<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>هومن کبیری پرویزی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/هومن-کبیری-پرویزی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sat, 06 Jun 2026 14:50:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>هومن کبیری پرویزی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/هومن-کبیری-پرویزی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بی‌سی: پیروزی نزدیک فیندلی </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 14:50:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[BC NDP]]></category>
		<category><![CDATA[BCNDP]]></category>
		<category><![CDATA[Conservative Party of BC]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ان‌دی‌پی]]></category>
		<category><![CDATA[ایان بلک]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[بومیان]]></category>
		<category><![CDATA[پیتر میلوبار]]></category>
		<category><![CDATA[پیتر میلوبر]]></category>
		<category><![CDATA[جان راستد]]></category>
		<category><![CDATA[حزب دموکراتیک نوین]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودموکرات‌]]></category>
		<category><![CDATA[حزب وان‌بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید ایبی]]></category>
		<category><![CDATA[کارولین الیو]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کری-لین فایندلی]]></category>
		<category><![CDATA[کری-لین فیندلی]]></category>
		<category><![CDATA[کوین فالکون]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[یوری فالمر]]></category>
		<category><![CDATA[یوری فولمر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26539</guid>

					<description><![CDATA[<p>هومن کبیری پرویزی – ونکوور انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا با اعلام نتایج نهایی و پیروزی کری-لین فیندلی (Kerry-Lynne Findlay)، وزیر سابق کابینهٔ فدرال، به پایان رسید. این رویداد سیاسی که با رقابت فشرده میان نامزدها همراه بود، به‌دلیل حاشیهٔ رأی بسیار اندک در مرحلهٔ نهایی و بروز جنجال‌های پیاپی، واکنش‌های متفاوتی را از سوی موافقان و مخالفان در سراسر استان برانگیخت. بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی کمیتهٔ برگزاری انتخابات حزب محافظه‌کار، ۴۱,۷۱۸...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/">انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بی‌سی: پیروزی نزدیک فیندلی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا با اعلام نتایج نهایی و پیروزی کری-لین فیندلی (Kerry-Lynne Findlay)، وزیر سابق کابینهٔ فدرال، به پایان رسید. این رویداد سیاسی که با رقابت فشرده میان نامزدها همراه بود، به‌دلیل حاشیهٔ رأی بسیار اندک در مرحلهٔ نهایی و بروز جنجال‌های پیاپی، واکنش‌های متفاوتی را از سوی موافقان و مخالفان در سراسر استان برانگیخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی کمیتهٔ برگزاری انتخابات حزب محافظه‌کار، ۴۱,۷۱۸ نفر در سراسر استان بی‌سی به عضویت این حزب درآمدند. با این‌حال، در جریان فرآیند احراز هویت و بررسی‌های نهایی، صلاحیت ۲۵,۶۹۵ نفر برای شرکت در رأی‌گیری تأیید شد که این رقم نشان‌دهندهٔ مشارکت حدود ۶۲ درصدی اعضای واجد شرایط در این انتخابات داخلی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرآیند شمارش آرا به‌دلیل نزدیکی رقابت به دور چهارم کشیده شد. در مراحل اولیه، دیگر رقبا به‌ترتیب زیر از گردونهٔ رقابت حذف شدند:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیتر میلوبار (Peter Milobar): نمایندهٔ منطقهٔ کملوپس سنتر، در همان دور اول شمارش آرا حذف شد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یوری فالمر (Yuri Fulmer): کارآفرین برجسته و رئیس سابق دانشگاه کپیلانو، در دور دوم رقابت‌ها کنار رفت.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایان بلک (Iain Black): وزیر سابق کابینهٔ استانی، در دور سوم شمارش آرا از رقابت بازماند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دور چهارم و نهایی، رقابت اصلی میان کری-لین فیندلی و کارولین الیوت (Caroline Elliott) شکل گرفت. در نهایت، فیندلی موفق شد با کسب ۵۱ درصد امتیازات در برابر ۴۹ درصد الیوت به پیروزی برسد. نکتهٔ واجد اهمیت در این رقابت، تفاضل عددی آرا بود؛ فیندلی تنها با کسب ۱۸۲ امتیاز بیشتر توانست رهبری حزب را از آن خود کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم این است که عدد ۱۸۲ مربوط به تعداد «رأی» نیست، بلکه تفاضل امتیازات (points) است. انتخابات حزب محافظه‌کار بی‌سی بر پایهٔ یک سیستم وزن‌دهی منطقه‌ای برگزار شد که در آن هر یک از ۹۳ حوزهٔ انتخاباتی استان حداکثر ۱۰۰ امتیاز داشتند و در مجموع ۹,۲۱۱ امتیاز استانی قابل‌توزیع بود.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>واکنش رقبای حزبی و منتقدان داخلی</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پیروزی نزدیک فیندلی بلافاصله با واکنش‌های انتقادی در درون بدنهٔ حزب محافظه‌کار مواجه شد. واون پالمر (Vaughn Palmer)، تحلیل‌گر روزنامهٔ </span><i><span style="font-weight: 400;">ونکوور سان</span></i><span style="font-weight: 400;">، در گزارش خود به این موضوع اشاره کرد که کارزار انتخاباتی فیندلی بر پایهٔ استراتژی تفرقه‌آمیز و دوقطبی‌سازی در میان اعضا پیش رفت. به‌گزارش این روزنامه، فیندلی در طول مناظره‌ها بارها وفاداری سیاسی رقبای خود را زیر سؤال برد و مرزبندی شدیدی میان «محافظه‌کاران واقعی» و اعضایی که پیش از این سابقهٔ حضور در احزاب میانه‌رو مانند «بی‌سی یونایتد» (BC United) را داشتند، ایجاد کرد. این رویکرد به‌ویژه در درگیری لفظی شدید او با پیتر میلوبار نمایان شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مخالفان داخلی فیندلی و طیف حامی کارولین الیوت پس از اعلام نتایج، مراتب مأیوس‌شدن خود را ابراز داشتند. منتقدان درون‌حزبی بر این باورند که اتخاذ مواضع راست تندرو از سوی فیندلی، پایگاه رأی حزبی را در میان شهروندان میانه و مردد استان تضعیف خواهد کرد. این گروه از اعضای حزب علناً ابراز نگرانی کرده‌اند که انتخاب فیندلی با چنین حاشیهٔ ضعیفی، عملاً به‌معنای تضمین پیروزی حزب رقیب، یعنی حزب دموکرات نوین (NDP)، در انتخابات سراسری بعدی استان خواهد بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>واکنش دولت حاکم و اتهام ترامپیسم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در جبههٔ مقابل، حزب حاکم ان‌دی‌پی و شخص دیوید ایبی (David Eby)، نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا، موضع سرسختانه‌ای در قبال این تغییر رهبری اتخاذ کردند. به‌گزارش </span><i><span style="font-weight: 400;">گلوبال نیوز</span></i><span style="font-weight: 400;">، دیوید ایبی با لحنی کنایه‌آمیز به انتقاد از ادبیات سیاسی رهبر جدید محافظه‌کاران پرداخت و گفت: «نوع کارزار و رفتارهای کری-لین فیندلی نشان می‌دهد که او بیشتر برای سمت مدیر منطقه‌ای جنبش MAGA (جنبش دونالد ترامپ در آمریکا) درخواست داده است، تا مقام نخست‌وزیری بریتیش کلمبیا.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاوه بر این، ستاد سیاسی حزب ان‌دی‌پی در بیانیه‌ای مدعی شد که فیندلی در جریان مناظره‌های انتخاباتی، حملاتی با مایه‌های نژادپرستانه علیه پیتر میلوبار انجام داده است. او در جریان مناظره‌ها به میلوبار گفته بود که بومی‌بودن همسر او می‌تواند در موضوع پروندهٔ حقوقی مالکیت‌ زمین‌های بومیان تضاد منافع ایجاد کند. فیندلی و کارزار او این اتهام را به‌شدت رد کرده و اظهار داشتند که پرسش‌های مطرح‌شده تنها در چارچوب چالش‌های متعارف سیاسی بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جنجال انتشار عکس در رسانهٔ دِ تایی (The Tyee)</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کنار تقابل‌های جناحی، انتشار یک گزارش خبری به‌تاریخ ۳ ژوئن ۲۰۲۶ در نشریهٔ افشاگر </span><i><span style="font-weight: 400;">د تایی</span></i><span style="font-weight: 400;"> (The Tyee)، لایهٔ جدیدی از جنجال را به این رویداد اضافه کرد. این رسانه تصویری از کری-لین فیندلی را در کنار یک اینفلوئنسر شناخته‌شدهٔ جریان «ملی‌گرای سفیدپوست» (White Nationalist) منتشر کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">انتشار این عکس موجی از انتقادات علنی را از سوی احزاب رقیب و نهادهای مدنی به همراه داشت و منتقدان آن را سندی بر نزدیکی او به جریان‌های افراطی قلمداد کردند. بر اساس گزارش </span><i><span style="font-weight: 400;">د تایی</span></i><span style="font-weight: 400;">، زمانی که خبرنگاران در یک نشست خبری خواستار پاسخ‌گویی شفاف فیندلی دربارهٔ این تصویر و ارتباطات وی شدند، او بدون ارائهٔ توضیحات دقیق و با تکذیبی کلی، محل کنفرانس خبری را ترک کرد.</span></span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>برنامه‌های اعلامی و حمایت‌های فدرال</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سوی دیگر این جریان، حامیان کری-لین فیندلی حمایت قاطعی از او به عمل آورده‌اند. فیندلی در سخنرانی رسمی خود پس از پیروزی، محور برنامه‌های خود را بر پایهٔ شعار «ایمان، خانواده و آزادی» معرفی کرد. موافقان وی تأکید دارند که برنامه‌های او شامل کاهش جدی مالیات‌ها، لغو کامل سیاست‌های مالیات بر کربن و بازگرداندن امنیت به خیابان‌ها، دقیقاً همان چیزی‌ست که پایگاه رأی سنتی و سرخوردهٔ استان به آن نیاز دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">همچنین او در مصاحبه‌ای با روزنامه </span><i><span style="font-weight: 400;">نشنال پست</span></i><span style="font-weight: 400;">، موضعی بحث‌برانگیز اما قاطع اتخاذ کرد و اظهار داشت که در صورت وقوع سناریوی استقلال احتمالی استان آلبرتا از دولت فدرال کانادا، دولت او تحت هر شرایطی روابط گستردهٔ اقتصادی و تجاری خود را با یک آلبرتای مستقل حفظ خواهد کرد. این موضع‌گیری با استقبال جناح راست سنتی و انتقاد شدید ملی‌گرایان فدرال همراه شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگ برنده و نقطهٔ اتکای اصلی فیندلی در این میان، حمایت همه‌جانبه و علنی پیِر پوئلیور (Pierre Poilievre)، رهبر حزب محافظه‌کار فدرال کاناداست. حمایتی که سلف او یعنی جان راستد از آن بی‌بهره بود. فیندلی پیش از ورود به عرصهٔ سیاست استانی، به‌عنوان مسئول انضباط حزبی (Chief Opposition Whip) در پارلمان فدرال اُتاوا زیر نظر پوئلیور فعالیت می‌کرد و نخستین زنی بود که به این جایگاه دست یافت. حامیان فیندلی معتقدند این پشتوانهٔ فدرال و نزدیکی به شخص پوئلیور، نه‌تنها مشروعیت او را در میان محافظه‌کاران تقویت می‌کند، بلکه پتانسیل بالایی برای هماهنگی نیروهای راست‌گرا در آستانهٔ انتخابات بعدی ایجاد خواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در میان این صف‌آرایی موافقان و مخالفان، جیمز مور (James Moore)، سیاستمدار باسابقهٔ محافظه‌کار، در یادداشتی برای </span><i><span style="font-weight: 400;">سی‌تی‌وی نیوز</span></i><span style="font-weight: 400;"> تلاش کرد دیدگاهی میانه‌رو ارائه دهد. او با اشاره به فضای دوقطبی حاکم عنوان کرد که «پیش‌گویی‌های زودهنگام سیاسی همواره کاری عبث و بی‌سرانجام است» و تأکید کرد که قضاوت دربارهٔ اینکه آیا فیندلی حزب را به‌سمت پیروزی هدایت می‌کند یا موجب ریزش آرا می‌شود، مستلزم زمان و عملکرد واقعی او در ماه‌های آینده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باید دید آیا فیندلی خواهد توانست به وعده‌اش برای یکپارچه‌کردن حزب به‌منظور شکست حزب بی‌سی ان‌دی‌پی عمل کند یا نه.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/">انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بی‌سی: پیروزی نزدیک فیندلی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26539</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نگاهی به انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/05/16/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/05/16/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 May 2026 02:22:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[BC NDP]]></category>
		<category><![CDATA[BCNDP]]></category>
		<category><![CDATA[Conservative Party of BC]]></category>
		<category><![CDATA[OneBC]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ان‌دی‌پی]]></category>
		<category><![CDATA[ایان بلک]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[بومیان]]></category>
		<category><![CDATA[پیتر میلوبر]]></category>
		<category><![CDATA[جان راستد]]></category>
		<category><![CDATA[حذف شرط: کری-لین فایندلی کری-لین فیندلی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب دموکراتیک نوین]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودموکرات‌]]></category>
		<category><![CDATA[حزب وان‌بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[دالاس برودی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید ایبی]]></category>
		<category><![CDATA[کارولین الیو]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کری-لین فایندلی]]></category>
		<category><![CDATA[کوین فالکون]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[یوری فالمر]]></category>
		<category><![CDATA[یوری فولمر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26444</guid>

					<description><![CDATA[<p>هومن کبیری پرویزی – ونکوور انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا در سال ۲۰۲۶، یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین رویدادهای سیاسی در چند دههٔ اخیر در این استان به شمار می‌رود. این انتخابات که قرار است در ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶ با معرفی رهبر جدید به پایان برسد، تنها یک رقابت درون‌حزبی ساده نیست؛ بلکه با توجه به شرایط فعلی، فرد پیروز بخت بالایی را برای به‌چالش‌کشیدن دولت ان‌دی‌پی و حتی شکست این حزب در انتخابات سال...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/16/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7/">نگاهی به انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا در سال ۲۰۲۶، یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین رویدادهای سیاسی در چند دههٔ اخیر در این استان به شمار می‌رود. این انتخابات که قرار است در ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶ با معرفی رهبر جدید به پایان برسد، تنها یک رقابت درون‌حزبی ساده نیست؛ بلکه با توجه به شرایط فعلی، فرد پیروز بخت بالایی را برای به‌چالش‌کشیدن دولت ان‌دی‌پی و حتی شکست این حزب در انتخابات سال ۲۰۲۸ را خواهد داشت. با رشد بی‌سابقهٔ اعضای این حزب از ۷ هزار نفر به بیش از ۴۲ هزار نفر، محافظه‌کاران اکنون با امید زیادی به استقبال این رویداد می‌روند تا جانشین جان راستد را که در دسامبر گذشته در پی شورش نمایندگان این حزب استعفا داد، تعیین کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مطلب به برخی مواردی که در مناظرهٔ اخیر نامزدهای رهبری این حزب مطرح شد و نیز مواضع نامزدها می‌پردازیم.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ظهور شگفت‌انگیز محافظه‌کاران و فروپاشی حزب بی‌سی یونایتد</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای درک اهمیت این رویداد، باید به زلزلهٔ سیاسی انتخابات استانی سال ۲۰۲۴ بازگردیم. تا پیش از آن، جناح راست میانه در انحصار حزب «بی‌سی یونایتد» (بی‌سی لیبرال سابق) به‌رهبری کوین فالکون بود. با این‌حال، نارضایتی‌های گسترده از سیاست‌های میانه‌روانه باعث شد پایگاه رأی‌دهندگان به‌سرعت به‌سمت حزب محافظه‌کار متمایل شود و در نهایت اعلام خروج حزب بی‌سی یونایتد از انتخابات سال ۲۰۲۴ از سوی کوین فالکون، میخ آخر را بر تابوت این حزب کوبید و به فروپاشی کامل بی‌سی یونایتد انجامید. این اقدامِ کوین فالکون از یک‌سو مورد حمایت محافظه‌کارانی قرار گرفت که شانسی بسیار بالاتر برای کنارزدن حزب حاکم بی‌سی ان‌دی‌پی پیدا کرده بودند و از سوی دیگر مورد اعتراض شدید تعداد زیادی از همکاران پیشین فالکون در این حزب قرار گرفت که او را به خیانت به حزبشان متهم می‌کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما حتی کناررفتن حزب بی‌سی یونایتد و یکپارچه‌شدن آرای محافظه‌کاران در استان هم نتوانست جلوی پیروزی حزب بی‌سی ان‌دی‌پی را بگیرد. حزب محافظه‌کار با اختلاف اندکی شکست خورد و به اپوزیسیون رسمی در مجلس قانونگذاری استان بدل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ریشه‌های بحران داخلی، انشعاب نمایندگان و شورش علیه جان راستد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موفقیت چشمگیر و تاریخی حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا در کسب ۴۴ کرسی در انتخابات استانی ۲۰۲۴، خیلی زود جای خود را به تنش‌های عمیق درون‌حزبی داد. این حزب که در فاصلهٔ کوتاهی پیش از انتخابات برخی نامزدهایش را کنار گذاشته بود و آن‌ها را با نامزدهای پیشین حزب بی‌سی لیبرال جایگزین کرده بود، حالا به گروهی نامتجانس با طیفی از گرایشات سیاسی نمایندگان از راست میانه تا راست افراطی بدل شده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جان راستد که معمار این پیروزی و احیای جناح راست در استان بود، در مدیریت این بدنهٔ بزرگ و یکپارچه‌نگه‌داشتنِ نمایندگان جدید حزب با چالش‌های جدی مواجه شد. سبک رهبری او که از سوی برخی منتقدان درون‌حزبی مبتنی بر تصمیم‌گیری‌های یک‌جانبه و حلقهٔ بستهٔ مشاوران توصیف می‌شد، رفته‌رفته بذر نارضایتی را در میان فراکسیون نمایندگان این حزب کاشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین شکاف بزرگ و علنی در مارس ۲۰۲۵ رخ داد؛ زمانی که دالاس برودی، یکی از چهره‌های کلیدی این حزب، اظهارات بسیار جنجالی و حاشیه‌سازی دربارهٔ بازماندگان مدارس شبانه‌روزی بومیان کانادا بیان کرد. جان راستد که تحت فشار شدید افکار عمومی و رسانه‌ها قرار داشت، برای حفظ اعتبار حزبش در سطح استان، فوراً برودی را اخراج کرد. این تصمیم اگرچه برای کنترل بحران گرفته شد، اما نتیجه‌ای معکوس در انسجام جناح راست داشت. برودی پس از اخراج، به‌همراه جمعی از حامیان تندروترِ خود دست به انشعاب زد و حزب جدیدی به نام «وان‌بی‌سی» (OneBC) را تأسیس کرد. این اتفاق باعث شد تا زنگ خطرِ شکسته‌شدن آرای جناح راست در حوزه‌های انتخاباتیِ کلیدی به صدا درآید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با گذشت زمان، نارضایتی‌ها از راستد در درون حزب محافظه‌کار تشدید شد. بسیاری از نمایندگان احساس می‌کردند که از روندهای تصمیم‌گیری کلان کنار گذاشته شده‌اند و حزب از مسیر دموکراتیک خود خارج شده است. این اختلافات سرانجام در اواخر سال ۲۰۲۵ به نقطهٔ جوش رسید و به «شورش اکثریت نمایندگان» تبدیل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اوایل دسامبر ۲۰۲۵، حزب وارد یک بحران بی‌سابقه و تنش نفس‌گیر ۲۴ ساعته شد. نمایندگان معترض در برابر رهبر حزبشان صف‌آرایی کردند و در نهایت، در ۴ دسامبر ۲۰۲۵، هیئت‌مدیرهٔ حزب محافظه‌کار در اقدامی غافلگیرکننده، جان راستد را «از نظر حرفه‌ای ناتوان» برای ادامهٔ رهبری این حزب تشخیص داد و او را مجبور به کناره‌گیری کرد. پس از این رویداد، بلوک اصلی متشکل از ۳۹ نمایندهٔ باقیماندهٔ حزب، ترِوِر هالفورد را به‌عنوان رهبر موقت برگزیدند تا کشتی توفان‌زدهٔ حزب را به‌سمت انتخابات رهبری جدید هدایت کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کاهش تعداد نمایندگان حزب از ۴۴ کرسی اولیه به ۳۹ کرسی پس از این شورش، نشان‌دهندهٔ عمق شکاف و جدایی ۵ نماینده بود که یا به‌‌عنوان نمایندهٔ مستقل در مجلس درآمدند یا به جریان‌های حاشیه‌ای تمایل پیدا کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>معرفی نامزدهای کلیدی و پیشینهٔ آن‌ها</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هالفورد فرایند انتخابات رهبری این حزب را آغاز کرد، و واجدان شرایط، خود را برای این انتخابات نامزد کردند. با کناره‌گیری برخی نامزدها در مراحل اولیه، حالا پنج نامزد اصلی در رقابت رهبری حزب محافظه‌کار بی‌سی حضور دارند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">۱. </span><b>ایان بلک (Iain Black):</b><span style="font-weight: 400;"> وزیر پیشین کابینهٔ بی‌سی لیبرال و مدیر ارشد تجاری، که معتقد است نیازی به کوتاه‌آمدن از اصول محافظه‌کاری نیست، بلکه باید این اصول را با پیامی از امید و خوش‌بینی به مردم ارائه داد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">۲. </span><b>کارولین الیوت (Caroline Elliott):</b><span style="font-weight: 400;"> مفسر سیاسی و نایب‌رئیس سابق بی‌سی یونایتد، که با شعار ریشه‌کن‌کردن ایدئولوژی‌های رادیکال از سیستم آموزشی و اجتماعی وارد میدان شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">۳. </span><b>کری-لین فیندلی (Kerry-Lynne Findlay):</b><span style="font-weight: 400;"> وزیر سابق در دولت فدرال استفان هارپر و نمایندهٔ پیشین مجلس عوام از حزب محافظه‌کار که در انتخابات فدرال سال ۲۰۲۵ در حوزهٔ ساوث سوری-وایت راک کرسی‌اش را به رقیب لیبرالش واگذار کرد. او خود را تنها صدای واقعی بدنهٔ مردمی می‌داند که در برابر نخبگان و میانه‌روی ایستاده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">۴. </span><b>یوری فالمر (Yuri Fulmer):</b><span style="font-weight: 400;"> کارآفرین برجسته و رئیس سابق دانشگاه کپیلانو، که تمرکزش بر روی اقتصاد و ایجاد ائتلاف برای تضمین شکست NDP است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">۵. </span><b>پیتر میلوبار (Peter Milobar):</b><span style="font-weight: 400;"> تنها نمایندهٔ فعلی در مجلس قانونگذاری استان در میان نامزدهای کنونی، که با تکیه بر رکورد بی‌نظیر پیروزی در ۸ انتخابات عمومی پیاپی (به‌عنوان عضو شورای شهر، شهردار کملوپس و نمایندهٔ مجلس استان) خود را باتجربه‌ترین فرد برای ادارهٔ استان بریتیش کلمبیا می‌داند.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26446" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/683295299_1265111532462711_5949209673319536951_n.jpg?resize=640%2C179" alt="نگاهی به انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا - - - - - - انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا در سال ۲۰۲۶، یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین رویدادهای سیاسی در چند دههٔ اخیر در این استان به شمار می‌رود. این انتخابات که قرار است در ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶ با معرفی رهبر جدید به پایان برسد، تنها یک رقابت درون‌حزبی ساده نیست؛ بلکه با توجه به شرایط فعلی، فرد پیروز بخت بالایی را برای به‌چالش‌کشیدن دولت ان‌دی‌پی و حتی شکست این حزب در انتخابات سال ۲۰۲۸ را خواهد داشت. با رشد بی‌سابقهٔ اعضای این حزب از ۷ هزار نفر به بیش از ۴۲ هزار نفر، محافظه‌کاران اکنون با امید زیادی به استقبال این رویداد می‌روند تا جانشین جان راستد را که در دسامبر گذشته در پی شورش نمایندگان این حزب استعفا داد، تعیین کنند. در این مطلب به برخی مواردی که در مناظرهٔ اخیر نامزدهای رهبری این حزب مطرح شد و نیز مواضع نامزدها می‌پردازیم... #کانادا #بومیان #سیاست #بریتیش_کلمبیا #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="179" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/683295299_1265111532462711_5949209673319536951_n.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/683295299_1265111532462711_5949209673319536951_n.jpg?resize=300%2C84&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مناظرهٔ جنجالی ونکوور: اشتراکات اندک، اختلافات عمیق</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روز جمعه، ۲۴ آوریل ۲۰۲۶، شبکه «کانادای قدرتمند و آزاد» میزبان اولین مناظرهٔ رسمی با حضور هر پنج نامزد نهایی بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تنها نقطهٔ اشتراک:</b><span style="font-weight: 400;"> هر پنج نامزد متفق‌القول اعلام کردند که در صورت پیروزی، قانون «اعلامیهٔ حقوق مردمان بومی» (DRIPA) را لغو خواهند کرد. آن‌ها همچنین همگی وعده دادند که اقتصاد استان را احیا کرده و امنیت عمومی را بهبود بخشند. اما توافق‌ها دقیقاً در همین نقطه به پایان رسید و مناظره به صحنهٔ تبادل آتش و درگیری‌های لفظی شدید تبدیل شد.</span></span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تقابل فالمر و الیوت: نبرد بر سر هویت محافظه‌کاری</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یوری فالمر و کارولین الیوت شمشیر را برای هم از رو بستند. این دو از همان ابتدا حملات تندی را علیه یکدیگر آغاز کردند تا اعتبار محافظه‌کاری یکدیگر را زیر سؤال ببرند و سیاست‌های کلیدی خود را معرفی کنند:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>سیاست‌های بومیان و هویتی:</b><span style="font-weight: 400;"> فالمر اعلام کرد که دولت آینده به رهبری او «انتقال داوطلبانهٔ زمین و پول به جوامع بومی را متوقف خواهد کرد» تا شرایط مذاکرهٔ عادلانه فراهم شود. در مقابل، الیوت در بیانیهٔ پایانی خود وعده داد که «ایدئولوژی ان‌دی‌پی را از ریشه بیرون خواهد کشید.» او با انتقاد شدید از گفتمان فعلی گفت: «دولت ان‌دی‌پی و برخی از افراد روی این صحنه، از گذشتهٔ ما می‌ترسند و شرمسارند، و از این شرم برای تعریف آیندهٔ ما استفاده می‌کنند. آن‌ها ما را مهاجر (Settler)، استعمارگر و مهمانان ناخوانده در خانهٔ خودمان می‌نامند. تمام این‌ها متوقف خواهد شد.»</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>حملات متقابل:</b><span style="font-weight: 400;"> فالمر، الیوت را متهم کرد که با محافظه‌کاران اجتماعی دشمنی دارد. او به غیبت الیوت در مناظرهٔ پیشین اشاره کرد؛ مناظره‌ای که از سوی یک سایت خبری برگزار می‌شد و دیوید ایبی (نخست‌وزیر) آن سایت را به ترویج برترپنداری نژاد سفید متهم کرده بود. فالمر با طعنه گفت: «[ایبی] مواضع تو را در مورد مسائل اجتماعی تأیید کرده و از تو بابت انصراف از آن مناظره تقدیر کرده است. چه احساسی داری که انتخاب دیوید ایبی باشی؟»</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>دفاع و ضدحملهٔ الیوت:</b><span style="font-weight: 400;"> الیوت این حملات را رد کرد و گفت از ارزش‌های مسیحی و محافظه‌کاران اجتماعی در حزب استقبال می‌کند. او در پاسخ به فالمر گفت: «تو واقعاً باید دست از دریافت اطلاعاتت از بیانیه‌های مطبوعاتی ان‌دی‌پی برداری!» سپس الیوت، فالمر را به ریاکاری متهم کرد: «تو در کسب‌وکارت، وب‌سایت خود را پر از بیانیه‌های «به‌رسمیت‌شناختن اراضی بومیان» کردی و به‌محض ورود به این رقابت، آن‌ها را پاک کردی. به‌عنوان رئیس دانشگاه کپیلانو، از سیاست‌های تنوع، برابری و شمول (DEI) و استعمارزدایی حمایت کردی و خود و دانشجویانت را «مهاجران گناهکار در سرزمین‌های دزدیده‌شده» نامیدی. اگر تو هم مثل ان‌دی‌پی معتقدی که بریتیش کلمبیا نامشروع است، چگونه می‌خواهی از آن دفاع کنی؟»</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تبادل آتش به‌حدی بالا گرفت که ایان بلک مجبور به مداخله شد و هشدار داد: «ما باید به یاد داشته باشیم که دشمن واقعی، حزب ان‌دی‌پی است. اگر در این مسیر زیاده‌روی کنیم، خوراک خبری و ویدئوهایی تولید می‌کنیم که در ماه‌های آینده گریبانمان را خواهد گرفت.»</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جنجال میانه‌روی: درس‌هایی از فروپاشی کوین فالکون</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محور مهم دیگر مناظره، بررسی جهت‌گیری ایدئولوژیک حزب بود. ایان بلک استدلال کرد که می‌توان اصول محافظه‌کاری، مانند حق مالکیت خصوصی و اینکه مردم بهتر از دولت می‌دانند پولشان را چگونه خرج کنند، را با رویکردی خوش‌بینانه ارائه داد: «ما نیازی به حتی ذره‌ای سازش نداریم. آنچه کم داریم یک روایت جذاب و یک فرش قرمز است تا رأی‌دهندگانی که تاکنون به محافظه‌کاربودن فکر نکرده‌اند، به سمت ما بیایند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کری-لین فیندلی به‌شدت با این دیدگاه مخالفت کرد. او با اشاره به فروپاشی حزب بی‌سی یونایتد هشدار داد: «آخرین باری که شنیدم کسی می‌گفت برای پیروزی باید میانه‌رو باشیم، کوین فالکون بود. زمانی که او رهبری حزبی را بر عهده داشت که الیوت و میلوبار عضوش بودند، آن‌ها قوانینی مثل SOGI (گرایش جنسی و هویت جنسیتی)، DRIPA، تأمین امن مواد مخدر (Safe Supply) و جرم‌زدایی از مواد مخدر سخت را آوردند و کاروان آزادی را محکوم کردند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیندلی همچنین خود را تنها صدای واقعی مردم دانست که از زورگویی «دولت‌های بزرگ، شرکت‌های بزرگ، نخبگان جهانی و عوامل داگ فورد» (اشاره‌ای کنایه‌آمیز به تیم کمپین الیوت) خسته شده‌اند.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ائتلاف جنجالی با وان‌بی‌سی (OneBC)</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موضوع دیگری که به‌شدت مورد بحث قرار گرفت، توافق یوری فالمر با دالاس برودی، رهبر حزب «وان‌بی‌سی» بود. بر اساس این توافق، در صورت رهبری فالمر، حزب محافظه‌کار در ۵ حوزه نامزدی معرفی نمی‌کند تا راه برای پیروزی وان‌بی‌سی هموار شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیندلی این توافق را زیر سؤال برد و گفت: «شما ۵ کرسی را تسلیم کرده‌اید. رأی‌دهندگان به‌دنبال یک مبارز و قهرمان‌اند، نه کسی که سازش می‌کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما فالمر با قدرت از تصمیم خود دفاع کرد: «من ترجیح می‌دهم ۵ نماینده از آن حزب در مجلس داشته باشیم تا ۵۰ نماینده از ان‌دی‌پی. من برنامه‌ای برای اتحاد جناح راست دارم. این توافق روی کاغذ نوشته شده، امضا شده، مهر و موم شده و قطعی است و پیروزی ما را تضمین می‌کند. درحالی‌که دالاس برودی مرا به‌عنوان یک محافظه‌کار تأیید می‌کند، دیوید ایبی، کارولین [الیوت] را تأیید کرده است. همین برای فهمیدن ماجرا کافی است.»</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دفاع میلوبار از کارنامهٔ خود</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیتر میلوبار نیز از سوی الیوت به‌خاطر رأی مثبت به قانون DRIPA در زمان عضویتش در حزب بی‌سی یونایتد مورد حمله قرار گرفت. الیوت صراحتاً گفت: «اولین کاری که دولت ما انجام خواهد داد، لغو لوایحی است که شما به آن‌ها رأی مثبت دادید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">میلوبار در پاسخ گفت که حزب او در آن زمان بسیاری از لوایح مورد انتقاد الیوت را به‌شدت زیر سؤال برده بود. در مورد DRIPA نیز او اعتراف کرد که نمایندگان بی‌سی لیبرال «شاید نابخردانه» به حرف دولت دربارهٔ پیامدهای این قانون اعتماد کردند تا چرخ اقتصاد به حرکت درآید. او تأکید کرد: «من تنها فرد در این رقابتم که کرسی مجلس را در اختیار دارم و هر روز به‌همراه همکارانم در برابر تمام این سیاست‌های فاجعه‌بار ان‌دی‌پی می‌ایستم. تجربهٔ من به‌عنوان صاحب یک کسب‌وکار کوچک، عضو شورای شهر، شهردار کملوپس و نمایندهٔ مجلس استان، با رکورد شکست‌ناپذیر پیروزی در ۸ انتخابات، مرا برای رهبری و بازگرداندن استان به مسیر درست آماده کرده است.»</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چشم‌انداز آینده و زمان‌بندی انتخابات</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند هنوز تا انتخابات سال ۲۰۲۸ را درازی در پیش است، اما با توجه به افول محبوبیت دیوید ایبی در ماه‌های اخیر و در صورتی که او نتواند چاره‌ای برای چالش‌های بسیار بزرگ پیش رویش بیندیشد، برندهٔ این رقابت فرصت مناسبی برای به‌چالش‌کشیدن حزب حاکم ان‌دی‌پی و تشکیل دولت آینده خواهد داشت، البته اگر بتواند از اشتباهات گذشتهٔ این حزب در دو سال اخیر درس بگیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگه‌های رأی‌گیری رهبری از تاریخ ۹ مه برای اعضای این حزب ارسال می‌شود و نامزدی که بتواند بیشترین امتیاز را کسب کند، در کنوانسیون ویژهٔ حزب در تاریخ ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶ به‌عنوان رهبر جدید حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا معرفی خواهد شد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/16/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7/">نگاهی به انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/05/16/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26444</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عقب‌نشینی از لبهٔ پرتگاه:  چرا دیوید ایبی از قمار انتخاباتی بر سر حقوق بومیان دست کشید؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/28/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%b1%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/28/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%b1%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2026 23:36:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[BC Green]]></category>
		<category><![CDATA[BC NDP]]></category>
		<category><![CDATA[BCNDP]]></category>
		<category><![CDATA[Conservative Party of BC]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ان‌دی‌پی]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[بومیان]]></category>
		<category><![CDATA[حزب دموکراتیک نوین]]></category>
		<category><![CDATA[حزب سبز بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودموکرات‌]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید ایبی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26336</guid>

