علیرضا فدایی – ونکوور
لیگ فوتبال انگلستان یکی از پربینندهترین و ثروتمندترین لیگهای فوتبال دنیاست. برنامهریزی و سرمایهگذاریهای بلندمدت و تبلیغات و بازاریابی در طول چند دههٔ اخیر تحول بزرگی در آنچه قبلاً لیگ دستهٔ یک نامیده میشد، ایجاد کرده است.
مسابقات سال ۲۰۲۶ – ۲۰۲۵ شاید یکی از رقابتیترین و نفسگیرترین دورهها در طول چند سال اخیر بود و تا یک هفته پیش از پایان بازیها مصاف قهرمانی داغ بود. برخلاف سال پیش که تیم لیورپول با فاصلهٔ امتیاز بالا چند هفته به پایان لیگ، قهرمانیِ خود را مسجل کرده بود.
از چهارگانه تا اضطراب
تیم آرسنال آنقدر با اقتدار فصل را شروع کرد و در رقابتهای مختلف خوب پیش رفت که بسیاری فکر کردند در کنار سه عنوان در انگلستان یعنی لیگ برتر، جام حذفی و جام لیگ بتواند در لیگ قهرمانان اروپا هم قهرمان شود که بیتردید افتخاری بینظیر میبود. اما پس از تعطیلات زمستانی و سال نو، ورق قدری برگشت. آنها از جام حذفی با شکست در مقابل منچسترسیتی و در جام لیگ با شکست از ساوتهمپتون حذف شدند. همچنین چند نتیجهٔ غیرقابلِانتظار در لیگ برتر و قدرتگیری دوبارهٔ منچسترسیتی، طرفداران آرسنال را دچار اضطراب کرد. در نهایت اندوختههای امتیاز آنها در طول فصل و ازدستدادنِ امتیاز اساسی از طرف رقیب آنها یک هفته پیش از پایان مسابقات، آرسنال را به قهرمانی رساند.
سال ۲۰۲۲ بود که در تابستان برای دیدن یک بازی دوستانه در مقابل سویل اسپانیا به ورزشگاه آرسنال رفتم. از فاصلهٔ حدود یک ساعت با قطار تا ورزشگاه، دیدن هواداران تیم با پیراهن باشگاه چشمگیر بود. جو ورزشگاه فوقالعاده بود و هواداران پرشور تیم آنقدر از پیروزی در یک بازی دوستانه خوشحال بودند که فکر میکردید بازی رسمی مهمی در کار است.
حالا میتوانم تصور کنم هواداران پرشمار این تیم پس از ۲۲ سال چه حالی دارند. آنها به فینال لیگ قهرمانان اروپا هم رسیدند، ولی در نهایت بازی را به تیم قدرتمند پاری سن-ژرمن واگذار کردند.
تیم آرسنال در طول فصل با انتقادات زیادی در مورد نحوهٔ بازی دفاعی و تأکید بیشازحد بر گلزنی از ضربات ایستگاهی مواجه شد. ولی بعید میدانم با کسب این عنوان هیچ هواداری به این قضیه اهمیت بدهد. تیم مدیریت آرسنال بالاخره مزد اعتماد چندینساله به میکل آرتتا را گرفت و البته حالا سطح توقع از این تیم و مربی بالاتر رفته است.
© Chensiyuan / WikiMedia
پایان عصر طلایی
وقتی پپ گواردیولا به منچسترسیتی آمد، خیلیها فکر کردند که ادامهٔ موفقیتی که او در بارسلونا و بایرن مونیخ داشت، در انگلستان دشوار خواهد بود.
برای هواداران جوانتر که موفقیتهای چشمگیر این تیم را در ده سال گذشته دیدهاند، شاید تصور اینکه این تیم در دههٔ نود میلادی حتی به لیگ دستهٔ سوم انگلستان نزول کرده بود، دشوار باشد.
خرید باشگاه از طریق سرمایهٔ ثروتمندان و شرکتهای سرمایهگذاری ابوظبی و تزریق پول هنگفت و بهخدمتگرفتن بهترینهای دنیا چه بهعنوان بازیگر و چه بهعنوان مربی، این تیم را به بالاترین ردههای موفقیت بینالمللی و به شهرت و محبوبیتی مانند تیمهای بزرگ دیگر در اروپا چون بایرن مونیخ و یوونتوس رساند. این محبوبیت و موفقیت شاید به خواب هواداران پروپاقرص تیم هم نمیآمد. به تاریخ که نگاه کنید، همیشه منچسترسیتی در سایهٔ تیم منچستر یونایتد بوده است.
