نماد سایت رسانهٔ همیاری

معرفی فیلم و سریال: همنت – Hamnet

معرفی فیلم و سریال: همنت - Hamnet - - - - - نوشتن از فیلم «همنت»، به‌کارگردانی کلویی ژائو، در اتمسفر سنگین و غبارآلود این روزهای ایران، چیزی فراتر از یک یادداشت سینمایی ساده است؛ این یک رویارویی با آینه است. فیلم، با آن قاب‌بندی‌های شاعرانه و مکث‌های طولانی روی چهره‌های درهم‌شکسته، دقیقاً همان جایی ایستاده که ما ایستاده‌ایم: در آستانهٔ فاجعه‌ای که قرار نبود اتفاق بیفتد. «همنت» قصهٔ یک مرگِ نابهنگام است، قصهٔ جابه‌جاییِ هولناکِ جایگاهِ مرگ و زندگی که در آن، فرزند پیش از والدین به خاک سپرده می‌شود. این همان نقطهٔ تلاقیِ جان‌سوزی است که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، قلب‌های بی‌شماری را در این سرزمین شرحه‌شرحه کرد... #فیلم #سینما #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

معرفی فیلم و سریال: همنت - Hamnet - - - - - نوشتن از فیلم «همنت»، به‌کارگردانی کلویی ژائو، در اتمسفر سنگین و غبارآلود این روزهای ایران، چیزی فراتر از یک یادداشت سینمایی ساده است؛ این یک رویارویی با آینه است. فیلم، با آن قاب‌بندی‌های شاعرانه و مکث‌های طولانی روی چهره‌های درهم‌شکسته، دقیقاً همان جایی ایستاده که ما ایستاده‌ایم: در آستانهٔ فاجعه‌ای که قرار نبود اتفاق بیفتد. «همنت» قصهٔ یک مرگِ نابهنگام است، قصهٔ جابه‌جاییِ هولناکِ جایگاهِ مرگ و زندگی که در آن، فرزند پیش از والدین به خاک سپرده می‌شود. این همان نقطهٔ تلاقیِ جان‌سوزی است که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، قلب‌های بی‌شماری را در این سرزمین شرحه‌شرحه کرد... #فیلم #سینما #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ*

فیلم «همنت» درامی تاریخی محصول سال ۲۰۲۵ است که کارگردانی آن را کلویی ژائو بر عهده داشته و فیلمنامهٔ آن را نیز او به‌همراه مگی اوفارل، نویسندهٔ رمان هم‌نامی که فیلم بر اساس آن ساخته شده، نوشته است. 

داستان عمدتاً تخیلیِ فیلم، ازدواج میان آن هتوی (که برای جلوگیری از اشتباه با بازیگری هم‌نام، در رمان و فیلم اگنس هتوی نامیده می‌شود) و ویلیام شکسپیر را به تصویر می‌کشد و به تأثیر مرگ تراژیک پسر یازده‌ساله‌شان، همنت، بر رابطه‌شان می‌پردازد؛ رویدادی که الهام‌بخش نمایشنامهٔ «هملت» اثر شکسپیر بوده است. در این فیلم جسی باکلی و پل مسکال به‌ترتیب در نقش‌های اگنس و ویلیام بازی می‌کنند، و امیلی واتسون و جو آلوین نیز در نقش‌های مکمل حضور دارند. همنت نخستین بار در ۲۹ اوت ۲۰۲۵ در پنجاه و دومین جشنوارهٔ فیلم تلیوراید به نمایش درآمد و در ۲۶ نوامبر اکرانی محدود از سوی فوکس فیچرز در ایالات متحده و کانادا داشت. این فیلم در ۵ دسامبر اکران گسترده شد و در ۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶ نیز از سوی یونیورسال پیکچرز در بریتانیا منتشر شد. فیلم با تحسین منتقدان روبه‌رو شد و ایفای نقش باکلی و مسکال مورد ستایش قرار گرفت. همچنین این اثر از سوی انستیتوی فیلم آمریکا در فهرست ده فیلم برتر سال ۲۰۲۵ قرار گرفت.

