نماد سایت رسانهٔ همیاری

جام جهانی ۲۰۲۶ و پیروزی فوتبال

جام جهانی ۲۰۲۶ و پیروزی فوتبال نوشتهٔ علیرضا فدایی #فوتبال #WorldCup2026 #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

جام جهانی ۲۰۲۶ و پیروزی فوتبال نوشتهٔ علیرضا فدایی #فوتبال #WorldCup2026 #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

علیرضا فدایی – ونکوور

اولین جام جهانی ۴۸ تیمی با میزبانی سه کشور هم به تاریخ پیوست و خاطرات تلخ و شیرین زیادی برای هواداران فوتبال به‌جا گذاشت.

چهار تیمی که سابقهٔ قهرمانی داشتند به نیمه‌نهایی رسیدند تا فینالیست‌ها را مشخص کنند. 

در بازی اول نیمه‌نهایی تیم‌های فرانسه و اسپانیا که پیش از جام هر دو از مدعیان قهرمانی محسوب می‌شدند به مصاف هم رفتند. 

فرانسه که با اقتدار و با پیروزی در همهٔ بازی‌های قبلی از سد تیم‌هایی مثل نروژ و مراکش گذشته بود، در حالی به مصاف اسپانیا رفت که احتمال برد آن‌ها یا حداقل یک بازی نفس‌گیر و سخت می‌رفت. اما برخلاف پیش‌بینی‌ها اسپانیا کاملاً کنترل بازی را از فرانسه ربود و آن‌ها را در یک بازی یک‌طرفه دو بر صفر مغلوب کرد.

در دیگر بازی نیمه‌نهایی تیم‌های انگلستان و آرژانتین با آن سابقهٔ خصومت دیرینه مقابل هم رفتند. درحالی‌که هیچ‌کدام از بازیکنان حال حاضر انگلستان در زمان بازی جام جهانی ۱۹۸۶ یا جنگ بر سر جزایر فالکلند به دنیا نیامده بودند، گویا این وقایع در حافظهٔ جمعی هر دو کشور حک شده و پاک نمی‌شود.

هر دو تیم با قدم‌های نه‌چندان مطمئن به این دیدار رسیده بودند. انگلستان که بازی اول را در مقابل تیم پا‌به‌سن‌گذاشتهٔ کرواسی با اقتدار شروع کرده بود، بازی‌های بعدی را در مقابل تیم‌های ضعیف مثل پاناما و کنگو پیروز شد تا به مصاف مکزیکِ میزبان در استادیوم آزتک برود. درحالی‌که بازی در ارتفاع، چالشی جدی برای تیم انگلستان به شمار می‌رفت، آن‌ها توانستند تیم مکزیک را در یک بازی سخت و نزدیک شکست دهند تا پس از پیروزی در مقابل نروژ برای چهارمین بار در تاریخ خود به نیمه‌نهایی برسند.

از طرف دیگر تیم آرژانتین هم چندان مقتدرانه به این بازی نرسیده بود. آن‌ها بازی با تیم کوچک کیپ ورد را با اختلاف یک گل و بازی بعدی با مصر را هم با همین اختلاف به پایان رساندند. بازی با مصر در حالی سه بر دو به پایان رسید که تیم آرژانتین تا دقایق پایانی دو بر صفر عقب بود.

بعد از نیمهٔ اولِ پربرخورد، در نیمهٔ دوم تیم انگلستان یک گل زد و با چند تعویض و عقب‌نشستن کاملاً بازی را به آرژانتین واگذار کرد و در نهایت دو بر یک بازی را باخت تا یکی از بهترین شانس‌های خود برای رسیدن به فینال را از دست بدهد. توماس توخل، مربی آلمانی تیم انگلستان، به‌خاطر تصمیمات خود با انتقادها و سرزنش بسیاری روبه‌رو شد.

به بازی رده‌بندی رسیدیم که خیلی‌ها آن را بازی بیهوده‌ای بین دو تیم مغلوب می‌دانند. درحالی‌که انتظار می‌رفت فرانسه از شوک بازی با اسپانیا بیرون آمده باشد و تلافی را سر تیم انگلستان درآورد، کاملاً برعکس شد. نیمهٔ اول در حالی با نتیجهٔ چهار بر صفر به پایان رسید که گویا فرانسوی‌ها به‌اجبار به این بازی آمده بودند. مکالمهٔ بین دو نیمه بین مربی و بازیکنانش حتماً طوری بود که فرانسه در نیمهٔ دوم کاملاً متفاوت ظاهر شد ولی در نهایت بازی را شش بر چهار واگذار کرد.

