گفتوگو با فریبا فرجام، کارگردان مستند «کابوسهای اقلیمی»، که بهتازگی برندهٔ بهترین مستند کوتاه از جشنوارهٔ فیلم حقوق بشر کوتکا در فنلاند شد
سیما غفارزاده – ونکوور
نام محمد محمدعلی برای جامعهٔ فرهنگی ونکوور یادآور نویسندهای توانا و استادی محبوب است که سالها کارگاههای داستاننویسی او مأمنی برای دوستداران ادبیات این شهر بود. استاد محمدعلی سپتامبر ۲۰۲۳ چشم از جهان فروبست، اما میراثش همچنان زنده است، و اکنون، یاد او در اثری مستند دوباره جان گرفته است. نخستین فیلم مستند فریبا فرجام، همراه و شاگرد سالهای کارگاه، با عنوان «کابوسهای اقلیمی» دربارهٔ اوست؛ فیلمی که نهتنها روایتی از زندگی یک نویسندهٔ شناختهشده است، بلکه بازتاب تجربهٔ مهاجرت و مقاومت در برابر سانسور نیز است. این فیلم مستند بهتازگی موفق شده است جایزهٔ بهترین مستند کوتاه جشنوارهٔ بینالمللی حقوق بشر کوتکا در فنلاند را از آنِ خود کند.
بههمین مناسبت، با فریبا فرجام دربارهٔ ساخت این فیلم، نقش استاد محمدعلی در آن، و مسیر تازهای که در فیلمسازی آغاز کرده است، گفتوگو کردهایم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
پیش از آغاز گفتوگو توجه شما را به تیزری از این مستند جلب میکنیم:
* * * * *
فریبای عزیز، اول از همه بههمراه تیم «رسانهٔ همیاری» بابت موفقیت فیلم مستند «کابوسهای اقلیمی» خیلی تبریک میگویم و از اینکه با وجود وقت تنگ و اینکه همچنان در اروپا مشغول شرکت در جشنوارههای مختلفی هستید که این فیلم در آنها نامزد دریافت جایزه شده، بسیار سپاسگزارم که دعوت ما به این گفتوگو را پذیرفتید. چه احساسی داشتید وقتی شنیدید فیلمتان در نخستین حضورهای بینالمللی خود جایزه گرفته است؟
سپاس فراوان از شما و تیم رسانهٔ همیاری بابت این گفتوگو و فرصتی که در اختیار من گذاشتید. حمایتها و فعالیتهایی که شما برای تقویت حوزهٔ هنر و فرهنگ در این شهر انجام میدهید، بسیار قابلتقدیر است .
خبر دریافت جایزه را همانجا در سالن جشنواره و در مراسم اهدای جوایز شنیدم. کاملاً غیرمنتظره بود. لحظهای که هم غافلگیرکننده بود و هم سرشار از دلگرمی و امید. برای من بهویژه چون این نخستین تجربهٔ کارگردانیام بود، دریافت چنین بازخوردی نهفقط یک افتخار بلکه تأییدی بر سالها تلاش و صبر بود.
و البته جایزه را همانجا در جشنواره تقدیم به زندهیاد محمدعلی کردم که تلاش، استقامت و صداقتشان الهامبخش ساخت این فیلم بود.
چه شد که اصلاً به سراغ ساخت فیلم مستند رفتید؟ لطفاً کمی از پیشینهٔ هنری خود برایمان بگویید.
پیشینهٔ کاری من هیچ ارتباطی با هنر نداشت. تحصیلاتم در ایران مهندسی مکانیک با گرایش تهویه مطبوع بود که البته این رشته را نه براساس علاقه بلکه بیشتر با پیروی از معیارهای نادرستی که بعضاً گرفتارش بودیم و همینطور ادامهٔ مسیر پدرم که در این زمینه متخصصاند، انتخاب کردم و خیلی زود هم فهمیدم انتخاب درستی برای من نبود. همیشه بهدنبال راهی بودم که حتی در همان کار فنی جایی برای خلاقیت و نگاه هنری پیدا کنم؛ مثلاً در بخش طراحی پروژهها بهجای صرفاً محاسبات، در کنارش موسیقی، نقاشی و عکاسی را هم تجربه کردم.