					<description><![CDATA[<p>هومن کبیری پرویزی – ونکوور در شمارهٔ پیشین خواندید که دیوید ایبی، نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا، اوایل آوریل در تدارک قمار سیاسی بزرگی بود. او قصد داشت با پیش‌کشیدن لایحه‌ای جنجالی برای تعلیق بخش‌هایی از قانون حقوق بومیان (DRIPA)* و گره‌زدن آن به «رأی اعتماد» در مجلس، استان را به‌سمت انتخابات زودهنگام بهاری سوق دهد؛ آن هم درست در زمانی که حزب رقیب (محافظه‌کاران بی‌سی) فاقد رهبر دائمی بود. اما تحولات بسیار مهم و فشارهای همه‌جانبه در...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/28/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%b1%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7/">عقب‌نشینی از لبهٔ پرتگاه:  چرا دیوید ایبی از قمار انتخاباتی بر سر حقوق بومیان دست کشید؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/15/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af/">در شمارهٔ پیشین خواندید</a> که دیوید ایبی، نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا، اوایل آوریل در تدارک قمار سیاسی بزرگی بود. او قصد داشت با پیش‌کشیدن لایحه‌ای جنجالی برای تعلیق بخش‌هایی از قانون حقوق بومیان (DRIPA)*</span><span style="font-weight: 400;"> و گره‌زدن آن به «رأی اعتماد» در مجلس، استان را به‌سمت انتخابات زودهنگام بهاری سوق دهد؛ آن هم درست در زمانی که حزب رقیب (محافظه‌کاران بی‌سی) فاقد رهبر دائمی بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما تحولات بسیار مهم و فشارهای همه‌جانبه در اواسط آوریل ۲۰۲۶، دیوید ایبی را مجبور کرد تا عقبگردی غیرمنتظره داشته باشد. سایهٔ انتخابات زودرس بهاری فعلاً از سر بریتیش کلمبیا برداشته شده است، اما چشم‌انداز عاقبت این بحران، از همیشه تاریک‌تر و مبهم‌تر به نظر می‌رسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تنها چند روز پس از آنکه شایعات انتخابات زودهنگام به اوج خود رسید، دیوید ایبی در یک نشست خبری که لحنی کاملاً متفاوت با روزهای قبل داشت، اعلام کرد که دولت از پیشبرد فوری اصلاحات قانون DRIPA صرف‌نظر کرده است. بر اساس بیانیه‌های رسمی دولت و گزارش رسانه‌ها، ایبی تأکید کرد که قصد دارد به‌جای تحمیل یک‌جانبهٔ قانون در نشست بهارهٔ مجلس، تا پاییز آینده با رهبران بومی برای رسیدن به یک «توافق مشترک» مذاکره کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تصمیم به‌معنای لغو قطعی رأی اعتماد در ماه مه و در نتیجه، منتفی‌شدن انتخابات زودهنگام بهاری بود. نخست‌وزیر که پیش‌تر تغییرات در قانون DRIPA را «غیرقابل‌مذاکره» خوانده بود، حالا با لحنی آشتی‌جویانه از نیاز به «زمان بیشتر برای گفت‌وگو» سخن می‌گفت. اما چه چیزی باعث این تغییر موضع دراماتیک شد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهم‌ترین عامل در عقب‌نشینی ایبی، واکنش یکپارچه، سریع و خشمگینانهٔ جوامع بومی بود. طرح ایبی برای تعلیق قانون DRIPA بدون مشورت با بومیان، نه‌تنها ناقض روح این قانون بود، بلکه از نظر رهبران بومی یک خیانت تاریخی محسوب می‌شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اتحادیهٔ رؤسای بومیان بریتیش کلمبیا (UBCIC) با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به نمایندگان مجلس قانونگذاری، هشداری بی‌سابقه داد. در این نامه تأکید شده بود که هرگونه تلاش برای اصلاح یا تعلیق قانونی که بر پایهٔ «اعلامیه حقوق بومیان سازمان ملل» (UNDRIP) بنا شده، آن هم به‌صورت یک‌جانبه، به‌معنای بازگشت به دوران استعمار و نابودی کامل روند «آشتی» (Reconciliation) است. فشارها به‌حدی بالا رفت که حتی خطر استعفای نمایندگان بومی‌تبارِ خود حزب حاکم (ان‌دی‌پی) نیز احساس می‌شد؛ اتفاقی که در صورت وقوع، دولت باثبات ایبی را از درون متلاشی می‌کرد.</span></p>
<figure id="attachment_26338" aria-describedby="caption-attachment-26338" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26338" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Eby_2.jpg?resize=500%2C375" alt="عکس از صفحهٔ فیس‌بوک اتحادیهٔ رؤسای بومیان بریتیش کلمبیا (UBCIC)" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Eby_2.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Eby_2.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-26338" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از صفحهٔ فیس‌بوک اتحادیهٔ رؤسای بومیان بریتیش کلمبیا (UBCIC)</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاوه بر خشم بومیان، دولت ایبی با یک سد محکم حقوقی هم برخورد کرد؛ کارشناسان حقوقی و وکلای برجستهٔ استان به‌سرعت متوجه شدند که پیش‌نویس طرح ایبی برای تعلیق DRIPA، پر از ایرادات ساختاری و قانونی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در مصاحبه‌ای با </span><i><span style="font-weight: 400;">گلوبال نیوز</span></i><span style="font-weight: 400;">، یکی از وکلای برجستهٔ بریتیش کلمبیا صراحتاً اقدامات دولت را نمایانگر «سطحی از بی‌کفایتی و ناتوانی» (level of ineptitude and incompetence) توصیف کرد. منتقدان حقوقی استدلال کردند که شما نمی‌توانید قانونی را که حقوق بنیادین انسانی و بومی را به رسمیت می‌شناسد، صرفاً برای فرار از احکام دادگاه (مانند پروندهٔ Gitxaala در مورد حقوق معادن) و با مانور سیاسی شتاب‌زده‌ای معلق کنید. چنین اقدامی بلافاصله با چالش‌های قانون اساسی در دادگاه عالی کانادا مواجه می‌شد و استان را وارد سال‌ها هرج‌ومرج حقوقی می‌کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایبی که خود یک حقوق‌دان است، احتمالاً با دیدن تحلیل‌های کارشناسان متوجه شد که دولتش در حال ورود به میدان مین قانونی‌ای است که شانس زنده‌بیرون‌آمدن از آن بسیار کم است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شمارهٔ قبل اشاره شد که شاید یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های ایبی، غافلگیرکردن حزب محافظه‌کار در دوران بی‌رهبری‌اش بود. اما تحلیل‌گران داخلی حزب ان‌دی‌پی متوجه یک خطای استراتژیک بزرگ شدند: هزینهٔ این غافلگیری، ازبین‌بردن پایگاه رأی سنتی خودشان بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دولت ایبی بر پایهٔ حمایت رأی‌دهندگان پیشرو، حامیان محیط زیست و مدافعان حقوق بومیان بنا شده است. به‌خطرانداختن قانون DRIPA ممکن بود نظر برخی از مالکان نگران یا رأی‌دهندگان متمایل به راست را جلب کند، اما قطعاً به قیمت ازدست‌دادن هستهٔ مرکزی حامیان ان‌دی‌پی تمام می‌شد. ایبی متوجه شد که این قمار، به‌جای تضمین یک پیروزی آسان، ممکن است به شکستی تحقیرآمیز منجر شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با عقب‌نشینی دیوید ایبی، استان از یک بحران سیاسی فوری در بهار ۲۰۲۶ نجات یافت، اما واقعیت این است که هیچ‌کدام از مشکلات بنیادین حل نشده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لغو رأی اعتماد بهاری به‌این معناست که دولت ان‌دی‌پی همچنان با اکثریت شکنندهٔ خود (که در انتخابات ۲۰۲۴ به دست آورد) به کار خود ادامه می‌دهد. موکول‌کردن توافق به پاییز ۲۰۲۶، دیگر به‌معنای پرتاب توپ به زمینِ یک کارزار انتخاباتی نیست، بلکه به‌معنای خریدن زمان برای دولتی است که در مخمصه‌ای حقوقی و سیاسی گرفتار شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">احکام دادگاه عالی بی‌سی مبنی بر لزوم تغییر سیستم «ثبت آزاد اراضی و معادن» همچنان به قوت خود باقی است. بلاتکلیفی اقتصادی برای شرکت‌های معدنی و مالکان اراضی نیز برطرف نشده و فشار صنایع بر دولت در ماه‌های آینده افزایش خواهد یافت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایبی اکنون تا پاییز فرصت دارد تا راهی برای جلب رضایت بومیان پیدا کند، اما در این مدت با یک اپوزیسیون در حال تقویت روبرو خواهد شد. حزب محافظه‌کار پس از تعیین رهبر جدید خود در اواخر ماه مهٔ ۲۰۲۶، از حالت انفعال خارج شده و تمام تمرکز خود را بر روی ناکارآمدی دولت در مدیریت اقتصاد (ازجمله کسری بودجه) و بلاتکلیفی مسئلهٔ اراضی خواهد گذاشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه در آوریل ۲۰۲۶ رخ داد، یک عقب‌نشینی تاکتیکی از سوی دیوید ایبی بود. او از لبهٔ پرتگاه یک قمار زودهنگام و پرریسک بازگشت، اما مشکل اصلی را حل نکرد. سایهٔ انتخابات زودهنگام بهاری برداشته شده، اما تقابل بر سر مالکیت اراضی، حقوق بومیان و امنیت اقتصادی استان همچنان پابرجاست. دیوید ایبی حالا حدود دو سال (تا انتخابات ۲۰۲۸) فرصت دارد تا این بحران را مدیریت کند؛ اما اینکه آیا پاییز امسال شاهد یک «توافق تاریخی» خواهیم بود یا صرفاً دور جدیدی از بن‌بست‌های حقوقی و سیاسی آغاز خواهد شد، سؤالی است که آیندهٔ دولت او را رقم خواهد زد.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;">The Declaration on the Rights of Indigenous Peoples Act (DRIPA)‎</span>*</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/28/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%b1%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7/">عقب‌نشینی از لبهٔ پرتگاه:  چرا دیوید ایبی از قمار انتخاباتی بر سر حقوق بومیان دست کشید؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/28/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%84%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%be%d8%b1%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26336</post-id>	</item>
		<item>
		<title>عقب‌نشینی دیوید ایبی از یک قمار بزرگ: دودستگی در حزب حاکم و رنگ‌باختن سایهٔ انتخابات زودهنگام در بریتیش کلمبیا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/15/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/15/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Apr 2026 01:02:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[BC Green]]></category>
		<category><![CDATA[BC NDP]]></category>
		<category><![CDATA[BCNDP]]></category>
		<category><![CDATA[Conservative Party of BC]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ان‌دی‌پی]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[بومیان]]></category>
		<category><![CDATA[حزب دموکراتیک نوین]]></category>
		<category><![CDATA[حزب سبز بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودموکرات‌]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید ایبی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26285</guid>

					<description><![CDATA[<p>هومن کبیری پرویزی – ونکوور استان بریتیش کلمبیا در بهار ۲۰۲۶ یکی از پرالتهاب‌ترین و پیچیده‌ترین روزهای سیاسی خود را سپری می‌کند. آنچه در ظاهر تلاشی برای اصلاح یک قانون به نظر می‌رسید، به بحرانی عمیق بر سر مالکیت اراضی، حقوق بومیان و انسجام دولت تبدیل شده است. دیوید ایبی، نخست‌وزیر استان، که قصد داشت با اعلام «رأی اعتماد» بر سر تعلیق بخش‌هایی از قانون حقوق بومیان (DRIPA)* به‌سوی یک انتخابات زودهنگام حرکت کند، با شورش...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/15/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af/">عقب‌نشینی دیوید ایبی از یک قمار بزرگ: دودستگی در حزب حاکم و رنگ‌باختن سایهٔ انتخابات زودهنگام در بریتیش کلمبیا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">استان بریتیش کلمبیا در بهار ۲۰۲۶ یکی از پرالتهاب‌ترین و پیچیده‌ترین روزهای سیاسی خود را سپری می‌کند. آنچه در ظاهر تلاشی برای اصلاح یک قانون به نظر می‌رسید، به بحرانی عمیق بر سر مالکیت اراضی، حقوق بومیان و انسجام دولت تبدیل شده است. دیوید ایبی، نخست‌وزیر استان، که قصد داشت با اعلام «رأی اعتماد» بر سر تعلیق بخش‌هایی از قانون حقوق بومیان (DRIPA)*</span><span style="font-weight: 400;"> به‌سوی یک انتخابات زودهنگام حرکت کند، با شورش بی‌سابقه‌ای در درون حزب خود (BC NDP) مواجه شد و برای حفظ دولت خود، مجبور به عقب‌نشینی از این تصمیم گشت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تنش‌های فعلی ریشه در تحولی حقوقی دارد که از سال ۲۰۱۹ با تصویب قانون DRIPA آغاز شد. تا مدت‌ها، بسیاری تصور می‌کردند که این قانون صرفاً یک «بیانیهٔ آرمان‌گرایانه» است، اما احکام دادگاه عالی بریتیش کلمبیا (در پرونده‌های مرتبط با قوم Gitxaala در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴) این تصور را به‌کلی تغییر داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دادگاه به دو نتیجهٔ مهم رسید: نخست، پایان‌دادن به سیستم سنتی «ثبت آزاد» (Free Entry) معادن بدون مشورت با بومیان؛ و دوم، اعطای قدرت قانونی و الزام‌آور به قانون DRIPA برای هماهنگی قوانین استان با استانداردهای بین‌المللی حقوق بومیان. این تصمیمات قضایی باعث ایجاد بحران و بلاتکلیفی در صنعت معدن شد و ترس از تسری این احکام به مالکیت اراضی خصوصی و دولتی را در میان مردم و فعالان اقتصادی گسترش داد. در پی فشارهای وارده، دیوید ایبی اعلام کرد که قصد دارد با ارائهٔ لایحه‌ای، بخش‌هایی از قانون DRIPA را به‌مدت سه سال به «تعلیق» درآورَد تا کنترل قانونگذاری مجدداً به دست دولت بیفتد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ابتدا، استراتژی دیوید ایبی این بود که لایحهٔ تعلیق DRIPA را به یک «رأی اعتماد» (Confidence Vote) در مجلس گره بزند. از آنجا که محبوبیت ایبی در نظرسنجی‌های اخیر انگس رید به‌دلیل مشکلات اقتصادی و بحران مسکن کاهش یافته بود، تحلیلگران معتقد بودند که این یک تلهٔ استراتژیک است.</span></p>
<figure id="attachment_26287" aria-describedby="caption-attachment-26287" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26287" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/54812091841_d872e2a2a4_o.jpg?resize=500%2C394" alt="Photo: Province of British Columbia / Flickr" width="500" height="394" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/54812091841_d872e2a2a4_o.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/54812091841_d872e2a2a4_o.jpg?resize=300%2C236&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/54812091841_d872e2a2a4_o.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-26287" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">Photo: Province of British Columbia / Flickr</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حزب رقیب او، یعنی محافظه‌کاران بی‌سی، در حال حاضر رهبر دائمی ندارد و ترِوِر هالفورد، رهبر موقت این حزب، آن را اداره می‌کند. قرار است انتخابات رهبری آن‌ها در اواخر مهٔ ۲۰۲۶ برگزار شود. ایبی امیدوار بود با تبدیل این لایحه به رأی اعتماد و سقوط احتمالی دولت، انتخابات زودهنگام را در ماه‌های آوریل یا مه، پیش از آنکه محافظه‌کاران آماده شوند، برگزار کند. او همچنین قصد داشت در این انتخابات، خود را به‌عنوان چهره‌ای واقع‌بین و میانه‌رو که جلوی افراط در قوانین را گرفته، به رأی‌دهندگان و مالکان زمین معرفی کند. اما این قمار استراتژیک با یک مانع بزرگ و غیرمنتظره روبه‌رو شد: نمایندگان حزبِ خودِ نخست‌وزیر. حزب ان‌دی‌پی در حال حاضر تنها با اختلاف یک کرسی، اکثریت مجلس را در اختیار دارد و برای پیروزی در رأی اعتماد به رأی تک‌تک اعضای خود نیازمند بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رهبران بومی این تعلیق را «خنجری از پشت» و خیانت به روند آشتی ملی (Reconciliation) خواندند. دامنهٔ این خشم به داخل حزب کشیده شد و در یک جلسهٔ اضطراری اخیر فراکسیون ان‌دی‌پی، بیش از ۱۰ نماینده، از جمله نمایندگان بومی، به‌شدت با برنامهٔ ایبی مخالفت کردند. آن‌ها صراحتاً اعلام کردند که حاضر نیستند به این لایحه رأی مثبت بدهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با مسجل‌شدن این موضوع که دولت ایبی نه از سوی احزاب مخالف، بلکه با رأی منفی اعضای حزب خودش سقوط خواهد کرد، نخست‌وزیر و مایک فارنورث (رئیس فراکسیون دولت) مجبور به عقب‌نشینی شدند و رسماً اعلام کردند که لایحهٔ تعلیق DRIPA دیگر یک «رأی اعتماد» نخواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این عقب‌نشینی آشکار، چشم‌انداز برگزاری انتخابات زودهنگام در بهار امسال به‌شدت کمرنگ شده است. ترِوِر هالفورد، رهبر موقت محافظه‌کاران، با استفاده از این فرصت در مجلس به ایبی تاخت و گفت: «نخست‌وزیر صرفاً به‌دنبال راهی برای حفظ شغل خود است. او از این رأی‌گیری عقب‌نشینی کرد، چرا که حتی اعتمادِ اعضای حزب خودش را نیز از دست داده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه قرار بود یک مانور استراتژیک برای تثبیت قدرت دیوید ایبی باشد، اکنون به چالشی جدی برای اعتبار سیاسی او تبدیل شده است. ایبی اکنون در رأس دولتی قرار دارد که در درون خود بر سر حساس‌ترین مسئلهٔ اجتماعی استان دچار شکاف عمیق است و از سوی دیگر، باید پاسخگوی افکار عمومی نگران و رهبران خشمگین بومی باشد؛ بی‌آنکه دیگر اهرم «انتخابات زودهنگام» را برای فرار از این بن‌بست در اختیار داشته باشد.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: left;"><span style="font-size: 10pt;">‎*<span style="font-weight: 400;"> </span><span style="font-weight: 400;">The Declaration on the Rights of Indigenous Peoples Act (DRIPA)‎</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/15/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af/">عقب‌نشینی دیوید ایبی از یک قمار بزرگ: دودستگی در حزب حاکم و رنگ‌باختن سایهٔ انتخابات زودهنگام در بریتیش کلمبیا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/15/%d8%b9%d9%82%d8%a8%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26285</post-id>	</item>
		<item>
		<title>«شایعات»، اثری فراتر از یک کمدی سرگرم‌کننده؛ گفت‌وگو با فردوس وکیلیان، کارگردان نمایش کمدی «شایعات»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/10/27/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/10/27/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 27 Oct 2025 18:23:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[فردوس وکیلیان]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25612</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور عکس‌ها: کیان لاهورپور  باخبر شدیم گروهی از هنرمندان شهرمان ونکوور، قصد دارند در پنج شب پیاپی، اقتباسی از نمایش کمدی «شایعات»،  اثر نیل سایمون، را در روزهای ۲۹ اکتبر تا ۲ نوامبر ۲۰۲۵ در سالن واترفرانت ونکوور، به روی صحنه ببرند (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ شیوه‌های خرید بلیت این نمایش اینجا کلیک کنید). فرصتی یافتیم تا با فردوس وکیلیان، کارگردان این نمایش، گفت‌وگویی داشته باشیم که توجه شما را...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/27/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b1%d9%85/">«شایعات»، اثری فراتر از یک کمدی سرگرم‌کننده؛ گفت‌وگو با فردوس وکیلیان، کارگردان نمایش کمدی «شایعات»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌ها: کیان لاهورپور </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">باخبر شدیم گروهی از هنرمندان شهرمان ونکوور، قصد دارند در پنج شب پیاپی، اقتباسی از نمایش کمدی «شایعات»،  اثر نیل سایمون، را در روزهای ۲۹ اکتبر تا ۲ نوامبر ۲۰۲۵ در سالن واترفرانت ونکوور، به روی صحنه ببرند (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ شیوه‌های خرید بلیت این نمایش <strong><a href="https://www.showpass.com/shayeat/" target="_blank" rel="noopener">اینجا</a></strong> کلیک کنید). فرصتی یافتیم تا با فردوس وکیلیان، کارگردان این نمایش، گفت‌وگویی داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>خانم وکیلیان عزیز، پیش از هرچیزی از وقتی که برای این گفت‌وگو به ما دادید، سپاسگزاریم. در ابتدا لطفاً کمی دربارهٔ پیشنیهٔ هنری‌تان و همچنین گروه نمایشی‌تان برایمان بگویید، به‌ویژه برای خوانندگانی که کمتر با شما و کارتان آشنایی دارند.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من فردوس وکیلیان هستم، فارغ‌التحصیل مقطع لیسانس رشتهٔ فیلم و هنرهای تصویری از دانشگاه امیلی کار (Emily Carr) در ونکوور. البته کنار فیلم‌سازی و تحصیل در این رشته، تئاتر همیشه مأمنی برای من بوده و از سال ۱۳۹۰ در این رشتهٔ هنری در حال جست‌وجو و تجربه بوده‌ام، چه به‌عنوان بازیگر، چه به‌عنوان دستیار و منشی صحنه، اما این اولین تجربهٔ کارگردانی تئاتر من است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه شد که سراغ اثری از نیل سایمون رفتید، و چرا نمایش «شایعات» (Rumors) را از بین آثار او برای اجرا انتخاب کردید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌طور که اشاره کردید، نمایشنامهٔ «شایعات» اثر نیل سایمون است؛ یکی از برجسته‌ترین نمایشنامه‌نویسان کمدی معاصر که بسیاری او را «وودی آلن دنیای نمایش» یا «پادشاه برادوِی» می‌دانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این اثر با هوش و دقت خاصی نوشته شده و طنزش از دل موقعیت‌ها و واکنش‌های انسانی شکل می‌گیرد. در عین حال نگاهی تیز و بامزه به رفتار انسان در شرایط غیرمنتظره دارد، و همین ویژگی‌ها باعث شد شایعات را برای اجرا انتخاب کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کمدی همیشه برای من شاخه‌ای جذاب از تئاتر بوده، چه به‌عنوان مخاطب و چه به‌عنوان خالق اثر. احساس می‌کردم جای نمایشی کمدی که تعامل واقعی و زنده‌ای میان کارگردان، بازیگر و تماشاگر ایجاد کند، در صحنهٔ تئاتر ونکوور خالی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوشبختانه اخیراً تئاتر ونکوور دوباره رونق گرفته و شاهد اجراهایی پرانرژی بوده‌ایم، اما چیزی که من را واقعاً شیفتهٔ تئاتر می‌کند، همین جریان انرژی میان عوامل و تماشاگر است؛ اینکه چطور این نیروها در لحظه با هم ترکیب می‌شوند، روی صحنه جاری می‌شوند و به تماشاگر برمی‌گردند. به‌نظر من، این همان بخش جادویی تئاتر است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هدف ما این بود نمایشی اجرا کنیم که لوده نباشد، از شوخی‌های سطحی استفاده نکند و خنده را از دل موقعیت و بازی بازیگران بیرون بکشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نمایش «شایعات» طنزی تند و موقعیت‌محور است. چطور توانستید این طنز را به زبان و موقعیت امروزی نزدیک کنید؟ آیا اصولاً تغییراتی در متن نمایش داده‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بله، </span><span style="font-weight: 400;">ما تغییراتی در متن ایجاد کردیم. در مرحلهٔ پیش‌تولید حدود دو ماه با تیم کارگردانی، یعنی سعید وحیدی، علی عالم‌زاده و سارا عامری، جلسات فشرده‌ای داشتیم تا متن را برای مخاطب امروز به‌روز کنیم. مهم‌ترین تغییر، انتقال فضا از نیویورک به ونکوور بود. در نسخهٔ ما، داستان در میان گروهی از دوستان ایرانی در کانادا اتفاق می‌افتد تا برای تماشاگر ایرانی ملموس‌تر و صمیمی‌تر باشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در عین حال سعی کردیم ساختار اصلی و روح متن را دست‌نخورده نگه داریم. نیل سایمون در دیالوگ‌نویسی بسیار دقیق و ساختارمند است؛ بسیاری از دیالوگ‌ها در ظاهر ساده‌اند، اما در پیشبرد روایت نقش حیاتی دارند، برای همین حذف یا کوتاه‌کردنشان کار آسانی نبود. تمرکز ما بیشتر بر بهبود ریتم، تنفس صحنه و ارتباط زبانی با مخاطب امروزی بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمایش در قالب ژانر «فارس» (Farce) نوشته شده است؛ ژانری که طنزش از موقعیت و واکنش لحظه‌ای آدم‌ها شکل می‌گیرد. در پسِ موقعیت‌های خنده‌دار، سایمون به رفتار انسان در شرایط غیرمنتظره می‌پردازد؛ به‌ویژه آدم‌هایی از طبقهٔ مرفه که وقتی در بحران قرار می‌گیرند، ناگهان رفتارهایی کاملاً متناقض از خود نشان می‌دهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای من، همین تضاد و واقعیت انسانیِ پشت خنده‌هاست که «شایعات» را به اثری فراتر از یک کمدی سرگرم‌کننده تبدیل می‌کند.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25615" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/2025-10-19-12.31.56.jpg?resize=500%2C381" alt="«شایعات»، اثری فراتر از یک کمدی سرگرم‌کننده گفت‌وگو با فردوس وکیلیان، کارگردان نمایش کمدی «شایعات» - - - - - - باخبر شدیم گروهی از هنرمندان شهرمان ونکوور، قصد دارند در پنج شب پیاپی، اقتباسی از نمایش کمدی «شایعات»،  اثر نیل سایمون، را در روزهای ۲۹ اکتبر تا ۲ نوامبر ۲۰۲۵ در سالن واترفرانت ونکوور، به روی صحنه ببرند. فرصتی یافتیم تا با فردوس وکیلیان، کارگردان این نمایش، گفت‌وگویی داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می کنیم. #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #نیل_سایمون #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="381" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/2025-10-19-12.31.56.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/2025-10-19-12.31.56.jpg?resize=300%2C229&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا این اولین تجربهٔ تئاتری گروه شماست یا پیش‌تر هم کارهایی داشته‌اید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله؛ «آن» استودیو بسیار جوان است! بعضی از اعضای گروه قبلاً با هم جدا از «آن» با هم کار کرده‌ایم یا کرده‌اند، اما این اولین خروجی رسمی «آن» است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً بفرمایید چه مدت روی این نمایش کار و تمرین کرده‌اید؟ چه کسانی در به‌ثمررساندن این کار همراه شما بوده‌اند؟ لطفاً کوتاه عوامل و دست‌اندکاران این نمایش را هم معرفی بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌روی صحنه بردن نمایش شایعات آرزویی دیرینه‌ بود که شاید به بیش از ده سال پیش بازگردد. من و همسرم، علی عالم‌زاده، که تهیه‌کننده و طراح صحنهٔ کار نیز هستند، مرحلهٔ پیش‌تولید را از ابتدای ژانویهٔ ۲۰۲۵ آغاز کردیم. سعید وحیدی، مشاور هنری و بازیگر، از همان ابتدا همراه و مشوق اصلی ما بود و کمی بعد، سارا عامری به‌عنوان دستیار و منشی صحنه به تیم اضافه شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرآیند انتخاب بازیگر (casting) از ابتدای آوریل تا انتهای مهٔ ۲۰۲۵ انجام و تیم بازیگران نهایی شد. انتخاب بازیگران تجربه‌ای بسیار جذاب بود، چرا که برای هر شخصیت تست گرفته شد و با دقت و حوصله، بهترین بازیگران انتخاب شدند تا هر نقش به‌درستی و با روحیهٔ اثر، شکل بگیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دست‌اندرکاران:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کارگردان:</b><span style="font-weight: 400;"> فردوس وکیلیان، </span><b>دستیار کارگردان و منشی صحنه:</b><span style="font-weight: 400;"> سارا عامری، </span><b>دستیار صحنه:</b><span style="font-weight: 400;"> سروین سیف، </span><b>طراح صحنه:</b><span style="font-weight: 400;"> علی عالم‌زاده، </span><b>طراح صدا:</b><span style="font-weight: 400;"> تایماز صبا، </span><b>طراح مو:</b><span style="font-weight: 400;"> مونا صدرنیا، </span><b>تهیه‌کننده:</b><span style="font-weight: 400;"> علی عالم‌زاده، </span><b>مشاور هنری:</b><span style="font-weight: 400;"> سعید وحیدی </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بازیگران به ترتیب ورود:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ارغوان حاتم‌خان، پدرام پشتیبان، یاسمن حسینی، فرشید فخروی، بنیامین درایه، شادن فرهمند، ارسلان ناظران و سعید وحیدی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه شد که تصمیم گرفتید این نمایش را در پنج شب پشت‌سرِهم برگزار کنید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدت‌ها بود به این فکر می‌کردیم که اجرای فقط یک شب، پاسخِ زحمت و انرژی چندین‌ماههٔ گروه نیست و نمی‌تواند ما را راضی کند. از طرفی می‌دانستیم که در ونکوور، تئاتر، مخاطب اجراهای متوالی ندارد. برای همین تصمیم گرفتیم اجراهای بیشتری داشته باشیم، اما در سالن کوچک‌تر و برای تماشاگر کمتر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باور ما این است که اجرای چندباره، هم برای بازیگران و هم برای کل گروه، تجربه‌ای زنده‌تر و لذت‌بخش‌تر است. تئاتر زنده‌ترین هنر است، و وقتی در پنج شب متوالی روی صحنه می‌روی، می‌توانی شاهد رشد، تغییر و پویایی واقعی اثر باشی؛ هر شب متفاوت، هر شب تازه.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25616" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/24d65670-9629-45fe-b903-d9fe47ebb16d.jpg?resize=339%2C500" alt="«شایعات»، اثری فراتر از یک کمدی سرگرم‌کننده گفت‌وگو با فردوس وکیلیان، کارگردان نمایش کمدی «شایعات» - - - - - - باخبر شدیم گروهی از هنرمندان شهرمان ونکوور، قصد دارند در پنج شب پیاپی، اقتباسی از نمایش کمدی «شایعات»،  اثر نیل سایمون، را در روزهای ۲۹ اکتبر تا ۲ نوامبر ۲۰۲۵ در سالن واترفرانت ونکوور، به روی صحنه ببرند. فرصتی یافتیم تا با فردوس وکیلیان، کارگردان این نمایش، گفت‌وگویی داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می کنیم. #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #نیل_سایمون #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="339" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/24d65670-9629-45fe-b903-d9fe47ebb16d.jpg?w=339&amp;ssl=1 339w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/24d65670-9629-45fe-b903-d9fe47ebb16d.jpg?resize=203%2C300&amp;ssl=1 203w" sizes="auto, (max-width: 339px) 100vw, 339px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با چه چالش‌هایی برای به‌ثمررساندن اجرای این نمایش روبه‌رو بوده‌اید؟ به‌ویژه که اعلام کرده‌اید مجوز رسمی هم از شرکت کُنکورد که کپی‌رایت اثر را دارد، دریافت کرده‌اید، که طبعاً باید جزو هزینه‌های عمدهٔ این اجرا باشد. آیا حمایت‌هایی هم دریافت کرده‌اید که به شما انگیزه بدهد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دو چالش اصلی که تیم ما با آن مواجه بوده، چالش‌هایی است که اغلب گروه‌های تئاتری در ونکوور با آن دست به گریبان‌اند: بازاریابی و تبلیغات، پیداکردن اسپانسر و مکان مناسب برای تمرین.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تمام هزینه‌های این پروژه اعم از هزینهٔ لایسنس از کمپانی کُنکورد که حتی پروسهٔ طولانی‌ای داشت که در نهایت از خود خانوادهٔ سایمون اجازه را گرفتند، از سرمایهٔ شخصی ما تأمین شد و هیچ حمایت نقدی مستقیمی دریافت نکردیم. با این‌حال، همراهی و حمایت معنوی چند نفر و چند مجموعه، نقش بسیار مهمی در پیشبرد پروژه داشت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما قدردان حمایت مجموعهٔ ویوا الاینس (Viva Alliance) به‌ویژه شادی شادبهر، هستیم که با دراختیار‌گذاشتن مکان تمرین از ابتدای شروع به کار امکان آماده‌سازی این اجرا را برای ما فراهم کردند و بدون این حمایت‌، ادامهٔ مسیر برای ما میسر نبود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مجموعهٔ خانهٔ</span> <span style="font-weight: 400;">هنری</span> <span style="font-weight: 400;">زمین، که در زمینه‌های مختلف با حمایت و همراهی فراوان و بی‌دریغی از ابتدا کنار ما بودند و هستند که بسیار قدردانشانیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سینا مؤذنی، که با ساخت تیزرهای معرفی نمایش و تبلیغات هنرمندانه، کمک ارزشمندی به تیم ما کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و همچنین برایت‌ساید آرت (Brightside Art) که از اواسط کار به ما پیوستند و در تولید و چاپ متریال‌های مارکتینگ به ما کمک کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همراهی و حمایت این دوستان انگیزهٔ زیادی به تیم ما داد و بدون آن‌ها، اجرای نمایش بسیار دشوار می‌بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اگر بخواهید یک پیام از این نمایش برای مخاطب امروز بگویید، آن چیست؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمایش برای من دربارهٔ شایعات، سوء‌تفاهم‌ها و نشنیدن واقعی حرف همدیگر است؛ دربارهٔ قضاوت‌های لحظه‌ای بدون درک موقعیت دیگران.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در «شایعات»، آدم‌هایی را می‌بینیم که در ظاهر در موقعیت اجتماعی بالایی‌اند، اما وقتی در موقعیتی غیرمنتظره و مضحک قرار می‌گیرند، لایهٔ پنهان و انسانی‌ترِ خودشان را آشکار می‌کنند؛ گاهی خنده‌دار، گاهی تلخ، اما همیشه واقعی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بعد از «شایعات»، برنامه‌تان برای ادامهٔ فعالیت‌های تئاتری‌تان چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حتماً به اجراهای دیگر فکر می‌کنیم در همین سبک‌های تئاتر تعاملی، اما شاید با چالش‌ها و نوآوری‌های جدید.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25617" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/Cover.jpeg?resize=281%2C500" alt="«شایعات»، اثری فراتر از یک کمدی سرگرم‌کننده گفت‌وگو با فردوس وکیلیان، کارگردان نمایش کمدی «شایعات» - - - - - - باخبر شدیم گروهی از هنرمندان شهرمان ونکوور، قصد دارند در پنج شب پیاپی، اقتباسی از نمایش کمدی «شایعات»،  اثر نیل سایمون، را در روزهای ۲۹ اکتبر تا ۲ نوامبر ۲۰۲۵ در سالن واترفرانت ونکوور، به روی صحنه ببرند. فرصتی یافتیم تا با فردوس وکیلیان، کارگردان این نمایش، گفت‌وگویی داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می کنیم. #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #نیل_سایمون #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="281" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/Cover.jpeg?w=281&amp;ssl=1 281w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/Cover.jpeg?resize=169%2C300&amp;ssl=1 169w" sizes="auto, (max-width: 281px) 100vw, 281px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در پایان، ضمن سپاس دوباره از وقت شما برای این گفت‌وگو، اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فقط می‌خواهم بگویم که اجراهای هنری، به‌ویژه تئاتر، در ونکوور به هزینه‌های زیادی نیاز دارد؛ نه‌فقط از نظر مالی، بلکه از نظر زمانی، انرژی و از خودگذشتگی. با این‌حال، حمایت‌هایی مثل دیده‌شدن و همراهی مردم، همهٔ این زحمت‌ها را معنا می‌دهد و به ما انگیزهٔ ادامه‌دادن می‌بخشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امیدوارم بتوانیم با اجرای کارهایی از این دست، مخاطبان بیشتری را به تئاتر نزدیک کنیم، لبخند و تأمل به آن‌ها هدیه بدهیم و برای دقایقی، جهان را با هم زیباتر ببینیم. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/27/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b1%d9%85/">«شایعات»، اثری فراتر از یک کمدی سرگرم‌کننده؛ گفت‌وگو با فردوس وکیلیان، کارگردان نمایش کمدی «شایعات»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/10/27/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d8%a7%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25612</post-id>	</item>
		<item>
		<title>واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/10/11/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8-2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/10/11/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Oct 2025 16:29:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد ادبی محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره دهکردی]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[سجاد زند]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شقایق محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[گروه علمی آموزشی سماک]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمد علی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[یادگاری روی دیوار دیگران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25548</guid>

