نماد سایت رسانهٔ همیاری

اکرانِ «بنما آفتاب را بی‌ابر» در ونکوور؛ داستانی از تقابل عشق و پیش‌فرض‌های موروثی 

اکرانِ «بنما آفتاب را بی‌ابر» در ونکوور؛ داستانی از تقابل عشق و پیش‌فرض‌های موروثی - - - - - داستان فیلم «بنما آفتاب را بی‌ابر» که در تهران امروزی روایت می‌شود، داستانی عاشقانه و تأثیرگذار دربارهٔ دو جوان ایرانی است. رابطهٔ این دو، تعصبات مذهبیِ تفرقه‌انداز میان خانواده‌هایشان را به چالش می‌کشد و آیندهٔ آن‌ها را به خطر می‌اندازد. لیلا خسروی، یک زن جوان بهایی است که به‌دلیل اعتقاداتش از تحصیل در دانشگاه محروم شده است. او نیز مانند هزاران جوان بهایی دیگر در ایران، مجبور است تحصیلات خود را از طریق دانشگاهی زیرزمینی که از سوی جامعهٔ بهایی ایجاد شده، دنبال کند. در سوی دیگر، ساسان نادری، پزشک جوان و جاه‌طلب مسلمانی است که خود را برای ترک ایران و شرکت در دورهٔ فلوشیپ معتبر پزشکی در آلمان آماده می‌کند. زندگی این دو پس از آنکه پدر لیلا در جریان حمله‌ای به کتاب‌فروشی‌اش مجروح شده و به بیمارستانی که ساسان در آن کار می‌کند منتقل می‌شود، به هم گره می‌خورد... #فیلم #سینما #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

اکرانِ «بنما آفتاب را بی‌ابر» در ونکوور؛ داستانی از تقابل عشق و پیش‌فرض‌های موروثی - - - - - داستان فیلم «بنما آفتاب را بی‌ابر» که در تهران امروزی روایت می‌شود، داستانی عاشقانه و تأثیرگذار دربارهٔ دو جوان ایرانی است. رابطهٔ این دو، تعصبات مذهبیِ تفرقه‌انداز میان خانواده‌هایشان را به چالش می‌کشد و آیندهٔ آن‌ها را به خطر می‌اندازد. لیلا خسروی، یک زن جوان بهایی است که به‌دلیل اعتقاداتش از تحصیل در دانشگاه محروم شده است. او نیز مانند هزاران جوان بهایی دیگر در ایران، مجبور است تحصیلات خود را از طریق دانشگاهی زیرزمینی که از سوی جامعهٔ بهایی ایجاد شده، دنبال کند. در سوی دیگر، ساسان نادری، پزشک جوان و جاه‌طلب مسلمانی است که خود را برای ترک ایران و شرکت در دورهٔ فلوشیپ معتبر پزشکی در آلمان آماده می‌کند. زندگی این دو پس از آنکه پدر لیلا در جریان حمله‌ای به کتاب‌فروشی‌اش مجروح شده و به بیمارستانی که ساسان در آن کار می‌کند منتقل می‌شود، به هم گره می‌خورد... #فیلم #سینما #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

منوچهر پورعطایی – ونکوور

داستان فیلم «بنما آفتاب را بی‌ابر» که در تهران امروزی روایت می‌شود، داستانی عاشقانه و تأثیرگذار دربارهٔ دو جوان ایرانی است. رابطهٔ این دو، تعصبات مذهبیِ تفرقه‌انداز میان خانواده‌هایشان را به چالش می‌کشد و آیندهٔ آن‌ها را به خطر می‌اندازد.

لیلا خسروی، یک زن جوان بهایی است که به‌دلیل اعتقاداتش از تحصیل در دانشگاه محروم شده است. او نیز مانند هزاران جوان بهایی دیگر در ایران، مجبور است تحصیلات خود را از طریق دانشگاهی زیرزمینی که از سوی جامعهٔ بهایی ایجاد شده، دنبال کند. در سوی دیگر، ساسان نادری، پزشک جوان و جاه‌طلب مسلمانی است که خود را برای ترک ایران و شرکت در دورهٔ فلوشیپ معتبر پزشکی در آلمان آماده می‌کند. زندگی این دو پس از آنکه پدر لیلا در جریان حمله‌ای به کتاب‌فروشی‌اش مجروح شده و به بیمارستانی که ساسان در آن کار می‌کند منتقل می‌شود، به هم گره می‌خورد.

