<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پاک گیاهخواری بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D9%BE%D8%A7%DA%A9-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/پاک-گیاهخواری/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 31 Dec 2023 04:02:43 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>پاک گیاهخواری بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/پاک-گیاهخواری/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>ویگنیوئری بهانه‌ای برای شروع مهربان‌تر و عادلانه‌تر سال جدید</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/12/30/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/12/30/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Dec 2023 08:00:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[تالین ساهاکیان]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[دامپروی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاق‌گرایانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف مسئولانه]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17397</guid>

					<description><![CDATA[<p>تالین ساهاکیان – آلمان از ویکتور هوگو نقل است که «چیزی قدرتمندتر از ایده‌ای که زمان آن فرا رسیده است، وجود ندارد». این جمله در همهٔ زمینه‌ها صادق است، فرقی نمی‌کند ایده‌ای که زمان آن فرا رسیده است، در زمینهٔ فناوری باشد، سیاست، اقتصاد، آموزش یا اخلاق. وگانیسم، یکی از ایده‌هایی است که به‌جرئت می‌توان گفت سرانجام زمان آن فرا رسیده است. در حال حاضر، بشر در آستانهٔ تغییر جهتِ اخلاقی بزرگی در زمینهٔ نوع رابطه...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/12/30/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86/">ویگنیوئری بهانه‌ای برای شروع مهربان‌تر و عادلانه‌تر سال جدید</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">تالین ساهاکیان</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از ویکتور هوگو نقل است که «چیزی قدرتمندتر از ایده‌ای که زمان آن فرا رسیده است، وجود ندارد». این جمله در همهٔ زمینه‌ها صادق است، فرقی نمی‌کند ایده‌ای که زمان آن فرا رسیده است، در زمینهٔ فناوری باشد، سیاست، اقتصاد، آموزش یا اخلاق.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وگانیسم، یکی از ایده‌هایی است که به‌جرئت می‌توان گفت سرانجام زمان آن فرا رسیده است. در حال حاضر، بشر در آستانهٔ تغییر جهتِ اخلاقی بزرگی در زمینهٔ نوع رابطه با حیواناتِ دیگر قرار دارد. صد البته که پایان‌دادن به استثمار و کشتار حیوانات، ایدهٔ جدیدی نیست و جرقه‌های اول این جهان‌بینی را می‌توان در اندیشه‌های فیلسوفان و مردم عامهٔ کهن در نقاط مختلف دنیا جست‌وجو کرد. اگرچه شوربختانه تاکنون این نگرش هرگز به فراگیری جهانی نرسیده است، ولی چند نکته زمان ما را از دوره‌های تاریخی دیگر متمایز می‌کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- در هیچ دوره‌ای از تاریخ، بشر در سراسر دنیا این‌چنین از مصرف محصولات حیوانی بی‌نیاز نبوده است. فراوانی و تنوع بی‌سابقهٔ غذاهای گیاهی در عصر حاضر و تولید انواع و اقسام پوشاک و وسایل با کیفیت ممتاز بدون استفاده از پوست، مو، پر و اعضای حیوانات، دریچه‌های تازه‌ای در الگوهای مصرفی ما باز کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- «رشد جمعیت» یا بهتر است بگوییم «انفجار جمعیت» بشر مخصوصاً در قرن اخیر، باعث شده است که استثمار حیوانات پرورشی به مرزی ورای تصور برسد و حیواناتی که در بردگی انسان‌اند، حتی نگون‌بخت‌تر از هر زمان‌ دیگری باشند و در سیستم‌های برده‌داری و استثماری کنونی، عملاً با آن‌ها مانند ماشین و وسایل بی‌جان برخورد شود. آگاهی از این شرایط اسف‌بار، انسان‌های بیشتری را به‌سمت تغییرات کلی سوق می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳- در هیچ زمانی، بشر این‌چنین از نقش و اهمیت اقلیم بر زندگی و آیندهٔ خود و دیگران آگاه نبوده است و دامداری، یکی از مهم‌ترین عوامل نابودی محیط زیست و گرمایش زمین در زمان ماست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17399" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Vegan_Food_Web.jpg?resize=500%2C300" alt="ویگنیوئری بهانه‌ای برای شروع مهربان‌تر و عادلانه‌تر سال جدید" width="500" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Vegan_Food_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Vegan_Food_Web.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴- بشرِ امروز ذاتاً عدالت‌طلب‌تر و برابری‌طلب‌تر از نیاکان خودش است و کم و بیش، بسیاری از سنگلاخ‌های اخلاقی مبتنی بر تبعیض ازجمله نابرابری نژادی، قومی و جنسیتی را پشت سر گذاشته یا در حال پشت‌ِسرگذاشتنِ آن‌هاست. خوشبختانه یک ذهن برابری‌طلب، نگاه بالا به پایین و استثماری به حیواناتِ دیگر را هم برنمی‌تابد حتی اگر برای مدتی این آگاهی را در خود خفه کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۵- در هیچ زمانی، پخش اطلاعات، چه اطلاعات درست و چه نادرست، به‌این سادگی و سرعت اتفاق نیفتاده است. این تبادل و حتی تصادم اطلاعات، باعث جرقه‌خوردن افکار زیادی می‌شود و مردم را به تفکر بیشتر وا می‌دارد و زمینه را برای تغییرات بزرگ فراهم می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیچ شکی نیست که رابطهٔ بشر با حیواناتِ دیگر در آینده‌ای نزدیک کاملاً تغییر خواهد کرد، چه در برابر این تغییر مقاومت کنیم و چه با آن همراه شویم. هرکدام از ما می‌توانیم چند سال دیگر به‌ همین الگوی مصرف ادامه بدهیم و باعث بردگی، شکنجه و کشتار صدها و هزاران حیوان دیگر بشویم و زمین را بیشتر از قبل آلوده و ویران کنیم یا همین امروز آگاه شویم و قسمتی از این ارتقای اخلاقی در تاریخ بشر باشیم و حال و آیندهٔ زمین و زمینیان را بهبود بخشیم.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وگانیسم چیست؟</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وگانیسم، نه آن‌گونه که عده‌ای تصور می‌کنند یک «مُد» یا «جریان موقت» است که بیاید و بعد از دور خارج شود و نه یک «رژیم غذایی». وگانیسم، یک جهان‌بینی است که بر اساس احترام به استقلال و حقوق حیوانات پایه‌ریزی شده است و کشتار، استثمار و استفادهٔ ابزاری از حیوانات را جایز نمی‌داند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به زبان ساده و عامیانه:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی غذاهای گیاهی مانند حبوبات، سبزیجات، میوه‌‌ها، غلات، مغزها و روغن‌های گیاهی را می‌خورم، ولی با خوردن تکه‌های اجساد حیوانات، از کشتار و استثمار آن‌ها پشتیبانی نمی‌کنم. فسنجان و قورمه‌سبزی من با سویا، قارچ یا بادمجان است و روزهای تعطیل آفتابی به‌جای جنازه‌های حیوانات، سبزیجات و فرآورده‌های گیاهی را کباب می‌کنم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی در صورت تمایل، از شیرها، پنیرها، ماست‌ها، دوغ‌ها، خامه‌ها و کره‌های گیاهی تهیه‌شده از بادام، سویا، جو، گردو، فندق، گندم، تخم آفتابگردان و غیره استفاده می‌کنم و به شیری که برای آن گوساله، بزغاله یا بره‌ای‌ست که بدون مادر و بدون شیر مانده یا حتی در بدو تولد مثل زباله دور انداخته شده، لب نمی‌زنم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی نیازی به خوردن تخم قاعدگی مرغ‌ها ندارم و با خرید آن‌ها، از کشتار جوجه‌های نر یک‌روزه و اسارت، استثمار، آزار و کشتار مرغ‌ها پشتیبانی نمی‌کنم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی کیف، کفش، کمربند، کت و مبلمان من از پارچهٔ نخی، کتان، چرم مصنوعی یا سایر مواد غیرحیوانی درست شده‌اند و هیچ حیوانی به‌صورت سیستماتیک و عمدی برای تولید آن‌ها شکنجه و کشته نشده است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی قسمتی از بالش یا کت من از پَر حیواناتی که پرهایشان چند بار در سال و بدون بی‌حسی از بدن خون‌آلود آن‌ها کنده می‌شود، پُر نشده است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی حاضر نیستم برای تولید پیراهن یا کراوات ابریشم من، زندگی هزاران کرم ابریشم به دیگ آب جوش ختم شود.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی لباس‌های پشمی را که به‌احتمال زیاد برای آن‌ها گوسفندها از سرما لرزیده‌اند یا استثمار شده و در نهایت، از کشتارگاه سر درآورده‌اند یا قسمتی از گوشت بدنشان بدون بی‌حسی بریده شده است (عمل مالزینگ)، نمی‌خرم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی محصولات آرایشی-بهداشتی‌ای را می‌خرم که روند تولیدشان با خشونت گره نخورده است و حاضر نیستم برای تولید کرم دست و صورت، ژل، شامپو، صابون، عطر، لاک ناخن، ریمل، و مواد شویندهٔ من، صدها و هزاران خرگوش و موش چندین ماه شکنجه و سپس کشته شوند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی با خرید بلیت، از اسارت و آزار حیوانات در سیرک‌ها، آکواریوم‌ها، باغ‌وحش‌ها و برنامه‌های تفریحی‌ای که به حیوانات آزار می‌رسانند، پشتیبانی نمی‌کنم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی باور دارم هر حیوانی برای خودش وجود دارد و حق هیچ حیوانی، اسارت و استثمارشدن نیست.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی با استثمار، برده‌داری، خشونت و بی‌عدالتی مخالفم و با تمام اشکال آن در هر جایی و در هر زمانی مبارزه می‌کنم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی خود را جزء کوچکی از هستی می‌دانم که قرار است با بقیه هماهنگ شود و قرار نیست با سلطه‌جویی و زیاده‌خواهی، حقوق دیگران را ضایع کند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی می‌دانم که کامل نیستم و هرگز کامل نخواهم بود. می‌دانم که بی‌آزار نیستم و هرگز کاملاً بی‌آزار نخواهم بود، ولی تلاش می‌کنم تا جایی که در اختیار و توان من است، آزار کمتری برسانم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وگانیسم» یعنی زیباتر زندگی می‌کنم و اجازه می‌دهم دیگران هم زیباتر زندگی کنند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17400" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Vegan_Food_Web2.jpg?resize=500%2C300" alt="ویگنیوئری بهانه‌ای برای شروع مهربان‌تر و عادلانه‌تر سال جدید" width="500" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Vegan_Food_Web2.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Vegan_Food_Web2.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا وگانیسم سخت نیست؟</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا شما هم جزو کسانی هستید که می‌گویند «من یکی هرگز نمی‌توانم وگان بشوم»؟ جالب است بدانید که اکثریت قریب‌به‌اتفاق افراد وگان هم زمانی همین را گفته‌اند. از زمان کودکی، مصرف محصولات حیوانی جزئی از عادات روزمرهٔ ما بوده و ذهن ما آن را با اشکال مختلفِ لذت و نیاز گره زده‌ است. برای هر کدام از ما، عبور از برخی از این عادات، چالش‌آفرین‌ است، ولی هیچ‌کدام از این چالش‌ها آن‌قدر بزرگ نیستند که نتوانیم بر آن‌ها پیروز شویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در واقع در اینجا قضیه، «توانستن» نیست. ممکن است اکثریت قریب‌به‌اتفاق ما هرگز نتوانیم قهرمان اول شنای دنیا یا برندهٔ جایزهٔ نوبل فیزیک بشویم. این یک واقعیت است. خواستن همیشه توانستن نیست، ولی با توجه به امکانات موجود در زمان فعلی و مخصوصاً در کشورهای پیشرفته «همهٔ» ما بدون استثنا می‌توانیم عادات غذایی و مصرف خودمان را تغییر بدهیم و مواد و وسایل حیوانی را با مواد و وسایل غیرحیوانی جایگزین کنیم. اگر فکر می‌کنیم قادر به انجام این کار نیستیم، برای آن است که هنوز دلایل کافی برای این تغییر را نداریم. وقتی بدانیم و با جان و دل حس کنیم دقیقاً به چه دلیلی می‌خواهیم تغییر کنیم، بی‌هیچ شک و تردید بر این عادات فائق خواهیم آمد. اصولاً استفاده از کلمهٔ «سخت» برای توصیف وگانیسم درست نیست. صد البته که هر تغییری در ابتدا نیاز به همت و اراده و کمی نظم دارد، ولی بعد از مدتی ملکهٔ ذهن (و در مورد غذا، ملکهٔ ذائقه) می‌شود. از سوی دیگر، تا همین ۱۵ یا ۲۰ سال پیش، عدم مصرف محصولات حیوانی، ارادهٔ بسیار قوی‌تری را طلب می‌کرد و نیاز به برنامه‌ریزی خیلی بیشتری داشت، چون وگانیسم در بیشتر جاها ناشناخته بود، غذاهای کاملاً گیاهی در رستوران‌ها و کانتین‌ها و قطارها و غیره به‌ندرت سرو می‌شدند و در زمینهٔ پوشاک و کیف و کفش و سایر وسایل، گزینه‌های غیرحیوانی کمتری در دسترس بودند. امروزه وگانیسم در جامعه کاملاً پذیرفته شده است و در همهٔ زمینه‌ها گزینه‌های وگان در همه‌جا به‌فراوانی موجود و در دسترس‌اند: شیرها، ماست‌ها و پنیرهای وگان، برگرها، کباب‌ها، سوسیس‌ها و کالباس‌های گیاهی، کیف‌ها، کفش‌ها، کمربندها، پوشاک گرم و مبلمانی که از پوست و موی حیوانات درست نمی‌شوند، گزینه‌های وگان در کانتین‌ها و رستوران‌ها، وجود مشاوران و علم کافی در مورد تغذیهٔ وگان… </span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">نه، وگان‌بودن به‌هیچ‌عنوان سخت نیست. «سخت» آن چیزی است که یک حیوان اسیر در دست انسان از لحظهٔ تولد تا لحظه‌ای که در کشتارگاه جان می‌دهد، دم‌به‌دم تجربه می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چگونه به این راه قدم بگذاریم؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعضی از افراد یک‌شبه وگان می‌شوند و برخی دیگر، قدم‌به‌قدم وارد این راه می‌شوند، مثلاً در قدم اول، گوشت را حذف می‌کنند (یا حتی اول گوشت قرمز و سپس گوشت سفید) و در مراحل بعدی گام‌به‌گام لبنیات، تخم‌مرغ، عسل، چرم، پشم و غیره را حذف می‌کنند. اینکه کدام راه برای هر فرد مناسب‌تر است، بستگی به شخصیت فرد دارد. برای برخی از مردم، سنگ بزرگ علامت نزدن است و برای برخی دیگر، سنگ‌های کوچک آن‌قدر جذاب نیستند که ارزش زدن را داشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر جزو دستهٔ اولیم، تغییر قدم‌به‌قدم روش مناسب‌تری است. در این صورت، باید به این نکته توجه کنیم که در هر قدم، محصول حیوانی حذف‌شده را با محصولات گیاهی جایگزین کنیم و نه با نوع دیگری از محصولات حیوانی مثلاً اگر در قدم اول گوشت قرمز را حذف می‌کنیم، آن را واقعاً با حبوبات، سبزیجات و فرآورده‌های گیاهی جایگزین کنیم و نه با گوشت بوقلمون، مرغ و ماهیِ بیشتر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم دیگر در این ارتقای اخلاقی آن است که به وگانیسم به‌عنوان یک «لذت» نگاه کنیم و نه یک «ریاضت». ما چیزی از حقوق خودمان را از دست نمی‌دهیم، بلکه داریم حقوق طبیعی موجودات دیگر را که به‌ناحق از آن‌ها گرفته‌ایم، به آن‌ها پس می‌دهیم و در صورتی که قسمت تغذیه را به‌صورت مناسب جایگزین کنیم، به تندرستی خودمان کمک می‌کنیم، روند پیری را کند می‌کنیم و احتمال مبتلاشدنمان به بیماری‌ها را کاهش می‌دهیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از سوی دیگر، غذاهای گیاهی آن‌چنان متنوع و خوشمزه‌اند که حتی لازم نیست از طعم‌های خوب و تنوع چشم‌پوشی کنیم. تاکنون مجموعاً ده‌ها و صدها هزار دستور غذای وگان در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی ارائه شده‌اند. در واقع، برای هر غذایی که فکرش را بکنیم چندین دستور غذای وگان پیدا می‌کنیم. تعذیهٔ وگان نه‌تنها ما را محدود نمی‌کند، بلکه به‌احتمال زیاد باعث می‌شود غذاها و مزه‌های جدید بی‌شماری را امتحان کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17401" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Veganuary.jpg?resize=500%2C281" alt="ویگنیوئری بهانه‌ای برای شروع مهربان‌تر و عادلانه‌تر سال جدید" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Veganuary.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Veganuary.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/Veganuary.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">همچنین، می‌توانیم وگانیسم را ابتدا برای دوره‌ای محدود مثلاً یک ماه امتحان کنیم. البته در این صورت باید توجه داشته باشیم که این مدت کوتاه، لزوماً مشتی از خروار نیست و هر چقدر بیشتر در این راه بمانیم، راه بر ما هموارتر خواهد شد و کفهٔ لذت‌ها سنگین‌تر از کفهٔ چالش‌ها خواهد بود. با این‌حال، این دوره‌های یک یا چند ماهه این امکان را به ما می‌دهند که متوجه بشویم همه‌چیز برای این تغییر جهت اخلاقی در سطح فردی و جامعه مهیاست. در آستانهٔ سال نو و ماه ژانویه قرار داریم و ماه ژانویه با ویگنیوئری (Veganuary) گره خورده است، چالشی که از سال ۲۰۱۴ آغاز شده و مردم دنیا را تشویق می‌کند با آغاز سال جدید، تغذیهٔ وگان را برای یک ماه آزمایش کنند و از افراد و نهادهایی که برای ترویج گیاه‌خواری فعال‌اند، مشاوره و راهنمایی بگیرند. در ژانویهٔ ۲۰۲۳، بیش از هفتصد هزار نفر در سراسر دنیا، در چالش ویگنیوئری شرکت کردند*</span><span style="font-weight: 400;"> و این رقم هر سال رو به افزایش است. هر روز برای شروع یک زندگی مهربان‌تر روز خوبی است و صد دلیل محکم برای این تغییر خوب وجود دارد. همین امروز، بهترین روز از میان روزهای باقیماندهٔ عمر ما برای خارج‌شدن از چرخهٔ استثمار و خشونت و آزار است، ولی اگر به‌جای ۱۰۰ دلیل خوب، به ۱۰۱ دلیل خوب نیاز داریم، چه دلیلی بهتر از شروع سال جدید با شیوهٔ زندگی مهربان‌تر و عادلانه‌تر؟</span></span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">وب‌سایت ویگنیوئری</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><a href="https://veganuary.com/veganuary-2023-breaks-all-records"><span style="font-weight: 400;">https://veganuary.com/veganuary-2023-breaks-all-records</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/12/30/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86/">ویگنیوئری بهانه‌ای برای شروع مهربان‌تر و عادلانه‌تر سال جدید</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/12/30/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17397</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ویگنیوئری و صف اعدامی که فقط ما می‌توانیم کوتاه و کوتاه‌ترش کنیم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/01/11/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b5%d9%81-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/01/11/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b5%d9%81-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Jan 2023 03:21:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[تالین ساهاکیان]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[دامپروی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاق‌گرایانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف مسئولانه]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=19788</guid>

