مسعود سخاییپور، LJI Reporter – ونکوور
در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۲۶، شهر وینیپگ شاهد لحظهای تاریخی برای جناح چپ سیاست کانادا بود. آوی لوئیس (Avi Lewis)، روزنامهنگار، مستندساز و فعال محیطزیست، با کسب ۵۶ درصد آرای اعضای حزب دموکرات نوین (NDP) در همان دور اول، بهعنوان رهبر جدید این حزب انتخاب شد. این پیروزی قاطع، نهتنها نشاندهندهٔ تغییر جهت حزب بهسمت سیاستهای رادیکالتر است، بلکه آغازگر فصلی جدید و پرچالش در روابط میان جناحهای مختلف این حزب و تعاملات بینالمللی آن خواهد بود.
آوی لوئیس در دنیای سیاست غریبه نیست؛ او از خانوادهای میآید که نامشان با تاریخ سوسیالدموکراسی در کانادا گره خورده است. او نوهٔ دیوید لوئیس، رهبر اسبق حزب فدرال اندیپی، و فرزند استیفن لوئیس، رهبر سابق NDP انتاریو و دیپلمات برجستهٔ سازمان ملل است. آوی لوئیس با این انتخاب، سنگینی میراثی را بر دوش میکشد که دههها برای عدالت اجتماعی و حقوق کارگران مبارزه کرده است.
اما این پیروزی شیرین با تلخی عمیقی همراه شد. تنها دو روز پس از اعلام نتایج انتخابات، استیفن لوئیس، پدر آوی، پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان در سن ۸۸ سالگی درگذشت. این تقارنِ زمانی، بار عاطفی و نمادین رهبری آوی را دوچندان کرد؛ گویی مشعل رهبری در آخرین لحظات زندگی پدر به دست پسر سپرده شد تا آرمانهای خانوادهٔ لوئیس در قالبی نو ادامه یابد.
رقابت برای رهبری حزب دموکرات نوین پس از کنارهگیری جاگمیت سینگ، رهبر پیشین حزب، در پی شکست سنگین اندیپی در انتخابات فدرال آغاز شد. دان دیویس رهبری موقت حزب را بر عهده گرفت و نامزدها کارزارشان را آغاز کردند.
آوی لوئیس در این مسیر رقبایی جدی را از پیش رو برداشت. هدر مکفرسون، نمایندهٔ باسابقهٔ ادمونتون-استراثکونا، با کسب ۲۹ درصد آرا در جایگاه دوم قرار گرفت. او که بهعنوان کاندیدای جریان اصلی و مصلحتگرا شناخته میشد، نتوانست در برابر موج تحولخواهی لوئیس ایستادگی کند. سایر رقبا ازجمله تانیل جانستون، راب اشتون و تونی مککوئیل نیز با آرای تکرقمی در رتبههای بعدی قرار گرفتند. پیروزی لوئیس در دور اول، پیام روشنی به بدنهٔ حزب بود: اعضا خواهان بازگشت به ریشههای سوسیالیستی و عبور از سیاستهای معتدلی هستند که در دوران رهبران اخیر شاهد آن بودیم.
اگر بخواهیم موقعیت لوئیس را با رهبران سابق اندیپی مقایسه کنیم، او بیش از آنکه به سیاستهای معتدل جاگمیت سینگ یا حتی تام مولکر نزدیک باشد، یادآور دوران آرمانخواهانهٔ تامی داگلاس و روحیهٔ مبارزهجوی اد برادبنت است. لوئیس برخلاف سینگ که تمرکزش بر سیاستهای هویتی و همکاری نزدیک با لیبرالها بود، بر تضاد طبقاتی، مقابله با میلیاردرها و تحول بنیادین در اقتصاد انرژی تأکید دارد. او با شعار «برای اکثریت، نه برای پول.» (for the many, not the money.)، بهدنبال بازپسگیری هویت طبقاتی حزب است؛ امری که او را در نقطهٔ مقابل جریانهای مصلحتگرای دهههای اخیر قرار میدهد.
یکی از بحثبرانگیزترین ابعاد رهبری لوئیس، مواضع صریح او در سیاست خارجی است. او که خود پیشینهای یهودی دارد، از منتقدان سرسخت سیاستهای اسرائیل است. لوئیس در سخنرانی پیروزی خود با صراحتی بیسابقه از واژهٔ «نسلکشی» برای توصیف وقایع غزه استفاده کرد و صهیونیسم را به چالش کشید. او معتقد است هویت یهودی او نباید مانعی در برابر اعتراض به نقض حقوق بشر باشد.
در رابطه با ایران نیز، لوئیس مواضعی کاملاً متفاوت از دولت فعلی و اپوزیسیون محافظهکار دارد. او واکنشهای مارک کارنی نسبت به ایران را «نامنسجم» خوانده است. لوئیس مخالف هرگونه دخالت نظامی یا حمایت کانادا از جنگهای غیرقانونی در خاورمیانه است. او تأکید کرده که کانادا نباید در مسیر تقابلهای نظامی که میتواند منجر به جنایات جنگی شود، با متحدانش همراهی بیقید و شرط داشته باشد. این رویکرد «نه به جنگ» و تأکید بر دیپلماسی مستقل، او را به یکی از متفاوتترین چهرهها در عرصهٔ سیاست خارجی کانادا تبدیل کرده است.
