<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وحید ذاکری بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF-%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/وحید-ذاکری/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Wed, 13 Dec 2023 01:03:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>وحید ذاکری بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/وحید-ذاکری/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>گزارشی از مراسم رونمایی کتاب جدید وحید ذاکری، نویسندهٔ ساکن ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2019/05/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2019/05/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 May 2019 01:05:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[وحید ذاکری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=11300</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; ونکوور جمعهٔ دو هفته قبل، سوم ماه مه، رونمایی کتاب جدید وحید ذاکری، «خیزران خاموش»، با حضور جمع کثیری از علاقه‌مندان به ادبیات به‌ میزبانی کتابفروشی پان‌به در داون‌تاون ونکوور برگزار شد. این برنامه با صحبت‌های استاد محمد محمدعلی آغاز شد. سخنان ایشان با عنوان «یکی چند دغدغهٔ نویسندهٔ مهاجر از دیدگاه راقم سطور» به این شرح بود: طرازی اندیشه، یافتن اعتدال، مبادلهٔ اطلاعات حضوری با عالمان هنر و سیاست و علم...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/05/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af/">گزارشی از مراسم رونمایی کتاب جدید وحید ذاکری، نویسندهٔ ساکن ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">جمعهٔ دو هفته قبل، سوم ماه مه، رونمایی کتاب جدید وحید ذاکری، <a href="http://media.hamyaari.ca/2019/05/01/%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><strong>«خیزران خاموش»</strong></a>، با حضور جمع کثیری از علاقه‌مندان به ادبیات به‌ میزبانی کتابفروشی پان‌به در داون‌تاون ونکوور برگزار شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این برنامه با صحبت‌های استاد محمد محمدعلی آغاز شد. سخنان ایشان با عنوان «یکی چند دغدغهٔ نویسندهٔ مهاجر از دیدگاه راقم سطور» به این شرح بود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">طرازی اندیشه، یافتن اعتدال، مبادلهٔ اطلاعات حضوری با عالمان هنر و سیاست و علم الاجتماع، یادگیری از دیگری در حداکثر سرعت، یاد دادن به دیگری در حداکثر سرعت. همهٔ این‌ها در درون خود جنبشی نهفته دارد و آن‌، چیزی نیست جز تغییر در حداکثر سرعت. مهاجرت به ما سرعت می‌بخشد یا بخشیده است. در یک کلام مجموعهٔ غرب برای منِ شرقی یعنی نیاز به تغییر در حداکثر سرعت.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">هر یک از مای دور از وطن، طور دیگری نفس می‌کشیم. طور دیگری با برخی اشیاء و افکاری که پسِ پشت ذهن خود انبار کرده‌ایم، برخورد می‌کنیم. خیلی کم‌اند کسانی که از راه‌های دور آمده باشند و هیچ تغییری نکرده باشند. صاحب ایده‌های جدیدی شده‌ایم و با آن زندگی تازه‌ای را شروع کرده‌ایم. با همین رفتارها و اندیشه‌های تغییریافته از هم تفکیک می‌شویم. حالا اما، در یک چیز وجه مشترک داریم و آن تغییر است و یافتن معنای سرعت. چه مهاجر سیاسی باشی یا عادی، چه مثل کبوترانِ دوبام‌شده، دلت آنجا و جسمت اینجا باشد یا بالعکس، دچار می‌شوی یا شده‌ای.</span></i></span></p>
<figure id="attachment_11302" aria-describedby="caption-attachment-11302" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-11302 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0038.jpg?resize=333%2C500" alt="استاد محمد محمدعلی" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0038.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0038.