علیرضا فدایی – ونکوور
با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و از سوابق ورزشی خود بگویید.
من کیانوش پرگالی هستم. در سن ۱۶ سالگی بهعنوان کارگر در شرکت ملی نفت ایران استخدام شدم ولی نظر به اینکه آدمی هستم که همیشه دنبال پیشرفتم، تصمیم به درسخواندن گرفتم، لذا شبانه دیپلم گرفتم، ولی در ادامه، مسیرم تغییر کرد و به ورزش روی آوردم. ابتدا وزنهبرداری را انتخاب کردم ولی چون هیجان نداشت خوشم نیامد، لذا رو آوردم به کشتی و چون کشتی فرنگی خوزستان مطرح بود، من هم کشتیگیر فرنگی شدم و چند سال در مسابقات وزارت نفت عنواندار شدم، ولی چون سنم داشت بالا میرفت و همچنین کارمند شرکت بودم، نتوانستم به کشتی حرفهای ادامه بدهم. بعد از ازدواج در سال نود، احساس کردم کمبودی در زندگیام هست. لذا شروع به درسخواندن کردم. ابتدا فوق دیپلم کامپیوتر گرفتم، ولی راضی نشدم، بعد لیسانس مکانیک گرفتم ولی آن حس زیادهخواهی سبب شد که فوق لیسانس نفت را هم بگیرم. با رشد پسرم، پایم دوباره به سالن کشتی باز شد، ولی اینبار بهعنوان مربی و شروع به آموزش پسرم و بقیهٔ همسنوسالهای او کردم و خروجی خوبی هم داشتیم تا اینکه بهدلیل عدم شایستهسالاری و سلیقهایبودن مسابقات انتخابی ایران، برای رشد و بالندگی پسرم تصمیم به مهاجرت گرفتم، ولی اینجا هم با تغییر قوانین اتحادیهٔ جهانی کشتی دچار مشکل شدیم. هرچند من این مسئله را اینطور به پسرم گفتم که از کار خدا غافل نشو، شاید خدا خواسته صبرت را بسنجد و در نهایت بهترین را برای تو رقم بزند.
آیا شرکت نفت تقدیری از ورزشکاران قهرمان میکرد؟
در زمانی که من کشتی میگرفتم بله، جوایز نفیسی میدادند و اگر شاغل بودیم در فیش حقوقی اضافهکاری واریز میکردند و همچنین مرخصیهای ورزشی با حقوق داشتیم، ولی با رویکارآمدن آقای زنگنه، وزیر نفت دولت آقای روحانی، تمامی مسابقات لغو شد و کلیهٔ اماکن ورزشی تا حدودی تعطیل شد. بهعنوان مثال تیم فوتبال نفت آبادان و مسجد سلیمان که هر دو در شهرهای نفتخیز هستند و از تیمهای قدیمی و ریشهدار فوتبال کشورند، بهعلت عدم حمایت وزارت نفت، الان در دستهٔ یک بازی میکنند و بودجه ندارند.
در کانادا روال کار ورزشی را چطور پیش گرفتید؟
وقتی آمدم کانادا، تا آمدیم راه را پیدا کنیم زمان برد، ولی بعد از آن با شرکت در دورههای مربیگری کشتی، هم سطح خودم را ارتقا دادم و هم با دوست خوبم آقای مصطفی ثابتی آشنا شدم و با پیشنهاد ایشان، برای آموزش فنون کشتی به ورزشکاران باشگاه مشغول شدم؛ فنونی که در مسابقات ووشو و هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) کاربرد دارد. همچنین در کوکئیتلام در داگلاس کالج مربیگری کشتی میکنم و دیگر اینکه باز با کمک جناب ثابتی موفق به گرفتن مدرک داوری ووشو ساندا شدم.
