نماد سایت رسانهٔ همیاری

بازتاب خرافات، جنگ و ناسازگاری‌ها در جهان امروز در نمایش «شهر فرنگ» 

بازتاب خرافات، جنگ و ناسازگاری‌ها در جهان امروز در نمایش «شهر فرنگ» نگاهی به تازه‌ترین اثر مرتضی مشتاقی با نام «شهر فرنگ»، سه حکایت در یک قاب طنز، که به‌زودی روی صحنه خواهد رفت #هنر #نمایش #تئاتر #کتاب #ادبیات #کانادا #ونکوور #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

بازتاب خرافات، جنگ و ناسازگاری‌ها در جهان امروز در نمایش «شهر فرنگ» نگاهی به تازه‌ترین اثر مرتضی مشتاقی با نام «شهر فرنگ»، سه حکایت در یک قاب طنز، که به‌زودی روی صحنه خواهد رفت #هنر #نمایش #تئاتر #کتاب #ادبیات #کانادا #ونکوور #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

نگاهی به تازه‌ترین اثر مرتضی مشتاقی با نام «شهر فرنگ»، سه حکایت در یک قاب طنز، که به‌زودی روی صحنه خواهد رفت

مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – کوکئیتلام

باخبر شدیم که مرتضی مشتاقی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر ساکن شهرمان ونکوور، قرار است نمایش جدیدی با عنوان «شهر فرنگ» را به روی صحنه ببرد. «شهر فرنگ» شامل سه حکایت مختلف در قالب طنز است که در عین مستقل‌بودن به‌نوعی با هم پیوند دارند. حکایت اول، برداشتی آزاد است از قسمتی از رمان «مهاجر و سودای پریدن به دیگرسو» نوشتهٔ علی نگهبان (که اخیراً با عنوان جدید «زبیگنیو، دگردیسی ناکام ایرانی» تجدید چاپ شده است)، حکایت دوم، نمایشی است از مرتضی مشتاقی به‌نام «کابوس» و حکایت سوم، اقتباسی است از داستان «شیطان» نوشتهٔ جبران خلیل جبران. 

مرتضی مشتاقی، پیشینه‌ای طولانی در نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی تئاتر دارد. او از دوران کودکی و نوجوانی نخستین تجربه‌های نمایشی‌اش را در کلاس‌های تئاتر کتابخانهٔ «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» آغاز کرد. در نوجوانی با تشکیل گروهی از بچه‌های محل، نخستین نمایشنامهٔ خود به‌نام «انگل‌ها» را نوشت و اجرا کرد. سپس با آثار دیگری چون «سیاه‌گوش»، بازی در نمایش‌هایی مانند «دیوار چین» به‌کارگردانی داریوش فرهنگ و به‌نمایش‌درآوردنِ قصهٔ «ماهی سیاه کوچولو» نوشتهٔ صمد بهرنگی با کارگردانی مشترک منصور خلج در تئاتر شهر، جایگاه خود را در تئاتر تثبیت کرد.

با اجرای اولین نمایشنامهٔ مستند او به‌نام «زندان اطفال» در دانشگاه هنرهای دراماتیک، کار او در ایران با حمله به دانشگاه و تعطیلی فرهنگی آن دوران متوقف شد. او پس از ممنوعیت کار، از ایران مهاجرت کرد.

مشتاقی در یونان نمایش «رهایی پرندگان صلح» را کارگردانی کرد و به اجرا درآورد که با استقبال و تقدیر «وزارت فرهنگ و هنر یونان» آن کشور روبه‌رو شد. سال ۱۹۸۸ به کانادا مهاجرت کرد و در ونکوور به آموزش و اجرای نمایش پرداخت. او در داگلاس کالج تحصیل آکادمیک تئاتر را ادامه داد و در همان‌جا نمایش «کابوس‌های یک راننده‌تاکسی» را به‌همراه یکی از هم‌کلاسی‌هایش به‌انگلیسی نوشت، و خود آن را کارگردانی کرد.

وی بنیان‌گذار «انجمن هنر و ادبیات» در ونکوور است، و در دهه‌های اخیر آثار متعددی ازجمله «ماسک»، «واخوان»، «میر نوروزی» و «دادخواهی» را در این شهر به روی صحنه برده است. او همچنین فیلم‌های مستند، نقدهای تئاتری و دو کتاب پژوهشی ازجمله «ریشه‌ها و نشانه‌ها در نمایش میر نوروزی» را نیز در کارنامهٔ خود دارد.