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="(max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-11302" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">استاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">با هر کتابی که در این‌سو می‌خوانی، هر فیلمی که می‌بینی، به هر مکان تازه‌ای که می‌روی، طور دیگری نفس می‌کشی. گویی آرام آرام لُخت می‌شوی و دوباره لباس می‌پوشی. و این‌گونه هم‌طراز می‌شوی با دیگران و اعتدال می‌یابی و راه خود را پیدا می‌کنی. گاهی هم این تغییر و آن سرعت باعث می‌شود تغییر ماهیت کاربری بدهی. دوست داشته‌ای شاعر و نویسنده و نوازنده یا حداقل کتاب‌خوان حرفه‌ای بشوی، اما سر از شغلی در آورده‌ای که تو را فرسنگ‌ها دور کرده از آن مشغلهٔ دلخواه.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">چاپ کتاب در کشور مقصد در میان هم‌وطنان محدود و پراکنده، نخست احساس تنهایی نکبت‌بار القا می‌کند. نوعی احساس بی‌کسی، بی‌پناهی می‌آورد سراغت. مثل همان جابه‌جایی مکانی و زمانی ناگهانی، گیجت می‌کند. مثل کابوس بیدار شدن در برهوت. برخی آن را تولدی دیگر در تاریکی می‌دانند و از جمله خود من که در شصت و یک سالگی مهاجرت کردم. دو روز مانده به انتخاب مجدد احمدی‌نژاد. در اوج شعارهای یا حسین میرحسین.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">به‌هر رو، ۲۰۱۲ رمان «جهان زندگان» را در ونکوور منتشر کردم. به‌رغم کمک‌های بی‌دریغ دوستانِ بهتر از جان، با دیدن اوضاع، در خلوت خود گاه دچار پارانویا می‌شدم. گاهی می‌رفتم طرف خودبزرگ‌بینی و گاهی کشیده می‌شدم طرف بی‌اعتمادی. خودبزرگ‌بینی را به‌سرعت پس زدم، اما گاهی از خودم می‌پرسیدم پس از انتشار پانزده کتاب در بهترین انتشاراتی‌های ایران، من حالا نویسنده‌ام یا ناشر؟ قبل از آن برخی از ناشران را مال‌پرستانی بی‌احساس و گاه بی‌فرهنگ می‌دانستم و حالا خود ناشر بودم. حتی پخش‌کننده. حتی کتاب‌فروش. گاهی احساس می‌کردم پیک موتوری‌ای هستم در حال رساندن کتابی به دبیر سرویس ادبی فلان روزنامه یا مجله تا روجلدش را چاپ کند و احیاناً از سر لطف نقدی بر آن بنویسد. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">حالا اما این‌ها دیگر کابوس نیست. چرا که مسیر انتشار کتاب در خارج از کشور را در سراسر اروپا و آمریکا دیده و شنیده‌ام. پذیرفته‌ام که تبدیل نویسنده و شاعر به ناشر و توزیع‌کنندهٔ کتاب و کتا‌ب‌فروش، جزو تغییراتی است که باید پذیرفت و در این‌سوی آب، ناشر سرمایه‌دار و پخش‌کنندهٔ قوی نداریم. بحث بر سر تداخل وظایف است و نه دست‌کم گرفتن شغل‌های متعددی که در این زمینه فعالیت می‌کنند. بی‌خود نگفتم برهوت.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">بهءهر رو، تیراژها اندک است. چه در ونکوور باشی، چه در برلین و سانفرانسیسکو. باز هم به‌هر رو تو می‌مانی در جغرافیای پراکندهٔ ایرانی‌های مهاجر و نسخ محدودی کتاب که چگونه در مقابل چشم خریداران قرار بدهی. عدم ارتباط میان آفرینندگان آثار ادبی، منتقدان و خوانندگان مشکل‌پسند و عامه‌پسند، خود کابوسی است که گاه ساعت‌ها از جلوی چشمت دور نمی‌شود. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">اما این‌ کابوس‌ها گاه بیداریِ خوشی هم در پی دارد. بابت همان تعادل‌بخشی و تبادل اطلاعات که در بالا به آن اشاره شد. و آن نگارش نشر درست‌تر و پاکیزه‌تر است نسبت به مشابهات وطنی. همچنین یافتن جرئت در شکستن برخی هنجارهای ادبی چیره بر داستان‌نویسی داخلی. نگاه کنید به مصون ماندن نوشته‌ها از چنگال سانسورچیان و آقابالاسرهای ارشادی که روزبه‌روز چنگال خود را قوی‌تر می‌کنند برای فشردن گلوی ادبیات داستانی.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">در یک تقسیم‌بندی کلی، داستان‌های فارسی‌ای که در خارج از کشور چاپ می‌شوند، به سه دسته تقسیم می‌شوند. اول: آثاری که به‌لحاظ مضمونی، رخدادها در ایران اتفاق می‌افتند و اغلب حالت نوستالژیک دارند و شکل خاطره‌گونه به خود می‌‌گیرند. دوم: آثاری که صرفاً تجربه‌های مهاجرت در آن منعکس است. سوم: آثار بینابینی که اگر مجموعه داستان باشد، یکی چند داستان آن در ایران اتفاق می‌افتد و یکی چند داستان در کشور مقصد. و اگر رمان باشد، برخی از حوادث آن در ایران می‌گذرد و برخی در خارج از کشور.</span></i></span></p>
