دکتر لیلا راعی* – ونکوور
دو سال و نیم پیش، وقتی برنامهٔ کلاسهای تکمیلی فارسی (After School) «فارسی در بیسی» را آغاز کردیم، فقط دو کلاس داشتیم و چهار معلم. امروز، در سال ۲۰۲۶، حدود سی کلاس داریم و بیست و چهار معلم؛ در وست ونکوور، نورث ونکوور، ونکوور، برنابی، لنگلی و کوکئیتلام.
فاصلهٔ میان این دو نقطه در ظاهر چند عدد ساده است، اما برای ما روایت متفاوتی دارد؛ روایتی که از سال ۲۰۱۸ آغاز شد، وقتی گروهی از فارسیزبانان بریتیش کلمبیا دستبهکار شدند و خواستهای روشن را مطرح کردند: زبان فارسی نیز باید مثل بسیاری از زبانهای دیگر، سهمی در نظام آموزشی این استان داشته باشد.
در آن سالها نیز آموزش فارسی به کودکان در مهاجرت دغدغهٔ بسیاری از خانوادهها، معلمان و فعالان این حوزه بود. با افزایش جمعیت فارسیزبانان و رشد نسل کودکانی که آموزش رسمی خود را در کانادا آغاز میکردند، این نیاز ابعاد تازهای پیدا کرد. آموزشگاهها و معلمان بسیاری نیز سالها برای آموزش فارسی تلاش کرده بودند، اما ورود این زبان به نظام آموزش عمومی مسئلهٔ دیگری بود. اگر قرار بود فارسی در این سوی جهان تنها به آنچه کودکان در خانه میشنوند محدود نماند، باید راهی به مدارس رسمی پیدا میکرد.
در سالهای بعد، بخشی از این مسیر طی شد. برنامهٔ درسی فارسی بر اساس چارچوب درسی (Curriculum) بریتیش کلمبیا تدوین شد و این زبان توانست به ساختار رسمی آموزش استان راه یابد. اما خیلی زود روشن شد که حضور یک زبان در اسناد رسمی، بهتنهایی بقای آن را تضمین نمیکند. اگر کودکان از همان سالهای نخست مدرسه فرصتی برای خواندن و نوشتن فارسی نداشته باشند، چگونه میتوان انتظار داشت در دورهٔ دبیرستان سراغ آن بروند؟
از همین نیاز، برنامهٔ کلاسهای تکمیلی فارسی شکل گرفت. تعداد کلاسها طی دو سال و نیم از دو به حدود سی کلاس رسید و جمع چهارنفرهٔ معلمان به بیست و چهار نفر افزایش یافت. امسال برنابی نیز به این مسیر پیوسته و با پذیرفتن این برنامه، امکان برگزاری کلاسهای فارسی را در مدارس خود فراهم کرده است.
اما توسعه تنها بهمعنای افزایش تعداد کلاسها نیست. هرچه برنامه گستردهتر شد، مسئلهٔ کیفیت آموزش نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد. امروز معلمان جلسات هماهنگی منظم دارند، بر روند آموزشی کلاسها نظارت میشود و در کنار برنامهٔ درسیای که از آغاز مبنای کار بوده، کاربرگهای اختصاصی برای سه سطح مبتدی، متوسط و پیشرفته طراحی شده است؛ مجموعهای پویا که بر اساس تجربهٔ کلاسها، نیاز دانشآموزان و بازخورد معلمان پیوسته بازبینی و بهروز میشود.
تجربهٔ این سالها پرسش بنیادیتری را نیز پیش روی ما گذاشته است: فارسی را به کودکی که در کانادا بزرگ میشود، چگونه باید آموزش داد؟
بسیاری از دانشآموزان ما فارسی را در خانه شنیدهاند و برخی نیز روان صحبت میکنند، اما خواندن و نوشتن را نخست به انگلیسی آموختهاند. تجربهٔ زبانی و آموزشی این کودکان با دانشآموزی که در ایران و در محیطی فارسیزبان تحصیل میکند متفاوت است. از سوی دیگر، بخشی از محتوای کتابهای درسی رسمی ایران متأثر از رویکردهای ایدئولوژیک نظام آموزشی آن کشور است؛ محتوایی که نه لزوماً با تجربهٔ زیستهٔ کودکان فارسیزبان در کانادا تناسب دارد و نه با رویکرد آموزشی «فارسی در بیسی» همخوان است. از همین رو، آموزش فارسی در مهاجرت به منابع و محتوایی نیاز دارد که ضمن حفظ پیوند کودکان با زبان، ادبیات و فرهنگ فارسی، متناسب با محیط آموزشی و اجتماعیای باشد که در آن زندگی و رشد میکنند.