فینال بین اسپانیا و آرژانتين، قهرمان دورهٔ قبل، برگزار شد. اسپانیا که بازی اول را در عین ناباوری در مقابل کیپ ورد با تساوی بدون گل به پایان رسانده بود، در هر بازی بهتر شد و در مسیر خود از سد تیم‌هایی مثل پرتغال و بلژیک گذشت و نمایش مقتدرانهٔ آن‌ها در مقابل فرانسه انتظارات را از آن‌ها بالا برد.

گویا تیم آرژانتین هم قبل از بازی متقاعد شده بود که شانسی در مقابل اسپانیا ندارد. گویا تنها امیدشان این بود که با یک بازی دفاعی و خشن بازی را به پنالتی بکشانند. اما در ابتدای نیمهٔ دوم وقت اضافه بالاخره قفل دروازه‌شان شکست تا حق به حق‌دار برسد.

متأسفانه برخی اعضای تیم آرژانتین با حمله به بازیکنان تیم اسپانیا صحنه‌های زشت و غیرقابل‌قبولی به‌جا گذاشتند که در کنار ضدِفوتبال داخل زمین، بیرون زمین هم بازنده باشند.

برنامه‌ریزی فدراسیون فوتبال اسپانیا باید الگوی همهٔ کشورهای دیگر شود. قهرمانی اروپا، قهرمانی جهان زنان، قهرمانی المپیک و حالا قهرمانی جهان افتخاری برای بردن باقی نگذاشته است.

این تیم مرا به یاد نسل طلایی بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ می‌اندازد که اسپانیا توانست دو جام ملت‌های اروپا و یک جام جهانی را به دست آورد. 

فقط یک گلِ خورده در هشت بازی نشان از خط دفاع آهنین این تیم می‌دهد و خط میانی این تیم زبانزد جهانیان است. اگر یک گلزن فرصت‌طلب مثل هالند، هری کین یا امباپه به تیم اسپانیا اضافه شود که دیگر تا سال‌ها تیمی حریفشان نیست.

مثل جام‌های جهانی قبلی، تیم‌هایی کمتر یا بیشتر از انتظار ظاهر شدند و ستارگانی آفریده شدند و برخی بازیکنان چندان که باید ندرخشیدند.

برزیل که تنها تیم تاریخ جام جهانی است که در همهٔ مسابقات حضور داشته و با پنج قهرمانی رکورددار است، یکی از مدعیان قهرمانی بود. دلیل آن هم به‌خدمت‌گرفتن مربی بزرگی مثل کارلو آنچلوتی ایتالیایی ساکن وست ونکوور بود، که قرار بود نبوغ و مهارت ذاتی برزیلی‌ها را با نظم همراه کند. این اتفاق اصلاً نیفتاد و تیم برزیل در مرحلهٔ یک‌هشتم نهایی با شکست در مقابل نروژ از دور بازی‌ها حذف شد.

از آن‌طرف هم تیم آلمان با چهار دوره قهرمانی در جام جهانی، درحالی‌که بازی آخر خود در گروه را دو بر یک به اکوادور باخته بود در بازی حذفی در مقابل پاراگوئه مغلوب شد. حکایت این دو قدرت قدیمی مثل رسیدن به یک قله و سرازیرشدن از طرف دیگر آن است.

آلمان پس از پیروزی در جام جهانی ۲۰۱۴ در دو جام بعدی در همان مرحلهٔ گروهی حذف شد و این شکست هم ادامهٔ ناکامی آن‌ها بود. حالا آن‌ها با به‌کارگرفتن یورگن کلاپ درصدد بازنگری کلی در فوتبال خود هستند.

برزیل هم پس از قهرمانی در جام ۲۰۰۲ فقط یک صعود به نیمه‌نهایی ۲۰۱۴ داشت که در کشور خودش آن شکست فاجعه‌بار هفت بر یک به آلمان و سپس شکست سه بر صفر به هلند در بازی رده‌بندی را تجربه کرد.

البته از این دو تیم ضعیف‌تر تیم ایتالیاست که برای سومین دورهٔ پیاپی حتی در جام جهانی ۴۸ تیمی هم نتوانست حاضر شود.

لقب اسب تیره به‌نظرم شایستهٔ تیم نروژ است که طبق انتظارات با درخشش مهاجمش، ارلینگ هالند، خود را تا مرحلهٔ یک‌چهارم نهایی رساند و با نمایش پاروزدن تماشاچیانِ خود صحنه‌هایی به‌یادماندنی به‌جا گذاشت.