<figure id="attachment_11303" aria-describedby="caption-attachment-11303" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-11303" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0084.jpg?resize=333%2C500" alt="استاد محمد محمدعلی" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0084.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0084.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="(max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-11303" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">استاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">آنچه در این زمینه مهم است، کشف توانایی‌ها و تغییرات دیدگاه زیبایی‌شناسانهٔ نویسندگان فارسی‌زبان است به‌دلیل تجربهٔ زیست در خارج از کشور که آرام آرام دارد در داستان‌نویسی امروز پدید می‌آید. آثاری که بازتاب‌دهندهٔ درک و دریافت نویسنده است از جهان امروز. تطابق نوع نگاه و یافتن زبانی جهانی که بازتاب‌دهندهٔ زندگی ایرانیان مهاجر باشد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌توان از خود پرسید این جابه‌جایی‌ها چه تغییراتی در انتقال احساس ما برای هم‌وطنان فارسی‌زبان دارد؟ دوری از جامعهٔ ایران باعث چه دگرگونی‌هایی در زبان گفتاری و نوشتاری شده و آیا مثبت بوده است یا منفی؟ آیا توانسته‌ایم به زبانی دست بیابیم که پس از سال‌ها اقامت در خارج از کشور نوشته‌مان فراتر از مرزهای قراردادی جغرافیایی و زبانی و تکنیکی، از نظر مفهومی وصل شود به زبان‌های زندهٔ جهان؟ آیا توانسته‌ایم طوری حرف بزنیم که آنان نیز در انطباق با فرهنگ خود درک کنند من و ما چه می‌گوییم و اصلاً حرف حساب ما چیست؟ </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">مقولهٔ داستان‌نویسی «در مهاجرت» با نوشتن «داستان مهاجرت» فرق می‌کند. قطعاً داستان‌های در مهاجرت با همان دیدگاهی نوشته می‌شود که یک ایرانی می‌نویسد و پا فراتر از چارچوب‌های شناخته‌شدهٔ قبلی نمی‌گذارد. فقط زیرش امضا می‌کند که پاریس یا لندن یا ونکوور. اما داستان مهاجرت سروکار خواننده با فرم و زبان و محتوای تازه است با زاویه‌دیدهای متنوع و پایه‌های استدلالی منطبق با عرف داستان‌نویسی غرب. این نوع آثار خلاصه نمی‌شود در شرح حال مهاجر و خلاصه نمی‌شود در چند شعار مستعمل دهن‌پرکن. می‌رود طرف فرافرهنگی تا بلکه از آن طریق فرهنگ خودِ مهمانش را با فرهنگ میزبان درآمیزد و معنای تازه‌ای به آن ببخشد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">من برخی داستان‌های وحید ذاکری را در دستهٔ «داستان مهاجرت» می‌دانم و برای او آرزوی موفقیت می‌کنم.</span></i></span></p>
<figure id="attachment_11304" aria-describedby="caption-attachment-11304" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-11304" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0069.jpg?resize=500%2C333" alt="دکتر فرزان سجودی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0069.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0069.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0069.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-11304" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">دکتر فرزان سجودی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پس از آن نوبت به دکتر فرزان سجودی رسید. وی ضمن تأکید بر تفاوت کپی‌برداری و تأثیر گرفتن در کارهای ادبی، گفت: «در حین خواندن داستان‌های این مجموعه، خیلی جاها نثر دیوان سومناتِ ابوتراب خسروی برایم تداعی می‌شد. این را در نثرِ رمزی، ادبیات تکنیکی و نه صرفاً قصه‌گوییِ ذاکری می‌توان یافت. در واقع اگر کسی به رئالیسم اجتماعی علاقه‌مند باشد، ممکن است کار وحید ذاکری را دوست نداشته باشد، چون زبان او، زبان ثقیلی است که خواننده را به چالش دعوت می‌کند، به اینکه داستان را با تأمل و درنگ بخواند. واژه‌ها و ساختار جمله‌ها خیلی با وسواس انتخاب شده‌اند. داستان‌ها همه جنبهٔ تکنیکی دارند و به‌هیچ عنوان شعاری نیستند.» دکتر سجودی سپس با خواندنِ بخش آغازین داستان «هالهٔ همیشگی» بر نظرش دربارهٔ نوع نثر ذاکری تأکید کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">من همیشه در سردابه‌ای می‌میرم که خزه‌های سبز و قرمز، دیواره‌های آهکی‌اش را پوشانده‌اند و بعد دوباره رگ‌های نیلی‌رنگ نبض‌گاهم بر هم دوخته می‌شوند تا همراز و دمساز آن ناگفته‌هایی شوم که حرف به حرف و واژه به واژهٔ وجودم را ساخته‌اند.</span></i></span></p>