					<description><![CDATA[<p>تالین ساهاکیان – آلمان او نفر بعدی است&#8230; از پشت درهای بسته، صدای نفر قبلی را که از شدت درد و ترس نعره می‌کشد می‌شنود و به موازات آن، صدای تمام آن زنجیرها و ماشین‌آلات را که به بالا می‌کشند و پایین می‌آورند… چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ چه بر سر نفر قبلی می‌آورند؟ چه قرار است بر سر خودش بیاید؟ دهانش خشک شده است، قلبش به‌شدت می‌تپد، می‌خواهد به عقب برگردد ولی پشت سر او یک...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/01/11/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b5%d9%81-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7/">ویگنیوئری و صف اعدامی که فقط ما می‌توانیم کوتاه و کوتاه‌ترش کنیم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">تالین ساهاکیان</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او نفر بعدی است&#8230; از پشت درهای بسته، صدای نفر قبلی را که از شدت درد و ترس نعره می‌کشد می‌شنود و به موازات آن، صدای تمام آن زنجیرها و ماشین‌آلات را که به بالا می‌کشند و پایین می‌آورند… چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ چه بر سر نفر قبلی می‌آورند؟ چه قرار است بر سر خودش بیاید؟ دهانش خشک شده است، قلبش به‌شدت می‌تپد، می‌خواهد به عقب برگردد ولی پشت سر او یک نفر با چوب یا شوک الکتریکی ایستاده و او را دوباره به جلو می‌راند… او از لحظهٔ تولد تا کنون در یک کابوس طولانی بوده است ولی فکر این یکی را نکرده بود… کاش ترس قادر بود حس بویایی‌اش را از کار بیندازد تا آن بوی وحشتناک خون و اندام‌های پاره‌شده را حس نمی‌کرد، کاش ترس قادر بود گوش‌هایش را کر کند تا این نعره‌ها در مغزش خاموش می‌شدند، کاش ترس قادر بود چشمانش را کور کند تا موقع بازشدن در با پیکر خونین و بی‌سر همنوعانش که از قلاب‌ها آویزان شده‌اند روبه‌رو نمی‌شد، کاش ترس قادر بود اعصابش را از کار بیندازد تا آن درد وصف‌ناپذیر را تجربه نمی‌کرد، کاش آن میل شدید به زنده‌ماندن قبل از مرگش فروکش می‌کرد… ولی او می‌شنود، بو می‌کشد، می‌بیند، درد می‌کشد و نمی‌خواهد بمیرد… </span></p>
<figure id="attachment_19791" aria-describedby="caption-attachment-19791" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-19791" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/44470876280_ab6ff63eed_o-500x0-c-default.jpg?resize=500%2C500" alt="Photo source: animalequality.org" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/44470876280_ab6ff63eed_o-500x0-c-default.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/44470876280_ab6ff63eed_o-500x0-c-default.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/44470876280_ab6ff63eed_o-500x0-c-default.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/44470876280_ab6ff63eed_o-500x0-c-default.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-19791" class="wp-caption-text"><br />Photo source: <a href="http://animalequality.org" target="_blank" rel="noopener">animalequality.org</a></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او نفر بعدی است در صف طولانی اعدام… ولی کمتر کسی به مرگ او به‌عنوان «اعدام» یا «قتل» نگاه می‌کند. اصولاً کمتر کسی به آنچه بر یک گاو، خوک، گوسفند، مرغ، ماهی یا حیوانات دیگر در یک کشتارگاه و پیش‌تر از آن، در یک دامداری یا پرورشگاه می‌گذرد، فکر می‌کند. اگر کسی یک گنجشک، آهو یا بز کوهی را به‌صورت «موردی» بکشد، از نظر بسیاری از مردم بیمار و سنگدل محسوب می‌شود ولو اینکه آن را بخورد، ولی اگر این قتل «موردی» به یک قتل «عام» سیستماتیک، حتی با درجهٔ شکنجه و آزار بیشتر در کشتارگاه‌ها و دامداری‌ها و مزارع تبدیل شود، برای بسیاری از مردم تبدیل به یک «فرایند» می‌شود، فرایند تولید غذا و پوشاک… حتی کمتر کسی به خود زحمت پرداختن به این پرسش را می‌دهد که با این همه تنوع در غذاهای گیاهی و جایگزین‌های غیرحیوانی مناسب در پوشاک، وسایل و غیره، مخصوصاً در جوامع پیشرفته، آیا آدم‌ها هنوز هم به کشتن و پرورش حیوانات نیاز دارند؟ حتی بیشتر کسانی که به‌خوبی می‌دانند که امروز دیگر به خوردن حیوانات و پوشیدن پوست آن‌ها نیاز ندارند، از ایجاد تغییر در لیست خرید خود دریغ می‌کنند چون قربانیان «فقط» حیوان‌اند ولی مگر حیوانات در دردکشیدن و وحشت از مرگ، خشونت و شکنجه با آدم‌ها فرق دارند؟ و آیا ظلم و خشونت به‌بهانهٔ «متفاوت» بودن، سرچشمه و ریشهٔ همهٔ سیاهی‌ها و تباهی‌های بشر نیست؟ آیا ریشهٔ همهٔ انواع ظلم‌های سیستماتیک این نبوده است که گروهی گفته‌اند «آن‌ها فقط زن‌اند»، «آن‌ها فقط کودک‌اند»، «آن‌ها رنگین‌پوستانی بیش نیستند»، «آن‌ها از قوم فلان‌اند»، «آن‌ها از مذهب بیسارند»، «آن‌ها مثل ما فکر نمی‌کنند» و به‌طور خلاصه، «آن‌ها با ما فرق می‌کنند»؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همهٔ ما دوست داریم فکر کنیم به اصول اخلاقی پایبندیم ولی به‌راستی هر یک از ما در عمل تا چه اندازه به آرمان‌های خود وفاداریم؟ ما خود را آزادی‌خواه‌، مدافع حقوق کودکان و زنان و مادران، صلح‌دوست، مخالف استثمار و زورگویی و آزار و شکنجه و خشونت می‌دانیم، ولی هر چند روز یک‌بار گوشت مرغ یا بوقلمونی را می‌خوریم که فضایی که در فِر به او اختصاص داده‌ شده است، بزرگ‌تر از فضایی است که در طول عمر یک یا دو ماهه‌اش به زندهٔ او داده‌اند یا هر روز لبنیاتی را می‌خوریم که از شیر گاوهایی درست شده است که هیچ‌وقت طعم آزادی را نچشیده‌اند، هر سال تجاوز شده‌اند و هر بار بعد از نه ماه بارداری، فرزندشان را به‌محض تولد از آن‌ها دزدیده‌اند یا پوست گاوی را می‌پوشیم که حتی تحمل دیدن یک دقیقه از واپسین روزها و ساعات زندگی‌اش را نداریم یا… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله حیوانات با ما فرق می‌کنند ولی این تفاوت، در تمایل به آزادی و اختیار و حرکت، بودن در کنار دوستان و ارتباط و دوستی با همنوعان، عشق غریزی مادر به فرزند، نیاز فرزند به محبت و حضور مادر، فرار از درد و شکنجه و خشونت و مرگ نیست. آن‌ها همان اعصاب و گیرنده‌های حسی و غرایزی را دارند که ما داریم. اگر هم تفاوت‌هایی در برخی از زمینه‌ها وجود داشته باشند، بیشتر «کمّی»‌اند تا «کیفی». آن‌ها نسخهٔ «کم‌هوش‌تر» و «ساده‌تر» خود ما هستند و این ساده‌تربودن، آن‌ها را ضعیف‌تر از ما کرده است و نکته دقیقاً همین‌جاست: آیا ضعیف‌بودن آن‌ها دلیل موجهی برای به‌اسارت‌کشاندن و استثمار آن‌ها و محروم‌کردنشان از حقوق طبیعی خودشان و تقلیل‌دادن آن‌ها به ماشین‌های تولید گوشت و شیر و تخم و پوست و پر و مو، شکنجهٔ آن‌ها و بالاخره قتل‌ِعام آن‌هاست؟ آیا بشر با پرورش حیوانات و این ظلم فراگیر و سیستماتیک نسبت به موجودات یکسان کم‌هوش‌تر، کل آرمان‌های خود را لگدمال نمی‌کند و صداقت خودش در اخلاق را زیر سؤال نمی‌برد؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که انسان متمدن، نه‌تنها احترام به حقوق تمام ابنای بشر بلکه احترام به جان و حقوق طبیعی تمام موجودات دارای مغز را در دایرهٔ «اخلاقیات» خود بگنجاند؟</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-19792" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/pexels-mark-stebnicki-6792158.jpg?resize=500%2C281" alt="ویگنیوئری و صف اعدامی که فقط ما می‌توانیم کوتاه و کوتاه‌ترش کنیم" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/pexels-mark-stebnicki-6792158.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/pexels-mark-stebnicki-6792158.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/pexels-mark-stebnicki-6792158.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال نوی میلادی است و بهانه‌ای برای تفکر و تلاش مضاعف برای تازه‌شدن و تازه‌کردن، آگاه‌شدن و آبادکردن، سازندگی درونی و انعکاس‌دادن آن به دنیای اطراف… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از چندین سال پیش، برخی گروه‌ها و فعالان حقوق حیوانات مردم را تشویق می‌کنند در ماه ژانویه تغذیهٔ وگان (کاملاً گیاهی) را تحت مشاوره و همراهی آن‌ها امتحان کنند. سال گذشته بیش از ۶۰۰ هزار نفر در ویگنیوئری (Veganuary) شرکت کردند و امید می‌رود که امسال گروه بزرگ‌تری در این تجربه شریک شوند. برای کسانی که دوست دارند در راه این تغییر قدم بردارند، شاید توجه به چند نکته بد نباشد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>یک‌دفعه گیاه‌خوار شویم یا قدم‌به‌قدم؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برخی از افراد، یک‌شبه گیاه‌خوار می‌شوند و برخی دیگر گام‌‌به‌گام. بعضی‌ها از درگیرشدن با چالش‌های بزرگ واهمه‌ای ندارند و یک‌باره تغییر می‌کنند. در مقابل، برخی دیگر از تغییرات بزرگ ناگهانی روگردان‌اند و اگر قدم‌به‌قدم پیش بروند، راحت‌تر می‌توانند بر چالش‌ها غلبه کنند. بنابراین، همه‌چیز به خودمان باز می‌گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر جزو دستهٔ دومیم، می‌توانیم با حذف گوشت آغاز کنیم یا حتی می‌توانیم ابتدا گوشت قرمز را حذف کنیم و در گام بعدی گوشت سفید را. در مراحل بعد می‌توانیم لبنیات و تخم‌مرغ را هم حذف کنیم. نکتهٔ بسیار مهم در اینجا آن است که وقتی نوعی از غذای حیوانی را از برنامهٔ غذایی خودمان حذف می‌کنیم، آن را فقط و فقط با غذای گیاهی جایگزین کنیم. اگر گوشت قرمز را با گوشت سفید بیشتر یا گوشت را با لبنیات و تخم‌مرغ بیشتر جایگزین کنیم، نه کمکی به حیوانات کرده‌ایم، نه به سلامت خودمان و نه به محیط زیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین، می‌توانیم در ابتدا به‌صورت «پاره‌وقت» گیاه‌خوار باشیم مثلاً دو یا سه یا چهار روز در هفته کاملاً از انواع گوشت (و ترجیحاً لبنیات و تخم‌مرغ) چشم‌پوشی کنیم و قدم‌به‌قدم روزهای بیشتری را به برنامهٔ خود اضافه کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با آگاهی گیاه‌خواری کنیم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای داشتن تغذیهٔ گیاهی سالم باید به چند اصل ساده توجه کنیم. این اصول در تعدادی از مقالات پیشین رسانهٔ همیاری توضیح داده شده‌اند و با صرف یک یا دو ساعت وقت می‌توان آن‌ها را مطالعه کرد. این مطالب از طریق لینک کوتاه‌شدهٔ زیر در دسترس‌اند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://bit.ly/Hamyaari-Vegan-Guide"><span style="font-weight: 400;">https://bit.ly/Hamyaari-Vegan-Guide</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>توجه کنیم که مُشت همیشه نمونهٔ خروار نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برخی از افراد برای چند هفته گیاه‌خواری را امتحان می‌کنند و بعد می‌گویند برایم سخت بود و نشد. توجه کنیم که هر شروع جدید با چالش‌های زیادی همراه است ولی هر چقدر زمان بیشتری از آن می‌گذرد، کار ساده‌تر می‌شود. برای نمونه، تغییر شغل را در نظر بگیریم: مسلماً در هفته‌های اول شخص مجبور است خود را با قوانین، فرایند‌ها، آداب و افراد جدید وفق دهد و نیاز به انرژی خیلی بیشتری برای انجام کارهایش دارد ولی این مسئله به‌مرور زمان کم‌رنگ‌تر می‌شود. به‌همین ترتیب، هفته‌های اول پس از تغییر نوع تغذیه، به‌منزلهٔ مشتی از خروار نیست. در هفته‌های اول، ما در حال یادگیری و تغییر عاداتیم. این تغییر ماه‌به‌ماه ساده‌تر می‌شود تا جایی که روزی باور نمی‌کنیم زمانی تغذیهٔ دیگری داشته‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نقد را بگیریم و نسیه را هم بگیریم!</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیاری از افراد برای مدت‌های مدید با فکر آغاز گیاه‌خواری دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند ولی مرتب آن را به آینده موکول می‌کنند، آینده‌ای که در آن ارادهٔ قوی داشته باشند و هرگز وسوسه نشوند یا همهٔ شرایط برای گیاه‌خواربودنشان آن‌طور که خودشان تصور می‌کنند مهیا باشد. بدیهی است که این زمان «موعود» هرگز فرا نمی‌رسد. بنابراین، کار درست‌تر آن است که با هر میزان توانایی و انگیزه‌ای که داریم تغییر را آغاز کنیم و بعد مرتب آن را بسط دهیم:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر کسی فکر می‌کند نمی‌تواند گیاه‌خوار شود چون دوست دارد در مهمانی‌ها همهٔ غذاها را امتحان کند، بهتر است گیاه‌خواری را آغاز کند ولی فعلاً در مورد مهمانی‌ها استثنا قائل شود.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر کسی فکر می‌کند نمی‌تواند وگان شود چون نمی‌تواند از خوردن پنیر چشم‌پوشی کند، بهتر است فعلاً از خوردن بقیهٔ فرآورده‌های لبنی چشم‌پوشی کند و هرازچندگاهی از خودش بپرسد آیا حالا انگیزهٔ کافی برای حذف پنیر را هم در خود می‌بیند یا نه.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر کسی هنوز (به‌اشتباه) فکر می‌کند خوردن ماهی دو بار در ماه برایش ضروری است، به خوردن ماهی دو بار در ماه ادامه دهد ولی سایر محصولات حیوانی را حذف کند و هرازچندگاهی به تحقیق در مورد ضرورت یا عدم ضرورت خوردن ماهی بپردازد.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بدون شک «کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم»، ولی اگر ارادهٔ کافی برای این تغییرات را در خود نمی‌بینیم بهتر است اول نقد را بگیریم ولی دست از نسیه هم بر نداریم. با این رویه، به‌احتمال زیاد قدم‌به‌قدم به جایی فراتر از مرزهایی که در ابتدا فکر می‌کردیم می‌رسیم و حتی اگر به کمال مطلوب نرسیم باز هم قدمی در جهت کاهش آزار و استثمار حیوانات و نابودی محیط زیست توسط خودمان برداشته‌ایم که بی‌تردید بسیار بهتر از «هیچ» است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سیگنال‌های بدن را اشتباه تفسیر نکنیم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برخی از افراد بعد از روآوردن به گیاه‌خواری ادعا می‌کنند که بدنشان گوشت یا لبنیات را «طلب» می‌کند یا بدون خوردن این مواد احساس ضعف دارند. توجه کنیم که همین حس را بعد از پایان‌دادن به مصرف دخانیات یا شکر یا چربی فراوان هم داریم ولی آیا بدن ما واقعاً به این‌ها نیاز دارد یا چون مصرف این مواد را با لذت ربط داده‌ایم، دوست داریم سیگنال‌های بدن را این‌طور تفسیر کنیم؟ همین قضیه در مورد گیاه‌خواری هم صادق است. اگر تغذیهٔ گیاهی سالم را دنبال کنیم و در این راه ثابت‌قدم بمانیم، به‌زودی سیگنال‌های خوب واقعی مانند کاهش چربی خون و کلسترول بد، کاهش معضلات قلبی-عروقی، نیروی جنسی بیشتر، پوست جوان‌تر و زیباتر و غیره را از بدنمان دریافت خواهیم کرد که مشوقی برای ادامهٔ راه خواهند بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همین لحظه، میلیون‌ها حیوان بی‌دفاع در صف طولانی اعدام‌اند و ما تنها کسانی هستیم که می‌توانیم این صف را کوتاه و کوتاه‌تر کنیم تا روزی که صف اعدامی نباشد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/01/11/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b5%d9%81-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7/">ویگنیوئری و صف اعدامی که فقط ما می‌توانیم کوتاه و کوتاه‌ترش کنیم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/01/11/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%b5%d9%81-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%81%d9%82%d8%b7-%d9%85%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">19788</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کارآموزی در کشتارگاه</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/02/09/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/02/09/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Feb 2022 04:48:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[Christiane M. Haupt]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[تالین ساهاکیان]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[دامپروی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[کریستیانه ام هاپت]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاق‌گرایانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف مسئولانه]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17653</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوشتهٔ کریستیانه ام هاپت* برگردان: تالین ساهاکیان – آلمان توجه: در این مطلب وقایع روزمره در یک کشتارگاه بدون هیچ سانسور و حذفی توصیف شده است، و ممکن است برای برخی خوانندگان ناراحت‌کننده باشد. حتی برزبان‌آوردن عبارت حقوق حیوانات در این محل، غم‌انگیز است. روی تابلویی که بر روی سکوی شیب‌دار بتنی نصب شده است، نوشته شده «اینجا فقط حیواناتی پذیرفته می‌شوند که طبق قوانین حقوق حیوانات حمل و علامت‌گذاری شده‌اند.» در انتهای سکوی شیب‌دار بتنی،...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/02/09/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87/">کارآموزی در کشتارگاه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نوشتهٔ </span><span style="font-weight: 400;">کریستیانه ام هاپت*</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگردان: <a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">تالین ساهاکیان</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><i><span style="font-weight: 400;">توجه: در این مطلب وقایع روزمره در یک کشتارگاه بدون هیچ سانسور و حذفی توصیف شده است، و ممکن است برای برخی خوانندگان ناراحت‌کننده باشد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>حتی برزبان‌آوردن عبارت حقوق حیوانات در این محل، غم‌انگیز است.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روی تابلویی که بر روی سکوی شیب‌دار بتنی نصب شده است، نوشته شده «اینجا فقط حیواناتی پذیرفته می‌شوند که طبق قوانین حقوق حیوانات حمل و علامت‌گذاری شده‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در انتهای سکوی شیب‌دار بتنی، پیکر رنگ‌پریده و سفت‌شدهٔ یک خوک افتاده است. «بله، بعضی‌هاشون توی راه می‌میرند. سنکوپ می‌کنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چقدر شانس آوردم که کاپشن قدیمی‌ام را با خودم برداشته‌ام. با اینکه تازه اول اکتبر است، هوا به‌شدت سوز دارد، ولی دلیل یخ‌زدن من فقط این نیست. دست‌هایم را در داخل جیب‌های کاپشنم فرو می‌برم و در همان حال که سعی می‌کنم قیافهٔ دوستانه‌ای به خود بگیرم، به صحبت‌های مدیر کشتارگاه گوش کنم که برای من توضیح می‌دهد بر خلاف سابق، دام‌های زنده معاینه نمی‌شوند، فقط نگاهی به آن‌ها انداخته می‌شود. ۷۰۰ تا خوک در روز، چطور می‌شود همهٔ آن‌ها را معاینه کرد؟ او توضیح می‌دهد: «در هر صورت، اینجا حیوان مریضی نمی‌آرن. اگه حیوان مریضی بیارن، فوراً پس می‌فرستیم و فروشنده باید جریمهٔ سنگینی بپردازه. یه بار که این کارو کردیم، دیگه تکرار نمی‌کنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من برحسب وظیفه سرم را به‌علامت تأیید تکان می‌دهم. تحمل کن، فقط تحمل کن، تو باید این شش هفته را طاقت بیاوری. از او می‌پرسم چه اتفاقی برای خوک‌های مریض می‌افتد؟ «اون‌ها به کشتارگاه مخصوص فرستاده می‌شن.» او در مورد ضوابط و قوانین حمل‌و‌نقل و اینکه امروزه قوانین حقوق حیوانات دقیق‌ترند، توضیح می‌دهد، ولی حتی برزبان‌آوردن عبارت حقوق حیوانات در این محل غم‌انگیز است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17655" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-daniel-dan-7598916.jpg?resize=500%2C281" alt="کارآموزی در کشتارگاه - خاطرات کریستیانه ام هاپت، دامپزشکی در آلمان، از دورهٔ کارآموزی‌اش در یک کشتارگاه" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-daniel-dan-7598916.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-daniel-dan-7598916.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-daniel-dan-7598916.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اینجا اتفاقات غیر‌قابل‌بیانی می‌افتند که کسی دلش نمی‌خواهد در مورد آن‌ها چیزی بداند.