رسانهٔ همیاری – نورث ونکوور
در آستانهٔ برگزاری انتخابات حساس میاندورهای در منطقهٔ ایرانینشین نورث ونکوور-کپیلانو، پرسشنامهای مشابه تهیه کردیم و برای هر شش نامزد شرکتکننده در این انتخابات فرستادیم. از بین آنها سه نامزد به پرسشهای ما پاسخ دادند که بهترتیب حروف الفبای نام خانوادگی اسامیشان در زیر هر پرسش آمده است: احسان ارجمند، از حزب مردم؛ استیون توئیدِیل، از حزب دموکرات نوین کانادا (NDP) و بریدن کیلی، از حزب لیبرال.
گفتنی است یکی از پرسشهای ما دربارهٔ مذاکرات تجاری کانادا و آمریکا و بحث تعرفههای اعمالشده روی محصولات کانادایی بود، ولی ازآنجاییکه پاسخهای دو نامزد نخست پیش از فروپاشی مذاکرات بین دو کشور دریافت شده بود و امکان بهروزکردن این پاسخها در فاصلهٔ کوتاه تا زمان چاپ مجله وجود نداشت، آن پرسش و پاسخهای نامزدها به آن از این متن حذف شد.
همچنین لازم به ذکر است که پاسخهای آقای توئیدِیل پس از ارسال مجله به چاپخانه به دست ما رسید و از همین رو در نسخهٔ چاپی نیامده بود؛ اکنون آنها را در این نسخه تکمیل کردهایم.
مهمترین چالشهای منطقهٔ نورث ونکوور-کپیلانو چیست و شما چگونه میتوانید در پارلمان اتاوا برای رفع آنها تلاش کنید؟
احسان ارجمند: بهنظر من سه چالش اصلی وجود دارد: مقرونبهصرفهکردن هزینههای زندگی، حملونقل، و مراقبتهای بهداشتی.
اصل من در خصوص مقرونبهصرفهسازی هزینههای زندگی ساده است: پول بیشتری را به جیب مردم بازگردانیم. هزینهها و مالیاتهای اتلافشدهٔ دولت را کاهش دهیم، از تنبیه سرمایهگذاران و کارآفرینان دست برداریم، و شرایطی فراهم کنیم که کسبوکارها بتوانند سرمایهگذاری کرده و مشاغل با درآمد مناسب ایجاد کنند.
برای نورث شور، من خواهان سرمایهگذاری در زیرساختهای حیاتی حملونقل خواهم بود.
مراقبتهای بهداشتی عمدتاً مسئولیتی استانی است. همچنین معتقدم بهجای تبدیل این موضوع به یک بحث ایدئولوژیک، باید نسبت به مشارکت بیشتر بخش خصوصی در ارائهٔ خدمات درمانی گشادهرو باشیم. معیاری که اهمیت دارد، این است که آیا کاناداییها در زمان نیاز، مراقبت پزشکی بهموقع و باکیفیت دریافت میکنند یا نه. بیماران و نتایج درمانی باید در اولویت باشند.
استیون توئیدِیل: هر روز با مردم نورث ونکوور-کپیلانو صحبت میکنم که به من میگویند هزینهٔ زندگی بزرگترین دغدغهٔ آنهاست، بهویژه هزینهٔ بالای مسکن و مواد غذایی و این واقعیت که دستمزدها بهسادگی با آن همگام نبودهاند.
اما یک احساس ناامنی بزرگتر نیز وجود دارد. مردم نگران آیندهایاند که در انتظار خودشان و فرزندانشان است. آنها میخواهند بدانند که فرزندانشان خواهند توانست شغلهای خوب پیدا کنند، از پس خرید خانه بربیایند، و زندگی شایستهای بسازند. بسیاری از آنها همچنین نگران تغییرات اقلیمیاند و میخواهند اقدامات بیشتری برای محافظت از جوامع ما در برابر بحرانهای پیشرو انجام شود.
جنگ تجاری با ایالات متحده تنها بر این عدم قطعیت میافزاید.
بهعنوان یک عضو حزب دموکرات نوین، معتقدم بهترین راه برای امنتر و مطمئنتر کردن زندگیمان، سرمایهگذاری روی خودمان است. وظیفهٔ دولت این است که اقتصاد را برای مردم کارآمد کند، نهفقط برای شرکتهای قدرتمند.
در حال حاضر، تعداد اندکی از شرکتهای انحصاری غولپیکر بر تمام جنبههای اقتصاد ما کنترل دارند و سودهای بیسابقهای کسب میکنند، در حالیکه هرچه بیشتر مردم عقب میمانند، حتی با اینکه سختتر از همیشه کار میکنند؛ نباید اینگونه باشد.
حزب دموکرات نوین میخواهد با این اقتصاد دستکاریشده مقابله کند و از مردم دفاع کند. ما برنامهای داریم برای ساخت فروشگاههای عمومی مواد غذایی در سراسر کانادا تا قیمتها را پایین بیاوریم و با غولهای مواد غذایی که جیب خودشان را پر میکنند، مقابله کنیم. ما از قدرت دولت برای ساخت یک میلیون خانهٔ مقرونبهصرفهٔ جدید استفاده خواهیم کرد. ما با سرمایهگذاری در مشاغل و صنایع سبز و تسریعِ گذار به انرژیهای تجدیدپذیر، با تغییرات اقلیمی مقابله خواهیم کرد. و سرمایهگذاریهای بزرگی در تقویت خدمات عمومیمان انجام خواهیم داد، ازجمله مراقبتهای بهداشتی، مراقبت از کودکان و از سالمندان.
