<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://media.hamyaari.ca/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sat, 22 Aug 2026 15:30:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>رسانهٔ همیاری</title>
	<link>http://media.hamyaari.ca/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>«تنگهٔ وحشت» &#8211; Cape Fear؛ بازگشت یک کابوس</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/22/%d8%aa%d9%86%da%af%d9%87%d9%94-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-cape-fear%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%db%8c%da%a9-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/22/%d8%aa%d9%86%da%af%d9%87%d9%94-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-cape-fear%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%db%8c%da%a9-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 22 Aug 2026 15:30:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[منوچهر پورعطایی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=27012</guid>

					<description><![CDATA[<p>منوچهر پورعطایی – ونکوور «تنگهٔ وحشت»، نام یک مجموعهٔ تلویزیونی آمریکایی در ژانر درام دلهره‌آور ساختهٔ نیک آنتوسکا است. این مجموعه اقتباس مستقیم نیست، اما از رمان جلادها نوشتهٔ جان دی. مک‌دونالد و اقتباس‌های سینمایی آن در سال‌های ۱۹۶۲ و ۱۹۹۱ الهام گرفته شده است. استیون اسپیلبرگ و مارتین اسکورسیزی نیز در نقش تهیه‌کنندهٔ آن ظاهر شده‌اند. بازیگران: خاویر باردم، ایمی آدامز، پاتریک ویلسون، جولیت لوئیس و سی.سی.اچ. پاوندر و&#8230; خلاصهٔ داستان مکس کیدی، که به‌تازگی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/22/%d8%aa%d9%86%da%af%d9%87%d9%94-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-cape-fear%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%db%8c%da%a9-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3/">«تنگهٔ وحشت» &#8211; Cape Fear؛ بازگشت یک کابوس</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%d9%88%da%86%d9%87%d8%b1-%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%b9%d8%b7%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">منوچهر پورعطایی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«تنگهٔ وحشت»، نام یک مجموعهٔ تلویزیونی آمریکایی در ژانر درام دلهره‌آور ساختهٔ نیک آنتوسکا است. این مجموعه اقتباس مستقیم نیست، اما از رمان جلادها نوشتهٔ جان دی. مک‌دونالد و اقتباس‌های سینمایی آن در سال‌های ۱۹۶۲ و ۱۹۹۱ الهام گرفته شده است. استیون اسپیلبرگ و مارتین اسکورسیزی نیز در نقش تهیه‌کنندهٔ آن ظاهر شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بازیگران: خاویر باردم، ایمی آدامز، پاتریک ویلسون، جولیت لوئیس و سی.سی.اچ. پاوندر و&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>خلاصهٔ داستان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مکس کیدی، که به‌تازگی از زندان آزاد شده، در پی انتقام از وکیل مدافع تسخیری خود برمی‌آید؛ وکیلی که شواهدی را از او پنهان کرده بود که می‌توانست نتیجهٔ پرونده‌اش را تغییر دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دربارهٔ سریال</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بازسازی آثار کلاسیک همیشه کاری پرخطر است، به‌ویژه وقتی پای فیلمی مانند «تنگهٔ وحشت» در میان باشد، اثری که پیش‌تر در سال ۱۹۶۲ با بازی گریگوری پک و رابرت میچام ساخته شد و سپس در سال ۱۹۹۱، مارتین اسکورسیزی با روایتی تیره‌تر و پیچیده‌تر آن را به یکی از مهم‌ترین تریلرهای روان‌شناختی سه دههٔ اخیر تبدیل کرد. نسخهٔ سریالی تازه باید با حافظهٔ مخاطبانی رقابت کند که هنوز مکس کیدیِ رابرت دنیرو را یکی از ماندگارترین شرورهای تاریخ سینما می‌دانند. اما شگفتی اینجاست که سریال جدید، به‌جای تقلید از گذشته، با آن گفت‌وگو می‌کند. اگر نسخهٔ اسکورسیزی دربارهٔ هجوم خشونت به حریم امن خانوادهٔ آمریکایی بود، نسخهٔ جدید دربارهٔ فروپاشی خودِ مفهوم امنیت است؛ جهانی که در آن دیوارهای خانه دیگر مرز محافظت نیستند و فناوری، به‌جای آرامش، به ابزار تعقیب و وحشت تبدیل شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حضور استیون اسپیلبرگ و مارتین اسکورسیزی در مقام تهیه‌کنندگان اجرایی، صرفاً یک امتیاز تبلیغاتی نیست؛ سریال، میراث هر دو فیلم پیشین را می‌شناسد و با احترام به آن‌ها، مسیر مستقلی طی می‌کند. اسکورسیزی که خود نسخهٔ ۱۹۹۱ را کارگردانی کرده بود، این بار اجازه داده نسل تازه‌ای از فیلمسازان، این کابوس قدیمی را برای مخاطب امروز بازآفرینی کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از منظر سینمایی، بزرگ‌ترین امتیاز سریال، درک درست از تفاوت میان فیلم و سریال است. بسیاری از اقتباس‌های تلویزیونی صرفاً فیلمی کش‌آمده‌اند، اما «تنگهٔ وحشت» از ظرفیت زمان بهره می‌برد؛ تعلیق به‌تدریج ساخته می‌شود و ترس، نه در انفجارهای ناگهانی، بلکه در فرسایش آرام روان شخصیت‌ها شکل می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خاویر باردم ستون اصلی سریال است. بازی او در نقش مکس کیدی هوشمندانه از تقلید فاصله می‌گیرد. اگر رابرت دنیرو هیولایی بود که از بیرون وارد زندگی خانواده می‌شد، باردم بیشتر شبیه زخمی است که آرام‌آرام در ذهن شخصیت‌ها باز می‌شود؛ کمتر فریاد می‌زند و بیشتر با نگاه، مکث و حضور فیزیکی‌اش اضطراب می‌آفریند. مکس کیدی شاید یکی از پیچیده‌ترین نقش‌های سال‌های اخیر باردم باشد؛ شخصیتی که مرز میان عدالت، انتقام، جنون و وسواس را در ذهن خود از بین برده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مقابل او، ایمی آدامز نیز یکی از بهترین بازی‌های چند سال اخیر خود را ارائه می‌دهد. نقطهٔ قوت بازی‌اش، نمایش تدریجی فروپاشی روانی شخصیتی است که می‌کوشد عقلانیت خود را حفظ کند، اما هرچه بیشتر تلاش می‌کند، بیشتر در شبکه‌ای از اضطراب گرفتار می‌شود. پاتریک ویلسون نیز حضوری قابل‌اعتماد دارد و خانوادهٔ سریال را از کلیشه‌های رایج تریلرها دور می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما ارزش اصلی سریال، شاید در خوانش روانکاوانهٔ آن نهفته باشد. مکس کیدی را می‌توان بازگشت «امر سرکوب‌شده» دانست؛ مفهومی که فروید دربارهٔ آن سخن می‌گوید. او تجسم گذشته‌ای است که شخصیت‌های اصلی می‌کوشند فراموشش کنند، اما گذشته هرگز فراموش نمی‌کند؛ کیدی بازمی‌گردد تا یادآوری کند هیچ انتخاب اخلاقی و هیچ قضاوتی بدون پیامد باقی نمی‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از این منظر، «تنگهٔ وحشت» بیش از آنکه دربارهٔ یک قاتل باشد، دربارهٔ احساس گناه است؛ دربارهٔ این پرسش که آیا انسان واقعاً می‌تواند گذشته را پشت سر بگذارد. سریال با وجود آنکه مکس کیدی را شخصیتی خطرناک تصویر می‌کند، اجازه نمی‌دهد او صرفاً یک «هیولای مطلق» باشد. مکس در یکی از تأثیرگذارترین دیالوگ‌هایش خطاب به آنا می‌گوید: «من هیولا نبودم؛ این شما بودید که مرا به هیولا تبدیل کردید.» این جمله هستهٔ اصلی درام را آشکار می‌کند؛ گاهی مرز میان اجرای عدالت و تولید خشونت آن‌قدر باریک است که خودِ نظام عدالت نیز در شکل‌گیری هیولاهایی که بعدها از آن‌ها می‌ترسد، سهم دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نسخهٔ جدید، این پرسش‌ها را به جهان معاصر منتقل می‌کند؛ جهانی که در آن شبکه‌های اجتماعی، هوش مصنوعی و دوربین‌های نظارتی، نه‌تنها امنیت ایجاد نکرده‌اند، بلکه شکل تازه‌ای از ناامنی را به وجود آورده‌اند. امروز دیگر هیولا لازم نیست پشت پنجره بایستد؛ او می‌تواند از طریق تلفن همراه یا شبکه‌های اجتماعی وارد زندگی ما شود. فناوری در اینجا فقط ابزار روایت نیست؛ خودِ موضوع ترس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نظر بصری نیز سریال کیفیتی فراتر از بسیاری از تولیدات تلویزیونی دارد؛ قاب‌بندی‌ها، نورهای سرد و حرکت دوربین در خدمت فضایی‌اند که موجب می‌شود مخاطب حتی در صحنه‌های آرام نیز احساس امنیت نکند. یکی دیگر از نکات ارزشمند مجموعه، احترام آن به میراث نسخهٔ اسکورسیزی است؛ موسیقی برنارد هرمن بار دیگر به‌شکلی هوشمندانه به کار رفته و پلی میان گذشته و امروز می‌سازد، بی‌آنکه به نوستالژی ارزان تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید تنها نقد به سریال، افت ریتم در برخی اپیزودهای میانی باشد؛ گاهی روایت بیش از اندازه روی جزئیات مکث می‌کند. بااین‌حال، این کندی بیشتر ناشی از تمایل سازندگان به شخصیت‌پردازی است تا ضعف در روایت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«تنگهٔ وحشت» جدید نشان می‌دهد بازسازی یک اثر کلاسیک، زمانی ارزشمند است که صرفاً به بازتولید تصاویر قدیمی اکتفا نکند. این سریال نه می‌خواهد جای فیلم اسکورسیزی را بگیرد و نه در رقابت با آن شکست بخورد؛ هدفش بازتعریف همان کابوس برای نسلی‌ست که بیش از آنکه از تاریکی کوچه‌ها بترسد، از روشن‌بودن صفحهٔ تلفن همراهش هراس دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، «تنگهٔ وحشت» فقط داستان یک مرد انتقام‌جو نیست؛ داستان شکنندگی روان انسان در جهانی‌ست که هر روز پیچیده‌تر و ناامن‌تر می‌شود. مخاطب پس از مدتی دیگر فقط از مکس کیدی نمی‌ترسد، بلکه ناچار می‌شود دربارهٔ جهانی فکر کند که چنین شخصیتی در آن شکل گرفته است. سریال مرزهای سادهٔ میان خیر و شر را مخدوش می‌کند: عدالت دقیقاً چیست و در چه نقطه‌ای به انتقام تبدیل می‌شود؟ شر، خصلتی ذاتی در انسان است یا محصول زخم و بی‌عدالتی؟ ترس واقعی «تنگهٔ وحشت» نه در حضور یک هیولا، بلکه در این احتمال نهفته است که هیولاها همیشه از ابتدا هیولا نبوده‌اند؛ گاهی جهان و حتی سازوکارهایی که به‌نام عدالت ساخته‌ایم، در تولد آن‌ها سهم داشته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همین دلیل، نسخهٔ تازهٔ «تنگهٔ وحشت» را باید یکی از موفق‌ترین بازآفرینی‌های سال‌های اخیر دانست؛ اثری که با تکیه بر بازی‌های درخشان، کارگردانی دقیق و نگاه روان‌شناسانه، هویت مستقلی برای خود ساخته و نشان می‌دهد برخی کابوس‌ها، هرچقدر هم قدیمی باشند، در هر نسل می‌توانند چهره‌ای تازه پیدا کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این سریال را می‌توان از طریق سرویس</span><a href="https://tv.apple.com/us/show/cape-fear/umc.cmc.377zdzwefgtzkvykexeca9qrc"> <span style="font-weight: 400;">اپل تی‌وی‌پلاس</span></a><span style="font-weight: 400;"> تماشا کرد.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/22/%d8%aa%d9%86%da%af%d9%87%d9%94-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-cape-fear%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%db%8c%da%a9-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3/">«تنگهٔ وحشت» &#8211; Cape Fear؛ بازگشت یک کابوس</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/22/%d8%aa%d9%86%da%af%d9%87%d9%94-%d9%88%d8%ad%d8%b4%d8%aa-cape-fear%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%db%8c%da%a9-%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">27012</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نگاهی به رمان «شما می‌توانید It صدایم کنید» در نشست مجازی رونمایی و نقد این رمان کوتاه نوشتهٔ صحرا کلانتری</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af-it-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af-it-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 21 Aug 2026 00:14:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[Rahaa Publishing]]></category>
		<category><![CDATA[شما می توانید it صدایم کنید!]]></category>
		<category><![CDATA[شما می‌توانید it صدایم کنید!]]></category>
		<category><![CDATA[صحرا کلانتری]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه (صحرا) کلانتری]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه کلانتری]]></category>
		<category><![CDATA[فرخنده حاجی زاده]]></category>
		<category><![CDATA[فرخنده حاجی‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=27008</guid>

