گفتوگو با مهتاب حقیقی، کارگردان، بازیگر، طراح حرکت، مدیر آوازی و مربی گروه کر نمایش موزیکال «اشکها و لبخندها»
سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – وست ونکوور
نمایش موزیکال «آوای موسیقی» (The Sound of Music)، که در ایران با عنوان «اشکها و لبخندها» شناخته شده است، با آهنگسازی ریچارد راجرز، ترانههای اسکار همرشتاین دوم و نمایشنامهای از هاوارد لیندزی و راسل کراوس، برای اولین بار در سال ۱۹۵۹ به روی صحنه رفت. این نمایشنامه بر اساس خاطرات ماریا فون تراپ نوشته شد. داستان در اتریش، در آستانهٔ الحاق به آلمان نازی (۱۹۳۸) میگذرد و زندگی ماریا را روایت میکند؛ دختری که در تردید میان پیوستن به صومعه یا ماندن در زندگی عادی، پرستاری هفت فرزند کاپیتان فون تراپ را میپذیرد. او بهتدریج به کودکان و سپس به پدرشان دل میبندد. با فشار نازیها برای پیوستن کاپیتان به نیروی دریایی آلمان، خانواده تصمیم میگیرد از اتریش بگریزد.
اجرای نخست برادوِی با بازی مری مارتین و تئودور بیکل در سال ۱۹۵۹ روی صحنه رفت و پنج جایزهٔ از «جوایز تونی» را از آن خود کرد. دو سال بعد در لندن نیز اجرا شد و از آن زمان بارها بازآفرینی شده است. مهمترین اقتباس آن، فیلم سال ۱۹۶۵ با بازی جولی اندروز و کریستوفر پلامر بود که پنج جایزهٔ اسکار، ازجمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، و جوایز متعدد دیگری دریافت کرد.
نمایش موزیکال «اشکها و لبخندها» به زبان فارسی، تنها دو بار در ایران، در تالار وحدت به روی صحنه رفته است؛ بار اول در سال ۱۳۹۲ و بعد در سال ۱۳۹۸، هر دو بهکارگردانی هادی قضات.
در خارج از ایران اما، این نمایش تاکنون بهزبان فارسی اجرا نشده است. مایهٔ افتخار ماست که برای اولین بار نمایش «اشکها و لبخندها» بهزبان فارسی در شهرمان ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این مهم بههمت مهتاب حقیقی، هنرمند ساکن این شهر، و تیم بزرگی که او را همراهی میکند، محقق میشود. این نمایش بهزودی در روزهای ۳، ۴ و ۵ اکتبر در سالن سنتنیال تیاتر به روی صحنه خواهد رفت (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ تهیهٔ بلیت این نمایش اینجا کلیک کنید). بهاین مناسبت، گفتوگویی داشتهایم با مهتاب حقیقی که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
* * * * *
خانم مهتاب حقیقی عزیز، پیش از هرچیزی از وقتی که برای این گفتوگو به ما دادید، سپاسگزاریم. شما از کودکی با یادگیری پیانو وارد دنیای موسیقی شدید و بعدها مسیرتان به آواز حرفهای و اپرا کشیده شد. لطفاً کمی دربارهٔ روندی که در این مسیر طی کردهاید و در مجموع از پیشنیهٔ هنریتان، برایمان بگویید.
سپاس از شما که با حضور و حمایتتان سبب دلگرمی تمامی افراد حاضر در این پروژه شدید. من از کودکی به آواز علاقه داشتم و این هنر همیشه من را جذب خودش میکرد و دنیای زیبای ارتباط را عمیقتر و آهنگینتر. در نتیجه، در اولین فرصتی که فراهم شد درنگ جایز نبود و ازآنجاییکه من به موسیقی کلاسیک علاقه دارم در کنسرواتوار ارمنستان شروع به فراگیری آواز اپرا کردم.
پس از مهاجرت به کانادا، شما فعالیتهای هنری گوناگونی داشتهاید که بیشتر در زمینهٔ آواز بوده است. چه شد که تصمیم گرفتید حالا به سمت کارگردانی یک نمایش موزیکال کلاسیک بروید؟
من از کودکی به فیلمهای موزیکال علاقهٔ زیادی داشتم و آوازخواندن من را به وجد میآورد، یکی از دلایلی هم که آواز کلاسیک غربی (اپرا) را انتخاب کردم، این بود که اپرا، آوازی داستانی همراه با بازیگریست. تئاتر موزیکال اما مردمیتر و قابلفهمتر است و یکی از علاقهمندیهای من تحقیق و بررسی دربارهٔ اجراها و تولیدات مختلف در این ژانر بوده است. در نتیجه علاقهمندی من برای اجرا و کارگردانی در این زمینه روزبهروز بیشتر شد و امروز افتخار این را دارم در کنار تیمی بینظیر کار کنم.
