دکتر فرشید ساداتشریفی* – کیچِنِر
هر سال، برنامهٔ «کانادا میخوانَد» (Canada Reads) مطالعه را به یک کنش عمومی تبدیل میکند. این برنامه کتابها را از اتاقهای شخصی، میزهای کنار تخت، کتابخانهها، کلاسهای درس، باشگاههای کتابخوانی و فهرستهای مطالعهٔ فردی بیرون میکشد و آنها را وارد یک گفتوگوی ملی میکند. ایدهٔ اولیهْ ساده و تا حدی بازیگونه است: چهار یا پنج چهرهٔ شناختهشده، هرکدام از یک کتاب کانادایی دفاع میکنند و در طول چند روز بحث و مناظره، هر روز یک کتاب حذف میشود تا در نهایت تنها یک عنوان باقی بماند. اما پشت این ساختار ساده، چیزی بزرگتر نهفته است. «کانادا میخوانَد» فقط یک مسابقه نیست؛ آیینی برای شهروندیِ ادبی است. این برنامه، سالبهسال، این پرسش را پیش میکشد که یک کشور، در لحظهای مشخص از تاریخ فرهنگی خود، به چه نوع کتابی نیاز دارد.
دورهٔ ۲۰۲۶، همزمان با بیست و پنجمین سالگرد «کانادا میخوانَد» برگزار شد. مناظرهها از ۱۳ تا ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، با اجرا و مدیریت علی حسن (Ali Hassan)، برگزار شد و موضوعِ محوری آن «کتاب برای پلساختن» بود.
پنج فینالیست امسال عبارت بودند از: «درمانی برای غرقشدن» (The Cure for Drowning) اثر لوگان پیلور (Loghan Paylor)، با دفاع تیگان کوئین (Tegan Quin)، موسیقیدان و نویسنده؛ «همسرایی فرعی» (A Minor Chorus) اثر بیلی-ری بلکورت (Billy-Ray Belcourt)، با دفاع الِ-مایا تیلفدرز (Elle-Máijá Tailfeathers)، بازیگر و فیلمساز؛ «در جستوجوی تری پانچاوت» (Searching for Terry Punchout) اثر تایلر هلارد (Tyler Hellard)، با دفاع استیو «دَنگل» گلین (Steve “Dangle” Glynn)، تحلیلگر هاکی و پادکستر؛ «دشمن» (Foe) اثر ایان رید (Iain Reid)، با دفاع جاش دلا کروز (Josh Dela Cruz)، بازیگر و مجری برنامههای کودک تلویزیون؛ و «این بار فرق میکند» (It’s Different This Time) اثر جاس ریچارد (Joss Richard)، با دفاع مورگان بوک (Morgann Book)، تولیدکنندهٔ محتوا در بوکتاک (BookTok).
موضوع امسال بسیار ویژه بود، زیرا «پلساختن» از آن عبارتهایی است که تا زمانی که دقیقتر بررسیاش نکنیم، بدیهی و روشن به نظر میرسد. اما بهراستی یک کتاب چه نوع پلی میتواند بسازد؟ پلی میان جوامع؟ میان نسلها؟ میان زندگان و مردگان؟ میان دیدهشدگان و حذفشدگان؟ میان خوانندگانی که از پیش عاشق ادبیاتاند و کسانی که شاید احساس میکنند ادبیات هرگز جایی در زندگیشان نداشته؟ یا جز اینها؟
در سال ۲۰۲۶، این پنج کتاب به پنج شیوهٔ کاملاً متفاوت به این پرسش پاسخ دادند که نتیجهاش فقط بحثی دربارهٔ ارزش ادبی نبود؛ بلکه مناظرهای بود دربارهٔ کارکرد اجتماعی خودِ ادبیات.
