ترانه وحدانی – ونکوور
۴۱ سال پیش در ۲۳ ژوئن ۱۹۸۵، فاجعهای رخ داد که قلب کاناداییها را جریحهدار کرد. فاجعهای که هنوز هم پس از بیش از چهار دهه سایهٔ سنگینی بر روابط دو کشور کانادا و هند افکنده است؛ عملیات تروریستی بمبگذاری در پرواز شمارهٔ ۱۸۲ شرکت ایر ایندیا.
ازآنجاکه فاجعهٔ یادشده بر فراز آسمان ایرلند و هزاران کیلومتر دور از کانادا صورت گرفت و همچنین هواپیما متعلق به شرکتی هندی بود، بهزعم بسیاری، این دلایل کارِ دولت کانادا را برای بهرسمیتنشناختنِ رویداد یادشده بهعنوان فاجعهای ملی، آسان کرد. هرچند پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، بمبگذاری در پرواز شمارهٔ ۱۸۲ ایر ایندیا، تازه بعد از ۱۶ سال از وقوع آن، بهصورت عطفِبهماسبق «تنها و بدترین حملهٔ تروریستی در تاریخ کانادا» خوانده شد. در سال ۲۰۱۰ و ۲۵ سال پس از وقوع این فاجعه، استفان هارپر، نخستوزیر وقت کانادا، از نقصان عملکرد کانادا در جلوگیری از این بمبگذاری و رفتار نامناسب با خانوادههای قربانیان این پرواز، رسماً عذرخواهی کرد. و نهایتاً پس از فاجعهٔ سرنگونکردن پرواز پیاس۷۵۲، جاستین ترودو، نخستوزیر وقت، در بیانیهای مشترک با وزیر امور خارجه و وزیر حملونقل وقت کانادا روز ۸ ژانویه را بهعنوان «روز ملی یادآوری قربانیان فجایع هوایی در کانادا» اعلام کرد و در آن از قربانیان پرواز ۱۸۲ ایر ایندیا هم یاد شد.
برای آشنایی آن دسته از خوانندگانی که از این فاجعه کمتر شنیدهاند، در این شماره مروری خواهیم داشت بر این رویداد بسیار تلخ.
پرواز شمارهٔ ۱۸۲ ایر ایندیا، پروازی بود که در ۲۳ ژوئن سال ۱۹۸۵ در مسیر پروازی مونترآل-لندن-دهلی-بمبئی با استفاده از یک فروند بوئینگ 747-237B انجام شد. این پرواز در میانهٔ راه از مونترآل به لندن و در ارتفاع ۳۱٬۰۰۰ فوتی (معادل ۹٬۴۰۰ متر) بر فراز اقیانوس اطلس بهدست تندروهای سیک مقیم کانادا منفجر شد و تکههای لاشهٔ آن در محدودهٔ ۱۹۰ کیلومتری جنوب غرب ایرلند به دریا ریخت و تمامی ۳۲۹ سرنشین آن کشته شدند. در این پرواز ۳۲۹ نفر حضور داشتند که از آن میان ۲۶۸ نفر شهروند کانادا، ۲۷ نفر شهروند بریتانیا و ۲۴ نفر شهروند هند بودند. بمبگذاری پرواز ۱۸۲ ایر ایندیا، مرگبارترین اقدام تروریستی هوایی تا قبل از حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ بود. گروه تروریستی «بَبَر خالصه» در این بمبگذاری نقش داشت.
بمبگذاری در این پرواز با انفجار بمب در فرودگاه ناریتای توکیو همزمان شد. محققان بر این باورند که این دو نقشه با هم مرتبط بوده و هدف آنها دو بمبگذاری هوایی بوده است. هرچند بمب در فرودگاه ناریتا پیش از بارگیری در هواپیما منفجر شد، زیرا عاملان محاسبه نکرده بودند که ژاپن ساعت تابستانی را رعایت نمیکند. اگر چه تعداد زیادی از عاملان بمبگذاری در ایر ایندیا دستگیر شدند، اما تنها کسی که محکوم اعلام شد ایندرجیت سینگ ریات، عضو فدراسیون بینالمللی جوانان سیک (ISFY) و ساکن شهر دانکن در جزیرهٔ ونکوور، بود و در پی دستگیری به اتهام قتل در سال ۲۰۰۳، در نهایت به جرم «قتل شبهعمد» در این رابطه اعتراف کرد. وی بهدلیل مونتاژ بمبهای منفجرشده پرواز ۱۸۲ ایر ایندیا و فرودگاه ناریتا به ۱۵ سال زندان محکوم شد، هرچند او بعدها بهخاطر موارد دیگری ازجمله شهادت دروغ در جریان دادرسی پروندهٔ بمبگذاری در پرواز ۱۸۲ ایر ایندیا حکمهای دیگری هم گرفت و در مجموع نزدیک به سه دهه از عمر خود را در زندان سپری کرد.