اما نقطهٔ عطف، مهاجرتم به ونکوور بود. وقتی فرزندانم کمی بزرگتر شدند و من فرصتی برای بازاندیشی در مسیر زندگی پیدا کردم، تصمیم گرفتم از نو شروع کنم. در یک دورهٔ مستندسازی شرکت کردم. آن دوره دری تازه به رویم گشود.
سینمای مستند برایم راهی شد برای واردشدن به ژرفای تجربههای انسانی و مسائل اجتماعیای که میتوانستم آنها را در بستری چندلایه و خلاق بازتاب دهم. ترکیبی از آنچه که همیشه برایم جذاب و الهامبخش بود.
پیش از پرداختن به دیگر سؤالات دربارهٔ خود فیلم، لطفاً کمی دربارهٔ جشنوارهٔ فیلم حقوق بشر کوتکا (Kotka Human Rights Film Festival) برایمان بگویید. چه فیلمهایی واجد شرایط شرکت در این جشنوارهاند؟
این جشنواره که هر سال در فنلاند برگزار میشود، ابتدا با نام «جشنوارهٔ بینالمللی فیلم کوتکا» شناخته میشد، اما در دو سال اخیر تمرکز اصلی خود را به موضوعات حقوق بشری اختصاص داده است. فیلمهایی که به مسائلی چون دموکراسی، عدالت، آزادی بیان، مهاجرت و حفاظت از محیط زیست میپردازند، در این جشنواره مورد توجه قرار میگیرند.
در معرفی رسمی جشنواره آمده است که هدف آن تنها نمایش فیلمهایی با موضوع حقوق بشر نیست، بلکه انتخاب آثاریست که کیفیت هنری بالایی داشته باشند و نگاههای متنوع جهانی را بازتاب دهند. این جشنواره بستری فراهم میکند تا فیلمسازان تازهنفس و مستقل بتوانند دیدگاههای منحصربهفرد خود را ارائه دهند و همزمان تأثیر عمیق سینما بر آگاهی عمومی را پاس بدارند. برای من حضور در چنین بستری، هم افتخار بود و هم فرصتی برای گفتوگو با دیگر فیلمسازان دغدغهمند از سراسر جهان.
ایدهٔ ساخت این فیلم در ابتدا از کجا آمد و چه شد که به سراغ چنین موضوعی رفتید؟
ایدهٔ ساخت این فیلم در حقیقت زمانی شکل گرفت که من در کارگاههای داستاننویسی زندهیاد محمد محمدعلی شرکت میکردم. در آن زمان تازه از دورهٔ فیلمسازی مستند فارغالتحصیل شده بودم و بهدنبال سوژهای برای ساخت اولین فیلمم بودم. همزمان در کنار آقای محمدعلی نوشتن و ورود به جهان داستان هم بخشی از مسیرم شد. در همین روند هرچه بیشتر با شخصیت، خطمشی و شرایط ایشان در مهاجرت آشنا میشدم، ایدهٔ ساخت این فیلم در ذهنم قوت میگرفت.
در آغاز، موضوع اصلیای که میخواستم به آن بپردازم مسئلهٔ مهاجرت بود، اما در جریان ساخت فیلم بهتدریج دریافتم که مسئلهٔ سانسور بههیچوجه جدا از زندگی آقای محمدعلی و بسیاری از هنرمندانی که برای رسیدن به آزادی بیان ناگزیر به مهاجرت میشوند، نیست. همین شد که موضوع سانسور نیز در فیلم پررنگ شد و به بخشی جداییناپذیر از روایت آن تبدیل گشت.
لطفاً کمی هم دربارهٔ انتخاب «کابوسهای اقلیمی» برای عنوان فیلم برایمان بگویید. و اینکه چرا عنوان انگلیسی آن کمی متفاوت است؟
از همان ابتدا برای من اسم فیلم «کابوسهای اقلیمی» بود. این عنوان به مفاهیمی اشاره میکند که زندهیاد محمد محمدعلی در آثارشان نیز به آن پرداخته بودند و در فیلم هم به آن اشاره میشود؛ عنوانی که به نظرم بسیار بامعنا و بجاست.
اما چالش از زمانی آغاز شد که خواستم عنوان فیلم را به انگلیسی ترجمه کنم. برای ترجمهٔ عبارت «کابوسهای اقلیمی» با دوستان زبانشناس و متخصصان ترجمه مشورت کردم. معادل دقیق و بیابهامی برای واژهٔ «اقلیمی» آنگونه که آقای محمدعلی و فیلم به آن اشاره داشتند، پیدا نکردیم.