					<description><![CDATA[<p>فرخنده حاجی‌زاده۱ &#8211; ایران سلام بر همه و آن‌ها که تن به پرواز می‌دهند، اما از جست‌وجوی قطعه‌های گمشده‌شان باز نمی‌ایستند. راویِ این روایت پس از نگارش کلمات متنِ «شما می‌توانید It صدایم کنید»۲، آیا توانسته قطعه‌های گمشده و آرامش درون متلاشی‌شده‌اش را بازیابد؟… کلماتی که با تمرکز بر بدن زن به‌عنوان ابژهٔ دریده‌شده با دقت، جسارت و بی‌پروایی در بیان مستقیم و تأثیر بین نابودی بدن و روان آدمی را به نمایش می‌گذارد؛ به...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af-it-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%86/">نگاهی به رمان «شما می‌توانید It صدایم کنید» در نشست مجازی رونمایی و نقد این رمان کوتاه نوشتهٔ صحرا کلانتری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%b1%d8%ae%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">فرخنده حاجی‌زاده</a><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><sup>۱</sup></a></span> &#8211; ایران</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سلام بر همه و آن‌ها که تن به پرواز می‌دهند، اما از جست‌وجوی قطعه‌های گمشده‌شان باز نمی‌ایستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">راویِ این روایت پس از نگارش کلمات متنِ «شما می‌توانید It صدایم کنید»<sup>۲</sup></span><span style="font-weight: 400;">، آیا توانسته قطعه‌های گمشده و آرامش درون متلاشی‌شده‌اش را بازیابد؟… کلماتی که با تمرکز بر بدن زن به‌عنوان ابژهٔ دریده‌شده با دقت، جسارت و بی‌پروایی در بیان مستقیم و تأثیر بین نابودی بدن و روان آدمی را به نمایش می‌گذارد؛ به یگانگی در نوشتن از بدن زن، به پرداختن به تجاوز، به دست‌درازی بدن او به شکستن تابوی تجاوز محارم، به سلطهٔ مردسالارانه در خانواده به جامعه، همه را با پرداختن به معضلات اجتماعی با بیانی حسی، طنزی تلخ و گزنده آغاز می‌کند. طنزی که ابتدا خواننده را به اشتباه وامی‌دارد که بپندارد با متنی فانتزی روبه‌روست؛ با شروعی این چنین: «در یک روز معمولی یک نفر جنسیت مرا دزدید.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بعد مانیفستی ارائه می‌دهد تا همجنسان خاورمیانه‌ای‌اش به یاد آورند که خود نیز کودکان تجاوزدیده‌ای‌اند که حفظ بکارت دغدغهٔ کودکی‌شان بوده است، بی‌آنکه بدانند چیست و چگونه باید محافظتش کنند. تا سرانجام در بستری سرد یا گرم تقدیمش کنند به مردی تا فاتح شود و آن‌ها به ثبت برسند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راویِ این روایت اگر هم به‌طور کامل نتوانسته باشد قطعه‌های گمشده‌اش را بازیابد، توانسته است از طریق کلماتِ این روایت چنان گمگشتگی‌ای در ذهن مخاطبان ایجاد کند که آن‌ها پس از خواندن این روایت برابرِ آئینه بایستند و دست به‌سوی قطعه‌هایشان ببرند تا مطمئن شوند همه در بدنشان پابرجا هستند. حتی اگر به این باور رسیده باشند که تجاوز فقط به فرورفتن مردی به‌زور در تن زنی خلاصه نمی‌شود، و انواع مختلف دارد؛ اینکه تجاوز می‌تواند به روحشان، به زبانشان، به گوششان، به لهجه‌شان، به حسشان، به باورشان، به حریمشان، به موجودیتشان و عواطف و علایقشان، به اعتقادات و انتخابشان و به اعتمادشان صورت بگیرد، و آرزو کنند ای‌کاش راویِ تنهای این روایت در نگارش اثرش فرم، تکنیک و شگردهای سینمایی بونوئل و هدایت را با حُسن‌ها و ضعف‌هایش رها می‌کرد و از طریق این زنِ راوی تکثیرشده در زن، در زن‌های مختلف، صحنه‌های به‌یادماندنی بیشتری از این دست تحویل می‌داد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><i><span style="font-weight: 400;">این روایت یک واقعیت زمخت است، شبیه صدای آن مرد که دست‌های او را گرفت و با خودش به تونل برد. حالا در چشم‌های خشکتان قطره‌ای بریزید و برای لب‌های خشک و رنگ‌پریده‌تان برق لبی آماده کنید، این روایت شوخی ندارد… البته اگر شما که چشم در چشم این دخترک دارید، نتوانستید به روایتش پی ببرید، می‌توانید فحش‌هایتان را تنها نثار من کنید. نمی‌توانم این بخش از روایتش را حذف کنم، حتی اگر بدتان بیاید و از بخش‌های خونی‌اش چندشتان شود. بالاخره کودک هم می‌تواند در تخیلش دست‌های قاتلی داشته باشد.</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و ای‌کاش آن‌ها که به جنگ به‌عنوان رخدادی مقدس می‌نگرند، بپذیرند که جنگ دردهای بی‌درمانی هم دارد که با برد و باخت از بین نمی‌رود و نهایت، دادن و گرفتن امتیاز نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><i><span style="font-weight: 400;">دوست ندارم کسانی که چشم در چشم‌های او که دست‌هایش شبیه دست‌های پدرم بود می‌دوزند، خیال کنند آدم بدی بود، نه اصلاً… او یکی از فرآورده‌های جنگ تحمیلی بود که بیشتر فکر می‌کنم برای من تحمیلی بود نه برای او که تنها از جنگ، چند درصد معیوب‌بودن، آن هم از نوع اساسی‌اش، نصیبش شد. جنگ تحمیلی یعنی همسنگر کسی باشی که جنگی زیرزمینی را با او تا لحظهٔ مرگش ادامه دهی.</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;"><sup>۱</sup></span><span style="font-weight: 400;">متن سخنان فرخنده حاجی‌زاده، نویسنده، منتقد ادبی و ناشر، در نشست مجازی رونمایی و نقد رمان کوتاه «شما می‌توانید it صدایم کنید!» نوشتهٔ فاطمه (صحرا) کلانتری، مورخ پنجشنبه، ۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۶. گزارشی از این جلسه را در <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/23/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a8%db%8c%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%da%af/" target="_blank" rel="noopener">اینجا</a> بخوانید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;"><sup>۲</sup></span><span style="font-weight: 400;">نشر رها در ونکوورِ کانادا کتاب «شما می‌توانید It صدایم کنید!» را در دسامبر ۲۰۲۵ منتشر کرد. نسخهٔ چاپی این کتاب را می‌توان از کتاب‌فروشی پان‌به در داون‌تاون ونکوور، به‌صورت حضوری و آنلاین با امکان ارسال به تمام نقاط دنیا و همچنین از طریق وب‌سایت آمازون و کتاب‌فروشی‌های معتبر در کشورهای مختلف (به‌جز ایران و افغانستان) خریداری کرد. نسخهٔ الکترونیکی این کتاب با فرمت ای‌پاب و چیدمان سیالِ متن روی پلت‌فرم‌های Apple ‌‌Books و Google Play Books تنها با یک کلیک در ۷۰ کشور جهان در دسترس است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">برای خرید نسخه‌های چاپی و الکترونیکی این کتاب از لینک زیر دیدن کنید:</span><br />
<span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><a href="https://tr.ee/YouMayCallMeIt">https://tr.ee/YouMayCallMeIt</a></span><br />
</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af-it-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%86/">نگاهی به رمان «شما می‌توانید It صدایم کنید» در نشست مجازی رونمایی و نقد این رمان کوتاه نوشتهٔ صحرا کلانتری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/20/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%af-it-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c%d9%85-%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">27008</post-id>	</item>
		<item>
		<title>«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Aug 2026 01:17:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[Blackout Art Society]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهر قصه]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=27001</guid>

					<description><![CDATA[<p>ترانه وحدانی – ونکوور نزدیک به شصت سال از روزی که زنده‌یاد بیژن مفید، نمایشنامهٔ جاودانه و بی‌بدیل «شهر قصه» را خلق کرد، می‌گذرد؛ اثری که در زمان خود نه‌تنها یک اتفاق تئاتری مهم، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از جامعه، فرهنگ و دردهای مشترک انسانی بود. زبان نمادین، دیالوگ‌های آهنگین و کاراکترهایی که هر یک نمایندهٔ قشری از جامعه بودند، این اثر را در حافظهٔ جمعی فارسی‌زبانان جاودانه کرد. حالا، پس از گذشت دهه‌ها، این شاهکار با...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88/">«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نزدیک به شصت سال از روزی که زنده‌یاد بیژن مفید، نمایشنامهٔ جاودانه و بی‌بدیل «شهر قصه» را خلق کرد، می‌گذرد؛ اثری که در زمان خود نه‌تنها یک اتفاق تئاتری مهم، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از جامعه، فرهنگ و دردهای مشترک انسانی بود. زبان نمادین، دیالوگ‌های آهنگین و کاراکترهایی که هر یک نمایندهٔ قشری از جامعه بودند، این اثر را در حافظهٔ جمعی فارسی‌زبانان جاودانه کرد. حالا، پس از گذشت دهه‌ها، این شاهکار با رویکردی کاملاً نوآورانه و در کالبدی از حرکات مدرن، بار دیگر به صحنهٔ تئاتر بازگشته است و ما در ونکوور، برای سومین بار شاهد این رویداد هنری خواهیم بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمایش «شهر قصه»، اقتباس گروه هنری بلک‌آوت (Blackout Art Society) به‌کارگردانی امیرنعیم حسینی، پس از دو سال موفقیت پیاپی و ثبت رکوردهای درخشان در فروش بلیت، در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در سالن سنتنیال تیاتر (Centennial Theatre) در نورث ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این اجرا، فرصتی‌ست کم‌نظیر برای لمس دوبارهٔ یک نوستالژی دیرینه، این‌بار با رویکردی مدرن.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از ونکوور تا صحنه‌های تئاتر دیگر شهرها در کانادا</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سفر پرماجرای «شهر قصه» در فرم جدیدش، دو سال پیش و در سپتامبر ۲۰۲۴ از همین‌جا، یعنی ونکوورِ بزرگ آغاز شد. زمانی‌که گروه بلک‌آوت این اقتباس جسورانه را برای نخستین‌بار در سالن «کی‌میک آرتز سنتر» در وست ونکوور و سالن «اِوِرگرین» در کوکئیتلام به روی صحنه برد، شاید کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد که این نمایش با چنین استقبالی روبه‌رو شود. استقبال مخاطبان چنان پرشور و بی‌نظیر بود که تمامی اجراها تا آخرین صندلی به فروش رفت. این عطش و تقاضای بالا، تیم اجرایی را بر آن داشت تا برخلاف برنامه‌ریزی‌های اولیه، اجرای سومی را نیز در نوامبر همان سال تدارک ببینند. جالب اینجاست که در این اجرا بسیاری از تماشاگران، برای بار دوم یا حتی بار سوم به تماشای این اثر نشستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این استقبال بی‌سابقه، موتور محرکی شد تا گروه بلک‌آوت گامی بلندتر بردارد و نخستین تور سراسری «شهر قصه» را در سال ۲۰۲۵ در دیگر شهرهای بزرگ و ایرانی‌نشین کانادا برگزار کند. این تور، نمایش را به شهرهای تورنتو، اتاوا، مونترآل و همچنین نورث ونکوور برد. نتیجه شگفت‌انگیز بود: تمامی اجراها مجدداً با ظرفیت کامل روبه‌رو شد و بیش از دو هزار تماشاگر در این چهار شهر به تماشای این نمایش نشستند. این تور، شبکه‌ای از مخاطبان وفادار را در سراسر کانادا برای این اثر خلق کرد؛ مخاطبانی که بی‌صبرانه منتظر اجراهای بعدی مانده‌اند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-27003" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A2889-copy.jpg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد
- - - - -
نزدیک به شصت سال از روزی که زنده‌یاد بیژن مفید، نمایشنامهٔ جاودانه و بی‌بدیل «شهر قصه» را خلق کرد، می‌گذرد؛ اثری که در زمان خود نه‌تنها یک اتفاق تئاتری مهم، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از جامعه، فرهنگ و دردهای مشترک انسانی بود. زبان نمادین، دیالوگ‌های آهنگین و کاراکترهایی که هر یک نمایندهٔ قشری از جامعه بودند، این اثر را در حافظهٔ جمعی فارسی‌زبانان جاودانه کرد. حالا، پس از گذشت دهه‌ها، این شاهکار با رویکردی کاملاً نوآورانه و در کالبدی از حرکات مدرن، بار دیگر به صحنهٔ تئاتر بازگشته است و ما در ونکوور، برای سومین بار شاهد این رویداد هنری خواهیم بود.
نمایش «شهر قصه»، اقتباس گروه هنری بلک‌آوت (Blackout Art Society) به‌کارگردانی امیرنعیم حسینی، پس از دو سال موفقیت پیاپی و ثبت رکوردهای درخشان در فروش بلیت، در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در سالن سنتنیال تیاتر (Centennial Theatre) در نورث ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این اجرا، فرصتی‌ست کم‌نظیر برای لمس دوبارهٔ یک نوستالژی دیرینه، این‌بار با رویکردی مدرن...
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A2889-copy.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A2889-copy.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A2889-copy.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; text-align: justify; font-size: 16px;">اکنون، با انگیزه‌ای دوچندان از این اقبال پیوسته و تقاضای ادامه‌دار، بلک‌آوت دومین تور بزرگ کانادایی خود را برای تابستان و پاییز ۲۰۲۶ تدارک دیده است. این تور از کلگری در تاریخ ۳۰ اوت،‌ سالن The Grand آغاز شده، به تورنتو در تاریخ‌های ۴ و ۵ سپتامبر،‌ به‌ترتیب سالن‌های Richmond Hill Arts Centre و Betty Oliphant Theatre می‌رود، در تاریخ ۱۱ سپتامبر به نورث ونکوور، سالن Centennial Theatre می‌رسد و نهایتاً در ۱۳ سپتامبر در شهر ویکتوریا، سالن Dave Dunnet Theatre به کار خود پایان می‌دهد. این تور، هم تجدید دیداری‌ست برای مخاطبان قدیمی این نمایش در ونکوور و تورنتو، و هم فرصتی برای معرفی این اثر فاخر به مخاطبان جدید در شهرهای کلگری و ویکتوریا که برای نخستین‌بار میزبان «شهر قصه» خواهند بود.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پروژه‌ای بزرگ با رویکردی چندفرهنگی و مدرن</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر قصه» در شکل کنونی‌اش، بدون شک یکی از بلندپروازانه‌ترین و عظیم‌ترین تولیدات مستقل تئاتر در جامعهٔ هنری کاناداست. این پروژهٔ بزرگ، بیش از سی نفر از عوامل حرفه‌ای بازیگری، رقص و تکنسین‌های فنی را به خدمت گرفته است. برای تور امسال، این گروه شامل نُه رقصندهٔ حرفه‌ای به‌همراه کارگردان، طراح رقص (choreographer) و اعضای کلیدی تیم است که شهر به شهر این نمایش را همراهی می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اما آنچه این اجرا را از تمام بازخوانی‌ها و نمونه‌های مشابه پیشین متمایز می‌کند، رویکرد عمیقاً چندفرهنگی آن است. دیالوگ‌های ماندگار نمایش همچنان به‌زبان شیرین فارسی و با صدای گیرای صداپیشگان حرفه‌ای ایرانی ساکن ونکوور روایت می‌شود، اما در ساحت تصویر و حرکت، ما با اجرایی بین‌المللی </span><span style="font-weight: 400;">روبه‌روییم. رقصندگان و اجراگران صحنه، هنرمندانی از پیشینه‌های فرهنگی گوناگون‌اند که با زبان بدنِ خود، مفاهیم این قصهٔ ایرانی را به تصویر می‌کشند. برای آنکه این پل ارتباطی کامل شود و تماشاگران غیرفارسی‌زبان نیز بتوانند از ظرایف داستان لذت ببرند، پیش از آغاز اجرا، ترجمه‌ای از خلاصهٔ داستان هر صحنه به‌زبان انگلیسی در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این نوآوری هوشمندانه سبب شده تا «شهر قصه» مرزهای مخاطبان سنتی خود را بشکند و نه‌تنها جامعهٔ فارسی‌زبان، بلکه علاقه‌مندان به هنر تئاتر و رقص معاصر از جوامع فرهنگی متفاوت کانادا را نیز به خود جذب کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-27004" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3100-copy.jpg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد
- - - - -
نزدیک به شصت سال از روزی که زنده‌یاد بیژن مفید، نمایشنامهٔ جاودانه و بی‌بدیل «شهر قصه» را خلق کرد، می‌گذرد؛ اثری که در زمان خود نه‌تنها یک اتفاق تئاتری مهم، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از جامعه، فرهنگ و دردهای مشترک انسانی بود. زبان نمادین، دیالوگ‌های آهنگین و کاراکترهایی که هر یک نمایندهٔ قشری از جامعه بودند، این اثر را در حافظهٔ جمعی فارسی‌زبانان جاودانه کرد. حالا، پس از گذشت دهه‌ها، این شاهکار با رویکردی کاملاً نوآورانه و در کالبدی از حرکات مدرن، بار دیگر به صحنهٔ تئاتر بازگشته است و ما در ونکوور، برای سومین بار شاهد این رویداد هنری خواهیم بود.
