<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://media.hamyaari.ca/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 16:56:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>رسانهٔ همیاری</title>
	<link>http://media.hamyaari.ca/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>از لیگ برتر انگلستان تا جام جهانی ۲۰۲۶</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jun 2026 16:56:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[جام جهانی فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا فدایی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مکزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26630</guid>

					<description><![CDATA[<p>علیرضا فدایی – ونکوور لیگ فوتبال انگلستان یکی از پربیننده‌ترین و ثروتمند‌ترین لیگ‌های فوتبال دنیاست. برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و تبلیغات و بازاریابی در طول چند دههٔ اخیر تحول بزرگی در آنچه قبلاً لیگ دستهٔ یک نامیده می‌شد، ایجاد کرده است.  مسابقات سال ۲۰۲۶ &#8211; ۲۰۲۵ شاید یکی از رقابتی‌ترین و نفس‌گیر‌ترین دوره‌ها در طول چند سال اخیر بود و تا یک هفته پیش از پایان بازی‌ها مصاف قهرمانی داغ بود. برخلاف سال پیش که تیم...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/">از لیگ برتر انگلستان تا جام جهانی ۲۰۲۶</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%81%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">علیرضا فدایی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لیگ فوتبال انگلستان یکی از پربیننده‌ترین و ثروتمند‌ترین لیگ‌های فوتبال دنیاست. برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و تبلیغات و بازاریابی در طول چند دههٔ اخیر تحول بزرگی در آنچه قبلاً لیگ دستهٔ یک نامیده می‌شد، ایجاد کرده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مسابقات سال ۲۰۲۶ &#8211; ۲۰۲۵ شاید یکی از رقابتی‌ترین و نفس‌گیر‌ترین دوره‌ها در طول چند سال اخیر بود و تا یک هفته پیش از پایان بازی‌ها مصاف قهرمانی داغ بود. برخلاف سال پیش که تیم لیورپول با فاصلهٔ امتیاز بالا چند هفته به پایان لیگ، قهرمانیِ خود را مسجل کرده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از چهارگانه تا اضطراب</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم آرسنال آن‌قدر با اقتدار فصل را شروع کرد و در رقابت‌های مختلف خوب پیش رفت که بسیاری فکر کردند در کنار سه عنوان در انگلستان یعنی لیگ برتر، جام حذفی و جام لیگ بتواند در لیگ قهرمانان اروپا هم قهرمان شود که بی‌تردید افتخاری بی‌نظیر می‌بود. اما پس از تعطیلات زمستانی و سال نو، ورق قدری برگشت. آن‌ها از جام حذفی با شکست در مقابل منچسترسیتی و در جام لیگ با شکست از ساوت‌همپتون حذف شدند. همچنین چند نتیجهٔ غیرقابل‌ِانتظار در لیگ برتر و قدرت‌گیری دوبارهٔ منچسترسیتی، طرفداران آرسنال را دچار اضطراب کرد. در نهایت اندوخته‌های امتیاز آن‌ها در طول فصل و ازدست‌دادنِ امتیاز اساسی از طرف رقیب آن‌ها یک هفته پیش از پایان مسابقات، آرسنال را به قهرمانی رساند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال ۲۰۲۲ بود که در تابستان برای دیدن یک بازی دوستانه در مقابل سویل اسپانیا به ورزشگاه آرسنال رفتم. از فاصلهٔ حدود یک ساعت با قطار تا ورزشگاه، دیدن هواداران تیم با پیراهن باشگاه چشمگیر بود. جو ورزشگاه فوق‌العاده بود و هواداران پرشور تیم آن‌قدر از پیروزی در یک بازی دوستانه خوشحال بودند که فکر می‌کردید بازی رسمی مهمی در کار است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا می‌توانم تصور کنم هواداران پرشمار این تیم پس از ۲۲ سال چه حالی دارند. آن‌ها به فینال لیگ قهرمانان اروپا هم رسیدند، ولی در نهایت بازی را به تیم قدرتمند پاری سن-ژرمن واگذار کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم آرسنال در طول فصل با انتقادات زیادی در مورد نحوهٔ بازی دفاعی و تأکید بیش‌ازحد بر گل‌زنی از ضربات ایستگاهی مواجه شد. ولی بعید می‌دانم با کسب این عنوان هیچ هواداری به این قضیه اهمیت بدهد. تیم مدیریت آرسنال بالاخره مزد اعتماد چندین‌ساله به میکل آرتتا را گرفت و البته حالا سطح توقع از این تیم و مربی بالاتر رفته است.</span></p>
<figure id="attachment_26632" aria-describedby="caption-attachment-26632" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-26632" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/1_arsenal_crystal_palace_epl_champions_2026.jpg?resize=500%2C342" alt="تیم آرسنال پس از پیروزی در لیگ برتر انگلیس، مۀ ۲۰۲۶© Chensiyuan / WikiMedia" width="500" height="342" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/1_arsenal_crystal_palace_epl_champions_2026.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/1_arsenal_crystal_palace_epl_champions_2026.jpg?resize=300%2C205&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-26632" class="wp-caption-text">تیم آرسنال پس از پیروزی در لیگ برتر انگلیس، مۀ ۲۰۲۶<br />‎© Chensiyuan / WikiMedia</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پایان عصر طلایی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی پپ گواردیولا به منچسترسیتی آمد، خیلی‌ها فکر کردند که ادامهٔ موفقیتی که او در بارسلونا و بایرن مونیخ داشت، در انگلستان دشوار خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای هواداران جوان‌تر که موفقیت‌های چشمگیر این تیم را در ده سال گذشته دیده‌اند، شاید تصور اینکه این تیم در دههٔ نود میلادی حتی به لیگ دستهٔ سوم انگلستان نزول کرده بود، دشوار باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خرید باشگاه از طریق سرمایهٔ ثروتمندان و شرکت‌های سرمایه‌گذاری ابوظبی و تزریق پول هنگفت و به‌خدمت‌گرفتن بهترین‌های دنیا چه به‌عنوان بازیگر و چه به‌عنوان مربی، این تیم را به بالاترین رده‌های موفقیت بین‌المللی و به شهرت و محبوبیتی مانند تیم‌های بزرگ دیگر در اروپا چون بایرن مونیخ و یوونتوس رساند. این محبوبیت و موفقیت شاید به خواب هواداران پروپاقرص تیم هم نمی‌آمد. به تاریخ که نگاه کنید، همیشه منچسترسیتی در سایهٔ تیم منچستر یونایتد بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما گواردیولا در ده سال حضور خود بیست عنوان مختلف را نصیب این تیم کرد، یعنی میانگین دو عنوان در هر سال که رکوردی فوق‌العاده برای هر مربی‌ای است. شش عنوان قهرمانی لیگ برتر و قهرمانی اروپا و باشگاه‌های جهان افتخاری را باقی نگذاشت که گواردیولا به آن نرسیده باشد. کار به جایی رسید که انتظارات بالا فصل ۲۰۲۵ &#8211; ۲۰۲۴ را برای منچسترسیتی فاجعه‌بار نمایاند. با اینکه در آن فصل این تیم به مقام سوم لیگ رسیده بود.</span></p>
<figure id="attachment_26633" aria-describedby="caption-attachment-26633" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26633" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?resize=500%2C333" alt="پپ گواردیولا ( Pep Guardiola ) با منچسترسیتی در سال ۲۰۲۳© Steffen Prößdorf / WikiMedia" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-26633" class="wp-caption-text">پپ گواردیولا ( Pep Guardiola ) با منچسترسیتی در سال ۲۰۲۳<br />‎© Steffen Prößdorf / WikiMedia</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌همه افتخارآفرینی در نهایت بخشی از روح و روان و زندگی شما را می‌بلعد. او در نهایت تصمیم گرفت که فعلاً با مربیگری خداحافظی کند و به استراحت و وقت‌گذراندن با خانواده‌اش بپردازد. در آخرین سال حضورش، او برندهٔ جام حذفی و جام لیگ شد و به مقام دوم لیگ برتر رسید تا تیمش برای لیگ قهرمانان اروپا در سال آینده هم انتخاب شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تأثیر گواردیولا در لیگ انگلستان ابدی خواهد بود و هر مربی دیگری پس از وی به‌ناچار با او مقایسه خواهد شد. شخصاً بعید می‌دانم تا چند دهه مربی‌ای به موفقیت او پیدا شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در یک قدمی پرتگاه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم تاتنهام که سال گذشته در لیگ برتر در یک‌سوم پایین جدول بود، توانست به مربیگری آنگه پوستکوگلو جام لیگ اروپا را برای هواداران خود به ارمغان بیاورد که اولین عنوان اروپایی بعد از سال‌ها برای این تیم شمال لندنی بود. شاید فکر می‌کردید همین برای بقای این مربی کافی باشد، ولی پس از فقط چند بازی در ابتدای فصل و نتایج ضعیف، این مربی استرالیایی از سِمَت خود کنار گذاشته شد. فصل فاجعه‌بار ولی ادامه پیدا کرد و پس از استخدام و اخراج دو مربی دیگر در نهایت در پایان فصل، روبرتو دی زربی مأموریت دشوار حفظ بقای تیم در لیگ برتر را به عهده گرفت و موفق شد با کسب مقام هفدهم در نهایت از سقوط فاجعه‌بار به لیگ دستهٔ دوم جلوگیری کند. برای تیمی که سابقه‌ای طولانی در لیگ دستهٔ اول انگلستان دارد و چند سال پیش با هزینهٔ بسیار زیاد یکی از استادیوم‌های مشهور و مدرن انگلستان را برای خود ساخته بود، این سقوط بی‌شک فاجعه می‌بود. فاصلهٔ تاتنهام و وستهام که به دستهٔ پایین‌تر سقوط کرد، فقط دو امتیاز بود. در نهایت تیم‌های وستهام، ولورهمپتون و برنلی به لیگ دستهٔ دوم سقوط کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اصطلاحی را برای اولین‌بار از گری لینه‌کر، ستارهٔ سابق و مجری فوتبال، شنیدم که تیم‌هایی را که دائم بین دستهٔ اول و دوم در حال صعود و سقوط‌اند، به یویو تشبیه کرده بود. تیمِ برنلی بی‌شک در این دسته است که سال پیش به لیگ برتر صعود کرد، ولی فقط پس از یک فصل دوباره به دستهٔ دوم برگشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درآمد حاصل از حضور در لیگ برتر ازجمله حق پخش تلویزیونی به‌مراتب از لیگ دستهٔ دوم بالاتر است و همین باعث می‌شود رقابت داغی بین تیم‌ها برای رسیدن و بقا در لیگ برتر وجود داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عرش به فرش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر موفقیت یک باشگاه را در دو فصل متوالی مقایسه کنیم، شاید ناکام‌ترین تیم‌ها چلسی و لیورپول بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم چلسی که سال گذشته عنوان قهرمانی باشگاه‌های جهان را به دست آورده بود، با تلاطم بسیاری مواجه بود. آن‌ها انزو مارسکا، مربی موفق فصل پیش، را از کار برکنار کردند و در ادامهٔ فصل لیام روسنیر را که به‌عقیدهٔ بسیاری اصلاً در حد و اندازهٔ مربیگری در لیگ برتر نیست، به کار گماشتند. این تیم در نهایت با کسب رتبهٔ دهم در لیگ برتر و عدم کسب هیچ عنوان داخلی و خارجی‌ای جواز حضور به هیچ لیگ اروپایی را برای فصل بعد کسب نکرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم لیورپول که در فصل گذشته قهرمانی زودهنگام خود را جشن گرفته بود هم فصل پرتلاطمی داشت. فصل پیش آرنه اشلوت، مربی هلندی تیم لیورپول، پیاپی تمجید و تحسین می‌شد و گفت‌وگوهای پیاپی انجام می‌داد. آن‌ها در یک اقدام جنجالی مهاجم سوئدی الکساندر ایساک و فلورین ورتز آلمانی را خریداری کردند، ولی متأسفانه مهاجم سوئدی با آسیب‌دیدگی‌های پیاپی روبرو شد و رقم هنگفت پرداختی به نیوکاسل به فنا رفت. محمد صلاح، ستارهٔ مهاجم مصری، هم به‌هیچ‌عنوان درخشش فصل پیش خود را تکرار نکرد و تبدیل به منتقد پرسروصدای مربی تیم شد و در نهایت در پایان فصل پس از چند سالِ درخشان با این تیم خداحافظی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت تیم لیورپول توانست حداقل با کسب عنوان پنجم لیگ برتر مجوز حضور در لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واقعاً در حیرتم که مربی‌ای که فصل گذشته به‌عنوان ستاره و نابغه از وی یاد می‌شد، چطور یک مرتبه می‌تواند از دید منتقدان به یک فرد نادان و ناتوان تبدیل شود. بی‌دلیل نیست خیلی از بازیکنان سابق هیچ علاقه‌ای به مربیگری ندارند. اساساً مربی فوتبال یا هر ورزش دیگری فقط به‌همان اندازهٔ موفقیت اخیرش خوب است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فرش به عرش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر چنین جایزه‌ای وجود داشت، تیم ساندرلند واقعاً مستحق آن بود. تیمی که در چند سال گذشته از لیگ برتر تا دستهٔ سوم هم سقوط کرد و دوباره در فصل گذشته به لیگ برتر بازگشت و با کسب مقام هفتم توانست برای اولین‌بار در تاریخ باشگاه راهی یک رقابت اروپایی بشود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار آن‌ها، تیم بورنموث هم برای اولین بار راهی لیگ اروپا می‌شوند تا فصلی خاطره‌انگیز را برای هواداران خود رقم بزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم‌های انگلیسی در فینال هر سه جام باشگاه‌های اروپا حضور داشتند؛ همین تأیید چندباره‌ای بر قدرت تیم‌های انگلیسی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کریستال پالاس قهرمان لیگ کنفرانس اروپا شد که اولین قهرمانی باشگاهی برای تیمی است که تا فصل پیش هیچ عنوانی را در تاریخ خود نداشت. آن‌ها قهرمان جام حذفی شدند و حالا هواداران خود را خرسند کرده‌اند. استون ویلا هم قهرمان لیگ اروپا شد و تیم آرسنال در فینال از پس پاری سن-ژرمن برنیامد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند حضور در مسابقات اروپایی منبع درآمدزایی بیشتری برای باشگاه‌هاست، ولی حضور در مسابقات داخلی و قاره‌ای واقعاً رمقی برای بازیکنان نمی‌گذارد. این موضوع واقعاً دوگانهٔ عجیبی است. به‌عنوان مثال تیم منچستر یونایتد در فصل گذشته در هیچ رقابت اروپایی حضور نداشت و خیلی‌ها معتقدند خستگی کمتر بازیکنان در صعود مجدد این تیم به بالای جدول لیگ برتر بی‌تأثیر نبود. البته از عملکرد خوب مایکل کریک هم نباید گذشت که این تیم را از پایین جدول در فصل گذشته به مقام سوم رساند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دراوج‌‌‌ماندن بسیار مشکل است و به‌نحوی مربیان موفق قربانی موفقیت خودشان می‌شوند. آن‌ها انتظارات هواداران را از خود بالا می‌برند و اگر نتوانند موفقیت‌های خود را تکرار کنند، مورد بدترین سرزنش‌ها قرار می‌گیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در رقابت سخت بین تیم‌ها که حفظ موقعیت بسیار دشوار است، مربیان، بازیکنان و هواداران باید قدردان لحظه‌های خوب باشند و با خاطرات زیبا زندگی کنند چرا که هیچ تضمینی برای تکرار آن‌ها نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>انگلستان در جام جهانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و اما یکی از تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶، تیم انگلستان است که بی‌تردید بازی‌هایش در سراسر دنیا و مخصوصاً کانادا و آمریکا هواداران زیادی را به خود جذب خواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تیم که مسیر آسانی را برای راهیابی به جام جهانی طی کرد با به‌خدمت‌گرفتن توماس توخل، مربی آلمانی، قصد دارد طلسم شصت‌ساله را بشکند و قهرمان جام