					<description><![CDATA[<p>بخش دوم گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان ترانه وحدانی &#8211; ونکوور در شمارهٔ گذشته، بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، از نظرتان گذشت (این گزارش را در اینجا بخوانید). به‌دلیل کمبود فضا بخش دوم این گزارش در این شماره از نظرتان خواهد گذشت. پس از سخنان دکتر ممتازی، نوبت به سجاد...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/11/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8-2/">واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بخش دوم گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شمارهٔ گذشته، <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/03/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener">بخش اول گزارش</a> نشست بررسی کتاب <a href="https://tr.ee/2tdDus" target="_blank" rel="noopener">«یادگاری روی دیوار دیگران»</a>، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، از نظرتان گذشت (این گزارش را در <strong><a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/03/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener">اینجا</a></strong> بخوانید). به‌دلیل کمبود فضا بخش دوم این گزارش در این شماره از نظرتان خواهد گذشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از سخنان دکتر ممتازی، نوبت به </span><b>سجاد صاحبان زند</b><span style="font-weight: 400;">، از پایه‌گذاران مجلهٔ چلچراغ، رسید. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سجاد زند گفت: «یادم است وقتی دخترم دانش‌آموز دبستانی بود، با گلایه و کلافگی همیشه از من می‌پرسید که بابا، وقتی در مدرسه از من می‌پرسند پدرت چه‌کاره است؟ دقیقاً چه باید بگویم؟ جدا از جوابی که به او دادم، حس کردم حق دارد کمی کلافه باشه، چون من مجموعه‌ای از کارها و شغل‌های مختلف را انجام داده‌ام و اگر کسی می‌خواست آن‌ها را توضیح بدهم، واقعاً نیاز بود یک فهرستی تهیه کنم و با یکی دو عبارت نمی‌شد سروته قضیه را هم آورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخشی از شغل‌ها، حالا اسمش رو بگذارید فعالیت‌ها، از سر اجبار بود، بخشی هم از سر علاقه، بخشی هم از سر تفنن، بعضی هم مجموعهٔ این دوتا. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راستش را بخواهید، خودم هم زمانی که جوان‌تر بودم، گمان نمی‌کردم چنین فضایی را تجربه کنم. زمانی که مثلاً در کلاس‌های داستان‌نویسی نادر ابراهیمی از او یاد می‌گرفتم و مبهوت بودم از تجربه‌های زیسته‌اش، از شغل‌های بسیارش، از ابن‌المشاغل‌بودنش، واقعاً فکر نمی‌کردم که خودم هم چنین بشوم، ولی خب نادر ابراهیمی یکی از استادان من بود و یادآوری از او به‌قول محمدعلی به‌معنای رد یا قبول افکارش و حتی داستان‌هایش نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همهٔ ما در خانه پدری جایی که باید گرایش‌های سیاسی و اجتماعی را نادیده بگیریم، دور هم جمع می‌شویم. این خانهٔ پدری همان ادبیات است. جایی که در آن می‌شود نام‌های کاملاً متفاوتی را کنار هم گذاشت، به نوشته‌ها، گفتارها، یادداشت‌ها و گفت‌وگوها و نقدهایی که از آقای محمدعلی در همین کتابی که به‌بهانهٔ انتشارش و یادبود استاد محمدعلی در کنار هم جمع شده‌ایم، نگاه کنید: ترکیبی از نام‌هایی‌ست که شاید خود آن‌ها هم فکر نمی‌کردند ممکن است روزی کنار هم قرار بگیرند؛ از غلامحسین ساعدی و سعید سلطان‌پور بگیرید تا صادق هدایت و صادق چوبک، از پرویز شاپور و فروغ فرخزاد تا رضا براهنی و سهراب سپهری. راه دور نرویم، کسانی که «طلا در مس» رضا براهنی را خوانده‌اند و بازتابش را در این کتاب دیده‌اند، می‌دانند که او چه دیدگاهی راجع به سهراب سپهری داشت. اگرچه این دیدگاه بعداً تعدیل شد، اما به‌هرحال وجود داشت. آقای محمدعلی هم اتفاقاً به همین موضوع در بخش مربوط به سهراب سپهری پرداخته و جالب است که ایشان و بسیاری از ما، هم سپهری را دوست داریم و هم شاعرِ «معشوقِ جان، به بهار آغشتۀ منی»، رضا براهنی، را. برای جمع‌کردن این اسم‌ها در کنار هم، به دو چیز نیاز بود و است؛ حضور در خانهٔ پدری که همان ادبیات است و وجود عزیز نازنینی همچون محمدعلی که می‌داند ادبیات فراتر از همهٔ باید‌ها و نبایدها، هست‌ها و نیست‌ها، می‌تواند کار کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر در فلسفه، در روان‌کاوی، در علوم اجتماعی یا در هر کدام از شاخه‌های دیگر علوم اجتماعی دربارهٔ زندگی بحث می‌شود، اینجا در ادبیات خود زندگی در جریان است. حالا اینکه این زندگی چیست، کدام بخش از آن انتخاب شده، چرا انتخاب شده، چطور به آن پرداخته شده، چقدر با واقعیت همخوانی دارد، چقدر تخیل وارد شده، در برابر با واقعیت‌های دیگر چطور تعریف می‌شود، بحث‌های جداگانه‌ای‌ست که به‌هرحال می‌تواند مطرح شود، اما بحث مهم این است که ادبیات خودِ زندگی‌ست.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25520" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=500%2C500" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد. گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست بودند... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما واقعاً واقعیت چیست؟ مثلاً ماکسیم گورکی بیشتر واقعیت بوده یا جیمز جویس؟ این‌ها بحث‌های کاملاً جانبی‌ست. بحث واقعی این است که ادبیات همهٔ این چیزها را به ما نشان می‌دهد و همان‌طوری که به‌هرحال آن داستان مشهور مولوی در مورد آن آینه‌ای را که هزار تکه شده به یاد می‌آوریم، هر کدام از این‌ها تکه‌ای از واقعیت است. مهم نیست که دختر خانواده دکلته می‌پوشد یا کت و دامن، پسر خانواده ریش می‌گذارد یا شلوارش پاره‌پاره است، مهم این است که هر دوی این‌ها فرزندان یک خانواده‌اند. مهم این است که همهٔ ما با دکلته یا با ریش یا با عطر تند یا گوی تندر یا قهوه‌های متنوعی که بالزاک می‌نوشید، در این خانهٔ پدری، یعنی ادبیات، جمع شده‌ایم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی نازنین که جایش بسیار خالی‌ست و کاش در کنار ما بود تا بیشتر از او بیاموزیم، به‌خوبی این وظیفه را، این باور را، این دیدگاه را در کتابش اجرا کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا که به اینجا رسیدم، اجازه بدهید اعتراف کوچکی هم بکنم. همان کاری که ما شرقی‌ها، ما ایرانی‌ها، معمولاً از آن سر بازمی‌زنیم و از ترس قضاوت‌شدن انجامش نمی‌دهیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من تا دیروز عصر گمان می‌کردم که قرار است امروز دربارهٔ کتاب «به‌یاد خالق جهان زندگان» مجموعه‌مقالات و یادداشت‌هایی دربارهٔ زندگی ادبی محمدعلی، صحبت کنم. دیروز که می‌خواستم پست دکتر سادات‌‌شریفی عزیز را همرسانی کنم تا افراد بیشتری مطلع بشوند، یک‌دفعه دیدم که ای دل غافل، ماجرا چیز دیگری‌ست. دیدم که جام جهانی در حال برگزاری در کانادا، آمریکا و مکزیک است و من بلیت اسپانیا را خریده‌ام!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">غرق در خواندن و مرور کتابِ «به‌یاد خالق جهان زندگان» بودم که دربارهٔ خود محمدعلی و آثارش است، که به کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» رسیدم که مجموعهٔ مقالات و گفت‌وگوهای محمدعلی دربارهٔ چهره‌های برجستهٔ ادبیات است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این بخش صحبتم به‌طور خیلی ناخواسته شبیه صحبت‌های آقای دکتر ممتازی است، که وقتی شروع به خواندن کتاب دوم کردم، دیدم که موضوع آن‌قدر هم متفاوت نیست، یعنی چه محمدعلی در مورد نویسندگان دیگر نوشته یا گفته یا نویسندگان دیگر در مورد ایشان نوشته‌اند، این دو کتاب آن‌قدر از هم دور نیستند. یعنی دو کتاب، یک داستان از دو زاویه است. در کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» راوی اول‌شخص داریم که با من در حال روایت جهان است و در کتاب «به‌یاد خالق جهان زندگان»، راوی سوم‌شخص داریم که در حال نوشتن دربارهٔ دیگران است. در واقع شخصیتی که یک شخص دیگری او را روایت می‌کند. قهرمان ما یکی‌ست، مثل منصور مرعشی پاچناری که حالا مهم نیست خودش خودش را شرح می‌دهد یا یک راوی مثل محمدعلی، چنانچه در رمان «برهنه در باد»ش دیدیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کتاب «به‌یاد خالق جهان زندگان»، دربارهٔ آقای محمد محمدعلی نوشته شده، اما در این کتاب، ایشان از زاویهٔ نویسندگان دیگر به خودش پرداخته که من فکر می‌کنم خیلی چیز دسته‌اول و بکری‌ست برای شناخت بهتر از دنیای فکری، ذهنی و زندگی شخصی آقای محمدعلی؛ خاطراتی که تعریف می‌کند از کلاس، مدرسه، جلسات کانون نویسندگان… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای اینکه بتوانم بهتر دربارهٔ این موضوع صحبت کنم، ناچارم به یکی دیگر از آن شغل‌های دیگری که داشته‌ام برگردم؛ عکاسی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از مباحث خیلی مهم در نمایش واقعیت در عکاسی، مقایسه است. شما وقتی می‌خواهی نشان بدهی که مثلاً یک سنگ خیلی بزرگ است، باید چیزی را در کنار یا در مقابلش بگذاری.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مثلاً وقتی جنیفر لوپز در کنار یک سنگ می‌ایستد، شما می‌توانی آن سنگ را با جنیفر لوپز مقایسه کنی و بگویی که بزرگ است یا نه. حالا اینکه سنگ بزرگ علامت نزدن است هم موضوع دیگری است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک مثال دیگر بزنم. در کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» مثلاً وقتی ما یادداشت استاد محمدعلی را دربارهٔ جلال آل احمد می‌خوانیم، علاوه بر اینکه به‌نوعی دربارهٔ نویسنده‌ای که حاشیه‌اش هم کم نیست، یعنی حاشیه دربارهٔ زندگی‌اش کم نیست، می‌خوانیم، در حال دیدن و بازتعریف خود آقای محمدعلی هم هستیم. انگار دو تا سوژه را در کنار هم گذاشته‌ایم و داریم آن‌ها را با هم مقایسه می‌کنیم.</span></p>
<figure id="attachment_25551" aria-describedby="caption-attachment-25551" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-25551 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Zand.jpg?resize=500%2C280" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادببخش دوم گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - در شمارهٔ گذشته، بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، از نظرتان گذشت. به‌دلیل کمبود فضا بخش دوم این گزارش در این شماره از نظرتان خواهد گذشت... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="280" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Zand.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Zand.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Zand.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25551" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">سجاد زند</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مثلاً در جایی که می‌گوید: «اندیشه‌های انسانی او که به‌سادگی تحت‌تأثیر هیجانات زندگی خود و حوادث روزگارش قرار می‌گرفت، امر بررسی زندگی او را که در کوران حوادث، ظاهری بسیار توفان‌زده یا به‌تعبیری بحران‌زده داشت، مشکل می‌سازد. مردی بود که با همهٔ خشونت ظاهری گاه در عمق وجود شاعری رمانتیک، نرم‌خو و شکستنی می‌نمود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نگاه آقای محمدعلی به سانسور در دوران پهلوی، تلاش برای نمایش وجه ادبی و انسانی آل احمد، توجه بیشتر او به اینکه نشان می‌دهد در واقع آل احمد به نثر توجه ویژه‌ای داشته و نثر شاخصی داشته، تناقض در اندیشه‌های آل احمد و نقد آن‌ها یا بیان آن‌ها، همه به ما نشان می‌دهد که نگاه محمدعلی عزیز به جهان چگونه بوده. او در عین نقد آل احمد، جانب او را هم نگه می‌دارد و بی‌محابا نقدش نمی‌کند، یا در مورد سهراب سپهری که محمدعلی از نوجوانی خوانندهٔ آثارش بود، خاطرهٔ حضور سهراب در کانون نویسندگان یا خاطره‌ای که در کلاس درس آقای محمدعلی می‌پرسد در مورد سهراب، در واقع بخشی از زندگی خود ایشان را به ما نشان می‌دهد. یا در مورد فروغ وقتی که می‌گوید به‌نظرم خیلی مهم است انسان همان‌طوری که زندگی می‌کند، بنویسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان باید بگویم که خواندن این کتاب به من کمک کرد تا شناخت بهتری از آقای محمد محمدعلی داشته باشم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از صحبت‌های سجاد زند، </span><b>سیما غفارزاده</b><span style="font-weight: 400;"> از </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;">، کارگردان مستند کابوس‌های اقلیمی که اخیراً برندهٔ بهترین مستند کوتاه از جشنوارهٔ فیلم حقوق بشر کوتکا در فنلاند شد، دعوت کرد تا صحبت کوتاهی دربارهٔ این مستند که پیرامون زندگی زنده‌یاد محمدعلی‌ست و موانعی که سانسور برای ایشان ایجاد کرد، ساخته شده، چند دقیقه‌ای صحبت کند که به‌دلیل کمبود فضا و همچنین اینکه در شمارهٔ ۲۴۶ گفت‌وگوی مفصلی با ایشان در همین زمینه انجام داده‌ایم، از آن صرف‌نظر می‌کنیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از صحبت‌های فریبا فرجام، </span><b>دکتر فرشید سادات‌شریفی</b><span style="font-weight: 400;">، سخنانش دربارهٔ کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» را این‌طور بیان کرد: «چیزی که من از اولین لحظه‌ای که شروع به خواندن کتاب کردم، به آن فکر می‌کردم، این بود که چه ارتباطی هست بین آن چیزی که روی جلد، یعنی نام کتاب، آمده و آن آخرین جمله‌ای که ما در کتاب می‌بینیم. یعنی شما از یک‌طرف عنوان کتاب را دارید؛ «یادگاری روی دیوار دیگران» که به‌نظر من خیلی عنوان شوخ‌وشنگ و طنزپردازانه‌ای‌ست. حالا خوانش روانکاوانهٔ آقای دکتر ممتازی خیلی جالب بود ولی قبل از اینکه بخواهیم فکر کنیم که انگار نویسنده دارد در کنار دیگران حضور خودش را به ما نشان می‌دهد، این به ذهن من رسید که یادگاری روی دیوار کسانی نوشتن، خیلی در گفتار عامیانهٔ ما هست و یک‌جوری، شیطنتی هم درش هست، ضمن اینکه عاملیتی هم درش هست. داشتم به این فکر می‌کردم که این چگونه ارتباط پیدا می‌کند با نقل‌قولی که از ابوالحسن خرقانی در انتهای کتاب آمده است. یک ارتباطی بین این‌ها هست؛ غیرممکن است که ما یک فردی را با یک هویت منسجم با یک زندگی کاملاً آگاهانه‌زیسته و انتخاب‌های مهمی که پیوسته داشته، داشته باشیم و کتابی داشته باشیم که کارهای ژورنالیستی ایشان را نشان می‌دهد، و هیچ ارتباطی بین آن انتها و ابتدا نباشد. غیرممکن است که ما در یک بی‌ساختاری نگاه بکنیم. حالا اگر لزوماً ساختار مستقیم خطی نیست، ولی یک ارتباطی وجود دارد و این سؤالی بود که همواره ذهن من را درگیر می‌کرد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی که کتاب را خوندم و این سؤال هم یک گوشهٔ ذهن من بود، سه چهار نکته به ذهنم رسید که به‌عنوان پیشنهادهایی، به‌عنوان خوانش‌هایی، به‌عنوان یک تفسیر گذرایی که می‌تواند به‌صورت یک سؤال مطرح شود و نه یک تفسیر آزموده‌شده‌ای که می‌تواند نوشته بشود و به‌عنوان خوانش نهایی از این اثر مطرح بشود، صرفاً مطرح می‌کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ اول، ارتباطی که بین این دوتا هست، همان‌جوری که خیلی واضح است، عنصر کتابت است، و کتابت تنها چیزی‌ست که فرهنگ شفاهی ما را توانسته از زمان و از دیوارهای مختلف و از فرازونشیب‌های اجتماعی مختلف عبور بدهد و به دست ما برساند. یعنی کتابت عنصر نگهدارندهٔ آن فرهنگی‌ست که هنوز خیلی شفاهی درش بالاست و این‌ها هم گفت‌وگو هستند و از آن جنبهٔ شفاهی می‌آیند، گرچه که محصول دورهٔ مدرن‌اند. اما چیزی در اینجا مطرح می‌شود، در آن نقل‌قولی که از ابوالحسن خرقانی است که در تذکرةالاولیاء هم آمده، و من می‌خواهم اول خود نقل‌قول را بخوانم و بعد عناصرش را برایتان بگویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: </span><i><span style="font-weight: 400;">و گفت: بر همه چیزی کتابت بود مگر بر آب و اگر گذر کنی بر دریا از خون خویش بر آب کتابت کن تا آن کز پی تو درآید داند که عاشقان و مستان و سوختگان رفته‌اند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکته‌ای که در اینجا مطرح می‌شود و در کل این کتاب هم دیده می‌شود، این است که این نوشتن و حکایت‌کردن در زمانهٔ پرآشوب و پر از وضعیت آنومیکی، که یک بخشش مهاجرتی‌ست که نویسنده و گردآورندهٔ این کتاب انجام داده، و یک نمونهٔ بزرگش مهاجرت، کندن از وطن مألوف است، ما همواره بر آب زندگی کرده‌ایم. ما بر روی خشکی زندگی نکرده‌ایم. نویسندهٔ این مجموعه در زمانهٔ پرآشوبی زیسته که مجبور بوده اتفاقات مختلفی را، گذارهای مختلفی را، ازدست‌دادن‌های مختلفی را، دوباره‌ساختن‌های مختلفی را، تجربه کند. در نتیجه، این گذرکردن بر دریا و اینکه اگر قرار باشد بر آب و دریا بنویسی، تنها چیزی که می‌توانی استفاده کنی خون خودت، وجود خودت، عصارهٔ وجودی خودت است. این هزینه دارد؛ این نوشتن در این وضعیت ناپایدار هزینه دارد، و هزینه‌اش هم با جان و زندگی و با وجود آدم‌هاست. به‌نظر من این کتاب اخیراًمنتشرشده را اگر کنار بقیهٔ آثارشان و آثاری که راجع به ایشان منتشر شده، بگذاریم، پازل بزرگ‌تری را کامل می‌کند از این با خون خویش بر آب نوشتن و اینکه چگونه عاشقانه و مستانه این مسیری که همراه با ازدست‌دادن و سوختن و تحلیل‌رفتن است، ولی انتخابی‌ست، معطوف به چیزی که مؤلف انتخاب کرده، این تصویر بزرگ‌تر را می‌توانیم ببینیم. </span></p>
<figure id="attachment_25552" aria-describedby="caption-attachment-25552" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25552" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Sadatsharifi.jpg?resize=500%2C405" alt="دکتر فرشید سادت‌شریفی" width="500" height="405" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Sadatsharifi.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Sadatsharifi.jpg?resize=300%2C243&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25552" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر فرشید سادات‌شریفی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌نظر من ایشان در انتهای این گفت‌وگوها دارد همین را می‌گوید که من همهٔ این‌ها را نوشتم، همهٔ این مصاحبه‌ها و نقدها را انجام دادم، بعد هم این گفت‌وگوهای تکمیلی را انجام دادم با پدیدآورنده و جمع‌آوری‌کنندهٔ کتاب، و می‌خواهم بگویم که همهٔ این‌ها نوشتن من از عصارهٔ وجودم بر این آب ناپایدار بوده است، ولی این کنش نوشتن تنها چیزی بوده که من داشته‌ام که انجام بدهم. این اولین خوانش من، اولین برداشت من از ارتباط شروع و پایان این کتاب است، که چرا اسمش این است و چرا آن‌طور پایان پیدا کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دومین چیز این است که تصادفاً خیلی شباهت می‌بینم بین شخصیتی که از خرقانی می‌شناسیم از پس متن، و شخصیتی که در متن می‌بینیم از محمد محمدعلی. یعنی خرقانی مجموعهٔ متعادلی از یک‌سری اضداد است که در استاد محمدعلی هم ظاهراً بوده. خرقانی از یک‌طرف کسی‌ست که خیلی قدر خودش را می‌داند، خیلی شخصیت خودش را می‌شناسد، ولی خیلی هم فروتن است. یعنی آن شناخت از خود و صحبت‌کردن از خود هیچ‌وقت با arrogant، این چیزی که در زبان انگلیسی هست، می‌گوییم مثلاً فلانی خیلی گستاخ است، [دیده نمی‌شود]. ما هیچ‌وقت حتی در نقدها، در گفت‌وگوها، آن شکلی از گستاخی یا آن شکلی از منم‌منم‌کردن یا زیرِسؤال‌بردن دیگران را نمی‌بینیم، که ظاهراً خرقانی هم همین‌جوری بوده، که این باعث می‌شود اول یک صمیمیتی بیاید، یک خودافشاگری‌ای بیاید، یک نشان‌دادن خودی بیاید که نویسندهٔ ما این‌قدر از خودش مطمئن است که نگران نیست خودش را عیان بکند، آشکار بکند، و عریان بکند، ولی در عین حال متن هم تبدیل نمی‌شود به متنی که به‌ظاهر دارد راجع به دیگران صحبت می‌کند، ولی دارد خودش را توی چشم ما می‌زند. چون یکی از مشکلاتی که ما داریم، یکی از پدیده‌هایی که من می‌بینم، به‌ویژه وقتی با کسانی که از ایران می‌آیند و سال‌ها در اینجا ساکن می‌شوند، صحبت می‌کنیم، وقتی آثارشان را می‌خوانیم، وقتی برایشان برنامه می‌گذاریم، به‌ظاهر دارند راجع به موضوع دیگری صحبت می‌کنند، ولی در اصل، موضوع راجع به خودشان است. ما این را در این مجموعه نمی‌بینیم و در شخصیت این آدم نمی‌بینیم و این تعادل بین صمیمیت و فروتنی و به‌خود‌مطمئن‌بودن، باعث می‌شود که از یک‌طرف ما واقعاً داریم به موضوع گفت‌وگوها می‌پردازیم، موضوع گفت‌وگوها را داریم می‌شناسیم، در ضمن داریم صمیمیت گفت‌وگوکننده یا پدیدآورنده را هم می‌بینیم، محمدعلی را هم می‌بینیم، ولی هیچ‌وقت جای این دو تا عوض نمی‌شود. اگر داریم راجع به سهراب سپهری می‌خوانیم، یا راجع به صادق هدایت می‌خوانیم، راجع به فروغ می‌خوانیم، واقعاً راجع به آن‌ها داریم می‌خوانیم. هیچ‌وقت این بهانه‌ای نمی‌شود برای محمدعلی که بیاید و خودش را بیش‌ازحد عرضه بکند، که این هم خیلی شبیه شخصیتی‌ست که ترسیم می‌کنند از خرقانی، و از طرف دیگر یک سفری را ما می‌بینیم، که خب خرقانی هم در تعالیمش خیلی سفر هست، هم سفر مهاجرتی که اتفاق افتاده و هم سیروسلوکی که در طول این داستان‌ها نه به‌معنای سلوک عرفانی ولی سفری از زمانی به زمان دیگر، از کتابی به کتاب دیگر، از شخصی به شخص دیگر، از شعر به داستان، به اتفاق‌های مطبوعاتی و بعد مثلاً می‌بینیم در آخر کتاب دارد راجع به آقای برزگر صحبت می‌کنند که امیدوارم اینجا باشند و سلام می‌کنم به ایشان. این سفر و این سیر و به‌جاهای مختلف سرکشیدن، باز خیلی به یاد من می‌آورد آن کتابی را که دکتر شفیعی راجع به خرقانی نوشتند و از قضا اسم آن هم کتابت بر دریاست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این است که به‌نظر من می‌آید یک شکلی از زیستن فرهنگی ما که به‌شکل تاریخی در سنت شفاهی ما، در سنت عرفانی ما وجود داشته، و آن راجع به آدم‌هایی‌ست که سفر می‌کنند، با آدم‌های دیگر می‌نشینند، هویت خودشان را از دست نمی‌دهند و هویت دیگران را در سخنانشان بازتاب می‌دهند، این به یک شکل مدرنش در این گفت‌وگوها اتفاق افتاده و این کاری‌ست که از ژورنالیست برمی‌آید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من خیلی سپاسگزارم از آقای سجودی عزیز که راجع به ژورنالیسم گفتند. من از دانشکدهٔ ادبیات سنتی می‌آیم، که دکتر شفیعی کدکنی همیشه ژورنالیستی‌بودن را به‌عنوان ناسزا و گناه و مشکل به‌کار می‌بردند، ولی اتفاقاً می‌خواهم بگویم که اینجا نشان داده شد که این ژورنالیسم ادبی نه‌تنها ناسزا نیست، نه‌تنها گناه نیست، نه‌تنها مشکل نیست، بلکه تنها ژانری است که همهٔ این‌ها را می‌تواند کنار هم بیاورد و با فرهنگ سنتی ما هم بیگانه نباشد، و از آن برآمده باشد. به‌نظر من یکی از جنبه‌هایی که راجع به آقای محمدعلی بعداً می‌شود درباره‌اش صحبت کرد، شناخت ایشان از آن فرهنگ کهنه، بدون اینکه درش مانده باشند، بدون اینکه یک‌سره ردش کرده باشند، شناخت عمیقی که باید کسانی که ایشان را می‌شناختند ازش صحبت بکنند و به‌نظر من این مجموعهٔ یکپارچه‌ای را می‌سازد و آن یادگاری‌نوشتن روی دیوار دیگران، چه آن شیطنت عامیانه باشد که «نگاه کن ما روی دیوار کی یادگاری نوشتیم!»، چه آن کنشگری آگاهانه‌ای باشد که دکتر ممتازی گفتند، هر دو از این شخصیت غنیِ به‌خودمطمئن ولی نه ازخودمتشکر برمی‌آید و با آن سازگار است.»</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25553" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Barzegar.jpeg?resize=500%2C216" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب بخش دوم گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - در شمارهٔ گذشته، بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، از نظرتان گذشت. به‌دلیل کمبود فضا بخش دوم این گزارش در این شماره از نظرتان خواهد گذشت... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="216" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Barzegar.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Barzegar.jpeg?resize=300%2C130&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از صحبت‌های دکتر سادات‌شریفی، </span><b>جمشید برزگر</b><span style="font-weight: 400;">، یکی از کسانی که فصلی از این کتاب به او اختصاص یافته و در جلسه حاضر بود، چند کلمه‌ای با حضار سخن گفت که به‌دلیل محدودیت فضا از شما دعوت می‌کنیم برای شنیدن سخنان ایشان و همچنین مشروح دیگر صحبت‌ها، به پادکستی که به‌زودی دربارهٔ این نشست از سوی گروه علمی آموزشی سماک منتشر خواهد شد، رجوع کنید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">لینک کانال تلگرام سماک:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><a href="https://t.me/Samaak_MTL"><span style="font-weight: 400;">https://t.me/Samaak_MTL</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/11/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8-2/">واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/10/11/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25548</post-id>	</item>
		<item>
		<title>واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/10/03/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/10/03/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 Oct 2025 14:03:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد ادبی محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره دهکردی]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[سجاد زند]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شقایق محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[گروه علمی آموزشی سماک]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمد علی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[یادگاری روی دیوار دیگران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25517</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارشی از نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان ترانه وحدانی &#8211; ونکوور روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد. گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/03/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8/">واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گزارشی از نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب <a href="https://tr.ee/2tdDus" target="_blank" rel="noopener">«یادگاری روی دیوار دیگران»</a>، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جلسه با گردانندگی دکتر فرشید سادات‌شریفی، مدیر و پایه‌گذار گروه سماک و حضور خانوادهٔ زنده‌یاد محمدعلی، خانم نسرین کیهانی، همسر و خانم‌ها شقایق و مهرنوش محمدعلی، دختران زنده‌یاد محمد محمدعلی و پایه‌گذاران بنیاد ادبی محمد محمدعلی و همچنین دکتر فرزان سجودی، دکتر سعید ممتازی و سجاد زند، سخنرانان این نشست در کنار دوستداران ادبیات، شاگردان زنده‌یاد محمدعلی و دوستداران ایشان برگزار شد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25520" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=500%2C500" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد. گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست بودند... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/8-Yadegari-Rooye-Divare-Digaran-Mochup.png?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نشست با خوشامدگویی دکتر فرشید سادات‌شریفی آغاز شد. او ضمن اشاره به اینکه این گردهمایی به‌بهانهٔ کتاب تازهٔ استاد محمد محمدعلی‌ست، مناسبت دیگری را نیز یادآور شد: «ما امروز در آستانهٔ دومین سالگرد ژینا مهسا امینی گرد هم آمده‌ایم؛ رخدادی که نه‌فقط سرنوشت یک فرد، که سرنوشت ایران و ایرانی را در مسیر دیگری قرار داد». سادات‌شریفی افزود آنچه برنامه را به این مناسبت‌ها پیوند می‌دهد، مفهوم «یادکردن» است. او تأکید کرد: «ما هویتمان را تا حد زیادی از راه همین یادکردن‌ها می‌سازیم؛ اینکه چه چیزی و چه کسانی را در چه زمانی و به چه شکلی به یاد می‌آوریم». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر سادات‌شریفی سپس با اشاره به برنامه‌هایی که به‌مناسبت یادبود کشته‌شدن مهسا امینی در شهرهای مختلف جهان برگزار می‌شود، گفت که در اغلب شهرها تجمعات برای روز چهاردهم سپتامبر برنامه‌ریزی شده، ولی در مونترآل و ونکوور برنامه‌هایی بلافاصله پس از این برنامه تدارک دیده شده که علاقه‌مندان می‌توانند پس از پایان این نشست به آن‌ها ملحق شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او سپس چارچوب نشست را معرفی کرد که شامل سخنان ناشر، یادمان خانواده، سه گفتار اصلی از دکتر سجودی، دکتر ممتازی و سجاد زند و در پایان، گفت‌وگوهای آزاد و جمع‌بندی بود. وی ابتدا از ناشر کتاب دعوت کرد توضیحاتی را دربارهٔ کتاب و چالش‌هایی که برای انتشار آن داشتند، ارائه کنند. به‌دنبال آن سیما غفارزاده، از پایه‌گذاران نشر رها، پس از خوشامدگویی به حاضران گفت و قدردانی از حضور خانوادهٔ استاد محمدعلی در نشست و از هومن کبیری پرویزی، دیگر بنیان‌گذار این انتشارات، خواهش کرد توضیحاتی را دربارهٔ کتاب ارائه دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هومن کبیری پرویزی، با سپاس از دکتر سادات‌شریفی برای برگزاری جلسه و همچنین حضور سخنرانان و شرکت‌کنندگان در نشست و خانوادهٔ زنده‌یاد محمدعلی، گفت که خانم بهاره دهکردی، گردآورنده و تنظیم‌کنندهٔ کتاب به‌دلیل سفر ممکن است نتوانند به نشست ملحق شوند. او در ادامه به سالگرد کشته‌شدن مهسا امینی اشاره کرد و گفت که در همین کتاب زنده‌یاد محمدعلی به نام ایشان و جنبش زنان ایران اشاره کرده‌اند و یاد حضور زنده‌یاد محمدعلی در تجمعات جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ونکوور را گرامی داشت. او سپس به تشریح چالش‌های انتشار کتاب پرداخت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«چالش نخست این بود که آیا اساساً ما به‌عنوان ناشر اجازه داریم کتابی را که مجموعه‌ای از مقالات زنده‌یاد محمدعلی است و پیش از این در مجلات، روزنامه‌ها و رسانه‌های مختلف داخل یا خارج از ایران منتشر شده، چاپ کنیم یا نه. در ابتدا جدول مفصلی آماده کرده بودیم تا با رسانه‌هایی که این مقالات در آن‌ها چاپ شده بودند، تماس بگیریم که البته کار دشواری هم بود، چون بسیاری از این نشریات دیگر منتشر نمی‌شدند و مدیران مسئول برخی از آن‌ها دیگر در قید حیات نبودند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم‌زمان دربارهٔ کپی‌رایت اثر مشاوره می‌گرفتیم و در نهایت دریافتیم که بر اساس قوانین کپی‌رایت کانادا، حق انتشار مطالب در اختیار خود نویسنده است، مگر آنکه او کارمند رسمی آن رسانه بوده باشد و حتی نویسندگان آزاد در صورتی‌که حق‌التألیف هم دریافت کرده باشند، باز خودشان مجوز کپی‌رایت آن اثر را اختیار دارند. این مسئله راه را برای انتشار قانونی کتاب هموار کرد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25521" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_All.jpg?resize=640%2C262" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد. گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست بودند... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="262" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_All.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_All.jpg?resize=300%2C123&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چالش دوم، سؤالاتی بود که پس از شروع کار به آن‌ها برخوردیم. ما در زمان انتشار کتاب «خطابه‌های راه‌راه: داستانی ناتمام» تجربهٔ بسیار خوبی با زنده‌یاد محمدعلی داشتیم و علی‌رغم اینکه ایشان از روی نسخهٔ کاغذی و با دست‌نوشته مطالب را ویرایش می‌کردند و به ما بازمی‌گرداندند، آن کتاب یکی از بهترین تجربه‌های انتشار کتاب برای ما بود. در نبودِ ایشان، کار بسیار دشواری بود که بتوانیم پاسخ به پرسش‌هایی را که در متن به آن‌ها برخورده بودیم، بیابیم.