نماد سایت رسانهٔ همیاری

چاک نوریس نمرد، فقط احساس کرد باید برود

چاک نوریس نمرد، فقط احساس کرد باید برود به‌مناسبت درگذشت چاک نوریس، هنرپیشه و رزمی‌کار نامی آمریکایی نوشتهٔ علیرضا فدایی #ورزش #چاک_نوریس #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

چاک نوریس نمرد، فقط احساس کرد باید برود به‌مناسبت درگذشت چاک نوریس، هنرپیشه و رزمی‌کار نامی آمریکایی نوشتهٔ علیرضا فدایی #ورزش #چاک_نوریس #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری

به‌مناسبت درگذشت چاک نوریس، هنرپیشه و رزمی‌کار نامی آمریکایی

علیرضا فدایی – ونکوور

دوستان و دنبال‌کنندگان صفحهٔ ورزش مجلهٔ رسانهٔ همیاری، امیدوارم در این روزهای سخت و غم‌انگیز خواندن این مقاله حتی برای چند دقیقه هم که شده، روحیهٔ شما را عوض کند.

چندین سال پیش مستندی دیدم با این عنوان: «چاک نوریس، مقابل کمونیسم». موضوع فیلم دربارهٔ فیلم‌های غربی ازجمله فیلم‌های اکشن با حضور چاک نوریس در رومانی بود. در سال‌های آخر جنگ سرد هنوز داشتنِ ویدئو و فیلم‌های غربی ممنوع بود و دوستان و همسایه‌ها با ترس و لرز برای تماشای فیلم در منزلِ یک نفر جمع می‌شدند. فیلم‌هایی که آن‌قدر کپی شده بودند که از رنگ‌ورو افتاده بودند. یکی از صحنه‌های جالب این مستند که در خاطرم مانده، این است که دیدن فروشگاه‌های پر از مواد غذایی در آمریکا به‌اندازهٔ دیگر صحنه‌های فیلم‌های غربی برای بینندگان جالب بود. دیدن کشورهای دیگر و دنیای آن‌ها برای مردمی که در خفقان زندگی می‌کردند، بخشی از دلایل مبارزهٔ آن‌ها برای فروپاشی کمونیسم شد.

حتماً این داستان برای شما هم آشناست. روزی روزگاری ما هم در ایران یواشکی فیلم‌های غربی می‌دیدیم؛ فیلم‌هایی که البته با تکنولوژی قدیم با فاصلهٔ چند ماه یا حتی سال به ایران می‌رسیدند.

فیلم‌های اکشن دههٔ ۸۰ میلادی به‌نظر بسیاری جایگاه ویژه‌ای در تاریخ سینما دارند. دههٔ بازیگران عضلانی که بیشتر به مهارت‌های خود در هنرهای رزمی یا حجم عضلات متکی بودند تا هنر بازیگری. چاک نوریس هم بی‌تردید یکی از ستاره‌های این دهه بود.

همه او را به‌عنوان بازیگر می‌شناسند، و شاید خیلی‌ها ندانند که او یکی از قهرمانان نامدار و از اولین ستاره‌های هنرهای رزمی در آمریکا بود. مانند بسیاری از هم‌دوره‌های خود، وی با هنرهای رزمی در زمانی که در شرق آسیا خدمت نظامی می‌کرد، آشنا شد. هنر رزمی‌ای که او ابتدا آموخت، تانگ سودو بود که بسیاری به‌دلیل شباهت‌های فراوان به آن کاراتهٔ کره‌ای می‌گویند. چاک نوریس پس از برگشت به آمریکا و خروج از ارتش، به رقابت و تدریس هنرهای رزمی پرداخت. او در کنار جو لوئیس، مایک استون، و بنی ارکیدز از پیش‌قراولان هنرهای رزمی در آمریکا بود. دورانی که برای همهٔ هنرهای رزمی شامل ضربه‌زدن، از عنوان کاراته استفاده می‌شد که جاافتاده‌ترین نام برای مردم بود.

