معصومه پرایس* – ونکوور
نخستین تصویر ثبتشده از شیر و خورشید در ایران به دورهٔ پایانی هخامنشی بازمیگردد. مُهری هخامنشی، الههای را نشان میدهد که بر روی شیری ایستاده و در میان قرص خورشید یا پرتوهای آن قرار دارد. این تصویر بهطور گسترده آناهیتا، الههٔ ایرانی مرتبط با خورشید، آب، باروری و حفاظت دانسته میشود. او روبهروی مردی قرار گرفته که در برابرش ادای احترام میکند. دربارهٔ هویت این مرد اطلاعاتی وجود ندارد، اما ازآنجاکه پرستش آناهیتا از سوی اردشیر دوم ترویج شد، احتمال دارد که او نمایانگر همین پادشاه باشد. قرص خورشید یا پرتوهای آن نمادی از الوهیت، قدرت کیهانی و پیوند آسمانی است. شیر نیز در نمادشناسی هخامنشی نشاندهندهٔ قدرت، پادشاهی و نیروی کیهانی است.
آناهیتا در اصل الههای هند و ایرانی بود. در دورهٔ نخستین زرتشتیت، در هزارهٔ اول پیش از میلاد، آناهیتا نیرویی مقدس بدون ویژگیهای انسانی بود. اما از زمان اردشیر دوم، او کاملاً انسانواره شد و در هیئت الههای شاهانه، نورانی و قدرتمند تصویر شد که شیر جانور ویژهٔ او، و پرتوهای خورشید همراه او بودهاند. در دورهٔ سلوکی و اشکانی، تصویر او تحت تأثیر الهههای یونانی آرتمیس و آفرودیت قرار گرفت. او بهصورت زنی باشکوه، گاه با پوشش یونانی اما بدون شیر و پرتوهای خورشید، توصیف میشود. در دورهٔ ساسانی، آناهیتا جایگاه بسیار مهمی یافت و در هیئت بانویی نجیب و سلطنتی که تاج و ظرف آب مقدس در دست دارد، نشان داده میشود. او محافظ پادشاهان شد و با پیروزی، مشروعیت و آبهای مقدس پیوند یافت. هرچند در این دوره نیز تصویری از شیر یا پرتوهای خورشید در کنار او نیست، ولی بسیاری از آبانبارها و حوضها برای قرنها با مجسمههای شیر مشخص میشدند و فوارهها اغلب بهشکل سر شیر ساخته میشدند؛ یادآور پیوند دیرینهٔ آب با آناهیتا.
فوارهٔ آب بهشکل سرِ شیر، کاخ چهلستون، اصفهان، عکس از مصطفی معراجی
پس از یورش اسلامی به سرزمینهای ایرانی، تصویر آناهیتا همراه با تصویر دیگر ایزدان مانند میترا و اهورامزدا – که هنوز بر نقشبرجستههای ساسانی دیده میشوند – کاملاً حذف شد. با اینحال، نماد شیر و خورشید باقی ماند و در بناهای قرون میانه، سکهها و کاشیهای سرزمینهای ایرانیِ آسیای مرکزی دیده میشود. این بقا بهدلیل تغییر در معنا و نمادشناسی آن رخ داد. از سدهٔ یازدهم میلادی، از دورهٔ سلجوقی تا ایلخانی و سپس تیموری، شیر و خورشید به نشانی اخترشناختی و شاهی تبدیل شد و بر سکهها، کاشیها، بیرقهای دربار و در رسالههای نجومی دیده میشود. در این دوره، شیر، نماد برج اسد، نماد بخت شاهی، و خورشید نماد قدرت بود؛ مفهومی وابسته به قدرت شاهی اما بدون معنای دینی.
نماد شیر و خورشید بر کاشیهای سمرقند نیز دیده میشود. گرچه حیوان تصویرشده عجیب و نهچندان شبیه شیر واقعی است، در منابع مکتوب از آن بهعنوان شیر یاد شده است. همین نقش بر سکههای آسیای مرکزی نیز دیده میشود. این تصویر بسیار کهن است و نمیتوانسته تحت تأثیر اسلام شکل گرفته باشد، زیرا اسلام تصویرگری موجودات زنده را منع میکند. شیر و خورشید بهعنوان نمادهای اخترشناختی بقا یافتند و معنای جدیدی پیدا کردند. در متون علمی و نجومی، شیر با برج اسد پیوند یافته و خورشید فرمانروای اخترشناختی اسد شمرده میشود.
شیر و خورشید بعدها به نماد دولتی و نشان دودمانی تبدیل شد و بر سکهها، پرچمهای نظامی و آیکونوگرافی درباری ظاهر گردید. صفویان تشیع دوازدهامامی را دین رسمی اعلام کردند و معانی شیعی تازهای به نمادها بخشیدند. علی، امام اول، بسیار بزرگ داشته شد و القاب او – اسدالله، شیر خدا، و حیدر – وارد آیینهای درباری، شعارها، پرچمها و مهرها شد. جهانگردان و نویسندگان اروپایی دربار صفوی، ازجمله ژان شاردن و آدام اولئاریوس در سدهٔ هفدهم نوشتهاند که شیر در دربار نماد دلاوری علی بوده است. مورخان صفوی مانند اسکندر بیگ منشی نیز شواهد مستقیم دربارهٔ این همسانسازی ارائه میکنند. حتی شاه عباس بزرگ در برخی سکههایش خود را حیدر نامیده و خود را به علی پیوند داده است. نخستین نقشهای شیر و خورشید که در سکههای صفوی دیده میشود، علی را بهعنوان نور ایمان و شیر خدا میخواند.
در دورهٔ افشاریه و زندیه، این نماد همچنان استفاده میشد. در دورهٔ قاجار شمشیری در دست شیر قرار گرفت و تاجی بر بالای نماد افزوده شد تا بر سلطنت و قدرت نظامی تأکید شود. شیر و خورشید از آغاز دورهٔ قاجار بر پرچمها دیده میشود. در اواخر سدهٔ هجدهم، بیرقهای نظامی و درباری قاجار همگی نقش شیر و خورشید داشتند و این نقش بر پرچمهای دولتی و نشانها نیز دیده میشد.
در اوایل سدهٔ نوزدهم، پرچم ایران بهشکلهای تازهای ظاهر شد، زمینهٔ سبز با شیر و خورشید زرین، زمینهٔ سفید با شیر و خورشید، و نهایتاً پرچم سهرنگ سبز–سفید–سرخ با شیر و خورشید از میانهٔ قرن نوزدهم رایج شد. این پرچم در قانون اساسی ۱۹۰۶ بهعنوان پرچم ملی ایران ثبت شد.
در دورهٔ پهلوی نیز شیر و خورشید بر سکهها، نشانها و پرچمها دیده میشد و بهتدریج مدرن شد. تاج پهلوی بر پرچمهای سلطنتی، نظامی و تشریفاتی وجود داشت، هرچند بر پرچم مدنی دیده نمیشد.
پس از انقلاب ۱۹۷۹، شیر و خورشید از همهٔ نشانهای دولتی، سکهها و پرچمها حذف شد و بر پرچم ملی، الله جایگزین آن شد. با اینحال، پرچم شیر و خورشید در میان ایرانیان مهاجر و مخالفان داخلی دوباره احیا شده و بازگشتی چشمگیر داشته است.
*معصومه پرایس دارای فوق لیسانس در رشتهٔ مردمشناسی از دانشگاه لندن و نویسندهٔ هفت کتاب دربارهٔ جنبههای مختلف فرهنگ ایران است.

