<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://media.hamyaari.ca/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 02 Aug 2026 15:32:31 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>رسانهٔ همیاری</title>
	<link>http://media.hamyaari.ca/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>آسمانی که دوباره بوی باروت گرفت</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/02/%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%aa-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/02/%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%aa-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Aug 2026 15:32:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26896</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ  چند ماه بیشتر از برقراری آتش‌بس نگذشته بود؛ آتش‌بسی که بسیاری از مردم آن را نه پایان یک بحران، بلکه فرصتی کوتاه برای نفس‌کشیدن می‌دانستند. خانواده‌ها آرام‌آرام به زندگی روزمره بازمی‌گشتند، مغازه‌ها دوباره رونق می‌گرفتند، صیادان تورهایشان را به آب می‌انداختند و کودکان، پس از هفته‌ها اضطراب، دوباره صدای خنده را به کوچه‌ها بازگردانده بودند. اما این آرامش، بیش از آنکه صلح باشد، سکوتی شکننده بود؛ سکوتی که با...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/02/%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%aa-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/">آسمانی که دوباره بوی باروت گرفت</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند ماه بیشتر از برقراری آتش‌بس نگذشته بود؛ آتش‌بسی که بسیاری از مردم آن را نه پایان یک بحران، بلکه فرصتی کوتاه برای نفس‌کشیدن می‌دانستند. خانواده‌ها آرام‌آرام به زندگی روزمره بازمی‌گشتند، مغازه‌ها دوباره رونق می‌گرفتند، صیادان تورهایشان را به آب می‌انداختند و کودکان، پس از هفته‌ها اضطراب، دوباره صدای خنده را به کوچه‌ها بازگردانده بودند. اما این آرامش، بیش از آنکه صلح باشد، سکوتی شکننده بود؛ سکوتی که با نخستین انفجار، دوباره فروریخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون آسمان استان‌های جنوبی، از بوشهر تا هرمزگان، بار دیگر بوی باروت گرفته است. صدای انفجار جای صدای موج را گرفته و صدای پهپادها جای آواز مرغان دریایی را. مردمی که گمان می‌کردند سخت‌ترین روزها را پشت سر گذاشته‌اند، دوباره خود را در میانهٔ جنگی می‌بینند که هیچ نقشی در آغازش نداشته‌اند، اما ناچارند سنگین‌ترین هزینه‌هایش را بپردازند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنگ، پیش از آنکه در نقشه‌های نظامی تعریف شود، در زندگی انسان‌ها معنا پیدا می‌کند. کافی است به سراغ همان مردی برویم که هیچ‌گاه نامش در تیتر خبرها نخواهد آمد؛ مردی که سال‌ها کار کرده بود تا سرانجام بتواند قایقی کوچک بخرد. برای بسیاری، قایق فقط تکه‌ای چوب و فلز است، اما برای او همهٔ زندگی‌اش بود؛ سرمایه‌ای که با آن نان همسر و فرزندانش را فراهم می‌کرد، آیندهٔ خانواده‌اش را می‌ساخت و هر سحرگاه با امیدی تازه دل به دریا می‌زد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن شب، وقتی صدای انفجار از سمت اسکله برخاست، بی‌اختیار خود را به ساحل رساند. شعله‌ها از میان دود زبانه می‌کشیدند و قایقش، حاصل سال‌ها تلاش، آرام‌آرام در آتش خاکستر می‌شد. در آن لحظه فقط آن قایق نسوخت؛ امنیت اقتصادی یک خانواده، رؤیای آیندهٔ چند کودک و امید مردی که تمام عمرش را به دریا گره زده بود نیز سوخت. چنین تصویرهایی امروز در بسیاری از بندرهای جنوب تکرار می‌شوند؛ تصاویری که شاید هرگز به صفحهٔ نخست رسانه‌های جهان راه پیدا نکنند، اما حقیقت تلخ جنگ را بیش از هر آمار و بیانیه‌ای روایت می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کمی دورتر، جاده‌ای که سال‌ها شریان ارتباطی شهرها بود، اکنون زخمی بر پیکر جنوب است. پلی که هر روز هزاران خودرو از رویش عبور می‌کردند، دیگر فقط تلی از آهن و بتن است. کامیون‌هایی که کالا حمل می‌کردند، آمبولانس‌هایی که بیماران را به بیمارستان می‌رساندند، دانش‌آموزانی که هر صبح از همان مسیر راهی مدرسه می‌شدند، همگی ناگهان با خلائی روبه‌رو شده‌اند که فقط با هزینه‌های هنگفت و زمانی طولانی جبران خواهد شد. جنگ فقط ساختمان‌ها را ویران نمی‌کند؛ مسیر زندگی انسان‌ها را نیز از هم می‌گسلد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همان حوالی، در یکی از سربازخانه‌های جنوب، شبی که هیچ‌کس گمان نمی‌کرد آخرین شب زندگی چند جوان باشد، موشکی مستقیماً به ساختمان سربازخانه اصابت کرد. چند سرباز جوان، همان‌ها که شاید تنها چند ماه پیش لباس خدمت پوشیده بودند، در دم جان باختند. آن‌ها نه سیاست‌مدار بودند، نه تصمیم‌گیرنده و نه حتی صاحب‌اختیاری در معادلات کلان؛ فقط جوانانی بودند که وظیفهٔ سربازی آنان را به همان نقطه از نقشه رسانده بود که موشک بر آن فرود آمد. خانواده‌هایی که فرزندانشان را برای انجام خدمت سربازی بدرقه کرده بودند، اکنون خبری را شنیده‌اند که هیچ پدر و مادری نباید هرگز آن را بشنود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چنین شرایطی، بحث بر سر اینکه چه کسی نخست آتش‌بس را نقض کرده یا کدام طرف آغازگر دور تازهٔ درگیری بوده، برای خانواده‌ای که خانه‌اش ویران شده یا برای کودکی که پدرش را از دست داده، اهمیتی ثانویه پیدا می‌کند. آنچه برای مردم ملموس است، انفجارهایی است که خواب شبانه را از آنان گرفته، آینده‌ای است که هر روز مبهم‌تر می‌شود و اقتصادی است که زیر فشار جنگ بیش از پیش فرومی‌پاشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنوب ایران فقط یک منطقهٔ جغرافیایی نیست؛ یکی از مهم‌ترین ستون‌های اقتصاد کشور است. بنادر، پالایشگاه‌ها، صنایع نفت و گاز، اسکله‌های تجاری، صید و صادرات آبزیان و مسیرهای اصلی ترانزیت، همگی در همین نوار ساحلی قرار دارند. هر آسیبی که به این زیرساخت‌ها وارد شود، تنها خسارتی محلی نیست؛ آثارش به سراسر کشور سرایت می‌کند. اختلال در حمل‌ونقل، افزایش هزینه‌های تجارت، کاهش صادرات، آسیب به صنعت شیلات، افزایش قیمت کالاها و فشار بیشتر بر معیشت مردم، تنها بخشی از پیامدهای آن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اقتصاد ایران پیش از این نیز زیر بار سال‌ها تحریم، تورم، کاهش سرمایه‌گذاری و رکود، آسیب‌های فراوانی دیده بود. جنگ، این زخم‌های کهنه را عمیق‌تر می‌کند. هر روزی که آتش درگیری ادامه پیدا کند، سرمایهٔ بیشتری از میان می‌رود، فرصت‌های شغلی بیشتری نابود می‌شود و امید بیشتری از دل جامعه رخت برمی‌بندد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنوب ایران را باید سرزمینی دانست که تاریخش با تکرار جنگ و ویرانی گره خورده است. در جنگ هشت‌سالهٔ ایران و عراق نیز همین مردم، از خرمشهر و آبادان تا بندرها و روستاهای مرزی، نخستین کسانی بودند که خانه و کاشانه‌شان زیر آتش از میان رفت و ناچار شدند آوارهٔ شهرهای دیگر شوند؛ بسیاری از آنان سال‌ها بعد هم هرگز نتوانستند زندگی و دارایی‌ای را که از دست داده بودند، بازیابند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون، نسل تازه‌ای از همان مردم، بار دیگر زیر سایهٔ همان تجربهٔ تلخ زندگی می‌کند. این بار خطر با شکلی تازه نیز همراه شده است: در گرمای طاقت‌فرسای تابستان جنوب، جایی که دما به‌آسانی از ۴۳ &#8211; ۴۲ درجه فراتر می‌رود، قطعی آب و برق ناشی از آسیب به تأسیسات در شرایط جنگی، می‌تواند جان مردم را به‌طور جدی در معرض خطر گرمازدگی قرار دهد؛ به‌ویژه برای سالمندان، کودکان و بیمارانی که برای بقا به کولر و آب سالم نیاز دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما شاید بزرگ‌ترین خسارت جنگ، چیزی باشد که در آمارها ثبت نمی‌شود: احساس امنیت. امنیت، نعمتی است که ارزشش معمولاً زمانی آشکار می‌شود که از میان برود. امروز این احساس تنها از مردم جنوب گرفته نشده است؛ در تهران و شهرهای بزرگ نیز نگرانی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. خانواده‌ها اخبار را با اضطراب دنبال می‌کنند، شایعات با سرعت منتشر می‌شوند، بازارها نوسان پیدا می‌کنند و این پرسش مدام در ذهن مردم تکرار می‌شود: آیا دامنهٔ جنگ به شهرهای دیگر نیز خواهد رسید؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی جامعه‌ای آیندهٔ خود را در هاله‌ای از ابهام می‌بیند، فقط اقتصاد آسیب نمی‌بیند؛ اعتماد عمومی، امید اجتماعی و آرامش روانی نیز فرسوده می‌شود. کودکی که شب‌ها با صدای انفجار از خواب می‌پرد، مادری که هر تماس تلفنی را با دلهره پاسخ می‌دهد، پدری که نمی‌داند فردا هنوز شغلی برای تأمین خانواده‌اش خواهد داشت یا نه؛ همگی قربانیان خاموش جنگ‌اند، قربانیانی که نامشان هرگز در گزارش‌های رسمی ثبت نخواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه بیش از همه تلخ به نظر می‌رسد، این است که مردم عادی تقریباً هیچ نقشی در شکل‌گیری چنین بحران‌هایی ندارند، اما همواره نخستین کسانی‌اند که بهایش را می‌پردازند. آنان نه در اتاق‌های تصمیم‌گیری حضور دارند و نه پشت میزهای مذاکره؛ بااین‌حال، خانه‌هایشان ویران می‌شود، دارایی‌هایشان از دست می‌رود، فرزندانشان جان می‌بازند و آینده‌شان در میان دود و آتش گم می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر روایت نقض آتش‌بس از سوی جمهوری اسلامی را مبنا قرار دهیم، پرسش اساسی این است: آیا هیچ هدف سیاسی یا نظامی‌ای می‌تواند توجیه‌کنندهٔ هزینه‌ای باشد که بر دوش میلیون‌ها شهروند عادی گذاشته می‌شود؟ تجربه نشان داده هر بار که چرخهٔ خشونت از نو آغاز می‌شود، این مردم‌اند که باید سال‌ها آثارش را تحمل کنند؛ از فقر و بیکاری گرفته تا مهاجرت، آسیب‌های روانی و ازمیان‌رفتن فرصت‌های توسعه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنگ، در نهایت، برندهٔ واقعی ندارد. آنچه باقی می‌ماند، شهرهایی زخمی، خانواده‌هایی داغ‌دار، اقتصادی فرسوده و نسلی است که خاطرهٔ کودکی‌اش با صدای آژیر و انفجار گره خورده است. امروز جنوب ایران بار دیگر درگیر چنین سرنوشتی شده و بیم آن می‌رود که اگر این چرخه متوقف نشود، دامنهٔ ویرانی از مرزهای جنوب فراتر رود و سراسر کشور را در بر گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تاریخ بارها نشان داده است که آغاز جنگ آسان‌تر از پایان‌دادن به آن است. اما آنچه هرگز تغییر نمی‌کند، این حقیقت تلخ است که نخستین و آخرین قربانیان جنگ، مردم عادی‌اند؛ همان ماهیگیری که قایقش را از دست داده، همان مادری که چشم‌انتظار بازگشت فرزند سربازش است و همان کودکی که آرزو می‌کند آسمان شهرش، به‌جای بوی باروت، دوباره بوی دریا و زندگی بدهد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/02/%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%aa-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/">آسمانی که دوباره بوی باروت گرفت</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/02/%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%88%d8%aa-%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26896</post-id>	</item>
		<item>
		<title>«هری جروم»؛ خانه‌ای تازه برای ورزش، فرهنگ و پیوندهای اجتماعی در نورث ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/08/01/%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%9b-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d8%8c-%d9%81/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/08/01/%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%9b-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d8%8c-%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 Aug 2026 14:38:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[شهرداری شهر نورث ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[هری جروم]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26889</guid>

					<description><![CDATA[<p>بزرگ‌ترین مرکز تفریحی نورث شور، پس از بیش از دو دهه برنامه‌ریزی، با امکاناتی برای همهٔ سنین و توانایی‌ها گشایش یافت ترانه وحدانی &#8211; نورث ونکوور نورث ونکوور از روز شنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ صاحب یکی از بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین مجموعه‌های عمومی خود شد. «مرکز اجتماعی و تفریحی هری جروم» که می‌توان آن را یک مرکز فرهنگی‌‌-ورزشی چندمنظوره نیز دانست، پس از بیش از بیست سال برنامه‌ریزی، گفت‌وگو با شهروندان و اجرای پروژه، درهای خود...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/01/%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%9b-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d8%8c-%d9%81/">«هری جروم»؛ خانه‌ای تازه برای ورزش، فرهنگ و پیوندهای اجتماعی در نورث ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بزرگ‌ترین مرکز تفریحی نورث شور، پس از بیش از دو دهه برنامه‌ریزی، با امکاناتی برای همهٔ سنین و توانایی‌ها گشایش یافت</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> &#8211; نورث ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نورث ونکوور از روز شنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۶ صاحب یکی از بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین مجموعه‌های عمومی خود شد. «مرکز اجتماعی و تفریحی هری جروم» که می‌توان آن را یک مرکز فرهنگی‌‌-ورزشی چندمنظوره نیز دانست، پس از بیش از بیست سال برنامه‌ریزی، گفت‌وگو با شهروندان و اجرای پروژه، درهای خود را به روی مردم گشود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این ساختمان با بیش از ۱۸۹ هزار فوت مربع فضای برنامه‌ریزی‌شده، اکنون بزرگ‌ترین مرکز تفریحی در سراسر نورث شور به شمار می‌رود و قرار است نه‌تنها محلی برای ورزش، بلکه فضایی برای گردهمایی، آموزش، فعالیت‌های هنری، ارتباط میان نسل‌ها و تقویت سلامت جسمی و اجتماعی ساکنان باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مراسم افتتاح، لیندا بوکانان، شهردار نورث ونکوور، همراه با اعضای شورای شهر، ازجمله شروین شهریاری، از شهروندان استقبال کرد. برنامه‌های این روز شامل بازدید از بخش‌های مختلف ساختمان، اجرای زنده، نمایش فعالیت‌های ورزشی، بازی و برنامه‌های خانوادگی بود. چند اثر هنری عمومی نیز در جریان مراسم رونمایی شد که از آن میان می‌توان به پرتره‌ای از هری جروم، اثر یارد نیگوسو، و آثاری از هنرمندان محلی دیگر اشاره کرد. </span></p>
<figure id="attachment_26892" aria-describedby="caption-attachment-26892" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-26892" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/HJCRC_bySRace_7999-X3.jpg?resize=640%2C428" alt="مراسم بریدن روبان و افتتاح رسمی مرکز جدید هری جروم به‌دست شهردار و اعضای شورای شهراز چپ به راست: عضو شورای شهر جسیکا مک‌ایلروی، عضو شورای شهر تونی والنته، دبی اسمیت (دختر هری جروم)، شهردار لیندا بوکانان، والری جروم (خواهر هری جروم)، عضو شورای شهر شروین شهریاری، عضو شورای شهر هالی بک، عضو شورای شهر آنجلا جرارد، عضو شورای شهر دان بل/ عکس از سارا رِیس (‎© Sarah Race)" width="640" height="428" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/HJCRC_bySRace_7999-X3.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/HJCRC_bySRace_7999-X3.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/HJCRC_bySRace_7999-X3.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-26892" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">مراسم بریدن روبان و افتتاح رسمی مرکز جدید هری جروم به‌دست شهردار و اعضای شورای شهر</span><br /><span style="font-family: sahel;">از چپ به راست: عضو شورای شهر جسیکا مک‌ایلروی، عضو شورای شهر تونی والنته، دبی اسمیت (دختر هری جروم)، شهردار لیندا بوکانان، والری جروم (خواهر هری جروم)، عضو شورای شهر شروین شهریاری، عضو شورای شهر هالی بک، عضو شورای شهر آنجلا جرارد، عضو شورای شهر دان بل/ عکس از سارا رِیس (‎© Sarah Race)</span></figcaption></figure>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مرکزی برای همه، نه‌فقط ورزشکاران</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مجموعهٔ جدید، کوشش برای ایجاد فضایی است که افراد با سن‌، پیشینه و توانایی‌های متفاوت بتوانند در آن احساس تعلق و آسایش کنند. ساختمان را شرکت معماری ونکووری HCMA Architecture and Design طراحی کرده است؛ شرکتی که در طراحی مراکز عمومی، فرهنگی و تفریحی تجربهٔ گسترده‌ای دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در طرح این مرکز، فضای عمومی صرفاً راهرویی برای رسیدن به سالن‌های ورزشی نیست؛ بلکه خود بخشی از تجربهٔ محیط اجتماعی ساختمان محسوب می‌شود. ورودی‌های روشن، فضاهای باز، محل‌های نشستن و گردهمایی و ارتباط میان بخش‌های داخلی و بیرونی، مجموعه را به جایی برای دیدار، گفت‌وگو و لذت‌بردن از اوقات فراغت تبدیل کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پال فست، معمار اصلی پروژه، این مجموعه را طرحی برای یک نسل توصیف کرده است، مجموعه‌ای که می‌تواند نقش مراکز تفریحی را در شهر از نو تعریف کند. به‌گفتهٔ او، طراحی ساختمان از جغرافیا و طبیعت ویژهٔ نورث شور الهام گرفته و هدف آن تعیین معیارهای تازه‌ای برای دسترسی‌پذیری و مشارکت اجتماعی است؛ به‌گونه‌ای که هر فرد، صرف‌نظر از پیشینه یا توانایی جسمی، بتواند جای خود را در آن بیابد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرکز جدید در پلاک ۱۳۰ خیابان بیست و سوم شرقی، در نزدیکی تقاطع خیابان لانزدیل، قرار دارد. بخش‌هایی مانند اتاق‌های چندمنظوره، استودیوی هنر، مرکز جوانان، فضای مرکزی ساختمان، سالن ورزشی و بخش‌های آمادگی جسمانی از ۲۷ ژوئیه برای استفادهٔ عمومی در دسترس قرار گرفته‌اند. فعالیت‌های آزمایشی و بدون ثبت‌نام در ماه اوت ادامه خواهد داشت و بیشتر برنامه‌های منظم از ماه سپتامبر آغاز می‌شود.</span></p>