تحقیقات و پیگردهای متعاقب انفجار، قریب به بیست سال ادامه یافت. این دادرسی پرهزینهترین دادرسی تاریخ کاناداست که نزدیک به ۱۳۰ میلیون دلار هزینه بههمراه داشت. در سال ۲۰۰۶، شورای حکومت سلطنتی، یک قاضی سابق دادگاه عالی بهنام «جان سی میجر» را بهمنظور انجام تحقیقات و تشکیل یک کمیسیون تحقیق منصوب کرد. تحقیقات جامع او که در ۱۷ ژوئن سال ۲۰۱۰ منتشر شد، نشان داد که «یک سری خطاهای زنجیرهوار» از سوی دولت کانادا، پلیس سوارهنظام کانادا و سرویس اطلاعات امنیتی کانادا به تروریستها این امکان را داد که نقشهٔ خود را عملی کنند.
طی دههٔ ۱۹۷۰، بسیاری از مهاجران سیک بهامید وضعیت اقتصادی بهتر در غرب کانادا ساکن شدند. از جملهٔ این مهاجران، افرادی مانند تالویندر سینگ پارمر بودند که بعدها به رهبری و عضویت گروه ببر خالصه درآمدند. تا دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، بریتیش کلمبیا و محدودهٔ اطراف ونکوور به بزرگترین مرکز تجمع سیکهای خارج از هند تبدیل شده بود. دولت کانادا در سال ۱۹۸۲، درخواست کشور هند را مبنی بر استرداد پارمر، یکی از رهبران ببر خالصه که محکوم به شش فقره قتل پلیسهای پنجاب بود، رد کرد. یک سال بعد، وی حین تلاش برای ورود به آلمان دستگیر شد، ولی باز هم به دولت هند تحویل داده نشد. دولت هند اطلاعاتی به آلمان داد که ثابت میکرد پارمر تهدیداتی علیه نخستوزیر هند، ایندیرا گاندی، ترتیب داده است، اما آلمان این ادعاها را ضعیف شمرد و پس از یک سال حبس، پارمر به کانادا بازگشت. همزمان با دستگیری پارمر، افرادی در معبد سیک در هندوستان شروع به جمعآوری اسلحه کردند و خواستار خودمختاری و ایجاد دولت سیکها شدند. در جریان حوادث خشونتآمیز آن زمان، ۴۱۰ نفر ازجمله ۳۹ سیک مخالف خشونت کشته و ۱۱۸۰ تن زخمی شدند و در نهایت، دولت هند جداییطلبی را رد کرد. ایندیرا گاندی در سال ۱۹۸۴ دستور داد عملیاتی بهنام ستارهٔ آبی برای ازمیانبرداشتن این افراد در معبد طلایی انجام شود که با اعتراضات گستردهٔ سیکها در سراسر جهان روبرو شد. وی چند ماه بعد بهدست دو نفر از محافظان سیک خود به قتل رسید. در پاسخ، شورشهای ضدِسیک که از سوی کنگرهٔ ملی هند (حزب کنگره) رهبری شد، هزاران سیک را در سراسر هند به کام مرگ کشاند.
پارمر پس از بازگشت به کانادا با جیت سینگ ریات که مکانیک خودرو و ساکن دانکن در بریتیش کلمبیا بود، ملاقات کرد. پارمر از او درخواست کرد تا ساخت بمب را بر عهده بگیرد، هرچند ریات بعدها اظهار کرد اطلاع نداشته که قرار است از این بمب چه استفادهای بشود، اما بارها از افراد مختلف بهبهانهٔ قطع سه درخت در ملک خود در مورد نحوهٔ ساخت دینامیت سؤال پرسیده بود و همچنین نزد همکارش نسبت به حکومت هند بهخصوص ایندیرا گاندی ابراز خشم کرده بود. در اواخر همان سال، اجیب سینگ باگری بهعنوان دستِ راست پارمر در ستیزهجویی علیه دولت هند، وی را همراهی کرد. باگری بهعنوان رانندهٔ لیفتراک در یک کارخانهٔ چوببری در نزدیکی شهر کملوپس در بریتیش کلمبیا کار میکرد. وی مُبَلغی قدرتمند در جامعهٔ هندیهای کانادا به حساب میآمد. این دو نفر به سراسر کانادا سفر کردند و سیکها را در مقابل دولت هند بهدلیل انجام عملیات ستارهٔ آبی با هم متحد کردند. آنها از این جلسات برای جمعآوری کمک مالی استفاده و هندیها را علیه دولت هند تحریک میکردند.
