مطلب مروری خواهم داشت بر فعالیت‌های انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در سال ۲۰۲۵.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ۳ ژانویهٔ ۲۰۲۵، در پی فراخوان انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲، خانواده‌های پرواز به‌همراه دیگر خانواده‌های دا</span><span style="font-weight: 400;">دخواه در بهشت زهرای تهران و مزارهای شهرهای دیگر ایران با اهدای شاخه‌های گل به جانباختگانِ جنایات جمهوری اسلامی ادای احترام کردند. خانواده‌های پرواز، مادر سهراب اعرابی، مادر سعید زینالی، پدر یلدا آقافضلی، حسین نادربیگی، متین حسنی، مادر و خواهر محمد قبادلو، پدر محمد خزائی، علی طاهونه و پدر و مادر متین نادرخانی ازجمله دادخواهان همراه این مراسم بودند. </span></span></p>
<figure id="attachment_25906" aria-describedby="caption-attachment-25906" style="width: 460px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25906" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%88%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%E2%80%8C%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%DB%B1%DB%B8-%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%DB%B1%DB%B3%DB%B7%DB%B8-%DA%A9%D9%87-%D9%87%D9%85%DA%86.jpg?resize=460%2C500" alt="از راست، خواهر زنده‌یاد محمد قبادلو، منظر ضرابی، اکرم نقابی، مادر سعید زینالی از دانشجویان بازداشت‌شده پس از اعتراضات ۱۸ تیر ۱۳۷۸ که همچنان از سرنوشت او خبری در دست نیست، و معصومه احمدی، مادر زنده‌یاد محمد قبادلو" width="460" height="500" /><figcaption id="caption-attachment-25906" class="wp-caption-text"></span> <br /><span style="font-family: sahel;">از راست، خواهر زنده‌یاد محمد قبادلو، منظر ضرابی، اکرم نقابی، مادر سعید زینالی از دانشجویان بازداشت‌شده پس از اعتراضات ۱۸ تیر ۱۳۷۸ که همچنان از سرنوشت او خبری در دست نیست، و معصومه احمدی، مادر زنده‌یاد محمد قبادلو</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این خانواده‌ها عزیزان خود را در جنایات مختلف، از حمله به کوی دانشگاه در سال ۷۸ و سرکوب جنبش سبز تا شلیک موشک‌های سپاه پاسداران به پرواز پی‌اس‌۷۵۲ و سرکوب جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ از دست داده‌اند. پس از کشته‌شدن مهسا ژینا امینی و شروع خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، انجمن خانواده‌های پرواز هرساله مراسمی با عنوان «به هر شهری مزاری» برگزار کرده است تا ایرانیان در سراسر جهان بر مزار قربانیان جمهوری اسلامی گرد هم آیند و با اهدای شاخه گل و افروختن شمع یاد آنان را گرامی بدارند. این در حالی است که گردهمایی خانواده‌های دادخواه در ایران، اغلب با مزاحمت، ممانعت و خشونت نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مواجه شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بیانیه‌ای که انجمن خانواده‌ها برای پنجمین سالگرد جنایت منتشر کرد به نکاتی در جهت دادخواهی اشاره نمود:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال‌هایی که گذشت، پروندهٔ این جنایت توسط چهار دولت متضرر کانادا، بریتانیا، اوکراین و سوئد به دیوان بین‌المللی دادگستری و سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی ارجاع شد. در ادامه، انجمن با تشکر از تعهد این دولت‌ها به خانواده‌ها، بار دیگر اعلام کرد که انتظار انجمن از روند حقوقی، روشن‌شدن حقیقت و اجرای عدالت است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انجمن در ماه‌های آینده پاسخ ایکائو و تشکیل جلسهٔ اولیه‌ای را در لاهه متصور است و امیدوار است مسیر حقیقت‌یابی به‌درستی طی شود. از سوی دیگر، قرارگرفتن نام سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی در کانادا بسیار اهمیت دارد و اظهار امیدواری کرد که سایر کشورها هم در این مورد از آمریکا و کانادا تبعیت کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با توجه به اینکه جمهوری اسلامی هیچ مستنداتی مبنی بر خطای انسانی در اختیار ندارد و از طرف دیگر فشار فزایندهٔ جمهوری اسلامی به خانواده‌های جانباختگان در هر جای دنیا به‌ویژه در ایران افزایش پیدا کرده است، انجمن خانواده‌ها خواسته‌هایی را مطرح کرده است:</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- درخواست بررسی ویژهٔ پرونده در دادگاه لاهه با توجه به رفتار جمهوری اسلامی با خانواده‌ها</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- باز شدن پروندهٔ جنایی در کانادا توسط پلیس فدرال و حمایت چهار کشور از طرح پرونده در دیوان بین‌المللی کیفری.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در خاتمه به سالگرد قتل عمدی بکتاش آبتین و قتل حکومتی محمدمهدی کرمی و محمد حسینی اشاره و خاطرنشان کرده دادخواهی خانواده‌های پرواز که بخشی از جنبش بزرگ دادخواهی در ایران است، می‌تواند یاری‌گر جنبش ایرانیان برای عبور از این کابوس و رسیدن به عدالت و آزادی باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مراسم پنجمین سالگرد کشته‌شدگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ به‌صورت سراسری و هماهنگ در شهرهای مختلف جهان؛ سیدنی استرالیا، نیوزیلند، لندن، تورکو فنلاند، برلین و فرانکفورت و مونیخ و بن و کلن و نورنبرگ آلمان، شیکاگو و مینیاپولیس آمریکا و شهرهای تورنتو و ونکوور و ادمونتون و اتاوا و کبک و ویندزور و مونترآل کانادا توسط شبکهٔ جهانی «زن، زندگی، آزادی» و در ایران توسط خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در شاهدشهر، محل سرنگونی پرواز توسط سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، برگزار شد.</span></p>
<figure id="attachment_25907" aria-describedby="caption-attachment-25907" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25907" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A8%DB%8C%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D9%88%D9%86%D9%87.jpg?resize=375%2C500" alt="دیدار منظر ضرابی و عباس صادقی با آسیب‌دیدگان چشمی، از راست، حسین نادربیگی و علی طاهونه، در سالروز تولد حسین نادربیگی" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A8%DB%8C%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D9%88%D9%86%D9%87.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A8%DB%8C%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D9%88%D9%86%D9%87.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-25907" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">دیدار منظر ضرابی و عباس صادقی با آسیب‌دیدگان چشمی، از راست، حسین نادربیگی و علی طاهونه، در سالروز تولد حسین نادربیگی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۲۵، پس از اعلام رد صلاحیت دیوان بین‌المللی دادگستری برای رسیدگی به پروندهٔ سرنگونی پرواز پی‌اس‌۷۵۲ از سوی جمهوری اسلامی، انجمن خانواده‌ها بیانیه‌ای با این مضمون صادر کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«در ۱۶ اکتبر سال ۲۰۲۴، چهار کشور متضرر یعنی کانادا، اوکراین، بریتانیا و سوئد مدارک و اسناد خود را علیه این حکومت ثبت کرده بودند و جمهوری اسلامی سه ماه فرصت داشت به صلاحیت دادگاه لاهه در رسیدگی به این پرونده اعتراض کند. دیوان بین‌المللی دادگستری عالی‌ترین نهاد قضایی در دنیاست و جمهوری اسلامی بارها و بارها از این نهاد جهت پیشبرد منافع سیاسی و اقتصادی خود که هیچ ارتباطی با منافع ملی ایرانیان ندارد، استفاده کرده است. حال که نوبت حسابرسی به جنایات این رژیم جنایتکار رسیده است، صلاحیت دادگاه لاهه را زیر سؤال می‌برد. نحوهٔ رسیدگی به جنایت هجدهم دی‌ماه ۹۸ در بیدادگاه‌های قوهٔ قضائیهٔ جمهوری اسلامی بر همگان مشخص است. قوهٔ قضائیهٔ جمهوری اسلامی نه‌تنها در رسیدگی کیفری و فنی به این جنایت با هیچ‌یک از کشورهای متضرر همکاری نکرده است، بلکه با پنهان‌کاری، دروغ‌گویی و سنگ‌اندازی در راه حقیقت و عدالت و با تحت فشار قراردادن خانواده‌های جانباختگان تلاش کرده است حقیقت را مخدوش و عدالت را لگدمال کند. بدین ترتیب و پس از پاسخ لازمی که چهار کشور متضرر در ماه‌های آینده به اعتراض جمهوری اسلامی خواهند داد، انتظار می‌رود اولین جلسهٔ رسیدگی به این جنایت که تنها به موضوع صلاحیت دیوان بین‌المللی دادگستری می‌پردازد، در سال جاری میلادی برگزار شود. اگر جلسهٔ دادگاه به‌طور علنی برگزار شود، بسیاری از ما در جلسهٔ دادگاه حاضر خواهیم بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۵، انجمن بیانیه‌ای با عنوان «گزارشی به مردم» و موضوع: شکایت از انجمن خانواده‌های پرواز که دو سال به انجمن خانواده‌ها تحمیل شده بود صادر کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شکایتی که یکی از اعضای انجمن با ادعای عدم پایبندی انجمن به اهداف خود مطرح کرده بود و البته با قاطعیت از سوی قاضی دادگاه عالی انتاریو، پاپاجورجیو، رد شد. انجمن با انتشار اسلایدها و فرازهایی از حکم قاضی پاپاجورجیو، قضاوت را به مردم سپرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۸ مارس ۲۰۲۵، به‌مناسبت «روز زن» ما زنان بازماندهٔ پرواز پی‌اس‌۷۵۲ یادآوری کردیم که در هشتم مارس ما تنها یاد عزیزانمان که با شلیک عمدی در آسمان وطن کشته شدند، زنده نگه نمی‌داریم. ما صدای زنانی هستیم که قربانی خشونت و ستم شده‌اند، زنانی که در خانه‌هایشان، در زندان‌ها، در خیابان‌ها و در آسمان، قربانی سرکوب و بی‌عدالتی شده‌اند. مادرانی که فرزندانشان را در خون دیدند. دخترانی که آرزوهایشان را به‌گور بردند و خواهرانی که در کنار ما نیستند اما نامشان هرگز فراموش نخواهد شد. هشتم مارس برای ما تنها یک روز نیست. تعهدی است به دادخواهی، به مبارزه برای آزادی و ایستادگی در برابر سرکوب.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما به‌یاد زنان پرواز پی‌اس۷۵۲، به‌یاد زنان قربانی خشونت و به‌یاد زنانی که برای آزادی جنگیدند و می‌جنگند، زنده‌ایم و ادامه می‌دهیم.</span></p>
<figure id="attachment_25908" aria-describedby="caption-attachment-25908" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25908" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%94-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C.jpg?resize=375%2C500" alt="دیدار منظر ضرابی و عباس صادقی با پدر زنده‌یاد یلدا آقافضلی" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%94-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%94-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D9%81%D8%B6%D9%84%DB%8C.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-25908" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">دیدار منظر ضرابی و عباس صادقی با پدر زنده‌یاد یلدا آقافضلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همین مناسبت، تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز با نسرین ستوده دیدار کردند. در این دیدار، ایشان ضمن همدردی با خانواده‌ها بر درستی راهی که خانواده‌ها برای حقیقت و عدالت پیش گرفته‌اند، تأکید کرد. همان‌گونه که حتماً می‌دانید، نسرین ستوده حقوقدان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر است. مجلهٔ تایم در سال ۲۰۲۱ او را یکی از ۱۰۰ نفر تأثیرگذارترین افراد جهان نامید. نسرین و خانواده‌اش به‌طور مداوم به‌خاطر فعالیت‌های بشردوستانه تحت فشار و سرکوب جمهوری اسلامی بوده‌اند. به‌تازگی همسرش، رضا خندان، نیز به‌جرم استفاده از پیکسل‌های اعتراض به حجاب اجباری زندانی شده است و پسر ۱۷ ساله‌اش، نیما، توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۲۵، بعد از گذشت بیش از پنج سال، جمهوری اسلامی با اکثریت آرا در ایکائو (سازمان جهانی هوانوردی غیرنظامی) محکوم شد. انجمن خانواده‌ها در بیانیه‌ای به‌تفصیل به این حکم پرداخت و در انتها از چهار کشور متضرر که مسئولانه این پرونده را در شورای ایکائو مطرح کرده‌اند و از پرزیدنت و اعضای شورای ایکائو که با رأی تاریخی خود در کنار خانواده‌های جانباختگان ایستادند، تشکر کرد. سپس به این نکتهٔ مهم اشاره کرد که «بر اساس مفاد «کنوانسیون شیکاگو» در صورت پافشاری جمهوری اسلامی بر مواضع خود و تکرار ادعای بی‌اساس خطای انسانی، با پروندهٔ تازه‌ای در دیوان بین‌المللی دادگستری مواجه می‌شود. گشوده‌شدن پروندهٔ دوم علیه جمهوری اسلامی در لاهه، برگ دیگری در دادخواهی علیه این حکومت ستم‌پیشه و جنایتکار خواهد بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۶ مارس ۲۰۲۵ هم‌زمان با انتخابات فدرال کانادا، انجمن طی بیانیه‌ای چنین اظهار داشت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«در پی سرنگونی فاجعه‌بار پرواز پی‌اس۷۵۲ در تاریخ ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۰ که جان ۱۷۶ مسافر، خدمه و کودکی به‌دنیانیامده را گرفت، تأثیر این رویداد بر کانادا عمیق بوده است. ۱۳۸ تن از جانباختگان ارتباط نزدیکی با کانادا داشتند. ازجمله ۵۵ تن که شهروند این کشور بودند. ما به‌عنوان نهادی فراحزبی که اکثریت خانواده‌های جانباختگان را نمایندگی می‌کند، با عزم راسخ به‌دنبال اجرای عدالت، پاسخگویی و شفافیت هستیم و از دولت آیندهٔ کانادا می‌خواهیم که در عرصهٔ بین‌المللی برای پاسخگویی و عدالت، با قاطعیت و اراده‌ای استوار رهبری کند. در ادامه، انجمن خواسته‌هایش را از دولت آیندهٔ کانادا برشمرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- تقویت رهبری بین‌المللی کانادا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- حمایت از تلاش‌های حقوقی خانواده‌ها</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳- ایجاد یادبود دائمی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴- اخراج مقامات جمهوری اسلامی از کانادا»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۷ مارس ۲۰۲۵، چند تن از خانواده‌های جانباختگان جنبش مهسا از قائم‌شهر به دیدار خانوادهٔ صادقی و سپس به مزار عزیزان جانباخته در بهشت زهرا رفتند. سهند صادقی، الوند صادقی، نگار برقعی و سوفی امامی مسافران پرواز پی‌اس‌۷۵۲ بودند که در ۱۸ دی ۱۳۹۸ دقایقی پس از بلندشدن، توسط سپاه پاسداران سرنگون شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محسن محمدی کوچکسرایی در شهریور ۱۴۰۱ روبه‌روی کلانتری ۱۱ نیروی انتظامی قائم‌شهر از پشت هدف گلولهٔ جنگی قرار گرفت. محسن دو فرزند داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رحیم کلیج از دیگر جانباختگان اعتراضات روز ۳۰ شهریور قائم‌شهر بر اثر اصابت دو گلولهٔ نیروهای امنیتی به پهلوهایش کشته شد. او را با لقب «ققنوس ایران» می‌شناسند. خانواده‌های دادخواه عید نوروز را فرصتی برای همدردی دوباره و تأکید بر همبستگی و اتحاد با دیگر جانباختگان می‌دانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۸ مارس ۲۰۲۵، خانواده‌های دادخواه پرواز پی‌اس‌۷۵۲ به‌همراه نسل‌های مختلف دادخواهان شامل خانواده‌های اعدام‌شدگان دههٔ ۶۰، جنبش‌های دانشجویی، قتل‌های زنجیره‌ای، جنبش ۸۸، اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸، جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» و تمامی قتل‌های حکومتی که هرگز متوقف نشده است، در چهارمین نمایشگاه «آنچه باقی ماند» که در وین اتریش برگزار شده بود، شرکت کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۲۵، پروندهٔ دوم دربارهٔ جنایت سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ در دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه گشوده شد. با این شکایت جمهوری اسلامی از چهار کشور متضرر در دیوان بین‌المللی دادگستری پروندهٔ دوم بر اساس کنوانسیون شیکاگو دربارهٔ جنایت سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ گشوده شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی درست یک‌ماه پیش در شورای ایکائو شکست سنگینی خورد وقتی‌که این شورا صلاحیت خود را برای رسیدگی به این پرونده تأیید کرد. جمهوری اسلامی موظف بود ظرف سه هفته در ایکائو (سازمان جهانی هوانوردی غیرنظامی) به جزئیات این جنایت بپردازد، اما برای ایجاد تأخیر در کار، شکایت به لاهه برده است. بدین ترتیب دیوان بین‌المللی دادگستری موظف به برگزاری جلسات دادگاه است و انتظار می‌رود این جلسات در سال میلادی جاری برگزار شود. با احتساب این پروندهٔ جدید دو پرونده بر اساس کنوانسیون شیکاگو و کنوانسیون مونترآل در دیوان دادگستری گشوده شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فاصلهٔ زمانی ۲۶ آوریل تا ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، انتشارات انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در نهمین نمایشگاه کتاب «تهران بدون سانسور» شرکت کرد. انتشارات انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ کار خود را با گردآوری و ثبت زندگینامهٔ مسافران و خدمهٔ پرواز آغاز کرد. یادآوری و گرامیداشت زندگی صد و هفتاد و شش جان عزیز و کودکی به‌دنیانیامده که در هجدهم دی‌ماه ۱۳۹۸ در آسمان تهران هدف موشک‌های سپاه پاسداران قرار گرفتند، انگیزه و هدف خانواده‌هایی بود که هیچ چیز جز ناباوری و خشم برایشان باقی نمانده بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همین راستا، پیش از این کتابچهٔ کوچکی به‌زبان انگلیسی با نام «زخمی باز در آسمان» در سایت آمازون منتشر شده بود که مجموعه‌ای از یادداشت‌های بازماندگان در روزها و ماه‌های نخست بعد از فاجعه در فضای مجازی است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخش مهم و تأثیرگذاری از فعالیت‌های رسمی انتشارات انجمن زمانی آغاز شد که گروهی از خانواده‌ها و به‌خصوص مادران داغدار گرد هم آمدند تا یادآوری خاطرات و دادخواهی برای عزیزانشان را در حافظهٔ تاریخ ثبت کنند. فعالیت این گروه با حمایت و دلسوزی بی‌دریغ منیرو روانی‌پور به کلاس خاطره‌نویسی مؤثری بدل شد که از دل آن کتاب «به کی‌یف که رسیدم زنگ می‌زنم» پدید آمد. تلاش جمعی برای ثبت لحظه‌های ناب زندگی عزیزترین انسان‌ها که قربانی شقاوت رذل‌ترین موجودات شده بودند، با هدایت دلسوزانهٔ امیرحسین یزدان‌بد و حامد اسماعیلیون ادامه یافت. حاصل این فعالیت جمعی و مستمر تا به اینجا<a href="https://media.hamyaari.ca/2024/04/04/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86/" target="_blank" rel="noopener"> سه کتاب «نباید نوشته می‌شد ۱ و ۲» و «سرخ در آغوش آسمان»</a> است که توسط انتشارات انجمن به چاپ رسیده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب دیگری با عنوان «به‌نام عدالت» نیز در دست چاپ و انتشار می‌باشد. در این کتاب، خاطرات خانواده‌ها از حضور آن‌ها در جلسات دادگاه ایران و کانادا ثبت شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انجمن خانواده‌های پرواز در تلاش است این کتاب‌ها را به‌روش‌های گوناگون در دسترس عموم قرار دهد و به مردم معرفی کند. یکی از این روش‌ها شرکت در رویدادهای فرهنگی در شهرهای مختلف جهان، گفت‌وگو دربارهٔ کتاب‌ها و خوانش بخش‌هایی از آن توسط نویسندگان است که از ماه‌ها پیش آغاز شده و همچنان ادامه دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نهمین نمایشگاه «تهران بدون سانسور» با حضور بیش از ۱۵ ناشر از اروپا و آمریکا و کانادا برگزار می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۵ آوریل ۲۰۲۵ خانواده‌های جانباختگان پرواز در شاهدشهر، محل سرنگونی هواپیما، به‌یاد همهٔ جانباختگان و به‌خصوص متولدین فروردین و اردیبهشت گرد هم جمع شدند. آن‌ها چندین نهال ازجمله یک افرا را در زمینی نشاندند که آن را متعلق به عزیزان خود می‌دانند و با حلقه‌زدن در اطراف درخت‌ها شعار «حقیقت، عدالت» را سر دادند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۲۵، فراخوانی از طرف انجمن به‌مناسبت جنایت بندرعباس و همدردی با بازماندگان این جنایت داده شد. در این فراخوان از مردم خواسته شد هم‌زمان با انجمن در یونیتی‌پارک ریچموندهیل در هر جای دنیا که هستند، شمعی به‌یاد قربانیان این جنایت روشن کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱ مهٔ ۲۰۲۵، انجمن بیانیه‌ای نیز در مورد این جنایت صادر کرد و خود را در کنار خانواده‌های داغدار دانست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۳ مهٔ ۲۰۲۵، هم‌زمان با برگزاری نهمین نمایشگاه کتاب «تهران بدون سانسور» در برخی از کشورهای اروپایی و برخی شهرهای آمریکا و کانادا، به‌طور خاص در ونکوور کانادا، انتشارات انجمن در<a href="https://media.hamyaari.ca/2025/05/12/%d8%a7%d8%b1%d8%ac%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2/" target="_blank" rel="noopener"> دومین «جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور»</a> که از سوی «بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی» برگزار می‌شد، شرکت نمود. در این جشنواره، بخش‌هایی از روایت احمد اسماعیلیون، پدر حامد اسماعیلیون، که عروس (پریسا اقبالیان) و نوهٔ خود (ری‌را اسماعیلیون) را در پرواز از دست داده است و در کتاب تازه‌منتشرشدهٔ انجمن «به‌نام عدالت» چاپ شده، خوانده شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۵ مهٔ ۲۰۲۵، مصادف با تولد الوند صادقی، منظر ضرابی، مادر الوند، دلنوشته‌ای را به‌همراه عکسی از لیلا، مادر جاوید‌نام سیاوش محمودی، بر سر مزار الوند منتشر کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«امروز تولد الوند بود. صبح زود، لیلا، مادر جاوید نام سیاوش محمودیِ ۱۶ ساله، رفته بود سر مزار و با عشقی خواهرانه تزئینش کرده بود. صحنه‌ای که منو برد به سال‌هایی که سهند کلی برنامه‌ریزی می‌کرد که تولد الوند اونو سورپرایز کنه. امروز لیلا همون حس را زنده کرد. مثل یک خواهر برای الوند. این‌جور محبت‌ها دل داغدیده‌مون را آرام می‌کنه، یادآور اینکه عشق هست، انسانیت هست. این عکس، بیشتر از هزار کلمه حرف داره؛ از دلتنگی، از مقاومت، از دادخواهی. تولدت مبارک، الوند جان… همیشه با مایی.»</span></p>
<figure id="attachment_25905" aria-describedby="caption-attachment-25905" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25905" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C%D8%8C-%D9%88-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B6%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%94-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C.jpg?resize=375%2C500" alt="از راست، منظر ضرابی، لیلی مهدوی، مادر زنده‌یاد سیاوش محمودی، و عباس صادقی بر سر مزار چهار عضو خانوادهٔ صادقی، زنده‌یاد الوند صادقی، زنده‌یاد نگار برقعی، زنده‌یاد سهند صادقی و زنده‌یاد سوفی امامی در سالروز تولد الوند" width="375" height="500" /><figcaption id="caption-attachment-25905" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">از راست، منظر ضرابی، لیلی مهدوی، مادر زنده‌یاد سیاوش محمودی، و عباس صادقی بر سر مزار چهار عضو خانوادهٔ صادقی، زنده‌یاد الوند صادقی، زنده‌یاد نگار برقعی، زنده‌یاد سهند صادقی و زنده‌یاد سوفی امامی در سالروز تولد الوند</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۶ مهٔ ۲۰۲۵، برنامهٔ بورسیهٔ یادبود پرواز پی‌اس۷۵۲ اعلام کرد آمادهٔ پذیرش درخواست‌کنندگان این بورسیه برای سال تحصیلی ۲۰۲۶ &#8211; ۲۰۲۵ می‌باشد. این بورسیه به‌یاد ۱۷۶ جانباخته، به‌علاوهٔ یک کودک متولد‌نشده، که به‌طور تراژیکی در تاریخ ۸ ژانویه۲۰۲۰ بر اثر شلیک موشک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در فاجعهٔ پرواز پی‌اس۷۵۲ از دست رفتند، اهدا می‌شود. در میان این قربانیان، دانشجویان، پژوهشگران و اعضای جامعهٔ دانشگاهی حضور داشتند که آینده‌شان ناعادلانه از آن‌ها گرفته شد. در چارچوب این برنامه طی پنج سال، ۱۷۶ بورسیه به‌نام هر یک از جانباختگان اعطا خواهد شد. این بورسیه‌ها به دانشجویان تمام‌وقت در مؤسسات آموزش عالی کانادا که رشتهٔ تحصیلی آن‌ها با زمینه‌های علمی قربانیان مرتبط باشد یا در راستای پیشگیری از وقوع فجایعی مشابه باشد، تعلق می‌گیرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۲۵، شهرداری وینیپگ با ساخت یک یادبود دائمی به‌یاد جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در پارک اسکورفیلد واقع در محلهٔ وایت‌ریج، موافقت کرد. هشت نفر از جانباختگان این فاجعه از ساکنان استان مانیتوبا بودند، ازجمله چند خانواده با کودکان خردسال. در طرح این یادبود نام همهٔ جانباختگان بر دیواری حک خواهد شد. در مراسم رسمی اعلام این پروژه، کورش دوست‌شناس، سخنگوی انجمن و از ساکنان وینیپگ گفت: بیش از سه سال است که با همکاری خستگی‌ناپذیر انجمن ایرانیان مانیتوبا، مسئولین شهری و فعالان اجتماعی، برای ایجاد یادبودی معنادار در پارک اسکورفیلد تلاش کرده‌ایم؛ مکانی برای ادای احترام، برای تأمل و برای بیان خواستمان برای عدالت و آسمانی امن برای همه. به‌گفتهٔ مقام‌های شهری، این مکان تنها برای سوگواری نخواهد بود، بلکه فضایی برای پیوند میان جوامع و افزایش آگاهی عمومی دربارهٔ فجایع هوایی و ضرورت دادخواهی خواهد بود. انجمن خانواده‌های پرواز پی‌اس‌۷۵۲ از شهروندان و مقام‌های شهری در پیشبرد این پروژه سپاسگزاری می‌کند و امیدوار است این یادبود گامی دیگر در مسیر عدالت برای جانباختگان این فاجعه باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵، نمایندگان انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز با خانم آنیتا آناند، وزیر محترم خارجهٔ کانادا، که به‌تازگی به این سمت منصوب شده بودند، دیدار کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این دیدار دربارهٔ جزئیات پرونده‌های مطرح در دیوان بین‌المللی دادگستری و پروندهٔ مطرح در دیوان بین‌المللی کیفری گفت‌و‌گو شد. در این جلسه، نمایندگان انجمن آقایان کورش دوست‌شناس، حامد اسماعیلیون و البرز صادقی تأکید کردند از تلاش‌های برخی رسانه‌ها و نهادها برای عادی‌کردن جمهوری اسلامی ایران در کانادا آگاه‌اند و در مقابل آن ایستاده‌اند. همچنین در ادامه به اهمیت گرامیداشت روز ۲۰۰۰م که به‌زودی فرا می‌رسد،‌ اشاره کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، انجمن بیانیه‌ای دربارهٔ اعدام مجاهد کورکور صادر کرد. در این بیانیه ضمن اشاره به هم‌زمانی این قتل حکومتی با روز تولد کیان پیرفلک، این قتل حکومتی را محکوم کرد و خواستار آزادی فوری و بی‌قیدوشرط تمام زندانیان سیاسی شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۵، انجمن بیانیه‌ای دربارهٔ جنگ ۱۲ روزه صادر کرد. در این بیانیه به نقش‌نداشتن مردم ایران در این جنگ اشاره شد. در ادامه به کشته‌شدن تعداد زیادی از فرماندهان سپاه ازجمله برخی آمرین و عاملین سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در روز اول جنگ اشاره شده است. با اینکه ما ترجیح می‌دادیم آن‌ها را در دادگاهی عادلانه و بر صندلی متهمین ببینیم، اما از مرگ آنان غمگین نیستیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در چند روز گذشته جمعی از افراد ب</span><span style="font-weight: 400;">ی‌گناه هم جان خود را از دست داده‌اند. ما جمهوری اسلامی را در درجهٔ اول عامل ازدست‌رفتن جان بی‌گناهان می‌دانیم. ما در این جنگ در کنار مردم شریف ایران هستیم. </span></span></p>
<figure id="attachment_25909" aria-describedby="caption-attachment-25909" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25909" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/photo_2025-12-27_01-04-40.jpg?resize=375%2C500" alt="از راست، همسر زنده‌یاد مینو مجیدی، اولین جان‌باختهٔ ۴۰۱ کرمانشاه، منظر ضرابی، و عباس صادقی" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/photo_2025-12-27_01-04-40.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/photo_2025-12-27_01-04-40.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-25909" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">از راست، همسر زنده‌یاد مینو مجیدی، اولین جان‌باختهٔ ۴۰۱ کرمانشاه، منظر ضرابی، و عباس صادقی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، مصادف با دو هزارمین روز جنایت، مراسم پرده‌برداری از بنای یادبود جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در شهر وینیپگ کانادا برگزار شد. بنایی که به‌منظور گرامیداشت همیشگی یاد و خاطرهٔ آن عزیزان ساخته شده است. در این مراسم جمعی از خانواده‌های داغدار، نمایندگان پارلمان، نمایندهٔ شهردار وینیپگ و شهردار ریچموندهیل حضور داشتند و با همدلی و احترام یاد جانباختگان را گرامی داشتند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، منظر ضرابی و عباس صادقی، مادر و پدر دادخواه پرواز پی‌اس‌۷۵۲، در مراسم سوگواری مهرانگیز ایمن‌پور، از کشته‌شدگان جنگ ۱۲ روزه، شرکت کردند. مهرانگیز ایمن‌پور، همسر سابق رضا خندان مهابادی، نویسنده، منتقد، فعال اجتماعی، از اعضای کانون نویسندگان ایران و زندانی سیاسی پیشین در زندان اوین، بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۵، خانواده‌های جانباختگان پرواز در مراسم سوگواری پارسا یداللهی‌فلاح از کشته‌شدگان جنگ ۱۲ روزه، سرباز ۱۹ ساله‌ای که در شیفت نگهبانی خدمت اجباری ساختمان اوین بود، شرکت کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۱ اوت ۲۰۲۵، انجمن بیانیه‌ای در مورد حکم دادگاه تجدید نظر در تأیید قصور شرکت هواپیمایی اوکراین صادر کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این بیانیه آمده بود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«امروز در دادگاه تجدید نظر دادگاه عالی انتاریو، حکم دادگاه بدوی در مورد قصور شرکت هواپیمایی اوکراین تأیید شد. در دادگاه بدوی مشخص شده بود که شرکت هواپیمایی اوکراین در اقدام به جلوگیری از برخاستن پرواز پی‌اس‌۷۵۲‌ از تهران در هجدهم دی‌ماه ۱۳۹۸ کوتاهی کرده است. بر اساس حکم دادگاه بدوی، گزارش‌های جمهوری اسلامی قانع‌کننده نبود و ادعای این حکومت مبنی بر خطای انسانی رد شده بود. بازماندگان اغلب فجایع هوانوردی در دنیا ازجمله فاجعهٔ یازدهم سپتامبر و پرواز ام‌اچ۱۷ (MH17) شرکت‌های هواپیمایی را در بررسی ریسک‌های پرواز در موقعیت جنگی به پرسش گرفتند. پرواز پی‌اس‌۷۵۲ هم استثنا نیست. این دادگاه به بررسی ریسک‌ها پیش از برخاستن هواپیما از فرودگاه تهران می‌پردازد و نافی مسئولیت جنایی جنایتکاران جمهوری اسلامی در سرنگون‌کردن پرواز نیست. در حکم صادره از دادگاه بدوی نکات بسیاری علیه جمهوری اسلامی وجود داشت و در حکم تجدیدنظر بر یافته‌های دادگاه بدوی صحه گذاشته شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این دعوای حقوقی به‌صورت مستقل از انجمن توسط بسیاری از اعضای خانواده‌ها مطرح شده بود. حمایت انجمن از خانواده‌ها در این زمینه محدود به پاسخ سؤالات آن‌ها و به‌اشتراک‌گذاشتن اطلاعاتی بود که قبلاً به‌عنوان بخشی از تلاش‌های تیم حقیقت‌یاب انجمن و تلاش‌های جاری ما جمع‌آوری شده بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ همچنان متعهد به جستجوی حقیقت و عدالت برای جانباختگان پرواز است. صدور چنین احکامی باعث می‌شود تا شرکت‌های هواپیمایی در صورت وقوع شرایط جنگی، همان‌طور که بارها در شش سال گذشته در خاورمیانه و ایران رخ داده است، مستقل از اطلاعاتی که از حکومت‌ها دریافت می‌کنند، اقدام به لغو پروازها کنند. این حکم مسئولیتی را که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران در قبال سرنگونی پرواز پی‌اس‌۷۵۲ بر عهده دارند، نقض و یا نفی نمی‌کند، بلکه بر آن تأکید می‌کند. اقدامات حقوقی در سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی دیوان بین‌المللی دادگستری و دیوان بین‌المللی کیفری لاهه تحت تأثیر این حکم قرار نخواهد گرفت.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۷ اوت ۲۰۲۵، پس از تصمیم دولت استرالیا مبنی بر اخراج سفیر جمهوری اسلامی و قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروه‌های تروریستی، انجمن طی بیانیه‌ای از این تصمیم استقبال کرد. و در آن از تمام دولت‌های دمکراتیک دنیا خواست که سپاه پاسداران را در لیست گروه‌های تروریستی، که شایسته‌اش هستند، قرار بدهند. و در خاتمه به این نکته اشاره کرد؛ این سازمان مخوف در بین ایرانیان فقط تداعی‌گر واژگان سرکوب، کشتار، جنگ و اعدام است. و ما قاتلین فرزندان ایران را نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۸ اوت ۲۰۲۵، پس از اقدام جمهوری اسلامی علیه پناه‌جویان افغان، انجمن ضمن محکوم‌کردن این اقدام، گفت: انسانیت را نمی‌شود تبعید کرد! ما در کنار پناه‌جویان افغانستانی که همانند بسیاری از ایرانیان سرکوب جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌اند، می‌ایستیم چون باور داریم عدالت مرز نمی‌شناسد و دادخواهی نبردی جمعی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۲۵، دکتر حامد اسماعیلیون به‌یاد تمام جانباختگان چهار دهه جنایات جمهوری اسلامی و گروگان‌های دربند ازجمله پخشان عزیزی، ‌وریشه مرادی و… در برنامهٔ دوی نیمه‌ماراتن جورجینا در انتاریو دویدند، و از مردم خواستند که در تظاهرات ۱۴ سپتامبر به‌مناسبت سومین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی که هم‌زمان در ۲۵ شهر دنیا برگزار می‌شود، شرکت نمایند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۵، دکتر حامد اسماعیلیون در تجمع تورنتو به‌مناسبت سومین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی سخنرانی کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه سال از همبستگی بزرگ ایرانیان نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر دنیا گذشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه سال گذشته است و سایهٔ جنگ بر کشور ما سایه افکنده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راه ما تنها و تنها از انقلاب می‌گذرد…</span></p>
<figure id="attachment_25910" aria-describedby="caption-attachment-25910" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25910" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C.jpg?resize=375%2C500" alt="دایه مینا، مادر زنده‌یاد شهریار محمدی از جانباختگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در شهر «بوکان»، در حال امضای طومار دادخواهی" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-25910" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">دایه مینا، مادر زنده‌یاد شهریار محمدی از جانباختگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در شهر «بوکان»، در حال امضای طومار دادخواهی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، کتاب جدید خانواده‌های جانباختگان پرواز با عنوان «به‌نام عدالت» که روایت خانواده‌ها از دادگاه‌هایی که در کانادا برگزار شده و از دادگاه‌های نمایشی دستگاه قضایی ایران است، در نشست ۲۰۴ کانون کتاب تورنتو معرفی شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵، برنامهٔ دو/پیاده‌روی ۵ کیلومتر برای عدالت، با فراخوان انجمن جانباختگان پرواز، در تورنتو، ونکوور، اتاوا و سراسر جهان برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵، علی شمخانی، مشاور علی خامنه‌ای و عضو شورای دفاع، اذعان کرد که مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی از همان لحظات نخست سقوط هواپیمای اوکراینی، از سرنگونی این هواپیما با موشک‌های سپاه پاسداران اطلاع داشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۷ اکتبر ۲۰۲۵، از آخرین کتاب چاپ انتشارات انجمن «به‌نام عدالت» در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت رونمایی شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵، خانواده‌های جانباختگان پرواز در بهشت فاطمه در لواسانات بر سر مزار دو تن از جانباختگان، شادی جمشیدی و نگار برقعی، یاد مسافران متولد مهرماه را گرامی داشتند. این گردهمایی‌ها برای جلوگیری از فراموشی و یادآوری همهٔ دروغ‌هایی است که جمهوری اسلامی از روز جنایت تا امروز گفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۴ نوامبر ۲۰۲۵، سیزدهمین سالگرد شکنجه و قتل حکومتی ستار بهشتی را یادآوری کردیم، زیرا ما قاتلان فرزندان ایران را نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم و دادخواهی نبردی جمعی‌ست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۷ نوامبر ۲۰۲۵، در لایحهٔ بودجهٔ سال ۲۰۲۶، کانادا بودجه‌ای به ساخت بنای یادبود به‌یاد جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در شهر ریچموند هیل اختصاص داده شد. انجمن از وزارت خارجه، وزارت میراث فرهنگی، آقای دیوید وست، شهردار محترم ریچموند هیل، آقای احساسی، نمایندهٔ محترم ویلودِیل، آقای مایکل پارسا، وزیر محترم دولت انتاریو، و همهٔ کسانی که در پیشبرد این پروژه به انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز یاری رساندند، تشکر کرد و اظهار امیدواری کرد تا این بند از بودجه مورد تصویب مجلس کانادا قرار بگیرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۹ نوامبر ۲۰۲۵، در ریچموند هیل طی مراسمی رسمی اعلام شد که در بودجهٔ سال ۲۰۲۶ دولت کانادا، بخشی از اعتبارات شهری برای ساخت بنای یادبود جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ اختصاص یافته است. این اعلام توسط علی احساسی، نمایندهٔ پارلمان حوزهٔ ویلودیل و دستیار پارلمانی رئیس شورای خصوصی کانادا، انجام شد. در این مراسم، دیوید وست، شهردار ریچموندهیل، و جمعی از اعضای انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ حضور داشتند. حامد اسماعیلیون نیز به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره و نمایندهٔ انجمن در این برنامه شرکت کرد و این اقدام را «گامی مهم در ثبت دائمی یاد و روایت این فاجعه در حافظهٔ عمومی جامعه» توصیف کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵، انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ با یادگارهایی از برخی جانباختگان این فاجعه در پنجمین نمایشگاه «آنچه باقی ماند» حضور یافت. این نمایشگاه یادآور صدای خاموش‌ناشدنی عدالت‌خواهان است. آنان که زندگی‌شان را در راه آزادی از دست دادند. این رویداد به‌همت شورای دادخواهان و با همکاری انجمن آبان و گروه اکو‌ایران برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵، خانواده‌های جانباختگان پرواز در بهشت زهرا بر سر مزار آرش پورضرابی و پونه گرجی یاد مسافران متولد آبان‌ماه را گرامی داشتند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱۵ نوامبر ۲۰۲۵، یادآور آبان خونین، زخمی‌ست که تقویم نمی‌تواند مرهمش باشد. نام آن‌ها جاودانه است و راهشان ادامه دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵، پس از قتل خسرو علیکردی، وکیل شریف، متعهد و مدافع حقوق بشر ایرانی، انجمن بیانیه‌ای صادر کرد و از آن نه یک «حادثهٔ طبیعی» که حلقه‌ای دیگر از زنجیرهٔ طولانی حذف سیستماتیک صداهای مستقل، حق‌طلب و مدافع کرامت انسانی در ایران، یاد کرد. در این بیانیه به آنچه در جریان مراسم هفتم و عزاداری رخ داد، اشاره شد و اینکه هرگز نباید اجازه داد قتل حکومتی و سرکوب «عادی» شود.</span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">هوریران سهراب، </span><span style="font-weight: 400;">داغدارِ چهار تن از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ؛ زنده‌یاد نگار برقعی، زنده‌یاد الوند صادقی، زنده‌یاد سهند صادقی و زنده‌یاد سوفی امامی<br />
عکس کاور از نیک لابا / نورث شور نیوز<br />
Photo credit: Nick Laba / North Shore News<br />
</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac/">روزشمار دادخواهی انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در سال ۲۰۲۵ </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25904</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گرامیداشت یاد جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در جشنوارهٔ چراغانی داندِرِیو در وست ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/01/05/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%b3/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/01/05/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Jan 2026 03:56:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[آلما اولادی]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لاله باقری]]></category>
		<category><![CDATA[مریم زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[وست ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25899</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – وست ونکوور در روزهایی که شهرهای ساحلی بریتیش کلمبیا به استقبال بلندترین شب‌های سال می‌روند، «جشنوارهٔ چراغانی داندِرِیو» در وست ونکوور، هر سال با صدها چراغ و درختِ روشن، پیامی ساده و انسانی را تکرار می‌کند: بیایید در دل تاریکی چراغی روشن کنیم برای شادی، برای همدلی، و برای کسانی که از یاد نمی‌روند. این جشنوارهٔ محبوبِ خانوادگی، امسال نیز با بخش «جنگل معجزه‌ها» (Forest of Miracles) در امتداد ساحل...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/05/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%b3/">گرامیداشت یاد جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در جشنوارهٔ چراغانی داندِرِیو در وست ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – وست ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهایی که شهرهای ساحلی بریتیش کلمبیا به استقبال بلندترین شب‌های سال می‌روند، «جشنوارهٔ چراغانی داندِرِیو» در وست ونکوور، هر سال با صدها چراغ و درختِ روشن، پیامی ساده و انسانی را تکرار می‌کند: بیایید در دل تاریکی چراغی روشن کنیم برای شادی، برای همدلی، و برای کسانی که از یاد نمی‌روند. این جشنوارهٔ محبوبِ خانوادگی، امسال نیز با بخش «جنگل معجزه‌ها» (Forest of Miracles) در امتداد ساحل وست ونکوور، میزبان صدها درخت تزئین‌شده از سوی خانواده‌ها، کسب‌وکارها و گروه‌های اجتماعی است؛ درخت‌هایی که نه‌فقط نماد جشن، که «نشانه‌هایی از امید» برای حمایت از افراد آسیب‌پذیر جامعه‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جنگل معجزه‌ها: جشن نور، و فرصتی برای بخشش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طبق معرفی برگزارکنندگان، «جنگل معجزه‌ها» به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین نمایش‌های فضای بازِ درخت‌های کریسمس در ساحل بریتیش کلمبیا، هر سال ده‌ها یا حتی صدها درخت را در کنار آب، از محدودهٔ امبل‌ساید تا داندِرِیو، به نمایش می‌گذارد و هر درخت با داستان و انگیزهٔ گروهی از مردم گره می‌خورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار حال‌وهوای جشن، این رویداد پیوند روشنی با کارهای خیریه دارد؛ بر اساس توضیحات نهادهای همکار، بخشی از کمک‌ها و حمایت‌ها به برنامه‌های اجتماعی‌ای اختصاص می‌یابد که برای مقابله با بی‌خانمانی و ناامنی مسکن در نورث‌شور فعالیت می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کمپین رسمی «Dundarave Festival of Lights &#8211; Forest of Miracles Fund 2025» نیز تأکید می‌کند که کمک‌ها به صندوق «جنگل معجزه‌ها» واریز می‌شود و هدف آن پشتیبانی از سازمان‌های محلیِ حامی اقشار آسیب‌پذیر (ازجمله Hollyburn و Lookout) است. تا زمان نگارش این سطور، بیش از ۱۷٬۹۸۰ دلار با حمایت ۱۴۸ نفر جمع‌آوری شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ این جشنواره و کمک به آن از لینک زیر دیدن کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://my.charitableimpact.com/campaigns/dundarave-festival-of-lights-forest-of-miracles-fund-2025-e069f51e-f3d2-41a0-ae59-69a690869589?fbclid=IwZXh0bgNhZW0CMTAAYnJpZBExZkFuUzA1N2k4S3VmQWhIMnNydGMGYXBwX2lkEDIyMjAzOTE3ODgyMDA4OTIAAR5auBhQMCt5hHX4mQREga6ukEGMp4ZjC84QAC52-DA6HFENgXWG-KisFflEEQ_aem_s2r9nhSeArTOHXXrBNyEtg"><span style="font-weight: 400;">https://my.charitableimpact.com/campaigns/dundarave-festival-of-lights-forest-of-miracles-fund-2025-e069f51e-f3d2-41a0-ae59-69a690869589</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی‌ست تعدادی از اعضای خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در این جشنواره گروهی با نام «مبادا قربانیان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ را فراموش کنیم» (Lest We Forget! Victims of Ukrainian Flight PS752) تشکیل داده‌اند و کمک‌های مالی علاقه‌مندان به مشارکت در این جشنواره را از طریق لینک زیر دریافت می‌کنند و به سازمان‌های خیریهٔ اشاره‌شده اهدا می کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://my.charitableimpact.com/groups/lest-we-forget-victims-of-ukrainian-flight-ps752"><span style="font-weight: 400;">https://my.charitableimpact.com/groups/lest-we-forget-victims-of-ukrainian-flight-ps752</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای همهٔ کمک‌های دریافت‌شده رسید مالیاتی مورد قبول ادارهٔ درآمد کانادا (CRA) صادر می‌شود.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25901" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/Lights_Festival_Final.jpg?resize=640%2C213" alt="گرامیداشت یاد جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در جشنوارهٔ چراغانی داندِرِیو در وست ونکوور - - - - - در روزهایی که شهرهای ساحلی بریتیش کلمبیا به استقبال بلندترین شب‌های سال می‌روند، «جشنوارهٔ چراغانی داندِرِیو» در وست ونکوور، هر سال با صدها چراغ و درختِ روشن، پیامی ساده و انسانی را تکرار می‌کند: بیایید در دل تاریکی چراغی روشن کنیم برای شادی، برای همدلی، و برای کسانی که از یاد نمی‌روند. این جشنوارهٔ محبوبِ خانوادگی، امسال نیز با بخش «جنگل معجزه‌ها» (Forest of Miracles) در امتداد ساحل وست ونکوور، میزبان صدها درخت تزئین‌شده از سوی خانواده‌ها، کسب‌وکارها و گروه‌های اجتماعی است؛ درخت‌هایی که نه‌فقط نماد جشن، که «نشانه‌هایی از امید» برای حمایت از افراد آسیب‌پذیر جامعه‌اند... #کانادا #ونکوور #پروازاوکراین #PS752 #دادخواهی #من_هم_شمعی_روشن_خواهم_کرد #پرواز۷۵۲ #ps752flight #ps752justice #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری " width="640" height="213" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/Lights_Festival_Final.jpg?w=900&amp;ssl=1 900w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/Lights_Festival_Final.jpg?resize=300%2C100&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/Lights_Festival_Final.jpg?resize=768%2C256&amp;ssl=1 768w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></span></p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>درختی برای زادروز آلما، و برای دادخواهی او</b></span></h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در میان همهٔ این درخت‌های نورانی، امسال یک درخت قرار است بار معنایی ویژه‌ای برای بخشی از جامعهٔ ایرانی-کانادایی داشته باشد؛ درختی به‌مناسبت سی و سومین زادروز (۲۷ دسامبر) آلما اولادی و به‌نام و بزرگداشت جانباختگان پرواز PS752، یادمانی که هم‌زمان به فقدان و امید اشاره می‌کند؛ فقدانِ عزیزانی که بی‌گناه از میان ما رفتند، و امید به اینکه یادشان و دادخواهی‌شان به همدلی و کنش اجتماعی تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این یادبود، به‌ویژه در فضایی مانند امبل‌ساید و داندِرِیو که محل رفت‌وآمد خانواده‌ها و گردشگران است، می‌تواند پلی باشد میان جامعهٔ ایرانی نورث شور و همسایگان کانادایی‌شان؛ پلی برای معرفی روایتی انسانی، و برای گفت‌وگو دربارهٔ عدالت و مسئولیت‌پذیری.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی‌ست این جشنواره از ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵ آغاز شده و تا ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶ که مصادف است با ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس‌۷۵۲، ادامه خواهد داشت.</span></p>