«پلساختن با کتاب» به چه معناست؟
پل فقط یک سازه نیست؛ پل یک رابطه نیز است: هر پلی، وجودِ یک فاصله، جدایی، گسست یا حتی زخم را مفروض میگیرد. پل زمانی ضروری میشود که دو سوی ماجرا از پیش به هم متصل نباشند. از این منظر، موضوع سال ۲۰۲۶ پرسش عمیقتری را مطرح میکرد: در کانادای معاصر (Contemporary)، کدام شکافهایند که انتظار میرود ادبیات از آنها عبور کند؟ میان زندگی شهری و روستایی؟ میان تاریخ بومیان و روایتهای مهاجران و ساکنان غیربومی؟ میان تجربهٔ کوئیِر و ترنس و روایتهای غالبی که اغلب این تجربهها را کنار گذاشتهاند؟ میان «ادبیات جدی» و خوشخوانهای عامهپسند؟ میان رمان فلسفی و تخیل عمومی؟ میان کسانی که خود را در کتابها بازیافته مییابند و آنانی که سالها از آنها خواسته شده خود را فقط بهطور غیرمستقیم، ببینند و روایت کنند؟
اینهمهْ درام و کشاکشِ پنهان «کانادا میخوانَد» ۲۰۲۶ بود و این پنج کتاب فقط بهعنوان پنج اثرِ جدا با هم رقابت نکردند؛ بلکه در جایگاه پنج تعریف ممکن از ارتباط و پلزدن، وارد میدان شدند: «دشمن» از مسیر بیگانگی و ناآرامی فلسفی پلی پیش نهاد؛ «همسرایی فرعی» پلی از مسیر شهادت خاموش، درونیات بومی و کوئیِر، و مسیرِ کند و دشوار گوشدادن پیش کشید؛ «این بار فرق میکند» پلی از مسیر لذت، عاشقیت، خوشخوانی و دسترسی عاطفی بنا کرد؛ «در جستوجوی تری پانچاوت» پلی از مسیر هاکی، طنز، زندگی در شهرهای کوچک آن هم با چاشنی پدرانگی و زبان فرهنگی آشنای کانادایی فراهم آورد. و «درمانی برای غرقشدن» پلی برساخت از مسیر ترمیم تاریخی، مرئیکردن افراد کوئیر و اقلیتهای جنسیتی، عشق، جنگ و یادآوری.
در نتیجه، مناظرهها به آزمونی تبدیل شدند برای اینکه مشخص شود کدام پل، آنهم نه در سطح انتزاعی، بلکه در زیستِ واقعیِ کانادای ۲۰۲۶، ضروریتر قلمداد میشود.
پنج کتاب، پنج پیشنهاد ادبی
«دشمن»: پل ناآرامی
در یک سوی میدان، رمان «دشمن» ایستاده بود؛ رمانی گمانهزن و دلهرهآور از ایان رید دربارهٔ ازدواج، هویت، انزوا و شکنندگی خویشتن. انتشارات سایمون اند شوستر (Simon & Schuster) این کتاب را «یک چالش ذهنیِ پرالتهاب و فلسفی» توصیف کرده است؛ عبارتی که فضای فشرده، مضطرب و سرشار از عدم قطعیت کتاب را بهخوبی نشان میدهد. پلِ این کتابْ نه گرم بود و نه جمعی و نه اطمینانبخش. بلکه پلی بود بهسوی شک.
رمان رید میپرسد: «چه اتفاقی میافتد وقتی صمیمیترین فضاهای زندگی انسان، یعنی عشق، زندگی خانوادگی، خاطره و شراکت، مورد هجوم عدم قطعیت قرار میگیرند؟» در واقع این کتاب دربارهٔ ترسی است از اینکه شاید فردی که کنار ماست، یا حتی کسی که فکر میکنیم خودمان هستیم، کاملاً شناختنی نباشد. بههمین سبب جاش دلا کروز از آن بهعنوان اثری فلسفی و از نظر روانشناختی آزاردهنده دفاع کرد؛ اثری که خوانندگان را وادار میکند با پرسشهایی دربارهٔ انسانیت، جایگزینی، استقلال و اعتماد روبهرو شوند.
اما در بستر موضوع امسال، «دشمن» با چالشی دشوار مواجه شد. قدرت این کتاب در بیگانهسازی است: اثری است که منزوی میکند، ناآرام میسازد و جهتیابیِ پیشینی و عادتشدهٔ خواننده را مختل میکند. این فرایند میتواند تجربهای عمیقاً ادبی باشد، اما «کانادا میخوانَد» همیشه تا حدی مناظرهای دربارهٔ گسترهٔ نفوذ عمومی نیز است. پس در شبهای رقابت پرسش این نبود که آیا «دشمن» ارزشمند است یا نه؛ پرسش این بود که آیا نوع خاص آشفتگیِ آن میتواند هیئت داوران را متقاعد کند که این همان کتابی است که پل میسازد؟
پس دور از انتظار نبود که در روز اول، درحالیکه داوران معنای احتمالی «پلسازی» را محک میزدند، «دشمن» بیش از پیش بهعنوان کتابی تلقی شود که کمترین همخوانی را با روح ارتباطبخش مسابقه دارد و نخستین اثری بود که از صحنه کنار برود. حذفی که، شرایط و روحِ حاکم بر مناظرهها را روشنتر کرد: این آوردگاه قرار نبود مسابقهای باشد فقط برای سنجیدن اینکه کدام کتاب از نظر فرم جالبتر یا از نظر فکری برانگیزانندهتر است. این رقابت قرار بود دربارهٔ تأثیر، فوریت، دسترسی و انواع خوانندگانی باشد که هر کتاب میتواند آنها را گردِ آتشِ یک گفتوگو جمع کند.
