وحیده محمدی فر بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/وحیده-محمدی-فر/ نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور Sat, 28 Oct 2023 18:04:51 +0000 fa-IR hourly 1 https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&ssl=1 وحیده محمدی فر بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/وحیده-محمدی-فر/ 32 32 107786100 مروری بر زندگی هنری داریوش مهرجویی https://media.hamyaari.ca/2023/10/28/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c/ https://media.hamyaari.ca/2023/10/28/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c/#respond Sat, 28 Oct 2023 18:04:51 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21715 مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور  «مش‌حسن بلوری‌ها ریختند اینجا. می‌خوان منو بدزدن. می‌خوان منو بندازن تو چاه، می‌خوان سر من رو ببرن.»  ~ از دیالوگ‌های فیلم «گاو» ساختهٔ داریوش مهرجویی داریوش مهرجویی نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده‌ای بود که با فیلم سینمایی «گاو» در اواخر دههٔ ۴۰ جایگاه سینمای ایران را در عرصهٔ جهانی تغییر داد. او از معدود کارگردان‌های ایرانی‌ بود که بیشتر فیلم‌هایش اقتباس از آثار ادبی بوده است. او علاوه بر کارگردانی،...

نوشته مروری بر زندگی هنری داریوش مهرجویی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور 

«مش‌حسن بلوری‌ها ریختند اینجا. می‌خوان منو بدزدن. می‌خوان منو بندازن تو چاه، می‌خوان سر من رو ببرن.» 

~ از دیالوگ‌های فیلم «گاو» ساختهٔ داریوش مهرجویی

داریوش مهرجویی نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده‌ای بود که با فیلم سینمایی «گاو» در اواخر دههٔ ۴۰ جایگاه سینمای ایران را در عرصهٔ جهانی تغییر داد. او از معدود کارگردان‌های ایرانی‌ بود که بیشتر فیلم‌هایش اقتباس از آثار ادبی بوده است. او علاوه بر کارگردانی، رُمان‌نویس هم بود و اعتقاد داشت کار فیلم و نوشتن رمان هیچ فرقی با هم ندارند و هر فیلمی به‌مثابه یک رمان است. می‌گفت: «همیشه وسوسهٔ نوشتن داشته‌ام و سناریو همهٔ فیلم‌هایم را خودم نوشته‌ام و اُنسی با کلام و شیوه‌های نگارش دارم و سعی کرده‌ام خودم را در کوران ادبیات دنیا و ایران بگذارم، و چون کار دیگری بلد نیستم، نوشته‌ام.» علاقه در مهرجویی نسبت به اقتباس، به علاقهٔ وافرش به کتاب هم برمی‌گردد، چرا که ازجمله فیلمسازان کتاب‌خوان بود. 

براساس نتایج یک نظرسنجی در سال ۱۳۸۳، مهرجویی با آفریدن هفت شخصیت، بیشترین شخصیت سینمایی ماندگار را در سینمای ایران خلق کرده‌ است. همچنین، شخصیت هامون در فیلمی به‌همین نام از مهرجویی، ماندگارترین شخصیت در تاریخ سینمای ایران دانسته شده‌ است. مهرجویی بارها جزو برترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران انتخاب شد، ازجمله در نخستین رأی‌گیری مجلهٔ فیلم به‌سال ۱۳۶۷ و در رأی‌گیری سال ۱۳۷۸ مجلهٔ دنیای تصویر و همچنین در نظرسنجی سال ۱۳۸۱ مجلهٔ نقد سینما. او در رأی‌گیری سال ۱۳۹۸ مجلهٔ فیلم، به‌عنوان بهترین کارگردان تاریخ سینمای ایران انتخاب شد.

داریوش مهرجویی در ۱۷ آذر ۱۳۱۸ در تهران به‌ دنیا آمد. در نوجوانی به موسیقی علاقه‌مند شد و مدت کوتاهی در کلاس آموزش موسیقی آقای زندی شرکت کرد. نزد پدرش که موسیقی ایرانی را خوب می‌شناخت، به نواختن سنتور پرداخت و بعد با موسیقی کلاسیک غربی آشنا شد و به نواختن پیانو و حتی نوشتن قطعاتی برای پیانو پرداخت.

در هفده‌سالگی به سینما علاقه‌مند شد و برای درک بهتر فیلم‌های روز به آموختن زبان انگلیسی پرداخت. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد. بیست‌ساله بود که برای ادامهٔ تحصیل به کالیفرنیا رفت. نخست به خواندن سینما روی آورد اما خیلی زود سینما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه یوسی‌ال‌ای لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریهٔ پارس ریویو در لس آنجلس را به‌عهده گرفت و سال بعد به تهران آمد و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود به نام «الماس ۳۳» را که فیلمی بسیار پرهزینه اما ناموفق بود، ساخت.