نمایش «شهر قصه»، اقتباس گروه هنری بلک‌آوت (Blackout Art Society) به‌کارگردانی امیرنعیم حسینی، پس از دو سال موفقیت پیاپی و ثبت رکوردهای درخشان در فروش بلیت، در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در سالن سنتنیال تیاتر (Centennial Theatre) در نورث ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این اجرا، فرصتی‌ست کم‌نظیر برای لمس دوبارهٔ یک نوستالژی دیرینه، این‌بار با رویکردی مدرن...
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3100-copy.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3100-copy.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3100-copy.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هنر صداپیشگان در کنار هنر رقصندگان</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">جان‌بخشی به شخصیت‌های آشنای «شهر قصه»، بر عهدهٔ گروهی از هنرمندان بااستعداد ساکن ونکوور گذاشته شده است. </span><b>طوفان مهردادیان</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> سها سناجو</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> امیر حسن‌زاده</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> طناز رودگر</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> یاسمن حسینی</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> روجا اندی</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> محمد فتاحیان</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> مژگان نوروزی</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> کامبیز کریمی </b><span style="font-weight: 400;">و</span><b> ارسلان ناظران</b><span style="font-weight: 400;"> هنرمندانی‌اند که با تسلطی مثال‌زدنی، دیالوگ‌های آهنگین بیژن مفید را بازآفرینی کرده‌اند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کنار این صداهای آشنا، اجرای زندهٔ صحنه و رقص را گروهی از رقصندگان حرفه‌ای از ملیت‌های مختلف بر عهده دارند. تیم رقصندگان تور ۲۰۲۶ شامل این هنرمندان‌اند: </span><b>لازارو سیلوا</b><span style="font-weight: 400;">،</span><b> جیمز-آمزیان ناهیرنیک</b><span style="font-weight: 400;">، </span><b>کریستین آرشیاگا</b><span style="font-weight: 400;">، </span><b>کیرا رادوسویچ</b><span style="font-weight: 400;">، </span><b>عسل احدی</b><span style="font-weight: 400;">، </span><b>توبیاس مک‌فارلن</b><span style="font-weight: 400;">، </span><b>سوفیا ماکارنکو</b><span style="font-weight: 400;">، </span><b>تایلر لیتون-اولسون</b><span style="font-weight: 400;"> و </span><b>امالنا فردریکسون</b><span style="font-weight: 400;">. آنان ترکیبی از چهره‌های همراه دوره‌های قبل و دو هنرمند تازه‌واردی‌اند که به‌ترتیب جایگزین رقصندگان قبلی در نقش «خاله‌سوسکه» و «سگ» شده‌اند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عسل احدی:</b><span style="font-weight: 400;"> عسل، هنرمند رقص، طراح حرکات، مدرس و موسیقیدان ساکن ونکوور است که سال‌ها تجربه در زمینهٔ رقص‌های سنتی و معاصر را با خود به صحنه می‌آورد. تخصص ویژهٔ او در رقص‌های سنتی آذربایجانی، ایرانی و گرجی است. عسل در آثار خود، میراث فرهنگی را با حرکات معاصر تلفیق می‌کند تا مفاهیم عمیقی چون هویت، مهاجرت، خاطره و تعلق را به چالش بکشد. او یکی از مدیران «گروه هنری چیچک» (Chichak Performing Arts Company) است و علاوه بر تدریس در مرکز معتبر رقص ونکوور (The Dance Centre)، نوازندهٔ حرفه‌ای ساز «گارمون» نیز به شمار می‌رود. شایان ذکر است که در ترکیب قبلی رقصندگان، همهٔ هنرمندان غیرایرانی بودند و عسل اولین و تنها ایرانی‌ای است که در ترکیب جدید رقصندگان هنرنمایی خواهد کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لازارو سیلوا:</b><span style="font-weight: 400;"> لازارو، رقصندهٔ بااستعداد برزیلی‌تبار، مسیر هنری خود را با اراده‌ای تحسین‌برانگیز در ۲۱ سالگی از دانشگاه فدرال سرجیپهٔ برزیل آغاز کرد؛ سنی که برای شروع رقص حرفه‌ای نیازمند استعدادی شگرف است. او تکنیک‌های بالهٔ خود را زیر نظر کِلی پرلو در مدرسهٔ رقص بالهٔ سلیا دوارته کامل کرد. لازارو در قامت هنرمندی مستقل، سابقهٔ همکاری با پروژه‌های برجسته‌ای چون «Belle Spirale Dance Project» در ونکوور به‌کارگردانی الکسیس فلچر و سیلوین سنز، و اپرای «Ne.Sans» به‌مدیریت هنری ایدان کوهن را در کارنامه دارد.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-27005" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3249-copy.jpg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد
- - - - -
نزدیک به شصت سال از روزی که زنده‌یاد بیژن مفید، نمایشنامهٔ جاودانه و بی‌بدیل «شهر قصه» را خلق کرد، می‌گذرد؛ اثری که در زمان خود نه‌تنها یک اتفاق تئاتری مهم، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از جامعه، فرهنگ و دردهای مشترک انسانی بود. زبان نمادین، دیالوگ‌های آهنگین و کاراکترهایی که هر یک نمایندهٔ قشری از جامعه بودند، این اثر را در حافظهٔ جمعی فارسی‌زبانان جاودانه کرد. حالا، پس از گذشت دهه‌ها، این شاهکار با رویکردی کاملاً نوآورانه و در کالبدی از حرکات مدرن، بار دیگر به صحنهٔ تئاتر بازگشته است و ما در ونکوور، برای سومین بار شاهد این رویداد هنری خواهیم بود.
نمایش «شهر قصه»، اقتباس گروه هنری بلک‌آوت (Blackout Art Society) به‌کارگردانی امیرنعیم حسینی، پس از دو سال موفقیت پیاپی و ثبت رکوردهای درخشان در فروش بلیت، در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در سالن سنتنیال تیاتر (Centennial Theatre) در نورث ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این اجرا، فرصتی‌ست کم‌نظیر برای لمس دوبارهٔ یک نوستالژی دیرینه، این‌بار با رویکردی مدرن...
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3249-copy.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3249-copy.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3249-copy.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تیم تولید؛ آن سوی صحنهٔ «شهر قصه»</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه تماشاگر روی صحنه می‌بیند، حاصل تلاش گروهی از هنرمندان و متخصصانی است که بسیاری از آن‌ها هرگز در برابر چشم مخاطب قرار نمی‌گیرند. از طراحی صحنه و لباس و حرکت گرفته تا صدا، موسیقی، گریم و مدیریت اجرا، هر یک از این عوامل نقشی مهم در شکل‌گیری تجربه‌ای دارند که در نهایت روی صحنه جان می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای آشنایی با تیم تولید «شهر قصه» در تور ۲۰۲۶، می‌توانید به لینکی که در انتهای این مطلب آمده، مراجعه نمایید.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آنچه تماشاگران گفته‌اند</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نگاهی به نظرات و کامنت‌های تماشاگران در شبکه‌های اجتماعی طی دو سال گذشته، نشان از تأثیر عمیق این اثر دارد. مخاطبان با کلماتی سرشار از هیجان و تحسین از این اجرا یاد کرده‌اند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; یکی از تماشاگران اجرای مونترآل با هیجان نوشته است: «فقط یک کلمه برای توصیف حسم دارم… شگفت‌انگیز! تبریک به کارگردان، تیم خلاقش و همهٔ هنرمندان… یک شب بسیار عالی و خاطره‌انگیز.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; مخاطب دیگری که محو هماهنگی اجرا شده بود، تأکید می‌کند: «این اجرا واقعاً درخشان و زیبا بود؛ شما باید این نمایش رو در سراسر کانادا و آمریکا به روی صحنه ببرید!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; تماشاگری پس از دیدن اجرای ونکوور، با دقت به جزئیات اشاره می‌کند: «واقعاً باید بگم همه‌چیز عالی بود؛ بازی‌ها، صداگذاری‌ها و اکت‌های رقصندگان بسیار دقیق و بجا بود. ترکیبی زیبا از فرهنگ، زیبایی و اجرای شگفت‌انگیز. هماهنگی صدا با حرکات رقصندگان کاملاً بی‌نقص بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; بسیاری از مخاطبان، جسارت کارگردان در مدرن‌سازی این اثر کلاسیک را ستوده‌اند: «کاری بسیار جسورانه اما موفق… تار و تنبک هنرمندانه بر داستان نشسته بود… تلفیق نوستالژی و هنر مدرن، احسنت! این مدرن‌سازی، چرخشی خارق‌العاده به نسخهٔ اصلی داده است.» (شایان ذکر است که نوازندگی تار و تنبک را اشکان کلالی بر عهده داشته است.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; یکی از تماشاگرانی که با نسخهٔ اصلی نمایشنامه خاطره داشته، این اقتباس را چنین توصیف می‌کند: «واقعاً فراتر از انتظارم بود و حتی بهتر از اصل آن به‌نظر رسید… حرکات رقصندگان بی‌نهایت جذاب و گیرا بود.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-27006" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3270-copy.jpg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد
- - - - -
نزدیک به شصت سال از روزی که زنده‌یاد بیژن مفید، نمایشنامهٔ جاودانه و بی‌بدیل «شهر قصه» را خلق کرد، می‌گذرد؛ اثری که در زمان خود نه‌تنها یک اتفاق تئاتری مهم، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از جامعه، فرهنگ و دردهای مشترک انسانی بود. زبان نمادین، دیالوگ‌های آهنگین و کاراکترهایی که هر یک نمایندهٔ قشری از جامعه بودند، این اثر را در حافظهٔ جمعی فارسی‌زبانان جاودانه کرد. حالا، پس از گذشت دهه‌ها، این شاهکار با رویکردی کاملاً نوآورانه و در کالبدی از حرکات مدرن، بار دیگر به صحنهٔ تئاتر بازگشته است و ما در ونکوور، برای سومین بار شاهد این رویداد هنری خواهیم بود.
نمایش «شهر قصه»، اقتباس گروه هنری بلک‌آوت (Blackout Art Society) به‌کارگردانی امیرنعیم حسینی، پس از دو سال موفقیت پیاپی و ثبت رکوردهای درخشان در فروش بلیت، در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در سالن سنتنیال تیاتر (Centennial Theatre) در نورث ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این اجرا، فرصتی‌ست کم‌نظیر برای لمس دوبارهٔ یک نوستالژی دیرینه، این‌بار با رویکردی مدرن...
