نماد سایت رسانهٔ همیاری

سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت؛ یادی از پرویز قلیچ‌خانی

سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت یادی از پرویز قلیچ‌خانی #فوتبال #ورزش #ایران #پرویز_قلیچخانی #پرویز_قلیچ_خانی

سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت یادی از پرویز قلیچ‌خانی #فوتبال #ورزش #ایران #پرویز_قلیچخانی #پرویز_قلیچ_خانی

الف صدرا – ونکوور

در دوم خرداد ۱۴۰۵ (۲۳ مهٔ ۲۰۲۶)، جامعهٔ ورزشی، فرهنگی و سیاسی ایران یکی از متمایزترین و تأثیرگذارترین چهره‌های معاصر خود را از دست داد. پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان افسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، در سن ۸۱ سالگی در غربت چشم از جهان فروبست. رفتن او، که به‌شکلی نمادین با سالروز درگذشت ناصر حجازی، دیگر اسطورهٔ فوتبال ایران، هم‌زمان شد، اندوه عمیقی را بر ایرانیان در اقصی نقاط جهان حاکم کرد. قلیچ‌خانی تنها یک ستارهٔ فوتبال نبود؛ او تجسم عینی تلاقی استثنایی ورزش، سیاست، فرهنگ و اخلاق‌گرایی مستقل بود و بیش از چهار دهه از زندگی خود را در تبعیدی خودخواسته اما پربار سپری کرد.

پرویز قلیچ‌خانی پس از گذراندن یک دورهٔ طولانی و سخت بیماری، در بیمارستانی در حومهٔ پاریس درگذشت. اما آنچه فصل پایانی زندگی او را مانند تمام دوران حیاتش متمایز و شگفت‌انگیز ساخت، وصیت نهایی او بود. طبق اعلام نجمه موسوی، یار دیرین و همراه همیشگی او، قلیچ‌خانی براساس باورهای عمیق انسانی و فروتنی ذاتی‌اش وصیت کرده بود که هیچ‌گونه مراسم تشییع، خاک‌سپاری، بزرگداشت یا یادبود رسمی برای او برگزار نشود. او خواستار آن شده بود که پیکرش به مراکز علمی و تحقیقات پزشکی فرانسه اهدا شود تا حتی پس از مرگ نیز وجودش برای جامعه مفید واقع شود و فرآیند رفتنش باری بر دوش دیگران نگذارد. 

کارنامهٔ ورزشی: نبوغ بی‌تکرار در مستطیل سبز

برای نسل‌های جدید که بازی‌های او را ندیده‌اند، درک جایگاه پرویز قلیچ‌خانی در فوتبال ایران شاید ساده نباشد. بسیاری از هم‌دوره‌ای‌ها و کارشناسان فوتبال، او را «بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران» و نابغه‌ای فراتر از زمان خویش می‌دانند. قلیچ‌خانی فوتبال حرفه‌ای خود را از باشگاه کیان آغاز کرد و سپس پیراهن تیم‌های بزرگی چون تاج (استقلال)، پاس، عقاب، دارایی و پرسپولیس را بر تن کرد. او همچنین در اواخر دوران ورزشی خود به لیگ حرفه‌ای آمریکا رفت و مدتی برای تیم سن‌خوزه ارث‌کوئکز به میدان رفت.

پژواک نام او در فوتبال به‌دلیل چندپُسته‌بودن و توانایی‌های خارق‌العادهٔ بدنی و ذهنی‌اش بود. او می‌توانست در خط دفاعی به‌عنوان صخره‌ای نفوذناپذیر، در میانهٔ میدان به‌عنوان طراح بازی‌ساز و مغز متفکر تیم، و در خط حمله به‌عنوان گلزنی قهار بازی کند. شوت‌های سهمگین، فیزیک تنومند، تعصب کم‌نظیر و هوش تاکتیکی بالا از او رهبری کاریزماتیک در داخل زمین ساخته بود.

قلیچ‌خانی کارنامه‌ای متمایز و منحصربه‌فرد در عرصهٔ فوتبال ملی دارد که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

سیاست، تبعید و تولد مجلهٔ آرش در فرانسه

روح سرکش و ذهن بیدار قلیچ‌خانی اجازه نمی‌داد او چشم خود را بر واقعیت‌های جامعه ببندد. در اواخر دهه ۱۳۵۰، به‌دلیل تمایلات چپ‌گرایانه و مواضع انتقادی‌اش بازداشت شد. او تحت شکنجه مجبور به انجام یک مصاحبهٔ تلویزیونی و ابراز ندامت شد؛ واقعه‌ای تلخ که خود او همواره از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین زخم روحی زندگی‌اش یاد می‌کرد و تا پایان عمر سنگینی آن را بر دوش می‌کشید. پس از انقلاب ۱۳۵۷، او که به‌دنبال آزادی و عدالت بود، خیلی زود دریافت که فضای جدید نیز با آرمان‌های او همخوانی ندارد. در پی مخالفت با انحصارطلبی و سرکوب‌های پس از انقلاب، ناچار به ترک وطن شد و دوران طولانی، سخت اما سربلند تبعید خود را در فرانسه آغاز کرد.