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او سپس با اشاره به نقش بسیار مهم خانم نسرین کیهانی و خانم شقایق محمدعلی در این روند و قدردانی از آن‌ها گفت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«خانم کیهانی، هم پیش از اینکه متن کتاب به دست ما برسد و هم پیش از پایان کار، کتاب را بازخوانی کردند. همچنین خانم شقایق محمدعلی با رجوع به دست‌نوشته‌های استاد محمدعلی و نیز نسخه‌های اصلی مقالات در مجلاتی که آرشیوشان نزد ایشان بود، کمک بسیار بزرگی در انتشار این کتاب کردند و اگر این کمک‌ها نبود چاپ کتاب میسر نمی‌شد. به‌عنوان مثال در یک مورد ظرف کمتر از یک روز به پرسشی دربارهٔ مقاله‌ای در نخستین شمارهٔ فصلنامهٔ برج که خود زنده‌یاد محمدعلی بیش از چهار دههٔ پیش آن را منتشر می‌کردند، با پیداکردن اصل نسخه و ارسال عکس از آن، پاسخ دادند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و مورد سوم آوردن نمایهٔ اسامی در انتهای کتاب بود. ما در رابطه با آوردن ایندکس، تعهدی اخلاقی به زنده‌یاد محمدعلی حس می‌کردیم. می‌دانستیم که در کتاب‌های قبلی‌شان که دربارهٔ اشخاص و شخصیت‌های ادبی نوشته بودند، دوست داشتند که کتاب ایندکس داشته باشد. خیلی دوست داشتیم در این کتاب این کار را انجام دهیم که البته کار بسیار دشوار و زمان‌بری بود و همین باعث شد که نتوانیم آن را به رونمایی کتاب برسانیم، اما بعد از رونمایی کتاب همهٔ تلاشمان را کردیم تا این اتفاق بیفتد و حالا این کتاب که روایت‌های دست‌ِاول یکی از اعضای پیش‌کسوت کانون نویسندگان ایران از شخصیت‌های ادبی و رویدادهای مهم پیرامون این کانون است، حاوی نمایهٔ اسامی با بیش از ۳۵۰ مدخل است و می‌تواند به‌عنوان مرجع مهمی برای پژوهشگران مورد استفاده قرار بگیرد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از صحبت‌های هومن کبیری پرویزی، دکتر سادات‌شریفی از شقایق محمدعلی درخواست کرد چند دقیقه‌ای برای حضار سخن بگوید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شقایق محمدعلی، ضمن قدردانی از برگزارکنندگان جلسه و همچنین سخنرانان و شرکت‌کنندگان، برگزاری مراسمی برای بررسی کتاب یک نویسنده را بهترین نوع بزرگداشت برای آن نویسنده دانست. او ضمن سپاسگزاری از مسئولان نشر رها در انتشار این کتاب، از طرف خودش و خواهرش، مهرنوش، از مادرشان سپاسگزاری کرد و گفت: «او هم به ما آموخت و هم مسئولیت کارها را بر عهده گرفت.» </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25524" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Shaghayegh.png?resize=500%2C206" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد. گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست بودند... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="206" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Shaghayegh.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Shaghayegh.png?resize=300%2C124&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس دکتر سادات‌شریفی با معرفی کوتاهی از دکتر فرزان سجودی، زبان‌شناس و نشانه‌شناس، از ایشان دعوت کرد تا با حاضران سخن بگوید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر سجودی صحبت‌های خود را این‌گونه آغاز کرد: «من در دومین جشنوارهٔ کتاب ونکوور دربارهٔ این کتاب که «آخرین اثر منتشرشده» از آقای محمدعلی‌ست صحبت کردم. دوستم دارم که بگویم «آخرین اثر منتشرشده»، نه آخرین اثر ایشان، به‌خاطر اینکه از نظر زنجیرهٔ زمانی این نوشته‌ها متعلق به خیلی قبل‌ترند و من با توجه به اهمیت موضوعی که در آن صحبتم در دومین جشنوارهٔ کتاب ونکوور مطرح بود، آن مطلب را دوباره می‌خوانم و بعد در بخش دوم صحبت‌هایم که فکر می‌کنم امروز به‌خصوص در سالگرد فوت ایشان و در واقع در هر مراسم آیینیِ به‌این شکل، شاید اهمیت ویژه‌ای پیدا کند، به برخورد ما با آنچه گذشته و درگذشته خواهم پرداخت و سه رویکرد را مطرح خواهم کرد. چون در همین برخوردهای اجتماعی چه مسائل گسترده‌تر سیاسی-اجتماعی چه در برخورد با دوست عزیزم آقای محمدعلی، هر سهٔ این رویکردها بوده و من خواهم گفت که رویکرد مورد توجه من کدام خواهد بود. بخش اول را به‌این دلیل دوباره می‌خوانم که فکر می‌کنم نکتهٔ مهمی اینجا هست و آن بحث ژورنالیسم ادبی‌ست که همان‌طورکه در مطلبی که خواهم خواند به آن اشاره کرده‌ام، به ژورنالیسم ادبی معمولاً در محافل روشنفکری کم‌توجهی شده و آن را یک ژانر دون در نظر گرفته‌اند. من این کتاب تازه‌منتشرشدهٔ آقای محمدعلی را در حوزهٔ ژورنالیسم ادبی می‌بینم و اتفاقاً وجود این کتاب نشان می‌دهد که این ژانر، ژانری متفاوت از نقد آکادمیک یا نقد دانشگاهی‌ست، اما اتفاقاً به‌همان اندازه و گاهی بیشتر مهم است، به‌خاطر اینکه این ژانری‌ست که با توده‌های وسیع‌تر خوانندگان ادبیات سروکار دارد و اگر به‌خوبی و آن‌طور که در این کتاب می‌بینید آقای محمدعلی نوشته، نوشته شود و دامنه‌اش گسترش پیدا کند، که متأسفانه در یکی دو دهه در ایران به آن توجه ویژه‌ای نشده، آن‌وقت می‌بینید که تنور ادبیات چقدر گرم‌تر خواهد شد و چقدر مخاطبان آثار بیشتر خواهند بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر سجودی در ادامه، متنی را که در جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور خوانده بود، برای حضار خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«گردآوری متن‌های پراکنده که در طول چند دهه نوشته شده‌اند، و زنده‌کردن آن‌ها در قالبی جدید، فعالیتی است علیه فراموشی و مرگ. این سنت مدون‌کردن، و طبقه‌بندی گذشته، جانِ‌تازه‌بخشیدن به متون پراکنده، نقشی حیاتی در غنای انبارهٔ فرهنگ و حفظ پیوستگی فرهنگی بازی می‌کند. نوشته‌هایی که ممکن بود بسیاری از ما از وجودشان و از اهمیتشان در تاریخ ادبیات معاصر اطلاعی نداشته باشیم یا در دسترس‌مان نباشد، امروز در شکل کتابی پاکیزه در اختیار ماست. راه پویایی فرهنگ همین است. چرا که از سویی تقدیس گذشته آن را از متن فروکاسته و به شیئی مقدس تبدیل می‌کند؛ و از سوی دیگر نادیده‌انگاشتن و بی‌اهمیت تلقی‌کردن گذشته جریان پیوسته و پویای فرهنگ را مختل می‌کند. هر دو این رویکردها به گذشته، تجربهٔ زیستهٔ انسان را ابتر می‌کنند. فقط گفت‌وگوی فعال انتقادی با گذشته و حفظ آن به‌مثابهٔ متن پویاست که پیوستگی و در همان حال دگرگونی پویای فرهنگ را تضمین می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌نظر من، این کتاب از جهت دیگری نیز قابل‌تأمل جدی است. می‌خواهم دربارهٔ ژورنالیسم ادبی حرف بزنم و جایگاه ویژه‌ای که محمدعلی در آن داشت. معمول است که بین ژورنالیسم ادبی و نقد آکادمیک یا دانشگاهی تمایز قائل می‌شوند که البته تمایز درستی است، اما متاسفانه معمول است که به ژورنالیسم ادبی در قیاس با نقد ادبی دانشگاهی جایگاهی فرودست داده می‌شود. در حالی‌که ما با نقد ادبی برتر و مثلاً فرهیخته‌تر از یک‌سو و نقد ادبی دمِ‌دستی و فرودست از سوی دیگر مواجه نیستیم، بلکه با دو ژانر متفاوت در حوزهٔ نوشتن دربارهٔ ادبیات روبروییم که هریک جایگاه ویژهٔ خود را دارد. قائل‌شدن به‌همین تمایز فرادست و فرودست است که آسیب‌های جدی به هر دو حوزهٔ نقد دانشگاهی و ژورنالیسم ادبی زده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجازه بدهید اشاره‌ای کنم به آفات ژورنالیسم ادبی، تا اهمیت کار محمدعلی روشن‌تر شود. ژورنالیسم ادبی یا بی‌رمق شد، چون بسیاری آن را متأسفانه در شأن خود نمی‌دانستند یا از مبانی این ژانر فاصله گرفت و سعی کرد خود را با شیوهٔ نگارش نقد دانشگاهی همسو کند که بدتر مایه ابترشدنش شد. فکر کنید یادداشتی یا مقاله‌ای در صفحهٔ ادبی روزنامه یا هفته‌نامه‌ای ادبی در مورد رمانی می‌خوانید و در همان یادداشت کوتاه با نقل‌قول‌های متعدد به نظریه‌پردازان ادبی و فیلسوفان مواجه می‌شوید. این یعنی نویسنده جایگاه ژورنالیسم ادبی را درک نکرده است و آن را از کار انداخته است. و یا از سوی دیگر مطالبی سردستی در حد شرح پیرنگ رمان و خلاصهٔ آن نوشته می‌شود که باز به‌طریقی دیگر ژورنالیسم ادبی را بی‌مایه و ناکارآمد می‌کند. نوشته‌های محمدعلی که در کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» گردآورده شده‌اند، اما، به‌دلایلی که برخواهم شمرد نمونهٔ مثال‌زدنی از ژورنالیسم ادبی حرفه‌ای است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکم، سبک نثر است. سبک نثر محمدعلی در این نوشته‌ها پاکیزه، روان، خوشخوان، صمیمی و بی‌تکلف است. آن دسته که به نقد نزدیک‌ترند، نثر کم و بیش ساده و آسان‌یابی دارند و از پیچیدگی و ابهام غیرضروری که منجر به دشواری خواندن و دریافت می‌شود، در آن‌ها اثری نیست. برای مثال، مطالبی که دربارهٔ بوف کور صادق هدایت نوشته است. آن دسته دیگر از نوشته‌ها که به حال‌وهوای فضای ادبی این چند دهه و آدم‌های درگیر در آن می‌پردازد، گرچه داستان نیستند، اما روایتی‌اند و سبک نثر و طرز سخن خواننده را در موقعیتی قرار می‌دهد که گویی نشسته است و دارد به یادها و خاطراتی گوش می‌کند که چه شیرین نقل می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوم، اشراف نویسنده است به فضای ادبی دستِ‌کم پنج دهه؛ از دههٔ چهل گرفته تا پایان دههٔ نود. نویسندگان و شاعران، محافل ادبی، مجلات ادبی و صفحات ادبی روزنامه‌ها، رخدادها، نهادها مثل کانون نویسندگان ایران، سانسور و ضرورت مبارزه با آن، همه در حوزهٔ تجربه‌ٔ زیستهٔ محمدعلی قرار می‌گیرند و روایت او از آن‌ها روایتی دستِ‌اول است که بی‌تعصب و دل‌نشین بیان شده است. خوانندهٔ امروزی با خواندن این روایت‌ها در آن تجربه شریک می‌شود، آن را از آن خود می‌کند و نگاهش به گذشته و اکنون پخته‌تر و آزموده‌تر می‌شود. این همان گفت‌وگوی فعال با گذشته به‌واسطهٔ متن است که پیشتر از آن سخن گفتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سوم، اشراف نویسنده است به آثاری که در طول این سال‌ها نوشته شده است. محمدعلی در نقش یک ژورنالیست ادبی، نه‌تنها از جزئی‌ترین رخدادها و حال‌وهوای فضای ادبی اطلاع دارد و آن‌ها را به‌شیوایی تمام می‌نویسد، بلکه این نوشته‌ها گواه آن‌اند که تقریباً متنی نیست که در ادبیات داستانی و شعر فارسی در این سال‌ها نوشته شده باشد و او آن‌ها را با دقت و ریزبینی نخوانده باشد. ژورنالیست ادبی آماتور نگاه سرسری و گذری به آثار ادبی دارد، اما نوشته‌های محمدعلی نشان‌دهندهٔ نگاه ریزبین و ژرف او به آثار ادبی‌ست که تقریباً هیچ‌یک را نخوانده نگذاشته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرانجام باید بگویم که گفت‌وگوهای محمدعلی و بهاره دهکردی در پایان هر بخش از این کتاب (یادآوری می‌کنم که هر بخش به نوشته‌های محمدعلی در مورد یکی از نویسندگان معاصر اختصاص داده شده است)، در واقع آغاز نوعی بازخوانی فعال این نوشته‌هاست که برخی سالیان بسیار از نوشتنشان گذشته است؛ بازخوانی فعالی که خواننده باید در گفت‌وگوی خود با متن به آن تداوم ببخشد.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25523" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Sojoodi.png?resize=500%2C205" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد. گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست بودند... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="205" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Sojoodi.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Sojoodi.png?resize=300%2C123&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر سجودی بخش دوم صحبت‌هایش را این‌طور ادامه داد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«بخش دوم صحبت‌های من منشأش برمی‌گردد به سال ۲۰۰۰ در دانشگاه دهلی. یک همایش بزرگ بین‌المللی بود تحت عنوان متون کلاسیک در آستانهٔ هزارهٔ جدید و من آنجا یک سخنرانی کردم به‌عنوان «متون کلاسیک؛ سه رویکرد». به‌اعتقاد من، حالا در آنجا چون به‌طور خاص بحث متون کلاسیک بود، این عنوان به متون کلاسیک برمی‌گشت، اما به‌اعتقاد من این رویکردهایی که الان خیلی فشرده می‌خواهم بگویم و در بخش اول متنی هم که خواندم به آن اشاره کرده بودم، در موارد بسیاری نه‌تنها در متون کلاسیک قابل تسری‌ست بلکه شاید بشود امروز گفت که «متون گذشته و نویسندگان درگذشته؛ سه رویکرد».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در ادامه سه رویکرد مورد اشاره‌اش را این‌طور تشریح کرد: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«رویکرد اول رویکردی تقلیل‌گرایانه یا موزه‌ای است؛ رویکردی‌ست که آثار یک نویسنده و خود آن نویسنده را در مجموع تقلیل می‌دهد و به یک «شیء ستودنی» و «تقدیس‌شده» تبدیل می‌کند. او را به عکسی بر دیوار تبدیل می‌کند. او را به پوستری یا آیینی که او را ستایش می‌کنند، تبدیل می‌کند و دریغ از ورود جدی، انتقادی و تحلیلی به نوشته‌های آن نویسنده یا آن دوره و در بدترین حالت او را به گرایشی شبه‌مد در دوره‌هایی تبدیل می‌کند و در بدترینِ بدترین حالات که برای حتی بعضی رهبران انقلابی مثلاً چپ تاریخ هم اتفاق افتاده، آن‌ها را سرانجام به عکسی روی یک تی‌شرت می‌رساند. این رویکرد تقلیل‌گرایانه، نمادگرایانه و موزه‌ای به ادبیات و به‌خصوص به ادبیاتی که کمی به گذشته تعلق دارد یا نویسندهٔ آن درگذشته، یکی از خطرناک‌ترین رویکردها به ادبیات است. برای اینکه ادبیات را از کارکرد متنی خودش لااقل در بازه‌های زمانی نسبت به یک نویسندهٔ به‌خصوص می‌اندازد و تبدیلش می‌کند به یک آیین موزه‌ای، آیین ستایش، آیین سوگواری و غیره. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رویکرد دوم رویکرد فراموشی‌ست. یعنی اینکه ما اساساً کم‌کم نویسنده‌ای یا آثارش را فراموش کنیم. این فراموشی زمینه‌های متفاوتی می‌تواند داشته باشد. در نظام اجتماعی‌ای که ما درش زندگی کردیم در ایران، بخشی از این فراموشی، فراموشی عامدانهٔ دستگاه برنامه‌ریزی فرهنگی از طریق سانسور است. یعنی آن دستگاه برنامه‌ریزی فرهنگی می‌خواهد کاری بکند که شما برخی از نویسنده‌ها و آثارشان را به یاد نیاورید. هرچند جامعهٔ ادبی به‌اصطلاح پاتک می‌زند به این دستگاه سانسور و به این فراموشی عامدانه‌ای که قدرت بر ما تحمیل می‌کند. سالیان سال برنامه‌ریزی فرهنگی در ایران می‌خواست که ما ساعدی را به یاد نیاوریم، ما فروغ را به یاد نیاوریم، ما آن متون را نخوانیم. نسل‌های جدید طوری بار بیایند که گویی این نویسندگان وجود نداشته‌اند. اما در عمل نه‌تنها موفق نبود، بلکه هر وقت دستگاهی اصرار بر فراموشی می‌کند، روی دیگر سکه این است که او را بیشتر به یاد دیگران می‌آورد. ببینید من می‌خواهم شما ساعدی را فراموش کنید و بعد همان موقع آن اشخاص می‌روند از زیر زمین هم شده آثار ساعدی را پیدا می‌کنند و می‌خوانند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما رویکرد سوم رویکردی است که من از آن دفاع می‌کنم؛ خوانش فعال و متنی، یا حفظ کیفیت متنیت آثار ادبی. درست در نقطهٔ مقابل رویکرد اول که رویکرد تقلیل‌گرایانه است، رویکرد سوم رویکرد تکثر‌گرایانه است. مثلاً آقای محمدعلی اینجا مَجازِ بر مجموعه‌ای از داستان‌ها و رمان‌ها و نوشته‌هاست. خود شخص محمدعلی جایی پدر است، جایی رفیق است، جایی دوست است، و در جاهای دیگر نقش‌های دیگری دارد، ولی وقتی ما اینجا می‌گوییم محمدعلی، منظور ما آن مجموعهٔ آثار و متن‌هایی‌ست که از ایشان باقی مانده است. ما می‌تونیم آن آثار را بچینیم در کتابخانه‌مان و ستایش بکنیم و گاهی آیینی در ستایش آن‌ها برگزار بکنیم. می‌توانیم برعکس پیوسته به خوانش فعال، انتقادی و تفسیر کثرت‌گرایانهٔ آن آثار بپردازیم و از این طریق این جملهٔ کلیشه‌ای «نویسنده زنده است» را به زندگی متکثر متن، متنی که از نویسنده باقی مانده، تبدیل بکنیم. این به آن معنا نیست که انتقادی از این جلسه یا جلسات مشابه این باشد، به‌معنای چهارچوب فکری‌ست. من فکر می‌کنم که ما باید پیوسته در مسیر خوانش انتقادی-تحلیلی، فعال و تکثرگرایانهٔ متون، قرار داشته باشیم تا جایگاهی را که آن نویسنده و آن متون در واقع مستحقش‌اند، به آن‌ها ببخشیم. رویکرد اول و دوم دو روی یک سکه‌اند. یعنی تقلیل به شیء موزه‌ای، سرانجام آن شخص و آثارش را به آیین هرازچندگاهی و شاید فراموشی تبدیل می‌کند. اما خوانش فعال و کثرت‌گرایانه، پیوسته او را در شبکه‌ای از متون دیگر ادبیات معاصر و در گفت‌وگوی فعال با آثار دیگر و در گفت‌وگوی فعال با مای منتقد و تحلیلگر قرار می‌دهد؛ خود آقای محمدعلی در متن‌های همین کتاب این ویژگی را داشته‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، نوبت به دکتر سعید ممتازی، نویسنده، مترجم، روان‌پزشک و روان‌درمانگر، رسید. دکتر ممتازی طی سخنانش گفت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«خیلی خوب است ما فکر کنیم که می‌توانیم یک نویسنده را از نزدیک بشناسیم. می‌توانیم آگاهی بیشتری در مورد او، شخصیتش و زندگی‌اش پیدا کنیم. ما در مورد آقای محمدعلی نمی‌توانیم به‌راحتی به این برسیم. درست است که خیلی‌ها از نزدیک با ایشان محشور بودند، و ایشان را دیده‌اند. بنده خودم این شانس و افتخار را داشتم. اما چرا اسم این کتاب به‌این شکل در آمده؟ چرا «یادگاری روی دیوار دیگران» است؟ آیا این کتاب یادگاری دیگران روی دیوار زندگی آقای محمدعلی نیست؟ آیا برعکس نباید نام‌گذاری شود؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این نام با هوشمندی و فراست انتخاب شده است. به‌دلیل اینکه آقای محمدعلی خودشان را در کنار دیگران به ما نشان دادند؛ نظرات خودشان را، شخصیت خودشون را، چه از زبان نویسنده‌های دیگر و اشخاص دیگر بیان کردند، یعنی با نقل جمله‌ها و متن‌هایی از کتاب‌های دیگران، از نوشته‌های همکارانشان و چه آنجایی‌که خودشان اظهارنظر کردند. در کنار همهٔ این‌ها آقای محمدعلی همین‌طور که همه می‌دانیم، شخصیتی بسیار فروتن و محترم داشتند و شخصیتی که در بازی‌های سیاسی‌ای که ادبیات را آلوده کرده، هیچ‌وقت به دام قضاوت‌های سیاسی نیفتادند و به ارزش‌های ادبی، همان‌طور که جایی در کتاب هم گفته شده، جداگانه نگاه کرده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌این ترتیب این کتاب می‌تواند منبع خیلی‌خیلی باارزشی باشد برای اینکه ما خود آقای محمدعلی را بشناسیم، برای اینکه با ایشان بیشتر آشنا شویم، با دیدگاهش و با فکرش آشنا شویم. فقط فکر نکنیم که ایشان دارند نویسنده‌های دیگر یا خاطراتشان را از نویسنده‌های دیگر به ما معرفی می‌کنند، بلکه دارند شخصیت خودشان، حداقل آن بخشی را که می‌شود باز کرد، به ما نشان می‌دهند. بخشی از شخصیت ایشان شاید فقط برای خودشان مکشوف مانده باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در جایی از کتاب در مورد صادق چوبک، ایشان چند جا با افسوس یاد می‌کنند که او شش جلد خاطرات خودش را سپرده بود که همسرش به آتش بیفکند و از بین ببرد و هنوز هم با تردید و با علاقه‌مندی ذکر می‌کنند که کاش این اتفاق نیفتاده باشد، کاش جایی دوباره این کتاب‌ها پیدا بشود و هنوز هم معلوم نیست که چه اتفاقی افتاده… ولی ما با خاطرات آقای محمدعلی روبه‌رو نیستیم. ما آن را در اختیار نداریم و نمی‌دانیم که ایشان نوشته یا ننوشته، اما دوست داریم که به شخصیت ایشان نزدیک شویم. بنابراین می‌توانیم به این کتاب مراجعه کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ دیگر در مورد این کتاب این است که این به‌نوعی یک کتاب دایرةالمعارفی هم است. یعنی ممکن است عدهٔ زیادی از خوانندگان این کتاب ننشینند از اول تا آخر آن را بخوانند، بلکه به فهرستی که وجود دارد مراجعه کنند و ببینند که ایشان در مورد ساعدی چه گفته، در مورد فروغ فرخزاد چه گفته، چه نظری در مورد براهنی داشته، و این به محققان ادبیات هم کمک خواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مسیر باید از زحمت بسیار زیاد نشر رها دوباره قدردانی بکنیم که این کتاب را به‌صورت ای‌بوک هم منتشر کرده‌اند. من کلمه‌به‌کلمه می‌توانم به‌راحتی جست‌وجو بکنم. می‌تونم ببینم ایشان چند جا عبارت روان انسان را به کار برده‌اند، چند جا عبارت متعهد را به کار برده‌اند، یا در مورد افراد، چون ممکن است مثلاً در متنِ دربارهٔ آل احمد، در مورد فروغ فرخزاد هم صحبت شده باشد، در مورد سیمین دانشور هم صحبت شده باشد. نمی‌توانیم فقط به همان چند صفحه‌ای که مربوط به فروغ فرخزاد است استناد کنیم. بنابراین خیلی‌خیلی این کار باارزش است که غیر از کتاب کاغذی، در کنار آن هر کسی که به جست‌وجو در این کتاب و استفادهٔ دایرةالمعارفی از آن علاقه‌مند است، بتواند از کتاب الکترونیکی استفاده کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا ببینیم که در این کتاب چه چیزهایی گفته شده که ما را با خود آقای محمدعلی در درجهٔ اول آشنا می‌کند؛ وقتی ایشان می‌گوید که صادق هدایت رنگی از نیشخند و هزل به داستان زد که حاصل بی‌اعتنایی‌اش به زندگی واقعی و روزمره بود، وقتی می‌گوید مرد تنهایی که در شرایط سخت و دشوار عصبی با خودش حرف می‌زند و به دنیای درونی انسان‌ها می‌رود و از عوالم نامکشوف ذهن دریچه‌ای به دنیای پنهانِ روحِ زخم‌خوردهٔ خود می‌گشاید تا به آزادی و اندیشه و احساس خود برسد… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ببینید چقدر با آگاهی از مفاهیم روان‌شناسی، اندیشه و احساس را کنار هم گذاشته‌اند و در عین حال از هم جدا کرده‌اند. ما می‌دانیم که آقای محمدعلی شخصیت فردی و خانوادگی و اجتماعی‌شان را در کنار شخصیت ادبی‌شان بسیار شایان تحسین نگه داشتند. حداقل آن‌قدری که ما آگاهی داریم، واقعاً هر دو این جایگاه‌ها قابل‌تحسین‌اند و این کم دیده می‌شود. در آخر مقدمهٔ خودشان هم گفته‌اند که شخصیت ادبی را باید از شخصیت فردی جدا کرد. بعضی‌ها در یکی خیلی خوب‌اند و در دیگری خوب نیستند. ایشان در درون خودش «مرد تنهایی که در شرایط سخت و دشوار عصبی با خودش حرف می‌زند» بود، و دارد این را در مورد صادق هدایت می‌گوید. اما در کنار آن، مردی قوی و اجتماعی هم بود. یعنی هر دو جنبه را داشت و این از دید اگزیستانسیال که جایی در کتاب هم به آن اشاره کرده‌اند در مورد معلم ادبیات خودشان، باارزش است، اینکه ما بدانیم تعادل در داشتن این دو شخصیت با ارزش است و ما بتوانیم هم از تنهایی خودمان زجر خوشی داشته باشیم، و هم بتوانیم زندگی اجتماعی داشته باشیم و از آن بهره‌مند شویم. این از آن قسمت‌هایی است که ما می‌توانیم در این متن پیدا کنیم. در عین حال در مورد صادق چوبک می‌گویند که ایشان را تحسین می‌کنند. می‌گویند در بیان درونی‌ترین افکار و احساسات انسانی جسارت داشت. ببینیم دوباره افکار و احساسات در جای دیگری کنار هم قرار گرفته‌اند. چون این‌ها از هم جدا هستند و روی هم تأثیر می‌گذارند. از این دیدگاه که این را تعریف کرده، تحسین می‌کنند، یا دوباره می‌گویند «افکار و اوهام گونه‌گون انسان جستجوگر»، این هم باز باارزش است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25525" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Momtazi.png?resize=500%2C205" alt="واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب بخش اول گزارش نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی به‌مناسبت دومین سالگرد درگذشت ایشان - - - - - روز شنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۵ نشست بررسی کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران»، نوشتهٔ محمد محمدعلی با گردآوری و تنظیم بهاره دهکردی، به‌صورت مجازی برگزار شد. این نشست در آستانهٔ دومین سالگرد درگذشت زنده‌یاد محمدعلی برگزار می‌شد. گروه علمی‌آموزشی سماک و نشر رها با همراهی رسانهٔ همیاری و بنیاد ادبی محمد محمدعلی برگزارکنندگان این نشست بودند... #محمدمحمدعلی #ادبیات #کانادا #ایرانیان_کانادا #کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="205" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Momtazi.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/MM_Sep13th_Momtazi.png?resize=300%2C123&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی که سهراب سپهری مورد نکوهش قرار می‌گیرد از سوی کسانی مانند شاملو و امثال او، باز اینجا آقای محمدعلی خودش را به ما نشان می‌دهد و بر صلح‌طلبی سهراب سپهری تأکید می‌کنند. می‌گوید اگر پس پشت این‌همه جنگ و جدال، چشم‌انداز صلح نباشد، این جهان یک ارزن نمی‌ارزد؛ این هم باز [موجب] آشنایی ما با نویسندهٔ کتاب «یادگاری روی دیوار دیگران» است. این برداشت ایشان است که می‌تواند در هر کسی نکتهٔ مثبتی را پیدا کند و مورد تأکید و حمایت قرار بدهد، و این را در جلسات حضوری ایشان هم مشاهده کردیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مورد ساعدی می‌گوید جادوی ساعدی در نوشتن دیالوگ‌های بسیار قدرتمند است که همه فکرشده‌اند. تخصصش به او کمک کرد تا ژرف‌ترین توصیفات روان‌کاوانه را بنویسد و به شناخت بیشتر جامعهٔ ایران از خودش و دریافت شرایط و موقعیت طبقات موجود یاری کند. اینجا باز دارد نگاه دقیق خودش را به روان انسان نشان می‌دهد. جایی در کتاب گفته، که حالا کمی ممکن است متناقض هم باشد، می‌گوید که آل احمد به درون انسان‌ها توجه زیادی نکرده. جای دیگری می‌گوید که آل احمد، هدایت و دولت آبادی را می‌شود روان‌شناسانی دانست که به ذهنیت انسان نفوذ کردند. در جست‌وجوی تعریف روشنفکر و روشنگر یادی کنیم از خانم بهاره دهکردی که برای این کتاب زحمت زیادی کشیدند و اینجا الان حضور ندارند، روی این موضوع دو سه بار سؤال و گفت‌وگو شده با آقای محمدعلی، روشنفکر کیست؟ روشنگر کیست و دیدگاه خودش را دارد واضح می‌گوید. این را می‌توانیم بگذاریم در کنار تعریفی که آقای فریبرز رئیس‌دانا در کتاب آیین یا ویژگی‌های روشنفکری گفته، روشنفکر کسی است که در اندیشیدن و سنجش امور به تعقل تکیه می‌کند و به یاری مردم می‌آید تا تسلیم باورهای جمعی یا عواطف شخصی نشوند و روشنگر کسی‌ست که در کنار این‌ها وسط میدان مبارزه است، از خودش هم مایه می‌گذارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جایی که باید بتواند زندگی فردی و ادبی را در کنار هم نگاه کند، می‌گوید آل احمد که آن‌قدر شیفتهٔ ماتریالیسم دیالکتیک بود، برای دریافت طلسم ناباروری و بی‌فرزندبودن خودش به دخمهٔ دانیال نبی در شوش هم رفت و دوباره در مورد خیانت آل احمد به همسرش صحبت می‌کند و از قول او نقل می‌کند که «همین، همهٔ شعارهایش در طول زندگی به‌عنوان یک روشنفکر متعهد را زیر سؤال برد.» ما می‌توانیم ببینیم که باید در حیطهٔ شخصی همان را که در بیرون از خودمان نشان می‌دهیم، داشته باشیم و ارائه کنیم. همان‌طور که فیلم هامون دارد به‌درستی این را نشان می‌دهد و با آن سیلی معروفی که به هنرپیشهٔ زن زده می‌شود، تمام وجود یک روشنفکر را و اصالتش را و درستی‌اش را زیر سؤال می‌برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمدعلی شاهکار فروغ و هدایت را اول‌شخص می‌داند و بعد می‌گوید اول‌شخصِ ملامتی. اول‌شخصی که کسی بتواند به‌جای اول‌شخص قهرمان یا اول‌شخص بی‌طرف یا ناظر معمولی جای اول‌شخص ملامتی را بگیرد و بتواند از خودش انتقاد کند و از خودش ایراد بگیرد، به خودش نقد کند که خب این کار سختی‌ست و ایشان این را در این نویسنده‌ها پیدا کرده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نگاه بکنیم به بعضی از جمله‌ها که ارزش تاریخی دارند. نویسندگان و روشنفکرانی که در انقلاب ۵۷ مشارکت کردند، بعضی‌هایشان هنوز که هنوز است دارند به بهانه‌های مختلف، نمی‌خواهم بگویم حرفشان غلط است یا درست، به درستی کار خودشان اصرار می‌کنند و نمی‌توانند با زخم‌های کف پایشان کنار بیایند. اما آقای محمدعلی جایی اشارهٔ گذرایی می‌کند و می‌گوید اکثریت نویسندگان و هنرمندان در حال تصحیح خوشبینی‌های بی‌محابای خود در سال ۵۷ هستند. خوش‌بینی، شکلی از اشتباه‌کردن است. حالا به‌هر شکل باید افراد آن را بتوانند بپذیرند و به سمتش بروند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مورد لمپن‌های باسواد و بی‌سواد صحبت می‌کند که خب عبارت قشنگی‌ست. لمپن‌ها را به‌طور معمول از افراد بی‌سواد تعریف می‌کنند، اما ایشان به لمپن‌های باسواد هم اشاره می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند نکتهٔ شاید تیتروار هم بگویم در مورد این کتاب که خب این ثبت حافظهٔ ادبی از دیگران است و گاهی اوقات این خیلی‌خیلی در تاریخ ما برجسته شده. ببینید در زمان سعدی عدهٔ بسیار بسیار اندکی و حتی تا چند قرن پیش عدهٔ بسیار اندکی فردوسی را می‌شناختند. به‌جز کسانی که نقالی در قهوه‌خانه‌ها را می‌شنیدند یا می‌گفتند. اما وقتی می‌گوید که چنین گفت فردوسی پاک‌زاد / که رحمت بر آن تربت پاک باد، یک‌دفعه فردوسی را در زمان خودش به دیگران نشان می‌دهد. این کاری‌ست که، همان‌طور که آقای دکتر سجودی هم اشاره کردند، برای ثبت در تاریخ و ثبت ادبیات انجام می‌دهد و باارزش است. حالا آقای محمدعلی هویت شخصی خودش را هم نشان می‌دهد. ترکیبی بین خودش و دیگران را هم به ما نشان می‌دهد، حافظه و خاطره را با صمیمیت تعریف می‌کند که بسیار زیباست. اما در عین حال تحلیل هم می‌کند، نظر ادبی هم می‌دهد، نظر خودش را هم می‌گوید و این کار را بیشتر باارزش و خواندنی می‌کند و تقابل زیبایی بین احترام و انتقاد را به ما نشان می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیچ‌گاه، حداقل تا جایی که من تجربه دارم، ندیدیم که ایشان نویسنده‌ای را نکوهش کنند. انتقاد با نکوهش فرق دارد. حالا بگذریم که دیگران به‌راحتی به توهین هم دست می‌زنند، ولی حتی ندیدیم که نکوهش بکنند، اما انتقاد می‌کنند، دعوت می‌کنند از نویسندگانی که همراه بشوند در کارگاهشان که ممکن است با ایشان تفاوت نظر داشته باشند. این‌ها همه نکات باارزشی‌ست که در کنار اینکه ما از دیگران آگاه می‌شویم، در این کتاب می‌توانیم به آقای محمدعلی نزدیک‌تر شویم و ایشان را بیشتر بشناسیم که این، کتاب را از این نظر هم باارزش می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجازه بدهید حالا به‌لطف این روزی که الان درش هستیم و دکتر فرشید عزیز به‌درستی اشاره کردند، یک قسمتی از این متن را بخوانم. درست است که ایشان بستن این نوشته‌ها را به سال ۱۳۹۷ نسبت دادند ولی متن مربوط به بعد از آن تاریخ است، در مورد فرخنده حاجی‌زاده: «شاید به‌نظر من هر دو فروغ و فرخنده‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">جای دیگری هم در این کتاب گفته: «فروغ درخشان صندوق جواهر» یعنی از کلمهٔ فروغ برای اسمش استفاده کرده، «و من خیلی دوستشان دارم تا یادم نرفته بگویم فرخنده حاجی‌زاده یکی از زنان کوشای جامعهٔ فرهنگی هنری ایران است. بد نیست در حاشیه بگویم این روزها زنان و دختران ایرانی جلودار و پرچم‌دار نهضت و انقلابی‌اند که در جهان بی‌نظیر است. شعار «زن، زندگی، آزادی» تأکیدی‌ست بر اصول زندگی معمولی و نبرد زنان با پیرمردان عصر حجر؛ دفاع از حقوق بشر در ایران که زنگ آن با خاموشی مهسا امینی به صدا درآمد. کشتن یک دختر جوان برای پیدابودن چند تار مو چیزی نیست که حافظهٔ جمعی جهان فراموشش کند.» </span><span style="font-weight: 400;">و بار دیگر اینجا این ثبت شده و بسیار زیبا به آن اشاره شده به بهانه‌ای.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخش دوم این گزارش را در <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/11/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8-2/" target="_blank" rel="noopener"><strong>اینجا</strong></a> بخوانید.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/03/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8/">واپسین کتابت محمدعلی بر دریای ادب</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/10/03/%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25517</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مهتاب حقیقی: سعی کردیم این اثر را همانند طبیعت زیبایش به زبان ساده و مردمی ارائه دهیم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/09/25/%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/09/25/%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Sep 2025 19:30:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[اشك ها و لخندها]]></category>
		<category><![CDATA[اشكها و لبخندها]]></category>
		<category><![CDATA[اشک ها و لبخندها]]></category>
		<category><![CDATA[اشک‌ها و لبخندها]]></category>