<figure id="attachment_25902" aria-describedby="caption-attachment-25902" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25902" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/Main.jpg?resize=375%2C500" alt="لاله باقری (چپ)، مادر زنده‌یاد آلما اولادی و هوریران سهراب ( راست)، داغدار چهار جانباختهٔ پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در کنار درخت تزئین‌شدهٔ جانباختگان این پرواز" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/Main.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/01/Main.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-25902" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">لاله باقری (چپ)، مادر زنده‌یاد آلما اولادی و هوریران سهراب ( راست)، داغدار چهار جانباختهٔ پرواز پی‌اس‌۷۵۲ در کنار درخت تزئین‌شدهٔ جانباختگان این پرواز</span></figcaption></figure>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آلما اولادی؛ دختری که «نامش» هم روایتِ زندگی بود</b></span></h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما اولادی، متولد ۱۹۹۲ (۱۳۷۱) و ساکن کانادا بود. روایت زندگی او در صفحهٔ انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲، با نوشتاری از لاله باقری، مادر آلما، آغاز می‌شود. روایتی که از همان ابتدا نشان می‌دهد این یادنامه قرار نیست فقط فهرستی از اطلاعات باشد، بلکه قصهٔ مادری است که برای فرزندش آینده‌ای پر از نور و امید متصور بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در همین روایت، به معنا و بار فرهنگی نام «آلما» نیز اشاره می‌شود: «آلما» در برخی زبان‌ها با مفهوم «جان و روح» و «مهربانی» پیوند می‌خورد و در زبان آذری به‌معنای «سیب» است؛ نشانه‌ای لطیف از زندگی، طراوت و ریشه‌ها.</span><a href="https://www.ps752justice.com/fa/victims/alma-oladi/"><span style="font-weight: 400;"> </span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما از کودکی و نوجوانی، علاقه‌مند به هنر و ورزش بود؛ از نقاشی و موسیقی تا شنا و فعالیت‌های ورزشی گوناگون. در کنار این‌ها، شوقِ دانستن و کتاب‌خوانی، و نظم و برنامه‌ریزی دقیق برای زمان، بخشی از شخصیت او بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در مسیر تحصیلی نیز، او در رشتهٔ ریاضی پیش رفت و سپس برای دکترا در ریاضیات و آمار در دانشگاه اتاوا پذیرفته شد. او پس از پایان سال اول دکترا، برای تعطیلات کوتاه سال نو میلادی به ایران رفت تا خانواده‌اش را ببیند و تولد ۲۷سالگی‌اش را کنار آنان باشد.</span><a href="https://www.ps752justice.com/fa/victims/alma-oladi/"><span style="font-weight: 400;"> </span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اما «یازده روز بعد»، زمانی که قرار بود برای آغاز سال دوم دکترا به کانادا بازگردد، پرواز پی‌اس‌۷۵۲ با شلیک دو موشک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرنگون شد و آلما و دیگر سرنشینان بی‌گناه آن جان باختند.</span><a href="https://www.ps752justice.com/fa/victims/alma-oladi/"><span style="font-weight: 400;"> </span></a></span></p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چرا این یادبود اهمیت دارد؟</b></span></h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یادبودهایی از این دست، وقتی در متن یک رویداد عمومی و شهری قرار می‌گیرند، چند کار هم‌زمان انجام می‌دهند:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یاد را از خلوت خانه‌ها به فضای جمعی می‌آورند، جایی که امکان همدلی عمومی و گفت‌وگو شکل می‌گیرد.</span></li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سوگ را به کنش اجتماعی پیوند می‌زنند، کنشی که می‌تواند هم یادآوری باشد و هم حمایت از افراد آسیب‌پذیر.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نسلی را به نسل دیگر معرفی می‌کنند، نسلی که شاید نام پی‌اس‌۷۵۲ را شنیده باشد، اما چهره‌ها و داستان‌هایش را نشناسد.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فصل تعطیلات سال ۲۰۲۶ که مصادف است با ششمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس‌۷۵۲ فرصتی است مغتنم برای جامعهٔ ایرانی تا با مشارکت در چنین جشنواره‌هایی ضمن همدلی با خانواده‌های جانباختگان این پرواز، یاد قربانیان را گرامی بدارند و هم‌زمان در ایجاد تغییراتی معنادار و مفید در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، مشارکت نمایند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/05/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%b3/">گرامیداشت یاد جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در جشنوارهٔ چراغانی داندِرِیو در وست ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/01/05/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25899</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/05/12/%d8%a7%d8%b1%d8%ac%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/05/12/%d8%a7%d8%b1%d8%ac%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 May 2025 02:24:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[‎#PersianBookFestival]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[‎Persian Book Festival]]></category>
		<category><![CDATA[Rahaa Publishing]]></category>
		<category><![CDATA[اسپنسر چاندرا هربرت]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن فرهنگی پرسش]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد ادبی محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره دهکردی]]></category>
		<category><![CDATA[بهشته رضاپور]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[جنیفر بلادرویک]]></category>
		<category><![CDATA[حمید مساح]]></category>
		<category><![CDATA[درفشه جوادی کوتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر پیمان وهاب زاده]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر پیمان وهاب‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر حسام دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر درفشه جوادی کوتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر شهرزاد سلطان]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لورن اوتس]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شقایق محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[شهر کریستال]]></category>
		<category><![CDATA[شهرزاد سلطان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرگان]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالرحیم احمد پروانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا فرجام]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فروشی پان به]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانهٔ درخت دانش]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان به]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان‌به]]></category>
		<category><![CDATA[گروه علمی آموزشی سماک]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مصدق پارسا]]></category>
		<category><![CDATA[منصور علیمرادی]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه باختری]]></category>
		<category><![CDATA[ناصر هوتکی]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<category><![CDATA[نشر زن]]></category>
		<category><![CDATA[نیکی فتاحی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ابراهیمی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ابراهیمی رودبارکی]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24892</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; ونکوور عکس‌ها از علی حقیقت‌جو &#8211; Capilano Photography به‌همت بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی که بنیادی تازه‌تأسیس است و در شمارهٔ قبل «رسانهٔ همیاری» معرفی شد، دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور در تاریخ ۳ مهٔ ۲۰۲۵ در سالن آمفی‌تئاتر یوبی‌سی رابسون اسکوئر واقع در داون‌تاون ونکوور برگزار شد. در این جشنواره که تعدادی از ناشران، انجمن‌های فرهنگی-ادبی و ناشرمؤلفان در آن حضور داشتند، نمایشگاه کتاب از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر به‌طور...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/05/12/%d8%a7%d8%b1%d8%ac%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2/">ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌ها از علی حقیقت‌جو &#8211; <a href="https://www.instagram.com/capilano_photography/" target="_blank" rel="noopener">Capilano Photography</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همت بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی که بنیادی تازه‌تأسیس است و در <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/04/22/%d8%a8%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">شمارهٔ قبل «رسانهٔ همیاری» معرفی شد</a>، دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور در تاریخ ۳ مهٔ ۲۰۲۵ در سالن آمفی‌تئاتر یوبی‌سی رابسون اسکوئر واقع در داون‌تاون ونکوور برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این جشنواره که تعدادی از ناشران، انجمن‌های فرهنگی-ادبی و ناشرمؤلفان در آن حضور داشتند، نمایشگاه کتاب از ساعت ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر به‌طور مداوم در جریان بود و نشست‌های ادبی در سه بخش و مجموعاً به‌مدت پنج ساعت برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تمرکز جشنوارهٔ امسال بر ارج‌نهادن اقدامات ارزشمند انجام‌شده برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل در افغانستان و همچنین اطلاع‌رسانی در این زمینه بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با توجه به طولانی‌بودن نشست‌ها و محدودیت وقت تهیه و تکمیل گزارش و نیز محدودیت فضای نشریه، در این گزارش به بخش‌هایی از سخنان هریک از سخنرانان می‌پردازیم و از شما دعوت می‌کنیم که پس از آماده‌شدن ویدئوی کامل این نشست‌ها، سخنان کامل سخنرانان را تماشا کنید و بشنوید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بخش اول نشست ادبی با کمی تأخیر آغاز شد و </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;">، از مدیران کارگاه داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی، که مسئولیت گردانندگی جلسه را بر عهده داشت، پس از تأکید بر آنکه محل برگزاری جشنواره بر زمین‌های واگذارنشدهٔ مردمان بومی ماسکوئیم، اسکوامیش و اِس‌لِی-واتوث بنا شده است، گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">پیش از آغاز برنامه لازم می‌دانیم از طرف بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی برای دو واقعهٔ تأسف‌بار تسلیت بگوییم. نخست کشته‌شدن ده‌ها تن از هم‌وطنانمان در فاجعهٔ انفجار بندرعباس را تسلیت گفته و یاد آنان را گرامی می‌داریم. همچنین به‌اطلاع می‌رسانیم برنامه‌ای به‌همین مناسبت از ساعت ۲ بعدازظهر امروز مقابل ساختمان آرت گالری برگزار می‌شود. </span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24894" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0875.jpg?resize=500%2C333" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0875.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0875.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0875.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واقعهٔ تأسف‌بار دوم درگذشت همشهری فرهیخته و ارجمندمان در شهر ونکوور است؛ با کمال تأسف دکتر منیر طه، شاعر، نویسنده و ترانه‌سرا، که نخستین زن ترانه‌سرای برنامهٔ گل‌های رادیو ایران و پایه‌گذار بنیاد فرهنگی رودکی در ونکوور بودند،<a href="https://media.hamyaari.ca/2025/05/09/%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%85-%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af/" target="_blank" rel="noopener"> روز سی‌ام آوریل در شهر ونکوور درگذشتند</a>. گفتنی است سپتامبر سال گذشته جشنی برای تقدیر از هشتاد سال فعالیت و تلاش‌های ارزندهٔ ایشان، در شعر، ترانه و ادبیات فارسی، در دانشگاه سایمون فریزر در داون‌تاون ونکوور <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/18/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%b4%d9%86-%d8%aa%d9%82%d8%af%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">برگزار شد</a> که با استقبال دوستداران هنر و ادبیات مواجه شد. در آن مراسم سه کتاب تازه‌منتشر‌شده از ایشان، یعنی «شراب خانگی»، «در کوچه‌ها، بازارها» و «یک تار مو» هم رونمایی شدند. جایشان امروز در میان ما خالی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این فقدان بزرگ را به خانوادهٔ ایشان و جامعهٔ ادبی و فرهنگی ونکوور تسلیت می‌گوییم. نام و یادشان مانا و گرامی باد.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24877" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1-%DB%B3-%D9%85%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA_%D8%AC%D9%88.jpg?resize=500%2C333" alt="یادی از دکتر منیر طه در دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور - ۳ مهٔ ۲۰۲۵- عکس از علی حقیقت_جو" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1-%DB%B3-%D9%85%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA_%D8%AC%D9%88.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1-%DB%B3-%D9%85%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA_%D8%AC%D9%88.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%B1-%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1-%DB%B3-%D9%85%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA_%D8%AC%D9%88.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">او سپس پیام ارسالی نمایندهٔ محترم مجلس استانی، </span><b>اسپنسر چاندرا هربرت (Spencer Chandra Herbert)</b><b>، </b><span style="font-weight: 400;">وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش استان بریتیش کلمبیا، به جشنواره را به‌زبان فارسی خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">از طرف نخست وزیر دیوید ابی و دولت بریتیش کلمبیا، باعث افتخار من است که به شما در جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور ۲۰۲۵، خوشامد بگویم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور، استعدادهای ادبی نویسندگان ایرانی و افغان از بریتیش کلمبیا و آمریکای شمالی را گرامی می‌دارد. تمرکز این جشنواره بر هنر ادبی از دریچهٔ زبان فارسی، فضایی حیاتی برای کاوش فرهنگی فراهم می‌کند و در عین حال، درک، پذیرش و همه‌شمولی را تشویق می‌کند. من همچنین به‌ویژه مفتخرم که در رویداد امسال، چندین نویسندهٔ اهل بریتیش کلمبیا حضور خواهند داشت که کتاب‌هایشان رونمایی یا معرفی می‌شود و نیز تازه‌ترین اثر زنده‌یاد آقای محمد محمدعلی، نویسنده‌ای بسیار مورد احترام در ایران و کانادا، در این جشنواره رونمایی خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بریتیش کلمبیا، ما نه‌تنها از این امتیاز ویژه برخورداریم که دومین صنعت بزرگ نشر کتاب انگلیسی‌زبان در کانادا را داریم، بلکه بالاترین تعداد هنرمندان فعال به‌طور سرانه را نیز داریم. صداهای فارسی، بخش مهمی از این مقوله در بریتیش کلمبیا هستند و نویسندگان [فارسی‌زبان] دیدگاه‌های قدرتمندی در مورد فرهنگ و تجربیات زیسته‌شان ارائه می‌دهند که به تاریخ، هویت و موفقیت استان ما کمک می‌کند. دولت ما متعهد است بخش فرهنگ و هنر را طوری بسازد که چندگونگی استان ما را به نمایش بگذارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور، داوطلبان و حامیان مالی آن برای فراهم‌کردن امکان برگزاری این جشنواره سپاسگزاریم. مشارکت شما برای موفقیت این جشنواره حیاتی‌ست. همچنین از همهٔ شرکت‌کنندگانی که آثار ادبی‌شان به ما در رشد و تفکر انتقادی کمک می‌کند، سپاسگزاریم. مشارکت‌های شما الهام‌بخشِ تأمل، گفت‌وگو و ارائهٔ دیدگاه‌های تازه است که تأثیر مثبتی بر همهٔ ما دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با احترام، </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اسپنسر چاندرا هربرت،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورز</span><span style="font-weight: 400;">ش»</span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24895" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/Honourable-Spencer-Chandra-Herbert.jpg?resize=580%2C750" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="580" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/Honourable-Spencer-Chandra-Herbert.jpg?w=580&amp;ssl=1 580w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/Honourable-Spencer-Chandra-Herbert.jpg?resize=232%2C300&amp;ssl=1 232w" sizes="auto, (max-width: 580px) 100vw, 580px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن فریبا فرجام ضمن معرفی </span><b>هومن کبیری پرویزی</b><span style="font-weight: 400;">، از اعضای هیئت مدیرهٔ بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی، از او خواست تا پیش از آغاز نشست‌ها و گوش‌سپردن به سخنرانان، توضیحاتی دربارهٔ بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی و حامیان برگزاری دومین سال این جشنواره بدهد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * * </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هومن کبیری پرویزی</b><span style="font-weight: 400;"> طی سخنانی که ایراد کرد، گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«با سپاس دوباره از حضور شما عزیزان، یاد می‌کنیم از استاد عزیزمان، زنده‌یاد محمد محمدعلی، که خاطراتشان در قلب ما زنده‌تر از همیشه است، و ما هر سال این جشنواره را با یاد و به‌نام ایشان آغاز می‌کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اوایل سال میلادی گذشته، رسانهٔ همیاری با این فکر که در زادروز استاد محمدعلی عزیز زمانی‌که برای اولین بار در چنین روزی در کنار ما نیستند، کاری بکند. و در نهایت، فکر برگزاری جشنوارهٔ کتاب فارسی که جای خالی آن در شهرمان حس می‌شد، ایده‌ای بود که به مرحلهٔ عمل رسید. نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور با مشارکت و حمایت انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، انجمن فرهنگی پرسش، بنیاد ادبی محمد محمدعلی، روزنامهٔ هشت صبح، شهرگان، کتابخانهٔ درخت دانش، کتاب‌فروشی پان‌به، گروه علمی‌آموزشی سَماک، گروه کتاب‌خوانی کافه راوی، مجلهٔ فرهنگ، نشر رها و نشر زن برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دنبال موفقیت جشنوارهٔ سال گذشته، پس از رایزنی‌ها بین چند تن از فعالان نخستین جشنواره، تصمیم بر آن شد تا نهادی غیرانتفاعی برای برگزاری جشنواره‌های آتی شکل بگیرد. بر همین اساس انجمنی غیرانتفاعی در استان بریتیش کلمبیا با نام «بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی» ثبت شد. عبدالرحیم احمد پروانی، دکتر مرال دهقانی، دکتر فرزان سجودی، سیما غفارزاده و بنده هیئت مؤسس این بنیاد را تشکیل می‌دهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هدف بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی ایجاد بستری پویا برای غنی‌سازی سنت‌های ادبی فارسی و برانگیختن عشق به مطالعه و کاوش ادبی در بین همهٔ نسل‌هاست. برای نیل به این اهداف، این بنیاد در نظر دارد برگزاری نمایشگاه‌های کتاب و جشنواره‌های ادبی‌ و میزبانی نشست‌ها و کنفرانس‌های ادبی برای گفتمان فکری و تبادل فرهنگی را در دستور کار خود قرار بدهد. برنامه‌های دیگری هم برای آینده در نظر گرفته شده است که متعاقباً اعلام خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با آغاز به کار «بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی»، برگزاری دومین دورهٔ جشنوارهٔ کتاب فارسی به این بنیاد سپرده شده است. با بهره‌گیری از تجربیات سال گذشته، توانستیم نشست‌ها را در این سالن، که ظرفیت بیشتری از سالن سال گذشته دارد، برگزار کنیم. این جشنواره همواره در زادروز یا حوالی زادروز زنده‌یاد محمد محمدعلی برگزار خواهد شد و یاد ایشان در این جشنواره گرامی داشته خواهد شد. جشنوارهٔ امسال به‌فاصلهٔ چند روز از هفتاد و هفتمین زادروز ایشان برگزار می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از تک‌تک دوستانی که به‌هر شکل ممکن ما را در برگزاری این جشنواره یاری کردند، صمیمانه سپاسگزاریم. همچنین از حامیان اصلی‌مان، «سلسله‌سخنرانی‌های علیرضا احمدیان در ایران‌شناسی و مطالعات جوامع فارسی‌زبان»، «بنیاد خیریهٔ محسنی» که حامی پروژه‌های خیریهٔ زیادی ازجمله بخش ارولوژی بیمارستان عمومی ونکوور بوده‌اند و همچنین از بخش ایران‌شناسی دانشگاه یو‌بی‌سی حمایت کرده‌اند، جناب آقای فرهاد صوفی که حامی بسیاری از برنامه‌های فرهنگی و هنری ایرانیان بریتیش کلمبیا بوده‌اند، شرکت Golden Mind Services، شرکتی پیشرو در حوزه‌های نوین فناوری شامل هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و افزوده، و شرکت حسابداری PBS Accounting که به‌طور داوطلبانه خدمات حسابداری بنیاد را برعهده گرفته‌اند، کمال سپاس و قدردانی را داریم.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24896" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0916.jpg?resize=500%2C333" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0916.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0916.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0916.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هومن کبیری پرویزی</b><span style="font-weight: 400;"> سپس با اشاره به پیشینهٔ زنده‌یاد علیرضا احمدیان، که یکی از افرادی بود که آموزش زبان فارسی در یو‌بی‌سی را زیر نظر دکتر راس کینگ رئیس وقت بخش شرق‌شناسی دانشگاه یو‌بی‌سی، در این دانشگاه به راه انداخت و همچنین اشاره به پیشینهٔ روزنامه‌نگاری او در نشریاتی چون شهروند و رسانهٔ همیاری در ونکوور و همچنین بی‌بی‌سی فارسی، دربارهٔ «سلسله‌سخنرانی‌های علیرضا احمدیان در ایران‌شناسی و مطالعات جوامع فارسی‌زبان» به‌عنوان یکی از حامیان دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«سلسله‌سخنرانی‌های علیرضا احمدیان در ایران‌شناسی و مطالعات جوامع فارسی‌زبان، از سال ۲۰۱۹ در دانشگاه یوبی‌سی برگزار می‌شود. پیش از آن، این سخنرانی‌ها تحت عنوان «سلسله‌سخنرانی‌های ایران‌شناسی در دانشگاه یوبی‌سی» انجام می‌شد. در سال ۲۰۱۹، به‌منظور گرامیداشت یاد و تلاش‌های ارزندهٔ زنده‌یاد علیرضا احمدیان، که ازجمله پایه‌گذاران آموزش زبان فارسی در دانشگاه یوبی‌سی بود، این سخنرانی‌ها به نام جدید تغییر عنوان داد، و تاکنون با حمایت خانوادهٔ محترم زنده‌یاد علیرضا احمدیان، به همین نام به فعالیت خود ادامه داده است. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24897" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0923.jpg?resize=500%2C333" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0923.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0923.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0923.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هدف اصلی از راه‌اندازی این سخنرانی‌ها، ایجاد فضایی برای افزایش ارتباط میان دانشگاه یوبی‌سی با ایرانیان، دیگر فارسی‌زبانان و علاقه‌مندان به مطالعات ایران‌شناسی و جوامع فارسی‌زبان در ونکوور از یک‌سو و از دیگرسو جلب حمایت‌های مالی لازم به‌منظور رشد و توسعهٔ هرچه بیشترِ گرایش زبان و ادبیات فارسی در دپارتمان آسیاپژوهی در یوبی‌سی بوده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او از علاقه‌مندان دعوت کرد در شبکه‌های اجتماعی این سلسله‌سخنرانی‌ها را دنبال کنند تا از برنامه‌های ارزندهٔ آتی آن‌ها مطلع شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن فریبا فرجام از</span> <b>شقایق محمدعلی</b><span style="font-weight: 400;">، دختر گرامی زنده‌یاد محمد محمدعلی، دعوت کرد تا با سخنانش آغازگر نشست اول این جشنواره باشد. او همچنین از حاضران دعوت کرد تا پس از صحبت‌های شقایق محمدعلی به سخنرانی </span><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده، شاعر و مترجم ساکن آمریکا، که به‌صورت ویدئویی برای جشنواره ارسال شده بود، گوش سپارند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شقایق محمدعلی</b><span style="font-weight: 400;"> پس از سپاسگزاری از </span><span style="font-weight: 400;">بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی برای فراهم‌آوردن فرصتی برای شنیده‌شدن صدای نویسندگان، شاعران و اهل ادب فارسی‌زبان گذشته و امروز، </span><span style="font-weight: 400;">گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«به‌عنوان عضوی از بنیاد ادبی محمد محمدعلی، سپاسگزار نشر رها هستم که امسال هدیهٔ ارزشمندی به‌مناسبت سالگرد تولد پدرم منتشر کردند؛ «به‌یاد خالق جهان زندگان» مجموعه‌ای است از مقالات و یادداشت‌ها دربارهٔ زندگی ادبی و آثار محمد محمدعلی. ایدهٔ این مجموعه با پیشنهاد خانم مریم رئیس‌دانای عزیز شروع شد و به فراخوانی رسید برای ارسال نقد بر روی آثار نویسنده. به‌گمانم ایشان و تمام نویسندگان و منتقدانی که به فراخوان پاسخ دادند، از علاقهٔ عمیق پدرم به نقد آثارش خبر داشتند که همیشه مشوق نقد جدی و حتی بازگویی نقاط ضعف آثارش بود. تکیه‌کلامش بود که اثر با نقد جدی جان می‌گیرد. سپاسگزار شما هستم که لایه‌های پنهان آثارش را سیال و جاری کردید و نفسش را زنده. </span></p>
<figure id="attachment_24898" aria-describedby="caption-attachment-24898" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24898" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0928.jpg?resize=500%2C333" alt="شقایق محمدعلی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0928.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0928.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0928.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24898" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">شقایق محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز، نشر رها از کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»: مجموعهٔ مقالات و گفت‌و‌گوهای محمد محمدعلی دربارهٔ چهره‌های برجستهٔ ادبیات معاصر به‌کوشش بهاره دهکردی، نیز رونمایی می‌کند. بدون پشتیبانی خانم سیما غفارزاده و آقای هومن کبیری، انتشار این کتاب پس از درگذشت نویسنده، برای ما ممکن نبود. آن‌ها با درک چالش‌های عاطفی ما به‌عنوان خانواده، همراه ما و بهاره دهکردی عزیز، پاسخگوی پرسش‌های فراوانی بودند؛ از مسائل حقوقی گرفته تا تصمیم‌های احساسی و خلاقانه. یکی از دغدغه‌های ما این بود که چطور می‌توان بدون تغییردادن صدای او، متن را ویرایش کرد؟ چطور می‌توان دیدگاه‌های نویسنده را حفظ کرد و آنچه را ناتمام گذاشته بود، به پایان رساند. پشتیبانی و پشتکار مادرم، نسرین کیهانی، که به‌سنت همیشه‌اش هنگام ادیت کارهای پدر، خط‌کشی به‌دست متن را خط‌به‌خط چندباره و چندباره خواند، از خاطرم نمی‌رود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان، آرزو می‌کنم که این جشنواره هر سال بزرگ‌تر، پربارتر، و تأثیرگذارتر شود.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از پایان سخنان شقایق محمدعلی، فریبا فرجام گواهینامهٔ کاشت یک نهال بلوط در کوه‌های زاگرس را به او تقدیم کرد. این نهال بلوط هدیه‌ای بود از سوی </span><b>حمید مساح</b><span style="font-weight: 400;">، از اعضای کارگاه داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی، که به‌تازگی به‌نام زنده‌یاد محمدعلی کاشته شده است.</span></span></p>
<figure id="attachment_24900" aria-describedby="caption-attachment-24900" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24900" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0945.jpg?resize=333%2C500" alt="شقایق محمدعلی با گواهینامهٔ کاشت نهال یادبود زنده‌یاد محمد محمدعلی" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0945.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0945.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-24900" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">شقایق محمدعلی با گواهینامهٔ کاشت نهال یادبود زنده‌یاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس ویدئوی سخنان </span><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;"> پخش شد. او در بخشی از سخنانش در رابطه با</span><span style="font-weight: 400;"> روند شکل‌گیری یادنامهٔ الکترونیکی زنده‌یاد محمد محمدعلی که هم‌زمان با هفتاد و هفتمین زادروز ایشان در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۲۵ از سوی نشر رها منتشر شد، گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«… </span><span style="font-weight: 400;">این روزها به‌یمن سالروز تولد آن ارجمند تصمیم گرفتیم با تهیهٔ ویژه‌نامه‌ای آنلاین ادای دینی کوچک کنیم به بزرگی او. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی نه‌فقط در عرصهٔ تخصصی خود، بلکه در مسیر تربیت نسل‌های تازه نقش بی‌بدیلی ایفا کرد. با نگاهی عمیق، دانشی گسترده و قلبی مملو از عشق به انسان و فرهنگ، همان‌طور که ما را با ادبیات آشنا کرد، توأمان ارزش‌های انسانی را نیز به ما آموخت. </span></p>
<figure id="attachment_24901" aria-describedby="caption-attachment-24901" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24901" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9243.jpg?resize=500%2C375" alt="مریم رئیس‌دانا، در حال معرفی کتاب به‌یاد خالق «جهان زندگان»" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9243.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9243.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24901" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">مریم رئیس‌دانا، در حال معرفی کتاب به‌یاد خالق «جهان زندگان»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">رفتار فروتنانه، احترام به شاگردان و نگاه مهربانش از او برای ما الگویی ساخت. با عمل به ما آموخت علم بدون عشق ناتمام است و دانستن اگر با فهم و اخلاق نباشد، بی‌فایده. </span><i><span style="font-weight: 400;">هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام او</span></i><span style="font-weight: 400;">. ما دوستداران او به‌همت نشر خوب رها با همهٔ عشق و دلتنگی ویژه‌نامه‌ای آنلاین تهیه کرده‌ایم که در آن نوشته‌ها، یادداشت‌ها، خاطرات، و یادبودهایی برای استاد عزیزمان جمع‌آوری شده است. این ویژه‌نامه و هر ویژه‌نامهٔ دیگری ناممکن است بتواند نمایانگر سال‌ها تلاش او در دشت فرهنگی زبان پارسی باشد. از این‌رو این ویژه‌نامه درواقع گرامیداشت یادمان اوست به دوستدارانش.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ برنامه، فریبا فرجام از </span><b>منصور علیمرادی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده، شاعر، پژوهشگر فرهنگ عامه و روزنامه‌نگار، دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته و دربارهٔ چند کتاب شعر اخیر </span><b>هادی ابراهیمی رودبارکی</b><span style="font-weight: 400;">، شاعر، روزنامه‌نگار و سردبیر نشریهٔ شهرگان، سخنانی ایراد کند. این آثار عبارت بودند از «گیسْ‌ برگِ درختان پائیزی» که به‌تازگی از سوی نشر آفتاب در نروژ منتشر شده است، «با سایه‌هایم مرا آفریده‌ام» که سال گذشته از سوی نشر آسمانا در تورنتو منتشر شد، و «همصدایی با دوئت شبانصبحگاهی» که قدیمی‌تر از دو کتاب اول است اما چاپ جدید آن از سوی نشر شهرزاد نامگ در دست چاپ است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>منصور علیمرادی</b><span style="font-weight: 400;">، در بخشی از سخنان خود دربارهٔ این سه اثر گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">… زبان شعرهای این سه دفتر، زبانی اهل تصنع و به‌رخ‌کشیدن خودش نیست. لحنی انسانی و آرام و اندوه‌بار دارند این شعرها.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زاویهٔ دید بیش از نود درصد شعرها، اول‌شخص یا همان منِ راوی است. شاعر، در تمامی این شعرها، روایتگر احوالات، اوقات و موقعیت‌های زندگی خودش است، اما این شعرها، در عین اینکه عمیقاً شخصی هستند، جامعیتی انسانی و جهانی پیدا می‌کنند. اندوه نهفته در گلوی راوی، اندوه آدمی در همه‌جای این دنیا، و بیشتر اندوهی خاورمیانه‌ای است.</span></p>
<figure id="attachment_24902" aria-describedby="caption-attachment-24902" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24902" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0956.jpg?resize=500%2C333" alt="منصور علیمرادی، در حال معرفی کتاب‌های شعر جدید هادی ابراهیمی رودبارکی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0956.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0956.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A0956.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24902" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">منصور علیمرادی، در حال معرفی کتاب‌های شعر جدید هادی ابراهیمی رودبارکی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بلندگوی محوطهٔ زندان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">که چانه‌‌اش با اذان صبح</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">گرم شده بود</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ساکت شد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بقچهٔ لباس‌ات را</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">تحویل‌ام دادند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بقچه را باز کردم</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در جیب‌های کت‌ات </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بوسه‌هایت را یافتم</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">هنوز داغ بود و پر از عشق</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شامه‌ام با بوی تنِ آخرینِ هم‌آغوشی‌ات</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پر شد</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پیراهن و کت و شلوارت را</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">روی چوب‌رختی ‌</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">آویزان کردم</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>منصور علیمرادی</b><span style="font-weight: 400;">، در بخش دیگری از سخنانش دربارهٔ تازه‌ترین اثر هادی ابراهیمی رودبارکی گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«در روند شاعری و پروندهٔ ادبی شاعر، هرچه به مجموعهٔ آخر یعنی گیسْ برگ درختان پائیزی نزدیک می‌شویم، شعرها کوتاه‌تر، موجزتر و پخته‌تر می‌شوند، به‌طوری‌که خیلی از شعرهای این مجموعه به‌خاطر ایجاز و سخت‌گیری شاعر و مقتصدبودن در خرج‌کردن کلمات، به هایکو پهلو می‌زنند و گاه خود هایکو هستند. بر مبنای همان سنت هایکوسرایی سنتی که طبیعت در آن‌ها حرف اول را می‌زند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شاخهٔ بید </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">داس را اگر می‌شناخت</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">از باد نمی‌لرزید</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;">، ضمن معرفی کوتاهی از</span> <b>منیژه باختری</b><span style="font-weight: 400;">، سیاستمدار، نویسنده و روزنامه‌نگار افغان که سفیر پیشین افغانستان در کشورهای شمال اروپا بوده است و آخرین رمان وی با عنوان «خاکستر شیرین» چندی پیش از سوی انتشارات پرنیان در ونکوور منتشر شد، از</span> <b>ناصر هوتکی</b><span style="font-weight: 400;">، همسر ایشان و نیز مدیر انتشارات پرنیان، دعوت کرد تا با ایراد سخنانی این انتشارات و رمان «خاکستر شیرین» را معرفی کند. فریبا فرجام همچنین با اشاره به اینکه منیژه باختری در حال حاضر در اروپا به سر می‌برد، از حاضران دعوت کرد که پس از سخنان ناصر هوتکی، به پیام ویدئویی ایشان توجه کنند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ناصر هوتکی</b><span style="font-weight: 400;">، در بخشی از سخنانش گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">انتشارات پرنیان سی سال پیش به‌هدف گردآوری، تدوین، چاپ و بازچاپ آثار واصف باختری پایه‌گذاری شد. پرنیان کارش را با بیشتر از بیست عنوان کتاب واصف باختری آغاز کرد و سپس به درخواست شمار زیادی از فرهنگیان و نویسندگان، دامنهٔ فعالیت‌هایش را با واژه‌نگاری، برگ‌آرایی، ویراستاری و چاپ آثار دیگر نویسندگان، گسترده‌تر ساخت.</span></span></p>
<figure id="attachment_24903" aria-describedby="caption-attachment-24903" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24903" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0154.jpg?resize=500%2C333" alt="ناصر هوتکی، مدیر انتشارات پرنیان" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0154.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0154.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0154.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24903" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">ناصر هوتکی، مدیر انتشارات پرنیان</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پرنیان در عرصه‌های شعر، داستان، طنز، نقد ادبی، پژوهش ادبی، پژوهش فلسفی، روزنامه‌نگاری، سفرنامه‌نویسی، خاطره‌نگاری، ورزش و دیگر عرصه‌ها ده‌ها عنوان کتاب و مجله چاپ کرده است و یگانه بنگاه انتشاراتی‌ای بوده که هم‌زمان با کار چاپ، گردانندگی چند نشریه را در عرصه‌های مختلف نیز به عهده داشته است که می‌توان از فصلنامهٔ پرنیان برای ادبیات فارسی، فصلنامهٔ وریشم برای ادبیات پشتو، و دوهفته‌نامهٔ ورزنده‌گی و فصلنامهٔ پومسه در گسترهٔ ورزش نام برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از پرنیان در نخستین سال‌های آوارگی ناخواسته، چیزی چاپ نشد، هرچند کار برای بازچاپ مجموعهٔ سه‌جلدی آثار واصف باختری کماکان ادامه داشت، و در فرجام توانست که این مجموعهٔ سه‌جلدی را که حدود دو هزار برگ است، با ویراست تازه و افزوده‌های بیشتر و تدوین بهتر دوباره چاپ کند.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در معرفی رمان «خاکستر شیرین» گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">در چندی و چونی خاکستر شیرین گپی به گفتن ندارم، به دو دلیل: یکم اینکه من کارشناس داستان نیستم و صلاحیت کارشناسانه در این زمینه ندارم و دو دیگر اینکه به‌عنوان نخستین خواننده و ویراستار «خاکستر شیرین»، با اندوخته‌های اندکی که از خواندن بار بارِ این داستان فرا گرفته‌ام، نمی‌خواهم گفته‌هایم تکرار مکررات و ابراز نظرهای سرسری باشند، چون می‌دانم که قرار است نویسنده از آنچه آفریده، روایت کارشناسانه‌تری ارائه بدهد.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس ویدئوی سخنان </span><b>منیژه باختری</b><span style="font-weight: 400;"> پخش شد. او در بخشی از سخنانش گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«برگزاری نمایشگاه کتاب فارسی در ونکوور رویداد بسیار ارزشمند و ستوده‌ای است که از پویایی جامعهٔ فرهنگی شهر و توجه ویژه‌اش به زبان و ادبیات و هویت فارسی‌زبانان حکایت می‌کند. این اقدام شایسته نه‌تنها بستری را برای معرفی آثار نویسندگان فارسی‌زبان فراهم می‌کند، بلکه فرصتی است برای هم‌افزایی اندیشه‌ها، زنده‌نگه‌داشتن زبان مادری و تقویت پیوند‌های فرهنگی در بین نسل‌های مختلف مهاجر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خاکستر شیرین، رُمان دوم من است. در حال نوشتن رُمان سوم استم و قبلاً داستان‌های‌ کوتاهی هم به نشر رسانده‌ام. خاکستر شیرین صدای یک تاریخ فروپاشیده است، روایت سقوط یک سرزمین است که ممکن است افغانستان باشد یا جای دیگری باشد؛ هرجای دیگری که نادانی، تعصب و افراطیت جای تفکر، عشق و عدالت را گرفته باشد. </span></p>
<figure id="attachment_24904" aria-describedby="caption-attachment-24904" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24904" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_020.png?resize=500%2C281" alt="منیژه باختری، نویسندهٔ کتاب «خاکستر شیرین»" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_020.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_020.png?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_020.png?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24904" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">منیژه باختری، نویسندهٔ کتاب «خاکستر شیرین»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کتاب روایتی است از تاریخ، روایتی است از فرهنگی که خاطره‌اش در دل مردمان زنده است، اما دست‌هایشان و تفکرشان در نگهداری و در ساخت دوباره‌اش ناتوان است. روایت انسان‌های ناتوان است که دل در گرو ارزش‌های تاریخی و فرهنگی خود دارند، اما از درک ژرفا و پیوندش با امروز ناتوان استند، نسلی که با وجود دلبستگی به تاریخ و فرهنگ به‌نام سنت و افراطیت، خود را تحقیر می‌کند. سقوطی که من در این رُمان ازش گپ زده‌ام، فقط سقوط خاک و جغرافیا نیست، سقوط ارزش‌هاست… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ برنامه، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> با اشاره به اینکه طی چند سال اخیر در ونکوور شاهد آغاز به کار تعدادی از ناشران کتاب فارسی بوده‌ایم، از </span><b>نیکی فتاحی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده و از اعضای کارگاه داستان‌نویسی زنده‌یاد محمد محمدعلی، به‌عنوان مؤسس و مدیر «نشر زن» دعوت کرد تا حاضران را با فعالیت‌های این انتشارات و کتاب‌های تازه‌منتشرشده‌اش بیشتر آشنا کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نیکی فتاحی</b><span style="font-weight: 400;">، که سخنانش دربارهٔ روند شکل‌گیری و تولد «نشر زن»‌ رنگ و بوی طنز داشت، در بخشی از این سخنان گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وقتی اولین بار از دوست و استاد عزیزم شنیدم: نویسندهٔ ایرانی در خارج از کشور باید چرخ را خودش از اول اختراع کند، با صدای بلند خندیدم؛ آن‌سوی میز نشسته بود و در چشمانش، حتی از پشت بخاری که از لیوان چای بلند بود، برق شیطنت می‌درخشید. گمان کردم باز هم پای شوخی و بذله‌های همیشگی‌اش در میان است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما چند سال بعد که خودم صاحب کتابی شده و به‌قول او به جمع نویسندگان اولو‌العزم پیوسته بودم، تازه به حقیقت نهفته در حرفش رسیدم. بله، مجبور شدم چرخ را از اول اختراع کنم!&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… چیزی نگذشت که آن‌قدر با وسایل و وسائط مختلف ور رفتم و پیچ و مهره و سیخ و سنگ جابه‌جا کردم که چرخ اختراع شد. کمی روغن‌کاری و… آ، آ، بفرمایید… کار دیگر تمام بود. دور سرِ «ادی» اسفند دود کردم، ورد خواندم و به سمتش پوف کردم، نشاندمش توی چرخ و فرستادمش به خانهٔ بخت! </span></p>