سال ۱۳۴۸ اما مهرجویی انقلابی در سینمای ایران به پا کرد. او با همکاری غلامحسین ساعدی فیلمنامهٔ «گاو» را از روی یکی از داستان‌های کوتاه مجموعهٔ «عزاداران بیل» اثر غلامحسین ساعدی نوشت و فیلم آن را ساخت. بدون شک یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ساخته‌شدن «گاو»، این بود که پیوندی عمیق میان سینما و ادبیات شکل گرفت. «گاو» جزو آثار موج نو سینمای ایران محسوب می‌شود و جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم برلین در سال ۱۹۷۲ را به دست آورد. در مسیر ساخت این فیلم سانسورهای عجیبی رخ داد، به‌گونه‌ای که به‌گفتهٔ مهرجویی حتی شهربانی از او خواسته بود تا دیوارهای روستای محل فیلمبرداری را سفید کنند تا فیلم سیاه‌نمایی نباشد! فیلم در مسیر اکران نیز با موانعی مواجه شد و در ابتدا توقیف بود. هوشنگ کاووسی، منتقد مشهور و بسیار سخت‌گیر، در سال ساخته‌شدن فیلم «گاو»، می‌نویسد: «فیلم مهرجویی را که تماشا می‌کنم، آن را در فضای غنی و گسترده صمیمی می‌یابم و اندیشه‌هایش را که با مرکب نور بر پردهٔ سینما نوشته می‌شود، با چشم روح می‌خوانم و به‌خاطر راست‌گویی‌هایش به او تبریک می‌گویم و با صمیمیتی که فیلمش به ما می‌آموزد، دستش را می‌فشارم. «گاو» فیلمی است در یک قدمیِ یک اثر فوق‌العاده.»

مهرجویی یک سال بعد از «گاو» براساس فیلمنامه‌ای از علی نصیریان، فیلم «آقای هالو» را کارگردانی کرد. «آقای هالو» داستان مردی کودن و دهاتی است که علی نصیریان نقشِ آقای هالو را در آن بازی کرده و بی‌اغراق ماندگارترین اثر نصیریان نیز است. آقای هالو از شهرستان عازم تهران می‌شود تا یکی از دختران تهرانی را به همسری خود درآورد. آقای هالو هنگام رسیدن به تهران دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شود تا اینکه روزی در یک فروشگاه لباس‌فروشی با دختر زیبارویی با هنرمندی فخری خوروش آشنا می‌شود غافل از آنکه آن دختر فاحشه است و در روسپی‌خانه کار می‌کند و معشوقهٔ مرد قلدری با هنرمندی عنایت‌الله بخشی است. آقای هالو با مرد قلدر درگیر شده و از او کتک می‌خورد و سرانجام با دلی شکسته و پر از اندوه تهران را به‌سمت دهات خویش ترک می‌کند. «آقای هالو» نه‌تنها یکی از تأثیرگذارترین آثار داریوش مهرجویی به حساب می‌آید، بلکه در سینمای ایران نیز اثر قابل‌تأملی محسوب می‌شود.

در نخستین سال از دههٔ ۵۰، مهرجویی در همکاری دیگری با علی نصیریان به‌عنوان بازیگر نقش اصلی، فیلم «پستچی» را کارگردانی کرد. احمدرضا احمدی هم یکی از نقش‌های اصلی این فیلم را بازی می‌کند. فیلم، با نگاهی مارکسیستی استیصال و اسارت ناشی از قدرت ساختار اشرافی را از همهٔ جهات نشان می‌دهد. اینکه چگونه تن‌ و روح آدمی به استعمار درمی‌آید. 

اما اتفاق ویژهٔ دیگری در کارنامهٔ فیلمسازی این کارگردان، در سال ۵۳ رقم خورد. فیلم سینمایی «دایرهٔ مینا» حاصل اقتباس دیگری از قصه‌های غلامحسین ساعدی در کارنامهٔ مهرجویی بود. فیلمی با سوژه‌ای تلخ و مرتبط با معضلات اجتماعی که براساس برخی روایت‌ها، بازتاب‌های آن منجر به تسریع در تأسیس سازمان انتقال خون ایران شد. فیلم به‌مدت سه سال توقیف بود و سرانجام در سال ۱۳۵۶ پروانهٔ نمایش گرفت و در ابتدای سال ۱۳۵۷ اکران شد. «دایرهٔ مینا» در جشنوارهٔ پاریس در سال ۱۹۷۷ و سپس برلین به نمایش درآمد و جوایزی نیز از این دو جشنواره دریافت کرد. به‌اعتقاد برخی از منتقدان، این فیلم بهترین اثر داریوش مهرجویی است.

در سال‌های پایانی دههٔ ۵۰ و ابتدای دههٔ ۶۰ داریوش مهرجویی برای مقطعی کوتاه به فرانسه مهاجرت می‌کند، اما بازگشت او به ایران و ازسرگرفتن ساخت فیلم در میانهٔ دهه ۶۰ منجر به اتفاقاتی ویژه در کارنامهٔ این فیلمساز می‌شود. «اجاره‌نشین‌ها» به‌عنوان یکی از موفق‌ترین فیلم‌های کمدی سینمای بعد از انقلاب، در سال ۶۵ و براساس طرحی که داریوش مهرجویی در پاریس نوشته بود، ساخته می‌شود. فیلمی درخشان که تاریخ انقضا ندارد و همچنان دیده می‌شود و تمام نسل‌ها می‌توانند با آن ارتباط بگیرند. این فیلم نقطهٔ عطفی در تولید فیلم کمدی در ایران محسوب می‌شود، زیرا نه‌‌تنها با دیالوگ بلکه به‌زبان تصویر با تماشاگر رابطه برقرار می‌کند.

مهرجویی در گام بعدی خود فیلم «شیرک» را براساس فیلمنامهٔ مشترکی با کامبوزیا پرتوی و به تهیه‌کنندگی مسعود کیمیایی ساخت که از معدود فیلم‌های نوجوانانهٔ کارنامه این فیلمساز هم محسوب می‌شود.