		<category><![CDATA[اشکها و لخندها]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[تایماز صبا]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاب حقیقی]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25482</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با مهتاب حقیقی، کارگردان، بازیگر، طراح حرکت، مدیر آوازی و مربی گروه کر نمایش موزیکال «اشک‌ها و لبخندها» سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی –  وست ونکوور نمایش موزیکال «آوای موسیقی» (The Sound of Music)، که در ایران با عنوان «اشک‌ها و لبخندها» شناخته شده است، با آهنگ‌سازی ریچارد راجرز، ترانه‌های اسکار همرشتاین دوم و نمایشنامه‌ای از هاوارد لیندزی و راسل کراوس، برای اولین بار در سال ۱۹۵۹ به روی صحنه رفت. این نمایشنامه بر اساس...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/09/25/%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af/">مهتاب حقیقی: سعی کردیم این اثر را همانند طبیعت زیبایش به زبان ساده و مردمی ارائه دهیم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگو با مهتاب حقیقی، کارگردان، بازیگر، طراح حرکت، مدیر آوازی و مربی گروه کر نمایش موزیکال «اشک‌ها و لبخندها»</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> –  وست ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نمایش موزیکال «آوای موسیقی» (The Sound of Music)، که در ایران با عنوان «اشک‌ها و لبخندها» شناخته شده است، با آهنگ‌سازی ریچارد راجرز، ترانه‌های اسکار همرشتاین دوم و نمایشنامه‌ای از هاوارد لیندزی و راسل کراوس، برای اولین بار در سال ۱۹۵۹ به روی صحنه رفت. این نمایشنامه بر اساس خاطرات ماریا فون تراپ نوشته شد. داستان در اتریش، در آستانهٔ الحاق به آلمان نازی (۱۹۳۸) می‌گذرد و زندگی ماریا را روایت می‌کند؛ دختری که در تردید میان پیوستن به صومعه یا ماندن در زندگی عادی، پرستاری هفت فرزند کاپیتان فون تراپ را می‌پذیرد. او به‌تدریج به کودکان و سپس به پدرشان دل می‌بندد. با فشار نازی‌ها برای پیوستن کاپیتان به نیروی دریایی آلمان، خانواده تصمیم می‌گیرد از اتریش بگریزد. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">اجرای نخست برادوِی با بازی مری مارتین و تئودور بیکل در سال ۱۹۵۹ روی صحنه رفت و پنج جایزهٔ از «جوایز تونی» را از آن خود کرد. دو سال بعد در لندن نیز اجرا شد و از آن زمان بارها بازآفرینی شده است. مهم‌ترین اقتباس آن، فیلم سال ۱۹۶۵ با بازی جولی اندروز و کریستوفر پلامر بود که پنج جایزهٔ اسکار، ازجمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، و جوایز متعدد دیگری دریافت کرد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نمایش موزیکال «اشک‌ها و لبخندها» به زبان فارسی، تنها دو بار در ایران، در تالار وحدت به روی صحنه رفته است؛ بار اول در سال ۱۳۹۲ و بعد در سال ۱۳۹۸، هر دو به‌کارگردانی هادی قضات.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در خارج از ایران اما، این نمایش تاکنون به‌زبان فارسی اجرا نشده است. مایهٔ افتخار ماست که برای اولین بار نمایش «اشک‌ها و لبخندها» به‌زبان فارسی در شهرمان ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. این مهم به‌همت مهتاب حقیقی، هنرمند ساکن این شهر، و تیم بزرگی که او را همراهی می‌کند، محقق می‌شود. این نمایش به‌زودی در روزهای ۳، ۴ و ۵ اکتبر در سالن سنتنیال تیاتر به روی صحنه خواهد رفت (برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ تهیهٔ بلیت این نمایش <a href="https://www.showpass.com/the-sound-of-music-farsi/" target="_blank" rel="noopener"><strong>اینجا</strong></a> کلیک کنید). به‌این مناسبت، گفت‌وگویی داشته‌ایم با مهتاب حقیقی که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *‌ * *</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>خانم مهتاب حقیقی عزیز، پیش از هرچیزی از وقتی که برای این گفت‌وگو به ما دادید، سپاسگزاریم. شما از کودکی با یادگیری پیانو وارد دنیای موسیقی شدید و بعدها مسیرتان به آواز حرفه‌ای و اپرا کشیده شد. لطفاً کمی دربارهٔ روندی که در این مسیر طی کرده‌اید و در مجموع از پیشنیهٔ هنری‌تان، برایمان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپاس از شما که با حضور و حمایتتان سبب دلگرمی تمامی افراد حاضر در این پروژه شدید. من از کودکی به آواز علاقه داشتم و این هنر همیشه من را جذب خودش می‌کرد و دنیای زیبای ارتباط را عمیق‌تر و آهنگین‌تر. در نتیجه، در اولین فرصتی که فراهم شد درنگ جایز نبود و ازآنجایی‌که من به موسیقی کلاسیک علاقه دارم در کنسرواتوار ارمنستان شروع به فراگیری آواز اپرا کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پس از مهاجرت به کانادا، شما فعالیت‌های هنری گوناگونی داشته‌اید که بیشتر در زمینهٔ آواز بوده است. چه شد که تصمیم گرفتید حالا به سمت کارگردانی یک نمایش موزیکال کلاسیک بروید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">من از کودکی به فیلم‌های موزیکال علاقهٔ زیادی داشتم و آوازخواندن من را به وجد می‌آورد، یکی از دلایلی هم که آواز کلاسیک غربی (اپرا) را انتخاب کردم، این بود که اپرا، آوازی داستانی همراه با بازیگری‌ست. تئاتر موزیکال اما مردمی‌تر و قابل‌فهم‌تر است و یکی از علاقه‌مندی‌های من تحقیق و بررسی دربارهٔ اجراها و تولیدات مختلف در این ژانر بوده است.</span><span style="font-weight: 400;"> در نتیجه علاقه‌مندی من برای اجرا و کارگردانی در این زمینه روزبه‌روز بیشتر شد و امروز افتخار این را دارم در کنار تیمی بی‌نظیر کار کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه شد که نمایش «اشک‌ها و لبخندها» را انتخاب کردید؟ آیا خاطره یا پیوند شخصی‌ای با این نمایش یا موسیقی آن دارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از اولین موزیکال‌هایی که در کودکی دیدم، قطعاً «اشک و لبخندها» بوده و ازآنجایی‌که من همیشه علاقه به تدریس داشتم، ارتباط خاصی با نقش ماریا برقرار کردم و چه چیزی زیباتر از اینکه این اثر زیبا را برای مخاطبان فارسی‌زبان دوباره زنده کنیم، آن هم به‌صورت نمایش موزیکال.</span></p>
<figure id="attachment_25489" aria-describedby="caption-attachment-25489" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25489" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%8C-%DB%B7-%D8%B3%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%94-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=640%2C463" alt="تمرین نمایش، ۷ سپتامبر ۲۰۲۵ - عکس‌ها از رسانهٔ همیاری" width="640" height="463" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%8C-%DB%B7-%D8%B3%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%94-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%8C-%DB%B7-%D8%B3%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-%D8%B9%DA%A9%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%94-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=300%2C217&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-25489" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">تمرین نمایش، ۷ سپتامبر ۲۰۲۵ &#8211; عکس‌ها از رسانهٔ همیاری</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اقتباس شما برای اجرای این نمایش به‌زبان فارسی تا چه اندازه به نسخهٔ اصلی نزدیک است؟ برای دریافت مجوز اقتباس فارسی این اثر، چه اقداماتی را انجام دادید و آیا در این مسیر با مشکلی روبرو نشدید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این اثر همچنان کپی‌رایت دارد و برای تولید آن اجازهٔ تغییر داده نمی‌شود، ولی جالب اینجاست که نسخهٔ تئاتر آن که شش سال زودتر از تولید فیلم یعنی در سال ١٩۵٩ در برادوِی روی صحنه رفته، </span><span style="font-weight: 400;">صحنه‌ها و آهنگ‌های بیشتری دارد. قطعاً اولین قدم برای اجرای این اثر، گرفتن حق اجرا (کپی‌رایت) بود که مسیر سختی را برایش سپری کردیم و در نهایت، با صبر و به‌دور از ناامیدی، موفق به اخذ آن شدیم. </span><span style="font-weight: 400;">مرحلهٔ بعدی، ترجمهٔ این اثر بود که قسمت‌هایی از فیلم و آهنگ‌های زیبایش با نسخهٔ‌ اصلی تئاتر مطابقت داشت چرا که اساتید ماندگاری چون کریم فکور با ترجمهٔ ماندگارشان این اثر را در قلب‌های فارسی‌زبانان حک کردند. اما ازآنجایی‌که متن باید با دقت ترجمه می‌شد و با نسخهٔ تئاتر اصلی مطابقت می‌داشت، ما سعی کردیم تا حد امکان </span><span style="font-weight: 400;">دستخوش تغییر نشود و متن و شعرهای جدید را هم ترجمه کردیم. ناگفته نماند که متن شعرهای قدیمی تغییری نکرده‌اند و تنها قسمت‌های جدید که در فیلم وجود نداشت، ترجمه شدند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با توجه به تجربهٔ شما در اپرا و موسیقی کلاسیک، آیا سعی داشته‌اید رنگ‌وبوی اپرایی به این نمایش بدهید؟ یا به‌عکس، خواسته‌اید آن را به زبان ساده‌تر و مردمی‌تری درآورید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سعی کردیم در حد امکان این اثر را همانند طبیعت زیبایش به زبان ساده و مردمی ارائه دهیم که حس زیبای نوستالژی قابل‌لمس باشد.</span></p>
<figure id="attachment_25490" aria-describedby="caption-attachment-25490" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25490" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="عکس از امیرحسین رشیدی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25490" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از امیرحسین رشیدی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه مدت روی این نمایش کار و تمرین کرده‌اید؟ چه کسانی در به‌ثمررساندن این کار بزرگ همراه شما بوده‌اند؟ لطفاً عوامل و دست‌اندکاران این نمایش را معرفی کوتاهی بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال ٢۰١٧ اینجانب افتخار این را داشتم که در کنار همسرم، سروش شاهرس، و دوست هنرمند و گران‌قدرم، تایماز صبا، شروع به گفت‌وگو دربارهٔ اجرای این اثر کنیم و در نهایت در مارس ٢۰٢۴ موفق به اخذ مجوز اجرا شدیم، و تمرین‌ها را به‌صورت منسجم از هفتهٔ اول ژانویهٔ ٢۰٢۵ شروع کردیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همکاران ما در این نمایش بدین شرح‌اند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گروه کارگردانی:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهتاب حقیقی – تیم کارگردانی ، طراح حرکت، مدیر آوازی و مربی گروه کر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تایماز صبا – تیم کارگردانی، مدیر آوازی و مربی گروه کر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طوفان مهردادیان – تیم کارگردانی، دراماتورژ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سارا پورسرخ – تیم کارگردانی </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جوردی رابرتز – مربی مهمان گروه کر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سینا مؤذنی – کارگردان تیزر </span></p>
<figure id="attachment_25491" aria-describedby="caption-attachment-25491" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-25491 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%E2%80%8C%D8%AC%D9%88.png?resize=640%2C402" alt="عکس از علی حقیقت‌جو" width="640" height="402" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%E2%80%8C%D8%AC%D9%88.png?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%E2%80%8C%D8%AC%D9%88.png?resize=300%2C188&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%E2%80%8C%D8%AC%D9%88.png?resize=563%2C353&amp;ssl=1 563w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-25491" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از علی حقیقت‌جو</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تولید و مدیریت صحنه:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سارا عامری – مدیر صحنه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علی مشایخی – دستیار مدیر صحنه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یلدا رسولیان – دستیار مدیر صحنه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سروش شاه‌محمد – مدیر تولید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>طراحی و تیم فنی:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تایماز صبا – طراح صدا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سوگل بیطاری – طراح لباس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مریم خسروی – طراح دکور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هینا نیکیو شا – طراح نور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیسا موسی‌خانی – طراح و مسئول وسایل صحنه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عکاسی و رسانه:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امیرحسین رشیدی – عکاس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علی حقیقت‌جو – عکاس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهدی حسینی – عکاس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهرداد حامدی‌نژاد – فیلم‌بردار</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آوا عسکری – مسئول رسانه‌های دیجیتال و ارتباطات بازاریابی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهشید صدقی – دستیار رسانه‌های دیجیتال</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صحرا امینی – طراح گرافیک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الهام مهرپرور – طراح گرافیک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همتا سرداری &#8211; طراح گرافیک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مشاوران:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپهر سجادیان – مشاور مالی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بازیگران:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نقش‌های اصلی:</b><span style="font-weight: 400;"> مهتاب حقیقی، سیاوش مهرپویا، عمار صدقی، پگاه طالع، آوا عسکری، طوفان مهردادیان، تایماز صبا، و رز ماکاریان</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گروه نوجوانان و کودکان:</b><span style="font-weight: 400;"> الکساندرا ترحمی، رونیا مجنونی، باران احمدی، میگل صفری، یاسمین غفاری‌نژاد، دلارام غزنینی، دیانا آشنایی، الا نائمی، نوا حیدری، مهرآیین نبوی، پانیسا میرحسینی، شهریار شاهپری، ارشیا سمیعی، مرتیا قربانی، باران مهردادیان، و آنیتا شهریاری</span></span></p>
<figure id="attachment_25493" aria-describedby="caption-attachment-25493" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25493" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.png?resize=500%2C333" alt="عکس از امیرحسین رشیدی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.png?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.png?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%DB%8C.png?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25493" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از امیرحسین رشیدی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>خواهران صومعه:</b><span style="font-weight: 400;"> باران مهردادیان، شهرزاد قادری، پانیذ پروین‌روحانی، الهام مهرپرور، صبا تقی‌اکبری، و پگاه طالع</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>همخوانان و گروه کر:</b><span style="font-weight: 400;"> آیدا ایثاری، آزیتا جعفری، گیتا قریشی، هانیه برزگری، مهناز ماشین‌چی، مهشید صدقی، محیا آبومگر، مینا کارگر، نادیا نصرتی، پریوش جمالی، ریحانه شریفیان، صبا نیکزاد، سحر نوراحمر، سمانه بنایی، شهرزاد قادری، یگانه دری، آناهیتا جندقی، آنیتا زنگنه، و رکسانا جعفری</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با همراهی درخشان بازیگران: </b><span style="font-weight: 400;">منصور فیروزبخش، منیر مرتضوی، ژوبین غازیانی، سعید میمانی، شادان فرهمند، بنیامین درایه، یحیی حدادی، یاسمن حسی</span><span style="font-weight: 400;">نی، و مهزیار دیده‌ور</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>انتخاب تعداد زیادی بازیگر کودک و نوجوان چگونه انجام شد؟ چه معیارهایی داشتید و مهم‌ترین اصل در کار با آن‌ها چه بود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ماه سپتامبر آدیشن‌ها انجام شد و با بررسی دقیق گروه، بازیگران کودک، نوجوان و بزرگسال را انتخاب کردیم. که قطعاً یکی از ویژگی‌های این انتخاب قابلیت آوازخواندن بود. مهم‌ترین اصل در کار با آن‌ها، مخصوصاً کودکان و نوجوانان، پرورش و هماهنگی آواز و بازیگری بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شما سال‌ها آواز تدریس کرده‌اید. این تجربه چه کمکی در هدایت بازیگران، به‌ویژه در بخش‌های آوازی، به شما کرده است؟ آیا تجربهٔ تدریس شما باعث شده است روش خاصی برای پرورش و هدایت این گروه جوان داشته باشید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من طی این سالیان به‌عنوان مدرس آواز فرصت این را داشتم که با افراد مختلفی کار کنم و روند رشد و یادگیری آن‌ها را بررسی کنم و در این میان، با استعدادهای بی‌نظیری برخورد کردم، و قطعاً این روند رشد، دید دقیقی در برنامه‌ریزی و آماده‌سازی عزیزان برای من و همکارانم فراهم کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با چه چالش‌هایی برای به‌ثمررساندن این پروژهٔ بزرگ روبه‌رو بوده‌اید؟ در طول این مسیر، آیا حمایت‌هایی دریافت کرده‌اید که به شما انگیزه بدهد؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از مهم‌ترین اهداف ما، ارائهٔ این اثر با کیفیت بالا و حد استاندارد جهانی‌ست، و ازآنجایی‌که تئاتر موزیکال تلفیق هنرهای مختلف مثل آواز، بازیگری و رقص است، سعی کردیم با تمرین زیاد به این امر دست پیدا کنیم و قطعاً حمایت هنرمندانی که در این پروژه هستند، انرژی و دلگرمی مضاعفی را سبب شد.</span></p>
<figure id="attachment_25492" aria-describedby="caption-attachment-25492" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25492" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?resize=500%2C361" alt="عکس از مهدی حسینی" width="500" height="361" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?resize=300%2C217&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/09/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?resize=240%2C172&amp;ssl=1 240w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25492" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از مهدی حسینی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بعد از این نمایش، چه پروژه‌های تازه‌ای در ذهن دارید؟ باز هم نمایش موزیکال، یا بازگشت به صحنهٔ اپرا؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قطعاً این مسیر را ادامه خواهیم داد چرا که پیوند زیبایی بین هنرمند و مخاطب ایجاد می‌کند و به‌زودی پروژه‌های بعدی را اعلام خواهیم کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در پایان، ضمن سپاس دوباره از وقت شما برای این گفت‌وگو، اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپاس از محبت و حمایت شما، امیدواریم بتوانیم لحظاتی فراموش‌نشدنی را برای مخاطبان عزیز رقم بزنیم و این عشق و زیبایی را گسترش دهیم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/09/25/%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af/">مهتاب حقیقی: سعی کردیم این اثر را همانند طبیعت زیبایش به زبان ساده و مردمی ارائه دهیم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/09/25/%d9%85%d9%87%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%db%8c-%d8%b3%d8%b9%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25482</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حسین مارتین فاضلی: چیزی که بدون آن هیچ موفقیتی امکان‌پذیر نیست، عشق و سرسختی است</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/07/02/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b6%d9%84%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/07/02/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b6%d9%84%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jul 2025 01:03:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[حسین فاضلی]]></category>
		<category><![CDATA[حسین مارتین فاضلی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25125</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور این مطلب در شمارهٔ ۲۳۹ رسانهٔ همیاری مورخ ۶ ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شده بود ولی به‌دلیل رخدادهای مرتبط با جنگ اسرائیل و ایران با تأخیر روی وب‌سایت و شبکه های اجتماعی رسانهٔ همیاری قرار داده می‌شود. سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – ونکوور حسین مارتین فاضلی، شاعر، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان ایرانی-کانادایی است که سال‌ها در آمریکای شمالی به‌عنوان یکی از کارگردانان طراز اول...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/07/02/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b6%d9%84%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87/">حسین مارتین فاضلی: چیزی که بدون آن هیچ موفقیتی امکان‌پذیر نیست، عشق و سرسختی است</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور</b></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt; color: #800000;">این مطلب در شمارهٔ ۲۳۹ رسانهٔ همیاری مورخ ۶ ژوئن ۲۰۲۵ منتشر شده بود ولی به‌دلیل رخدادهای مرتبط با جنگ اسرائیل و ایران با تأخیر روی وب‌سایت و شبکه های اجتماعی رسانهٔ همیاری قرار داده می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">حسین مارتین فاضلی، شاعر، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان ایرانی-کانادایی است که سال‌ها در آمریکای شمالی به‌عنوان یکی از کارگردانان طراز اول فعالیت کرده است. او بیش از دو دهه در زمینهٔ تولید، کارگردانی و نویسندگی آثار داستانی و مستند در تلویزیون و سینما فعال بوده و تجربه‌ای گسترده در سطح بین‌المللی دارد. فیلم‌های او در سراسر جهان در شبکه‌های بزرگ بین‌المللی پخش و تا زمان انجام این گفت‌وگو موفق به دریافت ۴۵ جایزهٔ بین‌المللی شده‌اند. طی سال‌ها، او با نهادهایی مانند برنامهٔ پیشرفت و توسعهٔ سازمان ملل متحد (UNDP)، کمیسیون اروپا، و سازمان بین‌المللی عدمِ‌خشونت در پروژه‌های گوناگون سینمایی و تلویزیونی، ازجمله کارزارهای ملی و منطقه‌ای که به موضوعاتی همچون حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق اقلیت‌ها پرداخته‌اند، همکاری داشته است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">از فوریهٔ سال جاری تاکنون، چندین بار خبر موفقیت فیلم مستند «من گیتسَن هستم» (I Am Gitxsan) ساختهٔ حسین مارتین فاضلی را در چند فستیوال فیلم معتبر شنیده‌ایم؛ از جایزهٔ «الهام‌بخش‌ترین فیلم سال» در «جشنوارهٔ فیلم سنتا فه»، تا «بهترین فیلم بلند بومی» در «جشنوارهٔ فیلم بین‌المللی میشیگان»، تا «بهترین فیلم مستند بلند» در «جشنوارهٔ فیلم آمریکای بومی و لاتین» در لس آنجلس،… و البته با توجه به پذیرفته‌شدن این فیلم در تعداد بسیار زیادی از دیگر جشنواره‌ها، انتظار می‌رود که همچنان بر تعداد این جوایز افزوده شود. به‌همین مناسبت گفت‌وگویی داشته‌ایم با حسین مارتین فاضلی، این کارگردان سرشناس ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور، تا با ایشان و کارهای برجسته‌شان هرچه بیشتر آشنا شویم. توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آقای فاضلی عزیز، سپاس فراوان داریم از اینکه دعوت ما را برای این گفت‌وگو پذیرفتید. البته که شما نیازی به معرفی ندارید و اغلب هم‌وطنان شما را به‌عنوان فیلم‌سازی برجسته با کارهایی شاخص در کارنامه‌تان می‌شناسند، هرچند برای خوانندگانی که ممکن است کمتر با شما و کارهایتان آشنا باشند، چگونه خود را معرفی می‌کنید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپاس از شما برای دعوت من به این گفت‌وگو! من نویسنده و سینماگر ایرانی مقیم کانادا هستم. تاکنون ۶ مجموعه‌شعر چاپ کرده و ۹ فیلم کوتاه و بلند ساخته‌ام. فیلم‌هایم در شبکه‌های تلویزیونی مختلف دنیا پخش شده‌اند و موفق به دریافت ۴۵ جایزه از فستیوال‌های جهانی فیلم. برای اطلاع بیشتر از کارهای سینمایی من، خوانندگان می‌توانند به پایگاه اینترنتی </span><a href="http://www.fazelifilms.com"><span style="font-weight: 400;">fazelifilms.com</span></a><span style="font-weight: 400;"> مراجعه کنند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اگر مایلید درباره‌اش صحبت کنید، لطفاً بفرمایید چه شد که ایران را ترک کردید و داستان مهاجرت شما به کانادا چه زمانی و چگونه بود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من ایران را در نوجوانی ترک کردم؛ چند سال بعد از پیروزی انقلاب. از طریق خلیج فارس گریختم، و البته گریزم بی‌دردسر نبود: در آب‌های مه‌آلود خلیج گم شدیم و بعد درگیر با توفان… در آخر هم جنگ و گریزی با قایق‌های سپاه داشتیم! اما جان سالم به در بردم و پس از چند روز به امارات رسیدم. قول قاچاقچی‌ها این بود که به‌فاصلهٔ دو هفته بعد از ورود به دوبی مرا با پاسپورت جعلی به اروپا بفرستند، اما به قولشان عمل نکردند و به‌اصطلاح قالی را از زیر پایم کشیدند و موجب شدند که به‌مدت چهار سال به‌طور غیرقانونی در دوبی زندگی کنم. در نهایت اما آژانس پناهجویان سازمان ملل متحد از وضع من و تعداد دیگری از متقاضیان پناهندگی در امارات باخبر شد و گروهی را برای تحقیق روانهٔ دوبی کرد. آن گروه هم پروندهٔ مرا با مهر تأیید به سفارت کانادا در ابوظبی فرستاد و بعد از یک سال توانستم از تبعید ناخواسته در دوبی خلاص شوم و به تبعید خودخواسته در کانادا بیایم! این حکایت سال‌های اول دههٔ نود میلادی است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پیش از اینکه به سؤالاتم دربارهٔ حرفهٔ تخصصی و علائق شما بپردازم، کنجکاوم بدانم چطور شد که «نانام»‌ را به‌عنوان تخلص خود انتخاب کردید. همچنین اگر مایلید، بفرمایید چه شد که نام میانی غیرایرانی، یعنی «مارتین»، را برای خودتان برگزیدید؟</b><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«نانام» تخلصی اعتراضی است. اول اسم را می‌خوانیم، بعد اثر را. اسم، اثر را توجیه می‌کند، نه برعکس. و ‌برعکس باید خواند. در جهانِ اسم‌ها، اثرها کم‌رنگ می‌شوند یا به رنگ واقعی خود نمی‌رسند. «نانام» دادخواستی‌ست علیه این نظمِ تحمیلی!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«مارتین» حکایت ساده‌تری دارد. کودک که بودم، پدرم شیفتهٔ دو شخصیت آمریکایی بود؛ نیل آرمسترانگ و مارتین لوتر کینگ. این است که گهگاه به‌جای حسین، مرا «نیل» یا «مارتین» صدا می‌زد. طی سالیانِ زندگی در غرب، نیل به‌تدریج کم‌رنگ و ناپدید شد، اما مارتین ماند. این «مارتین» میانی البته به من کمک کرده است که یکی از چهار «حسین فاضلیِ» دیگر در جهان نباشم! سه نفر از این دوستان مانند خودم انسان‌هایی عادی و درگیر با مسائل معمول هستی به نظر می‌رسند. یکی حسین فاضلی، قهرمان سابق دو ماراتون ایران، است و دیگری به‌گمانم شاعری در خراسان باشد. سومی را نمی‌دانم کیست، اما چهارمی ظاهراً از سرداران سپاه است!&#8230; این جداماندن کمک کرده است که شب‌ها راحت‌تر بخوابم! </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه شد که به فیلم‌سازی علاقه‌مند شدید و این کار به حرفهٔ اصلی شما بدل شد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">می‌گویند مردها در کودکی یا می‌خواهند ژنرال شوند یا هنرپیشهٔ سینما! من می‌خواستم هنرپیشه شوم: نه اینکه استعداد خاصی داشته باشم، تنها شورش را داشتم! سرنوشت اما در نهایت مرا از جلو دوربین به پشت آن برد؛ چون انقلاب و تبعات آن ازجمله تبعید، جدایی از ریشه‌ها، شوک فرهنگی و غیره… مرا به موجودی پرسؤال تبدیل کرده بود.</span><span style="font-weight: 400;"> داستایفسکی می‌گوید: «رنج، سرآغاز خودآگاهی است.» رنجِ تبعید سر آغاز خودآگاهی من شد و اولین چیزی که با خودآگاهی می‌آید، پرسش است؛ آن «چرا»ی سوزان!&#8230; چرا جهان این‌گونه آشفته و بی‌رحم است و چرا انسان‌ها این‌گونه ناتوان و مقهور؟ من فیلم‌ها، و همین‌طور کتاب‌هایم، را برای یافتن پاسخی به این پرسش می‌نویسم و می‌سازم. </span></span></p>
<figure id="attachment_25133" aria-describedby="caption-attachment-25133" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25133" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld1.jpeg?resize=500%2C335" alt="" width="500" height="335" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld1.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld1.jpeg?resize=300%2C201&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25133" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">Photo by Gillian Greenfeld</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فیلم‌های شما در شبکه‌های بزرگ بین‌المللی ازجمله سی‌بی‌سی، بی‌بی‌سی، آرته و کانال+ پخش شده‌اند و جوایز متعددی را نیز از آنِ خود کرده‌اند. رمز این موفقیت را چه می‌دانید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">متأسفانه پاسخ دقیقی برای این سؤال ندارم! </span><span style="font-weight: 400;">«موفقیت» یک اثر سینمایی دلایل متعددی می‌تواند داشته باشد؛ از بخت و اقبال سینماگر بگیر تا آرایش هیئت ژوری تا موضوعات سیاسی روز! اما چیزی که بدون آن هیچ موفقیتی امکان‌پذیر نیست، عشق و سرسختی است؛ و البته عشق، سرسختی می‌آورد! </span><span style="font-weight: 400;">فرانسوا تروفو، سینماگر فرانسوی، می‌گوید: «کارگردانیِ سینما مانند ناخداییِ یک کشتی در حال غرق‌شدن است!» فرقی نمی‌کند که پروژه‌ات در چه سطحی باشد و بودجه‌ات به چه اندازه. تو به‌هر حال به‌عنوان کارگردان با مشکلاتی غیرمنتظره و پیچیده روبرو خواهی شد و اگر عشق و سرسختی نباشد، عاقبت جایی تسلیم توفان می‌شوی. من وقتی که سینما درس می‌دهم، در اولین جلسه از دانشجویانم می‌پرسم که آیا می‌توانند ناخدای یک کشتی در حال غرق‌شدن باشند یا نه؟ اگر که پاسخ مثبت بود، پنجاه درصد کار انجام شده است! </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بیشتر فیلم‌هایی که شما ساخته‌اید، به‌ویژه فیلم‌های مستندتان، روی مسائل اجتماعی و ناعدالتی تمرکز دارند. البته کارهایی هم دارید که بر اساس ادبیات داستانی‌اند، یا به‌اصطلاح فیکشن. علاقهٔ شخصی‌تان بیشتر متمایل به کدام‌یک است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">علاقهٔ من به سینمای داستانی بیشتر از سینمای مستند است، و البته به‌دلایل کاملاً خودخواهانه! در سینمای داستانی کنترل کار به دست توست و می‌توانی اسب خیال را همان‌طور که می‌خواهی، و تا آنجا که می‌خواهی، بدوانی. در سینمای مستند اما این‌طور نیست؛ تو با واقعیتی سروکار داری که مربوط به تخیل نمی‌شود و به‌عنوان سینماگر تنها می‌توانی اندیشه و آفرینشت را بر آن «سوار» کنی. به‌تعبیری، سینمای داستانی مانند کوزه‌گری‌ست و سینمای مستند مانند موج‌سواری. کوزه‌گر کوزه را هرطور که خواست می‌تواند شکل بدهد، اما موج‌سوار باید با موج کنار بیاید و در قاب و قالبی که موج برایش می‌چیند، فرازوفرودش را تعیین کند. اینکه گفتم البته مربوط به علاقه و سلیقهٔ شخصی سینماگری به‌نام حسین فاضلی می‌شود. </span><span style="font-weight: 400;">به جامعه و انسان که می‌رسد، حرف اول را نه سینمای داستانی که سینمای مستند می‌زند. در دنیای امروز هیچ ژانری قدرت سینمای مستند را برای تأثیرگذاری بر روندهای مدنی و اجتماعی ندارد. فیلم مستندی مانند «ماهی سیاه» (Blackfish) در سال ۲۰۱۳ شرکت چندملیتی سی‌وُرلد (SeaWorld) را به زانو درآورد. فیلم «منطقهٔ امن» (No Fire Zone) نزدیک بود موجب سقوط دولت سری‌لانکا شود!</span><span style="font-weight: 400;"> مستند، اگر خوب کار شود، پلتفرم بسیار نیرومندی برای دگرگونی اجتماعی است. علت اصلی تمایل من به سینمای مستند، شاید این باشد که سینماگری به‌شدت اجتماعی‌اندیش هستم. </span></span></p>
