نماد سایت رسانهٔ همیاری

جوالدوز – انتخابات

جوالدوز

دوستان سلام

جوالدوز هستم، دامت برکاته

خُب دیگه خسته نباشید، مدتی درگیر این انتخابات بودید و حالا هم این آخر هفته‌ای درگیر اون انتخابات.

راستیتش این مسئلهٔ انتخابات هم خودش جریانیه‌ ها، اصلاً انتخاب خیلی کار سختیه. همین که مثلاً از صبح که بیدار می‌شی، انتخاب شروع می‌شه. دست و صورتت رو می‌شوری و بعد باید انتخاب کنی که مسواک بزنم یا نزنم، چی بپوشم؟ صبحونه چی بخورم؟ می‌رسی دم در، کفش چی بپوشم؟ میای بیرون از درِ خونه، با آسانسور برم یا پله‌ها؟ میای دمِ در، با ماشین برم یا تاکسی یا اتوبوس؟ می‌رسی سرِ کار… خلاصه همش انتخابه.

اما این رو که سرِ قضیهٔ انتخاب و انتخابات یه سری می‌افتن به جون هم و این به اون فحش می‌ده و اون به این، نمی‌تونم درک کنم و به نظرم میاد باید با جوالدوز حاضربه‌یراق آماده باشم و یه نیشگونی هم برای چاشنی کاربه داستانشون اضافه کنم.

همهٔ اونچه رو که انسان از زمانِ یونان باستان و جنابانِ ارسطو و افلاطون و جمهوری و دموکراسی تا امروز خرج کرده، با دو تا فحش آبدار می‌دن به باد. یکی نیست بگه آخه بابام جان، این همه انرژی و برو و بیا و تبلیغ و این چیزا برای اینه تعدادی آدم که دور هم جمع شدن و یه جامعه رو تشکیل دادن بتونن در صلح و صفا و آرامش کنار هم به زندگی ادامه بدن، اون وقت این رفتارها کجای این قضیه قرار می‌گیره، والّا ما که نفهمیدیم، اگه کسی می‌دونه به ما هم بگه.

یکی کاندیدا شده و برای مسئولیتی که قراره به عهده بگیره برنامه‌هاش رو می‌گه و بعدش هم با حمایت دوستان و همفکرانش شروع می‌کنن به تبلیغِ این نظرات و برنامه‌ها، حالا این وسط یکی طرفدارِ اینه و اون یکی طرفدارِ دیگری. خوب بابام جان، این همه انرژی رو که با فحش و فضیحت برای خراب‌کردن رقیب می‌ذاری،‌ برای کمک به تبلیغاتِ کاندیدای مورد نظر خودت بذاری که بِهترتَره.

از طرفی دیگه، فرض کنیم که فردای روز رأی‌گیری رسیده و نتیجه‌ها رو اعلام کردن و تو و همفکرات رأی لازم رو نیاوردید و رقیب برنده شده. مگه برنامه نداشتی که بسازی و رشد بدی و اِل کنی و بِل؟ خوب حالا برو کمک رقیبت و برای اعتلای جامعه‌ت کمکش کن.

نخیر! مگه می‌شه؟ آسمونِ خدا زمین میاد. هرچند، البته که نمی‌تونی بری کمک کنی، کی جوابِ اون‌همه فحش و فحش‌کاری روبده؟ اصلاً روتون می‌شه توی روی هم نگاه کنید؟ ببین تو رو خدا، یعنی یه کاری کردن که دیگه اگر به‌طور اتفاقی از یه خیابون هم رد بشن، هر کدوم از یه طرف مجبورن برن که چشمشون به چشم هم نیافته.

اگر یه ریزه به نظریهٔ روانشناسا توجه می‌کردین، متوجه می‌شدید که این جور توهین و فحاشی نتیجهٔ ترس و حقارت نهفتهٔ درونیه وگرنه آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟ ما که در سرزمینِ خرس‌های قطبی دستمون به برگهٔ انتخابات نمی‌رسه. اما امیدوارم هر کسی که سکانِ مملکت رو در ایران به دست می‌گیره، انسان باشه و وطن‌دوست. بسازه و آباد کنه. آمین.

خروج از نسخه موبایل