جهانی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنیان‌گذار فوتبال نوین علی‌رغم حضورهای متعدد در جام‌های جهانی فقط در سال ۱۹۶۶ که میزبانی مسابقات را به‌عهده داشت توانست قهرمان شود. پس از آن دو مقام چهارمی در سال‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۱۸ بهترین عناوین این تیم در جام جهانی بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار تعداد زیاد بازی‌های داخلی در انگلستان، بازیکنان انگلیسی همیشه متهم بوده‌اند که عِرق ملی ندارند. در مصاحبه‌های دیگر از بازیکنان سابق انگلستان، مسئلهٔ رقابت بین بازیکنان از باشگاه‌های مختلف مطرح شده است. در این لیگ پررقابت گویا برخی بازیکنان نمی‌توانستند به‌صرف بودن در اردوی تیم ملی رقابت در لیگ را فراموش کنند و به همکاری بپردازند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محبوبیت لیگ برتر انگلستان در چندسالهٔ اخیر هم بی‌تردید در محبوبیت بین‌المللی تیم انگلستان بی‌تأثیر نبوده است. خصوصاً در کانادا جمعیت بزرگی از مهاجران انگلیسی یا با تبار انگلیسی وجود دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما گویا این‌بار خود انگلیسی‌ها هم چشمشان آب نمی‌خورد که قهرمان شوند. بازیکنانی مثل فیل فودن و کول پالمر که از ستارگان چندسالهٔ اخیر انگلیسی بوده‌اند، برای تیم ملی انتخاب نشدند که انتقادهای بسیاری را برانگیخت. البته در مسابقات جام ملت‌های اروپا، انگلستان با وجود بازی‌های ضعیف و غیرجذاب خودش را به فینال رساند، ولی بعید می‌دانم این اتفاق این‌بار تکرار شود. همچنین این تیم تاریخچهٔ عملکرد ضعیفی در ضربات پنالتی پایان بازی دارد که کمکی به تیم نخواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جام جهانی و کانادا</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و اما شهرهای کانادایی میزبان بازی‌ها، یعنی تورنتو و ونکوور، هر کدام اولین بازی‌های خود را برگزار کرده‌اند. در تورنتو، تیم کانادا در مقابل بوسنی هرزگوین اولین امتیاز خود را در تاریخ حضور در جام جهانی با تساوی یک بر یک به دست آورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بازی ونکوور، تیم‌های استرالیا و ترکیه به مصاف هم رفتند. ترکیه که پس از کسب مقام شگفت‌انگیز سومی در جام جهانی ۲۰۰۲ یک غیبت طولانی ۲۴ ساله داشته، در عین ناباوری بازی را دو بر صفر به استرالیا واگذار کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در هر دو این بازی‌ها استادیوم مملو از تماشاگر بود و این علی‌رغم هزینهٔ بالای بلیت مسابقات است. حال‌وهوای شهر خصوصاً مرکز شهر کاملاً فوتبالی است و هوای خوب و آفتابی بی‌شک به جو بهتر مسابقات کمک کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر دو شهر تورنتو و ونکوور میزبان مهاجران پرشمار از کشورهای مختلف‌اند که برای دیدن بازی‌ها چه در استادیوم و چه در بار و رستوران هجوم می‌آورند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند مثل بقیهٔ مسابقات بین‌المللی بزرگ چون المپیک، حاشیه و حرف و حدیث کم نبوده، فعلاً که با آغاز مسابقات، شور و حال فوتبال همه‌چیز را به حاشیه رانده است.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/">از لیگ برتر انگلستان تا جام جهانی ۲۰۲۶</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26630</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 12:59:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جام جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26627</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور میان ما چه افتاده است شادی را دیگران کشتند. ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟ ~ بهرام بیضایی: شب هزار و یکم به یاد دارم در سال اول دانشکدهٔ پزشکی، برای نخستین بار با بیماری‌های خودایمنی آشنا شدم؛ بیماری‌هایی که در آن‌ها سیستم ایمنی بدن، به‌جای مقابله با ویروس‌ها، باکتری‌ها یا عوامل خارجی، به سلول‌ها و بافت‌های خودی حمله می‌کند. آن روزها این مفهوم برایم عجیب و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/">جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سعید ممتازی</a>، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">میان ما چه افتاده است</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شادی را دیگران کشتند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">~ بهرام بیضایی: شب هزار و یکم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به یاد دارم در سال اول دانشکدهٔ پزشکی، برای نخستین بار با بیماری‌های خودایمنی آشنا شدم؛ بیماری‌هایی که در آن‌ها سیستم ایمنی بدن، به‌جای مقابله با ویروس‌ها، باکتری‌ها یا عوامل خارجی، به سلول‌ها و بافت‌های خودی حمله می‌کند. آن روزها این مفهوم برایم عجیب و حتی کمی ترس‌آور بود. چگونه ممکن است پیچیده‌ترین سیستم دفاعی بدن، دشمن را اشتباه بگیرد و به‌جای حفاظت از خود، به جنگ با خود برخیزد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال‌ها بعد، با پیشرفت دانش ایمنی‌شناسی، پاسخ این پرسش روشن‌تر شد. در میان میلیون‌ها سلول سیستم ایمنی، گروهی کوچک اما حیاتی وجود دارند که به آن‌ها سلول‌های T تنظیمی یا Tregulatory (به‌اختصار Treg) گفته می‌شود. این سلول‌ها نوعی از گلبول‌های سفیدند که وظیفه‌ای بسیار مهم بر عهده دارند؛ جلوگیری از حملهٔ سیستم ایمنی به خود بدن. آن‌ها نه سربازان خط مقدم‌اند و نه جنگجویان مهاجم، بلکه نقش میانجی، تنظیم‌کننده و حافظ تعادل را ایفا می‌کنند. مراقب‌اند که دفاع از بدن به جنگ داخلی تبدیل نشود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید به‌همین دلیل بود که وقتی در سال ۲۰۲۵ پژوهش‌های مربوط به این سلول‌ها جایزهٔ نوبل پزشکی را دریافت کردند، بار دیگر به این مفهوم فکر کردم. هرچه بیشتر دربارهٔ Tregها می‌خواندم، بیشتر احساس می‌کردم که این کشف تنها دربارهٔ زیست‌شناسی نیست. گویی طبیعت در حال آموزش حقیقتی عمیق‌تر دربارهٔ انسان و جامعه است؛ هیچ سیستم پیچیده‌ای تنها با قدرت زنده نمی‌ماند؛ بقا به تنظیم، تعادل و جلوگیری از جنگ با خویشتن وابسته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وقتی فوتبال فقط فوتبال نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این روزها که تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ و در آمریکا به میدان می‌رود، بارها به یاد همین سلول‌ها افتاده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واکنش ایرانیان به تیم ملی، بیش از هر دورهٔ دیگری، متنوع و گاه متضاد به نظر می‌رسد. برای برخی، تیم ملی همچنان یادآور خاطرات مشترک، شور خیابان‌ها، فریادهای شادی، اسطوره‌ها از پرویز قلیچ خانی تا علی دایی و بسیاری دیگر، و بخشی از هویت فرهنگی و غرور ایرانیان است. برای برخی دیگر، نگاه به تیم ملی از زمینه‌های سیاسی و اجتماعی جدا نیست. گروهی با اشتیاق تشویق می‌کنند، گروهی با هیجان مخالفت می‌کنند و عده‌ای نیز میان این دو ایستاده‌اند و با تردید به این یا آن گروه می‌نگرند؛ واکنش‌هایی که در بازی اول ایران در مقابل نیوزیلند و رفتارهای متقابل تماشاگران و بازیکنان شاهد بودیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که هیچ‌یک از این احساسات لزوماً غیرواقعی نیستند. هر کدام ریشه در تجربه‌ای زیسته، خاطره‌ای شخصی یا روایتی متفاوت از ایران دارند. در چنین شرایطی، فوتبال دیگر فقط فوتبال نیست. هر گل، هر پرچم، هر شعار و حتی هر سکوت، به حامل معنا تبدیل می‌شود. زمین مسابقه به صحنه‌ای برای بازتاب امیدها، زخم‌ها، آرزوها و اختلاف‌های یک ملت بدل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زخم‌هایی که در حافظهٔ جمعی باقی می‌مانند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روان‌پزشک آمریکایی، جودیت هرمن، در کتاب «تروما و بهبودی» توضیح می‌دهد که تروما تنها یک حادثهٔ دردناک نیست، بلکه تجربه‌ای است که احساس امنیت و اعتماد را مختل می‌کند. فرد یا جامعهٔ آسیب‌دیده برای مدتی طولانی در وضعیت آماده‌باش باقی می‌ماند. حساسیت نسبت به تهدید افزایش می‌یابد و جهان بیش از پیش به دو قطب دوست و دشمن تقسیم می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر این توصیف آشنا به نظر می‌رسد، شاید به‌این دلیل است که بسیاری از ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در مهاجرت، سال‌هاست با لایه‌هایی از نااطمینانی، فشارهای اقتصادی، مهاجرت، سوگ‌های جمعی و تنش‌های اجتماعی زندگی کرده‌اند. به این تجربه‌ها در ماه‌های اخیر، جنگ و بی‌اطمینانی از آینده هم اضافه شد. چنین تجربه‌هایی تنها در حافظه باقی نمی‌مانند؛ آن‌ها بر نحوهٔ نگاه ما به جهان نیز اثر می‌گذارند. در جوامع زخمی، نمادها وزن بیشتری پیدا می‌کنند. آنچه در شرایط عادی می‌تواند صرفاً یک مسابقهٔ فوتبال باشد، به موضوعی عمیقاً عاطفی و هویتی تبدیل می‌شود. واکنش‌ها شدیدتر می‌شوند و برداشت‌ها معنای گسترده‌تری پیدا می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آرامش پس از توفان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای اخیر، با کاهش درگیری‌ها و شکل‌گیری چشم‌انداز پایان جنگ، احساسی پیچیده و چندلایه در میان ایرانیان شکل گرفته است. برخی از پایان خشونت و کاهش خطر جنگ احساس آسودگی می‌کنند. برخی دیگر همچنان با نگرانی، تردید یا خشم به آینده می‌نگرند. گروهی امیدوارند که این پایان بتواند راهی برای بازسازی و بهبود شرایط زندگی باز کند و گروهی دیگر نگران‌اند که مسائل عمیق‌تر جامعه همچنان پابرجا بماند. گزارش‌های منتشرشده از واکنش‌های مردم نیز نشان می‌دهد که در کنار حس آرامش از پایان درگیری، خستگی، درماندگی آموخته‌شده، بی‌اعتمادی و عدم قطعیت همچنان در میان بسیاری از مردم ما دیده می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نگاه روان‌شناسی تروما، این وضعیت کاملاً قابل‌انتظار است. پایان جنگ الزاماً به‌معنای پایان پیامدهای روانی جنگ نیست. بدن انسان حتی پس از رفع خطر نیز مدتی در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند. جامعه‌ها هم چنین‌اند. پس از دوره‌های طولانی تنش، اضطراب و نااطمینانی، احساسات متناقضی مانند امید، سوگ، خشم، آسودگی و نگرانی می‌توانند هم‌زمان حضور داشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جودیت هرمن در کتاب «تروما و بهبودی» یادآوری می‌کند که نخستین گام ترمیم، بازگشت احساس امنیت است. اما امنیت صرفاً نبودن جنگ نیست. امنیت یعنی توانایی دوبارهٔ برنامه‌ریزی برای آینده، اعتمادکردن، رؤیادیدن و ساختن زندگی روزمره.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید به‌همین دلیل است که واکنش ایرانیان به پایان جنگ و هم‌زمان به حضور تیم ملی در جام جهانی، تا این اندازه متنوع و گاه متناقض به نظر می‌رسد. بسیاری از مردم نه‌صرفاً دربارهٔ فوتبال، بلکه دربارهٔ آینده، هویت، امید و سرنوشت خود سخن می‌گویند. فوتبال تنها یکی از صحنه‌هایی‌ست که این احساسات در آن نمایان می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چنین لحظه‌هایی جامعه بیش از هر زمان دیگری به «Tregهای اجتماعی» نیاز دارد؛ به نیروهایی که بتوانند اضطراب را به گفت‌وگو، خشم را به فهم متقابل و اختلاف را به همزیستی تبدیل کنند. همان‌گونه که سلول‌های Treg مانع حملهٔ سیستم ایمنی به بدن می‌شوند، جامعه نیز به انسان‌ها و نهادهایی نیاز دارد که اجازه ندهند زخم‌های گذشته به جنگ دائمی میان بخش‌های مختلف آن تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زندگی در میان روایت‌های متفاوت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ روانی، توانایی تحمل پیچیدگی است. آنا فروید نشان داد که انسان‌ها برای مقابله با اضطراب از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کنند. این دفاع‌ها برای بقا ضروری‌اند، اما زمانی‌که انعطاف خود را از دست بدهند، می‌توانند فاصلهٔ میان انسان‌ها را بیشتر کنند. رشد روانی زمانی رخ می‌دهد که انسان بتواند با بخش‌های متفاوت و گاه متناقض وجود خود روبه‌رو شود. جامعه‌ها نیز از همین قانون پیروی می‌کنند. هیچ ملت سالمی از یک روایت واحد تشکیل نشده است. هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از صداها، تجربه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید مهم‌ترین آزمون امروز ایران این نباشد که چه کسی تیم ملی را تشویق می‌کند و چه کسی نمی‌کند. پرسش عمیق‌تر این است که آیا هنوز می‌توانیم وجود روایت‌های متفاوت از ایران را تحمل کنیم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا می‌توان پذیرفت که دو نفر با تجربه‌های متفاوت، احساسات متفاوتی نسبت به یک نماد مشترک داشته باشند و همچنان هر دو خود را متعلق به این سرزمین بدانند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آنچه یک ملت را ترمیم می‌کند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بوریس سیرو‌لنیک، نظریه‌پرداز برجستهٔ تاب‌آوری، معتقد بود که انسان‌ها در رابطه ترمیم می‌شوند. زخم‌های روانی تنها با گذشت زمان درمان نمی‌شوند؛ آن‌ها به معنا، ارتباط و روایت نیاز دارند. ویکتور فرانکل نیز پس از عبور از اردوگاه‌های مرگ نوشت که انسان می‌تواند دشوارترین رنج‌ها را تحمل کند، اگر بتواند معنایی برای آن بیابد. نیچه نیز از تبدیل رنج به نیرویی برای رشد سخن می‌گفت. وجه مشترک همهٔ این دیدگاه‌ها آن است که بهبودی از حذف درد آغاز نمی‌شود؛ از بازسازی ظرفیت زندگی در کنار درد آغاز می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید در سطح اجتماعی نیز همین اصل صادق باشد. تاب‌آوری یک ملت به‌این معنا نیست که اختلافی وجود نداشته باشد؛ تاب‌آوری یعنی توانایی حفظ پیوندهای انسانی، حتی زمانی‌که اختلاف‌ها عمیق‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ایران به Tregهای اجتماعی نیاز دارد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهم‌ترین درس Tregها این است که سلامت یک سیستم به حذف اختلاف‌ها وابسته نیست؛ به ظرفیت تنظیم اختلاف‌ها وابسته است. بدن سالم بدنی نیست که هیچ واکنش ایمنی‌ای نداشته باشد. جامعهٔ سالم نیز جامعه‌ای نیست که همه در آن یکسان فکر کنند. سلامت زمانی شکل می‌گیرد که تفاوت‌ها بتوانند بدون تبدیل‌شدن به جنگ دائمی، در کنار یکدیگر وجود داشته باشند. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به Tregهای اجتماعی نیاز دارد؛ به انسان‌هایی که نقش تنظیم‌کننده را ایفا کنند؛ به معلمان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران، درمانگران، روشنفکران، والدین و شهروندانی که بتوانند میان روایت‌های متفاوت پل بزنند؛ به کسانی که به‌جای تشدید التهاب، ظرفیت شنیدن دیگری را ایجاد کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جام جهانی خواهد گذشت. نتایج مسابقات فراموش خواهد شد. اما پرسشی که باقی می‌ماند این است که آیا ما توانسته‌ایم در میان همهٔ تفاوت‌ها، همچنان یکدیگر را بخشی از یک پیکر مشترک ببینیم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌گونه که بدن برای سلامت به سلول‌های Treg نیاز دارد، جامعه نیز برای بقا به نیروهای ترمیم‌کننده، تنظیم‌کننده و آشتی‌دهنده نیاز دارد. شاید آیندهٔ ایران، بیش از هر چیز، به همین سلول‌های اجتماعی وابسته باشد؛ به کسانی که یادآوری می‌کنند می‌توان متفاوت اندیشید، اما همچنان به یک سرزمین تعلق داشت. این شاید مهم‌ترین معنای تاب‌آوری باشد؛ نه حذف اختلاف‌ها، بلکه حفظ پیوندها در میان اختلاف‌ها.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*از بنیان‌گذاران<a href="https://behravan.ai/" target="_blank" rel="noopener"> پلتفرم بهروان</a>، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/">جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26627</post-id>	</item>