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3270-copy.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3270-copy.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/524A3270-copy.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دعوت به تجربه‌ای نو از یک اثر کلاسیک</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اقتباس گروه هنری بلک‌آوت از «شهر قصه»، صرفاً یک بازسازی نوستالژیک نیست؛ بلکه پلی است مستحکم میان خاطرات نسل‌های پیشین و زبانِ گویای رقص و اجرای معاصر در جهان امروز. اثری که ثابت کرده است می‌تواند با زبانِ بی‌زبانِ حرکت، پیچیده‌ترین مفاهیم را به زیباترین شکل ممکن به مخاطبانی از هر نژاد و زبان منتقل کند؛ تجربه‌ای که، به‌گواه استقبال بی‌نظیر دو سال گذشته، نه‌تنها برای جامعهٔ ایرانی، بلکه برای طیف گسترده‌تری از عاشقان تئاتر در کانادا جذاب بوده است. علاقه‌مندان به تماشای این اجرا در نورث ونکوور می‌توانند برای اطلاعات بیشتر و تهیهٔ بلیت به وب‌سایت گروه بلک‌آوت به‌نشانی <a href="http://www.blackouttheater.com/nextprojects/city" target="_blank" rel="noopener">www.blackouttheater.com/nextprojects/city</a> مراجعه کنند. علاقه‌مندان تا قبل از ۲۰ اوت (آگوست)، می‌توانند از </span><b>۱۵ دلار تخفیف پیش‌فروش</b><span style="font-weight: 400;"> استفاده کنند.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88/">«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">27001</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ایستادگی بر فرهیختگی شنونده؛ متن سخنان مریم رئيس‌دانا در مراسم بازخوانی آثار شهیار قنبری در لس آنجلس</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%db%8c%d8%ae%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87%d8%9b-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%db%8c%d8%ae%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87%d8%9b-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 19 Aug 2026 16:27:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[شهیار قنبری]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس‌دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رییس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رییس‌دانا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26996</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم رئیس‌دانا* – آمریکا نخستین بار، پس از پرکشیدن آموزگار داستان‌نویسی‌ام، زنده‌یاد محمد محمدعلی، در گرامیداشتش، عنوان سخنانم را «ایستادگی بر فرهیختگی خواننده» برگزیدم، در این معنا که او هرگز از سطحی که می‌‌نوشت، برای جلب سلیقهٔ مخاطب پایین نیامد. امروز نیز مایلم گفتارم را با همین کلمه‌ها آغاز کنم، گرچه با کمی تغییر: «ایستادگی بر فرهیختگی شنونده». چراکه شهیار قنبری، شاعر واژه‌ها، تصویرها و معناهای تازه، نیز هرگز از نخستین حضورش در عرصهٔ ترانهٔ پارسی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%db%8c%d8%ae%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87%d8%9b-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7/">ایستادگی بر فرهیختگی شنونده؛ متن سخنان مریم رئيس‌دانا در مراسم بازخوانی آثار شهیار قنبری در لس آنجلس</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b1%db%8c%db%8c%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">مریم رئیس‌دانا</a>* – آمریکا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخستین بار، پس از پرکشیدن آموزگار داستان‌نویسی‌ام، زنده‌یاد <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">محمد محمدعلی</a>، در گرامیداشتش، عنوان سخنانم را <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/14/%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%9b-%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%90-%d9%86%da%af/" target="_blank" rel="noopener">«ایستادگی بر فرهیختگی خواننده»</a> برگزیدم، در این معنا که او هرگز از سطحی که می‌‌نوشت، برای جلب سلیقهٔ مخاطب پایین نیامد. امروز نیز مایلم گفتارم را با همین کلمه‌ها آغاز کنم، گرچه با کمی تغییر: «ایستادگی بر فرهیختگی شنونده». چراکه شهیار قنبری، شاعر واژه‌ها، تصویرها و معناهای تازه، نیز هرگز از نخستین حضورش در عرصهٔ ترانهٔ پارسی تا امروز، از آنچه آفرید، حتی گامی به عقب ننهاد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جایگاه تاریخی شهیار قنبری در ساحت ترانهٔ ایران، همچون هرمی استوار، بر سه ستون بنا شده: تغییر در ساحت ترانهٔ پارسی، ایستادگی بر فرهیختگی شنونده، و تأثیر بر نسل‌های پس از خود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نخستین وجه این هرم</b><span style="font-weight: 400;">، ایجاد نگاه نو به ترانه در سطح کلان جامعه بود؛ به‌گونه‌ای که ترانه صرفاً از شکل سرگرمی دور و عناصری چون اندیشه، پرسشگری و انتقاد به شالوده‌اش افزوده شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌گفتهٔ خودش، او یکی از بهترین مصرف‌کنندگان شعر نو بود؛ ایرانی و غیرایرانی، فروغ، سهراب، شاملو، ژاک پرِه‌وِر، لورکا. نوجوانی‌اش همراه است با اوج موج سینمای نو اروپا و موسیقی ناب جهان؛ جان لِنِون، باب دیلِن، لئو فِرِه، ژاک برل، لئونارد کوهن، و به‌آورد این تجربه‌ها، ترانهٔ نوین پارسی بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با مرور دفتر زندگانی‌اش، به‌ترتیب شهیارِ روزنامه‌نگار را می‌بینیم، سپس ترانه‌سَرا و شکفتن نبوغش در بیست‌سالگی با «قصهٔ دو ماهی»؛ بعد تجربه‌هایش در سینما، و آنگاه خواندن ترانه، و همواره قله‌نشین شعر و ترانه. او، بسان هم‌نسلان جهانی خود، ازجمله لنون، دیلن و ژاک برل، قلمرو شعرش را به صدایش پیوند زد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دومین وجه این هرم</b><span style="font-weight: 400;">، ایستادگی و پافشاری او بر حفظ فرهیختگی شنونده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا پیش از ظهور شهیار قنبری و چند تن دیگر از ترانه‌سرایان هم‌نسلش، ترانهٔ پارسی بیشتر بر متن‌های عاشقانهٔ ساده و برآمده از احساسات تکیه داشت، ولی در مسیری که او به‌همراه چند تن دیگر طلایه‌دارش شد، آواز پاپ ایران بر تصویر، نماد، اسطوره، روایت، شخصیت، پرسش، اعتراض و چون این‌ها استوار شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و به‌ویژه شعرهای شهیار بازتاب بزنگاه‌های تاریخی‌ست. او حتی وقتی عاشقانه می‌نویسد، رد خون و دود و جمعه‌های خونین را در پیوند با کلمه‌های عشق و عاطفه شاهد می‌شوی. دریا، نماد آرامش عاشقان و منظرهٔ فرح‌بخش، ناگهان می‌شود پتکی و می‌کوبد؛ «آبیِ دریا قدغن»، «کشف بوسهٔ بی‌هوا به‌وقت رؤیا قدغن». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شعرها با نگاه به پیرامون، به خانه، خیابان، انسان، انعکاس رنج و فاجعه هستند؛ «از کاشی‌های آبی‌مون/ سر زده فوارهٔ خون».</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مخاطب شعرها و ترانه‌هایی از این جنس، وقتی به این هوای تازه خو ‌کند، دیگر امکان بازگشت به آن سطح پیشین را ندارد. ترانه می‌شود مونس و پناه آدمی. به آن خو می‌کند و این خوکردن، می‌شود خوی آدمی. گویی شعر بشود صدای تو، حرف تو، اعتراض تو، حق تو، اما از زبان دیگری، تو که دل نداشته‌ای بگویی خلوتت عالی‌ست، از شهیار می‌خوانی؛ «به کسی برنخوره، برنخوره/ اگه تنهاییِ خوبی دارم/ اگه از خلوت خود سرمستم»، و وقتی خجلت‌زده، زودتر و پیش از همه، پیش چشم همه، همیشه اشک‌هایت سرازیره، باز به حس قشنگ مشترک می‌رسی؛ «اشک من از جنس بغض شاعراست/ که همیشه بدجوری سرازیره»، و بی‌شمارند این آنات معطر، از زن گفتن، برایش سرودن و هم‌صدای اعتراضش شدن؛ «آی مَردُم، مُردَم/ مُردَم از مرد بد نامَردم». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از زندان و اوین نوشتن؛ «منم که جنگل بی‌زمین بودم/ به‌جرم کشف گل در اوین بودم». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و آنگاه که در خرناسهٔ سهمگین سیاست «امان از سرو افتاده/ امان از جای صد دشنه / میان چین پیراهن»، دلت تاول‌تاول می‌شود، هیاکل دیگری از درک بر تو روشن می‌شود:‌</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«هر پرنده می‌تونه/ قفسی بسوزونه/ وقتی ترکه می‌خوری/ تو از آزادی پُری»،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«تا پَرِ پرنده رو میله‌ها هَس/ شعر آزادی ما رو لبا هَس». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از این‌رو شعرها از اهالی فردا و امیدند. ترانه‌ها دست ما را می‌گیرند تا باز نترسیم و بتوانیم عبور کنیم از ته تاریکی، از ته شب، تا باز برسیم به ساحل عزیزمان؛ «به‌جز تو کی مث ساحل عزیزه؟» پابه‌پای ترانه‌ها می‌رویم تا پای گوش‌ماهی‌ها «وعدهٔ ما فردا/ پای گوش‌ماهی‌ها/ دخترک بیا نترسیم، دخترک/ بیا دریا رو بدزدیم، دخترک». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«پای گوش‌ماهی‌ها» پر از شعر و شاعر و قصه و خاطره و تاریخ است، پر از خوش‌رنگی و خوشبختی، در کنار رفتن‌ها، ازدست‌دادن‌ها، رفتنِ شانتو، او بهترینِ‌ شاعر است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«منم شهیار بی‌یار/ منم تعریف آوار/ منم آه کشیده/ منم دست بریده».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«پای گوش‌ماهی‌ها» پر از سِحر است و رستن‌ها. شعرها تکرارکنان به شکفتن‌های ابدی می‌رسند. بسان رودی که سر به سنگ بزند و پیش رود، شعرها با گذشت زمان نه پیر و فرسوده که تر و تازه و سالم برق می‌زنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناگفته نماند که ارزش حیاتی شعرها فقط این نیست که شاعر گام‌به‌گامِ زمان، دغدغه‌های زمانه را نبض ترانه‌اش کرده، فقط این نیست که بانی ارتقاء سلیقهٔ مردم از دیروز تا امروز، از پیر تا جوان شده ، والاتر اینکه موفق شده بر نسل‌های پس از خود اثر بگذارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وجهِ سوم هرمِ ترانه‌هایِ‌ شهیار قنبری</b><span style="font-weight: 400;">، جسارتی‌ست که به نسل‌های جوان‌تر بخشیده تا فقط شاعر عشق بی‌خطر نباشند، بلکه در سرودن و گفتن معترض باشند، منتقد و در پی کشف کلمه‌های تازه. شهیار همیشه می‌گوید «خودت را بنویس». برای خودبودن و خود را نوشتن، نسل امروز تلاش بسیار کرده، تا با وجود سرکوب‌های دولتی در بازآفرینی ساختاری به فرم‌های جدیدی برسد. داوری دربارهٔ دایرهٔ این تأثیر شاید چندان آسان نباشد؛ چرا که دهه‌به‌دهه، حکومت با سانسور، تهدید و ارعاب تمام کوشش خود را کرده بر دهان هنرمند قفل بزند، از جریمه‌های سنگین نقدی تا حکم زندان و شلاق، نزدیک به نیم قرن تلاش کرده صدا و شعر و کلمه و خیال را در قفس کند، ولی آن روز سبز آفتابی می‌آید؛ «کلاغ‌پَر بازی با تو عالمی دارد». </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و من، فقط، وقتی که از فراز قامت استوار شعر و ادبیات پارسی به ایران نگاه می‌کنم، شکنجهٔ این روزای جنگ رو می‌تونم سر کنم، «نترس از گولهٔ دشمن، گل لادن/ که پوست شیره، پوست سرزمین من»، «این خواب فردای منه/ بگو، بگو از خوابِ خوش‌خبر بگو». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آرزو و امید زایش هزاربارهٔ ققنوس ایرانی به سر دارم. به‌فرخندگی آن روزِ آیندهٔ نزدیک، خجسته باد زادروزِ شهیارِ ترانهٔ نوین پارسی؛ شهیار قنبری.<br />
</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">در حاشیهٔ دهمین «نمایشگاه کتاب تهران، بدون سانسور» در لس آنجلس که روز یکشنبه، ۲ اوت ۲۰۲۶، برگزار شد، برنامهٔ ویژه‌ای برای بازخوانی آثار شهیار قنبری اختصاص داده شده بود. مریم رئیس‌دانا، نویسنده، شاعر و مترجم ساکن آمریکا، یکی از سخنرانان این برنامه بود که متن سخنرانی‌اش اینجا از نظرتان می‌گذرد. </span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%db%8c%d8%ae%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87%d8%9b-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7/">ایستادگی بر فرهیختگی شنونده؛ متن سخنان مریم رئيس‌دانا در مراسم بازخوانی آثار شهیار قنبری در لس آنجلس</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/19/%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%db%8c%d8%ae%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d9%86%d8%af%d9%87%d8%9b-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26996</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نگاهی به انتخابات حساس میان‌‌دوره‌ای منطقهٔ ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 17 Aug 2026 14:19:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[احسان ارجمند]]></category>
		<category><![CDATA[استیون توئیدِیل]]></category>
		<category><![CDATA[استیون کورن]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[بریدن کیلی]]></category>
		<category><![CDATA[جاناتان ویلکینسون]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[شلی لوس]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مارک کارنی]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[نورث ونکوور–کپیلانو]]></category>
		<category><![CDATA[وست ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26992</guid>