سال ۶۸ اما سالی است که یکی از به‌یادماندنی‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران یعنی «هامون» متولد می‌شود. فیلمی مهم در تاریخ سینمای ایران که داریوش مهرجویی با نقش‌آفرینی درخشان و ماندگار خسرو شکیبایی آن را کارگردانی کرد و همچنان از نگاه برخی منتقدان، شاخص‌ترین فیلم کارنامهٔ این فیلمساز محسوب می‌شود. همان فیلمی که هنوز هم که هنوز است بریده‌هایش در شرایط مختلف در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود. کمتر ایرانی‌ای پیدا می‌شود که با هامون نزیسته باشد. این فیلم دغدغه‌های فلسفی خود فیلمساز است که از زبان حمید هامون بیان می‌شود. هامون مهم‌ترین فیلم مهرجویی است؛ فیلمی برآمده از نگاه او به فرهنگ کهن عرفان و خودشناسی در ایران.

«بانو»، «سارا» و «پری» عناوین فیلم‌هایی است که داریوش مهرجویی در سال‌های ابتدایی دههٔ ۷۰ کارگردانی کرد و همان‌طور که از عناوین آن‌ها مشخص است، به دنیای زنان و مصائبشان می‌پردازد. او علی‌رغم مردبودن؛ جهان زنانه را به بهترین شکل ممکن نشان می‌دهد. در ادامهٔ همین مسیر، فیلم «لیلا» در سال ۱۳۷۵ ساخته شد که جایگاه لیلا حاتمی را به‌عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار در سینمای ایران تثبیت کرد. مهرجویی در این فیلم‌ها به ارائهٔ تصویری متفاوت از زن و اهمیت نقش زن در فضای خانوادهٔ ایرانی می‌پردازد. «بانو» نمونهٔ یک شخصیت مستقل در ادارهٔ خانه و زنی بسیار قوی در غیاب و طرد همسر، «سارا» نمونهٔ یک شخصیت استوار در برابر مشکلات مالی و حامی مرد خانواده که در نهایت در برابر ناسپاسی همسر طغیان می‌کند، و «لیلا» نمونهٔ زنی صبور و منفعل در برابر سنت‌های خانوادگی.

«درخت گلابی» را هم داریوش مهرجویی با اقتباس از داستانی به‌قلم گلی ترقی در سال ۱۳۷۶ کارگردانی کرد. فیلمی که با روایت سرگشتگی‌های یک نویسنده، همچنان بخشی از دغدغه‌های فلسفی مهرجویی در سینما را نشان می‌دهد. سرخوردگی روشنفکرانی که زمانی می‌خواستند تمام دنیا را تغییر دهند و در میان‌سالی به نوعی عرفان‌گرایی و انزوای باب روز پناه می‌آورند.

دههٔ هشتاد را مهرجویی با کارگردانی فیلم تلخ و تکان‌دهندهٔ «بمانی» آغاز کرد. فیلمی اپیزودیک دربارهٔ خودسوزی زنان ایلامی، با روایت‌هایی از دخترانی که قربانی تنگ‌نظری و تعصب بزرگ‌ترهای خود می‌شوند. فیلمنامهٔ این اثر نوشتهٔ وحیده محمدی‌فر است.

دو سال بعد اما فیلمی با حال‌وهوای کاملاً متفاوت با امضای مهرجویی به سرانجام رسید؛ «مهمان مامان» در سال ۱۳۸۲ و در قالب اقتباس از داستانی به‌قلم هوشنگ مرادی کرمانی کارگردانی شد. پروژه‌ای که مهرجویی نسخه‌ای سریالی از آن را هم در اختیار تلویزیون قرار داد و در اکران عمومی هم یکی از موفق‌ترین آثار این فیلمساز در برقراری ارتباط با مخاطب عام بود. وحیده محمدی‌فر با نوشتن فیلمنامهٔ «مهمان مامان» به‌همراه داریوش مهرجویی و هوشنگ مرادی کرمانی در عرصهٔ فیلمسازی به اوج شهرت رسید. به‌طوری که پس از آن در تمامی آثار داریوش مهرجویی به‌عنوان نویسنده نقش داشت.

سه سال بعد اما نوبت به جنجالی‌ترین و مشهورترین فیلم کارنامهٔ این فیلمساز رسید. مهرجویی در سال ۱۳۸۵ فیلم «سنتوری» را ساخت که نتوانست به‌راحتی وارد چرخهٔ اکران عمومی شود و حاشیه‌ها باعث توقیف آن شد. او پیرامون ممنوعیت نمایش این فیلمش از سوی وزارت اطلاعات گفت: «در مورد فیلم «سنتوری»، آن را برداشتند قیمه‌قیمه کردند و سوزاندند؛ آن‌هم بدون هیچ دلیلی، فقط به‌دلیل غرض شخصی.»

بعدها نسخهٔ قاچاق فیلم به‌صورت گسترده در دسترس مخاطبان قرار گرفت. البته مردم بیش از صد میلیون تومان به شماره حسابی که از سوی تهیه‌کننده و مهرجویی اعلام شد، واریز کردند. فیلم‌نامهٔ این اثر را مهرجویی با کمک وحیده محمدی‌فر نوشت. اثری که دو مضمون کلی را پیش روی خود می‌بیند؛ یکی تضاد سنت و مدرنیته در جامعهٔ ایران، و دیگری زوال یک هنرمند در جامعه‌ای که درکی سطحی از هنر دارد. فیلم برداشتی آزاد از «عقاید یک دلقک» اثر هاینریش بل است. همچنین خاطرات خانوادگی رامین اسکندری نویسندهٔ غیرحرفه‌ای شیراز در یاداشت‌هایی تحت عنوان «بهار سیاه» دستمایهٔ اصلی فیلمنامه‌ای شد در ارتباط با زندگی نافرجام برادر ناکام بزرگ‌ترش، پیمان اسکندری که در اوج هنر و تحصیل به بیراهه و اعتیاد افتاد و عشقی اشتباه علی‌رغم تلاش خانواده و نزدیکان او را تا مرگ سوق داد.