گزینههایی مثل «Native Nightmares» پیشنهاد شد اما کلمهٔ Native ممکن بود در ذهن مخاطب تداعیهای اشتباهی با موضوعات بومی (Indigenous) ایجاد کند.
در نهایت، بعد از مشورتهای فراوان به این نتیجه رسیدم که بهجای ترجمهٔ مستقیم باید عنوانی مستقل انتخاب کنم. «Redacted Dreams» عنوانی بود که بیشترین همخوانی را با محتوای فیلم داشت. این عنوان از یکسو به سانسور اشاره میکند و از سوی دیگر به رؤیاهایی که در وطن یا مهاجرت ممکن است محو یا حذف شوند.
ساخت مستند «کابوسهای اقلیمی» چه مدت به طول انجامیده است؟ در ساخت این فیلم با چه چالشهایی مواجه بودید؛ چه از نظر فنی، چه از نظر مالی و چه از نظر روحی؟
اولین فیلمبرداری در سال ۲۰۱۵ انجام شد، اما ساخت فیلم بارها بهدلایل مختلف متوقف شد. ساخت این فیلم برای من مثل یک مدرسهٔ سینمایی و درس زندگی بود و با چالشهای زیادی همراه بود. ازآنجاکه نخستین تجربهٔ کارگردانیام بود، تقریباً در هر مرحله ناچار بودم همهچیز را در مسیر یاد بگیرم: از انتخاب سوژهٔ مصاحبهها گرفته تا مدیریت فنی و هنری پروژه.
یکی از چالشها مربوط به پستپروداکشن بود. تدوین، صداگذاری و اصلاح رنگ و نور در ایران انجام شد و من از راه دور کار را پیگیری میکردم. این روند با دوران کرونا هم همزمان شد و همین باعث شد کار بهشدت عقب بیفتد. از نظر مالی هم محدودیت داشتم. کل فیلم با بودجهٔ شخصی ساخته شد و هیچ حمایتی دریافت نکردم. برای همین بخش زیادی از کارها ازجمله بخشهایی از فیلمبرداری را خودم انجام دادم تا هزینهها کاهش یابد.
البته من در این راه تنها نبودم. در کنار همهٔ دشواریها خوششانس بودم که در هر مرحله فیلمسازان، کارشناسان و دوستان دلسوزی کنارم بودند. از همان ابتدا و به خواست زندهیاد محمدعلی، پروژه زیر نظر آقای حسین فاضلی، فیلمساز و شاعر شناختهشدهٔ مقیم ونکوور، کلید خورد و من از قدم اول و در طول مسیر از توصیهها، حمایتها و آموزههای ارزشمند ایشان بهرهمند بودم. در ادامهٔ کار، آقای امیرنعیم حسینی، فیلمساز و کارگردان تئاتر، به پروژه پیوستند و همراهی پرثمرشان در فیلمبرداری و مصاحبهها، چرخدندههای پروژه را دوباره به حرکت انداخت.
برای مرحلهٔ پساتولید که در ایران انجام شد، آقای محمد احسانی، مستندساز برجستهٔ ساکن ایران، نقش مهمی در معرفی و هماهنگی تیم پساتولید و همچنین ارائهٔ راهنماییهای تخصصی داشتند. همینطور آقای سیدفرید حسینی از روز نخست تدوین تا پایان با پشتکار بسیار کنار پروژه ایستادند و با دقت و تعهدی مثالزدنی کار تدوین فیلم را پیش بردند.
در بخش موسیقی نیز آقای البرز رحمانی با مهربانی به یاری من شتافتند و با همراهی همکارشان خانم مرجان آل خمیس موسیقی بسیار زیبایی برای فیلم ساختند که با مهارت آقای رضا صادقی ضبط و میکس شد. همچنین دکتر فرزان سجودی با نظارت ارزشمند خود بر ترجمهٔ فیلم و حمایتهای بیدریغ من را یاری دادند. خانوادهٔ محترم آقای محمدعلی نیز بههر شکل ممکن شرایط ساخت فیلم را مهیا کردند و هیچگاه از پشتیبانی دریغ نکردند. همینطور خانم گیسو آزادروش در صداگذاری و آقای بهمن قهاری در اصلاح رنگ و نور و آقای سروش طباطبایی در تهیهٔ تریلر فیلم همکاری ارزشمندی داشتند و دوست عزیز فیلمنامهنویس و کارگردان، علیرضا کاظمیپور، همچنان من را در مسیر رساندن صدای فیلم به مخاطب همراهی میکند.