<figure id="attachment_24905" aria-describedby="caption-attachment-24905" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24905" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_022.png?resize=500%2C333" alt="نیکی فتاحی، مدیر نشر زن" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_022.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_022.png?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_022.png?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24905" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">نیکی فتاحی، مدیر نشر زن</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا دیگر راه و چاه را یاد گرفته و سوراخش را پیدا کرده بودم… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عرق پیشانی‌ام را با گوشهٔ آستین خشک کردم و روغن چرخ را از دستانم شستم و رفتم به دیدن دوست و استادم در کافه آرتیجیانو؛ از خیابان صدای «زن، زندگی، آزادی» بلند و روشن به گوشمان می‌رسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از کمی این در و آن در زدن و احوالپرسی، صحبت رسید به کتاب و کتاب‌خوانی. عاقبت پرسید: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; راستی کتابت چه شد؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نگاهش کردم و برق شیطنتِ چشمان خودم را مثل آینه در چشمان زلالش دیدم. گفتم: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; آن کتاب را لولو برد! </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا نوبت او بود که بزند زیر خنده.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«ادی» را حاضر و آماده، سرخاب و سفیداب‌زده، فرستاده بودم به چاپخانهٔ «لولو». اندکی بعد، پس از آزمایش و خطاهای فراوان و بلند و کوتاه کردن آستین و دامنش، همه‌چیز روبه‌راه شد و عاقبت توانستم شیرینی‌اش را بخورم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شنبهٔ بعد، دوباره در همان کافه، روبه‌روی هم نشسته و چشم‌درچشم، از پشت بخار لیوان‌ها به هم نگاه ‌می‌کردیم و در یک لحظهٔ اشراق، به نتیجه‌‌ای واحد رسیدیم: که همین کار را برای باقی کفتر و کتاب‌های کارگاه‌ داستان‌نویسی هم بکنیم و نشری راه بیندازیم تا بی‌دردسر، بی‌مهریه و ‌شیربها، شوهرشان دهیم و زودتر نوه‌‌ نتیجه‌هایمان را ببینیم. آه، چه از این بهتر؟ خوش و خرم به خانه برگشتیم.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24917" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_014.png?resize=500%2C280" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="500" height="280" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_014.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_014.png?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_014.png?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شنبهٔ بعد، در هیاهوی غریو و خروشی که از پنجرهٔ کافه داخل می‌شد، نام نشر را «زن» گذاشتیم. البته پیشنهادات دیگری هم بود که همه رد شدند. آخر کدام‌یک می‌توانستند در برابر «زن» مقاومت کنند؟ شما بگویید! حتی کله‌گنده‌ترینشان هم که از مردانگی چیزی کم نداشت، نتوانست؛ پس از کمی لجبازی، با سر رفت به زباله‌دان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باری، «زن» زندگی را شروع کرد و کم‌کم داشت پا می‌گرفت… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نیکی فتاحی</b><span style="font-weight: 400;">، در ادامهٔ سخنانش اشاره کرد که پس از رمان «ادی»، چاپ دوم کتاب «واقعیت و رؤیا ۲» شامل خاطرات محمد‌ محمد‌علی از سفرهای فرهنگی داخلی و خارجی او، به‌کوشش بهاره دهکردی، «دادخواهی» شامل پژوهشی در تاریخچهٔ نقالی به‌همراه نمایشنامه‌ای در چند پرده، نوشتهٔ مرتضی مشتاقی، «پان» اثر کنوت هامسون &#8211; برندهٔ جایزهٔ نوبل &#8211; برگردان حسین قوامی از زبان نروژی، «فقط یه حس بود» دفتر شعری از مژگان خلیلی، مجموعه‌داستان «دوباره بخوانیم» اثر هانس کریستیان آندرسن، برگردان حسین قوامی از زبان دانمارکی، و رمان «لیلا» نوشتهٔ مهرداد حسینی، دیگر آثاری بوده که «نشر زن» تاکنون منتشر کرده است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ نشست، این‌بار </span><b>دکتر مرال دهقانی</b><span style="font-weight: 400;">، از اعضای هیئت‌مؤسس انجمن فرهنگی پرسش و نیز از اعضای کارگاه داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> را معرفی کرد و از او به‌عنوان یکی از اعضای هیئت‌‌مدیرهٔ انجمن فرهنگی پرسش، دعوت کرد تا «فصنامهٔ فرهنگی پرسش» را که هم‌زمان با این جشنواره رونمایی می‌شد، معرفی کند.</span></span></p>
<figure id="attachment_24906" aria-describedby="caption-attachment-24906" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24906" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0274.jpg?resize=500%2C333" alt="دکتر مرال دهقانی، از اعضای هیئت مؤسس انجمن فرهنگی پرسش" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0274.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0274.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0274.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24906" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر مرال دهقانی، از اعضای هیئت مؤسس انجمن فرهنگی پرسش</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> پس از اشاره به پیشینهٔ انجمن فرهنگی پرسش که از ژوئن ۲۰۲۳ فعالیت خود را آغاز کرد، طی بخشی از سخنان خود در معرفی این فصلنامه گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">انجمن فرهنگی پرسش در ماه گذشته با اعلام اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت خود رسماً به ثبت هم رسید. از اهداف میان‌مدتی که انجمن دنبال می‌کند، انتشار فصلنامه‌ای با عنوان «مجلهٔ فرهنگی پرسش» است. انتشار این مجله هم بالاخره بعد از طی مسیری نسبتاً پرپیچ‌وخم به سرانجام رسید و نسخهٔ کاغذی آن در حال حاضر روی میز «انتشارات پان‌به» در بیرون سالن در دسترس است و نسخهٔ الکترونیکی آن هم به‌زودی در شبکه‌های اجتماعی قرار خواهد گرفت. از آنجایی که این اولین نسخه و اولین تجربهٔ انتشار مجله برای اعضای انجمن بود، کمی بیشتر از آنچه که برنامه‌ریزی شده بود طول کشید، ولی با توجه به تجربه‌ای که الان به دست آمده، امیدواریم که انتشار مجله طبق برنامه هر فصل با مطالبی غنی و متنوع صورت بگیرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این شماره حاصل تلاش جمعی از نویسندگان، شاعران، منتقدان و فعالان فرهنگی ایرانی در داخل و خارج کشور است و همین‌جا لازم می‌دانم از تمام کسانی که در تهیهٔ مطالب و انتشار مجله ما را یاری دادند، قدردانی کنم که قطعاً بدون کمک آن‌ها، این کیفیت یا شاید حتی در این بازهٔ زمانی ممکن نمی‌شد. الان مجال اسم‌بردن نیست، ولی اسامی همهٔ این عزیزان در این نسخهٔ مجله قید شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نسخهٔ فعلی مجلهٔ فرهنگی پرسش که مربوط به فصل بهار ۲۰۲۵ است، شامل سه بخش اصلی‌ست و این سه بخش شامل بخش داستان، بخش نظریه و نقد، و بخش شعر هستند. از ویژگی‌های این شماره، حضور چهره‌های شناخته‌شده و کمترشناخته‌شده است، به‌همراه گزارش یک‌سال و نیم فعالیت انجمن، و انتشار آثاری از نویسندگان و مترجمان و شاعران ازجمله شعرهایی در ستایش صلح و نه به جنگ است. خط مشی کلی مجله ایجاد فضایی متنوع و باز برای ارائهٔ ادبیات داستانی، شعر دنیای امروز و نقدهای بحث‌برانگیز است و در راستای این خط مشی سعی در گزینش آثاری داریم که از همهٔ نقاط دنیا ازجمله ایران، افغانستان، آمریکای شمالی، اروپا و هرجای دیگر دنیا به دستمان رسیده باشند… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… مجلهٔ فرهنگی پرسش بستری‌ست مستقل، گفت‌وگومحور و چندصدایی که هدف آن فراهم‌کردن فضایی برای بازاندیشی و مواجههٔ انتقادی با مفاهیم جاافتادهٔ فرهنگی، اجتماعی و ادبی‌ست. مجلهٔ فرهنگی پرسش مجله‌ای‌ست متعهد به حفظ استقلال فکری و مالی، و متکی بر همکاری داوطلبانهٔ نویسندگان، هنرمندان، و پژوهشگران. رویکرد آن قطعاً نه تبلیغاتی است و نه تجاری، بلکه تلاشی‌ست برای تداوم اندیشیدن، شنیدن صداهای به‌حاشیه‌رانده‌شده، و پیوند میان تجربهٔ زیسته و بازنمایی فرهنگی در دوران ما و در جغرافیای پراکندهٔ زبان فارسی.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فریبا فرجام در پایان از دوستان نویسنده، شاعر، منتقد، نظریه‌پرداز و هنرمند دعوت کرد تا با ارائهٔ مطالب، دیدگاه‌ها و پیشنهاداتشان، هم در زمینهٔ نشست‌ها و هم فصلنامه، انجمن فرهنگی پرسش را یاری کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> توضیحاتی دربارهٔ پیشنیهٔ کارگاه داستان‌نویسی ونکوور داد. کارگاهی که پس از درگذشت زنده‌یاد محمد محمدعلی،‌ نامش به کارگاه داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی تغییر یافت. فریبا فرجام در بخشی از سخنان خود گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«کارگاه‌های داستان‌نویسی زنده‌یاد محمد محمدعلی پیشینه‌ای بیست‌ساله دارد. اولین کارگاه، در سال ۲۰۰۲، در مؤسسهٔ کارنامه در تهران تشکیل شد، و پس از مهاجرت محمد محمدعلی به کانادا در سال ۲۰۰۹، این مسیر با همان شور و جدیت در ونکوور ادامه یافت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ورود استاد محمد محمدعلی به آموزش داستان‌نویسی، فصلی تازه در زندگی ادبی‌اش گشود؛ نویسنده‌ای خوب به مدرسی تأثیرگذار بدل شد. مدرسی که تنها اصول داستان‌نویسی را تدریس نمی‌کرد، بلکه شنونده‌ای صبور، منتقدی منصف، و مشوقی بی‌ادعا بود. او آموزش می‌داد، کشف می‌کرد، شاگردانش را تشویق می‌کرد و باور داشت هر کسی می‌تواند داستان خود را بنویسد، اگر فرصت شنیده‌شدن داشته باشد. همین نگاه، بنیان کارگاه‌هایی بود که سال‌ها ادامه یافت و نسل تازه‌ای از نویسندگان را پرورش داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کلاس‌های سه‌شنبه‌ٔ کارگاه‌های داستان نویسی‌ونکوور، با سابقه‌ای چهارده‌ساله، نمونه‌ای کم‌نظیر از تداوم فرهنگی در مهاجرت است؛ کارگاهی که حتی با آمدن کووید از حرکت نایستاد و بی‌هیچ وقفه‌ای به‌صورت آنلاین ادامه یافت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با درگذشت استاد در سال ۲۰۲۳، فقدانی سنگین بر جمع ما سایه افکند، اما چراغی که او افروخته بود خاموش نشد. به‌همت خانوادهٔ ایشان، بنیاد محمد محمدعلی تأسیس شد و با کمک جمعی از شاگردان قدیمی و جدید کلاس‌های سه‌شنبه بی‌وقفه ادامه پیدا کرد… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">فریبا فرجام در ادامه از </span><b>دکتر درفشه جوادی کوتنایی</b><span style="font-weight: 400;">، از برگزارکنندگان کارگاه‌های داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی، دعوت کرد تا مروری داشته باشد بر سیر فعالیت‌های این کارگاه تاکنون. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر درفشه جوادی کوتنایی</b><span style="font-weight: 400;"> در بخشی از سخنان خود گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«… همواره بین شاگردان کارگاه بحث و شوخی بود که بچه‌های قدیم که فضای پرشور کلاس‌های حضوری را تجربه کرده‌اند، از ما خوش‌شانس‌تر بودند که دلمان به همان لبخند پشت دوربین استاد خوش بود و حالا حسرت شاگردان جدیدتر این است که کارگاه را در غیاب استاد تجربه می‌کنند.</span></p>
<figure id="attachment_24907" aria-describedby="caption-attachment-24907" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24907" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0179.jpg?resize=500%2C333" alt="دکتر درفشه جوادیان کوتنایی، از برگزارکنندگان کارگاه داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0179.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0179.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0179.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24907" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر درفشه جوادیان کوتنایی، از برگزارکنندگان کارگاه داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کارگاه بی‌‌استاد مگر می‌شود؟ جلسات باید ادامه پیدا کند؟ با این‌همه دلتنگی چه کنیم؟ اصلاً کلاس‌ها چه شکل و فرمتی خواهند داشت؟ همان فرمت قدیمی را حفظ کنیم و هر جلسه دو داستان بخوانیم؟ تکلیف یادداشت‌هایی که از صحبت‌های استاد می‌نوشتیم چه می‌شود؟ اگر اختلاف نظری دربارهٔ پی‌رنگ داستان در بگیرد، که حتماً در می‌گیرد، حرف میانه را چه کسی می‌زند؟ چه کسی اول و آخر کلاس با ما شوخی می‌کند که یادمان بیاورد رفاقت بالاتر از همه‌چیز است و با روی خوش از هم خداحافظی کنیم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ابتدا جواب هیچ‌یک از سؤالات را نداشتیم؛ فقط می‌دانستیم که نمی‌خواهیم کلاس‌ها تعطیل شود. که سه‌شنبه‌شب‌ها که سهم ما از همدلی با دنیای ادبیات است، همچنان باقی بماند. یاد استاد زنده بماند و مسیر رفاقت و آموزه‌های او تمام نشود. اعضای کارگاه به تکاپو افتادند… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… با آزمون و تجربه، فرم کلاس هر چند ماه یک‌بار عوض می‌شد، اما آنچه ثابت ماند، همان اسلوبی بود که خودِ استاد با پیشینه‌ای که از سال‌ها شرکت در جلسات معروف سه‌شنبه‌شب‌ها و پنجشنبه‌شب‌های تهران داشت &#8211; برای کارگاه داستان‌نویسی ونکوور نیز پایه گذاشت. اینکه یک نفر اداره‌کنندهٔ کلاس (به‌قول استاد مبصری) باشد که همهٔ شرکت‌کنندگان، حتی خود استاد، برای صحبت از او اجازه می‌گرفتند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… در یک سال و نیم گذشته یعنی از اکتبر سال ۲۰۲۳ تا آخر آوریل سال ۲۰۲۵، کلاس‌های سه‌شنبه همچنان بی‌وقفه تشکیل شده است. در این مدت، ۹۳ داستان در کارگاه خوانده شد که ۲۹ داستان از نویسندگان غیرایرانی و ۶۴ داستان از نویسندگان ایرانی بودند. از میان این ۶۴ داستان، ۳۶ داستان از آثار نو یا اوریجینال اعضا یا مهمانان کارگاه بود که خوانده شد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جلسات کارگاه به‌صورت آنلاین برگزار می‌شود و چندین جلسهٔ حضوری با حضور مهمانان ویژه در کتاب‌فروشی پان‌به ونکوور نیز داشته‌ایم. در این یک سال و هفت ماه، کارگاه هفت مهمان ویژه داشت که گزارش‌های برخی از این جلسات در مجلهٔ رسانهٔ همیاری ونکوور چاپ شده است… » </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، کلیپ ویدئویی کوتاهی پخش شد که مروری بود بر جلسات مجازی کارگاه با حضور زنده‌یاد محمد محمدعلی، و صحبت‌ها و بحث‌هایی که حول‌وحوش داستان‌های خوانده‌شده درمی‌گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;">، ضمن معرفی </span><b>دکتر </b><b>فرشید سادات‌شریفی</b><b>، </b><span style="font-weight: 400;">ادب‌پژوه و استاد ادبیات کاربردی در موسسهٔ علمی‌آموزشیِ سَماک، ساکن کیچنرِ انتاریو، از حاضران دعوت کرد تا به ویدئوی ارسالی ایشان توجه کنند. طی این ویدئو، دکتر سادات‌شریفی نگاهی داشت به رمان «پدرم کالیگولا را می‌کشد» نوشتهٔ علیرضا جوانمرد که اخیراً از سوی نشر رها منتشر شده است. او در بخشی از سخنانش در معرفی این کتاب گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«… </span><i><span style="font-weight: 400;">خوانندگان گرامی! توجه فرمایید! خوانندگان عزیز! توجه فرمایید! خداوند با شما سخن می‌گوید.</span></i><span style="font-weight: 400;"> با این مقدمهٔ تکان‌دهنده، </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> از همان ابتدا مرزهای روایت را در هم می‌شکند و خواننده را به ورطهٔ هولناکِ یک بحران وجودی پرتاب می‌کند. این رمان نه‌تنها تاریخ را بازنویسی می‌کند، بلکه با درهم‌آمیختن ایمان، ایدئولوژی، خشونت و هویت، خواننده را وادار به مواجهه‌ای وحشتناک با خود و جهان می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راوی، که خود را هم خدا و هم شمر معرفی می‌کند — تجسمی از قدرت مطلق و چهره‌ای منفور در تاریخ — با این دوگانگی هولناک، مفهوم عدالت، الهیات و حافظهٔ تاریخی را به چالش می‌کشد. اما این رمان صرفاً یک داستان نیست، بلکه بازجویی‌ای فلسفی و تاریخی‌ست که ما را وادار به پرسیدن سؤالاتی اساسی می‌کند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چگونه تاریخ را می‌سازیم و چه کسانی روایت‌های مسلط را تعیین می‌کنند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا خشونت یک امر مقدس است یا تنها ابزاری برای قدرت؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا می‌توان از چرخهٔ ایدئولوژی‌ها و خشونت تاریخی گریخت؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد و جسورانهٔ این رمان، معرفی راوی به‌عنوان خدا و شخصیتی منفور و تاریخی‌ست. او در همان ابتدا می‌گوید: «اینجانب خدا، که در بین زمینی‌ها با نام شمر هم شناخته می‌شوم، مانند تمامی خدایان راستین تاریخ، مظلوم واقع شده‌ام.» این جمله به‌طور ناگهانی ما را با یک چالش عمیق روبرو می‌کند: اگر روایت‌های تاریخی اخلاق را تعیین می‌کنند، آیا امکان رستگاری برای کسانی که تاریخ آن‌ها را «خائن» خوانده است، وجود دارد؟… </span></p>
<figure id="attachment_24908" aria-describedby="caption-attachment-24908" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24908" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9248.jpg?resize=375%2C500" alt="دکتر فرشید سادات‌شریفی، در حال معرفی کتاب «پدرم کالیگولا را می‌کُشد»" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9248.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9248.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-24908" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر فرشید سادات‌شریفی، در حال معرفی کتاب «پدرم کالیگولا را می‌کُشد»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… این رمان نه‌فقط نقدی بر تاریخ، بلکه نقدی بر نحوهٔ شکل‌گیری تاریخ است. اسطوره و ایدئولوژی در این داستان نه‌فقط بازتاب واقعیت، بلکه ابزار قدرت و کنترل‌اند. پدر، همچون یک ایدئولوژی زنده بر پسر سایه افکنده است. در جایی از داستان پدر از پسر می‌پرسد: «چرا یک داستان تازه نمی‌نویسی؟» اما راوی پاسخ می‌دهد: «از داستان‌نوشتن چه خیری دیده‌ام که باز بنویسم؟» این ردکردن خلق یک روایت جدید همان اسارت در تاریخ است. او نمی‌تواند آینده‌ای را تصور کند که از گذشته جدا باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">… در </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> شهادت از یک عمل مقدس به یک نمایش عجیب تبدیل می‌شود. راوی رؤیای ساختن یک حسینیهٔ عظیم را دارد که در آن نه حقیقت بلکه بازنمایی حقیقت اهمیت دارد: «چقدر باشکوه است که سالنی بزرگ با سیستم صوتی و تصویری قوی، بهترین مداح‌ها و روضه‌خوان‌ها و واعظ‌ها، مردم از سراسر کشور که هیچ از سراسر جهان برای هیئت من می‌آیند.» این شهادت دیگر یک تجربهٔ معنوی نیست، بلکه به یک آیین نمایشی عجیب بدل شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات رمان، درک راوی از چرخهٔ تکراری خشونت است: «باید این گودی را وجب‌به‌وجب حفر کنم تا جسدم را بیابم. آیا پدرم مرا کاشته است در زهدان مادرم و آبیاری‌اش می‌کند تا باز برویم؟» در این لحظه مرز میان قاتل و مقتول از بین می‌رود. پسر در حال تبدیل‌شدن به پدر است. خشونت به‌جای آنکه پایانی داشته باشد، به آغاز دیگری تبدیل می‌شود، و تاریخ نه یک خط مستقیم بلکه یک دایرهٔ بی‌پایان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رمان با به‌تصویرکشیدن چرخهٔ بی‌پایان خشونت و تکرار تاریخ، خواننده را با این پرسش مواجه می‌کند که آیا رهایی از این چرخه و ساختن آینده‌ای متفاوت ممکن است؟ آیا می‌توان از زخم‌های گذشته گذشت و از تکرار آن جلوگیری کرد؟ این رمان با کاوش در تأثیرات روانی ترومای تاریخی و دشواری رهایی از گذشته به بررسی این مسائل عمیق می‌پردازد… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از پخش ویدئوی سخنرانی دکتر فرشید سادات‌شریفی، فریبا فرجام اعلام کرد که بخش اول نشست‌ها به اتمام رسیده و </span><b>یک ساعت تنفس</b><span style="font-weight: 400;"> خواهد بود. او از حاضران دعوت کرد تا در این فرصت از کتاب‌های بخش نمایشگاه دیدن کنند.</span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24916" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_IMG_9249.jpg?resize=500%2C333" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_IMG_9249.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_IMG_9249.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_IMG_9249.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در آغاز بخش دوم نشست‌ها، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> ضمن خوشامدگویی دوباره، به معرفی </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;">، از شاگردان کلاس داستان‌نویسی زنده‌یاد محمد محمدعلی، پرداخت. سپس او از بهاره دهکردی دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته و دربارهٔ روند شکل‌گیری و اتمام کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» صحبت کند. «یادگاری روی دیوار دیگران» مجموعهٔ مقالات و سخنرانی‌های زنده‌یاد محمد محمدعلی است دربارهٔ ۳۱ چهرهٔ برجستهٔ ادبیات معاصر ایران و در پایان هر فصل، بهاره دهکردی گفت‌وگوی کوتاهی دربارهٔ آن شخصیت با زنده‌یاد محمدعلی انجام داده است. کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» که از سوی نشر رها منتشر شده است، در همین جشنواره رونمایی شد.</span></span></p>
<figure id="attachment_24909" aria-describedby="caption-attachment-24909" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24909" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_0T9A1033.jpg?resize=500%2C333" alt="فریبا فرجام، در حال معرفی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_0T9A1033.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_0T9A1033.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_0T9A1033.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24909" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">فریبا فرجام، در حال معرفی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;">، درحالی‌که نمی‌توانست جلوی سرازیرشدن اشک‌هایش را بگیرد، با بغضی در گلو در بخشی از سخنان خود در این‌باره گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">ستاره‌ای بی‌جایگزین، با تصاویر ذهنی زیبا؛ محمد محمدعلی. نه‌تنها زیبا در سخن‌گفتن، بلکه زیبا در زندگی‌کردن. در همنشینی با او دیدم که بازی‌های زبانی و فرهنگی نسل او چقدر دلنشین است. نسلی که اهل مطالعه، اندیشیدن و گفت‌وگوی‌های عمیق بودند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» حرف‌های صمیمانه، دل پربهانهٔ محمد محمدعلی است. بهانه‌ای برای رقصیدن، خرامیدن و خالق اثر ادبی بودن. محمدعلی باور داشت که گفت‌وگوهای ناتمام و شفاهی باید به یادگار بمانند. ایمان داشت که زمان برای ثبت این گفت‌وگوها کوتاه‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">و من با همهٔ آن لحظه‌های بودن کنار ایشان، امروز است که مفهوم این جمله را می فهمم؛ </span><i><span style="font-weight: 400;">مرگ از آنچه به نظر می‌رسد، به ما نزدیک‌تر است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن روزها، سرخوش و مست از صدای گرم استاد، بی‌قرارِ دیدارهای ساده‌مان در کافهٔ روبه‌روی خانهٔ استاد، کافه‌ای که برای من با حضور او، قهوه‌ها و کیک‌هایش بوی وطن می‌داد؛ بوی وطن با عصارهٔ سیگار بهمن کوچک. برای بودن در کنار او لحظه‌شماری و پرواز می‌کردم. حرف‌هایش، خاطراتش، پندها، اندرزهایش، خنده‌هایش برایم کلام زندگی بود. ایمان دارم که بودن در کنار او، در لحظات عمرم شمارش نخواهد شد. چرا که همهٔ آن لحظه‌ها، گویی بخشی از رؤیای من بوده، رؤیایی که تا ابد در گوشهٔ قلب و ذهنم زنده خواهد ماند… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بین جملات و کلمات این کتاب گاهی خود را در خلأ می‌دیدم. احساس می‌کردم چقدر در درک این‌همه احساس و پیچیدگی‌ها ناتوانم. در جایی از کتاب صحبت از عشق به «رقیب» است. چطور می‌شود عاشق رقیب سرسختی چون بهنود شد؟… رقیبی که می‌دانی روزی چیره‌دست‌ترین نویسنده می‌شود، اما همچنان قلبت در این عشق می‌تپد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">وقتی صحبت از بهنود شد، عشق در نگاهشان برق می‌زد. محمد محمدعلی همیشه در غم دلتنگی‌هایش می‌گفت: </span><i><span style="font-weight: 400;">دلم برای ایران تنگ شده، نه‌فقط به‌خاطر وطن‌بودنش؛ بلکه برای تمام آن کشمکش‌هایی که از دلشان آثار ماندگار خلق می‌شد.</span></i></span></p>
<figure id="attachment_24910" aria-describedby="caption-attachment-24910" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24910" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1046.jpg?resize=500%2C333" alt="بهاره دهکردی، در حال معرفی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1046.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1046.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1046.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24910" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">بهاره دهکردی، در حال معرفی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این عشق تنها در خصوص بهنود نبود. این عشق به قلم بود. به ادبیاتی که در آن دلدادگی را آموخته، به دنیای واژه‌ها، به جملاتی که قدرت بازتاب رنج و امید و آزادی را دارند. آن هم در سرزمینی که آزادی بیان ندارند، و او و آن‌ها برای همین آزادی جنگیده‌اند. حتی وقتی که از کنار ما سفر کرده‌اند، کتاب‌ها و جملات آن‌ها حکم کپسول زمان را دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز اینجا، این کتاب به دست من و شما رسیده، و تا سال‌ها بعد نیز خوانده خواهد شد، و راه آن‌ها ادامه خواهد داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طبق قرارهای هفتگی‌، فصل‌های جدید را مرور می‌کردیم. محمدعلی در جای‌جای سطور این کتاب گویی با مخاطب خاص حرف می‌زند… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… در این کتاب، در سطرسطر گفت‌وگوهای این کتاب که مثل نقش، روی دیوار دل‌ مانده، صدای استاد شنیده می‌شود، حضورش هست، نَفَسش هست. این کتاب، یادگاری رؤیایی است که هنوز در من زنده است. با من، با ما، در میان ما، در میان سطر‌به‌سطر این کتاب استاد هنوز زنده‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن فریبا فرجام از </span><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;">، زبان‌شناس و نشانه‌شناس، دعوت کرد تا </span><span style="font-weight: 400;">کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» را معرفی کند.</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;">، پس از تبریک به بهاره دهکردی و نشر رها برای گردآوری و انتشار مجموعه‌مقالات و یادداشت‌های زنده‌یاد محمدعلی، در بخش‌هایی از سخنان خود در معرفی کتاب یادشده گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«گردآوری متن‌های پراکنده که در طول چند دهه نوشته شده‌اند، و زنده‌کردن آن‌ها در قالبی جدید، فعالیتی است علیه فراموشی و مرگ. این سنت مدون‌کردن، و طبقه‌بندی گذشته، جانِ‌تازه‌بخشیدن به متون پراکنده، نقشی حیاتی در غنای انبارهٔ فرهنگ و حفظ پیوستگی فرهنگی بازی می‌کند. نوشته‌هایی که ممکن بود بسیاری از ما از وجودشان و از اهمیتشان در تاریخ ادبیات معاصر اطلاعی نداشته باشیم یا در دسترسمان نباشد، امروز در شکل کتابی پاکیزه در اختیار ماست. راه پویایی فرهنگ همین است. چرا که از سویی تقدیس گذشته آن را از متن فروکاسته و به شیئی مقدس تبدیل می‌کند، و از سوی دیگر نادیده‌انگاشتن و بی‌اهمیت تلقی‌کردن گذشته، جریان پیوسته و پویای فرهنگ را مختل می‌کند. هر دوی این رویکردها به گذشته، تجربهٔ زیستهٔ انسان را ابتر می‌کنند. فقط گفت‌وگوی فعال انتقادی با گذشته و حفظ آن به‌مثابهٔ متن پویاست که پیوستگی و در همان حال دگرگونی پویای فرهنگ را تضمین می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌نظر من این کتاب از جهت دیگری نیز قابل‌تأمل جدی است. می‌خواهم دربارهٔ ژورنالیسم ادبی حرف بزنم و جایگاه ویژه‌ای که محمدعلی در آن داشت. معمول است که بین ژورنالیسم ادبی و نقد آکادمیک یا دانشگاهی تمایز قائل می‌شوند که البته تمایز درستی است، اما متأسفانه معمول است که به ژورنالیسم ادبی در قیاس با نقد ادبی دانشگاهی جایگاهی فرودست داده می‌شود… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجازه بدهید اشاره‌ای کنم به آفات ژورنالیسم ادبی، تا اهمیت کار محمدعلی روشن‌تر شود. ژورنالیسم ادبی یا بی‌رمق شد، چون بسیاری آن را متأسفانه در شأن خود نمی‌دانستند یا از مبانی این ژانر فاصله گرفت و سعی کرد خود را با شیوهٔ نگارش نقد دانشگاهی همسو کند که بدتر مایهٔ ابترشدنش شد. فکر کنید یادداشتی یا مقاله‌ای در صفحهٔ ادبی روزنامه یا هفته‌نامه‌ای ادبی در مورد رمانی می‌خوانید و در همان یادداشت کوتاه با نقل‌قول‌های متعدد به نظریه‌پردازان ادبی و فیلسوفان مواجه می‌شوید. این یعنی نویسنده جایگاه ژورنالیسم ادبی را درک نکرده است و آن را از کار انداخته است. یا از سوی دیگر مطالبی سردستی در حد شرح پی‌رنگ رمان و خلاصهٔ آن نوشته می‌شود که باز به‌طریقی دیگر ژورنالیسم ادبی را بی‌مایه و ناکارآمد می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نوشته‌های محمدعلی که در کتاب یادگاری روی دیوار دیگران گردآورده شده‌اند، اما، به‌دلایلی که برخواهم شمرد نمونه‌ای مثال‌زدنی از ژورنالیسم ادبی حرفه‌ای است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکم، سبک نثر است. سبک نثر محمدعلی در این نوشته‌ها پاکیزه، روان، خوش‌خوان، صمیمی و بی‌تکلف است. آن دسته که به نقد نزدیکترند، نثر کم‌وبیش ساده و آسان‌یابی دارند و از پیچیدگی و ابهام غیرضروری که منجر به دشواری خواندن و دریافت می‌شود در آن‌ها اثری نیست… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوم، اشراف نویسنده است به فضای ادبی دستِ‌کم پنج دهه، از دههٔ چهل گرفته تا پایان دههٔ نود. نویسندگان و شاعران، محافل ادبی، مجلات ادبی و صفحات ادبی روزنامه‌ها، رخدادها، نهادها مثل کانون نویسندگان ایران، سانسور و ضرورت مبارزه با آن، همه در حوزهٔ تجربهٔ زیستهٔ محمدعلی قرار می‌گیرند و روایت او از آن‌ها روایتی دست‌اول است که بی‌تعصب و دل‌نشین بیان شده است… </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24918" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_016.png?resize=500%2C280" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="500" height="280" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_016.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_016.png?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_016.png?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سوم، اشراف نویسنده است به آثاری که در طول این سال‌ها نوشته شده است. محمدعلی در نقش یک ژورنالیست ادبی، نه‌تنها از جزئی‌ترین رخدادها و حال‌وهوای فضای ادبی اطلاع دارد و آن‌ها را به شیوایی تمام می‌نویسد، بلکه این نوشته‌ها گواه آن‌اند که تقریباً متنی نیست که در ادبیات داستانی و شعر فارسی در این سال‌ها نوشته شده باشد و او آن‌ها را با دقت و ریزبینی نخوانده باشد. ژورنالیست ادبی آماتور نگاه سرسری و گذری به آثار ادبی دارد، اما نوشته‌های محمدعلی نشان‌دهندهٔ نگاه ریزبین و ژرف او به آثار ادبی است که تقریباً هیچ‌یک را نخوانده نگذاشته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرانجام باید بگویم که گفت‌وگوهای محمدعلی و بهاره دهکردی در پایان هر بخش از این کتاب در واقع آغاز نوعی بازخوانی فعال این نوشته‌هاست که برخی سالیان بسیار از نوشتنشان گذشته است. بازخوانی فعالی که خواننده باید در گفت‌وگوی خود با متن به آن تداوم ببخشد… » </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> دربارهٔ روند ساخت فیلم «کابوس‌های اقلیمی» سخنانی ایراد کرد و پس از آن ترِیلر کوتاهی از این فیلم نمایش داده شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فریبا فرجام </b><span style="font-weight: 400;">در بخشی از سخنانش گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«در تابستان سال ٢٠٢٣ اتفاق فرهنگی و خجسته‌ای در این شهر افتاد و آن برگزاری نکوداشتی برای زنده‌یاد محمد محمدعلی هم‌زمان با رونمایی یک کتاب ایشان از طرف نشر رها بود. در آن مراسم بخش‌هایی از پشت صحنهٔ یک فیلم در حال ساخت از آقای محمد محمدعلی را پخش کردیم و من به ایشان قول دادم که فیلم را تا قبل از پایان آن سال تمام می‌کنم. همان سال ایشان ما را ترک کردند و تنهایمان گذاشتند و دیگر تقریباً برای من غیرممکن به نظر می‌آمد که بتوانم برگردم و روی فیلم کار کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ازآنجایی‌که من شانس این را داشتم که همان تابستان نسخهٔ آخر قبل از اصلاح رنگ و صدا را به ایشان نشان بدهم و بازخورد تأیید و اصرارشان در تمام‌کردن فیلم را داشته باشم، همین دلیل و انگیزه‌ای شد که برگشتم و فیلم را تمام کردم و به‌زودی هم اکرانی در شهر ونکوور خواهیم داشت که وقتی زمان و مکانش مشخص بشود، حتماً از طریق شبکه‌های اجتماعی اطلاع‌رسانی خواهد شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… وقتی در سال ۲۰۱۵ ایدهٔ ساخت فیلم را با آقای محمدعلی در میان گذاشتم، تازه فقط یک دورهٔ فیلمسازی مستند را گذرانده بودم و طبیعتاً آقای محمدعلی خیلی تردید داشتند که قبول کنند، ولی آن‌موقع به من گفتند قبول می‌کنم به‌شرطی که فیلم را زیر نظر نانام بسازی. نانام، اسم هنری آقای حسین فاضلی است که شاعر و فیلمسازند. ساخت فیلم طبق خواستهٔ آقای محمدعلی زیر نظر ایشان آغاز شد و اگرچه زیر نظر ایشان تمام نشد، ولی در تمام طول مسیر تا امروز من شانس این را داشتم که هرجا لازم بود از تجربه‌ها و نظراتشان بهره‌مند شوم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست عزیز دیگر آقای امیرنعیم حسینی، کارگردان تئاتر و سینما، هستند که حوالی سال ٢٠١٩ با پروژه آشنا شدند. این فیلم در بازهٔ زمانی طولانی ساخته شد و به‌دلایل مختلف و متعددی دچار توقف و دست‌انداز شد. امیرنعیم‌جان در آن سال انگار چرخ‌دنده‌های فیلم را دوباره به حرکت درآورد و در فیلمبرداری‌های جدیدی که قبل از کووید انجام شد، من را یاری داد.</span></p>
<figure id="attachment_24911" aria-describedby="caption-attachment-24911" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24911" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1069.jpg?resize=500%2C333" alt="فریبا فرجام، در حال معرفی فیلم مستند «کابوس‌های اقلیمی»" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1069.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1069.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T9A1069.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24911" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">فریبا فرجام، در حال معرفی فیلم مستند «کابوس‌های اقلیمی»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست عزیز دیگری که حضورش خیلی تأثیرگذار بود آقای البرز رحمانی، نوازندهٔ تار و سه‌تار، هستند. ایشان در تصمیم‌گیری در ساخت موسیقی و خود مراحل ساخت همراه من بودند و به‌همراه خانم مرجان آل‌خمیس ساخت موسیقی فیلم را انجام دادند و کار ضبط و میکس آن توسط آقای رضا صادقی با مهارت و کیفیت تمام انجام شد. در مجموع کل ساخت موسیقی تجربهٔ بسیار دلپذیری بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و آقای دکتر سجودی عزیز که مثل همیشه از وجود ارزشمندشان بهره‌مند شدم و زحمت نظارت به ترجمهٔ فیلم را کشیدند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دلایل مختلف ازجمله فارسی‌بودن زبان فیلم بقیهٔ کارها در ایران و به‌صورت از راه دور انجام شد و اگرچه عزیزانی که با آن‌ها کار می‌کردم، خودشان فوق‌العاده بودند، ولی تجربهٔ به‌خصوص تدوین از راه دور بسیار چالش‌برانگیز بود، ولی همین‌جا از تک‌تکشان برای همراهی و صبوری‌شان سپاسگزارم. و همین‌طور از خانوادهٔ آقای محمدعلی هم بسیار سپاسگزارم و عزیزانی که به‌هر نوع و شیوه‌ای در طول ساخت فیلم و بعد از آن من را یاری و همراهی کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همهٔ این‌ها را گفتم و این بحث را امروز باز کردم، چون می‌خواستم به‌طور ویژه از یک نفر تشکر کنم که به‌طور مستقیم در تهیهٔ فیلم دخالت نداشتند ولی حضور پشت‌صحنه‌شان چیزی از اهمیت و ارزشمندی حمایتشان کم نمی‌کند و ایشان خانم نسرین کیهانی، همسر عزیز زنده‌یاد استاد محمدعلی، هستند. من حدود ٢٠ ساعت متریال از این فیلم دارم که بیشترشان در منزل ایشان فیلمبرداری شده و هرموقع من آنجا می‌رفتم بدون محدودیتی خانه مثل دستهٔ گل آماده برای فیلمبرداری در اختیار ما بود و من دلم می‌خواست امروز از این فرصت استفاده کنم و مراتب قدردانی خودم را از ایشان به جا بیاورم. بدون همراهی ایشان این فیلم و بسیاری حمایت‌هایی که ما از آقای محمدعلی طی این سال‌ها دریافت کردیم ممکن نمی‌شد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس فریبا فرجام اعلام کرد که در بخشی از نشست‌های این جشنواره قرار است از </span><b>عبدالرحیم احمد پروانی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده، مترجم و از مدیران پروژهٔ بسیار ارزشمند کتابخانهٔ درخت دانش، قدردانی به عمل آورده شود، و گفت که معرفی ایشان به سخنور توانایی چون </span><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> سپرده شده است، بنابراین او بار دیگر ایشان را به پشت تریبون دعوت کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> در معرفی عبدالرحیم احمد پروانی چنین گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">طالبان از زمان بازگشت به قدرت در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ فرمان‌های متعددی برای اعمال محدودیت بر زندگی زنان ازجمله حق کار، گشت‌وگذار آزادانه، و از همه مهم‌تر حق آموزش صادر کرده است. از تحصیل دختران در سطوحِ بالاتر از ابتدایی جلوگیری کرده و مانع از ادامهٔ تحصیل زنان در دانشگاه‌ها شده است. محصورکردن زنان در خانه، ممانعت از کار و فعالیت اجتماعی، و ممانعت از تحصیل دختران و زنان همه با اتکا به قوانین شریعت و در جهت اعمال قدرت پدرسالار و عشیره‌ای بوده است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طالبان اعتراضات زنان افغانستان به این سیاست‌های محدودکننده و ارتجاعی را به‌شدت سرکوب کردند. برخی زنانی که در سازمان‌دهی اعتراضات نقش داشتند، به قتل رسیدند و بسیاری دستگیر و شکنجه شدند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این نباید به‌معنای پذیرش پایان کار آموزش زنان و دختران افغانستان و همچنین آموزش حقوق مدنی به شهروندان افغان اعم از زن یا مرد تلقی می‌شد. برای مقابله با این رفتارهای ارتجاعی و خشونت‌آمیز، اشخاص و نهادهایی در اینجا و آنجای دنیا دست‌به‌کار شدند. فناوری امروز هم به کمک آمد تا بتوانند از سدهای به‌ظاهر صعب‌العبوری که دستگاه ارتجاعی طالبان ایجاد کرده است، بگذرند و آموزش و منابع آموزشی را به درون خانه‌های مردم افغانستان ببرند. </span></p>
<figure id="attachment_24912" aria-describedby="caption-attachment-24912" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24912" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0255.jpg?resize=333%2C500" alt="دکتر فرزان سجودی" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0255.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0255.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-24912" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر فرزان سجودی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نهادهایی که پیشتر شکل گرفته بودند، مانند کتابخانهٔ درخت دانش و نقش برجسته‌ای که در تأمین منابع آموزشی مکاتب افغانستان بر عهده داشتند، دامنهٔ کار خود را گسترش دادند و نهادهای جدیدی مثل دانشگاه آنلاین روشن افغانستان بر سدِ ممنوعیت‌های طالبان غلبه کردند و نگذاشتند آموزش در افغانستان به‌خصوص آموزش زنان و دختران متوقف شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتابخانهٔ آنلاین درخت دانش رسماً در سال ۲۰۱۴ در شهر کابل گشایش یافت. در ابتدا هدف از ایجاد این کتابخانه که توسط نهاد حق آموزش افغانستان صورت گرفت، فراهم‌آوری زمینهٔ دسترسی رایگان به منابع آموزشی برای ارتقاء ظرفیت و کیفیت آموزش بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتابخانهٔ درخت دانش یگانه‌منبع برای معلمان افغانستان بود و در مدت کوتاهی توانست مطالب مختلفی در قالب‌های مختلف تهیه کند. نسخهٔ آفلاین کتابخانه در مراکز تربیت‌ معلم ۱۵ استان افغانستان نصب شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کتابخانه با نشر مقالات متعدد در عرصه‌های مختلف خیلی زودی توانست جای خود را نه‌تنها در بین معلمان افغانستان بلکه در بین اقشار مختلف فرهنگی، علمی و ادبی باز کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز کتابخانهٔ درخت دانش با داشتن ۸٬۳۰۰ مطلب متنوع در ۱۲۷ موضوع، یگانه‌منبع آموزشی رایگان و باز مطالب علمی، آموزشی، فرهنگی، ادبی و غیره به زبان‌های انگلیسی، فارسی، پشتو، بلوچی، پشه‌یی، شُغنانی، ازبکی، ساوجی، مُنجی و نورستانی در افغانستان و شاید هم در جهان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دستاوردهای کتابخانهٔ آنلاین درخت دانش ممکن نبود مگر در سایهٔ تلاش‌های خستگی‌ناپذیر عبدالرحیم احمد پروانی که بیش از یک دهه است مدیریت کتابخانهٔ آنلاین درخت دانش را بر عهده دارد. کتابخانه‌ای که منابع آموزشی ارزشمندی را در اختیار جامعهٔ‌ افغان قرار می‌دهد، به‌خصوص زنان و دختران افغان که با محدودیت جدی تحصیلی روبه‌رو هستند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پروانی خستگی نمی‌شناسد و در شرایطی که گاهی به‌دلیل اختلاف ساعت بین غرب کانادا و افغانستان از شب‌هنگام تا نزدیکی صبح مشغول تدریس است، کماکان در دیگر عرصه‌های فرهنگی حضور فعال و تاثیرگذار دارد. ازجمله لازم است بر نقش پروانی در کارزار فارسی در بی‌سی اشاره کنم. کارزاری که با دشواری‌های بسیار سرانجام موفق شده است درس فارسی را در بسیاری از مدارس ونکوور بزرگ راه‌اندازی کند و فرصت آموزش رسمی زبان فارسی را برای فرزندان خانواده‌های فارسی‌زبان ایرانی و افغان فراهم آورد. همچنین نقش او در هیئت‌مدیرهٔ بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور و تلاش‌هایش برای حضور ناشران افغان در این جشنواره را نمی‌توان نادیده گرفت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عبدالرحیم احمد پروانی، نویسنده، مترجم، معلم، فعال اجتماعی و مدنیِ افغان-کانادایی، فروتنانه بیشتر عمر خود را وقف آموزش و توسعهٔ فرهنگی کرده است و تلاش‌های او بر زندگی هزاران افغان تأثیری انکارناپذیر گذاشته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مایهٔ افتخار ماست که از فعالیت‌های برجستهٔ دوست عزیزمان آقای عبدالرحیم احمد پروانی در حوزهٔ آموزش، برابری جنسیتی و ارتقاء توانمندی‌های جامعهٔ افغان قدردانی کنیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;">، </span><span style="font-weight: 400;">اعلام کرد که </span><b>جنیفر بلادرویک</b><span style="font-weight: 400;">، نمایندهٔ مجلس بریتیش کلمبیا از حوزهٔ کوکئیتلم &#8211; ملاردویل، برای تقدیر از خدمات </span><span style="font-weight: 400;">عبدالرحیم</span><span style="font-weight: 400;"> احمد پروانی به جمع آن نشست ملحق شده است. او سپس جنیفر بلادرویک را به‌زبان انگلیسی معرفی و از ایشان دعوت کرد تا به پشت تریبون برود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جنیفر بلادرویک</b><span style="font-weight: 400;">، </span><span style="font-weight: 400;">پس از سلام‌دادن به‌زبان فارسی، خودش را معرفی کرد. او در بخشی از سخنانش گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«در استان ما، ما هنوز در حال مبارزه‌ایم، هنوز در حال تلاشیم، هنوز در حال پیشرفتیم تا آموزش را به‌طور برابر در سراسر بریتیش کلمبیا برای مردم هر جامعه‌ای فراهم کنیم. و من معتقدم که ما پیشرفت‌هایی داشته‌ایم، اما مبارزه‌ای که ما با آن مواجه‌ایم، در مقایسه با تلاش‌هایی که آقای پروانی انجام داده و همدلی، فداکاری و مراقبت واقعی او در شرایطی که نیاز به تلاش انسانی فوق‌العاده‌ای برای ایجاد این ارتباطات وجود دارد، رنگ می‌بازد و این شایستهٔ تقدیر است. بنابراین می‌خواهم آقای پروانی را صدا بزنم تا تقدیرنامه‌ای را که از طرف نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا دارم به ایشان تقدیم کنم.»</span></p>
<figure id="attachment_24913" aria-describedby="caption-attachment-24913" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24913" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_012.png?resize=500%2C333" alt="جنیفر بلادرویک، نمایندهٔ مجلس قانونگذاری بریتیش کلمبیا، پس از اهدای تقدیرنامهٔ نخست‌وزیر استان به عبدالرحیم احمد پروانی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_012.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_012.png?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_012.png?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24913" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">جنیفر بلادرویک، نمایندهٔ مجلس قانونگذاری بریتیش کلمبیا، پس از اهدای تقدیرنامهٔ نخست‌وزیر استان به عبدالرحیم احمد پروانی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن عبدالرحیم احمد پروانی به روی سن رفت و تقدیرنامه‌اش را از جنیفر بلادرویک دریافت کرد و با حاضران چند کلمه‌ای سخن گفت. او در بخشی از سخنانش گفت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«جنیفر، از همهٔ کلمات محبت‌آمیزتان خیلی ممنونم، اما اعتبار همهٔ این کارها عمدتاً به تیم متعهد ما می‌رسد. تیم </span><span style="font-weight: 400;">Right to Learn Afghanistan</span><span style="font-weight: 400;"> و تیم ما که در شرایط بسیار دشوار، سخت تلاش می‌کنند تا همهٔ منابع آموزشی را در دسترس مردم افغانستان، به‌ویژه دختران و زنانی که از همه‌چیز و نه‌تنها از تحصیل، بلکه از زندگی محروم شده‌اند، قرار دهند، آن‌ها [گویی] از جامعه ناپدید شده‌اند و مانند زندانیانی‌اند که به‌دست طالبان در خانه‌هایشان محبوس مانده‌اند… این تقدیرنامه باید به تیم ما و به‌ویژه به مدیر اجرایی ما، دکتر لورن اوتس، که بیشتر عمر خود را وقف ترویج آموزش در میان افغان‌ها در افغانستان و سایر مناطق کرده است، اهدا شود.»</span></span></p>