چه شد که نمایش «اشکها و لبخندها» را انتخاب کردید؟ آیا خاطره یا پیوند شخصیای با این نمایش یا موسیقی آن دارید؟
یکی از اولین موزیکالهایی که در کودکی دیدم، قطعاً «اشک و لبخندها» بوده و ازآنجاییکه من همیشه علاقه به تدریس داشتم، ارتباط خاصی با نقش ماریا برقرار کردم و چه چیزی زیباتر از اینکه این اثر زیبا را برای مخاطبان فارسیزبان دوباره زنده کنیم، آن هم بهصورت نمایش موزیکال.
اقتباس شما برای اجرای این نمایش بهزبان فارسی تا چه اندازه به نسخهٔ اصلی نزدیک است؟ برای دریافت مجوز اقتباس فارسی این اثر، چه اقداماتی را انجام دادید و آیا در این مسیر با مشکلی روبرو نشدید؟
این اثر همچنان کپیرایت دارد و برای تولید آن اجازهٔ تغییر داده نمیشود، ولی جالب اینجاست که نسخهٔ تئاتر آن که شش سال زودتر از تولید فیلم یعنی در سال ١٩۵٩ در برادوِی روی صحنه رفته، صحنهها و آهنگهای بیشتری دارد. قطعاً اولین قدم برای اجرای این اثر، گرفتن حق اجرا (کپیرایت) بود که مسیر سختی را برایش سپری کردیم و در نهایت، با صبر و بهدور از ناامیدی، موفق به اخذ آن شدیم. مرحلهٔ بعدی، ترجمهٔ این اثر بود که قسمتهایی از فیلم و آهنگهای زیبایش با نسخهٔ اصلی تئاتر مطابقت داشت چرا که اساتید ماندگاری چون کریم فکور با ترجمهٔ ماندگارشان این اثر را در قلبهای فارسیزبانان حک کردند. اما ازآنجاییکه متن باید با دقت ترجمه میشد و با نسخهٔ تئاتر اصلی مطابقت میداشت، ما سعی کردیم تا حد امکان دستخوش تغییر نشود و متن و شعرهای جدید را هم ترجمه کردیم. ناگفته نماند که متن شعرهای قدیمی تغییری نکردهاند و تنها قسمتهای جدید که در فیلم وجود نداشت، ترجمه شدند.
با توجه به تجربهٔ شما در اپرا و موسیقی کلاسیک، آیا سعی داشتهاید رنگوبوی اپرایی به این نمایش بدهید؟ یا بهعکس، خواستهاید آن را به زبان سادهتر و مردمیتری درآورید؟
سعی کردیم در حد امکان این اثر را همانند طبیعت زیبایش به زبان ساده و مردمی ارائه دهیم که حس زیبای نوستالژی قابللمس باشد.
چه مدت روی این نمایش کار و تمرین کردهاید؟ چه کسانی در بهثمررساندن این کار بزرگ همراه شما بودهاند؟ لطفاً عوامل و دستاندکاران این نمایش را معرفی کوتاهی بفرمایید.
سال ٢۰١٧ اینجانب افتخار این را داشتم که در کنار همسرم، سروش شاهرس، و دوست هنرمند و گرانقدرم، تایماز صبا، شروع به گفتوگو دربارهٔ اجرای این اثر کنیم و در نهایت در مارس ٢۰٢۴ موفق به اخذ مجوز اجرا شدیم، و تمرینها را بهصورت منسجم از هفتهٔ اول ژانویهٔ ٢۰٢۵ شروع کردیم.