<figure id="attachment_25131" aria-describedby="caption-attachment-25131" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-25131 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld2.jpeg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld2.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld2.jpeg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld2.jpeg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25131" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">Photo by Gillian Greenfeld</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سوژه‌های فیلم‌های مستندتان را چطور می‌یابید و ملاک شما برای انتخاب آن‌ها چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سوژه‌ها را در بیشتر موارد به‌تصادف و بدون قصد و غرض قبلی پیدا می‌کنم؛ مطلبی در فیس‌بوک می‌بینم یا ایمیلی از یک کنشگر مدنی دریافت می‌کنم یا داستانی در پاریس ریویو می‌خوانم. گاهی حتی گپ و گفت‌وگویی کافه‌ای با دوستی الهام‌بخش می‌شود! در مورد ملاک، مبنای انتخابم برای سوژه معمولاً دو چیز است: چندبعدی‌بودن داستان و چالش‌برانگیزبودن آن! </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>می‌شود حدس زد که فیلم‌سازی مستند به‌لحاظ احساسی فرآیندی طاقت‌فرسا باشد، چون معمولاً فیلم‌ساز با مسائل و موضوعاتی دردناک و غم‌انگیز سروکار دارد. در چنین مواقعی چگونه سلامت عاطفی خود و دیگر دست‌اندرکاران را حفظ می‌کنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پرسش بسیار خوبی‌ست! خوشبختانه یا بدبختانه، داستان‌هایی که من تعریف می‌کنم، معمولاً دربرگیرندهٔ رنج‌های عمیق، بی‌عدالتی و تروما هستند، و سنگینی این تجربیات خواه‌ناخواه تأثیرات منفی خودش را بر آدم می‌گذارد. برای من، نیاز به «سم‌زدایی» بسیار واقعی است!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راه‌حال‌های من معمولاً ساده‌اند؛ نوشتن، یوگا، شنا، سفر، درآغوش‌گرفتن دوستان و فریادکشیدن در فضاهای خالی! با این‌همه باز گاهی احساس می‌کنم که دارم در تاریکی و تالاب غرق می‌شوم. همین چند ماه پیش، مستندی را در مورد بومیان استان بریتیش کلمبیا تمام کردم و در جریان ساخت فیلم با تعدادی از بازماندگان «مدارس شبانه‌روزی» به گفت‌وگو نشستم. برخی از داستان‌ها به‌شدت وحشتناک بودند؛ از به‌کوره‌انداختن نوزادان تازه‌به‌دنیاآمده بگیر تا تجاوز به دختران پنج یا شش‌ساله! شناعتی در حد شناعت نازی‌ها! جایی در حین فیلمبرداری، احساس می‌کردم که قلبم دارد از کار می‌ایستد؛ تقریباً به نقطهٔ پایانی صبر و تحمل خود رسیده بودم&#8230; عاقبت کار را به‌هر ترتیبی که بود بستم، اما بعد از پایان فیلمبرداری به چیزی حدود یک ماه سم‌زدایی هدفمند نیاز داشتم تا دوباره به‌حالت «نرمال» خودم برگردم. خوشبختانه سفری به دامنهٔ کوه‌های هیمالیا همهٔ آن‌چیزی بود که نیاز داشتم&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همکارانم هم همین کارهایی را می‌کنند که من می‌کنم. البته بعضی‌هایشان عاشق‌اند و عشق خیلی کمک می‌کند؛ از بهترین داروها برای افسردگی است! </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25136" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Pic4.jpeg?resize=500%2C395" alt="گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور" width="500" height="395" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Pic4.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Pic4.jpeg?resize=300%2C237&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Pic4.jpeg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>«داستان دو نازنین» (The Tale of Two Nazanins) یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار شماست که به ایران مربوط می‌شود و مهم‌تر آنکه به‌دلیل نجات جان یک دختر جوان مورد تقدیر قرار گرفته است. چطور شد که تصمیم گرفتید دربارهٔ این ماجرای تأثیرگذار فیلم بسازید؟ چه چالش‌هایی برای ساخت این فیلم داشتید، به‌ویژه اینکه بخشی از ماجرا در ایران می‌گذشته است؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجازه بدهید که در ابتدا برای خوانندگانی که ممکن است با فیلم آشنا نباشند، یک نمای کلی از داستان ارائه بدهم. در زمستان سال ۲۰۰۷، دختری ۱۷ ساله به‌اسم نازنین فاتحی در پارکی در کرج با خواهرزاده‌اش در حال قدم‌زدن بود که از سوی سه مرد که قصد تجاوز به آن‌ها را داشتند، مورد حمله قرار گرفت. نازنین که دختری شیردل بود، با چاقویی که در کیف داشت از خود و خواهرزاده‌اش دفاع کرد و در پی زدوخوردی کوتاه یکی از مهاجمان را کشت، دومی را زخمی کرد و سومی را مجبور به فرار! دقایقی بعد، نازنین به یک ایستگاه پلیس در نزدیکی پارک رفت و ماجرا را گزارش داد. پلیس اما به‌جای حمایت از او، به زندانش انداخت و دو هفته بعد، قوهٔ قضاییه در تهران او را به‌اتهام قتل عمد به اعدام محکوم کرد!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کمی بعد از صدور حکم، فعال حقوق بشری و ملکهٔ زیبایی ایرانی-کانادایی، نازنین افشین‌جم، کمپینی برای نجات نازنین فاتحی به راه انداخت و با من تماس گرفت تا در مورد پروژه‌ای رسانه‌ای برای حمایت از پرونده صحبت کنیم. ایدهٔ ساخت فیلم به‌این ترتیب شکل گرفت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگردم به پرسش شما. ما در ساخت فیلم با دو چالش عمده روبرو بودیم. اولین چالشمان، زمان بسیار محدود بود. نازنین فاتحی حکم دادگاهِ اول را به چالش کشیده و درخواست محاکمهٔ مجدد کرده بود. دادگاه تجدیدنظر قرار بود ۶ هفته بعد تشکیل شود. اگر آن دادگاه، حکم دادگاه اول را تأیید می‌کرد، فاتحی به‌فاصلهٔ ده روز در زندان اوین به دار آویخته می‌شد. به‌این ترتیب ما فقط ۶ هفته وقت داشتیم تا فیلم را تمام کنیم و در سینمای مستند ۶ هفته زمانی است که برای تحقیق و پیش‌تولید نیاز داری! وقت به‌شدت ضیق بود و فشار به‌شدت بالا! </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25130" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/The-Tale-of-Two-Nazanins.jpg?resize=500%2C367" alt="گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور" width="500" height="367" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/The-Tale-of-Two-Nazanins.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/The-Tale-of-Two-Nazanins.jpg?resize=300%2C220&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با زمان کمی که در اختیار داشتیم، تیم‌ها را به‌سرعت اعزام کردیم؛ یک تیم به ایران فرستادیم برای پوشش مخفیانهٔ داستان، که کارشان را هم عالی انجام دادند، و تیم دیگری به برلین برای مصاحبه با رئیس بخش ایران در عفو بین‌الملل، و تیم سوم هم به اتاوا و تورنتو برای ضبط واکنش نهادهای مدنی و دولت کانادا. دورهٔ بسیار آشفته‌ای بود؛ راش‌ها را بلافاصله بعد از دریافت، تدوین می‌کردیم و تدوینمان ۲۴ ساعته بود! فشار کار در حدی بود که من در اتاق تدوین می‌خوابیدم. به نظر می‌رسید که در یک مسابقهٔ مرگ و زندگی با زمان در حال رقابتیم! با وجود تمام این محدودیت‌ها و موانع، اراده و بخت دست به دست هم دادند و مدد کردند، و ما موفق شدیم که فیلم را طی همان شش هفته و درست قبل از محاکمهٔ مجدد خانم فتحی به پایان برسانیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">چالش دوم، برقراری تعادل بین وجوه دراماتیک کار و وجوه سیاسی‌-اجتماعی آن بود. من نمی‌خواستم که فیلم شعاری شود و تبدیل به پروپاگاندایی علیه سیاست‌های زن ستیزانهٔ جمهوری اسلامی. قصدم این بود که تا حد ممکن «بی‌طرف» باقی بمانم، فقط داستان را تعریف کنم و بگذارم که خود مردم در مورد لایه‌های سیاسی و اجتماعی کار تصمیم بگیرند. این البته کار راحتی نبود. </span><span style="font-weight: 400;">آن‌کس که مستند اجتماعی می‌سازد، به‌هر حال، و چه بخواهد و چه نه، درگیر با مسائل مدنی جامعه است و در کشوری مثل ایران که با هرگونه مطالبهٔ مدنی برخورد امنیتی می‌شود، بی‌طرف‌ماندن تقریباً غیرممکن است. با این‌همه من در حد امکان تلاش کردم که خودم و دیدگاه‌هایم را از معادله بیرون بکشم و اجازه بدهم که خودِ داستان در مورد ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعهٔ ایران حکم بدهد. </span></span></p>
<figure id="attachment_25134" aria-describedby="caption-attachment-25134" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25134" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld.jpeg?resize=500%2C333" alt="" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld.jpeg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Gillian-Greenfeld.jpeg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25134" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">Photo by Gillian Greenfeld</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فکر می‌کنید مستند «داستان دو نازنین» و البته کارزاری که برای رهایی نازنین فاتحی شکل گرفت، چقدر در آزادی این دختر جوان نقش داشت؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد از ساخت فیلم و پخش بخش‌هایی از آن در شبکه‌هایی مانند بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان، کمپین آزادی نازنین فاتحی موفق شد که در ظرف ۴۸ ساعت ۳۵۰٬۰۰۰ امضا را در طوماری جمع‌آوری کند و به‌همراه نامه‌ای اعتراضی به دفتر سازمان ملل در نیویورک بفرستد. این موج از حمایت بین‌المللی فشار بر دستگاه قضایی ایران را به‌طور قابل‌توجهی افزایش داد و یک هفته بعد از بیرون‌آمدن و پخش محدود فیلم، دادگاه تجدیدنظر، حکم اعدام دختر جوان را لغو و او را آزاد کرد. این را که فیلم چقدر در این تصمیم تأثیر داشته، به‌احتمال تنها خود مقامات قضایی ایران می‌دانند! بی‌تردید تأثیر داشته، اما در مورد میزان تاثیرش نظر دقیقی نمی‌توانم بدهم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>یکی از کارهای برجستهٔ شما، فیلم پولان (Phoolan) است؛ فیلمی دربارهٔ پولان دِوی، یک زن راهزن هندی که بعدها وارد سیاست شد و تا زمان ترورش به‌عنوان نمایندهٔ مجلس خدمت کرد. چه شد که این موضوع توجه شما را جلب کرد و با وجود اینکه پیش از آن چند فیلم دربارهٔ این شخصیت ساخته شده بود، تصمیم گرفتید روایت‌گر این داستان باشید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ابتدا و پیش از پرداختن به داستان بگویم که فیلم هنوز به پایان نرسیده و ما اکنون در مراحل میانی تدوین هستیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله، زندگی پولان دِوی حکایت شگفت‌انگیزی در مورد توانایی انسان برای عبور از موانع و رسیدن به هدف است. پولان که بسیاری او را به‌نام «ملکهٔ راهزنان هند» می‌شناسند، در دههٔ ۶۰ میلادی در روستایی کوچک در ایالت اوتار پرادش در خانواده‌ای از کاست‌های پایینی جامعه به دنیا آمد و از همان سنین کودکی به‌علت حس عدالت‌خواهی‌اش با خشونت‌های مکرر روبرو شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از جان‌به‌دربردن از یک تجاوز وحشیانهٔ گروهی در سن ۱۷ سالگی، پولان رهبر گروهی یاغی شد که هرکدام به‌دلیل بی‌عدالتی راه کوه و بیابان را در پیش گرفته بودند. در این دسته و از طریق این دسته بود که وی متجاوزان خود را شناسایی کرد و عده‌ای از آنان را به قتل رساند. به‌تدریج و در طی زمان، پولان خار چشم تمامی مردانی شد که به زنان و دختران تعدی می‌کردند. اگر مادری می‌خواست انتقام تجاوز به دخترش را بگیرد، به سراغ پولان دوی می‌رفت، و پولان هم به‌نام مادر انتقام می‌گرفت! عدالت‌خواهی پولان بُعد مهم دیگری هم داشت و آن کمک به بینوایان بود. او تبدیل به یک «رابین هود» در منطقه شده بود و در هر فرصتی از ثروتمندان می‌دزدید و به فقرا می‌داد. کار طوری بالا گرفت که پولان از طرف مقامات قضایی هند به‌عنوان «خطرناک‌ترین مجرم کشور» شناخته شد و دولت در سطحی گسترده نیروهای نظامی و انتظامی را برای دستگیری یا کشتن او به منطقه اعزام کرد. اما پیداکردن پولان کار راحتی نبود، چرا که مردم عادی پشتیبان او بودند یا برایش خبرچینی می‌کردند یا هنگام نیاز، او و دسته‌اش را در خانه‌های خود پناه می‌دادند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد از ۴ سال جنگ‌وگریز با نیروهای دولتی، پولان عاقبت شروط خود را برای تسلیم داوطلبانه اعلام می‌کند و دولت هم آن‌ها را می‌پذیرد و به‌این ترتیب در سال ۱۹۸۳ او سلاح خود را بر زمین می‌گذارد و برای ۱۰ سال به زندان می‌رود. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25129" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Phoolan1.jpg?resize=382%2C500" alt="گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور" width="382" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Phoolan1.jpg?w=382&amp;ssl=1 382w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Phoolan1.jpg?resize=229%2C300&amp;ssl=1 229w" sizes="auto, (max-width: 382px) 100vw, 382px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در زندان داستان جالب‌تر هم می‌شود و پولان که حالا آرامشی نسبی به دست آورده، به خواندن کتاب‌های مربوط به نظام کاست‌محور در هند می‌پردازد و به‌تدریج خودآگاهی سیاسی‌اش که تا امروز غریزی بوده، وجهی نظری و روشنفکرانه هم پیدا می‌کند. از سوی دیگر، او به یوگا و مراقبه رو می‌آورد و در طی زمان، خشونت را تقبیح می‌کند و به‌عنوان مبارزی خشونت‌پرهیز از زندان بیرون می‌آید. آزادی او در همهٔ رسانه‌های هند و تقریباً تمام رسانه‌های همه‌گیر جهان مانند گاردین، نیویورک تایمز و لوموند بازتاب پیدا می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدتی پس از خروج از زندان، پولان عضو حزب سوسیالیست اوتار پرادش می‌شود، خود را کاندیدای نمایندگی مجلس فدرال می‌کند و در سال ۱۹۹۶ در نبردی تاریخی با رقبای قدرتمند دست راستی‌اش، به پیروزی قاطع می‌رسد. پیروزی او سیستم سیاسی هند را شوکه کرده و در بهت فرو می‌بَرد، چرا که این اولین بار است که فردی از کاست‌های پایینی جامعه به نمایندگی مجلس انتخاب می‌شود. پولان این برد را بار دیگر در سال ۲۰۰۰ هم تکرار می‌کند&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">داستان زندگی پولان، افسانه‌ای و به‌شدت الهام‌بخش است. من سینما و ادبیاتِ خوبِ جهان را به‌تقریب می‌شناسم و داستان معاصر دیگری با این لایه‌های متفاوت، این چالش‌های وحشتناک و این پیروزی‌های باورنکردنی سراغ ندارم! </span><span style="font-weight: 400;">علاقه‌مندان برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ این فیلم، می‌توانند به وب‌سایت </span><a href="http://www.phoolandevimovie.com"><span style="font-weight: 400;">phoolandevimovie.com</span></a><span style="font-weight: 400;"> مراجعه کنند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ارتباط با فیلم‌های دیگر در مورد زندگی پولان که فرموده بودید، شوربختانه تاکنون تنها یک فیلم داستانی به‌نام «Bandit Queen» در مورد زندگی او ساخته شده که پر از اشتباهات تاریخی و بیوگرافیکی است. فیلم، که زندگی پولان تا هنگام تسلیم داوطلبانه‌اش را پوشش می‌دهد، آن‌قدر مغلوط است که خودِ پولان در سال ۱۹۹۵ تهیه‌کننده و کارگردان آن را به دادگاه برد و از آنان ۵۰ هزار دلار خسارت گرفت! اتفاقاً نبودِ فیلمی که بتوان از آن به‌عنوان مرجعی برای شناخت پولان استفاده کرد، از دلایل اصلی من برای به‌دست‌گرفتن این کار بود. مستندی که من در حال ساختن آن هستم، برای اولین بار حکایت واقعی زندگی پولان را بازگو می‌کند.</span><b> </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از دیگر مستندهای شما فیلم «میراث جنبش‌های غیرخشونت‌آمیز در ایران» (Legacy of Nonviolent Movements in Iran) است که در آن به انقلاب ۱۳۵۷ و جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ می‌پردازید. با توجه به اینکه کل داستان در ایران می‌گذرد، چه چالش‌هایی برای ساخت این مستند داشتید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اتفاقاً برای ساخت آن فیلم با مشکل خاصی مواجه نشدم. گفت‌وگوهایم را در ونکوور و واشنگتن انجام دادم و همهٔ آرشیو مورد نیازم را، چون کار غیرانتفاعی بود، از یوتیوب برداشتم! از این جهت، کار نسبتاً ساده و بی‌دردسر انجام شد. مشکل اما در حین تدوین فیلم بود و دیدن مکرر صحنه‌های بی‌رحمی رژیم در برخورد با هم‌میهنانم در آن‌سوی مرز! </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>خب می‌رسیم به آخرین کار شما، «من گیتسَن هستم» (I Am Gitxsan) که تاکنون چندین جایزه از جشنواره‌های مختلف را از آنِ خود کرده است. ضمن تبریک برای درخشش این فیلم، لطفاً بفرمایید چه شد که تصمیم گرفتید مستندی دربارهٔ آسیب‌ها و تبعات منفی مدارس شبانه‌روزی بومیان کانادا بسازید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپاسگزارم! «من گیتسَن هستم» داستانِ فینیکس آپرلوو، یک بومی جوان است که تازه از دبیرستانی در ونکوور فارغ‌التحصیل شده و برای درک ریشه‌های بومی‌اش به هیزلتون در بی‌سی سفر می‌کند و در جریان تعاملاتش با بومیان دیگر، به‌ویژه بازماندگان<a href="https://media.hamyaari.ca/2021/06/14/%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b3%da%a9%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%88%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%da%a9/"> «مدارس شبانه‌روزی»</a>، در مورد تاریخ هولناک استعمار می‌آموزد و تصمیم می‌گیرد که نامه‌ای جسورانه به نخست‌وزیر کانادا بنویسد و بی‌عدالت‌های عمیقی را که مردمش در طول تاریخ کانادا با آن مواجه بوده‌اند، افشا کند و توضیح بخواهد. این خلاصهٔ داستان است. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25127" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/I-Am-Gitxsan.jpg?resize=338%2C500" alt="گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور" width="338" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/I-Am-Gitxsan.jpg?w=338&amp;ssl=1 338w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/I-Am-Gitxsan.jpg?resize=203%2C300&amp;ssl=1 203w" sizes="auto, (max-width: 338px) 100vw, 338px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">تصمیم به ساخت فیلم را من نگرفتم. با وجود سمپاتی عظیمی که نسبت به بومیان و فرهنگ طبیعت‌محورشان دارم، من بومی نیستم و تا پیش از شروع کار حتی فکر نمی‌کردم که برای ساختن فیلمی در مورد آنان واجد شرایط باشم! پیشنهاد ساخت فیلم را نه من به گیتسَن‌ها، که گیتسَن‌ها به من دادند؛ ۳ سال پیش تعدادی از بزرگان قبیله برای ملاقات من به ونکوور آمدند و صحبت‌های مقدماتی شروع شد. از همان ابتدا به آنان گفتم که مطمئن نیستم که کاندیدای خوبی برای ساخت فیلمی در مورد آنان و فرهنگ و تاریخشان باشم. اما آنان به‌نظر مطمئن می‌رسیدند! به‌هر حال قرار بر این شد که برای یک سفر تحقیقی چندروزه به سرزمینشان در شمال بی‌سی بروم و بعد از آن تصمیم بگیرم، که این کار را کردم. جای غریبی بود؛ مناطق بکر و دست‌نخورده‌ای را دیدم که به‌لحاظ تصویری غبطه‌برانگیر بودند. چه طبیعتی! آب رودخانه آن‌قدر تمیز بود که می‌شد آن را بدون فیلتر نوشید! و بعد </span><span style="font-weight: 400;">بومیانی را دیدم با دانشی گسترده، قلبی مهربان و بینشی انسانی که گفت‌وگو با آنان آرزوی هر مستندسازی است! من تاکنون چند بار با نوام چامسکی و گابور ماته و سایر روشنفکران مطرح جهان گفت‌وگو کرده‌ام و با مختصات اندیشه‌ورزی پویا، به‌ویژه در کانتکست سینمای مستند، آشنا هستم. اما آنچه که در میان گیتسن‌ها دیدم، یک سروگردن بالاتر از همهٔ انتظاراتم بود. شاعرانی پنهان و اندیشمند! </span><span style="font-weight: 400;">به‌هر حال بعد از آن سفر بود که تصمیم به ساختن فیلم گرفتم و داستانی را که در ذهن داشتم، با بزرگان قبیله در میان گذاشتم و آن‌ها نیز پسندیدند و کار کلید خورد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیلم را همین چند ماه پیش به پایان رساندیم و الان در حال پخش فستیوالی آنیم. تاکنون ده فستیوال فیلم را نمایش داده‌اند که از هفت تای آن‌ها جایزه گرفته‌ایم. </span></p>
<figure id="attachment_25128" aria-describedby="caption-attachment-25128" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25128" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Melanie-Stevens.jpg?resize=375%2C500" alt="" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Melanie-Stevens.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Melanie-Stevens.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-25128" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">Photo by Melanie Stevens</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا برنامه‌ای برای اکران عمومی‌فیلم I Am Gitxsan در ونکوور هست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">فیلم، به‌احتمال در پائیز یا زمستان امسال در ونکوور اکران عمومی خواهد شد. اطلاعات مربوط به اکران، و کلاً خبرهای مربوط به فیلم، را علاقه‌مندان می‌توانند از طریق پایگاه اینترنتی فیلم (</span><a href="http://www.iamgitxsan.com"><span style="font-weight: 400;">iamgitxsan.com</span></a><span style="font-weight: 400;">) یا فیس‌بوک من (/</span><a href="https://www.facebook.com/hossein.m.fazeli"><span style="font-weight: 400;">facebook.com/hossein.m.fazeli</span></a><span style="font-weight: 400;">) دنبال کنند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اخیراً و در دومین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور، فریبا فرجام، کارگردان فیلم مستند «کابوس‌های اقلیمی» که در آن به زندگی ادبی زنده‌یاد محمد محمدعلی پرداخته می‌شود، گفت که وقتی اولین بار ایدهٔ ساخت این فیلم را با آقای محمدعلی مطرح کرده بود، ایشان به این شرط با آن ایده موافقت کرده بودند که فیلم زیر نظر شما ساخته شود. لطفاً کمی از این تجربه برایمان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی انسان عزیزی بود. با وجود اینکه ارتباطمان تنگاتنگ نبود و من در کل شاید پنج یا شش بار ایشان را از نزدیک دیدم، اما نسبت به هم و کار هم ارادت داشتیم. به‌گمانم ماجرا از آنجا شروع شد که آقای محمدعلی در سال ۲۰۱۷ به یکی از سخنرانی‌های من در مورد سینما در دانشگاه اس‌اف‌یو آمدند و حرف‌هایم نظر ایشان را جلب کرد. از طرف دیگر، ایشان با کسانی دوستی داشتند که دوستدار من بودند، این یک‌سوی سکه. سوی دیگر، مربوط به خانم فرجام می‌شد که برای چند ماه از هنرجویان من در مرکز فرهنگی ایرانیان نورث ونکوور بودند. وقتی که خانم فرجام فیلم را به دست گرفتند، آقای محمدعلی از سر لطف این شرط را گذاشتند که کار با همکاری من انجام شود و خانم فرجام هم، که کارگردان و تهیه‌کنندهٔ فیلم بودند، از سر مهربانی این شرط را پذیرفتند. من هم البته دریغ نکردم و آنچه را که داشتم در طبق اخلاص گذاشتم. با این‌همه در نهایت، کار را خود خانم فرجام، که امروز سینماگر توانمندی‌اند، انجام دادند و من فقط در حاشیه ابراز نظر کردم. همهٔ اعتبار کار متعلق به خود خانم فرجام است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شاید این سؤالی کلیشه‌ای باشد، ولی دوست دارم بپرسم فیلم‌سازهای موردعلاقه‌تان کدام‌اند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">آه، این سؤال سختی‌ست! فیلم‌ساز موردعلاقه زیاد دارم؛ از جان فورد بگیر تا آگنس واردا تا دیویس گوگنهایم تا ماساکی کوبایاشی تا ژان-پیر ملویل تا ژان-لوک گدار. </span><span style="font-weight: 400;">مهم‌تر از فیلم‌ساز اما از دید من، خودِ فیلم است. سینماگرانی هستند که فقط یک یا دو فیلم خوب می‌سازند یا در زرادخانهٔ فیلم‌سازی‌شان یکی دو فیلم، شاهکار از آب در می‌آید. برای نمونه، من به‌عنوان سینماگر ارادت خاصی به لارس فون تریهٔ دانمارکی ندارم، اما «شکستن امواج»ش یک شاهکار سینمایی‌ست.</span><span style="font-weight: 400;"> وقتی‌که برای اولین بار این فیلم را در فستیوالی در اروپا دیدم، منقلب شدم. پس از اکران، نه می‌خواستم با کسی حرف بزنم و نه فیلم دیگری ببینم. یک بطر شراب خریدم، به اتاقم در هتل رفتم و تا ساعت ۵ صبح روز بعد نوشیدم و نوشتم! همین حرف را می‌توانم در مورد فیلمِ شگفت‌انگیز «پیش از باران» میلچو مانچفسکی و «زیبایی بزرگ» پائولو سورنتینو و «عکس‌های دنیای قدیم» دوشان هاناک هم بزنم. </span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25132" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Festival.jpeg?resize=411%2C500" alt="گفت‌وگو با حسین مارتین فاضلی، نویسنده و سینماگر برجستهٔ ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور" width="411" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Festival.jpeg?w=411&amp;ssl=1 411w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Festival.jpeg?resize=247%2C300&amp;ssl=1 247w" sizes="auto, (max-width: 411px) 100vw, 411px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>به‌عنوان مستندسازی کهنه‌کار، چه توصیهٔ یا توصیه‌هایی برای کسانی که می‌خواهند به عرصهٔ مستندسازی وارد شوند، دارید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">فیلم‌ساز باید قبل از هرچیز حرفی برای زدن داشته باشد، و این تنها مربوط به سینما نمی‌شود. ما امروز شکسپیر را نه برای فرم شکسپیر و نه برای زبانش می‌خوانیم. ما شکسپیر را برای حرف شکسپیر می‌خوانیم. به‌لحاظ ساختار دراماتیک، و هم به‌لحاظ زبان، «هملت» نمایشنامهٔ متوسط و حتی بدی است. اما به‌لحاظ حرفی که در مورد زندگی انسان در «عصر تردید» دارد، شاهکار مطلق است! این را به‌راحتی در مورد «مسخ» کافکا و «برادران کارامازوف» داستایوفسکی هم می‌توان گفت. فیلم «آکاتونه»ی پازولینی پر از اغلاط سینمایی است؛ اولین فیلم اوست و حتی نمی‌داند که برای گرفتن یک شاتِ سه‌نفره دوربین را کجا باید بکارد! اما همین فیلم پر از نکته‌های نغز در مورد هستیِ اجتماعیِ انسان است. «بوف کور» هدایت خودمان مورد دیگری است. نمونه‌ها بسیارند. مهم‌ترین بخش کار، یافتنِ حرف و شکل‌دادن به آن است. و برای رسیدن به این، باید خواند و دید و تجربه کرد؛ به‌بیان دیگر، باید زندگی کرد! مهم‌ترین وظیفهٔ حرفه‌ای سینماگر، زندگی‌کردن است! </span><span style="font-weight: 400;">من همیشه به دانشجویانم می‌گویم که در درکِ سینما، خواندن یک مجموعه‌شعر مهم‌تر از خواندن کتابی در مورد لنز و زوایای دوربین است. یک شعرِ خوب نه‌تنها افق دید تو را گسترش می‌دهد و بدیهیاتت را به چالش می‌کشد، که به تو ایجاز می‌آموزد، یعنی مهم‌ترین ویژگی یک سناریو و تدوین خوب! پس اول باید حرف را پیدا کرد. </span><span style="font-weight: 400;">البته این پیداکردن در پروسه و به‌تدریج اتفاق می‌افتد. گاه حتی باید خیز اول را برداشت و کلید را زد تا حرفی که در دل پنهان است، خود را آهسته‌آهسته آشکار کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قدم دوم از دید من پیداکردن مربی و ناظرِ کاربلد است. ساختن فیلم بی‌شباهت به گذشتن از جنگلی انبوه و پرخطر نیست. تازه‌کارها به راهنمایی نیاز دارند که به آنان در مورد خطرهای احتمالی هشدار دهد؛ آنجا نرو، ببرها در کمین‌اند! به این آب نزن، پر از تمساح است! ۸۰ درصد فیلم‌سازی، اجتناب از افتادن در دام است! وقتی که حرف و راهنما با شور و تعهد مخلوط شد، فیلم به‌نحو احسن ساخته می‌شود. </span></p>
<figure id="attachment_25135" aria-describedby="caption-attachment-25135" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25135" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Sid-Parida.jpeg?resize=500%2C333" alt="" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Sid-Parida.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Sid-Parida.jpeg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/07/Photo-by-Sid-Parida.jpeg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-25135" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">Photo by Sid Parida</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>علاقه‌مندان از چه طریقی می‌توانند فیلم‌های شما را تماشا کنند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تعدادی از فیلم‌های من هنوز در چرخهٔ توزیع‌اند. آن‌ها را یا باید در فستیوال‌های فیلم دید یا کانال‌های تلویزیونی. بقیه را به‌گمانم بشود در یوتیوب تا ویمئو پیدا کرد؛ البته خودم چک نکرده‌ام. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شما علاوه بر فیلم‌ساز، شاعر هم هستید و همان‌طور که در ابتدای صحبت اشاره کردید، تاکنون شش مجموعه‌شعر از شما به چاپ رسیده است. گرچه تمرکز ما در این گفت‌وگو روی کار فیلم‌سازی شما و به‌ویژه آثار مستندتان است، برای علاقه‌مندانی که مایل‌اند شعرهای شما را بخوانند، لطفاً بفرمایید کتاب‌های شما را از کجا می‌توان تهیه کرد.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله، شش کتاب شعر دارم. البته من سال‌هاست که دیگر از واژهٔ شعر استفاده نمی‌کنم و به نوشته‌هایم «کار» می‌گویم؛ توضیحِ علتش از حوصلهٔ این گفت‌وگو بیرون است. علاقه‌مندان می‌توانند آخرین کتابم به‌نام «واژیسم»، چاپ نشر آفتاب، را در اینجا پیدا کنند: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.lulu.com/shop/vazhism/vazhism/paperback/product-24252728.html"><span style="font-weight: 400;">lulu.com/shop/vazhism/vazhism/paperback/product-24252728.html</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس دوباره از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپاس از شما برای انجام این گفت‌وگو! نه، حرف دیگری ندارم. پرسش‌ها بسیار خوب و تأمل‌برانگیز بودند. امیدوارم که با پاسخ‌هایم حق مطلب را ادا کرده باشم. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/07/02/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b6%d9%84%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87/">حسین مارتین فاضلی: چیزی که بدون آن هیچ موفقیتی امکان‌پذیر نیست، عشق و سرسختی است</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/07/02/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b6%d9%84%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25125</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی؛ ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/06/02/%d8%aa%d8%a3%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%90%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/06/02/%d8%aa%d8%a3%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%90%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Jun 2025 01:38:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد خیریه محسنی]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد محسنی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[محمدحسین محسنی]]></category>
		<category><![CDATA[مهندس محمدحسین محسنی]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25015</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – ریچموند محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد. او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/06/02/%d8%aa%d8%a3%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%90%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8/">تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی؛ ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – <span style="font-weight: 400;">ریچموند</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های زیست‌محیطی و دیگری در زمینهٔ تولید کابل را پایه گذاشت. مهندس محسنی در کنار مدیریت شرکت‌هایش، با تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی به انجام پروژه‌های خیریهٔ بزرگ در ایران و کانادا پرداخته و پروژه‌های بزرگی را در حوزه‌های درمانی، معیشتی، فرهنگی و عمرانی حمایت و مدیریت کرده است. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در یکی از تازه‌ترین موارد، بنیاد خیریهٔ محسنی ۲۰ میلیون دلار کمک مالی به مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور اختصاص داده است، و به‌همین دلیل مؤسسهٔ تحقیقاتی یادشده به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">مهندس محسنی که دلبستگی خاصی به زادگاهش، اراک، دارد، در کنار پروژه‌های خیریه پیوسته به معرفی این شهر و پیشینهٔ آن پرداخته است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در یک روز بارانی به محل کار ایشان رفتیم تا دربارهٔ راهی که برای دستیابی به موفقیت در این سوی دنیا طی کرده‌اند و فعالیت‌های خیریه‌شان بپرسیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* *‌ * * *</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. لطفاً برای آشنایی بیشتر خوانندگان کمی در مورد سال‌های اقامت در ایران صحبت کنید و اینکه چه شد که به خارج از ایران مهاجرت کردید؟</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من در اراک به دنیا آمدم و تا کلاس یازدهم هم در همان شهر درس خواندم. تا کلاس ششم به مدرسه‌ای در اراک می‌رفتم به‌اسم مدرسهٔ مجیدیه که در واقع مدرسهٔ ارامنه بود. در کنار این مدرسه، کلیسای زیبایی وجود داشت که همین‌حالا هم یکی از زیباترین بناهای تاریخی شهر اراک محسوب می‌شود. مدرسهٔ ما از طریق دالان کوچکی به این کلیسا راه داشت و در آنجا کشیشِ کلیسا که مرد بسیار محترمی بود، هفته‌ای یک‌بار به دانش‌آموزان ارمنی درس دینی و زبان ارمنی می‌داد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد از کلاس ششم رفتم به مدرسهٔ پهلوی که به‌همراه مدرسهٔ صمصامی، دو مدرسه‌ای بودند که از زمان تأسیس دارالفنون به‌دست امیرکبیر، همچنان به‌شیوهٔ جدید و با نظام آموزشی نوین اداره می‌شدند. تا کلاس یازدهم در مدرسهٔ پهلوی درس خواندم، ولی چون این مدرسه، درس ریاضی نداشت، برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفتم و مقطع دوازدهم را در دبیرستان البرز ادامه دادم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دبیرستان البرز در آن‌ سال‌ها از یک نظام آموزشی عالی و پیشرفته‌ پیروی می‌کرد. چند‌وقت که گذشت، ازآنجایی‌که برادرم خیلی زود و در سن یازده‌‌سالگی برای تحصیل به سوئیس رفته بود، من هم با پدرم صحبت کردم که مایلم تحصیلاتم را در خارج از ایران ادامه دهم. بنابراین، رفتم اروپا و در انگلیس ماندگار شدم. در لندن مهندسی مکانیک خواندم و با همسرم هم در انگلیس آشنا شدم. بعد از فارغ‌التحصیلی برگشتم ایران و مدتی در یک شرکت مشاور مهندسی‌ که هلندی بود، استخدام شدم. بعد هم، رفتم به وزارت اقتصاد. </span><span style="font-weight: 400;">در آن‌ سال‌ها برنامهٔ پنجم اقتصادی ایران در حال تدوین و اجرا بود و در بخش برنامه‌ریزی صنایع سنگین به‌عنوان کارشناس، مسئولیتی به من واگذار شد که مسئولیت مهمی هم بود. در ابتدا، برنامه این بود که مرکز صنایع سنگین در اهواز باشد، من یک گزارش مفصل توجیهی تهیه کردم که این مرکز بنابه‌دلایل مهمی باید به اراک منتقل شود. در این گزارش استدلال‌های محکمی برای این جابه‌جایی لحاظ شده بود: اولاً اراک به تهران نزدیک بود و اهواز مسافت زیادی تا مرکز داشت، دوم آنکه هوای اهواز برخلاف هوای مساعد اراک، شرجی و گرم و در مواقعی واقعاً طاقت‌فرسا بود و سوم آنکه وجود نیروی کار فراوان در اراک می‌توانست در توسعهٔ این مرکز نقش مهمی ایفا کند. </span><span style="font-weight: 400;">در نهایت با کوشش و پشتکار همه‌جانبه، طرح انتقال مرکز صنایع سنگین از اهواز به اراک به تصویب رسید که در ادامه، طرح ماشین‌سازی اراک و آلومینیوم اراک و مابقی صنایع مهمی که الان در این شهر وجود دارد، اجرایی شد و توانستیم اراک را به یکی از مراکز مهم صنعتی ایران تبدیل کنیم و یکی از مسئولیت‌های مهم در اجرای طرح آلومینیوم به من واگذار شد.</span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25017" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8519.jpg?resize=500%2C333" alt="تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی
ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور
- - - - - -
محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد.