خلاصهٔ داستان

فیلم «همنت» روایتی است جان‌سوز از زندگی خانوادگی ویلیام شکسپیر که بر محوریت مرگ نابهنگام پسر یازده‌ساله‌اش، همنت، در اثر طاعون می‌چرخد. داستان به‌جای تمرکز بر شهرت ادبی پدر، بر رنج عمیق و شهودی مادر (آگنس) تمرکز دارد که پیوندی ماورایی با فرزندانش دارد و حالا باید با فروپاشی دنیای کوچکش مقابله کند.

دربارهٔ فیلم

نوشتن از فیلم «همنت»، به‌کارگردانی کلویی ژائو، در اتمسفر سنگین و غبارآلود این روزهای ایران، چیزی فراتر از یک یادداشت سینمایی ساده است؛ این یک رویارویی با آینه است. فیلم، با آن قاب‌بندی‌های شاعرانه و مکث‌های طولانی روی چهره‌های درهم‌شکسته، دقیقاً همان جایی ایستاده که ما ایستاده‌ایم: در آستانهٔ فاجعه‌ای که قرار نبود اتفاق بیفتد. «همنت» قصهٔ یک مرگِ نابهنگام است، قصهٔ جابه‌جاییِ هولناکِ جایگاهِ مرگ و زندگی که در آن، فرزند پیش از والدین به خاک سپرده می‌شود. این همان نقطهٔ تلاقیِ جان‌سوزی است که در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، قلب‌های بی‌شماری را در این سرزمین شرحه‌شرحه کرد.

در فیلم، دوربین به‌جای تمرکز بر شهرتِ ویلیام شکسپیر، بر دستانِ لرزان و نگاهِ مبهوتِ آگنس، مادر همنت، زوم می‌کند. سوگ در این اثر، یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه در جزئیاتِ فیزیکی متبلور می‌شود؛ در تختخوابی که نیمی از آن ناگهان خالی شده، در لباس‌هایی که هنوز گرمای تنِ کودک را در الیاف خود دارند و در سکوتی که پس از هیاهوی یک زندگیِ جوان، ناگهان بر خانه آوار می‌شود. این فیزیکی‌بودنِ رنج، دقیقاً همان تجربه‌ای است که مادران و پدران داغدارِ ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه با آن دست‌به‌گریبان‌اند. آن‌ها نه با یک آمار، بلکه با جای خالیِ فیزیکیِ فرزندانی روبه‌رویند که قرار بود عصای پیری و آیندهٔ این خاک باشند.

فیلم به‌زیبایی نشان می‌دهد که چگونه یک مرگِ ناگهانی، نظمِ جهان را در هم می‌ریزد. همنت برای نجات خواهرش جان می‌دهد و این فداکاری، داغ را با نوعی «بی‌عدالتیِ هستی‌شناسانه» آمیخته می‌کند. در وقایع تلخِ اخیر ایران نیز، آنچه سوگ را به زخمی ناسور بدل کرده، همین حسِ بی‌عدالتی و ناگهانی‌بودن است. جوانانی که در آن چهل و هشت ساعتِ شوم، جانِ عزیزشان را از دست دادند، هر کدام «همنتی» بودند که قصه‌شان ناتمام ماند. فیلم به ما می‌گوید که سوگِ فرزند، تنها یک غمِ شخصی نیست، بلکه حفره‌ای است که در پیوستارِ زمان ایجاد می‌شود؛ گویی جهان از مدارِ طبیعی خود خارج شده است.

