گفتوگو با امیرعلی دولتشاهی، تنها مبارز مدالآور تیم ملی کانادا در مسابقات جهانی کیوکوشین در ژاپن
علیرضا فدایی – ونکوور
در دویست و پنجاه و سومین شمارهٔ رسانهٔ همیاری مورخ ۱۹ دسامبر ۲۰۲۵، گزارش کوتاهی داشتیم از مسابقات جهانی کیوکوشین در ژاپن که در آن استاد بزرگ کاراته، حمید اثنیعشری، موفق به دریافت دان هشت بهعنوان یکی از سه فرد غیرژاپنی دارای این درجه در جهان شد و یک مبارز از شهر ونکوور یعنی امیرعلی دولتشاهی هم موفق به دریافت مدال برنز این مسابقات گردید.
در آن گزارش گفتوگوی کوتاهی با استاد بزرگ حمید اثنیعشری داشتیم که از نظرتان گذشت. در این شماره گفتوگویی با تنها مبارز مدالآور تیم کانادا در آن مسابقات داشتهایم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
* * * * *
با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و از سوابق ورزشیتان بگویید.
امیرعلی دولتشاهی هستم، دارای مدرک دکترای دامپزشکی و تخصص در استخراج مواد مؤثر گیاهان دارویی. حدود پانزده سال پیش، همراه همسرم مهاجرت کردم و امروز، در کنار راهاندازی یک شرکت کوچک دارویی، مدیریت سه شعبهٔ آژانس املاک را نیز بر عهده دارم.
چطور از بین رشتهها و سبک های مختلف، کیوکوشین را انتخاب کردید؟
ورود من به دنیای هنرهای رزمی در ۲۱ سالگی و با هدف کاهش وزن آغاز شد. تمرینات کاراتهٔ شیتوریو را زیر نظر استاد سلیمانی شروع کردم؛ استادی که همواره بر آزاداندیشی و نگاه باز در هنرهای رزمی تأکید داشت. بهتوصیهٔ ایشان، همزمان مویتای را نیز نزد زندهیاد استاد محمد توحیدی آغاز کردم و سپس مسیر آن را با استاد علی ستاری ادامه دادم؛ تجربهای ارزشمند که دو سال از زندگی ورزشیام را شکل داد.
پس از آن، با اجازهٔ استاد سلیمانی و بهدلیل جذابیت قدرت، استقامت و روح سنتی کیوکوشین، این سبک را انتخاب کردم و افتخار شاگردی شیهان آذوغ، شیهان محمدی و در نهایت شیهان حسن ناظمی را داشتم؛ قهرمان سنگینوزن کشور و دوستی خوب.
بعد از مهاجرت، بهدلیل مسئولیتهای کاری و خانوادگی، مدتی از تمرینات دور شدم. اما در ۴۶ سالگی تصمیم گرفتم بار دیگر سلامتی و آمادگی جسمی را در اولویت زندگی قرار دهم؛ هم برای خودم و هم برای اینکه الگویی برای فرزندانم باشم. پس از جستوجوی فراوان، با دوجوی هانشی شیهان حمید اثنیاشری، دان ۸، در ونکوور آشنا شدم؛ استادی برجسته که منش و دانش فنی ایشان از همان ابتدا برایم مهم بود و همچنان افتخار بهرهگیری از آموزشهای ایشان را دارم.
بین تمرین و تدریس در ایران و کانادا چه تفاوتهایی میبینید؟
در ایران، تمرینات رزمی اغلب مسابقهمحور است؛ اما در کانادا نگاه ما بیشتر بر سلامت جسم، رشد فنی و تعالی روحی استوار است. چرا که دوران قهرمانی کوتاه است، اما رشد فردی ماندگار.
حضور در مسابقات جهانی ژاپن تجربهای فراموشنشدنی بود؛ رقابتی در سطحی بسیار بالا با حضور حدود پنجاه کشور جهان. فضایی آمیخته با هیجان، درد، دوستی و شادی که روح واقعی کیوکوشین را به نمایش میگذاشت. افتخار داشتم در وزن منفی ۷۵ کیلوگرم مقام سوم جهان را کسب کنم.
واقعیت این است که هر فرد تنها تا حد مشخصی میتواند ظرفیت تنفسی خود را افزایش دهد؛ موضوعی که در منابع پزشکی ورزشی معمولاً بین ۲۰ تا ۴۰ درصد عنوان میشود. با توجه به این مسئله، لازم بود برنامهای طراحی کنم که طی شش ماه بتواند این افزایش ظرفیت تنفسی را در بدنم ایجاد کند. چون در مبارزه، حتی بهترین تکنیکها بدون نفس کافی، عملاً بیاثر خواهند بود.
برای این هدف، هر صبح سه راند با شدت صددرصد و سه راند با شدت شصتدرصد تمرین با کیسهٔ سنگین انجام میدادم. پس از آن، تمرینات تاکتیکی و تکنیکی متناسب با شرایط فیزیکی بدنم اجرا میشد. طبیعی است که فشار بیش از حد به بدن، بهویژه در سنین بالاتر، احتمال آسیبدیدگی را بسیار افزایش میدهد و هر آسیب میتواند هفتهها روند تمرین را مختل کند.
تغذیه نیز بخش مهمی از این مسیر بود. رژیم غذایی من شامل حدود ۱۵۰ گرم کربوهیدرات در روز، ۲۰۰ تا ۴۰۰ گرم پروتئین باکیفیت، و حجم زیادی از سبزیجات بود تا نیازهای اساسی بدن و ریزمغذیها تأمین شود. در کنار آن، استفاده از مکملهایی مانند منیزیم و ویتامینهای گروه ب نیز ضروری بود.