برگردیم به نمایش «شهر فرنگ» که به‌زودی در دو نوبت در روزهای ۲۸ نوامبر و ۱۴ دسامبر در سالن اینلت تیاتر در پورت مودی به روی صحنه خواهد رفت (علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاعات بیشتر و خرید بلیت با شمارهٔ ‎۶۰۴-۹۴۴-۹۰۶۰ یا ایمیل mmk.morteza@gmail.com تماس حاصل نمایند). مرتضی مشتاقی دربارهٔ انگیزه‌اش برای رفتن به سراغ چنین سوژه‌ای، می‌گوید نمایش «شهر فرنگ» بازتاب اتفاق‌های نامطلوب امروزی است. او معتقد است امروزه خرافات، جنگ و ناسازگاری‌ها چنان به‌هم گره خورده‌اند که فضایی غیر‌مطلوب و کمیک به‌وجود آمده است؛ فضایی که با هیچ منطقی نمی‌توان آن را توجیه کرد، و تنها باید به آن خندید. او در نمایش «شهر فرنگ» کوشیده است با استفاده از سه حکایت مختلف و کمدی که به‌نوعی با هم پیوند دارند، این شرایط را بازآفرینی کند.

مشتاقی دربارهٔ وجه تسمیهٔ این نمایش می‌گوید «شهر فرنگ» دو معنای مختلف دارد؛ اول، منظور همان قصه‌گوی دوره‌گردی است که قدیم‌ها همراه صندوق تصویرها در کوچه‌ و برزن می‌چرخید، تصویر نشان می‌داد و همراه با اشعاری عکس‌ها را شرح می‌داد و معنای دیگرش، اصطلاحی‌ست که میان مردم رواج دارد؛ آن‌ها به هرچیزی که آشفته یا تعجب‌برانگیز باشد، می‌گویند «شهر فرنگ»! و در ادامه می‌گوید استفادهٔ او از نام «شهر فرنگ» بهره‌گرفتن از هر دو معناست، و طرح نمایش به‌گونه‌ای طراحی شده که گروهی از بازیگران بتوانند داستان‌های مختلف را بازگو کنند، و به‌این ترتیب است که شهر فرنگیِ دوره‌گرد در ذهن شکل می‌گیرد. او همچنین می‌‌افزاید با آنکه موضوع داستان‌ها واقعی‌اند، اما تعجب‌آور، باورناپذیر و خیالی به نظر می‌رسند، و به‌این ترتیب، «شهر فرنگ» به‌معنای اصطلاحی‌اش هم، خودبه‌خود به‌نمایش افزوده می‌شود. 

مشتاقی ضمن اشاره به «شهر فرنگی» دوره‌گرد، معتقد است که برای نشان‌دادن دنیای دیوانه، بیشتر از روش کار «شهر فرنگی» که «روایی» است، استفاده شده که البته شکل نقالی انفرادی ندارد، بلکه به‌صورتی جدید، نمایشی و گروهی اجرا می‌شود. 

توضیح آنکه، تئاتر «روایی» ریشه در تئاتر سنتی ایران دارد. برای جهان این نوع تئاتر جدید است و به‌عنوان پست‌مدرنیسم از آن یاد می‌شود. تئوری آن از سوی برتولت برشت در تاریخ ۱۹۲۰ برای اولین بار تنظیم شد، اما این روش اجرا از زمان‌های بسیار پیش‌تر جزئی از تئاتر سنتی چین، ژاپن و ایران بوده است، و مشتاقی تأکید می‌کند که علاقهٔ فراوانی به این شیوه دارد و می‌کوشد در بیشتر نمایشنامه‌هایی که کار می‌کند، به‌روش‌های مختلف و جدید از روایت استفاده کند؛ شیوه‌ای که در نمایش «شهر فرنگ» نیز به کار رفته است. 

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، نمایش «شهر فرنگ» شامل سه حکایت مختلف است که پیوند معنایی با هم دارند. مشتاقی در این‌باره می‌گوید که موضوع این حکایت‌ها از هم جدا هستند؛ یعنی گسست، جنگ و خرافات که سه موضوع کاملاً جدااز‌هم‌اند، ولی وقتی کنار هم مطرح می‌شوند، دنیای نابسامان امروز را به‌نمایش می‌گذارند؛ دنیایی که فقط باید به آن خندید. او همچنین دربارهٔ نحوهٔ برداشت آزاد از رمان «زبیگنیو، دگردیسی ناکام ایرانی» نوشتهٔ علی نگهبان و اقتباس از داستان «شیطان» نوشتهٔ خلیل جبران، می‌گوید کاری که در این نمایشنامه انجام داده است، اقتباس از موضوع است. در این نوع اقتباس، ضمن وفاداری به موضوع اصلی داستان‌ها، صحنه‌ها و همچنین دیالوگ‌هایی به آن اضافه یا کم می‌شود چون در تبدیل داستان به نمایش، این کار باید انجام شود، چرا که داستانی خواندنی با نمایشی دیدنی، بسیار متفاوت است، و ساختارهایی کاملاً جداگانه دارند. 

