نماد سایت رسانهٔ همیاری

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – استماع دادرسی برای تعیین اجازهٔ اقامت یا ورود به کانادا – قسمت آخر

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا استماع دادرسی برای تعیین اجازهٔ اقامت یا ورود به کانادا - قسمت آخر

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا استماع دادرسی برای تعیین اجازهٔ اقامت یا ورود به کانادا - قسمت آخر

قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید

دکتر امیرحسین توفیق – ونکوور

در شمارهٔ گذشته خواندید که فرهاد که با ویزای تحصیلی در سال ۲۰۱۶ وارد کانادا شده بود، پس از اتمام تحصیل به‌دلیل آنکه کالج و رشتهٔ تحصیلی‌ای که انتخاب کرده و در آن فارغ‌التحصیل شده بود مجوزهای لازم برای اقدام به‌منظور گرفتن مجوز کار پس از تحصیل را نداشت، برای گرفتن پیشنهاد شغلی از کارفرمایان کانادایی اقدام کرد و نهایتاً توانست از یکی از کارفرمایان پیشنهاد شغلی بگیرد و بعد از طی مراحل قانونی در آن شرکت مشغول به کار شود. با شروع محدویدت‌ها به‌دلیل همه‌گیری کووید-۱۹ حجم کارهای کارفرما کاهش یافت و نهایتاً فرهاد تحت پوشش بیمهٔ بیکاری قرار گرفت و مدتی هم کارش از حالت تمام‌وقت به نیمه‌وقت درآمد. فرهاد که از پس هزینه‌های زندگی برنمی‌آمد با فروشگاهی صحبت کرد و هفته‌ای چند ساعت به‌عنوان فروشنده در آنجا مشغول به کار شد. 

فرهاد در ژانویهٔ ۲۰۲۲ زمانی که از سفر به مکزیک بازمی‌گشت، در فرودگاه مونترآل توسط مأمور آژانس خدمات مرزی کانادا مورد پرسش قرار گرفت و پس از حدود دو ساعت پرسش و پاسخ به او اجازهٔ ادامهٔ سفر به شهر محل اقامتش، وینیپگ داده شد. حدود یک‌هفتهٔ بعد نامه‌ای دریافت کرد که از او خواسته شده بود تا برای جلسه‌ای حضوری با دردست‌داشتن اصل پاسپورت در دفتر آژانس خدمات مرزی کانادا در شهر وینیپگ حضور به‌هم رساند. در آن جلسه به او گفته شد که قانون بخش ۱۸۳ مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا را زیر پا گذاشته است. بر اساس این بخش قانونی، او تنها اجازهٔ کار برای کارفرمایی را که در مجوز کارش قید شده بود داشت، درصورتی‌که برای کارفرمای دیگری هم بدون داشتن مجوز کار کرده بود. به او گفته شد که به‌زودی از او برای حضور در جلسهٔ استماع دادرسی در بخش مهاجرت هیئت مهاجرت و پناهندگان دعوت به عمل می‌آید. گذرنامهٔ او ضبط شد و کپی برابر با اصل آن به او تحویل داده شد.

و حالا ادامهٔ داستان…

«بسه دیگه سرِخود عمل‌کردن، بهتره الان دیگه کمی مشورت کنم.»

فرهاد پس از جلسه‌اش با افسر آژانس خدمات مرزی کانادا، این صحبت‌ها را با خودش کرد و تصمیم گرفت تا با فردی متخصص در این زمینه مشورت کند. او از وکلا و مشاوران مهاجرت متعددی وقت مشاوره گرفت و با آن‌ها صحبت کرد.

«آقا مشکل اینجاست که اولاً خیلی از وکلا و مشاورانی که صحبت کردم، با این بخش یا کلاً مشکل دارند یا اصلاً انجام نمی‌دن. یکی‌شون گفت که بخش مهاجرت هیئت مهاجرت و پناهندگان، یکی از بخش‌های خاصه و اگر قراره از کسی برای وکالت کمک بگیری، مطمئن شو که اون فرد تجربهٔ کار رو داره چون خیلی بیشتر از چیزی که تصور می‌شه پیچیده است و اضافه کرد که خودش اصلاً انجام نمی‌ده.»

فرهاد این صحبت را با علی، یکی از دوستان و همکارانش، کرد. نهایتاً فرهاد وکیلی پیدا کرد که بتواند با او برای پیشبرد پرونده‌اش همکاری کند.

«در ابتدا عرض کنم که باید منتظر جلسهٔ استماع دادرسی باشیم و اصلاً مشخص نیست که این مسئله چه زمانی اتفاق بیفتد. هر زمان با شما تماس گرفتند و زمان جلسه را هماهنگ کردند، آن‌زمان می‌توانید بنده را به‌عنوان وکیل خود معرفی کنید. پس از آن، برای زمان جلسه با بخش مهاجرت هیئت مهاجرت و پناهندگی کانادا ارتباط برقرار می‌کنم تا تاریخ جلسه را نهایی کنم. این نوع پرونده‌ها بسیار سخت و سنگین است و احتمال عدم قبولی ما وجود دارد، چون شما قانون را شکستید و با قانون‌شکنی، هیچ تعارفی وجود ندارد. اگر قبول نشویم، تنها راه برای فرجام‌خواهی، تشکیل پرونده در دادگاه فدرال کانادا است. اگر قصد تشکیل پرونده در دادگاه فدرال کانادا را نداشته باشید، موظفید که ظرف ۳۰ روز کشور را ترک کنید و تا دو سال حق ورود به کانادا با هر نوع ویزا را نخواهید داشت. البته، بخش مهاجرت هیئت، در بعضی از پرونده‌ها و شرایط، دستور بازداشت متقاضی را هم می‌دهد که البته موارد خاصی است، اما احتمالش وجود دارد. شاهد و حضور شهود در این نوع پرونده‌ها و در این بخش هیئت، بسیار اساسی و مهم است که البته باید علاوه بر لایحهٔ دفاعیهٔ وکیل، اسامی شهود هم ظرف حداکثر پنج روز پیش از تاریخ جلسه دادرسی به‌اطلاع عضو هیئت رسانیده شود. در هرحال تلاش خودمان را می‌کنیم و امیدوارم مستندات خوبی را بتوانید آماده کنید تا برندهٔ این جلسه، ما باشیم.»