<figure id="attachment_26893" aria-describedby="caption-attachment-26893" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="wp-image-26893 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/260330725-CNV-HJCRC-Opening-114.jpg?resize=640%2C427" alt="مراسم رونمایی از تابلوی پرترهٔ هری جروم، اثر یارد نیگوسو در مرکز فرهنگی‌ورزشی هری جروم در نورث ونکوور. عکس از: کوین پیلار (‎© Kevin Pilar)" width="640" height="427" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/260330725-CNV-HJCRC-Opening-114.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/260330725-CNV-HJCRC-Opening-114.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/260330725-CNV-HJCRC-Opening-114.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-26893" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">مراسم رونمایی از تابلوی پرترهٔ هری جروم، اثر یارد نیگوسو در مرکز فرهنگی‌ورزشی هری جروم در نورث ونکوور. عکس از: کوین پیلار (‎© Kevin Pilar)</span></figcaption></figure>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از استخر و پیست یخ تا استودیوی هنر و آشپزخانهٔ اجتماعی</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تنوع امکانات مرکز هری جروم نشان می‌دهد که مفهوم «تفریح» در این پروژه بسیار گسترده‌تر از ورزش‌های معمول در نظر گرفته شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیست یخ مجموعه با ابعاد استاندارد لیگ ملی هاکی ساخته شده و تا ۵۰۰ تماشاگر ظرفیت دارد. این فضا برای هاکی، هاکی روی یخ معلولان، رینگت، اسکیت عمومی، لاکراس، هاکی با اسکیت چرخ‌دار و همچنین ورزش‌هایی که به سطح خشک نیاز دارند، قابل‌استفاده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار پیست یخ، یک سالن ورزشی با ابعاد المپیکی، فضاهای وسیع تمرین در داخل و خارج ساختمان، هشت اتاق چندمنظوره، استودیوی هنر، بخش‌های ویژهٔ کودکان خردسال و نوجوانان، آشپزخانهٔ اجتماعی و فضاهای متعدد برای نشست و گردهمایی ساخته شده است. این ترکیب به مرکز امکان می‌دهد میزبان کلاس‌های ورزشی، برنامه‌های هنری، فعالیت‌های آموزشی، اردوهای کودکان، برنامه‌های سالمندان و رویدادهای اجتماعی باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرکز ورزش‌های آبی مجموعه قرار است در پاییز، پس از تکمیل آزمایش‌ها، آموزش کارکنان و دریافت تأییدیه‌های بهداشتی لازم، فعالیت خود را آغاز کند. این بخش دارای یک استخر تفریحی با رودخانهٔ آرام، فواره‌ها و محوطهٔ بازی کودکان، یک استخر ۲۵ متری با ده خط شنا، سکوی شیرجهٔ سه‌متری، تخته‌های شیرجهٔ یک و سه‌متری و حوضچه‌های آب گرم است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک حوضچهٔ آب گرم برای همهٔ سنین و حوضچه‌ای جداگانه برای افراد بالای ۱۶ سال، همراه با اتاق بخار و سونای خشک، در این بخش پیش‌بینی شده است. رختکن‌ها و سرویس‌های بهداشتی جنسیت‌شمول نیز برای پاسخ‌گویی به نیازهای گوناگون کاربران طراحی شده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سامانهٔ تصفیهٔ آب استخر از فناوری کم‌مصرف و کم‌کلر استفاده می‌کند و بنا بر اعلام شهر نورث ونکوور، این مرکز تنها دومین مجموعه در کاناداست که به چنین سامانه‌ای مجهز می‌شود. در پیست یخ نیز سیستم تبرید با دی‌اکسیدکربن، امکان بازیابی پیشرفتهٔ گرما را فراهم می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساختمان همچنین گواهی طراحی بدون کربن شورای ساختمان سبز کانادا را دریافت کرده است. این گواهی به‌معنای فراهم‌کردن زیرساختی است که سیستم‌های انرژی ساختمان بتوانند در آینده نیز با فناوری‌ها و استانداردهای تازه سازگار شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فضای مرکز جدید نسبت به ساختمان پیشین ۵۲ درصد افزایش یافته است. مجموعهٔ پیرامونی آن، مرکز تازهٔ فعالیت‌های سالمندان «سیلور هاربر» را نیز در بر می‌گیرد؛ فضایی امروزی‌تر و دسترس‌پذیرتر که بخشی از برنامهٔ گسترده‌تر نوسازی این محدوده محسوب می‌شود. </span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هری جروم که بود؟</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نام این مجموعه یادآور یکی از برجسته‌ترین ورزشکاران تاریخ کانادا و یکی از چهره‌های ماندگار جامعهٔ سیاه‌پوستان این کشور است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هری وینستون جروم در ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۰ در شهر پرنس آلبرت استان ساسکاچوان به دنیا آمد و در نوجوانی همراه خانواده‌اش به نورث ونکوور نقل مکان کرد. او در دوران دبیرستان در چند رشتهٔ ورزشی، ازجمله بیسبال و فوتبال، فعالیت می‌کرد، اما سرعت استثنایی‌اش در دوومیدانی بود که خیلی زود توجه مربیان و رسانه‌ها را به خود جلب کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جروم در سال ۱۹۵۹، در ۱۸ سالگی، رکورد ۲۲۰ یارد مدارس کانادا را که ۳۱ سال پابرجا مانده بود، شکست. همین موفقیت زمینه‌ساز دریافت بورس تحصیلی از دانشگاه اورگن شد؛ جایی که زیر نظر بیل باورمن، یکی از مربیان تأثیرگذار تاریخ دوومیدانی، تحصیل و تمرین کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۱۹۶۰، جروم مسافت ۱۰۰ متر را در ده ثانیه دوید و با رکورد جهانی آن زمان برابر شد. یک سال بعد، با ثبت زمان ۹٫۳ ثانیه، رکورد جهانی ۱۰۰ یارد را تکرار کرد. او در ادامه نیز در چند مادهٔ انفرادی و امدادی رکوردهای جهانی را ثبت یا تکرار کرد و برای مدتی به‌طور هم‌زمان در میان رکوردداران ۱۰۰ متر و ۱۰۰ یارد جهان قرار داشت. منابع مختلف مجموع رکوردهای جهانی ثبت‌شده یا مساوی‌شدهٔ او را شش یا هفت رکورد ذکر کرده‌اند؛ تفاوتی که به شیوهٔ شمارش رکوردهای انفرادی، امدادی و رکوردهای تکرارشده مربوط است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راه موفقیت جروم، با وجود استعداد کم‌نظیرش، آسان نبود. او در بازی‌های کشورهای مشترک‌المنافع سال ۱۹۶۲ دچار آسیب‌دیدگی شدید عضلهٔ ران شد. شدت مصدومیت به‌اندازه‌ای بود که بازگشت او به سطح قبلی‌اش در ورزش بعید به نظر می‌رسید. با این‌حال، پس از جراحی و دوره‌ای طولانی از توان‌بخشی، دوباره به میدان بازگشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اوج این بازگشت در المپیک ۱۹۶۴ توکیو رقم خورد؛ جایی‌که جروم در مسابقهٔ ۱۰۰ متر به مدال برنز رسید. دو سال بعد، مدال طلای ۱۰۰ یارد بازی‌های کشورهای مشترک‌المنافع را در جامائیکا به دست آورد و در سال ۱۹۶۷ نیز در رقابت‌های پان‌آمریکن وینیپگ قهرمان ۱۰۰ متر شد. او در سه دورهٔ بازی‌های المپیک، در سال‌های ۱۹۶۰، ۱۹۶۴ و ۱۹۶۸، نمایندهٔ کانادا بود. </span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فراتر از خط پایان</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اهمیت هری جروم تنها به مدال‌ها و رکوردهایش محدود نمی‌شود. او در دوره‌ای به موفقیت رسید که ورزشکاران سیاه‌پوست در کانادا با تبعیض و داوری‌های ناعادلانه روبه‌رو بودند. بخشی از انتقادهایی که پس از ناکامی‌ها یا مصدومیت‌هایش متوجه او می‌شد، آشکارا یا به‌طور ضمنی رنگ‌وبوی نژادپرستانه داشت. بازگشت او و کسب مدال المپیک، پاسخی عملی به کسانی بود که توانایی یا اراده‌اش را زیر سؤال می‌بردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جروم افزون بر ورزش، در رشتهٔ تربیت بدنی تحصیل کرد و مدتی در مدارس ریچموند و ونکوور به تدریس پرداخت. پس از پایان دوران قهرمانی نیز در توسعه و مدیریت ورزش آماتور فعالیت کرد و به‌ویژه بر افزایش مشارکت کودکان و نوجوانان در فعالیت‌های ورزشی تأکید داشت. او در برنامه‌های ملی و استانی ترویج ورزش نقش داشت و در سال‌های پایانی زندگی، برنامهٔ جوایز ورزشی نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا را هدایت می‌کرد؛ طرحی که هدفش تشویق دانش‌آموزان دبستانی به ورزش بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جروم در سال ۱۹۷۰ نشان افتخار کانادا (Order of Canada) را دریافت کرد و یک سال بعد به تالار مشاهیر ورزش کانادا راه یافت. نام او بر مسابقات دوومیدانی، مجموعه‌های ورزشی و جوایز ملی متعددی نهاده شده و تندیس برنزی‌اش در پارک استنلی ونکوور قرار دارد. او در سال ۲۰۱۰ نیز به‌عنوان یک شخصیت دارای اهمیت تاریخی ملی به رسمیت شناخته شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هری جروم در ۷ دسامبر ۱۹۸۲، در ۴۲ سالگی به‌دلیل خون‌ریزی مغزی ناشی از آنوریسم، در نورث ونکوور درگذشت، اما زندگی کوتاه او تأثیری ماندگار بر ورزش و جامعهٔ کانادا بر جای گذاشت.</span></p>
<figure id="attachment_26894" aria-describedby="caption-attachment-26894" style="width: 444px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26894" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/Harry_Jerome_statue_Vancouver.jpg?resize=444%2C500" alt="تندیس برنزی هری جروم در پارک استنلی ونکوورPhoto: © Laurent Bélanger / Wikimedia" width="444" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/Harry_Jerome_statue_Vancouver.jpg?w=444&amp;ssl=1 444w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/08/Harry_Jerome_statue_Vancouver.jpg?resize=266%2C300&amp;ssl=1 266w" sizes="(max-width: 444px) 100vw, 444px" /><figcaption id="caption-attachment-26894" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">تندیس برنزی هری جروم در پارک استنلی ونکوور</span><br /><span style="font-family: sahel;">Photo: © Laurent Bélanger / Wikimedia</span></figcaption></figure>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ادامهٔ یک میراث</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شعار هری جروم «هرگز تسلیم نشو» بود. شهردار نورث ونکوور در مراسم افتتاح گفت که روح همین شعار در پروژهٔ جدید حضور دارد؛ پروژه‌ای که پس از بیش از دو دهه برنامه‌ریزی و تلاش سرانجام به نتیجه رسیده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نام‌گذاری این مرکز به‌افتخار او تنها یادبود یک قهرمان ورزشی نیست. امکانات گستردهٔ مجموعه برای کودکان، جوانان، سالمندان، ورزشکاران دارای معلولیت، هنرمندان و خانواده‌ها با بخش مهمی از میراث جروم پیوند دارد: این باور که ورزش و فعالیت اجتماعی باید در دسترس همگان قرار گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرکز فرهنگی‌‌ورزشی هری جروم از یک‌سو یادگار سریع‌ترین گام‌های یکی از قهرمانان بزرگ کاناداست و از سوی دیگر، فضایی برای گام‌های تازهٔ نسل‌هایی است که در سال‌های آینده در آن شنا خواهند کرد، ورزش خواهند آموخت، هنر خواهند آفرید و یکدیگر را خواهند شناخت. شاید بهترین ادای احترام به هری جروم نیز همین باشد: ساختمانی زنده که نام او را نه‌فقط بر سردر خود، بلکه در فرصت‌هایی که برای رشد، مشارکت و امید فراهم می‌کند، زنده نگه می‌دارد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/08/01/%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%9b-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d8%8c-%d9%81/">«هری جروم»؛ خانه‌ای تازه برای ورزش، فرهنگ و پیوندهای اجتماعی در نورث ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/08/01/%d9%87%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%9b-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%d8%8c-%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26889</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از بمباران زیرساخت‌ها تا اعدام‌های بی‌وقفه</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2026 14:57:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26886</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور مرور تحولات هفته‌های گذشته نشان می‌دهد تفاهم‌نامه‌ای که رهبران در واشنگتن و تهران آن را «پیروزی دیپلماسی» می‌خواندند، حالا جای خود را به غرش بمب‌افکن‌ها و موشک‌هایی داده که آسمان شهرهای جنوب و غرب کشور را به جولانگاه بلامنازع خود تبدیل کرده‌اند. آنچه شاهدیم، فروپاشی زیرساخت‌های حیاتی و بی‌کفایتی مطلق حکومتی‌ست که تاوان ماجراجویی‌هایش را مردم ایران با جان و هستی‌شان می‌پردازند. گزارش‌های منتشرشده از سوی خبرگزاری‌های معتبر بین‌المللی و تصاویر ماهواره‌ای...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/">از بمباران زیرساخت‌ها تا اعدام‌های بی‌وقفه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرور تحولات هفته‌های گذشته نشان می‌دهد تفاهم‌نامه‌ای که رهبران در واشنگتن و تهران آن را «پیروزی دیپلماسی» می‌خواندند، حالا جای خود را به غرش بمب‌افکن‌ها و موشک‌هایی داده که آسمان شهرهای جنوب و غرب کشور را به جولانگاه بلامنازع خود تبدیل کرده‌اند. آنچه شاهدیم، فروپاشی زیرساخت‌های حیاتی و بی‌کفایتی مطلق حکومتی‌ست که تاوان ماجراجویی‌هایش را مردم ایران با جان و هستی‌شان می‌پردازند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارش‌های منتشرشده از سوی خبرگزاری‌های معتبر بین‌المللی و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند که حملات فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، طی دو هفتهٔ گذشته با شدتی بی‌سابقه ادامه داشته است. پس از هدف‌قرارگرفتن زیرساخت‌های نظامی در استان‌های خوزستان، هرمزگان و بوشهر در اواسط ماه جاری، اکنون دامنهٔ این حملات به تأسیسات راداری، شبکه‌های ارتباطی و پایگاه‌های پرتاب موشک در عمق بیشتری از خاک ایران، ازجمله در استان‌های فارس، اصفهان و کرمانشاه نیز کشیده شده است. مقامات نظامی واشنگتن اعلام کرده‌اند که هدف از این عملیات، فلج‌کردن کامل توان تهاجمی و لجستیکی سپاه پاسداران است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با شلیک موشک‌های بالستیک و ارسال پهپادها به‌سمت پایگاه‌های منطقه‌ای و مسیرهای کشتیرانی، تلاش کرده تا نشان دهد همچنان قدرت بازدارندگی دارد، اما رهگیری و انهدام بخش عمده‌ای از این پرتابه‌ها توسط سیستم‌های پدافندی ائتلاف، تنها به تشدید بمباران‌های متقابل و ویرانی گسترده‌تر در داخل ایران انجامیده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما در پسِ این اخبار نظامی و رجزخوانی‌های سیاسی، فاجعهٔ انسانیِ تمام‌عیاری در جریان است. درحالی‌که موج گرمای بی‌سابقه، دمای هوا در استان‌های جنوبی را از مرز ۵۰ درجهٔ سانتی‌گراد عبور داده است، بمباران تأسیسات زیربنایی، آسیب به شبکه‌های توزیع برق و از مدار خارج‌شدن تصفیه‌خانه‌ها، زندگی را برای میلیون‌ها شهروند به جهنمی واقعی تبدیل کرده است. قطع گسترده و روزانهٔ آب آشامیدنی و برق در شهرهایی چون اهواز، آبادان، بوشهر، بندرعباس و زاهدان، آن هم در اوج گرمای کشندهٔ تابستان، وضعیت را از مرز هشدار عبور داده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بیمارستان‌هایی که پیش از این نیز با کمبود دارو و امکانات مواجه بودند، اکنون با قطعی مکرر برق دست‌وپنجه نرم می‌کنند و در ارائهٔ خدمات به مجروحانِ حملات اخیر و بیماران عادی، با بحرانی جدی روبه‌رو هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در عین حال حکومتی که ادعای مبارزه با «استکبار جهانی» را دارد و در برابر فشارهای خارجی از «مقاومت» سخن می‌گوید، در جبههٔ داخلی، بی‌رحمانه‌ترین جنگ را علیه شهروندان بی‌پناه خود به راه انداخته است. درحالی‌که مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، از پناهگاه‌های امن و نامعلوم به‌اصطلاح «پیام مقاومت» صادر می‌کند و مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف همچنان بر طبل توخالیِ «اقتدار ملی» می‌کوبند، ماشین اعدام قوهٔ قضاییه در این روزهای پرآشوب نیز متوقف نشده است. تداوم اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی و موج تازهٔ بازداشت فعالان مدنی، کارگران و دانشجویان، نشان می‌دهد که ترس اصلی حاکمان، نه از ناوگان آمریکا، بلکه از نیروی عظیم و مهارنشدنی مردمی‌ست که کلیت این ساختار را پس زده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آخرین مورد از این قساوت سازمان‌یافته، اجرای شتاب‌زدهٔ احکام اعدام در اصفهان و سرکوب خشن شهروندان معترض، بار دیگر چهرهٔ واقعی دستگاهی را به نمایش گذاشت که پاسخ هرگونه اعتراضی را با شلیک و چوبهٔ دار می‌دهد. مقامات امنیتی و قضایی با سوءاستفاده از شرایط بحرانی و التهاب ناشی از جنگ، موج تازه‌ای از ارعاب و خشونت را در شهرهای مختلف به راه انداخته‌اند تا مانع از شکل‌گیری خیزش‌های فراگیر مردمی شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در عرصهٔ دیپلماتیک نیز هیچ چشم‌انداز روشنی برای پایان این کابوس دیده نمی‌شود. تلاش‌های میانجی‌گرانهٔ کشورهای منطقه ازجمله قطر عملاً به بن‌بست رسیده است. درحالی‌که بدون اعلام رسمی، حملات دوجانبه مسکوت مانده بود، این‌بار جمهوری اسلامی پیشدستی کرد و پایگاه‌های آمریکا در اردن را هدف قرار داد. هرچند سنتکام اعلام کرد که همهٔ موشک‌های ایران را رهگیری کرده، ولی دونالد ترامپ با اتخاذ رویکرد فشار حداکثری نظامی، اعلام کرد پاسخی شدید به حمله خواهد داد و تا زمان پذیرش کامل شروط واشنگتن، حملات متوقف نخواهد شد. در همین حال، دولت بنیامین نتانیاهو با استقبال از گسترش حملات، بر لزوم تضعیف ساختاری و دائمی ایران تأکید می‌ورزد. جامعهٔ جهانی، نهادهای بین‌المللی و کشورهای اروپایی نیز در برابر این بحران درهم‌تنیده، عمدتاً به صدور بیانیه‌های بی‌اثر و ابراز نگرانی‌های دیپلماتیک بسنده کرده‌اند. گویی در معادلات کلان و بی‌رحم قدرت، جان انسان‌های بی‌گناه و آیندهٔ یک ملت، تنها مهره‌هایی‌اند که در اتاق‌های جنگ معامله می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این‌حال، آنچه در لابه‌لای اخبار جنگ و ویرانی نباید نادیده گرفت، مقاومت مردمی‌ست که در اوج بی‌پناهی، بی‌آبی و وحشتِ مرگ، دست از همبستگی و طلب حقوق بنیادین خود برنداشته‌اند. تاریخ ثابت کرده است که هیچ جنگی و هیچ سرکوبی نمی‌تواند ارادهٔ یک ملت برای رهایی را برای همیشه خاموش کند. دیر یا زود، غبار این جنگ فرو خواهد نشست و حاکمانی که کشور را به این ورطهٔ هولناک کشانده‌اند، باید در برابر دادگاه تاریخ و مردمی که هستی‌شان را به بازی گرفته‌اند، پاسخ‌گو باشند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/">از بمباران زیرساخت‌ها تا اعدام‌های بی‌وقفه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%a7-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26886</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دویست و شصت و نهمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2026 07:07:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرشیو مجلات]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان مهاجر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياري]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياری]]></category>
		<category><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[همیاری ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26872</guid>

					<description><![CDATA[<p>﻿﻿﻿ برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه اینجا کلیک کنید همراه با مروری بر وقایع دو هفتهٔ اخیر پس ازسرگیری جنگ در مناطق مختلف ایران و همچنین تداوم سرکوب و اعدام در داخل ایران، گزارشی از افتتاح ساختمان جدید مرکز فرهنگی‌-ورزشی «هری جروم» به‌عنوان بزرگ‌ترین مرکز اجتماعات در منطقهٔ نورث شور و همچنین مروری بر زندگی هری جروم، ورزشکار فقید کانادایی، قسمت دوم و پایانیِ میزگرد بررسی مرگ ویکتور یالوم و واکنش جامعهٔ ایرانی به آن با...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/">دویست و شصت و نهمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><iframe style="width: 700px; height: 400px;" src="https://s3.amazonaws.com/online.fliphtml5.com/qmuk/Issue-269/index.html" frameborder="0" scrolling="no" seamless="seamless" allowfullscreen="allowfullscreen"><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start">﻿</span><span data-mce-type="bookmark" style="display: inline-block; width: 0px; overflow: hidden; line-height: 0;" class="mce_SELRES_start"></span></iframe></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه</span><strong><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-268"> اینجا</a></strong><span style="font-weight: 400;"> کلیک کنید</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">همراه با مروری بر وقایع دو هفتهٔ اخیر پس ازسرگیری جنگ در مناطق مختلف ایران و همچنین تداوم سرکوب و اعدام در داخل ایران، گزارشی از افتتاح ساختمان جدید مرکز فرهنگی‌-ورزشی «هری جروم» به‌عنوان بزرگ‌ترین مرکز اجتماعات در منطقهٔ نورث شور و همچنین مروری بر زندگی هری جروم، ورزشکار فقید کانادایی، قسمت دوم و پایانیِ میزگرد بررسی مرگ ویکتور یالوم و واکنش جامعهٔ ایرانی به آن با حضور دکتر سعید ممتازی و دکتر فرشید سادات‌شریفی، گزارشی از نشستِ مجازی نقد و بررسی مجموعه‌داستان «سنگام و دیگر داستان‌ها» با حضور نویسنده و منتقدان ادبی، مروری بر مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، گزارشی از فعالیت‌های اخیر بنیاد نیکوکاری یارا، و مطالب متنوع دیگر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">نسخهٔ چاپی شمارهٔ دویست و شصت و نهم «رسانهٔ همیاری» در فروشگاه‌های ایرانی در ونکوور، نورث‌شور، ترای‌سیتیز، برنابی و میپل ریج در دسترس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><em><strong>در نسخهٔ دیجیتال، آگهی‌های قابل کلیک با نماد زیر مشخص شده است.</strong></em></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-1722" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/06/Click-Icon-2.jpg?resize=211%2C300" alt="Click Icon-2" width="211" height="300" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با مطالب و آثاری از:<br />