بریدن کیلی: این لحظهای بسیار حساس برای کاناداست. تعرفههای آمریکایی مشاغل و کسبوکارهای کانادایی را دقیقاً همینجا در این جامعه تهدید کردهاند، و ما باید محکم بایستیم تا از کارگران و کسبوکارهایمان دفاع کنیم. من با مارک کارنی همکاری خواهم کرد تا نورث شور قویتری بسازیم، ازجمله بندری که بتواند صادرات غیرآمریکایی ما را دو برابر کند، کشتیهای جدیدی که همینجا برای نیروی دریایی و گارد ساحلیمان ساخته میشوند، و سرمایهگذاری زیرساختی و حمایتهای زیستمحیطیای که همراه با توافقنامهٔ جدید همکاری و رفاه کانادا-بریتیشکلمبیا (Canada–B.C. Cooperative Prosperity Agreement) خواهد آمد.
کسانی که اینجا به بچهها درس میدهند، اتوبوسهایمان را میرانند، از عزیزان سالمندمان مراقبت میکنند، یا چیزهای بزرگ اینجا میسازند، باید بتوانند از پس هزینهٔ زندگی در نورث شور بربیایند – با خانههای مقرونبهصرفهای که سریعتر ساخته میشوند، حملونقلی که با رشد جمعیت هماهنگ است، و اقدام واقعی برای کاهش هزینهها، مانند کاهش مالیات طبقهٔ متوسط ما و مزایای جدید مواد غذایی و ضروریات کانادا (Canada Groceries and Essentials Benefit).
و ما باید بسازیم، در حالیکه بهطور جدی از ساحل، جنگلها و کوههایمان محافظت میکنیم. جاناتان ویلکینسون انتظارات را بالا برده است؛ قصد من رسیدن به آن انتظارات است. کسانی از ما که اینجا بزرگ شدهایم، میدانیم که تابستان همیشه بهمعنای دود نبوده، و نباید اجازه دهیم این موضوع تبدیل به امری عادی شود.
من بیش از بیست سال است که برای انجام کارهای بزرگ برای بریتیشکلمبیا تلاش کردهام، ازجمله بهعنوان معاون رئیس دفتر نخستوزیر مارک کارنی، و قصد دارم مطمئن شوم که اولویتهای نورث شور در اتاوا شنیده و اجرا میشوند.
در حوزهٔ انتخابیهٔ نورث ونکوور–کپیلانو، فارسی یکی از پرکاربردترین زبانها پس از انگلیسی است و جمعیت قابلتوجهی از ایرانیان و ایرانیتباران در این منطقه زندگی میکنند. تا چه اندازه با دغدغهها، نیازها و مشکلات این جامعه آشنایید؟ مهمترین مسائل جامعهٔ ایرانی این حوزه را چه میدانید؟
احسان ارجمند: من این جامعه را میشناسم چون خودم بخشی از آن هستم. در سال ۲۰۰۹ بهعنوان دانشجوی تحصیلات تکمیلی مهندسی به کانادا آمدم و مدرک مهندسی مکاترونیک خود را از دانشگاه سایمون فریزر (SFU) گرفتم.
ایرانیهای کانادایی به همان چیزهایی اهمیت میدهند که همسایگانشان اهمیت میدهند؛ مسکن، مالیات، شغل، مراقبتهای بهداشتی و آیندهٔ فرزندانشان، اما ما با چالشهای ویژهای نیز روبهروییم، ازجمله دخالت خارجی، موانع مهاجرتی، بهرسمیتشناسی مدارک تحصیلی و پیوند مجدد خانواده.
همچنین ما به بررسی و اجرای قانونی جدی در برابر دخالت خارجی و پولشویی احتمالی، هر جا که شواهد معتبری وجود داشته باشد، نیاز داریم.
ایرانیهای کانادایی سزاوار بیش از ایناند که سیاستمداران فقط در جشنهای نوروز شرکت کنند و عکس بگیرند یا آش رشته بخورند. شما اهمیت دارید، رأی شما اهمیت دارد، و من بدون هیچ عذر و ملاحظهای برای منافع شما خواهم جنگید.
همچنین معتقدم دولت فدرال و سیبیسی (CBC)، بهعنوان رسانهٔ ملی کانادا، که با بودجهٔ عمومی اداره میشود، باید در قبال زمانی که سیاستها یا پوشش خبریشان واقعیتهای داخل ایران و آنچه را که مردم ایران برای آن مبارزه میکنند، بهدرستی منعکس نمیکند، پاسخگو باشند.
استیون توئیدِیل: مانند هر جامعهٔ دیگری، جامعهٔ ایرانی در این حوزهٔ انتخابیه متنوع است و با شرایط، نیازها و اولویتهای گوناگونی روبهروست.