اما گواردیولا در ده سال حضور خود بیست عنوان مختلف را نصیب این تیم کرد، یعنی میانگین دو عنوان در هر سال که رکوردی فوقالعاده برای هر مربیای است. شش عنوان قهرمانی لیگ برتر و قهرمانی اروپا و باشگاههای جهان افتخاری را باقی نگذاشت که گواردیولا به آن نرسیده باشد. کار به جایی رسید که انتظارات بالا فصل ۲۰۲۵ – ۲۰۲۴ را برای منچسترسیتی فاجعهبار نمایاند. با اینکه در آن فصل این تیم به مقام سوم لیگ رسیده بود.
© Steffen Prößdorf / WikiMedia
اینهمه افتخارآفرینی در نهایت بخشی از روح و روان و زندگی شما را میبلعد. او در نهایت تصمیم گرفت که فعلاً با مربیگری خداحافظی کند و به استراحت و وقتگذراندن با خانوادهاش بپردازد. در آخرین سال حضورش، او برندهٔ جام حذفی و جام لیگ شد و به مقام دوم لیگ برتر رسید تا تیمش برای لیگ قهرمانان اروپا در سال آینده هم انتخاب شود.
تأثیر گواردیولا در لیگ انگلستان ابدی خواهد بود و هر مربی دیگری پس از وی بهناچار با او مقایسه خواهد شد. شخصاً بعید میدانم تا چند دهه مربیای به موفقیت او پیدا شود.
در یک قدمی پرتگاه
تیم تاتنهام که سال گذشته در لیگ برتر در یکسوم پایین جدول بود، توانست به مربیگری آنگه پوستکوگلو جام لیگ اروپا را برای هواداران خود به ارمغان بیاورد که اولین عنوان اروپایی بعد از سالها برای این تیم شمال لندنی بود. شاید فکر میکردید همین برای بقای این مربی کافی باشد، ولی پس از فقط چند بازی در ابتدای فصل و نتایج ضعیف، این مربی استرالیایی از سِمَت خود کنار گذاشته شد. فصل فاجعهبار ولی ادامه پیدا کرد و پس از استخدام و اخراج دو مربی دیگر در نهایت در پایان فصل، روبرتو دی زربی مأموریت دشوار حفظ بقای تیم در لیگ برتر را به عهده گرفت و موفق شد با کسب مقام هفدهم در نهایت از سقوط فاجعهبار به لیگ دستهٔ دوم جلوگیری کند. برای تیمی که سابقهای طولانی در لیگ دستهٔ اول انگلستان دارد و چند سال پیش با هزینهٔ بسیار زیاد یکی از استادیومهای مشهور و مدرن انگلستان را برای خود ساخته بود، این سقوط بیشک فاجعه میبود. فاصلهٔ تاتنهام و وستهام که به دستهٔ پایینتر سقوط کرد، فقط دو امتیاز بود. در نهایت تیمهای وستهام، ولورهمپتون و برنلی به لیگ دستهٔ دوم سقوط کردند.
اصطلاحی را برای اولینبار از گری لینهکر، ستارهٔ سابق و مجری فوتبال، شنیدم که تیمهایی را که دائم بین دستهٔ اول و دوم در حال صعود و سقوطاند، به یویو تشبیه کرده بود. تیمِ برنلی بیشک در این دسته است که سال پیش به لیگ برتر صعود کرد، ولی فقط پس از یک فصل دوباره به دستهٔ دوم برگشت.
درآمد حاصل از حضور در لیگ برتر ازجمله حق پخش تلویزیونی بهمراتب از لیگ دستهٔ دوم بالاتر است و همین باعث میشود رقابت داغی بین تیمها برای رسیدن و بقا در لیگ برتر وجود داشته باشد.
عرش به فرش
اگر موفقیت یک باشگاه را در دو فصل متوالی مقایسه کنیم، شاید ناکامترین تیمها چلسی و لیورپول بودند.