<span style="font-weight: 400;">منوچهر پورعطایی، دکتر لیلا راعی، مینا سبزواری، دکتر امیر سلطانی، سیما غفارزاده، حسین فرامرزی، علیرضا فدایی، دکتر مهدی قاسمی، بهروز نجاریان، و ترانه وحدانی</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">در این شماره می‌خوانید:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li style="list-style-type: none;">
<ul style="text-align: justify;">
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=5" target="_blank" rel="noopener">از بمباران زیرساخت‌ها تا اعدام‌های بی‌وقفه</a></span></li>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=6"><span style="font-weight: 400;">«هری جروم»؛ خانه‌ای تازه برای ورزش، فرهنگ و پیوندهای اجتماعی در نورث ونکوور؛ بزرگ‌ترین مرکز تفریحی نورث شور، پس از بیش از دو دهه برنامه‌ریزی، با امکاناتی برای همهٔ سنین و توانایی‌ها گشایش یافت</span></a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=8">هیچ‌کس از رنج مصون نیست؛ دربارهٔ آسیب‌پذیری درمانگران، روان‌درمانی و امید &#8211; قسمت دوم و پایانیِ میزگرد بررسی مرگ ویکتور یالوم و واکنش جامعهٔ ایرانی به آن با حضور دکتر سعید ممتازی و دکتر فرشید سادات‌شریفی</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=12" target="_blank" rel="noopener"> آسمانی که دوباره بوی باروت گرفت</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=13" target="_blank" rel="noopener">گزارش ادامهٔ فعالیت‌های بنیاد نیکوکاری یارا در تهیه و توزیع سبد کالا، ارسالی در آخر ژوئیهٔ ۲۰۲۶</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=14" target="_blank" rel="noopener">جایی برای بازی؛ یک قدم از اینجا، برای کودکی آن‌سوی فاصله</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=16" target="_blank" rel="noopener">نوای ناخواسته در جهان سکوت؛ هرآنچه باید دربارهٔ وزوز گوش و درمان آن بدانید</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=20" target="_blank" rel="noopener">فلسفهٔ سیاست: قدرت و ترس &#8211; منطقِ تکوینِ بحرانِ سیاسی</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=23" target="_blank" rel="noopener">قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت سوم)</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=24" target="_blank" rel="noopener">«سنگام و دیگر داستان‌ها»؛ تلاقی خاطره، زبان و هویت؛ گزارشی از نشستِ مجازی نقد و بررسی مجموعه‌داستان «سنگام و دیگر داستان‌ها»</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=26" target="_blank" rel="noopener">سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=27" target="_blank" rel="noopener">پرده‌برداری از پشت پردهٔ فوتبال جهان؛ مروری بر فیلم مستند پشت پردهٔ فیفا (FIFA Uncovered)</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=28" target="_blank" rel="noopener">جام جهانی ۲۰۲۶ و پیروزی فوتبال</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/Issue-269/#p=30" target="_blank" rel="noopener">رویداد پاک‌سازی محیط زیست توسط گروه کودکان و نوجوانان ساسیف &#8211; رویدادی در دل یک رویداد؛ گزارش بنیاد بین‌المللی نجات کودک &#8211; ساسیف</a></span></li>
</ul>
</li>
</ul>
</li>
</ul>
</li>
</ul>
</li>
</ul>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/">دویست و شصت و نهمین شمارهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/31/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b5%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26872</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2026 05:53:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان مهاجر]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[جان آباد]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26875</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر فرشید سادات‌شریفی* – کیچِنِر کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/">بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر فرشید سادات‌شریفی</a><sup>*</sup> – کیچِنِر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این الگو، دشواری عمدتاً یا به کمبود اطلاعات مربوط می‌شود یا به ضعف انگیزه: یا هنوز نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم، یا می‌دانیم اما شهامت دنبال‌کردنش را نداریم. بیل برنت و دیو ایوانز اما سفر خود و دعوت مای خواننده را از جای دیگری آغاز می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ادعای بنیادین آنان در کتاب</span> <i><span style="font-weight: 400;">زندگی‌ات را طراحی کن: چگونه یک زندگی خوب‌زیسته و شادی‌بخش بسازیم</span></i> <span style="font-weight: 400;">این نیست که بیشتر مردم نتوانسته‌اند آن یک پاسخ درست را پیدا کنند، بلکه می‌گویند همین انتظار که باید فقط یک پاسخ درست وجود داشته باشد، اغلب خودِ مسئله است. زندگی انسان مسئله‌ای مهندسی با هدفی ثابت، داده‌هایی کافی و راه‌حلی بهینه نیست. زندگی یک «مسئلهٔ بغرنج» است: گشوده و پایان‌ناپذیر، پیوسته در حال تغییر، سرشار از بار عاطفی، محدودشده به‌واسطهٔ شرایط، و شکل‌گرفته از ارزش‌هایی که همیشه به‌آسانی در کنار یکدیگر قرار نمی‌گیرند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ازاین‌رو، نویسندگان از ما دعوت می‌کنند که زندگی را نه چیزی بدانیم که باید یک‌بار برای همیشه حل شود، بلکه چیزی ببینیم که باید آن را طراحی کرد، در آن زیست، آزمود، بازنگری کرد و پیوسته درون آن رشد یافت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حرفه و مسیر شغلی، آشکارترین نقطهٔ ورود کتاب است، اما موضوع واقعیِ آن ماهیتی وجودی دارد: چگونه می‌توان زندگی‌ای ساخت که منسجم، معنادار، شادی‌بخش و زنده باشد، هنگامی که نه برنامه‌ای کامل وجود دارد، نه آینده‌ای تضمین‌شده، و نه مسیری یگانه که بتواند تمام آنچه را ممکن است به آن تبدیل شویم، در خود جای دهد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تغییر نگاه، تمام معماری عاطفیِ تصمیم‌گیری را از نو سامان می‌دهد. پرسش «زندگی درست برای من کدام است؟» جای خود را به مجموعه‌ای متفاوت از پرسش‌ها می‌دهد: اکنون کجا ایستاده‌ام؟ واقعاً می‌کوشم چه مسئله‌ای را حل کنم؟ چه چیزی، با صورتی که اکنون برایش تعریف کرده‌ام، قابل‌اقدام نیست؟ چه چیزهایی به من انرژی و درگیریِ سازنده می‌بخشند؟ دربارهٔ کار و زندگی چه باورهایی دارم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌ها پرسش‌هایی نیستند که فقط یک‌بار به آن‌ها پاسخ دهیم؛ پرسش‌هایی‌اند که باید با آن‌ها زندگی کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>استبدادِ چارچوب واحد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب با روایت افرادی آغاز می‌شود که زندگی‌شان درون داستان‌هایی به‌ارث‌رسیده گرفتار شده است. جِنین مسیر مورد تأیید فرهنگ را دنبال می‌کند: تحصیلات ممتاز، موفقیت حرفه‌ای، ازدواج و ثبات مالی. بااین‌حال، پس از بازگشت از دفتر حقوقی معتبر محل کارش، روی ایوان خانه می‌نشیند و گریه می‌کند. دونالد دهه‌ها مسئولانه کار کرده، از خانواده‌اش حمایت کرده، صورت‌حساب‌هایش را پرداخته و برای بازنشستگی آماده شده است، اما شب‌ها از خواب بیدار می‌شود و از خود می‌پرسد: «آخر چرا دارم این کار را می‌کنم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌ها داستان تنبلی یا بی‌ملاحظگی نیستند. داستان زندگی‌هایی‌اند که بر اساس یک متن ازپیش‌نوشته‌شدهٔ بیرونی معنادار به نظر می‌رسند، اما دیگر از درون برای صاحبانشان معنا ندارند. وضعیت جنین شکلی از رنج را نشان می‌دهد که اغلب به داوری اخلاقی کشیده می‌شود. او تمام آنچه را که گمان می‌کرد باید بخواهد، در اختیار دارد و بنابراین نتیجه می‌گیرد که ناخشنودی‌اش باید نشانهٔ نقصی در شخصیت خودش باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب برخی از مهم‌ترین باورهای ناکارآمد نهفته در پس این رنج را چنین یادآوری می‌کند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اگر موفق باشی، خوشحال خواهی بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بازچارچوب‌بندی آن نیز روشن و مستقیم است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«خوشبختی واقعی از طراحیِ زندگی‌ای پدید می‌آید که برای تو کار می‌کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سادگی این عبارت‌ها بخشی از قدرت بلاغی کتاب است. باور ناکارآمد فقط یک فکر منفی نیست؛ چارچوبی سامان‌دهنده است که آنچه را که فرد می‌تواند ببیند، تصور کند یا بیازماید، محدود می‌سازد. این باورها زمانی خطرناک می‌شوند که صورتی مطلق و همه‌چیزشمول پیدا کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طراحی زندگی به‌جای آنکه بپرسد «این فرد چه مشکلی دارد؟»، می‌پرسد: «این فرد درون چه چارچوبی زندگی می‌کند؟» گیرافتادن کمتر به‌عنوان نشانهٔ شکست فردی در نظر گرفته می‌شود و بیشتر علامتی است از اینکه یک روایت، پرسش یا مسئله بیش‌ازحد محدود چارچوب‌بندی شده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26882" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71OdRn75X5L._SL1500_.jpg?resize=352%2C500" alt="بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی - - - - - کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این الگو، دشواری عمدتاً یا به کمبود اطلاعات مربوط می‌شود یا به ضعف انگیزه: یا هنوز نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم، یا می‌دانیم اما شهامت دنبال‌کردنش را نداریم. بیل برنت و دیو ایوانز اما سفر خود و دعوت مای خواننده را از جای دیگری آغاز می‌کنند... #معرفی_کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="352" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71OdRn75X5L._SL1500_.jpg?w=352&amp;ssl=1 352w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71OdRn75X5L._SL1500_.jpg?resize=211%2C300&amp;ssl=1 211w" sizes="auto, (max-width: 352px) 100vw, 352px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زندگی یک مسئلهٔ مهندسی نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برنت و ایوانز هر دو مهندس‌اند و همین امر به استعارهٔ مرکزی آنان اعتباری ویژه می‌بخشد. آنان مهندسی را نفی نمی‌کنند، بلکه میان مسئله‌هایی که می‌توان آن‌ها را مهندسی کرد و مسئله‌هایی که باید طراحی شوند، تمایز می‌گذارند. مسئلهٔ مهندسی معمولاً هدفی نسبتاً روشن، محدودیت‌هایی قابل‌اندازه‌گیری و راه‌حلی دارد که می‌توان آن را بر اساس معیاری مشخص آزمود. برای مثال، می‌توان لولای لپ‌تاپی را به‌گونه‌ای مهندسی کرد که شمار معینی بازوبسته‌شدن را تاب بیاورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگامی که معیار عملکرد برآورده شد، همان راه‌حل را می‌توان میلیون‌ها بار بازتولید کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی چنین شرایط باثباتی در اختیار ما نمی‌گذارد. الزاماتش همراه با تغییر ما تغییر می‌کنند. سلامتی دگرگون می‌شود، روابط تحول می‌یابند، نهادها از نو سازمان‌دهی می‌شوند و در صورت‌هایی که پیش‌بینی نکرده بودیم، ظاهر می‌شوند. ارزش‌ها گاه با یکدیگر تعارض پیدا می‌کنند و انتخابی که در سی‌سالگی کارآمد بوده است، ممکن است در پنجاه‌سالگی دیگر پاسخ‌گو نباشد. نویسندگان ازاین‌رو می‌نویسند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«بزرگ‌ترین بازچارچوب‌بندی این است که نمی‌توان زندگی را به‌طور کامل برنامه‌ریزی کرد و برای زندگی شما فقط یک راه‌حل وجود ندارد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و سپس:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«زندگی شما یک چیز نیست؛ یک تجربه است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر زندگی تجربه باشد، نه شیئی کامل و پایان‌یافته، نامعلومی و عدم قطعیت نشانهٔ شکست طراحی نیست؛ بخشی از ماده‌ای است که زندگی با آن ساخته می‌شود. رویکرد طراحی، ازاین‌رو، برای کنجکاوی، بازچارچوب‌بندی، اقدام، آگاهی و همکاری ارزش قائل است. این رویکرد از ما نمی‌خواهد پیش از حرکت به یقین برسیم؛ از ما می‌خواهد از راه ساختن و آزمودن، به شناخت نزدیک شویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک شیء را می‌توان کامل کرد، در اختیار گرفت، بهینه ساخت و از بیرون داوری کرد. اما تجربه در زمان گشوده می‌شود و از طریق مشارکت تغییر می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چنان‌که نویسندگان بارها تأکید می‌کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«طراحان فقط با فکرکردن راهشان را به جلو پیدا نمی‌کنند؛ آنان راهِ پیشِ رو را می‌سازند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این عبارت یکی از شکل‌های رایج فلج‌شدنِ هوشمندانه را اصلاح می‌کند: این باور که اگر به‌اندازهٔ کافی فکر کنیم، آیندهٔ درست سرانجام آشکار خواهد شد. برنت و ایوانز تأمل را رد نمی‌کنند؛ آنان تأملی را رد می‌کنند که تماس خود را با واقعیت از دست داده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی خوب‌طراحی‌شده، زندگی‌ای نیست که در آن تمام تصمیم‌ها درست باشند؛ زندگی‌ای است که در آن هر تصمیم به فرصتی برای آموختن تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از همان‌جایی که هستید آغاز کنید: اعجاز دسترس‌پذیری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخستین دستور عملی طراحی زندگی «بزرگ‌تر رؤیاپردازی کن» نیست؛ بلکه این است: «از همان‌جایی که هستی، آغاز کن.» تابلویی در استودیوی طراحی دانشگاه استنفورد نوشته است: «شما اینجا هستید.» برنت و ایوانز از این عبارت استفاده می‌کنند تا تأکید کنند که طراحی از واقعیت آغاز می‌شود، نه از خیال. نمی‌توان بر پایهٔ تصوری خیالی از میزان انرژی، وضعیت مالی، روابط، سلامت، مسئولیت‌ها یا زمان در دسترس، زندگی را مسئولانه طراحی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همین نقطه «داشبورد سلامت، کار، بازی و عشق» وارد می‌شود. این داشبورد معیاری برای سنجش ارزش شخصی نیست و فرض نمی‌کند که هر چهار حوزه باید در تعادلی کامل قرار داشته باشند. کارکرد آن تشخیصی است، نه اخلاقی. این ابزار کمک می‌کند گزاره‌های کلی و تفکیک‌نشده‌ای مانند «زندگی‌ام شکست خورده است» را با مشاهده‌هایی دقیق‌تر جایگزین کنیم. دقت اهمیت دارد، زیرا نمی‌توان پیرامون رنجی مبهم، طراحی مؤثری انجام داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، این تأکید بر آغازکردن از واقعیت، در زمینهٔ معلولیت و دسترس‌پذیری نیازمند تفسیری دقیق است. برای افراد دارای معلولیت، «آغازکردن از همان‌جایی که هستید» نباید به‌این معنا باشد که محیط‌های دسترس‌ناپذیر، ساختارهای کاری انعطاف‌ناپذیر یا نبود تسهیلات و انطباق‌های لازم را ویژگی‌هایی تغییرناپذیر از زندگی بدانیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوانشی آگاه از معلولیت، هم‌زمان دو پرسش مطرح می‌کند: در شرایط کنونی خودم چه چیزی را می‌توانم از نو طراحی کنم؟ و در محیط پیرامون چه چیزی باید بازطراحی شود تا مشارکت برای من امکان‌پذیر باشد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بار سازگاری نمی‌تواند به‌طور کامل بر دوش فرد دارای معلولیت گذاشته شود. کارفرمایان، آموزش‌دهندگان، ارائه‌دهندگان خدمات، همکاران و همراهان نیز مسئولیت‌هایی در زمینهٔ طراحی دارند: باید موانع را برطرف کنند، به دانش برخاسته از تجربهٔ زیسته گوش دهند، از تسهیلات و انطباق‌های لازم حمایت کنند، مسئولیت ایجاد دسترسی را به اشتراک بگذارند و شرایطی فراهم آورند که در آن آزمودن راه‌های تازه، فرد را وادار نکند سلامت، درآمد، کرامت یا احساس تعلق خود را به خطر بیندازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از این منظر، طراحی زندگی فقط طراحی خویشتن نیست؛ دعوتی است برای طراحی جهان‌هایی دسترس‌پذیرتر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مسئله‌های جاذبه‌ای و خِرَدِ پذیرش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جاذبه امری واقعی است؛ ممکن است آن را دوست نداشته باشیم، اما مسئله‌ای نیست که بتوانیم علیه آن اقدامی مؤثر انجام دهیم. اگر دشواری خود را این‌گونه صورت‌بندی کنم که «می‌خواهم جاذبه وجود نداشته باشد»، یک وضعیت را نام برده‌ام، نه یک مسئله را. برنت و ایوانز می‌نویسند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اگر نتوان درباره‌اش اقدامی کرد، این یک مسئله نیست؛ یک وضعیت، یک شرایط یا یکی از واقعیت‌های زندگی است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تمایز هنگامی که دربارهٔ بدن‌ها و محیط‌های اجتماعی‌مان به کار می‌رود، اهمیتی اساسی پیدا می‌کند. ممکن است بدن ویژگی‌ها یا محدودیت‌هایی پایدار داشته باشد که صرفاً با آرزوکردن ناپدید نشوند. اما از این امر نتیجه نمی‌شود که تمام دشواری‌های پیرامون آن بدن نیز مانند قوانین فیزیک تغییرناپذیرند. محیط‌های دسترس‌ناپذیر، سیاست‌های تبعیض‌آمیز و کوتاهی در فراهم‌کردن تسهیلات لازم، شرایطی ساختهٔ انسان‌اند. تلقی‌کردن آن‌ها به‌عنوان «جاذبه» این خطر را دارد که آنچه را اکنون تغییردادنش دشوار است با آنچه ذاتاً تغییرناپذیر است اشتباه بگیریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انسان‌ها ممکن است سال‌ها از زندگی خود را صرف مبارزه با مسئله‌ای کنند که از ابتدا نادرست چارچوب‌بندی شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگامی که مؤلفه‌های واقعاً تغییرناپذیر را به‌عنوان شرایط موجود می‌پذیریم، می‌توانیم توجه خود را به حوزه‌ای معطوف کنیم که در آن همچنان تا حدودی آزادی برای انتخاب و عمل داریم. این موضوع مستقیماً با مفهوم «راهیابی» پیوند دارد: حرکت‌کردن به‌کمک نشانه‌هایی چون درگیری سازنده و انرژی که از طریق «دفترچهٔ ثبت اوقات خوب» دنبال می‌شوند، به‌جای آنکه منتظر نقشه‌ای ثابت و کامل بمانیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، راهیابی همچنان به قطب‌نما نیاز دارد. برنت و ایوانز از خوانندگان می‌خواهند «دیدگاهِ کار» خود را روشن کنند: کار چه معنایی دارد و چه چیزی آن را ارزشمند می‌سازد؟ همچنین باید «دیدگاهِ زندگی» خود را صورت‌بندی کنند: چه چیزی به زندگی معنا می‌دهد و فرد چگونه با دیگران، جامعه و جهان ارتباط پیدا می‌کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انسجام زمانی پدیدار می‌شود که آنچه هستیم، آنچه باور داریم و آنچه انجام می‌دهیم، به‌تدریج با یکدیگر هم‌راستا شوند. قطب‌نما مسیر خشک و تغییرناپذیری تعیین نمی‌کند؛ هنگامی که سرزمین پیشِ رو ناشناخته است، جهت را نشان می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ادیسه‌های موازی و نمونه‌های اولیهٔ کم‌جزئیات</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از ارزشمندترین مداخلات کتاب، نقد توصیهٔ رایج «اشتیاقت را پیدا کن» است. روایت اشتیاق چنین فرض می‌کند که هر فرد یک رسالت ازپیش‌موجود دارد و فقط باید آن را کشف کند. برنت و ایوانز استدلال می‌کنند که اشتیاق اغلب پس از مواجهه، تمرین و افزایش تدریجی مهارت شکل می‌گیرد. بازچارچوب‌بندی موجز آنان چنین است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اشتیاق حاصل طراحی خوب زندگی است، نه علت آن.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای عملی‌کردن این نگرش، خوانندگان «برنامه‌ریزی ادیسه‌ای» انجام می‌دهند و سه نسخهٔ کاملاً متفاوت از پنج سال آیندهٔ زندگی خود می‌نویسند؛ با این آگاهی که:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«نسخه‌های بسیاری از شما وجود دارد و همهٔ آن‌ها معتبرند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این برنامه‌ها متن‌هایی خشک و قطعی نیستند؛ طرح‌هایی موازی‌اند که قرار است مسیرهای بدیل اما به یک اندازه معتبر و اصیل را آشکار کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طراح سپس از این نقشه‌ها به‌سوی عمل حرکت می‌کند و نمونه‌های اولیهٔ ساده و کم‌جزئیات می‌سازد. او آزمایش‌هایی عینی طراحی می‌کند که پرسشی مشخص را بیازمایند و داده‌هایی از جهان واقعی فراهم کنند؛ برای مثال، انجام یک «مصاحبهٔ طراحی زندگی» یا تجربه‌ای کوتاه در فعالیت داوطلبانه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پایین‌آوردن هزینه و مخاطرهٔ عمل، نوعی مصونیت در برابر شکست ایجاد می‌کند. در الگوی طراحی، نتیجهٔ نامطلوب دیگر شکستی وجودی نیست؛ به داده‌ای خام تبدیل می‌شود که به ما اجازه می‌دهد زود شکست بخوریم، از آن بیاموزیم و رو به جلو حرکت کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از عملکرد تا معنا: ایوانز در پادکست «ذهن پنهان»</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">گفت‌وگوی دیو ایوانز در پادکست </span><i><span style="font-weight: 400;">ذهن پنهان</span></i><span style="font-weight: 400;"> با عنوان «طراحی زندگی‌ای که اهمیت دارد»، ایده‌های کتاب را با وضوحی وجودی و تأملی گسترش می‌دهد. این قسمت با روایت مایکل فلپس، قهرمان المپیک، آغاز می‌شود. او گفته بود پس از رسیدن به اوج موفقیت ورزشی، خود را «صرفاً یک شناگر، نه یک انسان» می‌دیده است. بحران او نشان می‌دهد هنگامی که هویت فرد کاملاً پیرامون عملکرد بیرونی شکل گرفته باشد، با ناپدیدشدن هدف بعدی چه اتفاقی می‌افتد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایوانز برای توصیف این وضعیت از «سامانهٔ همه‌چیز خوب خواهد شد» سخن می‌گوید؛ همان باور فریبنده‌ای که می‌گوید: «فقط کافی است به آن‌جا برسم تا همه‌چیز خوب شود.» او هشدار می‌دهد که عبور از خط پایان نمی‌تواند به‌شکلی جادویی خط مبنای درونی روان را تغییر دهد و صریح می‌گوید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«آن سوی خط پایان، منِ دیگری منتظر شما نیست.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایوانز استدلال می‌کند که هر انسان، سرزندگی و مسیرهای بالقوه‌ای بسیار بیشتر از آن دارد که بتوان همهٔ آن‌ها را در طول یک عمر محقق کرد. ازاین‌رو، تلاش برای بالفعل‌کردن تمام خودهای بالقوه، از نظر ریاضی ناممکن است. پرسش جایگزین او بسیار مهربانانه‌تر است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«آیا می‌توانم همین حالا، به‌تمامی همان کسی باشم که می‌کوشم باشم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایوانز همچنین «اثرگذاری» را به‌عنوان تنها معیار معنا به چالش می‌کشد. اثر مثبت ارزشمند است، اما اگر معنا را کاملاً به پیامدهایی بزرگ یا ماندگار وابسته کنیم، آن را در برابر نیروهایی قرار داده‌ایم که خارج از کنترل ما هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">معنا باید از پیامدها به مشارکت فعال منتقل شود؛ یعنی از جهان معامله‌محورِ «مجبورم این کار را انجام دهم» به جهان روان‌ترِ «فرصت انجام‌دادن این کار را دارم» حرکت کنیم. هنگامی که پرسش عظیم «معنای زندگی من چیست؟» را به پرسش کوچک‌ترِ «چگونه می‌توانم اکنون معنادارتر زندگی کنم؟» تبدیل می‌کنیم، معنا از حکمی وجودی و فرساینده به تمرینی روزانه و زیست‌پذیر بدل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>طراحی در دل محدودیت‌ها و هم‌نشینی با شادی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اگر کتاب نخست تخیلی نسبتاً بی‌قید را تشویق می‌کند، </span><i><span style="font-weight: 400;">طراحی زندگی کاری تازه‌تان</span></i><span style="font-weight: 400;"> لنگر ساختاری ضروری آن است. این کتاب مستقیماً با کارمندی سخن می‌گوید که به‌دلیل قیدوبندهای واقعی زندگی مانند وام مسکن، مسئولیت‌های خانوادگی و فرسودگی شدید نمی‌تواند به‌سادگی کار خود را رها کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب بازچارچوب‌بندی شکوفایی‌محور یا اودایمونیکِ «فعلاً به‌اندازهٔ کافی خوب» را معرفی می‌کند؛ رویکردی که به تعهدات کنونی احترام می‌گذارد و درعین‌حال در را به روی امید و اصلاح آرام و تدریجی باز نگه می‌دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کتاب همچنین مرزی صریح میان «بازچارچوب‌بندی» و «صرفاً تغییر نام» ترسیم می‌کند. نوشتن واژهٔ «ماست» روی ظرفی از شیر فاسد، محتوای آن را خوش‌طعم نمی‌کند. بازچارچوب‌بندی معتبر نمی‌تواند فقط تغییری زبانی باشد؛ باید ساختار مسئله را تغییر دهد و به جابه‌جایی واقعی به‌سوی عمل بینجامد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای آنکه طراحی زندگی صرفاً به پروژه‌ای فردگرایانه برای تسلط بر خویشتن تبدیل نشود، </span><i><span style="font-weight: 400;">کتاب شادی</span></i><span style="font-weight: 400;"> بنیانی ضروری و تأملی فراهم می‌کند. این کتاب که بر گفت‌وگوهای تاریخی میان دالایی لاما و اسقف اعظم دزموند توتو استوار است، طراحی زندگی را ژرف‌تر می‌سازد و نشان می‌دهد که زاویهٔ دید سالم باید با شناختی گسترده‌تر از رنج و وابستگی متقابل پیوند داشته باشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه طراحان «آغازکردن از همان‌جایی که هستید» می‌نامند، این استادان معنوی «پذیرش بنیادین» می‌خوانند. آنچه فرهنگ طراحی «بازچارچوب‌بندی» می‌نامد، دالایی لاما «زاویهٔ دید»، یعنی نخستین ستون شادی، می‌خواند. زاویهٔ دید حقیقی مستلزم آن است که گامی به عقب برداریم، رویداد را از منظری گسترده‌تر و جامع‌تر ببینیم و مسئله را از زوایای مختلف بررسی کنیم تا از سلطهٔ اضطراب خودمحور کاسته شود.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26878" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71jIyL5DLXL._SL1500_.jpg?resize=331%2C500" alt="بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی - - - - - کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این الگو، دشواری عمدتاً یا به کمبود اطلاعات مربوط می‌شود یا به ضعف انگیزه: یا هنوز نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم، یا می‌دانیم اما شهامت دنبال‌کردنش را نداریم. بیل برنت و دیو ایوانز اما سفر خود و دعوت مای خواننده را از جای دیگری آغاز می‌کنند... #معرفی_کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری " width="331" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71jIyL5DLXL._SL1500_.jpg?w=331&amp;ssl=1 331w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71jIyL5DLXL._SL1500_.jpg?resize=199%2C300&amp;ssl=1 199w" sizes="auto, (max-width: 331px) 100vw, 331px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زاویهٔ دید، فرمانی برای بهترشدنِ حال ما، تغییر نام رنج یا تظاهر به خوب‌بودنِ موقعیتی دردناک نیست. دالایی لاما تراژدی تبعید خود را انکار نمی‌کند و اسقف اعظم توتو نیز زخم‌های آپارتاید را کوچک نمی‌شمارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">زاویهٔ دید، در عوض، اجازه می‌دهد شادی حقیقی در کنار رنج گریزناپذیر حضور داشته باشد. درحالی‌که فرهنگ بهره‌وری خواهان کنترل کامل پیامدهاست، </span><i><span style="font-weight: 400;">کتاب شادی</span></i><span style="font-weight: 400;"> عاملیت انسانی را در آزادی ما برای انتخاب شیوهٔ پاسخ‌دادن به رنج ریشه‌دار می‌کند. چنان‌که کتاب در آغاز می‌گوید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«می‌گفتند رنج گریزناپذیر است، اما اینکه چگونه به آن پاسخ دهیم، انتخاب ماست.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نتیجه‌گیری: زندگی حکم نهایی نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">زندگی‌ات را طراحی کن</span></i><span style="font-weight: 400;"> موفق است، زیرا چیزی بیش از یک راهبرد شغلی و کمتر از وعدهٔ نجات ارائه می‌دهد. این کتاب باور سمیِ وجود یک زندگی یگانه و کاملاً درست را از هم می‌گشاید. کنترل کامل بر آینده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر را وعده نمی‌دهد؛ در عوض، روشی منضبط برای انجام آزمایش‌هایی کوچک و کم‌خطر عرضه می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی انسان حکمی نیست که با یک تصمیم، مدرک تحصیلی، حرفه، شکست، تشخیص پزشکی یا روایت به‌ارث‌رسیده صادر شده باشد. زندگی فرد دارای معلولیت نیز نباید مسئله‌ای تلقی شود که خود فرد موظف است در خلوت خویش، آن را پیرامون موانعی بهینه کند که دیگران مسئولیت و قدرت رفع‌کردنشان را دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی تجربه‌ای در حال گشوده‌شدن است؛ تجربه‌ای شکل‌گرفته از واقعیت‌هایی که خود انتخاب نکرده‌ایم و شیوه‌های پاسخ‌دادنی که هنوز می‌توانند ممکن شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برنت و ایوانز از ما می‌خواهند راه پیشِ رو را با ساختن آن بیابیم. خردمندانه‌ترین خوانش این دعوت، نه خوش‌بینی بی‌وقفه و اجباری است و نه فردگرایی قهرمان‌مآبانه، بلکه شیوه‌ای آرام‌تر و منضبط‌تر برای کنجکاو، پاسخ‌گو، همکار و به‌تمامی زنده‌ماندن در دل یک زندگی ناتمام است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مسیرتان را بپرورانید: منابع پیشنهادی برای ادامهٔ راه</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>روش اصلی را بخوانید: </b><span style="font-weight: 400;">کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">زندگی‌ات را طراحی کن: چگونه زندگی‌ای خوب‌زیسته و شادی‌بخش بسازیم</span></i><span style="font-weight: 400;">، نوشتهٔ بیل برنت و دیو ایوانز.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>به بازچارچوب‌بندی وجودی گوش دهید: </b><span style="font-weight: 400;">قسمت کامل پادکست </span><i><span style="font-weight: 400;">ذهن پنهان</span></i><span style="font-weight: 400;"> با عنوان «طراحی زندگی‌ای که اهمیت دارد» را با حضور دیو ایوانز و شانکار ودانتام بشنوید.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>طراحی خود را در محدودیت‌های واقعی ریشه‌دار کنید: </b><span style="font-weight: 400;">کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">طراحی زندگی کاری تازه‌تان</span></i><span style="font-weight: 400;"> را بخوانید تا با هنر طراحی در همان موقعیتی که اکنون در آن قرار دارید آشنا شوید.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>روح معماری زندگی خود را ژرف‌تر کنید: </b><span style="font-weight: 400;">با خواندن</span> <i><span style="font-weight: 400;">کتاب شادی</span></i><span style="font-weight: 400;">، نوشتهٔ دالایی لاما، اسقف اعظم دزموند توتو و داگلاس آبرامز، زاویهٔ دید، پذیرش و انسانیت مشترک را به بنیان تمرین‌های روزانهٔ خود تبدیل کنید.</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>یادداشت پایانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این جستار یکی از ثمره‌هایِ جنبیِ گفت‌وگوها و تأمل‌های شکل‌گرفته در مجموعه‌نشست‌های کتاب‌خوانی ما در گروه علمی‌آموزشیِ «سَماک» است با عنوانِ «جانِ آباد». اگر مایلید دربارهٔ این نشست‌ها بیشتر بدانید یا در برنامه‌های آینده به جمع ما بپیوندید، می‌توانید از طریق این نشانی با ما در تماس باشید: </span><a href="mailto:samaak.ca@gmail.com"><span style="font-weight: 400;">samaak.ca@gmail.com</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><sup>*</sup><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;">دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر «ادبیات کاربردی»، پایه‌گذار گروه علمی‌آموزشی سَماک، مترجم و پادکست‌ساز ساکن کیچنر در استان انتاریوی کاناداست.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کتاب‌نامه</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">‎Burnett, Bill, and Dave Evans. </span><i><span style="font-weight: 400;">Designing Your Life: How to Build a Well-Lived, Joyful Life</span></i><span style="font-weight: 400;">. New York: Alfred A. Knopf, 2016. (</span><a href="https://www.penguinrandomhouse.com/books/249885/designing-your-life-by-bill-burnett-and-dave-evans/"><span style="font-weight: 400;">PenguinRandomhouse.com</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Burnett, Bill, and Dave Evans. </span><i><span style="font-weight: 400;">Designing Your New Work Life: How to Thrive and Change and Find Happiness and a New Freedom at Work</span></i><span style="font-weight: 400;">. New York: Vintage Books, 2021. (</span><a href="https://www.penguinrandomhouse.com/books/704122/designing-your-new-work-life-by-bill-burnett-and-dave-evans/"><span style="font-weight: 400;">PenguinRandomhouse.com</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Dalai Lama, Desmond Tutu, and Douglas Abrams. </span><i><span style="font-weight: 400;">The Book of Joy: Lasting Happiness in a Changing World</span></i><span style="font-weight: 400;">. New York: Avery, 2016. (</span><a href="https://www.penguinrandomhouse.com/books/533718/the-book-of-joy-by-his-holiness-the-dalai-lama-and-archbishop-desmond-tutu-with-douglas-abrams/"><span style="font-weight: 400;">PenguinRandomhouse.com</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Vedantam, Shankar (host). “Designing a Life That Matters.” </span><i><span style="font-weight: 400;">Hidden Brain</span></i><span style="font-weight: 400;">. Interview with Dave Evans. Podcast audio, April 27, 2026. Hidden Brain Media. Accessed July 13, 2026. (</span><a href="https://www.hiddenbrain.org/podcast/designing-a-life-that-matters/"><span style="font-weight: 400;">Hidden Brain Media</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اسامی خاص</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اسقف اعظم دزموند توتو (</span><b>Archbishop Desmond Tutu</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بیل برنت (</span><b>Bill Burnett</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">جنین</span><b> (Janine)</b><span style="font-weight: 400;"> </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">حضرت دالایی لاما (</span><b>His Holiness the Dalai Lama</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">داگلاس آبرامز (</span><b>Douglas Abrams</b><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دونالد (</span><b>Donald</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دیو ایوانز (</span><b>Dave Evans</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ذهن پنهان (</span><b>Hidden Brain</b><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شانکار ودانتام (</span><b>Shankar Vedantam</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مایکل فلپس (</span><b>Michael Phelps</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/">بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26875</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نکاتی حیاتی برای کاربران سمعک و خانواده‌ها</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/29/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/29/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 Jul 2026 14:44:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[آلزایمر]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر امیر سلطانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[سمعک]]></category>