بعد از حواشی فیلم «سنتوری» مسیر فیلمسازی داریوش مهرجویی به‌ سمت و سویی رفت که دیگر نتوانست به دوران اوج خود بازگردد. او در دههٔ ۹۰ چهار فیلم «نارنجی‌پوش»، «چه خوبه که برگشتی»، «اشباح» و «لامینور» را کارگردانی کرد که چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفت. در تمام این فیلم‌ها وحیده محمدی‌فر در مقام فیلمنامه‌نویس ظاهر شد.

زنده‌یاد داریوش مهرجویی شش دهه از هشت دههٔ عمر خود را به فیلمسازی و سینما اختصاص داد و هیچ‌گاه از فیلم‌ساختن و کسب تجربه‌های تازه در این عرصه خسته نشد. او فیلمسازی بود که با تمام فرازوفرودها در کارنامه‌اش، خاطرات بسیاری را برای سینمادوستان ایرانی به یادگار گذاشته است. او عاشق سینما بود و با آن زندگی می‌کرد. مهرجویی نویسندهٔ بسیار خوبی نیز بود. همیشه می‌گفت زمان‌هایی که فیلم نمی‌سازد، ترجیح می‌دهد رُمان بنویسد. او رمان‌هایی را چون «در خرابات مغان»، «خاطرات پاریس»، «عوج کلاب»، «به‌خاطر آن رسید لعنتی»، «برزخ ژوری» و «سفر به سرزمین فرشتگان» از خود به جا گذاشته است.

در شهرمان ونکوور دسترسی به تعدادی از آثار داریوش مهرجویی از طریق کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها امکان‌پذیر است. آثار دردسترس او در ونکوور به شرح زیر است:

کتاب‌فروشی پان‌به

فیلم سارا

فیلم مهمان مامان

فیلم سنتوری

فیلم بانو

کتابخانهٔ ونکوور

کتاب برزخ ژوری

فیلم گاو

فیلم دایرهٔ مینا

فیلم درخت گلابی

فیلم سنتوری

فیلم مهمان مامان

فیلم اجاره‌نشین‌ها

فیلم لیلا

مروری بر زندگی هنری داریوش مهرجویی

کتابخانهٔ وست ونکوور

کتاب برزخ ژوری

کتاب آن رسید لعنتی

کتاب سفر به سرزمین فرشتگان

کتاب در خرابات مغان

فیلم لیلا

فیلم سارا

فیلم هامون

مروری بر زندگی هنری داریوش مهرجویی

کتابخانهٔ شهر نورث ونکوور

کتاب در خرابات مغان

کتاب به‌خاطر یک فیلم بلند لعنتی

کتابخانهٔ بخش نورث ونکوور

فیلم درخت گلابی

کتابخانهٔ برنابی

فیلم درخت گلابی

فیلم سارا

فیلم هامون

فیلم لیلا

فیلم گاو

بی‌شک او از ستون‌های مهم سینمای ایران، به‌خصوص موج نو، بوده و آثار ماندگارش در تاریخ سینمای ایران جاودانه خواهند ماند. یاد و نامش زنده و مانا.

نوشته مروری بر زندگی هنری داریوش مهرجویی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/10/28/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c%db%8c/feed/ 0 21715
مروری بر واکنش‌های نهادهای صنفی فرهنگی و هنری ایران و افغانستان به قتل فجیع داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر https://media.hamyaari.ca/2023/10/28/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af/ https://media.hamyaari.ca/2023/10/28/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af/#respond Sat, 28 Oct 2023 17:13:16 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21712 مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور  قتل داریوش مهرجویی کارگردان نامدار سینمای ایران و همسرش وحیده محمدی‌فر با ضربات متعدد کارد، جامعهٔ ایران و به‌ویژه جامعهٔ فرهنگی و هنری ایرانیان در سراسر جهان را در بهت فرو برد. این فاجعه هنرمندان و فرهنگیان افغانستان را نیز متأثر کرد. در این مطلب گزیده‌ای از واکنش‌های نهادهای صنفی، هنرمندان و سینماگران به کشته‌شدن این دو هنرمند از نظر شما می‌گذرد. * * * * * بیانیهٔ مشترک...

نوشته مروری بر واکنش‌های نهادهای صنفی فرهنگی و هنری ایران و افغانستان به قتل فجیع داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور 

قتل داریوش مهرجویی کارگردان نامدار سینمای ایران و همسرش وحیده محمدی‌فر با ضربات متعدد کارد، جامعهٔ ایران و به‌ویژه جامعهٔ فرهنگی و هنری ایرانیان در سراسر جهان را در بهت فرو برد. این فاجعه هنرمندان و فرهنگیان افغانستان را نیز متأثر کرد.

در این مطلب گزیده‌ای از واکنش‌های نهادهای صنفی، هنرمندان و سینماگران به کشته‌شدن این دو هنرمند از نظر شما می‌گذرد.

