نماد سایت رسانهٔ همیاری

اخلاق ورزشکاری، واقعیت یا دروغ قشنگ؟

اخلاق ورزشکاری، واقعیت یا دروغ قشنگ؟ نوشتهٔ علیرضا فدایی #کانادا #ونکوور #ورزش#دوپینگ #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

اخلاق ورزشکاری، واقعیت یا دروغ قشنگ؟ نوشتهٔ علیرضا فدایی #کانادا #ونکوور #ورزش#دوپینگ #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

علیرضا فدایی – ونکوور

اخبار مربوط به رایان ودینگ (Ryan Wedding)، ملی‌پوش کانادایی المپیکی، که متهم به قاچاق مواد مخدر و دست‌داشتن در قتل است، مرا دوباره به فکر فرو برد. مدت‌هاست که قصد نوشتن این مقاله را داشتم و به‌دلایل مختلف تابه‌حال این کار را نکرده بودم.

در ابتدا بگویم تعداد بسیار زیادی ورزشکار و مربی خوب و بااخلاق وجود داشته و دارند که الگوی خوبی از یک انسان والا هستند و این مقاله کوچک‌ترین قصد منفی‌بافی و همه را با یک قلم رنگ‌کردن ندارد.

در طول سال‌ها فعالیت ورزشی، هم تجربیات خوبی از آشنایی و کار با مربیان و ورزشکاران داشته‌ام و هم تجربیات بسیار ناامیدکننده و بد.

فکر می‌کنم خیلی از ما ایرانیان یا حداقل هم‌سن‌وسال‌های من از کودکی با واژهٔ اخلاق و منش پهلوانی آشنایی داریم. احتمالاً تصویری هم که در ذهن ما از یک پهلوان هست، شادروان غلامرضا تختی است که نقل‌قول‌های بسیاری از رفتار او با مردم و حریفانش وجود دارد. دلیل ماندگاری او هم در خاطرهٔ جمعی بی‌شک رفتار و منش او بوده، وگرنه در کشتی ایران قهرمانان دیگری با تعداد مدال بیشتر از او بوده‌اند.

ورزش همچنین همواره یکی از راه‌حل‌های مقابله با اعتیاد بوده است و این تفکر وجود داشته که اگر کودک یا نوجوان دنبال ورزش باشد، سراغ خیلی مسائل دیگر نمی‌رود.

فکر می‌کنم به‌اندازهٔ کافی نمونه‌های ورزشکاران ایرانی و غیرایرانی را می‌شناسیم که الگوی ضداخلاقی بوده‌اند. از خشونت با همسر گرفته تا مصرف مواد مخدر و درگیری با تماشاچیان، همه‌چیز از ورزشکاران و قهرمانان شنیده و دیده‌ایم. اما در عین حال درک می‌کنم که مقدار زیادی پول و شهرت می‌تواند هر انسانی را وسوسه کند و در عین حال شکستن حریم خصوصی افراد معروف از سوی بعضی هواداران و خبرنگاران می‌تواند صبورترین افراد را هم از کوره به‌در ببرد.

در ضمن درگیری در زمین بازی و مقابل حریف هم، وقتی در ورزش حرفه‌ای گاه پای میلیون‌ها دلار در میان است، قابل‌درک است. فراموش نکنیم که عمر کاری ورزشکاران حرفه‌ای بسیار کوتاه است و بدون شعاردادن از ایده‌آل‌های اخلاقی باید واقعیت‌های روی زمین را دید.

بحث دوپینگ هم که مشکل بزرگی‌ست که چه ورزش حرفه‌ای و چه آماتور از آن در امان نیست. وقتی صحبت از بازی جوانمردانه و رقابت برابر می‌شود، دوپینگ همه‌چیز را زیر سؤال می‌برد. وقتی صحبت از واقعیت‌های روی زمین می‌کنیم، فراموش نکنیم که بسیاری از ورزشکاران تمام زندگی خود را وقف ورزش کرده‌اند و اگر ورزشکار ممتاز نباشند از هیچ‌کدام از عواید مالی و شهرت خبری نخواهد بود. شاید دوپینگ آخرین کمک برای رسیدن به آرزوهایشان باشد، آن هم به‌هر قیمت.

Source_ ccnull.de _ ccby.de, CC BY 2.0 DE

ولی وقتی به ورزش آماتور هم نگاه می‌کنم، کم نمونه‌های منفی نمی‌بینم. از زدوخورد و فحاشی در مسابقات گرفته تا کلاهبرداری مربی‌نماها و درگیری والدین سرِ بازی نوجوانان. یاد یکی از مبارزان کاراته در مسابقات کشوری ایران افتادم که پس از باخت می‌خواست با داور درگیر شود، آن هم در ورزشی که شالودهٔ آن احترام، تعظیم و فرمانبرداری است.

اگر فکر می‌کنید این مسائل فقط مربوط به ایران است و زاییدهٔ شرایط اجتماعی و اقتصادی این کشور، سخت در اشتباهید.

دو سال پیش وقتی بازی تیم پسرم تمام شده بود، در حال برگشت به ماشین بودم که از دور چشمم به مسابقهٔ لاکراس افتاد. مسابقه‌ای که با توجه به انجام در زمین مدرسه حتماً یک مسابقهٔ محلی بوده و بس. اما جَوی را که تماشاگران که احتمالاً بیشتر والدین یا دوستان بازیکنان بودند، ایجاد کرده بودند، فراموش نمی‌کنم. حتی در بازی استقلال و پرسپولیس در سال‌های دور در ورزشگاه پر از تماشاگر آزادی هم چنین جوی را حس نکرده بودم. تنش و جو عصبی حاکم را می‌توانستید حتی از دور در فضا حس کنید. بی‌دلیل نیست که در کانادا دوره‌های آنلاین رفتار مناسب و کارزارهای مختلف برای والدین ورزشکاران وجود دارد.