<figure id="attachment_24919" aria-describedby="caption-attachment-24919" style="width: 586px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24919" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/Certificate-of-Recognition-Abdul-Rahim-Ahmad-Parwani.jpg?resize=586%2C750" alt="تقدیرنامهٔ دیوید ایبی، نخست‌وزیر استان بریتیش کلمبیا، برای فعالیت‌های ارزندهٔ عبدالرحیم احمد پروانی، مدیر کتابخانهٔ درخت دانش" width="586" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/Certificate-of-Recognition-Abdul-Rahim-Ahmad-Parwani.jpg?w=586&amp;ssl=1 586w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/Certificate-of-Recognition-Abdul-Rahim-Ahmad-Parwani.jpg?resize=234%2C300&amp;ssl=1 234w" sizes="auto, (max-width: 586px) 100vw, 586px" /><figcaption id="caption-attachment-24919" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">تقدیرنامهٔ دیوید ایبی، نخست‌وزیر استان بریتیش کلمبیا، برای فعالیت‌های ارزندهٔ عبدالرحیم احمد پروانی، مدیر کتابخانهٔ درخت دانش</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از سخنان عبدالرحیم احمد پروانی، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> اعلام کرد که مهمان ویژهٔ دیگری به جمع آن نشست ملحق شده است؛ </span><b>دکتر لورن اوتْس</b><span style="font-weight: 400;">، مدیر اجرایی سازمان غیرانتفاعی </span><span style="font-weight: 400;">Right to Learn Afghanistan</span><span style="font-weight: 400;">. او ضمن معرفی دکتر اوتس به‌زبان انگلیسی از ایشان دعوت کرد تا سازمان غیرانتفاعی‌شان را که روی آموزش دختران و زنان افغانستان تمرکز دارد، معرفی کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر لورن اوتْس</b><span style="font-weight: 400;">، پس از معرفی خودش در بخشی از سخنانش گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شما کمی در مورد همکار محترم من آقای پروانی شنیدید و البته ما از این تقدیرنامه خبر نداشتیم. بنابراین من فقط فی‌البداهه صحبت می‌کنم، اما می‌خواهم تعریف و تمجیدی را که علی‌رغم ضعف زبان فارسی‌ام از کار او دریافته‌ام، تکرار کنم. کار او واقعاً فوق‌العاده بوده است. ما تقریباً ۲۰ سال یعنی دو دهه است که با هم کار می‌کنیم. من او را در عمل دیده‌ام، او کسی است که تمرکز کاملاً منحصربه‌فردی دارد بر آنچه که اعتقاد دارد مهم است، و اینکه کجا باید انرژی‌اش صرف شود. فقط این هدف را دنبال می‌کند که یادگیری برای همه به‌زبان خودشان در دسترس باشد که کار بسیار مهمی است. و من خیلی خوش‌شانس بوده‌ام که از نزدیک تأثیر واقعی کار او را دیده‌ام.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دکتر اوتْس با اشاره به اینکه پس از صحبت‌های او آقای پروانی دربارهٔ کتابخانهٔ درخت دانش صحبت خواهد کرد، گفت که می‌خواهد دربارهٔ سایر برنامه‌های سازمان </span><span style="font-weight: 400;">Right to Learn Afghanistan که ممکن است کمتر درباره‌شان صحبت شده باشد، حرف بزند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او به دبیرستان آنلاین برای دختران در افغانستان که با همکاری یک دبیرستان در کانادا انجام می‌شود، اشاره کرد و همین‌طور به بورسیهٔ تحصیلی‌ای که به زنان جوان کمک می‌کند تا به فناوری مورد نیاز خود برای تحصیل آنلاین دسترسی پیدا کنند و محدودیت‌های دسترسی به آموزش عالی و بسیاری موارد دیگر را دور بزنند. او گفت که با سرزدن به وب‌سایت این سازمان، می‌توانند در این‌باره بیشتر بدانند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر لورن اوتْس</b><span style="font-weight: 400;"> در ادامهٔ سخنانش برگزاری دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی در ونکوور، را که در واقع جشن کتاب و ادبیات است،‌ تبریک گفت؛ ادبیاتی به‌زبان زیبای شاعران کهن چون حافظ، عطار، رومی،… و شاعران معاصر چون نادیا انجمن، پروین پژواک، فروغ فرخزاد و پگاه احمدی. او افزود: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«این رویداد مهم، ورای کتاب مسائلی را ترویج می‌کند که برای ما در </span><span style="font-weight: 400;">Right to Learn Afghanistan بسیار مهم است؛ جریان آزاد اطلاعات و دسترسی همگان برای لذت‌بردن از کتاب، میراث زبان و ادبیات، و آزادی بیان… کار ما در Right to Learn Afghanistan موجب می‌شود شاهد تبعات محدودیت این آزادی‌ها باشیم. افغانستان تنها کشوری در جهان است که تحصیلات بالاتر از ابتدایی را برای دختران و زنان منع کرده است، و این نقض حقوق بشر در حد اعلی‌ست و همچنین راهی بسیار مؤثر برای فرورفتن یک کشور در فقر، و قطع رابطهٔ جوامعش با تبادل جهانی ایده‌ها، تکامل ادبیات و دسترسی به دانش.</span></span></p>
<figure id="attachment_24914" aria-describedby="caption-attachment-24914" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24914" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0291.jpg?resize=500%2C333" alt="دکتر لورن اوتس، مدیر اجرایی سازمان Right to Learn Afghanistan" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0291.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0291.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0291.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24914" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر لورن اوتس، مدیر اجرایی سازمان Right to Learn Afghanistan</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">… آنچه در افغانستان در حال وقوع است، آپارتاید جنسیتی است. این اصطلاح بیانگر این واقعیت است که زنان نه‌تنها تحت مشتی سیاست‌های تبعیض‌آمیز، بلکه تحت سیستمی زندگی می‌کنند که بر اساس فرودستی آن‌ها بنا شده است. و این یعنی‌که آن‌ها در دسته‌ای غیر از انسان قرار می‌گیرند، جایی‌که زن‌ستیزی در مرکز ایدئولوژی طالبان قرار دارد، دلیل وجودی آن‌هاست و در همهٔ سیاست‌هایشان ریشه دوانده است. این، یک وضعیت اضطراری جدی است، اما ناامید هم نباید بود، [چون] ما که در امنیت کامل از این فاجعهٔ حقوق بشر دوریم، ناتوان نیستیم. در واقع بخشی از کار حفظ تمدن، واکنش به رنج دیگران در هر کجای جهان و دیدن خودمان در آن‌هاست. اینکه ما در این سر جهان چگونه به بی‌عدالتی‌ها در افغانستان یا هرجای دیگر واکنش نشان بدهیم یا ندهیم، معیاری خواهد بود برای متمدن‌بودن ما در چشم تاریخ.»</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> از </span><span style="font-weight: 400;">عبدالرحیم احمد پروانی دعوت کرد تا حاضران را بیشتر با پروژهٔ ارزشمند کتابخانهٔ درخت دانش آشنا کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عبدالرحیم احمد پروانی </b><span style="font-weight: 400;">پس از گرامیداشت یاد و نام زنده‌یاد محمد محمدعلی، در معرفی کتابخانهٔ درخت دانش گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«دوستان گرامی، یکی از نخستین اقدامات طالبان پس از نشستن بر اریکهٔ قدرت در کابل، بستن دروازه‌های مکاتب/مدارس، دانشگاه‌ها و سایر نهاد آموزشی به روی دختران و زنان افغانستان بود. زنان عملاً از جامعه حذف شدند و با ازدست‌دادن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان، در خانه‌های خود زندانی گشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب‌خانهٔ درخت دانش، منحیث یکی از برنامه‌های آموزشی نهاد حق آموزش افغانستان که بیشتر در عرصهٔ آموزش‌وپرورش و فراهم‌آوری زمینهٔ ارتقاء ظرفیت مسلکی معلمین و تهیهٔ مواد و منابع کمکی درسی فعالیت می‌کرد، برای فراهم‌آوری زمینهٔ آموزش و دسترسی به منابع باز آموزشی توسعه یافت و دو شاخهٔ دیگر، کورس‌های درخت دانش و مکتب درخت دانش به آن افزوده گشت و نامش هم به «آکادمی درخت دانش» تغییر یافت.</span></p>
<figure id="attachment_24915" aria-describedby="caption-attachment-24915" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24915" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0322.jpg?resize=333%2C500" alt="عبدالرحیم احمد پروانی، مدیر کتابخانهٔ درخت دانش" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0322.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/9R6A0322.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-24915" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عبدالرحیم احمد پروانی، مدیر کتابخانهٔ درخت دانش</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب‌خانهٔ درخت دانش اکنون با داشتن بیش از ۸٬۵۰۰ منبع آموزشی مختلف در ۱۲۸ مضمون به ۱۰ زبان فارسی، پشتو، اوزبیکی، ساوجی، نورستانی، پشه‌یی، بلوچی، منجی، شغنانی و انگلیسی فعالیت می‌کند و هر روز به تعداد این منابع افزوده می‌گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کورس‌های درخت دانش با داشتن ۱۵ کورس رایگان آنلاین در زمینه‌های اصول آموزش از راه دور، سلامت روان، سواد دیجیتال و تربیهٔ معلم و غیره به‌زبان‌های فارسی، پشتو و انگلیسی یگانه‌پایگاه کورس‌ها/دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت رایگان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مکتب درخت دانش نیز با داشتن بیش از ۵۰۰ دانش‌آموز، از صنف/کلاس ۷ تا ۱۰ به‌صورت آنلاین فعالیت دارد و درس‌های خود را مطابق برنامهٔ آموزشی وزارت آموزش‌وپرورش قبل از طالبان به پیش می‌برد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما از همهٔ قلم‌‌به‌دستان گرامی تقاضا می‌کنیم تا با ارسال مضامین، مطالب و حتی کتاب‌های خود به غنای کتاب‌خانه درخت دانش بیفزایند و هرچه بیشتر زمینهٔ دسترسی رایگان و آزاد میلیون‌ها انسان در افغانستان را که از آموزش معنی‌دار و همه‌شمول و از دسترسی به منابع معتبر آموزشی محروم مانده‌اند، مساعد سازند.»</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> با معرفی مجدد دکتر فرشید سادات‌شریفی، از حاضران دعوت کرد تا به سخنان ایشان (به‌صورت ویدئویی) </span><span style="font-weight: 400;">در معرفی گروه علمی‌-آموزشیِ سَماک که </span><span style="font-weight: 400;">از سال ۲۰۱۷ با محوریت «ادبیات کاربردی»، فعالیت‌های متنوعی را در میان فارسی‌زبانان ساکن کانادا سازمان‌دهی کرده است،</span><span style="font-weight: 400;"> توجه کنند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر </b><b>فرشید سادات‌شریفی </b><span style="font-weight: 400;">در معرفی گروه </span><span style="font-weight: 400;">سَماک </span><span style="font-weight: 400;">گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">نام سَماک، مخففی از «سلام ما به ادبیات کاربردی»، نمایانگر نگاهی فراتر از لذت صرف یا افتخار ادبی است. این گروه، ادبیات را ابزاری مؤثر برای مواجهه با چالش‌های زندگی روزمره، به‌ویژه در تجربهٔ مهاجرت، تلقی می‌کند. هدف سَماک، یاری به فارسی‌زبانان برای تبدیل «سرزمین بیگانه به خانه‌ای آشنا» است؛ مسیری که با بازیابی ریشه‌ها و شناخت فرهنگ جامعهٔ میزبان از دریچهٔ کتاب و زبان، از روندهای گسست یا «همسان‌سازی» یا اسیمیلیشن فاصله می‌گیرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی و معرفی آثار نویسندگان ایرانی و کانادایی، از ارکان اصلی فعالیت‌های سَماک بوده است. همکاری شش‌ساله با کافه ترنج در مونترآل، نمونه‌ای از این تلاش‌هاست که طی آن، در قالب نشست‌های فرهنگی، آثار متعددی خوانده، معرفی و تحلیل شده‌اند. شرکت در برنامه‌هایی چون «کانادا می‌خواند» و دعوت از نویسندگان مقیم شهرهای مختلف مانند مونترآل، تورنتو، ونکوور و کلگری، بخشی دیگر از این فعالیت‌ها را تشکیل می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سَماک نگاهی میان‌رشته‌ای به ادبیات دارد و در گفت‌وگوهای خود از حوزه‌هایی همچون روان‌شناسی، فلسفه، تاریخ و علوم سیاسی بهره می‌برد. همکاری با دکتر سعید ممتازی در زمینهٔ کاربرد ادبیات در روان‌درمانی، و نقد مشترک کتاب «سیاحت‌نامه ابراهیم‌بیگ» با دکتر محسن خلیلی، نشان‌دهندهٔ این رویکرد جامع‌نگر است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فعالیت‌های سَماک به گفت‌وگوها محدود نمی‌شود. این گروه در زمینهٔ نشر نیز فعال بوده و کتاب‌هایی چون کار سبک‌باران، بازخوانی شعر حافظ نوشتهٔ فرشید سادات‌شریفی، و کتاب دو‌زبانهٔ از هوسنامه تا وفانامه نوشتهٔ بنفشه طاهریان را منتشر کرده است. همچنین، کارگاه‌های کتاب‌محور ازجمله کارگاه «کتاب خوشی»، مبتنی بر گفت‌وگوی دالایی‌لاما و دزموند توتو، از دیگر برنامه‌های مؤثر این نهاد بوده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سَماک به بهره‌گیری از ظرفیت‌های آنلاین نیز توجه داشته است. برگزاری نشست‌های مجازی، همکاری با نشر رها در یادبود استاد محمدعلی، مرور آثار آلیس مونرو، و نقد و رونمایی کتاب‌ها، نمونه‌هایی از تلاش این گروه برای افزایش دسترسی به برنامه‌های فرهنگی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همکاری با نهادهای فرهنگی در شهرهای مختلف کانادا از دیگر نقاط قوت سَماک به شمار می‌آید. نهادهایی چون باشگاه کتاب مونترآل و ترنج، آکادمی تفکر تورنتو، و به‌خصوص رسانهٔ همیاری و نشر رها در ونکوور، ازجمله همکاران دیرپای این گروه بوده‌اند. این همکاری‌ها با عباراتی چون «بدون سخت‌گیری‌های زائد»، «لذت‌بخش» و «حرفه‌ای» توصیف شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گروه سَماک، در طول این سال‌ها با تکیه بر ادبیات کاربردی، موفق شده است فضایی زنده برای تبادل اندیشه، ترویج کتاب‌خوانی و تسهیل سازگاری فرهنگی در میان جامعه فارسی‌زبان کانادا ایجاد کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از پخش ویدئوی سخنرانی دکتر فرشید سادات‌شریفی، فریبا فرجام اعلام کرد که بخش دوم نشست‌ها به اتمام رسیده و </span><b>نیم ساعت تنفس</b><span style="font-weight: 400;"> خواهد بود. او بار دیگر از حاضران دعوت کرد تا در این فرصت از کتاب‌های بخش نمایشگاه دیدن کنند.</span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24920" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T7A0332.jpg?resize=500%2C333" alt="ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور #ونکوور #کتاب #ادبیات ‎#PersianBookFestival ‎#FarsiBookFestival #جشنواره_کتاب_فارسی_ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T7A0332.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T7A0332.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/0T7A0332.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سخنرانِ اولین نشست بخش سوم </span><b>دکتر حسام دهقانی</b><span style="font-weight: 400;">، استادیار آموزش زبان و فرهنگ فارسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا، بود. فریبا فرجام از ایشان دعوت کرد تا به معرفی چاپ جدید رمان «فریاد خاموش»، اثر کنزابورو اوئه، با برگردان</span> <b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;">، بپردازد. فریبا فرجام اشاره کرد که نویسندهٔ این رمان در سال ۱۹۹۴ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی شد، و برگردان فارسی رمان هم اولین بار از سوی انتشارات محیط در سال ۱۳۷۷ خورشیدی ـ با برگردان دکتر فرزان سجودی &#8211; منتشر شد، اما سال گذشته، انتشارات نورهان نسخهٔ بدون سانسور این رمان را منتشر کرد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر حسام دهقانی</b><span style="font-weight: 400;">، در معرفی رمان «فریاد خاموش»، در بخشی از سخنانش گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«کنزابورو اُئه، نویسندهٔ توانای ژاپنی و برندهٔ نوبل ادبیات  ۱۹۹۴، شصت سال قلم زد تا «جهان‌های خیالی‌ای سرشار از واقعیت» بیافریند؛ جهان‌هایی که به‌تعبیر آکادمی نوبل «تصویری هولناک از معضل امروزِ انسان» عرضه می‌کنند. اُئه این توانایی و رسالت را در رمان «فریاد خاموش»، که در سال ۱۹۶۷، برندهٔ جایزهٔ تانیزاکی شد، به اوج رساند؛ رمانی که در اوایل دههٔ  ۶۰ میلادی می‌گذرد و سرنوشتِ دو برادر را روایت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدرنیست‌ها به‌جای قهرمانان آرمانی، انسان‌های شکست‌خورده و موقعیت‌های درهم‌شکسته را روی صحنه می‌آورند. اُئه نیز به‌جای حکایت قهرمانی سامورایی، ضدقهرمان‌ها و انسان‌های عادی را در مرکز توجه قرار می‌دهد. در فضای ژاپن سرخوردهٔ پس از جنگ جهانی دوم، به‌جای قهرمان‌ساختن از بازیگران و نقش‌پردازان انقلاب‌های سیاسی به‌ویژه شورش ۱۸۶۰، لایه‌های روانی فردی و اجتماعیِ این‌گونه شورش‌ها و قهرمانان آن‌ها را می‌کاود و تبعات آن‌ها را در واقعیت به تصویر می‌کشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… در مقابل رئالیسم اجتماعی/انتقادی که برپایهٔ توصیفات دقیق واقعیت مشترک اجتماعی بنا شده است، رمان مدرنیستی، تأثیرات واقعیت بر روان افراد را می‌کاود. روانی که دائماً در سیلان و دگرش است. اُئه با انتخاب زاویۀ دید اول‌شخص، خواننده را در زندان آگاهیِ میتسو سابورو حبس می‌کند. زاویهٔ دید اول‌شخص، خواننده را تا تاریک‌ترین لایه‌های روان و ذهن میتسو و درک او از فهم و منش دیگران فرو می‌بَرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… اُئه با حرکت آزاد در زمان، خاطره و خیال را مخلوط می‌کند؛ جریان سیال ذهن، فلاش‌بک‌های ناگهانی و پرش‌های رؤیایی، روایت را می‌شکند بی‌آن‌که خواننده گم شود؛ زیرا شبکه‌ای از «نشانگان ادراکی و حسی» — بوی بنزینِ مه‌آلود، جیغ ترمز، نور سرخ پشت برگ زغال‌اخته — همچون GPS عمل می‌کند. جریان سیال ذهن و پرش زمانی مثل قایقی در مه است، اما شبکهٔ نشانه‌های حسی باعث می‌شود ما وی را گم نکنیم. بدین ترتیب، متن با وجود پرش‌های زمانی و روایی و عمق فلسفی، خوش‌خوان و روشن می‌ماند.</span></p>
<figure id="attachment_24921" aria-describedby="caption-attachment-24921" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24921" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_015.png?resize=500%2C333" alt="دکتر حسام دهقانی، استادیار آموزش زبان و فرهنگ فارسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_015.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_015.png?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_015.png?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24921" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر حسام دهقانی، استادیار آموزش زبان و فرهنگ فارسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… همۀ این عناصر — واقع‌گرایی حسی، کندوکاو روان، تکنیک‌های شکستن زمان، و تمرکز بر فردیت و زاویهٔ دید شخصی — دقیقاً همان چیزی است که نظریۀ «رمان مدرن» بدان اشاره می‌کند: گذار از حماسه یا رمانتیسم به رصد دقیق انسانِ معمولی در گردباد تاریخ. فریاد  خاموش با حذف پرده‌های اخلاقی و ایدئولوژیک، ما را مجبور می‌کند پیامدهای خشونت، شرم و سکوت تاریخی را نه در آماری کلان بلکه در لرزش بدن، زق‌زق زخم و فریاد بی‌صدای یک انسان لمس کنیم. همین لمسِ بی‌واسطه است که رمان را بدل به کلاس زندهٔ مدرنیته می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… فریاد خاموش وضعیت یک نفر، یک نسل و حتی یک ملیت نیست بلکه دائما در تاریخ تکرار شده و می‌شود، به‌عبارت دیگر، خاموشی، یک اختلال فردی نیست؛ بلکه ریشه در تاریخ و اجتماع دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… رمان تأملی در باب زمان، تاریخ و گذشته است و نشان می‌دهد که گذشته چیزی در جایی دیگر نیست بلکه در زمان حال حاضر است. زمان در این رمان کریستالی است یعنی گاه در یک صحنه، یک شیء یا یک جمله همهٔ وجوه زمان تجلی پیدا می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… ما ایرانیان نیز گذشته‌ای دوگانه داریم؛ افتخار امپراتوری و شرم قتل‌عام‌ها، انقلاب و شکست‌های مدنی. زیر فشار اقتصادی و سیاسی، اغلب یا به سکوت پناه می‌بریم یا به اعتراضات ناگهانی و ناپایدار. بیماری «فریاد خاموش» در رمان دقیقاً چنین وضعیتی است: زوزه‌ای فراشنیداری که مردم دره را یا فلج می‌کند یا به خشونت کور می‌راند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوانندهٔ ایرانی، در ترجمهٔ روان سجودی، بی‌واسطه با این زخم روبه‌رو می‌شود. رمان نشان می‌دهد که فرار از تاریخ ممکن نیست؛ اگر شورش اجداد فهمیده نشود، با صورتکی تازه بازمی‌گردد. میتسو با ثبت صادقانهٔ ترس‌ها و شرم‌ها به‌تدریج با تروما روبه‌رو می‌شود؛ همان کاری که خوانندهٔ ایرانی، به‌یاری ترجمهٔ روان فرزان سجودی، می‌تواند انجام دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… فرزان سجودی فقط مترجم نیست؛ شاعر و متفکر است و می‌داند که خودِ میتسو نیز مترجم است؛ کسی که به‌جای «زیستنِ خلاق» تجربه‌ها را دستِ‌دوم ترجمه می‌کند، و همین او را عقیم و ترسو ساخته است. سجودی با آگاهی از این تم، ترجمه را به عمل خلاق بدل می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… مترجم با «بیدارکردن هیولای پس‌متن» ما را مجبور می‌کند نه صرفاً روایت را بخوانیم، بلکه آن را در سطح پوست خود احساس کنیم؛ عملی که درست در مقابل وضعیت میتسو ــ مترجمِ منفعل ــ قرار می‌گیرد و نحوی از رستگاریِ خلاقانه را پیش می‌نهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌این ترتیب، مترجم همان کاری را می‌کند که رمان از ما می‌خواهد: زخم را آشکار نگاه دارد تا درمان ممکن شود. خوانندهٔ ایرانی، در متنِ فارسیِ سجودی، نه نظاره‌گر دست‌دوم، بلکه شریکِ مستقیم ترومای تاریخی خویش می‌شود و شاید در این مواجهه، نخستین گامِ حرکت آگاهانه را بردارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… فرزان سجودی این پرسش را با زبانی بی‌پروا و وفاداریِ حسی به گوش فارسی‌زبان رسانده است. در دورانی که جهان از خشونت و تنگنای اقتصادی می‌نالد، این رمان و این ترجمه دست‌کم دو موهبت به ما می‌دهند: جرئتِ روبه‌روشدن با فریادِ نشنیدهٔ خود، و امیدِ شکستن چرخه‌ای که گمان می‌بردیم از ازل بر تقدیر ما نوشته شده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> ضمن معرفی دوبارهٔ </span><b>منصور علیمرادی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده، شاعر، پژوهشگر فرهنگ عامه و روزنامه‌نگار، از ایشان دعوت کرد تا به معرفی کتاب تازه‌منتشرهٔ خود، «نجواهای واحه: سراب شاعرانهٔ لیکو» که اخیراً از سوی نشر آسمانا در تورنتو به چاپ رسیده است، بپردازد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>منصور علیمرادی، </b><span style="font-weight: 400;">در بخشی از سخنان خود گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«می‌خواهم در مورد یک گونهٔ شعری حرف بزنم که از هر حیث یگانه است و به‌احتمال زیاد بسیاری از شما تا به امروز نشنیده‌اید. شعری باستانی و بی‌همتا در دنیا، شاید بشود گفت: کوتاه‌ترین شعر جهان. لیکو!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نشتُم سَر جَدَه</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">گذشت اَی وَدَه</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سر جاده نشستم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از قرار آمدنت گذشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لیکو تک‌بیتی‌ای است موزون و مقفی در وزن هجایی، که در نواحی بلوچستان، شهرهای هشت‌گانهٔ جنوب کرمان، یا همان رودبار بزرگ و ساکنان حوزهٔ رود باستانی هلیل‌رود و منطقهٔ بشاگرد در جنوب شرقی هرمزگان رواج دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لیکو شعری است بی‌ردیف، که در غایت ایجاز‌ سروده می‌شود. این شعر در نواحی بلوچ‌نشین به‌زبان بلوچی، در جنوب کرمان، به‌زبان‌های رودباری و در کوهستان بَشکرد (بشاگرد) به‌زبان‌های بَشکردی سروده می‌شود. لیکو را به آواز و همراه با سازهایی مثل «چَنگ: قیچک»، «چنگ قوطی»، «نی شبانی»،«دونَلی» و «سُرنا» می‌خوانند.</span></p>
<figure id="attachment_24922" aria-describedby="caption-attachment-24922" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24922" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9259.jpg?resize=500%2C333" alt="منصور علیمرادی، نویسندهٔ کتاب «نجواهای واحه: سراب شاعرانهٔ لیکو»،" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9259.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9259.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9259.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24922" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">منصور علیمرادی، نویسندهٔ کتاب «نجواهای واحه: سراب شاعرانهٔ لیکو»،</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">دل ظهرِ گرما</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نَتگُ بُفَرما</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آن ظهر داغِ جهنمی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تعارفم نکردی که بنشینم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محتوای لیکو را درد و داغ‌های عاشقانه، جوان‌مرگی و سوگ، فراق و فرقت و هجران، دوری از سرزمین مادری و کوچ در بر می‌گیرد. در زبان زاگرس‌نشینان میانی و در گویش‌ها و لهجه‌های نواحی جنوبی ایران مثل فارس، بوشهر، هرمزگان و خوزستان لیکه، لوکه، لیک و لاک را به‌معنای ناله، مویه، زاری، و گریه‌های منقطع به کار می‌برند</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… لیکو را می‌توان یکی از گونه‌های ادبیات داستانی به‌اصطلاح «کوتاهِ کوتاه» به شمار آورد که به‌لحاظ روایت، تکنیک، شخصیت، موقعیت و وضعیت منحصربه‌فرد است. مثلاً گونه‌ای از مینی‌مالیسم به‌نام میکروفیکشن که به اختصار، ایجاز و مقتصدبودن در خرج کلمه معروف است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">هر لیکویی قصه و روایتی داستانی دارد که مخاطب را از زاویه‌ای تازه برای دیدن یک موقعیت شگفت دعوت می‌کند. گاه زاویهٔ دید به‌درستی معلوم نیست و ما با یک موقعیت داستانی ناب و غافلگیرکننده </span><span style="font-weight: 400;">روبه‌رو می‌شویم که معمولاً هم پایانی باز دارد. موقعیتی که می‌توان گفت تا حدی یادآور مفهوم مرگ مؤلف در ادبیات پست‌مدرن است. لیکو برشی بسیار موجز و خلاقانه از زندگی است که در بیشتر موارد خواننده را با امری غریب و شگفت روبرو می‌کند</span><b>.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">آخرین انسان زمین تنها در اتاقی نشسته بود، ناگهان در زدند.</span></i><span style="font-weight: 400;"> &#8211; داستان فردریک اوبراین</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">راویان برخی از لیکوها مردگان‌اند</span><b>، </b><span style="font-weight: 400;">که ما در ادبیات داستانی معاصر نداریم و یا کم داریم. لیکو شعری است با بسامد بالایی از راوی مرده. بیشتر این راویان یا جوان‌مرگ شده‌اند و/یا با اصابت گلوله مرده‌اند. جهانی که این راویان می‌سازند سخت هولناک، غریب و تراژیک است. از این منظر گاهی فضای این شعرها یادآور فضای آثاری مثل رمان پدرو پارامو است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">اِمرۆ دو روزِن</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نَهشُم داگ روزِن</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز دوم است </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">که جنازه‌ام </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افتاده بر تفتِ آفتاب.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… برخی از اهل تشخیص در فرهنگ محلی را اعتقاد بر این است که لیکو در ابتدا شعری زنانه بوده و بعدها به محافل مردانه راه پیدا کرده است. روایت‌های زنانهٔ زیادی در قالب لیکو وجود دارد که توسط زنان ساخته شده و بعدها نوازندگان و خوانندگان محلی آن‌ها را بازخوانی کرده و نشر داده‌اند… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>منصور علیمرادی</b><span style="font-weight: 400;"> در پایان سخنانش گفت: «گردآوری چندصد لیکوی اصیل نیازمند سفرها، پژوهش‌ها و جست‌و‌پُرس‌های مداوم بود و سال‌ها وقت برد تا در نهایت به سرانجامی رسید. البته که بخش عمدهٔ این شعرها هنوز مجال انتشار نیافته‌اند. بخشی از لیکوهای این دفتر نزدیک به دو دهه پیش ثبت و ضبط شده‌اند، در روزگاری که هنوز این‌همه امکانات ارتباطی وجود نداشت و فضای مجازی آن صعوبت‌ها را سهل نکرده بود.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او همچنین افزود که دو کتاب در ایران از لیکوها منتشر کرده و سومی هم در دست چاپ است. معرفی کتاب لیکوها (به‌زبان انگلیسی) هم با برگردان دکتر مهدی گنجوی، استاد دانشگاه در تورنتو، و دکتر امین فاطمی، استاد دانشگاه در لندن، به‌تازگی از سوی نشر آسمانا در تورنتو منتشر شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه،‌ فریبا فرجام بار دیگر از </span><b>دکتر حسام دهقانی</b><span style="font-weight: 400;">، استادیار آموزش زبان و فرهنگ فارسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا، دعوت کرد تا به پشت تریبون برود و این بار به معرفی نشست‌های ادبی دپارتمان ایران‌شناسی یو‌بی‌سی، بخش مطالعات آسیایی، بپردازد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر حسام دهقانی</b><span style="font-weight: 400;">، در بخشی از سخنانش گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«باشگاه ادبیات فارسی‌خوانی دانشگاه بریتیش کلمبیا به‌عنوان مرکز فعالیت‌های فوق‌برنامهٔ دانشگاهی عمل می‌کند و سعی دارد پلی بزند بین فعالیت‌های آکادمیک ما و جامعهٔ ونکوور خارج از دانشگاه… ما دو نوع فعالیت داریم در این باشگاه؛ یک سری جلسات هفتگی‌ست که طی آن به مطالعهٔ ادبیات با هدف بهبود مهارت خواندن و ایجاد آگاهی و فرهنگ نقادانه، پرداخته می‌شود، و یک سری هم نشست‌های ماهانه داریم</span><span style="font-weight: 400;"> که پنل‌هایی‌اند که با مشارکت اعضای جامعه و دانشجویان دربارهٔ موضوعات مهم روز انجام می‌شود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… تمام این رویدادهای ما رایگان‌اند و به‌صورت حضوری و آنلاین هم‌زمان انجام می‌شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… نشست‌های همگانی ماهانه یا دوماهانهٔ ما چنان که گفتم، پنل‌هایی‌اند که طی آن‌ها با اعضای جامعه و دانشجویان دربارهٔ موضوعات مهم روز صحبت می‌کنیم. از سال ۲۰۲۱ این نشست‌ها را شروع کردیم، به‌تقاضای دانشجویانی که دلشان می‌خواست کارهای روز ادبیات را پس از اینکه به سطح پیشرفتهٔ فارسی رسیدند، بتوانند بخوانند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… یکی از کارهای فوق‌العادهٔ دیگری که کرده‌ایم، برقراری رابطهٔ دانشجویان با بهترین نویسنده‌های حال حاضر ادبیات فارسی بوده است… از دیگر ویژگی‌های کار ما این است که ما هرساله یک موضوع را انتخاب می‌کنیم و دربارهٔ آن می‌خوانیم، کارها را می‌خوانیم و نویسندگانشان را به‌صورت آنلاین یا حضوری دعوت می‌کنیم تا در مورد کارهایشان به سؤالات دانشجویان و حضار پاسخ بدهند. </span></p>
<figure id="attachment_24923" aria-describedby="caption-attachment-24923" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24923" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9262.jpg?resize=500%2C333" alt="دکتر حسام دهقانی، در حال معرفی «باشگاه ادبیات فارسی‌خوانی دانشگاه بریتیش کلمبیا» " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9262.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9262.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/IMG_9262.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24923" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر حسام دهقانی، در حال معرفی «باشگاه ادبیات فارسی‌خوانی دانشگاه بریتیش کلمبیا»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… در ادامه با همکاری فرهیختگان جامعهٔ ونکوور و بیشتر خارج از ایران، با دوستان عزیزم بهرام مرادی و فریبا صدیقیم این جلسات ادبیات مهاجرت و تبعید را برگزار کردیم و یک تابستان را به ادبیات افغانستان اختصاص دادیم… در ادامه، یک سال تمام به ژانرهای کمترمطالعه‌شده در ادبیات پرداختیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دو سال اخیر افتخار همکاری با استاد عزیزم دکتر فرزان سجودی را داشتیم که کلاً جلسات را با رویکرد انتقادی‌شان و با بالابردن سطح کیفی و علمی جلسات دگرگون کردند. هشت نشست در مورد بازنمایی تاریخ در ادبیات برگزار کردیم و تاریخ معاصر را، بهتر بگویم تاریخ این ۵۰ سال اخیر را آن‌گونه که در رمان متجلی شده، با حضور جمعی از مهمان‌ها بررسی کردیم. سال گذشته را هم به نشست ادبیات بیداری، آن‌گونه که ادبیات موجبات بیداری را فراهم آورده، پرداختیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">… </span><span style="font-weight: 400;">ویدئوهای برنامه‌های گذشته در </span><a href="https://asia.ubc.ca/events/event/?date=upcoming-events&amp;eventTag=&amp;topic=&amp;type="><span style="font-weight: 400;">صفحهٔ رخدادهای گروه آسیاپژوهی </span></a><span style="font-weight: 400;">در آدرس: </span><a href="https://asia.ubc.ca/events/event/?date=upcoming-events&amp;eventTag=&amp;topic=&amp;type="><span style="font-weight: 400;">asia.ubc.ca/events/event</span></a><span style="font-weight: 400;"> یا صفحات این باشگاه در</span><a href="https://www.facebook.com/UPLRC"><span style="font-weight: 400;"> فیسبوک</span></a><span style="font-weight: 400;"> [</span><a href="http://facebook.com/UPLRC"><span style="font-weight: 400;">facebook.com/UPLRC</span></a><span style="font-weight: 400;">]،</span><a href="https://www.instagram.com/ubc_plrc/?hl=en"><span style="font-weight: 400;"> اینستاگرام</span></a><span style="font-weight: 400;"> [</span><a href="http://instagram.com/ubc_plrc"><span style="font-weight: 400;">instagram.com/ubc_plrc</span></a><span style="font-weight: 400;">] و</span><a href="https://t.me/UBC_PLRC"><span style="font-weight: 400;"> تلگرام</span></a><span style="font-weight: 400;"> [</span><a href="http://t.me/UBC_PLRC"><span style="font-weight: 400;">t.me/UBC_PLRC</span></a><span style="font-weight: 400;">] وجود دارد.</span><span style="font-weight: 400;"> می‌توانید به آن‌ها گوش بدهید و ما را هم با نظراتتان در بهبود و پیشرفت آن یاری برسانید.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، فریبا فرجام </span><span style="font-weight: 400;">ضمن معرفی</span> <b>دکتر شهرزاد سلطان</b><b>، </b><span style="font-weight: 400;">از بنیان‌گذاران نشر شهرزاد نامگ، دعوت کرد تا حاضران را با این مؤسسهٔ انتشاراتی بیشتر آشنا کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر شهرزاد سلطان</b><span style="font-weight: 400;">، در معرفی نشر شهرزاد نامگ چنین گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«من شهرزاد سلطان، مدیر نشر شهرزاد نامگ هستم و این نشر را در سپتامبر ۲۰۲۴ با همسرم، علی نگهبان، راه‌اندازی کردیم تا هم قدمی فرهنگی در جامعهٔ دیاسپورای ایرانی کانادا در جهت نشر بدون سانسور برداریم، هم کتاب‌های خودمان را منتشر کنیم و هم به دوستان نویسنده‌مان کمک کنیم تا صدای خودشان را به گوش مخاطبان بیشتری برسانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر اسمی هزار داستان پشتش دارد، ولی شهرزاد نامگ هزار و یک داستان دارد. شهرزاد، نماد امید و عشق و پیروزی بر نادانی از طریق آفرینشگری‌های ادبی، و نامگ در زبان فارسی میانه، به‌معنای نوشته و کتاب است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شهرزاد نامگ در کمتر از یک سال فعالیت‌هایی را در کارنامهٔ خودش ثبت کرده است. اولین کتاب ما رمان </span><i><span style="font-weight: 400;">زبیگنیو، دگردیسی ناکام یک ایرانی</span></i><span style="font-weight: 400;">، نوشتهٔ علی نگهبان است که داستان یک مهاجر ایرانی در ونکوور را با طنزی تلخ بیان می‌کند و فراز و نشیب‌های مهاجرت را به‌خوبی به تصویر می‌کشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">کتاب دوم شهرزاد نامگ، کتاب پژوهشی </span><i><span style="font-weight: 400;">مفهوم‌ها از شیر و خورشیدها</span></i><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ مرتضی مشتاقی است که با بیان سیر تاریخی پرچم ایران و نماد شیر و خورشید، به‌ویژه در این فضای بحث داغ پرچم و نماد شیر و خورشید در بین فعالان سیاسی و اجتماعی، می‌تواند مفید باشد.</span></span></p>
<figure id="attachment_24924" aria-describedby="caption-attachment-24924" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24924" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_017.png?resize=500%2C333" alt="دکتر شهرزاد سلطان، مدیر نشر شهرزاد نامگ" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_017.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_017.png?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_017.png?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24924" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر شهرزاد سلطان، مدیر نشر شهرزاد نامگ</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">کتاب سوم ما، چاپ دوم مجموعهٔ اشعار هادی ابراهیمی رودبارکی به‌نام </span><i><span style="font-weight: 400;">همصدایی با دوئت شبانصبحگاهی</span></i><span style="font-weight: 400;"> است که در آن آفرینش‌‌های زیباشناختی با زبان تصویری غنی هادی ابراهیمی قابل‌توجه‌اند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای اولین بار در همین جا اعلام می‌کنم که اثر بعدی ما، مجموعه‌سخنرانی‌های گردآوری‌شدهٔ سیاوش کسرایی دربارهٔ شعر نیما و نظریات شعری خودش است که دوست خوبمان آقای عطار، از شاگردان سیاوش کسرایی، در اختیار ما گذاشته‌اند تا چاپ و منتشر شود و در دسترس شعردوستان قرار گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما در کارنامهٔ خودمان افتخار برگزاری نکوداشت هادی ابراهیمی عزیز را به‌پاس ۵۰ سال خدمات فرهنگی ایشان به‌کمک جمعی از دوستان ازجمله آقای صوفی داریم… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> از حاضران دعوت کرد تا به پیام ویدئویی </span><b>مدیر نشر خیام (مصدق پارسا) از بلژیک</b><span style="font-weight: 400;"> توجه کنند. قرار بود پیامی ویدئویی هم از مدیر نشر کابل در تورنتو پخش شود که متأسفانه این پیام به‌موقع به جشنواره نرسید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مصدق پارسا </b><span style="font-weight: 400;">در پیام کوتاهی ضمن تبریک به‌مناسبت برگزاری دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی در ونکوور گفت حسرت می‌خورد که نتوانسته در این جشنواره حضور یابد و ابراز امیدواری کرد که در جشنواره‌های آتی همراه با همکارانش در نشر خیام در این جشنواره حضور یابند و کتاب‌های متنوع این نشر را در معرض دید علاقه‌مندان قرار بدهند.</span></span></p>
<figure id="attachment_24925" aria-describedby="caption-attachment-24925" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24925" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_021.png?resize=500%2C284" alt="مصدق پارسا، مدیر نشر خیام در بلژیک" width="500" height="284" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_021.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_021.png?resize=300%2C170&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_021.png?resize=148%2C85&amp;ssl=1 148w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_021.png?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24925" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">مصدق پارسا، مدیر نشر خیام در بلژیک</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">آخرین نشست جشنواره به معرفی انجمن<strong> خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</strong> اختصاص داشت. پس از اشاره به اینکه طی چند سال گذشته، تعداد قابل‌توجهی از اعضای این خانواده‌ها با کمک نویسندگانی مانند منیرو روانی‌پور، امیرحسین یزدان‌بد و حامد اسماعیلیون، به نوشتن دربارهٔ رنج و خشمی که گرفتارش‌اند، روی آورده‌اند و چندین کتاب حاصل این تلاش‌ها بوده است، از <strong>بهشته رضاپور</strong>، مادر زنده‌یاد بهاره کرمی مقدم از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، و <strong>هوریران سهراب</strong>، داغدار چهار جانباختهٔ این پرواز؛ زنده‌یاد نگار برقعی، زنده‌یاد الوند صادقی، زنده‌یاد سهند صادقی و زنده‌یاد سوفی امامی، دعوت شد تا دربارهٔ روند خاطره‌نویسی و نیز کتاب جدید این انجمن که زیر چاپ است، صحبت کنند. شایان ذکر است که تازه‌ترین کتاب انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ با عنوان «به‌نام عدالت» دربارهٔ دادگاه‌هایی‌ست که در ایران و تورنتو برگزار شدند، و به‌زودی منتشر خواهد شد، ولی متأسفانه به دومین جشنوارهٔ کتاب ونکوور نرسید. </span></p>
<figure id="attachment_24926" aria-describedby="caption-attachment-24926" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24926" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_S_018.png?resize=500%2C333" alt="بهشته رضاپور، از مادران داغدار پرواز پی‌اس‌۷۵۲" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_S_018.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_S_018.png?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/C_S_018.png?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24926" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">بهشته رضاپور، از مادران داغدار پرواز پی‌اس‌۷۵۲</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بهشته رضاپور</b><span style="font-weight: 400;">، ابتدا یادی از قربانیان فاجعهٔ بندرعباس کرد و گفت به‌عنوان توضیحاتی دربارهٔ اینکه چطور چند کتاب خاطرات خانواده‌های جانباختگان پرواز به ثمر رسیده است، مقدمهٔ کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲» نوشتهٔ امیرحسین یزدان‌بُد [نویسنده ساکن ادمونتون] را می‌خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«نامت را نمی‌دانم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما می‌دانم آنجایی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از پس این روزها می‌آیی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لابد فقط یک یا چند خط شنیده‌ای یا در کتابی، جایی خوانده‌ای. چیزی مثل: «پرواز مسافرتی پی‌اس۷۵۲ هواپیمایی بین‌المللی اوکراین، از مبدأ تهران به مقصد کی‌یف، در ۱۸ دی ۱۳۹۸ (۸ ژانویه۲۰۲۰) هدف شلیک دو موشک پدافند هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت و همهٔ ۱۷۶ سرنشین آن جان باختند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌دانم سال‌ها پس از امروزی که من دارم این‌ها را برایت می‌نویسم، این کتاب را پیدا خواهی کرد و خاطرات برخی از بازماندگان جنایت را در این کتاب خواهی خواند. نمی‌دانم در دنیایی که تو در آن زندگی می‌کنی، آسمان چه رنگی‌ست و آدم‌ها روز را چه‌طور شب می‌کنند. نویسندگان این کتاب اما، به‌گمان من، به دو دلیل چراغ دست گرفتند و در تاریک‌ترین لحظات فاجعه‌ای که جهانشان را از هم گسیخت، کنکاش کردند. سوگ و فقدانشان را دوره کردم. شاهد فروپاشیدن جهانشان بودم و دیدم چطور اندوهشان را کلمه‌به‌کلمه روی این برگ‌ها چکاندند. آن‌ها تلاش کردند آخرین بازمانده‌های عزیزانشان را &#8211; یادهاشان را &#8211; ثبت کنند که بماند. تو بگو انگار فرهاد دارد عشقش را روی سنگ به سنگ کوه می‌تراشد و ثبت می‌کند. که نرود. که بماند. که به‌مرور زمان و در فرسایش حوادث، فراموش نشود. اما دلیل دیگری هم بود. به‌این امید که تو در دنیایی زندگی کنی که نتوانند روایت‌ها را تغییر بدهند. نویسندگان این کتاب علیه فراموشی، علیه تغییر روایت‌ها به‌کام ظالمان ایستاده‌اند. تردید ندارم در روزگار تو جعل و تغییر روایت‌ها بیشتر خواهد شد. این کتاب تلاش جانکاه بازماندگان این فاجعه است برای مقابله با ذات تغییرپذیر حافظهٔ جمعی. فقط این‌ها نیست. خوب که نگاه کنی، این نوشته‌ها، مجموعه‌ای مستند و صادقانه از لحظات کوچک اما عمیق درد آدم ایرانی‌ست. این ذره‌بین‌گرفتن است به عمق خون‌آلود زخم در این مقطع از زیست ایران. نورانداختن است به انتهای تاریکی روزگاری که ما، ساکنانش بودیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید روزی،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک صبح آرام و آفتابی، </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بازگردی و این روایت‌های اصل را از زبان شاهدان جنایت بخوانی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از زبان کسانی که شاهد شقاوت اقلیتی بودند که خاک و جان این مردم را به گروگان گرفته‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن روز ولی…</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما را یاد آر!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>هوریران سهراب</b><span style="font-weight: 400;">، روایت احمد اسماعیلیون، پدر همسر زنده‌یاد پریسا اقبالیان، و پدربزرگ زنده‌یاد ری‌را اسماعیلیون از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، را خواند که متأسفانه به‌دلیل محدودیت فضا از درج آن معذوریم.</span></span></p>
