نماد سایت رسانهٔ همیاری

بقای جمهوری اسلامی، هولناک‌ترین سناریوی پساجنگ

بقای جمهوری اسلامی، هولناک‌ترین سناریوی پساجنگ #ایران #آمریکا #اسرائیل #جنگ #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

بقای جمهوری اسلامی، هولناک‌ترین سناریوی پساجنگ #ایران #آمریکا #اسرائیل #جنگ #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران از بامداد ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ وارد مرحله‌ای شد که بسیاری آن را نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی می‌دانند. در نخستین موج حملات، آمریکا و اسرائیل مراکز حساس نظامی و فرماندهی در تهران و دیگر نقاط ایران را هدف گرفتند؛ اما مهم‌ترین هدف، مجموعه‌ای بود که به بیت رهبری و حلقهٔ مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی نسبت داده می‌شد. بنیامین نتانیاهو همان روز اعلام کرد نشانه‌های زیادی وجود دارد که علی خامنه‌ای دیگر زنده نیست. ساعاتی بعد، رسانه‌های دولتی ایران نیز مرگ او را تأیید کردند.

هم‌زمان، چند تن از بلندپایه‌ترین چهره‌های نظامی و امنیتی ایران نیز در همان حملات یا در موج‌های بعدی کشته شدند. بنا بر گزارش‌ها عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع، محمد پاکپور، فرماندهٔ سپاه پاسداران، و نیز شماری دیگر از فرماندهان ارشد ازجمله علی شمخانی، عبدالرحیم موسوی و تعدادی از مسئولان عالی‌رتبهٔ امنیتی و ستادی در فهرست کشته‌شدگان بودند. این ضربه، عملاً ستون فقرات فرماندهی نظامی جمهوری اسلامی را در همان ساعات آغازین جنگ هدف گرفت و به فروپاشی نسبی زنجیرهٔ فرماندهی انجامید. 

مرگ علی خامنه‌ای آن هم در فاصلهٔ کمی از کشتار بی‌سابقهٔ دی‌ماه ۱۴۰۴ موجی از شادی را در داخل و خارج از ایران برانگیخت. در داخل ایران مردم با وجود شرایط جنگی و همچنین خطر سرکوب از سوی مأموران امنیتی، به خیابان‌ها آمدند یا از درون خانه‌ها شعار دادند و شادی کردند. در خارج از ایران نیز تجمع‌های شادمانی در اغلب شهرهای بزرگ اروپا و آمریکا برگزار شد.

پس از کشته‌شدن خامنه‌ای، مطابق اصل ۱۱۱ قانون اساسی ایران، ابتدا شورای موقت سه‌نفره شامل مسعود پزشکیان، غلامحسین محسنی اژه‌ای و علیرضا اعرافی شکل گرفت. اما این وضعیت موقت چندان دوام نیاورد و طبق گزارش‌ها، مجلس خبرگان مجتبی خامنه‌ای، فرزند دوم علی خامنه‌ای، را به‌عنوان رهبر جدید معرفی کرد. 

جمهوری اسلامی به‌دنبال حملهٔ آمریکا و اسرائیل، اقدام به حملات تلافی‌جویانه به اسرائیل کرد، ولی خیلی زود دامنهٔ درگیری را فراتر از مرزهای ایران و اسرائیل برد. حملات موشکی و پهپادی به کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس، به‌ویژه علیه زیرساخت‌ها، فرودگاه‌ها و کشتیرانی، باعث شد دُبی، دوحه، منامه و دیگر شهرهای مهم منطقه در معرض تهدید مستقیم قرار گیرند. 

