علیرضا فدایی – ونکوور
با آقای سروش چهرهای از طریق یکی از دوستان پسرم آشنا شدم. خیلی برایم جالب بود که بدون هیچگونه تبلیغ و فقط معرفی فردی به فردی دیگر، تعداد زیادی کودک و نونهال برای تمرین و آموزش پیش ایشان جمع شدهاند.
علیرغم ریزهکاریهای مدیریت و آموزش کودکان، ایشان توانستهاند محیط دوستانهای ایجاد کنند که بچهها از شرکت در کلاسها لذت ببرند. همین، بزرگترین چالش و البته مهمترین کار یک مربی است.
داستان ایشان نمونهٔ آغاز به کار یک مهاجر در کشور جدید با وجود همهٔ چالشها و دشواریها است.
گفتوگویی با ایشان انجام دادهایم که از نظرتان میگذرد.
* * * * *
با سلام، لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و از سوابق ورزشی و تحصیلی خود بگویید.
من سروش چهرهای هستم، متولد آبان ۱۳۵۹ در استان خوزستان ایران. در رشتهٔ مهندسی عمران تحصیل کردهام.
سوابق ورزشیام شامل بازی در تیم نوجوانان و جوانان «یاران» (گروه دوم باشگاههای تهران) و همچنین حضور در تیم بزرگسالان «آذرخش» در همین سطح بهعنوان مدافع چپ و راست بهمدت دو سال است.
پس از آغاز به فعالیت کاری در حوزهٔ عمران، متأسفانه نتوانستم فوتبال را بهصورت حرفهای ادامه بدهم و تا به امروز، فقط بهصورت تفریحی از آن لذت برده و میبرم.
از تجربیات و آموختههای خود از آموزش و مربیگری ورزش در ایران بگویید.
بعد از پایان دوران بازیام در فوتبال، همیشه به آموزش فوتبال به گروههای مختلف سنی علاقهمند بودم. بههمین دلیل بهپیشنهاد یکی از دوستانم یک دورهٔ کوتاهمدت مربیگری فوتبال و نیز آمادگی جسمانی فوتبال را در استان تهران گذراندم.
در نهایت در سال ۱۳۹۶ یکی از دوستان قدیمیام به من پیشنهاد داد تا آموزش فوتبال به کودکان و نوجوانان از مقاطع پیشدبستانی تا کلاس ششم را در مجتمع آموزشی مهدوی در منطقهٔ ولنجک تهران بر عهده بگیرم.
ازآنجاکه همیشه ارتباط بسیار خوبی با بچهها داشتهام، حتی خارج از محیط ورزشی، این فرصت را با اشتیاق پذیرفتم و از کار با بچهها بسیار لذت بردم.
تا سال ۱۴۰۱، یعنی بهمدت پنج سال، بهعنوان مربی فوتبال و ورزش فعالیت کردم. سپس بهدلیل انجام امور مهاجرت، از ادامهٔ همکاری انصراف دادم و همراه با همسر و دخترم لیانا به ونکوور مهاجرت کردم.
برای شروع کلاسهای ورزشی خود در کانادا چه مسیری پیمودهاید و با چه چالشهایی روبهرو بودهاید؟
آموزش فوتبال من در کانادا از ژوئیهٔ ۲۰۲۴ آغاز شد. سپس از طریق دوستم، با آقایی بهنام یوسف آشنا شدم. بااجازهٔ ایشان، به گروهی آموزشی که حدود ۷ تا ۸ نفر بودند، پیوستم و کمکم بعد از آموزش اصولی تعداد بچهها افزایش یافت و به حدود ۲۰ نفر رسید. آموزشها بهصورت داوطلبانه ۵ تا ۶ روز در هفته و هر روز حدود دو ساعت و نیم در پارک لافارج ادامه داشت. بهدنبال ابراز علاقه و رضایت خانوادهها تصمیم گرفتم کار آموزش را بهصورت جدیتر، همانطور که قبلاً هم در ذهن داشتم، ادامه دهم.
همچنین از طریق دوست خوبم، محمد، بهعنوان دستیار ایشان در تیم ایمپکت از آکادمی مترو-فورد، دو تیم دختران و پسران را در Division 3 مدیریت کردیم و ۱۲ بازی هم در لیگ برگزار کردیم.
