دکتر سعید ممتازی۱، رواندرمانگر و مشاور بالینی رسمی – ونکوور
نگاه کن که در اینجا
چگونه جان آن کسی که با کلام سخن گفت
و با نگاه نواخت
و با نوازش از رمیدن آرامید
به تیرهای توهم
مصلوب گشته است.۲
در هفتههای اخیر، دو خبر تلخ بار دیگر نگاهها را بهسوی مسئلهای قدیمی و دردناک جلب کرد: زنی در سقز بهدست همسرش کشته شد و چنانکه در خبرها منتشر شد، خانهٔ یک زن ایرانی در تورنتو که پس از درخواست طلاق تهدید شده بود، بهدست شوهرش به آتش کشیده شد و همهٔ خانواده در آتش سوختند. این فجایع صرفاً رویدادهای فردی نیستند، بلکه بخشی از الگویی گسترده بهنام زنکشی و قتل ناموسیاند که ریشه در فرهنگ مردسالارانه، قوانین تبعیضآمیز و خلأهای حمایتی دارد. خانهای که باید پناهگاه عشق و امنیت باشد، برای هزاران زن در جهان صحنهٔ خشونت و مرگ میشود. گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد بیش از ۵۱ هزار زن در جهان، تنها در یک سال بهدست نزدیکترین افراد خانواده یا شریک زندگیشان کشته شدند؛ یعنی هر ۱۰ دقیقه یک زن. در ایران نیز تنها در نیمهٔ نخست ۲۰۲۴ بیش از ۹۰ زن قربانی شدهاند؛ آماری که با وجود نقصان عمق بحران را آشکار میسازد.
معنا و ریشههای زنکشی
زنکشی، یا قتل زنان بهدلیل جنسیتشان است یا قتلی که در بستر روابط خانوادگی و صمیمی اتفاق میافتد، و قتل ناموسی یکی از رایجترین اَشکال آن به شمار میرود. در این نوع قتل، مردان خانواده خود را نگهبان «ناموس» میدانند و کوچکترین تخطی زن را با مرگ پاسخ میدهند. ریشهٔ این نگاه به فرهنگهای قبیلهای برمیگردد که در آن زن بخشی از مالکیت مرد و نماد شرافت او بود. هنوز هم این باورها زندهاند و به مرگ زنان مشروعیت میبخشند. زیگموند فروید گفته است: «وقتی عشق با حس تملک افراطی ترکیب شود، بهجای صمیمیت، بذر خشونت میکارد.»
چرا زنکشی رخ میدهد؟
عوامل فرهنگی و اجتماعی و عوامل روانشناختی و اجتماعیِ خطر
عوامل فرهنگی و خانوادگی: در بسیاری از جوامع، فرهنگ مردسالارانه هنوز پابرجاست. این فرهنگ به مرد اختیار میدهد بهبهانههای سخیفی چون غیرت یا ناموس نهتنها در مورد حجاب و پوشش یا رفتار و اختیارات یک زن، بلکه دربارهٔ جان و بدن زن تصمیم بگیرد. هنجارهای ناموسی، کنترل جنسی، بدنامسازی قربانی، و فشارهای خانوادگی برای «سکوت» یا «گذشت»، سنتهای قبیلهای، مذهبی، یا فرهنگی دربارهٔ آبرو و شرم نیز فشار مضاعفی بر زنان وارد میکنند. در چنین فضاهایی، سکوت قربانی و خانوادهها به بخشی از چرخهٔ خشونت تبدیل میشود. سیمون دوبووار نویسندهٔ معروف فرانسوی گفته بود: «یک زن، زن بهدنیا نمیآید، بلکه زن میشود» و این نشان میدهد که نقشهای جنسیتی محصول فرهنگاند، نه سرنوشت طبیعی.
عوامل روانشناختی: بسیاری از زنکُشان دچار الگوهای روانی آسیبزا هستند. حسادت مرضی و کنترلگری افراطی، ترس از ترکشدن، و اختلالات شخصیت مانند شخصیت ضداجتماعی یا مرزی و صفات سایکوپاتگونه (بیهمدردی، ابزاریسازی) میتواند احتمال خشونت شدید را افزایش دهد. باورهای سنتیِ افتخاری (honour ideology)، مالکیتانگاری زن، حسادت مرضی، و طرحوارههای «حقمداری مردانه»، اختلالات کنترل تکانه، سوءمصرف الکل و مواد، و ناایمنی دلبستگی (ترکهراسی با رنگِ کنترل). «مثلث خشونت صمیمی: کنترلگری – انزوای قربانی – تهدید/آزار» از الگوهای روانشناختی شایع است. آرون، بک روانپزشک نامآور آمریکایی و بنیانگذار شناختدرمانی، مینویسد: «وقتی فردی باور دارد که بدون کنترل کامل بر دیگری، بیارزش است، افکار تحریفشده میتوانند او را به شدیدترین شکلهای خشونت سوق دهند.»
نبود حمایت اجتماعی: زنان خشونتدیده اغلب دسترسی به پناهگاه امن، حمایت قانونی یا خدمات مشاوره ندارند. وابستگی مالی، ترس از قضاوت اجتماعی و نبود شبکههای حمایتی، آنها را ناچار به ماندن در خانه میکند تا زمانی که فاجعه رخ دهد.