هاکی هم که ورزش ملی کاناداست، الگوی رفتار بد و جو مسموم است؛ از سطح آماتور و پایه در بین والدین گرفته تا خشونت و تجاوز در سطح حرفه‌ای.

اگر این‌همه مورد بد و منفی را خواندید، دوباره به ابتدای مقاله رجوع کنید. خوشبختانه نمونه‌های خوب هم کم نیستند. شاید با توجه به انتظار بالای ما و تصویر مثبتی که از ورزشکاران در ذهن ما ساخته شده، انتظار استاندارد بالاتری داریم. هدف من روشنگری بود که با فرض اشتباهِ منزه‌بودنِ محیط ورزشی چشم‌هایمان را نبندیم.

حالا چه کنیم که از محیط سالم ورزشی لذت ببریم و درگیر بی‌اخلاقی‌ها نشویم؟

راه‌حل ساده و اساسی اول انتخاب باشگاه و مربی مناسب است. با تجربهٔ سال‌ها با اطمینان می‌گویم که مربی مانند آهن‌ربا عمل می‌کند و آدم‌های مانند خودش را دور خود جذب می‌کند. خوشبختانه در بسیاری از باشگاه‌ها این امکان هست که بدون هزینه و تعهد، ابتدا حداقل یک جلسه تمرین کنید و با جو کلاس و رفتار مربی و هنرجویان کمی آشنا شوید. اینجاست که باید گفت به احساس خود اعتماد کنید و اگر در محیطی احساس راحتی نمی‌کنید، وقت بیشتری در آنجا نگذارید. همان‌طور که کمال هم‌نشین در شما اثر می‌کند، بی‌کمالیِ هم‌نشین هم در شما اثر خواهد کرد.

هدف خود را از ورزش مشخص کنید. آیا می‌خواهید در سطح بالا و رقابتی ورزش کنید، یا فقط برای تفریح و سلامتی؟ همین مورد تعیین‌کنندهٔ پیامد‌های بسیاری برای شما خواهد بود. وقتی زندگی خود را در ورزش حرفه‌ای و قهرمانی خلاصه نکنید، برای موفقیت به هر وسیله‌ای متوسل نمی‌شوید و شکست و ناکامی زندگی شما را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد.

این واقعیت را قبول کنید که حتی پیوستن به جرگهٔ حرفه‌ای‌ها به‌معنای دریافت درآمد از طریق ورزش، موقعیتی‌ست که به درصد بسیار کمی از مردم می‌رسد، چه برسد به فوق‌ِستاره‌شدن و داشتن درآمد‌های آن‌چنانی. 

Photo by Ben Sutherland

اگر مادر و پدر هستید و می‌خواهید فرزندتان وارد عرصه ورزش شود، بدانید که شما با رفتار خود با فرزندتان، اولین تأثیر را روی آن‌ها دارید. مسئولیت شماست که تحقیق خود را پیش از ثبت‌نام فرزندتان انجام دهید و حتی تا مدتی تماشاگر تمرین فرزند خودتان باشید. مربی ورزش چه دوست داشته باشید، چه نداشته باشید، تأثیر بزرگی مخصوصاً در کودکی و نوجوانی بر فرزند شما دارد. اگر ارتباط شما با فرزندتان ضعیف باشد، او به‌دنبال الگو و راهنما در جای دیگری خواهد گشت و متأسفانه بعضی وقت‌ها این انتخاب مناسب نخواهد بود.

تصویر مثبتی از ورزش در ذهن مردم ایجاد شده که بسیاری نهایت استفاده را از این تبلیغات می‌کنند. باید کمی وقت بگذارید تا ببینید که چه کسی واقعاً شایستهٔ این تصویر مثبت است و به‌صرف قهرمان، ورزشکار یا مربی‌بودن، آن‌ها را دارای اخلاق خوب فرض نکنید.

بله، وقتی برای ورزش وقت می‌گذارید و بخشی از دنیای شما می‌شود، قاعدتاً وقت برای موارد دیگر کمتر می‌شود. حالا چه مورد مثبت مثل کار و تحصیل و چه مسائل نکوهیده و نامطلوب.

تمرین مداوم همچنین درس‌های بسیاری در زندگی به شما می‌آموزد ازجمله لزوم ممارست و تسلیم‌نشدن.

ورزشکارانی بوده‌اند که این درس‌ها و اصول را به همهٔ زندگی خود تعمیم داده‌اند و در عرصه‌های دیگر ازجمله تحصیل و کار هم موفق شده‌اند. صدالبته درصد بالایی هم یک زندگی کاملاً یک‌بعدی داشته‌اند. آمار ورزشکاران حرفه‌ایِ بسیار پردرآمد که پس از بازنشستگی دچار ورشکستگی مالی شده‌اند، تکان‌دهنده است.

در انتها تکرار کنم که قهرمانان و مربیان بااخلاق کم نیستند، فقط باید برای پیداکردنشان کمی وقت بگذارید و وقتی آن‌ها را پیدا کردید، قدرشان را بدانید.

خروج از نسخه موبایل