«همسرایی فرعی»: پلی از جنس گوشدادن
پس از آنکه «دشمن» از میدان کنار رفت، چهار کتاب باقیمانده مدلهایی مستقیمتر، اما همچنان بسیار متفاوت، از ارتباط ادبی ارائه کردند: «همسرایی فرعی» نوشتهٔ بیلی-ری بلکورت شاید نمایندهٔ ساکتترین و درونیترین نوع پل بود. بلکورت، از مردمان بومی دریفتپایل کری (Driftpile Cree Nation)، شاعر، رماننویس، پژوهشگر و یکی از برجستهترین صداهای ادبی بومیان معاصر در کاناداست. انتشارات پنگوئن رندوم هاوس کانادا (Penguin Random House Canada) «همسرایی فرعی» را «رمانی که خواندنش ضروریست» توصیف کرده که به زندانهایی میپردازد که هر یک از ما درونشان زندگی میکنیم؛ درحالیکه جوایز کتاب بیسی و یوکان (BC and Yukon Book Prizes)، آن را رمانی دربارهٔ درهمتنیدگی «گفتنیها و ناگفتنیها» دانسته است.
داستان این رمان، راوی کوئیِر و بومیای را دنبال میکند؛ دانشجوی دکتریای که به شمال آلبرتا (Northern Alberta) بازمیگردد، درحالیکه میکوشد کتابی را که «باید بنویسد» تصور کند. این اثرْ عمیقاً تأملبرانگیز است و بهسبب هنر داستانسرایی، تنهاییِ استادانه، بازاندیشی مفهوم خویشاوندی و میراث استعمار، زندگی کوئیر و دردِ تعلقداشتن ستوده شده است. اگر برخی کتابها با ایجاد پیرنگهای دراماتیک یا قوسهای عاطفیِ بسیار در دسترس پل میسازند، «همسرایی فرعی» پل خود را از مسیر گوشدادن بنا میکند. این کتاب از خوانندگان میخواهد از شتابِ بهظاهر ناگزیرشان بکاهند و به صداها، گفتوگوها، خاطرات و شکلهایی از درد توجه کنند که همیشه و لزوماً با صدایی بلند به گوش نمیرسند.
الِ-مایا تیلفدرز با جدیت و دقت از این کتاب دفاع کرد و بر ظرفیت آن برای ایجاد همدلیای عمیق تأکید داشت. اما روز دوم، پرسشی تندتر و بُرّندهتر را به همراه آورد: آیا یک کتابِ سرشار از سکوت و دروننگری میتواند پلی میان گسترهٔ مخاطبان ملی بسازد؟ اگر برخی خوانندگان ورود به آن را دشوار بیابند چه؟ و باز هم نقد این نبود که کتاب فاقد ارزش ادبی است. در واقع، به نظر میرسید مناظرهکنندگان به عمق آن اذعان دارند. پرسش اما این بود که آیا پل آن، برای موضوع خاص این مسابقه، بیش از حد آرام، بیش از حد باریک یا بیش از حد پیچیده نیست؟ در سایهٔ همین جدال بود که در پایان روز دوم، «همسرایی فرعی» حذف شد و در ردهبندی نهایی در جایگاه چهارم قرار گرفت.
این حذف، یکی از تنشهای همیشگی در فرهنگ ادبیات عمومی را آشکار کرد: تنش میان عمق و گسترهٔ نفوذ. برخی کتابها دقیقاً بهاین دلیل خوانندگان را متحول میکنند که از سرعت، سادگی یا دسترسی فوری امتناع میورزند؛ آنها به صبر نیاز دارند و صمیمیت را بهآرامی ایجاد میکنند. اما یک مسابقهٔ پرشتاب و ملی کتابخوانی ناگزیر پرسش دیگری را نیز مطرح میکند: کدام کتاب میتواند دورترین مسافت را طی کند؟ کدام کتاب میتواند بزرگترین و متنوعترین گروه خوانندگان را با خود همراه سازد؟
«این بار فرق میکند»: پلی برای خوشخوانی و لذت
این پرسش در روز سوم، زمانی که کتابهای باقیمانده «درمانی برای غرقشدن»، «در جستوجوی تری پانچاوت» و «این بار فرق میکند» بودند، حتی نمایانتر شد.