اما آنچه بسیاری از همسایگان ایرانی من را به هم پیوند میدهد، پیوند عمیقشان با ایران است؛ چه بهخاطر خانواده یا دوستانی که آنجا دارند، چه بهخاطر تاریخچهٔ شخصیشان، یا صرفاً بهخاطر دلبستگی عمیق به جایی که برایش ارزش قائلاند و شاید امیدوارند روزی به آن بازگردند.
طی چند سال گذشته، من در کنار همسایگان ایرانیام ایستادهام در حالیکه کشورشان خشونت و آشوب سیاسی بیسابقهای را تجربه کرده است.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» برای بسیاری از آنها هم فصلی دردناک بود و هم الهامبخش؛ دردناک بهخاطر ازدسترفتن بیمعنای جانهای انسانی در طول آن اعتراضات، اما الهامبخش چون این اعتراضات نمادِ مقاومتی بیسابقه در برابر فقدان آزادیهای مدنی و حقوق دموکراتیک اساسی زیر سلطهٔ جمهوری اسلامیِ استبدادی بود. برای بسیاری، این برای نخستینبار پس از چندین دهه، احساس یک امکان واقعی برای تغییر واقعی بود.
طی نه ماه گذشته، شاهدبودن اینکه آن امیدها از میان رفتند، ویرانگر بوده است؛ نخست بهخاطر خشونت هولناک دولت ایران که دهها هزار معترض را در خیابانها کشت، و سپس این وضعیت با جنگ غیرقانونی و بیمعنای ترامپ تشدید شد.
میدانم که بسیاری از ایرانیهای کانادایی عمیقاً نگران عزیزانشان و آیندهٔ کشورشان بودهاند. برخی نیز در نتیجهٔ این تحولات، زیانهای اقتصادی قابلتوجهی متحمل شدهاند.
بهعنوان نمایندهٔ پارلمانشان، نخستین مسئولیت من گوشدادن خواهد بود. من از نزدیک با اعضای این جامعه همکاری خواهم کرد تا مسائلی را که با آن روبهرو هستند درک کنم، دغدغههای آنها را به پارلمان ببرم و اطمینان حاصل کنم که صدایی قوی در اتاوا دارند.
بریدن کیلی: من برای نخستین بار بیش از هفده سال پیش در تجمعات بریتیشکلمبیا در حمایت از حقوق و آزادیهای مردم ایران شرکت کردم، و جامعهٔ ایرانی-کانادایی در سالهای اخیر با حجم عظیمی از چالش و ناکامی روبهرو بوده است. در طول این کارزار انتخاباتی، افتخار این را داشتهام که با بسیاری از اعضای این جامعه آشنا شوم و با آنها رابطه بسازم. و مستقیماً از ترسِ ارعاب اینجا در کانادا، رنجِ ناظربودنِ رویدادهایی که در ایران رخ میدهد، و دردِ نگرانی برای عزیزانی که هزاران کیلومتر دورتر هستند، شنیدهام.
اولویت نخست من روشن است: امنیت و ایمنی مردم جامعهٔ ما اینجا در نورث ونکوور-کپیلانو، در برابر هرگونه تهدید خارجی.
هیچکس در کانادا نباید بهخاطر یک دولت خارجی در ترس زندگی کند. هرگونه خشونت، ارعاب، نظارت، یا سرکوب فراملی که افراد داخل کانادا را هدف بگیرد، غیرقابلقبول و غیرقابلتحمل است. هر کسی که بهدستور یک دولت خارجی، کاناداییها را تهدید کند یا به آنها آسیب برساند، باید بر اساس قانون کانادا با پیامدهای جدی روبهرو شود. من همیشه از امنیت، حقوق و آزادیهای ایرانیهای کانادایی دفاع خواهم کرد و تلاش میکنم اطمینان حاصل کنم که مردم جامعهٔ ما بتوانند آزادانه و در امنیت زندگی کنند.
دوم، باید رژیم ایران را پاسخگو نگه داریم.
بگذارید صریح باشم: رژیم ایران هیچ مشروعیتی ندارد. این رژیمی است که مردم خودش را کشته، ترور و بیثباتی را صادر کرده، و پرواز پیاس۷۵۲ را سرنگون کرده و ۱۷۶ انسان بیگناه، ازجمله ۵۵ شهروند کانادایی و ۳۰ مقیم دائم را کشته است. کانادا در کنار مردم ایران ایستاده است – و باید همیشه بایستد – نه در کنار رژیمی که آنها را سرکوب میکند و خشونت را فراتر از مرزهایش صادر میکند.
دولت لیبرال اقدامات مهمی انجام داده، که بخش بزرگی از آن بهخاطر حمایت خستگیناپذیر جامعهٔ ایرانی-کانادایی بوده است. سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی قرار گرفته – کانادا نخستین کشور پس از آمریکا بود که این اقدام را انجام داد، تحریمهایی علیه صدها فرد و نهاد اعمال شده، و مقامات ارشد ایرانی و رهبران سپاه ممنوعالورود به کانادا اعلام شدهاند. این کار باید ادامه یابد. مسئولانِ سرکوب، تروریسم، ارعاب و خشونت باید پاسخگو باشند.