یکی از تاریک‌ترین فصل‌های این جنگ، حمله به دبستانی در میناب بود؛ حمله‌ای که به کشته‌شدن ۱۶۸ غیرنظامی که ۱۱۰ تن از آنان دانش‌آموزان دبستانی بودند، انجامید. دونالد ترامپ روز دوشنبه ۹ مارس ۲۰۲۶، در جریان یک کنفرانس خبری اعلام کرد بر اساس شواهدی که دیده، ایران مقصر حمله به مدرسه بوده است، اما گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی ازجمله نیویورک تایمز حاکی از آن است که نتایج بررسی مقدماتی وزارت جنگ آمریکا مشخص کرده است که این حمله به‌دلیل داده‌های هدف‌گیری قدیمی و با موشک آمریکایی رخ داده است. 

در مورد تلفات جنگ تاکنون، آمارها همچنان متغیر و محل اختلاف‌اند. نمایندهٔ ایران در سازمان ملل گفته بود تا ۶ مارس دست‌کم ۱٬۳۳۲ غیرنظامی در جنگ کشته شده‌اند. هم‌زمان، هرانا در گزارش روز دوازدهم جنگ از ادامهٔ ثبت کشته و زخمی شدن غیرنظامیان، ازجمله کودکان، خبر داد و در روزهای قبل نیز از تمرکز حملات بر مناطق شهری، مدارس و بناهای غیرنظامی گزارش کرد. هه‌نگاو نیز در گزارش ده‌روزهٔ خود از دست‌کم ۴٬۳۰۰ کشته خبر داد که ۳۹۰ نفرشان غیرنظامی بودند؛ آماری که نشان می‌دهد بخش بزرگی از کشته‌شدگان را نیروهای حکومتی تشکیل می‌دادند، اما هزینهٔ انسانی جنگ برای غیرنظامیان هم بسیار سنگین بوده است. گزارش‌ها از تخریب منازل، مدارس، مراکز درمانی و زیرساخت‌های شهری حکایت دارند؛ هدف‌قرارگرفتن انبارهای نفت در تهران، نگرانی‌هایی جدی دربارهٔ خطرات آسیب‌های زیست‌محیطی به شهر و شهروندان را دامن زده است.

اما در این میان اظهارنظرهای مبهم و در مواردی متناقض دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و وزرای او، آیندهٔ جنگ را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. ترامپ که از ابتدا با وعدهٔ تضعیف حکومت جمهوری اسلامی و ایجاد فرصت برای مردم معترض به منظور دردست‌گرفتن قدرت در ایران، وارد این جنگ شد، با اظهارات دیگری مانند اینکه بهتر است کسی از داخل ایران رهبری را به دست بگیرد، اشاره به اقدامات آمریکا در ونزوئلا به‌عنوان الگویی موفق، ابراز تردید در بی‌تغییرماندن نقشهٔ ایران پس از جنگ که از سوی عدهٔ زیادی به عدم تعهد او به تمامیت ارضی ایران تفسیر شد، تهدید به حملات گستره‌تر به ایران در صورت ناامن‌کردن تنگهٔ هرمز و موارد دیگری از این دست، نگرانی‌ها دربارهٔ اهداف او پس از جنگ، به‌ویژه بقای حکومت جمهوری اسلامی، را افزایش داده است، چرا که اگر چنین اتفاقی بیفتد، جمهوری اسلامیِ تحقیرشده و زخم‌خورده، که توان گرفتن انتقام از آمریکا و اسرائیل را ندارد و از سویی نگران خیزش مردمی‌ست، انتقامش را از مردم بی‌سلاح و بی‌دفاع ایران خواهد گرفت و کشتار و سرکوبی بی‌سابقه‌تر از قبل را رقم خواهد زد…

با این‌همه، هیچ زمستانی برای همیشه دوام نمی‌آورد. این سرزمین در طول قرن‌ها از میان جنگ‌ها، شکست‌ها و حکومت‌های استبدادی گذشته و هر بار، دیر یا زود، دوباره راهی برای برخاستن یافته است. اکنون نیز درحالی‌که بهار در راه است، شاید از دل همین روزهای تلخ و پراضطراب، آینده‌ای بهتر در حال جوانه‌زدن باشد؛ امیدی که هنوز در دل بسیاری از ایرانیان زنده است. به‌امید آن روز!

خروج از نسخه موبایل