تیم چلسی که سال گذشته عنوان قهرمانی باشگاههای جهان را به دست آورده بود، با تلاطم بسیاری مواجه بود. آنها انزو مارسکا، مربی موفق فصل پیش، را از کار برکنار کردند و در ادامهٔ فصل لیام روسنیر را که بهعقیدهٔ بسیاری اصلاً در حد و اندازهٔ مربیگری در لیگ برتر نیست، به کار گماشتند. این تیم در نهایت با کسب رتبهٔ دهم در لیگ برتر و عدم کسب هیچ عنوان داخلی و خارجیای جواز حضور به هیچ لیگ اروپایی را برای فصل بعد کسب نکرد.
تیم لیورپول که در فصل گذشته قهرمانی زودهنگام خود را جشن گرفته بود هم فصل پرتلاطمی داشت. فصل پیش آرنه اشلوت، مربی هلندی تیم لیورپول، پیاپی تمجید و تحسین میشد و گفتوگوهای پیاپی انجام میداد. آنها در یک اقدام جنجالی مهاجم سوئدی الکساندر ایساک و فلورین ورتز آلمانی را خریداری کردند، ولی متأسفانه مهاجم سوئدی با آسیبدیدگیهای پیاپی روبرو شد و رقم هنگفت پرداختی به نیوکاسل به فنا رفت. محمد صلاح، ستارهٔ مهاجم مصری، هم بههیچعنوان درخشش فصل پیش خود را تکرار نکرد و تبدیل به منتقد پرسروصدای مربی تیم شد و در نهایت در پایان فصل پس از چند سالِ درخشان با این تیم خداحافظی کرد.
در نهایت تیم لیورپول توانست حداقل با کسب عنوان پنجم لیگ برتر مجوز حضور در لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند.
واقعاً در حیرتم که مربیای که فصل گذشته بهعنوان ستاره و نابغه از وی یاد میشد، چطور یک مرتبه میتواند از دید منتقدان به یک فرد نادان و ناتوان تبدیل شود. بیدلیل نیست خیلی از بازیکنان سابق هیچ علاقهای به مربیگری ندارند. اساساً مربی فوتبال یا هر ورزش دیگری فقط بههمان اندازهٔ موفقیت اخیرش خوب است.
فرش به عرش
اگر چنین جایزهای وجود داشت، تیم ساندرلند واقعاً مستحق آن بود. تیمی که در چند سال گذشته از لیگ برتر تا دستهٔ سوم هم سقوط کرد و دوباره در فصل گذشته به لیگ برتر بازگشت و با کسب مقام هفتم توانست برای اولینبار در تاریخ باشگاه راهی یک رقابت اروپایی بشود.
در کنار آنها، تیم بورنموث هم برای اولین بار راهی لیگ اروپا میشوند تا فصلی خاطرهانگیز را برای هواداران خود رقم بزند.
تیمهای انگلیسی در فینال هر سه جام باشگاههای اروپا حضور داشتند؛ همین تأیید چندبارهای بر قدرت تیمهای انگلیسی است.
کریستال پالاس قهرمان لیگ کنفرانس اروپا شد که اولین قهرمانی باشگاهی برای تیمی است که تا فصل پیش هیچ عنوانی را در تاریخ خود نداشت. آنها قهرمان جام حذفی شدند و حالا هواداران خود را خرسند کردهاند. استون ویلا هم قهرمان لیگ اروپا شد و تیم آرسنال در فینال از پس پاری سن-ژرمن برنیامد.
هرچند حضور در مسابقات اروپایی منبع درآمدزایی بیشتری برای باشگاههاست، ولی حضور در مسابقات داخلی و قارهای واقعاً رمقی برای بازیکنان نمیگذارد. این موضوع واقعاً دوگانهٔ عجیبی است. بهعنوان مثال تیم منچستر یونایتد در فصل گذشته در هیچ رقابت اروپایی حضور نداشت و خیلیها معتقدند خستگی کمتر بازیکنان در صعود مجدد این تیم به بالای جدول لیگ برتر بیتأثیر نبود. البته از عملکرد خوب مایکل کریک هم نباید گذشت که این تیم را از پایین جدول در فصل گذشته به مقام سوم رساند.
دراوجماندن بسیار مشکل است و بهنحوی مربیان موفق قربانی موفقیت خودشان میشوند. آنها انتظارات هواداران را از خود بالا میبرند و اگر نتوانند موفقیتهای خود را تکرار کنند، مورد بدترین سرزنشها قرار میگیرند.