		<category><![CDATA[شنوایی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26860</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر امیر سلطانی* – ونکوور برای سال‌های متمادی، به سمعک‌ها تنها به‌عنوان ابزارهایی ساده برای بلندترکردن صداها یا نشانه‌ای ناخوشایند از کهولت سن نگاه می‌شد. بسیاری از افراد به‌دلیل دغدغه‌های مربوط به حفظ ظاهر و نگرش‌های منفی جامعه، سال‌ها درمان کم‌شنوایی خود را به تعویق می‌انداختند. اما امروزه رویکرد علم پزشکی کاملاً دگرگون شده است. متخصصان شنوایی‌شناسی و پزشکان، سمعک را نه یک وسیلهٔ اصلاحی ساده، بلکه یک «دستگاه حیاتی برای مراقبت از مغز» می‌دانند. اگر...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/29/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af/">نکاتی حیاتی برای کاربران سمعک و خانواده‌ها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر امیر سلطانی</a>* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">برای سال‌های متمادی، به سمعک‌ها تنها به‌عنوان ابزارهایی ساده برای بلندترکردن صداها یا نشانه‌ای ناخوشایند از کهولت سن نگاه می‌شد. بسیاری از افراد به‌دلیل دغدغه‌های مربوط به حفظ ظاهر و نگرش‌های منفی جامعه، سال‌ها درمان کم‌شنوایی خود را به تعویق می‌انداختند. اما امروزه رویکرد علم پزشکی کاملاً دگرگون شده است. متخصصان شنوایی‌شناسی و پزشکان، سمعک را نه یک وسیلهٔ اصلاحی ساده، بلکه یک «دستگاه حیاتی برای مراقبت از مغز» می‌دانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر شما یا یکی از عزیزانتان به‌تازگی استفاده از سمعک را شروع کرده‌اید یا در فکر تهیهٔ آنید، شناخت اصول علمی و کاربردی زیر به شما کمک می‌کند تا با دیدگاهی واقع‌بینانه و موفق، با دنیای جدید صداها سازگار شوید.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۱. کم‌شنوایی؛ مسئله‌ای مربوط به مغز، نه صرفاً گوش</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">یکی از کلیدی‌ترین نکاتی که پزشکان بر آن تأکید می‌کنند این است: «ما با گوش‌هایمان سیگنال‌ها را دریافت می‌کنیم، اما با مغزمان می‌شنویم.» وقتی شنوایی کاهش می‌یابد، مغز مجبور است برای درک کلمات و تفسیر صداهای محیط، انرژی صوتی و روانی بسیار بیشتری صرف کند. این تلاش شناختی مضاعف که در اصطلاح پزشکی «تلاش شنیداری» (Listening Effort) نامیده می‌شود، بار سنگینی را بر منابع ذهنی فرد وارد می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تحقیقات نشان داده‌اند که حتی کم‌شنوایی‌های خفیف و درمان‌نشده، خطر ابتلا به دمانس (زوال عقل) را نزدیک به دو برابر افزایش می‌دهند. مغزی که برای مدت طولانی از دریافت صداهای واضح محروم بماند، به‌مرور زمان کارایی خود را در پردازش سریع گفتار از دست می‌دهد؛ تاجایی‌که پس از چند سال، حتی با بلندترین صداها نیز کلمات برای فرد مبهم خواهند بود. بنابراین، استفاده از سمعک پیش از آنکه راهکاری برای گوش باشد، پادزهری برای حفاظت از ساختار شناختی مغز است.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۲. سمعک قرص مسکن نیست؛ استفادهٔ مداوم از آن ضروری است</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بزرگ‌ترین اشتباه کاربران تازه‌کار، استفادهٔ نوبتی یا مقطعی از سمعک است. پزشکان هشدار می‌دهند که سمعک مانند مسکن نیست که فقط هنگام احساس نیاز یا سردرد از آن استفاده کنید. مغز برای بازسازی مسیرهای عصبی خود و عادت‌کردن به محرک‌های صوتی، به دریافت مداوم صدا نیاز دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">افرادی که سال‌ها با کم‌شنوایی زندگی کرده‌اند، در روزهای نخست استفاده از سمعک، ممکن است از شنیدن صداهای عادی روزمره (مانند صدای موتور یخچال، ترافیک خیابان یا صدای ظروف) کلافه و مضطرب شوند. متخصصان این حالت را به «موش روستایی‌ای که ناگهان به یک شهر شلوغ و بزرگ نقل مکان کرده»<span style="font-weight: 400;"> تشبیه می‌کنند. این حجم از صداهای جدید در ابتدا آزاردهنده است، اما کاملاً طبیعی‌ست. اگر سمعک را به‌طور مداوم و در تمام طول روز، حتی در خلوت خانه، استفاده کنید، مغز به‌مرور زمان یاد می‌گیرد که صداهای پیش‌زمینه و بی‌اهمیت را فیلتر کرده و بر روی گفتار تمرکز کند.</span></span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۳. انتظارات واقع‌بینانه؛ سمعک یک ابزار است، نه معجزه</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بسیاری از بیماران با این تصور اشتباه سمعک می‌خرند که شنوایی آن‌ها به‌طور کامل به دوران جوانی بازمی‌گردد یا به یک شنوایی فوق‌بشری دست می‌یابند. پزشکان به‌صراحت یادآوری می‌کنند که سمعک یک </span>ابزار بهبوددهنده است، نه یک درمان قطعی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این دستگاه‌ها کیفیت و بلندی صدا را ارتقا می‌دهند، اما نمی‌توانند آسیب‌های ساختاری سیستم شنوایی را به‌طور کامل محو کنند. به‌عنوان مثال، اگر یک رستوران شلوغ برای فردی با شنوایی کاملاً نرمال، پُرسروصدا و کلافه‌کننده است، فرد دارای سمعک نیز قطعاً در آن محیط همان شلوغی را حس خواهد کرد. هدف اصلی سمعک رسیدن به کمال شنوایی نیست، بلکه ایجاد فرصتی برای عقب‌نماندن از جریان زندگی و مشارکت در ارتباطات اجتماعی است.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۴. راز بزرگ: مشکل اصلی در وضوح کلمات است، نه بلندی صدا</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">یک تمایز ظریف که بیشتر مردم از آن بی‌خبرند، تفاوت بین </span>«بلندی صدا» (volume) و «وضوح گفتار» (clarity)<span style="font-weight: 400;"> است. با کاهش شنوایی، فرد نه‌تنها قدرت صداها، بلکه شفافیت فرکانس‌های صوتی، به‌ویژه حروف بی‌صدا مانند «س»، «ت»، «ف»، را از دست می‌دهد. این وضعیت باعث می‌شود فرد کم‌شنوا مدام بگوید: </span><i><span style="font-weight: 400;">«صدایت را می‌شنوم، اما نمی‌فهمم چه می‌گویی.»</span></i><span style="font-weight: 400;"> بزرگ‌ترین اشتباه اعضای خانواده این است که برای فهماندن مطالب به فرد، شروع به فریادزدن می‌کنند. فریادزدن فقط حجم صدا را به‌شکلی ناخوشایند افزایش می‌دهد؛ این کار تنها موجب رنجش فرد کم‌شنوا می‌شود، و هیچ کمکی به شفافیت کلمات نمی‌کند.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26863" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Copy-of-Gael-Hannan.png?resize=500%2C305" alt="نکاتی حیاتی برای کاربران سمعک و خانواده‌ها
نوشتهٔ دکتر امیر سلطانی، دارای مدرک دکترای شنوایی‌شناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC)
- - - - - -
برای سال‌های متمادی، به سمعک‌ها تنها به‌عنوان ابزارهایی ساده برای بلندترکردن صداها یا نشانه‌ای ناخوشایند از کهولت سن نگاه می‌شد. بسیاری از افراد به‌دلیل دغدغه‌های مربوط به حفظ ظاهر و نگرش‌های منفی جامعه، سال‌ها درمان کم‌شنوایی خود را به تعویق می‌انداختند. اما امروزه رویکرد علم پزشکی کاملاً دگرگون شده است. متخصصان شنوایی‌شناسی و پزشکان، سمعک را نه یک وسیلهٔ اصلاحی ساده، بلکه یک «دستگاه حیاتی برای مراقبت از مغز» می‌دانند.

اگر شما یا یکی از عزیزانتان به‌تازگی استفاده از سمعک را شروع کرده‌اید یا در فکر تهیهٔ آنید، شناخت اصول علمی و کاربردی زیر به شما کمک می‌کند تا با دیدگاهی واقع‌بینانه و موفق، با دنیای جدید صداها سازگار شوید...
#شنوایی #سمعک #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="305" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Copy-of-Gael-Hannan.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Copy-of-Gael-Hannan.png?resize=300%2C183&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۵. اصول گفت‌وگو با افراد دارای سمعک (راهنمای خانواده‌ها)</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درمان کم‌شنوایی یک کار تیمی است و اطرافیان نقش پررنگی در موفقیت آن دارند. برای تسهیل ارتباط، پزشکان عادات ارتباطی زیر را به خانواده‌ها توصیه می‌کنند:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>ابتدا توجه آن‌ها را جلب کنید:</b><span style="font-weight: 400;"> قبل از شروع صحبت، نام فرد را صدا بزنید یا با اشاره‌ای ملایم مطمئن شوید که به شما نگاه می‌کند. مغز فرد برای تغییر وضعیت به حالت «شنیدن فعال»، نیاز به یک زمان کوتاه دارد.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>رودررو صحبت کنید:</b><span style="font-weight: 400;"> نشانه‌های بینایی و لب‌خوانی کمک شایانی به درک مطلب می‌کنند. هرگز از اتاق دیگر یا در حالی که پشتتان به فرد است با او صحبت نکنید.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>جملات را بازگو کنید، نه فقط تکرارِ بلندتر:</b><span style="font-weight: 400;"> اگر کلمه‌ای مفهوم نشد، به‌جای اینکه همان جمله را با صدای بلندتر تکرار کنید، از واژگان و ساختار دیگری برای بیان منظور خود استفاده کنید.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>حذف صداهای مزاحم پس‌زمینه:</b><span style="font-weight: 400;"> هنگام گفت‌وگو، تلویزیون را خاموش کنید یا صدای موسیقی را کم کنید تا سمعک بتواند روی صدای شما تمرکز کند.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>فرصت پردازش بدهید:</b><span style="font-weight: 400;"> پس از پایان صحبت خود، کمی مکث کنید. مغز افراد کم‌شنوا به زمان بیشتری برای کنار هم قراردادن قطعات صوتی نیاز دارد؛ با کمی صبوری، آن‌ها خودشان مطلب را تحلیل خواهند کرد.</span></span></li>
</ul>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۶. تحول فناوری شنوایی؛ فراتر از تقویت‌کننده‌های صوتی قدیمی</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اگر تصویر ذهنی شما از سمعک، یک قطعهٔ بزرگ، زشت و پر از سوت‌کشیدن‌های آزاردهنده است، باید بدانید که فناوری‌های نوین این کلیشه‌ها را به‌طور کامل از بین برده‌اند. سمعک‌های مدرن امروزی به </span>پردازنده‌های فوق پیشرفته و شبکه‌های عصبی عمیق (هوش مصنوعی) مجهز شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">این فناوری به دستگاه اجازه می‌دهد تا در کسری از ثانیه، نویزهای مزاحم محیطی را از فرکانس‌های گفتاری انسان تفکیک کرده و گفتار را تقویت کند. علاوه بر این، قابلیت‌های اتصالی مانند بلوتوث به کاربران اجازه می‌دهد صدا را به‌طور مستقیم و با وضوح بالا از تلفن همراه یا تلویزیون دریافت کنند. این وسایل اکنون بسیار ظریف، کوچک و مجهز به باتری‌های قابل شارژ بادوام شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با قانونی‌شدن سمعک‌های بدون نسخه در بریتیش کلمبیا حالا افرادی که کم‌شنوایی کم تا متوسط دارند، می‌توانند از دستگاه‌هایی مانند ایرپاد به‌عنوان سمعک استفاده کنند. برای این کار لازم است ایرپادها یا سایر سمعک‌های بدون نسخه را ابتدا بر اساس افت شنوایی فرد در خانه تنظیم کرد. (دربارهٔ سمعک‌های بدون نسخه در<a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/08/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"> اینجا</a> بیشتر بخوانید)</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26870" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Hearing-Aids-1920w-copy.jpg?resize=640%2C148" alt="*دکتر امیر سلطانی، دارای مدرک دکترای شنوایی‌شناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC)، مدیر کلینیک شنوایی و تجویز سمعک North Vancouver Hearing Aid در نورث ونکوور" width="640" height="148" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Hearing-Aids-1920w-copy.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Hearing-Aids-1920w-copy.jpg?resize=300%2C70&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۷. پدیدهٔ محرومیت شنوایی؛ خطرات پنهان دیراقدام‌کردن</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌طور میانگین، افراد نزدیک به ۷ تا ۱۰ سال پس از مواجهه با اولین نشانه‌های افت شنوایی، برای تهیهٔ سمعک اقدام می‌کنند. پزشکان این تأخیر طولانی‌مدت را بسیار خطرناک می‌دانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">وقتی مسیرهای عصبی انتقال صدا از گوش به مغز برای سال‌ها بدون استفاده و محروم از سیگنال بمانند، پدیده‌ای به‌نام «محرومیت شنوایی» (Auditory Deprivation) رخ می‌دهد. در این حالت، قشر شنوایی مغز به‌دلیل عدم فعالیت دچار آتروفی (تحلیل‌رفتگی) شده و توانایی خود را در رمزگشایی اصوات از دست می‌دهد. در واقع، هرچه بیشتر منتظر بمانید، حتی بهترین سمعک‌های دنیا نیز در آینده نخواهند توانست کارایی کاملی برای شما داشته باشند، زیرا مغز توانایی درک صداها را فراموش کرده است. اقدام زودهنگام در مراحل اولیه یا متوسط کم‌شنوایی، تضمین‌کنندهٔ بهترین نتایج درمانی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">در پایان یادآوری می‌شود که پذیرش کم‌شنوایی و شروع استفاده از سمعک فرآیندی تکاملی و نیازمند زمان<span style="font-weight: 400;"> است، نه اتفاقی یک‌شبه. این مسیر به صبر، تمرین و از همه مهم‌تر تغییر نگرش فرد و خانواده بستگی دارد. با نگاه‌کردن به سمعک به‌عنوان ابزاری برای شادابی مغز و حفظ ارتباطات انسانی، می‌توان کیفیت زندگی و پویایی ذهن را در سنین مختلف به‌طور شگفت‌انگیزی ارتقا داد. اگر احساس می‌کنید در محیط‌های شلوغ دچار مشکل می‌شوید، زمان آن رسیده است که با یک نوبت سنجش شنوایی، به مغز خود فرصتی دوباره برای شنیدن سمفونی زیبای زندگی بدهید.</span></span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*دکتر امیر سلطانی، دارای مدرک دکترای شنوایی‌شناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC)، مدیر <a href="https://www.northvancouverhearingaid.com/" target="_blank" rel="noopener">کلینیک شنوایی و تجویز سمعک North Vancouver Hearing Aid</a> در نورث ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منابع و مراجع:</span></p>
<ul>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;">مطالعهٔ دانشگاه جانز هاپکینز در مورد ارتباط کم‌شنوایی و دمانس: Lin, F. R., Metter, E. J., O&#8217;Brien, R. J., Resnick, S. M., Zonderman, A. B., &amp; Ferrucci, L. (2011). Hearing loss and incident dementia. <i>Archives of Neurology</i>, 68(2), 214-220.</span></li>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;">گزارش کمیسیون لنست دربارهٔ عوامل خطر قابل‌پیشگیریِ زوال عقل: Livingston, G., Huntley, J., Sommerlad, A., et al. (2020). Dementia prevention, intervention, and care: 2020 report of the Lancet Commission. <i>The Lancet</i>, 396(10248), 413-446.</span></li>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;">یافته‌های کارآزمایی بالینی ACHIEVE پیرامون اثرات مثبت سمعک بر حفظ حافظه: Lin, F. R., Albert, M. S., Arevalo-Rodriguez, I., et al. (2023). Hearing intervention versus health education control to reduce cognitive decline in older adults with hearing loss (ACHIEVE): a randomised controlled trial. <i>The Lancet</i>, 402(10404), 786-797.<span style="font-weight: 400;"><br />
</span></span></li>
</ul>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/29/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af/">نکاتی حیاتی برای کاربران سمعک و خانواده‌ها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/29/%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26860</post-id>	</item>
		<item>
		<title>قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت دوم)</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/28/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88-2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/28/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Jul 2026 14:06:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[حسین فرامرزی]]></category>
		<category><![CDATA[حضانت]]></category>
		<category><![CDATA[حضانت فرزند]]></category>
		<category><![CDATA[حضانت کودک]]></category>
		<category><![CDATA[حقوقی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دادگستری]]></category>
		<category><![CDATA[داور خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[دعاوی]]></category>
		<category><![CDATA[طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور حقوقی]]></category>
		<category><![CDATA[موکل]]></category>
		<category><![CDATA[میانجی]]></category>
		<category><![CDATA[میانجیگری]]></category>
		<category><![CDATA[وکالت]]></category>
		<category><![CDATA[وکالت نامه]]></category>
		<category><![CDATA[وکالت‌نامه]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل رسمی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26855</guid>

					<description><![CDATA[<p>قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید حسین فرامرزی* – ونکوور در قسمت قبل خواندید: دیوان عالی کانادا در تاریخ ۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، طی یک رأی تاریخی در پروندهٔ Ahluwalia v. Ahluwalia، برای نخستین بار مسئولیت مدنی (تورت) جدید و مستقلی را تحت عنوان «خشونت میان زوجین و شرکای عاطفی» (Intimate Partner Violence) به رسمیت شناخت. این پرونده به دعوای خسارت خانم آهلووالیا به‌دلیل ۱۶ سال رفتارهای خشونت‌آمیز و آزارگرانهٔ همسرش اختصاص داشت. دیوان عالی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/28/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88-2/">قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/07/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88/"><span style="font-family: sahel;">قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C/">حسین فرامرزی</a>* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/07/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88/" target="_blank" rel="noopener">در قسمت قبل خواندید</a>:</b><span style="font-weight: 400;"> دیوان عالی کانادا در تاریخ ۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، طی یک رأی تاریخی در پروندهٔ </span><i><span style="font-weight: 400;">Ahluwalia v. Ahluwalia</span></i><span style="font-weight: 400;">، برای نخستین بار مسئولیت مدنی (تورت) جدید و مستقلی را تحت عنوان </span><b>«خشونت میان زوجین و شرکای عاطفی» (Intimate Partner Violence)</b><span style="font-weight: 400;"> به رسمیت شناخت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این پرونده به دعوای خسارت خانم آهلووالیا به‌دلیل ۱۶ سال رفتارهای خشونت‌آمیز و آزارگرانهٔ همسرش اختصاص داشت. دیوان عالی کانادا به‌قلم قاضی نیکلاس کاسیرر تبیین کرد که عناوین حقوقی سنتی (مانند ضرب و جرح یا تحمیل عمدی فشارهای روانی) به‌دلیل تمرکز بر وقایع منفرد، نمی‌توانند ماهیت مستمر و الگوی نظام‌مندِ </span><b>«کنترل زورگویانه»</b><span style="font-weight: 400;"> (Coercive Control) را که کرامت، استقلال و حق انتخاب قربانی را نابود می‌کند، پوشش دهند. در نهایت، دیوان با تشریح عناصر این تقصیر مدنی جدید، رأی به استحقاق دریافت خسارت برای خواهان داد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و حالا ادامهٔ مطلب…</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیش از پروندهٔ «Ahluwalia»، حقوق مسئولیت مدنی کانادا تنها راهکارهای مدنی محدودی را برای قربانیان و بازماندگان خشونت خانگی پیش‌بینی می‌کرد که شامل دعاوی‌ای همچون «ضربهٔ عمدی (battery)»، «ضرب‌وجرح (assault)» یا «ایجاد آسیب عمدی یا پریشانی شدید عاطفی» بود. در بند ۱۸۲ رأی خود، اکثریت قضات دیوان توضیح دادند که چرا این عناوین موجود کافی نیستند و به وجود یک تقصیر مدنی مستقل اشاره کردند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«تقصیر مدنی جدیدِ خشونت میان </span><b>زوجین و شرکای </b><span style="font-weight: 400;">عاطفی، خلأ موجود در حقوق کامِن‌لا (common law) را پر می‌کند، زیرا به‌درستی این واقعیت را به رسمیت می‌شناسد که رفتاری که به‌طور عینی منجر به سلطه و کنترل بر شریک عاطفی می‌شود، از حیث ماهیت، خطایی متفاوت و کیفی از آن دسته از خطاهایی‌ست که از طریق عناوین مسئولیت مدنی موجود قابل‌جبران‌اند. این بستر رابطهٔ عاطفی است که به مرتکب امکان اعمال کنترل بر قربانی خود را می‌دهد. مسئولیت زمانی ایجاد می‌شود که کنترل زورگویانه به‌عنوان مداخله در استقلال شریک عاطفی تلقی گردد؛ امری که ذاتاً با ماهیت رابطهٔ عاطفی ناسازگار است، زیرا آن را نابرابر می‌سازد و علاوه بر آسیب جسمی یا روانیِ احتمالیِ ناشی از خشونت، به آسیب حیثیتی نیز منجر می‌شود، هرچند از آن متمایز است.