		<item>
		<title>راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 01:20:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[الف صدرا]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[مرجان ساتراپی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26621</guid>

					<description><![CDATA[<p>الف صدرا – ونکوور در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/">راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%84%d9%81-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">الف صدرا</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون با انتشار خبر درگذشت او در پنجاه و شش سالگی، ایران یکی از صداهای منحصربه‌فرد خود را از دست داده است. خانوادهٔ او اعلام کرده‌اند که ساتراپی اندکی بیش از یک‌سال پس از مرگ همسرش، ماتیاس ریپا، درگذشته است. خبر درگذشت او موجی از اندوه را در میان نویسندگان، هنرمندان و فعالان فرهنگی جهان برانگیخت و بسیاری از چهره‌های فرهنگی و سیاسی فرانسه از او به‌عنوان هنرمندی یاد کردند که آزادی را به زبان هنر ترجمه کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت متولد و در تهران بزرگ شد. او در خانواده‌ای روشنفکر و سیاسی پرورش یافت؛ خانواده‌ای که از نزدیک تحولات ایران پیش و پس از انقلاب را تجربه کرده بود. کودکی و نوجوانی او هم‌زمان با یکی از پرتلاطم‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران بود؛ انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق، محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی و تغییرات عمیقی که زندگی میلیون‌ها ایرانی را دگرگون کرد. این تجربه‌ها بعدها به مهم‌ترین منابع الهام آثار او تبدیل شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساتراپی از همان سال‌های نوجوانی با مفهوم تبعید آشنا شد. وقتی ساتراپی چهارده‌ساله بود، مدیر مدرسه‌ را که قصد داشت جواهرات او را ضبط کند، کتک زد و خانواده که نگرانش بودند، او را برای ادامهٔ تحصیل به وین فرستادند. این مهاجرت آغاز دوره‌ای دشوار در زندگی او بود. سال‌هایی سرشار از تنهایی، بحران هویت، احساس بی‌ریشگی و تلاش برای پیداکردن جایگاهی میان دو فرهنگ متفاوت. او بعدها در آثارش بارها به این تجربه بازگشت؛ تجربهٔ انسانیِ کسی که نه کاملاً به سرزمین مادری تعلق دارد و نه در سرزمین جدید احساس درخانه‌بودن می‌کند. همین وضعیت میان‌بودگی بعدها به یکی از مهم‌ترین مضامین آثارش تبدیل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از بازگشت کوتاهی به ایران، ساتراپی سرانجام در دههٔ نود میلادی به فرانسه مهاجرت کرد و آنجا بود که مسیر هنری واقعی خود را پیدا کرد. در فرانسه با فضای پویای کمیک و رمان گرافیکی آشنا شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۲۰۰۰ نخستین جلد «پرسپولیس» منتشر شد؛ اثری که نه‌فقط زندگی او، بلکه مسیر تاریخ رمان گرافیکی را نیز تغییر داد. «پرسپولیس» داستان دختری نوجوان است که در میان انقلاب، جنگ، سرکوب و مهاجرت بزرگ می‌شود. روایت از زاویهٔ دید یک کودک آغاز می‌شود؛ کودکی که تلاش می‌کند جهان پیچیدهٔ اطرافش را بفهمد. و همین نگاه کودکانه و صادقانه بود که اثر را به تجربه‌ای جهانی تبدیل کرد.</span></p>
<figure id="attachment_26624" aria-describedby="caption-attachment-26624" style="width: 342px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="wp-image-26624 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?resize=342%2C500" alt="مرجان ساتراپی در جشنوارۀ فیلم کن، ۲۰۰۸‎© Georges Bird / WikiMedia
- - - - -
در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند...
#فیلم #مرجان_ساتراپی #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="342" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?w=342&amp;ssl=1 342w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?resize=205%2C300&amp;ssl=1 205w" sizes="(max-width: 342px) 100vw, 342px" /><figcaption id="caption-attachment-26624" class="wp-caption-text">مرجان ساتراپی در جشنوارۀ فیلم کن، ۲۰۰۸ ‎© Georges Bird / WikiMedia</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیش از «پرسپولیس»، بسیاری از مخاطبان غربی ایران را تنها از دریچهٔ سیاست می‌شناختند. ساتراپی اما ایران را از زاویهٔ زندگی روزمره نشان داد؛ از دل خانواده‌ها، مدرسه‌ها، دوستی‌ها، عشق‌ها و ترس‌های معمولی انسان‌ها. او به‌جای آنکه دربارهٔ حکومت سخنرانی کند، دربارهٔ آدم‌ها داستان گفت. همین رویکرد سبب شد میلیون‌ها خواننده در سراسر جهان با شخصیت‌های او همدلی کنند. «پرسپولیس» به ده‌ها زبان ترجمه شد و به یکی از موفق‌ترین آثار تاریخ رمان گرافیکی تبدیل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اهمیت «پرسپولیس» تنها در موفقیت تجاری آن نبود. این کتاب جایگاه رمان گرافیکی را نیز ارتقا داد. تا پیش از آن، بسیاری، کمیک را رسانه‌ای صرفاً سرگرم‌کننده می‌دانستند. ساتراپی نشان داد که تصویر و متن می‌توانند در کنار هم به‌اندازهٔ رمان‌های بزرگ ادبی، حامل پیچیدگی‌های انسانی و تاریخی باشند. او ثابت کرد که یک داستان مصور نیز می‌تواند دربارهٔ تبعید، ایدئولوژی، مرگ، آزادی و هویت سخن بگوید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی است برخی اشارات ساتراپی در «پرسپولیس» ازجمله به ماجرای سینما رکس آبادان، سال‌ها بعد و به‌ویژه پس از مرگش مورد انتقاد قرار گرفت. هرچند ساتراپی در زمان حیاتش بارها تأکید کرد که «پرسپولیس» یک کتاب تاریخ رسمی، تحلیلی یا آکادمیک نیست، بلکه یک داستان مصور خودزندگینامه است و محتوای کتاب بازسازی فضای شایعات و «باورهای عمومی مردم» آن دوران از زاویهٔ دید یک کودک بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از موفقیت «پرسپولیس»، ساتراپی به سراغ آثار دیگری رفت. «گلدوزی‌ها» کتابی بود دربارهٔ زنان ایرانی، روابط عاطفی، ازدواج و رازهایی که معمولاً در فضای عمومی بیان نمی‌شوند. این کتاب تصویری متفاوت از زنان ایرانی ارائه می‌داد؛ زنانی شوخ‌طبع، باهوش، منتقد و سرشار از میل به زندگی. اثر دیگر او، «خورش مرغ با آلو»، روایتی تلخ و شاعرانه از عشق، فقدان و مرگ بود که بعدها به فیلمی سینمایی نیز تبدیل شد که گلشیفته فراهانی در آن بازی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما فعالیت ساتراپی به ادبیات محدود نماند. او خیلی زود به سینما روی آورد و یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های تاریخ کمیک را خلق کرد. فیلم انیمیشن «پرسپولیس» که در سال ۲۰۰۷ با همکاری ونسان پارونو ساخته شد، در جشنوارهٔ کن به نمایش درآمد و جایزهٔ هیئت داوران را دریافت کرد. این فیلم بعدها نامزد جایزهٔ اسکار شد و مخاطبان بسیار گسترده‌تری را با جهان فکری ساتراپی آشنا کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موفقیت سینمایی او اتفاقی گذرا نبود. ساتراپی در سال‌های بعد فیلم‌های متعددی ساخت که هر کدام نشان‌دهندهٔ جسارت او در تجربه‌گرایی بودند. «رادیواکتیو» دربارهٔ زندگی ماری کوری و آثار دیگرش نشان دادند که او نمی‌خواهد صرفاً خالق «پرسپولیس» باقی بماند. بسیاری از هنرمندان پس از خلق یک شاهکار در سایهٔ همان اثر می‌مانند، اما ساتراپی همواره تلاش کرد مسیرهای تازه‌ای را بیازماید.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26625" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?resize=326%2C500" alt="راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟ - - - - - در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند... #فیلم #مرجان_ساتراپی #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="326" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?w=326&amp;ssl=1 326w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?resize=196%2C300&amp;ssl=1 196w" sizes="auto, (max-width: 326px) 100vw, 326px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کنار فعالیت هنری، ساتراپی همواره چهره‌ای سیاسی و اجتماعی نیز بود؛ هرچند خودش بارها تأکید می‌کرد که پیش از هر چیز یک هنرمند است. او از منتقدان جدی استبداد، سانسور و محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان در ایران بود. در جریان اعتراضات مختلف ایران، به‌ویژه جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بار دیگر به یکی از صداهای شناخته‌شدهٔ جامعهٔ ایرانی در سطح جهانی تبدیل شد. او در پروژهٔ کتاب مصور «زن، زندگی، آزادی» نقش مهمی ایفا کرد و کوشید صدای معترضان ایرانی را به مخاطبان بین‌المللی منتقل کند. یکی از شرط‌های مرجان ساتراپی برای چاپ این کتاب، قراردادن </span><a href="https://iran-tc.com/wp-content/uploads/2023/09/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C.pdf"><span style="font-weight: 400;">نسخهٔ فارسی کتاب به‌صورت آنلاین</span> </a><span style="font-weight: 400;">و رایگان بود تا دسترسی ایرانیان داخل و خارج از کشور و فارسی‌زبانان دیگر به این کتاب آسان شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، آنچه ساتراپی را از بسیاری از چهره‌های هنری_سیاسی متمایز می‌کرد، پرهیز او از ساده‌سازی بود. او جهان را به دو قطب خیر و شر تقسیم نمی‌کرد. در آثارش، حتی مخالفانش نیز انسان بودند؛ انسان‌هایی گرفتار تاریخ، ایدئولوژی و ترس. شاید به‌همین دلیل است که نوشته‌ها و فیلم‌هایش هنوز هم پس از گذشت سال‌ها تازگی خود را حفظ کرده‌اند. او بیش از آنکه قضاوت کند، روایت می‌کرد و بیش از آنکه شعار بدهد، می‌کوشید پیچیدگی انسان را نشان دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساتراپی همچنین نمونه‌ای نادر از هنرمندی بود که توانست میان شرق و غرب پلی واقعی بسازد. او نه تصویری رمانتیک از ایران ارائه می‌کرد و نه تصویری سیاه و یکدست. ایرانِ او سرزمینی پیچیده بود؛ جایی‌که در آن عشق و خشونت، امید و ناامیدی، سنت و مدرنیته در کنار هم وجود دارند. همین نگاه چندلایه سبب شد آثارش برای مخاطبان ایرانی و غیرایرانی به یک اندازه جذاب باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون که مرجان ساتراپی دیگر در میان ما نیست، میراث او بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. او تنها نویسنده‌ای موفق یا فیلمسازی شناخته‌شده نبود. او حافظ بخشی از حافظهٔ جمعی ایرانیان بود؛ کسی که تجربهٔ نسل انقلاب، جنگ، مهاجرت و تبعید را به‌زبان هنر ثبت کرد. بسیاری از نویسندگان و هنرمندان می‌آیند و می‌روند، اما تنها تعداد اندکی موفق می‌شوند روایت خود را به بخشی از حافظهٔ جهان تبدیل کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرجان ساتراپی از همین گروه اندک بود. زنی که از خیابان‌های تهران آغاز کرد، به پاریس رسید و سرانجام داستان زندگی خود را به داستان میلیون‌ها انسان بدل ساخت. آثار او همچنان خوانده خواهند شد، فیلم‌هایش همچنان دیده خواهند شد و آن دختر نوجوانی که در صفحات سیاه و سفید «پرسپولیس» با جهان روبه‌رو می‌شود، همچنان برای نسل‌های آینده زنده خواهد ماند. شاید بزرگ‌ترین پیروزی یک نویسنده نیز چیزی جز همین نباشد؛ اینکه پس از مرگش، صدایش هنوز در جهان شنیده شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب‌ها و فیلم‌های ساتراپی در اغلب کتابخانه‌های مترو ونکوور برای امانت‌گرفتن رایگان در دسترس‌اند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/">راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26621</post-id>	</item>
		<item>
		<title>توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2026 16:10:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26617</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور طی هفته‌های گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب می‌کرد.  در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامهٔ میان دو کشور به‌صورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهم‌نامه به‌صورت حضوری در کشور...