«این بار فرق میکند» اثر جاس ریچارد، ادبیات عاشقانه را به مرکز مناظره آورد. انتشارات پنگوئن رندوم هاوس آن را رمانی عاشقانه با مضمون «فرصت دوباره» از یک نویسندهٔ نوقلم کانادایی معرفی میکند؛ رمانی که در آن دو هماتاقی سابق ناچار میشوند به خانهٔ آجری محبوبشان در شهر نیویورک (New York City) بازگردند و با بیگانگی و احساسات حلناشدهٔ خود روبهرو شوند. این رمان، بهعنوان داستانی عاشقانه دربارهٔ فرصتی دوباره و نمایندهٔ ژانری بود که با وجود مخاطبان گسترده و هوش هیجانیاش، گاهی در گفتوگوهای ادبی دستکم گرفته و «سطحی و هیجانی» انگاشته میشود. باری ما همه میدانیم که ادبیات عاشقانه، در بهترین حالت خود، فقط دربارهٔ این نیست که آیا دو نفر در نهایت به هم میرسند یا نه. بلکه اگر بختِ بهعمقرفتن را پیدا کند دربارهٔ آسیبپذیری، زمانبندی، ترمیم، سوءتفاهم، خاطره، و اشتیاق انسانی برای انتخابشدن است؛ آن هم با آگاهی کامل از نقصها و شکستهای فردی.
بنابراین، دفاع مورگان بوک از «این بار فرق میکند»، دفاعی از خوشخوانی و لذت مطالعه نیز بود و این حقیقت که هر پلی نباید لزوماً از مسیر دشواری ساخته شود. برخی پلها بهاین دلیل ساخته میشوند که خوانندگان مشتاقاند از آنها عبور کنند نه که بر فرازشان بمانند. پس کتابی که افراد را به درون خود دعوت میکند، به آنها شتاب عاطفی میبخشد و مطالعه را ممکن، دلپذیر و لذتبخش میسازد، ممکن است بیش از آنچه منتقدان گاهی میپذیرند، کارکرد ادبیِ عمومی داشته باشد. بهعلاوه در کشوری چون کانادای ۲۰۲۶ که بسیاری از مردم احساس میکنند برای خواندن «ادبیات جدی» بیش از حد خسته، پرمشغله یا بیگانهاند، یک رمان جذاب و در دسترس میتواند خود به یک پل تبدیل شود.
با وجود تمام این دفاعیات متین و پرقدرت، در ترازوی نهایی، «این بار فرق میکند» میان دو رقیب قدرتمندتر گرفتار شد. «در جستوجوی تری پانچاوت» از مسیر طنز، هاکی، مردانگی و خانواده، استدلال خود را برای گسترهٔ نفوذ بیان کرده و «درمانی برای غرقشدن» از مسیر ترمیم تاریخی و مرئیکردن افراد کوئیِر و غیردودویی، بر فوریت و ضرورت خود پافشاری میکند. القصه در پایان روز سوم، نامزد ژانر عاشقانه حذف شد و دو کتاب، با دو دیدگاه بسیار متفاوت دربارهٔ آنچه کانادا شاید به خواندنش نیاز داشته باشد، باقی ماندند. در ردهبندی نهایی، «این بار فرق میکند» در جایگاه سوم قرار گرفت.
دو عنوان نهایی: دو نظرگاه دربارهٔ کانادا
مناظرهٔ نهایی، از آن جهت بهویژه جالب و یکّه بود که دو کتاب آخر فقط بهعنوان دو رمان با هم رقابت نکردند؛ بلکه بهعنوان دو نظرگاه دربارهٔ/به کانادا در برابر هم قرار گرفتند.
در یکسوی این هماوردی کتاب «در جستوجوی تری پانچاوت» نوشتهٔ تایلر هلارد، با دفاع استیو «دَنگل» گلین قرار داشت و با دعوتی قدرتمند و بر پایهٔ «آشنایی و قرابت ملی» وارد مرحلهٔ نهایی شد و محور رمان، روزنامهنگار ورزشیای است که میکوشد دربارهٔ پدرِ از او دورماندهاش بنویسد؛ پدری گوشهگیر که زمانی بازیکن خشن و درگیرشوندهٔ هاکی بوده است. در کانادا، هاکی هرگز فقط هاکی نیست. هاکی یک ورزش است، اما همچنین اسطورهشناسی، تجارت، خاطرهٔ کودکی، زبان شهرهای کوچک، جایگاهی برای احساس تعلق، و گاهی صحنهای برای طردشدن است. نوشتن دربارهٔ هاکی، اغلب نوشتن دربارهٔ مردانگی، سکوت، آسیب، وفاداری، خشونت و رمزگان عاطفیای است که از طریق آنها خانوادهها به یکدیگر میآموزند چه چیزهایی را میتوان گفت و چه چیزهایی را باید ناگفته گذاشت.