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همین موقع، یک کامیون دوطبقهٔ مخصوص حمل دام که صدای آه و ناله و جیغ حیوانات از داخل آن به‌گوش می‌رسد، در کنار سکو پارک می‌کند. در تاریکی صبح، به‌سختی می‌توان جزئیات را دید. این منظره، چیزی غیرواقعی در خود دارد و فیلم‌های خبری هولناک از جنگ را جلوی چشمانم تداعی می‌کند، با آن چهره‌های رنگ‌پریده و وحشت‌زده روی سکوها در حالی‌که مردان مسلح آن‌ها را به جلو می‌راندند و ناگهان من در وسط داستان ایستاده‌‌ام. چنین چیزی را فقط می‌‌توان در کابوس‌های وحشتناک دید، کابوس‌هایی که باعث می‌شوند آدم شب غرق عرق از خواب بپرد. در میان مه و سرمای سوزناک و گرگ و میش کثیف این ساختمان شیطانی وصف‌ناپذیر، این سازهٔ مسطح و گمنام از بتن و فولاد و کاشی‌های سفید در انتهای جنگل یخ‌زده، اینجا اتفاقات غیر‌قابل‌بیانی می‌افتند که کسی دلش نمی‌خواهد در مورد آن‌ها چیزی بداند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جیغ‌ها اولین صداهایی‌اند که من هر روز صبح به‌محض ورود به اینجا می‌شنوم، جایی که باید شش هفته کارآموزی اجباری را در آن بگذرانم و تن‌ندادن به آن، به‌معنای ازدست‌رفتن پنج سال تحصیل و بربادرفتن آرزوهای آیندهٔ من است. به‌محض پیاده‌شدن از اتوبوس، صدای جیغ‌ خوک‌ها از دور به‌گوش می‌رسد. شش هفتهٔ تمام این جیغ‌ها در گوش‌های من زنگ خواهد زد، ساعت به ساعت، بی‌وقفه. تحمل کن. برای تو زمانی این تمام می‌شود، اما برای حیوانات، هرگز.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ولی همه‌چیز در من، هر ذره و هر فکری می‌خواهد از اینجا فرار کند، می‌خواهد انقلاب کند، هر ذرهٔ من پر از وحشت است و علم به این ناتوانی: اجبار به دیدن و ناتوانی از انجام کاری در برابر آن و آن‌ها تو را مجبور خواهند کرد همکاری کنی و به خون آغشته شوی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چیزی از پشت به کاسهٔ زانوی من می‌خورد. به عقب برمی‌گردم و چشمانم با یک جفت چشم آبی تلاقی می‌کند.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">یک حیاط خالی، تعدادی ماشین مجهز به یخچال در حالی‌که جنازه‌های نصف‌شدهٔ خوک‌ها به قلاب‌های آن‌ها آویزان‌اند و درهای نورانی. اینجا همه‌چیز به‌طور وحشتناکی تمیز است. این درِ جلو است. من دنبال درِ ورودی‌ام </span><span style="font-weight: 400;">که در کنار ساخت</span><span style="font-weight: 400;">مان است. دو ماشین حمل دام در حالی‌که نور زرد خود را روشن کرده‌اند، از کنار من می‌گذرند. از دور، نور کم‌رنگ یک پنجره، راه را به من نشان می‌دهد. چند پله، و داخل می‌شوم. اینجا همه‌جا با کاشی‌های سفید پوشانده شده است. هیچ‌کس نیست. یک راهروی سفید، و به رختکن بانوان می‌رسم. ساعت تقریباً هفت صبح است. لباس‌هایم را عوض می‌کنم: سفید، سفید و سفید. کلاه محافظی که از دوستانم قرض کرده‌ام، روی موهای لَختم به جلو و عقب می‌لغزد. گالوش‌ها خیلی بزرگ‌اند. دوباره وارد راهرو می‌شوم و چیزی نمانده با دامپزشکی تصادف کنم. چه آشنایی عجیبی. «من کارآموز جدیدم.» در مورد ضوابط توضیح می‌دهد. «یه چیز گرم بپوشین، پیش مدیر برین و گواهی سلامت خودتونو بهش بدین. دکتر فلانی به شما می‌گه از کجا شروع کنین.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر، مردی خوش‌مشرب است و از خاطرات خوش گذشته می‌گوید، وقتی اینجا هنوز یک کشتارگاه خصوصی نبود، ولی متأسفانه این مکالمه هم تمام می‌شود و او تصمیم می‌گیرد شخصاً کشتارگاه را به من نشان بدهد و به‌روی سکو می‌رویم. در طرف راست، جعبه‌های بتنی با میله‌های آهنی قرار دارند. تعدادی از جعبه‌ها با خوک‌ها پر شده‌اند. «ما اینجا ساعت پنج صبح شروع می‌کنیم.» اینجا و آنجا خوک‌ها با سر به همدیگر می‌خورند یا با هم دعوا می‌کنند. چند خوک نر کنجکاو، سرشان را از میله‌ها بیرون آورده‌اند، بعضی‌ها با چشم‌های بامزه و بعضی‌ها مضطرب و گیج. خوک ماده‌ای با شتاب به‌طرف خوک دیگری می‌رود. مدیر چوبی برمی‌دارد و چند بار بر سر او ضربه می‌زند. «اگه این کارو نکنم، گاهی همدیگه رو بدجوری گاز می‌گیرند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پایین ما، یک ماشین حمل دام در کنار سکو ایستاده و دریچهٔ چوبی را پایین داده است. خوک‌هایی که در ردیف جلو قرار دارند، از ورود بر روی پل بین ماشین و سکو می‌ترسند و عقب‌عقب می‌روند، ولی یکی از کارگران از پشت، با شلاقی پلاستیکی ضربه‌های محکمی بر پیکر آن‌ها وارد می‌کند. بعداً نباید از دیدن آن‌همه ردّ قرمز بر روی جنازه‌ها تعجب کنم. مدیر می‌گوید: «استفاده از شوک الکتریکی برای خوک‌ها ممنوعه.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند خوک، نامطمئن و لرزان بر روی پلِ بین کامیون و سکو قدم می‌گذارند و بقیه دنبالشان می‌آیند. پای یکی از خوک‌ها به داخل فضای خالی بین دریچه و سکو می‌لغزد، دوباره بالا می‌آید و لنگان به‌راه خود ادامه می‌دهد. آن‌ها به‌داخل جعبه‌ای که هنوز خالی است، هدایت می‌شوند. وقتی به پیچی می‌رسند، خوک‌های ردیف جلو از شدت ترس می‌ایستند، ولی کارگر در حال فحش‌دادن، خوک‌های ردیف پشتی را کتک می‌زند و آن‌ها وحشت‌زده سعی می‌کنند از روی خوک‌های جلویی بپرند. مدیر، سرش را تکان می‌دهد: «احمق‌ها! واقعاً احمق‌اند. چند بار تا حالا به این‌ها گفتم کتک‌زدن خوک‌های ردیف پشتی نتیجه‌ای نداره.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17656" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/PIG_1.jpg?resize=375%2C500" alt="کارآموزی در کشتارگاه - خاطرات کریستیانه ام هاپت، دامپزشکی در آلمان، از دورهٔ کارآموزی‌اش در یک کشتارگاه" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/PIG_1.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/PIG_1.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همان حال که این نمایش را دنبال می‌کنم و فکر می‌کنم نه این واقعیت ندارد، این باید یک کابوس باشد، مدیر با رانندهٔ کامیون دیگری که همین حالا از راه رسیده و برای خالی‌کردن خوک‌ها آماده می‌شود، سلام و احوالپرسی می‌کند. دلیل این را که خوک‌های این کامیون سریع‌تر خارج می‌شوند، ولی صدای جیغ‌هایشان بلندتر از کامیون قبلی است، تازه وقتی متوجه می‌شوم که چشمم به کارگر دوم می‌افتد که با یک دستگاه شوک الکتریکی به‌هر حیوانی که به‌اندازهٔ کافی سریع نیست، شوک می‌زند. من اول به مرد و بعد به مدیر خیره می‌شوم. مدیر سرش را تکان می‌دهد و خطاب به مرد می‌گوید: «حتماً می‌دونین که استفاده از شوک الکتریکی برای خوک‌ها ممنوعه.» مرد با ناباوری نگاهی به ما می‌اندازد و دستگاه را داخل جیبش می‌گذارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چیزی از پشت به کاسهٔ زانوی من می‌خورد. به عقب برمی‌گردم و چشمانم با یک جفت چشم آبی تلاقی می‌کند. خیلی از حیوان‌دوستان را دیده‌ام که از چشم‌های پرروح گربه‌ها یا نگاه پر از وفای سگ‌ها می‌گویند، ولی چه کسی می‌خواهد از کنجکاوی و بصیرتی که در چشم‌های یک خوک موج می‌زند، حرف بزند؟ به‌زودی، این چشم‌ها را طور دیگری تجربه خواهم کرد؛ در حالی‌که ترس در آن‌ها فریاد می‌زند، در حالی‌که از شدت درد بی‌حرکت مانده‌اند و بعد بدون نگاه، شکسته و از حدقه‌ها خارج شده، روی زمین خونین افتاده‌اند. فکری به تیزی یک چاقو در ذهن من تیر می‌کشد، فکری که در هفته‌های آینده چندصد بار در ذهن من مرتب تکرار خواهد شد: گوشت‌خوردن یک جنایت است، یک جنایت… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر مرا به‌طرف کشتارگاه می‌برد و از اتاق استراحت شروع می‌کند؛ پنجره‌ای باز به‌طرف سالن جنازه‌ها و نقاله‌ای که پیکرهای نصف‌شده و خونین خوک‌ها روی آن در حرکت‌اند، بدون پایان… دو نفر از کارکنان، بدون توجه به آنچه در سالن اتفاق می‌افتد، دارند صبحانه می‌خورند: ساندویچ سوسیس. لباس‌های سفید هر دو خون‌آلود است و زیر گالوش یکی از آن‌ها تکهٔ کوچکی گوشت چسبیده است. اینجا صداهای حیوانات کمی خفه‌تر به‌گوش می‌رسند، صداهایی که هنگام بازدید از سالن کرکننده می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی وارد سالن می‌شویم، یک‌باره همه‌چیز با هم به‌طرف من هجوم می‌آورد. صدای تق‌تق و چلق‌چلوق ماشین‌آلات، بوی تهوع‌آور موها و پوست سوخته، جنازه‌هایی که از ستون فقرات نصف می‌شوند، پیکرهای نصف‌شدهٔ آویزان بدون چشم و با ماهیچه‌های لرزان. تکه‌های گوشت و اندام‌هایی که چلپ‌کنان در کانال پر از خون می‌افتند، طوری که مایع تهوع‌آور داخل آن به‌اطراف می‌پاشد. تکه‌های کوچک پرچرب گوشت روی زمین، که باعث می‌شوند آدم سُر بخورد. آدم‌هایی با لباس‌های سفید که از روی آن‌ها خون می‌چکد. زیر کلاه‌های محافظ یا کلاه‌های نقاب‌دار، چهره‌هایی که آدم همه‌جا می‌بیند: در مترو، در سینما، در سوپرمارکت. آدم انتظار دارد زیر این کلاه‌ها چهرهٔ یک هیولا را ببیند، ولی این چهرهٔ همان پیرمرد مهربان است، همان مرد جوان زمخت در خیابان، همان مرد مرتب داخل بانک. همه با خوش‌رویی به من سلام می‌کنند. مدیر، سالن کشتار گاوها را به من نشان می‌دهد که امروز خالی است. «سه‌شنبه‌ها نوبت گاوهاست.» او مرا به خانمی می‌سپارد و می‌رود چون کار دارد. «می‌تونین خودتون برین سالن کشتارو ببینین.» سه هفته طول می‌کشد تا من جرئت بازدید از سالن کشتار را پیدا کنم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17658" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-mark-stebnicki-7931828.jpg?resize=500%2C281" alt="کارآموزی در کشتارگاه - خاطرات کریستیانه ام هاپت، دامپزشکی در آلمان، از دورهٔ کارآموزی‌اش در یک کشتارگاه" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-mark-stebnicki-7931828.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-mark-stebnicki-7931828.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-mark-stebnicki-7931828.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>به‌مرور زمان، من به مهره‌ای کوچک در این ماشین وحشتناک مرگ تبدیل می‌شوم.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز اول، به من مهلت می‌دهند تا به‌آرامی شروع کنم. در اتاق کوچکی کنار اتاق استراحت می‌نشینم و ساعت‌ها تکه‌های کوچک گوشت را از داخل سطل پر از نمونه‌های آزمایشی بر می‌دارم تا آزمایش کنم. سطل، مرتب توسط دست‌های خونین از سالن کشتارگاه پر می‌شود. هر تکه، نمونه‌ای از یک حیوان است. برای آزمایش تریشینلا (نوعی انگل) گوشت‌ها خرد می‌شوند، به‌داخل اسید هیدروکلریک انداخته می‌شوند و پخته می‌شوند. تریشینلا وجود ندارد، ولی قانون می‌گوید باید آزمایش کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز بعد، خود من هم جزئی از ماشین غول‌آسای شقه‌کردن می‌شوم. «اینجا، بقیهٔ لوزه و استخوان فک رو جدا کنین. گاهی سُم کاملاً جدا نشده، اون رو هم جدا کنین.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و من شروع به بریدن می‌کنم، باید سریع باشم چون جنازه‌ها روی نقاله در حرکت‌اند و این تمامی ندارد. کارکنان دیگر، بقیهٔ قسمت‌ها را جدا می‌کنند. وقتی همکار بغلی با شتاب، تکه‌ای را در کانال می‌اندازد یا وقتی خون زیادی در کانال جمع می‌شود، این مایع تا صورت من می‌پاشد. سعی می‌کنم به‌طرف دیگر بروم، ولی آن‌طرف ارّه‌ای مجهز به آب‌پاش، تکه‌های بزرگ اجساد را می‌بُرَد. غیرممکن است که اینجا بایستی و تا مغز استخوان خیس نشوی. دندان‌هایم را به‌هم فشار‌‌ می‌دهم، باید عجله کنم، وقتی برای فکرکردن به وحشت این مکان وجود ندارد، مخصوصاً اگر قرار باشد مراقب باشم که انگشت‌هایم را نبرم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز بعد، از دانشجویی که قبلاً دورهٔ کارآموزی را گذرانده است، یک جفت دستکش محافظ در برابر چاقو قرض می‌گیرم و دیگر، خوک‌هایی را که از روبروی من رد می‌شوند، نمی‌شمارم. دیگر دستکش پلاستیکی هم نمی‌پوشم. اگرچه لمس‌کردن اجساد گرم با دست خالی چندش‌آور است، ولی از آنجا که آدم تا شانه‌ها در خون و مایعات بدن غلت می‌خورد، در هر صورت این ترکیب چسبنده از مایعات بدن حیوانات وارد دستکش‌ها می‌شود. این‌همه تلاش برای ساختن فیلم‌های وحشتناک برای چیست، وقتی اینجا وجود دارد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چاقو خیلی زود کند می‌شود. پیرمرد مهربان که زمانی ناظر گوشت بوده، با اشاره به من می‌گوید: «بدین به من. من براتون تیزش می‌کنم.» وقتی با چاقوی تیزکرده برمی‌گردد، کمی از این‌طرف و آن‌طرف حرف می‌زند، با من شوخی می‌کند و بعد سر کارش برمی‌گردد. او بعدها هم مرا زیر پر و بال خود می‌گیرد و سعی می‌کند کار در کنار نقاله را برای من راحت‌تر کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به من می‌گوید: «تو از چیزی که اینجا اتفاق می‌افته خوشت نمی‌آد. من این رو می‌بینم، ولی باید طاقت بیاری.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌نظر من او نامهربان نمی‌آید. او تمام تلاشش را می‌کند که اینجا برای من قابل‌تحمل‌تر باشد. حتی بقیه هم سعی می‌کنند به من کمک کنند. بله آن‌ها دربارهٔ کارآموزهایی که همگی قبل از من ابتدا در حالت شوک و سپس با دندان‌های فشرده روی هم سعی کرده‌اند دورهٔ کارآموزی‌شان را بگذرانند، شوخی می‌کنند، ولی نیّت بدی ندارند و هرگز کارآموزها را اذیت نمی‌کنند. غیر از چند استثنا، بقیهٔ کارکنان اینجا «بی‌رحم» به‌نظر نمی‌رسند. آن‌ها فقط کرخ‌اند، همان‌طور که من با گذشت زمان کرخ می‌شوم. این مکانیزمی برای محافظت از خود است. در غیر این‌صورت، آدم نمی‌تواند اینجا تاب بیاورد. نه، «بی‌رحم» کسانی‌اند که سفارش این قتل‌عام روزانه را می‌دهند، کسانی که فقط برای ارضای هوس خود به گوشت، یک زندگی فلاکت‌بار و پایانی بس فلاکت‌بارتر را برای حیوانات رقم زده‌اند و کاری تحقیرآمیز و خشن را به انسان‌های دیگر تحمیل کرده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌مرور زمان، من به مهره‌ای کوچک در این ماشین وحشتناک مرگ تبدیل می‌شوم. در ساعاتی که نمی‌خواهند به‌پایان برسند، زمانی فرا می‌رسد که حرکات دست، مکانیکی و دردآور می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز دوم یا سوم، وقتی می‌بینم خوک‌های خون‌ریزی‌کرده و ارّه‌شده هنوز تکان می‌خورند یا دُمشان می‌جنبد، قدرت حرکت ندارم. داد می‌زنم: «اون‌ها… اون‌ها هنوز تکون می‌خورند… » با اینکه می‌دانم این حرکات فقط حرکات عصبی‌اند. دامپزشک مسئول، نیشخندی می‌زند و می‌گوید: «اوه، یک نفر کارشو درست انجام نداده، این هنوز درست نمرده!» این حرکات عصبی در خوک‌های ارّه‌شده در سرتاسر نقاله همه‌جا به‌چشم می‌خورند. یک تونل وحشت. دیدن این صحنه مرا تا مغز استخوان منجمد می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بعداً او را دیدم وقتی تکه‌شده و روی نقاله به من رسید. ماهیچهٔ پای او از هر دو طرف پاره بود. خوک شمارهٔ ۵۳۰ در آن روز.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در خانه، روی تخت دراز می‌کشم و به سقف چشم می‌دوزم. ساعت‌ها. هر روز. اطرافیانم از دستم کلافه شده‌اند. «این‌قدر سرد نباش. لبخند بزن. خودت می‌خواستی دامپزشک بشی.» من می‌خواستم پزشک حیوانات بشوم، نه جلاد حیوانات. دیگر نمی‌توانم. این حرف‌های لعنتی. این بی‌تفاوتی. این ناگزیردانستنِ کشتار. می‌خواهم حرف بزنم، باید حرف بزنم. دارم خفه می‌شوم. از خوکی می‌خواهم بگویم که نمی‌توانست حرکت کند و با پاهای عقب بازشده از هم روی کف زمین نشسته بود. اینکه آن‌قدر به او کتک و لگد زدند تا بالاخره او را به‌داخل جعبهٔ اعدام بردند. بعداً او را دیدم وقتی تکه‌شده و روی نقاله به من رسید. ماهیچهٔ پای او از هر دو طرف پاره بود. خوک شمارهٔ ۵۳۰ در آن روز. من هرگز این عدد را فراموش نمی‌کنم. می‌خواهم از روزهای کشتار گاوها بگویم. از آن چشم‌های قهوه‌ای ملایم که پر از ترس‌اند. از فرارها تعریف کنم، از کتک‌ها و فحش‌ها، تا بالاخره حیوان داخل جعبهٔ آهنیِ مخصوص شلیک در سر (برای گیج‌کردن حیوان) قرار می‌گیرد با پنجره‌ای به‌طرف سالن کشتارگاه، جایی که پوست همنوعانش کنده و پیکر آن‌ها تکه‌تکه می‌شود. سپس آن شلیک مرگبار و یک لحظه بعد آن‌ها از یکی از پاهای عقب خود آویزان‌اند و به‌صورت عمودی بالا کشیده می‌شوند در حالی‌که در طرف پایین، سر آن‌ها بریده می‌شود. و حتی بدون سر و در حالی‌که دریای خون سرازیر شده است، بدن آن‌ها همچنان تکان می‌خورد. همچنان پاها به‌هم می‌خورند… می‌خواهم از بوی بد چسبناک وقتی پوست از بدن جدا می‌شود بگویم، از حرکت اتوماتیک‌وار انگشت هنگام بیرون‌آوردن تخم چشم‌ها و گم‌شدن چشم‌ها در سوراخ «زباله‌ها»، از سرسرهٔ آلومینیومی خون‌آلودی که اعضای داخلی جداشده از جنازه‌ها به‌جز جگر، قلب، ریه‌ها و زبان که قابل استفاده‌اند، بر روی آن انداخته می‌شوند و در داخل زباله‌دانی مکنده گم می‌شوند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17659" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-yan-krukov-5216141.jpg?resize=500%2C333" alt="کارآموزی در کشتارگاه - خاطرات کریستیانه ام هاپت، دامپزشکی در آلمان، از دورهٔ کارآموزی‌اش در یک کشتارگاه" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-yan-krukov-5216141.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-yan-krukov-5216141.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/pexels-yan-krukov-5216141.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>او با آن چشم‌های فوق‌العاده بزرگ به من نگاه می‌کند و من با چشم خودم می‌بینم که گاوها هم اشک می‌ریزند.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌خواهم تعریف کنم که هرازچندگاهی لای این کوه خونین چسبناک، یک رحِم باردار پیدا می‌شود. من جنین گوساله‌های کامل را در همهٔ سنین دیده‌ام، ظریف و لخت با چشم‌های بسته داخل کیسهٔ جنینی‌ای که دیگر نمی‌توانست از آن‌ها محافظت کند. کوچک‌ترین آن‌ها به‌اندازهٔ یک نوزاد گربه بود و با این حال، یک گاو مینیاتور کامل، و بزرگ‌ترین آن‌ها یک جنین بزرگ بود که با مو پوشیده بود، قهوه‌ای و سفید، با مژه‌های بلند ابریشمی، تنها چند هفته مانده به تولد. دامپزشکی که آن روز آنجا بود، به من گفت: «آیا این معجزهٔ طبیعت نیست؟» و رحم را با جنینِ داخل آن توی سطل زبالهٔ مکنده انداخت. حالا دیگر مطمئن‌ام که غیرممکن است خدایی وجود داشته باشد، خدایی که یک نگاه به این پایین نمی‌اندازد و جلوی این‌همه خشونت را که دوباره و دوباره تکرار می‌شود، نمی‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای آن گاو نحیفی هم که وقتی ساعت هفت صبح به آنجا می‌رسم، منقبض و لرزان در راهروی پهنی که به جعبهٔ مخصوص گیج‌کردن منتهی می‌شود افتاده، خدا یا کس دیگری وجود ندارد تا به او مرگی سریع بدهد. اول باید حیوانات دیگر کشته شوند. وقتی موقع ظهر از آنجا رد می‌شوم او هنوز آنجاست و می‌لرزد. هنوز کسی او را خلاص نکرده است. افسار او را که در گوشتش فرو رفته است، شُل می‌کنم و پیشانیش را نوازش می‌کنم. او با آن چشم‌های فوق‌العاده بزرگ به من نگاه می‌کند و من با چشم خودم می‌بینم که گاوها هم اشک می‌ریزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دست‌های من، لباس من، پیش‌بند من و گالوش‌های من آغشته به خون همنوعان او است. من ساعت‌ها کنار نقاله ایستاده‌ام و قلب‌ها و شش‌ها و جگرها را خارج کرده‌ام. قبلاً به من گفته بودند که «با گاوها، کثیف‌کاری بیشتر است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌ها چیزهایی است که می‌خواهم تعریف کنم، نمی‌خواهم آن‌ها را به‌تنهایی به‌دوش بکشم، ولی کسی نمی‌خواهد آن‌ها را بشنود. نه اینکه به‌اندازهٔ کافی این جمله را نشنیده‌ام «توی کشتارگاه چطوره؟ من که نمی‌تونستم این کارو بکنم!» من ناخن‌هایم را در کف دستانم فرو می‌برم تا به‌صورت این آدم‌ها سیلی نزنم یا گوشی تلفن را از پنجره به بیرون پرتاب نکنم. می‌خواهم فریاد بکشم، ولی خیلی وقت است تمام چیزهایی که هر روز می‌بینم، هر صدایی را در گلویم خفه کرده است. هیچ‌کس نپرسیده آیا من واقعاً می‌توانم این کار را انجام دهم. واکنش‌های سرسری بدترند. «بله خیلی وحشتناکه، ما که کم گوشت می‌خوریم.» بعضی‌ها هم می‌گویند «تو باید طاقت بیاری، به‌زودی پشت سر گذاشتی‌ش.» این برای من، یکی از بدترین، ظالمانه‌ترین و خودخواهانه‌ترین حرف‌هاست، چون قتل‌عام ادامه دارد، هر روز فکر می‌کنم هیچ‌کس نمی‌فهمد که مشکل من خیلی بیشتر از آنکه گذراندن این شش هفته باشد، این است که این قتل‌عام میلیونی وحشتناک اتفاق می‌افتد و تمام کسانی که گوشت می‌خورند، مسبّب آن‌اند. صحبت‌های کسانی که می‌گویند حیوانات را دوست دارند، ولی گوشت می‌خورند، برایم حتی غیرقابل‌‌هضم‌تر از گذشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جملهٔ «بس کن. اشتهای من رو کور نکن.» را بیش از یک‌بار شنیده‌ام که به این جمله ختم شده: «تو یه تروریستی؟! هر آدم نرمالی به حرف‌هات می‌خنده.» در چنین لحظاتی، آدم چقدر احساس تنهایی می‌کند. گاهی به جنین گاوی که با خود به منزل آورده‌ام و در فُرمالین انداخته‌ام، نگاه می‌کنم. بگذار «آدم‌های نرمال» بخندند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اگر می‌خواستم واژهٔ «ترس» را نقاشی کنم، خوک‌هایی را نقاشی می‌کردم که به این سلول‌ها آورده شده‌اند و در پشت سرشان بسته شده است. چشم‌های آن‌ها را نقاشی می‌کردم، چشم‌هایی که هرگز فراموش نخواهم کرد. چشم‌هایی که هر کسی که هوس گوشت می‌‌کند، باید در آن‌ها نگاه کند.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی آدم با این‌همه مرگ خشونت‌بار احاطه شده است، همه‌چیز برایش ناملموس می‌شود و زندگی خود آدم بی‌نهایت بی‌معنا به‌نظر می‌رسد. زمانی فرا می‌رسد که آدم به خوک‌های تکه‌شده نگاه می‌کند و از خود می‌پرسد: اگر این‌ها آدم بودند، فرقی می‌کرد؟ پیکر قرمز خوک‌ها، آدم را به‌یاد پیکرهای سوخته در سواحل تفریحی آفتابی می‌‌اندازد و جیغ‌های بی‌پایان خوک‌ها هنگام احساس نزدیک‌شدن به مرگ، می‌توانست صدای جیغ زنان و بچه‌ها در ساحل باشد. ولی این کرخی زیاد دوام نمی‌آورد. باز هم زمانی فرا می‌رسد که فکر می‌کنی این جیغ‌ها باید تمام شوند و امیدواری که مسئول گیج‌کردن حیوانات، سریع کار خود را با شوک الکتریکی (برای گیج‌کردن حیوان) تمام کند تا بالاخره همه‌چیز تمام شود. یکی از دامپزشکان، یک‌بار به من گفت بعضی‌ها بی‌سروصدا می‌میرند در حالی‌که بعضی‌ها آنجا می‌ایستند و کاملاً بی‌دلیل جیغ می‌زنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من اینجا با چشم خودم می‌بینم که چطور آن‌ها آنجا می‌‌ایستند و «کاملاً بی‌دلیل» فریاد می‌کشند. بیش از نصف دورهٔ کارآموزی گذشته، وقتی برای اولین بار وارد سالن کشتار می‌شوم، برای آنکه بعداً بتوانم بگویم «من دیده‌ام.» اینجا آخر راهی است که شروعش سکوی پیاده‌کردن حیوانات از کامیون‌ها بود. یک راهروی خالی که به سلول‌های انتظار منتهی می‌شود. هر سلول انتظار، گنجایش ۴ یا ۵ خوک را دارد. اگر می‌خواستم واژهٔ «ترس» را نقاشی کنم، خوک‌هایی را نقاشی می‌کردم که به این سلول‌ها آورده شده‌اند و در پشت سرشان بسته شده است. چشم‌های آن‌ها را نقاشی می‌کردم، چشم‌هایی که هرگز فراموش نخواهم کرد. چشم‌هایی که هر کسی که هوس گوشت می‌‌کند، باید در آن‌ها نگاه کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17657" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/PIG.jpg?resize=500%2C333" alt="کارآموزی در کشتارگاه - خاطرات کریستیانه ام هاپت، دامپزشکی در آلمان، از دورهٔ کارآموزی‌اش در یک کشتارگاه" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/PIG.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/PIG.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/02/PIG.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با کمک شلنگی پلاستیکی خوک‌ها از هم جدا می‌شوند. هر بار یکی از آن‌ها بر روی جایگاهی که از هر چهار طرف بسته شده، رانده می‌شود. خوک شروع به جیغ‌زدن می‌کند و سعی می‌کند به عقب برگردد و کارگر مربوطه باید با عجله درِ الکتریکی را ببندد. با فشار دکمه‌آی، کف جایگاه با نوعی سورتمهٔ متحرک جایگزین می‌شود که حیوان را به جعبهٔ بعدی منتقل می‌کند. قصابی که در آنجا ایستاده و من اسمش را «فرانکشتاین» گذاشته‌ام، الکترودهای گیج‌کننده را روی سر خوک می‌گذارد. مدیر کشتارگاه قبلاً برای من توضیح داده است که اینجا از گیجی سه نقطه‌ای استفاده می‌شود. درِ پایین باز می‌شود و خوک در حالی که می‌لرزد بر روی سرسرهٔ آغشته به خون قرار می‌گیرد، در حالی‌که پاهایش به‌سرعت وول می‌خورند. اینجا یک قصاب دیگر منتظر است. او چاقو را در گلو فرو می‌کند و موج خون غلیظ به بیرون می‌جهد و پیکر خوک دوباره به‌طرف جلو سُر می‌خورد. چند ثانیه بعد، پای عقب حیوان به زنجیری آهنی بسته می‌شود و به‌صورت عمودی بالا کشیده می‌شود. قصاب، چاقو را پایین می‌گذارد. شیشهٔ نوشابهٔ کولا را از روی زمینی که تا ارتفاع یک سانتیمتر پر ز خون است، بر می‌دارد و جرعه‌ای از آن می‌نوشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من جنازهٔ آویزان را که در حال خون‌ریزی است، دنبال می‌کنم. جنازه به «جهنم» وارد می‌شود. این اسمی است که من به این اتاق داده‌ام. این اتاق دیوارهای بلند دارد، سیاه است و پر از بوی بد و آتش است. پس از پشت‌ِسر‌گذاشتن چند پیچ‌وخم آغشته به خون، جسد به کوره‌ای بزرگ می‌رسد. اینجا موها سوزانده می‌شوند. حیوانات از بالا به‌داخل آن انداخته می‌شوند و به‌طرف داخل ماشین کشیده می‌شوند. می‌توان دید که آتش روشن می‌شود و پیکر حیوانات، رقص‌کنان برای چند ثانیه داخل آن به این‌سو و آن‌سو می‌چرخند. آن‌سوی کوره یک میز قرار دارد که بدن حیوانات پس از بیرون‌آمدن از کوره روی آن می‌‌افتد و دو کارگر موهای باقیمانده را می‌کَننَد، چشم‌ها را در می‌‌آورند و سُم‌ها را جدا می‌کنند. این کار فقط یک ثانیه طول می‌کشد. اینجا با شتاب و هماهنگی کار می‌شود. حیوانات دوباره آویزان می‌شوند و با نقاله به اتاق درخشانی برده می‌شوند که مثل یک مشعل طراحی شده است. بویی مشمئز‌کننده به مشام می‌رسد و شعله‌های فراوانی از هر طرف بر روی جنازه می‌تابند. نقاله به حرکت خود ادامه می‌دهد و جنازه‌ها را به سالن بعدی منتقل می‌کند، جایی که من سه هفتهٔ گذشته را در آن گذرانده‌ام. در نقالهٔ بالا اندام‌های بالا خارج می‌شوند: زبان معاینه می‌شود، لوزه‌ها و مری بریده می‌شود، غدد لنفاوی خارج می‌شوند، ریه‌ها به داخل زباله‌دانی انداخته می‌شوند، مجاری ریه‌ها و قلب باز می‌شوند، برای تست «تریشینلا» نمونه‌بردای می‌شود، کیسهٔ صفرا جدا می‌شود و جگر از نظر ابتلا به کرم آزمایش می‌شود. بسیاری از خوک‌ها کرم دارند و جگرشان از توده‌های کرم پر است و باید دور انداخته شود. اندام‌های دیگر مثل معده، روده و دستگاه تناسلی به داخل زباله‌ها انداخته می‌شوند. در نقالهٔ پایین، روی بقیهٔ بدن کار می‌شود: بدن تکه‌تکه می‌شود، مفصل‌ها جدا می‌شوند، مقعد و کلیه‌ها جدا می‌شوند، مغز و مایع نخاعی زدوده می‌شود،… سپس بر روی شانه‌ها، کمر، شکم و ران‌ها مهر زده می‌شود، وزن می‌شود و به سالن یخچال‌ها منتقل می‌شود. حیواناتی که برای مصرف مناسب نیستند، «توقیف موقت» می‌شوند. «مُهرزدن» به کارگرهای کم‌تجربه سپرده می‌شود. بدن‌های نیمه‌گرم در پایان نقاله در ارتفاع بسیار بالا آویزان‌اند و اگر کسی نمی‌خواهد با آن‌ها برخورد کند، باید عجله کند، چون قبل از رسیدن به ترازو پیکرهای نیمه با نیروی خیلی زیاد به‌هم برخورد می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمی‌خواهم به تعداد دفعاتی فکر کنم که این روزها به ساعت دیواری اتاق استراحت نگاه می‌کنم. بدون شک هیچ ساعتی در دنیا آهسته‌تر از این ساعت پیش نمی‌رود. هر روز ظهر، استراحت کوتاهی داریم. من نفس‌زنان و با عجله به دستشویی می‌روم تا خون‌ها و تکه‌های گوشت را از سر و رویم پاک کنم. فکر می‌کنم این مایعات و بوها برای همیشه به من چسبیده‌اند. می‌خواهم بیرون بروم، فقط بیرون. هرگز نتوانسته‌ام در این محل ذره‌ای غذا بخورم. هر چقدر هم هوا سرد باشد، تا پرچین‌ها جلو می‌روم و به مزارع اطراف و حاشیهٔ جنگل چشم می‌دوزم و کلاغ‌ها را زیر نظر می‌گیرم یا سراغ قنادی کوچکی در مرکز خریدی که در این نزدیکی است، می‌روم و با یک قهوه خودم را گرم می‌کنم. بیست دقیقه بعد باید دوباره سر نقاله باشم. گوشت‌خوردن یک جنایت است. کسی که گوشت می‌خورد دیگر هیچ‌وقت نمی‌تواند دوست من باشد. هرگز. دیگر هرگز. تمام کسانی را که گوشت می‌خورند، باید به اینجا بفرستند، همه باید همه‌چیز را ببینند از اول تا آخر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۳٬۷۰۰ بار فقط در این یک هفته و فقط در این کشتارگاه. آیا انسان‌بودن به‌معنای خودداری و نه‌گفتن به سفارش یک قتل‌عام نیست؟ آن هم برای یک تکه گوشت؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من اینجا نیستم چون می‌خواستم دامپزشک بشوم. من اینجا هستم چون مردم می‌خواهند گوشت بخورند و فقط این هم نیست: برای اینکه آن‌ها یک عده ترسو هستند. گوشت استریل بسته‌بندی‌شده در سوپرمارکت دیگر چشمی ندارد که پر از ترسِ مرگ باشد، گوشت بسته‌بندی‌شده در سوپرمارکت دیگر جیغ نمی‌زند. تمام این افراد خود را از دیدن این‌ها معاف می‌کنند. همان‌هایی که می‌گویند «من نمی‌تونستم همچین کاری بکنم!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک‌بار دامداری محلی نمونه‌های گوشت خود را برای آزمایش انگل «تریشینلا» پیش ما آورده بود. او پسرش را هم همراه خود آورده بود، شاید ده یا یازده ساله. من می‌دیدم که پسر در حالی‌که دماغ خود را روی شیشهٔ پنجره فشار داده است، به داخل نگاه می‌کند و با خودم فکر کردم: اگر بچه‌ها تمام این حیوانات مرده را می‌دیدند، آیا امید بیشتری به آینده نبود؟ من می‌توانستم صدای پسر را به‌وضوح بشنوم که خطاب به پدر خود فریاد می‌زد «بابا، نگاه کن! باحاله! یه ارهٔ بزرگ.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شب، برنامهٔ تلویزیونی «پروندهٔ XY» در مورد یک جنایت گزارش می‌کند. قتل دختری جوان که کشته و تکه‌تکه شده است و از انزجار و ناباوری مردم دربارهٔ این جنایت می‌گوید. بی‌اختیار می‌گویم «چنین چیزی را من ۳٬۷۰۰ بار فقط در این هفته دیده‌ام.» حالا دیگر من نه تنها تروریست‌ام، بلکه از نظر روانی هم مشکل دارم، چون نه فقط قتل یک انسان بلکه قتل تمام این حیوانات را هم وحشتناک و منزجرکننده می‌دانم. ۳٬۷۰۰ بار فقط در این یک هفته و فقط در این کشتارگاه. آیا انسان‌بودن به‌معنای خودداری و نه‌گفتن به سفارش یک قتل‌عام نیست؟ آن هم برای یک تکه گوشت؟ چه دنیای عجیبی. شاید آن گوساله‌هایی که در رحم مادر خود مردند، از دست ما آدم‌ها نجات پیدا کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جهنم زیر پای ماست و این جهنم هزاران بار بدتر و بزرگ‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم، جهنمی که هر روز برپاست. ولی کاری هست که هر کدام از ما می‌توانیم انجام دهیم: بگوییم نه. نه، نه و دوباره نه!</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بالاخره روز آخر از این روزها که قصد تمام‌شدن نداشتند، فرا می‌رسد. من گواهی پایان دورهٔ کارآموزی را در دست دارم، تکه‌ای کاغذ که گران‌تر از هر چیز دیگری در زندگی برایم تمام شده است. در پشت سرم بسته می‌شود. آفتاب بی‌جان نوامبر بر صورت من و حیاط خالی کشتارگاه می‌تابد. در حالی‌که از خیابان رد می‌شوم، یک کامیون دوطبقهٔ حمل دام را می‌بینم که به‌طرف در ورودی کشتارگاه می‌رود. خوک‌ها در هر دو طبقه، تنگِ هم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به پشت سرم نگاه نمی‌کنم. می‌خواهم فراموش کنم تا بتوانم به زندگی‌ام ادامه دهم. مبارزه‌کردن را به دیگران واگذار می‌کنم. اینجا تمام نیرو، اراده و میل به زندگی را از من گرفته است و به‌جای آن، به من احساس گناه و غمی فلج‌کننده داده است. جهنم زیر پای ماست و این جهنم، هزاران بار بدتر و بزرگ‌تر از چیزی است که فکر می‌کنیم، جهنمی که هر روز برپاست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ولی کاری هست که هر کدام از ما می‌توانیم انجام دهیم: بگوییم نه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه، نه و دوباره نه!</span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">این متن، از خاطرات خانم «Christiane M. Haupt»، دامپزشکی در آلمان، از دورهٔ کارآموزی‌اش در یک کشتارگاه است. </span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/02/09/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87/">کارآموزی در کشتارگاه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/02/09/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17653</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تجربهٔ همشهری‌های ونکووری‌مان از گیاه‌خواری و پاک‌گیاه‌خواری</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2021/12/30/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2021/12/30/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%da%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 Dec 2021 04:23:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پرسته مرادی]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[ساناز مانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[صولت طوسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرید علم‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17411</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter &#8211; ونکوور بیش از سه سال است که به‌همت پرسته مرادی گروهی در فیس‌بوک تشکیل شده است با نام «وگن و گیاه‌خواران ونکوور». هدف این گروه «پشتیبانی و تبادل دستور غذای گیاهی» تعریف شده و با وجود اینکه گروه چندان پرجمعیتی نیست، ولی بسیار فعال و پویاست. در آستانهٔ ویگنيوئری تصمیم گرفتیم از همشهری‌هایمان در این گروه دعوت کنیم تا از تجربه‌هایشان دربارهٔ این سبک زندگی برای خوانندگانمان بگویند که توجه...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/12/30/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%da%af%db%8c/">تجربهٔ همشهری‌های ونکووری‌مان از گیاه‌خواری و پاک‌گیاه‌خواری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بیش از سه سال است که به‌همت پرسته مرادی گروهی در فیس‌بوک تشکیل شده است با نام «وگن و گیاه‌خواران ونکوور». هدف این گروه «</span><span style="font-weight: 400;">پشتیبانی و تبادل دستور غذای گیاهی</span><span style="font-weight: 400;">» تعریف شده و با وجود اینکه گروه چندان پرجمعیتی نیست، ولی بسیار فعال و پویاست. در آستانهٔ <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/12/28/%d9%88%db%8c%da%af%d9%86%db%8c%d9%88%d8%a6%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86/">ویگنيوئری</a> تصمیم گرفتیم از همشهری‌هایمان در این گروه دعوت کنیم تا از تجربه‌هایشان دربارهٔ این سبک زندگی برای خوانندگانمان بگویند که توجه شما را به پاسخ‌های چهار نفر از اعضای این گروه جلب می‌کنیم و البته از شما هم دعوت می‌کنیم با پیوستن به این گروه در آن مشارکت کنید و از تجربه‌های دیگران هم بهره‌مند شوید. این گروه از طریق لینک زیر در دسترس است:</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.facebook.com/groups/vancouverfarsiveg"><span style="font-weight: 400;">www.facebook.com/groups/vancouverfarsiveg</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سؤالات ما از این دوستان این بود که از چه زمانی و چرا گیاه‌خوار شدند؟ در این مدت چه حس و تجربه‌ای داشتند؟ و اگر بخواهند به کسی که گیاه‌خوار نیست پیشنهاد بدهند برای امتحان به‌مدت یک ماه گیاه‌خوار شود، به او چه می‌گویند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پیش از اینکه نوشته‌های این دوستان را بخوانیم، شاید بد نباشد ببینیم که اصلاً سبک زندگی گیاه‌خواری و پاک‌گیاه‌خواری، که وگان یا وگن هم خوانده می‌شود، چیست. ممکن است در بین بستگان یا نزدیکانتان کسانی را دیده باشید که گیاه‌خوار، وگان یا پاک‌گیاه‌خوارند و از آن طریق با این سبک‌های زندگی آشنا شده باشید، ولی اگر هنوز اطلاعات کامل دربارهٔ گیاه‌خواری، وگنیسم یا پاک‌گیاه‌خواری ندارید یا مثلاً شک دارید که آیا وگان‌ها شیر یا تخم‌مرغ یا حتی ماهی! می‌خورند یا نه، چند سطر بعدی هر شک و شبهه‌ای را برایتان از بین خواهد برد. برای تعریف انواع گیاه‌خواری و نیز پاک‌گیاه‌خواری از کتاب بی‌نظیر </span><a href="https://www.hoghooghe-heivanat.com/animalrights/veganism-book.html"><span style="font-weight: 400;">«پاک‌گیاه‌خواری، چرا و چگونه؟»</span></a><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ </span><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/"><span style="font-weight: 400;">تالین ساهاکیان</span></a>*<span style="font-weight: 400;">، بهره می‌گیریم:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گیاه‌خوار کیست و انواع گیاه‌خواری کدام‌اند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌طور کلی، گیاه‌خوار به کسی گفته می‌شود که لااقل از خوردن هر نوع گوشت، یعنی گوشت قرمز، گوشت پرندگان، ماهی و حیوانات دریایی دیگر خودداری می‌کند. گیاه‌خواری انواع مختلف دارد. دسته‌های کلی آن عبارت‌اند از:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><strong>گیاه‌خواری لاکتو-اوو (Lacto-Ovo Vegetarianism):</strong> گیاه‌خواری لاکتو-اوو همان پندارۀ کلی از گیاه‌خواری است. این دسته از گیاه‌خواران از خوردن هر نوع گوشت (گوشت قرمز، پرندگان، ماهی و جانوران دریایی) خودداری می‌کنند، ولی محصولات حیوانی دیگر مانند لبنیات، تخم‌مرغ یا عسل مصرف می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><strong>گیاه‌خواری لاکتو (Lacto Vegetarianism):</strong> گیاه‌خواران لاکتو در کنار چشم‌پوشی از انواع گوشت، از خوردن تخم‌مرغ نیز خودداری می‌کنند ولی لبنیات و عسل مصرف می‌کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><strong>گیاه‌خواری اوو (Ovo Vegetarianism):</strong> گیاه‌خواران اوو در کنار چشم‌پوشی از انواع گوشت، از خوردن لبنیات هم خودداری می‌کنند، ولی تخم‌مرغ و عسل مصرف می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><strong>پاک‌گیاه‌خواری یا وگانیسم یا وگنیسم یا گیاه‌خواری مطلق (Veganism):</strong> پاک‌گیاه‌خوار یا گیاه‌خوار مطلق یا وگان یا وگن به کسی گفته می‌شود که تا جای ممکن از مصرف محصولات حیوانی در خوراک، پوشاک، وسایل، مواد آرایشی-بهداشتی و غیره خودداری می‌کند. پاک‌گیاه‌خواران از گوشت، لبنیات، تخم‌مرغ، عسل، خز، چرم، پشم، ابریشم و یا هر وسیله و ماده‌ای که برای تولید آن حیوانات را آزار داده‌اند یا کشته‌اند، چشم‌پوشی می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پرسته مرادی</b></span></p>