* * * * *

بیانیهٔ مشترک شورای‌ عالی تهیه‌کنندگان و کانون کارگردانان سینمای ایران

«شوکی غریب و ناباورانه برای سینما و همهٔ فرهنگ ایران، داریوش مهرجویی دانای بزرگ و پدر سینمای ایران دیشب به‌شکل فجیعی با همسرش به قتل رسیده، مگر مهم‌ترین داشتهٔ مردم ایران که برایش فراوان هم تبلیغ می‌شود، امنیت نیست؟ این در کدام تعریف امنیت می‌گنجد که پیرمردی هشتاد و چندساله و همسرش در امن‌ترین مکانشان، در خانه‌شان، این‌گونه سلاخی شوند!؟

جنایت در هرکجای جهان ممکن است اتفاق بیفتد، ولی دانستن حقیقت در کمترین زمان ممکن حق مردم است، خصوصاً در ارتباط با هنرمندان و مشاهیرشان.

از پلیس امنیت به‌عنوان حافظ اصلی شهروندان تقاضا می‌کنیم با توجه به دوربین‌های نصب‌شده در سکونتگاه ایشان و حفاظت بیرونی ساختمان، در ساعات آینده و برای جلوگیری از بروز هرگونه شایعات، هرچه زودتر ابعاد این فاجعه بزرگ را روشن کنند.»

* * * * *

پیام کانون نویسندگان ایران

«دو روز پیش داریوش مهرجویی، فیلمساز نامدار، و همسرش، وحیده‌ محمدی‌فر، فیلمنامه‌نویس، به‌شکلی فجیع در ویلای شخصی‌شان به قتل رسیدند. این جنایت هولناک، که بسیاری از ابعاد آن همچنان در پرده‌ای از ابهام باقی مانده است، واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت و جامعه را در بهت و خشم فرو برد.

مهرجویی از کارگردانان نام‌آور سینما بود و خالق آثاری ماندگار ازجمله «دایرهٔ مینا»، «گاو»، «آقای هالو»، «اجاره‌نشین‌ها» و «هامون». مضمون فیلم‌های او اغلب اجتماعی بود و آثارش در هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی گرفتار سانسور می‌شدند. از داریوش مهرجویی همچنین آثار متعددی نیز منتشر شده است که رمان‌های «در خرابات مغان» و «به‌خاطر یک فیلم‌ بلند لعنتی» و ترجمه‌ها‌ی «بعد زیباشناختی» اثر هربرت مارکوزه و «جهان هولوگرافیک» از آن جمله‌اند.

حاکمیت که ید طولایی در تعقیب و آزار و حتی قتل نویسندگان و هنرمندان آزادی‌خواه دارد، در جنایت اخیر نیز از پاسخ‌گویی به ابهامات و شرح چگونگی آنچه بر داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی‌فر رفته، تن می‌زند.»

* * * * *

انجمن صنفی فیلم‌نامه‌نویسان سینما

«صدای کشیده‌شدن کارد بر استخوان حلقوم را می‌شنویم. روزها و شب‌های زیادی در تنهایی و در جمع، این صدا را خواهیم شنید. جنایت کامل این‌چنین است؛ سر یک‌ انسان بریده نمی‌شود، استخوان‌های حنجرهٔ هزاران نفر به‌آرامی، با نفرت و پلشتی از گوشت و رگ‌ها و اعصاب و مفاصل جدا می‌شوند، در فاصلهٔ میان گوش‌ها.

مغزها در جمجمه‌ها می‌سوزند و پیش از آنکه آخرین بقایای نور در چشمان استادمان داریوش مهرجویی و همسرش تاریک شود، دنیای ما نیز خاموش می‌شود.

آری، خاطرات جمعی ما بر مبنای قانون بقای رنج این‌گونه خواهد بود.»

* * * * *

انجمن نویسندگان ‌و منتقدان سینمای ایران

«دربارهٔ قتل داریوش مهرجویی

تسلیت نمی‌گوییم

محکوم می‌کنیم

از داریوش مهرجویی نوشتن، اتفاق تازه‌ای برای منتقدان سینما نیست. آن‌ها همواره از او و آثارش و نقش بزرگی که در اعتباربخشیدن به سینمای ایران داشته، نوشته‌اند و چه‌بسا سینما را از او آموخته‌اند.

کمتر می‌توان منتقد و نویسنده‌ای سینمایی را پیدا کرد که دربارهٔ مهرجویی ننوشته باشد، اما حالا نوشتن از او و فاجعهٔ شومی که برای او رخ داده، دشوار است. نوشتن از قتل فجیع و شرم‌آور فیلمسازی که راوی شور و شعور زندگی بود. قلم‌هایمان مثل قلب‌هایمان در خود شکسته است. انگار خواب حمید هامون دربارهٔ خالق آن تعبیر شده که گفته بود: «خواب دیدم که در سردابهٔ قرون وسطایی سلاخی می‌شوم».

آری، او و همسرش را سلاخی کردند! آن هم در امن‌ترین مکان ممکن! در منزل شخصی‌اش! چه کسی این میزانسن هولناک را چیده است؟ چه کسی در برابر قتل این قلهٔ سینمای ایران پاسخگوست؟!

ما اعضای انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی این واقعه را تسلیت نمی‌گوییم. او نمرده که تسلیت گفت. داریوش مهرجویی به قتل رسیده و ما آن را محکوم می‌کنیم و خواهان خون‌خواهی او هستیم.»

* * * * *

پیام ۱۰۰ تن از سینماگران افغانستان 

«دوستان عزیز خانواده داغدیدهٔ سینمای ایران، 

مرگ هنرمند الحق که نه کاری‌ست خرد. هنرمند زبان گویا، روح متلاطم و قلب تپندهٔ جامعهٔ خویش است. مرگ هنرمند به‌معنای خاموشی صدای مردم، افسرده‌گی روح جمعی و ایستایی قلب یک جامعه است.