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/">توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی هفته‌های گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب می‌کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامهٔ میان دو کشور به‌صورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهم‌نامه به‌صورت حضوری در کشور سوئیس به امضای جی. دی. ونس، معاون ریاست جمهوری آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران، خواهد رسید، هرچند هم زمان با امضای تفاهم‌نامه از سوی دو رئیس‌جمهور، خبرها حاکی از آن است که برگزاری تشریفات رسمی برای امضای حضوری لغو شده یا دست‌کم در تاریخ و زمان اعلام‌شده برگزار نخواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعدازظهر چهارشنبه، واشنگتن متن یادداشت تفاهم میان دو کشور را که ۱۴ بند دارد، منتشر کرد. ساعاتی بعد ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، نیز پیش‌نسخه‌ای از این تفاهم‌نامه را منتشر کرد. در خبرها آمده است که نسخه‌های منتشرشدهٔ این تفاهم‌نامه از سوی دو کشور تقریباً یکسان‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موضوعاتی که در این ۱۴ بند به آن‌ها پرداخته شده‌اند، به پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها ازجمله لبنان، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، بازگشایی تنگهٔ هرمز، تعهد دو کشور به مذاکره و دستیابی به توافق نهایی حداکثر ظرف ۶۰ روز (مهلتی که با رضایت متقابل قابل‌تمدید است) دربارهٔ موضوعاتی مانند تعیین تکلیف اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالای موجود در تأسیسات هسته‌ای بمباران‌شده در ایران، اختصاص یافته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ظاهر، آمریکا و جمهوری اسلامی هر دو از توافقی سخن می‌گویند که هدف آن پایان‌دادن به درگیری‌ها، بازگشایی تنگهٔ هرمز، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و آغاز مذاکرات گسترده‌تر دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران و تحریم‌هاست، اما وقتی به روایت‌های دو طرف نگاه می‌کنیم، تصویر پیچیده‌تر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مقام‌های جمهوری اسلامی ایرانی این توافق را نشانه‌ای از موفقیت دیپلماسی و حفظ حقوق ایران توصیف می‌کنند. در روایت تهران، جمهوری اسلامی بدون عقب‌نشینی از اصول خود توانسته است طرف مقابل را به پذیرش تعهدات جدید وادار کند. در مقابل، مقام‌های آمریکایی تأکید می‌کنند که این توافق نتیجهٔ فشارهای سیاسی و نظامی بوده و جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تشدید بحران ناچار به پذیرش تعهدات تازه شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان، واکنش اسرائیل اهمیت ویژه‌ای دارد. دولت بنیامین نتانیاهو از مدت‌ها پیش بر این باور بوده است که فشار بر جمهوری اسلامی باید تا رسیدن به تغییرات اساسی ادامه پیدا کند. از نگاه بسیاری از مقام‌های اسرائیلی، هر توافقی که به ایران امکان کاهش فشار اقتصادی یا بازیابی بخشی از ظرفیت‌های خود را بدهد، توافق مطلوبی نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای اخیر، گزارش‌های مختلف از بروز اختلاف‌نظر میان تل‌آویو و واشنگتن حکایت داشته‌اند. هرچند دو کشور همچنان خود را متحدان نزدیک یکدیگر می‌دانند، اما دولت ترامپ توافق را فرصتی برای خروج از یک بحران پرهزینه می‌بیند، در حالی‌که دولت اسرائیل نگران است این توافق به تثبیت وضعیتی منجر شود که از نظر آن کشور همچنان تهدیدآمیز است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این شکاف اهمیت زیادی دارد، زیرا هیچ نظم امنیتی جدیدی در خاورمیانه نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن نقش اسرائیل پایدار بماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در عین حال، تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان می‌دهد که در چهار دههٔ گذشته، توافق‌های متعددی شکل گرفته‌اند، امیدهای بسیاری ایجاد شده و سپس در اثر تغییر دولت‌ها، تحولات منطقه‌ای یا بازگشت بی‌اعتمادی‌ها از میان رفته‌اند. هیچ تضمینی وجود ندارد که این بار مسیر متفاوتی طی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما برای مردم ایران و ما ایرانیانِ غربت‌نشین که از دور و با نگرانی تحولات کشورمان را دنبال می‌کنیم، مهم‌ترین موضوع در این تفاهم‌نامه، نادیده‌گرفته‌شده زندگی میلیون‌ها انسانی‌ست که نه در نوشتن و امضا‌شدن آن نقشی داشته‌اند و نه در هیچ‌یک از بندهای آن حتی نامی از آن‌ها و حقوق انسانی‌شان برده شده است؛ هزاران انسان بی‌گناهی که طی کشتار دی‌ماه در مطالبه برای آزادی و حقوق انسانی‌شان جان باختند؛ هزاران نفری که در زیر بمباران جان و مال خود را از دست دادند، میلیون‌ها انسانی که سال‌ها باید با ترومای کشتار و جنگ زندگی کنند، در حالی‌که آن‌طور که پیداست جمهوری اسلامی از جنگی که قرار بود «مداخلهٔ بشردوستانه» یا «عملیات نجات مردم ایران» باشد، جان تازه‌ای یافته، و ماشین کشتارش همچنان در کار است. همین سه‌شنبه، یعنی یک روز پیش از امضای تفاهم‌نامه، جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی، دو نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به جرم «افساد فی الارض» اعدام شدند، هزاران زندانی سیاسی هنوز در بندند و بسیاری از آن‌ها زیر شکنجه و در انتظار بیدادگاه‌های فرمایشی حکومت‌اند، قوهٔ قضاییه برای پرستو احمدی، خوانندهٔ جوانی که «کنسرت فرضی»‌اش را در کاروانسرا اجرا کرد، با اتهامات واهی همیشگی‌اش حکم شلاق صادر کرده است، کاروانال‌های فرمایشی حکومتی شبانه آسایش مردم را سلب کرده است، و… همهٔ این‌ها حاکی از آن است که حکومت هر چقدر در مقابل «دشمن خارجی» یا به تعبیر خودش «شیطان بزرگ» حاضر به امتیاز‌دادن و گذشتن از «حقوق مسلم» و «آرمان‌های انقلاب» است، در «جبههٔ داخلی» قصدی برای پاسخگویی به خواسته‌های بحق و سرکوب‌شدهٔ مردم ایران در طول نزدیک به نیم‌قرن و بهبود وضعیت آنان ندارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تفاهم‌نامهٔ اخیر شاید سایهٔ جنگ را موقتاً دور کند، اما برای مردم ایران تکرار یک واقعیتِ تلخ است؛ در مناسبات سرد جهانی، امنیتِ آبراه‌ها بر جان و حقوق انسان‌ها ارجحیت دارد. با این‌حال، هیچ توافق خارجی و سکوت بین‌المللی‌ای نمی‌تواند بحران مشروعیت حکومتی را که با شهروندانش در جنگ است، بپوشاند. نبرد در «جبههٔ داخلی» همچنان ادامه دارد؛ نه با توهمِ ناجیان خارجی، بلکه با مقاومتِ مستمر و پرهزینه‌ای که جامعهٔ ایران در تنهایی به دوش می‌کشد. تا زمانی‌که در این جبهه صلحی مبتنی بر آزادی برقرار نشود، هیچ تفاهم‌نامه‌ای روی کاغذ، تضمین‌کنندهٔ صلح و ثبات آینده نخواهد بود.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/">توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26617</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دویست و شصت و ششمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2026 07:00:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرشیو مجلات]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان مهاجر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياري]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياری]]></category>
		<category><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[همیاری ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26613</guid>

					<description><![CDATA[<p>﻿﻿﻿ برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه اینجا کلیک کنید همراه با نگاهی به تفاهم‌نامهٔ آتش‌بس ۶۰ روزه میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران هم‌زمان با تداوم اعدام‌ها و احکام ظالمانهٔ دادگاه‌ها در داخل ایران، گزارشی از ایران دربارهٔ بحران شدید اقتصادی کنونی و روایت‌هایی از مردم در تهران، معرفی کمپین «گرمای قدم‌ها؛ کمپین خانوادگی جامعهٔ ایرانیان»، کمپینی برای تأمین مالی فعالیت‌های «بنیاد نیکوکاری یارا» برای کارآفرینی و نیز تهیه و توزیع سبد کالا برای زنان سرپرست...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/">دویست و شصت و ششمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><iframe style="width: 700px; height: 400px;" src="https://s3.amazonaws.com/online.fliphtml5.com/qmuk/Issue-266/index.html" frameborder="0" scrolling="no" seamless="seamless" allowfullscreen="allowfullscreen"><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start"></span></iframe></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه</span><strong><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266"> اینجا</a></strong><span style="font-weight: 400;"> کلیک کنید</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">همراه با نگاهی به تفاهم‌نامهٔ آتش‌بس ۶۰ روزه میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران هم‌زمان با تداوم اعدام‌ها و احکام ظالمانهٔ دادگاه‌ها در داخل ایران، گزارشی از ایران دربارهٔ بحران شدید اقتصادی کنونی و روایت‌هایی از مردم در تهران، معرفی کمپین «گرمای قدم‌ها؛ کمپین خانوادگی جامعهٔ ایرانیان»، کمپینی برای تأمین مالی فعالیت‌های «بنیاد نیکوکاری یارا» برای کارآفرینی و نیز تهیه و توزیع سبد کالا برای زنان سرپرست خانوار در ایران، مقاله‌ای دربارهٔ روان‌شناسی تروما و کنترل احساسات و هیجانات ناشی از آن در شرایط کنونی و هم‌زمان با برگزاری جام جهانی فوتبال برای ایرانیان، نگاهی به زندگی مرجان ساتراپی، هنرمند ایرانی‌فرانسوی که به‌تازگی درگذشت، معرفی نمایش «چهار صندوق» نوشتهٔ بهرام بیضایی، که در ماه ژوئیه در ونکوور به روی صحنه خواهد رفت، مروری بر فاجعهٔ بمب‌گذاری در پرواز شمارهٔ ۱۸۲ ایر ایندیا؛ مرگ‌بارترین سانحهٔ هوایی و پرهزینه‌ترین پروندهٔ حقوقی در تاریخ کانادا، به‌مناسبت چهل و یکمین سالگرد آن، گزارشی از ادامهٔ فعالیت‌های بنیاد نیکوکاری یارا در تهیه و توزیع سبد کالا برای زنان سرپرست خانوار در ایران و مطالب متنوع دیگر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">نسخهٔ چاپی شمارهٔ دویست و شصت و ششم «رسانهٔ همیاری» در فروشگاه‌های ایرانی در ونکوور، نورث‌شور، ترای‌سیتیز، برنابی و میپل ریج در دسترس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><em><strong>در نسخهٔ دیجیتال، آگهی‌های قابل کلیک با نماد زیر مشخص شده است.</strong></em></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-1722" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/06/Click-Icon-2.jpg?resize=211%2C300" alt="Click Icon-2" width="211" height="300" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با مطالب و آثاری از:<br />
<span style="font-weight: 400;">دکتر لیلا راعی، دکتر فرشید سادات‌شریفی، مهدی ساکی، مینا سبزواری، الف صدرا، سیما غفارزاده، علیرضا فدایی، هومن کبیری پرویزی، دکتر سعید ممتازی و ترانه وحدانی</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">در این شماره می‌خوانید:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=5" target="_blank" rel="noopener">توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</a></span></li>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=6"><span style="font-weight: 400;">گرمای قدم‌ها؛ کمپین خانوادگی جامعهٔ ایرانیان</span></a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=8" target="_blank" rel="noopener">الهام‌گرفتن زیرِ دوش!  &#8211; چرا بهترین ایده‌ها زیر دوش به سراغمان می‌آیند: شش بینش شگفت‌انگیز دربارۀ «علمِ الهام»</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=11">بحران سنگین اقتصادی در ایرانِ جنگ‌زده روایت‌هایی از روزهای تلخ و سیاه مردم تهران</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=12" target="_blank" rel="noopener">جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=14" target="_blank" rel="noopener">راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=18" target="_blank" rel="noopener">گزارش ادامهٔ فعالیت‌های بنیاد نیکوکاری یارا در تهیه و توزیع سبد کالا، ارسالی در نیمهٔ ژوئن ۲۰۲۶</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=19" target="_blank" rel="noopener">چهار صندوق قصهٔ همیشگی ما، قصهٔ یکی نبودن</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=21" target="_blank" rel="noopener">نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت سوم)</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=22" target="_blank" rel="noopener">از لیگ برتر انگلستان تا جام جهانی ۲۰۲۶</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-266/#p=22" target="_blank" rel="noopener">برگی از تاریخ کانادا: بمب‌گذاری در پرواز شمارهٔ ۱۸۲ ایر ایندیا؛ مرگ‌بارترین سانحهٔ هوایی و پرهزینه‌ترین پروندهٔ حقوقی در تاریخ کانادا</a></span></li>
</ul>
</li>
</ul>
</li>
</ul>
</li>
</ul>
</li>
</ul>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/">دویست و شصت و ششمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26613</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دیدار کوتاهی با پروانه رودگر، هنرمند مجسمه‌ساز، از حامیان بنیاد نیکوکاری یارا </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/18/%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%af%da%af%d8%b1%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/18/%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%af%da%af%d8%b1%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jun 2026 16:53:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[Yaaraa Women’s Aid Non-Profit Societ]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد نیکوکاری یارا]]></category>
		<category><![CDATA[پروانه رودگر]]></category>
		<category><![CDATA[خیریه]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[نیلگون طبیبی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26605</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارش‌‌های دیگر مربوط به نیاد نیکوکاری یارا را با کلیک روی این متن ببینید به‌همراه گزارش ادامهٔ فعالیت‌های بنیاد نیکوکاری یارا در تهیه و توزیع سبد کالا، ارسالی در ژوئن ۲۰۲۶ نیلگون طبیبی &#8211; ونکوور همان بار اول که تندیس زنی تنومند و قوی، مادری راست‌قامت و محکم را روی دوچرخه در ایستگاه اینلت سنتر پورت مودی دیدم و مفاهیم مهر مادر و در واقع مهر به دیگری، قدرت و حرکت را دریافتم، کنجکاو شدم...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/18/%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%af%da%af%d8%b1%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85/">دیدار کوتاهی با پروانه رودگر، هنرمند مجسمه‌ساز، از حامیان بنیاد نیکوکاری یارا </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/yaaraa-womens-aid-non-profit-societ/" target="_blank" rel="noopener">گزارش‌‌های دیگر مربوط به نیاد نیکوکاری یارا را با کلیک روی این متن ببینید</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>به‌همراه گزارش ادامهٔ فعالیت‌های بنیاد نیکوکاری یارا در تهیه و توزیع سبد کالا، ارسالی در ژوئن ۲۰۲۶</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیلگون طبیبی &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان بار اول که تندیس زنی تنومند و قوی، مادری راست‌قامت و محکم را روی دوچرخه در ایستگاه اینلت سنتر پورت مودی دیدم و مفاهیم مهر مادر و در واقع مهر به دیگری، قدرت و حرکت را دریافتم، کنجکاو شدم که درباره‌ٔ هنرمند سازنده‌اش بیشتر بدانم. جلو که رفتم، نام ایرانی پروانه رودگر بیشتر به هیجانم آورد، چرا که در نام کوچک و خانوادگی‌اش نیز پرواز و حرکت و جریان را می‌توانستم دریابم. روان‌شناسان دربارهٔ تأثیر پیکره‌ها در شهر بر روح و روان و دیدگاه مردم حتی بر ناخودآگاهشان بسیار گفته‌اند. کسانی که همواره از کنار آن‌ها عبور می‌کنند و می‌بینندشان با پیام‌های هنرمند آشنا شده و به آن‌ها خو می‌گیرند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26607" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/20260601_110355-copy.jpg?resize=345%2C500" alt="دیدار کوتاهی با پروانه رودگر، هنرمند مجسمه‌ساز، از حامیان بنیاد نیکوکاری یارا
به‌همراه گزارش ادامهٔ فعالیت‌های بنیاد نیکوکاری یارا در تهیه و توزیع سبد کالا، ارسالی در ژوئن ۲۰۲۶
نوشتهٔ نیلگون طبیبی