من از همهٔ این دوستان و دیگر عزیزانی که هر یک بهنوعی در مسیر ساخت این فیلم همراه و مؤثر بودند، بهخصوص خانواده و بچههایم، بهبد و اریکا، که در تمام این سالها با صبوری و حمایتشان طی این مسیر را برای من ممکن و هموار کردند، صمیمانه سپاسگزارم و البته بیشترین قدردانی من از خودِ زندهیاد محمد محمدعلی است که همیشه حامی و مشوق اصلیام بودند. برای من سنگینترین چالش ادامهٔ مسیر پس از فقدان ایشان بود. حتی هنگامی که فیلم جایزه را دریافت کرد و من خبر را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشتم، در کنار خوشحالی از شنیدهشدن صدای فیلم اندوهی عمیق را تجربه کردم. برایم سنگین بود که او دیگر در کنارمان نیست تا ثمرهٔ این تلاش را ببیند.
شما سالها جلسات کارگاه داستاننویسی ونکوور بهاستادی زندهیاد محمدعلی را اداره میکردید؛ در طول ساخت این فیلم، چه خاطرات یا آموزههایی از ایشان الهامبخش شما بود؟
من از ایشان درسهای بسیار زیادی گرفتم. پشتکار و عشق بیپایانشان به نوشتن شاید بزرگترین الهام برای من در بهسرانجامرساندن این فیلم بود. یکی دیگر از آموزههای ارزشمندی که همیشه از ایشان به یاد دارم، تأکیدشان بر انجامدادن کار بود نه گرفتارشدن در کمالگرایی. همیشه میگفتند: «ما کارمان خلق اثر است، باقیاش دیگر به ما مربوط نیست. قضاوتش با منتقدان است.» این نگرش برای من در لحظات دشوار حکم چراغ راه را داشت و باعث شد پروژه را رها نکنم، حتی زمانی که همهچیز ناامیدکننده به نظر میرسید.
آیا استاد محمدعلی نسخهٔ کامل این فیلم را پیش از ترک این دنیا دیدند؟ اگر امروز ایشان در میان ما بودند، فکر میکنید چه واکنشی نسبت به این جایزه نشان میدادند؟
خوشبختانه پیش از آنکه استاد محمدعلی ما را ترک کنند، در تابستان ۲۰۲۳ فرصتی دست داد تا نسخهٔ نهایی تدوینشدهٔ فیلم را به ایشان نشان دهم. ایشان با دقت فیلم را تماشا کردند و با تأیید و تشویقشان از من خواستند که هرچه زودتر مراحل پایانی را به انجام برسانم. همین دلگرمی در آن روز برایم به انگیزهای بزرگ تبدیل شد تا پس از فقدان ایشان بتوانم کار را به سرانجام برسانم.
مطمئنم که بسیار خوشحال میشدند. اگر امروز ایشان در کنارمان بودند، همهچیز شکل دیگری داشت. دستکم برای من… این تجربه برای من بسیار شیرینتر، پررنگتر و رضایتبخشتر میشد.
فیلم چه پیامی برای مخاطبان دارد؟ آیا قصد داشتید صرفاً روایتی از یک شخصیت ادبی ارائه دهید، یا فراتر از آن، نقدی اجتماعی/فرهنگی/سیاسی هم مد نظر شما بوده است؟
هدف من ارائهٔ پرترهای از یک نویسندهٔ ادبی نبود. این فیلم تلاشی است برای نشاندادن رویارویی یک فرد با ساختارهای محدودکنندهای که خلاقیت و آزادی را در تنگنا قرار میدهند و نیز تضادی میان آرزوی آزادی بیان و واقعیتهای تلخ تبعید، مهاجرت و انزوا. از اینرو روایت فیلم فراتر از زندگی شخصی، بازتابی از چالشهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی گستردهتری است که بسیاری از هنرمندان در سراسر جهان با آن مواجهاند.