					<description><![CDATA[<p>منوچهر پورعطایی &#8211; نورث ونکوور روز دوشنبه ۳۱ اوت ۲۰۲۶، ساکنان حوزهٔ انتخاباتی ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو پای صندوق‌های رأی می‌روند تا نمایندهٔ تازه‌ای برای این حوزه در مجلس عوام کانادا انتخاب کنند. این انتخابات میان‌دوره‌ای هم‌زمان با دو انتخابات میان‌دوره‌ای دیگر در حوزه‌های بیچز–ایست یورک در انتاریو و شیکوتیمی–لو فیورد در کبک برگزار می‌شود. دلیل برگزاری این انتخابات کرسی این منطقه پس از استعفای جاناتان ویلکینسون، نمایندهٔ لیبرال این حوزه از سال ۲۰۱۵، خالی شده...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/">نگاهی به انتخابات حساس میان‌‌دوره‌ای منطقهٔ ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%d9%88%da%86%d9%87%d8%b1-%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%b9%d8%b7%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">منوچهر پورعطایی</a> &#8211; نورث ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز دوشنبه ۳۱ اوت ۲۰۲۶، ساکنان حوزهٔ انتخاباتی ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو پای صندوق‌های رأی می‌روند تا نمایندهٔ تازه‌ای برای این حوزه در مجلس عوام کانادا انتخاب کنند. این انتخابات میان‌دوره‌ای هم‌زمان با دو انتخابات میان‌دوره‌ای دیگر در حوزه‌های بیچز–ایست یورک در انتاریو و شیکوتیمی–لو فیورد در کبک برگزار می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دلیل برگزاری این انتخابات</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کرسی این منطقه پس از استعفای جاناتان ویلکینسون، نمایندهٔ لیبرال این حوزه از سال ۲۰۱۵، خالی شده است. ویلکینسون در طول هفت سال عضویت در کابینه، وزارت‌خانه‌های شیلات و اقیانوس‌ها ‎(۲۰۱۸-۲۰۱۹)‎، محیط‌ زیست ‎(۲۰۱۹-۲۰۲۱)‎ و انرژی و منابع طبیعی ‎(۲۰۲۱-۲۰۲۶)‎ را بر عهده داشت. بااین‌حال، در بازآرایی کابینهٔ نخست‌وزیر مارک کارنی در ماه مهٔ ۲۰۲۵، در اقدامی تأمل‌برانگیز او از فهرست وزیران کنار گذاشته شد. سرانجام در ۳۰ آوریل ۲۰۲۶ اعلام شد که کارنی قصد دارد ویلکینسون را به‌عنوان سفیر کانادا در اتحادیهٔ اروپا منصوب کند و او را به بروکسل بفرستد؛ انتصابی که به کناره‌گیری او از کرسی نمایندگی و درنتیجه برگزاری این انتخابات میان‌دوره‌ای انجامید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جاناتان ویلکینسون در طول بیش از یک دهه نمایندگی مجلس از این حوزه، ارتباطات گسترده‌ای با جامعهٔ ایرانی برقرار کرده بود و در مقاطع حساس به پیگیری و رفع مشکلات ایرانی‌-کانادایی‌های ساکن نورث ونکوور پرداخته بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی است که این سه انتخابات میان‌دوره‌ای، تنها بخشی از روند جابه‌جایی کرسی‌ها در دورهٔ کنونی مجلس عوام است. به‌گزارش سی‌بی‌سی، با اعلام استعفای لری براک، نمایندهٔ محافظه‌کار حوزهٔ برنتفورد–برنت ساوث-سیکس نِیشِنز، که قرار است در ۱۸ سپتامبر رسماً کرسی خود را ترک کند، هشتمین انتخابات میان‌دوره‌ای دولت کارنی نیز باید تا اواسط آوریل سال آینده برگزار شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>حوزه‌ای که بیشتر در اختیار لیبرال‌ها بوده است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نورث ونکوور–کپیلانو حوزه‌ای شهری در نورث شور است که تمامی شهر نورث ونکوور، بخشی از منطقهٔ نورث ونکوور و بخش شرقی وست ونکوور (شامل مرکز خرید پارک رویال و امبل‌ساید) را دربرمی‌گیرد؛ منطقه‌ای که بیشترین تراکم جمعیتی ایرانیان غرب کانادا را در خود جای داده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کرسی در چهار انتخابات فدرال اخیر پیوسته در اختیار حزب لیبرال بوده است. در انتخابات عمومی سال ۲۰۲۵، ویلکینسون با کسب ۵۹٫۸۳ درصد آرا (۳۷,۹۰۹ رأی) به‌روشنی بر استیون کورن، نامزد محافظه‌کار (۳۳٫۶۸ درصد)، که اکنون بار دیگر خود را نامزد کرده است، پیروز شد؛ درحالی‌که تَمی بِنتز از حزب دموکرات نوین تنها ۴٫۲۴ درصد و اندرو رابینسون از حزب سبز ۱٫۷۰ درصد آرا را کسب کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نامزدهای این دوره</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حزب لیبرال برِیدن کِیلی را به‌عنوان کاندیدای خود معرفی کرده است؛ چهره‌ای که بیش از دو دهه در سیاست و سیاست‌گذاری عمومی کانادا فعالیت داشته و تا پیش از اعلام نامزدی‌اش، معاون رئیس دفتر نخست‌وزیر مارک کارنی بود. کیلی همچنین مدیر ملی کارزار انتخاب کارنی به رهبری حزب لیبرال در سال ۲۰۲۵ و سپس هم‌ مدیر کارزار سراسری این حزب در انتخابات همان سال بود. باید اشاره کرد که حزب لیبرال به‌دلیل انتخاب نامزدی که در این حوزه زندگی نمی‌کند، با انتقادهای زیادی روبه‌رو شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حزب محافظه‌کار بار دیگر به سراغ استیون کورن، وکیل ساکن نورث شور، رفته است؛ همان کسی که در انتخابات ۲۰۲۵ نیز نامزد این حزب در برابر ویلکینسون بود. حزب سبز نیز شلی لوس، مدیر پیشین کارزارهای سازمان زیست‌محیطی سیِرا کلاب بریتیش کلمبیا، را به‌عنوان نامزد خود معرفی کرده است. حزب دموکرات نوین (ان‌دی‌پی) نیز استیون توئیدِیل را به‌عنوان نامزد این حزب اعلام کرده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در میان نامزدهای این دوره، نام احسان ارجمند، نامزد ایرانی‌-کانادایی حزب مردم کانادا (PPC)، نیز به چشم می‌خورد. ارجمند که در انتخابات عمومی ۲۰۲۵ نیز با کسب ۲۵۶ رأی (۰٫۴۰ درصد) نامزد همین حزب در این حوزه بود، بار دیگر با شعارهای کاهش دخالت دولت، کاهش مالیات‌ها و مهاجرت پایدار، الهام‌گرفته از رهبر حزب، ماکسیم برنیه، پا به میدان رقابت گذاشته است. او بر آزادی بیان و رشد اقتصادی از طریق بازار آزاد نیز تأکید دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آخرین پیش‌بینی‌ها</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با توجه به سابقهٔ طولانی لیبرال‌ها در این حوزه و همچنین حضور چهره‌ای نزدیک به نخست‌وزیر در رأس فهرست نامزدهای این حزب، بازارهای پیش‌بینی مانند<a href="https://polymarket.com/event/north-vancouvercapilano-by-election-winner-20260729185730213" target="_blank" rel="noopener"> پالی‌مارکت</a> احتمال پیروزی بریدن کیلی را تا ۹۸٫۵ درصد برآورد کرده‌اند، درحالی‌که شانس پیروزی استیون کورن، نامزد محافظه‌کار، در این پیش‌بینی‌ها کمتر از یک درصد ارزیابی شده است. این ارزیابی‌ها بر پایهٔ سهم بالای آرای لیبرال در انتخابات ۲۰۲۵ (بیش از ۵۹ درصد)، حمایت شخصی مارک کارنی از کیلی در کارزار انتخاباتی اخیر و همچنین روند تاریخی این حوزهٔ «امن» لیبرال از سال ۲۰۱۵ تاکنون شکل گرفته است. <a href="https://338canada.com/59022e.htm" target="_blank" rel="noopener">وب‌سایت 338Canada هم احتمال پیروزی بریدن کیلی را ۹۹٪ تخمین زده است.</a> بااین‌حال، نتایج نهایی تنها در شب انتخابات ۳۱ اوت مشخص خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>واجدان شرایط چگونه می‌توانند رأی دهند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای رأی‌دادن در این انتخابات میان‌دوره‌ای، واجدِشرایط‌بودن به‌این معناست که فرد شهروند کانادا باشد، تا روز انتخابات دست‌کم ۱۸ سال سن داشته باشد، هویت و نشانی خود را اثبات کند و از تاریخ ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ تا روز انتخابات در محدودهٔ این حوزه ساکن باشد. افراد می‌توانند از طریق وب‌سایت ادارهٔ انتخابات کانادا (Elections Canada) به‌نشانی elections.ca وضعیت ثبت‌نام خود را بررسی یا اصلاح کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چهار روش برای رأی‌دادن در این انتخابات وجود دارد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخست، رأی‌دادن در روز انتخابات، دوشنبه ۳۱ اوت، از ساعت ۷ صبح تا ۷ عصر به‌وقت محلی، در محل رأی‌گیری تعیین‌شده که در کارت اطلاعات رأی‌دهنده (ارسالی از سوی ادارهٔ انتخابات) مشخص شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوم، رأی‌گیری زودهنگام (advance polling) در چهار روز جمعه ۲۱ تا دوشنبه ۲۴ اوت، از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سوم، مراجعهٔ حضوری به دفتر محلی ادارهٔ انتخابات کانادا (واقع در نشانی ۱۰۷۵ روزولت کرسنت، نورث ونکوور) تا ساعت ۶ عصر روز سه‌شنبه ۲۵ اوت، برای رأی‌دادن به‌روش رأی ویژه (special ballot).</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چهارم، رأی‌دادن از طریق پست، با درخواستِ کیت رأی ویژه به‌صورت آنلاین از همان وب‌سایت ادارهٔ انتخابات؛ مهلت درخواست آنلاین نیز تا ساعت ۶ عصر سه‌شنبه ۲۵ اوت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای اثبات هویت و نشانی در پای صندوق رأی، رأی‌دهندگان می‌توانند یکی از مدارک شناسایی عکس‌دار دولتی، مانند گواهینامهٔ رانندگی، یا ترکیبی از دو مدرک معتبر دیگر، مانند کارت بیمهٔ درمانی همراه با صورت‌حساب بانکی، را ارائه دهند. کسانی که مدرک شناسایی کافی ندارند نیز می‌توانند با معرفی فردی که هویتش تأیید شده و در همان حوزهٔ رأی‌گیری ثبت‌نام کرده، هویت خود را گواهی کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاقه‌مندان به شرکت در این انتخابات می‌توانند برای اطلاعات کامل‌تر دربارهٔ محل رأی‌گیری، نامزدهای نهایی، که فهرست کامل آن‌ها از چهارشنبه ۱۲ اوت در دسترس خواهد بود، و جزئیات بیشتر، به وب‌سایت رسمی ادارهٔ انتخابات کانادا به‌نشانی <a href="http://www.elections.ca" target="_blank" rel="noopener">www.elections.ca</a> مراجعه کنند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/">نگاهی به انتخابات حساس میان‌‌دوره‌ای منطقهٔ ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26992</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اهدای خون و فرآورده‌های خونی در کانادا؛ هدیه‌ای ارزشمند برای نجات جان انسان‌ها</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/16/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/16/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2026 15:33:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[Yaaraa Women’s Aid Non-Profit Societ]]></category>
		<category><![CDATA[اهدای خون]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد نیکوکاری یارا]]></category>
		<category><![CDATA[خیریه]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مینا سبزواری]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین حبیب اللهی]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین حبیب الهی]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین حبیب‌اللهی]]></category>
		<category><![CDATA[وست ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26987</guid>

					<description><![CDATA[<p>نازنین حبیب‌اللهی – ونکوور اهدای خون یکی از ارزشمندترین اقدامات بشردوستانه است که هر فرد سالم می‌تواند برای کمک به دیگران انجام دهد. برخلاف بسیاری از درمان‌های پزشکی، هنوز هیچ جایگزین مصنوعی‌ای برای خون انسان وجود ندارد و بیماران در بسیاری از شرایط تنها از طریق اهدای خون داوطلبان می‌توانند درمان شوند. هر واحد خون اهدایی می‌تواند جان چندین نفر را نجات دهد، زیرا پس از اهدا به اجزای مختلف تقسیم شده و هر جزء...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/16/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af/">اهدای خون و فرآورده‌های خونی در کانادا؛ هدیه‌ای ارزشمند برای نجات جان انسان‌ها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%a7%d8%b2%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%a8%db%8c%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نازنین حبیب‌اللهی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اهدای خون یکی از ارزشمندترین اقدامات بشردوستانه است که هر فرد سالم می‌تواند برای کمک به دیگران انجام دهد. برخلاف بسیاری از درمان‌های پزشکی، هنوز هیچ جایگزین مصنوعی‌ای برای خون انسان وجود ندارد و بیماران در بسیاری از شرایط تنها از طریق اهدای خون داوطلبان می‌توانند درمان شوند. هر واحد خون اهدایی می‌تواند جان چندین نفر را نجات دهد، زیرا پس از اهدا به اجزای مختلف تقسیم شده و هر جزء برای بیمارانی با نیازهای متفاوت مورد استفاده قرار می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کانادا، مسئولیت جمع‌آوری، آزمایش، فرآوری و توزیع خون و بسیاری از فرآورده‌های خونی بر عهده سازمان‎Canadian Blood Services (CBS)‎</span><b> ‎</b><span style="font-weight: 400;"> است. این سازمان نهادی غیرانتفاعی است که به‌نمایندگی از تمامی استان‌ها و قلمروهای کانادا، به‌جز استان کبک که سیستم مستقل خود را دارد، فعالیت می‌کند. مأموریت اصلی این سازمان، تأمین سیستم خون ایمن، پایدار و قابل‌اعتمادی برای تمام مردم کاناداست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرایند اهدای خون در کانادا با رعایت بالاترین استانداردهای ایمنی انجام می‌شود. پیش از اهدا، داوطلبان پرسش‌نامه‌ای دربارهٔ وضعیت سلامت، سوابق پزشکی و سفرهای اخیر خود تکمیل می‌کنند و سپس از سوی کارکنان آموزش‌دیده مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. همچنین فشار خون، دمای بدن و میزان هموگلوبین بررسی می‌شود تا اطمینان حاصل شود که اهدای خون برای فرد اهداکننده و گیرنده کاملاً ایمن است. خود فرایند اهدای خون کامل معمولاً کمتر از ٣٠ دقیقه زمان می‌برد و کل زمان حضور در مرکز اهدا، شامل ثبت‌نام، ارزیابی و استراحت پس از اهدا، حدود یک ساعت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خون کامل پس از جمع‌آوری به آزمایشگاه‌های تخصصی منتقل می‌شود و تحت آزمایش‌های دقیق برای شناسایی بیماری‌های قابل‌انتقال از طریق خون مانند HIV، هپاتیت B و C، سیفلیس و سایر عوامل عفونی قرار می‌گیرد. تنها خون‌هایی که تمام استانداردهای کیفی و ایمنی را کسب کنند، وارد چرخهٔ درمان می‌شوند. این کنترل‌های دقیق باعث شده است که سیستم انتقال خون کانادا یکی از ایمن‌ترین سیستم‌های انتقال خون در جهان باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیستم خون کانادا، تفکیک و تبدیلِ خون کامل به فرآورده‌های مختلف است. خون اهدایی معمولاً به سه جزء اصلی تقسیم می‌شود: گلبول‌های قرمز، پلاکت‌ها و پلاسما.