شوربختانه آگاهی حاصل کردیم که دست‌های بی‌رحمی فیلمساز سترگ هم‌زبان و هم‌فرهنگ ما آقای داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر همسر هنرمندشان را با سنگدلی تمام به قتل رسانیده است.

داریوش مهرجویی این استاد مسلم سینما با آفریدن آثار ماندگاری چون گاو، پستچی، اجاره‌نشین‌ها، هامون و سنتوری بی‌تردید در ردیف سینماگران بزرگ متعهد و صاحب مکتب در حوزهٔ تمدنی ما قرار دارد. کارهای مرحوم مهرجویی همیشه به سینماگران افغانستان انگیزه‌دهنده و الهام‌بخش بوده است.

ما سینماگران افغانستان در حالی‌که قتل وحشیانهٔ این دو هنرمند عزیز و بزرگ را فاجعه‌ای برای جامعهٔ سینماگران می‌پنداریم، خود را در اندوه دوستان و خانواده‌های آقای مهرجویی و بانو محمدی‌فر شریک می‌دانیم و امیدواریم که نهادهای عدلی و قضایی جمهوری اسلامی ایران هرچه زودتر عاملان این قتل وحشتناک را شناسایی کرده به عدالت بسپرند.»

* * * * *

نامهٔ بیش از ۱۸۰ تن از فعالان مدنی و روزنامه‌نگاران افغانستان

«با اندوه فراوان خبر درگذشت داریوش مهرجویی و همسر گرامی‌شان وحیده محمدی‌فر را که فجیعانه به‌ قتل رسیده‌اند، دریافت کردیم. ما، جمعی از فعالان مدنی و روزنامه‌نگاران افغانستان، در کنار قبیح‌شمردن و محکوم‌کردن این حادثهٔ الم‌ناک، با بازماندگان فقید مهرجویی و فقید محمدی‌فر اظهار همدردی و غم‌شریکی می‌کنیم.

امیدواریم جامعهٔ فرهنگی و هنری ایران، در این ضایعهٔ بزرگ، ما را در کنار خویش پندارد، چنان‌چه در کنارشان خواهیم بود و خواهیم ماند. ما قدردان ملت شریف ایران‌زمین هستیم، ملتی که دهه‌هاست میزبان شهروندان افغانستان، هم‌فرهنگ و هم‌تمدن‌های خویش هستند. جای مباهات است؛ در چنین وضعیتی که ایرانی‌های عزیز دارند هر روز بیش‌تر از روز‌ پیش از روزگار متأثر و متألم می‌شوند، اما هم‌تمدنی‌های خویش را قدر دارند و حمایت و میزبانی می‌کنند.

کاش این‌ نامه را به‌مناسبتی میمون خدمت مردم شریف و جامعهٔ هنری ایران تقدیم می‌کردیم، اما حالا و در مناسبتی ناخوش که همانا رفتن بی‌بازگشت هنرمندی بی‌بدیل است، به‌عنوان درد دلی برای هم‌دلی می‌نویسیم.

ما از نهادهای مسئول درخواست می‌کنیم تا عامل یا عاملین این جنایت فجیع را شناسایی و به‌مردم معرفی نمایند، باشد که شک و شبهه‌های به‌میان‌آمده در قبال هویت عامل یا عاملین این جنایت که مایهٔ رنجش خاطر شهروندان ایران و باعث اذیت شهروندان افغانستان در آن دیار شده است را بزداید.

باور ما این است که جنایت از سوی هر انسانی، به‌دور از هویتش، جنایت است و غیرقابل‌قبول. پس هرکس یا کسانی‌ که در پشت این جنایت هولناک هستند، باید به پادافرهٔ اعمالشان برسند.»

نوشته مروری بر واکنش‌های نهادهای صنفی فرهنگی و هنری ایران و افغانستان به قتل فجیع داریوش مهرجویی و وحیده محمدی‌فر اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/10/28/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af/feed/ 0 21712
نگرانی از تکرار قتل‌های زنجیره‌ای در پی قتل داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدی‌فر https://media.hamyaari.ca/2023/10/27/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%aa%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%ac%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1/ https://media.hamyaari.ca/2023/10/27/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%aa%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%ac%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1/#respond Sat, 28 Oct 2023 02:15:28 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21706 نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ صبح زود از خواب بیدار می‌شوم و طبق عادت همیشه اولین کاری که می‌کنم روشن‌کردن اینترنت و چک‌کردن خبرها و صفحات مجازی‌ام است. از زمان آمدن شبکه‌های اجتماعی این به عادتی ترک‌نشدنی تبدیل شده است. برای ما ایرانی‌ها در این سال‌ها کم نبوده روزهایی که با خبری هولناک آغاز شده باشد، چنان‌که تا مدت‌ها نتوانیم به زندگی عادی برگردیم. از ضرب و شتم جوانانمان به‌خاطر حجاب اجباری تا دستگیری...

نوشته نگرانی از تکرار قتل‌های زنجیره‌ای در پی قتل داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدی‌فر اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ

صبح زود از خواب بیدار می‌شوم و طبق عادت همیشه اولین کاری که می‌کنم روشن‌کردن اینترنت و چک‌کردن خبرها و صفحات مجازی‌ام است. از زمان آمدن شبکه‌های اجتماعی این به عادتی ترک‌نشدنی تبدیل شده است. برای ما ایرانی‌ها در این سال‌ها کم نبوده روزهایی که با خبری هولناک آغاز شده باشد، چنان‌که تا مدت‌ها نتوانیم به زندگی عادی برگردیم. از ضرب و شتم جوانانمان به‌خاطر حجاب اجباری تا دستگیری و اعدام… اما خبر نداشتم آن روز قرار است یکی از هولناک‌ترین خبرهای چند سال اخیر را بخوانم. 