صفحهٔ انتشارات اینویزیبل (Invisible Publishing) برای «در جستوجوی تری پانچاوت» بازخوردهایی را گرد آورده که بارها بر طنز، اندوه، فرهنگ هاکی در شهرهای کوچک، پویایی رابطهٔ پدر و پسر، و اصالت عاطفی آن تأکید میکنند. این رمان در آنجا اثری «خندهدار و غمانگیز»، «تأثیرگذار و مالیخولیایی» و عمیقاً ریشهدار در زندگی هاکیمحورِ شهرهای کوچک توصیف شده است. و این درست همان جایی است که «در جستوجوی تری پانچاوت» پل خود را بنا کرد. این کتاب میتوانست به خوانندگانی برسد که شاید در حالت عادی یک رمان ادبی را در دست نگیرند. میتوانست از مسیر طنز، لحن و سبک فرهنگی و آشنای هاکی سخن بگوید. میتوانست افراد را از طریق چیزی که از پیش میشناختند، به جهان ادبیات دعوت کند. پل این کتاب انتزاعی نبود. این پل از ورزشگاهها، پدران، پسران، شوخیها، خاطرات، بازگشت به شهرهای کوچک، و دردِ تلاش برای درک کسی ساخته شده بود که زندگی شما را شکل داده، اما از نظر عاطفی از شما دور مانده است.
به دیگر سو اما، رمان اول لوگان پیلور، «درمانی برای غرقشدن»، با دفاع تیگان کوئین قرار داشت. کوئین فقط یک موسیقیدان و نویسنده نیست؛ او نیمی از گروه دونفره و نمادین ایندیپاپ کانادایی «تیگان و سارا» (Tegan and Sara) است؛ گروهی که هویت عمومی و زندگی هنریاش پیوندی جدی با فرهنگ و دادخواهی و برابریجوییِ حقوق کوئیِرها دارد و این موضوع در مناظرهها اهمیتی ویژه داشت. او از «درمانی برای غرقشدن» نه بهعنوان یک پدیدارِ ادبیِ دور از دسترس، بلکه بهعنوان کتابی با فوریت عاطفی، فرهنگی و سیاسیِ امروزین دفاع کرد و گفت که لوگان پیلور نویسندهای کوئیر و ترنس است و «درمانی برای غرقشدن» نخستین رمان اوست. انتشارات پنگوئن رندوم هاوس این کتاب را رمانی تاریخی، کانادایی و مرزشکن معرفی میکند که شخصیتهای کوئیر (با جنسیت نانباینِری) را در مرکز خود قرار میدهد. بهعلاوه و بر پسزمینهٔ جنگ جهانی دوم، «درمانی برای غرقشدن» تجربههای افراد کوئیر را در چارچوبی تاریخی قرار میدهد که در بسیاری از روایتهای رسمی، اینگونه زندگیها را نادیده گرفته است. از دیگر سو این کتاب یک داستانی عاشقانه اما اثری برای بازیابی نیز است. این رمان از خوانندگان میخواهد کسانی را تصور کنند که همیشه در تاریخ حضور داشتهاند، اما تاریخ همیشه نامی از آنها نبرده است.
بههمین سبب نشریهٔ «اکسکلیم!» (Exclaim!) بر این باور است که کوئین تخیل تاریخی این کتاب را به فوریت امروز متصل کرد و در طول مناظرهها گفت این رمان «چشمها و قلبها را باز کرده است» و آن را به حملات معاصر علیه جامعهٔ LGBTQ و گروههای بهحاشیهراندهشده پیوند زده و این، در مقایسه با آنچه «در جستوجوی تری پانچاوت» ارائه میداد، نوع متفاوتی از پل بود. این پل اساساً از فرهنگ عامه به سمت مطالعه کشیده نشده بود، هرچند خود کتاب خوشخوان و از نظر عاطفی درگیرکننده است. این، پلی بهسوی بایگانی غیبتها بود. پلی که خوانندگان امروزی را به افراد و تجربههایی متصل میکرد که نسخههای غالب تاریخ، اغلب آنها را بینام رها کردهاند.
ادعای مرکزی رمان فقط این نبود که افراد کوئیر و نانباینری شایستهٔ بازنمایی در ادبیات معاصرند؛ بلکه این بود که آنها به حافظهٔ تاریخی نیز تعلق دارند.
پل نهاییِ نهایی؛ داوریِ نهایی
در ۱۶ آوریل ۲۰۲۶، مناظرهٔ نهایی به تقابل «درمانی برای غرقشدن» و «در جستوجوی تری پانچاوت» رسید. رأی نهایی قاطع بود: «درمانی برای غرقشدن» با نتیجهٔ ۴ بر ۱ برندهٔ «کانادا میخوانَد» ۲۰۲۶ شد. این نتیجه نشان داد که داوران نه فقط به خوشخوانی یا آشنایی ملی، بلکه به فوریت و ضرورت اولویت دادند. کتاب برنده همان اثری بود که به قویترین شکل، ادبیات را به ترمیم تاریخی پیوند میزد.