#یارا #ایران #زنان #خیریه #کانادا #ونکوور #بنیاد_یارا #بنیادیارا #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="345" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/20260601_110355-copy.jpg?w=345&amp;ssl=1 345w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/20260601_110355-copy.jpg?resize=207%2C300&amp;ssl=1 207w" sizes="auto, (max-width: 345px) 100vw, 345px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از بانو پروانه رودگر که فروتنانه به‌دعوت من به آنجا آمده بود، دربارهٔ این مجسمه و نظرش دربارهٔ بنیاد نیکوکاری یارا پرسیدم، و در اینجا نقل به مضمون و خلاصهٔ صحبت ایشان را می‌نویسم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چون این پروژه قرار بود در ایستگاه اسکای‌ترین باشد، دوست داشتم انگیزه‌ای برای مردم تولید و آن‌ها را تشویق به استفاده از وسایل نقلیهٔ عمومی کنم. علت دوم هم این بود که زنان در سرزمین مادری‌ام اجازه نداشتند سوار دوچرخه شوند و من خواستم یک زن را روی دوچرخه بنشانم و پیام آن‌ها را برسانم. گروه بنیاد نیکوکاری یارا بسیار فعال‌اند و این روزها تمرکز خود را روی تهیه و تقدیم خواروبار و مواد غذایی به مادران تهیدست گذاشته‌اند، که بسیار خوب است چرا که این روزها تهیهٔ ارزاق مشکل‌تر شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین موضوع که زنان را تشویق به کار می‌کنند هم مهم است. از نظر روان‌شناسی تصویری از زنان کاری و فعال در خانواده می‌دهند که در آیندهٔ آن‌ها موثر است. این نوع گروه‌ها بر پایهٔ کمک‌ها و حمایت‌های مردم ساخته شده و امیدوارم به کار خود ادامه دهند و موفق‌تر باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنرمند مهربان، بانو رودگر به بنیاد نیکوکاری یارا افتخار داده و یک مجسمه را که گویای کار مادر است، هدیه داده‌اند تا بنیاد یارا بتواند با فروش آن به مادرانی تهیدست کمکی کند.</span></p>
<figure id="attachment_26608" aria-describedby="caption-attachment-26608" style="width: 400px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26608" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/photo_2026-06-01_20-29-43-copy.jpg?resize=400%2C500" alt="مجسمهٔ اهدایی پروانه رودگر به بنیاد نیکوکاری یارا" width="400" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/photo_2026-06-01_20-29-43-copy.jpg?w=400&amp;ssl=1 400w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/photo_2026-06-01_20-29-43-copy.jpg?resize=240%2C300&amp;ssl=1 240w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><figcaption id="caption-attachment-26608" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">مجسمهٔ اهدایی پروانه رودگر به بنیاد نیکوکاری یارا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فروش این اثر هنری برای امور خیریه را بدین وسیله به اطلاع شما نیکوکاران رسانده و منتظر پیشنهادهای شمایان برای خرید آن هستیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه چند گزارش از تهیه و توزیع سبد کالا تقدیم شما می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b> سری هفتم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">جهان یادگارست و ما رفتنی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">به گیتی نماند به‌جز مردمی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">~ فردوسی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این سری از سبد کالاها نیز با کمک‌های مالی شما نیکوکاران و در منطقهٔ سوق در استان کُهگیلویِه و بویِراحمد تهیه و به مادران تهیدست تقدیم شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تعداد بسته‌ها پنجاه عدد، و هر بسته شامل برنج، حبوبات، ماکارونی، روغن ، رب گوجه‌فرنگی و شکلات بود.</span></p>
<figure id="attachment_26609" aria-describedby="caption-attachment-26609" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26609" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?resize=640%2C283" alt="تصاوير مربوط به سرى هفتم توزيع سبد كالا" width="640" height="283" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?resize=300%2C133&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-26609" class="wp-caption-text">تصاوير مربوط به سرى هفتم توزيع سبد كالا</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سری هشتم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ﺻﺪ ﺳﺎل رﻩ ﻣﺴﺠﺪ و ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ﻋﻤﺮت ﺑﻪ ﻫﺪر رﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ دﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ﺑﺸﻨﻮ ﺍز ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎت ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ،</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ﻫﺮ دﺳﺖ ﮐﻪ دﺍدی ﺑﻪ ﻫﻤﺎن دﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">~ منسوب به ﺷﯿﺦ بهایی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تهیه و تقدیم سبد کالا به مادرانی تهیدست در ماه مه و در منطقهٔ پشته، گلدشت، دره کوروش، شهرک پرواز خرم‌آباد در استان لرستان انجام شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تعداد بسته‌ها پنجاه و چهار عدد، و هر بسته شامل برنج، حبوبات، رب گوجه‌فرنگی و تخم‌مرغ بود.</span></p>
<figure id="attachment_26610" aria-describedby="caption-attachment-26610" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26610" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?resize=640%2C288" alt="تصاوير مربوط به سرى هشتم توزيع سبد كالا" width="640" height="288" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?resize=300%2C135&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-26610" class="wp-caption-text">تصاوير مربوط به سرى هشتم توزيع سبد كالا</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سری نهم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ده‌روزه مِهر گردون، افسانه است و افسون</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نیکی به‌جای یاران فرصت شمار یارا</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">~ حافظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تهیه و تقدیم سبد کالا به مادرانی تهیدست در ماه مه و در منطقه‌های ورزقان، بستان‌آباد و شربیان در استان آذربایجان انجام شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تعداد بسته‌ها شصت و نه عدد، و هر بسته شامل برنج، رب، ماکارونی، حبوبات، و روغن بود.</span></p>
<figure id="attachment_26611" aria-describedby="caption-attachment-26611" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26611" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?resize=640%2C508" alt="تصاوير مربوط به سرى نهم توزيع سبد كالا" width="640" height="508" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%89-%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%B2%D9%8A%D8%B9-%D8%B3%D8%A8%D8%AF-%D9%83%D8%A7%D9%84%D8%A7.jpg?resize=300%2C238&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-26611" class="wp-caption-text">تصاوير مربوط به سرى نهم توزيع سبد كالا</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پی‌نوشت</b><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راه‌های کمک به برنامهٔ «تهیه و تقدیم بسته‌های خواروبار به مادرانی تهیدست»:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- از ده دلار به بالا را می‌توانید به آدرس ایمیل بنیاد نیکوکاری یارا ای‌ترانسفر کنید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="mailto:yaaraavancouver@gmail.com"><span style="font-weight: 400;">yaaraavancouver@gmail.com</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- اگر می‌خواهید در اینجا پول نقد به یارا بسپرید تا در ایران هزینهٔ امور خیریه شود یا اگر در ایران پولی دارید و می‌خواهید در همان‌جا به تومان کمک کنید، لطفاً با یارا تماس بگیرید تا هماهنگ شود: ۶۰۴‎-۹۸۰-۴۶۷۸</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳- انتشار همین خبر در گروه‌های تلگرام، فیس‌بوک، اینستاگرام و کلاً مطرح‌کردن امکان چنین کار نیکی با دوستان هم بسیار مؤثر است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴- سری‌های بعدی را نیز می‌توان با ذکر نام افراد یا گروه‌هایی که حمایت می‌کنند، منتشر کرد تا دیگران نیز تشویق به نیکوکاری شوند و عطر خوش مهربانی در شهر بپیچد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/18/%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%af%da%af%d8%b1%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85/">دیدار کوتاهی با پروانه رودگر، هنرمند مجسمه‌ساز، از حامیان بنیاد نیکوکاری یارا </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/18/%d8%af%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%af%da%af%d8%b1%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26605</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 15:02:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[Farsi Dar BC]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لیلا راعی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا راعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26596</guid>

					<description><![CDATA[<p>قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر لیلا راعی* &#8211; ونکوور  در شمارهٔ گذشته، از دغدغهٔ یکپارچگی زبان فارسی در دیاسپورا گفتیم؛ از اینکه چطور خط‌کشی‌های اداری و نام‌های متفاوت (فارسی، دری و تاجیکی)، گاه پیوند دیرین این پیکرهٔ واحد زبانی را در مدارس کانادا مخدوش می‌کند. اما فراتر از نام‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، وقتی به درون کلاس‌های درس قدم می‌گذاریم، با واقعیتِ زنده و پرچالش دیگری روبه‌رو می‌شویم: رفتار زبانیِ خودِ کودکان و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/">نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/02/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید</span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%b1%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-weight: 400;">دکتر لیلا راعی</span></a>*<span style="font-weight: 400;"> &#8211; ونکوور </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/02/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">در شمارهٔ گذشته</a>، از دغدغهٔ یکپارچگی زبان فارسی در دیاسپورا گفتیم؛ از اینکه چطور خط‌کشی‌های اداری و نام‌های متفاوت (فارسی، دری و تاجیکی)، گاه پیوند دیرین این پیکرهٔ واحد زبانی را در مدارس کانادا مخدوش می‌کند. اما فراتر از نام‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، وقتی به درون کلاس‌های درس قدم می‌گذاریم، با واقعیتِ زنده و پرچالش دیگری روبه‌رو می‌شویم: رفتار زبانیِ خودِ کودکان و گره‌های عاطفی آن‌ها با زبان مادری.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۱. معمای آشنا در کلاس‌های زبان مادری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بیشتر کلاس‌های آموزش فارسی در دیاسپورا، صحنه‌ای تکرارشونده و آشنا برای آموزگاران وجود دارد: کودکانی که زبان فارسی را به‌خوبی و کلمه‌به‌کلمه می‌فهمند، اما یا توان پاسخ‌دادن به فارسی را ندارند، یا تمایل چندانی به این کار نشان نمی‌دهند. گویی ذهن و زبان آن‌ها در دو مسیر متفاوت حرکت می‌کند؛ کودک مفهوم پرسش را کاملاً درک می‌کند، اما برای پاسخ‌دادن، زبان محیط (انگلیسی) را راحت‌تر و سریع‌تر می‌یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان، روند تغییر رفتار زبانی کودکان تدریجی است؛ برخی دیگر نیز جمله‌هایی نیمه‌فارسی و نیمه‌انگلیسی به کار می‌برند؛ ساختارهایی که در آن‌ها تنها افعال یا حروف ربط فارسی باقی مانده است. اینجاست که والدین با نگرانی از خود می‌پرسند: آیا زبان مادری در حال ناپدیدشدن است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این مسئله فقط دربارهٔ واژه‌ها نیست. پشت این تغییر آرام، نوعی جابه‌جایی عاطفی و فرهنگی در جریان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۲. زبان؛ جغرافیا و خانهٔ عاطفی ما</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نگاه نخست، ممکن است زبان تنها وسیله‌ای برای انتقال معنا به نظر برسد، اما برای مهاجران، زبان مادری پناهگاه حافظه، صمیمیت و احساس تعلق است. انسان معمولاً نخستین ترس‌ها، لالایی‌ها، طعم کلمات محبت‌آمیز و حتی نخستین قهرها و آشتی‌های زندگی‌اش را با این زبان تجربه می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همین دلیل، تغییر زبان در نسل دوم، برای خانواده‌ها صرفاً یک چالش آموزشی نیست؛ بلکه پدیده‌ای است که گاه در قالب نوعی فاصلهٔ عاطفی لمس می‌شود. مادری که فرزندش دیگر به فارسی پاسخ نمی‌دهد، تنها نگران دستور زبان او نیست؛ او حس می‌کند بخشی از جهان مشترک و پیوند درونی‌شان در حال کم‌رنگ‌شدن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۳. «شرم زبانی»؛ واکاوی یک زخم پنهان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های کودکان مهاجر، مسئلهٔ «شرم زبانی» است. بسیاری از آن‌ها در سال‌های ابتدایی مدرسه تلاش می‌کنند هرچه بیشتر با محیط جدید همسان شوند. در این مسیر، لهجه، نام، غذا یا زبان خانوادگی، گاه به چیزی تبدیل می‌شود که کودک مایل به پنهان‌کردنش است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فضای مدرسه، کودک خیلی زود درمی‌یابد که تسلط بر انگلیسیِ روان، نوعی سرمایهٔ اجتماعی و کلید پذیرفته‌شدن است. در نتیجه، برخی ناخودآگاه زبان مادری را به پستوی خانه محدود می‌کنند و حتی از شنیده‌شدن آن در جمع همسالان خجالت می‌کشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، تجربهٔ ما در کلاس‌های فارسی نشان داده که این وضعیت ماندگار نیست. به‌محض اینکه کودک در محیطی امن و جمعی قرار می‌گیرد که در آن زبان مادری مایهٔ تفاوت منفی یا انزوا نیست، رابطه‌اش با آن دگرگون می‌شود. بچه‌ها در جمع هم‌زبانان خود، ناگهان با اعتماد‌به‌نفس بیشتری فارسی حرف می‌زنند و این تسلط، برایشان به‌نوعی امتیاز و هویت مثبت تبدیل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۴. آغوش خانه و سرنوشت کلمات</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در میان خانواده‌های مهاجر، الگوهای متفاوتی برای مواجهه با این چالش دیده می‌شود. بعضی از ترس عقب‌ماندن فرزندشان در جامعهٔ جدید، خیلی زود زبان خانه را کاملاً انگلیسی می‌کنند. در مقابل، برخی دیگر تلاش می‌کنند تعادلی پویا میان دو زبان ایجاد کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تجربه نشان می‌دهد کودکانی که زبان مادری را تنها در قالب «تکلیف و درس» آموزش می‌بینند، معمولاً پیوند عمیقی با آن برقرار نمی‌کنند. زبان، زمانی زنده می‌ماند که با زندگی روزمره و عواطف گره بخورد:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در قصه‌های پیش از خواب،</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شوخی‌ها و متلک‌های ظریف خانوادگی،</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شعرهایی که مادربزرگ از راه دور می‌خواند،</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و حتی در کشمکش‌های سادهٔ روزمره.