هنوز کاملاً بیدار نشده بودم و در عالم میان خواب و بیداری، صفحهٔ اول خبرها اسم داریوش مهرجویی را می‌بینم. اول فکر می‌کنم استاد درگذشته است و متأثر می‌شوم. اما با خواندن ادامهٔ خبر ناگهان ضربه فرود می‌آید و چنان شوکه می‌شوم که انگار برق به تنم وصل کرده‌اند. داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی‌فر در ویلایشان به فجیع‌ترین شکل ممکن به قتل رسیده‌اند. هراسان از جا می‌پرم. مثل دیوانه‌ها در خانه راه می‌روم. با خودم فکر می‌کنم شاید دارم خواب می‌بینم، اما بیدارم و آن جنایت هولناک رخ داده است. تمام صفحات خبری پر شده از این اتفاق هولناک. آن‌ها را نکشته‌اند که سلاخی کرده‌اند. هر لحظه گزارش‌های وحشتناک‌تری از شیوهٔ قتل می‌رسد. همسر داریوش مهرجویی، پیش از قتل با عاملان جنایت درگیر شده بود. جراحات باقی‌مانده روی بدن وحیده محمدی‌فر و آثار به‌دست‌آمده زیر ناخن‌های او نشان می‌دهد که درگیری سختی با عاملان قتل داشته است. 

در خیالم هزار بار آن‌ها را در آن لحظه مجسم می‌کنم. چه رنج و هراسی را تجربه کرده‌اند. مثل همیشه مردم‌ شروع کرده‌اند به تحلیل این جنایت. تحلیل‌های مختلف شروع شده است و بیش از هرچیز میان هنرمندان وحشتِ توأم با بهت‌زدگی در جریان است. ناخودآگاه همگی اولین چیزی که برایشان تداعی شده، دههٔ هفتاد و قتل‌های زنجیره‌ای است. من هم اولین چیزی که به ذهنم رسید، همین بود. آدم دست خودش نیست. در کشوری که جان آدمی، مخصوصاً اگر صاحب فکر باشی، متاعی بی‌ارزش است، نمی‌توان از این افکار گریخت. هراسان به همدیگر پیام می‌دهیم که نکند قتل‌های زنجیره‌ای آغاز شده باشد. آدم دست خودش نیست، این‌جور مواقع ذهنش تاریک‌ترین چیزها را می‌بیند. هر لحظه خبری جدید منتشر می‌شود که بر وحشت دامن می‌زند. 

در این میان ناگهان پستی مربوط به شادروان وحیده محمدی‌فر منتشر می‌شود که می‌گویند مربوط به چند شب پیش از حادثه است. این پست جنجال بزرگی به پا می‌کند. در آن پست اینستاگرامی مرحوم محمدی‌فر از تهدیدشان توسط شخصی که لهجهٔ ایرانی نداشته، سخن گفته است. البته به‌هیچ‌وجه اشاره نکرده که این لهجه به کجا تعلق دارد، اما همین پست که تاریخش محل ظن و گمان است، تبعات هولناکی را سبب می‌شود. هنوز از قتل وحشیانهٔ داریوش مهرجویی و همسرش بهت‌زده‌ایم که با واکنش‌های وحشتناک نژادپرستانه در فضای مجازی مواجه می‌شویم. موجی راه می‌افتد که افغان‌ها را مسبب این قتل می‌داند. موج هم وقتی که راه بیفتد از دست خارج می‌شود. ساعتی نمی‌گذرد که تقریباً اکثریت معتقدند بی‌برووبرگرد این قتل کار یک تبعهٔ افغان بوده است. معلوم نیست چه کسی و با چه نیتی پست اینستاگرامی خانم محمدی‌فر را که تاریخش محل ظن است، منتشر کرده است، اما صد برابر به موج افغان‌ستیزی که در ایران به راه افتاده بود، دامن می‌زند. 

هنوز از شوک ابتدایی در نیامده، شوک دوم وارد می‌شود. یک اکانت مشکوک توییتری در اقدامی غیراخلاقی تصاویری از جسد مثله‌شدهٔ داریوش مهرجویی و همسرش را منتشر می‌کند. عکس وحشتناکی که می‌تواند آدم را به فروپاشی برساند. با توجه به اینکه تنها پلیس در صحنهٔ جرم حضور داشته، تنها فکری که به ذهن می‌رسد این است که این عکس‌ها عامدانه و برای ارعاب منتشر شده است. عکس در فضای مجازی می‌چرخد و بر وحشت دامن می‌زند. پس از انتشار این عکس تعداد کسانی که این قتل را ادامهٔ قتل‌های زنجیره‌ای می‌دانند، افزایش پیدا می‌کند. دودستگی بین کسانی که معتقدند این شروع قتل‌های زنجیره‌ای است و کسانی که آن را کار افغان‌ها می‌دانند، ایجاد می‌شود و فضا را به‌شدت دوگانه می‌کند. این قتل دوباره حواس‌ها را به مرگ مشکوک کیومرث پوراحمد که خودکشی اعلام شده بود، نیز جلب می‌کند. کمتر از یک هفته پس از قتل، پلیس خبری را مبنی بر دستگیری قاتلان منتشر می‌کند. تصویر مردی جوان که چند سال قبل باغبان ویلای مهرجویی بود و برای آن‌ها کار می‌کرده است، به‌عنوان قاتل منتشر می‌شود. چنین سرعت عملی از پلیسی که به بی‌کفایتی شهرت دارد، بعید به نظر می‌رسد. 