«در جستوجوی تری پانچاوت» شاید پل آشناتری ارائه میداد: هاکی، پدران، پسران، طنز، زندگی در شهرهای کوچک، و چشماندازی قابلتشخیص از کانادا. اما «درمانی برای غرقشدن» پلی را عرضه کرد که هیئت داوران در نهایت آن را ضروریتر یافت: پلی بهسوی کسانی که در تاریخ حضور داشتهاند، اما در بسیاری از روایتهای رسمی آن غایب ماندهاند.
شاید همین نکته توضیح دهد که چرا رمان پیلور در نهایت پیروز شد. در سالی که به پلسازی اختصاص داشت، کتابِ برنده صرفاً نگفت: این داستانی است که ممکن است از آن لذت ببرید. بلکه گفت: این جهان زیستهایست که کمتر شناخته شده است؛ اینها شکلهایی از عشق و هویتاند که تاریخ همیشه آنها را حفظ نکرده است؛ و این راهی است که داستان میتواند از طریق آن، حضور عاطفی را به جایی بازگرداند که حافظهٔ رسمی ناقص بوده است.
نه یک شکست، بلکه نوعی دیگر از پل
حال که تا اینجای مطلب و از لابهلای رقابت کتابها با هم قدم زدیم، باید مراقب باشیم که این مسابقه را به سلسلهمراتبی ساده تقلیل ندهیم: کتابهای حذفشده، بهعنوان آثار ادبی، شکست نخوردند، بلکه هرکدام، در لحظهای مشخص از مناظره، نتوانستند هیئت داوران را متقاعد کنند که پل آنها ضروریترین پل برای سال ۲۰۲۶ است. «دشمن» پل ناآرامی فلسفی را ارائه کرد، اما برای موضوع امسال بیش از حد منزوی دیده شد.
«همسرایی فرعی» پل شهادت خاموش و بازتاب تجربههای بومیان کوئیر را عرضه کرد، اما بر سر دسترسیپذیری گستردهاش به چالش کشیده شد.
«این بار فرق میکند» پل لذت رمانتیک و دعوت مشتاقانه از خواننده را پیشنهاد داد، اما نتوانست بر فوریتِ درکشده دربارهٔ دو کتاب نهایی غلبه کند.
«در جستوجوی تری پانچاوت» از مسیر هاکی و خانواده، شاید آشناترین پل فرهنگی را ارائه کرد، اما در برابر کتابی شکست خورد که پل آن به فضایی کشیده میشد که از نظر تاریخی بیشتر در سایه مانده بود.
ارزش واقعی «کانادا میخوانَد» همین است. نتیجهٔ آن مهم است، اما اختلافنظرها و ناهماهنگیهایش نیز بههمان اندازه اهمیت دارند. این مسابقه پرسشهایی را که جوامع ادبی اغلب در خلوت میپرسند، در عرصهٔ عمومی به نمایش میگذارد.
آیا کتابی که «همه باید بخوانند» باید زیباترین نثر را داشته باشد؟ باید در دسترسترین باشد؟ باید از نظر سیاسی فوریترین باشد؟ باید از نظر عاطفی متحولکنندهترین باشد؟ باید کتابی باشد که به سراغ غیرکتابخوانها میرود؟ باید کتابی باشد که حذفشدگیهای تاریخی را تصحیح میکند؟ باید کتابی باشد که کشور را به بهترین شکل نمایندگی میکند، یا کتابی که به سازندهترین شکل، تصویر کشور از خودش را آشفته میسازد؟
در سال ۲۰۲۶، پاسخ خنثی نبود. «کانادا میخوانَد» رمانی را برگزید که پل خود را بهسوی کسانی میسازد که اغلب در حاشیهٔ داستان رها شدهاند.
چرا این پیروزی اهمیت دارد
پیروزی «درمانی برای غرقشدن» در لحظهای فرهنگی که با بحثهایی جدی دربارهٔ جنسیت، هویت، تاریخ و تعلق شکل گرفته است، معنادار به نظر میرسد.
برد این رمان نشان میدهد که بسیاری از خوانندگان فقط به دنبال داستانهایی نیستند که سرگرمشان کند یا به آنها آرامش ببخشد؛ بلکه به دنبال داستانهاییاند که مرزهای اخلاقی و عاطفی حافظهٔ جمعی را گسترش دهند. ادبیات، در این معنا، صرفاً آینه نیست؛ شکلی از احیا و بازسازی است. ادبیات میتواند نامها، بدنها، خواستهها و زندگیها را به حافظهٔ تخیلی و جمعی بازگرداند.