همچنین میخواهم از هزاران ایرانی-کاناداییای که همچنان صدای خود را بلند کردهاند، سازماندهی کردهاند و در کنار مردم ایران ایستادهاند قدردانی کنم. حمایتگری شما تأثیرگذار بوده و باید همچنان در اتاوا شنیده شود.
بهعنوان نمایندهٔ پارلمان شما، امنیت جامعهمان را در اولویت نخست قرار خواهم داد. من محکم در برابر ارعاب و دخالت خارجی در کانادا خواهم ایستاد، و به حمایت از اقدامات جدی برای پاسخگونگهداشتن رژیم ایران ادامه خواهم داد.
من حامی قدرتمند جامعهٔ ایرانی-کانادایی در نورث ونکوور-کپیلانو، و صدایی مورد اعتماد برای اولویتهای این جامعه در اتاوا خواهم بود.
قرارگرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی کانادا مورد درخواست گروههای مختلفی در جامعهٔ ایرانی-کانادایی بود، ولی این اقدام مخصوصاً در هفتههای اخیر مشکلات زیادی را برای افرادی که بهناچار خدمت سربازیشان را در این نهاد انجام دادهاند و نقشی در اقدامات سرکوبگرانه یا تروریستی این سازمان نداشتهاند، ایجاد کرده است؛ چه کسانی که بهطور قانونی در خاک کانادا زندگی و کار میکردهاند و چه کسانی که بهدنبال مهاجرت به کانادا هستند یا پس از سالها انتظار در کشورهای دیگر میخواستند بهعنوان پناهجو به کانادا بیایند. درخواستهای مهاجرت یا پناهندگی زیادی بههمین دلیل رد شده و برای افراد زیادی نامههای PFL فرستاده شده و آنان را در نگرانی عمیقی فرو برده است. چقدر از این مشکلات مطلعید؟ و اساساً چه راهکار عملی و دقیقی برای رفع این مشکل وجود دارد؟ بهویژه با توجه به اینکه سیستم قضایی کانادا مستقل عمل میکند و تفسیر قاضی از اجبار برای عضویت افراد در یک سازمان تروریستی ممکن است آن چیزی که قانونگذار در نظر داشته، نباشد.
احسان ارجمند: من قویاً از قرار گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در فهرست سازمانهای تروریستی از سوی کانادا حمایت میکنم. اما پاسخگویی نباید تنها به سپاه محدود شود. معتقدم تمام افراد و شبکههایی که نظام سرکوب جمهوری اسلامی را امکانپذیر کرده، از آن حمایت کرده یا از آن بهره بردهاند – ازجمله کسانی که تحت پوشش بهاصطلاح «اصلاحطلبی» فعالیت میکنند – باید مورد بررسی دقیق قرار گیرند و در قبال اقدامات خود پاسخگو باشند.
اما خدمت اجباریِ سربازی با عضویت داوطلبانه یکسان نیست. پارلمان باید بهروشنی میان خدمت نظام وظیفهٔ اجباری و مشارکت ایدئولوژیک یا عملیاتی، تمایز قائل شود. منابع امنیتی ما باید بر مقامات رژیم، مأموران اطلاعاتی، اعضای داوطلب سپاه و شبکههای مالی آنها متمرکز شود، نه افرادی که هیچ اختیاری در محل انجام خدمت اجباری خود نداشتهاند. امنیت قویتر نیازمند دقت است، نه مجازات دستهجمعی.
استیون توئیدِیل: کاملاً غیرقابلقبول است که کانادا مهاجران ایرانی را صرفاً بهخاطر انجام خدمت اجباری سربازی، با سپاه پاسداران یکسان بداند.
اطلاعیههای انبوه اخیری که ادارهٔ مهاجرت ارسال کرده، بر اساس عضویت احتمالی در سپاه پاسداران در نتیجهٔ خدمت در این نیرو، باید موجب نگرانی عمیق همهٔ ما شود.
حزب دموکرات نوین پیشتر خواستار قرارگرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی شده بود و از آن حمایت کرده بود. سپاه پاسداران مسئول بازداشت، شکنجه و اعدام مدافعان حقوق بشر، هنرمندان، روزنامهنگاران، دانشجویان و وکلایی است که شجاعانه برای حقوق اساسی بشری خود مبارزه کردند؛ باید مسئولانِ این جنایات پاسخگو باشند.
اما مجازاتکردن افرادی که خودشان در تلاش برای پناهجستن از آن رژیماند، کاملاً نادرست است. سیاست مهاجرتی کانادا باید تضمین کند که خدمت اجباری سربازی، بهخودیخود، منجر به همان رفتاری نشود که با نمایندگان منافع سپاه پاسداران میشود.
بهجای این رویکرد یکسانساز، دولت کانادا باید تلاشهای خود را بر هدفگیری مقامات ردهٔ بالا با پیوندهای مستقیم به دستگاه حکومتی ایران متمرکز کند. ما باید از هر ابزاری که در اختیار داریم استفاده کنیم تا پیوندهای میان افراد یا داراییهای داخل کانادا و سپاه پاسداران را بررسی کنیم و مسئولانِ نقض حقوق بشر را پاسخگو کنیم.