پلیس می‌گوید این مرد به‌دلیل سرقت جاروبرقی از خانهٔ مهرجویی از کارش اخراج شده بود و از همان زمان با این خانواده اختلاف داشته است. پس از آن سرقت و با شکایت خانوادهٔ مهرجویی، باغبان دستگیر شد، اما ادعا کرد که جاروبرقی را به فرد دیگری فروخته است. باغبان جوان به‌اتهام سرقت روانه زندان شد و مدتی در حبس بود تا اینکه آزاد شد، اما پس از آزادی مدعی بود در مدتی‌ که برای خانوادهٔ مهرجویی کار می‌کرده، ۳۰ میلیون تومان از آن‌ها طلب داشته است؛ ادعایی که مهرجویی و همسرش آن را قبول نداشتند و از همان زمان میان آن‌ها بر سر این مبلغ اختلاف بود. این مرد پس از آزادی از زندان، از خانوادهٔ مهرجویی کینه به دل داشت و چندبار نزد دوستانش گفته بود که یا پولش (۳۰میلیون تومان) را از این خانواده می‌گیرد یا اینکه بلایی بر سر آن‌ها می‌آورد، پس در نتیجه با همدستانش آن‌ها را به قتل می‌رساند و پول و طلاهایشان را به سرقت می‌برد.

این سناریو به‌قدری ساختگی و نخ‌نماست که پس از انتشار کمتر کسی می‌تواند آن را باور کند. پسر جوانی که ظاهرش به اتباع یکی از کشورهای همسایه شبیه است و به‌عنوان قاتل معرفی می‌شود، زیر چشمانش کبودی دارد و این یعنی برای اعتراف شکنجه شده است. اعتراف زیر شکنجه هم که هیچ ارزشی ندارد. شتاب پلیس برای معرفی قاتل آن‌هم وقتی با چنین جنایت پیچیده‌ای طرفیم و ضدونقیض‌هایی که در پرونده وجود دارد، بیش‌ازپیش باعث شک مردم به صداقت پلیس می‌شود. داریوش مهرجویی ازجمله کارگردانانی بود که در سال‌های اخیر به سانسور و خفقان اعتراض کرده و آشکارا مخالفتش را با سانسور ابراز کرده بود. همچنین پخش بخش‌هایی از مستند «الماس در گام لامینور» ساختهٔ حسن صلح‌جو از تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی، یک روز بعد از به‌قتل‌رسیدن داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی‌فر، بازتاب‌های گسترده‌ای در فضای مجازی داشت.

در این مستند، که البته هنوز نسخهٔ کامل آن آماده نشده، مهرجویی نظرش را در قبال تحولات اجتماعی سیاسی در ایران و مشخصاً انقلاب اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی، بیان می‌کند. صحنه‌ای از این فیلم که در شبکه‌های اجتماعی بسیار پربازدید شد، صحنهٔ روسری برداشتنِ وحیده محمدی‌فر است و اینکه داریوش مهرجویی می‌گوید: «دیگه روسری تموم شد.»، سکانس پربازدید دیگر صحنه‌ای است که در آن داریوش مهرجویی کلاهش را از سرش برمی‌دارد و می‌گوید: «این کلاهی رو که ۴۰ سال بر سر ما گذاشتند، دیگه نمی‌خوایم.» و آن را به آب می‌اندازد.

بنابراین قطعاً نمی‌توان باور کرد که پشت چنین جنایت بی‌رحمانه‌ای، سناریویی چنین ساده و نخ‌نما، یعنی باغبان سابق، وجود داشته باشد. کما اینکه در دههٔ هفتاد علت قتل داریوش و پروانه فروهر هم اختلاف شخصی عنوان شد که بعدها دیدیم چنین نبوده و چه ماجرای مخوفی پشت آن بوده است.

آنچه مسلم است، خبر قتل بی‌رحمانهٔ استاد داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی‌فر، باعث بهت و شگفتی و تأسف عمیق تمام ایرانی‌ها شد. داریوش مهرجویی یکی از ارکان مهم سینمای ایران و جریان‌ساز موج نوی این سینما بود که آثار فاخر و پیشرویی را برای مردم خلق کرد و به یادگار گذاشت. او گستره‌ای از ادبیات و فلسفه و داستان و فیلم را در خویش جای داده بود که در هر کدام به‌غایت پیش رفت. کسی پیدا نمی‌شود که با فیلم‌های او خاطره نداشته باشد. قتل داریوش مهرجویی در ۸۳ سالگی و همسرش آن‌قدر فجیع است که توازن روحی جامعهٔ ایران را به هم بریزد، مخصوصاً که در یک سال گذشته ایرانی‌ها روزهای پرالتهابی را گذرانده‌اند و روزی نبوده که با خبری هولناک آغاز نشده باشد، اما تبعات این جنایت خیلی بدتر از آن چیزی است که فکرش را بکنیم. موج وحشتی که در جامعه راه افتاده مثل ویروسی دارد به همه سرایت می‌کند و احساس عدم امنیت تمام هنرمندان را در بر گرفته است. هرکس با خودش فکر می‌کند نکند نفر بعدی من باشم. 

نوشته نگرانی از تکرار قتل‌های زنجیره‌ای در پی قتل داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدی‌فر اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/10/27/%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%aa%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%ac%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1/feed/ 0 21706