در ۲۸ ژوئیهٔ ۱۹۸۴، کنگرهٔ تأسیس سازمان جهانی سیکها (WSO) با هدف تلاش عاری از خشونت برای بهوجودآوردن وطنی مستقل برای سیکها در شهر نیویورک تشکیل شد. پارمر در مرز متوقف شد و ۲۴ ساعت تحت مراقبت بود، اما باگر توانست در کنگره بهمدت یک ساعت سخنرانی کند. باگر در این سخنرانی، در مقابل چهار هزار نفر گفت: «تا زمانی که ۵۰٬۰۰۰ هندو را نکشیم، آرام نخواهیم گرفت». این جمله بعدها در محاکمه علیه او استفاده شد. بعدها مترجمی اظهار کرد که ترجمهٔ سخنان وی در آن جلسه بهدرستی صورت نگرفته است و او سیکها را به انتقامجویی علیه هندوها دعوت نکرده است بلکه سعی در برانگیختن احساسات و غرور ملی آنها داشته است.
در اواخر ۱۹۸۴ حداقل دو عملیات بیثمر برای بمبگذاری در ایر ایندیا انجام شد. در اوت همان سال مجرم معروف، گری بولدرات، ادعا کرد که پارمر با پیشنهاد دویست هزار دلار از وی خواسته است که بمبی را در هواپیما جاسازی کند، اما گری که بهگفتهٔ خودش دیگر علاقهای به اعمال غیرقانونی نداشت، موضوع را به پلیس گزارش کرد. همچنین هارمل سینگ گراول در تلاشی برای تخفیف در مجازات دزدی و کلاهبرداری خود در ونکوور، به سرویس اطلاعات امنیتی کانادا و پلیس سوارهنظام کانادا اعلام کرد که احتمال نقشهٔ بمبگذاری در خط هوایی مونترآل وجود دارد، اما پلیس سوارهنظام کانادا و سرویس اطلاعات امنیتی هر دوی این گزارشات را بیاساس و غیرواقعی دانستند.
سه ماه قبل از بمبگذاری، سیک میانهرویی بهدست یک متجاوز تندرو مورد حمله قرار گرفت و جمجمهاش شکست. در پی این جریان، سرویس اطلاعات امنیت کانادا اظهارنامهٔ دادگاه را برای زیرنظرگرفتن پارمر دریافت کرد، اما هنوز اعضای ببر خالصه بهطور قانونی ممنوعالورود نشده بودند. در اظهارنامه اعلام شده بود: «این گروه تروریستی سیکها که اکنون در کانادا تأسیس شده، مسئولیت بیش از چهل مورد ترور سیکهای میانهرو و سایر افراد را در پنجاب بر عهده دارد. پارمر از رئیس معبد سیکها در کلگری درخواست کرده است تا با آنها متحد شده و انتقام معبد طلایی را بگیرند». در ماه آوریل، ریات مشغول خرید دینامیت به سه برابر قیمت و جمعآوری اطلاعات شد و بارها با پارمر تماس گرفت. سرویس اطلاعات امنیت کانادا رفتوآمدهای مشکوکی را به خانه پارمر ثبت کرد. همچنین ریات در طول این مدت اشیاء مختلفی مانند ساعت ماشین، کوک بزرگ و میلههای دینامیت خریداری کرد. در اواسط ماه مه، بمب را در جنگل اطراف محل سکونتش امتحان کرد. تا پایان سال ۲۰۱۰، وی فقط به خریداری و مونتاژ برخی قطعات اعتراف کرد و ساختن بمب را انکار میکرد.