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گلبول‌های قرمز (Red Blood Cells)</b><span style="font-weight: 400;"> پرمصرف‌ترین فرآورده خونی‌اند. این فرآورده برای بیمارانی استفاده می‌شود که دچار خون‌ریزی شدید، کم‌خونی شدید، تصادفات، جراحی‌های بزرگ یا برخی بیماری‌های خونی‌اند. گلبول‌های قرمز وظیفهٔ انتقال اکسیژن به بافت‌های بدن را بر عهده دارند و معمولاً تا حدود ۴۲ روز در شرایط کنترل‌شده قابل‌نگهداری‌اند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پلاکت‌ها (Platelets)</b><span style="font-weight: 400;"> نقش بسیار مهمی در انعقاد خون دارند. بیمارانی که به سرطان مبتلا هستند، تحت شیمی‌درمانی قرار دارند، پیوند مغز استخوان انجام داده‌اند یا دچار برخی بیماری‌های خونی‌اند، اغلب به تزریق پلاکت نیاز پیدا می‌کنند. برخلاف گلبول قرمز، پلاکت‌ها تنها حدود هفت روز قابلیت نگهداری دارند؛ بنابراین نیاز به اهدای مداوم پلاکت از سوی داوطلبان وجود دارد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پلاسما (Plasma)</b><span style="font-weight: 400;"> بخش مایع خون است و حاوی پروتئین‌ها، فاکتورهای انعقادی، آلبومین و آنتی‌بادی‌هاست. پلاسما در درمان بیمارانی که دچار سوختگی‌های شدید، اختلالات انعقادی، بیماری‌های کبدی یا خون‌ریزی‌های وسیع‌اند، کاربرد دارد. علاوه بر این، از پلاسمای اهدایی برای تولید داروهای مشتق از پلاسما مانند ایمونوگلوبولین‌ها و فاکتورهای انعقادی استفاده می‌شود که برای درمان بیماران مبتلا به نقص ایمنی، هموفیلی و بسیاری از بیماری‌های نادر حیاتی مورد نیازند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاوه بر اهدای خون کامل، Canadian Blood Services امکان اهدای اختصاصی پلاکت و پلاسما را نیز فراهم کرده است. در این روش که «آفرزیس» (Apheresis) نام دارد، خون از بدن فرد خارج شده، دستگاه جزء مورد نیاز را جدا می‌کند و سایر اجزای خون دوباره به بدن اهداکننده بازگردانده می‌شوند. اگرچه این فرایند زمان بیشتری نسبت به اهدای خون کامل نیاز دارد، اما برای بیماران خاص ارزش درمانی بسیار بالایی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تقاضا برای خون و فرآورده‌های خونی در کانادا همواره ادامه دارد. هر روز هزاران واحد خون و فرآورده‌های مختلف در بیمارستان‌های کشور برای انجام جراحی‌ها، درمان بیماران سرطانی، مراقبت از نوزادان نارس، بیماران مبتلا به بیماری‌های خونی و همچنین مصدومان حوادث مورد استفاده قرار می‌گیرد. ازآنجاکه خون قابلیت تولید به‌روش‌های مصنوعی را ندارد و عمر نگهداری برخی فرآورده‌ها مانند پلاکت بسیار کوتاه است، مشارکت مستمر مردم در اهدای خون اهمیت حیاتی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Canadian Blood Services علاوه بر تأمین خون، مسئولیت مدیریت بانک سلول‌های بنیادی، ثبت اهداکنندگان مغز استخوان، برنامهٔ اهدای بند ناف نوزادان و همکاری در تأمین داروهای مشتق از پلاسما را نیز بر عهده دارد. این فعالیت‌ها نشان می‌دهد که نقش این سازمان فراتر از جمع‌آوری خون بوده و بخش مهمی از زیرساخت درمانی و سلامت کانادا را تشکیل می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، اهدای خون نمونه‌ای از مشارکت اجتماعی است که تأثیر آن مستقیماً در نجات جان انسان‌ها دیده می‌شود. هر بار اهدای خون می‌تواند زندگی چند بیمار را تحت تأثیر قرار دهد و امید تازه‌ای به خانواده‌های آنان ببخشد. مشارکت داوطلبانه شهروندان در این برنامه، همراه با استانداردهای علمی و نظارتی Canadian Blood Services، باعث شده است که کانادا یکی از موفق‌ترین و ایمن‌ترین سیستم‌های انتقال خون را در جهان داشته باشد. با صرف کمتر از یک ساعت زمان، هر فرد واجد شرایط می‌تواند نقشی ارزشمند در حفظ سلامت جامعه و نجات جان انسان‌ها ایفا کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">در همین راستا بنیاد نیکوکاری یارا از همهٔ یاوران در ونکوورِ بزرگ برای اهدای خون گروهی دعوت می‌کند. بیایید با <span style="font-weight: 400;">اهدای خون نجات‌بخش جان‌ها باشیم  و با ثبت‌نام به عنوان اهداکننده امیدی دوباره بسازیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر اهدا میتواند جان انسانی را نجات دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنیاد نیکوکاری یارا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زمان: سه‌شنبه ۱۸ اوت (آگست) ۲۰۲۶<br />
مکان:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Fraser Land Church, 3330 SE Marine Dr., Vancouver</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جهت نام نویسی برای هماهنگی رفت وآمد گروهی و اطلاعات بیشتر لطفاً با این شماره تماس بگیرید:<br />
‎۶۰۴-۹۸۰-۴۶۷۸<br />
<img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26989" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/Yaaraa_Poster_%E2%80%8CBlood_Donation.jpg?resize=580%2C750" alt="اهدای خون و فرآورده‌های خونی در کانادا؛ هدیه‌ای ارزشمند برای نجات جان انسان‌ها فراخوان بنیاد نیکوکاری یارا برای اهدای خون گروهی در ونکوور #یارا #اهدای_خون #ونکوور #بنیاد_یارا #بنیادیارا" width="580" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/Yaaraa_Poster_%E2%80%8CBlood_Donation.jpg?w=580&amp;ssl=1 580w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/Yaaraa_Poster_%E2%80%8CBlood_Donation.jpg?resize=232%2C300&amp;ssl=1 232w" sizes="auto, (max-width: 580px) 100vw, 580px" /><br />
</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/16/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af/">اهدای خون و فرآورده‌های خونی در کانادا؛ هدیه‌ای ارزشمند برای نجات جان انسان‌ها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/16/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26987</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شبی که صبح نشد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/15/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d9%86%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/15/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d9%86%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 15 Aug 2026 17:27:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات]]></category>
		<category><![CDATA[اعدام]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26984</guid>

					<description><![CDATA[<p> نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ نمی‌دانم دقیقاً ساعت چند به میدان رسیدم. در چنین شب‌هایی ساعت معنای همیشگی‌اش را از دست می‌دهد؛ آدم فقط می‌داند شب است و نباید بگذارد صبح شود. خبر در گوشی‌ها و دهان‌به‌دهان دست‌به‌دست می‌شد: وسط میدان دار برپا کرده‌اند. همین چند کلمه کافی بود تا مردم از خانه‌هایشان بیرون بریزند؛ بعضی سوار بر ماشین، بعضی پیاده، بعضی هراسان و بعضی چنان خشمگین که دیگر جایی برای ترس نمانده بود....</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/15/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d9%86%d8%b4%d8%af/">شبی که صبح نشد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"> نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمی‌دانم دقیقاً ساعت چند به میدان رسیدم. در چنین شب‌هایی ساعت معنای همیشگی‌اش را از دست می‌دهد؛ آدم فقط می‌داند شب است و نباید بگذارد صبح شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خبر در گوشی‌ها و دهان‌به‌دهان دست‌به‌دست می‌شد: وسط میدان دار برپا کرده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین چند کلمه کافی بود تا مردم از خانه‌هایشان بیرون بریزند؛ بعضی سوار بر ماشین، بعضی پیاده، بعضی هراسان و بعضی چنان خشمگین که دیگر جایی برای ترس نمانده بود. هیچ‌کس نمی‌دانست دقیقاً چه می‌تواند بکند؛ شاید نقشه‌ای در کار نبود، جز یکی: زیاد باشیم، آن‌قدر زیاد که کسی نتواند طناب را دور گردن یک انسان بیندازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی رسیدم، میدان دیگر میدان همیشگی نبود. آدم‌ها از هر گوشه می‌آمدند؛ چهره‌هایی می‌دیدم که نمی‌شناختم، اما آن شب هیچ غریبه‌ای وجود نداشت. همه به یک دلیل آنجا بودیم: جلوگیری از مرگ. خواسته‌مان از جهان به‌طرز دردناکی کوچک بود؛ اینکه سه جوان صبح را ببینند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیروهای امنیتی همه‌جا بودند. هرچه جمعیت انبوه‌تر می‌شد، فاصلهٔ میان مردم و مأموران تنگ‌تر می‌شد. صداها بالا می‌رفت، کسی فریاد می‌زد بی‌شرف و بقیه تکرار می‌کردند. مردم پیش می‌رفتند، مأموران عقبشان می‌راندند. دود بالا آمد، چشم‌ها سوخت، آدم‌ها سرفه‌کنان می‌دویدند و باز برمی‌گشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این شاید عجیب‌ترین چیزی باشد که از آن شب به یاد مانده؛ مردم برمی‌گشتند. کسی که از میان دود گریخته بود، دوباره به میدان بازمی‌گشت. آدم‌ها پراکنده می‌شدند و باز جمع می‌شدند، بی‌آنکه کسی فرمانی داده باشد، انگار همه غریزی دریافته بودند که تنها سلاحشان همان حضور است. و شاید یکی از تراژیک‌ترین تصاویر جهان همین باشد؛ گروهی انسان که نیمه‌شب ایستاده‌اند تا با بدن‌های بی‌سلاحشان میان طناب و گردن چند انسان دیگر فاصله بیندازند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا آن شب، بارها دربارهٔ اعدام فکر کرده بودم؛ می‌دانستم اعدام در این کشور وجود دارد، دربارهٔ آن خوانده بودم و تصاویرش را دیده بودم. اما میان دانستن و دیدن، فاصله‌ای است به‌وسعتِ یک عمر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اعدام در اخبار یک کلمه است. در واقعیت، انسانی است که دیروز غذا خورده، خوابیده، امیدوار بوده، عاشق شده؛ جهانی کامل که در درونش زندگی می‌کند. و یک حکومت دینی دیکتاتور تصمیم می‌گیرد آن جهان را خاموش کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مجازات مرگ دقیقاً همین‌جاست که از هر استدلال حقوقی‌ای فراتر می‌رود و به پرسشی دربارهٔ ماهیت خودِ ما بدل می‌شود؛ آیا انسان می‌تواند با کشتن، عدالت بیافریند؟ مدافعان اعدام از جرم، بازدارندگی و حق خانوادهٔ قربانی سخن می‌گویند، اما پیش از همه پرسشی هست: آیا حکومت باید اختیار داشته باشد لحظهٔ پایان زندگی یک انسان را رقم بزند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اعدام مجازاتی است که هیچ امکان بازگشتی ندارد. زندان می‌تواند پایان یابد، حکم می‌تواند نقض شود، شاهدی تازه پیدا شود؛ اما مرده را نمی‌توان به دادگاه بازگرداند. و آن‌گاه که پای پرونده‌های سیاسی، اعترافات اجباری و فقدان محاکمهٔ عادلانه در میان باشد، این پرسش دیگر فقط اخلاقی نیست؛ هولناک است. طناب پیش از آنکه حقیقت فرصتی دیگر برای سخن‌گفتن بیابد، کار خود را کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما آن شب، مسئله فقط اعدام نبود؛ مسئله «نمایشِ اعدام» بود در ملأ عام. کشتن یک انسان در برابر چشمان دیگران، صرفاً مجازاتِ محکوم نیست؛ پیامی است برای تماشاگران؛ نمایشِ قدرت. بدنِ محکوم به تابلوی اعلانی بدل می‌شود؛ ببینید چه می‌توانیم بکنیم!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تمدن انسانی قرن‌ها کوشیده است مجازات را از چشمِ نمایش عمومیِ رنج دور کند؛ این فهم که رنج یک انسان نباید صحنهٔ نمایش شود، از نشانه‌های گذار از جهان کهن به جهان مدرن بوده است. به‌دارکشیدن انسانی در میدان شهر، در سدهٔ بیست‌ویکم، بازگرداندن جامعه است به منطقِ میدان‌های قرون‌وسطایی، جایی‌که قدرت برای تثبیتِ خود نیازمند بود بدنِ مجازات‌شده را در برابر چشم همگان بگذارد. تنها محکوم تحقیر نمی‌شود؛ تماشاگر نیز تحقیر می‌شود و خشونت به جان او راه پیدا می‌کند. تصور امنیت، اعتماد به آینده، آن باور ساده اما بنیادی که جهان هنوز مرزی برای بی‌رحمی دارد، ترک برمی‌دارد. کسانی که آن صحنه را دیده‌اند، دیگر همان آدم‌های پیش از آن شب نیستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بعد، صبح و لحظهٔ اذان فرا رسید. صبحی که قرار بود مثل هر صبح دیگری باشد، اما نبود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نزدیکِ اذان صبح، حالِ میدان دیگرگون شده بود. مردم گویی هنوز امیدی در دل داشتند. تا وقتی اتفاق نیفتاده، ذهن انسان راهی برای نجات می‌یابد؛ شاید حکم متوقف شود، شاید کسی تماس بگیرد. آدم به این «شاید»ها چنگ می‌زند، چون بی‌آن‌ها چگونه می‌توان به سازه‌ای خیره شد که برای گرفتنِ جانِ یک انسان برپا شده؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد صدای اذان آمد. نمی‌توانم دربارهٔ آن چند دقیقه بیش از این بنویسم، بی‌آنکه احساس کنم زبان چیزی کم دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی، آن صبح زنده از میدان بیرون نرفتند. دربارهٔ علیرضا سپاهی گفته شد که پیش از اجرای حکم دچار سکتهٔ قلبی شده و اجرای حکمش متوقف شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گاهی تاریخِ یک جامعه در همین جمله‌های کوتاه خلاصه می‌شود؛ دو نفر مردند، یکی به بیمارستان رفت، و هزاران نفر باقی ماندند. اما «باقی‌ماندن» همیشه به‌معنای سالم‌ماندن نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه را که پس از چنین شب‌هایی در یک جامعه رخ می‌دهد، نمی‌توان با آمار سنجید؛ چند نفر آن روز نتوانستند سرِ کار بروند؟ چند مادر بی‌دلیل فرزندشان را محکم‌تر در آغوش کشیدند؟ اینجاست که خشونت از بدنِ قربانی می‌گذرد و به روانِ جامعه راه می‌یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قدرتِ سیاسیِ دینی شاید می‌پندارد اعدامِ عمومی تنها ترس می‌آفریند؛ اما درماندگی، خشم، سوگ و تحقیر نیز می‌آفریند، و شاید به انسان‌ها بیاموزد که جانِ آدمی چندان ارزشی ندارد. جامعه‌ای که بارها در معرضِ تصاویرِ مرگ قرار می‌گیرد، از دو سو آسیب می‌بیند؛ بخشی حساسیت را از دست می‌دهند، بخشی دیگر زیرِ بارِ آن فرومی‌ریزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن شب مردم با دست‌های خالی در برابر نهادی ایستادند که همهٔ ابزارهای قدرت را در اختیار داشت؛ آن‌ها باور کرده بودند می‌توانند با حضورشان میان مرگ و سه انسان فاصله بیندازند. نتوانستند، و این شکست را نمی‌شود انکار کرد. اما اهمیت آن شب در این است که مردم تماشاگر نماندند؛ شأن انسان نه در پیروزی، که در همین امتناع از تماشاچی‌بودن آشکار می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید عبارتِ «فروپاشیِ جمعی» گزاف به نظر برسد، اما فروپاشی همیشه به‌معنای ریختنِ ساختمان‌ها نیست. شهر همچنان سرِ جای خودش ایستاده است، اما چیزی نامرئی در درونِ جامعه شکسته است؛ اعتماد، احساسِ امنیت، همان قراردادِ نانوشته‌ای که می‌گوید جهان، با همهٔ بی‌رحمی‌هایش، هنوز مرزی دارد. و هیچ چیز مخرب‌تر از احساسِ نبودِ این مرز نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این‌همه، اگر بخواهم فقط یک تصویر از آن شب را نگاه دارم، طناب را برنمی‌گزینم؛ مردم را برمی‌گزینم. آدم‌هایی که از خانه بیرون آمدند، هرچند می‌دانستند احتمالِ موفقیتشان اندک است و می‌ترسیدند. اما آمدند، چون زندگیِ چند جوان که شاید هرگز ندیده بودندشان، برایشان اهمیت داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید نتوانستند نجاتشان دهند، اما داستانِ آن شب، داستانِ مردمی است که کوشیدند میانِ مرگ و چند انسان بایستند. و شاید آخرین سنگرِ انسان همین باشد؛ اینکه وقتی قدرت می‌خواهد مرگ را عادی کند، هنوز کسانی باشند که آن را عادی نپندارند، بگویند نه، به میدان بیایند؛ نه از آن‌رو که مطمئن‌اند پیروز می‌شوند، بلکه از آن‌رو که نمی‌خواهند روزی به خود بگویند: وقتی انسانی را برای کشتن می‌بردند، ما در خواب بودیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن صبح، دو جوان اعدام شدند. اما پرسشی که از آن میدان بیرون آمد، هنوز زنده است: اگر تمدن نتواند از بنیادی‌ترین حقِ انسان &#8211; حقِ زیستن &#8211; دفاع کند، از آن چه باقی می‌ماند؟ شاید شکستِ راستینِ انسان، آن لحظه نیست که در میدانی طنابی بالا می‌رود؛ شکستِ راستین، روزی رخ می‌دهد که دیگر هیچ‌کس برای پایین‌آوردنش به میدان نیاید. و ایرانی‌ها پیروز این میدان‌اند، چرا که به میدان آمدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایستادگی این مردم، فارغ از هر نتیجه‌ای، یادآور این حقیقت است که کرامت انسانی را نمی‌توان تنها با معیار موفقیت یا شکست سنجید. تا وقتی انسان‌هایی حاضرند برای جان انسان‌های دیگر از آسایش و امنیت خود بگذرند، هنوز امیدی هست که وجدان یک جامعه زنده مانده است.