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌رسمیت‌شناختن این تقصیر مدنی جدید، تحولی مهم و نقطهٔ عطفی در حقوق کانادا محسوب می‌شود. اجرای آن بی‌تردید پرسش‌های دشوار و پیامدداری را برای اصحاب دعوا و دادگاه‌ها ایجاد خواهد کرد — ازجمله اینکه چگونه باید «کنترل زورگویانه» قابل‌طرح در دعوا را از اختلافات بین‌فردی غیرقابل‌استناد یا رفتارهای تلافی‌جویانه و خصمانه تفکیک کرد. بااین‌حال، پروندهٔ «Ahluwalia» تحولی بنیادین در حقوق کامِن‌لا در حوزهٔ تقصیرات عمدی به شمار می‌رود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پیشینهٔ پرونده (Background</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آقای آهلووالیا و خانم آهلووالیا از طریق خانواده‌های خود با یکدیگر آشنا شدند و پس از دورهٔ آشنایی کوتاهی، در تاریخ ۲۸ نوامبر ۱۹۹۹ در هند ازدواج کردند. در آغاز زندگی مشترک، آنان با والدین آقای آهلووالیا زندگی می‌کردند. در سال ۲۰۰۱ نخستین فرزند آنان به دنیا آمد و اندکی پس از آن، برای دستیابی به آینده‌ای بهتر به کانادا مهاجرت کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دریافت معادل‌سازی تحصیلات قابل‌توجهی که هر دو در خارج از کانادا گذرانده بودند، با دشواری مواجه شد. این زوج در ابتدای ورود به کانادا زندگی ساده‌ای داشتند. هر دو در یک کارخانهٔ تولید پلاستیک در اتوبیکو مشغول به کار شدند و به‌صورت شیفتی کار می‌کردند تا از فرزند خردسال خود مراقبت کنند. خانم آهلووالیا شغل خود را تغییر داد. دومین فرزند آنان در سال ۲۰۰۴ متولد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آقای آهلووالیا به رانندگی کامیون مشغول شد. طرفین نخستین خانه‌شان را در سال ۲۰۰۵ در برمپتون خریداری کردند. آنان در جامعهٔ محل زندگی‌شان فعالیت‌های اجتماعی داشتند و با وجود بهبود نسبی وضعیت شغلی آقای آهلووالیا در صنعت حمل‌ونقل، وضعیت مالی خانواده همچنان با دشواری‌هایی همراه بود. خانم آهلووالیا در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی محلی به‌صورت داوطلبانه فعالیت می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدتی به ادمونتون نقل مکان کردند؛ جایی‌که آقای آهلووالیا به‌طور تمام‌وقت به رانندگی کامیون ادامه داد و خانم آهلووالیا از فرزندان مراقبت و به‌صورت پاره‌وقت در یک بانک کار می‌کرد. در دوران اقامت در ادمونتون، رابطهٔ آنان به‌تدریج پرتنش‌تر شد و خانم آهلووالیا به افسردگی مبتلا گردید. در سال ۲۰۱۳، آقای آهلووالیا تهدید به طرح دعوای طلاق کرد، اما بعد پدر او به کانادا آمد تا میان طرفین صلح و سازش ایجاد کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آقای آهلووالیا در سال ۲۰۱۴ به برمپتون بازگشت و سایر اعضای خانواده نیز در سال ۲۰۱۵ به او پیوستند. روابط میان طرفین همچنان دشوار باقی ماند. آنان ارتباط مستقیم با یکدیگر را قطع کردند و صرفاً از طریق فرزندانشان با هم در تماس بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این زوج در سال ۲۰۱۶ به‌طور دائم از یکدیگر جدا شدند. در زمان جدایی، آقای آهلووالیا ۴۸ ساله و خانم آهلووالیا ۴۷ ساله بودند. پس از جدایی، خانم آهلووالیا به‌همراه فرزندان در منزل خانوادگی باقی ماند. آقای آهلووالیا همچنان هزینه‌های نگهداری خانه را پرداخت می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرزند بزرگ‌تر پس از جدایی از دیدار با آقای آهلووالیا خودداری کرد و اندکی بعد، فرزند کوچک‌تر نیز از ملاقات با او امتناع ورزید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تاریخچهٔ این رسیدگی قضایی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۲۰۱۶، آقای آهلووالیا دعوای طلاق را آغاز کرد. در پاسخ ثبت‌شده در دادگاه، خانم آهلووالیا که در آن زمان از وکیل برخوردار بود، با صدور حکم طلاق میان طرفین موافقت کرد. وی همچنین درخواست اعطای اختیار تصمیم‌گیری انحصاری دربارهٔ فرزندان، نفقهٔ فرزند، نفقهٔ همسر، تقسیم اموال به‌طور مساوی، و فروش منزل خانوادگی را مطرح نمود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او همچنین ادعا کرد که آقای آهلووالیا در طول ازدواج به‌طور «مکرر» رفتارهای «کلامی»، «روانی» و «فیزیکی» خشونت‌آمیز نسبت به او داشته است و این رفتارها گاه در حضور دیگران، ازجمله فرزندانشان، نیز رخ داده است. وی بیان کرد که آقای آهلووالیا او را مجبور کرده است به‌عنوان یک مادر خانه‌دار در منزل بماند و اجازهٔ اشتغال بیرون از خانه را به او نداده است، از ادامهٔ تحصیل و ارتقای تحصیلات او در کانادا جلوگیری کرده است، تمام امور مالی خانواده را تحت کنترل خود داشته و حتی در مواردی که او کار می‌کرد، تمام حقوق و درآمد او را نیز در اختیار گرفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی به‌دلیل انزوای خود در کانادا، همچنان به اطاعت و مدارا با همسرش ادامه داده بود، هرچند موضوع خشونت را با پزشک خانواده و یکی از دوستانش در میان گذاشته بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پاسخ خود، آقای آهلووالیا تمامی اتهامات مربوط به خشونت جسمی، کلامی و روانی را انکار کرد. او همچنین انکار نمود که مانع اشتغال خانم آهلووالیا شده و اظهار داشت که وی به انتخاب خود کار نکرده است. وی افزود که در مواردی که خانم آهلووالیا شاغل بوده، حقوق او را تصاحب نکرده و همچنین ادعا کرد که مدیریت امور مالی خانواده با درخواست خود خانم آهلووالیا به او سپرده شده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خانم آهلووالیا در سال ۲۰۲۱ پاسخ خود به دادخواست اصلی طلاق آقای آهلووالیا را اصلاح کرد. او در این اصلاحیه، درخواست صدور حکم به پرداخت خسارت ناشی از خشونت‌های واردشده از سوی همسرش را نیز اضافه نمود. وی به‌طور مشخص ادعا کرد که آقای آهلووالیا در طول ازدواج به‌طور مستمر مرتکب خشونت جسمی، عاطفی، روانی و کلامی شده است. همچنین ادعا کرد زمانی‌که همسرش با سفر او به هند برای ملاقات با مادر در حال احتضارش مخالفت می‌کرد، دچار شکنجهٔ روانی شده است. او همچنین اظهار کرد که همسرش با ماهیت کنترل‌گر خود، اجازهٔ کار یا ارتقای مهارت‌های شغلی را از او سلب کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی به رویدادهایی از رفتارهای ظالمانه نسبت به فرزندان اشاره کرد و همچنین به رفتارهایی استناد نمود که به‌طور ادعایی بر وضعیت روانی او تأثیر گذاشته و ناشی از «آزار و شکنجه مداوم» از سوی همسر و خانوادهٔ او بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پایان قسمت دوم / ادامه دارد</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*تذکر: حسین فرامرزی، وکیل دادگاه‌های استان بریتیش کلمبیا، به هیچ گروه سیاسی، دولتی، و یا مذهبی وابسته نمی‌باشد، و مقالات حقوقی مندرجه، تنها برای افزایش سطح آگاهی جامعهٔ فارسی‌زبان کانادایی تهیه شده است. به‌علت امکان تغییر در قوانین کانادا به‌مرور زمان، و همچنین عدم امکان بیان کلیهٔ قوانین در این مقالات، به تمامی خوانندگان توصیه می‌گردد که قبل از انجام هرگونه موضوع حقوقی، با وکیل خود مشورت نمایند. برای اطلاعات بیشتر، شما می‌توانید به وب‌سایت دفتر حقوقی فرامرزی به آدرس <a href="http://www.flclawyers.com/" target="_blank" rel="noopener">WWW.FLCLAWYERS.COM</a> مراجعه نمایید. لطفاً برای دریافت نکات حقوقی کوتاه صفحهٔ فیس‌بوک <a href="https://www.facebook.com/profile.php?id=100049991036930">Faramarzi Law Corporation</a> را دنبال کنید.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/28/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88-2/">قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/28/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26855</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت اول)</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/27/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/27/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Jul 2026 13:39:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[Farsi Dar BC]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لیلا راعی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا راعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26850</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر لیلا راعی* – ونکوور  «بخونش.» برگه را جلویش گذاشتم. چند دقیقه قبل، همان متن را برایش دیکته کرده بودم. تقریباً بی‌غلط نوشته بود. حالا فقط قرار بود نوشتهٔ خودش را بخواند. چند ثانیه به سطر اول خیره ماند. لب‌هایش تکان خورد، اما صدایی بیرون نیامد. واژهٔ اول را آرام هجی کرد. به واژهٔ دوم که رسید، ایستاد. دوباره به ابتدای جمله برگشت. چند بار دیگر تلاش کرد و بعد سرش را بلند کرد و گفت:...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/27/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c/">سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت اول)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%b1%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر لیلا راعی</a>* – ونکوور </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«بخونش.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگه را جلویش گذاشتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند دقیقه قبل، همان متن را برایش دیکته کرده بودم. تقریباً بی‌غلط نوشته بود. حالا فقط قرار بود نوشتهٔ خودش را بخواند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند ثانیه به سطر اول خیره ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لب‌هایش تکان خورد، اما صدایی بیرون نیامد. واژهٔ اول را آرام هجی کرد. به واژهٔ دوم که رسید، ایستاد. دوباره به ابتدای جمله برگشت. چند بار دیگر تلاش کرد و بعد سرش را بلند کرد و گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«من نمی‌توانم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این اولین بار نبود که چنین صحنه‌ای را در کلاس‌های فارسی می‌دیدم و آخرین بار هم نخواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال‌ها تدریس فارسی به کودکان و نوجوانان ایرانی در ونکوور مرا بارها با موقعیت‌هایی روبه‌رو کرده است که در نگاه نخست عجیب به نظر می‌رسند. دانش‌آموزی که می‌تواند به فارسی گفت‌وگو کند، گاهی از خواندن یک متن کوتاه درمانده می‌شود. دانش‌آموزی که واژه‌ها را یکی‌یکی درست می‌خواند، وقتی همان واژه‌ها در قالب یک پاراگراف کنار هم قرار می‌گیرند، ناگهان اعتمادبه‌نفسش را از دست می‌دهد. حتی گاهی کودکی متنی را که برایش دیکته شده، با دقت می‌نویسد، اما چند دقیقه بعد، از خواندن همان نوشته ناتوان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هربار که با چنین تجربه‌هایی روبه‌رو می‌شدم، یک پرسش در ذهنم پررنگ‌تر می‌شد: ما در آموزش فارسی به کودکان مهاجر، دقیقاً کدام مهارت را تقویت می‌کنیم و Challenge Exam از آن‌ها کدام مهارت را انتظار دارد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر سال، با نزدیک‌شدن به زمان برگزاری Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا، خانواده‌هایی با من تماس می‌گیرند و می‌پرسند: «فرزندمان برای آزمون آماده است؟» معمولاً بعد از آن، فهرستی از پرسش‌های آشنا مطرح می‌شود؛ «چه کتابی بخواند؟»، «چند ماه کلاس کافی است؟»، «روی چه مهارتی بیشتر کار کنیم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما به‌گمان من، مسئلهٔ اصلی نه انتخاب کتاب است و نه تعداد جلسات کلاس. مسئله، فاصله‌ای است که میان زندگی زبانی این کودکان و انتظارات آزمون وجود دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کودکی که در کانادا بزرگ می‌شود، تقریباً همهٔ روز خود را با زبان انگلیسی می‌گذراند. مدرسه، کتاب‌های درسی، تکالیف، دوستان، کتابخانه، رسانه‌ها و فضای اجتماعی او انگلیسی‌زبان است. فارسی، برای بسیاری از این کودکان، به چند ساعت کلاس هفتگی و گفت‌وگوهای خانوادگی محدود می‌شود. طبیعی است که در چنین شرایطی، همهٔ مهارت‌های زبانی به یک اندازه رشد نکنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کلاس‌ها، بیشتر خانواده‌ها از من می‌خواهند فرزندشان «فارسی حرف بزند». این خواسته کاملاً قابل‌درک است. شنیدن پاسخ فارسی از زبان فرزند، برای هر پدر و مادری دلگرم‌کننده است. اما تجربهٔ کلاس‌ها نشان داده است که توانایی گفت‌وگو، الزاماً به‌معنای توانایی خواندن و درک متن نیست. پژوهش‌های حوزهٔ آموزش خواندن نیز سال‌هاست بر این نکته تأکید دارند که مهارت گفت‌وگو و مهارت خواندن، هرچند به یکدیگر وابسته‌اند، اما مسیر رشد یکسانی ندارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از رایج‌ترین تجربه‌های من این است که دانش‌آموز، واژه‌ها را به‌تنهایی و بدون مشکل می‌خواند. اما کافی است همان واژه‌ها در یک متن چندخطی قرار بگیرند. ناگهان سرعت خواندن کم می‌شود، مکث‌ها طولانی‌تر می‌شود، نگاهش مدام به ابتدای جمله برمی‌گردد و گاهی پیش از آنکه متن را تمام کند، رشتهٔ معنا را از دست می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌تدریج احساس کردم مشکل بسیاری از این دانش‌آموزان، ناآشنایی با واژه‌ها نیست. آن‌ها واژه‌ها را می‌شناسند، اما تجربهٔ کافی برای خواندن متن‌های پیوسته ندارند. خواندن یک متن، تنها کنارِهم‌گذاشتن کلمه‌ها نیست. خواننده باید بتواند واژه‌ها را روان بخواند، جمله‌ها را به هم پیوند دهد، معنای هر جمله را تا رسیدن به جملهٔ بعدی در ذهن نگه دارد و در نهایت، تصویری یکپارچه از متن بسازد. هرچه تجربهٔ خواندن کمتر باشد، انجام هم‌زمان این فرایندها دشوارتر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مشاهدهٔ دیگری نیز سال‌هاست ذهنم را مشغول کرده است. گاهی دانش‌آموز متنی را که برایش دیکته می‌کنم، با دقت می‌نویسد، اما همان متن را نمی‌تواند روان بخواند. این تجربه به من یادآوری کرده است که مهارت‌های مختلف زبانی همیشه هم‌زمان رشد نمی‌کنند. ممکن است کودکی بتواند آنچه را می‌شنود بنویسد، اما هنوز در خواندن روان همان متن به تمرین بیشتری نیاز داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همهٔ این تجربه‌ها مرا به یک نتیجه رسانده‌اند: شاید مهم‌ترین چیزی که بسیاری از کودکان فارسی‌آموز کم دارند، نه دایرهٔ واژگان است و نه استعداد زبانی؛ آن‌ها فرصت کافی برای خواندن ندارند. درحالی‌که بخش قابل‌توجهی از موفقیت در Challenge Exam به توانایی خواندن، فهمیدن و دنبال‌کردن یک متن مکتوب وابسته است. بیشتر خانواده‌ها و حتی گاهی کلاس‌های فارسی، ناخواسته بیشترین انرژی خود را صرف تقویت مهارت گفت‌وگو می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار این پرسش همیشگی که «آیا فرزندمان فارسی صحبت می‌کند؟»، پرسش دیگری را نیز جدی بگیریم: «آیا فرزندمان می‌تواند به فارسی بخواند و آنچه را می‌خواند، به‌خوبی بفهمد؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ به این پرسش، تنها برای موفقیت در یک آزمون اهمیت ندارد؛ بلکه با آیندهٔ زبان فارسی در نسل دوم مهاجران گره خورده است. اگر کودک نتواند با متن فارسی ارتباط برقرار کند، دیر یا زود پیوند او با ادبیات، تاریخ، فرهنگ و حتی بخش مهمی از هویت زبانی‌اش نیز کم‌رنگ خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بخش دوم این یادداشت، به این پرسش خواهم پرداخت که چرا چنین فاصله‌ای میان توانایی گفت‌وگو و سواد خواندن شکل می‌گیرد و خانواده‌ها، معلمان و برگزارکنندگان Challenge Exam چگونه می‌توانند برای کاهش این فاصله نقش مؤثرتری ایفا کنند.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">مدیر آموزشی </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/farsi-dar-bc/"><span style="font-weight: 400;">فارسی در بی‌سی</span></a><span style="font-weight: 400;"> و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/27/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c/">سواد خواندن در زبان‌های میراثی؛ تأملی بر Challenge Exam زبان فارسی در بریتیش کلمبیا (قسمت اول)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/27/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%a3%d9%85%d9%84%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26850</post-id>	</item>
		<item>
		<title>راویِ صادق تاریخ؛ درنگی بر جهان شعر کردی و چالش‌های ترجمهٔ آن، در گفت‌وگویی با خالد بایزیدی (دلیر)، شاعر و مترجم کرد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/25/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/25/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Jul 2026 23:47:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خالد بایزیدی]]></category>
		<category><![CDATA[سمیه امینی راد]]></category>
		<category><![CDATA[سمیه امینی‌راد]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[کردستان]]></category>
		<category><![CDATA[کردی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26844</guid>

					<description><![CDATA[<p>سمیه امینی‌راد &#8211; ایران خالد بایزیدی (تخلص دلیر)، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در شهرستان مهاباد در استان آذربایجان غربی زاده شد و اکنون در کشور کانادا به‌سر می‌برد. وی به زبان‌های کردی و فارسی شعر می‌سراید و نیز شعر شاعران معاصر کُرد را به فارسی برمی‌گرداند. تاکنون پنج مجموعه‌شعر با عناوین «سخن دل»، «دل‌مویه»، «عصیان غربت»، «تبسم تاکستان» و «باران عشق» از او به چاپ رسیده است. همچنین ترجمهٔ «دختری با زلف‌های سبز» برگزیدهٔ شعرهای...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/25/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af/">راویِ صادق تاریخ؛ درنگی بر جهان شعر کردی و چالش‌های ترجمهٔ آن، در گفت‌وگویی با خالد بایزیدی (دلیر)، شاعر و مترجم کرد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سمیه امینی‌راد &#8211; ایران</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">خالد بایزیدی (تخلص دلیر)، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در شهرستان مهاباد در استان آذربایجان غربی زاده شد و اکنون در کشور کانادا به‌سر می‌برد. وی به زبان‌های کردی و فارسی شعر می‌سراید و نیز شعر شاعران معاصر کُرد را به فارسی برمی‌گرداند. تاکنون پنج مجموعه‌شعر با عناوین «سخن دل»، «دل‌مویه»، «عصیان غربت»، «تبسم تاکستان» و «باران عشق» از او به چاپ رسیده است. همچنین ترجمهٔ «دختری با زلف‌های سبز» برگزیدهٔ شعرهای لطیف هلمت، ترجمهٔ «تو را چون کتابی برگزیدم» برگزیدهٔ شعرهای شیرکو بیکس از انتشارات کتاب هرمز و شش کتاب مشترک شعر با شاعران ایران با گردآوری فریده حیدری، حمید صراف و محمد عالمی کوهبانی را در کارنامهٔ خود دارد. بایزیدی مجموعه‌شعری نیز با عنوان «عطر جهان‌شمول» زیر چاپ دارد، که قرار است استاد شهرام فروغی‌مهر، مدیر انتشارات کتاب هرمز، به چاپ برساند.</span></i></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26846" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Untitled-1.jpg?resize=640%2C213" alt="راویِ صادق تاریخ؛ درنگی بر جهان شعر کردی و چالش‌های ترجمهٔ آن، در گفت‌وگویی با خالد بایزیدی (دلیر)، شاعر و مترجم کرد
- - - - -
خالد بایزیدی (تخلص دلیر)، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در شهرستان مهاباد در استان آذربایجان غربی زاده شد و اکنون در کشور کانادا به‌سر می‌برد. وی به زبان‌های کردی و فارسی شعر می‌سراید و نیز شعر شاعران معاصر کُرد را به فارسی برمی‌گرداند. تاکنون پنج مجموعه‌شعر با عناوین «سخن دل»، «دل‌مویه»، «عصیان غربت»، «تبسم تاکستان» و «باران عشق» از او به چاپ رسیده است. همچنین ترجمهٔ «دختری با زلف‌های سبز» برگزیدهٔ شعرهای لطیف هلمت، ترجمهٔ «تو را چون کتابی برگزیدم» برگزیدهٔ شعرهای شیرکو بیکس از انتشارات کتاب هرمز و شش کتاب مشترک شعر با شاعران ایران با گردآوری فریده حیدری، حمید صراف و محمد عالمی کوهبانی را در کارنامهٔ خود دارد. بایزیدی مجموعه‌شعری نیز با عنوان «عطر جهان‌شمول» زیر چاپ دارد، که قرار است استاد شهرام فروغی‌مهر، مدیر انتشارات کتاب هرمز، به چاپ برساند...