در منابع مختلف، از چاک نوریس به‌عنوان چند دوره قهرمان مسابقات کاراتهٔ جهان نام برده شده است که در نهایت احترام باید با تأمل از این قهرمانی‌ها یاد کرد. این مسابقات با عنوان مسابقات بین‌المللی کاراته در آمریکا برگزار می‌شد و این در دههٔ شصت میلادی بود که فدراسیون جهانی کاراته به‌شکل امروزی وجود نداشت و در اینکه چه تعداد مبارز از خارج از آمریکا در این مسابقات شرکت می کردند، تردید وجود دارد. همچنین با توجه به وسعت کشور آمریکا، حتی مبارزان آمریکایی هم لزوماً در همهٔ مسابقات شرکت نمی‌کردند. از طرفی دههٔ شصت میلادی ابتدای آشنایی دنیا با هنرهای رزمی بود و رقابت کمّی و کیفی به‌شکل امروزی وجود نداشت. 

با این‌همه دستاوردهای ستارگان این دوران صددرصد جای تقدیر دارد. آن‌ها بر روی زمین سخت مسابقه می‌دادند و با جان و دل می‌جنگیدند. درحالی‌که قرار بود ضربات کنترل‌شده باشند، دیدن سرعت و خشونت مبارزان انسان را متعجب می‌کند. چاک نوریس با توجه به زمان و مکان و رقابت‌های موجود، یکی از بهترین‌های دوران خود بود و اتفاقاً از همین مسابقات هم بود که با بروس لیِ افسانه‌ای آشنا شد. آن‌ها با هم به تبادل‌نظر و تمرین پرداختند و سال‌ها بعد بروس لی برای فیلم «راه اژدها» از او دعوت کرد که در مبارزهٔ پایانی فیلم در مقابلش ایفای نقش کند. این صحنهٔ مبارزه شاید مشهورترین صحنهٔ مبارزهٔ فیلم‌های رزمی باشد. تقابل دو رزمی‌کار و بازیگر فوق‌العاده که پس از بیش از ۵۰ سال هنوز طراحی صحنه و مبارزهٔ آن قابل‌تحسین است.

دوستی چاک نوریس با بروس لی تا پایان عمر کوتاه او بر جا ماند و تا جایی‌که از گفت‌وگوها و کتاب‌های قدیمی دستگیرم شده است، وی نقش قابل‌توجهی در استفادهٔ بروس لی از لگدهای بلند داشت. بروس لی در سبک وینگ تعلیم دیده بود که در آن روی لگدهای به پایین‌تنه تمرکز دارند، ولی پس از مهاجرت به آمریکا و آشنایی و تمرین با تعداد زیادی قهرمان کاراته، در سبک مبارزهٔ خود تجدیدنظر کرد.

سال‌ها طول کشید تا چاک نوریس از سایهٔ بروس لی بیرون بیاید. پس از مرگ بروس لی، بسیاری از تهیه‌کنندگان آمریکایی در موفقیت و ادامهٔ ژانر ورزش‌های رزمی تردید داشتند. به‌عقیدهٔ آن‌ها این ژانر با درگذشت بروس لی از بین رفته بود. جو لوئیس، رقیب چاک نوریس در مسابقات کاراته، و جیم کلی، بازیگر سیاه‌پوست فیلم «اژدها وارد می‌شود»، ازجمله بازیگرانی بودند که در فیلم‌های با بودجهٔ کم دههٔ هفتاد میلادی ایفای نقش کردند که با موفقیت خاصی هم روبه‌رو نشدند.