دیگر شگفتی‌سازان جام، کیپ ورد و مصر بودند که به‌عنوان موفق‌ترین تیم‌های آفریقایی نمایش قابل‌قبولی داشتند. مصر در یک بازی جنجالی مغلوب آرژانتین شد و کیپ ورد هم که در بازی‌های گروهی بدون شکست ماند، با وجود باخت نزدیک به آرژانتین مثل یک قهرمان به کشور کوچکش برگشت. دروازه‌بان ستارهٔ چهل‌سالهٔ این تیم، وُزینیا، که پیش از این در دستهٔ دوم پرتغال بازی می‌کرد، حالا به تیم پرافتخار دستهٔ اولی شیلی می‌پیوندد.

در عین حال رونالدو، نیمار و لوکا مادریچ که سال‌ها بهترین‌های جهان بودند، آخرین جام جهانی خود را تجربه کردند. لیونل مسی هم اگر چه رسماً اعلام موضعی نکرده است، بعید است در ۳۹ سالگی در یک جام دیگر، یعنی چهار سال بعد حضور یابد.

از طرفی لامین یامال، ستارهٔ جوان اسپانیا، ارلینگ هالند نروژی، بلینگهام انگلیسی در صحنهٔ جهانی هم خوش درخشیدند و البته از کیلیان امباپهٔ فرانسوی نگذریم که اولین فرد در تاریخ جام جهانی است که توانسته دو بار به مقام بهترین گلزن دست یابد. با سن و سال کم این ستارگان، احتمالاً سال‌ها شاهد درخشش آن‌ها در میادین مختلف خواهیم بود.

این جام هم البته کم‌حاشیه نبود؛ از قیمت بالای بلیت‌ها تا استراحت کوتاه بین هر نیمه و مداخلهٔ دونالد ترامپ برای بخشیده‌شدن محرومیت بازیکن تیم آمریکا. البته با وجود قیمت بالای بلیت‌ها اکثر بازی‌ها با ورزشگاه‌های پر برگزار شد که جای تعجب بود، مخصوصاً در بازی تیم‌های کوچک مثل اکوادور و کوراسائو.

برای اولین بار یک مقام سیاسی تصمیم به مداخلهٔ مستقیم در تصمیم‌گیری فیفا گرفت که البته با شکست سنگین آمریکا در مقابل بلژیک ناکام ماند. این البته بدعتی بد و منفی شد که امیدوارم در دوره‌های بعدی تکرار نشود.

اگر برگزاری جام با ۴۸ تیم به‌اندازهٔ کافی انتقاد نداشت، حالا صحبت از افزایش تعداد تیم‌ها به ۶۴ تیم است. تصمیمی که به‌نظر من کاملاً اشتباه است و از اعتبار مسابقات می‌کاهد. در همین مسابقات تیم‌های آسیایی غیر از ژاپن و تیم‌های آفریقایی غیر از مصر حرفی برای گفتن نداشتند و برخی‌شان در همهٔ بازی‌های خود شکست خوردند. تردیدی نیست که با وجود پیشرفت نسبی، قدرت هنوز از آنِ تیم‌های اروپا و آمریکای جنوبی است.

اگر چه در ظاهر بهانهٔ فیفا فرصت‌دادن به کشورهای بیشتر است، بی‌تردید درآمدزایی بیشتر یکی از دلایل اصلی این تصمیم است. تصور کنید اگر کشوری مثل چین و هند با آن جمعیت به مسابقات راه یابند، چه حق پخش تلویزیونی‌ای نصیب فیفا می‌کنند.

جام جهانی قرار بود میدانی باشد برای رقابت تیم‌های ممتاز و برگزیده و وقتی شرایط راهیابی به آن خیلی راحت شود، دیگر افتخاری برای تیم‌های راه‌یافته نمی‌ماند. 

در بین تیم‌های میزبان، باید تیم کانادا را برنده دانست. آمریکا و مکزیک نتوانستند سوابق خود در جام‌های قبلی را بهبود بخشند، ولی کانادا پیشرفت بسیاری کرد و با وجود مصدومیت چند ستارهٔ خود به جمع شانزده تیم برتر پیوست. باید دید با فروکش‌کردن تب و شوق جام جهانی، فدراسیون فوتبال این کشور چه بهره‌برداری‌ای از این هیجان و افتخار جام اخیر می‌کند.

خروج از نسخه موبایل