این بدان معنا نیست که هر رمانی باید دقیقاً همین کار را انجام دهد. جا برای رمان فلسفی ناآرام، تأمل آرام بومی، داستان عاشقانهٔ لذتبخش، قصهٔ طنزآمیز هاکی، و کار تاریخیِ بازیابی تجربههای کوئیر وجود دارد. یک فرهنگ ادبی سالم به همهٔ اینها نیاز دارد. اما مناظرههای ۲۰۲۶ آشکار ساخت که در این لحظهٔ خاص، هیئت داوران پلِ بهرسمیتشناختن و ترمیم را بهویژه ضروری یافتند.
انتخاب «درمانی برای غرقشدن» همچنین سوءتفاهمی رایج دربارهٔ ادبیات داستانی تاریخی را به چالش میکشد. ادبیات داستانی تاریخی گاهی نوعی عقبنشینی یا فرار به گذشته تلقی میشود. رمان پیلور عکس این را نشان میدهد. گاهی گذشته همان جایی است که فوریترین پرسشهای زمان حال در آن منتظرند. به چه کسی اجازهٔ دیدهشدن داده شد؟ چه کسی به سکوت وادار شد؟ چه کسی عشق ورزید، خدمت کرد، رنج برد، زنده ماند، و از پروندههای رسمی ناپدید شد؟ و هنوز از چه کسی خواسته میشود ثابت کند که به این جامعه تعلق دارد؟ اینها فقط پرسشهایی تاریخی نیستند؛ بلکه پرسشهایی معاصرند که هر روز میتوان و باید با آنها با گشودگی و دقت مواجه شد و ادبیات به این مواجهشدن کمک شایانی میرساند.
ادبیات بهعنوان گفتوگویی عمومی
برای خوانندگان فارسیزبان، ازجمله خوانندگان فارسیزبانی که این رویداد ادبی را از ونکوور، تورنتو، مونترآل، یا هر جای دیگری دنبال میکنند، «کانادا میخوانَد» درس دیگری نیز دارد. این برنامه نشان میدهد چگونه یک جامعه میتواند کتابها را به شکلی از گفتوگوی عمومی تبدیل کند.
البته قالب برنامه بینقص هم نیست، و هیچ مسابقهای بهتنهایی نمیتواند تمام غنای یک ادبیات ملی را نمایندگی کند. پنج کتاب هرگز نمیتوانند نمایندهٔ کل کانادا باشند. پنج مدافع هرگز نمیتوانند از طرف همهٔ خوانندگان سخن بگویند. قالب مناظره نیز گاهی ممکن است به سرعتِ بلاغت و سخنوری بیش از تأمل آهسته پاداش دهد. اما با وجود همهٔ این محدودیتها، تماشای تبدیلشدن کتابها به مرکز توجه مدنی و شهروندی همچنان ارزشمند است.
برای چند روز، با ادبیات نه بهعنوان تزئین، نه بهعنوان کالایی لوکس، و نه بهعنوان سرگرمیای خصوصی، بلکه بهعنوان فضایی مشترک برخورد میشود؛ فضایی که در آن پرسشهایی دربارهٔ هویت، حافظه، لذت، عدالت و تعلق میتوانند با صدای بلند به بحث گذاشته شوند.
شاید اینجا همان جایی است که موضوع سال ۲۰۲۶ بیشترین معنا را پیدا میکند. پل فقط درون کتاب برنده نیست. این پل، در خودِ عملِ جمعی خواندن نیز نهفته است.
یک کشور فقط با قوانین، مرزها، نهادها و اقتصادها ساخته نمیشود. کشور همچنین با داستانهایی ساخته میشود که برای شنیدن انتخاب میکند؛ با سکوتهایی که تصمیم میگیرد دوباره به سراغشان برود؛ و با صداهایی که سرانجام اجازه میدهد در مرکز بایستند.
دعوت پایانی
برای جوامع و باهمستانهای فارسیزبان در کانادا و فراتر از آن، «کانادا میخوانَد» را میتوان همچون یک دعوت نیز خواند.
برای ما، ایجاد حلقههای کتابخوانی با این سطح از جدیت، گشودگی و آمادگی برای گفتوگو چه معنایی خواهد داشت؟ گردآمدن حول کتابها، نهفقط برای تحسین یا خلاصهکردنشان، بلکه برای پرسیدن اینکه آنها در جهان چه میکنند، چه امکانی پیش پای ما میگذارد؟ کدام کتابهای فارسی، کانادایی، بومی، دیاسپورایی یا ترجمهشده میتوانند به ما کمک کنند تا میان نسلها، زبانها، خاطرات، مهاجرتها و جوامع پل بسازیم؟
یک جامعهٔ ادبی فقط بهدست نویسندگان ساخته نمیشود. چنین جامعهای را خوانندگانی میسازند که مایلاند کنار هم گوش بسپارند.