پیوند میان لیلا و ساسان به‌سرعت عمیق‌تر می‌شود؛ آن‌هم علی‌رغم مخالفت‌ها و پیش‌فرض‌های موروثی اطرافیانشان. عشق آن‌ها هر دو خانواده را وادار می‌کند تا با باورهایی دربارهٔ دین، هویت و تعلق که برای نسل‌ها زندگی‌شان را شکل داده، روبه‌رو شوند. وقتی مقامات ایرانی لیلا را به اتهام مشارکت در آنچه «دانشگاه غیرقانونی» می‌نامند، دستگیر می‌کنند، دنیای او فرو می‌ریزد. ساسان باید تصمیم بگیرد که آیا حاضر است برای ایستادن در کنار لیلا، موقعیت شغلی، تأیید خانواده و آینده‌ای را که با دقت برنامه‌ریزی کرده، به خطر بیندازد یا خیر.

اگرچه داستان فیلم در ایران می‌گذرد و به بررسی آزار و اذیت مداوم جامعهٔ بهاییان این کشور می‌پردازد، اما مضامین آن جهانی است. این داستانی است دربارهٔ تعصبی که می‌تواند روابط میان مردمانِ باورها، فرهنگ‌ها و پیشینه‌های مختلف را مسموم کند. همچنین این فیلم شجاعتِ لازم برای جست‌وجوی مستقل حقیقت، زیرِسؤال‌بردن پیش‌فرض‌های موروثی و انتخاب عشق به‌جای ترس را به تصویر می‌کشد.

عنوان فیلم برگرفته از سخنان طاهره قرةالعین، شاعر، اندیشمند و مدافع برابری زن و مرد در قرن نوزدهم، در ایران است: «بنما آفتاب را بی‌ابر/ بگشا از جمال خویش نقاب» سخنان او روحِ فیلمی را تسخیر می‌کند که در تلاش است تا فراتر از ابرهای تعصب و بی‌عدالتی، به‌سوی امکانِ درک متقابل، وحدت و امید نگاه کند.

عوامل ساخت و تولید

نویسندگی فیلم «بنما آفتاب را بی‌ابر» به‌طور مشترک به‌قلم دو فیلم‌ساز کانادایی، مری دارلینگ (Mary Darling) و کلارک دانلی (Clark Donnelly) انجام شده و کارگردانی آن بر عهدهٔ مری دارلینگ بوده است. شرکت وست‌ویند پیکچرز (WestWind Pictures) تولید این فیلم را برعهده داشته است؛ همان شرکتی که سریال کمدی و تحسین‌شدهٔ بین‌المللی «مسجد کوچکی در مَرغزار» (Little Mosque on the Prairie) را ساخته و اکنون در نتفلیکس کانادا در دسترس است. مری و کلارک تمام دوران حرفه‌ای خود را صرف خلق داستان‌هایی کرده‌اند که همدلی، گفتگوهای معنادار و درک عمیق‌تر را در میان شکاف‌های فرهنگی و مذهبی ترویج می‌کنند.

پارمیس صحت (در نقش لیلا) و بهتاش فضلعلی (در نقش ساسان)، بازیگران ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور، ستارگان این فیلم‌اند. پارمیس، بازیگر برندهٔ جایزهٔ جسی (Jessie Award)، تجربهٔ کار در سینما، تلویزیون و تئاتر را در کارنامه خود دارد. بهتاش نیز گرما و پیچیدگی عاطفی خاصی را به نقش پزشک جوانی می‌بخشد که میان جاه‌طلبی، انتظارات خانواده و وجدان خود گرفتار شده است.

گروه بازیگران مکمل شامل آنتونی عزیزی (در نقش پدر لیلا، فرهاد خسروی)، شیرین یوسفیان مانیان (در نقش مادر لیلا، ویدا)، سایبل هی (در نقش مادر ساسان، حاج‌خانم) و پانته‌آ مصلح (در نقش خواهر ساسان، مینا) است.