بریدن کیلی: خیلی پیش از آنکه پا به دفتر نخستوزیر بگذارم، بهعنوان دستیار حوزهٔ انتخابی برای دو نمایندهٔ پارلمان کار میکردم. من از نزدیک دیدم که وقتی کسی با یک مشکل مهاجرتی وارد دفتر حوزهٔ انتخابیه میشود، او فقط یک شمارهٔ پرونده برای ما نمیآورد، بلکه مسائلی میآورد که میتواند عمیقاً بر زندگی و آیندهٔ او تأثیر بگذارد؛ والدینی که منتظر پیوستن دوباره به فرزندانشاناند، خانوادهای که نسبت به آنچه پیش رو دارد یا چگونگی گذر از سیستمهای پیچیده مطمئن نیست، یا کسی که در کانادا زندگیای ساخته و میترسد آن را از دست بدهد.
آن تجربه با من مانده است. من میفهمم چرا افرادی که در حال گذر از سیستم مهاجرتی کانادا هستند، میتوانند نگران و نامطمئن باشند، و چرا میخواهند بدانند که واقعاً کسی به شرایط آنها گوش میدهد.
بههمین دلیل انصاف در فرایند رسیدگی اهمیت دارد. نامههای مربوط به «رعایت انصاف در فرایند رسیدگی» (Procedural Fairness Letters) بخشی منظم از سیستم مهاجرتی کاناداست که به متقاضیان این فرصت را میدهد تا پیش از اتخاذ تصمیم، اطلاعات تکمیلی بیشتری ارائه دهند. هدف ساده است: اطمینان از اینکه واقعیتهای مهم دربارهٔ شرایط فردیِ هر شخص شنیده و در نظر گرفته میشود، نه اینکه نادیده گرفته شود.
خدمت اجباری سربازی بهخودیخود کسی را بهطور خودکار غیرقابلپذیرش نمیکند. هر پرونده باید و همیشه باید بهصورت جداگانه، بر اساس شواهد، مشاورهٔ امنیتی، و قانون قابلاجرا ارزیابی شود.
من معتقد نیستم که پاسخ، تضعیف یا عقبنشینی از فهرستبندی سپاه پاسداران بهعنوان یک سازمان تروریستی است. جامعهٔ ایرانی-کانادایی سخت تلاش کرد تا کانادا این گام را بردارد، و رژیم ایران باید همچنان در قبال سرکوب و خشونت خود پاسخگو باشد.
ساختن نورث شوری قویتر و امنتر، از ما میخواهد که هر دو کار را انجام دهیم: محکم در برابر رژیم نامشروع ایران بایستیم و در عین حال با هر فردی که در برابر سیستم مهاجرتی کانادا قرار میگیرد، با انصاف، انسانیت و احترام رفتار کنیم.
بهنظر شما کارایی سیاست خارجی کانادا در قبال جمهوری اسلامی ایران چطور بوده است؟ بهویژه دربارهٔ پروندهٔ سرنگونکردن پرواز پیاس۷۵۲، سرکوب و کشتار مردم ایران در چند سال اخیر، از زمان کشتهشدن مهسا امینی تا کشتار بیسابقهٔ دیماه ۱۴۰۴ و همچنین در قبال دو جنگ اخیر؟ اگر با سیاستهای دولت فدرال موافق نیستید، چه اقدامات دقیقی برای اصلاح و بهبود آن پیشنهاد میکنید؟
احسان ارجمند: کانادا اقداماتی علیه جمهوری اسلامی انجام داده، اما من سیاست خارجی را بر اساس نتایج میسنجم، نه اعلامیهها.
تفاوت اساسیای میان هدفگیری مقامات رژیم و آسیبرساندن به ایرانیان عادی وجود دارد. اغلب اوقات، مردم عادی با تأخیرهای طولانی و رد درخواست ویزای بازدید مواجه میشوند، در حالیکه به نظر میرسد افراد مرتبط با رژیم میتوانند در کانادا برای خود جایگاهی دستوپا کنند؛ این باید تغییر کند.
منابع کانادا باید مقامات رژیم، داراییهای نامشروع، پولشویی، دورزدن تحریمها و سرکوب فراملی را هدف بگیرد، نه خانوادههای عادی ایرانی.
کانادا همچنین باید پیگیر پاسخگویی در پروندهٔ پرواز پیاس۷۵۲ باشد و از تحقیقات مستقل و مبتنی بر شواهد دربارهٔ جنایات و نقض حقوق بشر حمایت کند.
مبارزهٔ ما با جمهوری اسلامی هرگز نباید بهقیمت کرامت و منافع ایرانیهای کانادایی تمام شود.
استیون توئیدِیل: حزب دموکرات نوین بیقید و شرط در کنار مردم ایران در مبارزهشان برای حقوق بشر، دموکراسی و حق تعیین سرنوشت ایستاده است. ما همچنین معتقدیم که آزادی از دخالت نظامی قدرتهای خارجی به دست نخواهد آمد، بلکه تنها میتواند از سوی مردم ایران به دست بیاید. جنگ راهحل نیست.