همکاران ما در این نمایش بدین شرحاند:
گروه کارگردانی:
مهتاب حقیقی – تیم کارگردانی ، طراح حرکت، مدیر آوازی و مربی گروه کر
تایماز صبا – تیم کارگردانی، مدیر آوازی و مربی گروه کر
طوفان مهردادیان – تیم کارگردانی، دراماتورژ
سارا پورسرخ – تیم کارگردانی
جوردی رابرتز – مربی مهمان گروه کر
سینا مؤذنی – کارگردان تیزر
تولید و مدیریت صحنه:
سارا عامری – مدیر صحنه
علی مشایخی – دستیار مدیر صحنه
یلدا رسولیان – دستیار مدیر صحنه
سروش شاهمحمد – مدیر تولید
طراحی و تیم فنی:
تایماز صبا – طراح صدا
سوگل بیطاری – طراح لباس
مریم خسروی – طراح دکور
هینا نیکیو شا – طراح نور
مدیسا موسیخانی – طراح و مسئول وسایل صحنه
عکاسی و رسانه:
امیرحسین رشیدی – عکاس
علی حقیقتجو – عکاس
مهدی حسینی – عکاس
مهرداد حامدینژاد – فیلمبردار
آوا عسکری – مسئول رسانههای دیجیتال و ارتباطات بازاریابی
مهشید صدقی – دستیار رسانههای دیجیتال
صحرا امینی – طراح گرافیک
الهام مهرپرور – طراح گرافیک
همتا سرداری – طراح گرافیک
مشاوران:
سپهر سجادیان – مشاور مالی
بازیگران:
نقشهای اصلی: مهتاب حقیقی، سیاوش مهرپویا، عمار صدقی، پگاه طالع، آوا عسکری، طوفان مهردادیان، تایماز صبا، و رز ماکاریان
گروه نوجوانان و کودکان: الکساندرا ترحمی، رونیا مجنونی، باران احمدی، میگل صفری، یاسمین غفارینژاد، دلارام غزنینی، دیانا آشنایی، الا نائمی، نوا حیدری، مهرآیین نبوی، پانیسا میرحسینی، شهریار شاهپری، ارشیا سمیعی، مرتیا قربانی، باران مهردادیان، و آنیتا شهریاری
خواهران صومعه: باران مهردادیان، شهرزاد قادری، پانیذ پروینروحانی، الهام مهرپرور، صبا تقیاکبری، و پگاه طالع
همخوانان و گروه کر: آیدا ایثاری، آزیتا جعفری، گیتا قریشی، هانیه برزگری، مهناز ماشینچی، مهشید صدقی، محیا آبومگر، مینا کارگر، نادیا نصرتی، پریوش جمالی، ریحانه شریفیان، صبا نیکزاد، سحر نوراحمر، سمانه بنایی، شهرزاد قادری، یگانه دری، آناهیتا جندقی، آنیتا زنگنه، و رکسانا جعفری
با همراهی درخشان بازیگران: منصور فیروزبخش، منیر مرتضوی، ژوبین غازیانی، سعید میمانی، شادان فرهمند، بنیامین درایه، یحیی حدادی، یاسمن حسینی، و مهزیار دیدهور
انتخاب تعداد زیادی بازیگر کودک و نوجوان چگونه انجام شد؟ چه معیارهایی داشتید و مهمترین اصل در کار با آنها چه بود؟
در ماه سپتامبر آدیشنها انجام شد و با بررسی دقیق گروه، بازیگران کودک، نوجوان و بزرگسال را انتخاب کردیم. که قطعاً یکی از ویژگیهای این انتخاب قابلیت آوازخواندن بود. مهمترین اصل در کار با آنها، مخصوصاً کودکان و نوجوانان، پرورش و هماهنگی آواز و بازیگری بوده است.
شما سالها آواز تدریس کردهاید. این تجربه چه کمکی در هدایت بازیگران، بهویژه در بخشهای آوازی، به شما کرده است؟ آیا تجربهٔ تدریس شما باعث شده است روش خاصی برای پرورش و هدایت این گروه جوان داشته باشید؟
من طی این سالیان بهعنوان مدرس آواز فرصت این را داشتم که با افراد مختلفی کار کنم و روند رشد و یادگیری آنها را بررسی کنم و در این میان، با استعدادهای بینظیری برخورد کردم، و قطعاً این روند رشد، دید دقیقی در برنامهریزی و آمادهسازی عزیزان برای من و همکارانم فراهم کرد.
با چه چالشهایی برای بهثمررساندن این پروژهٔ بزرگ روبهرو بودهاید؟ در طول این مسیر، آیا حمایتهایی دریافت کردهاید که به شما انگیزه بدهد؟
یکی از مهمترین اهداف ما، ارائهٔ این اثر با کیفیت بالا و حد استاندارد جهانیست، و ازآنجاییکه تئاتر موزیکال تلفیق هنرهای مختلف مثل آواز، بازیگری و رقص است، سعی کردیم با تمرین زیاد به این امر دست پیدا کنیم و قطعاً حمایت هنرمندانی که در این پروژه هستند، انرژی و دلگرمی مضاعفی را سبب شد.
بعد از این نمایش، چه پروژههای تازهای در ذهن دارید؟ باز هم نمایش موزیکال، یا بازگشت به صحنهٔ اپرا؟
قطعاً این مسیر را ادامه خواهیم داد چرا که پیوند زیبایی بین هنرمند و مخاطب ایجاد میکند و بهزودی پروژههای بعدی را اعلام خواهیم کرد.
در پایان، ضمن سپاس دوباره از وقت شما برای این گفتوگو، اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، لطفاً بفرمایید.
سپاس از محبت و حمایت شما، امیدواریم بتوانیم لحظاتی فراموشنشدنی را برای مخاطبان عزیز رقم بزنیم و این عشق و زیبایی را گسترش دهیم.