در ماه ژوئن سال ۱۹۸۵، خبرچینی به پلیس اطلاع داد که پارمر و متحد دست راستش، آجایب سینگ باغری، از معبد سیکهای مالتون در همیلتون دیدن کردهاند و به پیروان وفادارشان هشدار دادهاند که پرواز با خط هواپیمایی ایر ایندیا ناامن خواهد بود. پلیس کانادا نیز یازده روز قبل از واقعه، شبهنظامیانی را رصد کرد. یکی از رهبران فدراسیون بینالمللی جوانان سیک معترض بود که چرا هنوز هیچ کنسول و سفیری در هند کشته نشده است و به او پاسخ داده بودند: «خواهید دید. در طول دو هفتهٔ آینده اتفاقاتی خواهد افتاد». مظنونان این بمبگذاری بهصورت رمزی و با تلفنهای عمومی سکهای با هم در ارتباط بودند. در ۲۰ ژوئن ۱۹۸۵، پارمر در تماسی تلفنی با مردی بهنام هاردیال سینگ جوهال گفتوگویی داشتند. پارمر از وی پرسید که داستان را نوشته است؟ و مرد پاسخ منفی داد. پارمر به او گفت که داستان را بنویسد. چند لحظه بعد از این مکالمهٔ تلفنی شنودشده، مردی که خودش را آقای سینگ معرفی کرد، دو بلیت برای پرواز ۲۲ ژوئن رزرو کرد. یکی بهنام جاسواند سینگ برای پرواز شمارهٔ ۸۶ خط هوایی کنِیدیَن پاسیفیک ایرلاین از ونکوور به مقصد تورنتو و دیگری بهنام مهیندربل سینگ با پرواز ۰۰۲ خط هوایی کنیدین پاسیفیک ایرلاین از ونکوور به توکیو و پس از آن با پرواز شمارهٔ ۳۰۱ ایر ایندیا از توکیو به بانکوک در همان روز. او در تماس دیگری پرواز اول بهنام جاسواند سینگ را تغییر داد که البته مبدأ و مقصد و شرکت هوایی ثابت ماند، ولی شمارهٔ پرواز به CP060 تغییر یافت. تماسگیرنده درخواست کرد که نام جاسواند سینگ را در لیست انتظار پرواز شمارهٔ ۱۸۱ ایر ایندیا از تورنتو به مونترآل و پرواز شمارهٔ ۱۸۲ ایر ایندیا از مونترآل به بمبئی قرار بدهند. روز بعد مردی که دستار بر سر داشت به دفتر کنیدین پاسیفیک ایرلاین در ونکوور رفت و مبلغ ۳٬۰۰۵ دلار پول نقد بابت این بلیتها پرداخت کرد. او همچنین نام مسافر پرواز اول را به ام. سینگ و مسافر پرواز دوم را به ال. سینگ تغییر داد. خرید همزمان این دو بلیت بهعنوان یکی از شواهد ارتباط دو بمبگذاری با هم در نظر گرفته شد.
سرانجام در ۲۲ ژوئن ۱۹۸۵، مردی مضطرب که خودش را مانجیت سینگ (ام. سینگ) معرفی کرد، چمدان خود را در فرودگاه ونکوور به کانتر شرکت هواپیمایی کنیدین پاسیفیک (CP Air) تحویل داد. او که بلیت بیزینس کلاس داشت، بهشدت اصرار کرد که چمدانش مستقیماً به پرواز بعدی منتقل شود چون خودش در لیست انتظار برای پرواز بود. کارمندی بهنام آدامز پس از دوبار ردکردن درخواست بهدلیل آنکه هنوز صندلی او برای پروازهای تورنتو به مونترآل و پس از آن مونترآل به بمبئی قطعی نشده بود، سرانجام تحت فشار و برای جلب رضایت مشتری، برخلاف قوانین ایمنی (که انتقال بار مسافرِ در لیست انتظار را ممنوع میکرد)، چمدان او را سرهَم (Interline) برچسب زد؛ یعنی برچسب انتقال خودکار به پرواز ایر ایندیا را روی آن چسباند. بههمین دلیل وقتی چمدان با پرواز داخلی به تورنتو رسید، بدون اینکه مسافر سوار هواپیما شده باشد، به صورت خودکار به هواپیمای ایر ایندیا منتقل شد. پس از سقوط، آدامز متوجه شد که با این فریب کیف به پرواز ۱۸۲ راه پیدا کرده است. با درخواست ایر ایندیا مأموران بیشتری بهمنظور جلوگیری از تهدیدات سیکها در پایانههای هوایی ایر ایندیا قرار داده شده بود. تحقیقات نشان داد که آن روز دستگاههای اشعهٔ ایکس فرودگاه خراب شدند و وسیلهٔ جایگزین آنها نیز با بوق کوتاهی نشان داده بود که چمدان باید مورد بررسی قرار بگیرد، اما ازآنجاکه بررسیکنندگان طبق دستور کار خود در مقابل بوق کوتاه حساسیتی نشان ندادند، چمدان به هواپیما وارد شد. در ساعت ۱۵، پرواز ایر ایندیا با هواپیمای بوئینگ بهنام امپرور کانیشکا فرودگاه بینالمللی تورنتو را بهمقصد فرودگاه مونترآل ترک کرد.