<figure id="attachment_24927" aria-describedby="caption-attachment-24927" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24927" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_019.png?resize=500%2C333" alt="هوریران سهراب، از مادران داغدار پرواز پی‌اس‌۷۵۲" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_019.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_019.png?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/05/S_019.png?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24927" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">هوریران سهراب، از مادران داغدار پرواز پی‌اس‌۷۵۲</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان این نشست، </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> بار دیگر از حامیان مالی برگزاری این جشنواره و نیز عکاسان و فیلم‌برداران سپاسگزاری کرد:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حامیان مالی جشنواره:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سلسله‌سخنرانی‌های علیرضا احمدیان در ایران‌شناسی و مطالعات جوامع فارسی‌زبان</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنیاد خیریهٔ محسنی</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جناب آقای فرهاد صوفی</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شرکت Golden Mind Services</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شرکت حسابداری PBS Accounting </span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و عکاسان و فیلم‌برداران:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شرکت لاپیس میدیا (Lapis Media)، آقای نیکزاد و همکاران</span></li>
</ul>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شرکت Capilano Photography، آقای علی حقیقت‌جو</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آقای آبتین حیدری</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی است در بخش نمایشگاه جشنوارهٔ کتاب امسال، انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، انتشارات پرنیان، کانون فرهنگیان بی‌سی، کتاب‌فروشی پان‌به، نشر رها، نشر زن، و نشر شهرزاد نامگ حضور داشتند و کتاب‌هایشان را در معرض دید و فروش قرار داده بودند. همچنین چند میز هم به ناشرمؤلفان و نیز کارگاه داستان‌نویسی بنیاد محمد محمدعلی اختصاص داده شده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از شرکت‌کنندگان و مخاطبان این جشنواره دعوت می‌شود نظرات و پیشنهاداتشان را دربارهٔ دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور از طریق آدرس ایمیلِ <a href="mailto:info@farsibookfestival.org">info@farsibookfestival.org</a> با بنیاد جشنوارهٔ کتاب فارسی در میان بگذارند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/05/12/%d8%a7%d8%b1%d8%ac%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2/">ارج‌نهادن بر تلاش‌های ارزشمند برای آموزش زنان و دختران محروم از تحصیل؛ گزارشی از دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/05/12/%d8%a7%d8%b1%d8%ac%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%86-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24892</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از مراسم پنجمین سالگرد سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/01/18/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/01/18/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Jan 2025 17:59:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[آرمان ابطحی]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لاله باقری]]></category>
		<category><![CDATA[مریم زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم ملک پور]]></category>
		<category><![CDATA[مریم ملک‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24372</guid>

					<description><![CDATA[<p>ترانه وحدانی – ونکوور عصر روز ۷ ژانویهٔ ۲۰۲۵، هم‌زمان با ساعتی که پنج سال قبل هواپیمای اوکراینی با شلیک دو موشک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرنگون شد و تمامی ۱۷۶ مسافر و خدمهٔ آن جان خود را از دست دادند، جمعی از ایرانیان ونکوور مقابل ساختمان آرت گالری این شهر گرد هم آمدند و با روشن‌کردن شمع،‌ یاد جانباختگان این پرواز را گرامی داشتند و به ابراز همدردی با خانواده‌های آن‌ها پرداختند. در این گردهمایی،...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/01/18/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86/">گزارشی از مراسم پنجمین سالگرد سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عصر روز ۷ ژانویهٔ ۲۰۲۵، هم‌زمان با ساعتی که پنج سال قبل هواپیمای اوکراینی با شلیک دو موشک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرنگون شد و تمامی ۱۷۶ مسافر و خدمهٔ آن جان خود را از دست دادند، جمعی از ایرانیان ونکوور مقابل ساختمان آرت گالری این شهر گرد هم آمدند و با روشن‌کردن شمع،‌ یاد جانباختگان این پرواز را گرامی داشتند و به ابراز همدردی با خانواده‌های آن‌ها پرداختند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این گردهمایی، روی پردهٔ بزرگی به‌تناوب بخش‌هایی از کنسرت فرضی پرستو احمدی و تصاویری از جانباختگان پخش می‌شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، به‌نمایندگی از طرف خانواده‌ها سخنانی را ایراد کرد و در بخش‌های از آن چنین گفت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«به‌نام داد، عدالت، آزادی، امروز در اینجا گرد آمده‌ایم تا یاد ۱۷۶ انسانی را زنده نگاه داریم که بی‌گناه، با دستانی پر از امید و قلبی سرشار از آرزو، به سفری بی‌بازگشت رفتند. یاد کودکی را که حتی فرصت نفس‌کشیدن در این دنیا را نیافت… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال از آن روز تلخ گذشته است. پنج سال از صبحی که پر از غم و خشم شد، صبحی که حقیقت را به گلوله بستند و سه روز سکوت و دروغ را جایگزین شفافیت و صداقت کردند. حکومتی که به‌جای عذرخواهی، به‌جای پذیرش مسئولیت، چشم بر حقیقت بست و همچنان بر بیداد و بی‌عدالتی پای می‌فشارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما امروز اینجا ایستاده‌ایم تا بگوییم: عدالت، هرچند دور به نظر برسد، از ما دور نخواهد شد. ما دست از مطالبه حقیقت نمی‌کشیم. خون پاک آن ۱۷۶ انسان بی‌گناه و آن کودک معصوم، همچنان جاری است و فریاد عدالت سر می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما اینجا هستیم که یادآور شویم ظلم، هرچقدر هم که بزرگ و بی‌پایان به نظر برسد، سرانجام در برابر حقیقت زانو می‌زند. و ما به راه خود ادامه می‌دهیم، برای عدالت، برای حقیقت، برای تمام عزیزانی که بی‌گناه از میان ما رفتند… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لاله باقری، مادر زنده‌یاد آلما اولادی، نیز به‌زبان انگلیسی از افرادی که در آن شب برای زنده‌نگاه‌داشتن یاد جانباختگان به خانواده‌ها پیوسته بودند، قدردانی کرد.</span></p>
<figure id="attachment_24374" aria-describedby="caption-attachment-24374" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24374" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%B7-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5.jpg?resize=640%2C549" alt="تصاویری از مراسم ۷ ژانویهٔ ۲۰۲۵" width="640" height="549" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%B7-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%B7-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5.jpg?resize=300%2C257&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%B7-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5.jpg?resize=100%2C85&amp;ssl=1 100w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-24374" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">تصاویری از مراسم ۷ ژانویهٔ ۲۰۲۵</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین روز ۸ ژانویه، مراسمی در دانشگاه یوبی‌سی، رابسون اسکوئر واقع در داون‌تاون برگزار شد که گردانندگی آن را مریم ملک‌پور، فعال سیاسی و اجتماعی ساکن ونکوور، بر عهده داشت. این برنامه شامل سخنرانی‌های تعدادی از خانواده‌های جانباختگان بود و نیز پخش ویدئوهایی که به‌مناسبت پنجمین سالگرد سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ ساخته شده بودند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از سخنرانان مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، بود که در بخشی از سخنان خود گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«… </span><span style="font-weight: 400;">هشتم ژانویه ۲۰۲۰ روزی بود که تاریخ ایران، زخمی عمیق برداشت. ۱۷۶ انسان، از کودکان معصوم گرفته تا زوج‌های جوانی که با آرزوهای بزرگ قدم به زندگی گذاشته بودند، در چشم‌برهم‌زدنی پرپر شدند. این فاجعه، نه یک حادثه بود و نه یک اشتباه. بلکه جنایتی عامدانه و سازمان‌یافته توسط حکومتی بود که هیچ ارزشی برای جان انسان‌ها قائل نیست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من امروز در کنار شما ایستاده‌ام، در حالی‌که خاطرات دخترانم در ذهنم زنده است. به‌یاد آخرین باری که آن‌ها را در آغوش کشیدم، به‌یاد لبخندهایشان، و به‌یاد امیدهایی که برای آینده داشتند. داغ آن‌ها هرگز برایم کهنه نمی‌شود. اشک‌هایم برایشان تمامی ندارد. اما اگر این داغ مرا به زمین نکشیده، تنها به این دلیل است که می‌دانم در این مسیر تنها نیستم. شما، تمام کسانی که امروز اینجا هستید، نشان دادید که درد ما مشترک است و آرزوی ما، آزادی و عدالت، هدفی است که همه برایش می‌جنگیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از شما می‌پرسم: چه حکومتی جز یک دیکتاتوری فاسد، توانایی این را دارد که با شلیک موشک، ۱۷۷ انسان بی‌گناه را نابود کند و با وقاحت، حقیقت را انکار کند؟ چه حکومتی جز یک نظام استبدادی، می‌تواند اشک‌های ما را نادیده بگیرد و به سرکوب و تهدید ادامه دهد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما ما نمی‌ترسیم. هرگز از پا نمی‌نشینیم. این جنایت هرگز از ذهن تاریخ پاک نمی‌شود. روزی خواهد آمد که دادگاه عدالت، دست‌های آلودهٔ این حکومت را به دنیا نشان دهد. روزی که ما، مادران، پدران، همسران و فرزندان قربانیان، با دلی آرام، به عزیزانمان بگوییم که خونشان پایمال نشد… »</span></p>
<figure id="attachment_24375" aria-describedby="caption-attachment-24375" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24375" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%B8-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5.jpg?resize=640%2C576" alt="تصاویری از مراسم ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵" width="640" height="576" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%B8-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%DB%B8-%DA%98%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%87%D9%94-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5.jpg?resize=300%2C270&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-24375" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">تصاویری از مراسم ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۵</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مراسم همچنین هوریران سهراب، مادر زنده‌یاد نگار برقعی و مادر همسر الوند صادقی، در بخشی از سخنانی که ایراد کرد، گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«انسان طی ۳ دقیقه و ۴۲ ثانیه می‌میرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من از شاهدان جنایت سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ هستم. دردناک‌ترین و مهم‌ترین فاجعهٔ قرن حاضر در ایران یا شاید در دنیا. همه‌جا از این جنایت حرف می‌زدند؛ دندان‌پزشکی، رادیولوژی، کتابخانه، بیمارستان. اما کسی آن را باور نمی‌کرد. چطور می‌توانستیم باور کنیم؟ هرچه تلاش کنی درکش برایت ممکن نمی‌شود. می‌خواهم احساسم را در قالب کلمات بگنجانم تا بتوانم حال آن روزهایم را به شما منتقل کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رودخانه‌ها روان بودند، اما آن‌ها نبودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خورشید می‌درخشید، اما آن‌ها نبودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پرنده‌ها در میان درختان پر می‌زدند، اما آن‌ها نبودند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باران می‌بارید، اما آن‌ها نبودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منظورم را درک می‌کنید؟ سوفی، کُردیا، ژیوان، مطهره، دُرینا، راستین و بقیهٔ ۲۹ کودک پرواز دیگر نمی‌توانستند به دیدار پدر‌بزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌هایشان بروند. وقتی به شکوفه‌های گیلاس می‌نگریستم، یاد روزی می‌افتادم که در میان باغی پر از شکوفه‌های گیلاس از نگارم عکس می‌گرفتم در حالی‌که گلبرگ‌های شکوفه‌های سفید روی موهای پرپشت و بلندش نشسته بود، و او لبخند می‌زد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سالوادور دالی پس از خلق تابلوی مشهور خود با عنوان «تداوم حافظه» از همسرش پرسید: آیا فکر می‌کنی تا سه سال آینده بتوانی این تابلو را فراموش نکنی؟ همسرش پاسخ داد: هرکس که این تصویر را ببیند، از آن لحظه تا آخر عمرش آن را فراموش نخواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نگار و الوند عزیزم هرکس که تصویر مسافران پرواز پی‌اس۷۵۲ را ببیند، از آن لحظه تا آخر عمرش آن را فراموش نخواهد کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.»</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/01/18/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86/">گزارشی از مراسم پنجمین سالگرد سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/01/18/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d9%86%da%af%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24372</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Sep 2024 02:26:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بونیتا زاریلو]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[جاناتان ویلکینسون]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23766</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور ایرانیان ونکوور طی روزهای شنبه ۱۴ و یکشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۴، با برگزاری تجمعاتی در شهر ونکوور در دومین سالگرد به‌قتل‌رسیدن مهسا امینی به‌دست نیروهای گشت ارشاد جمهوری اسلامی، اعتراضات هم‌وطنانشان در ایران و تداوم جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در این‌سوی دنیا یادآور شدند. روز شنبه ۱۴ سپتامبر، تعدادی از جوانان در ونکوور به‌یاد مهسا امینی و دیگر قربانیان جنبش دوچرخه‌سواری کردند. با وجود هوای بارانی در آن...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/">گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایرانیان ونکوور طی روزهای شنبه ۱۴ و یکشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۴، با برگزاری تجمعاتی در شهر ونکوور در دومین سالگرد به‌قتل‌رسیدن مهسا امینی به‌دست نیروهای گشت ارشاد جمهوری اسلامی، اعتراضات هم‌وطنانشان در ایران و تداوم جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در این‌سوی دنیا یادآور شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز شنبه ۱۴ سپتامبر، تعدادی از جوانان در ونکوور به‌یاد مهسا امینی و دیگر قربانیان جنبش دوچرخه‌سواری کردند. با وجود هوای بارانی در آن روز، این برنامه برگزار شد و دوچرخه‌سواران با حمل نمادهایی از جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مردم صحبت کردند و آن‌ها را به تجمع روز یکشنبه در آرت گالری ونکوور دعوت کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز یکشنبه ۱۵ سپتامبر، دو تجمع یکی مقابل و دیگری پشت ساختمان آرت گالری برگزار شد. طی تجمع دوم که شامل بخش‌های زیادی ازجمله سخنرانی‌های مختلف، رقص و پخش موسیقی بود، بونیتا زاریلو، نمایندهٔ مجلس عوام از منطقهٔ پورت مودی-کوکئیتلام، پس از معرفی خود و تصدیق ایستادن بر مکان واگذارنشده‌ای که متعلق به بومیان است و نیز تأکید بر اهمیت نشان‌دادن همبستگی با جنبش مردم ایران با برگزاری چنین تجمعاتی، در بخشی از سخنانش گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«من می‌دانم که بسیار از شما برای داشتن امنیت به اینجا آمده‌اید، و می‌دانیم که مهسا امینی به چنین امنیتی دست نیافت. بسیاری از افراد که می‌آیند و با من صحبت می‌کنند، می‌گویند آنچه مهم است این است که ما کنار هم بایستیم و مهسا را به یاد آوریم و البته آن‌هایی را که برای داشتن امنیت مبارزه می‌کنند. و من فکر می‌کنم در آنچه در سراسر دنیا و قطعاً در افغانستان دارد اتفاق می‌افتد، می‌بینیم که زنان همواره در حاشیه قرار گرفته‌اند. ما باید به ایستادگی و مبارزه ادامه دهیم و «زن، زندگی، آزادی» را یادآور شویم. اهمیت این جنبش و اینکه تمام شمایی که امروز در اینجا ایستاده‌اید، این است که کنار هم بایستید تا بگویید این [مسائل] همچنان دارد در ایران اتفاق می‌افتد، اعدام‌ها همچنان دارد اتفاق می‌افتد، آزار و اذیت و شکنجهٔ کارگرانی که کار هم ایستاده‌اند همچنان دارد اتفاق می‌افتد، و باید که متوقف شود… »</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این تجمع همچنین هوریران سهراب، داغدارِ چهار تن از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ازجمله دخترش زنده‌یاد نگار برقعی، ‏«بیانیه‌ٔ انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752 به‌مناسبت دومین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و آغاز انقلاب زن، زندگی، آزادی» را خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«دو سال از روزهای به‌قتل‌رسیدن مهسا ژینا امینی گذشت. جنایتی دیگر به‌دست جمهوری اسلامی رقم خورد که منجر به خیزش بزرگ زن، زندگی، آزادی در ایران و سراسر جهان شد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در روزهای پس از این قتل جمهوری اسلامی چون همیشه پاسخ معترضان را با گلوله داد. صدها نفر کشته شدند، ده‌ها نفر چشمانشان را از دست دادند، بسیاری به چوبهٔ دار سپرده شدند، خانواده‌های بسیاری چشم‌به‌راه عزیزان‌شان ماندند و بسیاری از مبارزین همچنان در زندان هستند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما در خارج از کشور در برابر ظلم و بی‌عدالتی ساکت ننشستیم. ما در پیوند با هم‌وطنان شجاعمان در ایران به خیابان‌ها آمدیم، در راهپیمایی‌های بزرگ شرکت کردیم، رسانه‌های دنیا را دعوت کردیم تا عمق جنایت‌پیشگی حکومت اسلامی را به اطلاع افکار عمومی دنیا برسانند و‌ تلاش کردیم صدای ایران در دنیای آزاد باشیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پس از دو سال می‌توان گفت که جنبشِ عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهیِ مردم ایران زنده‌تر از همیشه نفس می‌کشد. با اینکه جمهوری اسلامی تلاش می‌کند اوضاع را عادی جلوه دهد و بر شانه‌های مردم ستمدیدهٔ ایران بایستد و به دنیا بگوید در کنترل شرایط موفق بوده است اما تصویری که از ایران به ما می‌رسد تصویر مبارزه و ایستادگی‌ست. دادخواهان، زنان، معلم‌ها، کارگران، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان و بسیاری از مردم در پیِ عدالت و آزادی هستند و می‌دانند رسیدن به دموکراسی دیگر هدفی دور از دسترس نیست.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما در انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752 در کنار مردم ایران تا رسیدن به آزادی، دموکراسی و عدالت می‌ایستیم. ما تا روز جاری‌شدن عدالت برای عزیزانمان و تمامی کسانی که به‌ظلم جان خود را از کف دادند از مسیری که پیموده‌ایم بازنمی‌گردیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما قاتلین فرزندان ایران را نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن پرستو آشتی بیانیهٔ جاناتان ویلکینسون، وزیر انرژی و منابع طبیعی کانادا و نمایندهٔ مجلس عوام از منطقهٔ نورث ونکوور، را خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«درحالی‌که برای بزرگداشت دومین سالگرد قتل غم‌انگیز مهسا امینی گرد هم می‌آییم و همچنان خواستار اجرای عدالت برای زندانیان سیاسی در ایران هستیم، من می‌خواهم عمیق‌ترین همبستگی و حمایت خود را اعلام کنم. اقدامات وحشیانهٔ رژیم کنونی ایران نسبت به مردمش، ازجمله سرنگونی غیرقابل‌توجیه پرواز پی‌اس۷۵۲ و قربانی‌شدن بسیاری از ایرانیان جوان و آینده‌دار که در مقابل این وحشیگری ایستادگی کردند، یادآوری آشکار نیاز به عدالت و پاسخگویی در ادامهٔ مبارزه برای آزادی است. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">امسال، دولت کانادا با معرفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان یک سازمان تروریستی، مواضع قاطع خود را در برابر رژیم تقویت کرده است و بر تعهد ما برای مقابله با وحشیگری و سرکوبی که بر مردم ایران تحمیل شده است، تأکید می‌کند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما قاطعانه در برابر بی‌عدالتی‌های این رژیم می‌ایستیم و بر حمایت خود از ارزش‌های عدالت، حقوق بشر و آزادی تأکید می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">اعضای حزب لیبرال کانادا کفالت سیاسی زندانیان را به عهده گرفته‌اند تا نام و یاد آن‌ها را درحالی‌که جهان برای آزادی‌شان می‌جنگد، زنده نگه دارند. من به‌ویژه تحت تأثیر مواردی همچون دکتر قره‌حسنلو، فرزانه قره‌حسنلو، محمد رخشانی و البته توماج صالحی قرار گرفتم و شخصاً کفالت سیاسی این چهار نفر را که همچنان از بی‌عدالتی و زندان رنج می‌برند، به عهده گرفتم. شجاعت آن‌ها در مواجهه با چنین ناملایماتی نشان‌دهندهٔ مبارزهٔ گسترده‌تر برای آزادی و حقوق بشر در ایران است. کانادا در کنار مردم ایران در مبارزه برای کرامت و آزادی می‌ایستد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بیایید با هم به ایستادگی در کنار یکدیگر، دفاع از عدالت و اتحاد در برابر ظلم ادامه دهیم. درحالی‌که گرد هم می‌آییم تا یاد و خاطرهٔ مهسا امینی و افراد بی‌شماری را که رنج کشیده‌اند و جان باخته‌اند گرامی بداریم، به یاد داشته باشید که صدای آن‌ها شنیده می‌شود؛ زن، زندگی، آزادی.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان این تجمع، مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، سخنانی ایراد کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«سالگرد مهسا امینی، دختری که به نماد ظلم‌ستیزی و آزادی‌خواهی بدل شد، یکی از تلخ‌ترین و در عین حال پرافتخارترین روزهای تاریخ معاصر ایران است. مهسا، دختری که به‌خاطر چند تار مو توسط گشت ارشاد حکومت دیکتاتوری خامنه‌ای به‌طرز بی‌رحمانه‌ای کشته شد، اکنون نه‌تنها نامش در دل همهٔ‌ ایرانیان بلکه در قلب تمام مردم آزادی‌خواه جهان جاودانی شده است. ما در اینجا جمع شده‌ایم تا به‌یاد مهسا و هزاران جوان دیگری که در راه آزادی و کرامت انسانی جان خود را از دست داده‌اند، ادای احترام کنیم. مهسا امینی تنها یک قربانی نبود، او تبدیل به شعله‌ای شد که در قلب ملت ایران و زنان شجاع آن روشن شد. در این سالگرد، بیایید به‌یاد مهسا و همهٔ قربانیان این مبارزه، صدای خود را بلند کنیم. بیایید با هم متحد و برای ایرانی آزاد بدون سرکوب و تبعیض تلاش کنیم. راه مهسا، راه همهٔ ماست. «زن، زندگی، آزادی» تنها یک شعار نیست. این یک عهد است که هرگز فراموش نخواهد شد. ما قاتلین فرزندان ایران را نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم. زن، زندگی، آزادی.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شرکت‌کنندگان در این تجمع در پایان با حمل پلاکاردهایی در خیابان‌های اطراف راهپیمایی کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شایان ذکر است که طی روزهای ۱۴ و ۱۵ سپتامبر، چند تجمع دیگر نیز در نقاط مختلف مترو ونکوور برگزار شد که متأسفانه امکان پوشش همهٔ آن‌ها را نیافتیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان این گزارش توجه شما را به تصاویری از تجمعات یادشده و نیز برنامهٔ دوچرخه‌سواری به‌یاد قربانیان جنبش «زن، زندگی، آزادی» جلب می‌کنیم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23769" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Protest_Sep.2024_REV.jpg?resize=640%2C823" alt="گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی #مهسا_امینی #ایرانیان_ونکوور زن_زندگی_آزادی" width="640" height="823" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Protest_Sep.2024_REV.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Protest_Sep.2024_REV.jpg?resize=233%2C300&amp;ssl=1 233w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌های برنامهٔ دوچرخه‌سواری: رضا سامان‌فر و پویا علاقه‌بند</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/">گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23766</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از نشست معرفی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/05/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/05/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 May 2024 00:48:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[حامد اسماعیلیون]]></category>
		<category><![CDATA[سرخ در آغوش آسمان]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مریم زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[نباید نوشته می شد]]></category>
		<category><![CDATA[نباید نوشته می‌شد]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22956</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور عصر سه‌شنبه، ۱۴ مهٔ ۲۰۲۴، جلسهٔ رونمایی از سه کتاب جدید انتشارات انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ با حضور دکتر حامد اسماعیلیون در واحد داون‌تاون دانشگاه یوبی‌سی (رابسون اسکوئر) برگزار شد. در این جلسه کتاب‌های «نباید نوشته می‌شد»‌ جلدهای اول و دوم و نیز کتاب «سرخ در آغوش آسمان» از سوی حامد اسماعیلیون معرفی شد و داستان‌هایی از کتاب «سرخ در آغوش آسمان» خوانده شد.  ابتدا هوریران سهراب، داغدار...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86/">گزارشی از نشست معرفی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عصر سه‌شنبه، ۱۴ مهٔ ۲۰۲۴، جلسهٔ رونمایی از سه کتاب جدید انتشارات انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ با حضور دکتر <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ad%d8%a7%d9%85%d8%af-%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">حامد اسماعیلیون</a> در واحد داون‌تاون دانشگاه یوبی‌سی (رابسون اسکوئر) برگزار شد. در این جلسه کتاب‌های «<a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d9%85%db%8c-%d8%b4%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">نباید نوشته می‌شد</a>»‌ جلدهای اول و دوم و نیز کتاب «<a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d8%b1%d8%ae-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%ba%d9%88%d8%b4-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">سرخ در آغوش آسمان</a>» از سوی حامد اسماعیلیون معرفی شد و داستان‌هایی از کتاب «سرخ در آغوش آسمان» خوانده شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ابتدا <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener">هوریران سهراب</a>، داغدار چهار جانباختهٔ پرواز پی‌اس۷۵۲؛ زنده‌یاد <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d9%82%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نگار برقعی</a>، زنده‌یاد <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">الوند صادقی</a>، زند‌ه‌یاد <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d9%87%d9%86%d8%af-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">سهند صادقی</a>، و زنده‌یاد <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d9%88%d9%81%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">سوفی امامی</a>، پس از سلام و خوشامدگویی به حاضران در جلسه، طی سخنان کوتاهی اشاره کرد که چگونه خانواده‌های جانباختگان پرواز با نوشتن در برابر فراموشی که بزرگ‌ترین دشمن دادخواهی‌ست، ایستاده‌اند. وی گفت: «ما متأسفیم از اینکه قلم پرتوان دکتر حامد اسماعیلیون نویسندهٔ گران‌قدر در این راه به روی کاغذ به گردش درآمده و بسیار خرسندیم از اینکه شانس همراهی خانم <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%d8%b1%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">منیرو روانی‌پور</a> نازنین و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">امیرحسین یزدان‌بُد</a> عزیز را داشته‌ایم. همواره قدردان این هنرمندان متعهد به ارزش‌های انسانی هستیم. ما نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس حامد اسماعیلیون ضمن سلام و تشکر از حاضران گفت: «من امروز اول یاد می‌کنم از تمام مسافرین پرواز پی‌اس۷۵۲، تمام قربانیان جمهوری اسلامی، مسافرینی که مقصدشان ونکوور بود. امروز خانوادهٔ نگار عزیز، سهند عزیز، الوند عزیز، سوفی عزیز، آلمای عزیز، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d8%ad%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مهران عزیز</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b9%d8%b5%d9%88%d9%85%d9%87-%d9%82%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">معصومهٔ عزیز</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%82%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مهدیه عزیز</a> اینجا هستند و امیدوارم کسی را از قلم نینداخته باشم، دلارام عزیز هم که اینجا به ونکوور می‌آمد و فکر می‌کنم خانواده ابن‌الدین [حمیدی] که در واقع سه نفر از دست رفتند… همین‌طور خانم سهیلا مشرف رضوی و همچنین <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b2%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">فاطمه کازرانی</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%da%a9%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">محمدحسین ساکت</a>. می‌دانم که در شهر ونکوور به‌زودی یک <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/07/21/%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be%db%8c%d8%a7%d8%b3%db%b7/" target="_blank" rel="noopener">مکان یادبودی برای قربانیان و جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ به وجود خواهد آمد</a>. این کار در وینیپگ شده و فکر می‌کنم در چند ماه آینده رونمایی خواهد شد، در ریچموند هیل هم با شهرداری ریچموند هیل در حال صحبتیم. در انتاریو که می‌دانید ریچموند هیل چهل و چهار ساکنش را از دست داد… ببخشید <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b1%d9%88%d8%ac%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a8%d8%ae%d8%b4/" target="_blank" rel="noopener">روجا امیدبخش</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/?s=%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7+%D8%B7%D9%88%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86" target="_blank" rel="noopener">دریا طوقیان</a> هم [در ونکوور] هستند. خیلی ممنون که یادآوری کردید، متأسفانه این‌قدر این سیاهه طولانی‌ست که هر شهری می‌روی تعداد زیادی از ساکنانش را از دست داده، در ادمونتون یازده نفر، در وینیپگ هشت نفر. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">البته خبری هم چند ساعت پیش منتشر شد دربارهٔ خانم <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/26/%d8%a2%d9%84%db%8c%d8%b3-%d9%85%d9%88%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%9b-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%88%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">آلیس مونرو</a> که نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه، نویسندهٔ کانادایی بود، برندهٔ جایزهٔ نوبل، که امروز از دنیا رفت و از ایشان هم یاد می‌کنم که حدود چند سال پیش برندهٔ نوبل ادبیات شد و از معدود برندگان نوبل ادبیات کانادایی‌ست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مورد کتاب‌ها اگر بخواهم صحبت بکنم؛ خانم سهراب اشاره کردند که خانم منیرو روانی‌پور تقریباً هفت هشت ده ماه بعد از سرنگون‌کردن پرواز به‌خواستهٔ مادران پرواز پی‌اس۷۵۲ شروع می‌کنند با خانواده‌ها صحبت‌کردن. چند ماه پیش در استنفورد آمدند و پروسهٔ کارشان را توضیح دادند؛ بسیار کار طاقت‌فرسا و دشواری را داشتند تا نهایتاً به کتاب «<a href="https://media.hamyaari.ca/2022/01/13/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d9%87-%da%a9%db%8c%e2%80%8c%db%8c%d9%81-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%85-%d8%b2%d9%86%da%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener">به کیِف که رسیدم زنگ می‌زنم</a>» منتهی شد. بعد از آن من و امیرحسین یزدان‌بُد، نویسندهٔ ایرانی که مقیم آلبرتاست، در این پروسه سعی کردیم کمک کنیم. پریروز در ادمونتون برنامه‌ای شبیه این برنامه برگزار شد و من از امیرحسین نقل می‌کنم؛ اینکه ثبت خاطرات و وقایعی که اتفاق افتاده بسیار مهم است نه برای امروز، نه برای پنج سال دیگر، برای دهه‌ها بعد تا مردم بدانند که بر خانواده‌های قربانیان چه گذشت و اصلاً این جنایتی که انجام شد چه جزئیاتی داشت، هر کدام از خانواده‌ها چه فکر می‌کنند در مورد سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ که خب به‌نظرم دست‌ِکم در این سه کتاب بخش زیادی از زوایای مختلف این جنایت نوشته شده است. علاوه بر آن انجمن خانواده‌ها کتاب دیگری را منتشر کرد به‌نام «دادخواهی بدون پشتیبان» که یک گزارش تحقیقاتی بود دربارهٔ واقعیت‌هایی که در مورد سرنگون‌کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ وجود دارد و این گزارش هم به‌زبان انگلیسی و فارسی منتشر شده است. یک کتاب انگلیسی هم منتشر شده به‌نام «PS752: The Open Wound In The Sky» که ما این را همان دو سال و نیم پیش که منتشر شد، برای تمام مقامات سیاسی این کشور، مقاماتی که در مورد ایمنی هوانوردی کار می‌کنند، برای تمام اعضای شورای ایکائو یا سازمان جهانی هوانوردی غیرنظامی فرستادیم، در واقع نه‌تنها برای ثبت‌کردن بود بلکه برای ارائهٔ چهرهٔ انسانی از این فاجعه و اینکه چه تأثیری بر خانواده‌ها و بر قربانیان گذاشته که به‌نظر من تأثیر خیلی خوبی هم داشت و حتی همین الان که پرونده در ایکائو هم باز است، من می‌دانم که روایات برخی از خانواده‌ها به‌نمایندگی از همه به‌ دست شورای ایکائو رسیده که بدانند در واقع بر خانواده‌ها چه گذشت. بعد از اینکه ما شروع کردیم به کار، امیرحسین یزدان‌بُد در مورد تاریخ داستان‌نویسی ایران و جهان، خیلی با خانواده‌ها حرف زد و هر جلسه کتابی خوانده شد که در واقع نوع روایت را و انواع مختلف روایت را به خانواده‌ها آموزش بدهد که البته خیلی از کسانی که در این جلسات شرکت می‌کردند، خودشان هم پیش‌زمینه‌ای در ادبیات داشتند، اگر نمی‌نوشتند، دستِ‌کم آدم‌های کتاب‌خوانی بودند. منتها نوشتن یک کار حرفه‌ای است و اگر می‌خواستیم کتاب‌ها را منتشر کنیم، می‌خواستیم که در یک سر و شکل حرفه‌ای منتشر بشوند. تمرکز آقای یزدان‌بُد بیشتر روی موضوع آزاد بود که خاطرات بازماندگان هرجور که می‌خواهند نوشته بشود؛ پیش از سرنگون‌کردن پرواز، در روز هجدهم دی ماه که این فاجعه اتفاق می‌فتد و پس از آن. کتابی که من و خانواده‌ها بر روی آن کار کردیم اسمش «سرخ در آغوش آسمان» است و این‌طور که پشت این کتاب نوشته شده، در یکی از روزهای پس از فاجعهٔ سرنگون‌کردن پرواز، خانواده‌ها به محل زمین‌خوردن هواپیما در شاهدشهر می‌روند تا به‌یاد جان‌های عزیزی که از دست رفت، درخت‌ افرایی را در خاک بنشانند. این کتاب روایت خانواده‌های پرواز از این مراسم است، روایتی از بازماندگان در هر جای جهان که بوده‌اند، در شاهدشهر یا هزاران کیلومتر دورتر از آن. روایت‌های کاشتن درخت در زمینی که خانواده‌ها می‌گویند از آن ماست. کتاب‌هایی که امیرحسین یزدان‌‌بُد و در یکی‌اش من هم مشارکت کرده‌ام «نباید نوشته می‌شد» جلد اول و جلد دوم است. جلد اول سال گذشته منتشر شد و جلد دوم و «سرخ در آغوش آسمان» در سال جاری میلادی منتشر شده و الان ونکوور بعد از تورنتو، وینیپگ و ادمونتون چهارمین مکان است که این کتاب‌ها معرفی می‌شود. البته این کتاب‌ها در نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور در سراسر جهان هم الان قابل‌دسترسی‌ست و امیدوارم در روزهای آینده در استرالیا هم، در سیدنی و ملبورن، بتوانم آن‌ها را معرفی کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این خاطرات و این اسامی که نام بردم، از <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%87-%da%a9%d8%b1%d9%85%db%8c-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">بهاره کرمی مقدم</a> هم یاد می‌کنم [با اشاره به <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">بهشته رضاپور</a> که وارد اتاق می‌شود]، مادرها یا بازماندگان قصه‌هایشان را می‌نوشتند و بقیه در موردش نظر می‌دادند و بعد من و امیرحسین نظرات خودمان را می‌دادیم. بارها این خاطره‌ها بازنویسی شده و سعی شده که با فکر جمعی و بعد با نظر کسانی که سابقهٔ نوشتن دارند، به‌بهترین شکلی که ممکن است منتشر بشوند. من در ادمونتون هم گفتم؛ در این کتاب‌ها ما خاطره یا داستان ضعیف نداریم، هر چه هست اگر متوسط نباشد، بسیاری از داستان‌ها واقعاً بسیار تکان‌دهنده‌اند و من بیش از این نمی‌گویم، برخی را می‌شنویم، خاطره‌هایی را که خانم قوی [<a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مریم زارعی</a>] و خانم سهراب نوشته‌اند، می‌شنویم و من هم اگر شد و وقت بود یکی از این خاطرات را می‌خوانم.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22958" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/PS752.jpg?resize=500%2C500" alt="گزارشی از نشست معرفی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/PS752.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/PS752.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/PS752.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/PS752.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، پیش از خواندن خاطرهٔ خود گفت: «سلام عرض می‌کنم خدمت همهٔ شما بزرگواران. همان‌طور که آقای دکتر معرفی کردند، متأسفانه من دوتا از دخترهایم را در این پرواز از دست دادم. همهٔ شما که اینجا هستید اگر دختر داشته باشید، می‌دانید دختر برای پدر و مادر چیست. دختر امید است، دختر آینده‌ است، چراغ خانه است، نور چشم پدر و مادر است، یعنی واقعاً دیگر زندگی نداریم… من اینجا از حامد عزیز تشکر می‌کنم، از امیرحسین عزیز تشکر می‌کنم، از منیروی عزیزم که واقعاً در شرایطی به داد ما رسیدند که همه‌مان خیلی وضعمان خراب بود، و من خودم را می‌گویم که اصلاً تصمیم به خودکشی گرفته بودم، چند بار تصمیم گرفتم که خودکشی کنم، که منیرو جان مرا نجات داد و گفت باید بنویسی، گفتم نمی‌نویسم، گفت باید بنویسی. بعد روزی که من خاطره‌ام را نوشتم و بردم، چنان برای من دست زد&#8230; یک نویسنده، که واقعاً من ممنونشم، از اینجا واقعاً دستش را می‌بوسم که چه‌جوری مرا دوباره به زندگی برگرداند. گفت که شما باید حتماً بنویسی و نباید دیگر گریه کنی، گریه فایده‌ای ندارد، باید قوی باشی، و من قوی شدم، واقعاً قوی شدم و تا روزی که نفس می‌کشم، دادخواه خون به‌ناحق‌ریخته‌شدهٔ این عزیزان و بقیه هستم و هرگز پا پس نمی‌کشم. خاطره‌ای که می‌خواهم امروز بخوانم و احساساتم را با شما به اشتراک بگذارم، نامش «با بال‌های شکسته» است که شاید به‌نظر خیلی ساده بیاد، ولی وقتی من این خاطره را می‌نوشتم سه بار دکتر رفتم یعنی واقعاً خیلی سخت است نوشتنش… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آنکه مریم زارعی خاطره‌ش را خواند، هوریران سهراب گفت: «من یک اصطلاحی به کار می‌برم که البته برای فیلم به کار می‌رود، نه برای کتاب و داستان‌نویسی. می‌گویم مریم همیشه جلوه‌های ویژه توی کارش خیلی خوب است، یعنی قشنگ متوجه شدید که مادرجون، تنور، نان درست‌کردن، حتی عطر بوی نان هم به مشام می‌رسد…» سپس او نیز خاطره‌اش را با عنوان «The Bell» خواند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن حامد اسماعیلیون گفت که برایش سخت است بخواهد یکی از خاطره‌ها را انتخاب کند، ولی فکر کرده است گرچه کمی طولانی‌ست، خاطره‌ای از ژاله معینی، خواهر زنده‌یاد محمد معینی از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، بخواند. اسم این خاطره «افرا پشت پنجره» از کتاب «سرخ در آغوش آسمان» است که اسماعیلیون آن را برای جمع خواند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادامهٔ نشست به پرسش و پاسخ گذشت که به‌دلیل کمبود فضا متأسفانه از پرداخت به آن‌ها معذوریم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86/">گزارشی از نشست معرفی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/05/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22956</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2024 02:36:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[‎#PersianBookFestival]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[‎Persian Book Festival]]></category>
		<category><![CDATA[Rahaa Publishing]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن فرهنگی پرسش]]></category>
		<category><![CDATA[برندا بِیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بریده های نور]]></category>
		<category><![CDATA[بریده‌های نور]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد ادبی محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[بهشته رضاپور]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر پیمان وهاب زاده]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر پیمان وهاب‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر حمیدرضا مجتهدی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامهٔ هشت صبح]]></category>
		<category><![CDATA[سنجر سهیل]]></category>
		<category><![CDATA[سنگام و داستان ها]]></category>
		<category><![CDATA[سنگام و داستان‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شقایق محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[شهر کریستال]]></category>
		<category><![CDATA[شهرگان]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالرحیم احمد پروانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فروشی پان به]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانهٔ درخت دانش]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان به]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان‌به]]></category>
		<category><![CDATA[کلارا و من]]></category>
		<category><![CDATA[گروه علمی آموزشی سماک]]></category>
		<category><![CDATA[گروه کتاب خوانی کافه راوی]]></category>
		<category><![CDATA[لاله باقری]]></category>
		<category><![CDATA[لانا پاپهم]]></category>
		<category><![CDATA[مجلهٔ فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا فخرآبادی]]></category>
		<category><![CDATA[مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مهرنوش مزارعی]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<category><![CDATA[نشر زن]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ابراهیمی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ابراهیمی رودبارکی]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22863</guid>

					<description><![CDATA[<p>ترانه وحدانی &#8211; ونکوور عکس‌ها از علی حقیقت‌جو &#8211; Capilano Photography نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور با همراهی و مشارکت تعدادی از ناشران، انجمن‌های ادبی و رسانه‌های شهر ونکوور در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۲۴ مقارن با هفتاد و ششمین زادروز زنده‌یاد محمد محمدعلی در سالن HSBC یوبی‌سی رابسون اسکوئر واقع در داون‌تاون ونکوور برگزار شد. این جشنواره، همان‌طور که اعلام شده بود، شامل نمایشگاه کتاب‌های فارسی از نویسندگان ایرانی و افغان، و نیز نشست‌های ادبی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/">پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌ها از علی حقیقت‌جو &#8211; <a href="https://www.instagram.com/capilano_photography/" target="_blank" rel="noopener">Capilano Photography</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخستین <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> با همراهی و مشارکت تعدادی از ناشران، انجمن‌های ادبی و رسانه‌های شهر ونکوور در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۲۴ مقارن با هفتاد و ششمین زادروز <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">زنده‌یاد محمد محمدعلی</a> در سالن HSBC یوبی‌سی رابسون اسکوئر واقع در داون‌تاون ونکوور برگزار شد. این جشنواره، همان‌طور که اعلام شده بود، شامل نمایشگاه کتاب‌های فارسی از نویسندگان ایرانی و افغان، و نیز نشست‌های ادبی بود. نمایشگاه کتاب از ساعت ۱ تا ۵ بعدازظهر به‌طور مداوم در جریان بود و نشست‌های ادبی در دو بخش و مجموعاً به‌مدت دو ساعت و نیم برگزار شد. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;">گزارش کامل نشست‌های ادبی این جشنواره را در اینجا ببینید:<br />