او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های زیست‌محیطی و دیگری در زمینهٔ تولید کابل را پایه گذاشت. مهندس محسنی در کنار مدیریت شرکت‌هایش، با تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی به انجام پروژه‌های خیریهٔ بزرگ در ایران و کانادا پرداخته و پروژه‌های بزرگی را در حوزه‌های درمانی، معیشتی، فرهنگی و عمرانی حمایت و مدیریت کرده است. 

در یکی از تازه‌ترین موارد، بنیاد خیریهٔ محسنی ۲۰ میلیون دلار کمک مالی به مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور اختصاص داده است، و به‌همین دلیل مؤسسهٔ تحقیقاتی یادشده به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است.

مهندس محسنی که دلبستگی خاصی به زادگاهش، اراک، دارد، در کنار پروژه‌های خیریه پیوسته به معرفی این شهر و پیشینهٔ آن پرداخته است.

در یک روز بارانی به محل کار ایشان رفتیم تا دربارهٔ راهی که برای دستیابی به موفقیت در این سوی دنیا طی کرده‌اند و فعالیت‌های خیریه‌شان بپرسیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.
#کانادا #ونکوور #ایرانیان_ونکوور #بنیاد_محسنی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8519.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8519.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8519.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رفته‌رفته دامنه فعالیت‌های وزارتخانه گسترش یافت و وزیر جدید، آقای انصاری که از واشنگتن آمده بود و در فکر ایجاد یک دفتر فنی برای وزارتخانه بود، از من خواست که این بخش را راه‌اندازی کنم. این همکاری دو سه سالی ادامه داشت و البته تجربهٔ شغلی مغتنمی بود. بعد رفتم به سازمان بنادر و کشتیرانی. بعد از ساماندهی سازمان بنادر، آنجا بود که متوجه شدیم حوزهٔ بنادر و کشتیرانی در بدترین شرایط ممکن قرار دارد. مثلاً وقتی اجناس خریداری شده می‌رسید، جای درخوری برای نگهداری‌شان وجود نداشت. به‌اندازهٔ کافی نه وسایل فنی داشتند، نه انبار و نه جاده‌ٔ مناسب، و در واقع نمی‌دانستند مدیریت زنجیرهٔ تأمین (Supply Chain Management) چیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همان ایام بود که احساس کردیم کشور به یک مرکز ساخت و تعمیر در حوزهٔ حمل‌ونقل دریایی نیاز دارد. بنابراین در مجموعه، طرح اولیهٔ ساخت، تعمیرات و خدمات در بخش حمل‌و‌نقل دریایی مثل کشتی‌سازی و سکوهای دریایی ریخته شد و صنایع کشتی‌سازی خلیج فارس تأسیس شد و راه‌اندازی شرکت کشتی‌سازی خلیج فارس تحقق یافت و من حدود پنج سال، یعنی تا زمان انقلاب در آن بخش مشغول به فعالیت بودم که دورهٔ درخشانی در کارنامهٔ شغلی من به حساب می‌آید. به‌طوری‌که با وجود صدها کارگر و کارمند، تا زمانی که از سازمان بیرون آمدم، حتی یک‌‌بار هم یک شکایت نداشتیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فکر می‌کنم بعد از انقلاب از ایران خارج شدید؛ آیا مستقیماً آمدید به کانادا؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه، رفتم لندن. بعد هم مدت کوتاهی رفتم دانشگاه آکسفورد و در آنجا مدیریت خواندم. بعد هم در لندن دفتر کوچکی باز کردم. رفته‌رفته ضمنِ صحبت و مشورت با چند‌نفرِ دیگر از دوستان ایرانی، به این نتیجه رسیدیم که بستر کانادا برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های شغلی مناسب‌تر است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وقتی آمدید ونکوور، اولین کاری که شروع کردید چه بود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین کارم راه‌اندازی شرکت کوچکی بود که در زمینهٔ مبارزه با آلودگی‌های زیست‌محیطی نفتی فعالیت می‌کرد. در همان دوره اتفاق غیرمنتظره‌ای افتاد که سرنوشت این شرکت را تا حد زیادی عوض کرد. تانکر فوق‌العاده بزرگی در آلاسکا به یک صخره‌ برخورد کرد و چند‌ین هزار بشکهٔ نفت به دریا ریخت. اصلاً قیامتی شده بود. از شرکت ما هم برای مشارکت در ساخت ابزار لازم برای پاک‌سازی آلودگی زیست‌محیطی آن منطقه دعوت شد. قبل از این اتفاق، ما برای موارد کوچک، مثلاً رفع آلودگی از رودخانه‌ها کار می‌کردیم، یا اینکه مثلاً در محدوده‌ای تعدادی بشکهٔ نفت می‌ریخت، یا نشت می‌کرد و شرکت ما می‌بایست آن حوزه را پاک‌سازی می‌کرد. در هر‌حال برطرف‌کردن آن حجم از آلودگی، چالش بزرگ و پیچیده‌ای بود و در نهایت هم آن ناحیه پاک‌سازی شد. وقتی که ارتفاع موج ۲۰ فوت (۶ متر) باشد، شما نمی‌توانید به‌سادگی بحرانی این‌چنینی را کنترل و مدیریت کنید. من در مجموعه دو سه شیفتِ کاری گذاشته بودم و حدود یک‌سال واقعاً زحمت کشیدیم تا با همکاری شرکت‌های دیگر، این بحران مدیریت شد و آن بخش از محیط زیست پاک‌سازی شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پس با وجود اینکه آن‌قدر کارتان گرفته بود و موفق شده بودید، چرا آن کار را رها کردید و ادامه ندادید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای اینکه آن کار بازار ندارد. باید منتظر می‌ماندیم تا کشتی دیگری بخورد به صخره‌ای و شرکت ما وارد عمل شود! هرچند به‌لحاظ عنوانِ شغلی، مرتبه‌ و اعتباری داشت، مثلاً عنوانِ مبارزه با آلودگی محیط زیست را همه دوست دارند و بسیار هم مورد توجه جوامع انسانی پیشرفته است، اما پول‌ساز نیست و دولت هم یک نهاد برای مدیریت بحران‌های مشابه دارد که در صورت بروز چنین مواردی خودشان وارد عمل می‌شوند. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25018" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8526.jpg?resize=500%2C333" alt="تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی
ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور
- - - - - -
محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد.