<figure id="attachment_11305" aria-describedby="caption-attachment-11305" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-11305" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0078.jpg?resize=500%2C333" alt="وحید ذاکری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0078.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0078.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/IMG_0078.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-11305" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">وحید ذاکری</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;">در بخش انتهایی این برنامه، نوبت به وحید ذاکری رسید. وی ابتدا مرور کوتاهی داشت بر نحوهٔ چاپ کتابش و اینکه هشت داستانِ این مجموعه از بین حدود بیست داستان انتخاب شده است که تقریباً طی ده سال گذشته نوشته شده‌اند. سپس او داستان خیزران خاموش را، که عنوان مجموعه هم از آن گرفته شده است، برای شرکت‌کنندگان در این جلسه خواند. پس از آن و پیش از پایان این مراسم نیز تعدادی از نسخه‌های کتاب توسط علاقه‌مندان خریداری شد و به امضای نویسنده رسید.</span> </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/05/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af/">گزارشی از مراسم رونمایی کتاب جدید وحید ذاکری، نویسندهٔ ساکن ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2019/05/20/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">11300</post-id>	</item>
		<item>
		<title>در معرفی خیزران خاموش</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2019/05/01/%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2019/05/01/%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 May 2019 05:30:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وحید ذاکری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=11157</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور وحید ذاکری، نویسندهٔ جوان شهرمان ونکوور، دانش‌آموختهٔ رشته برق است، و در عین‌ حال حدود هفده سال است که ادبیات داستانی را به‌طور جدی دنبال می‌کند. علاوه بر آن، ذاکری از مسئولان و برگزارکنندگان جلسات نقد و بررسی کتاب با عنوان «کافه راوی» بوده است، که مجموعاً نه سال از عمرش می‌گذرد. نشست‌های «کافه راوی» معمولاً بحث و تبادل نظر دربارهٔ اثری ادبی، از نویسندگان ایرانی یا غیرایرانی، است که از پیش...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/05/01/%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4/">در معرفی خیزران خاموش</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وحید ذاکری، نویسندهٔ جوان شهرمان ونکوور، دانش‌آموختهٔ رشته برق است، و در عین‌ حال حدود هفده سال است که ادبیات داستانی را به‌طور جدی دنبال می‌کند. علاوه بر آن، ذاکری <a href="http://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">از مسئولان و برگزارکنندگان جلسات نقد و بررسی کتاب با عنوان «کافه راوی» بوده است</a>، که مجموعاً نه سال از عمرش می‌گذرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نشست‌های «کافه راوی» معمولاً بحث و تبادل نظر دربارهٔ اثری ادبی، از نویسندگان ایرانی یا غیرایرانی، است که از پیش انتخاب می‌شود و شرکت‌کنندگان در این نشست‌ها باید آن را خوانده باشند. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای «کافه راوی»، ایجاد علاقه‌مندی به ادبیات و پرورش مخاطب برای آن بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وحید ذاکری اخیراً اولین مجموعه داستانش را با عنوان «خیزران خاموش»، در ونکوور به چاپ رسانده است. این مجموعه، شامل هشت داستان کوتاه با عناوین «آتش نازان»، «هالهٔ همیشگی»، «هزارنامَک»، «خیزران خاموش»، «مرزها و موش‌ها»، «نارسیده»، «کبود» و «از آنجا» است. به‌لحاظ زبانی، داستان‌های کوتاه این مجموعه همگی از نثری قوی و شسته و رفته برخوردارند و حاوی توصیفاتی قابل تعمق و دقیق‌اند که به‌عقیدهٔ نگارنده، خواننده را به‌خوبی به‌دنبال خود می‌کشد و حس اطالهٔ کلام ایجاد نمی‌کند. در این داستان‌ها، مضامین گوناگونی از قبیل اجتماعی، انتقادی، عاشقانه و… دستمایهٔ کار قرار گرفته‌اند، هر چند، نخی به نام فلسفه از میان این مضامین گذشته است که به‌عقیدهٔ راقم این سطور، موجب می‌شود کتابْ مخاطبان اصلی خود را بیشتر در میان خوانندگان و علاقه‌مندان به ادبیات جدی بیابد. ذاکری در این مجموعه به زیبایی کلمات را در بیان مفاهیمی چون وجود و عدم، و هستی و نیستی تراش داده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-11160" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Vahid-Zakeri.jpg?resize=333%2C500" alt="وحید ذاکری" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Vahid-Zakeri.