این شاید ماندگارترین درس «کانادا میخوانَد» ۲۰۲۶ باشد. کتاب برنده مهم است. رأی نهایی اهمیت دارد، اما فراتر از مسابقه، امکانی پایدارتر باقی میماند: اینکه کتابها هنوز میتوانند ما را گرد پرسشهای دشوار جمع کنند، و اینکه ما از مسیر خواندن، مخالفتکردن و تأمل مشترک، شاید بیاموزیم چگونه از پلی بهسوی یکدیگر عبور کنیم.
*دکتر فرشید ساداتشریفی، پژوهشگر «ادبیات کاربردی»، پایهگذار گروه علمیآموزشی سَماک، مترجم و پادکستساز ساکن کیچنر در استان انتاریوی کاناداست.
فهرست منابع و مطالعهٔ بیشتر
پوشش خبری مسابقهٔ «کانادا میخوانَد» ۲۰۲۶
اوپن بوک، “Tegan Quin Champions THE CURE FOR DROWNING to a Huge Win at CANADA READS 2026”
لینک کامل:
https://open-book.ca/News/Tegan-Quin-Champions-THE-CURE-FOR-DROWNING-to-a-Huge-Win-at-CANADA-READS-2026
سیتینیوز / کندین پرس، “Tegan Quin’s pick ‘The Cure for Drowning’ by Loghan Paylor wins Canada Reads”
لینک کامل:
https://toronto.citynews.ca/2026/04/16/tegan-quins-pick-the-cure-for-drowning-by-loghan-paylor-wins-canada-reads/
وینیپگ فری پرس / کندین پرس، “Tegan Quin’s pick ‘The Cure for Drowning’ by Loghan Paylor wins Canada Reads”
لینک کامل:
https://www.winnipegfreepress.com/arts-and-life/entertainment/books/2026/04/16/tegan-quins-pick-the-cure-for-drowning-by-loghan-paylor-wins-canada-reads
اکسکلیم!، “Tegan Quin Wins Canada Reads 2026”
لینک کامل:
https://exclaim.ca/music/article/tegan-quin-wins-canada-reads-2026
سیبیسی، ویدئوی رسمی یوتیوب، “Canada Reads 2026: Day One”
لینک کامل:
https://www.youtube.com/watch?v=i5Kb4sZXm_k
سیبیسی، ویدئوی رسمی یوتیوب، “The winner of Canada Reads 2026 is…”
لینک کامل:
https://www.youtube.com/watch?v=z5BJDMqIITk
پنج کتاب «کانادا میخوانَد» ۲۰۲۶
لوگان پیلور، The Cure for Drowning، انتشارات پنگوئن رندوم هاوس کانادا
لینک کامل:
https://www.penguinrandomhouse.ca/books/717627/the-cure-for-drowning-by-loghan-paylor/9781039006454
صفحهٔ نویسنده، لوگان پیلور، انتشارات پنگوئن رندوم هاوس کانادا
لینک کامل:
https://www.penguinrandomhouse.ca/authors/2274671/loghan-paylor
بیسی کریتس، “Loghan Paylor’s The Cure for Drowning Wins Canada Reads 2026”
لینک کامل:
https://bccreates.com/loghan-paylors-a-cure-for-drowning-wins-canada-reads-2026/
بیلی-ری بلکورت، A Minor Chorus، انتشارات پنگوئن رندوم هاوس کانادا
لینک کامل:
https://www.penguinrandomhouse.ca/books/672419/a-minor-chorus-by-billy-ray-belcourt/9780735242005
جوایز کتاب بیسی و یوکان، دربارهٔ A Minor Chorus
لینک کامل:
https://bcyukonbookprizes.com/project/a-minor-chorus/
صفحهٔ نویسنده، بیلی-ری بلکورت، انتشارات پنگوئن رندوم هاوس کانادا
لینک کامل:
https://www.penguinrandomhouse.ca/authors/2193422/billy-ray-belcourt
تایلر هلارد، Searching for Terry Punchout، انتشارات اینویزیبل
لینک کامل:
https://invisiblepublishing.com/product/searching-for-terry-punchout/
صفحهٔ نویسنده، تایلر هلارد
لینک کامل:
https://tylerhellard.com/punchout/
جاس ریچارد، It’s Different This Time، انتشارات پنگوئن رندوم هاوس کانادا
لینک کامل:
https://www.penguinrandomhouse.ca/books/801778/its-different-this-time-by-joss-richard/9781037802041
ایان رید، Foe، انتشارات سایمون اند شوستر کانادا
لینک کامل:
https://www.simonandschuster.ca/books/Foe/Iain-Reid/9781501103483
صفحهٔ نویسنده، ایان رید، انتشارات سایمون اند شوستر کانادا
لینک کامل:
https://www.simonandschuster.ca/authors/Iain-Reid/484727464