موفقیت بزرگ چاک نوریس در واقع با آغاز دههٔ هشتاد شروع شد. به‌نظر می‌رسید آمریکایی‌ها سال‌ها دنبال بازیگر رزمی‌کار ستارهٔ خود می‌گشتند. از طرفی گویا شکست در جنگ ویتنام پس از چند سال هنوز از گلوی آمریکایی‌ها پایین نرفته بود. جنگ طولانی‌ای که با مخالفان بسیاری روبه‌رو بود و موجب دودستگی بسیار در جامعهٔ آمریکا شده بود. دههٔ هشتاد و حضور نسل جدید فوق‌ستاره‌های فیلم‌های اکشن، گویا فرصتی بود تا آمریکایی‌ها حداقل در فیلم‌های سینمایی انتقام خود را از ویتنامی‌ها بگیرند. فیلم Missing in Action چاک نوریس یکی از اولین فیلم‌های با مضمون آزادسازی زندانیان به‌دست یک ابرقهرمان بود. قهرمانی که یک‌تنه مثل یک لشکر عمل می‌کرد و در نهایت همهٔ دشمنان آمریکا را نابود می‌کرد. در زمان جنگ سرد، این فیلم‌ها بی‌شک وسیلهٔ قدرتمندی برای پروپاگاندای آمریکا در جهت ادعای ابرقدرت‌بودن بود.

اگر چه فیلم‌های چاک نوریس محبوبیت و موفقیت تجاری فیلم‌های دیگر دههٔ هشتاد ازجمله فیلم‌هایی با حضور استالونه و آرنولد را پیدا نکردند، ولی بی‌شک جایگاه او را به‌عنوان هنرپیشهٔ بزرگ اکشن تثبیت کردند. مخصوصاً اینکه بسیاری از فیلم‌های او با بودجهٔ بزرگی ساخته نشدند و در نهایت سودآوری قابل‌قبولی داشتند.

دههٔ ۹۰ میلادی، با حضور وی در سریال تلویزیونی Walker, Texas Ranger همراه شد که سال‌ها ادامه یافت و جایگاه او را به‌عنوان فوق‌ستاره تثبیت کرد. جالب است بدانید که وی در دههٔ پنجاه زندگی خود بود، ولی کماکان با لگدهای تماشایی علاقه‌مندان این سریال را سرگرم می‌کرد. 

شاید آخرین نقش کوتاه ولی به‌یادماندنی او در فیلم The Expendables بود که گویا کلکسیون بازیگران قدیمی اکشن بود. در صحنه‌ای استالونه به او می‌گوید: «شنیده‌ام یک‌بار کبری تو را نیش زده بود.» وی در جواب می گوید: «بله و پس از رنج فراوان، آن کبری مرد.» اشاره‌ای به جوک‌های بی‌شماری که در اینترنت در مورد قدرت فوق‌طبیعی او منتشر شده است.

چاک نوریس همیشه هم در همه کاری موفق نبود. وی مسابقات رزمی The World Combat League (WCL)‎ را بنیان گذاشت که در آن تیم‌های رزمی در یک زمین دایره‌طوری به مصاف هم می‌رفتند. تعدادی مبارز نامدار هم در بین شرکت‌کنندگان وجود داشت. اما این مسابقات و پخش آن‌ها چندان دوام نیاورد. وی همچنین سبک و سازمان رزمی‌ای بنیان گذاشت که نتوانست جایگاهی در دنیا پیدا کند. برخی از نظرات محافظه‌کارانهٔ وی مخالفانی داشت.

اما تعداد بی‌شماری هم از فعالیت‌های خیرخواهانه و تجربهٔ خوشایند معاشرت با وی می‌گویند. او به‌نوعی یک قهرمان آمریکایی برای مردمش بود؛ قهرمانی که بی‌تردید تعداد بسیاری را به ورزش و هنرهای رزمی علاقه‌مند کرد و سبک زندگی فعال او حتی در سن بالا الهام‌بخش بسیاری شد.

حالا او بعد از سال‌ها به دوست خود بروس لی در دنیای دیگر پیوسته است و مطمئنم فیلم‌های او برای زنده‌کردن خاطراتش محبوبیت روزافزونی خواهند یافت.

خروج از نسخه موبایل