<figure id="attachment_17413" aria-describedby="caption-attachment-17413" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17413" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4.jpg?resize=500%2C375" alt="پرسته مرادی، مدیر و پایه‌گذار گروه «وگن و گیاه‌خواران ونکوور» و غذاهای وگانش" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17413" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پرسته مرادی، مدیر و پایه‌گذار گروه «وگن و گیاه‌خواران ونکوور» و غذاهای وگانش</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که سفر من به مقصد پاک‌گیاه‌خواری، سفری بسیار طولانی بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همه‌چیز از ۲۷ سال پیش شروع شد، زمانی‌که هم‌اتاقی‌ام که طرفدار محیط زیست بود، من را با بازیافت آشنا کرد! به‌همین سادگی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در واقع من نمی‌توانستم دنیا را تغییر دهم، اما می‌توانستم خودم را تغییر دهم. پس سعی کردم این کار را بکنم. این نخستین قدم من بود تا میدان دید کوچکم را بازتر کنم و چیزی فراتر از خودم و نیازهایم ببینم. وه، چه درک و چه چشم‌انداز شگفت‌انگیزی را از دست داده بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ده سال بعد، کائنات تصمیم گرفت که زمانِ درس بعدی من فرا رسیده است. من با دخترانم که در آن زمان سه و پنج ساله بودند در خیابان رابسون قدم می‌زدیم. یک فعال حقوق حیوانات در کنار یک تابلوی خیابانی ساندویچی ایستاده بود و برگه‌های کاغذی را پخش می‌کرد. روی تابلو تصویری بود از میمونی که کشیده و بسته شده بود به دستگاهی، با فریادی بی‌صدا روی صورت شکنجه‌شده‌اش.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دخترانم را به مادرم سپردم و با صدایی بسیار رنجیده و متهم‌کننده به‌سراغ مرد جوان رفتم و از او پرسیدم که چرا چنین عکس‌های گرافیکی‌ای را در خیابانی شلوغ به‌نمایش می‌گذارد که بچه‌های کوچکی در حال قدم‌زدن در آن‌اند. این اولین آشنایی من با آزمایش حیوانات و داستان‌های پشت صحنهٔ آن رژ لب زیبا و آن شامپوهای ترمیم‌کنندهٔ جادویی موهای فرفری‌ام بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فهمیدن اینکه برای شکنجهٔ حیوانات پول می‌دادم و اینکه نادانی‌ام سال‌ها درد و رنج آن زبان‌بسته‌ها را به‌همراه داشت، چنان به من ضربه زد که هر بار نگاه غمگین آن میمون را به‌یاد می‌آوردم که با نگاه دردمندش از عکاس می‌خواست او را نجات دهد، دردش را متوقف کند، یا شاید حتی بگذارد او بمیرد و به این رنج پایان دهد، برای مدت طولانی گریه می‌کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌یاد می‌آورم که وقتی در فروشگاه‌ها محصولات «بدون خشونت» (cruelty free) را درخواست می‌کردم، فروشنده‌ها پوزخند می‌زدند. به‌یاد می‌آورم که دوستان و خانواده‌ام عادت‌های سخت‌کوشانهٔ «کاهش زباله و بازیافت» من را مسخره می‌کردند. به‌یاد دارم که به من می‌گفتند دیوانه‌ام و «یک نفر نمی‌تواند تفاوتی ایجاد کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بالاخره وقتی چهل‌ساله شدم، با ابتکار دختر کوچک‌ترم و دوستش که در آن زمان ۱۴ و ۱۵ ساله بودند، و با یادگیری از مستندهای تازه‌منتشرشده دربارهٔ اینکه صنایع تولید مواد لبنی تلاش می‌کنند چه رازهای تاریکی را دفن کنند، سرانجام از آخرین مرحلهٔ پاک‌گیاه‌خواری فارغ‌التحصیل شدم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی مردم می‌گویند شنیدن حقیقت برایشان خیلی سخت است و رویشان را از حقیقت برمی‌گردانند، آن‌ها را درک می‌کنم. وقتی مردم می گویند «اما این کار خیلی سخت است»، آن‌ها را درک می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون با نزدیک شدن به ویگنیوئری، می‌خواهم به این فکر کنید که اگر شنیدن دربارهٔ این موارد برای شما خیلی سخت است، لطفاً برای لحظه‌ای تصور کنید که آن حیوان کاملاً بی‌گناهی که هر روز بدون هیچ راه فراری در آن شرایط زندگی می‌کند، چه حسی دارد. ما تنها امید آن‌ها هستیم. ما صدای آن‌ها هستیم. تنها چیزی که این جهنم را تغییر می‌دهد، این است که شرکت‌های بزرگ سودی را که با پول ما به‌دست می‌آورند، دیگر به‌دست نیاورند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«هرگز شک نکنید که گروه کوچکی از شهروندان متفکر و متعهد می‌توانند جهان را تغییر دهند، در واقع، این [گروه‌های کوچک‌] تنها چیزی است که همیشه این کار را کرده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مارگارت مید (Margaret Mead)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فرید علم‌پور</b></span></p>
<figure id="attachment_17414" aria-describedby="caption-attachment-17414" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17414" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AC%DA%A9%DB%8C%D8%8C-%D8%B3%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85.jpg?resize=500%2C500" alt="فرید علم‌پور: جکی، سگی که پاک‌گیاه‌خوارشدن‌ام را به او مدیون‌ام" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AC%DA%A9%DB%8C%D8%8C-%D8%B3%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AC%DA%A9%DB%8C%D8%8C-%D8%B3%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AC%DA%A9%DB%8C%D8%8C-%D8%B3%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AC%DA%A9%DB%8C%D8%8C-%D8%B3%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17414" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">فرید علم‌پور: جکی، سگی که پاک‌گیاه‌خوارشدن‌ام را به او مدیون‌ام</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من از همهٔ دوستان و اطرافیانم بیشتر گوشت دوست داشتم. از حیوانات هم هیچ‌چیزی نمی‌فهمیدم و فقط به شکل شیء به آن‌ها نگاه می‌کردم. تا اینکه به‌خاطر علاقهٔ همسرم، سگی کوچک به‌نام جکی را به سرپرستی گرفتیم و این سرآغاز تغییر زندگی من بود. خیلی زود فهمیدم که حیوانات نه‌ تنها شیء نیستند، بلکه عین ما احساس ترس و محبت و احساسات دیگر دارند. بعد فهمیدم همان حیواناتی که ما گوشتشان را می‌خوریم عین جکی همین احساسات را دارند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حدود سه سال و نیم پیش بود که اول گیاه‌خوار شدم و بعد کم‌کم وگن یا پاک‌گیاه‌خوار. از آن‌موقع هر زمان گوشت می‌بینم، فقط ترس آن گاو، گوسفند یا خوک جلوی چشمم می‌آید و به‌هیچ‌وجه حتی وسوسه هم نمی‌شوم. از همان سه سال و نیم پیش، شروع کردم به تبلیغ گیاه‌خواری، از هر روشی استفاده کردم، استفاده از آمار و لینک‌های معتبر، دلیل منطقی‌ آوردن، بحث احساسی کردن و حتی تمنا کردن، اما به‌غیر از همسرم که گیاه‌خوار شد، حتی نزدیک‌ترین اطرافیانم کوچک‌ترین توجهی به حرف‌های من نکردند. به‌نظر من سخت‌ترین کار دنیا تبلیغ گیاه‌خواری است. حدود شش ماه است که کاملاً بی‌خیال شده‌ام و دیگر وقت خودم را تلف نمی‌کنم. اما همیشه این عذاب وجدان را به‌همراه دارم که حیوانات بی‌گناهی که در کشتارگاه‌ها هستند تنها امیدشان ماییم… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ساناز مانی</b></span></p>
<figure id="attachment_17415" aria-describedby="caption-attachment-17415" style="width: 400px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17415" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=400%2C500" alt="ساناز مانی" width="400" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?w=400&amp;ssl=1 400w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=240%2C300&amp;ssl=1 240w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><figcaption id="caption-attachment-17415" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">ساناز مانی، پاک‌گیاه‌خوار و فعال حقوق حیوانات</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با تشکر از شما برای جمع‌آوری داستان‌ها &#8230; چه ایدهٔ خوبی!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من در نتیجهٔ چیزهایی که در طول سالیان آموخته‌ام، پاک‌گیاه‌خوار و فعال حقوق حیوانات‌ شده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هفت سال پیش سگ پامرانینِ کوچولویم را گرفتم که همیشه می‌گویم او زندگی و چشم‌انداز زندگی من را تغییر داد. یک روز داشتم شکمش را می‌مالیدم و او خیلی از این کار لذت می‌برد و صداهایی در می‌آورد که یعنی خیلی خوشحال است. متوجه شدم پاهایش در هوا درست شبیه پاهای مر‌غ‌های چرخان در دستگاه‌های بریان‌کننده است. از آن به‌بعد خوردن مرغ دیگر احساس خوبی به من نمی‌داد ولی خوردن گوشت را هم متوقف نکردم، هرچند فکر می‌کنم این همان نقطه‌ای بود که بذر پاک‌گیاه‌خوارشدن‌ام کاشته شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی چهار سال پیش دخترم را به‌دنیا آوردم، جایی خواندم دلیل اینکه روز اول گوساله‌ها را از گاوهای شیرده جدا می‌کنند این است که اگر بعداً این کار را انجام دهند، ناراحتی و استرس مادر به‌قدری است که نمی‌تواند آن مقدار شیری را که از او انتظار می‌رود، تولید کند. درست همان‌طور که به مادر شیرده می‌گوییم استرس نداشته باش یا غمگین نباش، شیرت خشک می‌شود، همین اتفاق هم برای گاوهای شیرده می‌افتد. بعد از دانستن این موضوع اولین چیزی که مصرفش را قطع کردم، شیر بود. از آن به‌بعد هر وقت لبنیات را در هر چیزی می‌بینم، قلبم به‌درد می‌آید. دیگر نمی‌خواستم بخشی از آن ظلم باشم. شیر معمولاً آخرین چیزی است که مردم رها می‌کنند، اما برای من اولین بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">و البته مسلماً وقتی چشمان شما به ظلم به حیوانات باز می‌شود، دیگر به همین‌جا ختم نمی‌شود و سبک زندگی وگان از همین‌جا آغاز می‌شود. اکنون من دانشجویی کاملاً پاک‌گیاه‌خوارم یعنی حیوانات را نمی‌خورم، به باغ وحش یا آکواریوم نمی‌روم، لباس یا کفشی را که از حیوانات درست شده باشد، نمی‌پوشم و مبلمانی را که با اجزای حیوانات درست شده باشد، نمی‌خرم. عضو انجمن دفاع از حقوق حیوانات و مخالف تشریح آن‌ها</span><span style="font-weight: 400;"> (<a href="https://adavsociety.org/">Animal Defence and Anti-Vivisection Society</a>) شده‌ام که از منع آزمایش بر روی حیوانات در کانادا حمایت می‌کند. من فعال حقوق حیوانات شده‌ام. من تظاهرات مسالمت‌آمیزی را برای برپایی مقابل ساختمان جدید آزمایشگاه بیمارستان سنت پل سازماندهی می‌کنم تا آگاهی مردم را در مورد پنج میلیون حیوانی که هر ساله در آزمایشگاه‌های کانادا از جمله سگ‌ها، گربه‌ها و میمون‌ها استفاده می‌شوند، افزایش دهم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>صولت طوسی</b></span></p>
<figure id="attachment_17416" aria-describedby="caption-attachment-17416" style="width: 334px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17416" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B3%DA%AF%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%8C-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87%D9%94-%D8%B9%D8%B7%D9%81-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF.jpg?resize=334%2C500" alt="صولت طوسی: حضور سگم «کارما» در زندگی‌ام، نقطهٔ عطف تصمیم به گیاه‌خوارشدن‌ام بود." width="334" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B3%DA%AF%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%8C-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87%D9%94-%D8%B9%D8%B7%D9%81-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF.jpg?w=334&amp;ssl=1 334w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B3%DA%AF%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%8C-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87%D9%94-%D8%B9%D8%B7%D9%81-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 334px) 100vw, 334px" /><figcaption id="caption-attachment-17416" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">صولت طوسی: حضور سگم «کارما» در زندگی‌ام، نقطهٔ عطف تصمیم به گیاه‌خوارشدن‌ام بود.</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من پنج سال است که با انتخاب سبک زندگی گیاه‌خواری، تصمیم گرفتم به‌عنوان یک مخلوق، در زندگی خودم و مخلوقات دیگر اندک تغییری ایجاد کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من معتقدم که اساساً ایجاد تغییرات کوچک و بزرگ، همیشه شخصِ تصمیم‌گیرنده را با چالش‌های مختلفی روبرو می‌کند. تغییر سبک زندگی شاید یکی از چالش‌برانگیزترین آن‌ها باشد. در مورد من، تصمیمِ به گیاه‌خوارشدن قطعاً تصمیم یک‌شبه یا ساده‌ای نبود. سال‌ها بود که ذهنم درگیر سؤال‌های مختلفی در ارتباط با مصرف حیوانات به‌عنوان منبع اساسی تأمین پروتئین بود. ولی نقطهٔ عطف گرفتن این تصمیم برای من، حضور سگم «کارما» در زندگی‌ام بود. لحظه‌ای که واقف شدم نمی‌توانم حیوانی را به‌عنوان عضو دوست‌داشتنی خانواده‌ام نوازش کنم، و هم‌زمان حیوان دیگری را به‌عنوان غذا بخورم، در حالی‌که منابع غنی گیاهی به‌وفور برای رفع نیاز من وجود دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیام من به کسانی که در حال کاوش و جست‌وجوی جواب‌های کافی و قانع‌کننده‌اند تا در این مسیر قدم بگذارند، تأمل و مطالعهٔ کافی است. وقوف‌پیدا کردن به سیستم عملکرد و نیازهای بدن و هم‌زمان آگاه‌شدن به عواقب تصمیمشان چه در راستای گیاه‌خوارشدن و چه همه‌چیزخوار باقی‌ماندن. بهترین راهنما طبیعت و محیط زیستِ اطراف ماست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من با احترام به طبیعت و عدم مصرف گوشت حیوانات، زندگی سالم‌تری را هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحی تجربه می‌کنم. امیدوارم به‌اشتراک‌گذاشتن تجربهٔ من در این مسیر، به افرادی که چالش تصمیم‌گیری را از سر می‌گذرانند، کمک کند.</span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ کتاب </span><a href="https://www.hoghooghe-heivanat.com/animalrights/veganism-book.html"><span style="font-weight: 400;">«پاک‌گیاه‌خواری، چرا و چگونه؟»</span></a><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ </span><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/"><span style="font-weight: 400;">تالین ساهاکیان</span></a><span style="font-weight: 400;">، از این لینک دیدن کنید:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><a href="https://www.hoghooghe-heivanat.com/animalrights/veganism-book.html"><span style="font-weight: 400;">https://www.hoghooghe-heivanat.com/animalrights/veganism-book.html</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/12/30/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%da%af%db%8c/">تجربهٔ همشهری‌های ونکووری‌مان از گیاه‌خواری و پاک‌گیاه‌خواری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2021/12/30/%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17411</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چگونه تغذیهٔ کاملاً گیاهی می‌تواند از وقوع همه‌گیری بعدی جلوگیری کند</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2021/12/29/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%d8%b0%db%8c%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%8b-%da%af%db%8c%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2021/12/29/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%d8%b0%db%8c%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%8b-%da%af%db%8c%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 Dec 2021 03:18:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[دامپروی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[کرونا]]></category>
		<category><![CDATA[کروناویروس]]></category>
		<category><![CDATA[کووید-۱۹]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[همه گیری]]></category>
		<category><![CDATA[همه‌گیری]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17404</guid>

					<description><![CDATA[<p>کرتیس بویر، دانشکدهٔ تحصیلات تکمیلی سیاست عمومی جانسون-شویاما، دانشگاه ساسکاچوان برگردان: مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter &#8211; ونکوور ویروس‌هایی مانند کووید-۱۹، سارز، جنون گاوی، آنفلوانزای خوکی و آنفلوانزای پرندگان همه در یک چیز مشترک‌اند: آن‌ها همه از حیوانات می‌آیند، بیماری‌هایی که دانشمندان آن‌ها را با عنوان «بیماری‌های زُئونوز» (Zoonotic Diseases) توصیف می‌کنند. بیماری‌های زُئونوز، به بیماری‌های عفونی‌ای گفته می‌شود که از دیگر گونه‌های حیوانات منشأ می‌گیرند و به انسان منتقل می‌شوند. منشأ این بیماری‌ها ممکن است...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/12/29/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%d8%b0%db%8c%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%8b-%da%af%db%8c%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b2/">چگونه تغذیهٔ کاملاً گیاهی می‌تواند از وقوع همه‌گیری بعدی جلوگیری کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://www.schoolofpublicpolicy.sk.ca/about-us/faculty/kurtis-boyer.php" target="_blank" rel="noopener">کرتیس بویر</a>، دانشکدهٔ تحصیلات تکمیلی سیاست عمومی جانسون-شویاما، دانشگاه ساسکاچوان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگردان: <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ویروس‌هایی مانند کووید-۱۹، سارز، جنون گاوی، آنفلوانزای خوکی و آنفلوانزای پرندگان همه در یک چیز مشترک‌اند: آن‌ها همه از حیوانات می‌آیند، بیماری‌هایی که دانشمندان آن‌ها را با عنوان «بیماری‌های زُئونوز» (Zoonotic Diseases) توصیف می‌کنند. بیماری‌های زُئونوز، به بیماری‌های عفونی‌ای گفته می‌شود که از دیگر گونه‌های حیوانات منشأ می‌گیرند و به انسان منتقل می‌شوند. منشأ این بیماری‌ها ممکن است جانوران اهلی یا وحشی باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درست است، این بیماری‌ها واقعاً «از حیوانات نمی‌آیند»، چرا که حیوانات علیه انسان‌ها توطئه نمی‌چینند و هم‌پیمان نمی‌شوند که مثلاً کووید-۱۹ را در حیاط پشتی‌ آن‌ها پرت کنند و بروند. وقتی گفته می‌شود که این همه‌گیری «از حیوانات می‌آید»، بدان معنی است که این بیماری‌ها از شیوه‌ای که جامعه حیوانات را پرورش می‌دهد و آن‌ها را می‌خورد، می‌آید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک استراتژی فکرشده برای جلوگیری از همه‌گیری بعدی باید شامل کاهش تقاضا برای محصولات حیوانی باشد. خوشبختانه، رویکرد مؤثر در این زمینه این نیست که دولت به مردم بگوید که چه چیزی بخورند و چه نخورند. بسیاری از کانادایی‌ها پیش از این به محاسن تغذیهٔ گیاهی آگاهی دارند. شاید یک رویکرد مؤثر برای سیاست دولت این باشد که در حمایت از آن‌‌هایی که سعی می‌کنند در تغذیهٔ خود تغییر ایجاد کنند، بیشتر و بهتر کار کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زُئونوز و تولید محصولات غذایی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این واقعیت که لیست روبه‌رشد همه‌گیری‌هایی که مشخصاً از حیوانات و بخش دامداری صنعتی نشئت می‌گیرند، برای گروه کوچک اما روبه‌رشدی از دانشمندان مستقل، مسئلهٔ جدیدی نیست. سازمان ملل متحد نیز اخیراً نگرانی مشابهی را اظهار کرده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این سازمان در گزارش خود با عنوان «جلوگیری از همه‌گیری بعدی: بیماری‌های زُئونوز و چگونگی شکستن زنجیرهٔ انتقال»، برخی از مواردی را که برای بهبود وضعیت سلامت در ارتباط با تولید مواد غذایی لازم است، مطرح ساخت. برخی از این سیاست‌ها شامل تحقیقات علمی بر روی ابعاد زیست‌محیطی بیماری‌های زُئونوز و توسعه و اجرای معیارهای مقتدرتر امنیت‌زیستی (biosecurity) است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این گزارش خواستار سیاست‌هایی است که سلامت حیوانات (ازجمله خدمات سلامت حیوانات وحشی) را تقویت کند و ظرفیت نظارت و مدیریت تولید غذا را افزایش دهد. این گزارش همچنین توصیه می‌کند که ایالت‌ها [در آمریکا] راه‌هایی برای کاهش تقاضا برای پروتئین حیوانی پیدا کنند. کاهش تقاضا برای گوشت چیزی نیست که ما اغلب به‌عنوان سیاستی در جهت جلوگیری از همه‌گیری بعدی بشنویم، چرا که مردم ممکن است همه‌گیری کنونی را به تغذیهٔ غربی و دامداری صنعتی ربط ندهند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17406" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pig-2671628.jpg?resize=500%2C331" alt="چگونه تغذیهٔ کاملاً گیاهی می‌تواند از وقوع همه‌گیری بعدی جلوگیری کند" width="500" height="331" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pig-2671628.