این فیلم در آتن، یونان و با همکاری شرکت تولید یونانی گرویتی بریث پیکچرز (Gravity Breath Pictures) فیلم‌برداری شده است. آتن به‌دست طراح صحنه، هومن اشراقی و تیمش به تهرانِ معاصر تبدیل شد. بهنود دادفر، مدیر فیلم‌برداری، به خلق زبان بصری صمیمی فیلم کمک کرد، درحالی‌که تدوین‌گر، کالین راس اسمیت (Colin Ross Smith)، ریتم احساسی آن را در مراحل پساتولید در استودیوی بلیزینگ گریفین (Blazing Griffin) در گلاسکوِ اسکاتلند شکل داد. در راستای تلاشی برای ایجاد رویکردی مشورتی‌تر در فرآیند فیلم‌سازی، مری از بری ویدر (Bre Vader) و فلیشیا سبحانی دعوت کرد تا به‌عنوان کارگردانان مشترک (co-directors) به او بپیوندند. تهیه‌کنندگان فیلم عبارت‌اند از استیو سولوموس، مری دارلینگ و کلارک دانلی. همچنین پانوس کوانیس، پیام زمانی و شاهین سبحانی نیز به‌عنوان تهیه‌کننده، و راب کاتریل (Rob Cotterill) و پاولو آتاناسولاس (Pavlo Athanasoulas) به‌عنوان تهیه‌کنندگان مشترک در این پروژه حضور داشته‌اند.

برای بخشیدن حس اصالت و نمایش زندگی روزمره در فیلم، تصاویری از تهران امروز نیز با دقت فیلم‌برداری و گنجانده شده است. این تصاویر، ایرانی را به تصویر می‌کشند که بسیاری از افرادِ خارج از کشور، آن را به‌عنوان سرزمینی زیبا می‌شناسند و به یاد می‌آورند. برای تیم سازنده بسیار مهم بود که ایران را همان‌گونه که واقعاً هست نشان دهند: مکانی با زیبایی‌های خارق‌العاده، فرهنگی غنی و زندگی روزمرهٔ پرجنب‌وجوش.

این اثر، هنرمندان و بازیگران ایرانی از کانادا، ایالات متحده، اروپا و ایران را گرد هم آورده است که بسیاری از آن‌ها ارتباطی شخصی با واقعیت‌های به تصویر کشیده شده در داستان داشتند. اگرچه فیلم به زبان انگلیسی ساخته شده، اما در سراسر آن زبان و فرهنگ فارسی گنجانده شده است تا داستانی خلق شود که بتواند با مخاطبان ایرانی و بین‌المللی ارتباط برقرار کند.

بازخوردها و جوایز

«بنما آفتاب را بی‌ابر» تاکنون برای مخاطبان مشتاق و در سالن‌های مملو از تماشاگر در سراسر آمریکای شمالی به نمایش درآمده است. تماشاگران نه‌تنها با تصویرسازیِ آن از آزار و اذیت بهاییان در ایران، بلکه با داستانِ عمیقاً انسانیِ دو فرد که به‌دنبال آزادی برای عشق‌ورزیدن، یادگیری و تعیین آیندهٔ خود هستند، ارتباط برقرار کرده‌اند.

این فیلم همچنین در جشنواره‌های مختلف مورد استقبال گرمی قرار گرفته و جوایز «بهترین بازیگر مرد» برای بهتاش فضلعلی، «بهترین فیلم‌برداری» برای بهنود دادفر و «بهترین تدوین» را برای کالین راس اسمیت در جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم دربنگا (Darbhanga International Film Festival) کسب کرده است.

در قلب این داستان، «بنما آفتاب را بی‌ابر» یک سؤال ساده اما حیاتی می‌پرسد: وقتی شجاعت آن را پیدا کنیم که تعصبات موروثی خود را کنار بگذاریم و با نگاهی نو به یکدیگر بنگریم، چه چیزی ممکن می‌شود؟

اطلاعات اکران ونکوور

اکران این فیلم در ونکوور، روز دوشنبه ۲۸ سپتامبر در سالن سینما پارک (Park Theatre) برگزار خواهد شد. درهای سالن از ساعت ۶:۱۵ عصر به روی مخاطبان باز شده و نمایش فیلم رأس ساعت ۷:۰۰ شب آغاز می‌شود. پس از اکران، جلسهٔ پرسش و پاسخ با حضور اعضای گروه بازیگران و تیم سازنده برگزار خواهد شد.

خروج از نسخه موبایل