هواپیما در ساعت ۱۶:۱۰ بهوقت محلی وارد فرودگاه مونترآل شد و سپس از آنجا عازم لندن شد تا پس از توقف در آنجا به دهلی و نهایتاً به فرودگاه سحر بمبئی روانه شود. خدمه طبق معمول در ساعت ۷:۰۹ بهوقت گرینویچ گزارشات خود را به برج مراقبت شانون در ایرلند دادند. پنج دقیقهٔ بعد با انفجار بمب، هواپیما در ارتفاع ۳۱٬۰۰۰ فوتی با ۳۲۹ نفر سرنشین متلاشی شد. ۱ ساعت و ۳۳ دقیقه پیش از این انفجار، در ترمینال فرودگاه ناریتا در توکیو ژاپن که هیچ بازرسی اشعه ایکسی انجام نشده بود، بمبی که هدفش پرواز ۱۷۷ نفری ایر ایندیا بود، منفجر شد. در این جریان نیز دو نفر بارگیر چمدان کشته شدند. بهنظر میرسد که مقصود همزمانی این دو انفجار بوده است، اما در ژاپن مانند کانادا ساعت تابستانی رعایت نمیشود. لاشهٔ هواپیمای منفجرشده در عمق دوهزارمتری ساحل جنوب غربی ایرلند پیدا شد و پس از یک روز ۱۳۲ جسد کشف شد. دستگاههای جعبهٔ سیاه (دستگاه ثبت صدای کابین و ثبت اطلاعات پرواز) در تاریخ ۹ و ۱۰ ژوئیه ۱۹۸۵ با استفاده از یک ربات زیردریایی پیشرفته از اعماق اقیانوس بیرون کشیده شدند و احتمال وجود بمب در نزدیکی محفظهٔ سوخت هواپیما قوت گرفت. در جریان تحقیقات، ۱۳۵ افسر به بررسی فروشگاههایی پرداختند که میشد از آنها قطعات بمب خریداری کرد و متوجه خرید رایات شدند که با مشاهدات سرویس اطلاعات امنیتی کانادا همخوانی داشت. یکسال بعد، قاضی دادگاه عالی کرپال هند اعلام کرد که بمبی که منشأ آن کانادا بود، این هواپیما را منفجر کرده است.
مظنونان این اقدام تروریستی، پارمر، ریات، باگری، هاردیال سینگ و چند تن دیگر بودند. پارمر در سال ۱۹۹۲ طی درگیری با پلیس هند کشته شد. باگری در سال ۲۰۰۵ تبرئه و آزاد شد. هاردیال سینگ جوهال که متهم به حمل چمدانها بود، هرگز محکوم نشد و در سال ۲۰۰۲ به مرگ طبیعی درگذشت. ریات ابتدا در سال ۱۹۸۶ بهدلیل همراهداشتن مواد منفجره و سلاح بدون مجوز، به ۲٬۰۰۰ دلار جریمهٔ نقدی محکوم شد. در آن زمان شواهد متقنی مبنی بر دخالت او در انفجارهای ایر ایندیا ۱۸۲ و فرودگاه ناریتا وجود نداشت. او پس از آن با خانوادهاش به کاونتری در بریتانیا مهاجرت کرد و در کارخانهٔ خودروسازی جاگوار مشغول به کار شد. پلیس سوارهنظام کانادا با همکاری متخصصان ژاپنی دریافتند که مواد بهکاررفته در بمبهای فرودگاه ناریتا مشابه همان موادی است که ریات با خود حمل میکرد. با دریافت شواهد جدید کانادا رسماً از بریتانیا درخواست کرد ریات را به این کشور مسترد کند. او سال ۱۹۸۸ در بریتانیا دستگیر شد و اواخر سال ۱۹۸۹ به کانادا برگردانده شد. ابتدا به ۱۰ سال زندان محکوم شد. او در دادگاه سال ۲۰۰۳ به جرم قتل شبهعمد اعتراف کرد و متعهد شد حقیقت را بگوید، اما در جایگاه