تمرینات شما برای آمادگی در مسابقه به چه شکل بود؟ و لطفاً از تجربهٔ مسابقه و رقابت اخیر در مسابقات جهانی بفرمایید.
یکی از بزرگترین چالشهای آمادهسازی، پیداکردن حریف تمرینی مناسب بود؛ فردی هموزن، همسطح یا حتی قویتر از نظر فنی که حاضر باشد در تمرینات پرفشار شرکت کند. یافتن چنین افرادی واقعاً دشوار است. خوشبختانه چند تن از دوستان باشگاه در این مسیر کمک بزرگی به من کردند و در تمرینات با شدتهای مختلف حضور داشتند.
تمرینات بدنسازی نیز بر اساس شرایط فیزیکی بدنم طراحی شده بود و عصرها حدود ۴۵ دقیقه انجام میشد؛ تمریناتی شامل اسکات، حرکات شکم و عضلات مرکزی بدن و در ادامه تقویت عضلات شانه، سینه، پشتبازو و جلوبازو.
موضوع مهم دیگر، اختلاف زمان ۱۱ ساعتهٔ ونکوور و توکیو و فشار ناشی از پرواز طولانی بود؛ مسئلهای که میتواند تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد جسمی ورزشکار بگذارد. بههمین دلیل، یک هفته زودتر به ژاپن سفر کردم تا بدنم فرصت هماهنگی با شرایط جدید را داشته باشد. در طول آن مدت، ضمن بازدیدهای عادی و توریستی، تمریناتم را با شدت کمتر تا سه روز مانده به مسابقات ادامه دادم.
در ژاپن، برگزارکنندگان، سمینار بسیار مفیدی دربارهٔ داوری و قوانین جدید مسابقات برگزار کردند. دیدار با رئیس سبک، نمایندگان کشورهای مختلف و بزرگان این رشته از بخشهای ارزشمند این سفر بود. پس از مسابقات نیز سمیناری آموزشی برای شرکتکنندگان برگزار شد که در آن آخرین نکات فنی و کاتاها آموزش داده شد و مراسم یادبود، عکس گروهی و آزمون کمربند برای منتخبین، خاطراتی ماندگار را رقم زد.
مسابقات در سالن المپیک توکیو، با حضور بیش از ۷۰۰ شرکتکننده از حدود ۵۰ کشور برگزار شد. نورپردازی حرفهای، موسیقی و استفاده از تکنولوژی روز، فضایی کمنظیر ایجاد کرده بود و مسابقات بهصورت زنده از پنج تاتامی مختلف پخش میشد؛ بهطوری که دوستان و خانوادهام در ونکوور نیز میتوانستند همهٔ مبارزات را بهصورت آنلاین دنبال کنند.
تیم کانادا متشکل از اعضایی از باشگاه ما و چند باشگاه دیگر شرق کانادا بود و من تنها نمایندهای بودم که موفق به کسب مقام شد. ضمناً دو تن از دوستان باشگاه ما بهعنوان داور در این مسابقات حضور داشتند و عملکرد بسیار خوبی ارائه کردند؛ موفقیتی که بدون هدایتها و آموزشهای ارزشمند استاد عزیزمان، هانشی شیهان حمید اثنیعشری، ممکن نبود.
نکتهٔ جالب دیگر حضور تیمی از ایران در این مسابقات بود؛ تیمی قدرتمند که در طول مبارزات با صدای بلند مرا تشویق و راهنمایی میکردند و انرژی فوقالعادهای به من میدادند. امیدوارم هر کجا هستند، موفق و سربلند باشند.
قرار است مسابقات جهانی دیگری در سال ۲۰۲۷ در ژاپن برگزار شود و امیدوارم در ۵۰ سالگی، همراه یکی از دوستانم که ۵۷ سال دارد، بار دیگر در این رقابتها شرکت کنیم و با نتیجهای خوب، آخرین مسابقهٔ خود را به پایان برسانیم.
البته این مسیر آسان نخواهد بود، اما به قول شاعر:
«عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل»
گویا قصد تدریس در نورث شور و جمعکردن هنرجویان قدیمی این سبک را دارید. در مورد کلاسها بیشتر بفرمایید.
پس از این مسابقات، بیش از هر زمان دیگری به این باور رسیدم که انسان در هر سنی توانایی رشد و پیشرفت دارد. بههمین دلیل تصمیم گرفتم فضایی ایجاد کنم تا افرادی که سالها فرصت رسیدگی به خود را نداشتهاند، یا ورزشکارانی که از تمرینات دور شدهاند، دوباره کنار هم جمع شوند؛ با هدف رشد فردی، سلامتی و یافتن دوستانی با دغدغههای مشترک.
امروز دوجوی نورث ونکوور را با محوریت سلامت، رشد فردی و نگاه علمی به هنرهای رزمی راهاندازی کردهایم؛ فضایی که هم برای علاقهمندان قدیمی کیوکوشین و هم برای افرادی که همیشه آرزوی تجربهٔ یک هنر رزمی را داشتهاند، محیطی دوستانه، حرفهای و الهامبخش فراهم میکند. نگاه ما ترکیبی از علم روز و سنت اصیل کاراته است.
من و بقیهٔ دوستان بهصورت افتخاری و جهت ترویج کاراته کیوکوشین اقدام به آموزش میکنیم و از نوجوانان ۱۲ ساله گرفته تا افراد ۸۰ ساله و بالاتر، بانوان و آقایان، همگی در این مسیر مورد استقبالاند.
کلاسها:
دوشنبه و پنجشنبه
ساعت ۷ تا ۸:۳۰ عصر
باشگاه تایگر، نورث ونکوور
Kyokushin Kan Karate , North Vancouver Branch
291 Pemberton Ave, North Vancouver, BC V7P 2R4
با سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید.