حزب دموکرات نوین همواره از تحریمهای هدفمند علیه افراد مسئول نقض حقوق بشر حمایت کرده، در حالیکه با تحریمهای اقتصادی گسترده و دخالت نظامی مخالف است.
در سال ۲۰۲۴، طرحی از سوی هدر مکفرسون، سخنگوی امور خارجهٔ حزب دموکرات نوین، که خواستار اعمال تحریمهای هدفمند کانادا علیه اعضای دادگاههای انقلاب اسلامی ایران بود، با اتفاق آرای همهٔ نمایندگان پارلمان تصویب شد. این طرح پس از آن ارائه شد که توماج صالحی، رَپر، بهخاطر آهنگهایی که در همبستگی با جنبش «زن، زندگی، آزادی» نوشته بود، به اعدام محکوم شد.
این طرح همچنین آپارتاید جنسیتی، نقض آزادیهای مدنی، کشتار، ارعاب و اعمال خشونتی را که جمهوری اسلامی علیه مردم ایران انجام داده، محکوم کرد؛ و حمایت بیقید و شرط کانادا را از ایرانیانی که خواستار حقوق بشر و دموکراسیاند، بار دیگر تأکید کرد.
حزب دموکرات نوین همچنین پیشتر از اقدام دولت فدرال برای ممنوعالورود اعلامکردن اعضای رژیم و مقامات ردهٔ بالای جنایتکار سپاه پاسداران به کانادا حمایت کرده است، و ما از تحریمهای قویتر، ازجمله استفاده از تحریمهای مگنیتسکی، علیه مقامات ایرانی بهخاطر مشارکتشان در نقض حقوق بشر و تروریسم دولتی حمایت میکنیم.
همچنین باید به پیگیری پاسخگویی برای قربانیان و خانوادههای پرواز پیاس۷۵۲ ادامه دهیم. آنها سزاوار عدالت واقعی و پاسخگویی کامل دربارهٔ آنچه رخ داد، هستند.
اما حزب دموکرات نوین با هر سیاستی که منجر به مجازات دستهجمعی ایرانیان شود، مخالف است.
ما با تحریمهای اقتصادی علیه ایران مخالفیم، تحریمهایی که سختی زیادی برای ایرانیان عادی ایجاد کرده در حالیکه کمک اندکی به پیشبرد تغییر دموکراتیک کردهاند. و ما همچنان استوار در محکومیت جنگ غیرقانونی ترامپ در ایران باقی میمانیم.
نمیتوان با بمباران غیرنظامیان بیگناه، رهایی به ارمغان آورد. این جنگ جانهای بیشماری را گرفته، خانهها و برخی از زیرساختهای کلیدی کشور را ویران کرده، اقتصاد را نابود کرده، و پیشبرد اهداف دموکراتیک را برای مردم ایران دشوارتر کرده است. این جنگ حتی به جمهوری اسلامی ایران این امکان را داده تا با داشتن یک دشمن خارجی برای تحکیم قدرت خود، سرکوب بیشتر را توجیه کند.
بههمین دلیل بود که شنیدن این سخن نخستوزیر چند ماه پیش، که حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران «ارزشش را داشت»، اینچنین تکاندهنده بود. هیچ مرگ بیگناهی هرگز «ارزشش را ندارد».
این بخشی از یک الگوی گستردهتر از سوی دولت است. لیبرالها در حالیکه نتانیاهو نسلکشی خود را در غزه ادامه میدهد، سکوت کردهاند. حزب دموکرات نوین از سال ۲۰۲۳ خشونت نامتناسب اسرائیل در غزه را محکوم کرده و از دولت خواسته است به خلأهایی که اجازهٔ فروش سلاح به اسرائیل را میدهد پایان دهد، کاری که کارنی از انجام آن خودداری کرده است.
کانادا به سیاست خارجیای نیاز دارد که بر پایهٔ حقوق بشر، حقوق بینالملل، دیپلماسی و حفاظت از جان غیرنظامیان استوار باشد.
بریدن کیلی: من در اینکه کانادا در کنار مردم ایران ایستاده، باید همیشه بایستد، و هرگز در کنار رژیمی که آنها را سرکوب میکند، قرار نگیرد، شفاف بودهام. ما باید همیشه در کنار ایرانیهای کانادایی این جامعه که سزاوار صدایی روشن و ثابت از اتاوا در این زمان هستند، بایستیم.
پاسخ کانادا به رژیم ایران قوی، اصولی و پرثمر بوده است. این بهمعنای اتخاذ اقدامات واقعی برای حفاظت از این جامعه در اینجا، در داخل کشور، بوده است. کانادا سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده و تحریمهایی علیه ۲۳۲ فرد و ۲۶۰ نهاد اعمال کرده است. ما همچنین مقامات ارشد ایرانی، ازجمله دهها هزار تن از رهبران سپاه، را ممنوعالورود به کانادا اعلام کردهایم. تا ژوئن ۲۰۲۶، مقامات کانادایی ۱۷,۸۰۰ درخواست را برای احتمال غیرقابلپذیرشبودن بررسی کرده، بیش از ۱۸۰ تحقیقات را آغاز، و ۲۴۸ ویزای مرتبط با رژیم را لغو کردهاند، و این کار همچنان ادامه دارد.
همین اصل دربارهٔ رفتار رژیم با مردم خودش نیز صدق میکند. کانادا بهطور مستمر کشتار معترضان مسالمتجو و سرکوب گستردهتر ایرانیانی را که برای حقوق و آزادیهای اساسی خود مبارزه میکنند، محکوم کرده است.
و ما پروازِ پیاس۷۵۲ را فراموش نکردهایم و هرگز فراموش نخواهیم کرد. کشتار ۱۷۶ نفر، از جمله ۵۵ شهروند کانادایی و ۳۰ مقیم دائم، عملی هولناک بود که ایران باید همچنان در قبال آن پاسخگو باشد. خانوادههای آن قربانیان سزاوار عدالت، شفافیت و پاسخاند.
برای من، خط پایانی این است: کانادا باید صدایی روشن و ثابت علیه سرکوب، تروریسم و رفتار بیثباتکنندهٔ رژیم باشد، و ما به صدایی قوی نیاز داریم که از جامعهٔ اینجا در نورث ونکوور-کپیلانو دفاع کند.
همانطور که میدانید بهدلیل تحریمهای اقتصادی تبادل مالی مستقیم با بانکهای داخل ایران امکانپذیر نیست. از طرف دیگر مهاجران ایرانی بهویژه در زمان مهاجرت نیاز دارند که بتوانند داراییهایشان را به کانادا بیاورند یا در مواردی پولی برای اقوامشان در ایران بفرستند. این تبادلات در کانادا از طریق صرافیها انجام میشود که تعداد زیادی از آنها هم در منطقهٔ نورث ونکوور-کپیلانو فعالیت میکنند. در سالهای اخیر چندین صرافی اعلام ورشکستگی کردهاند و مشتریان آنها با ضررهای هنگفتی مواجه شدهاند. برخی از آنها حاصل یک عمر تلاش و زندگیشان را از دست دادهاند. چقدر از این مشکلات مطلعید و چه راهکاری برای پیشگیری از مشکلات اینچنینی و همچنین جبران خسارات افرادی که متضرر شدهاند، دارید؟
احسان ارجمند: ایرانیهای کانادایی اغلب چارهای جز اتکا به کسبوکارهای صرافی برای انتقال پسانداز خانوادگی خود ندارند. با اینحال، ثبتنام در فینترک (FINTRAC) بهمعنای مجوز، تأیید یا تضمینی برای محافظت از پول شما نیست.
این خلأ نظارتی باید برطرف شود. من از صدور مجوز مناسب، ممیزیهای مستقل، تفکیک وجوه مشتریان، الزامات مالی مناسب و اجرای قویتر قانون حمایت میکنم.
اگر یک کسبوکار میتواند صدها هزار دلار از پسانداز عمر یک نفر را نگه دارد، باید پاسخگویی واقعی و حمایت از مصرفکننده وجود داشته باشد.
این موضوع همچنین بخشی از مشکلی بسیار بزرگتر است. پولشویی میلیاردها دلاری تنها یک مسئلهٔ کیفری نیست، بلکه زمانی که پول نامشروع وارد بازار مسکن و دیگر داراییها میشود، میتواند به مسئلهٔ مقرونبهصرفهبودن هزینهٔ زندگی نیز تبدیل شود، چرا که بازارها را مخدوش کرده و رقابت را برای کاناداییهای صادق و زحمتکش دشوارتر میکند.
دولتهای متوالی لیبرال و محافظهکار در مقابلهٔ مناسب با این مشکل ناکام ماندهاند. رویکرد من ساده است: حمایت از ایرانیهای کاناداییِ قانونی، در حالیکه بهطور جدی پولهای نامشروع و مسئولانِ پولشویی آن را دنبال میکنیم.
استیون توئیدِیل: من بهخوبی با مشکلاتی که ایرانیکاناداییهای متکی به کسبوکارهای صرافی برای انتقال پول یا حمایت از اعضای خانواده با آن مواجهاند، آشنا هستم. بهدلیل تحریمها، مسیرهای معمول بانکی میان ایران و کانادا بسیار محدود است، و خانوادهها چارهای جز اتکا به این خدمات جایگزین ندارند.
این موضوع، حمایت از این مصرفکنندگان را حتی مهمتر میکند.
پروندهٔ اخیر یک صرافی در نورث ونکوور که تراکنشهایش را مسدود کرد، هشداری جدی است. بهگفتهٔ خودِ صاحب این کسبوکار، ممکن است صدها مشتری در مجموع تا سقف ۵ میلیون دلار طلبکار باشند. آن پول میتواند پسانداز عمر یک نفر یا وجهی برای پرداخت هزینههای حیاتی درمانی باشد.
ما به چارچوبی نظارتی نیاز داریم که مصرفکنندگان را در اولویت قرار دهد و به آنها در این معاملات حمایت مالی واقعی ارائه دهد.
دولت ما نمیتواند از یکسو تحریمهایی اعمال کند که مسیرهای معمول بانکی را غیرقابلدسترس میکند، و از سوی دیگر افرادی را که چارهای جز استفاده از شبکههای غیررسمی ندارند، در معرض سوءاستفاده رها کند.