اما زبان تنها در کلاس درس زنده نمیماند.
از سال ۲۰۲۲، «فارسی در بیسی» همکاری مستمری را با کتابخانهٔ وست ونکوور آغاز کرده است؛ سلسلهبرنامههایی با تمرکز بر شعر فارسی و سیر تحول آن از آغاز تا امروز. تنها در سال ۲۰۲۶ بیش از شش برنامه با موضوعاتی مانند «شعر و خشم»، «پژواک امید در شعر فارسی»، «بهاریه در شعر فارسی»، «سپانلو؛ شاعر تهران»، «شعر و سیاست در ادبیات» و «لیکوها در ادبیات فارسی» برگزار شده است.
این فعالیتها برای ما جدای از آموزش زبان نیستند. زبانی که قرار است در نسل بعد باقی بماند، باید بیرون از کلاس نیز جایی برای زندگی داشته باشد؛ در کتابخانه، شعر، داستان، گفتوگو و فضای فرهنگی شهری که فارسیزبانان نیز بخشی از آناند.
برای جامعهای که هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین مادری زندگی میکند، وطن همیشه یک جغرافیا نیست. بخشی از وطن در زبان زنده میماند؛ در کلماتی که با آنها فکر میکنیم، قصه میگوییم، شعر میخوانیم و با فرزندانمان حرف میزنیم. شاید حفظ یک زبان در مهاجرت، بهمعنایی، حفظ همین تکهٔ قابلحمل از وطن باشد.
شاید یکی از مهمترین تغییرات این هشت سال را بتوان در نگاه خودِ خانوادهها دید. امروز آموزش فارسی بیش از گذشته به یکی از دغدغههای خانوادههای فارسیزبان تبدیل شده است. افزایش تعداد مجموعهها و فعالانی که به این حوزه وارد شدهاند نیز بیش از آنکه معنای رقابت داشته باشد، نشانهٔ جدیتر شدن یک ضرورت جمعی است: جامعهٔ مهاجر بیش از گذشته دریافته است که فارسی در نسل بعد خودبهخود باقی نمیماند.
«فارسی در بیسی» کارزاری مردمنهاد است که با هدف آموزش، حفظ و گسترش زبان فارسی در این سوی جهان فعالیت میکند. اگر در سال ۲۰۱۸ مسئلهٔ ما این بود که چگونه برای فارسی در نظام آموزشی بریتیش کلمبیا جایی باز کنیم، در سال ۲۰۲۶ پرسش بزرگتری پیش روی ماست: چگونه این جایگاه را پایدار کنیم؟
پاسخ این پرسش تنها در اختیار یک سازمان، چند معلم یا یک کمیتهٔ آموزشی نیست. حضور پایدار فارسی در مدارس زمانی ممکن میشود که جامعهٔ فارسیزبان نیز آن را بخواهد؛ یعنی وقتی خانوادهها آموزش فارسی را بخشی از مسیر رشد فرزندانشان بدانند، در برنامههای آموزشی و فرهنگی مشارکت کنند و از تلاشهایی که برای حفظ و گسترش این زبان صورت میگیرد، پشتیبانی کنند.
هشت سال پیش، برای زبان فارسی در بریتیش کلمبیا دری را بارها کوبیدیم. امروز آن در باز شده است. اما بازماندنش، و بازترشدنش برای نسلهایی که بعد از ما خواهند آمد، دیگر کاری نیست که از عهدهٔ چند نفر برآید. ادامهٔ این داستان را تنها یک جامعه میتواند بنویسد؛ جامعهای که میخواهد زبان و میراث فرهنگیاش در نسلهای بعد نیز زنده بماند.
*مدیر آموزشی فارسی در بیسی و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی

