نماد سایت رسانهٔ همیاری

سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)

سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم) نوشتهٔ دکتر لیلا راعی، مدیر آموزشی فارسی در بی‌سی و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی #زبان_فارسی #آموزش #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم) نوشتهٔ دکتر لیلا راعی، مدیر آموزشی فارسی در بی‌سی و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی #زبان_فارسی #آموزش #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید

دکتر لیلا راعی* – ونکوور 

Challenge Exam زبان فارسی؛ آزمونی دشوار یا فاصله‌ای میان آموزش و انتظار؟ 

در بخش نخست این یادداشت، از تجربه‌ای نوشتم که بارها در کلاس‌های فارسی برایم تکرار شده است؛ کودکانی که به فارسی صحبت می‌کنند، اما هنگام خواندن یک متن ساده دچار تردید، مکث و گاهی درماندگی می‌شوند. در پایان آن یادداشت این پرسش را مطرح کردم که آیا فرزندمان می‌تواند به فارسی بخواند و آنچه را می‌خواند، بفهمد؟

این بار می‌خواهم از زاویه‌ای دیگر به موضوع نگاه کنم. آیا Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا واقعاً آزمون دشواری است، یا آنچه دشوار به نظر می‌رسد، نتیجهٔ فاصله‌ای است که میان شیوهٔ آموزش فارسی به کودکان مهاجر و مهارت‌هایی که این آزمون می‌سنجد، به وجود آمده است؟

در سال‌های اخیر، خانواده‌های بسیاری از من دربارهٔ این آزمون پرسیده‌اند. برخی نگران‌اند که متن‌های آزمون برای فرزندشان سنگین باشد، بعضی از دشواری بخش نوشتن می‌گویند و گروهی نیز تصور می‌کنند قبولی در آزمون تنها با حفظ واژه‌های بیشتر یا شرکت در چند کلاس فشرده امکان‌پذیر است.

اما وقتی ساختار آزمون را با دقت بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که Challenge Exam در اصل چهار مهارت اساسی هر زبان را ارزیابی می‌کند: خواندن، نوشتن، شنیدن و گفت‌وگو. این همان چیزی است که از یک زبان‌آموز در این سطح انتظار می‌رود. بنابراین، دست‌کم از نظر ساختار، آزمون انتظار غیرمعمولی از داوطلب ندارد.

پس مشکل از کجاست؟

به‌گمان من، پاسخ را باید بیرون از جلسهٔ آزمون جست‌وجو کرد.

بیشتر کودکانی که در کلاس‌های فارسی شرکت می‌کنند، تقریباً تمام زندگی روزمرهٔ خود را به‌زبان انگلیسی می‌گذرانند. مدرسه، کتاب‌های درسی، تکالیف، دوستان، فعالیت‌های فوق‌برنامه و حتی بخش بزرگی از سرگرمی‌های آنان به انگلیسی است. فارسی معمولاً به گفت‌وگوهای خانوادگی و یکی دو ساعت کلاس در هفته محدود می‌شود. در چنین شرایطی، طبیعی است که فرصت رویارویی با متن‌های فارسی بسیار کمتر از آن چیزی باشد که برای شکل‌گیری مهارت خواندن لازم است.

در سال‌های تدریسم بارها دیده‌ام که دانش‌آموزی واژه‌های یک متن را تقریباً بدون اشتباه می‌خواند، اما وقتی از او می‌پرسم متن دربارهٔ چه بود، پاسخ روشنی ندارد. مشکل، ندانستن معنی واژه‌ها نیست؛ مسئله این است که خواندن تنها تلفظ‌کردن کلمات نیست. خواننده باید بتواند جمله‌ها را به هم پیوند دهد، رابطهٔ میان آن‌ها را درک کند، اطلاعات مهم را از میان جزئیات تشخیص دهد و در پایان، معنای کلی متن را دریابد. این مهارتی است که تنها با تمرین مستمر خواندن به دست می‌آید.

نمونه سؤال‌های بخش درک مطلب Challenge Exam نیز همین توانایی را می‌سنجند. پرسش‌ها معمولاً از دانش‌آموز نمی‌خواهند فقط واژه‌ای را معنی کند یا جمله‌ای را روخوانی کند؛ بلکه انتظار دارند متن را بفهمد، میان بخش‌های مختلف آن ارتباط برقرار کند، منظور نویسنده را دریابد و گاهی نتیجه‌گیری کند. به‌همین دلیل، ممکن است دانش‌آموزی که در گفت‌وگوی روزمرهٔ فارسی روان است، در بخش خواندن با دشواری روبه‌رو شود.

نکتهٔ مهم اینجاست که این دشواری، لزوماً به‌معنای سخت‌بودن آزمون نیست. شاید دقیق‌تر باشد اگر بگوییم میان فرصت یادگیری و سطح انتظار آزمون فاصله‌ای وجود دارد. کودکی که در طول سال، فرصت اندکی برای خواندن کتاب، داستان یا مقالهٔ فارسی داشته است، طبیعتاً هنگام روبه‌روشدن با یک متن نسبتاً طولانی، بیش از کودکی که عادت به مطالعه دارد، انرژی ذهنی صرف خواندن خواهد کرد.

به‌همین دلیل، هر سال به خانواده‌هایی که برای آمادگی Challenge Exam با من مشورت می‌کنند، توصیه‌ای مشترک دارم: آمادگی برای این آزمون را از چند هفته پیش آغاز نکنید. اگر هدف تنها قبولی در آزمون باشد، شاید بتوان بخشی از مطالب را در مدت کوتاهی مرور کرد؛ اما اگر هدف، شکل‌گیری سواد خواندن باشد، این مهارت به زمان نیاز دارد. خواندن روزانه، هرچند کوتاه، بسیار مؤثرتر از کلاس‌های فشردهٔ روزهای آخر است.

به‌همان اندازه که خانواده‌ها در این مسیر نقش دارند، کلاس‌های فارسی نیز باید سهم بیشتری برای خواندن متن‌های پیوسته قائل شوند. گاهی آن‌قدر نگران آموزش واژه‌ها، قواعد یا مکالمه هستیم که فرصت کافی برای کتاب‌خوانی و گفت‌وگو دربارهٔ متن باقی نمی‌ماند. درحالی‌که تجربه نشان داده است، کودکانی که به‌طور منظم داستان، متن‌های کوتاه و کتاب‌های متناسب با سن خود را می‌خوانند، نه‌تنها در Challenge Exam، بلکه در نوشتن و حتی گفت‌وگوی فارسی نیز پیشرفت محسوسی دارند.

شاید مهم‌ترین دستاورد Challenge Exam این باشد که به ما یادآوری می‌کند آموزش زبان، تنها به صحبت‌کردن محدود نمی‌شود. این آزمون، خواسته یا ناخواسته، توجه ما را به مهارتی جلب می‌کند که گاهی در آموزش زبان‌های میراثی کمتر به آن پرداخته‌ایم: سواد خواندن.

اگر این نگاه در خانواده‌ها و کلاس‌های فارسی تقویت شود، موفقیت در Challenge Exam دیگر هدف اصلی نخواهد بود، بلکه نتیجهٔ طبیعی مسیری خواهد بود که کودک در آن، قدم‌به‌قدم، خواندن را به عادتی لذت‌بخش تبدیل کرده است.


*مدیر آموزشی فارسی در بی‌سی و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی

خروج از نسخه موبایل