قلیچ‌خانی در غربت، انرژی و پتانسیل خود را از مستطیل سبز به دنیای قلم و مطبوعات منتقل کرد. در بهمن‌ماه ۱۳۶۹ (فوریهٔ ۱۹۹۱)، اقدام به انتشار مجلهٔ آرش در پاریس کرد. آرش به‌مدت ۲۳ سال به‌عنوان یکی از معتبرترین، مستقل‌ترین و اثرگذارترین نشریات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در تبعید منتشر شد. این مجله فضای امن و وسیعی را برای نویسندگان، شاعران، روشنفکران و دگراندیشانی که در داخل کشور امکان بیان نظرات خود را نداشتند، فراهم کرد.

قلیچ‌خانی در آرش صرفاً یک مدیر نبود، بلکه به‌عنوان نویسنده‌ای تیزبین قلم می‌زد. او در سرمقاله‌ها و یادداشت‌های خود، رویکردی انتقادی و رادیکال نسبت به استبداد، نابرابری و سانسور داشت.

انتشار آرش پس از ۲۳ سال قلم‌فرسایی بی‌وقفه، در سال ۱۳۹۲ با انتشار شمارهٔ ۱۱۰ به پایان رسید. قلیچ‌خانی در یادداشت خداحافظی خود با صراحت و فروتنی اعلام کرد که به‌دلیل مشکلات مالی، خستگی جسمی و حفظ استقلال نشریه، ترجیح می‌دهد این چراغ را در اوج خاموش کند تا کیفیت و شرف مجله دستخوش مصلحت‌طلبی نشود. برخی مقاله‌های قلیچ‌خانی در مجلهٔ آرش هنوز از طریق وب‌سایت arashmag.com در دسترس است.

سیمای انسانی اسطوره در آینهٔ مستند رضا علامه‌زاده

جدا از وجههٔ ورزشی پرصلابت و نگاه سیاسی محکم، پرویز قلیچ‌خانی در خلوت خود روحی رقیق، عاطفی و به‌غایت انسانی داشت. این لایهٔ پنهان از شخصیت او در مستند کوتاهی به‌کارگردانی سینماگر برجسته، رضا علامه‌زاده، تحت عنوان «سوگوارهٔ سفید» که به‌زودی پخش خواهد شد، به‌زیبایی تصویر شده است:

بخش‌هایی از این فیلم مستند که در روزهای پس از درگذشت او از سوی علامه‌زاده منتشر شد، پنجره‌ای رو به زندگی خصوصی و خانوادگی قلیچ‌خانی در غربت می‌گشاید. در این مستند، ما با چهره‌ای مهربان و عمیقاً عاطفی مواجه می‌شویم که فرسنگ‌ها با آن فوتبالیست محکم و پرخاشگر داخل زمین فاصله دارد. در بخشی از فیلم، تارا موسوی با بغضی آمیخته به عشق توصیف می‌کند که چگونه پرویز از سنین کودکی او، وارد زندگی‌شان شده و نقشی فراتر از یک ناپدری، یعنی یک «پدر واقعی، حامی و مایهٔ آرامش» را ایفا کرده است. او اعتراف می‌کند که پرویز اولین مردی در زندگی‌اش بوده که توانسته به او اعتماد مطلق داشته باشد؛ اعتمادی که بر پایهٔ احترام، عشق بی‌قیدوشرط و صمیمیت شکل گرفته بود.

کلام آخر

پرویز قلیچ‌خانی رفت، اما کارنامهٔ او در پهنهٔ تاریخ معاصر ایران حک‌شده باقی خواهد ماند. او بر این تصور که ورزشکاران نمی‌توانند یا نباید آگاهی فرهنگی و سیاسی داشته باشند، خط بطلان کشید. او در تمام سال‌های سخت غربت ترجیح داد در گمنامی و سختی زندگی کند، اما تسلیم جریان‌های قدرت نشود. وصیت شگفت‌انگیز او برای اهدای پیکرش به علم، آخرین بیانیهٔ اخلاقی انسانی‌اش بود که تمام عمر، رهایی و خدمت به بشر را مشق کرده بود. یادش گرامی و نامش در تاریخ ایران جاودان باد.

خروج از نسخه موبایل