از ۴ آوریل ۲۰۲۵ آموزش فوتبال را بهصورت اصولی در دو گروه سنی ۶ تا ۹ سال و ۱۰ تا ۱۳ سال شروع کردم که تا به امروز هم ادامه دارد.
یکی از بزرگترین چالشهایی که با آن روبهرو بودم، این بود که من در بین پدران، مادران و افرادی که اینجا زندگی میکردند، فرد شناختهشدهای نبودم و طبیعتاً پیداکردن شاگرد بسیار سخت بود. اما از فرصتی که پیش آمد استفاده کردم و آموزش با بچهها را شروع کردم.
چالش مهم دیگر این بود که متأسفانه تمام زمینها و حتی سالنهای مدارس از قبل رزرو شده بودند و ما نتوانستیم بهراحتی کارمان را انجام دهیم و برای همین هم در فصل پاییز و زمستان آموزش نداشتم.
در چند روز آینده تلاش خود را برای رزرو سالن سرپوشیده، چه در مدارس و چه در مکانهای خصوصی، شروع میکنم تا بتوانیم تمرینات و آموزش فوتبال را بهصورت منظم داشته باشیم، برای اینکه نمیخواهم آموزشها در فصل پاییز و زمستان قطع شود.
از کلاسهای آمادگی جسمانی و روش تدریس خود بفرمایید.
ازآنجاییکه همیشه اعتقاد داشتم موفقیت در هر رشتهٔ ورزشی نیازمند آمادگی جسمانی خوب و حتی در سطح بالاست، و حتی در زندگی شخصی انسانها هم ورزشکردن و داشتن آمادگی جسمانی خوب به بهترزندگیکردن کمک زیادی میکند، بعد از حدود نه ماه آموزش فوتبال در ونکوور و همچنین تجربهای که در ایران داشتم، متوجه شدم یکی از مهمترین چالشها نداشتن آمادگی جسمانی خوب در بچهها بود؛ چه شاگردان خصوصی خودم و چه در آکادمی مترو-فورد.
بهاصطلاح بدن بچهها کمی «تنبل» شده بود که بهنظر من یکی از دلایل اصلی آن استفاده بیشازحد از وسایلی مثل گوشی موبایل، تبلت و کامپیوتر، و همچنین تغذیهٔ نامناسب بود. بههمین دلیل تصمیم گرفتم یک کلاس آمادگی جسمانی برای بچهها در گروه سنی ۵ تا ۱۳ سال برنامهریزی کنم و از تاریخ ۲۲ مه ۲۰۲۵ این کلاسها را شروع کردم.
در مورد نحوهٔ آموزش هم باید بگویم که این برنامه شامل دویدنهای متنوع و حتی مسابقههای دویدن بین بچههاست که نقش تمرین هوازی را دارد. همچنین حرکات با وزن بدن مثل پوشآپ، پلانک، کرانچ و حرکات مشابه، طنابزدن، و مسابقه طنابکشی که بچهها در دو گروه با هم رقابت میکنند، بخشی از آموزش است. علاوه بر این از مخروطها و نردبان چابکی استفاده میکنیم که مخصوصاً نردبان چابکی کمک زیادی به افزایش سرعتعمل و هماهنگی عصب و عضلهٔ بچهها میکند. همچنین از کشهای مخصوص آمادگی جسمانی و حرکات متنوع دیگر استفاده میکنیم که متناسب با پیشرفت شاگردان بهتدریج اضافه میشوند.
علاوه بر این، مسابقهها و بازیهای مختلفی را بین بچهها برگزار میکنم تا محیط شاد و جذابی ایجاد شود، چون آمادگی جسمانی بهخودیِخود ممکن است برای بچهها کمی خشک یا خستهکننده باشد، با استفاده از این روشها تلاش میکنم فضا را شادتر کنم تا بچهها از کلاس لذت ببرند و به تمرینات جدیتر و مداومتر علاقهمند شوند.
کلاسهای فوتبال شما چگونه اداره میشوند و چه هدفی را دنبال میکنند؟
در مورد نحوهٔ ادارهٔ کلاسهای فوتبال، باید بگویم که در حال حاضر تمام کارها را شخصاً مدیریت میکنم. ارتباط با والدین و شاگردان از طریق یک گروه واتسآپی بهنام «فوتبال آموزشی سروش» انجام میشود.