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Vahid-Zakeri.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«حجمی که محاطش کرده بود، جنسی لطیف و نرم داشت. می‌شد به هر سو در آن چرخ خورد و به سبکیِ حرکت بال‌های پرنده‌ای دست و پاها را تکان داد. ساق‌ها را گرفت و حلقه شد. تنش انعطاف و کشش نوزادی را یافته بود. درد یا گرفتگی در هیچ نقطه‌ای از تنش نبود. چند بار دور خود چرخید و بعد یک‌باره دست و پاها را رها کرد و به نرمی چکیدنِ شبنمی لغزید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چشم‌ها را که گشود، مدتی گذشت تا مطمئن شد هنوز زنده است… » خیزران خاموش، صفحهٔ ۶۰</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«شور نیستی به جانم افتاده است. خیالش تنم را مورمور می‌کند و جذبه‌ای سرخوش و رخوتناک با خودش دارد. روی چهارپایهٔ فکسنی و پوسته‌پوسته می‌نشینم. چانه را روی کلاش می‌گذارم . سر لولهٔ فلزی و حلقه‌اش را زیر گوشت گلویم حس می‌کنم. انگشت اشاره‌ام بر پیکرهٔ لوله می‌سرد تا ماشه. انگار که نوازشی بر لطیفیِ گردن زنی باشد، با سری خم‌کرده و پوستی کشیده. انگشتم عرق‌کرده و بی‌جان بر ماشه می‌ماسد. خودم را باز می‌بینم که پیکرم بی‌سر و دراز افتاده آن پایین. نگاهم می‌خزد تا ماشه و اشاره، و فکر می‌کنم این‌طوری دیگر آنجا، آن پایین نیستم که فرشته بیاید بالای سرم… » &#8211; مرزها و موش‌ها، صفحهٔ ۶۴</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در معرفی این مجموعه داستان، همچنین مایل‌ام اشاره کنم به آنچه استاد محمد محمدعلی دربارهٔ آن گفته است؛ نظری که بخشی از پشت جلد کتاب نیز به آن آراسته شده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">«وحید ذاکری، نویسندهٔ‌ جوان، نواندیش و خوش‌قلمی است که توانسته در اولین مجموعه داستانش از انواع نثر بهره بگیرد و خوانندگان نکته‌سنج را به لطایف و قابلیت‌های زبان فارسی در انتقال مفاهیم پیچیده، آشنا سازد. این مجموعه کارناوالی است از داستان‌های اجتماعی، عاشقانه، اسطوره‌ای، و انتقادی با نثری شسته و پاکیزه. داستان‌هایی که هرچند به شیوهٔ «رمان نو» عاری از احساسات نوشته شده‌اند، اما به‌شدت درونی‌شده و تفکربرانگیزند.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با تبریک به وحید ذاکری برای انتشار این مجموعه داستان، و آرزوی موفقیت در کارهای آینده‌اش و همچنین تداوم و برقراری نشست‌های «کافه راوی»، از علاقه‌مندان دعوت می‌کنم در جلسهٔ رونمایی این مجموعه داستان در روز جمعه، سوم ماه مه شرکت کنند و با حمایت و پشتیبانی خود از این‌گونه فعالیت‌های ادبی در شهرمان، به تداوم آن‌ها کمک نمایند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-11163" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Kheizaran.jpg?resize=386%2C500" alt="در معرفی خیزران خاموش" width="386" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Kheizaran.jpg?w=386&amp;ssl=1 386w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Kheizaran.jpg?resize=232%2C300&amp;ssl=1 232w" sizes="auto, (max-width: 386px) 100vw, 386px" /></p>