همینطور این فیلم کوششی است برای نزدیکترشدن به جهان درونی نویسندهای شناختهشده. کسی که چهرهٔ بیرونیاش برای بسیاری آشنا بود، اما لایههای عمیقتر وجودش کمتر دیده شده بود: تنهایی و تردید، امیدها و ناامیدیها، کشمکش بیپایان با سانسور، تبعید و فراموشی و عشقی عمیق به نوشتن و آزادی بیان که پشت ظاهر آرام، موفق و موقر او در جریان بود.
بازخورد تماشاگران در جشنوارهٔ Kotka چه بود؟ آیا جلسهٔ پرسش و پاسخی هم بعد از نمایش فیلم برگزار شد؟
جلسهٔ پرسش و پاسخ رسمی برگزار نشد، اما بعد از نمایش فیلم تماشاگران به سراغم آمدند. بازخوردها بسیار مثبت بود و برای من ارزشمندترینشان سخن مدیر فرهنگی شهر کوتکا بود. او گفت: «این فیلم در زمانهای که شمار مهاجران رو به افزایش است، اثری ضروری و بهموقع است.» شنیدن این جمله برایم نشانهای بود که فیلم همانطور که میخواستم، توانسته است فراتر از یک روایت فردی به موضوعی جهانی و ملموس برای امروز تبدیل شود.
بسیاری، بهویژه هموطنانمان در ونکوور، علاقهمندند بدانند آیا مستند «کابوسهای اقلیمی» بهزودی اکران عمومی خواهد داشت؟ لطفاً کمی در اینباره توضیح دهید و همچنین اینکه آیا علاوه بر ونکوور در دیگر شهرهای کانادا و جهان نیز اکران خواهد شد.
بله، حتماً. اکران عمومی در ونکوور بهزودی برگزار خواهد شد و اگر شرایط فراهم شود فیلم در دیگر شهرهای کانادا و همچنین در کشورهای دیگر نیز نمایش داده خواهد شد. اهمیت این روایت برای من فراتر از جامعهٔ ایرانیان است و دوست دارم که مخاطبان جهانی هم آن را بشنوند.
قدم بعدی شما در مسیر فیلمسازی چیست؟ آیا همچنان به مستندسازی خواهید پرداخت یا مایلید ژانرهای دیگر فیلمسازی را هم تجربه کنید؟
من در حال حاضر دستاندرکار دو فیلم مستند دیگر هستم که یکی در مرحلهٔ تولید و دیگری در مرحلهٔ پساتولید است، و امیدوارم بتوانیم آنها را به سرانجام برسانیم. همچنین ایدههایی برای مستندهای جدید دارم و خیلی علاقهمندم که در این مسیر ادامه بدهم. ژانر داستانی (فیکشن) همیشه برایم بسیار جذاب بوده ولی در زمینهٔ ساخت فیلم داستانی تجربهای نکردهام و فعلاً برنامهٔ مشخصی برای آن ندارم.
اگر بخواهید خیلی کوتاه استاد محمدعلی را برای کسانی که ایشان را نمیشناختند معرفی کنید، چه میگویید؟
آقای محمدعلی در درجهٔ اول انسانی فهمیده، فروتن و عمیقاً آشنا با ارزشهای انسانی بود و در رفتارشان کرامت انسانی موج میزد. بهعنوان استاد، با سخاوت تمام برای دانشجویان وقت میگذاشت، به رشد و استعدادشان اهمیت میداد و همواره تلاش میکرد در پرورش و شکوفایی آنان سهمی داشته باشد. در حوزهٔ تخصصی خود یعنی نویسندگی، قلمی توانا و ریزبین داشت همانگونه که شخصیتشان نیز چنین بود؛ با توجهی ویژه به مسائل انسانی و اجتماعی. همواره روی پژوهش تکیه داشت و برای نوآوری اهمیت بسیاری قائل بود. میراث ایشان همچنان زنده است و نتایج تلاشها و جمعهایی که پایهگذاری کرد، امروز نیز دیده میشود.
با سپاس دوباره از وقت شما، لطفاً اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، بفرمایید.
از شما و خوانندگان سپاسگزارم. امیدوارم تماشای این فیلم به گسترش شناخت ما از یکدیگر و جهان پیرامونمان یاری رساند.