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من گاهی از دانش‌آموزانم پرسیده‌ام: «شما به چه زبانی فکر می‌کنید؟» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ یکی از آن‌ها به‌غایت تأمل‌برانگیز بود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«ما در خانه به‌فارسی فکر می‌کنیم و بیرون از خانه به‌انگلیسی.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید کمتر جمله‌ای بتواند وضعیت ذهنی نسل دوم مهاجر را تا این حد دقیق توصیف کند؛ نسلی که در مرز میان دو جهان زبانی زندگی می‌کند. حقیقت این است که زبان، پیش از آنکه در صفحات کتاب زنده بماند، در بستر رابطه‌ها نفس می‌کشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۵. فرسایش یا زایش؟ فارسیِ دیاسپورا در حال دگرگونی است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پرسش بنیادین این است: آیا ما صرفاً شاهد «فراموشی زبان» هستیم، یا با شکل تازه‌ای از «فارسیِ دیاسپورا» روبه‌رو شده‌ایم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز در بسیاری از خانه‌های مهاجران، نوعی فارسیِ ترکیبی شکل گرفته است؛ زبانی که واژه‌های انگلیسی را جذب می‌کند، ساختار جمله‌هایش دستخوش تغییر می‌شود و تجربهٔ مهاجرت را در خود بازتاب می‌دهد. برخی این وضعیت را نشانهٔ زوال زبان می‌دانند، اما شاید بتوان آن را نوعی سازگاری طبیعی تلقی کرد؛ همان‌گونه که زبان فارسی در طول تاریخ دیرپای خود، بارها در تماس با فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر دگرگون شده و اصالتش را حفظ کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دغدغهٔ اصلی شاید این نباشد که آیا فارسی تغییر می‌کند یا نه، بلکه این است که آیا این زبانِ دگرگون‌شده، همچنان خواهد توانست نقش «خانهٔ عاطفی» را برای نسل‌های بعد ایفا کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۶. فرجام: آینده در لحظه‌های کوچک رقم می‌خورد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دیاسپورا، زبان مادری میراثی نیست که یک‌بار برای همیشه حفظ شود؛ جریانی است که هر نسل باید دوباره آن را انتخاب کند، به آن جان بدهد و برای امتدادش بکوشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید مهم‌ترین نگرانی امروز ما فراتر از نام‌ها و سیاست‌گذاری‌های کلان باشد؛ دغدغهٔ اصلی این است که آیا کودکان امروزِ ونکوور، سوری، یا تورنتو، بیست سال بعد هنوز خود را متعلق به این جهان زبانی خواهند دانست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست. اما شاید آیندهٔ زبان، نه در ساختارهای بزرگ، بلکه در همین لحظه‌های کوچک و گذرا شکل می‌گیرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی کودکی پس از اصرارهای ما، ناگهان به‌جای “I’m good” لبخند می‌زند و آرام می‌گوید: «خوبم.»</span></p>
<hr />
<p><span style="font-size: 10pt; font-family: sahel;">*<span style="font-weight: 400;">مدیر آموزشی <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/farsi-dar-bc/" target="_blank" rel="noopener">فارسی در بی‌سی</a> و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/">نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26596</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شهری دور ولی آشنا برای ایرانیان داخل کشور؛ بازخوانی «شهر کریستال» از داخل ایران</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/16/%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84-%da%a9%d8%b4/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/16/%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84-%da%a9%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 01:59:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[شهر کریستال]]></category>
		<category><![CDATA[شیرین عزیزی مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[شیرین عزیزی‌مقدم]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه داستان]]></category>
		<category><![CDATA[مجموعه‌داستان]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس‌دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رییس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رییس‌دانا]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26589</guid>

					<description><![CDATA[<p>شیرین عزیزی‌مقدم &#8211; ایران «شهر کریستال»*، با آنکه شهرِ ما ایرانیانِ داخلِ کشور نیست؛ اما برای ما آشناست. مریم رئیس‌دانا در این مجموعه‌داستان از غربت‌نشینی، و مهاجرت می‌گوید‌. حدیث دردِ تنهایی و دوری را بیان‌می‌کند. رنج‌های انسانی، محور اصلی روایاتِ اوست. از غریبان سخن می‌گوید؛ مهاجرانی زخمی که عموماً به امیدِ تغییرِ سرنوشت کوچ کرده‌اند. ترکِ یار و دیار کرده‌ و از زادگاه و وطن دور افتاده‌اند؛ اما چون زخم‌های ذهنی و روحی خود را...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/16/%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84-%da%a9%d8%b4/">شهری دور ولی آشنا برای ایرانیان داخل کشور؛ بازخوانی «شهر کریستال» از داخل ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شیرین عزیزی‌مقدم &#8211; ایران</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«شهر کریستال»*</span><span style="font-weight: 400;">، با آنکه شهرِ ما ایرانیانِ داخلِ کشور نیست؛ اما برای ما آشناست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مریم رئیس‌دانا در این مجموعه‌داستان از غربت‌نشینی، و مهاجرت می‌گوید‌. حدیث دردِ تنهایی و دوری را بیان‌می‌کند. رنج‌های انسانی، محور اصلی روایاتِ اوست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از غریبان سخن می‌گوید؛ مهاجرانی زخمی که عموماً به امیدِ تغییرِ سرنوشت کوچ کرده‌اند. ترکِ یار و دیار کرده‌ و از زادگاه و وطن دور افتاده‌اند؛ اما چون زخم‌های ذهنی و روحی خود را نیز همچون صلیبی به‌دوش کشیده‌اند و با خود برده‌اند، نه‌تنها رها نشده‌اند، بلکه اندک‌آرامش دیرین را هم از دست داده‌ و غمِ غربت را نیز بر آن افزوده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«زخم‌هایی که مثل خوره، روحشان را می‌خورد»، در مکان‌های پُرزَرق‌و‌برق و کریستال‌گونهٔ شهر فرنگ، همچنان ناآرام و سرگردانشان می‌سازد. [مادهٔ] «کریستال» اما خلسه‌آور و ویرانگر نیز است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رئیس‌دانا به ما نشان می‌دهد که اگر از درون به آرامش نرسید، توقع رستگاری در هرکجای این دنیا، زیر این آسمانِ یک‌رنگ، آرزویی محال است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بیشتر شخصیت‌های اصلیِ داستان‌ها، زنان‌اند. زنانی که بین دو دنیای ذهنی و حقیقی، آویزان مانده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب با دو یادداشت: یکی «دربارهٔ نویسنده» و دیگری «یادداشتِ نویسنده» آغاز‌ می‌شود و ۱۵ داستان و ناداستان را دربرمی‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ازآنجایی‌که بیشتر راویان‌ِ داستان‌ها زنان‌اند؛ یا شخصیت اصلی داستان‌ یک یا چند زن است؛ طبیعتاً نگاه زنانه بر کتاب غالب است. نگاه انسانی و مادرانهٔ رئیس‌دانا در بسیاری از روایت‌ها به چشم می‌آید.</span></p>
<figure id="attachment_26594" aria-describedby="caption-attachment-26594" style="width: 400px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26594" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/326965799_896598834872791_7632161779386381464_n-1.jpeg?resize=400%2C500" alt="مریم رئیس‌دانا" width="400" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/326965799_896598834872791_7632161779386381464_n-1.jpeg?w=400&amp;ssl=1 400w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/326965799_896598834872791_7632161779386381464_n-1.jpeg?resize=240%2C300&amp;ssl=1 240w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><figcaption id="caption-attachment-26594" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">مریم رئیس‌دانا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تجربه‌های مهاجران و تبعیدیان، طغیان علیه وضع موجود، مشکلات و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، ناسازگاریِ فرهنگی، تلاش برای کسبِ هویت جدید در جامعهٔ میزبان و گاهی برعکس، تلاش برای حفظ هویت و خاطرات گذشته، به‌مثابهٔ ضربه‌گیری برای روح آسیب‌دیده، بحران ازدست‌دادن، سوگواری‌کردن، عشق و فراق و دغدغه‌های متفاوت دیگر را در ذهن و زبان و روح قهرما‌ن‌ها و ضدقهرمان‌های کتاب می‌توان‌ دید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داوری‌های تنیده‌شده در داستان، عموماً از نگاه جامعه و طیف‌های متفاوت فرهنگی طرح می‌شود؛ و لزوماً باور نویسنده نیست. تو گویی آدم‌هایِ کتاب بر روی یک صحنهٔ تئاتر، زندگی‌ِ پُررنجشان‌ را در مقابل چشمان بیننده [در اینجا خواننده] بازی می‌کنند، بدون داوری.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زبان داستان‌ها فارسیِ محاوره‌ای ساده و روشنی است که گاهی با واژه‌های فرنگی همراه می‌شود. اصطلاحاتی مانند: «زِرزِرکردن، هِروکرکردن، می‌زنگم» را در کنار کلماتی مانند: «تِکست‌دادن، مووْکردن، لوکلاس‌بودن، سِیف درایو» می‌بینید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به فراخورِ متن از اشعار و گفته‌های دیگران، و ضرب‌المثل‌ها و کنایات و اصطلاحات عامیانه نیز استفاده می‌شود. اشعار فرنگی از شاعران دیگرزبان‌ها و نیز پاره‌هایی از جملات قصار بزرگان آن‌ها نیز در سراسر کتاب دیده می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر کریستال»، داستان چهارم این کتاب است. آن را با هم‌ مرور کنیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر کریستال»، شهر فرنگ است و بازتاب‌دهندهٔ غربت است و ناسازگاری و ناهمخوانی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عده‌ای در بافتِ جامعه تنیده می‌شوند و برخی تا پایان عمر با مجموعه‌ای از ناسازگاری‌ها، مواجه‌اند‌.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واژهٔ «کریستال» در این داستان ایهام دارد. در نام کتاب و این داستان، حاملِ معنایِ زرق‌و‌برق و تجمل است؛ اما معنای دوم آن، بر مادهٔ مخدر خطرناکی دلالت دارد که دختر فتانه در داستان، مبتلایِ آن است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«یه مرد جوون با تمسخر و تحقیر می‌گه خونه باشین تا براش اندازهٔ یه شهر کریستال بیارم تا دختره حال کنه.»</span></p>
<figure id="attachment_23214" aria-describedby="caption-attachment-23214" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-23214 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/07/6-Crystal-City-Mochup.jpg?resize=500%2C500" alt="جلد کتاب شهر کریستال" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/07/6-Crystal-City-Mochup.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/07/6-Crystal-City-Mochup.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/07/6-Crystal-City-Mochup.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/07/6-Crystal-City-Mochup.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-23214" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">جلد کتاب شهر کریستال</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راویِ اول‌شخصِ داستان، هما نام دارد که با استفاده از تکنیکِ جریان سیال ذهن، و با رفت و برگشت زمانی، داستان زندگیِ خود و خانوادهٔ شوهرش را روایت می‌کند. او مهاجر است. در سانتامونیکا زندگی می‌کند. نویسنده و مترجم است و با کار و تلاش، هویت تازه‌ای کسب کرده و چند خانه در چند کشور خریده و احترام دیگران را به خود جلب‌ کرده‌ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نقادانه به جامعهٔ ایرانی مهاجر می‌نگرد. تضادهای رفتاری و گفتاری آن‌ها را می‌بیند. سعی می‌کند از تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها دوری کند، اما ناخواسته و گاهی بنابه‌مصلحت، درگیر «مهمانی‌های مبتذل خانوادگی» می‌شود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«روز مادرِ زهرماری، یا روزِ پدر کوفتی؛ خلاصه یه همچین چیزی: عید نوروز، کریسمس، یا یه کوفتِ دیگه. طبق معمول ایرانی‌ها همه‌جا، حتی توی عروسی هم باید بحث سیاسی و مذهبی کنن!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بی‌فرهنگی:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«همیشه هم همه دارن اعتراض می‌کنن که چرا من این‌قدر لباس می‌پوشم. احمقا! آخه به شما چه مربوطه که من سردمه.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زنان در این بزم‌ها، با فیس و افاده فارسی-انگلیسی حرف می‌زنند و در نهایت غرب‌گرایی، از رمال‌ها و فالگیرها سخن می‌گویند؛ و با ظاهر متجددمآبانه، از سنت‌های به‌جاماندهٔ وطنی دفاع می‌کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«فتانه که یه قلب گندهٔ الماس گردنش آویزون کرده بود و یه انگشتر الماس به‌بزرگی دماغش هم به انگشتش، با یه لیوان آبجو توی دست، و نخ سیگاری توی دست دیگه، با مینی‌ژوپ تنگ آبی، یه لنگ لاغرش رو که رگ‌هاش زده بود بیرون، انداخت روی لنگِ محترم دیگه‌ش و شروع کرد به سخنرانی که، کسی به امام‌علی حرفی نزنه، امام علی فِیوِریت منه… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زن‌های قصه در نهایت اما، «جنس دوم» محسوب می‌شوند و در جامعهٔ مردسالار، از طرف مردان مهمانی به تمسخر گرفته می‌شوند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«چشمم افتاد به شوهرم که مثل توپ تنیس&#8230; از حیاط پرتاب شد به سالن&#8230; دوباره برگشت به حیاط و ادامهٔ هِروکِر و سیگاردودکردن با مردها&#8230; حتی گوشه‌چشمی نگاه نکرد ببینه زنش در چه حالیه، و کجاست، و چه می‌کنه!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فتانه، خواهرشوهرِ هما، زندگی از‌هم‌گسیخته‌ای دارد. عادت به دروغ‌گفتن و قماربازی دارد و دخترش معتاد است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دختر فتانه مبتلا به پارانویاست. اسم ندارد، و به‌دلیل استفاده از مواد مخدر، رفتار خشنی دارد. مادربزرگش را کتک زده است. از سوی دیگران‌ تحقیر می‌شود. او را مدام «دختره» صدا می‌‌زنند. «تحقیرشدگی و سرخوردگی» نیز پدیدهٔ رایجی در میان آدم‌های کتاب است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راوی در خانهٔ خود درختی کاشته است که برای آرامش‌یافتن، زیر آن می‌نشیند. او حتی در باغچهٔ خانه‌‌اش سبزی‌خوردن می‌کارَد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پدر رضا و شهاب و فتانه مرده است؛ اما دعوا بر سر ارث‌ومیراثِ پدر تا آمریکا هم کشیده شده است. فتانه استدلال می‌کند که:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«مَردین که مَردین، انصاف ندارین؟ اینجا مگه ایرانه که مرد دو برابر ارث ببره؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فتانه و شوهرش اصغر که اکنون مرده است، به‌خاطر عشق به قمار، در وگاس ساکن می‌شوند و همه‌چیز را می‌بازند‌. «بازنده‌بودن» وجهِ مشترک بیشتر آدم‌های کتاب است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داستان، پایان‌ باز و مبهمی دارد. حال مادربزرگِ کتک‌خورده بدتر می‌شود و از سرنوشتش باخبر نمی‌شویم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«دکتر مگه نگفت فقط یه سکتهٔ ناقصه؟!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمی‌دانیم پلیس بالاخره با دختر فتانه چه می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی آدم‌های قصه غم‌انگیز، ناپایدار و دشوار است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب را نشر رها در سال ۲۰۲۴ / ۱۴۰۳ در ونکوور کانادا منتشر کرده است.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">نسخهٔ چاپی کتاب «شهر کریستال» را می‌توان از کتاب‌فروشی پان‌به در داون‌تاون ونکوور، به‌صورت حضوری و آنلاین با امکان ارسال به تمام نقاط دنیا و همچنین از طریق وب‌سایت آمازون در کشورهای مختلف خریداری کرد. </span></span><span style="font-weight: 400; font-size: 10pt;">نسخهٔ الکترونیکی این کتاب با فرمت ای‌پاب و چیدمان سیال متن روی پلت‌فرم‌های Apple ‌‌Books و Google Play Books تنها با یک کلیک در ۷۰ کشور جهان در دسترس است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 10pt;">برای خرید نسخه‌های چاپی و الکترونیکی این کتاب از لینک زیر دیدن کنید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><a href="https://tr.ee/CrystalCity"><span style="font-weight: 400;">https://tr.ee/CrystalCity</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/16/%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84-%da%a9%d8%b4/">شهری دور ولی آشنا برای ایرانیان داخل کشور؛ بازخوانی «شهر کریستال» از داخل ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/16/%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%af%d9%88%d8%b1-%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84-%da%a9%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26589</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مگنا کارتا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/15/%d9%85%da%af%d9%86%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/15/%d9%85%da%af%d9%86%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Jun 2026 07:00:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگی از تاریخ کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[انگلستان]]></category>
		<category><![CDATA[بریتانیا]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=8726</guid>

					<description><![CDATA[<p>سندی از دل تاریخ و شالودهٔ قوانین اساسی دنیای مدرن ویرایش و بازنویسی: مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور بی‌تردید مگنا کارتا را می‌توان شالودهٔ تمامی قوانین اساسی بسیاری از کشورهای پیشرفتهٔ امروز، به‌ویژه کشورهای تحت نفوذ بریتانیا همچون کانادا، استرالیا و نیوزیلند دانست. سندی که در طول سالیان تغییراتی اساسی کرد، ولی اصول اساسی آن مانند منع برده‌داری و احترام به حقوق اشخاص کمابیش بدون تغییر ماند. در این شماره به‌مناسبت سالگرد امضای این سند...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/15/%d9%85%da%af%d9%86%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7/">مگنا کارتا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سندی از دل تاریخ و شالودهٔ قوانین اساسی دنیای مدرن</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">ویرایش و بازنویسی: <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بی‌تردید مگنا کارتا را می‌توان شالودهٔ تمامی قوانین اساسی بسیاری از کشورهای پیشرفتهٔ امروز، به‌ویژه کشورهای تحت نفوذ بریتانیا همچون کانادا، استرالیا و نیوزیلند دانست.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">سندی که در طول سالیان تغییراتی اساسی کرد، ولی اصول اساسی آن مانند منع برده‌داری و احترام به حقوق اشخاص کمابیش بدون تغییر ماند. در این شماره به‌مناسبت سالگرد امضای این سند به‌دست جان، پادشاه انگلستان، نگاهی به تاریخچهٔ پرفرازونشیب آن می‌اندازیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مگنا کارتا یا «منشور کبیر آزادی»، یکی از مشهورترین اسناد جهان است که در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵ در رانی‌مید در نزدیکی وینزر مورد موافقت جان، پادشاه انگلستان، قرار گرفت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این سند به‌عنوان راهکاری عملی برای مواجهه با بحران‌های سیاسی‌ای که پادشاه در سال ۱۲۱۵ با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرد، تنظیم شد. اهمیت این سند به‌این دلیل است که برای نخستین‌بار، همه ازجمله پادشاه را در برابر قانون پاسخگو می‌ساخت. اگر چه نزدیک به یک‌سوم متن مگنا کارتا در طول ده سال یا پاک شد یا بازنویسی، و بعدها تقریباً همهٔ بندهای آن لغو شد، این سند به‌عنوان یکی از سنگ‌ بناهای قانونی در بریتانیا شناخته می‌شود.</span></p>
<figure id="attachment_8727" aria-describedby="caption-attachment-8727" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-8727" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Magna_Carta_British_Library_Cotton_MS_Augustus_II.106.jpg?resize=500%2C333" alt="یکی از ۴ سند به‌جا مانده از متن مگنا کارتا در سال ۱۲۱۵" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Magna_Carta_British_Library_Cotton_MS_Augustus_II.106.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Magna_Carta_British_Library_Cotton_MS_Augustus_II.106.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Magna_Carta_British_Library_Cotton_MS_Augustus_II.106.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-8727" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">یکی از ۴ سند به‌جا مانده از متن مگنا کارتا در سال ۱۲۱۵</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اغلبِ ۶۷ بند این سند به رسیدگی به نارضایتی‌های ناشی از فرمان‌های پادشاه اختصاص دارد. چرا که جان نیز همانند پیشینیان خود با تکیه بر اصول «قدرت و اراده» حکمرانی می‌کرد و تصمیمات اجرایی و بعضاً خودسرانه‌ای اتخاذ می‌کرد با این توجیه که قدرت پادشاه از قانون بالاتر است. در عین حال در بین این بندها به برخی از ارزش‌های بنیادینی اشاره می‌شود که هم استبداد پادشاه را به چالش می‌کشد و هم امکان تطابق‌یافتن در قرن‌های بعد را دارد. مهم‌ترین آن‌ها بند ۳۹ است که به همهٔ «مردمان آزاد» حق برخورداری از عدالت و دادرسی در دادگاهی منصفانه را می‌دهد. این بند در قانون حقوق ایالات متحده مصوب ۱۷۹۱، اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸، کنوانسیون حقوق بشر اروپا مصوب ۱۹۵۰ و در بسیاری از قوانین اساسی کشورهای مختلف بازتاب یافته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیاری از نویسندگان دوران تصویب این سند، معتقد بودند که پادشاه باید بر اساس رسوم و قانون و با مشورت سران قلمرو خود عمل کند، اما اگر پادشاه از این کار سر باز می‌زد، الگویی وجود نداشت که بتوان به آن رجوع کرد. جان در سال ۱۲۰۴ بسیاری از سرزمین‌های اجدادی خود را در فرانسه به فیلیپ دوم، پادشاه فرانسه، باخته بود و سالیان زیادی بود که تلاش می‌کرد این سرزمین‌ها را بازپس‌ گیرد. به‌همین دلیل مالیات‌های سنگینی را بر بارُن‌ها تحمیل می‌کرد تا هزینهٔ جنگ با فرانسه را فراهم کند، اما این تلاش‌ها با شکست گسترده‌ای در سال ۱۲۱۴ پایان یافت. جان برای برقراری صلح و جبران خسارت، باید به فرانسه جریمه پرداخت می‌کرد. او محبوبیت خود را در بین بارُن‌ها به‌شدت از دست داده بود؛ بسیاری از آن‌ها به پادشاه مالیات بدهکار بودند و اعتمادی بین دو طرف وجود نداشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند ماه پس از بازگشت جان از فرانسه، بارُن‌ها در شمال و شرق انگلستان مقدمات شورش را ترتیب دادند. شورشیان با رهبری رابرت فیتزوالتر قسم خوردند که برای آزادی کلیسا و قلمرو‌های خود مقاومت خواهند کرد و خواهان آن‌اند که پادشاه آن منشور آزادی را که در قرن پیش از سوی شاه هنری اول به همگان اعلام شده بود، تأیید کند. سرانجام در ژانویهٔ ۱۲۱۵، جان شورایی را در لندن تشکیل داد تا با سران شورش مذاکره کنند. هر دو طرف موافقت کردند که پاپ اینوسنت سوم در این جلسات شرکت کند.</span></p>
<figure id="attachment_8728" aria-describedby="caption-attachment-8728" style="width: 397px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-8728" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Innozenz3.jpg?resize=397%2C500" alt="نقاشی دیواری قرن سیزده از پاپ اینوسنت سوم" width="397" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Innozenz3.jpg?w=397&amp;ssl=1 397w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Innozenz3.jpg?resize=238%2C300&amp;ssl=1 238w" sizes="auto, (max-width: 397px) 100vw, 397px" /><figcaption id="caption-attachment-8728" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">نقاشی دیواری قرن سیزده از پاپ اینوسنت سوم</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از کشکمش‌های بسیار، نهایتاً با وعدهٔ تجدید حمایت بارُن‌ها از سلطنت، مگنا کارتا به‌دست استفان لنگتون، اسقف اعظم کانتربری، به‌منظور برقراری صلح نوشته شد که در آن وعدهٔ حفاظت از حقوق کلیسا، حفاظت از بارُن‌ها در برابر حبس غیر‌قانونی، دسترسی به عدالت سریع و بی‌درنگ، و محدودیت پرداخت مالیات از سوی فئودال‌ها داده شد، و به تصویب شورایی متشکل از ۲۵ بارُن رسید. این افراد می‌توانستند بر رعایت مفاد منشور در آینده نیز نظارت داشته باشند و طبق بند ۶۱، اگر جان ظرف ۴۰ روز مطابق منشور عمل نکند، حق داشتند قلعه‌ها و املاک وی را تصرف کنند تا زمانی‌که به‌قضاوت آن‌ها رویهٔ پادشاه اصلاح شود. این منشور که برگرفته از منشور آزادی هنری اول، سُنن قانونی و منشورهای اروپایی بود، بیشتر بر حقوق مردمان آزاد و به‌ویژه بارُن‌ها تأکید داشت. سرانجام شاه جان آن را در رانی‌مید در نزدیکی وینزر امضا کرد.</span></p>
<figure id="attachment_8729" aria-describedby="caption-attachment-8729" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-8729" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/A_Chronicle_of_England_-_Page_226_-_John_Signs_the_Great_Charter.jpg?resize=500%2C401" alt="شاه جان در حال امضای مگنا کارتا" width="500" height="401" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/A_Chronicle_of_England_-_Page_226_-_John_Signs_the_Great_Charter.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/A_Chronicle_of_England_-_Page_226_-_John_Signs_the_Great_Charter.jpg?resize=300%2C241&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-8729" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">شاه جان در حال امضای مگنا کارتا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیچ‌کدام از طرفین به تعهدات خود پایبند نماندند و این منشور از سوی پاپ اینوسنت سوم لغو شد، زیرا باور داشت پادشاه، چنین سند شرم‌آور، غیرقانونی و ناعادلانه‌ای را تحت فشار امضا کرده است. لغو منشور منجر به آغاز نخستین نبرد بارُن‌ها شد و آن‌ها با درخواست کمک از فرانسه، پادشاهی انگلیس را به لوئی هشتم وعده دادند. پادشاه جان در اکتبر ۱۲۱۵ بر اثر بیماری درگذشت و پسر ۹ سالهٔ وی هنری سوم جانشین پدر شد. حکومت نایب‌السلطنه‌ای با حمایت پاپ، منشور را بار دیگر در سال ۱۲۱۶ تصویب کرد و در تلاشی ناموفق برای ایجاد حمایت سیاسی بارُن‌ها بعضی از محتوای افراطی مربوط به مقام پاپ و بند ۶۱ را حذف کرد. کلیسا اعلام کرد که نبرد لوئی هشتم و پیروانش با پادشاه انگلیس به‌منزلهٔ جنگ صلیبی است. این واقعه منجر به ایجاد اختلاف بین شورشیان شد و افراد زیادی به‌طرفداری از هنری سوم برخاستند. با پایان نبرد بارُن‌ها در سال ۱۲۱۷، توافق شد که لوئی لندن را ترک کند و در ازای آن سرزمین‌های بارُن‌ها به آن‌ها برگردانده شود. منشور پیشین بخشی از صلح‌نامهٔ لمبث را تشکیل داد و برای اینکه با منشور فارست مصوبهٔ همان سال اشتباه گرفته نشود، نام آن را مگنا کارتا گذاشتند، هرچند بحث و جدالی بر سر این موضوع جریان داشت که پادشاه این سند را به‌اجبار امضا کرده است. در سال ۱۲۲۵، زمانی که هنری سوم برای سامان‌دهی سپاه جهت بازپس‌گرفتن گسکونی از فرانسه با کمبود سرمایه مواجه بود، بارُن‌ها در ازای کمک مالی، از پادشاه خواستند بار دیگر منشور را امضاء کند و در آن قید کند که با اختیار و آزادی کامل این‌ منشور را تصویب کرده است. </span></p>