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/15/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d9%86%d8%b4%d8%af/">شبی که صبح نشد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/15/%d8%b4%d8%a8%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b5%d8%a8%d8%ad-%d9%86%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26984</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سنگینی سایهٔ تغییرات اقلیمی بر آتش‌سوزی‌های مهیب بریتیش کلمبیا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%b3%d9%88/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%b3%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Aug 2026 14:04:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[تغییرات اقلیمی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26981</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور طی هفتهٔ گذشته، استان بریتیش کلمبیا در حال دست‌وپنجه نرم‌کردن با یکی از مهیب‌ترین آتش‌سوزی‌های جنگلی سال‌های اخیر بوده است. آتش‌سوزی موسوم به «بالد رِنج» که عصر جمعه هفتم اوت در نزدیکی سامِرلَند در درهٔ اوکاناگان آغاز شد، طی یک شب به‌طرز انفجاری گسترش یافت، کل جمعیت سامرلند را وادار به تخلیه کرد و به دره‌های مجاور و حومهٔ پیچ‌لَند نیز سرایت کرد. باد شدید و خشکیِ کم‌نظیرِ پوشش گیاهی موجب شده...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%b3%d9%88/">سنگینی سایهٔ تغییرات اقلیمی بر آتش‌سوزی‌های مهیب بریتیش کلمبیا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی هفتهٔ گذشته، استان بریتیش کلمبیا در حال دست‌وپنجه نرم‌کردن با یکی از مهیب‌ترین آتش‌سوزی‌های جنگلی سال‌های اخیر بوده است. آتش‌سوزی موسوم به «بالد رِنج» که عصر جمعه هفتم اوت در نزدیکی سامِرلَند در درهٔ اوکاناگان آغاز شد، طی یک شب به‌طرز انفجاری گسترش یافت، کل جمعیت سامرلند را وادار به تخلیه کرد و به دره‌های مجاور و حومهٔ پیچ‌لَند نیز سرایت کرد. باد شدید و خشکیِ کم‌نظیرِ پوشش گیاهی موجب شده این آتش‌سوزی با سرعتی بی‌سابقه گسترش یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با تشدید بحران، کلی گرین، وزیر مدیریت اضطراری و آمادگی اقلیمی بی‌سی، در هشتم اوت وضعیت فوق‌العادهٔ استانی اعلام کرد. نخست‌وزیر دیوید ایبی در بیانیه‌ای گفت این اقدام برای آن است که منابع لازم در اختیار نیروهای امداد ضروری گذاشته شود. علت آغاز آتش هنوز نامعلوم است و پلیس ضمن بررسی، از مردم خواسته از شایعه‌پراکنی دربارهٔ عامل احتمالی آن خودداری کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا سه‌شنبه یازدهم اوت، آتش «بالد رنج» بیش از ۱۷۸ کیلومترمربع را در بر گرفته و همچنان به‌سوی اوکاناگان مرکزی پیش می‌رود. بیش از ۲۱ هزار نفر مشمول دستور تخلیهٔ اجباری و حدود ۱۱ هزار نفر دیگر مشمول هشدار تخلیه‌اند. آرسی‌ام‌پی نیز مرگ زنی هشتادساله را در جریان فرار از آتش تأیید کرد؛ او نخستین قربانی رسمی این حادثه است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صدها آتش‌نشان همراه با هلی‌کوپتر و ماشین‌آلات سنگین، و صد آتش‌نشان اعزامی از مکزیک، مشغول مهار آتش‌اند و ارتش کانادا نیز آماده‌باش است. دولت استان همچنین بیش از هزار اتاق هتل در پنتیکتون، کلونا و وست‌کلونا برای اسکان آوارگان رزرو کرده و ظرفیت کارکنان خط تلفن کمک اضطراری برای پاسخ‌گویی به حجم بی‌سابقهٔ تماس‌های آخر هفته را بیست برابر افزایش داده است. به‌گفتهٔ وزیر جنگل‌های استان، راوی پارمار، تا زمان نگارش این یادداشت بیش از ۱۰۱ آتش‌سوزی فعال در بریتیش کلمبیا در جریان است و از ابتدای فصل، ۹۰۴ آتش‌سوزی نزدیک به ۳۹۰ هزار هکتار از جنگل‌های استان را سوزانده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این بحران بار دیگر بحث دربارهٔ ریشهٔ آتش‌سوزی‌ها را وارد فضای سیاسی استان کرد. حزب محافظه‌کار بی‌سی، دولت ایبی را به کندی در واکنش متهم کرد و خواستار اعلام فوری وضعیت اضطراری شد. رهبر این حزب، کری-لین فیندلی، پیش از آغاز آتش «بالد رنج» نیز مدیریت جنگل‌ها از سوی دولت استانی نیودمکرات را «غفلت و سوءمدیریت» خوانده و گفته بود دولت بیش از حد شتاب‌زده آتش‌سوزی‌ها را معلول تغییرات اقلیمی جلوه می‌دهد تا از پاسخ‌گویی دربارهٔ مدیریت جنگل‌ها طفره برود. او همچنین برچسب یکسان «آتش‌سوزی جنگلی» برای همهٔ حریق‌ها را نادرست دانست و برخی را عمدی خواند. بر پایهٔ آماری که شبکهٔ سی‌تی‌وی منتشر کرده، از میان نزدیک به ۱۵ هزار آتش‌سوزی ثبت‌شده در استان طی سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، حدود ۵۶۰ مورد (کمتر از ۴٪) عمدی یا مشکوک تشخیص داده شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نظر مساحت کل، آتش‌سوزیِ ۲۰۲۶ هنوز به رکورد سال ۲۰۲۳ نرسیده است؛ سالی که با نزدیک به ۲۹ هزار کیلومترمربع وسعت آتش‌سوزی، تخریب حدود ۴۰۰ خانه و جان‌باختن شش آتش‌نشان، پرهزینه‌ترین رویداد خسارات بیمه در تاریخ استان لقب گرفت. سال ۲۰۲۵ با نزدیک به ۸,۸۶۴ کیلومترمربع وسعت آتش‌سوزی و تخریب بیش از ۴۵۰ خانه در شوسواپ و اوکاناگان، و سال ۲۰۲۱ یعنی سال حریق ویرانگر لیتن، با ۸,۶۰۰ کیلومترمربع وسعت آتش‌سوزی و دو کشته، نیز از نظر مساحتِ کلی بزرگ‌تر بوده‌اند. اما آنچه «بالد رنج» را متمایز می‌کند، سرعت خیره‌کنندهٔ رشد آن است؛ به‌گفتهٔ کارشناسان هواشناسی سی‌بی‌سی، این یکی از بی‌ثبات‌ترین آتش‌سوزی‌هایی‌ست که استان تاکنون تجربه کرده، و انتظار می‌رود تا سپتامبر ادامه یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فراتر از آمار، این بحران بار دیگر پرسشی قدیمی را پیش می‌کشد: چرا با وجود شواهد علمی روزافزون دربارهٔ نقش تغییرات اقلیمی در تشدید و طولانی‌ترشدن فصل‌های آتش‌سوزی، بسیاری از سیاستمداران از مواجهه با آن طفره می‌روند؟ به‌گفتهٔ بنیاد دیوید سوزوکی، انکار تغییرات اقلیمی دیگر محدود به موضع صریح دولت آمریکا نیست؛ در کانادا نیز دولت مارک کارنی با این استدلال که سیاست‌های اقلیمی «برای کانادایی‌ها پرهزینه‌اند»، قیمت‌گذاری کربن و سقف آلایندگی صنعت نفت و گاز را کنار گذاشته و توسعهٔ گاز طبیعی مایع و خطوط لولهٔ نفت را در اولویت قرار داده است. الگوی مشابهی در واکنش سیاسی به بحران بریتیش کلمبیا نیز دیده می‌شود: بخشی از گفتمان سیاسی، به‌جای بحث دربارهٔ نقش گرمایش زمین در خشکی بی‌سابقهٔ پوشش گیاهی، به‌سمت مقصردانستن مدیریت جنگل‌ها یا احتمال آتش‌افروزی عمدی سوق می‌یابد؛ رویکردی که هرچند گاه بر واقعیت استوار است، می‌تواند توجه از فوریت اقدام اقلیمی گسترده‌تر را کم‌رنگ کند و بار مسئولیت را از دوش تصمیم‌گیران سیاسی بردارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">هزینهٔ این کوتاهی، به‌گفتهٔ اقتصاددانان، فراتر از محیط‌زیست است. به‌نوشتهٔ گلوب اند میل، خسارات </span><span style="font-weight: 400;">بیمهٔ پرداخت‌شده برای رویدادهای شدید آب‌وهوایی و آتش‌سوزی‌ها تنها سال گذشته در کانادا از ۲٫۴ میلیارد دلار و در سطح جهانی از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته، درحالی‌که حجم وسیعی از خسارات مشمول بیمه نبوده‌اند. مؤ</span><span style="font-weight: 400;">سسهٔ اقلیمی کانادا هزینهٔ سالانهٔ این رویدادها را برای اقتصاد کشور نزدیک به ۲۵ میلیارد دلار برآورد می‌کند؛ رقمی که اگر روند کنونی ادامه یابد، می‌تواند تا پایان قرن به‌مراتب افزایش یابد. تا زمانی‌که این واقعیت اقتصادی، به‌جای بازی سیاسی مقصریابی، مبنای تصمیم‌گیری قرار نگیرد، به نظر می‌رسد بریتیش کلمبیا و بسیاری از نقاط دیگر جهان باید خود را برای فصل‌های آتش‌سوزی دشوارتری در سال‌های پیش رو آماده کنند.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%b3%d9%88/">سنگینی سایهٔ تغییرات اقلیمی بر آتش‌سوزی‌های مهیب بریتیش کلمبیا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d9%84%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%b3%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26981</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دویست و هفتادمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Aug 2026 07:00:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرشیو مجلات]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان مهاجر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياري]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياری]]></category>
		<category><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[همیاری ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26972</guid>

					<description><![CDATA[<p>﻿﻿﻿ برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه اینجا کلیک کنید همراه با مروری بر آتش‌سوزی‌های مهیب بریتیش کلمبیا که با سرعتی بی‌سابقه در تاریخ استان در حال گسترش است، نگاهی به انتخابات حساس میان‌‌دوره‌ای منطقهٔ ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو، روایت یک شاهد عینی از اعدام‌های میدان علیخانی شهر اصفهان، نگاهی به اجرای نمایش «شهر قصه» برای سومین سال متوالی در ونکوور، فراخوان بنیاد نیکوکاری یارا برای اهدای خون، گفت‌گویی با محسن یکه‌روستا بازیکن سابق لیگ‌های حرفه‌ای در ایران...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c/">دویست و هفتادمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><iframe style="width: 700px; height: 400px;" src="https://s3.amazonaws.com/online.fliphtml5.com/qmuk/Issue-270/index.html" frameborder="0" scrolling="no" seamless="seamless" allowfullscreen="allowfullscreen"><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start"></span></iframe></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه</span><strong><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-268"> اینجا</a></strong><span style="font-weight: 400;"> کلیک کنید</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">همراه با مروری بر آتش‌سوزی‌های مهیب بریتیش کلمبیا که با سرعتی بی‌سابقه در تاریخ استان در حال گسترش است، نگاهی به انتخابات حساس میان‌‌دوره‌ای منطقهٔ ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو، روایت یک شاهد عینی از اعدام‌های میدان علیخانی شهر اصفهان، نگاهی به اجرای نمایش «شهر قصه» برای سومین سال متوالی در ونکوور، فراخوان بنیاد نیکوکاری یارا برای اهدای خون، گفت‌گویی با محسن یکه‌روستا بازیکن سابق لیگ‌های حرفه‌ای در ایران و مربی فوتبال ساکن ونکوور و مطالب متنوع دیگر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">نسخهٔ چاپی شمارهٔ دویست و هفتادم «رسانهٔ همیاری» در فروشگاه‌های ایرانی در ونکوور، نورث‌شور، ترای‌سیتیز، برنابی و میپل ریج در دسترس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><em><strong>در نسخهٔ دیجیتال، آگهی‌های قابل کلیک با نماد زیر مشخص شده است.</strong></em></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-1722" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/06/Click-Icon-2.jpg?resize=211%2C300" alt="Click Icon-2" width="211" height="300" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با مطالب و آثاری از:<br />
<span style="font-weight: 400;">منوچهر پورعطایی، فرخنده حاجی‌زاده، نازنین حبیب‌اللهی، دکتر لیلا راعی، الف صدرا، سیما غفارزاده، حسین فرامرزی، علیرضا فدایی، دکتر مهدی قاسمی، دکتر سعید ممتازی و ترانه وحدانی</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">در این شماره می‌خوانید:</span></p>
<ul>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=5" target="_blank" rel="noopener">سنگینی سایهٔ تغییرات اقلیمی بر آتش‌سوزی‌های مهیب بریتیش کلمبیا</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=6"><span style="font-weight: 400;">نگاهی به انتخابات حساس میان‌‌دوره‌ای منطقهٔ ایرانی‌نشین نورث ونکوور–کپیلانو</span></a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=7">شبی که صبح نشد</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=8" target="_blank" rel="noopener">«شهر قصه» برای سومین سال متوالی به ونکوور بازمی‌گردد</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=10" target="_blank" rel="noopener">ایستادگی بر فرهیختگی شنونده؛ متن سخنان مریم رئيس‌دانا در مراسم بازخوانی آثار شهیار قنبری در لس آنجلس</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=11" target="_blank" rel="noopener">نگاهی به رمان «شما می‌توانید It صدایم کنید» در نشست مجازی رونمایی و نقد این رمان کوتاه نوشتهٔ صحرا کلانتری</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=12" target="_blank" rel="noopener">آیا عاشق یک خودشیفته شده‌اید؟ (قسمت اول) &#8211; ده پرسش که نشان می‌دهد شاید با فردی خودشیفته در رابطه هستید</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=14" target="_blank" rel="noopener">کارزار «جایی برای بازی» آغاز شد؛ این‌بار نوبت قدم‌های ماست</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=15" target="_blank" rel="noopener">اهدای خون و فرآورده‌های خونی در کانادا؛ هدیه‌ای ارزشمند برای نجات جان انسان‌ها</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=18" target="_blank" rel="noopener">فلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس &#8211; نسبت؛ بنیادِ امکانِ قدرت</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=19" target="_blank" rel="noopener">سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت سوم)</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=21" target="_blank" rel="noopener">قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت چهارم)</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=22" target="_blank" rel="noopener">گفت‌وگوی علیرضا فدایی با محسن یکه‌روستا بازیکن سابق لیگ‌های حرفه‌ای در ایران و مربی فوتبال ساکن ونکوور</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=23" target="_blank" rel="noopener">معرفی فیلم و سریال: «تنگهٔ وحشت» &#8211; Cape Fear؛ بازگشت یک کابوس</a></span></li>
<li><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-270/#p=24" target="_blank" rel="noopener">فردا که بهار آید- داستان کوتاهی از الف صدرا</a></span></li>