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pig-2671628.jpg?resize=300%2C199&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pig-2671628.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>منشأ همه‌گیری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین موارد کووید-۱۹ به بازارهایی در کشور چین مربوط بود که در آن حیوانات وحشی فروخته می‌شود. مورچه‌خوارهای پولک‌دار (پانگولین‌ها) و خفاش‌ها به‌عنوان منابع احتمالی عفونت شناخته شده‌اند، که هیچ‌کدام از آن‌ها در لیست خرید غالب مشتریان دنیا نیست. هرچند، ریشه‌های عمیق‌تر این همه‌گیری پیچیده‌ترند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیاری از ویروس‌های قبلی از زنجیرهٔ تولید صنعتی زادوولد حیوانات نشئت گرفته‌اند:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دههٔ ۱۹۸۰، گاوداری صنعتی بریتانیا متوجه بیماری جنون گاوی، و گونهٔ معادل آن در انسان یعنی بیماری کروتزفلد جاکوب شد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۱۹۹۷، بررسی منشأ آنفلوانزای پرندگان (H5N1) به مرغ‌های کارخانه‌ای در چین رسید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۲۰۰۹، آنفلوانزای خوکی (H1N1) از مزارع خوک در مکزیک و کارولینای شمالی در آمریکا شروع شد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و اخیراً، یک گونهٔ محتمل جدید کووید- ۱۹ که در مزارع دانمارک یافت شده است، جایی که راسوها برای پالتوهای پوستی پرورش داده می‌شوند. </span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واضح است که منشأ تمام این همه‌گیری‌ها به کشورهایی معین یا فعالیت‌هایی مشخص مانند بازار فروش حیوانات زنده، محدود نمی‌شود. برای برخی محققان، ازجمله پزشک ارشد و پروفسور بیماری عفونی از سوئد، بیورن اولسن (Björn Olsen)، قطع افزایش تقاضا برای گوشت و لبنیات، بخش لازم و ضروریِ کاهش خطرات همه‌گیری است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولسن، که به‌عنوان یکی از اولین منتقدان واکنش دولت کشورش به کووید-۱۹ شناخته شده است، حالا به‌عنوان اولین هشداردهندهٔ خطری دیگر دارد شناخته می‌شود؛ خطری که او حدود ۱۰ سال است که در کتاب‌ها و مقالات به آن پرداخته است. وی چند ماه قبل در مصاحبه‌ای به‌زبان سوئدی، می‌گوید که ویروس‌های همه‌گیری تماماً از جایی که حیوانات و انسان با هم مواجه می‌شود، برمی‌خیزند و پرورش میلیاردها حیوان برای غذا اثرات خود را نشان خواهد داد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17407" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pexels-artem-beliaikin-2273602.jpg?resize=500%2C500" alt="چگونه تغذیهٔ کاملاً گیاهی می‌تواند از وقوع همه‌گیری بعدی جلوگیری کند" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pexels-artem-beliaikin-2273602.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pexels-artem-beliaikin-2273602.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pexels-artem-beliaikin-2273602.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/12/pexels-artem-beliaikin-2273602.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا برعکسِ همهٔ این داستان‌‌ها این است: حتی یک همه‌گیری در تاریخ بشر نبوده که منشأ آن به گیاهان برگردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حالی‌که تقویت ظرفیت نظارتی [صنایع دامداری] بخش مهمی از یک استراتژی مؤثر است، وقتی که جوامع انسانی منبع حیوانی غذای خود را با منابع گیاهی جایگزین کنند، آن‌ها همچنین خطر همه‌گیری‌ها در آینده را کاهش می‌دهند. اولسن، نگران است که ارتباط بین افزایش تقاضا برای پروتئین حیوانی و همه‌گیری توجه کافی از طرف سیاستمداران را به‌خود جلب نمی‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تغذیهٔ پاک‌گیاه‌خواری به‌عنوان خط مشی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از دلایلی که سیاستمداران ممکن است حرکت به‌سوی تغذیهٔ گیاهی را سیاستی بادوام ندانند، می‌تواند این باشد که این حرکت به تغییر «رفتار» مردم اتکا دارد و برخی ممکن است این بحث را پیش بکشند که دولت نباید در تلاش برای اعمال نفوذ در انتخاب‌های غذایی دخالتی بکند. در حالی‌که دلایل خوب و موجهی وجود دارد که فکر کنیم مردم خود به حرکت به‌سمت تغذیهٔ گیاهی علاقه نشان می‌دهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">طبق یکی از تازه‌ترین نظرسنجی‌های سازمان ملل متحد، سی درصد از مردم دنیا از تغذیهٔ گیاهی به‌عنوان سیاستی در جهت مقابله با تغییرات اقلیمی، حمایت می‌کنند. کانادایی‌ها استثنا نیستند. درواقع، طبق مطالعه‌ای که سیلوِین شارلبوآ (</span><span style="font-weight: 400;">Sylvain Charlebois</span><span style="font-weight: 400;">)، استادِ خط مشی و توزیع غذا در دانشگاه دالهاوزی، در سال ۲۰۱۸ انجام داد، نزدیک به ده درصد جمعیت کل کانادا همین حالا پاک‌گیاه‌خوار یا گیاه‌خوارند. تعداد افرادی که مایل‌اند غذاهای گیاهی مصرف کنند، به‌سرعت در حال رشد است. در مصاحبه‌ای شارلبوآ گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«در سال ۲۰۱۸، ما تخمین زدیم که تغذیهٔ ۶٫۴ میلیون کانادایی به‌طور محدود یا کامل عاری از گوشت است… اما حالا ما این عدد را به ۱۰٫۲ میلیون اصلاح کرده‌ایم. در این زمینه، همه‌چیز خیلی سریع در حال تغییر است، خیلی سریع‌تر از همیشه.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این تغییراتی که در اولویت‌های غذایی در حال وقوع است، دولت کانادا تنها کاری که باید بکند این است که موانع را برای مردم از میان بردارد تا انتخاب خود را بکنند. برای حمایت از مرحلهٔ گذارِ آن‌ها و کاهش تقاضای محصولات حیوانی، دولت کانادا باید نهایت تلاش خود را بکند تا آنچه را که بسیاری به‌عنوان سختیِ تغذیهٔ گیاهی عنوان می‌کنند، کاهش دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این مسئله می‌تواند با بررسی روند تهیهٔ غذا و استانداردهای تغذیه آغاز شود تا از این موضوع اطمینان حاصل شود که اماکن عمومی مانند مدارس، بیمارستان‌ها، زندان‌ها و خانه‌های سالمندان و امثال آن غذای گیاهی را به‌عنوان استاندارد در منوی روزانهٔ خود دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کانون راهنمای غذا</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دولت همچنین باید در عمل راهنمای غذای خود را بررسی کند و غذاهای گیاهی را دست‌یافتنی‌تر نماید، ازجمله برای کم‌درآمدها، و ساکنان مناطق غیرشهری و شمال کشور. وقتی که دولت کانادا راهنمای غذای کانادا را در سال ۲۰۱۹ اصلاح کرد، به‌طور گسترده با متخصصان تغذیه و دانشمندان مشورت کرد. نتیجه افزایش تمرکز روی گیاهان به‌عنوان منابع پروتئین، و کاهش تأکید روی گوشت و لبنیات بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راهنمای غذای کانادا به ما می‌گوید که: «غذاهای پروتئینی‌ای که منشأ آن گیاهان است، بیشتر استفاده کنید.» هرچند، علی‌رغم این توصیه و این واقعیت که مصرف شیر لبنی به‌طور مستمر از سال ۲۰۰۹ رو به کاهش است، شیر تازه بالاترین میزان سوبسید را در طبق برنامهٔ Nutrition North Canada subsidy دریافت می‌کند؛ برنامه‌ای فدرال که هدفش آن است که در شمال کشور مواد مغذی به کفایت وجود دارد. ما به جنبش و حرکتی نیاز داریم که به غذاهایی سوبسید تعلق بگیرد که هم برای مردم خوب باشد و هم برای سیاره‌مان. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌دانیم که عادات تغذیه‌ای ما روی محیط زیست و نیز روی سلامتی ما تأثیر دارد. با درنظرگرفتن اینکه ارتباطی واضح و روشن بین مصرف محصولات حیوانی و بیماری‌های زُئونوز وجود دارد، دلیل دیگری وجود دارد که سیاستمداران مردمی را که می‌خواهند به تغذیهٔ گیاهی روی آورند، حمایت کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خیلی زود نیست که بخواهیم تلاشمان برای جلوگیری از همه‌گیری بعدی را آغاز کنیم؛ متخصصان هشدار می‌دهند که ممکن است هر آن از راه برسد. از زمان همه‌گیری سارز در سال ۲۰۰۳، فاصلهٔ زمانی بین شیوع ویروس‌های زُئونوز همچنان در حال کوتاه‌شدن است. سؤال این نیست که آیا همه‌گیری دیگری رخ خواهد داد، سؤال این است که چه وقت رخ خواهد داد… </span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">منبع:</span></p>
<p><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">متن سخنرانی در <span style="font-weight: 400;">دانشکدهٔ تحصیلات تکمیلی سیاست عمومی جانسون-شویاما، دانشگاه ساسکاچوان:</span></span></p>
<p><a href="https://theconversation.com/how-plant-based-diets-could-help-prevent-the-next-covid-19-159308"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">https://theconversation.com/how-plant-based-diets-could-help-prevent-the-next-covid-19-159308</span></a></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/12/29/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%d8%b0%db%8c%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%8b-%da%af%db%8c%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b2/">چگونه تغذیهٔ کاملاً گیاهی می‌تواند از وقوع همه‌گیری بعدی جلوگیری کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2021/12/29/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%d8%b0%db%8c%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%8b-%da%af%db%8c%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17404</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حیوان موذی کدام است؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2021/11/20/%d8%ad%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b0%db%8c-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2021/11/20/%d8%ad%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b0%db%8c-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Nov 2021 03:57:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[تالین ساهاکیان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاق‌گرایانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف مسئولانه]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17145</guid>

					<description><![CDATA[<p>تالین ساهاکیان – آلمان عادت کرده‌ایم به اغلب حیوانات برچسب‌ بزنیم. با برخی از این برچسب‌ها مانند «دام»، «حیوان باربر»، «حیوان آزمایشگاهی» سعی می‌کنیم هویت و فلسفهٔ وجودی یک موجود صاحب شعور و احساس را در سودی که به بشر می‌رساند، خلاصه کنیم و به این نتیجه برسیم که بشر، صاحب و ارباب اوست و حقوق طبیعی‌ای مانند آزادی، اختیار و استقلال شامل حال او نمی‌شود. برخی دیگر از این برچسب‌ها مانند «موذی» یا «آفت» را...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/11/20/%d8%ad%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b0%db%8c-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">حیوان موذی کدام است؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">تالین ساهاکیان</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عادت کرده‌ایم به اغلب حیوانات برچسب‌ بزنیم. با برخی از این برچسب‌ها مانند «دام»، «حیوان باربر»، «حیوان آزمایشگاهی» سعی می‌کنیم هویت و فلسفهٔ وجودی یک موجود صاحب شعور و احساس را در سودی که به بشر می‌رساند، خلاصه کنیم و به این نتیجه برسیم که بشر، صاحب و ارباب اوست و حقوق طبیعی‌ای مانند آزادی، اختیار و استقلال شامل حال او نمی‌شود. برخی دیگر از این برچسب‌ها مانند «موذی» یا «آفت» را زمانی به‌کار می‌بریم که می‌خواهیم حیوانی را که در جهت منافع ما عمل نمی‌کند یا در تضاد با آن‌هاست، بدون کوچک‌ترین تأمل و رحمی نابود کنیم طوری که اصولاً جایی برای مطرح‌شدن اصول اخلاقی وجود نداشته باشد. برای نمونه، با دادن عنوان «موذی» یا «آفت» به موش‌ها، راه را برای استفاده از انواع و اقسام روش‌های غیراخلاقی مانند تله‌های چسبی، تله‌های سنتی شکنجه‌آمیز یا مواد سمی برای کشتن این حیوان هموار می‌کنیم طوری‌که بیشتر مردم به چشم یک ویروس یا میکروب به این حیوانات نگاه می‌کنند و حتی برای یک لحظه به این موضوع فکر نمی‌کنند که این موجود، یک حیوان پستاندار با پتانسیل عاطفی و هوشی بالاست، موجودی با حس همدردی زیاد و مادری به‌غایت دلسوز و فداکار… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجازه بدهید در ادامهٔ این بحث روی همین عناوین «موذی» و «آفت» تمرکز کنیم. موذی! به‌راستی کدام حیوان، موذی است؟ واژهٔ «موذی» به‌معنای آزار یا زیان‌رساننده است. با توجه به این تعریف، اینکه یک حیوان، برای آدم‌ها آزاررسان است یا نه، امری نسبی است و بستگی به پارامترهایی مانند محل زندگی، نوع زندگی، شغل، منافع اقتصادی و نوع نگاه آدم‌ها به زندگی روی زمین و همچنین، جمعیت حیوان در آن منطقه دارد. برای نمونه:</span></p>
<ul>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در برخی از نقاط ایران و سایر کشورها، کشاورزان و باغداران به گرازها به چشم یک «حیوان موذی» و «آفت» نگاه می‌کنند، چون این حیوانات می‌توانند محصول آن‌ها را بخورند یا به درخت‌های باغ‌ها آسیب برسانند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای یک دامدار یا مرغدار، یک گرگ، یوزپلنگ، ببر، شیر، روباه یا سمور، «حیوان موذی» محسوب می‌شود، چون می‌تواند پیش‌دستی کند و «حیوانات او» را پیش از آنکه او به کشتارگاه بفرستد، بدرد.</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">راکون‌ها برای بیشتر ما حیواناتی فوق‌العاده دوست‌داشتنی‌اند، ولی در بسیاری از نقاط دنیا، از جمله اروپا، این حیوانات زیبا و دوست‌داشتنی، «حیوانات موذی» و «آفت» تلقی می‌شوند، چون هنگام جستجوی حشرات در خاک مزارع، به محصولات کشاورزی آسیب می‌رسانند یا به غلات اندوخته‌شده در انبارها دستبرد می‌زنند یا میوه‌های باغ‌ها را می‌خورند. علاوه بر این، به ساختن لانه روی پشت‌بام خانه‌ها هم علاقه دارند و ممکن است به سقف منازل آسیب برسانند و البته به گفتهٔ برخی می‌توانند عامل انتقال بیماری‌ها باشند. حتی در برخی از نقاط دنیا این حیوانات را می‌کُشند و می‌خورند تا حداکثر استفاده از یک «آفت» را کرده باشند!</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیل‌های آفریقایی برای بیشتر مردم دنیا نمادی از ابهت و زیبایی‌اند، حیواناتی که مانند گروه بزرگی از گونه‌های دیگر در خطر نابودی‌اند. در حالی‌که گروه بزرگی از کارشناسان، دنبال راه‌هایی برای احیای این موجودند، این حیوان برای یک کشاورز آفریقایی که ورود گله‌ای فیل به مزرعه یا باغش می‌تواند باعث خرابی محصول یک سالِ او بشود، موجودی «موذی» و «آفت» محسوب می‌شود.</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در برخی از نقاط دنیا مانند مالاوی در آفریقا، میمون‌ها برای کشاورزان و باغداران، حیوانات موذی و آفت محسوب می‌شوند، چون محصولات کشاورزی را می‌خورند. در برخی نقاط دیگر آفریقا، میمون‌ها برای به‌دست‌آوردن غذا وارد منازل می‌شوند و میوه‌ها را با خود می‌برند و مردم به چشم دزد و آفت به آن‌ها نگاه می‌کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مناطق توریستی ساحلی، ممکن است برخی از شرکت‌های توریستی به کوسه‌ها به چشم حیوانات موذی نگاه کنند، چون می‌توانند با حمله به غواص‌ها، موج‌سواران و غیره، کاروکاسبی آن‌ها را کساد کنند. </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نگاه گروهی از مردم ایران و برخی نقاط دیگر دنیا، گربه‌ها و سگ‌ها حیواناتی آزاررسان و موذی‌اند، چون به‌گفتهٔ آن‌ها این حیوانات از زباله‌ها تغذیه می‌کنند، می‌توانند باعث انتقال بیماری بشوند، با پاره‌کردن کیسه‌های زباله باعث ایجاد آلودگی در شهرها می‌شوند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در برخی نقاط دنیا با نرخ بالای شیوع هاری، سگ‌ها حیوانات موذی محسوب می‌شوند چون باعث انتقال بیماری می‌شوند&#8230;</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیاری از مردم دنیا، موش را حیوانی «موذی» و «آفت» می‌دانند، چون به محصولات کشاورزی و انبارهای آذوقه دستبرد می‌زند، اگر وارد منزل یا کارخانه شود، می‌تواند کابل‌ها و وسایل را بجود و می‌تواند عامل انتقال بیماری باشد.</span></li>