فرهاد پس از پایان جلسهٔ اولش با وکیل و شنیدن صحبت‌های مفصل، بسیار نگران شد و امیدوار بود که زمان دادرسی به آیندهٔ دور موکول شود تا شاید بتواند شرایط اقامت خود را به‌نحوی دیگر پیش ببرد.

او بلافاصله برای گرفتن مدرک زبان مورد تأیید وزارت مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا برای تشکیل پروندهٔ اقامت دائم اقدام کرد. چون از طریق وکیلش اطلاع پیدا کرده بود که بهتر است برای طی مراحل اقامت دائم خود هر چه زودتر اقدام کند تا اگر بنا به‌هر دلیلی، تشکیل جلسهٔ اعادهٔ دادرسی به زمانی در آینده موکول شد، در صورت امکان فرصت تشکیل پرونده برای گرفتن اقامت دائم خود را از دست ندهد.

فرهاد با توجه به اینکه حداقل یک‌سال و معادل ۱۵۶۰ ساعت سابقهٔ کار کانادایی داشت، واجد شرایط تشکیل پرونده برای زیرمجموعهٔ سیستم ورود سریع و برنامهٔ مهاجرتی سابقهٔ کانادایی بود و به‌همین دلیل، پروفایل خود را تشکیل داد، با این امید که امتیاز او به حداقل امتیاز انتخاب‌شده برسد.

از طرفی، با توجه به حمایت کارفرمای او، برای گرفتن نامزدی استانی هم تشکیل پرونده داد تا اگر بنا به‌هر دلیلی از طریق سیستم ورود سریع موفق نشد، از این مسیر بتواند اقامت دائم خود را بگیرد.

«شبانه‌روز دعا می‌کنم جلسهٔ اعادهٔ دادرسی‌ام رو یا یادشون بره یا تشکیلش بسیار طولانی بشه. امیدوارم بتونم اقامت دائم خودم رو بگیرم قبل از اونکه مجبور به اخراج از کانادا بشم.»

فرهاد در یکی از شب‌ها، با رفیق صمیمی‌اش درد دل می‌کرد.

هشت ماه از جلسهٔ فرهاد با مأمور آژانس خدمات مرزی کانادا گذشته بود و هیچ خبری از جلسهٔ دادرسی به او نرسیده بود که یک روز صبح، فرهاد هراسان با وکیلش تماس گرفت و گفت:

«ظاهراً قصد تشکیل جلسه دارند و اعلام کردند که اگر وکیل داری، بگو با ما تماس بگیره.»

وکیل فرهاد با بخش مهاجرت هیئت مهاجرت و پناهندگان کانادا ارتباط برقرار کرد و ضمن اعلام آنکه وکیل او است، جلسه دادرسی را تنظیم و پس از آن، مدارک مثبته را مبنی بر آنکه وکیل فرهاد است، ارسال کرد، بلافاصله برای تنظیم لایحهٔ دفاعیهٔ خود بر اساس آنچه در طول این مدت با فرهاد هماهنگ کرد بود، اقدام کرد.

دو ماه پس از آنکه بخش مهاجرت هیئت مهاجرت و پناهندگان کانادا با وکیل فرهاد قرار جلسه را هماهنگ کرده بود و علی‌رغم تمام تلاشی که فرهاد برای تشکیل پروندهٔ اقامت دائم در سیستم ورود سریع و همچنین نامزدی استانی اقدام کرده بود و به‌دلیل کمبود امتیاز هنوز پاسخی نگرفته بود، جلسهٔ اعادهٔ دادرسی تشکیل شد و نمایندهٔ وزیر که در این قبیل پرونده‌ها مأمور آژانس خدمات مرزی کاناداست، با ارائهٔ یک لایحهٔ کاملاً قانونی و ارائهٔ مستندات و شواهد و همچنین شهادت افرادی که گزارش فرهاد را داده بودند، در برابر عضو هیئت، فرهاد و وکیلش را ناچار به پذیرش شکستن قانون کرد و در نهایت رأی عضو هیئت که نهایی و تنها در دادگاه فدرال کانادا قابل فرجام‌خواهی بود، به‌شرح زیر اعلام شد:

«شما به استناد بند ۱۸۳ و ۱۸۵ قانون مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا، قانون را زیر پا گذاشته و علی‌رغم آنکه تنها در محلی که در مجوز کار شما قید شده، اجازهٔ کار داشتید، در محل دیگری بدون مجوز کار کرده‌اید. لذا، به استناد بند ۴۰ و ۴۴ قانون مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا، ظرف مدت ۳۰ روز ملزم به ترک کشور کانادا هستید و برای مدت دو سال هم اجازهٔ بازگشت به کانادا را تحت هر عنوانی ندارید.»

پایان

خروج از نسخه موبایل