<p><span style="font-family: irseri;">برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ این برنامه <a href="https://www.facebook.com/events/581172299035996/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><strong>اینجا</strong></a> کلیک کنید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دیگر علاقه‌مندانی که امکان شرکت در جلسهٔ رونمایی را ندارند، می‌توانند این مجموعه داستان را از مرکز پخش آن، یعنی کتابفروشی «پان‌به»، به‌صورت حضوری یا آنلاین از طریق <a href="https://www.panbeh.com/product/b0000015-the-reticent-reed/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><strong>این لینک</strong></a> تهیه نمایند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/05/01/%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4/">در معرفی خیزران خاموش</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2019/05/01/%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">11157</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Sep 2017 02:51:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین یزدان‌بُد]]></category>
		<category><![CDATA[امین یزدانی]]></category>
		<category><![CDATA[بهرام صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[حامد اسماعیلیون]]></category>
		<category><![CDATA[حامد حبیبی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه سایمون فریزر]]></category>
		<category><![CDATA[سعید صابری]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شهرنوش پارسی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[کافه راوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رحمانیان]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا فخرآبادی]]></category>
		<category><![CDATA[مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهران شقاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مهین میلانی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وحید ذاکری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=6341</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; ونکوور «کافه راوی» عنوان جلسات نقد و بررسی کتاب است؛ جلساتی که هفت سال پیش به‌ همت دوستان جوان عضو باشگاه ایرانیان دانشگاه اس‌اف‌یو در شهر ونکوور بنیان گذاشته شد و اکنون این فعالیت ادبی، هنری و فرهنگی پربارتر و مستمرتر از پیش همچنان ادامه دارد. در آستانهٔ  یک‌صدمین نشستِ «کافه‌ راوی»، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم با وحید ذاکری که از پنج سال پیش مسئولیت این جلسات را عهده‌دار بوده است. سلام آقای...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/">گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://www.facebook.com/groups/sfuic.bookclub/" target="_blank" rel="noopener">«کافه راوی»</a> عنوان جلسات نقد و بررسی کتاب است؛ جلساتی که هفت سال پیش به‌ همت دوستان جوان عضو باشگاه ایرانیان دانشگاه اس‌اف‌یو در شهر ونکوور بنیان گذاشته شد و اکنون این فعالیت ادبی، هنری و فرهنگی پربارتر و مستمرتر از پیش همچنان ادامه دارد. در آستانهٔ  یک‌صدمین نشستِ «کافه‌ راوی»، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم با وحید ذاکری که از پنج سال پیش مسئولیت این جلسات را عهده‌دار بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سلام آقای ذاکری، با تشکر از وقتی که به ما دادید، لطفاً در ابتدا کمی از خودتان برای خوانندگان ما بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با سلام خدمت شما خانم غفارزاده و سپاس از فرصتی که برای این مصاحبه فراهم کردید. وحید ذاکری هستم، دانش‌آموختهٔ رشته برق و علاقه‌مند به ادبیات. ادبیات داستانی را حدود پانزده سال است که به‌طور جدی دنبال می‌کنم با نوشتن داستان، خواندن آثار فارسی و غیرفارسی، و شرکت در نشست‌های ادبی در ایران و خارج از ایران.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>همت و تلاش شما در برگزاری مستمر جلسات «کافه راوی» ستودنی‌ست. به‌زودی شاهد برگزاری صدمین نشست از این جلسات خواهیم بود. این جلسات در ابتدا چگونه شکل گرفت؟ چه کسانی می‌توانند در آن شرکت کنند و شرایط آن چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جلسات «کافه راوی» حوالی اکتبر ۲۰۱۰ میلادی شکل گرفت به همت مسئولان وقت باشگاه ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر (SFU) و به‌خصوص آقای امین یزدانی. البته نام جلسات در آن زمان «کافه راوی» نبود و نشست‌ها با عنوان باشگاه کتاب ایرانیان سایمون فریزر برگزار می‌شد. حدود یک سال و اندی بعد، مسئولیت جلسات از آقای یزدانی منتقل شد به آقای سعید صابری و حوالی سپتامبر ۲۰۱۲ هم این مسئولیت به اینجانب رسید. البته از همان آغاز کار در نشست‌ها شرکت داشتم و این حضور ادامه یافته تا اکنون که در آستانهٔ هفتمین سالگرد و  یک‌صدمین نشست «کافه راوی» هستیم. در دورهٔ مسئولیت اینجانب، با کمک بی‌دریغ دوستان عزیز آقای محمدرضا فخرآبادی، خانم مرال دهقانی، و آقای مهران شقاقی موفق شدیم جلسات را با استمرار بیشتری برگزار کنیم. در همین دوره، نام «کافه راوی» برای نشست‌ها برگزیده شد و همان‌طور که پیداست اشاره‌ای به روایت و ادبیات داستانی دارد.</span></p>