#شعر #ادبیات #ترجمه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="213" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Untitled-1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Untitled-1.jpg?resize=300%2C100&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *‌ * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با‭ ‬سپاس‭ ‬از‭ ‬وقت‭ ‬شما‭ ‬برای‭ ‬این‭ ‬گفت‌وگو،‭ ‬به‌عنوان‭ ‬اولین‭ ‬سؤال‭ ‬مایلم‭ ‬بپرسم‭ ‬به‌نظر شما شعر کردی چه ویژگی‌هایی دارد که آن را برای ترجمه به زبان‌های دیگر خاص و جذاب می‌کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌باور من شعر کردی به‌دلیل ساختار و فرم یگانه‌ای که دارد، ویژگی‌های متعددی را داراست که در وهلهٔ نخست برآمده از غنای زبانی است و این غنا در ارتباط با پیشینه و بافت تاریخی و سرزمینی‌ست که از دیرباز با ادبیات شفاهی کردستان عجین بوده است. از منظومه‌های کلاسیک و افسانه‌ها و حماسه‌ها تا قصه‌های عاشقانه، همه به‌نوعی با سنت شعری در ارتباطی دوسویه بوده‌اند. شاید جای بسی حیرت باشد اگر بگویم که در این سنت دیرینهٔ شعری، روایت نیز متأثر از شعر بوده و است. انگار از ابتدا شعر، خود راوی صادق تاریخ بوده است، زیرا هر زمان که روایت‌ها به سکوت و سانسور تن می‌دادند، این شعر بود که به‌زبان استعاره، تاریخ را روایت می‌کرد؛ این یکی از ویژگی‌های ممتاز ادبیات کردستان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم در باب تأثیرات این سنت شعری، برتری جایگاه شعر را چنان هویتی مستقل و کارآمد معرفی می‌کند که محصول غنای زبانی است. در کلام و گفتارهای روزمره نیز همواره ردپایی از شعر بر جای می‌ماند که در نوع خود کم‌نظیر است. گاه شعر روایت را فرا می‌خواند تا با آن هم‌آوا شود و این در حالی است که سنت شعر کردی به ذات خودش وفادار است و درعینِ‌حال می‌کوشد دیگر ژانرهای ادبی نیز چنین جایگاهی داشته باشند. در شعر کردی آنچه خیلی بارز است، درهم‌تنیدگی عشق و حماسه است با رویکردهای گاه عرفانی و صوفی‌گرانه که تمامی عناصر زیبایی‌شناختی را نیز در خود جای داده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قطعاً وقتی یک شعر کردی به زبان دیگری ترجمه می‌شود، اولین چیزی که به ذهن خواننده می‌رسد، این است که به‌دنبال شباهت‌های فرهنگی و تاریخی باشد و هنگامی که به این تفاوت‌ها برمی‌خورد، آن شعر برایش جذاب و خواندنی خواهد بود. خواننده میل به مکاشفه دارد. او در واقع کاشف ذهن شاعر است و همچنین برایش مهم است که مترجم تا چه اندازه به شعر شاعر وفادار بوده است. این نخستین حلقهٔ اعتمادی است که باید شکل بگیرد. مخاطب ترجمهٔ شعر می‌خواهد بداند که این شعر در چه بستر تاریخی‌ای بالیده است که هم می‌تواند عاشقانه باشد و هم از عناصر اروتیک بهره بگیرد. خوانندهٔ باهوش به این می‌اندیشد که تفاوت‌های میان حماسه‌ای که مردم تعریف کرده و سینه‌به‌سینه انتقال داده‌اند، با روایت‌های تاریخی نظام مسلط چگونه در شعر انعکاس یافته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مخاطبان شعر کردی از طیف‌ها و قشرهای مختلفی‌اند و به‌همین دلیل دنبال تنوع و کثرتی‌اند که آنان را غرق لذت و کامیابی کند. شاید عمدهٔ این جذابیت به کثرت در مضمون و فرم و ساختار زبان مرتبط باشد که قطعاً برای خوانندهٔ غیرکرد تازه و جذاب است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فرهنگ و تاریخ کردها چگونه در شعر‌های کردی انعکاس می‌یابد و این جنبه‌ها در ترجمه چه جایگاهی دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شعر کردی را اگر در متن و بستر تاریخ شفاهی مردم کردستان تعریف کنیم و عناصر فرهنگی را نیز به آن بیفزاییم، باید بگویم که انعکاس آن در شعر کردی کاملاً طبیعی است. این شعر با مشخصاتی که برشمردم، جدای از فرهنگ و تاریخ شفاهی کردستان نیست. حال این تاریخ می‌تواند یک تاریخ مکتوب باشد که کردها را در ساختار سیاسی و فرهنگی و اجتماعی مشخصی تعریف می‌کند یا تاریخ شفاهی‌ای باشد که شکلی از نقالی و روایت‌های سینه‌به‌سینه است که با افسانه‌ها درهم آمیخته‌اند. در هر دوی این اشکال تاریخی، نمودی عینیت‌گرایانه از یک انعکاس طبیعی می‌بینیم که در فرم و قواره‌ای متناسب با زمانهٔ خودش تغییر یافته است. در گذر زمان آنچه که تازه شده است، پوستهٔ بیرونی این سنت دیرینه است تا منطبق با نیازهای نسل جدید طرحی نو دراندازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درون‌مایهٔ این اشعار تغییر نمی‌کند، ولی ساختار و قالب آن‌ها دستخوش تغییراتی عمده می‌شود که در واقع اصل وفاداری به هستهٔ اصلی حفظ می‌شود. رویکردهای تاریخ مکتوب و تاریخ شفاهی مرزبندی‌هایشان از این نقطه آغاز می‌شود که روایت‌های رسمی مورخان جریان مسلط دیگر نمی‌توانند این سنت شعر کردی را که سینه‌به‌سینه آمده و بالنده شده است، پس بزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">جایگاه این جنبه‌ها در ترجمه از این نقطه نظر اهمیت دارد که می‌تواند نقش بسزایی در شناخت و شناساندن رویکردهای تاریخی داشته باشد. جدا از بُعد زیبایی‌شناختی، هر شعری که بازتاب‌دهندهٔ تاریخ و فرهنگ بومی و اقلیمی خودش است، این ضرورت را پیش روی خواننده می‌گذارد که با نگاهی تاریخی شعر و جهان شعری را بسنجد و آن را داوری کند، خواه واقعی باشد، خواه غیرواقعی. </span><span style="font-weight: 400;">آنچه اهمیت دارد، درک وضعیت تاریخی‌ای است از گذشته تا به امروز، و دقیقاً همین وضعیت و موقعیت تاریخی‌ست که شعر کردی را پرورانده است؛ بازسرایی شکل‌هایی از تاریخ و حماسه و عشق در فرمی زیبایی‌شناسانه که هستهٔ اصلی شعر را تشکیل می‌دهد.</span><span style="font-weight: 400;"> جایگاه این جنبه‌ها زمانی در ترجمه اهمیت پیدا می‌کند که شاعر توانسته باشد در انتقال درون‌مایه و مضمون موفق عمل کند.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26847" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/2811dbd7-a29d-40e0-a13f-727ef879dc38.jpeg?resize=375%2C500" alt="راویِ صادق تاریخ؛ درنگی بر جهان شعر کردی و چالش‌های ترجمهٔ آن، در گفت‌وگویی با خالد بایزیدی (دلیر)، شاعر و مترجم کرد
- - - - -
خالد بایزیدی (تخلص دلیر)، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در شهرستان مهاباد در استان آذربایجان غربی زاده شد و اکنون در کشور کانادا به‌سر می‌برد. وی به زبان‌های کردی و فارسی شعر می‌سراید و نیز شعر شاعران معاصر کُرد را به فارسی برمی‌گرداند. تاکنون پنج مجموعه‌شعر با عناوین «سخن دل»، «دل‌مویه»، «عصیان غربت»، «تبسم تاکستان» و «باران عشق» از او به چاپ رسیده است. همچنین ترجمهٔ «دختری با زلف‌های سبز» برگزیدهٔ شعرهای لطیف هلمت، ترجمهٔ «تو را چون کتابی برگزیدم» برگزیدهٔ شعرهای شیرکو بیکس از انتشارات کتاب هرمز و شش کتاب مشترک شعر با شاعران ایران با گردآوری فریده حیدری، حمید صراف و محمد عالمی کوهبانی را در کارنامهٔ خود دارد. بایزیدی مجموعه‌شعری نیز با عنوان «عطر جهان‌شمول» زیر چاپ دارد، که قرار است استاد شهرام فروغی‌مهر، مدیر انتشارات کتاب هرمز، به چاپ برساند...
#شعر #ادبیات #ترجمه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/2811dbd7-a29d-40e0-a13f-727ef879dc38.jpeg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/2811dbd7-a29d-40e0-a13f-727ef879dc38.jpeg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ترجمهٔ شعر کردی تا چه حد توانسته روح و معنای اصلی شعر را به زبان مقصد منتقل کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بستگی به عناصر زبانی و پیچیدگی‌های شعر دارد. گاهی مفاهیم پیچیده در شعر و ساختار و فرم آن در انتقال روح و معنای اصلی شعر تعیین‌کننده است و قدر مسلم به توانایی مترجم برمی‌گردد که چگونه عهده‌دار این مسئولیت می‌شود. </span><span style="font-weight: 400;">به‌باور من مترجم شعر باید خود شاعر باشد و گریزی از آن هم نیست. شاعر مترجم بهتر از هر مترجم دیگری به فضای شعر و همچنین زبان و فرم آن آشناست و این جایگاه تعیین‌کننده‌ای برای او رقم می‌زند. در خصوص شعر کردی و ترجمهٔ آن، قبل از هر چیز مترجم باید به ادبیات کردی آشنا باشد و البته لزوماً بدان معنا نیست که او باید کرد باشد.</span><span style="font-weight: 400;"> این آشنایی با شعر کردی مستلزم شناخت دقیق و کنکاش‌گرانه است. از این گذشته از منظر شناختی و درک مفاهیم چنین رابطه‌ای صرفاً با احساسات و علاقمندی‌های سطحی میسر نخواهد بود، بلکه لازمه‌اش مطالعه و کشف هزارتوهای شعر کردی است و به‌بیانی دیگر، حتی شعر نو کردی هم وام‌دار سنت شعر کلاسیک کردی است. متأسفانه بیشتر مترجمان اشعار کردی با ظرافت‌های آن آشنا نیستند و گاه در انتقال روح و مفاهیم آن ناموفق‌اند. وقتی نادانسته یا از روی عمد زبان شعر را به‌دلخواه خود تغییر می‌دهند و شکل دیگری از سرودن را به‌جای شاعر تجربه می‌کنند، به شعر کردی آسیب می‌رسانند و این لطمات قبل از هر چیز به اعتبار شعر کردی لطمه می‌زند. در خاتمهٔ جواب به این پرسش شما مایلم به این نکته اشاره بکنم که ترجمهٔ شعر برخلاف دیگر ژانرهای ادبی، کار بسیار ظریف و شکننده و درعینِ‌حال سخت و پیچیده‌ای است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بزرگ‌ترین چالش‌هایی که یک مترجم هنگام ترجمهٔ شعر کردی با آن مواجه می‌شود، چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید بزرگ‌ترین چالش برای مترجم شعر کردی پیداکردن معادل‌های زبانی باشد. بعضاً تعداد زیادی از واژگان کردی در زبان فارسی معادل‌های مناسبی ندارند و یافتن معادل‌های مشابه تا حد زیادی مضمون شعر را تغییر می‌دهد، برای همین مترجم به‌اجبار باید دست به معادل‌سازی بزند. اگرچه این روش در ترجمه توانسته است مقبولیتی نزد خوانندگانش کسب کند، ولی با این وصف به نگرانی‌هایی نیز دامن می‌زند که بیشتر متوجه خود مترجم است، زیرا منتقدان همواره معیار ترجمهٔ خوب را بر مبنای تسلط مترجم به زبان مادری و زبان مقصد می‌دانند و قطعاً کوچک‌ترین خطا سر همین موضوع معادل‌سازی، ممکن است کارنامه و پیشینهٔ مترجم را با چالشی اساسی روبه‌رو سازد. به‌طور کل در روایت، مترجم دامنهٔ گسترده‌تری دارد، ولی در شعر با محدودیت‌های بسیاری روبه‌روست و شوربختانه منتقدان ما به هر دو یکسان می‌نگرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تفاوت‌های زبانی و فرهنگی چه تأثیری بر دقت و زیبایی ترجمهٔ شعر کردی می‌گذارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌نظر من تفاوت‌های زبانی و فرهنگی ساختاری‌ست ارگانیک که در مفهوم شعر، زبان فاخر و پرسشگر را وارد چرخهٔ خود می‌کند. جست‌وجو حول پرسش‌های شناختی همواره دغدغهٔ شاعر و مترجم است و چه‌بسا خوانندهٔ شعر کردی هم با این پرسش‌ها درگیری ذهنی دارد. در این میان مترجم باید از خود این پرسش را بکند که چگونه می‌تواند با این تفاوت‌ها کنار بیاید و اینکه از چه ابزارها و پتانسیل‌هایی برای خلق دوبارهٔ زیبایی استفاده کند. </span><span style="font-weight: 400;">نخستین بار شاعر تمام تلاش خود را به کار گرفته است و این زیبایی را در قالب شعر ریخته است، و بار دوم این مترجم است که باید بیشترین تلاشش را انجام دهد که زیبایی را از نو بیافریند. به هر روی، نگاه‌ها به مترجم دوخته شده است و پیش از آنکه شاعر را نقد کنند، این مترجم است که باید پاسخگو باشد. چه‌بسا خطای شاعر نیز گاهی به پای مترجم نوشته می‌شود.</span><span style="font-weight: 400;"> باز گفتن این نکتهٔ بدیهی را ضروری می‌دانم که شناخت تفاوت‌های زبانی و فرهنگی و پالودن آن از کژفهمی و پیچیدگی‌های کلیشه‌ای رایج، کمک می‌کند تا پیمودن این مسیر با سهولت انجام پذیرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا ترجمهٔ شعر کردی می‌تواند به گسترش شناخت جهانی از فرهنگ و ادبیات کردی کمک کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صددرصد می‌تواند به شناخت جهانی از فرهنگ و ادبیات کردی کمک کند، به‌شرطی که با استانداردهای شعری خوانایی داشته باشد. این استانداردها فقط به مضمون ارتباط ندارد، بلکه شیوه‌های خلاقانه در آفرینش ادبی که مطابق معیارهای جهانی در حوزهٔ شعر است، می‌تواند به این مهم کمک کند. شاعران کرد فرم‌های تازه‌ای را خلق کرده‌اند و امروز شعر نو کردی توانسته است در کنار آثار مطرح جهانی پهلو بگیرد. نمونهٔ آن شعرهای زنده‌یاد شیرکو بیکس است و شاعران نوپرداز دیگر که هر کدامشان جایگاه ویژه‌ای در ادبیات جهان دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا حفظ موسیقی و ریتم شعر کردی در ترجمه ممکن است؟ چگونه می‌توان این جنبه‌ها را منتقل کرد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگرچه حفظ موسیقی و ریتم در شعر کردی در ترجمه کار بسیار سختی است، ولی نباید آن را غیرممکن دانست. به‌هر روی، نباید از مترجم هم انتظار داشت که بتواند موسیقی و ریتم شعر را به‌طور کامل حفظ کند. من همیشه گفته‌ام که اگر مترجمی حتی بتواند هفتاد درصد موسیقی و ریتم شعر را حفظ کند، کاری کرده کارستان و این بر هیچ ناظر بیرونی‌ای پوشیده نیست. ناگفته نماند که حفظ موسیقی شعر بستگی به شعر سروده‌شده و شاعر آن هم دارد. شعرهایی داریم که موسیقی و ریتمشان به‌طور کامل در زبان ترجمه حفظ می‌شوند و شعرهایی نیز داریم که به شیوه و انتقال حس مترجم بستگی دارد و مترجم با تبحر و دانش شعری‌ای که دارد، می‌تواند موسیقی و ریتم را متناسب با زبان ترجمه حفظ بکند، بدون آنکه به زبان اصلی شعر و جوهر حقیقی آن لطمه بزند. مترجم باید تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا موسیقی شعر را مطابق با ترجمه‌ای که انجام داده تعیین کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26848" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Xalid_B.jpeg?resize=312%2C500" alt="راویِ صادق تاریخ؛ درنگی بر جهان شعر کردی و چالش‌های ترجمهٔ آن، در گفت‌وگویی با خالد بایزیدی (دلیر)، شاعر و مترجم کرد
- - - - -
خالد بایزیدی (تخلص دلیر)، در سال ۱۳۴۵ خورشیدی در شهرستان مهاباد در استان آذربایجان غربی زاده شد و اکنون در کشور کانادا به‌سر می‌برد. وی به زبان‌های کردی و فارسی شعر می‌سراید و نیز شعر شاعران معاصر کُرد را به فارسی برمی‌گرداند. تاکنون پنج مجموعه‌شعر با عناوین «سخن دل»، «دل‌مویه»، «عصیان غربت»، «تبسم تاکستان» و «باران عشق» از او به چاپ رسیده است. همچنین ترجمهٔ «دختری با زلف‌های سبز» برگزیدهٔ شعرهای لطیف هلمت، ترجمهٔ «تو را چون کتابی برگزیدم» برگزیدهٔ شعرهای شیرکو بیکس از انتشارات کتاب هرمز و شش کتاب مشترک شعر با شاعران ایران با گردآوری فریده حیدری، حمید صراف و محمد عالمی کوهبانی را در کارنامهٔ خود دارد. بایزیدی مجموعه‌شعری نیز با عنوان «عطر جهان‌شمول» زیر چاپ دارد، که قرار است استاد شهرام فروغی‌مهر، مدیر انتشارات کتاب هرمز، به چاپ برساند...