کسبوکارهای خدمات پولی نیازمند نظارت و مقررات قوی برای حمایت از مصرفکنندگاناند.
بریدن کیلی: ما باید از مصرفکنندگان در برابر عاملان بد، چه خارجی و چه داخلی، محافظت کنیم. در عین حال، این جامعه گاهی با موانع واقعیای در تلاش برای فرستادن پول به خانواده روبهرو بوده است، و مردم دربارهٔ نحوهٔ عملکرد این کسبوکارها و اینکه وقتی مشکلی پیش میآید چه اتفاقی میافتد، سزاوار شفافیتاند. همانطور که رژیم را پاسخگو نگه میداریم، حمایت از مصرفکنندگان اینجا در کانادا نیز باید یک اولویت باشد.
در پایان، اگر نکته یا پیام دیگری برای خوانندگان ما و ساکنان حوزهٔ انتخابیهٔ نورث ونکوور–کپیلانو دارید، لطفاً بفرمایید.
احسان ارجمند: من وارد سیاست شدم چون کاناداییها بهطور فزایندهای شعارهای متفاوتی از احزابی دریافت میکنند که رویکردهای بنیادینشان به حکمرانی، اغلب بهطرز چشمگیری شبیه به هم است.
من از شما نمیخواهم به من رأی دهید، بهاین دلیل که قومیت من چیست، یا بهاین دلیل که مهندسم، یا بهخاطر رنگ حزبم.
مرا بر اساس مواضعم قضاوت کنید.
پیش از انتخابات از من بپرسید به چه چیزی اعتقاد دارم، آن را ثبت کنید، و پس از آن مرا پاسخگو بدانید.
من میخواهم دولت کارهای کمتری انجام دهد، اما مسئولیتهای مشروع خود را بهتر انجام دهد؛ پول مالیاتدهندگان را طوری خرج کند که گویی واقعاً متعلق به مالیاتدهندگان است؛ از آزادی فردی و حاکمیت کانادا دفاع کند؛ و دست از تظاهر به اینکه هر مشکلی را میتوان با یک برنامهٔ دولتی دیگر حل کرد.
من رأیدهندگان نورث ونکوور-کپیلانو را تشویق میکنم که بهجای رأیدادنِ راهبردی از سر ترس، سیاستها و کارنامهٔ واقعی لیبرالها، محافظهکاران و حزب مردم را با یکدیگر مقایسه کنند.
به چیزی که به آن اعتقاد دارید رأی دهید، نهصرفاً علیه چیزی که از آن میترسید.
استیون توئیدِیل: اکنون، بیش از هر زمان دیگری، به صدایی قوی برای جامعهمان نیاز داریم. ما به نمایندهای نیاز داریم که برای پایینآوردن هزینههایی که مردم میپردازند، از مواد غذایی و اجاره گرفته تا قبضهای تلفن، دارو و مراقبت از کودک، مبارزه کند؛ نمایندهای که لیبرالها را در قبال وعدههای انتخاباتی خودشان دربارهٔ اقدام اقلیمی و تأمین خانههای مقرونبهصرفه پاسخگو نگه دارد، و در عین حال راهحلهای واقعی برای کاهش هزینههای سنگینی که خانوادهها با آن روبهرو هستند، ارائه دهد. این چیزی است که حزب دموکرات نوین و من در این انتخابات ارائه میدهیم. در ۳۱ اوت، فرصتی داریم تا پیامی به دولت لیبرال بفرستیم و خواستار تغییر برای نورث ونکوور-کپیلانو شویم. امیدوارم بتوانم حمایت شما را جلب کنم.
بریدن کیلی: بریتیش کلمبیا همهچیز را به من داده، و من آمادهام تا با تمام توانم جبران کنم. من در این ساحل به دنیا آمده و بزرگ شدهام، و امروز درست همینجا در سنترال لانزدیل زندگی میکنم. پس از بیش از بیست سال تلاش برای انجام کارها برای مردم بریتیش کلمبیا و کاناداییها، که آخرین آنها بهعنوان معاون رئیس دفتر نخستوزیر مارک کارنی بوده، میدانم دولت چگونه کار میکند، و گاهی، چگونه کار نمیکند، و چگونه میتوان اولویتهای نورث شور را پشت میز مذاکره به گوش رساند.
میخواهم با تیم جدید لیبرال مارک کارنی همکاری کنم تا آن اولویتها را پیش ببرم: کاهش هزینهها، خانههای مقرونبهصرفهٔ بیشتر، زیرساختی که با رشد جمعیت هماهنگ باشد، مشاغل کانادایی خوب، بازارهای جدید برای محصولات کانادایی، و کشوری قویتر که همیشه بتواند روی پای خودش بایستد.
من پشت میز بودهام. میدانم چگونه کارها را پیش ببرم، و واقعاً متعهدم که حامی روشنی برای جامعهٔ ایرانی-کانادایی بهطور خاص باشم؛ حضور داشته باشم، گوش دهم، و اعتمادی بسازم که فراتر از این کارزار انتخاباتی دوام بیاورد. این کار با پایان انتخابات تمام نمیشود.
بیایید نورث شور را قوی بسازیم، و بیایید با هم کانادا را قوی بسازیم.