مشتاقی دربارهٔ چالش‌هایی که برای به‌ثمررساندن اجرای این نمایش با آن‌ها مواجه بوده است، می‌گوید چالش‌های تئاتر خارج از کشور کم نیستند، ازجمله اجراهای محدود بعد از زحمات بسیار، نظیر ساعت‌ها تمرینات فراوان، مخارج سنگین محل تمرین و محل اجرا، فرصت کم برای تمرین در سالن اصلی، و غیره… او معتقد است هر گروهی که این چالش‌ها را پشت سر می‌گذارد و آمادهٔ اجرا می‌شود، در واقع موفقیت بزرگی به دست آورده است، و باید به آن‌ها تبریک گفت. او می‌افزاید که گروه آن‌ها نیز مستثنی نبوده و درگیر چنین چالش‌هایی بوده است؛ گروهی مستقل که بیش از چشم‌داشتن به گیشه به اثرگذاری کار بر تماشاچی فکر می‌کند. مشتاقی ضمن اشاره به حامیانی که در این شهر دارند، علاوه بر تعداد کمی حامی مالی، قدردانِ دیگرانی‌ست که همیشه گروهش را یاری کرده‌اند؛ حامیانی مانند رسانه‌های شهر، دوستان داوطلبی که در اجراها انتظامات را به‌عهده می‌گیرند، و حمایت بزرگ تماشاگران و… او معتقد است که این همکاری‌ها و دوستی‌ها به‌همراه عشق به تئاتر، بزرگ‌ترین انگیزهٔ گروهشان برای ادامهٔ کار است و داشتن انرژی برای رفتن به سراغ کارهای بعدی.

مشتاقی می‌گوید اگر بخواهد یک پیام از این نمایش برای مخاطب امروز بگوید، آن این است که وقتی رابطه‌ها نامطلوب می‌شود، منطق جای خودش را به خرافات می‌دهد، جنگ ابزاری می‌شود برای زورگویی، دنیا آشفته‌بازاری می‌شود کاملاً کمدی که باید به آن خندید و گفت: «شهر، شهر فرنگه»!

مشتاقی فکر می‌کند بعد از «شهر فرنگ»، ممکن است دوباره به نوشتن نمایشنامه به‌زبان انگلیسی روی بیاورد، چرا که وقتی آخرین بار این کار را انجام داده بود، تعداد اجراها و مخاطبان بسیار بیشتر از نمایش‌های فارسی‌زبان بود، و این چیزی‌ست که می‌تواند بهترین انگیزه برای ادامهٔ کار باشد. او برای مقایسه، به اجراهایی که در ایران داشته اشاره می‌کند و اینکه همیشه برای هر نمایش بیش از سی اجرا داشتند که خستگی تمرین‌ها و تدارکات را کاملاً از تن به در می‌کرد. 

در پایان، بار دیگر یادآوری می‌شود که نمایش «شهر فرنگ» دو بار در تاریخ‌های ۲۸ نوامبر و ۱۴ دسامبر در سالن اینلت تیاتر پورت مودی به روی صحنه خواهد رفت. در این نمایش که ماه‌ها روی آن کار و تمرین شده است، عوامل و دست‌اندکاران زیر همراه مرتضی مشتاقی بوده‌اند:

بازیگران: منوچهر سلیمی، محبوبه مجتهد، امیر حسن‌زاده، سحر صبا، کامبیز کریمی، لاله دستگیر، کیمیا طهرانی، آناهیتا اعلم، حسن خانی، سایه بهادری، و جان توکلی.

لاله دستگیر، علاوه بر بازیگری نقش دستیار کارگردان را نیز بر عهده دارد. مایا رضایی مسئولیت مدیریت صحنهٔ نمایش را عهده‌دار است و بنجامین بابک‌خانی نیز مسئول گریم بازیگران است. 

خروج از نسخه موبایل