</span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/bf8G07ZMehs?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استقبال از این جشنواره به‌ویژه با توجه به هوای بارانی آن روز بسیار خوب بود، صدها نفر از این جشنواره دیدن کردند و در جریان نشست‌های ادبی برخی از شرکت‌کنندگان در انتهای سال ایستاده از این جلسات استفاده کردند. همچنین عده‌ای نیز به‌همین دلیل متأسفانه نتوانستند در این نشست‌ها شرکت کنند. شایان ذکر است که پیش از برنامه اعلام شده بود شرکت در نشست‌ها بدون ثبت‌نام و تقدم با افرادی‌ست که زودتر به محل برگزاری می‌رسند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22868" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%E2%81%A9.jpg?resize=500%2C750" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%E2%81%A9.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%E2%81%A9.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بخش اول نشست ادبی رأس ساعت مقرر آغاز شد و </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener"><b>سیما غفارزاده</b></a><span style="font-weight: 400;">، سردبیر رسانهٔ همیاری و از بنیان‌گذاران <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%b4%d8%b1-%d8%b1%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">نشر رها</a>، پس از خوشامدگویی به حاضران در جلسه، گفت: «در ابتدا لازم می‌دانم اشاره کنم که ما امروز در مکانی دور هم جمع شده‌ایم که بر زمین‌های واگذارنشدهٔ مردمان بومی ماسکوئیم، اسکوامیش و اِس‌لِی-واتوث بنا شده است و ما از این بابت سپاسگزار آن‌هاییم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس او پیام ارسالی </span><b>لانا پاپهم (Lana Popham)</b><span style="font-weight: 400;">، وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش استان بریتیش کلمبیا، به جشنواره را به‌زبان فارسی خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«به‌نمایندگی از طرف نخست‌وزیر دیوید ایبی و دولت بریتیش کلمبیا، حضور شما را در نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور خوشامد می‌گویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز، آغاز این اولین جشنواره در نوع خود رقم می‌‌خورد، که نه‌تنها بُعد جدیدی به چشم‌انداز ادبی ونکوور می‌‌افزاید، بلکه به‌عنوان پلتفرمی مهم برای تقویت دیدگاه‌های فرهنگی گوناگون استان ما عمل می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادبیات در قلب ما جایگاه ویژه‌ای دارد. ادبیات تجربیات زیستهٔ منحصربه‌فرد ما را بازتاب می‌دهد و ما را به‌ شیوه‌های معناداری به یکدیگر پیوند می‌دهد. ادبیات این قدرت را دارد که ایده‌ها را برجسته کند، آغازگر گفت‌وگو باشد، مرزها را کنار بزند و به مسائل کلیدی‌ای که همهٔ ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بپردازد. و این فقط مربوط به کاغذ و جوهر نیست. صنعت کتاب ما، نقشی حیاتی در پیشبرد حوزهٔ صنایع فرهنگی پویای ما و اقتصاد کلی بریتیش کلمبیا ایفا می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما افتخار می‌کنیم که بریتیش کلمبیا را استانی چندفرهنگی، چندگونه و نوآور بنامیم. من سازمان‌دهندگان، کارکنان و داوطلبانِ این جشنواره را برای تعهدشان در زندگی‌بخشیدن به این رویداد فوق‌العاده تحسین می‌کنم و مشتاقم دربارهٔ آثار به‌نمایش‌گذاشته‌شده بیشتر بدانم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با احترام، لانا پاپهم،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22864" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%87%D9%85.jpg?resize=580%2C750" alt="لانا پاپهم" width="580" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%87%D9%85.jpg?w=580&amp;ssl=1 580w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%87%D9%85.jpg?resize=232%2C300&amp;ssl=1 232w" sizes="auto, (max-width: 580px) 100vw, 580px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>سیما غفارزاده</b><span style="font-weight: 400;"> گفت: «از طرف خودم و تمامی دوستان عزیزِ همراه برای برگزاری این اولین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور &#8211; هرچند کوچک ولی پربار &#8211; بسیار سپاسگزاریم که آخر هفته‌تان را از راه‌های دور و نزدیک زحمت کشیده‌اید و تشریف آورده‌اید تا از این حرکت فرهنگی حمایت کنید. حضور عزیزان فرهیخته در اینجا مایهٔ دلگرمی و افتخار ماست، و در عین حال، همچنان ناباورانه جای استاد محمدعلی عزیزمان سخت خالی‌ست. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال گذشته همین حوالی، بعد از معرفی نشر رها در فاصلهٔ دو سه ماه چهار عنوان کتاب رونمایی کردیم ازجمله رمان «<a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">خطابه‌های راه‌راه: داستانی ناتمام</a>» آخرین اثر استادمان، زنده‌یاد محمد محمدعلی، که افتخار انتشار آن به‌عنوان نشری نوپا نصیبمان شده بود. سال گذشته بسیار کوشیدیم تا رونمایی این رمان را در مراسم نکوداشت زنده‌یاد محمدعلی هم‌زمان با هفتاد و پنجمین زادروز ایشان در تاریخ ۲۷ آوریل برگزار کنیم، هرچند برخی مشکلات فنی که آماده‌شدن کتاب را به تأخیر انداخت، این شانس را از ما گرفت و این برنامه در ماه ژوئن برگزار شد. اما تنها بعد از سه ماه و چهار روز کم، شد آنچه که نباید می‌شد… استاد محمدعلی در کمال ناباوری رفتند و دوستدارانشان را سوگوار کردند… در همان سه ماه و اندی چندین بار با ایشان دربارهٔ دو کتاب دیگرشان که رو به اتمام بود، صحبت کرده بودیم ولی دریغا و حسرتا که زود و نابهنگام ما را تنها گذاشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از اوایل سال میلادی جاری، به فکر افتادیم که امسال در زادروز استاد محمدعلی و به یاد و احترام ایشان کاری بکنیم. فکر برگزاری جشنوارهٔ کتاب فارسی که جای خالی آن در شهرمان حس می‌شد، یکی از ایده‌هایی بود که به ذهنمان رسید. چه چیزی بهتر از برگزاری جشنواره‌ای هرچند کوچک که مختص کتاب‌های فارسی باشد و در زادروز نویسنده‌ای برگزار شود که پیش از هر چیزی، انسانی بزرگ و شریف بود و ما بخت آن را داشتیم که در این سر دنیا همشهری‌اش باشیم. جشنواره‌ای برای ناشران و نویسندگانی که نوشته‌هایشان در سرزمین مادری‌شان، در ایران و افغانستان، به‌جز شرحه‌شرحه‌شدن زیر تیغ سانسور، سرنوشت دیگری نمی‌یابد و هزاران فرسنگ دورتر در این سوی دنیا هم با هزار و یک مشکل دیگر برای انتشار آثارشان و رساندن آن‌ها به دست خوانندگان مواجه‌اند؛ از دشواری برای یافتن ناشری که روی کتاب سرمایه‌گذاری کند و بدون دریافت هزینه‌ای از نویسنده آن را منتشر کند، تا هزینه‌های گزاف چاپ و نشر برای ناشرمؤلفان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این بود که موضوع را با تعدادی از دوستان عزیزمان که هر یک دستی در ادبیات دارند مطرح کردیم و البته همگی از این ایده بسیار استقبال کردند. روشن است که برگزاری چنین جشنواره‌ای هرچند جمع‌وجور و کوچک، در توان یکی دو نفر یا حتی شاید یک انجمن نیست و همکاری و همراهی تعداد زیادی از افرادی را می‌طلبد که کتاب و کتاب‌خوانی دغدغه‌شان است و به ادبیات عشق می‌ورزند. از این بابت ما بسیار خوش‌اقبالیم، چراکه در این شهر دوستان فراوانی داریم که در کنار حرفهٔ تخصصی‌شان؛ حرفه‌ای که شاید از ادبیات فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد، گروه‌ها و انجمن‌هایی تشکیل داده‌اند و بی‌هیچ ادعایی چراغ ادبیات فارسی را در این شهر روشن نگاه داشته‌اند. چنین بود که ما جرئت کردیم به ایدهٔ برگزاری این جشنواره پَروبال بدهیم و عملی‌اش کنیم. علاوه بر گروه‌ها و انجمن‌های ادبی شهر، برخی رسانه‌های پیش‌کسوت نیز به یاری‌مان آمدند تا در اطلاع‌رسانی این برنامه همراهمان باشند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در اینجا، از دوستان عزیزمان در </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be/" target="_blank" rel="noopener"><b>انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4/" target="_blank" rel="noopener"><b> انجمن فرهنگی پرسش</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b> بنیاد ادبی محمد محمدعلی</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%a8%d8%ad/" target="_blank" rel="noopener"><b> روزنامهٔ هشت صبح</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d9%87%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener"><b> شهرگان</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/" target="_blank" rel="noopener"><b> کتابخانهٔ درخت دانش</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%86%d8%a8%d9%87/" target="_blank" rel="noopener"><b> کتاب‌فروشی پان‌به</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d9%85%d8%a7%da%a9/" target="_blank" rel="noopener"><b> گروه علمی‌آموزشی سَماک</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b> گروه کتاب‌خوانی کافه راوی</b></a><span style="font-weight: 400;">، </span><b>مجلهٔ فرهنگ </b><span style="font-weight: 400;">و</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%b4%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener"><b> نشر زن</b></a><span style="font-weight: 400;"> کمال سپاس را داریم، قدردانِ مشارکت و حمایتشان از این حرکت ادبی-فرهنگی هستیم و دستشان را به‌گرمی می‌فشاریم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * * </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از این مقدمه، سیما غفارزاده از</span> <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%82-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>شقایق محمدعلی</b></a><span style="font-weight: 400;">، دختر گرامی استاد محمدعلی، دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته، آغازگر بخش اول نشست باشد، و به معرفی بنیاد ادبی محمد محمدعلی بپردازد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شقایق محمدعلی</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد: </span><span style="font-weight: 400;">«با سلام و خوشامدگویی به همهٔ دوستان عزیز، برپایی نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور مبارک همهٔ ما باشد. آرزو می‌کنم این جشنواره که به‌همت خانم سیما غفارزاده و آقای <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری</a> آغاز به کار کرده، به خانه‌ای ماندگار برای اهالی قلم، دلسوزان چاپ و نشر و همهٔ دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی بدل شود. خانه‌ای هرچند دور از وطن، یادآور حس خوش تعلق و خویشاوندی به انسان‌ها و بازگشت به مکانی که در زمان تکرار می‌شود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی، دلبستهٔ آدم‌ها و مکان‌ها، سال‌ها پای ثابت گردهمایی‌ها و رویدادهای ادبی و هنری ونکوور بود. او با افتخار به پیشینه‌اش به‌عنوان عضو کانون نویسندگان ایران، درک و ضرورت حضور اجتماعی و گفت‌وگو را بخشی از انضباط «کانونی» خود می‌دانست. در جمع دوستان و همدلان، عمیق‌تر نفس می‌کشید، بیشتر گوش می‌داد و بلندتر می‌خندید. قدرشناس چنین جمعی بود و ذهنش نشانه‌ها را به فال نیک می‌گرفت. در جهانش همه‌چیز متصل و پرنشانه بود. مثل تقارن تولدش با اولین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور، در چندقدمی آرت گالری که یکسال در جوارش هر شنبه همراه دوستش، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ac%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%b5%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">جمال کردستانی</a>، در کنار معترضان ایستاد. دوستانش را بارها و بارها شریک «<a href="https://media.hamyaari.ca/2019/06/24/%d8%ba%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">غار تنهایی</a>»اش کرد که آن هم سه چهارراه بیشتر با اینجا که هستیم، سالن رابسون اسکوئرِ یوبی‌سی، فاصله ندارد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22867" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی، با باور به قدرت خلاقانهٔ جمع‌های ادبی، بیست سال تدریس کرد که چهارده سال آن بی‌وقفه در ونکوور بود. در نبودِ او، حلقهٔ مهربان دوستان و شاگردانش دلگرمی و تسلی خاطر ما و یکدیگر بودند و به‌کوشش و همتشان کلاس‌های سه‌شنبهٔ <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">کارگاه داستان‌نویسی</a> تعطیل نشد. سنگینی نبودِ او در کلاس‌ها طاقت‌فرساست، ولی ما سه‌شنبه‌ها به خانه‌ای برمی‌گردیم که برایمان به یادگار گذاشته است، بازگشت به آن حس خوش تعلق و خویشاوندی شب‌های سه‌شنبه، در جمعی عاشق ادبیات. بی‌لطف و پیگیری‌های <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">کامران قوامی</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%d8%b1%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">درفشه جوادیان</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">فریبا فرجام</a> در برگزاری کلاس‌ها و آموزش‌های بی‌دریغ <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">امیرحسین یزدان‌بُد</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">مریم رئیس‌دانا</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">علی رادبوی</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وحید ذاکری</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%84-%d8%af%d9%87%d9%82%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مرال دهقانی</a> و دیگر دوستان امکان ادامهٔ کلاس‌ها نبود. به همهٔ شاگردان قدیم و جدید که به جمع ما پیوستند، خسته نباشید می‌گویم که با شرکت در کلاس‌ها بدعتی تازه گذاشتید در تعهد به حفظ ارزش‌ها، به باور در کنارِ هم ماندن، یادگرفتن و آموزش‌دادن در حلقه‌ای ادبی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنیاد ادبی محمد محمدعلی، در همین راستا تأسیس شده است. این بنیاد، با هدف گسترش کارگاه داستان‌نویسی، پاسداشت و نشر آثار، ترجمهٔ کتاب‌ها و یادداشت‌ها، برگزاری کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی و مسابقات داستان‌نویسی، چون هر گروه ادبی‌ای امید دارد که در آینده پلی ارتباطی میان اهالی قلم و دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فقط در دنیای نشانه‌هاست که روز تولد پدر تنها نیستیم؛ مادرم امروز کنار خواهرش نشسته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار دوستان و علاقه‌مندان ادبیات مشتاقانه منتظر رونمایی کتاب‌های رفقای قدیمش، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%87%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4-%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مهرنوش مزارعی</a> و مریم رئیس‌دانا، هستیم و چشممان به چاپ تازهٔ کتاب‌های شاگردان نوردیده‌اش، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نوشا وحیدی</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نیکی فتاحی</a>، روشن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌امید پاگرفتن و ماندگاری جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، سیما غفارزاده به معرفی </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b1%d8%ad%db%8c%d9%85-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>عبدالرحیم احمد پروانی</b></a><span style="font-weight: 400;">، نویسنده و مترجم و از مدیران کتابخانهٔ درخت دانش، و </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%b3%d9%87%db%8c%d9%84/" target="_blank" rel="noopener"><b>سنجر سهیل</b></a><span style="font-weight: 400;">، پایه‌گذار و سردبیر روزنامهٔ هشت صبح افغانستان، پرداخت و از آن‌ها دعوت کرد تا به پشت تریبون بروند و نگاه و مروری داشته باشند به نشر آثار نویسندگان افغان در خارج از افغانستان و البته توضیحاتی دربارهٔ پروژهٔ بسیار ارزشمند کتابخانهٔ درخت دانش.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عبدالرحیم احمد پروانی</b><span style="font-weight: 400;"> گفت: «با سلام حضور فرهیختگان گرامی که در نشست امروز تشریف دارند و با سپاس از بانو سیما غفارزاده و جناب هومن [کبیری پرویزی] به‌خاطر برگزاری نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی در ونکوور و همچنین دعوت از ما به‌خاطر نمایش آثار نویسندگان افغانستان، دوستان عزیز، فقط نکات کوتاهی در مورد کتابخانهٔ درخت دانش خدمت شما عرض می‌کنم. در روزگاری که زنان و دختران افغانستان از آموزش بازمانده‌اند و کتاب و کتاب‌نویس و کتاب‌فروش زیر تیغ سانسور و همچنان دچار محدودیت‌های مختلف شده‌اند، کتابخانهٔ آنلاین دیجیتال درخت دانش یگانه‌منبع رایگان منابع باز آموزشی یعنی Open Educational Resources است که بیشتر از هشت هزار مواد آموزشی به شمول مواد کمک‌درسی، مقالات دانشگاهی آکادمیک و همچنان کتاب‌هایی در عرصه‌های مختلف به شمول شعر، ادبیات، ساینس، علوم انسانی و سایر عرصه‌ها به‌صورت رایگان و آزاد در اختیار کسانی که مشتاق آموزش در افغانستان هستند، به‌ویژه زنان و دختران، فعالیت می‌کند. من دوستان را دعوت می‌کنم در زمانی‌که فرصت داشتند، فقط اگر «کتابخانهٔ درخت دانش» را جست‌وجو بکنند، به کتابخانهٔ ما دسترسی پیدا می‌کنند. البته کپی‌رایت تحت مجوزهایی از منابع باز آموزشی و رایگان است، و همهٔ مواد کتابخانه تحت آن کپی‌رایت یا مجوز فعالیت می‌کند. من از دوستان و نویسندگان و پدیدآورندگان ادبی و علمی ایرانی و افغان ما که در اینجا تشریف دارند، تقاضا می‌کنم کتابخانه را کمک بکنند، با ارسال آثارشان و مهیاساختن زمینهٔ دسترسیِ به‌ویژه زنان و دختران افغانستان به مواد بیشتر، این به علاقه‌مندی کتابخانهٔ ما می‌افزاید و به دسترسی هرچه بیشتر افغان‌ها به منابع آموزشی. سپاسگزار هستم و تشکر از وقتی که به من دادید.»</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22869" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، نوبت به </span><b>سنجر سهیل</b><span style="font-weight: 400;"> رسید، او گفت: «سلام و احترام مرا پذیرا شوید. خیلی خوشحال هستم که این جمعیت بزرگ را امروز به‌خاطر مراسم نمایشگاه کتاب در اینجا می‌بینم. بسیار زیاد سپاسگزار هستم از خانم غفارزاده و هومن عزیز به‌خاطر برگزاری این مراسم و سهم‌دادن به ما. برای من وظیفه سپردند تا در مورد وضعیت نشر آثار افغان‌ها در خارج از کشور صحبت بکنم، اما یک نگاه کوتاه می‌خواهم بیندازم به وضعیت پیوند تاریخی‌ای که میان افغانستان و ایران وجود داشته و این پیوند چگونه در مراحل مختلف دچار فراز و نشیب‌هایی شده و حالا ما در چه وضعیتی قرار داریم، و بعد هم یک نگاه کوتاه به وضعیت نشر و آثار افغان‌ها خواهم داشت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من فکر می‌کنم بعد از اینکه نادر افشار به قتل می‌رسد و احمدخان ابدالی که فرماندهٔ نیروهای به‌اصطلاح محافظی از او بوده، به افغانستان می‌آید و سلطنت خودش را اعلام می‌کند، متأسفانه بین افغانستانی که تازه تأسیس می‌شود و ایران یک جدایی اتفاق می‌افتد و ما برای حداقل حدود دو صد سال تا شروع قرن نوزده می‌بینیم که رابطهٔ ما با ایران متأسفانه قطع شده، ولی در شروع قرن نوزده و با پاگیری جنبش مشروطیت در ایران و شروع نشر و پخش یک سری آثار در داخل ایران، هم آثار مربوط به نویسندگان ایران و هم ترجمهٔ آثار نویسندگان غربی در ایران، کم‌کم این آثار پای خود را به داخل افغانستان هم باز می‌کند. چنانچه ما از شروع قرن نوزده می‌بینیم بخش زیادی از افکار و به‌اصطلاح تئوری‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که وارد افغانستان می‌شود، عمدتاً از طریق همین آثاری‌ست که از طریق ایران وارد افغانستان می‌شود، حتی جنبش چپ افغانستان بخش زیادی از آثار خود را از آثار حزب تودهٔ ایران دریافت می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با شروع مهاجرت‌ها و جنگ داخلی و تجاوز روس‌ها به افغانستان، وقتی که موج مهاجرت شروع می‌شود، موج بزرگی از افغان‌ها به ایران سفر می‌کنند و طبیعتاً در آنجا کارهای فرهنگی و فعالیت‌های فرهنگی افزایش پیدا می‌کند و کم‌کم آثار افغان‌ها در بازار کتاب ایران جای پای خود را باز می‌کند، چنانچه اگر شما به یاد داشته باشید، در یکی از انتشارات بسیار مهمی که در طول سال‌های به‌اصطلاح جهاد افغانستان یا مهاجرت افغان‌ها به ایران نقش بسیار جدی ایفا می‌کند، انتشارات عرفان است که آثار بسیار زیادی را از افغان‌ها در داخل ایران منتشر می‌کند. با شروع قرن بیست و یک و تغییرات و تحولاتی که در افغانستان آمد، ما فضای نسبتاً آزادتر و بهتری پیدا کردیم برای پخش نشر آثار خودمان و طبیعتاً یک مقدار فضا برای آزادی بیان فراهم شده بود، بخش زیادی از این ناشران و نویسندگان و این مهاجرین به افغانستان بازگشتند و در سال‌هایی که ما به آن سال‌های جمهوریت می‌گوییم، بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۲۱، وضعیت نشر و چاپ در افغانستان خیلی خوب بود و شمار زیادی از رسانه‌ها در افغانستان فعالیت داشتند، مطابع دولتی و مطابع غیردولتی، چاپ و نشر وضعیت خیلی خوبی داشتند، حتی من به یاد دارم که شماری از کتاب‌های ممنوعه‌ای که در ایران اجازهٔ نشر نداشتند، در افغانستان نشر و چاپ می‌شدند و بعد به‌صورت قاچاق به ایران می‌رفتند و پخش می‌شدند چنانچه یکی از کتاب‌هایی که در ایران ممنوع است، کتاب لولیتاست که در کابل چاپ شد و به‌صورت قاچاق به ایران رفت. خوشبختانه همین دادوستد فرهنگی که بین افغانستان و ایران وجود دارد، که البته سهم ما افغان‌ها نسبتاً کم و محدود است، ولی با گسترش روابط، گسترش رسانه‌های اجتماعی و گسترش رفت‌وآمدها، فضا به‌ترتیبی مساعد شده است که ما هم فرصت می‌کنیم در فضاهایی به‌صورت مشترک با شما حضور پیدا بکنیم و به‌اصطلاح خود را بیان بکنیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حال حاضر وضعیت نشر و چاپ آثار در داخل افغانستان متأسفانه بسیار غم‌انگیز است. با بازگشت طالبان به قدرت، تمامی امیدها و آرزوهای ما متأسفانه دچار ناامیدی و شکست شده و وضعیت در داخل خوب نیست، اما بخش زیادی از مهاجرین ما که به ایران رفته‌اند، دوباره فعال هستند در عرصهٔ نشر و چاپ. انتشارات عرفان هنوز در ایران به چاپ و نشر آثار می‌پردازد و یکی از ناشران دیگر که انتشارات امیری است کتاب‌های خود را فعلاً در ایران چاپ می‌کند و به اقصی نقاط دنیا می‌فرستد. ما یک ناشر دیگر داریم به‌نام کتابخانهٔ نبِشت که یک مقدار از آثار را به‌صورت آنلاین منتشر می‌کند و حتی خوشبختانه حاضر شده یک به‌اصطلاح بوک لیدر دیجیتال بسازد. کتاب‌فروشی یا ناشر دیگری هست به‌نام کتاب کابل که در کانادا موقعیت دارد که آن‌ها هم آثار را نشر می‌کنند، اما واقعیت ماجرا این است که افغانستان در یک مرحله‌ای است که به بن‌بست رسیده، یک گروه متأسفانه بسیار ارتجاعی و عقب‌مانده و پیش‌مدرن بر تمامی مناسبات سیاسی و اجتماعی ما حاکم شده و در این زمان ما هنوز بعد از حدود دو سال و نیم در شوک قرار داریم و از آن شوک هنوز به‌خوبی به در نشده‌ایم، امیدوار هستم فرصتی بیاید و زمینه‌ای دوباره مساعد شود که افغانستان هم در کنار ناشران، نویسندگان و فرهنگیان ایران سهم خودشان را و حق خودشان را برای زبان فارسی و برای دانش ایفا بکنند. بسیار تشکر می‌کنم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس سیما غفارزاده از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>دکتر سعید ممتازی</b></a><span style="font-weight: 400;">، روان‌پزشک، روان‌درمانگر، نویسنده و مترجم، دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته و مروری داشته باشد بر مجموعه‌داستان «شهر کریستال» نوشتهٔ </span><b>مریم رئیس‌دانا </b><span style="font-weight: 400;">که در جریان این جشنواره با حضور نویسنده‌اش رونمایی شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر ممتازی</b><span style="font-weight: 400;"> سخنانش را چنین ایراد کرد: «سلام عرض می‌کنم، با تشکر از خانم غفارزاده و آقای کبیری عزیز و تشکر از اطلاعاتی که در مورد نشر هم‌زبانان افغان پیدا کردیم و حتماً از آن کتابخانهٔ آنلاین می‌توانیم استفاده بکنیم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب «شهر کریستال» پانزده داستان دارد، داستان‌ها همه جذاب‌ و خواندنی‌اند و در فرصت کوتاه نمی‌شود درباره‌اش صحبت کرد. بگذارید چند کلمه برایتان بخوانم، شاید یک ذره گرم بشویم: «نیزه‌های آتش از آسمان به سر و رویش هجوم می‌آورند. گرما، هوایی نیست، هر چه هست، خفگی است. دمی زیر سایهٔ بید مجنون می‌ایستد. هُرم گرما نفس درختان را گرفته است، هوا را مکیده است. زمین از آفتاب صیقلی شده. ماشین‌ها زیر تندی آفتاب برق می‌زنند. کولرهای گازی همسایه‌ها خُرخُر می‌کنند. بیخ گلویش از خشکی می‌سوزد. تمام تنش در غلاف گرما محصور شده، جانش در حال ذوب‌شدن است.» خیلی زیبا آفتاب و گرما ترسیم شده است، حالا ما که ۲۰۰ روز ابری و بارانی در ونکوور داریم، دلمان برای تجربهٔ گرما و داغی گرما تنگ می‌شود. از این توصیف‌ها در این کتاب خیلی زیاد است، این یک بخشی از خلاقیت‌های خانم رئیس‌داناست که خیلی زیبا می‌توانند احساسات را با توصیف طبیعت ترکیب بکنند و حالی را که باید راوی یا قهرمان داستان تجربه بکنند، به ما نشان بدهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داستان‌های مریم رئیس‌دانا قهرمان ندارد. در داستان‌های او ما با افرادی از جنس کسانی که هر روز می‌بینیم روبه‌رو هستیم. او همچون آدم‌های داستان‌هایش همه‌چیز از اشیاء و طبیعت بی‌جان گرفته تا ظاهر و رفتار انسان‌ها را با دقت و تیزبینی نگاه می‌کند و از این راه خواننده را به درون افکار و احساسات آنان می‌برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوانندهٔ داستان‌های او باید فضای بین خطوط را هم بخواند و دریابد، چرا که او سعی داشته است از راه توصیف چهره‌ها و رفتارها به عواطف و هیجان‌های آنان دست پیدا کند و زخم‌های روانی آنان را دریابد. نگاه ظاهراً تلخ او به زندگی فرودستان و طبقهٔ متوسط، در عمق خود توانمندی، تاب‌آوری، و سرسختی بشر را در مواجهه با درد و رنج نشان می‌دهد. نویسنده با سرک‌کشیدن به دنیای حسرت‌ها، سرخوردگی‌ها، شادکامی‌ها، و نامرادی‌های انسان در دنیایی واقعی و زندگی ملموس، آن‌ها را به‌درستی ترسیم می‌کند. داستان‌هایش به‌گونه‌ای است که خوانندهٔ کنجکاو تا پایان با او در فضای داستان قدم می‌زند و با او تا گره‌گشایی داستان پیش می‌رود. ما با او به خاطرات خود می‌رویم و برخی احساسات کشف‌نشده در ماجراهای زندگی خود را هم بازمی‌یابیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از دیدگاه روان‌شناسی اگزیستانسیال، او به ما این گفتهٔ کهن را یادآور می‌شود که آزادی و اختیار تو چنان نیست که هر کاری دوست داری انجام دهی بلکه آزادی‌ات آن است که مجبور نباشی کاری بر خلاف میل خود انجام دهی. در جایی از داستان، یک زوج برخوردی را با همدیگر دارند، و زنی که در آن کافی‌شاپ نشسته، دستش را پس می‌کشد و می‌گوید اولین بار است که دستم را پس کشیدم و اولین بار است که او را پس زدم؛ پس‌کشیدن و پس‌زدن. و بعد می‌گوید که نمی‌دانم چرا این کار را کردم یا مطمئن نیستم که چرا این کار را کردم. این از همان جاهایی‌ست که باید کشف شود. جایی در داستان می‌گوید وقتی پشت فرمان نشست، مسحور جادبهٔ سرعت می‌خواست شکست را فراموش کند. این هم همان مفهوم دکارتی را یادآور می‌شود که به‌جای تسلط بر جهان، سعی بکنید بر خودتان مسلط باشید، کاری که ممکن است سخت باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ دیگر این است که سفید و سیاه و شیرینی و تلخی به‌خوبی در داستان‌ها با هم ترکیب می‌شوند. باز توصیف را ببینید، چقدر زیباست. داستان «نقطهٔ روز» اولین داستان این کتاب است و اولین سطرهای این داستان هم این‌هاست: «در این نقطه از روز، در این لحظه، آن بیرون هنوز تاریکی شب بر همه‌جا و همه‌چیز چیره است، ولی صبح هم لخ‌لخ‌کنان دارد سر می‌رسد و به هر نفس خورشید یک پلک بالاتر می‌آید.» ترکیب کلمه‌ها خیلی زیباست. صبح می‌گذرد و باز دوباره می‌گوید: «دو شات قهوه، این حال خسته را بلکه خوب کند. اولی سیاه و تلخ مثل زندگی، دومی سیاه و سفید باز هم مثل زندگی.» باز هم می‌بینیم که جنبه‌های مثبت و منفی را چه خوب ترکیب کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در داستان‌ها ما با این اصل درست روان‌شناختی مواجه می‌شویم که اتفاقات ما را نمی‌رنجاند بلکه نگاه ما به اتفاقات است که تعیین‌کنندهٔ رنج ماست. عمل ما در محدوده‌ای از انتخاب‌ها و امکان‌ها قرار دارد و ما تا جایی می‌توانیم به این امکان‌ها امیدوار باشیم که به‌طور دقیق، در حیطهٔ توان ما قرار گیرند. زمانی که مسلم شود امکان‌ها در حیطهٔ توانایی ما نیستند، باید از آن‌ها قطع امید کنیم، زیرا هیچ خدایی و هیچ قدرتی نمی‌تواند جهان و امکان‌های آن را با ارادهٔ ما منطبق کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در داستان کوتاه «اِیبل» قهرمان داستان با دردی که می‌کشد، جملهٔ صادق هدایت را در سرآغاز بوف کور یادآور </span><span style="font-weight: 400;">می‌شود:</span><span style="font-weight: 400;"> «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد چون بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده…‌ » تا اینجا اوضاع خراب است، اما در همان داستان جمله‌ای هست که کلیدی‌ست؛ توصیه‌ای است از زبان یکی از آدم‌های داستان که به فرزندانش و به‌گمان من به فرزندان آدم می‌گوید: «عاشق هم باشید، مواظب هم باشید.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در جای دیگری از داستان جمله‌ای هست که شما آن را در فضای مجازی می‌توانید تصورش بکنید. وقتی شما پیام‌ها را می‌خوانید، فکر کنید روی فیس‌بوک و اینستاگرام که در این داستان روی آن بحث می‌شود، آن جمله این است: «ناله‌ها و گریه‌های میان کلمه‌ها رو خوندم.» شما کلمه‌ها را می‌خوانید ولی ناله‌ها و گریه‌ها را بین کلمات می‌توانید پیدا بکنید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چگونگی روابط انسان‌ها، روابط عاشقانه، عشق‌های به‌وصال‌رسیده و به‌فراق‌انجامیده، عشق‌هایی که در توصیف نویسنده در یک زمان می‌گوید عشق‌های به‌سرعت ایجادشونده و به‌سرعت به پایان نزدیک‌شده. جاهایی از داستان‌ها، ما به‌خوبی این فرایندها را داریم می‌بینیم. همین‌طور نگاه به ریاکاری در فضای خارج از کشور را هم باز داریم به‌خوبی می‌بینیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بگذارید قسمتی را برایتان بخوانم که قسمت عاشقانه‌ای‌ست و با این تمام بکنم، چون بعضی وقت‌ها ما بدون اینکه بدانیم حسی منفی نسبت به کسی که عاشقش هستیم، منتقل می‌کنیم و اینجا عبارتی هست که نویسنده می‌گوید دلش نمی‌آید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; مسواک نزدی؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; چرا!</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; دهنت رو باز کن ببینم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">افسانه دهان سیامک را بو می‌کند. دهانش بوی سیگار می‌دهد. دلش نمی‌آید بگوید دروغ می‌گویی.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همدیگر را دوست داشته باشیم، مواظب همدیگر باشیم. متشکرم از نویسندهٔ‌ خوب.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22870" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌دنبال سخنان دکتر ممتازی، سیما غفارزاده به معرفی نویسندهٔ مجموعه‌داستان «شهر کریستال» پرداخت: </span><span style="font-weight: 400;">«</span><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;"> دارای لیسانس مترجمی زبان فرانسه است و به زبان انگلیسی و ویراستاری آشناست. او مترجمی را سال اول دانشگاه با دو نامهٔ اداری صادق هدایت به‌زبان فرانسه آغاز کرد که بعدها در کتابنامهٔ صادق هدایت منتشر شد. ترجمهٔ بعدی‌اش، مصاحبهٔ برناردو برتولوچی با فروغ فرخزاد به‌زبان فرانسه بود، زمانی‌که برتولوچی چند ماه قبل از مرگ فروغ برای ساختن فیلمی به ایران رفته بود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از آثار او می‌توان به کتاب‌های «نوشته‌های فراموش‌شدهٔ صادق هدایت»، «ارزیابی آثار و آرای صادق هدایت»، «صادق هدایت در بوتهٔ نقد و نظر» اشاره کرد که هر سه پژوهشی در باب مجموعه‌مقالاتی دربارهٔ صادق هدایت و نوشته‌های کمتردیده‌شدهٔ او هستند. همچنین مجموعه‌داستان کوتاه «عبور»، ترجمهٔ مجموعه‌اشعار ژاک پره‌ور به‌همراه شناخت‌نامه‌اش در کتابی به‌نام «زمان گمشده»، «متلک‌پتلک» در حوزهٔ طنز، «سایهٔ آسوریک» دفتر شعر و ترجمهٔ «شاهزاده و گدا» اثر مارک تواین از دیگر آثار مریم رئیس‌داناست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شایان ذکر است که داستان کوتاه «جزیره‌ای در دل تهران بزرگ» ازجمله داستان‌های مجموعه‌دستان «شهر کریستال» در سال ۱۳۸۲ جایزهٔ اول صادق هدایت را از آنِ خود کرد ولی متأسفانه در بیست سال گذشته این داستان موفق به کسب مجوز برای انتشار در ایران نشد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از این معرفی، او از مریم رئیس‌دانا دعوت کرد به پشت تریبون برود تا دربارهٔ تجربهٔ نشر کتاب‌هایش بگوید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد:</span><span style="font-weight: 400;"> «</span><span style="font-weight: 400;">خانم‌ها و آقایان، دوستان عزیز درود بر شما و خوش‌ آمدید. از آشنایی با دوستان اهل قلم اهل افغانستان بسیار خوشحالم و تشکر می‌کنم که شما هم تشریف آوردید. امیدوارم همان‌طور که گفتید، تبادلات فرهنگی بیشتر بشود، و خداوند ایران‌جان و افغانستان‌جان را از شر دوستدارانش آزاد کند! همچنین از آقای دکتر ممتازی عزیز خیلی سپاسگزارم. خیلی لذت بردم از صحبت‌ها و تحلیلتان. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به یاد آن حکیم گران‌بها، جاویدنام، محمد محمدعلی، که ادبیات را در جانم ریشه دواند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌راستی ورای جذبهٔ ادبیات برای من، آیا حقیقتاً ادبیات اهمیت دارد؟ آیا لازم است به ادبیات توجه ویژه داشت؟ آیا ادبیات امکان خوشبختی یک جامعه را تسهیل می‌کند؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در یک بررسی میدانی بسیار مختصر از وب‌سایت معروف‌ترین رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مانند بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، گویانیوز، رادیوفردا هیچ صفحه‌ای با عنوان دقیق کتاب و ادبیات دیده </span><span style="font-weight: 400;">نشد، بیشتر عنوان‌هایی دارند بسیار کلی مانند هنر یا هنر و زندگی که ملغمه‌ای‌ست از همه‌چیز. رادیوفردا با این‌همه سروصدا و پرسنل حتی این صفحه و عنوان را هم ندارد. حال آنکه به قرینهٔ این رسانه‌ها مثلاً وب‌سایت بی‌بی‌سی انگلستان صفحه‌ای مشخص و دقیق با عنوان کالچر دارد با زیرمجموعهٔ هنر کتاب مو</span><span style="font-weight: 400;">سیقی و&#8230; یا لوموند فرانسوی.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین نبودِ صفحهٔ کتاب و ادبیات در وب‌سایت بزرگ‌ترین بنگاه‌های خبری خارج از ایران آن هم در فضای آزاد بدون سانسور نشان می‌دهد ادبیات چه جایگاه محدود و فقیری نزد ما دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما چرا باید صفحه‌ای مشخص به‌نام ادبیات داشت؟‌ چرا باید کتاب‌خوانی را تقویت کرد؟ آیا ارتباطی وجود دارد میان ادبیات و آزادی؟‌ ارتباطی وجود دارد میان ادبیات و جامعهٔ مدرن، میان ادبیات و شهروند آزاد؟ رابطهٔ ادبیات و شادی چیست؟ چرا ایرانیان کتاب نمی‌خرند؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادبیات بالاترین سطح درجهٔ فرهنگ و اندیشهٔ یک جامعه است. موسیقی خوب شنیدن، نمایشگاه نقاشی و عکاسی و آثار هنری دیدن حتماً پسندیده و ارزشمند است، اما بستن تلویزیون و فضاهای سوشال مدیا مانند اینستاگرام و فیس‌بوک، به کنجی خزیدن و در خلوت و سکوت کتابی دست‌گرفتن و خواندن کاری‌ست نیازمند آموزش و تمرین. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جامعه‌ای که ادبیات در آن جایگاه ندارد، جامعه‌ای که مردمش عادت نکرده‌اند، آموزش ندیده‌اند نمایشنامه بخوانند، رمان و دیالوگ بخوانند و بشنوند، این جامعه سطح مدارایش پایین می‌آید. سطح مدارا که پایین بیاید، آزادی بیان آسیب‌پذیر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادبیات بخش ضروری جامعهٔ آزاد است. مقایسه کنید جایگاه ادبیات و نویسندگان ادبی کشوری مانند فرانسه را با ایران. تعداد رمان‌نویسان فرانسه و تعداد جوایز بزرگ ادبی که در سطح جهان به دست آورده‌اند و بعد برسید به درصد آزادی‌های اجتماعی و انسانی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایران از روزگاران دور سرزمین شعر و شاعران بزرگ بوده است. ولی تفاوت است میان شاعر و رمان‌نویس، شاعر و داستان‌نویس، شاعر و نمایشنامه‌نویس. نمایشنامه‌نویس بستری خلق می‌کند برای گفت‌وگو. داستان‌نویس هم همین‌طور. رمان‌نویس هم همین‌طور. یکی از دلایل رشد آزادی در جامعهٔ غربی حضور نوعی از ادبیات به‌نام نمایش و تئاتر در یونان باستان بوده است و منطق نمایش یا تئاتر می‌دانیم که گفت‌وگوست؛ گفت‌و‌گو ضرورت مغفول‌مانده در زندگی ایرانی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چرا اغلب مردم می‌گویند ما وقت نداریم ادبیات بخوانیم. ما حوصله نداریم رمان بخوانیم. مگر ما بیکاریم؟ آیا به‌راستی ادبیات‌خواندن کار آدم‌های بی‌درد و بیکار است؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جایگاه ادبیات در جامعهٔ ایرانی داخل و خارج از کشور چیست؟ ما چند درصد از وقتمان را صرف خواندن آثار ادبی یا تحلیل آثار ادبی می‌کنیم؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شاید پاسخ این باشد که مردم داخل ایرا</span><span style="font-weight: 400;">ن گرفتار معیشت‌اند. اقت</span><span style="font-weight: 400;">صاد بی‌جان مجال نمی‌دهد که کتاب بخرند و بخوانند. امروز تیراژ کتاب رسیده است به سیصد نسخه برای جامعهٔ هشتادمیلیونی. اما واقعیت این است که ده سال پیش هم همین بود، پانزده سال پیش هم همین بود. حالا گیریم پانزده سال پیش تیراژ کتاب بود دو هزار نسخه برای جامعهٔ هفتاد میلیونی. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">جامعهٔ ایرانی خارج از کشور چطور؟‌ چرا ایرانیان حامی نویسندهٔ مهاجر و ادبیات دیاسپورا نیستند؟ چون رسانه‌ها ب</span><span style="font-weight: 400;">خش معرفی کتاب ندارند؟ چون در تمام این نزدیک نیم قرن سبک و سیاق رادیو تلویزیون‌های خارج‌نشین دست کمی از رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی نداشته و نویسنده مستقل و متعهد را معرفی نکرده است. این‌ها همه حقیقت دارد. اما در جلسات رونمایی کتاب‌ها چطور؟ در فستیوال‌ها و جشنواره‌های کتاب چطور؟ آمار فروش به‌شدت اسفناک است. شاید کسی این تصور برایش پیش بیاید که چون امروز رونمایی کتاب من است این بحث را پیش کشیده‌ام. برخی داستان‌های این کتاب یعنی «شهر کریستال» گاه امضای بیست‌ساله را پای خود دارند. به‌راستی این کتاب چه تیراژ باید فروش برود که زندگی مادی بیست‌سالهٔ گذشتهٔ مرا تأمین کند؟ من از یک بیماری فرهنگی سخن می‌گویم، از بلای سستی و تنبلی جامعه، از بلایی که گرفتارش شده‌ایم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیچ‌چیز همچون ادبیات بازتاب کنش‌های اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیست. هرگاه ادبیات مقام یابد، از درصد خطاهای اجتماعی و سیاسی کاسته می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر جامعهٔ ایرانی حاجی‌ آقای صادق هدایت را درست خوانده بود، اگر پیش از انقلاب از این نوع کتاب‌ها در رادیو و تلویزیون ملی، روزنامه‌ها، مجلات، در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شد، تحلیل و تفسیر می‌شد، محال بود جمهوری اسلامی مجال ظهور پیدا کند. هدایت شهرت خودش را باور نداشت و بسیار برای آن شهرت کاذب غصه می‌خورد. هدایت پیش از آنکه خودکشی کند دق‌مرگ شد. او می‌گفت من چه نویسندهٔ مشهوری هستم که کتاب‌هایم را نمی‌خرند و نمی‌خوانند؟ او نقطه‌ضعف ایرانیان را درست دیده بود. ما اگر او را درست خوانده بودیم، نبایست هنوز او معروف‌ترین نویسندهٔ ما باقی می‌ماند. باید از او عبور می‌کردیم و به دیگری و دیگران می‌رسیدیم. اما عبور نکردیم. ما مدام روی تردمیل تاریخ دویده‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حتی اگر حافظ را درست خوانده بودیم و قناعت نمی‌کردیم با این کتاب ارزشمند فقط فال بگیریم، متوجه می‌شدیم که چه گفته بود و سرنوشت ما گیر این پیران جاهل و ریاکار نمی‌افتاد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب / چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما را به رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخان گمراه / از دست زاهد کردیم توبه/ و از فعل عابد استغفرالله</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چرا باید پیش از انقلاب به‌نام وزارت فرهنگ و پس از انقلاب به‌نام وزارت ارشاد آدم‌هایی نامعلوم و پشت پرده برای نویسندگان و شاعران و فیلمسازان و هنرمندان و… تصمیم بگیرند و آثارشان را دست‌وپاشکسته و کج‌وکوله کنند؟ چرا جامعهٔ ایران همواره بستری آماده دارد برای محدودشدن، سانسورشدن؟ تصمیم شخصی من از چند سال پیش به این‌سو تحریم وزارت ارشاد است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر چند آن وزارت فرهنگ نماند، این وزارت ارشاد هم نخواند ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم مرگ بر جهان آنان نیز بگذرد </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم رونق زمان آنان نیز بگذرد</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن روزی که وزارت جاهلیهٔ ارشاد در ایران درش تخته شود، ما اهل قلم چه نفس آسوده‌ای خواهیم کشید و فرهنگ ایران چه گام بزرگی به‌ سوی تعالی بر خواهد داشت. اما چگونه باید این گام بزرگ را برداشت؟ یک ارادهٔ جمعی و یک ارادهٔ ملیِ فرهنگ‌ساز لازم است. تک‌تک ما وظیفه داریم کتاب بخریم. تک‌تک ما وظیفه داریم به هم کتاب هدیه بدهیم. تک‌تک ما باید سالیانه بخشی از درآمد و پول و سرمایهٔ خود را صرف خریدن کتاب کنیم. همان‌طور که لباس می‌خریم، کفش می‌خریم، لوازم آرایش می‌خریم، به رستوران می‌رویم، به کنسرت می‌رویم. با مشورت و راهنمایی اهل قلم شروع کنیم به خواندن، درست‌خواندن، کتابِ خوب خواندن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و نویسندگان ایرانی خارج از کشور بهتر است تلاش کنند آثار خود را دیگر به وزارت ارشاد برای انتشار نسپارند. ما باید درِ این وزارت جاهلیه را تخته کنیم. چرا نویسندهٔ خارج‌نشین کتابش باید در جمهوری اسلامی منتشر شود؟ مگر چه مزیتی‌ست؟ چرا تن به سانسور بدهیم؟‌ به ما که پولی نمی‌رسد. سیصد نسخه کتاب مگر امتیاز مالی دارد؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داستان‌های این کتاب، شهر کریستال، تاریخ بیست‌ساله و بلکه بیشتر در شناسنامهٔ خود دارند. می‌گفتند هفت داستان را کلاً بردار. بقیه را هم تیغ‌تیغ زده بودند. من رضایت ندادم بچه‌هایم را سلاخی کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شهرزاد این قصه‌ها منم، و پادشاهی که قصد جان من و ما را دارد، همانا زجرها و زخم‌های من و ایران‌جان است، ایران‌جانِ در غربت و ایران‌جانِ در فلات ایران. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر کریستال»، حاصل مطالعه‌ و دقت من است بر زندگی زنان و مردانی‌ در قلب میهن یا بسیار دورتر از مام میهن، در هجرتی خواسته و ناخواسته از سرِ‌ جبر جغرافیایی. زندگی انسان‌هایی سرگردان، شکست‌‌خورده از عشق، ریا، آلودگی‌های فرهنگی یا یخ‌زده در غرش ماشین سیاست ولی مصمم به ساختن چندبارهٔ زندگی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">امروز بسی </span><span style="font-weight: 400;">خوشحالم که توانستم بالاخره داستان‌هایم را از سد سانسور عبور دهم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آشنایی من با نشر رها به‌لطف زنده‌نامِ جاوید، نویسندهٔ فرهیخته، محمد محمدعلی، بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او با تمام وجودش عشق به ادبیات و انسانیت بود و میراث او هم به‌جز آثار ماندگارش، چیزی نیست جز دوستی‌های ارزشمندی مانند خانم سیما جان غفارزاده و آقای هومن کبیری عزیز. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آقای محمدعلی الان در جمع ما بود، مطمئنم از پیروزی کتابم بر سانسور و انتشار آن بسی شادمان می‌شد و ذوق می‌کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرآغاز کتاب به‌یاد گرامی‌اش چنین نوشته‌ام:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به احترام آموزگار و دوست ارجمندم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آقای محمد محمدعلی </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این انسان مهربان و شوق‌انگیز</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ و معلمی گران‌بها</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">که تا واپسین لحظه‌ٔ حیات، کارگاه داستان‌نویسی‌اش</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کاستن ِغم دوری از خانه بود</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان، دوباره از نشر رها تشکر می‌کنم که با سلیقه و وسواس در بازخوانی نهایی «شهر کریستال»، آخرین ویراست را بر این کتاب انجام دادند. سپاسگزارم.»