</ul>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17147" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/11/Animals_web.jpg?resize=500%2C214" alt="حیوان موذی کدام است؟" width="500" height="214" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/11/Animals_web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/11/Animals_web.jpg?resize=300%2C128&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این لیست بسیار طولانی است. به‌طور کلی بشر حیوانات را به دو دسته تقسیم کرده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- موجوداتی که به‌بردگی‌کشاندن و استثمار یا شکارشان برای او منفعت دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- موجوداتی که برای او سودی ندارند. در این صورت، اگر جمعیت گونه‌ای در منطقه‌ای آن‌قدر کم باشد که بشر با او دچار تضاد منافع نشود و به‌عبارت بهتر، متوجه حضور او نشود، این اقبال را دارد که از گزند مستقیم آدم‌ها در امان بماند، اما سایر موجودات این دسته تحت عناوین مختلف توسط آدم‌ها نابود می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مسلماً از نگاه هر گونه‌ای از حیوانات، چند گونهٔ دیگر زیان‌آور و خطرناک محسوب می‌شوند. البته گونه‌های غیرانسانی، آن‌قدر باهوش نیستند که بتوانند مثل آدم‌ها حساب و کتاب کنند و ببینند کدام حیوان بیشترین آسیب مستقیم و غیرمستقیم را به آن‌ها می‌رساند و به‌عبارت دیگر، کدام حیوان در رابطه با آن‌ها «موذی‌ترین» است. از نگاه آن‌ها، حیوان آسیب‌رسان یا موذی، حیوانی است که خودشان یا فرزندانشان را شکار می‌کند یا در رقابت برای غذا و قلمرو ممکن است به آن‌ها آسیب برساند، ولی اگر حیوانات دیگر مانند آدم‌ها حسابگر بودند، آمار می‌گرفتند، استنتاج می‌کردند و متوجه می‌شدند به‌راستی بر روی این سیاره چه می‌گذرد، به چه نتیجه‌ای می‌رسیدند؟</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن خرس قطبی، فُک یا پنگوئن می‌دانست علت اینکه امروز هم مثل دیروز و روزهای قبل‌تر غذای کافی پیدا نمی‌کند، این است که بشر با ایجاد گازهای گلخانه‌ای، زمین را گرم و گرم‌تر و یخچال‌های قطب شمال و جنوب را ذوب و در نتیجه، زیستگاه‌ها و منابع غذایی آن‌ها را نابود کرده است… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن آهو، خرگوش، موش، سنجاب، گوزن، بز کوهی، گاومیش، زرافه، گورخر و سایر حیوانات چرنده و جونده می‌دانستند علت آنکه علفزارها و بیابان‌ها نابود شده‌اند و غذای کافی پیدا نمی‌کنند یا شیر کافی در سینه ندارند، این است که بشر، زیستگاه‌های آن‌ها را تبدیل به مزرعه، شهر، روستا، کارگاه، فرودگاه و ده‌ها چیز دیگر کرده است یا با گله‌های چندصدتایی و حتی چندهزارتایی روی هر مرتع طبیعی پا می‌گذارد و چیزی برای حیات وحش باقی نمی‌گذارد… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر موش‌ها می‌توانستند حساب کنند بشر به تنهایی با سم‌خوارکردن و گذاشتن تله‌های چسبی و سنّتی برای آن‌ها باعث شکنجه و کشتار چه تعداد فاجعه‌باری از همنوعان آن‌هاست یا با پرورش، سوزاندن، مسموم‌کردن، بریدن اعضا و بیمارکردن سالانهٔ ده‌ها میلیون موش در آزمایشگاه‌های سراسر دنیا چه جنایتی می‌کند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن جغد، باز، شاهین، عقاب، روباه یا سمور می‌دانست اینکه مسموم‌ شده و دارد درد می‌کشد تا بمیرد، بر اثر خوردن موش‌هایی است که توسط آدم‌ها مسموم شده بودند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن روباه، گرگ، گوزن، خرگوش، سنجاب، سگ آبی، سگ، آهوی غمگین یا یتیم می‌دانستند که اتوبان‌ها و جاده‌ها به طبیعت تعلق نداشته‌اند و علت مرگ جفت یا فرزند یا مادرشان، جاده‌ای بود که بشر کشیده است و دشت و کوه و بیابانِ او را نصف کرده است…  اگر آن‌ها می‌دانستند که سالانه دو میلیارد حیوان دیگر هم در سینهٔ همان جاده‌ها و اتوبان‌ها به نقطهٔ آخر می‌رسند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر سگ‌ها و گربه‌ها می‌دانستند که آدم‌ها مسئول جدایی آن‌ها از طبیعت‌ و پرورش آن‌ها و ایجاد این‌همه نژادهای غیرطبیعی در آن‌ها هستند… همان آدم‌هایی که حالا دیگر تعداد زیادی از آن‌ها را نمی‌خواهند و حضور آن‌ها را در شهرها و روستاهای خود بر نمی‌تابند و آن‌ها را عامل بیماری و آلودگی می‌نامند، ولی همچنان به نژادسازی و توله‌کشی و پرورش آن‌ها ادامه می‌دهند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر راکون‌ها می‌دانستند دشمنی آدم‌ها فقط در تله‌ها و تفنگ‌هایشان خلاصه نمی‌شود و سالانه تعداد بیشماری راکون و حیوان دیگر، در شکنجه‌گاه‌هایی به نام «مزارع پوست» پرورش داده می‌شوند تا پوستشان روزی تبدیل به یک یقه، آذین چکمه یا زنگولهٔ کلاه بشود… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن پرنده که به شیشهٔ پنجره برخورد کرده و افتاده است، می‌دانست که شیشه‌ها هم نه ساخت طبیعت بلکه ساخت بشرند و سالانه میلیارد‌ها پرنده فقط در نتیجهٔ تصادف با شیشه‌های پنجره‌ها جان خود را از دست می‌دهند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن کبوتر نگون‌بخت می‌دانست اینکه گرسنه و بیمار باید به‌دنبال غذایی ناسالم برای پرکردن شکم گرسنه‌اش، زمین کثیف شهری را گز کند از صدقهٔ سر آدم‌ است که روزی روزگاری، او را از طبیعت گرفته و به‌عنوان کبوتر نامه‌بر یا حیوانی برای سرگرمی پرورش داده است، همان آدمی که حالا حضور همان کبوترها را در نزدیکی خود برنمی‌تابد… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن تریلیون‌ها ماهی‌ که هر ساله در دسته‌های چندده‌هزارتایی در تورهای غول‌آسا گرفتار می‌شوند، می‌دانستند که این‌همه رنج و عذاب و آن‌همه قتل‌‌عام‌های فجیع از صدقهٔ سر موجودی است که در زمان کنونی اصولاً به خوردن ماهی نیاز ندارد، ولی از قضا استعداد شگرفی در ساخت ابزارهای شکنجه و کشتار دسته‌جمعی دارد… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر تمام حیوانات دریایی ماهی‌خوار می‌دانستند اینکه دریاها واقیانوس‌ها از ماهی‌ها خالی شده‌اند، نتیجهٔ زیاده‌خواهی و بی‌مسئولیتی بشر است که از یک‌سو صیدهایی با حجم‌های بهت‌آور می‌کند و از سوی دیگر، با آلوده‌کردن آب دریاها و اقیانوس‌ها با فلزات سنگین، نفت، فاضلاب کارخانه‌ها و دامداری‌ها باعث نابودی گونه‌های دریایی در ابعاد خیلی وسیع می‌شود… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن کوسه‌ها می‌دانستند هر ساله فقط برای تولید غذایی به‌نام «سوپ بالهٔ کوسه» ۱۰۰ میلیون کوسه توسط بشر صید می‌شوند، باله‌هایشان بریده می‌شود و بعد در حالی که هنوز زنده و در حال خونریزی‌اند به دریا برگردانده می‌شوند تا در قعر دریا جان بکنند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اگر آن لاک‌پشت‌ها می‌دانستند مرگ تعداد زیادی از همنوعانشان در نتیجهٔ خوردن پلاستیک‌های یک‌بارمصرفی است که در نتیجهٔ بی‌مسئولیتی آدم‌ها از اقیانوس‌ها و دریاها سر در می‌آورند و از بد روزگار، بسیار شبیه به عروس‌های دریایی‌اند که غذای گروه بزرگی از لاک‌پشت‌ها را تشکیل می‌دهند… </span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">اگر آن پرندهٔ دریایی، آن فک، آن لاک‌پشت، آن لک‌لک، آن حواصیل، آن نهنگ که در نتیجهٔ خوردن پلاستیک یا گیرافتادن در تورها یا زباله‌های پلاستیکی در حال مرگ‌اند، می‌دانستند که پلاستیک هم ساخت بشر است و زباله‌سازی، هنری است که انحصاراً در دست موجود دوپاست… </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن میمون‌ها می‌دانستند اینکه مجبورند برای تأمین غذایشان به مزارع یا منازل آدم‌ها بروند و دزدی کنند، از صدقهٔ سر همان آدم است که جنگل‌ها را نابود کرده و هر چیز قشنگی را که طبیعت به آن‌ها داده است، از آن‌ها دزدیده است… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن حیوانات وحشی که از دید آدم‌ها وارد شهر و روستا شده‌اند می‌دانستند که آن‌ها نیستند که وارد شهر و روستای آدم‌ها شده‌اند، بلکه آدم‌ها هستند که با گسترش مداوم شهرها، روستاها، مزارع، چراگاه‌ها و صنایعشان وارد قلمروی آن‌ها شده‌اند و نه جایی برای زندگی و نه غذایی برای خوردن برای آن‌ها باقی گذاشته‌اند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن گنجشک‌ها و چرخ‌ریسک‌ها می‌دانستند اینکه مجبورند به‌جای «خواندن»، مرتب داد بزنند از «برکات» همان آدم است که صدای گوش‌خراش وسایل نقلیه و کارخانه‌هایش جایی برای صدای دل‌نواز طبیعت باقی نگذاشته است… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن گاوها، گوسفندها، مرغ‌ها، بوقلمون‌ها، ماهی‌ها، بلدرچین‌ها، شترها، اسب‌ها، خرها و سایر حیوانات اسیر در دست آدم می‌دانستند بدون آدم الان کجا بودند و این جهنم‌ها را حتی در کابوس‌هایشان هم نمی‌دیدند… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن فیل‌ها، گوریل‌ها، یوزها، ببرها، کرگدن‌ها و صدها حیوان در حال انقراض دیگر می‌دانستند بشر باعث نابودی نسل آن‌ها شده است و سیر صعودی جمعیت بشر، سیر نزولی جمعیت گونه‌هایشان بوده است… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر تمام آن حیوانات تشنه در مناطقی که بشر با سیاست‌های غلط مانند سدسازی‌های نابجا، منحرف‌کردن رودخانه‌ها به‌منظور رسیدن به سود اقتصادی یا سیاسی، استفادهٔ نادرست از منابع و سفره‌های آب زیرزمینی، تولید بی‌رویهٔ گازهای گلخانه‌ای و گرمایش زمین، چرای بی‌حدوحساب گله‌ها و غیره به بیابان‌های خشک و بی‌آب و علف تبدیل شده‌اند، می‌دانستند که تا همین چند سال پیش اینجا رودخانه‌ای، برکه‌ای، دریاچه‌ای، دشت حاصلخیزی بوده است که بشر آن را نابود کرده است… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آن حیوانات نگون‌بخت اسیر در مناطق قیرپاشی‌شده (مالچ‌پاشی‌شده) می‌دانستند که این مادهٔ مذاب سیاه نکبت‌بار که هستی‌شان را می‌بلعد، بلایی طبیعی نیست بلکه از سوی بشر نازل شده است… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر تمام آن پرندگانی که از حشرات تغذیه می‌کنند و امروز خودشان و جوجه‌هایشان از گرسنگی می‌میرند، می‌دانستند که جمعیت حشرات از صدقهٔ سر آدم با مواد و سموم شیمیایی‌اش چنین کاهش پیدا کرده است… </span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر… اگر… اگر… این «اگر»ها آن‌قدر زیادند که بدون اغراق می‌توان صدها صفحه در موردشان نوشت. اگر همهٔ حیوانات به هوشی در حد انسان‌ها و به یک علم جامع می‌رسیدند و متوجه می‌شدند از یک‌سو جمعیت بشر در طول یک قرن ۴٫۵ برابر شده است و از سوی دیگر، مصرف‌گرایی‌اش سر به فلک گذاشته است و بیشتر بلاهایی که بر سرشان می‌آید، از نابودی زیستگاه‌ها و نایاب‌شدن غذا تا تشنگی و بی‌آبی، از تصادفات جاده‌ای تا برخورد با شیشه‌ها و هواپیماها و توربین‌ها، از گیرکردن در قیر تا گرفتارشدن در تله‌ها و تورها، از مسموم‌شدن‌‌ها تا اسیرشدن‌ها در آکواریوم‌ها و سیرک‌ها و باغ‌وحش‌ها و تراریوم‌ها و قفس‌ها، از خفه‌شدن در دود و سرب تا کَرشدن در صداهای ناهنجار، از استثمار و شکنجه‌شدن در دامداری‌ها تا زجرکش‌شدن در آزمایشگاه‌ها و مزارع پوست، از جنگ سگ‌ها تا گاوبازی، از رقص خرس‌ها تا رودئوها، از کتک‌خوردن‌ها تا قطعِ‌عضوشدن‌ها تا تغییرات ژنتیکی تا سفرهای طاقت‌فرسا به مقصد کشتارگاه‌ها و هزاران هزار مورد دیگر، همه و همه فقط از صدقهٔ سر مبارک موجودی به نام انسان است، فکر می‌کنید همگی یک‌صدا کدام حیوان را به‌عنوان «موذی‌ترین حیوان روی زمین» معرفی می‌کردند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه! البته که حیواناتِ دیگر آن‌قدر باهوش و حسابگر نیستند که به چنین نتیجه‌ای برسند، ولی خودمان چطور؟ کافی است فقط ذره‌ای با خودمان صادق و در حساب و کتاب‌هایمان روراست باشیم تا به این حقیقت ساده برسیم که ما تنها گونه روی کرهٔ زمین‌ایم که هیچ موجود دیگری از آزارمان، مستقیم یا غیرمستقیم، خواسته یا ناخواسته، حساب‌شده یا تصادفی، سیستماتیک یا موردی، در امان نیست. واقعیت تلخ آن است که ما عرصه را به‌شدت بر همهٔ موجودات این سیاره تنگ کرده‌ایم، طوری که اگر همین امروز ناگهان از روی این سیاره محو شویم، نه‌تنها هیچ اتفاق بدی برای موجودات دیگر نمی‌افتد، بلکه همهٔ موجودات این سیاره به التیام و آرامش می‌رسند و شروع به بالیدن می‌کنند… با این اوصاف، آیا منصفانه است موجودات دیگری را که چنین از هستی ساقط کرده‌ایم، «موذی»، «آفت» و در نتیجه، مستحق بدترین عذاب‌ها و مرگ‌ها بدانیم، چون در تلاشی نابرابر برای بقای خود دست و پا می‌زنند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">البته تمام این‌ها به آن معنا نیست که آدم‌ها نباید از حقوق و منافع خودشان دفاع کنند، ولی به‌عنوان موجوداتی صاحب هوش و قادر به تشخیص پیامدهای کوتاه‌مدت و درازمدت اعمال خود و صد البته مدعی اخلاق، آیا شایسته‌تر نیست بستری از تأمل، بردباری و تمایل برای همزیستی سالم و یگانگی با سایر موجودات این سیاره فراهم کنیم و به‌جای آنکه فقط بر روی سود و تمایلات لحظه‌ای خودمان تمرکز کنیم، حق حیات و حقوق طبیعی سایر موجودات زمین را هم در نظر داشته باشیم؟ هر چه باشد زمین فقط به گونهٔ ما تعلق ندارد و این موجودات هم مانند ما همین یک سیاره را دارند.</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/11/20/%d8%ad%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b0%db%8c-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">حیوان موذی کدام است؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2021/11/20/%d8%ad%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b0%db%8c-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17145</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یادداشت سردبیر: مروری بر تاریخچهٔ پاک‌گیاه‌خواری</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2021/11/01/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2021/11/01/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%a7%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Nov 2021 00:10:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[دامپروی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاق‌گرایانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف مسئولانه]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=16995</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; ونکوور روز جهانی پاک‌گیاه‌خواران که به آن‌ روز جهانی وگان، وگن یا ویگن (برگرفته از واژهٔ انگلیسی vegan) نیز گفته می‌شود، رویدادی سالانه است که پاک‌گیاه‌خواران جهان آن را در تاریخ اول نوامبر جشن می‌گیرند و گرامی می‌دارند. اولین بار در سال ۱۹۹۴، لوئیز والِس، رئیس انجمن پاک‌گیاه‌خواریِ (The Vegan Society) بریتانیا که از حدود ۴۰ سال پیش فعال حقوق حیوانات و پاک‌گیاه‌خوار است، این رویداد را به‌مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس این...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/11/01/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%a7%da%a9/">یادداشت سردبیر: مروری بر تاریخچهٔ پاک‌گیاه‌خواری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">روز جهانی پاک‌گیاه‌خواران که به آن‌ روز جهانی وگان، وگن یا ویگن (برگرفته از واژهٔ انگلیسی vegan) نیز گفته می‌شود، رویدادی سالانه است که پاک‌گیاه‌خواران جهان آن را در تاریخ اول نوامبر جشن می‌گیرند و گرامی می‌دارند. اولین بار در سال ۱۹۹۴، لوئیز والِس، رئیس انجمن پاک‌گیاه‌خواریِ (The Vegan Society) بریتانیا که از حدود ۴۰ سال پیش فعال حقوق حیوانات و پاک‌گیاه‌خوار است، این رویداد را به‌مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس این انجمن و ابداع کلمهٔ وگان، اعلام کرد. دانلد واتسون، یکی از بنیان‌گذاران انجمن پاک‌گیاه‌خواری بریتانیا، برای آنکه بتوان گیاه‌خواریِ بدون لبنیات را با گیاه‌خواری رایج تفکیک نمود، به‌دنبال اسم جدیدی برای آن بود و نهایتاً با ترکیب سه حرف اول و دو حرف آخر کلمهٔ vegetarian، کلمهٔ vegan را در سال ۱۹۴۴ ساخت که مورد پذیرش فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد نیز قرار گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">گرچه به‌لحاظ تاریخی، ثبت اصطلاح پاک‌گیاه‌خواری به ۷۷ سال پیش بازمی‌گردد، ایدهٔ خوردنِ فقط غذاهایی که فاقد محصولات حیوانی باشد، بسیار طولانی‌تر از این زمان است. در حقیقت، تخمین زده می‌شود که پاک‌گیاه‌خواری از حدود حداقل ۲۰۰۰ سال قبل وجود داشته است و ایدهٔ گیاه‌خواری (اجتناب از گوشت) به حدود ۵۰۰ سال قبل‌تر از آن برمی‌گردد، یعنی زمانی که فیلسوف و ریاضی‌دان یونانی، فیثاغورس، به‌عنوان بخشی از فعالیتش در زندگی به ترویج نوع‌پرستی و مراقبت از همهٔ گونه‌ها می‌پرداخت. همچنین بسیاری از پیروان بودائیسم گیاه‌خواری را ترویج می‌کنند و اعتقاد دارند که نباید به دیگر حیوانات آسیب زد. البته مفهوم پاک‌گیاه‌خواری به‌عنوان سبک زندگی برای اولین بار در سال ۱۸۰۶ در اروپا مطرح شد؛ این دکتر ویلیام لمب و پرسی بیش شلی بودند که خوردن لبنیات و تخم‌مرغ را به‌دلایل اخلاقی نادرست دانستند. بیش از صد سال طول کشید، اما بالاخره، پاک‌گیاه‌خواران گرد هم آمدند و انجمن پاک‌گیاه‌خواری بریتانیا را در ۱۹۴۴ تأسیس کردند. در آن زمان وگان یا پاک‌گیاه‌خوار به گیاه‌خواری اطلاق می‌شد که علاوه بر گوشت از لبنیات نیز اجتناب می‌کرد. بعدها تخم‌مرغ هم به آن اضافه شد و در ۱۹۵۱، وگانیسم به حرکتِ انسان‌هایی بدل شد که نمی‌خواستند در استثمار و بهره‌برداری از حیوانات به‌هیچ شکلی سهیم باشند؛ از جمله پوشیدن خز، چرم یا دیگر محصولات حیوانی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">پاک‌گیاه‌خواری نوعی فلسفه و سبک زندگی است که تلاش دارد &#8211; تا جای ممکن &#8211; تمام اَشکال استثمار و بهره‌برداری از حیوانات و اعمال خشونت‌امیز نسبت به آن‌ها را برای تهیهٔ غذا، پوشاک یا هر هدف دیگری، حذف کند و به ترویج گسترش و استفاده از جایگزین‌های غیرحیوانی بپردازد؛ جایگزین‌هایی که به‌نفع حیوانات، انسان‌ها و محیط زیست است. از نظر افرادی که نه صرفاً به‌دلیل یک رژیم غذایی توصیه‌شده بلکه به‌دلیل رعایت حقوق حیوانات، پاک‌گیاه‌خواری را برمی‌گزینند، این نه‌تنها یک سبک زندگی بلکه فراتر از آن، یک باور است. باوری که وقتی فرد به آن می‌رسد، محال است که برگشت‌پذیر باشد. بزرگ‌ترین افسوس پاک‌گیاه‌خواران آن است که چرا زودتر به چنین باوری نرسیده‌ بودند و همواره به‌خاطر تمام سال‌هایی که در گذشته گوشت خورده‌اند یا به اَشکال دیگر محصولات حیوانی مصرف کرده‌اند، احساس گناه می‌کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">رژیم غذایی پاک‌گیاه‌خواری چنانچه درست برنامه‌ریزی شده باشد، رژیم غذایی مناسبی برای تمام مراحل زندگی از جمله برای نوزادان و زنان باردار است و سازمان‌های معتبری همچون آکادمی تغذیه و رژیم غذایی آمریکا، متخصصان تغذیهٔ کانادا، شورای ملی تحقیقات پزشکی و بهداشت استرالیا، انجمن رژیم غذایی بریتانیا و وزارت بهداشت نیوزیلند آن را تأیید می‌کنند. بیشترین چالش تغییر به‌سمت پاک‌گیاه‌خواری، همواره مسئلهٔ غذا بوده است. خوشبختانه، آنچه که زمانی یک رژیم غذایی سخت‌گیرانه به‌نظر می‌رسید، هم‌اکنون به‌صورت گسترده‌‌ای با گزینه‌های فراوان در رستوران‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی در دسترس است. حتی فست‌فودهای زنجیره‌ایی مانند Burger King و A&amp;W برگرهای پاک‌گیاهی ارائه می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">پاک‌گیاه‌خواری حرکتی است که در سال‌های اخیر جنب‌وجوش و کشش زیادی به‌سمت خود دیده است و بخشی از این محبوبیت به افراد مشهور برجسته‌ای برمی‌گردد که در چند سال اخیر به پاک‌گیاه‌خواری روی آورده‌اند و به آن متعهد شده‌اند؛ افراد مشهوری همچون واکین فینیکس، ناتالی پورتمن، میشل فایفر، برایان ادمز، الن دی‌جنرس، آریانا گرانده، پاملا اندرسون، و بسیاری دیگر. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">مهربان‌بودن با حیوانات اولین و مهم‌ترین دلیل برای گرامیداشت روز جهانی پاک‌گیاه‌خواران است. محصولات حیوانی کمتر یعنی گازهای گلخانه‌ای کمتر و این خود یعنی کُرهٔ زمین بهتر برای همه. و این‌ یعنی سلامتی بیشتر برای انسان‌ها. این، یک بازیِ بُرد-بُرد-بُرد است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">روز جهانی پاک‌گیاه‌خواران می‌تواند فرصت بسیار خوبی باشد برای تمام کسانی که مایل‌اند این سبک زندگی را اختیار کنند، از آنجا که برنامه‌های گوناگونی از جمله سخنرانی‌های افراد تأثیرگذار در جامعهٔ پاک‌گیاه‌خواران در ماه نوامبر برای ترویج وگانیسم فراوان است. به‌همین مناسبت، ما نیز در رسانهٔ همیاری تلاش کردیم تا در حد توانمان این مناسبت را گرامی بداریم و مانند همیشه پاک‌گیاه‌خواری را ترویج و تشویق کنیم. این یادداشت کوتاه تنها مروری بود بر تاریخچهٔ پاک‌گیاه‌خواری، هرچند <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/10/30/%d9%88%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مقالهٔ بسیار خواندنی تالین ساهاکیان</a>، دوست عزیزمان ساکن آلمان که سال‌های مدیدی از زندگی خود را وقف تلاش برای حقوق حیوانات کرده است، و <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/10/31/%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%81-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ba%d8%b0%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">گفت‌وگو با ریحانهٔ میرجانی و علی حائری</a>، دوستان عزیزمان ساکن ونکوور که از چند سال گذشته به طور تمام‌وقت در خیریهٔ ILCS و شرکت سول بایت ارائه‌دهندهٔ محصولات غذایی وگان، فعالیت دارند، از جمله مطالبی‌اند که از شما دعوت می‌کنم حتماً آن‌ها را مطالعه نمایید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">به‌امید روزی که دیگر هیچ حیوانی برای استفاده‌ در محصولات غذایی، پوشاک و غیره، مورد شکنجه و کشتار قرار نگیرد. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/11/01/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%a7%da%a9/">یادداشت سردبیر: مروری بر تاریخچهٔ پاک‌گیاه‌خواری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2021/11/01/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">16995</post-id>	</item>
		<item>
		<title>وگانیسم و مرز تاریخی‌ای که منتظر عبور ماست</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2021/10/30/%d9%88%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2021/10/30/%d9%88%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Oct 2021 15:08:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک گیاهخواری]]></category>