همچنین یک صفحهٔ اینستاگرام بهنام «SoroushFC» ساختهام که اسمش بر اساس همان چیزی است که شاگردانم من را صدا میزنند. هدف این صفحه و گروه، آموزش اصولی فوتبال به بچهها و کمک به پیشرفت آنها در این ورزش است.
هدف اصلی من این است که بتوانم از بین شاگردانم یک تیم فوتبال واقعی تشکیل دهم تا با هم در مسابقات مختلف، چه دوستانه و چه رقابتهای جدیتر، شرکت کنیم و بهاین ترتیب، بتوانم بچههای مستعد و علاقهمند را به تیمهای حرفهای معرفی کنم. در بلندمدت، هدفم این است که یک آکادمی فوتبال برای دختران و پسران، بهویژه کودکان ایرانی که علاقهٔ بیشتری به فوتبال دارند، راهاندازی کنم و به دوستانی که قصد مربیگری دارند، کمک کنم تا راحتتر وارد حرفهٔ مربیگری شوند.
علاقهمندان چطور میتوانند در این کلاسها شرکت کنند؟
علاقهمندان میتوانند برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ کلاس ها از طریق شمارهٔ ۶۰۴-۷۲۱-۱۷۱۳ یا صفحهٔ اینستاگرام www.instagram.com/soroushfc با من تماس بگیرند.
در مورد مدیریت و برخورد با کودکان برایمان بگویید.
کارکردن با کودکان واقعاً کاری حساس، سخت و در عین حال بسیار مهم است. شما بهعنوان مربی باید توانایی روانشناسی کودکان را داشته باشید، چون بچهها هنوز به آن آگاهی، درک اجتماعی و تجربیاتی که ما بزرگترها از طریق مواجهه با چالشهای زندگی به دست میآوریم، نرسیدهاند. همین موضوع باعث میشود که اگر در لحظه نتوانیم درک درستی از احساسات یا رفتار کودک در جریان تمرین یا تعامل با سایر بچهها داشته باشیم، ممکن است او از فضای تمرین یا حتی از ورزش فاصله بگیرد و بازگرداندن او به آن محیط کار بسیار دشواری شود.
من در همین مدت فعالیت در کانادا با نمونههایی از این موقعیتها روبهرو شدهام. برای مثال، خانوادههایی بودند که میگفتند فرزندشان در کلاسهای دیگر بهخاطر ضعیفبودن در فوتبال یا ورزش از سوی سایر بچهها مورد تمسخر قرار گرفته و همین موضوع باعث شده علاقه به ورزش را از دست بدهد. با اینکه پدر و مادر بارها تلاش کرده بودند کودکشان را دوباره به ورزش علاقهمند کنند، موفق نشده بودند.
بهشخصه تا جایی که توانستهام، با توجه به اینکه همیشه ارتباط خوبی با بچهها داشتهام، تلاش کردهام با روشهای مختلف آنها را هم در محیط حفظ کنم و هم کمک کنم از تمرین لذت ببرند. جایی که لازم بوده، با بچهها خندیدهام و فضای دوستانهای ایجاد کردهام، و جایی که نیاز بوده، با احترام جدی بودهام. حتی زمانی که خطایی از طرف بچهای سر میزند، سعی میکنم شیوهای برای تذکر یا جریمه انتخاب کنم که به شخصیت او آسیبی وارد نشود.
در کل هدف من این است که با روشهای متعادل، محیطی امن، شاد و آموزنده ایجاد کنم تا بچهها هم لذت ببرند و هم یاد بگیرند. چون وقتی کودکان در یک فضای مثبت و بدون فشار رشد کنند، هم عملکرد ورزشیشان بهتر میشود و هم انگیزهشان برای ادامهدادن بیشتر خواهد شد.