انتخاب آوی لوئیس موجی از واکنشهای تند و متضاد را برانگیخت:
مارک کارنی و پیِر پوئلیِور: هر دو رقیب اصلی لوئیس در صحنهٔ فدرال، انتخاب او را برای رهبری حزب اندیپی تبریک گفتند، ولی سیاستهای پیشنهادیاش را به باد انتقاد گرفتند. مارک کارنی در پاسخ به طرحهای اقتصادی لوئیس بهویژه مالیات بر ثروت و ملیسازی بخشهای انرژی، آنها را تلاشی برای بیثباتکردن بازارهای سرمایه و «رادیکالیسم غیرمسئولانه» توصیف کرد. پوئلیور هم او را نماد چپگرایی افراطی خواند و گفت «با انتخاب آوی لوئیس، حزب اندیپی رسماً به یک فرقهٔ رادیکال و ضدِانرژی تبدیل شده است.»
رهبران استانی (آلبرتا و ساسکاچوان): تندترین واکنشها از درون خود خانوادهٔ اندیپی آمد. ناهید ننشی، رهبر اندیپی آلبرتا، و کارلا بک، رهبر اندیپی ساسکاچوان، بهشدت از مواضع ضدِ سوختهای فسیلی لوئیس انتقاد کردند. ننشی اعلام کرد که سیاستهای لوئیس در راستای منافع آلبرتا نیست و کارلا بک حتی اعلام کرد تا زمانی که لوئیس مواضع خود را در قبال سوختهای فسیلی تعدیل نکند، با او دیدار نخواهد کرد.
رهبران استانی (بریتیش کلمبیا و مانیتوبا): دیوید ایبی، نخستوزیر بریتیش کلمبیا، در پیامی صمیمی ضمن تبریک به آوی لوئیس، بر اهمیت اتحاد تأکید کرد. او گفت: «آوی لوئیس صدایی پرقدرت برای کسانی است که حس میکنند در اقتصاد امروز نادیده گرفته شدهاند. من مشتاقانه منتظر همکاری با او هستم تا اطمینان حاصل کنیم مسائل حیاتی مانند مسکن و تغییرات اقلیمی در اولویت برنامههای ملی قرار گیرند. توانایی او در بسیجکردن نسل جوان، دقیقاً همان چیزی است که حزب در این مقطع به آن نیاز دارد.»
واب کینو، نخستوزیر مانیتوبا، که خود بهعنوان نماد تغییر در سیاست مانیتوبا شناخته میشود، با لحنی ستایشآمیز به انتخاب لوئیس واکنش نشان داد. او در جریان کنفرانس خبری پس از اعلام نتایج در وینیپگ اظهار داشت: «پیروزی آوی در وینیپگ نمادین است. او از خانوادهای میآید که عدالت را در دیاِناِی خود دارد. آوی میداند که سیاست فقط دربارهٔ اعداد نیست، بلکه دربارهٔ کرامت انسانی است. حضور او در رهبری فدرال، روح تازهای به مبارزات ما برای حقوق بومیان و برابری اقتصادی خواهد دمید.»
سازمانهای یهودی: سازمان CIJA و دیگر نهادهای یهودی کانادا با صدور بیانیههایی، انتخاب او را مایهٔ تأسف خواندند. آنها معتقدند لوئیس با اظهارات خود دربارهٔ صهیونیسم، فضایی ناامن برای یهودیان در داخل حزب ایجاد کرده و از مرز نقد سیاستهای دولت اسرائیل بهسمت مشروعیتزدایی از هویت یهودی عبور کرده است.
نشریات معتبری همچون «هیل تایمز» و «نشنال آبزرور» معتقدند که لوئیس در حال «بازتعریف رادیکالیسم» است. او قصد دارد حزب را از یک «لیبرالیسم کمرنگ» به یک جنبش اجتماعی واقعی تبدیل کند. هرچند چالشهای بزرگی همچون نداشتن کرسی در پارلمان و شکاف عمیق با شاخههای استانی حزب در غرب کانادا پیش روی اوست، اما حمایت قاطع بدنهٔ جوان و فعالان محیطزیست نشان میدهد که او پتانسیل ایجاد یک قطببندی جدید در سیاست کانادا را دارد.
آوی لوئیس اکنون در جایگاهی ایستاده که پدر و پدربزرگش سالها برای آن تلاش کردند. او باید نشان دهد که آیا میتواند میان آرمانگرایی سوسیالیستی و واقعیتهای حکمرانی در کشوری با اقتصاد وابسته به منابع طبیعی، تعادلی برقرار کند یا خیر. آنچه روشن است، این است که با حضور او، سیاست کانادا دیگر خستهکننده نخواهد بود. او آمده است تا ساختارها را به چالش بکشد و به قول خودش، «قدرت را به دست اکثریت بازگرداند».
چالش بعدی لوئیس که شاید دشوارتر از پیروزی در انتخابات رهبری حزب متبوعش باشد، بهدستآوردن کرسی نمایندگی در مجلس عوام کاناداست. لوئیس که تاکنون دوبار خود را نامزد نمایندگی در این مجلس کرده، هر دوبار با اختلاف زیادی از رفتن به مجلس باز مانده است. او بار نخست در سال ۲۰۲۱ در حوزهٔ وست ونکوور – سانشاین کوست – سیتواسکای و بار دوم در سال ۲۰۲۵ در حوزهٔ ونکوور سنتر در انتخابات فدرال شرکت کرد و هر دوبار جایگاهی بهتر از سومی پیدا نکرد. حالا که اندیپی تنها شش کرسی در مجلس عوام دارد و حمایت کاناداییها از این حزب در طول سالیان اخیر در پایینتر سطح خود قرار دارد، یافتن حوزهای که لوئیس بتواند در انتخابات آن شرکت کند و پیروز انتخابات باشد، کار چندان سادهای نخواهد بود.