خلأهای قانونی: در ایران، برخی قوانین بهجای بازدارندگی، عملاً زمینهساز خشونتاند. برای نمونه، مادهٔ ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی، پدر یا جد پدری را در صورت قتل فرزند، از قصاص معاف میکند. مادهٔ ۶۳۰ نیز به مردی که همسرش را در حال رابطهٔ جنسی با دیگری ببیند، اجازهٔ قتل بدون مجازات میدهد. این مواد قانونی که مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، پیام خطرناکی را منتقل میکنند: «جان زنان در برخی شرایط ارزش کمتری دارد.»
وضعیت ایران و پروندههای جهانی
گزارشهای مستقل نشان میدهد زنکشی در ایران روندی صعودی دارد: در سال ۲۰۲۳، حدود ۱۴۹ زنکشی ثبت شد و در نیمهٔ نخست ۲۰۲۴ این رقم به ۹۳ رسید که افزایشی ۶۰ درصدی است. بسیاری از این قتلها با خشونت شدید مانند سوزاندن یا بریدن همراه است. پروندههای اخیر سقز و تورنتو تنها نمونهای از این چرخهاند؛ اولی با برچسب «اختلاف خانوادگی» کوچک شمرده شد و دومی در کانادا نشان داد که حتی در جوامع مهاجر نیز فرهنگ مردسالارانه میتواند به فجایع مرگبار بینجامد. اوضاع در کشورهای دیگر منطقه هم بهتر از ایران نیست. چند سال پیش در پاکستان، قتل قندیل بلوچ، فعال اجتماعی، بهدست برادرش موجی از اعتراض به قتلهای ناموسی را ایجاد کرد.
پیامدهای روانی و اجتماعی
زنکشی تنها جان یک زن را نمیگیرد؛ بلکه خانواده، جامعه و فرهنگ را زخمی میکند. کودکان بازمانده با اضطراب، افسردگی و احساس گناه بزرگ میشوند. ویکتور فرانکل نوشته است: «رنج بیمعنا انسان را میشکند. تنها زمانی میتوانیم دوام بیاوریم که رنج معنایی بیابد.» اما چگونه کودکی که شاهد قتل مادرش بوده میتواند برای رنج خود معنایی بیابد؟ جامعه نیز با فروپاشی حس امنیت مواجه میشود.
وقتی خبر زنکشی تکرار میشود، زنان بیشتری احساس خطر میکنند و اعتماد به ساختارهای حمایتی کاهش مییابد. فرهنگ نیز آلوده میشود. وقتی قتل ناموسی «اختلاف خانوادگی» نامیده میشود، جامعه سکوت میآموزد.
راههای پیشگیری و اصلاح
برای مقابله با زنکشی باید در سه سطح عمل کرد. نخست در سطح قانون، لغو معافیتها، جرمانگاری خشونت خانگی و ایجاد دستورهای حفاظتی فوری ضروری است. دوم در سطح حمایت اجتماعی، ایجاد خانههای امن و مشاورهٔ رایگان برای زنان در معرض خطر و آموزش پلیس و قوهٔ قضاییه لازم است. سوم در سطح فرهنگی، باید از کودکی احترام و برابری جنسیتی آموزش داده شود. کارل راجرز، روانشناس آمریکایی، میگوید: «وقتی فرد احساس کند بیقیدوشرط پذیرفته شده است، کمتر به خشونت متوسل میشود.» جامعهٔ مدنی نیز باید نقش فعالی در مستندسازی، اطلاعرسانی و حمایت از بازماندگان ایفا کند. رسانهها هم وظیفه دارند از عادیسازی قتل پرهیز کنند و حقیقت را آشکارا بگویند.
* * * * *
زنکشی تقدیر نیست، بلکه نتیجهٔ انتخابهای اجتماعی و قانونی ماست. هر اصلاح قانون، هر خانهٔ امن و هر آموزشِ برابر میتواند جان زنی را نجات دهد. اروین یالوم، روانپزشک و داستاننویس معروف، میگوید: «بزرگترین وظیفهٔ ما در برابر دیگری، کمک به بقا و رشد اوست.» اگر این اصل در روابط انسانی نهادینه شود، چرخهٔ زنکشی شکسته خواهد شد.
جامعهٔ ایران بهرغم تلاش واپسگرایان همچنان رو به تعالی فرهنگی است و چنانکه در سالهای اخیر شاهد بودهایم، پرچمدار تلاش برای آزادی، و زندگی بهتر زنان بودهاند.
هرچند
نابکارانی هستند آنسو
(چیرهدستانی در حرفهٔ «کَتبسته به مَقتَل بردن»)
و دلیرانی دریادل اینسو
(چربدستانی در صنعتِ «زیبا مردن»)
. . .
من هراسم نیست،
چون سرانجامِ پُراز نکبتِ هر تیرهروانی را
که جنایت را چون مذهبِ حق موعظه فرماید میدانم چیست
خوب میدانم چیست.۳
۱از بنیانگذاران پلتفرم بهروان، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC
۲فروغ فرخزاد، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
۲احمد شاملو، مدایح بیصله