<figure id="attachment_8730" aria-describedby="caption-attachment-8730" style="width: 249px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-8730" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Magna_Carta_1225_version_with_seal.jpg?resize=249%2C500" alt="نسخهٔ ۱۲۲۵ مگنا کارتا که توسط هنری سوم صادر شد." width="249" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Magna_Carta_1225_version_with_seal.jpg?w=249&amp;ssl=1 249w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/Magna_Carta_1225_version_with_seal.jpg?resize=149%2C300&amp;ssl=1 149w" sizes="auto, (max-width: 249px) 100vw, 249px" /><figcaption id="caption-attachment-8730" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">نسخهٔ ۱۲۲۵ مگنا کارتا که توسط هنری سوم امضا شد.</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنری سوم به منشور پایبند ماند و در ازای آن از بارُن‌ها مالیات وعده‌شده را دریافت کرد. در سال ۱۲۵۸، بارُن‌ها به‌بهانهٔ سرپیچی پادشاه از مفاد منشور با حمایت لوئی نهم کودتای ناموفقی را علیه هنری شکل دادند، اما به‌دلیل اینکه قدرت نظامی کافی در اختیار نداشتند، دومین نبرد بارُن‌ها تا دوران پادشاهی پسر هنری سوم یعنی ادوارد اول، به‌طور ناموفق ادامه یافت. هنری در سال ۱۲۶۷ مقررات مارلبرو را تصویب کرد تا ناظر بر رعایت شرایط مگنا کارتا باشد. پسرش، ادوارد اول، تصویب مگنا کارتا را در سال ۱۲۹۷ تکرار کرد و این بار منشور را به‌عنوان بخشی از مقررات قانون بریتانیا تأیید نمود. منشور به حکمران هر ناحیه ارسال ‌شد که باید هر سال چهار بار در شورای هر ایالت در حضور سه نفر از اعضای کمیته نظارت بر منشور خوانده و به شکایات مربوط به نقض آن رسیدگی می‌شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منشور به بخشی از حیات سیاسی انگلیس تبدیل شد و از دوران پادشاهی ادوارد سوم تا قرن ۱۳ و ۱۴ هر پادشاه به‌نوبهٔ خود در آن تغییراتی ایجاد می‌کرد. مگنا کارتا بین ۳۲ الی ۴۵ بار تغییر کرد. اولین اقدام هر پارلمان خواندن و تأیید مگنا کارتا بود. در سال ۱۴۲۳ نیز منشور از سوی هنری ششم تأیید شد و در اواسط قرن ۱۵، منشور، دیگر نقش بسیار مهمی را در سیاست بریتانیا ایفا می‌کرد. با گذشت زمان و تصویب قوانین از سوی پارلمان نوپای بریتانیا، این منشور تا حدودی اهمیت عملی خود را از دست داد تا اینکه در پایان قرن ۱۶، بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. وکلا و تاریخ‌دانان آن دوران باور داشتند که در گذشته یک قانون اساسی بریتانیایی وجود داشته است که قدمت آن به دوران آنگلوساکسون‌ها بازمی‌گردد و از آزادی افراد بریتانیایی محافظت می‌کند. آن‌ها ادعا می‌کردند که این قانون اساسی در حملهٔ نورمن‌ها در سال ۱۰۶۶ از بین رفته و مگنا کارتا تلاشی برای بازگرداندنِ آن بوده است. بدین طریق، مگنا کارتا مبنای اساسی برای قدرت‌های آن دوران پارلمان و اصول قانونی مانند «قرار احضار زندانی» شد. با وجود اینکه این ادعا نقص‌های زیادی داشت، اما در قرن ۱۷ حقوق‌دانانی همچون سِر ادوارد کوک از این منشور برای مقابله با حق الهی پادشاهان خاندان استوارت استفاده کردند. هرچند، جیمز اول و پسرش چارلز اول هر دو سعی کردند بحث پیرامون مگنا کارتا را سرکوب کنند و از امضای آن خودداری کردند. جنگ داخلی بریتانیا در دههٔ ۱۶۴۰ رخ داد و با اعدام چارلز اول در سال ۱۶۴۹ و بر سرِ کارآمدن حکومت جمهوری پس از آن، این پرسش را ایجاد کرد که آیا مگنا کارتا که توافقی با خاندان سلطنتی بود، هنوز موضوعیت دارد یا نه. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افسانهٔ سیاسی منشور در دوران پس از انقلاب بزرگ بریتانیا در سال ۱۶۸۸ تا قرن ۱۹ همچنان ادامه داشت. نظر مردم در مورد ماهیت کلی قانون دستخوش تغییر شده بود و قانون سِپتِنیال مصوبهٔ ۱۷۱۶ قدرت پارلمان را افزایش داده بود، زیرا تحت این قانون حاکمیت پارلمانی جایگزین پادشاهی مطلقه شده بود. افرادی همچون گرانویل شارپ با استناد به منشور به‌عنوان بخش مهمی از قانون اساسی بریتانیا، برده‌داری را محکوم کردند. زمانی که استعمار‌گران بریتانیایی به سرزمین‌های جدید مهاجرت کردند، منشورهای سلطنتی ازجمله منشور ویرجینیا و ساحل ماساچوست را در آمریکا برقرار ساختند که طبق آن از تمامی آزادی‌ها، حق رأی و مصونیت‌های متولدین خاک بریتانیا برخوردار بودند. در نهایت مگنا کارتا بر شکل‌گیری قانون اساسی آمریکا در ۱۷۸۷ نیز تأثیر گذاشت و بر اساس این منشور، بند پنج قانون اساسی آمریکا تضمین می‌کرد که هیچ‌کس نباید از زندگی، آزادی یا نگهداری اموال خود بدون گذراندن یک روند قانونی محروم شود. هرچند تحقیقات صورت‌گرفته در دوران ملکه‌ویکتوریا از سوی افرادی همچون ویلیام استاب و فردریک میتلند نشان داد که منشور اولیهٔ ۱۲۱۵ در مورد روابط قرون وسطایی سلطنت و بارُن‌ها و برای حفاظت از حقوق آن‌ها بوده و هرگز حقوق مردم عادی را مورد توجه قرار نداده بود. در این دوران، حزب سیاسی ویگ در ‌پارلمان از مگنا کارتا و نقش آن در تاریخ قانون اساسی حمایت می‌کرد. تاریخ‌دان ادوارد جنکس مقاله‌ای را در ۱۹۰۴ منتشر کرد که در آن افسانهٔ مگنا کارتا را اختراعی از ادوارد کوک در قرن ۱۷ نامید که با سند اولیه در سال ۱۲۱۵ تفاوت زیادی داشت. در سال ۱۹۳۰ سلار و ییتمن مقاله‌ای را منتشر کردند و در آن اهمیت فرضی مگنا کارتا و وعدهٔ آزادی جهانی آن را به سخره گرفتند: «منشور مگنا دلیل اصلی جنبش دموکراسی در بریتانیا بود، پس برای همه اتفاق خوبی بود به‌جز مردم عادی.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-8731" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/ABA-wyrdlight-815935.jpg?resize=500%2C333" alt="بنای یادبود مگنا کارتا در رانی‌مد که در سال ۱۹۵۷ و در محل امضای آن ساخته شد." width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/ABA-wyrdlight-815935.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/ABA-wyrdlight-815935.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/ABA-wyrdlight-815935.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین بار در سال ۱۸۲۹ بند ۳۶ منشور لغو شد و سپس طی ۱۴۰ سال بعد محتوای منشور دستخوش تغییرات بسیار زیادی قرار گرفت. طی قرون ۱۹ و ۲۰ تقریباً تمامی متن منشور به استثنای بند ۱، ۹ و ۲۹ فسخ شد. با این‌وجود مگنا کارتا همچنان به‌عنوان سندی قدرتمند و نمادین باقی ماند و در قوانین اساسی کشورهای تحت نفوذ بریتانیا همچون کانادا، استرالیا و نیوزیلند شالودهٔ اصلی شکل‌گیری قانون اساسی بوده است. در قرن حاضر، چهار نمونه از منشور اصلی ۱۲۱۵ موجود است که دو نسخه از آن در کتابخانهٔ بریتانیا، یکی در کلیسای جامع لینکلن و یکی هم در کلیسای جامع سالزبری نگهداری می‌شوند. همچنین تعداد انگشت‌شماری از نسخه‌های بعدی منشور تحت مالکیت عام و خاص در آمریکا و استرالیا موجود است. نمونه‌های اصلی به زبان اختصاری لاتین قرون وسطی با قلم‌ پَر روی پوست نوشته شده است و مهر سلطنتی روی آن‌ها نقش بسته است. با وجود اینکه اهالی فن به ۶۳ بند منشور اشاره می‌کنند، اما این بندها مربوط به سیستم شمارش جدید است که از سوی ویلیام بلک‌استون در سال ۱۷۵۹ به همگان معرفی شد. متن اصلی منشور منسجم، طولانی و بدون پاراگراف‌بندی و بند‌گذاری است. در هشتصدمین سالگرد تدوین مگنا کارتا هر چهار نسخهٔ اصلی آن در ۳ فوریهٔ ۲۰۱۵ در کتابخانهٔ بریتانیا به نمایش گذاشته شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منبع: <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Magna_Carta" target="_blank" rel="noopener">ویکی‌پدیا</a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/15/%d9%85%da%af%d9%86%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7/">مگنا کارتا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/15/%d9%85%da%af%d9%86%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">8726</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پشت پردهٔ بیمه: چرا صداقت تعیین‌کننده است؟ &#8211; بیمه، فراتر از یک قرارداد </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jun 2026 17:24:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه‌ریزی مالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیمه اشخاص]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لیلا صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه‌گذاری]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت پول]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور مالی]]></category>
		<category><![CDATA[وام]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26583</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر لیلا صادقی – ونکوور یکی از برداشت‌های رایج اما نادرست دربارهٔ صنعت بیمه این است که آن را صرفاً یک فعالیت تجاری یا فروش خدمات مالی تلقی ‌کنند؛ درحالی‌که ماهیت بیمه به‌مراتب فراتر از یک دادوستد ساده است. بیمه در ذات خود، سازوکاری برای مدیریت ریسک‌های انسانی است؛ ریسک‌هایی که مستقیماً با زندگی، سلامت و امنیت مالی افراد ارتباط دارند. در تجربه‌های بین‌المللی، تفاوت قابل‌توجهی در نگاه به بیمه میان کشورهایی مانند ایران و کانادا...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/">پشت پردهٔ بیمه: چرا صداقت تعیین‌کننده است؟ &#8211; بیمه، فراتر از یک قرارداد </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر لیلا صادقی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از برداشت‌های رایج اما نادرست دربارهٔ صنعت بیمه این است که آن را صرفاً یک فعالیت تجاری یا فروش خدمات مالی تلقی ‌کنند؛ درحالی‌که ماهیت بیمه به‌مراتب فراتر از یک دادوستد ساده است. بیمه در ذات خود، سازوکاری برای مدیریت ریسک‌های انسانی است؛ ریسک‌هایی که مستقیماً با زندگی، سلامت و امنیت مالی افراد ارتباط دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تجربه‌های بین‌المللی، تفاوت قابل‌توجهی در نگاه به بیمه میان کشورهایی مانند ایران و کانادا دیده می‌شود. در سیستم‌هایی مانند کانادا، بیمه بخشی از یک ساختار دقیق مدیریت ریسک است و فرآیند ارزیابی اطلاعات با حساسیت و استانداردهای سخت‌گیرانه انجام می‌شود. در چنین فضایی، صداقت اطلاعاتی یک الزام بنیادین در کل فرآیند است و کوچک‌ترین انحراف می‌تواند تبعات حقوقی جدی داشته باشد. به‌طور کلی، داده‌های صنعت بیمه در کانادا نشان می‌دهد که نرخ پرداخت خسارت در بسیاری از رشته‌های بیمه بسیار بالاست و در برخی حوزه‌ها (مانند بیمهٔ عمر) به حدود ۹۷ تا ۹۹ درصد می‌رسد. این موضوع نشان می‌دهد که در یک سیستم شفاف و مبتنی بر افشای کامل اطلاعات، بخش عمدهٔ تعهدات بیمه‌ای بدون اختلاف و در چارچوب قرارداد پرداخت می‌شود؛ به‌این معنا که بیمه، در عمل توانسته نقش واقعی خود را در زمان وقوع بحران ایفا کند و به پشتوانه‌ای قابل‌اتکا برای افراد و خانواده‌ها تبدیل شود، به‌گونه‌ای که هزینه‌های سنگین درمان، جبران خسارت و حتی حفظ ثبات مالی بلندمدت را پوشش داده و در بسیاری موارد از فروپاشی اقتصادی خانواده‌ها جلوگیری کرده است. در کنار کارکرد حمایتی، بیمه در این ساختار نقش مهمی در برنامه‌ریزی مالی و سرمایه‌گذاری نیز ایفا می‌کند؛ نقشی که از پایبندی به اصل صداقت ناشی می‌شود و اعتبار صنعت بیمه را در عمل تثبیت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مقابل، در فضای ایران، در برخی موارد بیمه بیشتر به‌عنوان «خدمات قابل‌خریدوفروش فوری» تلقی می‌شود و نه یک قرارداد مبتنی بر مسئولیت مشترک و افشای کامل اطلاعات. این تفاوت نگاه، گاهی باعث شکل‌گیری انتظارات نادرست از بیمه و در نهایت بروز برداشت‌هایی مانند «عدم پرداخت خسارت» می‌شود؛ در واقع، بخشی از این ذهنیت که «بیمه پول نمی‌دهد» از همین نقطه شکل می‌گیرد. زمانی‌که قرارداد بر پایهٔ اطلاعات ناقص یا نادرست شکل بگیرد، طبیعی است که در زمان بررسی خسارت، اختلاف و نارضایتی ایجاد شود. در نتیجه، مشکلی که ریشه در مرحلهٔ آغاز قرارداد داشته، در ذهن بسیاری از افراد به‌عنوان «بدقولی بیمه» ثبت می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نقطهٔ آغاز قرارداد: جایی که صداقت تعیین‌کننده است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چندی پیش، متقاضی‌ای برای دریافت بیمه‌نامه به من مراجعه کرد. روند بررسی پرونده مانند همیشه آغاز شد؛ گفت‌وگو دربارهٔ شرایط سلامتی، سوابق پزشکی و تکمیل اطلاعات اولیه برای ارزیابی ریسک. در میان صحبت‌ها مشخص شد که همان روز، فرد به پزشک مراجعه کرده و دارویی برای او تجویز شده است. شاید از نگاه بسیاری، این موضوع مسئلهٔ مهمی به نظر نرسد؛ تنها یک ویزیت ساده و یک نسخهٔ دارویی. اما در ارزیابی بیمه، همین موضوع می‌تواند نشانهٔ شروع یک وضعیت درمانی یا شرایطی باشد که هنوز به ثبات نرسیده است. بر اساس معیارهای بیمه، ثبت این موضوع به‌این معنا بود که در آن مقطع زمانی امکان صدور آن بیمه‌نامهٔ خاص وجود نداشت و لازم بود مدتی از مصرف دارو و روند درمان بگذرد تا وضعیت سلامتی فرد پایدار و قابل‌ارزیابی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آن لحظه، دو مسیر برای یک مشاور مالی وجود دارد؛ موضوع نادیده گرفته شود، فرم‌ها بدون اشاره به آن موضوع تکمیل شوند و بیمه‌نامه صادر شود. در ظاهر، همه‌چیز به‌نفع مشتری خواهد بود: مشتری یک بیمه‌نامه با پوشش مناسب دریافت کرده است! اما مسئلهٔ اصلی، «شادی آن لحظه» نیست؛ مسئله، روزی است که ممکن است فرد واقعاً به آن بیمه نیاز پیدا کند. اگر در آینده خسارتی رخ دهد، شرکت بیمه سوابق پزشکی و اطلاعات اولیه را با دقت بررسی خواهد کرد. درصورتی‌که مشخص شود آن فرد در زمان صدور بیمه‌نامه، شرایط واقعی خود را اعلام نکرده، نتیجهٔ چنین وضعیتی می‌تواند عدم پرداخت پوشش بیمه و بی‌اعتبارشدن قرارداد باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گرچه آن فرد با دلخوری سراغ مشاور دیگری رفت و بیمه‌نامه‌ای هم برای او صادر شد، اما این همهٔ ماجرا نیست! اگر روزی آن فرد به پوشش بیمه نیاز داشته باشد، آن زمان مشخص می‌شود که آیا واقعاً یک پشتوانهٔ معتبر در اختیار داشته یا فقط یک قرارداد کاغذی!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مرز میان عدم صداقت و نتیجهٔ نامعلوم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فرآیند صدور بیمه‌نامه، شرکت بیمه بر اساس اطلاعات دریافتی از بیمه‌گذار، ارزیابی ریسک و تعیین شرایط پوشش را انجام می‌دهد. این اطلاعات مبنای اصلی قرارداد است و هرگونه عدم شفافیت می‌تواند ماهیت تعهدات را تغییر دهد. از این منظر، بیمه صرفاً یک محصول قابل‌خریدوفروش نیست، بلکه قراردادی مبتنی بر اعتماد متقابل است. این اعتماد در قالب اصل «حسن‌نیت حداکثری» تعریف می‌شود و بر اساس آن، طرفین موظف‌اند اطلاعات مؤثر در ارزیابی ریسک را کامل و دقیق ارائه کنند؛ عدم رعایت این اصل می‌تواند به رد یا ابطال تعهدات در زمان خسارت منجر شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تجربه‌های عملی نشان می‌دهد بسیاری از اختلافات در زمان خسارت، ناشی از نقص یا ناهماهنگی اطلاعات اولیه است، نه عدم تعهد شرکت بیمه. در چنین شرایطی، حتی با وجود صدور بیمه‌نامه، در صورت اثبات اطلاعات ناقص یا نادرست، امکان بی‌اعتباری قرارداد وجود دارد. این وضعیت در نگاه عمومی به‌اشتباه به‌عنوان «عدم پرداخت خسارت» تلقی می‌شود، در حالی‌که ریشهٔ آن در مرحلهٔ تشکیل قرارداد است. این موضوع صرفاً حقوقی نیست و می‌تواند مستقیماً بر امنیت مالی افراد اثر بگذارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این چارچوب، نقش مشاور بیمه صرفاً صدور یا فروش بیمه‌نامه نیست، بلکه شناسایی و انتقال شفاف ریسک است، حتی اگر منجر به عدم صدور فوری بیمه‌نامه شود. در مقابل، بیمه‌گذار نیز موظف به ارائهٔ اطلاعات واقعی است؛ هرگونه پنهان‌کاری، حتی با هدف کاهش هزینه یا تسریع فرآیند، می‌تواند به ازبین‌رفتن پوشش بیمه‌ای منجر شود.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بیمه، جایی برای تصمیم‌های کوچک با پیامدهای بزرگ</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بیمه زمانی کارکرد واقعی خود را نشان می‌دهد که از ابتدا بر پایهٔ شفافیت شکل گرفته باشد؛ در غیر این صورت، حتی یک قرارداد رسمی نیز می‌تواند در لحظهٔ نیاز، به توافقی بی‌اثر تبدیل شود. در نتیجه، بیمه نه محصولی برای خرید فوری، بلکه سیستمی مبتنی بر اعتماد است؛ اعتمادی که فقط با صداقت دوطرفه معنا پیدا می‌کند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/">پشت پردهٔ بیمه: چرا صداقت تعیین‌کننده است؟ &#8211; بیمه، فراتر از یک قرارداد </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26583</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-22 11:57:46 by W3 Total Cache
-->