فکر میکنید دلایل موفقیت کشتی ایران چه بوده است؟ آیا این موفقیت میتواند ادامه پیدا کند؟ و همچنین بفرمایید کشتی ایران را با کانادا چطور مقایسه میکنید؟
اگر بخواهم دلیل موفقیت کشتی ایران را بگویم، فقط باید بگویم زیادبودن استعداد است و بس. مسئولان هیچ اقدامی برای این جوانان نمیکنند و جوانهای ما با دست خالی این موفقیتها را بهدست میآورند، همانطور که در زمینههای علمی هم استعدادهای زیادی داریم. ما در کشوری زندگی میکنیم که سرشار از منابع طبیعی و استعداد است؛ از نفت و گاز و آب تا طلا و مس گرفته تا زعفران و خاویار و لیتیوم و همچنین مغزها و استعدادهای ورزشی، ولی متأسفانه از آنها استفادهٔ درستی نمیشود.
در مورد کشتی فرنگی، با توجه به آوردن جوانها و ارزشقائلشدن برای آنها، بله، موفق میشود، ولی در کشتی آزاد، بهعلت دخالتهای شخص رئیس فدراسیون و مربی ضعیف تیم ملی، نه، آیندهٔ روشنی برایش متصور نیستم.
در هر صورت کشتی ایران با کانادا اصلاً قابلمقایسه نیست. الان دو ماه دیگر مسابقات جهانی است، خبری از تمرینات تیم ملی نیست و به تعطیلات تابستانی رفتهاند و دیگر هزینه نمیکنند. مثلاً الان کشتیگیر وزن ۷۹ کیلوگرم کانادا که در مسابقات ملی اول شد، در گروههای مجازی خواستار کمک شده و باید با هزینهٔ شخصی خودش برود به مسابقات جهانی، درحالیکه در ایران جنگ است برای دوبندهٔ تیم ملی و نتیجه این است که کشتیگیر کانادا میشود زنگ تفریح مسابقات جهانی.
از تفاوتهای کشتی فرنگی و آزاد بفرمایید.
در کشتی فرنگی، محدودیتهای فنی داریم و نمیتوانیم از کمر به پایین برای اجرای فنون استفاده کنیم، بهخاطر همین کار سختتر است، ولی در کشتی آزاد، از تمامی قسمتهای بدن میشود استفاده کرد.
آیا یک کشتیگیر فرنگیکار میتواند آزاد کار کند و برعکس؟
معمولاً این کار را نمیکنند ولی آزادکارها بهتر میتوانند فرنگی کار کنند چون با فنون پرتابی و فرنگی آشنایی دارند، فقط باید وقت بگذارند و تمرین کنند.
از تفاوت مربیگری بین ایران و کانادا بفرمایید.
در مورد تجربهٔ مربیگری در ایران، همانطور که عرض کردم، ایران منبع استعداد است و کار مربی تا حدودی راحت است. فقط تفاوتها در مسابقات حساس مشخص میشود. من در ایران، هم بهعنوان سرپرست و هم بهعنوان مربی در شهرستان شاهینشهر موفقیتهایی بهدست آوردم، البته بهکمک کادر قویای که داشتیم.
در مورد چگونگی تنظیم برنامهٔ تمرین و تغذیه بفرمایید.
برنامهٔ تمرین در هنگام رقابت، با زمانی که تا رقابت فرصت زیادی مانده، فرق میکند. معمولاً هرچه به زمان رقابت نزدیک میشویم، فشردگی تمرینات کمتر میشود و بیشتر روی کارهای تاکتیکی و تمرینات نشاطآور کار میکنم. در مورد تغذیه، معمولاً از مشاوران تغذیه کمک میگیرم و کلاً مخالف وزن کمکردنهای زیاد هستم.
برنامهٔ تمرینی دو مدل داریم؛ انفرادی و گروهی، و برای سبکوزن و سنگینوزن و میانوزن تمرینات متفاوت است. تمرینات بهصورت تاکتیکی و آمادگی جسمانی و استقامتی است و برای تغذیه همانطور که گفتم، از مشاوران تغذیه استفاده میکنم.
اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید لطفاً بفرمایید.
از شما و مجلهٔ رسانهٔ همیاری و همچنین دوستان خوبم جناب ثابتی و دیگران که برای رشد و بالندگی ایرانیان مهاجر حمایت میکنند، تشکر میکنم.
با سپاس دوباره از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید.