شهود مدعی شد هیچکس را نمیشناسد و چیزی یادش نمیآید. بههمین دلیل در سال ۲۰۰۶ رسماً به دروغپردازی (Perjury) متهم شد و کیفرخواست دادگاه عالی بریتیش کلمبیا در ۲۷ مورد وی را متهم به شهادت دروغ کرد. او به جرم خود در ساخت بمب اعتراف کرد، اما با سوگند انکار کرد که در مورد توطئه چیزی نمیداند. او به ۹ سال حبس محکوم شد و در سال ۲۰۱۱ درخواست تجدیدنظر کرد و اظهار داشت که قاضی در قوانین دچار اشتباه شده است. این درخواست در سال ۲۰۱۴ رد شد. او پس از بیست و شش سال زندان در سال ۲۰۱۶ آزاد شد. در سال ۲۰۱۷ هیئت آزادی مشروط کانادا اعلام کرد که او به تمام تعهدات خود پایبند بوده و دیگر خطری ندارد؛ در نتیجه او اجازه یافت به خانهٔ شخصیاش و نزد خانوادهاش بازگردد. با اینحال، تا پایان دوران محکومیتش همچنان تحت یکسری شرایط خاص (مثل ممنوعیت فعالیت سیاسی و ممنوعیت ارتباط با گروههای تندرو یا خانواده قربانیان) قرار داشت.
در اوت ۲۰۱۸ حکم قضایی و محکومیت ریات بهطور کامل منقضی و تمام شد. با پایانیافتن رسمی مدتزمان حکم، تمامی محدودیتهای قانونی و نظارتهای سازمان زندانهای کانادا بر روی او بهطور کامل برداشته شد و او از آن زمان بهبعد بهعنوان یک شهروند عادی و بدون مراقبت امنیتی زندگی میکند.
پروندهٔ بمبگذاری پرواز ۱۸۲ ایر ایندیا با پایان کار کمیسیونهای تحقیق دولتی بسته نشد، بلکه در دهههای بعد بهشکلی گسستناپذیر با مداخلات خارجی، ترورهای هدفمند و بزرگترین بحران دیپلماتیک میان کانادا و هند گره خورد. در کانون این تحولات متعاقب، سرنوشت دو تن دیگر از مظنونان اصلی این فاجعه یعنی ریپودامان سینگ مالیک و آجایب سینگ باغری قرار داشت که دادرسی آنها مسیر جدیدی از تنشهای امنیتی را رقم زد.
در سال ۲۰۰۳، یکی از پیچیدهترین و پرهزینهترین محاکمههای قضایی تاریخ کانادا برای رسیدگی به اتهامات مالیک و باغری آغاز شد. دادستانی کل کانادا بخش عمدهای از بدنهٔ اتهامی خود علیه مالیک را بر پایهٔ شهادت دختری استوار کرده بود که پیشتر در تعاونی اعتبار و مدارس تحت مدیریت مالیک کار میکرد؛ شاهدی که مدعی بود مالیک در خلال گفتوگوهایی صمیمانه به نقش خود در برنامهریزی و تأمین مالی بمبگذاری اعتراف کرده است. با اینحال، در مارس ۲۰۰۵، قاضی دادگاه عالی بریتیش کلمبیا، ایان جوزفسون، در حکمی ۵۰۰ صفحهای هر دو متهم را تبرئه کرد. قاضی در این حکم تأیید کرد که شواهد ارائهشده فرای ظن معقول نیست و شهادت آن زن را بهدلیل تناقضات متعدد، کاملاً «نامعتبر و غیرقابلاتکا» خواند. اگرچه تبرئهٔ مالیک موجی از خشم را میان خانوادههای قربانیان برانگیخت، قاضی جوزفسون تأکید کرد که این حکم صرفاً بهمعنای عدم کفایت ادلهٔ دادستان است، نه اعلام بیگناهی مطلق متهمان.