#شعر #ادبیات #ترجمه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="312" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Xalid_B.jpeg?w=312&amp;ssl=1 312w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Xalid_B.jpeg?resize=187%2C300&amp;ssl=1 187w" sizes="auto, (max-width: 312px) 100vw, 312px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نقش گویش‌های مختلف کردی، مانند سورانی، کرمانجی، یا لکی، در فرایند ترجمه چیست؟ آیا یک گویش نسبت به دیگری ترجمه‌پذیرتر است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گویش‌های مختلف کردی در فرایند ترجمه از یک متد مشخص و معین پیروی می‌کنند و تقریباً نقش‌های مشابهی دارند. به‌طور کلی هر گویشی فرم‌های زبانی مختص به خودش را دارد و این مسئله به زیست مکانی و جغرافیایی ارتباط دارد. به‌همین خاطر از قابلیت‌های فرهنگ بومی خودش استفاده می‌کند. گویش سورانی به‌دلیل استفاده از عناصر سورئال و بازی‌های زبانی قطعاً رنج بیشتری برای ترجمه می‌طلبد. با این وجود گویش‌هایی همچون کرمانجی، بادینی، لکی، کلهری و&#8230; بیشتر از عناصر روایی بهره می‌گیرند و به شعر گفتاری نزدیک‌ترند. البته باید این را در نظر داشت که ادعای بنده الزاماً در مورد تمام شعرهایی که با این گویش‌ها سروده شده است، صدق نمی‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">البته با وجود پیچیدگی‌های زبانی و فرمی در گویش سورانی، شعار کردی با این گویش نسبت به سایر گویش‌ها ترجمه‌پذیرترند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ترجمه چگونه می‌تواند میان زبان بومی و زبان مقصد تعادلی برقرار کند تا هم مخاطبان محلی و هم مخاطبان جهانی را جذب کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ترجمه می‌تواند تنها پل ارتباطی میان زبان بومی و زبان مقصد باشد و این تعادل برقرار نخواهد شد مگر با نزدیک‌تکردن زبان بومی و زبان مقصد. پیداکردن ریشه‌های زبانی مشترک که اشتراکات تاریخی، فرهنگی و ادبی را در نظر دارد، تضمین‌کنندهٔ چنین تعادلی است. ایجاد مانع و دیوارکشیدن دور زبان بومی، موجب می‌شود که زبان بومی و مقصد از همدیگر دورتر شوند. تلاش مترجم باید این باشد که از ایزوله‌شدن زبان بومی جلوگیری کند و به‌نظر من حفظ غنای زبانی مستلزم چنین رویکردی است. به‌هر روی، تأثیراتی که زبان بومی و مقصد می‌توانند از هم بگیرند، به این غنای زبانی یاری می‌رساند. نزدیک‌شدن به زبان مقصد نه‌تنها مخاطبان جهانی را جذب می‌کند، بلکه توجه مخاطبان بومی را نیز جلب می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نقش مترجم در معرفی شاعران کرد به ادبیات جهانی چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">با قاطعیت می‌توانم بگویم که وقتی مترجم شعری از یک شاعر نامدار کرد را ترجمه می‌کند، در واقع شاعر را به جهان معرفی کرده است. حال </span><span style="font-weight: 400;">هر چقدر ترجمه‌ای پاکیزه و بی‌عیب و نقص از شاعر منتشر شود، اقبال معرفی ادبیات کردستان خصوصاً شعر کردی بیشتر است و این همان اتفاق فرخنده‌ای است که در مورد زنده‌یاد شیرکو بیکس افتاد و او «امپراتور شعر جهان» نام گرفت.</span><span style="font-weight: 400;"> ادبیات جهانی برای خودش استانداردها و معیارهایی دارد و ترجمهٔ خوب می‌تواند جای خود را درون آن باز کند، ضمن آنکه انتخاب شعر و نوع ترجمه متناسب با همان استانداردهای زبان مقصد در معرفی خوب اثر به ادبیات جهان می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه اقداماتی می‌توان برای تقویت فرایند ترجمه و انتشار شعر کردی در سطح بین‌المللی انجام داد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تنها اقدام به‌نظر من ایجاد یک مرکز یا انستیتوی ادبی است که بتواند مترجمان را گرد هم آورد و نظارت بر کیفیت آثاری را که درخور ترجمه‌اند، در کانون توجه قرار دهند. انتخاب مجموعه‌اشعار و سهیم‌شدن در اشتراکات فکری مترجمان با همدیگر، از بروز اشتباهات ترجمه جلوگیری می‌کند. حیات و پویایی ترجمهٔ شعر، بیش از هر چیز در گرو هم‌صدایی فرهنگی و البته حضور ناشران دغدغه‌مندی است که پای چاپ این آثار بایستند. اما پیشنهاد و باور قلبیِ من، برداشتن یک گام بلندتر است؛ اینکه فضایی خلق کنیم تا مترجمان، «زبان مقصد» را پایانِ راهِ یک اثر ندانند، بلکه با انگیزه و جسارت، همان آثارِ ترجمه‌شده را به دیگر زبان‌های زندهٔ دنیا نیز برگردانند و زنجیره‌ای جهانی از تبادل ادبی بسازند. تمام این مواردی که بدان اشاره کردم، در گرو ایجاد کانون یا انستیتویی است که پل ارتباطی میان مترجمان ایجاد کند. شعر کردی این پتانسیل را دارد که در سطح بین‌المللی به آن جایگاهی که شایسته است، برسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ترجمه، پیوند زبان و فکر است برای نیاز و هدفی مشترک و ازهم‌گسیختن دیوارهایی است که تفاوت را در نگرش انسان به جهان پیرامونی می‌بیند و نه در نژاد و جغرافیای زیست. </span><span style="font-weight: 400;">ترجمه در واقع گریزی است به معنا در یک گفتمان و ساختار مشخص که ستون و پایهٔ اصلی آن برداشتن تفاوت‌ها در شکل ظاهری است تا ما را به این حقیقت برساند که ادبیات، زبان مشترک انسان امروزی است.</span><span style="font-weight: 400;"> ادبیات ترجمه‌ای ما همواره مدیون بزرگانی در حوزهٔ ترجمه است که با وجود موانع بسیار بر سر راه ترجمه در جهت غنا و اعتلای آن تلاش و کوشش کرده‌اند. مترجم ایرانی نمونهٔ راستین امانت‌داری است و تعهد به مخاطب و متن، همواره در راستای اعتمادسازی بوده و اگر امروز شاهد استقبال مردم از آثار ترجمه‌ای خصوصاً در حوزهٔ ادبیات هستیم، گویای تلاش خستگی‌ناپذیر مترجمان خوب است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، لطفاً اگر صحبت دیگری دارید، بفرمایید. </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در‭ ‬خاتمه‭ ‬تشکر‭ ‬می‌کنم‭ ‬از‭ ‬استاد‭ ‬بزرگوارم‭ ‬ابوالفضل‭ ‬پاشا‭ ‬و‭ ‬شما،‭ ‬خانم‭ ‬امینی‌راد‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬گفت‌وگو‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬من‭ ‬انجام‭ ‬دادید،‭ ‬با‭ ‬درود‭ ‬و‭ ‬سپاس،‭ ‬و‭ ‬بدرود‭.‬</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/25/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af/">راویِ صادق تاریخ؛ درنگی بر جهان شعر کردی و چالش‌های ترجمهٔ آن، در گفت‌وگویی با خالد بایزیدی (دلیر)، شاعر و مترجم کرد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/25/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26844</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فیلم «زنان بدون مردان»؛ خلق «شعری بصری» از رئالیسم جادویی و تکان‌دهندهٔ پارسی‌پور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/24/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b5%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/24/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b5%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 Jul 2026 15:24:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[الف صدرا]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[شهرنوش پارسی پور]]></category>
		<category><![CDATA[شهرنوش پارسی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[شیرین نشاط]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26837</guid>

					<description><![CDATA[<p>الف صدرا – ونکوور «زنان بدون مردان» نام فیلمی‌ست برگرفته از کتاب شهرنوش پارسی‌پور با همین عنوان، و به‌کارگردانی شیرین نشاط دربارهٔ زندگی چهار زن از اقشار و سنین مختلف اجتماعی که در بستر حوادث و رویدادهای کودتای ۲۸ مرداد که به سقوط دولت محمد مصدق در ایران انجامید، روایت می‌شود. اما تمرکزش روی شرایط ناگوار زنان ایرانی در بطن جامعهٔ آن زمان است.  فیلم «زنان بدون مردان» موفق به کسب جایزهٔ شیر نقره‌ای برای بهترین...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/24/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b5%d8%b1%db%8c/">فیلم «زنان بدون مردان»؛ خلق «شعری بصری» از رئالیسم جادویی و تکان‌دهندهٔ پارسی‌پور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%84%d9%81-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">الف صدرا</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«زنان بدون مردان» نام فیلمی‌ست برگرفته از کتاب شهرنوش پارسی‌پور با همین عنوان، و به‌کارگردانی شیرین نشاط دربارهٔ زندگی چهار زن از اقشار و سنین مختلف اجتماعی که در بستر حوادث و رویدادهای کودتای ۲۸ مرداد که به سقوط دولت محمد مصدق در ایران انجامید، روایت می‌شود. اما تمرکزش روی شرایط ناگوار زنان ایرانی در بطن جامعهٔ آن زمان است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیلم «زنان بدون مردان» موفق به کسب جایزهٔ شیر نقره‌ای برای بهترین کارگردانی در شصت و ششمین جشنوارهٔ فیلم ونیز شد. در این فیلم شبنم طلوعی، پگاه فریدونی، آریتا شهرزاد و اورشویا توت، بازیگر مجارستانی، نقش‌های اصلی را ایفا می‌کنند و البته خود شهرنوش پارسی‌پور هم در این فیلم نقش کوتاهی دارد و به‌جز آن در فیلمنامه‌نویسی هم مشارکت داشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">داستان فیلم حول محور چهار شخصیت اصلی می‌چرخد: مونس، دختری که به موضوعات سیاسی علاقه‌مند است؛ فائزه، دختری سنتی؛ زرین، زن جوانی که مجبور به تن‌فروشی شده؛ و فخری*</span><span style="font-weight: 400;">، زنی میانسال از طبقهٔ مرفه که در زندگی زناشویی خود شکست خورده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرور این اثر، فرصتی‌ست تا بار دیگر به میراث ادبی شهرنوش پارسی‌پور بپردازیم؛ نویسنده‌ای که سال‌ها کوشید مرز میان واقعیت و خیال را درنوردد و با زبانی شاعرانه، از تنهایی، آزادی، سرکوب و رؤیاهای زنان ایرانی سخن بگوید. آثار او تنها داستان نیستند؛ هر یک تلاشی‌اند برای فهم انسان در جامعه‌ای که همواره میان سنت، قدرت و آرزوی رهایی در نوسان بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در میان آثار پارسی‌پور، «زنان بدون مردان» جایگاهی ویژه دارد؛ رمانی که سال‌ها پس از انتشار، الهام‌بخش فیلمی به‌همین نام به‌کارگردانی شیرین نشاط شد. این فیلم که در سال ۲۰۰۹ ساخته شد، بیش از آنکه شبیه یک روایت سینماییِ کلاسیک باشد، به گالری متحرکی از عکس‌های هنری شباهت دارد. نشاط رئالیسم جادویی و تکان‌دهندهٔ پارسی‌پور را کنار می‌گذارد و به‌جای آن، «شعر بصری» می‌آفریند. قاب‌بندی‌های دقیق، حرکت‌های آرام دوربین و رنگ‌های سرد و تیره، جایگزین کلمات تند و صریح کتاب شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موسیقی این فیلم که ساختهٔ ریوئیچی ساکاموتو، آهنگ‌ساز ژاپنی برندهٔ اسکار، است، نقشی حیاتی در القای حس تعلیق، اندوه و رازآلودگیِ فیلم دارد. موسیقی در این فیلم، خلأ ناشی از حذفِ دیالوگ‌های درونی و توصیفات روان‌شناختی کتاب را پر کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های «زنان بدون مردان» آن است که سیاست را صرفاً در خیابان، دولت یا کودتا جست‌وجو نمی‌کند. در جهان این فیلم، سیاست در زندگی روزمره جاری‌ست؛ در انتخاب‌های کوچک، در ترس‌ها، در سکوت‌ها.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چهار شخصیت زن این فیلم در بستر حوادث آن زمان هرکدام با پیشینه‌ای متفاوت پا به عرصهٔ داستان می‌گذارند. مونس، که نماد آگاهی و کنشگری است، فخری زنی میانسال در جستجوی استقلال، فائزه نماد سنت و مذهب و زرین‌ نماد تنِ استثمارشده، هر کدام در حال مبارزه با یک «دیکتاتوریِ مردسالارانه» در زندگی شخصی خودند. فیلم به‌زیبایی نشان می‌دهد که همان‌طور که دموکراسی نوپای ایران در خیابان‌ها با کودتا سرکوب می‌شود، تلاش این زنان برای رهایی نیز در نهایت با بن‌بست روبه‌رو می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین نگاه، یکی از تفاوت‌های بارز فیلم «زنان بدون مردان» با رمان پارسی‌پور است؛ اینکه در کتاب، سیاست پس‌زمینهٔ روایت داستان است، ولی در فیلم موضوع سیاست بسیار پررنگ‌تر است. هرچند در فیلم نشاط، سیاست تنها دربارهٔ قدرت نیست؛ دربارهٔ کرامت انسان نیز است. فیلم یادآوری می‌کند که آزادی، پیش از آنکه مفهومی سیاسی باشد، تجربه‌ای انسانی است؛ تجربه‌ای که از حق انتخاب، حق سخن‌گفتن و حق زیستن آغاز می‌شود. همین رویکرد است که فیلم «زنان بدون مردان» را از بسیاری آثار سیاسی متمایز می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باغ در فیلم نشاط، نمادی از یک بهشت موعود یا اتوپیای زنانه است؛ جایی‌که در آن تفاوت‌های طبقاتی میان فخریِ اعیان‌زاده و زرینِ روسپی محو می‌شود. اما نشاط با نزدیک‌شدن صدای تانک‌ها و درگیری‌ها به دیوارهای باغ، نشان می‌دهد که این پناهگاه شخصی نیز نمی‌تواند در برابر واقعیت‌های خشن جامعه و سیاست، دوام بیاورد؛ رستگاری فردی بدون رستگاری جمعی ممکن نیست.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26840" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Womenwithoutmen.jpg?resize=640%2C339" alt="فیلم «زنان بدون مردان» خلق «شعری بصری» از رئالیسم جادویی و تکان‌دهندهٔ پارسی‌پور - - - - - «زنان بدون مردان» نام فیلمی‌ست برگرفته از کتاب شهرنوش پارسی‌پور با همین عنوان، و به‌کارگردانی شیرین نشاط دربارهٔ زندگی چهار زن از اقشار و سنین مختلف اجتماعی که در بستر حوادث و رویدادهای کودتای ۲۸ مرداد که به سقوط دولت محمد مصدق در ایران انجامید، روایت می‌شود. اما تمرکزش روی شرایط ناگوار زنان ایرانی در بطن جامعهٔ آن زمان است.  فیلم «زنان بدون مردان» موفق به کسب جایزهٔ شیر نقره‌ای برای بهترین کارگردانی در شصت و ششمین جشنوارهٔ فیلم ونیز شد. در این فیلم شبنم طلوعی، پگاه فریدونی، آریتا شهرزاد و اورشویا توت، بازیگر مجارستانی، نقش‌های اصلی را ایفا می‌کنند و البته خود شهرنوش پارسی‌پور هم در این فیلم نقش کوتاهی دارد و به‌جز آن در فیلمنامه‌نویسی هم مشارکت داشته است. داستان فیلم حول محور چهار شخصیت اصلی می‌چرخد: مونس، دختری که به موضوعات سیاسی علاقه‌مند است؛ فائزه، دختری سنتی؛ زرین، زن جوانی که مجبور به تن‌فروشی شده؛ و فخری، زنی میانسال از طبقهٔ مرفه که در زندگی زناشویی خود شکست خورده است... #سینما #هنر #شهرنوش_پارسی_پور #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="339" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Womenwithoutmen.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/Womenwithoutmen.jpg?resize=300%2C159&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیلم «زنان بدون مردان» بیش از آنکه فیلمی دربارهٔ گذشته باشد، اثری دربارهٔ اکنون است. پرسش‌هایی که مطرح می‌کند، همچنان زنده‌اند: آزادی چگونه از دست می‌رود؟ قدرت چگونه به زندگی خصوصی انسان‌ها راه پیدا می‌کند؟ و آیا می‌توان در میانهٔ آشوب‌های سیاسی، امید و انسانیت را حفظ کرد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ فیلم، پاسخی ساده یا شعاری نیست. نشاط و پارسی‌پور هر دو بر این باورند که رهایی، امری ناگهانی نیست، بلکه مسیری دشوار، پرهزینه و گاه دردناک است. شخصیت‌های فیلم، هر یک به‌شیوهٔ خود این مسیر را طی می‌کنند و همین، به اثر عمقی انسانی می‌بخشد که آن را از یک بیانیهٔ سیاسی فراتر می‌برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر «زنان بدون مردان» هنوز پس از گذشت سال‌ها، مخاطب خود را از دست نداده است، تنها به‌دلیل روایت یک مقطع تاریخی نیست؛ بلکه به‌این دلیل است که از خلال آن مقطع، پرسش‌هایی فرازمانی را پیش می‌کشد. در عین حال، فیلم از فروغلتیدن به شعار نیز پرهیز می‌کند. شخصیت‌های زن، هرچند هر یک با گونه‌ای از تبعیض و محدودیت روبه‌رو هستند، اما به چهره‌هایی تک‌بعدی تبدیل نمی‌شوند. آنان تنها قربانی نیستند؛ جست‌وجوگرند. هر یک می‌کوشد راهی برای بازتعریف خویش پیدا کند و معنای تازه‌ای برای آزادی بیابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بی‌تردید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای شیرین نشاط نیز این است که توانسته زبان شاعرانهٔ شهرنوش پارسی‌پور را به زبان تصویر ترجمه کند، بی‌آنکه روح اثر را از میان ببرد. بسیاری از اقتباس‌های ادبی، در انتقال جهان ذهنی نویسنده ناکام می‌مانند، اما «زنان بدون مردان» می‌کوشد همان مرز لغزان میان واقعیت، رؤیا و استعاره را حفظ کند؛ مرزی که از ویژگی‌های برجستهٔ ادبیات پارسی‌پور است که شاید یکی از مهم‌ترین دلایلش مشارکت خود پارسی‌پور در نگارش فیلمنامه و همچنین حضورش در کنار نشاط در زمان ساخت فیلم بوده باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیلم نشاط توانسته است ادبیات معاصر ایران را به مخاطبانی بسیار فراتر از مرزهای فارسی‌زبان معرفی کند. برای بسیاری از تماشاگران جهان، نخستین آشنایی با نام شهرنوش پارسی‌پور از همین فیلم آغاز شد. این اتفاق، نشان داد که ادبیات ایران، اگر با زبانی هنرمندانه روایت شود، می‌تواند با دغدغه‌های مشترک انسان امروز پیوند برقرار کند و مخاطبانی در فرهنگ‌های گوناگون بیابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بازگشت به «زنان بدون مردان» تنها ادای احترام به یک رمان یا یک فیلم نیست؛ یادآوری اهمیت نویسنده‌ای است که کوشید از خلال داستان، دربارهٔ آزادی، تنهایی، قدرت و امید زنان سخن بگوید. آثار او، چه بر صفحهٔ کتاب و چه بر پردهٔ سینما، همچنان ما را به تأمل دربارهٔ جامعه، تاریخ و انسان فرامی‌خوانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این فیلم را می‌توان با استفاده از </span><a href="https://www.kanopy.com/en/product/women-without-men?frontend=kui"><span style="font-weight: 400;">سرویس پخش فیلم کنوپی به رایگان تماشا کرد.</span></a><span style="font-weight: 400;"> علاقه‌مندان می‌توانند با استفاده از کارت کتابخانهٔ محل زندگی‌شان به‌طور رایگان مشترک این سرویس شوند و این فیلم و صدها فیلم و سریال دیگر را به رایگان تماشا کنند.</span></span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">در رمان «زنان بدون مردان» نام زن میانسال فرخ‌لقاست، هرچند شیرین نشاط آن را در فیلم خود به فخری تغییر داده است.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/24/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b5%d8%b1%db%8c/">فیلم «زنان بدون مردان»؛ خلق «شعری بصری» از رئالیسم جادویی و تکان‌دهندهٔ پارسی‌پور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/24/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%ae%d9%84%d9%82-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b5%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26837</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-08-02 12:10:01 by W3 Total Cache
-->