اما لایهٔ عمیق‌تر فیلم، پیوندِ این سوگِ فردی با «همدردی جمعی» است. وقتی در پردهٔ آخر فیلم، نمایشنامهٔ «هملت» بر صحنه می‌رود، ما شاهدِ تبدیلِ درد به معنا هستیم. شکسپیر با نام‌گذاریِ شاهکارش به‌نام پسرِ ازدست‌رفته‌اش، به تمامِ تماشاگرانِ تاریخ اجازه می‌دهد که در سوگِ او شریک شوند. این همان کاری است که جامعهٔ ایران در روزهای پس از ۱۸ و ۱۹ دی انجام داد. همدردی جمعی در اینجا، نه یک تعارفِ اخلاقی، بلکه یک ضرورتِ بیولوژیک برای بقای بازماندگان است. وقتی مردم، فارغ از نسبت‌های خونی، برای فرزندانِ دیگران اشک می‌ریزند، در واقع به آن مادران و پدرانِ تنها می‌گویند که بارِ این مصیبت، بیش از توانِ یک شانهٔ لرزان است و باید آن را میانِ همگان تقسیم کرد.

در فیلم «همنت»، هنر به‌مثابهٔ یک «شهادت‌نامه» عمل می‌کند. بازیگران بر صحنه، رنجِ یک خانواده را فریاد می‌زنند تا حقیقتِ آن فقدان فراموش نشود. در واقعیتِ دی‌ماه ما نیز روایتگریِ مردم و همدردیِ بی‌دریغ‌شان، مانع از آن می‌شود که نامِ این جوانان در لایه‌های غبارگرفتهٔ تقویم گم شود. همدردی جمعی، نوعی «آغوشِ ملی» است که سعی می‌کند سرمایِ استخوان‌سوزِ غیبتِ فرزند را قدری تعدیل کند. این پیوند، نشان‌دهندهٔ آن است که دردِ یک خانوار در جنوب یا شمال شهر، دردی است که بر پیکرهٔ کلِ ملت نشسته است.

داغِ ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴، مانند طاعونی که در فیلم به خانهٔ شکسپیر می‌زند، بی‌خبر و بی‌رحم بود. اما آنچه در نهایت از فیلم در ذهن می‌ماند، نه‌فقط تصویرِ جسدِ کوچکِ همنت، بلکه پیوندِ ناگسستنیِ بازماندگان برای زنده‌نگه‌داشتنِ یادِ اوست. مادران و پدرانِ داغدارِ ایران، امروز در خطِ مقدمِ این روایتگری ایستاده‌اند. آن‌ها با هر بار صدا‌کردنِ نامِ فرزندشان، با هر شمعی که روشن می‌کنند و با هر نگاهِ پردردی که به قابِ عکسِ روی دیوار می‌اندازند، در حال بازسازیِ همان صحنه‌ای هستند که در انتهای فیلم دیده می‌شود: تلاشی برای فراتررفتن از مرگ و تبدیلِ نیستی به حضوری همیشگی در حافظهٔ جمعی.

فیلم «همنت» و واقعیتِ تلخِ دی‌ماه ما، هر دو بر یک حقیقتِ واحد گواهی می‌دهند؛ سوگ، وقتی با همدردیِ دیگران گره بخورد، به یک «قدرتِ نرم» بدل می‌شود؛ قدرتی که اجازه نمی‌دهد حقیقتِ جان‌های عزیزِ ازدست‌رفته پایمال شود. ما باهم‌گریستن را آموخته‌ایم، نه برای آنکه ضعیف باشیم، بلکه برای آنکه به هم یادآوری کنیم که در این سرزمین، هیچ مادری نباید در تنهایی با شبِ سردِ فقدان روبه‌رو شود. این همدردی، همان نوری است که در تاریک‌ترین دقایقِ فیلم و در سیاه‌ترین روزهای دی‌ماه، هنوز سوسو می‌زند و به ما امید می‌دهد که شاید روزی، از دلِ این‌همه رنج، معنایی برای زیستن دوباره زاده شود.

این فیلم به‌تازگی در کتابخانه‌های مترو ونکوور در دسترس قرار گرفته است، ولی صف انتظاری طولانی دارد. اگر نمی‌خواهید در انتظار بمانید، می‌توانید آن را از پلت‌فرم‌های پخش آنلاین فیلم بخرید یا اجاره کنید.


 *این مطلب پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و پیش از آغاز جنگ نوشته شده است.

خروج از نسخه موبایل