ریپودامان سینگ مالیک پس از آزادی، امپراتوری مالی و مذهبی خود را در قالب مدارس مذهبی و تعاونیهای اعتبار «خالصه» بازسازی کرد، اما در سالهای پایانی عمر دچار چرخشی فاحش شد که خشم جریانهای رادیکال جداییطلب سیک (خالصان) را برانگیخت. مالیک در سال ۲۰۱۹ با وساطت مقامات اطلاعاتی ارشد هند روادید سفر به زادگاهش را دریافت کرد و در اوایل سال ۲۰۲۲ در نامهای علنی به تمجید از نخستوزیر هند، نارندرا مودی، پرداخت. این آشتی آشکار با دهلی نو و جدایی او از بدنهٔ افراطیها، او را با سوءظن شدید روبهرو کرد؛ تا جاییکه برخی در میان جامعهٔ سیکها او را خائن قلمداد میکردند. افزون بر این، او پیش از مرگ درگیر یک دعوای حقوقی شدید با هاردیپ سینگ نیجار، رئیس وقت معبد سوری، بر سر مالکیت و استفاده از یک دستگاه چاپ تجاری متون مقدس بود.
سرانجام در صبحگاه ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، مالیکِ ۷۵ ساله زمانی که با خودروی تسلای خود به محل کارش در یک شهرک صنعتی در شهر سوری در استان بریتیش کلمبیا رسید، هدف یک حملهٔ کاملاً حرفهای قرار گرفت. دو ضارب مسلح به نامهای تَنر فاکس (Tanner Fox) و خوزه لوپز (Jose Lopez) که از روز قبل محل را زیر نظر گرفته بودند، کمین کرده و ۷ گلوله بهسمت خودروی او شلیک کردند که منجر به مرگ فوری مالیک در پشت فرمان شد. مهاجمان بلافاصله با یک خودروی مسروقه گریختند و آن را به آتش کشیدند. این پرونده سرانجام در اواخر سال ۲۰۲۴ با اعتراف این دو نفر، با جرم قتل درجه دو مواجه شد و مشخص گردید که آنها صرفاً آدمکشهایی اجارهای بودهاند، هرچند هویت آمران اصلی ترور همچنان پنهان ماند. تَنر فاکس در ژانویهٔ ۲۰۲۵ به حبس ابد با عدم امکان تقاضای آزادی مشروط تا ۲۰ سال محکوم شد.
بحران امنیتی و سایهٔ ترور در جامعهٔ سیکهای کانادا با وقوع یک ترور مشابه دیگر در ژوئن ۲۰۲۳ به اوج خود رسید؛ زمانیکه هاردیپ سینگ نیجار، رئیس وقت معبد سوری و رهبر رادیکال خالصان، در پارکینگ همان معبد به دست ضاربان کشته شد. در سپتامبر ۲۰۲۳، جاستین ترودو، نخستوزیر وقت کانادا، در صحن پارلمان رسماً اعلام کرد شواهد معتبری وجود دارد که نشان میدهد مأموران اطلاعاتی دولت هند در قتل نیجار دست داشتهاند. تحقیقات بعدی پلیس سوارهنظام کانادا (RCMP) ابعاد گستردهتری از شبکهٔ ترور، اخاذی و شلیکهای هدفمند مأموران هند علیه دگراندیشان سیک در خاک کانادا را برملا کرد. دولت کانادا بلافاصله شش دیپلمات ارشد هندی را اخراج کرد و دهلی نو نیز با اقدامی متقابل پاسخ داد. این افشاگریها روابط دیپلماتیک اتاوا و دهلی را به تاریکترین، بحرانیترین و قفلشدهترین نقطهٔ خود در تاریخ معاصر رساند.
پس از ماهها تنش مداوم و قفلشدن مناسبات دیپلماتیک در دوران ترودو، تغییر در رهبری سیاسی کانادا بستر را برای یک چرخش استراتژیک فراهم کرد. با رویِکارآمدن مارک کارنی بهعنوان نخستوزیر جدید کانادا، اتاوا رویکرد دیپلماسی عملگرایانه و بازسازی مناسبات با شرکای کلیدی منطقهٔ هند-آرام را در دستور کار قرار داد و روابط دو کشور تا حدی ترمیم یافت.
اما در هر حال میراث خونین فاجعهٔ بمبگذاری در هواپیمای ایر ایندیا در سال ۱۹۸۵ و سایهٔ ترورهای سریالی در شهر سوری (از مالیک تا نیجار) همچنان بهعنوان پیچیدگیهای امنیتی عمیق در لایههای اطلاعاتی دو کشور باقی مانده است.
منبع: ویکیپدیا