<figure id="attachment_6343" aria-describedby="caption-attachment-6343" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-6343 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Vahid-Zakeri.jpg?resize=333%2C500" alt="گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Vahid-Zakeri.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Vahid-Zakeri.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-6343" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">وحید ذاکری، مسئول نشست‌های ادبی «کافه راوی»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نحوهٔ برگزاری هر نشست به این صورت بوده است، که ابتدا اثری ادبی (از نویسندگان ایرانی یا غیرایرانی) انتخاب می‌شود و از طریق صفحهٔ فیسبوک «کافه راوی» به اطلاع علاقه‌مندان می‌رسد. نسخهٔ الکترونیک خود اثر هم از همین طریق در اختیار اعضا قرار می‌گیرد. بعد شرکت‌کنندگان اثر را خوانده و در جلسهٔ مربوطه در مورد آن به بحث و تبادل نظر می‌پردازند. البته کسانی که بخشی از آثار را هم خوانده‌اند، می‌توانند در جلسات شرکت کنند (مثلاً خواندن یک داستان از سه داستانی که برای آن جلسه انتخاب شده). در نتیجه حضور برای همه آزاد است، به‌شرطی‌ که تمام کار یا بخشی از آن را خوانده باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در انتخاب کتاب‌ها و نویسنده‌ها، چه فاکتورهایی را در نظر می‌گیرید؟ بیشتر به نویسندگان و آثار ایرانی می‌پردازید یا غیرایرانی؟ در مورد آثار غیرایرانی، آیا تنها به ترجمه‌شده‌ها می‌پردازید یا کارهای به‌زبان اصلی را نیز مد نظر دارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نشست‌های «کافه راوی»، هم آثاری از نویسندگان ایرانی خوانده می‌شود و هم غیرایرانی. منتها شرط آثار غیرایرانی این است که ترجمهٔ فارسی آن‌ها موجود باشد. البته اگر کسی علاقه‌مند باشد، می‌تواند اثر را به‌زبان اصلی بخواند؛ این شرط کافی‌ست اما لازم نیست. معیار کار نیز به این صورت بوده است که آثار انتخابی در حیطهٔ ادبیات جدی قرار بگیرند. منظورم از ادبیات جدی، ادبیاتی است که کمابیش توسط منتقدان به‌عنوان آثاری با ارزش‌های هنری و شاخصه‌های ادبی شناخته می‌شوند.</span></p>
<figure id="attachment_6345" aria-describedby="caption-attachment-6345" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-6345" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?resize=500%2C276" alt="جلسهٔ «کافه راوی» با حضور شهرنوش پارسی‌پور" width="500" height="276" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?resize=300%2C166&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-6345" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">جلسهٔ «کافه راوی» با حضور شهرنوش پارسی‌پور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>همان‌طور که اشاره کردید، «کافه راوی» به ادبیات جدی می‌پردازد. آیا در میان این‌گونه آثار، جلساتی برای خواندن و نقد آثار جوان‌ترها و خصوصاً نویسنده‌های ساکن شهرمان ونکوور داشته‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نویسنده‌های جوان مثل آقایان حامد اسماعیلیون، امیرحسین یزدان‌بد، یا حامد حبیبی آثاری خوانده شده‌اند. همچنین یادم می‌آید یک جلسه را به مناسبت روز زن در «کافه راوی» اختصاص دادیم به آثار نویسندگان زن نسل چهارم. به‌علاوه، در «کافه راوی» آثار برگزیدهٔ جشنواره‌های مطرح داستان‌نویسی مثل تیرگان یا بهرام صادقی هم بررسی شده‌اند که عموماً داستان‌هایی از نویسندگانی جوان‌ و بعضاً ناشناخته بوده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نویسندگان ساکن شهر ونکوور هم، افرادی در «کافه راوی» حاضر بوده‌اند و آثارشان مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته، مثل آقای محمد محمدعلی که از نویسندگان شاخص و نام‌‌آشنای کشورمان‌اند یا خانم مهین میلانی.</span></p>