</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ بخش اول نشست، سیما غفارزاده به معرفی </span><b>انجمن فرهنگی پرسش</b> <span style="font-weight: 400;">پرداخت و گفت که این انجمن </span><span style="font-weight: 400;">ژوئیهٔ سال گذشته، به‌همت چند تن از فعالان حوزهٔ فرهنگ و ادبیات آغاز به کار کرد و در یک‌سال گذشته نشست‌های متنوع و بسیار موفقی را در حوزهٔ ادبیات برگزار کرده است، و افزود که </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%85%d8%ac%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>دکتر حمیدرضا مجتهدی</b></a><span style="font-weight: 400;"> از اعضای مؤسس این انجمن دربارهٔ شکل‌گیری آن و فعالیت‌هایش بیشتر توضیح خواهد داد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">او همچنین گفت که پس از صحبت دکتر مجتهدی، میزگردی خواهد بود با حضور </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>دکتر فرزان سجودی</b></a><span style="font-weight: 400;">، زبان‌شناس و نشانه‌شناس و از اعضای مؤسس انجمن فرهنگی پرسش، و </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>هادی ابراهیمی رودبارکی</b></a><span style="font-weight: 400;">، شاعر، روزنامه‌نگار و سردبیر نشریهٔ شهرگان، که هم در زمینهٔ مطبوعات و هم نشر کتاب نه‌فقط در ونکوور بلکه در کانادا در زمرهٔ افراد پیش‌کسوت این حوزه محسوب می‌شوند، تا دربارهٔ سابقهٔ نشر کتاب فارسی در ونکوور و کانادا به گفت‌وگو بپردازند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر حمیدرضا مجتهدی</b><span style="font-weight: 400;"> در معرفی انجمن ادبی پرسش چنین گفت: «با سلام و درود خدمت حضار محترم، در ابتدای سخن می‌خواهم از طرف انجمن فرهنگی پرسش به مجموعهٔ همیاری و نشر رها، بابت برگزاری این جشنواره شادباش بگویم و با امید به تداوم این حرکت درخشان در سال‌های بعد، برای این دوستان بسیار گرامی‌مان آرزوی موفقیت بیشتر داشته باشم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال گذشته تقریباً همین روزها بود که پیشنهاد تأسیس یک انجمن فرهنگی، توسط دکتر سجودی عزیز مطرح شد. پیش‌‌زمینهٔ شکل‌گیری این ایده در واقع برمی‌گشت به فعالیت‌های فرهنگی‌ای که با محوریت ایشان در چند سال اخیر در شهر ونکوور انجام گرفته بود. علاوه بر این، دو مولفهٔ دیگر هم به رشد و تقویت این ایده بسیار کمک کردند. یکی اینکه تعداد زیادی از نظریه‌پردازان، منتقدان، نویسندگان و شاعران ایرانی در سراسر دنیا پراکنده‌ شده‌اند و ظاهراً هر چقدر زمان می‌گذرد این تعداد بیشتر هم می‌شود. دوم اینکه فناوری‌های جدید مثل زوم، گوگل میت، اسکایپ و غیره امکان ارتباط مؤثر و آسان را فراهم کرده‌اند و امروزه ما با وجه جدیدی از مفهوم مکان و فاصله روبه‌رو هستیم. با درنظرگرفتن این موارد و با هدف ایجاد زمینه‌ای برای طرح و شرح دیدگاه‌های مختلف در خصوص آثار ادبی و هنری، انجمن فرهنگی پرسش توسط جمعی از فعالان عرصه‌های مختلف فرهنگی تأسیس شد و همان‌طور که سیما جان گفتند در نیمهٔ جولای سال گذشته، با برگزاری شب شعر زنان ایران فعالیتش را رسماً شروع کرد. در حال حاضر پنج نفر در هیئت‌مدیرهٔ انجمن حضور دارند: خانم‌ها شوکا حسینی و مرال دهقانی و آقایان فرزان سجودی، امیرعلی نجومیان، که البته ایشان در مونترآل تشریف دارند، و بنده که در خدمتتان هستم. تمام برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها با مشارکت، هم‌فکری و همکاری داوطلبانه‌ و غیرانتفاعی این جمع پنج‌نفره صورت می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رویکرد انجمن در فعالیت‌هایش، رویکردی انتقادی است. البته باید بگویم که برداشت ما از مفهوم «انتقاد» برقراری تعامل و گفت‌وگو با متون و آثار فرهنگی و هنری است. با درنظرداشتن این رویکرد، در این مدت کمتر از یک سالی که از عمر انجمن می‌گذرد، ما نُه نشست برگزار کرده‌ایم: سه جلسهٔ شعرخوانی داشته‌ایم، سه جلسهٔ نقد داستان، و سه جلسهٔ گفت‌وگو و سخنرانی. این جلسات با مشارکت صاحب‌نظران و مخاطبان ساکن در کشورهای مختلف و به‌ویژه در ایران، بر بستر فضای مجازی برگزار شده‌اند که فیلم این نشست‌ها در کانال یوتیوب انجمن در دسترس است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نظر داریم ضمن ادامهٔ برگزاری مرتب این جلسات، نشریه‌ای به‌صورت فصلنامه هم منتشر کنیم. مطمئناً در خصوص این نشریه در زمان مناسب و در رسانه‌های اجتماعی انجمن اطلاع‌رسانی انجام خواهد شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حرف رسانه‌های اجتماعی انجمن پیش آمد. طبعاً راه ارتباط ما با مخاطبان که در سراسر دنیا پراکنده هستند، همین رسانه‌های اجتماعی است. در اینستاگرام اخبار انجمن را منتشر می‌کنیم. در کانال تلگرام انجمن علاوه بر نشر اخبار، فایل‌ها و لینک‌های مرتبط را به اشتراک می‌گذاریم و فیس‌بوک هم که امکانی فراهم کرده است برای تمام این موارد. همان‌طور که چند لحظهٔ پیش هم گفتم در کانال یوتیوب انجمن فیلم نشست‌ها موجود است و در آینده قصد داریم این کانال را با به‌اشتراک‌گذاشتن محتوای بیشتر توسعه بدهیم. علاوه بر این رسانه‌های اجتماعی، مخاطبان عزیز می‌توانند با ایمیل انجمن <a href="mailto:info@porseh.ca">info@porseh.ca</a> با ما در ارتباط باشند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">باید اینجا خاطرنشان کنم که انجمن فرهنگی پرسش با روی گشاده پذیرای نظرات، پیشنهادات و انتقادات تمامی مخاطبان بوده و از آن‌ها با آغوش باز استقبال می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">در پایان باید بگویم که ما هم امروز جای خالی عزیزی را کاملاً حس می‌کنیم. بزرگواری که اگر بود حتماً اینجا در کنار ما حاضر می‌شد. آقای محمد محمدعلی عزیز که خیلی زود ترکمان کرد و ما از وجود پر از حکمت، مهر و ملاحتش محروم شدیم اما همیشه یادش با ما خواهد بود و ما هرگز او را و کارهایی را که برای فرهنگ ایران کرد، فراموش نخواهیم کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">بابت وقتی که گذاشتید و توجه کردید، سپاسگزارم.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22871" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=500%2C300" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن سیما غفارزاده از هادی ابراهیمی رودبارکی و دکتر فرزان سجودی دعوت کرد تا گفت‌وگو دربارهٔ سابقهٔ نشر کتاب فارسی در ونکوور و کانادا را آغاز کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> صحبت خود را چنین آغاز کرد: «انگیزهٔ اصلی برای چنین گفت‌وگویی ضمن گرامیداشت همهٔ فعالیت‌هایی که آقای ابراهیمی در طول این سال‌ها کرده‌اند، به‌نظر من این است که وقتی یک جامعه‌ای هرچند کوچک جایی تشکیل می‌شود، به‌تدریج که از عمرش می‌گذرد شروع می‌کند به انباشت‌کردن تجربیاتش، خاطراتش و دستاوردهایش، این تجربیات مستند می‌شود و تاریخی برای خودش به وجود آورد. اگر این تاریخ گرامی داشته نشود و پاس داشته نشود، در واقع آن دستاوردها هرز خواهد رفت. یکی از شخصیت‌هایی که در طول سال‌های گذشته، شاید می‌شود گفت سی الی سی و پنج سال گذشته، در حوزهٔ نشر کتاب و انتشار نشریات و در حوزهٔ مطبوعات، تأثیرگذار بوده‌اند و فعالیت بسیار گسترده‌ای در استان بی‌سی کرده‌اند، آقای ابراهیمی هستند. قصد ما از این گفت‌وگو در واقع مستندکردن تجربیات ایشان است و حرف‌زدن اصولاً دربارهٔ نشر، مشکلاتش از زمانی که ایشان شروع کردند، که دامنهٔ سوشال مدیا این‌قدر گسترده نبوده، امکان انتشارات دیجیتال این‌قدر گسترده نبوده تا امروز که خود آقای ابراهیمی دارند شهرگان را به‌صورت یک مجلهٔ اینترنتی منتشر می‌کنند. معرفی آقای ابراهیمی خیلی ضروری نیست و همهٔ دوستان ایشان را می‌شناسند ولی همین‌قدر می‌گویم که ایشان هفته‌نامهٔ شهروند بی‌سی را منتشر می‌کردند، نشریهٔ اینترنتی شهرگان را کماکان فعالانه در حال انتشارش هستند. شاعر، نویسنده، فعال سیاسی، از اعضای کانون نویسندگان در تبعید، ناشر و روزنامه‌نگار هستند و این‌طور که خودشان چند روز پیش با هم تلفنی صحبت می‌کردیم می‌گفتند، کار خودشان را با پاتوق هدایت شروع کردند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خب، در واقع اولین سؤال من در این گفت‌وگو این است که آقای ابراهیمی به‌عنوان ناشر کتاب در ونکوور کارشان را کِی و در حوزهٔ چه آثار و چه کتاب‌هایی شروع کردند و چه تجربه‌ای از آن‌ها دارند. آقای ابراهیمی، چون وقتمان خیلی تنگ است، این بیشتر شرح است و بعد چند سؤال چالشی‌تر هم با هم خواهیم داشت. بفرمایید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> در پاسخ گفت: «اجازه بدهید که من در ابتدا سلام کنم به همه، و بسیار خوشحالم که در جمعی حضور دارم که همه فرهنگی و فرهیخته هستند. دیدن چنین جمعی در سی سال، سی و پنج سال پیش اصلاً مقدور نبوده و ما در شرایطی وارد این کشور شدیم که دچار یک جت‌لکِ فرهنگی و هویتی بودیم که تا ماه‌ها و سال‌ها نمی‌توانستیم خواب و بیداری‌مان را تنظیم بکنیم. و چون اگر من بخواهم فاصلهٔ زمانی سی و چند سال را به‌صورت تنظیم‌شده بگویم کمی برایم مشکل بود، آن را به‌صورت متن درآوردم که تا آنجایی‌که بتوانم بیانش بکنم. اما اجازه بدهید اول من از کسانی یاد بکنم که در واقع وقتی صحبت از دیاسپورای ایرانی در ونکوور می‌شود، باید برویم به نقطهٔ آغازش، به نقطهٔ مهاجرین ایرانی که از چه سال‌هایی در اینجا حضور به هم رسانده‌اند. در ابتدا من بسیار خوشحالم که این برنامه تقارن پیدا کرده است با زادروز نویسنده و داستان‌نویس عزیز شهرمان، داستان‌نویس سرشناس ایرانی، محمد محمدعلی، و این روز را گرامی می‌دارم. از برگزارکنندگان برنامه تشکر بکنم و به‌دلیل کمبود و فشردگی، امیدوارم چیزی در ابتدای صحبت یادم نرفته باشد… »</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22872" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=500%2C300" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">هادی ابراهیمی در ادامهٔ صحبت‌ها آغازینش از تعداد زیادی از افراد سرشناس جامعهٔ ایرانی یاد کرد که این بخش به‌تفصیل در مطلب جداگانه‌ای که از سوی ایشان به نشریهٔ رسانهٔ همیاری ارسال شده است و تحت عنوان </span><b>دیاسپورای ایرانی ونکوور «یکی داستانست پر آب چشم»</b> منتشر شده است.<span style="font-weight: 400;"> به‌همین دلیل از تکرار آن در اینجا اجتناب کرده و از شما دعوت می‌کنیم این مطلب خواندنی را <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d8%af%db%8c%d8%a7%d8%b3%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener"><strong>در اینجا</strong></a> مطالعه بفرمایید. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر سجودی </b><span style="font-weight: 400;">سؤال بعدی را چنین مطرح کرد: «دوستان خیلی علاقه‌مندند که در مورد تجربهٔ شما در نشر کتاب هم بشنوند.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> پاسخ داد: «حتماً. اولین کتابی که من در آن‌ موقع چاپ کردم، کتابی بود از مسعود نقره‌کار به‌نام «کانون نویسندگان ایران در تبعید» که در سال ۱۹۹۵ یا ۱۹۹۶ بود و بعد از آن من افتخار آن را داشتم که سه شماره از «دفتر شناخت» را چاپ کنم که به‌همت دکتر پیمان وهاب‌زاده و منوچهر سلیمی منتشر می‌شد. و این «دفتر شناخت» را نشر نورتساید پرینتینگ درمی‌آورد که ما آن را با همت و همکاری منوچهر سلیمی تأسیس کرده بودیم. بعد سال ۲۰۰۰ بود که ما پاتوق فرهنگی هدایت را تأسیس کردیم؛ پاتوقی که در آنجا هر جمعه‌شب گردهمایی و جلسات شعرخوانی و داستان‌خوانی داشتیم، که در واقع به نقد و بررسی می‌پرداخت و یک کارگاه داستان‌نویسی هم بود که آقای علی نگهبان، یکی از شاگردان دکتر براهنی، در برنابی راه‌اندازی کرده بود&#8230; کتاب‌های دیگری که چاپ کردم، کتاب‌های پرویز میرمُکری بود که دو جلد کتاب شعر بود. نشر الکترونیکی هم داشته‌ایم که کتاب «پرویز صدری» نوشتهٔ دکتر وهاب‌زاده بود. و همچنین یک مجموعه‌شعر خودم را منتشر کردم. یک انتشارات دیگر هم بود به‌نام ساب‌ویژن که توسط دوستم پیمان جان تأسیس شده بود و بیش از ده جلد کتاب منتشر کرده است. همچنین انتشارات اِی‌جِی‌اِی پرینتینگ و پرینت دیپو هم بود، و امیدوارم که چیزی را از قلم نینداخته باشم.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سؤال بعدی </span><b>دکتر فرزان سجودی </b><span style="font-weight: 400;">این بود: «گلایه‌ای مریم رئیس‌دانا می‌کند در مورد تیراژ کتاب، خرید کتاب و این‌جور صحبت‌ها. الان خوشبختانه این زنجیرهٔ نشر، معرفی کتاب، این اجتماعات، نمایشگاه کتاب و جلسات نقد و بررسی و این‌ها زمینهٔ ارائهٔ کتاب و فروش کتاب را خیلی بهتر فراهم کرده است، در حالی‌که در زمانی‌که شما فعالیت می‌کردید، من گمانم این است ولی قطعاً نمی‌دانم، که این نوع رخدادها خیلی کمتر و محدودتر بوده. شما چه تجربه‌ای از تیراژ دارید؟ چون یک وقتی آدم کتابی را منتشر می‌کند و خیلی خوشحال است که منتشر می‌شود، ولی اگر این کتاب به دست مخاطبش نرسد یا به‌درستی ارائه نشود، به هدف غائی‌اش نرسیده است.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> در پاسخ گفت: «دقیقاً. ما با همین مشکل روبه‌رو بودیم، در نتیجه کتاب‌ها را خودمان پست می‌کردیم برای کسانی که فکر می‌کردیم دغدغه‌شان خواندن کتاب است، و نگذاشتیم که کتاب در کتاب‌فروشی یا در دفتر نشر باقی بماند، حتی شده رایگان هم پخش می‌کردیم. و زمانی هم بود که ما فانوس‌به‌دست دنبال نویسنده و پژوهشگر و فرهیخته بودیم، اما امروز بسیار خوشحالم؛ این جمع انرژی دیگری به من داد.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> ادامه داد: «بله، بی‌نظیر است، و آخرین بحثی که می‌خواستم با شما داشته باشم، این است که سانسور بلای جان ادبیات است، بلای جان زبان است، بلای جان مطبوعات است و این‌طور چیزها… منتها سانسور همیشه مستقیماً توسط حکومت‌ها اعمال نمی‌شود، یعنی بارزترین بروزش سانسور حکومتی است. خیلی وقت‌ها اشخاص به‌خاطر اینکه کتابشان منتشر بشود، خودشان، خودشان را سانسور می‌کنند. خیلی وقت‌ها اشخاص حتی وقتی که خارج از ایران هستند، به‌هوای اینکه گرفتاری برایشان پیش نیاید، باز خودشان را سانسور می‌کنند. یا ناشری مثل شما ممکن است تحت فشار کسی که مثلاً حامی مالی است، ناچار بشوید محدودیت‌هایی برای کارتان به وجود بیاورید. آیا در این زمینه در کانادا، یک کشور آزاد، باز شما تجربه‌ای از این‌جور اجبار به ملاحظاتی داشته‌اید یا نه؟»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> پاسخ داد: «ممنونم که این سؤال را عنوان کردید. اجبار بوده؛ ما کسانی داشتیم که می‌گفتند اگر این مطلب یا از این نویسنده در نشریه چیزی چاپ بشود، ما نمی‌گذاریم که در فروشگاهمان پخش بشود. و مورد داشتیم که می‌گفتند اگر از فلان شخص آگهی بگیری، من پخش نمی‌کنم. این‌ها البته سؤال شما نیست، سؤال شما را اگر بهتر بخواهم پاسخ بدهم، زمانی بود که محمود استادمحمد مطالبی می‌نوشت و همه اصرار می‌کردند که این مطالب نباید نوشته شود، اگر نوشته شود، ما این را نه پخش می‌کنیم و نه آگهی می‌دهیم و نه حمایتتان می‌کنیم، و این در برهه‌ای از زمان ادامه پیدا کرد که ما شهروند و آینده را داشتیم، اما در نهایت ما زیاد توجه نکردیم و به جلو رفتیم و به‌خاطر همین بود که همیشه با مشکل مالی مواجه بودیم. اگر حمایت می‌شدیم، ما می‌توانستیم مثل خیلی از نشریات دیگر زبان‌های ونکوور و دیگر ملیت‌ها این پتانسیل را داشته باشیم که نیروی انسانی استخدام کنیم و به نویسنده حق تألیف بدهیم، متأسفانه ما همیشه از این بابت در مضیقه بودیم و نمی‌توانستیم. و نوعی رقابت‌های الکی هم بین همکاران ما در آن زمان بود که مثلاً فلان ساعت معروف سوئیسی به ما ایمیل می‌فرستاد که نشریهٔ شما این مواضع را دارد و تا زمانی‌که این مواضع را دارید، ما به شما آگهی نمی‌دهیم.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دکتر سجودی در واکنش به صحبت ابراهیمی پرسید: «حالا همین‌جا سؤالی بکنم از شما. آیا آن مواضع مشخصاً به مواضع سیاسی شما هم اشاره داشت؟» که هادی ابراهیمی در پاسخ گفت: «بله، دقیقاً.» و دکتر سجودی ادامه داد: «و می‌بینیم که چطور سانسور دامنهٔ خودش را به همه‌جای دنیا گسترش می‌دهد.» و افزود: «</span><span style="font-weight: 400;">من گفت‌وگو را در اینجا خاتمه می‌دهم. مایلم که از طرف جامعهٔ فرهنگی استان بی‌سی از شما به‌خاطر سال‌ها زحماتتان تشکر بکنم و امیدوارم که کماکان نشر شهرگان به‌عنوان نشریهٔ اینترنتی با قوت و قدرت به کار خودش ادامه بدهد و در همهٔ عرصه‌ها موفق باشید.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از پایان این گفت‌وگو، سیما غفارزاده به معرفی میهمان ویژهٔ این نشست پرداخت: «امروز افتخار داریم که خانم </span><b>برندا بِی‌لی (Brenda Bailey)</b><span style="font-weight: 400;">، نمایندهٔ مجلس بریتیش کلمبیا از حوزهٔ ونکوور &#8211; فالس کریک، برای تقدیر از خدمات یکی از چهره‌های شناخته‌شدهٔ فرهنگی ونکوور به ما ملحق شده‌اند. من با اجازهٔ شما به زبان انگلیسی [طبعاً در اینجا ترجمهٔ فارسی آمده است] ایشان را معرفی می‌کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برندا بِی‌لی، صاحب کسب‌وکار کوچک، کارآفرین فناوری و پیشگام تغییر، در سال ۲۰۲۰ به‌عنوان نمایندهٔ مجلس استانی برای حوزهٔ ونکوور &#8211; فالس کریک انتخاب شد و در دسامبر ۲۰۲۲ به‌عنوان وزیر مشاغل، توسعهٔ اقتصادی و نوآوری بریتیش کلمبیا منصوب شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وزیر بی‌لی به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران اولین استودیوی بازی‌های ویدئویی کانادا که مالکیت و ادارهٔ آن را زنان بر عهده دارند، مسیرهای جدیدی را برای زنان در زمینهٔ فناوری ایجاد کرد. او به‌عنوان رئیس انجمن رسانه‌های دیجیتال تعاملی و خلاقانهٔ بریتیش کلمبیا، دیجی‌بی‌سی (DigiBC)، به تقویت و تنوع‌بخشیدن به صنعت فناوری خلاق بریتیش کلمبیا کمک کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وزیر بی‌لی علاقه و اشتیاق به گسترش فرصت‌ها و نوآوری‌های اقتصادی را که طی یک عمر برای ایجاد کسب‌وکارهای جدید پرورش یافته، رهبری طرح‌های توسعهٔ اقتصادی و خدمت به جامعه را با خود به سِمَتش آورده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او طی تجمعات اعتراضی «<a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b2%d9%86%d8%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">زن، زندگی، آزادی</a>» حامی جامعهٔ ایرانی-کانادایی بوده و در بسیاری از تجمعات در حمایت از این جامعه شرکت کرده است. لطفاً وزیر محترم برندا بی‌لی را تشویق بفرمایید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وزیر برندا بی‌لی</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد:</span><span style="font-weight: 400;"> «بعدازظهر همگی به‌خیر و ممنون از سیما برای معرفی محبت‌آمیزش. خوشحالم که در این بعدازظهر شنبهٔ بارانی اینجا در منطقهٔ زیبای ونکوور &#8211; فالس کریک به شما ملحق می‌شوم تا نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور را آغاز کنیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به سیما، هومن و همکارانشان برای تمام تلاشی که در به‌ثمررساندن این جشنواره انجام داده‌اند، تبریک می‌گویم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این جشنوارهٔ کتاب فرصتی‌ست برای قدردانی از ناشران و نویسندگان بااستعداد در جامعهٔ فارسی‌زبان ما و قدردانی از آثار آن‌ها، و صداهایی را که در ایران و افغانستان با سانسور به حاشیه رانده شده‌اند، تقویت می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رویداد بسیار مهم نتیجهٔ همکاری بین مؤسسه‌های انتشاراتی و مجلات معتبر، بنیادهای ادبی و سازمان‌هایی مانند انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ از سراسر کانادا بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این مسئله به ما یادآوری می‌کند که چگونه می‌توانیم از طریق همکاری با یکدیگر کارهایی باورنکردنی را به سرانجام برسانیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز، مفتخرم که به یکی از صداهای پیشرو در رسانه‌های ایرانی‌-کانادایی تقدیرنامه‌ای تقدیم می‌کنم. دریافت‌کنندهٔ این جایزه نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگاری پرکار است که پیش از این برندهٔ جایزه‌های دیگری نیز شده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22873" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=640%2C640" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="640" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او بیش از ۳۰ سال پیش مجلهٔ شهرگان کنونی را تأسیس کرد؛ نشریه‌ای فارسی که اخبار کانادا، ایران و جهان را پوشش می‌دهد. او همچنین انتشارات شهرگان را تأسیس کرد؛ یکی از نخستین مؤسسه‌های انتشارات کتاب‌های فارسی‌زبان در ونکوور. این مؤسسهٔ انتشارات کتاب اکنون بیش از یک دهه است که فعالیت می‌کند و به مرکزی تأثیرگذار برای ادبیات فارسی در ونکوور تبدیل شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او نه‌تنها در طول سال‌ها تعامل فرهنگی پرجنب‌وجوش را از طریق برنامه‌هایی تقویت کرده است، بلکه همچنین حامی نویسندگان و شاعران شناخته‌شده و نوظهور در ونکوور و ورای آن بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این توضیحات، حالا می‌خواهم از آقای هادی ابراهیمی رودبارکی قدردانی کنم، برای کمک‌های شگرف او به رسانه‌های ایرانی-کانادایی، روزنامه‌نگاری و توانمندسازی دیاسپورای ایرانی-کانادایی از طریق هنر، ادبیات و فرهنگ.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لطفاً آقای هادی ابراهیمی رودبارکی را تشویق کنید.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22859" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?resize=640%2C493" alt="لوح تقدیر از هادی ابراهیمی رودبارکی" width="640" height="493" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?resize=300%2C231&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از تقدیمِ تقدیرنامهٔ برندا بی‌لی به هادی ابراهیمی، و تشویق حاضران، سیما غفارزاده از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>افشین سبوکی</b></a><span style="font-weight: 400;">، هنرمند کارتونیست ساکن ونکوور، دعوت کرد تا به روی صحنه برود تا اثری هنری‌اش را که همان کاریکاتور چهرهٔ هادی ابراهیمی باشد، تقدیم ایشان کند. </span></span></p>
<figure id="attachment_22858" aria-describedby="caption-attachment-22858" style="width: 393px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-22858" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=393%2C500" alt="طرح از افشین سبوکی" width="393" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?w=393&amp;ssl=1 393w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=236%2C300&amp;ssl=1 236w" sizes="auto, (max-width: 393px) 100vw, 393px" /><figcaption id="caption-attachment-22858" class="wp-caption-text">طرح از افشین سبوکی</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> پس از دریافت لوح تقدیر از وزیر برندا بِی‌لی و اثر هنری افشین سبوکی گفت: «خوشحالم از اینکه جامعهٔ ایرانیِ اینجا تقدیر می‌کند از کسانی که پیشینه‌ای داشته‌اند در این شهر، سپاسگزار و ممنونم.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اینجا بخش اول نشست ادبی به پایان رسید و تنفس اعلام شد، و در این فاصله اغلب شرکت‌کنندگان در این نشست از فرصت استفاده و از میز کتاب‌ها دیدن کردند. شایان ذکر است در میان آثار ارائه‌شده، شماری از آثار نویسندگان مشهور افغانستان، ازجمله زنده‌یاد استاد واصف باختری، استاد محمد محق، بانو شهناز قیومی، استاد منیژه باختری، استاد بشیر رحیمی نیز در معرض نمایش گذاشته شده بودند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22874" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?resize=640%2C427" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="427" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آغاز بخش دوم نشست ادبی، سیما غفارزاده ابتدا به حضور خانواده‌‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در این جشنواره و معرفی آنان پرداخت: «به‌جرئت می‌توان گفت کسی نیست توانسته باشد روز سیاه هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۰ را، زمانی که پرواز پی‌اس۷۵۲ با موشک‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرنگون شد، فراموش کند. حتی برای افرادی که دوست یا آشنایی در میان مسافران نداشتند، کنار‌آمدن با این حجم از درد و رنج آسان نبود و مشاهدهٔ رنج عظیم اعضای خانواده‌های جانباختگان این پرواز، بسیاری را افسرده کرد و ناتوان از ادامهٔ روال عادی کار و زندگی. و دشوار نیست حدس این مسئله که این خانواده‌های داغدار چه میزان درد و رنج را در این چهار سال و اندی متحمل شده‌‌اند و می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افتخار این را داریم که تعدادی از اعضای خانواده‌های جانباختگان این پرواز که هم‌اکنون ساکن ونکوورند، اینجا در کنار ما هستند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی چند سال گذشته، تعداد قابل‌توجهی از اعضای خانواده‌ها با کمک نویسندگانی مانند منیرو روانی‌پور، امیرحسین یزدان‌بد و حامد اسماعیلیون، به نوشتن دربارهٔ درد و رنج و خشمی که گرفتارش‌اند، روی آوردند؛ نوشتن برای مبارزه با فراموشی و مبارزه با عاملان و آمران این جنایت. و چندین کتاب حاصل این تلاش‌هاست.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس او از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener"><b>هوریران سهراب</b></a><span style="font-weight: 400;">، داغدار چهار جانباختهٔ این پرواز یعنی زنده‌یادان نگار برقعی، الوند صادقی، سهند صادقی و سوفی امامی، دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته و دربارهٔ روند نوشتن و چاپ این کتاب‌ها توضیحاتی بدهد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هوریران سهراب گفت: «ضمن تشکر از نشر رها، رسانهٔ همیاری، و بالاخص سیمای عزیز و هومن عزیز، که از همان ماه‌های نخست این فاجعه ما را پیدا کردند، با اینکه ما اکثراً ایران بودیم، و نگذاشتند که داستان ما به یغما برود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سقوط هواپیمای اوکراینی تا ابد در ذهن مردم خواهد ماند، زیرا بازماندگانی چون حامد اسماعیلیون را دارد، او در این‌باره می‌نویسد و سکوت نمی‌کند. این است قدرت کلمه و نوشتن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند هواپیما در این چهل و چند سال سقوط کرده‌اند که نه اسمی از آن‌ها مانده و نه یادی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علت سرکوب نویسندگان و حذف کلمات، ترس از قدرتی است که دارند. به‌قول منیرو روانی‌پور، برای ما زخم‌خوردگان، عمومی‌کردن و آشکار‌کردن این جنایت اولین قدم در مرهم‌گذاشتن بر آن است، ما باید بنویسیم و مهم است که صدا، صدای خود ما باشد. باید به دنیا بگوییم چه بر سرمان آورده‌اند، و می‌دانیم تنها صدا نیست که می‌ماند، این نوشته‌ها هستند که از آغاز اختراع خط تا کنون مانده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ما تصمیم گرفته‌‌ایم با ماندگارترین وسیلهٔ ممکن، با قلم داستان زندگی خود و عزیزانمان را روایت کنیم. ما دور هم جمع شده‌ایم برای یک کار جمعی که ریشه در اندوه و خشم ما دارد، با سه وجه مشترکِ اندوه، خشم و امید &#8211; با این منظور کنار همدیگر نشستیم، و یاد می‌کنم از امیرحسین یزدان‌بد که برای چاپ دومین قسمت کتاب «نباید نوشته می‌شد» همراه ما بود و با قدرت در کارگاه‌ها شرکت کرد و از او یاد می‌کنم که گفت: </span><i><span style="font-weight: 400;">یکی از اهداف نوشتن جنبهٔ روان‌درمانی آن است. بنابراین خود را سانسور نکنید و از احساساتتان اعم از عشق و نفرت بنویسید. سپاسگزار امیرحسین یزدان‌بد هستیم. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این روزها به تولد یکی از بچه‌های نازنین پرواز نزدیک می‌شویم که مادرشان الان اینجا حضور دارند و در کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲» هم ایشان خاطره دارند؛ خانم بهشته رضاپور، مادر بهاره کرمی مقدم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"><b>بهشته رضاپور</b></a><span style="font-weight: 400;">، به پشت تریبون رفت تا خاطره‌اش را بخواند اما پیش از آن گفت: «سلام، ما آدم‌هایی عادی بودیم و حتی قلم‌به‌دست‌گرفتن هم نمی‌دانستیم چه رسد به اینکه بخواهیم بنویسیم.» و سپس نوشته‌اش با عنوان «گلیم بهار» را خواند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن سیما غفارزاده از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>لاله باقری</b></a><span style="font-weight: 400;">، مادر زنده‌یاد آلما اولادی یکی دیگر از جانباختگان پرواز، دعوت کرد تا بخشی از خاطرات خود را که در کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲» چاپ شده است، بخواند. لاله باقری نیز نوشتهٔ خود با عنوان «آلما، بهشتی‌ترین سیب زمین» را خواند. </span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22875" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌دلیل کمبود فضا از درج خاطرات خوانده‌شده در این گزارش پوزش می‌خواهیم. علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیهٔ کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲» و دیگر کتاب‌های انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ از طریق وب‌سایت این انجمن در آدرس </span><a href="https://www.ps752justice.com/fa/publishing/"><span style="font-weight: 400;">www.ps752justice.com/fa/publishing</span></a><span style="font-weight: 400;"> اقدام کنند. همچنین مراسمی برای معرفی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ با حضور دکتر حامد اسماعیلیون، روز ۱۴ مهٔ ۲۰۲۴ در اتاق C400 دانشگاه یوبی‌سی شعبهٔ رابسون اسکوئر برگزار خواهد شد که امکان خرید این کتاب‌ها برای علاقه‌مندان در آن فراهم خواهد بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ برنامه، سیما غفارزاده از </span><b>دکتر پیمان وهاب‌زاده</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده، پژوهشگر و استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه ویکتوریا، دعوت کرد تا به پشت تریبون برود و مروری داشته باشد بر مجموعه‌داستان «سنگام و دیگر داستان‌ها» نوشتهٔ مهرنوش مزارعی که همانند مجموعه‌داستان «شهر کریستال» در جریان این جشنواره رونمایی شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر پیمان وهاب‌زاده</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد: «سلام و درود. از خانم سیما غفارزاده و نشریهٔ [رسانهٔ] </span><span style="font-weight: 400;">همیاری </span><span style="font-weight: 400;">و دست‌اندرکاران برنامه بابت این دعوت سپاسگزارم. هرچند سال‌های چندانی است که از ونکوور به دور هستم، از ۳۵ سال پیش که به کانادا پرتاب شدم، یک شرکت‌کنندهٔ جدی در برنامه‌های هنری و ادبی ونکوور بوده‌ام، و به یاد دارم که در آن سال‌های دور، همچنان که ایرانیانِ همفکر یکدیگر را می‌یافتند، چگونه مهاجران انگشت‌شماری در این شهر با کمترین امکانات و با تلاش و سرسختی بسیار، در دوران رسانه‌های چاپی، چراغ فرهنگ و هنر را در این شهر افروختند و روشن نگاه داشتند. در این پس‌زمینهٔ اجتماعی و تاریخی است که به‌نظرم برنامهٔ «جشنوارهٔ کتاب ونکوور» تداوم یک راه است اما با چشم‌اندازهای تازه. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">از من خواسته شده که در اینجا به‌مناسبت انتشار کتاب دوست نویسنده‌ام، مهرنوش مزارعی، بازتاب‌هایی را ارائه بدهم. این کتاب که «سنگام و داستان‌ها» نام دارد، در واقع گردآمد سه کتاب از داستان‌های کوتاه خانم مزارعی هستند. من در اینجا می‌خواهم بیشتر به جهان‌بینی مهرنوش مزارعی بپردازم. برای شناختن مهرنوش مزارعی باید </span><span style="font-weight: 400;">به </span><span style="font-weight: 400;">پدیدهٔ مهاجرت بزرگ نسل ویژه‌ای از ایرانیان در دههٔ تاریک ۱۳۶۰، که من نیز بدان نسل تعلق دارم، اشاره کنم. همین نسل تبعیدی و مهاجر بود که در سراسر جهان، و نیز در ونکوور، چراغ هنر و ادبیات را روشن کرد. مهرنوش مزارعی نیز در همین نسل جای می‌گیرد. او بنیان‌گذار فصلنامهٔ ادبی فروغ در لس آنجلس در سال ۱۳۷۰ بود. اشاره‌ام در اینجا به رابطهٔ میان مهاجرت، از یک سو، و ادبیات و هنر، از سوی دیگر است. مهاجرت می‌تواند تولدی دیگر باشد، یک فرصت تاریخی و وجودی که تنها یک بار در زندگی ما رخ می‌دهد: پس ذهن مهاجر – اگر به‌راستی مهاجرت را زیسته باشد، نه اینکه تنها جهان‌بینی و آداب و شیوهٔ زندگی سابقش را به کشور دیگری آورده باشد – ذهنی پیوسته نیست. ذهنی است گسیخته، چندپاره و به‌غایت حساس به زمینه و تجربهٔ زیسته و آمادهٔ دریافت هر مشاهدهٔ نو. این ذهن همیشه با لهجه می‌نویسد. داستان‌های مهرنوش مزارعی را می‌باید در این پس‌زمینهٔ تاریخی و ادبی و مشاهده‌ها و حساسیت‌های چندگانه درک کنیم. روایت نویسندهٔ مهاجر از درون رویدادهایی شکل می‌گیرد که در زمان‌ها و مکان‌ها و زبان‌های واگرا و ازهم‌گسیخته روی داده‌اند و همهٔ این‌ها با وجود واگرایی‌شان در روایت نویسنده کنار همدیگر می‌نشینند. آنچه تجربه‌ها و روایت‌های مزارعی را خواندنی‌تر می‌کند، رابطهٔ اوست با جامعه و مردم آمریکا، جایی که دهه‌هاست که میهن وی بوده است. مهاجرت می‌تواند نویسنده را در پیلهٔ زیستی و ذهنی زندانی کند: بسیاری از نویسندگان مهاجر پس از سال‌ها دوری از زادگاه همچنان از حافظه می‌نویسند و با جامعهٔ تازهٔ خود درگیر نمی‌شوند. به‌نظرم این رویکرد باورنداشتن به این واقعیت است که مهاجر دیگر در جای پیشین خود نیست، سرزمینی که رهایش کرده اما به‌شدت دلتنگ آن است. مزارعی کاملاً برعکس این رفتار می‌کند و راوی تجربهٔ وجودی از اجتماعی است که خانهٔ اوست، اما یاد زادگاهش هم دستمایهٔ داستان‌هایش هستند. از این‌رو، مزارعی یک نویسندهٔ فراملیتی است. روایت‌هایش از شیراز و ساحل دریای خزر تا لس آنجلس و تیخوانا را درمی‌نوردند. به‌باور من، مهرنوش مزارعی در این سال‌ها توانسته به یکی از موفق‌ترین و پیگیرترین داستان‌نویسان ایرانی در مهاجرت فرابروید. شاید شرکت‌کنندگان در این برنامه ندانند، اما داستان‌های مزارعی موضوع یک تز دکترا در ایران هم بوده‌اند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در داستان‌های سنگام</span> <span style="font-weight: 400;">می‌بینیم که بسیاری از آدم‌های داستان‌های مزارعی در کشمکش با موقعیت خود هستند، موقعیت‌هایی چه‌بسا پیش‌پاافتاده با واکنش‌هایی حتی پیش‌‌پاافتاده‌تر. اما در نگاه نویسنده، همین موقعیت‌ها زایندهٔ روایت‌هایی دقیق هستند از آنچه از ما یک انسان می‌سازد. هر کس در هر زمان وابسته به یک دیگری است که با او درگیر است. خوانندهٔ تیزبین می‌بیند که روایت‌های به‌نظر گزارشگرانهٔ او پرد</span><span style="font-weight: 400;">ه‌ای است بر نگر</span><span style="font-weight: 400;">ش متفکرانه و فیلسوفانهٔ مهرنوش مزارعی. پس هم‌زمان در دو سطح می‌نویسد: موقعیت ملموس را روایت می‌کند تا اشاره‌ای نهفته به جهان پنهان روابط داشته باشد. به‌نظرم او شیفتهٔ آن است که ببیند هر فرد چگونه به موقعیت خود واکنش نشان می‌دهد. از نگاه من، توجه خانم مزارعی نسبت به موقعیت‌ها برخاسته از دغدغهٔ او در مورد چیستی و گوهر انسان است؛ موضوعی که در همهٔ این سال‌ها آن را در داستان‌هایش کاویده است. در این کاوش، گهگاه راوی با موضوع مشاهدهٔ خود یکی می‌شود – یک همبستگی و این‌همانی ژرف و وجودی. نمی‌توان داستان‌های مزارعی را در ژانر به‌خصوصی جای داد، او هم افسانه می‌نویسد و هم داستان رئالیستی و سوررئالیستی، اما به‌باور من دغدغهٔ کاوشگرانه‌ای که از آن یاد کردم در کارش همواره روشن است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای نمونه، در داستان «فاحشهٔ پیر بار انسینادا» (در منطقهٔ مرزی مکزیک) چشمان تن‌فروشی کهنه‌کار با توریست آمریکایی می‌ماند و با او به آمریکا می‌آید، و در همان حال به‌گونه‌ای جادویی راوی جمعی (ما) در آغاز داستان به راوی فردی (من) در پایان می‌رسد. در داستان دوزبانهٔ «غریبه‌ای در رختخواب من» مزارعی فضای شگفتی را می‌آفریند. موضوع داستان از تیترش روشن است. از روایت اصلی که فردی</span><span style="font-weight: 400;"> د</span><span style="font-weight: 400;">ر اتاقی در یک هتل از خواب برمی‌خیزد و کسی را هم‌بستر خود می‌بیند که اصلاً به یادش نمی‌آورد، بدانجا می‌رسیم که در لایهٔ زیرین داستان شاهد یک حس غریبگی درونی باشیم که تنها پس از خواندن روایت بر ما آشکار می‌شود. تناقض‌های این غریبگی بیرونی و درونی روایت را خواندنی می‌کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باری، داستان‌های مهرنوش مزارعی می‌توانند خوانش‌های چندانی داشته باشند. کتابی که «نشر رها» از داستان‌های کوتاه مزارعی منتشر کرده چنین فرصتی را برای نسل تازه‌ای از خوانندگان فرامرزی فراهم می‌کند. مهرنوش مزارعی از این داستا‌ن‌های کوتاه به مهم‌ترین اثرش که همانا رمان انقلاب میناست رسید – رمانی که وی به انگلیسی نوشت و به‌تازگی به فارسی نیز منتشر شده است. به‌نظرم این رمان یکی از بهترین رمان‌های فارسی در دهه‌های اخیر بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در داستان‌های مزارعی، تعادل جهان همواره به هم می‌خورد اما جهان بی‌اعتنا به راه خود می‌رود. نکته آن است که با خواندن داستان‌های مهرنوش مزارعی دنیاهای تازه‌ای پیشاروی ما پدیدار می‌شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از توجه شما متشکرم.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22876" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، سیما غفارزاده به معرفی </span><b>مهرنوش مزارعی </b><span style="font-weight: 400;">پرداخت: «مهرنوش مزارعی اندکی پس از انقلاب اسلامی برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا رفت و هم‌اکنون ساکن ایالت کالیفرنیاست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در سال ۱۳۷۰ «فصلنامهٔ ادبی فروغ» را در لس آنجلس بنیان گذاشت و به معرفی ادبیات‌ و هنرِ زنان و مباحث روز فمینیستی پرداخت. در همان سال برگزیده‌ای از نمایشنامه‌های داریو فو، نویسنده و کارگردان ایتالیایی برندهٔ جایزهٔ نوبل، و همسرش، فرانکا رامه، را ترجمه و با نام «یک زن تنها» منتشر کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از مزارعی چهار مجموعه‌داستانِ‌ «بریده‌های نور»، «کلارا و من»، «خاکستری» و «مادام X» به چاپ رسیده‌ است. همچنین رمان او با عنوان «انقلاب مینا» در سال ۱۳۹۵ به‌زبان انگلیسی، و شش سال بعد به‌زبان فارسی منتشر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۱۳۸۲ برگزیده‌ای از داستان‌های او با عنوان «غریبه‌ای در اتاق من» در ایران به چاپ رسید و کاندیدای دریافت جایزهٔ بنیاد هوشنگ گلشیری شد. همچنین داستان «سنگام» از این کتاب از طرف داوران بنیاد گلشیری به‌عنوان یکی از ده داستان برتر آن سال انتخاب و در کتاب «نقش ۸۲» به چاپ رسید، و نیز در چندین آنتولوژی ازجمله کتاب «هشتاد سال داستان‌نویسی ایران» چاپ و معرفی شد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس او توضیح داد که </span><span style="font-weight: 400;">مهرنوش مزارعی به‌دلیل سفری از پیش برنامه‌ریزی‌شده نتوانسته بود در این برنامه حضور یابد ولی پیامی ویدئویی را خطاب به شرکت‌کنندگان در این نشست فرستاده‌ است و به‌دنبال آن ویدئوی یادشده پخش شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مهرنوش مزارعی</b><span style="font-weight: 400;"> از طریق پیام ویدئویی خود گفت: «با سلام و سپاس از شرکت‌کنندگان و برگزارکنندگان این برنامه، خانم سیما غفارزاده و آقای هومن کبیری، و تشکر از دوست ارجمندم دکتر پیمان وهاب‌زاده که زحمت معرفی کتاب «سنگام و دیگر داستان‌ها» را به عهده گرفتند. متأسفانه به‌دلیل مسافرتی که از قبل برنامه‌ریزی شده بود، من امروز امکان بودن در خدمت شما را ندارم. اینجا در اول یک توضیحی می‌دهم در مورد کتاب و بعد برای شما قسمت کوتاهی از یکی از داستان‌ها را می‌خوانم. این کتاب مجموعه‌ای‌ست از داستان‌های سه کتاب «بریده‌های نور»، «کلارا و من» و «خاکستری» که به‌وسیلهٔ «نشر ری‌را» در لس آنجلس منتشر شده بود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">چند سال بعد از انتشار این کتاب‌ها، یک گزیده از داستان‌های هر سه کتاب با نام «غریبه‌ای در اتاق من» در ایران به‌وسیلهٔ «نشر آهنگی دیگر» منتشر شد البته با مقداری سانسور دولتی و حذف داستان‌های بودار. از چاپ اول هر سه کتاب مدت‌ها می‌گذرد و امکان دسترسی به بسیاری از داستان‌ها برای علاقه‌مندان وجود ندارد. به‌جای تجدید چاپ جداگانهٔ هر سه کتاب، با کمک و راهنمایی گردانندگان نشر رها تصمیم گرفتیم هر سه کتاب را در یک جلد و با یک ادیت جدید منتشر کنیم. البته این مهم بدون کمک و دقت نظر ویراستاران نشر رها عملی</span><span style="font-weight: 400;"> نبود. در نسخهٔ حا</span><span style="font-weight: 400;">ضر همچنین پیشنهادات ویراستاران حرفه‌ای داستان‌های ترجمه‌شده اعمال شدند. با اجازهٔ شما در اینجا قسمت کوتاهی می‌خوانم از داستان «سیلویا». این داستان نزدیک به سه سال پیش به زبان فرانسه ترجمه و در </span><span style="font-weight: 400;">آنتولوژی عش</span><span style="font-weight: 400;">ق ایرانی به‌وسیلهٔ «انتشارات گالیمار» در فرانسه منتشر شد. «سیلویا» همچنین چند سال پیش به زبان ترکی ترجمه و در «نشر داستان‌های جهان» در استانبول چاپ شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">روز بعد الیزابت سر راهش مرا صدا زد و گفت که باب خواسته است اگر کاری ندارم به خانه‌شان بروم. از خدا می‌خواستم. در آینه نگاهی به خودم انداختم. صورتم رنگ‌پریده و موهایم بی‌حالت بود. تصویر روشنی از سیلویا نداشتم. باب فقط از نگاه و رقصیدنش تعریف کرده بود. زنی که شصت سال پیش رنگ </span></i><i><span style="font-weight: 400;">مو و قد و بالای مرا داش</span></i><i><span style="font-weight: 400;">ت. کمی آرایش کردم و لباسی را که مدل قدیمی داشت، پوشیدم. سیلویا را مجسم می‌کردم که حالا پیرزنی به سن و سال باب است با چین‌وچروک‌هایی عمیق بر روی صورت و دست‌هایی با رگ‌های برجسته و خال‌های قهوه‌ای. باب در خانه به‌تنهایی منتظرم بود. بلوز و شلوار هم‌رنگی بر تن داشت و موهای سرش را با دقت شانه کرده بود. صدای موزیک آرامی می‌آمد. یک شیشه شراب همراه با دو لیوان کریستال بر روی میز بود. برای لحظه‌ای احساس گناه کردم. آیا به ملاقات معشوقی آمده بودم؟ باب دست‌هایم را در دست گرفت، بوسه‌ای بر آن زد و تشکر کرد که به دیدنش رفته‌ام. بعد از نیم ساعت که از هر دری صحبت کردیم، گفت که می‌خواهد برایم پیانو بزند. دوباره همان آهنگ قبلی را زد. بعد از تمام‌شدن آهنگ برای مدتی همان‌طور که دست‌هایش روی شصتی‌های پیانو بود، ساکت نشست. به کنارش رفتم، دست‌هایم را بر شانه‌اش گذاشتم و پرسیدم سیلویا در نامه چه نوشته بود؟</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس سیما غفارزاده اعلام کرد که هر دو کتاب شهر «کریستال» و «سنگام و دیگر داستان‌ها»، هم به‌صورت چاپی و هم الکترونیک منتشر شده و در ۷۰ کشور دنیا در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. (<a href="https://bit.ly/RahaaBookstore" target="_blank" rel="noopener">برای خرید نسخه‌های چاپی و الکترونیکی این کتاب ها اینجا کلیک کنید</a>)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان بخش دوم نشست، سیما غفارزاده به معرفی </span><b>گروه کتاب‌خوانی کافه راوی</b> <span style="font-weight: 400;">پرداخت و گفت که این </span><span style="font-weight: 400;">گروه حدود ۱۴ سال پیش به‌‌همت دوستان جوان عضو باشگاه ایرانیان دانشگاه اس‌اف‌یو در شهر ونکوور بنیان گذاشته شد و اکنون این فعالیت ادبی، هنری و فرهنگی پربارتر و مستمرتر از پیش همچنان ادامه دارد، و افزود که در ادامه </span><b>دکتر مرال دهقانی</b><span style="font-weight: 400;"> از مدیران این گروه دربارهٔ شکل‌گیری آن و فعالیت‌هایش بیشتر توضیح خواهد داد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طبق برنامه، پس از صحبت دکتر دهقانی قرار بود میزگردی با حضور محمدرضا فخرآبادی و سمر عطارچی، از دیگر مدیران گروه کتاب‌خوانی کافه راوی، و تایماز رضوانی، گوینده، مدرس فن بیان، نویسنده و کارگردان تئاتر، دربارهٔ کتاب صوتی برگزار شود که این بخش از برنامه به‌دلیل مشکلی که در لحظات آخر برای تایماز رضوانی پیش آمده بود و به‌همین دلیل نتوانسته در برنامه شرکت کند، برگزار نشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از توضیحات یادشده، نوبت به </span><b>دکتر مرال دهقانی</b><span style="font-weight: 400;"> رسید تا به معرفی گروه کتاب‌خوانی کافه راوی بپردازد: «سلام، عصر به‌خیر. خیلی ممنون خانم غفارزادهٔ عزیز. به نام آقای محمدعلی شروع می‌کنم. من به‌نمایندگی از طرف دوستانم در کافه راوی قرار است معرفی مختصری داشته باشم از گروه کتاب‌خوانی کافه راوی. اول دوست دارم تشکر کنم از نشر رها، نشریهٔ [رسانهٔ] همیاری، خانم غفارزادهٔ بسیار عزیز، آقای کبیری پرویزی بسیار عزیز که همیشه به ما لطف داشته‌اند &#8211; می‌خواستم تشکر را در آخر بکنم ولی دوست دارم اول این کار را بکنم &#8211; همچنین از آقای ابراهیمی عزیز که جزو اولین حامیان ما بودند؛ اولین باری که من آگهی کافه راوی را برای ایشان فرستادم، هیچ‌وقت ایشان را ندیده بودم و پاسخی دریافت نکردم، ولی وقتی مجلهٔ شهروند آن هفته را گرفتم، دیدم آگهی ما را تمام‌رنگی در صفحهٔ وسط چاپ کرده‌اند؛ خیلی ازشان ممنون بوده و هستیم همیشه.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تبریک می‌گویم به نشر رها برای چاپ دو عنوان جدید کتاب از دو نویسندهٔ خیلی نازنین، و برگزاری این فستیوال. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر بخواهم تاریخچهٔ مختصری بگویم، همه‌چیز از یک گروه دانشجویی کوچک شروع شد. چند تن از دانشجویان ایرانی دانشگاه سایمون فریزر سال ۲۰۱۰ دور هم جمع شدند و گروه کوچکی تشکیل دادند برای کتاب‌خواندن. آن موقع، مسئولیت جلسات بر عهدهٔ آقای امین یزدانی بود. جلسات به‌صورت منظم و با نقد و بررسی آثاری از ادبیات داستانی معاصر فارسی برگزار می‌شد. بعد از یک سال و نیم، مسئولیت نشست‌ها به آقای سعید صابری منتقل شد. از سپتامبر ۲۰۱۲ هم دوست عزیزمان آقای وحید ذاکری که اینجا هستند، مسئولیت جلسات را به‌عهده گرفتند. بعد از اینکه وحید عزیز مسئولیت را به‌عهده گرفت، شکل جلسات یک مقداری تغییر کرد، صفحات مجازی شروع به کار کرد، تبلیغات یک مقداری جدی‌تر شد، اسم گروه کتاب‌خوانی از باشگاه کتاب‌خوانی دانشجویان سایمون فرِیزِر به «کافه راوی» تغییر کرد و می‌شود گفت که گروه شکل جدیدتر و منسجم‌تری به خود گرفت. هدف هم قبلاً خواندن ادبیات معاصر فارسی بود ولی بعد از اینکه وحید عزیز مسئولیت جلسات را به عهده گرفتند، ادبیات کلاسیک فارسی و ادبیات داستانی غیرفارسی هم اضافه شد. شرط انتخاب آثار غیرایرانی هم این بود که ترجمهٔ فارسی آن‌ها موجود باشد تا اگر دوستانی به زبان‌های بیگانه تسلط ندارند بتوانند آثار را مطالعه کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نام این گروه شد «کافه راوی» و از زیر چتر دانشگاه خارج شد. مسئولیت جلسات از شکل فردی به شکل گروهی تغییر کرد، و شورای گردانندگان، مسئولیت هماهنگی، برگزاری جلسات، دعوت از مهمانان، تبلیغات و&#8230; را به عهده گرفتند. تا اینکه رسیده به ما؛ مثل مشعلی منتقل شده. الان وحید ذاکری عزیز، محمدرضا فخرآبادی عزیز، سمر عطارچی عزیز و من سعی می‌کنیم که جلسات را به‌صورت خیلی منظم برگزار کنیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سعی کرده‌ایم نظم و استمرار داشته باشیم؛ خیلی سخت است. تا جایی که اطلاع داریم شاید [کافه راوی] قدیمی‌ترین گروه کتاب‌خوانی ونکوور است که جلساتش اصلاً متوقف نشده است. شرکت در جلسات برای عموم آزاد است و به‌صورت کاملاً عمومی تبلیغ می‌شود؛ آگهی‌ها در نشریهٔ رسانهٔ همیاری اعلام می‌شود، قبلاً در نشریهٔ شهرگان هم اعلام می‌شد. صفحات مجازی &#8211; اینستاگرام، فیس‌بوک و تلگرام &#8211; فعال است و برنامه‌ها در آنجا اعلام می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شکل جلسات تعاملی است، و بنا بر این است که شرکت‌کنندگان کتاب‌ها و داستان‌ها را از قبل خوانده باشند و همه بتوانند در بحث و گفت‌وگو شرکت کنند. سعی کرده‌ایم که جلسات دوستانه باشد. نقدهای تند و تیزی تا حالا نداشته‌ایم که کسی برنجد و گروه ما را به این دلیل ترک کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چهار سال پیش با همه‌گیری کرونا و تعطیل‌شدن دیدارهای منظم گروهی، ما هم دیدارها و نشست‌هایمان را به مجازی تغییر دادیم و جلسات بر بستر (پلتفرم) زوم ادامه پیدا کرد تا سال گذشته که کتاب‌فروشی پان‌به، آقای زمانی عزیز، این امکان را به ما دادند که جلسات به‌صورت حضوری در این کتاب‌فروشی برگزار بشود، ولی کماکان جلسات به‌صورت مجازی هم برگزار می‌شود برای کسانی که در ونکوور نیستند یا در ونکوور هستند و امکان حضور ندارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نحوهٔ برگزاری جلسه این است که ابتدا اثری ادبی معرفی می‌شود و از قبل اعلام می‌شود. مثلاً برنامهٔ بعدی ما «بچهٔ رُزمری»‌ است و ۳۱ مه قرار است این کتاب را در کتاب‌فروشی پان‌به به بحث بگذاریم. برای دسترسی به کتاب هم می‌توانید آن را از کتاب‌فروشی پان‌به خریداری کنید. این کتاب به‌صورت کاغذی و الکترونیک موجود است. معمولاً به‌این ترتیب است که داستان اعلام می‌شود و کسانی که علاقه‌مندند وقت کافی دارند که آن را مطالعه کنند و در جلسه شرکت کنند. معیار انتخاب اولاً اینکه فقط «ادبی» است، و آثار انتخابی باید در حیطهٔ ادبیات جدی باشند. حالا ادبیات جدی یعنی چه؟ یعنی ادبیاتی که کمابیش به‌وسیلهٔ منتقدان آثاری با ارزش‌های هنری و شاخصه‌های ادبی شناخته شده باشند. از هدف‌های ثانویه‌ هم این است که به‌جز نویسندگان مطرح و بزرگ ادبیات فارسی که ما کتاب‌هایشان را می‌خوانیم و بررسی می‌کنیم، مثل آقای محمدعلی عزیز و شهرنوش پارسی‌پور عزیز که مهمانان ما بودند و خیلی از نویسندگان برجستهٔ دیگر، </span><span style="font-weight: 400;">ما آثار نویسندگا</span><span style="font-weight: 400;">ن دیگری را هم که کمتر شناخته شده‌اند و در آغاز راه‌اند، بررسی می‌کنیم؛ خیلی از آن‌ها مهمان ما بوده‌اند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای ما همیشه کیفیت جلسات بیشتر مهم بوده است تا تعداد شرکت‌کنندگان و تعداد جلسات، و حامیان زیادی هم داشته‌ایم؛ حامی اول و اصلی‌مان هم دانشگاه سایمون فریزر بود که به ما این امکان را داد که این کلوپ را داشته باشیم؛ اینجا دانشگاه‌ها دانشجویان را خیلی تشویق می‌کنند که گروه‌ها و کلوپ‌هایی را که دوست دارند تشکیل بدهند و فعالیت بکنند. بعد هم کتاب‌فروشی پان‌به، آقای زمانی، خیلی به ما لطف داشته‌اند، مکان را در اختیار ما قرار داده‌اند و در تبلیغات ما را یاری‌ کرده‌اند. نشریهٔ شهروند بی‌سی یا شهرگان، آقای ابراهیمی عزیز، نشریهٔ رسانهٔ همیاری و نشر رها، که ما بسیار از آن‌ها ممنونیم، و در تمام این سال‎‌ها ما از حمایت‌های معنوی آقای محمدعلی برخوردار بوده‌ایم و بسیار بسیار آقای دکتر سجودی به ما لطف داشته‌اند. خیلی از جلسات ما که با شور و حرارت برگزار شد، به‌خاطر حضور و وجود ایشان بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>محمدرضا فخرآبادی</b><span style="font-weight: 400;">، از دیگر مدیران گروه کتاب‌خوانی کافه راوی، نیز توضیحاتی دربارهٔ این گروه و برنامهٔ آتی آن داد: «سلام، باید عذرخواهی بکنم بابت عدم حضور آقای رضوانی، ما سؤال هم طراحی کرده بودیم که از ایشان بپرسیم و مطمئن بودم که حتماً جلسه خوبی می‌شد، ولی متأسفانه موردی اضطراری برایشان پیش آمده است که نتوانستند در این جلسه حضور داشته باشند و از این بابت، از شما عذرخواهی می‌کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">همان‌طور که دوستم مرال جان گفتند، بعد از حدود ده سال خواندن ادبیاتِ به‌نسبت جدی‌ترِ ایران و جهان، الان متمرکز شده‌ایم روی ادبیات ژانر و چند وقتی است که داریم این نوع ادبیات را می‌خوانیم و یکی از ادبیات ژانر هم که دوست داشتیم سراغش برویم و کمتر جامعهٔ ادبی سراغش </span><span style="font-weight: 400;">می‌روند، ادبیات وحشت و دلهره است. انتخابمان هم خیلی زیاد است، ولی انتخابی که کمی وجه هنری هم داشته باشد، کتاب «بچهٔ رُزمری» بود که</span><span style="font-weight: 400;"> البته از مترجم کتاب هم می‌شود حدس زد؛ آقای محمد قائد، </span><span style="font-weight: 400;">جستارنویس بسی</span><span style="font-weight: 400;">ار معروف در ایران، که کتاب را ترجمه کرده‌اند و در ابتدایش هم توضیح داده‌اند که چرا آن را ترجمه کرد‌ه‌اند. البته من توصیه می‌کنم توضیحات ایشان را در آخر بخوانید اگر که دوست دارید در جلسهٔ ما شرکت کنید. ولی نکته‌ای که می‌خواستم بگویم این است که ما دو جلد از این کتاب را اینجا داریم و دوست داریم آن‌ها را به هر کسی مایل است در جلسه آیندهٔ ما شرکت کند، تقدیم بکنیم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>محمدرضا فخرآبادی </b><span style="font-weight: 400;">با طرح سؤالی گفت هر کس جواب صحیح به آن داد، دو جلد کتاب را به آن‌ها تقدیم خواهد کرد. سؤال این بود که «نام دو کتاب در حوزهٔ ادبیات وحشت یا نزدیک به ادبیات وحشت را در ادبیات ایران معرفی کنید.» در نهایت دو نسخه از کتاب «بچهٔ رُزمری» به دو شرکت‌کننده در جلسه تعلق گرفت که کتاب‌های «همنوایی شبانهٔ ارکستر چوب‌ها» نوشتهٔ رضا قاسمی و «ملکوت» نوشتهٔ بهرام صادقی را در پاسخ به سؤال مطرح‌شده نام بردند. </span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22877" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=500%2C500" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان این نشست، سیما غفارزاده بار دیگر از همراهان برگزاری این جشنواره و استقبال فارسی‌زبانان ونکوور برای حمایت از این حرکت فرهنگی تشکر و قدردانی کرد و همچنین از امیر عرب و تیم ایشان (Hana Film Productions) برای فیلمبرداری و علی حقیقت‌جو (Capilano Photography) برای عکاسی برنامه سپاسگزاری کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از پایان نشست‌های ادبی علاقه‌مندان بار دیگر به میزهای کتاب سر زدند و کتاب‌های مورد علاقه‌شان را خریداری کردند. عده‌ای هم از حضور مریم رئیس‌دانا نویسندهٔ کتاب «شهر کریستال» استفاده کرده و کتاب‌هایشان را به امضای او رساندند. در پایان برنامه، شرکت‌کنندگان به تجمع اعتراضی در محکومیت صدور حکم اعدام برای توماج صالحی در مقابل آرت گالری ونکوور ملحق شدند.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;">گزارش کامل نشست‌های ادبی این جشنواره را در اینجا ببینید:<br />