</ul>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c/">دویست و هفتادمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26972</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت اول) &#8211; منطقِ تکوینِ بحرانِ سیاسی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/12/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87%d9%94-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%90/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/12/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87%d9%94-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%90/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Aug 2026 00:43:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر مهدی قاسمی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی قاسمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26975</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر مهدی قاسمی* &#8211; ایران بحران‌های سیاسی، معمولاً در لحظه‌ای آشکار می‌شوند که دیگر امکان پنهان‌ماندن آن‌ها از میان رفته است؛ لحظه‌ای که نشانه‌های یک گسست اجتماعی، یکباره و به‌شکلی واحد، خود را در برابر دیدگان همگان نمایان می‌کنند: اعتراض‌های عمومی، کاهش اعتماد، تعمیق شکاف‌های اجتماعی، ناتوانیِ ساختارهای سیاسی در پاسخ‌گویی به مسائل جامعه، یا فرسایش پیوند میان جامعه و قدرت.  در چنین لحظه‌ای، بحران دیگر صرفاً موضوعی برای تحلیل نیست، بلکه به واقعیتی انکارناپذیر...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/12/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87%d9%94-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%90/">فلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت اول) &#8211; منطقِ تکوینِ بحرانِ سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر مهدی قاسمی</a>* &#8211; ایران</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بحران‌های سیاسی، معمولاً در لحظه‌ای آشکار می‌شوند که دیگر امکان پنهان‌ماندن آن‌ها از میان رفته است؛ لحظه‌ای که نشانه‌های یک گسست اجتماعی، یکباره و به‌شکلی واحد، خود را در برابر دیدگان همگان نمایان می‌کنند: اعتراض‌های عمومی، کاهش اعتماد، تعمیق شکاف‌های اجتماعی، ناتوانیِ ساختارهای سیاسی در پاسخ‌گویی به مسائل جامعه، یا فرسایش پیوند میان جامعه و قدرت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چنین لحظه‌ای، بحران دیگر صرفاً موضوعی برای تحلیل نیست، بلکه به واقعیتی انکارناپذیر بدل می‌شود و نگاه‌ها، بی‌درنگ، به‌سوی آنچه در سطح تاریخ آشکار شده است، معطوف می‌گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درست از همین‌جا، نخستین گرایش ذهن نیز شکل می‌گیرد. ذهن انسان، به‌گونه‌ای طبیعی، همواره می‌کوشد علت هر پدیده را در نزدیک‌ترین و آشکارترین عوامل آن جست‌وجو کند. از همین‌رو، سرچشمهٔ بحران نیز غالباً در تصمیم‌های سیاسی، عملکرد دولت، قوانین موجود، ساختارهای حکمرانی، یا رفتار صاحبان قدرت جست‌وجو می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این شیوهٔ مواجهه، طبیعی و تا اندازه‌ای نیز ضروری است، زیرا هیچ‌یک از این عوامل را نمی‌توان از فهم واقعیت سیاسی کنار گذاشت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر یک از موارد مذکور، بخشی از حقیقت را آشکار می‌کنند و بدون بررسی آن‌ها، تحلیل بحران، ناگزیر ناقص خواهد بود. اما درست در همین نقطه، پرسشی بنیادین سر برمی‌آورد؛ پرسشی که، با وجود اهمیت تعیین‌کنندهٔ آن، کمتر موضوع تأمل قرار گرفته است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا آنچه در تاریخ به‌صورت بحران ظاهر می‌شود، حقیقتاً آغاز بحران است، یا تنها نخستین لحظه‌ای است که فرایندی پنهان، پس از پیمودن مسیر تکوین خویش، امکان آشکارشدن می‌یابد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر پاسخ دوم درست باشد، آنگاه باید در خودِ مفهوم بحران، بازاندیشی کرد. در این صورت، بحران دیگر صرفاً یک رخداد تاریخی نخواهد بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در واقع، رخداد، لحظهٔ ظهور است، اما بحران، پیش از آنکه در هیئت یک رخداد ظاهر شود، فرایندی است که به‌آرامی و در سکوت، تکوین می‌یابد. هیچ جامعه‌ای در یک روز وارد بحران نمی‌شود؛ همان‌گونه که هیچ نظام سیاسی‌ای نیز در یک لحظه از ثبات به گُسست نمی‌رسد. آنچه ناگهانی به‌نظر می‌آید، غالباً، واپسین مرحلهٔ دگرگونی‌هایی است که از مدت‌ها پیش آغاز شده‌اند و در لایه‌هایی دور از چشم ناظر، مسیر خود را پیموده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از همین‌رو، آنچه در مقطعی از تاریخ به‌صورت بحران دیده می‌شود، بیش از آنکه آغاز باشد، پایانِ مسیری است که آغاز واقعی آن را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد؛ در شیوه‌ای که جامعه، قدرت را ادراک می‌کند، در معنایی که برای نظم سیاسی قائل است، در کیفیت اعتماد میان مردم و ساختارهای حکمرانی، و سرانجام، در نسبتی که جامعه با قدرت برقرار می‌سازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بدین‌ترتیب، بحران زمانی آشکار می‌شود که این دگرگونی‌های تدریجی از آستانه‌ای معین عبور کرده باشند و دیگر نتوان آن‌ها را در لایه‌های حیات اجتماعی، پنهان کرد. از این منظر، فهم بحران سیاسی، تنها با مطالعهٔ لحظهٔ ظهورِ آن ممکن نیست؛ بلکه مستلزم بازگشت به مسیر تکوین آن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اینجا، پرسش اصلی دیگر این نیست که «چه رُخ داده است؟»، بلکه این است که چه چیزی دقیقاً در بنیادِ رابطهٔ میان جامعه و قدرت، دگرگون شد که وقوع چنین رخدادی را ممکن ساخت؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این جابه‌جاییِ پرسش، صرفاً تغییری در شیوهٔ بیان نیست، بلکه دگرگونی در افق اندیشه است. درست از همین نقطه است که راه تحلیل سیاسی از راه فلسفهٔ سیاست جدا می‌شود؛ تحلیل سیاسی، می‌کوشد رخدادها را در سطح آنچه واقع شده است توضیح دهد، اما فلسفهٔ سیاست، می‌کوشد به آن چیزی دست یابد که امکانِ وقوع آن رخدادها را فراهم کرده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌بیان دیگر، تحلیل سیاسی به آنچه روی داده است نظر دارد؛ حال آنکه فلسفهٔ سیاست، به شرایط و بنیان‌هایی می‌پردازد که امکانِ روی‌دادن آن را پدید آورده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین تفاوتِ ظریف، در حقیقت، تفاوت میان دو نوع نگرش به امر سیاسی است؛ یکی در سطح پدیدارها توقف می‌کند و دیگری می‌کوشد از پدیدار عبور کرده و به بُنیادهای مرتبط برسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تحلیل سیاسی، ازاین‌رو، بیش از هر چیز با رویدادها سروکار دارد؛ با آنچه در عرصهٔ آشکار سیاست رخ داده است: از تصمیم‌های دولت‌ها سخن می‌گوید، از تغییر قوانین، جابه‌جایی قدرت، رفتار کنشگران سیاسی، تعارض منافع، یا عملکرد نهادهای حکمرانی. همهٔ این‌ها، بی‌تردید، برای فهم واقعیت سیاسی ضروری‌اند، اما همگی به سطح ظهور سیاست تعلق دارند؛ به جایی که امر سیاسی، پیشاپیش، صورت تاریخی خود را یافته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فلسفهٔ سیاست، اما، پرسش را از نقطه‌ای دیگر آغاز می‌کند. برای فلسفهٔ سیاست، مسئلهٔ اصلی آن نیست که یک بحران چگونه رخ داده است، بلکه آن است که چگونه اساساً امکان رخ‌دادن آن فراهم شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از همین‌رو، نگاه فلسفی، به‌جای آنکه تنها در سطح پیامدها باقی بماند، به جست‌وجوی بنیان‌هایی برمی‌آید که پیامدها بر آن‌ها استوار شده‌اند. هر رخداد سیاسی، پیش از آنکه در تاریخ تحقق یابد، باید در لایه‌ای عمیق‌تر، امکان تحقق یافته باشد، زیرا هیچ پدیده‌ای، پیش از آنکه امکانِ تحققِ آن فراهم آمده باشد، به فعلیت نمی‌رسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از این منظر، بحران نیز از این قاعده مستثنی نیست. آنچه در تاریخ، به‌صورت فروپاشی اعتماد، ناآرامی اجتماعی، اعتراض عمومی، انقلاب یا دگرگونی ساختارهای سیاسی آشکار می‌شود، پیش‌تر، در بنیانِ مناسبات انسانی، مسیر تکوین خود را پیموده است. رخداد، آغاز نیست، بلکه لحظه‌ای است که آن فرایندِ ناپیدا، سرانجام، در افق تاریخ قابل‌مشاهده می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر چنین باشد، آنگاه، سیاست را نیز نمی‌توان از صورت‌های آشکار و نهادینه‌شدهٔ آن آغاز کرد. دولت، حکومت، قانون، سازمان‌های اداری و ساختارهای رسمی قدرت، بی‌تردید، از برجسته‌ترین جلوه‌های امر سیاسی‌اند، اما خود، بنیادِ پیدایشِ سیاست نیستند. این‌ها صورت‌های تاریخیِ تحققِ سیاست‌اند؛ صورت‌هایی که پس از شکل‌گیری بنیادهای عمیق‌ترِ امر سیاسی پدید آمده‌اند، نه منشأ آن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیش از آنکه دولتی شکل گیرد، انسان‌ها باید در نسبتی با یکدیگر قرار گرفته باشند. پیش از آنکه قانونی الزام‌آور شود، باید نوعی فهم مشترک و پذیرش متقابل امکان یافته باشد. و پیش از آنکه قدرت بتواند در جامعه استقرار یابد، باید رابطه‌ای میان انسان‌ها وجود داشته باشد که اساساً ظهورِ قدرت را ممکن سازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ازاین‌رو، هر کوششی که سیاست را از دولت آغاز کند، در حقیقت از میانهٔ راه آغاز کرده است، زیرا دولت، خود، حاصل فرایندی‌ست که بسیار پیش‌تر آغاز شده است. دولت، آغاز سیاست نیست، بلکه یکی از صورت‌های تحقق‌یافتهٔ آن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از همین‌جا، فرض بنیادین این نوشتار شکل می‌گیرد؛ فرضی که تمامی فصل‌های بعدی بر محور آن استوار خواهند بود: بنیادِ سیاست را نباید در «قدرت» جست‌وجو کرد، بلکه باید آن را در «نسبت» جست‌وجو کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این گزاره، صرفاً جابه‌جایی یک واژه با واژه‌ای دیگر نیست، بلکه تغییری بنیادین در نقطهٔ عزیمت فلسفهٔ سیاست است. در واقع، اگر قدرت را نقطهٔ آغاز بدانیم، همهٔ مفاهیم بعدی نیز ناگزیر در افقِ قدرت تفسیر خواهند شد، اما اگر نسبت را نقطهٔ آغاز قرار دهیم، آنگاه، خودِ قدرت نیز باید به‌مثابهٔ یکی از صورت‌های تاریخیِ تحققِ نسبت فهمیده شود، نه سرچشمهٔ آن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌بیان دیگر، قدرت، علتِ نسبت نیست؛ بلکه یکی از پیامدهای آن است. نسبت، افقی را پدید می‌آورد که در آن، قدرت امکان ظهور می‌یابد. بنابراین، هرگونه دگرگونی در نسبت، دیر یا زود، خود را در صورت‌های گوناگون قدرت نیز آشکار خواهد ساخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انسان، پیش از آنکه شهروند، فرمان‌بر یا فرمانروا باشد، موجودی است که در شبکه‌ای از روابط، معناها، انتظارها و شناسایی‌های متقابل زندگی می‌کند. هیچ جامعه‌ای، پیش از شکل‌گیری این شبکهٔ روابط، به جامعه‌ای سیاسی تبدیل نمی‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سیاست، در ژرف‌ترین معنای خود، چیزی جز صورت تاریخی و نهادینه‌شدهٔ همین روابط نیست، و درست به‌همین دلیل، هر دگرگونی‌ای که در این روابط روی دهد، ناگزیر، دیر یا زود، در صورت‌های سیاسی نیز آشکار خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از همین منظر، بحران سیاسی را نیز نمی‌توان صرفاً بحران دولت، قانون یا ساختارهای رسمی قدرت دانست. در حالت مذکور، ممکن است نهادها همچنان پابرجا باشند، قوانین همچنان اجرا شوند و دستگاه حکمرانی نیز همچنان به فعالیت خود ادامه دهد، اما هم‌زمان، نسبتی که جامعه و قدرت را پیش از این، به یکدیگر پیوند می‌داد، اکنون، به‌آرامی دچار فرسایش عمیقی شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنابراین، در چنین حالتی، آنچه نخست آسیب می‌بیند، نهادها نیستند، بلکه بنیانی است که نهادها بر آن استوار شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ازاین‌رو، اگر این بنیان؛ دستخوش دگرگونی شود، بحران، پیش از آنکه در عرصهٔ سیاست دیده شود، در ساحت روابط انسانی آغاز شده است. آنچه بعدها در قالب نارضایتی عمومی، اعتراض، شکاف‌های اجتماعی یا ناتوانی ساختارهای سیاسی ظاهر می‌شود، در حقیقت، نخستین نشانه‌های آشکار دگرگونی‌ای است که پیش‌تر، در لایه‌ای عمیق‌تر، مسیر تکوین خود را پیموده است. ازاین‌رو، بحران سیاسی را نباید صرفاً اختلال در عملکرد نهادها دانست، بلکه باید آن را نشانهٔ اختلال در نسبتی فهمید که خودِ نهادها بر بنیاد آن امکان یافته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بر پایهٔ چنین برداشتی، مسیر این نوشتار از لحظهٔ ظهور بحران آغاز نمی‌شود، بلکه به عقب بازمی‌گردد، به نقطه‌ای که امکانِ شکل‌گیری بحران برای نخستین‌بار پدید آمده است. مقصود آن نیست که صرفاً لحظهٔ آشکارشدن بحران توصیف شود، بلکه باید منطقِ تکوین آن بازشناخته شود. ازاین‌رو، مسیر یاد شده را می‌توان در قالب زنجیره‌ای از مفاهیمِ به‌هم‌پیوسته دنبال کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منطقِ تکوینِ بحرانِ سیاسی:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نسبت</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">↓</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">قدرت</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">↓</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">معنا</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">↓</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">مشروعیت</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">↓</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">اعتماد</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">↓</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">فرسایشِ اعتماد</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">↓</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">گسستِ جامعه و قدرت</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">↓</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">بحرانِ سیاسی</span></span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این زنجیره، صرفاً ترتیب زمانیِ چند رخداد نیست و نباید آن را به‌مثابهٔ فهرستی از مراحل متوالی فهمید. هر حلقه، شرطِ امکانِ حلقهٔ پس از خود است؛ به‌گونه‌ای که بدون تحقق هر مرحله، مرحلهٔ بعدی نیز امکان ظهور نخواهد یافت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از همین‌رو، این زنجیره، بیش از آنکه ترتیب وقوعِ حوادث را بیان کند، منطقِ درونیِ تکوینِ بحران سیاسی را آشکار می‌سازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پایان قسمت اول</span></p>
<hr />
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 10pt;">*فوق‌دکترای فلسفهٔ محض، نظریه‌پرداز، استاد، و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/12/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87%d9%94-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%90/">فلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس (قسمت اول) &#8211; منطقِ تکوینِ بحرانِ سیاسی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/12/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87%d9%94-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%90/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26975</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-08-22 13:55:47 by W3 Total Cache
-->