<figure id="attachment_6344" aria-describedby="caption-attachment-6344" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-6344" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?resize=500%2C274" alt="جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد محمدعلی" width="500" height="274" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?resize=300%2C164&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-6344" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>استقبال عمومی از جلسات «کافه راوی» چطور است؟ به‌جز دوستانِ همیشه کتاب‌خوان، آیا فکر می‌کنید «کافه راوی» موجب تشویق، علاقه‌مندی و تقویت کتاب‌خوانی شده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استقبال عمومی از برخی از جلسات «کافه راوی» بسیار بالا بوده است. به‌خصوص وقتی‌که خود نویسنده به‌صورت حضوری یا مجازی (تماس تصویری از طریق اینترنت) در جلسه شرکت داشته است. مثلاً جلسه‌ای که رمانی از آقای محمدعلی بررسی شد یا نشستی که اختصاص داشت به آثاری از ولادیمیر ناباکف با حضور مترجم ارزندهٔ کشورمان، خانم اکرم پدرام‌نیا. اما اغلب جلسات «کافه راوی» همان‌طور که اشاره داشتید بیشتر با حضور دوستانِ همیشه کتاب‌خوان برگزار شده است. به‌عبارتی در «کافه راوی» بسیار بیشتر به کیفیت بحث‌ها و صحبت‌ها بها داده می‌شود تا کمیت و تعداد شرکت‌کنندگان. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ به بخش دوم پرسش‌تان سخت است. به شخصه فکر می‌کنم نشست‌های «کافه راوی» موجب تشویق و علاقه‌مندی به کتاب‌خوانی میان ایرانیان ونکوور شده است. در طول نزدیک به یک‌صد جلسه، من افراد زیادی را دیده‌ام که آثار انتخابی را خوانده‌اند، با علاقه در بحث‌ها شرکت نموده، و دست آخر رضایت خود را از «کافه راوی» اعلام کرده‌اند. به‌نظرم ایجاد همین تجربهٔ لذت‌بخش از ادبیات برای این افراد، ترویج و تشویق کتاب‌خوانی بوده است. ‌ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاوه بر این، به‌گمانم یکی از مهم‌ترین دستاوردهای «کافه راوی»، ایجاد علاقه‌مندی به ادبیات جدی و پرورش مخاطب برای این ادبیات بوده است. فکر می‌کنم کسانی که در نشست‌های «کافه راوی» شرکت کرده‌اند، دیگر دست‌کم توانایی تشخیص داستانِ خوب از بد را داشته باشند.</span></p>
<figure id="attachment_6346" aria-describedby="caption-attachment-6346" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-6346" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?resize=500%2C333" alt="جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد رحمانیان" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-6346" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد رحمانیان</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هزینهٔ برگزاری این جلسات چگونه تأمین می‌شود؟ آیا از حمایت افراد و سازمان‌های دولتی و غیردولتی بهره‌مند بوده‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«کافه راوی» در تمام سالیان برگزاری‌اش از حمایت بی‌دریغ باشگاه ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر برخوردار بوده است. از همین‌جا و از طرف «کافه راوی»، از تمام دست‌اندرکاران و عزیزان این باشگاه نهایت تشکر را دارم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در انتها، اگر نکتهٔ ناگفته‌ای باقی مانده است که طی سؤالات قبلی طرح نشده، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیار سپاسگزارم از شما و نشریهٔ رسانهٔ همیاری که فرصت این گفت‌و‌گو را برای «کافه راوی» فراهم کرد. برقرار باشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس از شما برای وقتی که در اختیار ما قرار دادید و آرزوی تداوم و موفقیت روزافزون برای شما در مدیریت این امر فرهنگی. </b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/">گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6341</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-23 04:21:55 by W3 Total Cache
-->