</span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/bf8G07ZMehs?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/">پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22863</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از رونمایی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/04/04/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/04/04/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 05 Apr 2024 01:06:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین یزدان بد]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین یزدان‌بُد]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[حامد اسماعیلیون]]></category>
		<category><![CDATA[سرخ در آغوش آسمان]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[نباید نوشته می شد]]></category>
		<category><![CDATA[نباید نوشته می‌شد]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22656</guid>

					<description><![CDATA[<p>هوریران سهراب &#8211; ونکوور به‌تازگی کتاب‌های «نباید نوشته می‌شد ۲» و «سرخ در آغوش آسمان» به‌کوشش حامد اسماعیلیون و امیرحسین یزدان‌بد چاپ شدند. این کتاب‌ها شامل خاطرات تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ است که با ثبت مستند درد خود به جنگ فراموشی و تحریف واقعیت می‌روند. این کتاب‌ها محصول کلاس‌های خاطره‌نویسی‌اند که از ماه‌های اول این جنایت شروع شده و ادامه دارد. این دو کتاب به‌همراه ارائهٔ کتاب جلد اول «نباید نوشته می‌شد»، در...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/04/04/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86/">گزارشی از رونمایی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener">هوریران سهراب</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌تازگی کتاب‌های «نباید نوشته می‌شد ۲» و «سرخ در آغوش آسمان» به‌کوشش حامد اسماعیلیون و امیرحسین یزدان‌بد چاپ شدند. این کتاب‌ها شامل خاطرات تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ است که با ثبت مستند درد خود به جنگ فراموشی و تحریف واقعیت می‌روند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کتاب‌ها محصول کلاس‌های خاطره‌نویسی‌اند که از ماه‌های اول این جنایت شروع شده و ادامه دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این دو کتاب به‌همراه ارائهٔ کتاب جلد اول «نباید نوشته می‌شد»، در مراسمی روز جمعه ۱۵ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۷-۹ عصر در کتابخانهٔ مرکزی نورث‌ یورکِ تورنتو رونمایی شدند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22659" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/04/Books.jpg?resize=640%2C183" alt="گزارشی از رونمایی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲" width="640" height="183" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/04/Books.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/04/Books.jpg?resize=300%2C86&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جای بسی خشنودی‌ست که تاکنون چهار کتاب از سوی گروه‌های خاطره‌نویسی انجمن جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ به چاپ رسیده است. این گروه‌های مختلف که برای برنامه‌ریزی هر دوره تشکیل شد، عبارت‌اند از:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- گروه کارگاه خانم منیرو روانی‌پور برای پیاده‌کردن گفت‌وگوهای ضبط‌شدهٔ جلسات به‌صورت نوشتار در دو دورهٔ دوازده‌جلسه‌ای کتاب «به کی‌یف که رسیدم زنگ می‌زنم»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- گروه هماهنگی کارگاه خاطره‌نویسی آقای دکتر اسماعیلیون و آقای امیرحسین یزدان‌بد که در آن گزارش‌های جامع، کامل و پربار جلسات از سوی خواهر یکی از جانباختگان ارائه شد، گویای چگونگی کیفیت بالای کارگاه‌هاست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳- گروه ویراستاری اولِ «نباید نوشته می‌شد ۲»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴- گروه ویراستاری افرا که در آن، انتخاب نام و طراحی اولیهٔ جلد و نیز تصویب نهایی کتاب «سرخ در آغوش آسمان» انجام پذیرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیریت جلسات کارگاه خاطره‌نویسی با خواهر یکی دیگر از جانباختگان بود که خالصانه و صمیمانه با تمام گرفتاری‌ها و مشکلات زندگی در ایران، آن را به بهترین وجه انجام دادند و همچنان ادامه می‌دهند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیریت آرشیو و جمع‌آوری اطلاعات کارگاه در دوره‌های مختلف با مادر یکی از جانباختگان بوده و است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طراحی جلد با خواهر یکی دیگر از جانباختگان بوده است. ویرایش اول کتاب‌ها به‌جز کتاب «به کی‌یف که رسیدم زنگ می‌زنم» هم در گروه تلگرامی «افرا» انجام شد؛ کاری به‌غایت دشوار و سنگین که با تلاش مادر، خواهر، برادر و شوهرخواهر یکی از جانباختگان میسر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تاکنون حدود ۲۵ تن از زنان دادخواه و پرتوان خانوادهٔ پرواز، هر یکشنبه‌درمیان تحت هر شرایطی دور هم جمع می‌شوند و گروه را پیش می‌برند. در واقع، این کتاب‌ها از دل این گروه و همت این اعضا بیرون آمده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار خاطره‌نویسی، این گروه هر دو هفته کتاب و فیلمی را نیز نقد و بررسی کرده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همت خواهران بازماندهٔ پرواز نیز کارگاه شاهنامه‌خوانی و شناخت اسطوره‌ها هم در حال برگزاری‌ست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لازم به ذکر است هم‌زمان با اکران فیلم «۷۵۲ یک عدد نیست» در موزهٔ کتاب فرانکفورت، معرفی کتاب‌های جدید کارگاه خاطره‌نویسی نیز به‌همت شهناز مرتب، عمهٔ جانباختهٔ پرواز آروین مرتب که به‌همراه همسرش آیدا فرزانه در پرواز بودند، صورت گرفت. دکتر حامد اسماعیلیون نیز از طریق زوم در این مراسم شرکت داشتند. در این برنامه، خانم دکتر نرگس اسکندری، شهردار فرانکفورت، سخنرانی کردند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22660" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/04/Book_Launch.jpg?resize=563%2C750" alt="گزارشی از رونمایی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲" width="563" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/04/Book_Launch.jpg?w=563&amp;ssl=1 563w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/04/Book_Launch.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 563px) 100vw, 563px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان گزارش رونمایی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های پرواز پی‌اس۷۵۲، نمونه‌ای از گزارش‌های کارگاه‌های یادشده خدمت خوانندگان ارائه می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارش کلاس خاطره‌خوانی، یکشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ برابر با ۱۵ مهٔ ۲۰۲۲، با حضور نویسندهٔ محترم جناب دکتر اسماعیلیون </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>قسمت اول، خاطره‌خوانی و نکات مهم آن</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- سبک‌های زیادی در نوشتن خاطره و داستان وجود دارد، لذا قاعدهٔ خاصی در این زمینه نیست، ولی بهتر آن است که زاویه دیدِ اول‌شخص، دوم‌شخص یا سوم‌شخص را در طول داستان یا خاطره به‌خصوص اگر کوتاه باشد، تغییر ندهید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- خاطرات و نوشته‌های کوتاه هرچند در شناخت فضای زندگی و روحیه افراد سهم زیادی دارند، اما ماندگار نیستند، در واقع این نوع نوشته‌ها از حد متن‌هایی برای یادواره‌ها بالاتر نخواهند رفت. اما در این مورد مجموعه‌داستان کوتاه «بازی عروس و داماد» اثر بلقیس سلیمانی می‌تواند راهنما‌ی علاقه‌مندان به کوتاه‌نویسی باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳- زندگی پُر است از خاطرات تلخ و شیرین؛ برای نوشتن از این لحظات پراکنده و انسجام‌دادن به آن‌ها به‌صورتی که تأثیر‌گذار باشد، بهترین کار، خواندن کتاب‌هایی از این نمونه است. به‌عنوان مثال، کتاب «روزها در راه» اثر شاهرخ مسکوب می‌تواند برای آموختن در این زمینه مفید باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کتاب‌های معرفی‌شده در این جلسه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دو کتاب از آلبر کامو: «طاعون» و «بیگانه» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه کتاب از شاهرخ مسکوب: «روزها در راه»، «سوگ مادر» و «مسافرنامه» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خواندن کتاب «سوگ مادر» برای نقد و بررسی در جلسهٔ دو هفتهٔ آینده تعیین شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه کتاب از حامد اسماعیلیون: «تابستانی با پنج تیر» و «خاطرات بریدهٔ صدر اعظم» و «در این خانه برف می‌بارد» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین کتاب‌های «صد سال تنهایی» از گابریل گارسیا مارکز، «خاطرات زندان» از شهرنوش پارسی‌پور، و «حدیث نفس، خاطرات رسته از فراموشی» از حسن کامشاد </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فیلم‌های معرفی‌شده در این جلسه </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- به نام پدر (In the Name of the Father)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- شاه ریچارد (King Richard) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳- قدرت سگ (The Power of the Dog)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سخن آخر</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌طور که در جلسات پیش گفته شد، هنگام نوشتن خود را سانسور نکنید زیرا: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; اثر درمانیِ نوشتن زمانی است که نویسنده احساسات و عقایدش را بدون ترس و به‌راحتی بیان کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; همچنین یک نویسندهٔ متعهد نه‌تنها در برابر خانواده و جامعهٔ خویش که حتی در برابر لغات زیبایی چون عدالت، حق و… که دیگران نسبت به آن بی‌اعتنایند، مسئول است. او وظیفه دارد در مورد مسائل اجتماعی، سیاسی و… از واقعیت‌ها بنویسد و برای خشنودی کسی یا مصلحت خود چیزی را حذف نکند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; البته، توجه داشته باشید بعد از نوشتن، در مرحلهٔ انتشار و همگانی‌کردن یک اثر، جامعه‌ را نمی‌توان نادیده گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کلاس خاطره‌نویسی، یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱ برابر با ۲۲ مهٔ ۲۰۲۲ با حضور نویسندهٔ محترم جناب امیرحسین یزدان‌بد </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قسمت اول آشنایی با شمیم بهار، نویسنده، منتقد، مقاله‌نویس معاصر، که به‌مدت چندین سال آثار‌ش را در مجلات مختلف به‌شیوهٔ محاوره‌ای که در آن زمان معمول نبود، به چاپ رساند. داستان‌های او نه با هدف اصلاح جامعه یا آگاهی‌رسانی که بنا به علاقهٔ شخصی نوشته می‌شد‌. وی با وجود کمیِ کارهای منتشرشده‌اش مورد توجه منتقدان و صاحب‌نظران در حیطهٔ ادبیات بوده و از این نظر با نویسندهٔ آمریکایی جی.دی. سالینجر قابل‌مقایسه است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قسمت دوم جلسه، خواندن داستان «ابر بارانش گرفته است» از این نویسنده؛ کل این داستان نامه‌ای است دوستانه که در آن دنیای ذهنی، افکار، عواطف و احساسات درونی راوی (نگارندهٔ نامه) در رابطهٔ‌ عاشقانهٔ ناکامی نشان داده می‌شود… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کتاب معرفی‌شده در این جلسه </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هملت اثر شکسپیر </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سخن آخر </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسندگان، سبک و استایل خاص خود را در نگارش دارند. «استایل نویسندگی»، مجموعه‌ٔ عواملی‌ است مشتمل بر استفاده‌ از بانک لغات متفاوت، نوع جمله‌بندی با کلمات، لحن شکل‌دادن به داستان و… که باعث به‌وجودآمدن ویژگی‌های خاصی در داستان‌های نوشته‌شده به‌قلم افراد مختلف می‌شود و آن‌ها را از هم متمایز می‌سازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگام نوشتن خاطره، خود را درگیر چگونگی ساختار جمله، چیدمان کلمات و دستور زبان نکنید؛ بدون هیچ قیدوبندی ذهنیات خود را بنویسید. حتی اگر تایپ و نوشتن مانعی در ثبت خاطراتتان است، صدای خود را ضبط کرده بعد از روی آن بنویسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارش کلاس خاطره‌نویسی، یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱ برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۲۲ با حضور دکتر اسماعیلیون. مهمان این هفته سرکار خانم پرستو فروهر، نویسنده، نقاش و فعال حقوق بشر، بود. در این جلسه، خانم فروهر ضمن توضیح تجربیات خود در زمینهٔ عدالت‌خواهی به پرسش‌های مطرح‌شده پاسخ دادند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نکات مهم این جلسه </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استفاده از هنر در هر شکلی، امکان اشتراک‌گذاری تفکر و عقیده را با بیانی عمیق‌تر و صریح‌تر و در بعدی وسیع‌تر به افراد، می‌هد. ‌</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تداوم و تأثیر جریانات دادخواهی را باید با درنظرگرفتن شرایط سیاسی، واکنش‌های اجتماعی، فشارها و محدودیت‌های حکومتی، همچنین وجود یا فقدان انجمن‌های پشتیبان و حمایتگر قضاوت کرد و در نظر گرفت‌. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ثبت وقایع برای باقی‌ماندن حقایق و در صورت لزوم استناد به آن‌ها برای اثبات حقانیت در دادخواهی، کاری مهم و البته در بسیاری موارد برای بازماندگان یک حادثه، دشوار است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی‌کردن مسیر دادخواهی در محیط‌های استبدادی، کاری طاقت‌فرساست، در این میان وجود افراد همدل، همراه، هم‌هدف و تشکل‌هایی برای ساماندهی و پشتیبانی از این حرکت‌های عدالت‌خواهانه و جلوگیری از نابودی یا به‌بیراهه‌رفتن آن‌ها امری ضروری است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مکان وقوع یک اتفاق نه‌تنها در یادآوری و زنده‌نگاه‌داشتن حادثه نقش بزرگی دارد، بلکه وجود آن حادثه را برای دیگران ملموس‌ و قابل‌درک‌تر خواهد کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سخن آخر </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با توجه به آنچه گفته شد، تأسیس انجمن پی‌اس۷۵۲ کاری مؤثر در راه دادخواهی‌ست که امید است با حمایت از این نهاد، قدردان زحمات انجام‌شده باشیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حضور و گردهمایی در شاهدشهر، محل وقوع فاجعهٔ سقوط هواپیما، نقش مؤثری در یادآوری این جنایت و زنده‌نگه‌داشتن یاد مسافران بی‌گناه و اصرار بر دادخواهی خواهد داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این کتاب‌ها در کانادا و آمریکا از طریق وب‌سایت آمازون و در اروپا از طریق کافه کتاب شالپلاته از طریق سفارش در </span><a href="https://www.instagram.com/p/C4ftsjRo-Nf/"><span style="font-weight: 400;">صفحهٔ اینستاگرامشان</span></a><span style="font-weight: 400;"> یا با مراجعهٔ حضوری به آدرس Scheidtweilerstraße 9, 50933 Köln, Germany </span><span style="font-weight: 400;">و شمارهٔ تلفن ‎+49 221 42305824 </span><span style="font-weight: 400;">در دسترس علاقه‌مندان است. </span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/04/04/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86/">گزارشی از رونمایی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/04/04/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22656</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از مراسم یادبود چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/01/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/01/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jan 2024 01:30:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[آرمان ابطحی]]></category>
		<category><![CDATA[برندا بِیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بوئن ما]]></category>
		<category><![CDATA[بونیتا زاریلو]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[تری بیچ]]></category>
		<category><![CDATA[جاناتان ویلکینسون]]></category>
		<category><![CDATA[ران‌ مک کینان]]></category>
		<category><![CDATA[ران‌ مک‌کینان]]></category>
		<category><![CDATA[سوزی چنت]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شروین شهریاری]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم ملک پور]]></category>
		<category><![CDATA[مریم ملک‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22244</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور عصر یکشنبه ۷ ژانویهٔ ۲۰۲۴، هم‌زمان با ساعاتی که چهار سال قبل هواپیمای اوکراینی به‌مقصد کیِف مورد حملهٔ موشک‌های زمین‌به‌هوای سپاه پاسداران قرار گرفت، تعدادی قابل‌توجهی از هم‌وطنان در محوطهٔ مقابل ساختمان آرت گالری ونکوور جمع شدند، با روشن‌کردن شمع یاد جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ را گرامی داشتند و از نزدیک به همدردی با تعدادی از اعضای خانواده‌های جانباختگان ساکن ونکوور پرداختند.  همچنین عصر روز بعد یعنی دوشنبه ۸ ژانویهٔ...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/01/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af/">گزارشی از مراسم یادبود چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عصر یکشنبه ۷ ژانویهٔ ۲۰۲۴، هم‌زمان با ساعاتی که چهار سال قبل هواپیمای اوکراینی به‌مقصد کیِف مورد حملهٔ موشک‌های زمین‌به‌هوای سپاه پاسداران قرار گرفت، تعدادی قابل‌توجهی از هم‌وطنان در محوطهٔ مقابل ساختمان آرت گالری ونکوور جمع شدند، با روشن‌کردن شمع یاد جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ را گرامی داشتند و از نزدیک به همدردی با تعدادی از اعضای خانواده‌های جانباختگان ساکن ونکوور پرداختند. </span></p>
<figure id="attachment_22245" aria-describedby="caption-attachment-22245" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-22245" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January7th.jpg?resize=640%2C387" alt="مراسم روشن‌کردن شمع در چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در مقابل آرت گالری ونکوور" width="640" height="387" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January7th.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January7th.jpg?resize=300%2C182&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-22245" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">مراسم روشن‌کردن شمع در چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در مقابل آرت گالری ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین عصر روز بعد یعنی دوشنبه ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۴، مراسم گرامیداشت چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در سالن پایپ شاپ واقع در منطقهٔ شیپ یاردِ نورث ونکوور برگزار شد. پیش از آغاز رسمی برنامه، شرکت‌کنندگان از تصاویر به‌نمایش‌گذاشته‌شده دیدن کردند. علاوه بر تصاویر جانباختگان پرواز به‌همراه توضیحاتی دربارهٔ آن‌ها، چمدان‌های مسافران این پرواز به‌شکل سمبلیک در گوشه‌ای از سالن چیده شده بود و نیز کارت‌های تهیه‌شده به‌دست دانش‌آموزان دبیرستان کینگ جورج در ونکوور نیز جایی بر دیوار این سالن آویخته شده بودند. شایان ذکر است این کارت‌ها که دانش‌آموزان دبیرستان یادشده روی آن‌ها پیام‌های همدردی خطاب به خانواده‌های جانباختگان نوشته بودند، چند ماهی پس از فاجعهٔ سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ از طرف معلم تعلیمات اجتماعی این دبیرستان به آدرس رسانهٔ همیاری ارسال شد. روی جلد صد و یازدهمین شمارهٔ مجله در ژوئیهٔ ۲۰۲۰ مزین به این کارت‌های قلب‌شکل شد. این کارت‌ها در اولین فرصت پس از آن تاریخ و طی دیدار با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان، تقدیمِ آن‌ها شد. (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ این کارت‌ها <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/04/24/%d8%aa%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%af/" target="_blank" rel="noopener"><strong>اینجا کلیک کنید</strong></a>)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در مراسم هشتم ژانویه، ابتدا </span><b>هوریران سهراب، داغدارِ چهار تن از جانباختگان یعنی زنده‌یاد نگار برقعی، زنده‌یاد الوند صادقی، زنده‌یاد سهند صادقی و زنده‌یاد سوفی امامی،</b><span style="font-weight: 400;"> ‏‌‌بیانیهٔ انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پرواز پی‌اس۷۵۲ در چهارمین سالگرد جنایت شلیک به هواپیمای مسافربری اوکراینی را خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«مرا یاد آر. مرا یاد آر در هواپیمایی که به مقصد نرسید. مرا یاد آر در قلب‌های مهربان و چشمان زیبایی که موشک‌باران شدند. مرا یاد آر در جان‌های ازدست‌رفته، در چمدان‌های سوخته و در یورش بولدوزرها به آنچه باقی مانده بود. مرا یاد آر در آدم‌هایی که منتظرم بودند. در آغوش‌های گرمی که پژمرد، در بوسه‌هایی که سوخت، در آینده‌ای که تباه شد. مرا یاد آر در روزها دروغ، ماه‌ها و سال‌ها دروغ. مرا یاد آر در جنایتی که کشتار دسته‌جمعی بود و به‌دست حکومت جمهوری اسلامی رقم خورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چهار سال از جنایت سرنگون‌کردن پرواز PS752 توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به‌قتل‌رسیدن ۱۷۶ انسان و کودکی به‌دنیانیامده گذشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سالی که گذشت پروندهٔ این جنایت توسط چهار دولت متضرر کانادا، بریتانیا، اوکراین و سوئد به دیوان بین‌المللی دادگستری ارجاع شد. ضمن تشکر از تعهد این دولت‌ها به خانواده‌ها، بار دیگر اعلام می‌کنیم که انتظار ما از این روند حقوقی روشن‌شدن حقیقت و اجرای عدالت است. اکتبر آینده مدارک چهار دولت در لاهه ثبت می‌شود و‌ پس از آن نوبت جمهوری اسلامی‌ست تا مستندات خود را به لاهه ارائه کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین امروز واضح است و از روز اول هم مشخص بود جمهوری اسلامی هیچ مستنداتی مبنی بر خطای انسانی در اختیار ندارد. از طرف دیگر فشار فزایندهٔ جمهوری اسلامی به خانواده‌های جانباختگان در هر جای دنیا به‌ویژه در ایران افزایش پیدا کرده است. بنابراین خواسته‌های زیر از سوی انجمن خانواده‌ها مطرح است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱.⁠ ⁠درخواست بررسی ویژهٔ پرونده در دادگاه لاهه با توجه به رفتار جمهوری اسلامی با خانواده‌ها</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲.⁠ ⁠بازشدن پروندهٔ جنایی در کانادا توسط پلیس فدرال</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳.⁠ ⁠قراردادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروه‌های تروریستی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این روز سالگرد قتل عمدی بکتاش آبتین و قتل حکومتی محمدمهدی کرمی و محمد حسینی نیز هست. ستون‌های پوسیده‌ٔ جمهوری اسلامی بر مزار هزاران قربانی ایستاده است که یادشان را گرامی می‌داریم. دادخواهی خانواده‌های پرواز که بخشی از جنبش بزرگ دادخواهی در ایران است، می‌تواند یاری‌گر جنبش مدنی ایرانیان برای عبور از این کابوس و رسیدن به عدالت و آزادی باشد. مسیر دشوار ما برای رسیدن به عدالت همچنان ادامه دارد و در این راه خود را مدیون میلیون‌ها انسان آزاده‌ای می‌دانیم که در ایران و سراسر جهان همراه ما بوده‌اند. باشد که روزی عدالت واقعی در ایران و در قوهٔ قضاییه‌ای مستقل و زدوده‌شده از آثار جمهوری اسلامی برگزار شود. برای آن روز مبارزه می‌کنیم و جنایتکاران را نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>آرمان ابطحی، برادر زنده‌یاد مهران ابطحی از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲،</b><span style="font-weight: 400;"> متن این بیانیه را به‌زبان انگلیسی خواند.</span></span></p>
<figure id="attachment_22246" aria-describedby="caption-attachment-22246" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-22246" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January8th.jpg?resize=640%2C421" alt="مراسم یادبود چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در نورث ونکوور" width="640" height="421" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January8th.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January8th.jpg?resize=300%2C197&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January8th.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-22246" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">مراسم یادبود چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در نورث ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>شروین شهریاری، نمایندهٔ شورای شهر نورث ونکوور</b><span style="font-weight: 400;">، به پشت تریبون رفت و سخنان کوتاهی به این شرح ایراد کرد:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«سلام، من شروین شهریاری، نمایندهٔ شورای شهر نورث ونکوور، هستم. من از طرف شهردار لیندا بوکانان که متأسفانه امروز خارج از شهر است و نتوانست در این برنامه حضور داشته باشد، اینجا هستم. همچنین دان بِل، دیگر نمایندهٔ شورای شهر نورث ونکوور، امروز اینجا با من است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مایلم در ابتدا اذعان کنم که ما در سرزمین‌های سنتی اقوام اسکوامیش و اِس‌لِی-واتوث زندگی می‌کنیم که از زمان‌های بسیار دور در اینجا زندگی کرده‌اند، و تشکر می‌کنم از خانوادهٔ قربانیان، داوطلبان، و سازمان‌دهندگان این برنامه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">زمانی که پرواز پی‌اس۷۵۲ چهار سال پیش سرنگون شد، جهان را شوکه و غمگین کرد و [تعدادی از]</span> <span style="font-weight: 400;">اعضای جامعهٔ نورث شور و هم‌وطنان کانادایی‌مان را از ما گرفت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما به خانوادهٔ قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲ و همهٔ سوگواران در برگزاری چهارمین سالگرد سرنگونی این پرواز می‌پیوندیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">امروز ما آن‌ها و جان‌های ویژه‌ای را که خیلی کوتاه زندگی کردند و خیلی زود از دست رفتند، به یاد می‌آوریم. خانواده‌های قربانیان، دوستان قربانیان، شما تنها نیستید.</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پرچم‌ها امروز در شهرداری به‌حالت نیمه‌افراشته در آمدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما در کنار شما ایستاده‌ایم. بیایید با هم تلاش کنیم تا اطمینان یابیم که داستان‌های زیبای قربانیان همچنان نقل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شهرداری نورث ونکوور، کارکنان با خانواده‌های بازمانده کار می‌کنند تا مکان مناسب و ویژه‌ای را برای بنای یادبود پی‌اس۷۵۲ بیابند، جایی که امیدواریم بتوانیم این مناسبت را در سال‌های آینده برای ادای احترام به قربانیان و تأمل در زندگی‌هایی که جامعهٔ ما از دست داده، برگزار کنیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>سینتیا بانبِری، دستیار جاناتان ویلکینسون، نمایندهٔ نورث ونکوور در مجلس فدرال،</b><span style="font-weight: 400;"> متن پیام ایشان را که در ونکوور حضور نداشت، خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«چهار سال پیش در چنین روزی، سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ به‌دست جمهوری اسلامی ایران منجر به جان‌باختن ۱۷۶ نفر ازجمله شهروندان کانادایی، مقیمان دائم کانادا و بسیاری دیگر از افراد مرتبط با کانادا شد. ما همچنان یاد قربانیان این فاجعه را گرامی می‌داریم و در همبستگی با خانواده‌ها و عزیزان آن‌ها می‌ایستیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تعهد ما برای گرامیداشت یاد و خاطرهٔ کسانی که در این فاجعه به‌طرز غم‌انگیزی زندگی‌شان کوتاه شد، تزلزل‌ناپذیر است. از طریق برنامهٔ بورسیهٔ یادبودی که در اکتبر گذشته راه‌اندازی شد، ما ۱۷۶ بورسیهٔ تحصیلی را طی پنج سال برای گرامیداشت یاد قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲ پرداخت خواهیم کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من از ایجاد یک بنای یادبود دائمی برای قربانیان پی‌اس۷۵۲ اینجا در نورث ونکوور حمایت می‌کنم، و با دولت شهری نورث ونکوور و دولت استانی بریتیش کلمبیا کار خواهم کرد تا اطمینان یابم که بنای یادبودی مناسب اینجا در جامعهٔ ما ساخته بشود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی چهار سال گذشته، کانادا اقدامات ملموسی را برای وادارکردن رژیم ایران به پاسخ‌گویی در مورد سرنگونی غیرقانونی پرواز پی‌اس۷۵۲ انجام داده است. امروز، ما با تشکیل مشترک پروندهٔ خود در برابر سازمان بین‌المللی هوانوردی غیرنظامی (ایکائو) علیه جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل استفاده از تسلیحات علیه هواپیمای غیرنظامیِ در حال پرواز برخلاف قوانین بین‌المللی، گام بعدی خود را در پاسخ‌گوکردن ایران اعلام می‌کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با آغاز این روند، ما به مبارزه برای خانواده‌های قربانیانی که سزاوار عدالت‌اند، و نشان‌دادن اعتماد خود به شورای ایکائو و جامعهٔ بین‌المللی، به‌عنوان محافظان ایمنی و امنیت هواپیمایی کشوری، ادامه می‌دهیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما علاوه بر مبارزه برای عدالت و پاسخ‌گویی، در تلاشیم تا اطمینان حاصل کنیم که تراژدی‌هایی مانند این هرگز تکرار نشوند. از طریق «ابتکار آسمان ایمن»، کانادا به همکاری با شرکای بین‌المللی، صنعت هوانوردی غیرنظامی و ایکائو ادامه می‌دهد تا ایمنی و امنیت خطوط هوایی تجاری‌ای را که در مناطق درگیری یا نزدیکی آن سفر می‌کنند، افزایش دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با احترام به قربانیان و خانواده‌های پرواز پی‌اس۷۵۲ در این روز ملی یادبود قربانیان فجایع هوایی، ما به همکاری با شرکای خود برای ایجاد جهانی امن‌تر و صلح‌آمیزتر، جایی که همه بتوانند در امنیت سفر کنند، ادامه خواهیم داد.»</span></p>
<figure id="attachment_22247" aria-describedby="caption-attachment-22247" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-22247" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January8th_Speakers.jpg?resize=640%2C480" alt="سخنرانان مراسم یادبود چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در نورث ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January8th_Speakers.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/01/January8th_Speakers.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-22247" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">سخنرانان مراسم یادبود چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در نورث ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ این برنامه، </span><b>برندا بِیلی، نمایندهٔ ونکوور در مجلس استان بی‌سی، </b><span style="font-weight: 400;">سخنان کوتاهی خطاب به شرکت‌کنندگان ایراد کرد:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«سلام به همه، من برندا بِیلی هستم، نمایندهٔ ونکوور در مجلس قانونگذاری بریتیش کلمبیا و همچنین وزیر مشاغل، توسعهٔ اقتصادی و نوآوریِ استان بریتیش کلمبیا، و درودهای ویکتوریا را به شما می‌رسانم. من با همکارم </span><b>سوزی چنت، نمایندهٔ منطقهٔ نورث ونکوور &#8211; سیمور در مجلس قانونگذاری بریتیش کلمبیا،</b> <span style="font-weight: 400;">اینجا هستم، و همین‌طور کمی پیش که با </span><b>بوئن ما</b> <span style="font-weight: 400;">[نمایندهٔ نورث ونکوور &#8211; لانزدیل در مجلس استان] که مشغول غذادادن به نوزادش بود صحبت کردم، خیلی دوست داشت بهترین درودهایش را به شما برسانم و بگویم که او خود را در غم شما شریک می‌داند. من همچنین با</span> <b>بونیتا زاریلو، نمایندهٔ ان‌دی‌پی در مجلس عوام فدرال،</b> <span style="font-weight: 400;">اینجا هستم و به همکارم</span> <b>ران مک‌کینان، نمایندهٔ مجلس فدرال،</b> <span style="font-weight: 400;">درود می‌فرستم و از سینتیا به‌خاطر سخنان بسیار مهمِ </span><b>وزیر ویلکینسون</b><span style="font-weight: 400;"> و اموری که او رهبری و در آن‌ها شرکت می‌کند، تشکر می‌کنم. من همچنین به همهٔ اعضای شورای شهر درود می‌فرستم و از حضور شما در اینجا بسیار متشکرم. من نیز می‌خواهم اذعان کنم که ما اینجا در قلمرو سنتی مردمان اسکوامیش صحبت می‌کنیم و این نام را با احترام و تعهد به آشتی بر زبان می‌آورم. بیش از همه می‌خواهم از شما تشکر کنم که به ما اجازه دادید اینجا با شما باشیم؛ در این روز بسیار مهم که هر سال خشمگینانه این فقدان غیرقابل‌تحمل را به سوگ می‌نشینیم. وقتی به اینجا می‌آیم، خودم را مجبور می‌کنم به همهٔ چهره‌ها نگاه کنم و فکر می‌کنم همهٔ ما باید این کار را انجام دهیم تا نه‌تنها غم و اندوه عظیم و ازدست‌دادن جان انسان‌ها را از یاد نبریم، بلکه به یاد داشته باشیم که عدالت هنوز اجرا نشده است، و من دستانم را به‌سوی همهٔ شما که مبارزه می‌کنید تا اطمینان یابید این اتفاق خواهد افتاد، بالا می‌برم. این مسیری بسیار دشوار است و من ایمان دارم که شما در تلاش برای دستیابی به عدالت موفق خواهید بود. این [فاجعهٔ سرنگونی پرواز] یک مورد مجزا نیست. این یک اشتباه نیست. این همان دولتی است که علیه مردم خود لشگرکشی می‌کند و معترضان را به قتل می‌رساند و به زندان می‌اندازد. این همان دولتی است که مهسا امینی را به قتل رساند؛ زن، زندگی، آزادی. کارهای زیادی برای انجام‌دادن وجود دارد و من در این راه در کنار شما هستم. من باز از شما تشکر می‌کنم که به ما اجازه دادید امروز در این فضای بسیار مهم در کنار شما باشیم تا در غم و خشم شما شریک باشیم. خیلی ممنون که اجازه دادید صحبت کنم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>بونیتا زاریلو، نمایندهٔ پورت مودی &#8211; کوکئیتلام در مجلس عوام فدرال، </b><span style="font-weight: 400;">ن</span><span style="font-weight: 400;">یز سخنان کوتاهی ایراد کرد:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«من بونیتا زاریلو، نمایندهٔ پورت مودی &#8211; کوکئیتلام در پارلمان هستم، و می‌خواهم دستانم را به‌سوی افرادی که این برنامه را ترتیب داده‌اند، به همهٔ داوطلبان و همهٔ شما که امروز اینجا آمده‌اید، بالا ببرم. من در قلمرو سنتی و واگذارنشدهٔ اقوام اسکوامیش هستم و به این واقعیت فکر می‌کنم که ما امروز اینجا روی قلمرویی واگذارنشده در پناهگاهی گرد هم آمده‌ایم تا به جان‌هایی که از دست رفته‌اند و آن خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، ادای احترام کنیم، [در واقع] همهٔ شما امروز به اینجا آمده‌اید تا آن در این غم سوگواری کنید و خود را شریک آن بدانید. کاری که ما باید انجام دهیم در حالی‌که منتظر اجرای عدالتیم، این است که باید به‌عنوان یک جامعه حول محور انسانیت دور هم جمع شویم. همهٔ شما می‌دانید که در حال حاضر ناراحتی و اندوه زیادی در سراسر جهان وجود دارد. این فرصتی است که با هم داریم، تا در انسانیت، در شریک‌شدن در این دردها و فقدان‌ها دور هم جمع شویم. من دستانم را به‌سوی همهٔ شما که به این کار ادامه می‌دهید، بالا می‌برم. من مشتاقانه منتظر بنای یادبودی هستم که ساخته خواهد شد. می‌دانم که این اتفاق خواهد افتاد. من مشتاقانه منتظر دیدار هرساله با شما هستم تا بتوانیم حول محور انسانیت دور هم جمع شویم. پس بار دیگر دستانم را به‌سوی همهٔ شما بالا می‌برم، و دوباره شما را خواهم دید. من مایلم امروز تا جایی که می‌توانم با بسیاری از شما که با هم در این غم شریکیم، صحبت کنم. متشکرم.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، دو تن به‌نمایندگی از طرف </span><b>تری بیچ، نمایندهٔ برنابی نورث – سیمور در مجلس فدرال،</b><span style="font-weight: 400;"> پیام وی را به‌مناسبت چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ خواندند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«با سپاس از حضور همهٔ کسانی که امروز اینجا جمع شده‌اند، وزیر بیچ عمیقاً متأسف است که نتوانسته شخصاً در اینجا حضور داشته باشد، اما او مایل بود چند کلامی از احساسات خود را با شما در میان بگذارد. امروز سالگرد فاجعهٔ غم‌انگیزی است، و ما گرد هم آمده‌ایم تا فاجعهٔ اندوه‌بار پرواز پی‌اس۷۵۲ را که چهار سال پیش در ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۰ رخ داد، به یاد آوریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مناسبت مهم، عمیق‌ترین تسلیت خود را به همهٔ کسانی که عزیزان خود را در این حادثهٔ دلخراش از دست داده‌اند، ابراز می‌کنم. دولت فدرال، در کنار تمام ملت، در همبستگی با خانواده‌ها و عزیزان قربانیان می‌ایستد. درد و اندوهی که از آن روز ویرانگر سرچشمه می‌گیرد، اثری پاک‌نشدنی در قلب همهٔ ما بر جای گذاشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جست‌وجوی پاسخ و پیگیری عدالت برای قربانیان تعهد تزلزل‌ناپذیر کاناداست. ما همچنان مصممیم که جمهوری اسلامی ایران را وادار کنیم تا در قبال اقدامات خود پاسخ‌گو باشد و برای خانواده‌های آسیب‌دیده غرامت تضمین کنیم. ما در همکاری با شرکای بین‌المللی خود، اصرار داریم که جمهوری اسلامی ایران توضیحی کامل، شفاف و معتبر در مورد رویدادهای مربوط به این فاجعه ارائه دهد تا اطمینان یابیم در قبال هرگونه نقض قوانین بین‌المللی پاسخ‌گوست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من می‌خواهم از همهٔ شما تشکر کنم که امروز اینجایید و با قدرت و اتحاد در کنار هم ایستاده‌اید. حضور شما گویای مقاومت روحی انسان در برابر سختی‌هاست. وزیر بیچ و دفتر ما در کنار شما هستند و همیشه آماده‌اند تا به حرف‌هایتان گوش دهند و به‌هر طریق ممکن به شما کمک کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حالی‌که از زندگی‌های ازدست‌رفته در آن روزِ شوم یاد می‌کنیم، بیایید تعهد خود را به عدالت‌خواهی و ایستادن در کنار کسانی که همچنان بار سنگین اندوه را به دوش می‌کشند، تجدید کنیم. باشد که یاد قربانیان چراغ راهنمای ما در مسیر ساختن جهانی باشد که در آن چنین فجایعی با مسئولیت‌پذیری و شفقت مواجه شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مراسم همچنین تنی چند از هنرمندان ساکن ونکوور برنامه‌هایی هنری ازجمله لالایی کُردی، موسیقی و آواز سنتی و نیز موسیقی و آواز پاپ اجرا کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان این برنامه، </span><b>مریم ملک‌پور، فعال سیاسی و اجتماعی ساکن ونکوور،</b><span style="font-weight: 400;"> دل‌نوشته‌ای از امیرعلی بنی‌اسدی را خواند و سپس </span><b>هوریران سهراب</b><span style="font-weight: 400;"> خاطره‌ای را از یکی از معترضان دربارهٔ تجمعات و اعتراضات پس از فاجعهٔ شلیک به هواپیمای اوکراینی در خیابان‌ها، خواند. </span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/01/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af/">گزارشی از مراسم یادبود چهارمین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/01/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%d8%af-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22244</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-03 22:05:02 by W3 Total Cache
-->