برنامه و اهداف شما برای توسعهٔ فعالیتهای ورزشیتان در آینده چیست؟
یکی از مهمترین اهداف من در زندگی، ترویج فرهنگ ورزش و تشویق افراد به داشتن سبک زندگی سالم است. همواره آرزو داشتهام بتوانم حتی اگر شده روزی یک نفر را به ورزش علاقهمند کنم و کمک کنم تا ورزش جایگاه ویژهای در زندگی روزمرهاش پیدا کند. چون عمیقاً باور دارم که ورزش تنها به تقویت آمادگی جسمانی محدود نمیشود، بلکه نقش بسیار مهمی در ارتقای روحیه، افزایش انگیزه و آمادگی روانی برای مواجهه با چالشهای زندگی دارد. زمانی که جسم ما قوی و سالم باشد، ذهن نیز عملکرد بهتری خواهد داشت و کیفیت کلی زندگیمان بهمراتب بالاتر میرود.
بر این اساس، یکی از برنامههای اصلی من ادامهٔ حرفهای آموزش ورزش به کودکان است. در چشمانداز آیندهام، راهاندازی یک آکادمی تخصصی ورزشی برای کودکان جایگاه ویژهای دارد؛ فضایی پویا و استاندارد که بستری برای کشف، پرورش و تقویت استعدادهای ورزشی کودکان باشد. همچنین در نظر دارم کلاسهای آمادگی جسمانی خود را توسعه دهم و با جذب کودکان بیشتر، این کلاسها را به سطح یک آکادمی منسجم و پرمخاطب برسانم.
برای دستیابی به این اهداف، خودم را متعهد به یادگیری مداوم و بهروزرسانی دانش و مهارتم میدانم. بههمین منظور، قصد دارم در کشور کانادا در دورههای تخصصی مربیگری فوتبال، آمادگی جسمانی و پرسونال ترینینگ شرکت کنم و مدارک و گواهینامههای معتبر بینالمللی را دریافت کنم. این مسیر، زمینهساز ارتقای سطح کیفی آموزشهایم و ارائهٔ خدمات حرفهایتر خواهد بود.
در کنار فعالیت با کودکان، یک گروه فوتبال دوستانه برای بزرگسالان نیز راهاندازی کردهام. هدف از این گروه، تشکیل تیمی منسجم و در آینده، راهاندازی یک لیگ کوچک و غیررسمی میان مهاجرانی با زبانها و فرهنگهای متنوع در کاناداست. بر این باورم که بزرگسالان نیز نیازمند فعالیتهای ورزشی مستمر هستند. این دورهمیهای ورزشی نهتنها به بهبود سلامت جسمی کمک میکنند، بلکه نقش مهمی در کاهش استرس، تقویت روحیه و افزایش انرژی روانی دارند.
از سوی دیگر، ایدهای در ذهن دارم که نمیدانم تاکنون در کانادا اجرا شده یا نه؛ اما بهنظرم میتواند جالب و مفید باشد: احیای بازیهای سنتی و خاطرهانگیز دوران کودکیمان همچون هفتسنگ، وسطی، زو یا استپهوایی، و آموزش آنها به کودکان. این بازیها علاوه بر جنبههای سرگرمکننده، در تقویت چابکی، مهارتهای ذهنی، آمادگی بدنی، کار گروهی، ارتباط اجتماعی و یادگیری مفاهیمی مانند برد و باخت مؤثرند. این فرصت میتواند برای کودکان مهاجری که در کانادا به دنیا آمدهاند، پلی میان فرهنگهای گذشته و حال باشد؛ آشنایی با بازیها و ارزشهای تربیتی نسلهای قبل در قالبی شاد و فعال.
در نهایت، رسالت شخصی من گسترش ورزش بهعنوان ابزاری برای سلامت جسم و روان در میان اقشار مختلف جامعه است. امیدوارم بتوانم با اجرای این برنامهها، سهمی هرچند کوچک اما مؤثر در ارتقای فرهنگ ورزشکردن ایفا کنم و کمک کنم تا ورزش، به یکی از اولویتهای اساسی زندگی افراد، چه کودک و چه بزرگسال، تبدیل شود.
اگر صحبت دیگری دارید لطفاً بفرمایید.
در پایان میخواستم از شما آقای فدایی عزیز و مجلهٔ رسانهٔ همیاری بابت وقت و فرصتی که در اختیار من قرار دادید، تشکر کنم.
بهامید روزهای خوب برای مردم و کشور عزیزم ایران.
با سپاس از وقتی که برای این گفتوگو گذاشتید.