در رقابت سخت بین تیمها که حفظ موقعیت بسیار دشوار است، مربیان، بازیکنان و هواداران باید قدردان لحظههای خوب باشند و با خاطرات زیبا زندگی کنند چرا که هیچ تضمینی برای تکرار آنها نیست.
انگلستان در جام جهانی
و اما یکی از تیمهای حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶، تیم انگلستان است که بیتردید بازیهایش در سراسر دنیا و مخصوصاً کانادا و آمریکا هواداران زیادی را به خود جذب خواهد کرد.
این تیم که مسیر آسانی را برای راهیابی به جام جهانی طی کرد با بهخدمتگرفتن توماس توخل، مربی آلمانی، قصد دارد طلسم شصتساله را بشکند و قهرمان جام جهانی شود.
بنیانگذار فوتبال نوین علیرغم حضورهای متعدد در جامهای جهانی فقط در سال ۱۹۶۶ که میزبانی مسابقات را بهعهده داشت توانست قهرمان شود. پس از آن دو مقام چهارمی در سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۱۸ بهترین عناوین این تیم در جام جهانی بوده است.
در کنار تعداد زیاد بازیهای داخلی در انگلستان، بازیکنان انگلیسی همیشه متهم بودهاند که عِرق ملی ندارند. در مصاحبههای دیگر از بازیکنان سابق انگلستان، مسئلهٔ رقابت بین بازیکنان از باشگاههای مختلف مطرح شده است. در این لیگ پررقابت گویا برخی بازیکنان نمیتوانستند بهصرف بودن در اردوی تیم ملی رقابت در لیگ را فراموش کنند و به همکاری بپردازند.
محبوبیت لیگ برتر انگلستان در چندسالهٔ اخیر هم بیتردید در محبوبیت بینالمللی تیم انگلستان بیتأثیر نبوده است. خصوصاً در کانادا جمعیت بزرگی از مهاجران انگلیسی یا با تبار انگلیسی وجود دارد.
اما گویا اینبار خود انگلیسیها هم چشمشان آب نمیخورد که قهرمان شوند. بازیکنانی مثل فیل فودن و کول پالمر که از ستارگان چندسالهٔ اخیر انگلیسی بودهاند، برای تیم ملی انتخاب نشدند که انتقادهای بسیاری را برانگیخت. البته در مسابقات جام ملتهای اروپا، انگلستان با وجود بازیهای ضعیف و غیرجذاب خودش را به فینال رساند، ولی بعید میدانم این اتفاق اینبار تکرار شود. همچنین این تیم تاریخچهٔ عملکرد ضعیفی در ضربات پنالتی پایان بازی دارد که کمکی به تیم نخواهد کرد.
جام جهانی و کانادا
و اما شهرهای کانادایی میزبان بازیها، یعنی تورنتو و ونکوور، هر کدام اولین بازیهای خود را برگزار کردهاند. در تورنتو، تیم کانادا در مقابل بوسنی هرزگوین اولین امتیاز خود را در تاریخ حضور در جام جهانی با تساوی یک بر یک به دست آورد.
در بازی ونکوور، تیمهای استرالیا و ترکیه به مصاف هم رفتند. ترکیه که پس از کسب مقام شگفتانگیز سومی در جام جهانی ۲۰۰۲ یک غیبت طولانی ۲۴ ساله داشته، در عین ناباوری بازی را دو بر صفر به استرالیا واگذار کرد.
در هر دو این بازیها استادیوم مملو از تماشاگر بود و این علیرغم هزینهٔ بالای بلیت مسابقات است. حالوهوای شهر خصوصاً مرکز شهر کاملاً فوتبالی است و هوای خوب و آفتابی بیشک به جو بهتر مسابقات کمک کرده است.
هر دو شهر تورنتو و ونکوور میزبان مهاجران پرشمار از کشورهای مختلفاند که برای دیدن بازیها چه در استادیوم و چه در بار و رستوران هجوم میآورند.
هرچند مثل بقیهٔ مسابقات بینالمللی بزرگ چون المپیک، حاشیه و حرف و حدیث کم نبوده، فعلاً که با آغاز مسابقات، شور و حال فوتبال همهچیز را به حاشیه رانده است.