		<category><![CDATA[پاک‌گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[تالین ساهاکیان]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق حیوانات]]></category>
		<category><![CDATA[دامپروی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه خواری]]></category>
		<category><![CDATA[گیاه‌خواری]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاق‌گرایانه]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مصرف مسئولانه]]></category>
		<category><![CDATA[وگان]]></category>
		<category><![CDATA[وگن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=16979</guid>

					<description><![CDATA[<p>تالین ساهاکیان – آلمان هزاران سال است که بشر راه مدنیت و اخلاق را می‌پیماید، هرازچندگاهی گامی به‌طرف جلو برمی‌دارد، اغلب درجا می‌زند، گاهی حتی قدمی به عقب باز می‌گردد، گاه از اشتباهات گذشته درس می‌گیرد و گاه آن‌ها را بارها و بارها به شیوه‌های مختلف تکرار می‌کند… به‌طور کلی می‌توان گفت شوربختانه بر خلاف علم و تکنولوژی، بشر، راه اخلاق را با اراده و سرعتی نه‌چندان رضایت‌بخش می‌پیماید. البته نمی‌توان منکر آن شد که تا...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/10/30/%d9%88%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1/">وگانیسم و مرز تاریخی‌ای که منتظر عبور ماست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%87%d8%a7%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">تالین ساهاکیان</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هزاران سال است که بشر راه مدنیت و اخلاق را می‌پیماید، هرازچندگاهی گامی به‌طرف جلو برمی‌دارد، اغلب درجا می‌زند، گاهی حتی قدمی به عقب باز می‌گردد، گاه از اشتباهات گذشته درس می‌گیرد و گاه آن‌ها را بارها و بارها به شیوه‌های مختلف تکرار می‌کند… به‌طور کلی می‌توان گفت شوربختانه بر خلاف علم و تکنولوژی، بشر، راه اخلاق را با اراده و سرعتی نه‌چندان رضایت‌بخش می‌پیماید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">البته نمی‌توان منکر آن شد که تا جایی که به احساسات شخصی مربوط می‌شود، بشر امروز نسبت به نیاکان خود تمایل کمتری به انجام اعمال خشونت‌آمیز و دگرآزارانه دارد. خوشبختانه برای بسیاری از مردم، دورهٔ لذت‌بردن از تماشا یا مشارکت در جنگ‌ها یا مبارزات خشونت‌آمیز تن‌به‌تن یا شکنجه و کشتن دیگران، مرد یا زن، کودک یا حیوان، گذشته است. امروزه بیشتر مردم از دیدن صحنه‌های خشونت‌آمیز، اعم از شکنجه و آزار دیگران یا مجازات‌های فیزیکی برآشفته می‌شوند، خود را مدافع عدالت و مخالف سرسخت ظلم می‌دانند و در برابر ضعیف‌آزاری، ضعیف‌کشی و قلدری، ابراز نفرت می‌کنند و با ناباوری به مرام و رفتارهای نیاکان برده‌دار، قلدر، خشونت‌طلب، جنگ‌طلب یا نژادپرست خود نگاه می‌کنند. بله، تمام این‌ها زیبا و نشانه‌هایی از پیشرفت اخلاقی جامعهٔ بشری‌اند، ولی آیا واقعاً ما تا آن اندازه که خودمان فکر می‌کنیم کم‌آزاریم و در حوزهٔ اختیارات و ارادهٔ شخصی خودمان، اخلاق‌مدارانه عمل می‌کنیم؟ اصولاً تصویر واقعی ما تا چه اندازه با تصویر ذهنی‌ای‌ که از خود داریم همخوانی دارد؟ واقعیت تلخ این است که میان تصویر ذهنی و بیرونی بشر امروز، گسلی پهن و ژرف وجود دارد و این فاصلهٔ بزرگ، از آنجا ناشی می‌شود که به‌علت زندگی مدرن، قسمت بزرگی از چرخهٔ بزرگ عرضه و تقاضا و در نتیجه، نتایج مستقیم و غیرمستقیم انتخاب‌های ما از دید ما پنهان می‌مانند. نتیجهٔ این رویکرد آن است که </span><span style="font-weight: 400;">ما در دنیایی با ایده‌آل‌ها و شعارهای زیبایمان زندگی می‌کنیم، اما به‌موازات آن، دنیایی دیگر را تغذیه و حمایت می‌کنیم که حاضر نیستیم حتی چند ساعت از عمرمان را در آنجا بگذرانیم یا حتی آن را ببینیم یا به آن فکر کنیم. قسمتی از این دنیای موازی، بر استثمار مردم فقیر در نقاط مختلف دنیا و قسمت حتی بزرگ‌تر و وحشتناک‌تر آن روی تناقضات اخلاقی و رابطهٔ بیمارگونهٔ بشر امروز با سایر حیوانات و طبیعت بنا شده است.</span><span style="font-weight: 400;"> البته که هر کدام از این موضوعات، مثنوی هفتاد من‌اند، ولی اجازه بدهید در این مقاله، به تناقضات آشکار زندگی روزمرهٔ ما در رابطه با حیوانات اشارهٔ کوتاهی بکنیم که البته مستقیم و غیرمستقیم، تأثیر بسزایی بر روی محیط زیست و در نتیجه، حقوق بشر هم دارند:</span></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما از صلح می‌گوییم در حالی که با خرید گوشت، لبنیات و تخم‌مرغی که هر روز مصرف می‌کنیم، سالانه بدون احتساب ماهی‌ها و حیوانات دریایی دیگر، خون ۷۷ میلیارد حیوان بی‌گناه را می‌ریزیم و با احتساب ماهی‌ها و حیوانات دریایی دیگر، تعداد قربانیان سر به فلک می‌گذارد در حالی‌که در شرایط امروزی، به کشتن حتی یکی از این حیوانات بی‌شمار هم نیاز نداریم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر یک پرندهٔ وحشی زخمی سر راهمان قرار بگیرد، سعی می‌کنیم «انسانیت» به‌خرج بدهیم و به او کمک کنیم، ولی دو ساعت بعد پیکر زجرکشیدهٔ مرغی را می‌خوریم که به‌اندازهٔ همان پرندهٔ وحشی، پتانسیل عاطفی و فکری داشت و به‌همان اندازه می‌خواست زندگی کند، ولی زندگی‌اش از لحظهٔ بیرون‌آمدن از تخم تا لحظه‌ای که سرش را بی‌رحمانه بریدند، تراژدی‌ای باورنکردنی از ظلم و خشونت بشر بود.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای پرندگان مهاجر غذا می‌بریم و اگر کسی آن‌ها را به دام بیاندازد، خشمگین می‌شویم، ولی هیچ حسی در ما مانع از آن نمی‌شود که پیکر خون‌آلود یک بوقلمون را بخریم، بوقلمونی که مقرر بود با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت در آسمان پرواز کند و با سرعت ۲۲ کیلومتر در ساعت بر روی زمین بدود، ولی در زندانی به‌دنیا آمد که نه آسمانی داشت، نه سبزه‌زاری و نه حتی جایی برای پر و بال تکان‌دادن… </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در خانه، مهدکودک و مدرسه به فرزندانمان می‌آموزیم که با حیوانات مهربان باشند، برای گاوها و گوسفندها و ماهی‌ها و مرغ‌ها شعر و سرود می‌خوانیم و چهرهٔ شاد آن‌ها را نقاشی می‌کنیم، ولی سر ناهار و شام، تکه‌هایی از پیکر همان حیوانات را جلوی فرزندانمان می‌گذاریم و حتی اصرار می‌کنیم که حتماً آن غذاها را بخورند و فراموش می‌کنیم به آن‌ها بگوییم این‌ها تکه‌هایی از پیکرهای کودکانی‌اند که در زندان به‌دنیا آمده‌اند، از نعمت داشتن مادر محروم بوده‌اند، بازی و سرگرمی‌ای نداشته‌اند، چهره‌شان هرگز به شادی آن نقاشی‌ها نبوده و در حالی‌که از ترس فلج شده بودند، سرشان را بریده‌اند. یادمان می‌رود به آن‌ها بگوییم کفش و کتشان که گاهی صورتک حیوانات شاد هم روی آن‌ها نقاشی شده است، از پوست همان بره‌ها و گوساله‌های دوست‌داشتنی‌اند که آن‌ها شب‌ها عروسکشان را بغل و روزها کارتون‌هایشان را با لذت تماشا می‌کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما از زیبایی می‌گوییم و تأکید می‌کنیم که برای زیبایی درونی، ارزش بسیاری قائل‌ایم، ولی اصرار داریم کیف‌ها، چکمه‌ها، کت‌ها و پالتوهای چرم «اصل» بپوشیم بدون آنکه فکر کنیم بر آن گاو نگون‌بخت که با حلقه‌ای دردناک در دماغ از این شهر تا آن شهر یا از این کشور به آن کشور کشیده شده و بی‌رمق و زخمی به مقصد آخر رسیده است، چه گذشته است تا پوستش کنده شود، بدون آنکه فکر کنیم آن کیفِ به‌اصطلاح «چرم مرغوب» از پوست یک نوزاد وحشت‌زده درست شده است یا یقهٔ آن پالتو یا گوشهٔ آن چکمه از پوست روباه، سمور یا خرگوشی است که تمام عمر سیاه و نکبت‌بار خود را در گوشهٔ قفسی در یک «مزرعهٔ پوست» گذرانده است یا از تن کایوتی‌ای کنده شده است که ساعت‌ها و روزها در تله‌ای سیمی گرفتار بوده و درد کشیده است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما در مورد آزادی شعر و داستان می‌خوانیم و بحث و مجادله و تبادل نظر می‌کنیم و با کوچک‌ترین عاملی که آن را محدود یا تهدید کند، به مخالفت برمی‌خیزیم. وقتی بنا به‌هر دلیلی، آزادی‌های اجتماعی‌مان محدود می‌شود یا حتی وقتی مجبوریم در خانه بمانیم، افسرده می‌شویم، ولی نمی‌خواهیم به حیواناتی فکر کنیم که برای ارضای انتخاب‌های روزانهٔ ما، تمام عمرشان را در قفس‌ها و اصطبل‌های خفقان‌آور می‌گذرانند یا برای سرگرمی به باغ‌وحش‌ها، سیرک‌ها یا آکواریوم‌هایی می‌رویم که یک عمر آزادی و شادی حیوانات را قربانی چند ساعت سرگرمی انسان‌ها کرده‌اند و حیوانات را از شدت کسالت و ملالت، به مرز جنون رسانده‌اند.</span></li>
</ul>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-16981" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/Farm_Animals.jpg?resize=500%2C375" alt="وگانیسم و مرز تاریخی‌ای که منتظر عبور ماست" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/Farm_Animals.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/Farm_Animals.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این تلخ‌ترین طنز زندگی امروز ماست که فکر می‌کنیم آزارمان به یک مورچه هم نمی‌رسد، در حالی‌که در همین لحظه، گوسفندی که قرار است گوشتش سه روز دیگر از بشقابمان سر در بیاورد، در کشتارگاه می‌لرزد، در همین لحظه مرغی که قرار است هفتهٔ آینده ناگتش را در فلان رستوران زنجیره‌ای بخوریم،</span><span style="font-weight: 400;"> از سوراخ‌های صندوقی در کشتارگاه با وحشت به سرنوشت خونین همنوعانش می‌نگرد، در همین لحظه به چشم‌های گاوی که قرار است در کانادا، اروپا یا آمریکا از پوستش کیفی با مارکِ فلان درست کنند و ما دو ماه دیگر با کمال افتخار آن را بر شانه‌مان بیاندازیم، فلفل مالیده‌اند تا از شدت سوزش، چندهزار متر آخر را هم لنگان و نالان بپیماید تا به قربانگاه نهایی برسد، در همین لحظه بوقلمونی که قرار است شب شکرگزاری بخریم یا با گوشتش فلان خورش را درست کنیم شاهد شکستن گردن دوست و هم‌سلولی بیمارش است، در همین لحظه نوک مرغی را که قرار است تخمش نیمروی روز سه‌شنبه‌مان بشود با تیغهٔ داغ می‌چینند، در همین لحظه بیضه‌ها و دم بچه‌خوک پنج روزه‌ای را که قرار است چهار ماه دیگر «بیکن» ما بشود، می‌بُرند… </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه ما نمی‌خواهیم در مورد این حقایق چیزی بدانیم و اگر کسی در مورد آن‌ها صحبت کند، تیرهایمان را یکی‌یکی از چنته بیرون می‌کشیم و به‌سویش پرتاب می‌کنیم. ما دوست داریم با بهانه‌های مختلف، ندای وجدانمان را خاموش کنیم:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم فکر کنیم که این طبیعت است و فراموش کنیم که این جهنم، دنیایی کاملاً مصنوعی و ساخت بشر است و اصولاً برده‌داری و استثمار، مرام طبیعت نیست.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم خودمان را با حیوانات شکارچی مقایسه کنیم و فراموش کنیم که اولاً ما این حیوانات را شکار نمی‌کنیم و ثانیاً حیوانات درنده مثل ما حق انتخاب ندارند و برای بقا شکار می‌کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم فکر کنیم همهٔ آدم‌ها نمی‌توانند گیاه‌خوار شوند، چون شنیده‌ایم یک قبیله در صحرایی در فلان گوشهٔ دورافتادهٔ دنیا زندگی می‌کند که در فصل سرما، بدون دامداری در آن صحرا دوام نمی‌آورد و فراموش کنیم که خودمان در آن شرایط استثنایی زندگی نمی‌کنیم و در چهار فصل سال، فاصله‌مان از انواع و اقسام میوه‌ها و سبزیجات، دانه‌ها، حبوبات، مغزها، روغن‌های گیاهی، غلات و هزاران نوع محصول متنوع گیاهی به اندازهٔ فاصلهٔ منزلمان تا سوپرمارکت سر خیابان است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم فکر کنیم بشر از زمان‌های دور گوشت خورده است و فراموش کنیم که شرایط زندگی بشر تا چه اندازه فرق کرده است و از سوی دیگر، بشر از بدو پیدایش، کارهای زیاد دیگری را هم انجام داده است که اکنون با اکراه و افسوس به آن‌ها نگاه می‌کند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم به مطلق‌گرایی رو بیاوریم و فکر کنیم حتی با چشم‌پوشی از محصولات حیوانی هم کاملاً «بی‌آزار» نخواهیم بود و فراموش کنیم که «بی‌آزاری مطلق» یک توهم است و هدف از اخلاق، تلاش برای آزار کمتر است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم پانصد میلیون گیاه‌خوار در هند را که نسل‌درنسل گوشت و تخم‌مرغ نخورده‌اند یا چندین فرد وگان سالم و خشنود در میان نزدیکان و دوستانمان را فراموش کنیم، آن‌همه مقالهٔ موضع‌گیری از سوی سازمان‌های معتبر پژوهشی در تأیید و تشویق تغذیهٔ گیاهی برای رسیدن به سلامت بیشتر و آن‌همه ورزشکار وگان مطرح در سطح بین‌المللی را نادیده بگیریم و به‌جای توجه به توصیه‌های علمی برای داشتن بهترین برنامهٔ تغذیهٔ گیاهی، اظهارات دخترخالهٔ همسایه‌مان را که چند ماه گیاه‌خواری کرده و گمان کرده این تغذیه برایش کافی نیست، مرجع و منبع خودمان در مورد تغذیهٔ گیاهی قرار بدهیم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم فکر کنیم که ما «آن‌قدرها» هم محصولات حیوانی مصرف نمی‌کنیم و «افراط و تفریط» در هر چیزی بد است و فراموش کنیم که برای عرضهٔ همان میزان محصولات حیوانی‌ای که به‌گمان خودمان زیاد نیست، چه شکنجه‌ها و آزارهایی بر حیوانات تحمیل می‌شود و علاوه بر این، اگر قرار باشد آن قانون «نه افراط و نه تفریط» به‌راستی در مورد «همه‌چیز» صادق باشد، به چه دنیای سیاه و ترسناکی می‌رسیم و یادمان می‌رود از خودمان بپرسیم چه میزان از برده‌داری، تجاوز و قتل، «متعادل» محسوب می‌شود؟</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم فکر کنیم در کشورهای پیشرفته قانون وجود دارد و وضعیت حیوانات نمی‌تواند آن‌قدرها بد باشد یا به خودمان دلداری بدهیم که ما فقط محصولات ارگانیک را می‌خریم، ولی حاضر نیستیم حتی یکی از آن‌همه عکس و فیلم مستند را که هر روز از دامداری‌ها و کشتارگاه‌های همین کشورهای پیشرفته منتشر می‌شوند، نگاه کنیم.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوست داریم… دوست داریم فکر کنیم که نیازی به تغییرکردن نداریم. دیگران‌اند که باید تغییر کنند. دیگران‌اند که باید درست عمل کنند، دیگران‌اند که نباید این حیوانات را آزار بدهند. دیگران‌اند که باید بگذارند این حیوانات در طبیعت باشند و در نهایت با یک موسیقی ملایم آن‌ها را متقاعد کنند که بیفتند و برای رضای شکم آدم‌ها بمیرند.</span></li>
</ul>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-16982" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/cow-1637505.jpg?resize=500%2C437" alt="وگانیسم و مرز تاریخی‌ای که منتظر عبور ماست" width="500" height="437" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/cow-1637505.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/cow-1637505.jpg?resize=300%2C262&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در هیچ دوره‌ای از تاریخ، حیوانات به‌اندازهٔ امروز توسط بشر استثمار نشده‌اند. از طرف دیگر، در هیچ دوره‌ای، مصرف محصولات حیوانی تا این اندازه به محیط زیست آسیب نزده است و اما مهم‌تر از همه، </span><span style="font-weight: 400;">در هیچ دوره‌ای از تاریخ، بشر به اندازهٔ امروز از مصرف محصولات حیوانی بی‌نیاز نبوده است. خوراکی‌های فراوان و بسیار متنوع گیاهی، گزینه‌های مناسب غیرحیوانی برای تولید پوشاک و وسایل، موادی که بدون آزمایش روی حیوانات تولید می‌شوند، وجود متخصصان، پژوهشگران و مشاوران در زمینهٔ تغذیهٔ گیاهی، انواع مکمّل‌های وگان… گوی و میدان، هر دو برای پایان‌دادن به برده‌داری و استثمار حیوانات توسط بشر و گذر از این دنیای تاریک و متناقض به‌سوی دنیای مهربان‌تر و عادلانه‌تر، آماده‌اند و با این‌حال، بهانه‌های ما بی‌شمارند.</span><span style="font-weight: 400;"> ما تیرهایمان را یکی‌یکی به‌سمت نقطه‌های نوری که به‌سویمان می‌آیند و مرتب بزرگ‌تر و بیشتر می‌شوند، پرتاب می‌کنیم به این امید که آن‌ها را از بین ببریم پیش از آنکه نتایج سیاه انتخاب‌های روزمرهٔ ما و نیاز به تغییر را به ما بنمایانند. ما نمی‌خواهیم تغییر کنیم با اینکه برای این تغییر حتی لازم نیست هیچ‌چیز مهم و باارزشی را فدا کنیم و حتی این تغییر می‌تواند تأثیرات مثبتی بر روی سلامت، زیبایی و طول عمر ما داشته باشد. با این‌حال، به تاریخ نگاه می‌کنیم و به خودمان می‌گوییم:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اگر در فلان دوره زندگی می‌کردم، حتماً با برده‌داری مبارزه می‌کردم، حتماً طرف آن مظلومان را می‌گرفتم، حتماً از تجاوز به آن کودکان جلوگیری می‌کردم… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بیایید با خودمان صادق باشیم. کسانی که در دوره‌های مختلف تاریخ با تبعیض، بی‌عدالتی، استثمار و خشونت مبارزه کرده‌اند، نه‌تنها در سیستم، شرایط و عرف حاکم بر زمان و جامعهٔ خود حل نشده‌اند، بلکه حاضر بوده‌اند برای تغییر آن، از آزادی و جان خود مایه بگذارند. احترام به برخی اصول اخلاقی که در طول دهه‌ها و سده‌ها و هزاره‌ها و در نتیجهٔ تلاش‌های افراد آگاه و فداکار در زمان‌های گذشته بر جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، حاکم و تبدیل به عرف شده‌اند و حتی در قوانین لحاظ شده‌اند، نشانهٔ فضیلت زیاد ما نیست. این‌ها دستاوردهای نسل‌ها و آدم‌های دیگری‌اند که هزینهٔ آن‌ها را پرداخت کرده‌اند. سؤال این است که ما خودمان کدام لکه‌های تاریک را از صفحهٔ تاریخ بشری پاک می‌کنیم؟ ما بر کدام زخم دنیای کنونی مرهم می‌گذاریم؟ ما کدام قسمت از جادهٔ اخلاق را برای حال و آینده صاف می‌کنیم؟</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-16983" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/VeganFood.jpg?resize=500%2C375" alt="وگانیسم و مرز تاریخی‌ای که منتظر عبور ماست" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/VeganFood.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/10/VeganFood.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اول نوامبر، روز جهانی «وگان» است. وگان یا هر اسم دیگر، عناوین یا برچسب‌ها مهم نیستند. مهم این است که هر کدام از ما در عمل تا چه اندازه موافق یا مخالف برده‌داری، استثمار و کشتاریم. لااقل در کشورهای پیشرفته، ما در دورهٔ کشورگشایی‌ها، جنگ‌های تن‌به‌تن، خشونت‌ها و غارت‌ها زندگی نمی‌کنیم و شمشیر و چاقو نمی‌کشیم. دورهٔ ما، دورهٔ جنگ‌ اقتصادی و اطلاعات است و اسکناس‌ها و کارت اعتباری ما، اسلحهٔ ماست. به‌عنوان یک مصرف‌کننده، ما تصمیم گیرنده‌ایم. لیست خرید روزانهٔ ما مشخص می‌کند در کدام طرف تاریخ ایستاده‌ایم، طرف سیاهی که به گذشتهٔ استثمارگرانهٔ بشر نظر مساعد دارد یا طرف روشن پیشِ رو که می‌خواهد رنگ تناقض و بی‌عدالتی را از چهرهٔ بشر بزداید و حیوانات را از جهنم‌های ساخت بشر نجات دهد. آیا برای برقراری عدالت، آرامش و صلح تلاش می‌کنیم یا برای ادامهٔ پایمال‌کردن آن؟ آیا بر آن‌ایم که هنگام رفتن، دنیایی را تحویل بدهیم که لااقل ذره‌ای از دنیایی که تحویل گرفته‌ایم، بهتر باشد یا ترجیح می‌دهیم از روی راحت‌طلبی، این برهه را به درجازدنی شرم‌آور در تاریخ بشر تبدیل کنیم؟ همه‌چیز به این تصمیم ما بازمی‌گردد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/10/30/%d9%88%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1/">وگانیسم و مرز تاریخی‌ای که منتظر عبور ماست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2021/10/30/%d9%88%da%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%b2-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d8%b9%d8%a8%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">16979</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-02 12:18:14 by W3 Total Cache
-->