او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های زیست‌محیطی و دیگری در زمینهٔ تولید کابل را پایه گذاشت. مهندس محسنی در کنار مدیریت شرکت‌هایش، با تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی به انجام پروژه‌های خیریهٔ بزرگ در ایران و کانادا پرداخته و پروژه‌های بزرگی را در حوزه‌های درمانی، معیشتی، فرهنگی و عمرانی حمایت و مدیریت کرده است. 

در یکی از تازه‌ترین موارد، بنیاد خیریهٔ محسنی ۲۰ میلیون دلار کمک مالی به مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور اختصاص داده است، و به‌همین دلیل مؤسسهٔ تحقیقاتی یادشده به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است.

مهندس محسنی که دلبستگی خاصی به زادگاهش، اراک، دارد، در کنار پروژه‌های خیریه پیوسته به معرفی این شهر و پیشینهٔ آن پرداخته است.

در یک روز بارانی به محل کار ایشان رفتیم تا دربارهٔ راهی که برای دستیابی به موفقیت در این سوی دنیا طی کرده‌اند و فعالیت‌های خیریه‌شان بپرسیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.
#کانادا #ونکوور #ایرانیان_ونکوور #بنیاد_محسنی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8526.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8526.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8526.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بعد از آن شما این شرکت را راه‌اندازی کردید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله. در آن مجموعهٔ قبلی، مجبور بودم دو سه شیفت کار کنم، در نتیجه انبار بزرگی اجاره کرده بودم‌. بعد که کار تمام شد، تمامی ابزار و وسایل مربوط به آن حوزهٔ کاری روی دستمان مانده بود. وقتی که بیشتر بررسی و مطالعه کردم، متوجه شدم که همهٔ فروشنده‌های خوب و شرکت‌هایی که کارهای خدماتی به‌ویژه در زمینهٔ مهندسی مکانیک و شیمی ارائه می‌دهند، به کار با شرکت‌های بزرگ علاقه‌مند هستند، و ما وقتی جنس می‌خواستیم باید مکرراً تماس می‌گرفتیم و در آخر هم بهانه می‌آوردند که مثلاً ما گرفتار کار بزرگ‌تری هستیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بعد از مطالعهٔ دقیق، متوجه شدم پیمانکارهای کوچک، سرویس‌های بد می‌گیرند. ضمن اینکه </span><span style="font-weight: 400;">در الگوی کسب‌وکار (business model) اگر خریدارانتان کوچک باشند، خیلی بهتر از این است که دو یا سه خریدار بزرگ داشته باشید که هر روز بیایند و فشار بیاورند و مصرانه تخفیف بخواهند. بعد هم هرکدامشان که بروند، سی‌درصدِ بیزینس رفته است و نمی‌شود چندان روی این بخش کنترل داشت. به‌همین خاطر در حال حاضر در شرک</span><span style="font-weight: 400;">ت ECS به</span><span style="font-weight: 400;">ترین سرویس را برای شرکت‌های کوچک و متوسط ارائه می‌کنیم، تا به‌طور دائم مشتری مجموعه باشند و به‌همین خاطر متجاوز از ۱۰ سال است که ما به‌طور متوالی جزو ۵۰ شرکت برتر کانادا انتخاب شده‌ایم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً کمی دربارهٔ شرکت ECS (Electrical Cable Supply Ltd)‎ برایمان بگویید. در حال حاضر چه جایگاهی در صنعت تأمین کابل در کانادا و آمریکای شمالی دارد و در چه کشورهای دیگری فعالیت می‌کند؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شرکت ECS در سال ۱۹۸۳ تأسیس شد. عرض کردم که در آن دوره، با مطالعه‌ای که داشتم، متوجه شدم شرکت‌های بزرگ به پیمانکاران و واحدهای کوچک و متوسط، سرویس کافی ارائه نمی‌دهند. بنابراین رفتم سراغ بخش‌های میانی و واحدهای خُرد. </span><span style="font-weight: 400;">الان متجاوز از چهل سال است که از تأسیس شرکت ECS می‌گذرد و در حال حاضر یکی از معدود شرکت‌های توزیع‌کنندهٔ کابل در کاناداست و تنها شرکت کانادایی است که از شرق تا غرب کشور، در همهٔ شهرها دفتر و البته توزیع سراسری دارد. از ونکوور و ویکتوریا گرفته تا ادمونتون، کلگری، تورنتو، مونترآل، هلیفکس و شهرهای دیگر. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">علاوه بر شعبات کانادا، ما شبعه‌هایی هم در ابوظبی، قطر و دُبی داریم که کار این نمایندگی‌ها توزیع کابل در آن بخش از خاورمیانه است.</span><span style="font-weight: 400;"> کارمندان مجموعه در حال حاضر بیش از دویست نفرند و ده انبار داریم. کابل‌های ECS، علاوه بر منازل مسکونی و ساختمان‌های اداری، در حوزه‌های کشتی‌سازی، نفت و‌ گاز، معادن، کارخانجات،حمل‌ونقل ریلی و بخش‌های مرتبط با انرژی‌های تجدید‌پذیر مورد استفاده قرار می‌گیرد.</span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25019" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8535.jpg?resize=333%2C500" alt="تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی
ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور
- - - - - -
محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد.

او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های زیست‌محیطی و دیگری در زمینهٔ تولید کابل را پایه گذاشت. مهندس محسنی در کنار مدیریت شرکت‌هایش، با تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی به انجام پروژه‌های خیریهٔ بزرگ در ایران و کانادا پرداخته و پروژه‌های بزرگی را در حوزه‌های درمانی، معیشتی، فرهنگی و عمرانی حمایت و مدیریت کرده است. 

در یکی از تازه‌ترین موارد، بنیاد خیریهٔ محسنی ۲۰ میلیون دلار کمک مالی به مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور اختصاص داده است، و به‌همین دلیل مؤسسهٔ تحقیقاتی یادشده به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است.

مهندس محسنی که دلبستگی خاصی به زادگاهش، اراک، دارد، در کنار پروژه‌های خیریه پیوسته به معرفی این شهر و پیشینهٔ آن پرداخته است.

در یک روز بارانی به محل کار ایشان رفتیم تا دربارهٔ راهی که برای دستیابی به موفقیت در این سوی دنیا طی کرده‌اند و فعالیت‌های خیریه‌شان بپرسیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.
#کانادا #ونکوور #ایرانیان_ونکوور #بنیاد_محسنی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8535.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8535.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آن‌موقع که شما آمدید اینجا، مهاجر ایرانی خیلی زیاد نبود،‌ درست است؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه، آن اوایل تعداد محدودی از ایرانی‌ها در اینجا زندگی می‌کردند. خواهرم هم اینجا بود که دو سه ماه جلو‌‌تر از ما آمده بود. یادم است یک آقایی هم از شرکت نفت اینجا بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>برخورد دولت و مردم با مهاجرانی مانند شما که از ایران آمده بودند، چگونه بود؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ایران، زمانی که من در وزارت اقتصاد بودم، بیشتر با خارجی‌ها کار می‌کردم. حدود شش هفت سال هم در انگلیس درس خوانده بودم و بنابراین برای من زندگی، کار و مناسبات اجتماعی و شغلی در اینجا، خیلی راحت بود. اوایل، تصمیم گرفته بودیم که فقط بیاییم و بررسی کنیم و ببینیم کانادا چطور جایی ا‌ست. ازآنجاکه من اهل طبیعت هستم، همیشه عاشق ونکوور بوده‌ام. شاید این شهر، شهر خواب‌آلودی باشد، اما طبیعت بی‌نظیری دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شما سال‌های زیادی در کانادا کار کرده‌اید، زندگی کرده‌اید، دورهٔ سختی مثل رکود اقتصادی را پشت سر گذاشته‌اید، نظرتان در مورد شرایط فعلی و چشم‌انداز جنگ اقتصادی بین کانادا و آمریکا چیست؟ فکر می‌کنید که دلیلش چیست و اینکه چطور می‌شود با کمترین خسارت از این شرایط گذر کرد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">من فکر می‌کنم کاری که دولت ما تا‌به‌حال کرده، فوق‌العاده هوشمندانه بوده است. برای اینکه اگر شما بخواهید به حرف‌های دولت فعلی آمریکا توجه بکنید، ضدونقیض زیاد دارد و اصلاً نمی‌توانید کارتان را جلو ببرید. از طرفی، وقتی که با کارمندان عادی و با افرادی که دارند چرخ مملکت را می‌چرخانند صحبت می‌کنید، می‌بینید آن‌ها نگرانی‌ چندانی ندارند. این دو مملکت یعنی کانادا و آمریکا grass root دارند، و این ریشه‌ها را نمی‌شود به‌سادگی از هم جدا کرد.</span><span style="font-weight: 400;"> البته هر‌ازگاهی سیاستمداری سروصدایی به راه می‌اندازد، مطبوعات و غول‌های رسانه‌ای هم بر طبل ماجرا می‌کوبند و البته که چه سوژه‌ای از تنش اقتصادی این روزها داغ‌تر! چون بلافاصله هم تیراژ روزنامه‌ها بالا می‌رود و از یک رخوت رسانه‌ای درمی‌آیند و هم استفاده‌های خودشان را از این وضعیت می‌برند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راستش را بخواهید من چندان نگران نیستم. هرچند در کوتاه‌مدت متأسفانه اشخاصی که دمِ این موج‌اند دچار بحران می‌شوند، ولی در مجموع ساختارهای قوام‌یافتهٔ مملکت را نمی‌توانند متزلزل کنند. اصلاً تأثیر ریاست‌جمهوریِ چهارسالهٔ یک فرد، در تغییر بنیان‌ها و ساختارهای پیچیدهٔ اقتصادی یک مملکت چیزی نیست که بشود خیلی نگرانش بود. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25020" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8516.jpg?resize=333%2C500" alt="تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی
ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور
- - - - - -
محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد.

او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های زیست‌محیطی و دیگری در زمینهٔ تولید کابل را پایه گذاشت. مهندس محسنی در کنار مدیریت شرکت‌هایش، با تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی به انجام پروژه‌های خیریهٔ بزرگ در ایران و کانادا پرداخته و پروژه‌های بزرگی را در حوزه‌های درمانی، معیشتی، فرهنگی و عمرانی حمایت و مدیریت کرده است. 

در یکی از تازه‌ترین موارد، بنیاد خیریهٔ محسنی ۲۰ میلیون دلار کمک مالی به مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور اختصاص داده است، و به‌همین دلیل مؤسسهٔ تحقیقاتی یادشده به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است.

مهندس محسنی که دلبستگی خاصی به زادگاهش، اراک، دارد، در کنار پروژه‌های خیریه پیوسته به معرفی این شهر و پیشینهٔ آن پرداخته است.

در یک روز بارانی به محل کار ایشان رفتیم تا دربارهٔ راهی که برای دستیابی به موفقیت در این سوی دنیا طی کرده‌اند و فعالیت‌های خیریه‌شان بپرسیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.
#کانادا #ونکوور #ایرانیان_ونکوور #بنیاد_محسنی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8516.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8516.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ولی تأثیر همین تعرفه‌های جدید بین دو کشور چطور؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تأثیر تعرفه‌ها را بر مشاغل دیگر باید از صاحبان آن مشاغل پرسید، اما در حوزهٔ شغلی ما به‌دلیل اینکه کابل از نیازهای حیاتی و ضروری مملکت است، مقررات خاص خود را دارد و چندان شامل تعرفه نمی‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>من طی مروری که در کارهای شما کردم، کمک شما به پروژه‌های زبان فارسی دانشگاه یوبی‌سی توجهم را جلب کرد. از پروژه‌های دانشگاهی در مقطع دکترا و فوق‌دکترا هم حمایت کرده‌اید و از دپارتمان ایران‌شناسی دانشگاه یوبی‌سی هم حمایت کرده‌اید. دوست داشتم بدانم چرا این کار را کرده‌اید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از سال‌ها پیش برنامه‌‌ای داشتم که مجامع معتبر دانشگاهی اینجا را قانع کنم تا کاری برای ایران انجام دهند. از طرفی، جمعیت ایرانی این شهر هم رفته‌رفته داشت بیشتر می‌شد؛ اگر آمار درست باشد، حدود ۵۰ الی ۶۰‌ هزار‌ نفر ایرانی به این بخش از دنیا مهاجرت کرده‌اند. یک‌بار که با معاون دانشگاه یوبی‌سی صحبت می‌کردم، عنوان کردم در صورتی می‌توانید مدعی باشید یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا هستید که مرکز شرق‌شناسی داشته باشید. با‌وجود این‌همه مهاجر خاورمیانه‌ای در این کشور و در این شهر، بدون داشتن مرکز شرق‌شناسی انگار کاری از پیش نبرده‌اید، در‌حالی‌که آکسفورد و کمبریج و جان هاپکینز و دیگر دانشگاه‌های معتبر هر‌کدام حتماً یک مرکز شرق‌شناسی دارند و عضو مهم این بخش فرهنگی هم ایران است. بخش مهمی از کار دانشگاه، تحقیق و تفحص در مورد فرهنگ، تمدن و تاریخ جوامع انسانی است، به‌خصوص جوامع تمدن‌سازی مثل ایران. معاون دانشگاه پرسید که: «به نظر شما چه باید کرد؟» پیشنهاد دادم که اول باید یک طرح تحقیقی جامع تهیه کرد با این منظور که چطور می‌توان حمایت مالی برای پیشبرد اهداف مورد نظر را جذب کرد. برای انجام این تحقیق، بیست هزار‌ دلار بودجه لازم بود که من تقبل کردم. متأسفانه نتیجهٔ گزارششان بعد از یک پژوهش شش‌ماهه این بود که: «ایرانی‌ها به‌هیچ‌وجه آمادگی کمک برای به‌وجود‌آوردن چنین مرکزی ندارند.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این اولین‌گام در راستای ایجاد یک مرکز در مجامع معتبر دانشگاهی برای معرفی ایران بود. بعدها مسیرهای دیگری را دنبال کردیم، مثلاً یک مورد از آن، همکاری بنیاد محسنی از سال ۲۰۱۵ با بخش مطالعات خاورمیانهٔ دانشگاه تورنتو در زمینهٔ گسترش مطالعات ایران‌شناسی بود. از مهم‌ترین بخش‌های این همکاری می‌توان به تأمین هزینهٔ بورس تحقیقاتی فوق‌دکترای مطالعات ایران‌شناسی اشاره کرد. همین‌طور تدوین و انتشار فصلنامهٔ پژوهش‌های منطقه‌ای و محلی دیار، به‌سردبیری دکتر محمد توکلی طرقی که استاد تاریخ و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه تورنتو هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از طرف بنیاد در این زمینه کارهای متعددی انجام شده، و الان که قدری دست‌وبالمان بازتر شده و فراغت بیشتری هست، خیال دارم یک مرکز فرهنگی-اجتماعی برای ایرانی‌های ساکن در ونکوور راه بیندازم. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25021" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8524.jpg?resize=500%2C333" alt="تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی
ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور
- - - - - -
محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد.

او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های زیست‌محیطی و دیگری در زمینهٔ تولید کابل را پایه گذاشت. مهندس محسنی در کنار مدیریت شرکت‌هایش، با تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی به انجام پروژه‌های خیریهٔ بزرگ در ایران و کانادا پرداخته و پروژه‌های بزرگی را در حوزه‌های درمانی، معیشتی، فرهنگی و عمرانی حمایت و مدیریت کرده است. 

در یکی از تازه‌ترین موارد، بنیاد خیریهٔ محسنی ۲۰ میلیون دلار کمک مالی به مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور اختصاص داده است، و به‌همین دلیل مؤسسهٔ تحقیقاتی یادشده به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است.

مهندس محسنی که دلبستگی خاصی به زادگاهش، اراک، دارد، در کنار پروژه‌های خیریه پیوسته به معرفی این شهر و پیشینهٔ آن پرداخته است.

در یک روز بارانی به محل کار ایشان رفتیم تا دربارهٔ راهی که برای دستیابی به موفقیت در این سوی دنیا طی کرده‌اند و فعالیت‌های خیریه‌شان بپرسیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.
#کانادا #ونکوور #ایرانیان_ونکوور #بنیاد_محسنی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8524.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8524.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/IMG_8524.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ممنون می‌شویم کمی در مورد بنیاد خیریهٔ محسنی برایمان بگویید و بفرمایید که چه شد به فکر تأسیس این بنیاد افتادید، و تمرکزتان بر روی چه فعالیت‌هایی بوده است؟</b><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنیاد خیریهٔ محسنی هم در ایران شعبه دارد و هم در کانادا. دلیل تأسیس بنیاد، جدا از احساس وظیفهٔ انسانی، نوعی ادای دین هم است. ادای دین، هم به ایران و شهر زادگاهم اراک که هرچه داریم از آن آب‌و‌خاک است و هم به کانادا که با مهربانی پذیرای ما بوده است. در حال حاضر سه نسل از خانوادهٔ من در این مملکت زندگی می‌کنند. توفیق ما در پیشبرد برنامه‌های اقتصادی، به‌نوعی وام‌دار بستر مناسبی بوده که این مملکت در اختیار ما گذاشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از طرفی، ما فامیل بزرگی در شهر اراک هستیم و به‌‌عقیدهٔ من بزرگ‌ترین موقوفات ایران مربوط به خاندان محسنی‌ است. پدربزرگ من آقای حاج‌آقامحسن از عهد ناصری به‌بعد به‌روایتی صاحب نود تا صد‌ و‌ بیست پارچه آبادی بوده و نصف این املاک ازجمله حدود سیصد باب مغازه را در شهر اراک وقف عامه کرده است. می‌شود گفت من هم به‌نوعی میراث‌دارِ فرهنگِ وقف و خیریه‌ام، یعنی سنتی که اجدادم باقی گذاشته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بنیاد محسنی از بسیاری از پروژه‌های تأسیس یا گسترش مراکز درمانی چه در کانادا و چه در ایران حمایت کرده است. آخرین نمونه، حمایت بنیاد از مرکز اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور بوده است. آیا پروژه‌های درمانی برای بنیاد محسنی در اولویت است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بخش درمان، در مجموعه‌برنامه‌هایی که بنیاد خیریهٔ محسنی در دستور کار داشته، همواره بخش ویژه‌ای بوده است. به‌طور‌کلی فعالیت‌های بنیاد که به‌طور رسمی از سال ۱۳۸۰ شمسی شروع شده، چهار‌ حوزهٔ عمده را شامل می‌شود: حمایت‌های درمانی، حمایت‌های معیشتی، حمایت‌های فرهنگی و بخش عمرانی، که فعالیت بخش عمرانی بر بازسازی، مرمت و احیاء عمارت تاریخی محسنی در اراک متمرکز است.</span><span style="font-weight: 400;"> در مورد هر‌کدام از این حوزه‌ها می‌شود مفصل صحبت کرد، اما در جواب سؤال شما که مربوط به بخش درمان و حمایت‌های درمانی است، عرض کنم، بنیاد خیریهٔ محسنی بیش از بیست و پنج سال است که در ایران و اراک فعال است و دامنهٔ فعالیت‌های این مجموعه هم در این زمینه متنوع بوده، از تأسیس مرکز قلب جعفر محسنی و ساخت خانهٔ آلزایمر در اراک گرفته تا اعزام بیماران خاص به خارج از ایران که از مثال‌های مشخص آن می‌توان به اعزام یک بیمار مبتلا به همانژیوم برای درمان به روسیه، یا تأمین داروهای شیمی‌درمانی و سلول‌درمانی برای بیماران سرطانی، همین‌طور تهیهٔ داروهای نایاب و کمیاب از کشورهای توسعه‌یافته و ارسال این داروها به ایران برای بیمارانی که واقعاً در تنگنای مالی‌اند، اشاره کرد. اما در کانادا و به‌طور خاص در ونکوور، بنیاد خدماتی داشته که می‌شود از بین آن‌ها به حمایت از تأسیس مرکز علوم اورولوژیک مؤسسهٔ تحقیقات بهداشتی ونکوور در دانشگاه بریتیش کلمبیا اشاره کرد که حالا محبت کرده‌اند و این مرکز را به‌نام محمدحسین محسنی نام‌گذاری کرده‌اند. این مرکز، مرکز بسیار مهمی در رابطه با درمان بیماری‌های اورولوژیک است که متأسفانه درصد قابل‌توجهی از جمعیت بریتیش کلمبیا با آن دست‌به‌گریبان‌اند. متأسفانه این بیماری‌ها به کلیه‌ها، مجاری ادرار و تخمدان‌ها آسیب می‌زنند. هزینهٔ سالانهٔ خدمات درمانی مربوط به این بیماری‌ها در کانادا بیشتر از ۲۰ میلیارد‌ دلار است که حدود ۹۰۰ میلیون دلار آن فقط به سرطان پروستات اختصاص دارد.</span></span></p>
<figure id="attachment_25022" aria-describedby="caption-attachment-25022" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25022" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/Mr.-Mohseni-Building-Reveal.00_00_37_07.Still003.jpg?resize=640%2C360" alt="تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنیادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور
- - - - - -
محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور است که پس از انقلاب اسلامی ایران، مانند بسیاری از متخصصان و تحصیل‌کردگان آن دوران، کشور را ترک کرد و پس از مدتی زندگی در بریتانیا به ونکوور آمد و اینجا ساکن شد.

او که در ایران متخصصی موفق بود، با ورود به ونکوور در حرفهٔ مهندسی مشغول به کار شد و دو شرکت موفق یکی در زمینهٔ کنترل و مهار آلودگی‌های زیست‌محیطی و دیگری در زمینهٔ تولید کابل را پایه گذاشت. مهندس محسنی در کنار مدیریت شرکت‌هایش، با تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی به انجام پروژه‌های خیریهٔ بزرگ در ایران و کانادا پرداخته و پروژه‌های بزرگی را در حوزه‌های درمانی، معیشتی، فرهنگی و عمرانی حمایت و مدیریت کرده است. 

در یکی از تازه‌ترین موارد، بنیاد خیریهٔ محسنی ۲۰ میلیون دلار کمک مالی به مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور اختصاص داده است، و به‌همین دلیل مؤسسهٔ تحقیقاتی یادشده به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است.

مهندس محسنی که دلبستگی خاصی به زادگاهش، اراک، دارد، در کنار پروژه‌های خیریه پیوسته به معرفی این شهر و پیشینهٔ آن پرداخته است.

در یک روز بارانی به محل کار ایشان رفتیم تا دربارهٔ راهی که برای دستیابی به موفقیت در این سوی دنیا طی کرده‌اند و فعالیت‌های خیریه‌شان بپرسیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.
#کانادا #ونکوور #ایرانیان_ونکوور #بنیاد_محسنی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="360" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/Mr.-Mohseni-Building-Reveal.00_00_37_07.Still003.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/Mr.-Mohseni-Building-Reveal.00_00_37_07.Still003.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/Mr.-Mohseni-Building-Reveal.00_00_37_07.Still003.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-25022" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">ساختمان مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور که به‌نام مهندس محسنی نام‌گذاری شده است</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شما به‌مدت ۱۱ سال نشریهٔ «بین خودمان» را منتشر کرده‌اید. لطفاً کمی دربارهٔ این نشریه، دلیل انتشار آن، وقفه‌ای که در انتشار آن پیش آمد و انتشار دورهٔ جدید آن بگویید. </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین شمارهٔ نشریهٔ «بین خودمان» در زمستان ۱۳۷۹ شمسی به‌همت زنده‌یاد علی‌اصغر مظهری کرمانی منتشر شد و انتشار آن سال‌ها به‌صورت فصلنامه ادامه داشت. پس از فوت زنده‌یاد مظهری چند‌سالی در انتشار این نشریه وقفه افتاد تا اینکه دورهٔ جدید انتشار آن در اسفندماه ۱۴۰۲ از سر گرفته شد و این روزها به‌صورت دوماهنامه منتشر می‌شود. «بین خودمان» مجلهٔ جالبی است؛ از این منظر که تنها نشریهٔ فامیلی در ایران است که گویا در دنیا هم نمونهٔ مشابه آن را به‌لحاظ نوع جامعهٔ مخاطب، یعنی نشریه‌ای برای یک خانوادهٔ بزرگ، نمی‌شناسیم. این مطلب را زمانی زنده‌یاد دکتر احسان یارشاطر هم گفته بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از طرفی، بخش زیادی از بستگانِ ما از چندین دههٔ پیش در کشورهای مختلف جهان ساکن شده‌اند، و بسیاری از نسل‌های جدیدتر زبان فارسی را نمی‌دانند. به‌همین‌خاطر بخشی از مطالب مجله به انگلیسی ترجمه می‌شود که گام بزرگی است در برقراری و حفظ پیوندهای خانوادگی و خویشاوندی. ضمن اینکه این مجله رفته‌رفته به‌همت مؤلفان و محققان صاحب‌نامش، در حال حاضر به مهم‌ترین رسانهٔ اراک‌شناسی بدل شده و در دو نسخهٔ اینترنتی و کاغذی منتشر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا به اینکه روزی به ایران برگردید و همین شرکتتان را در ایران داشته باشید خوش‌بینید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌توانم بگویم که این بزرگ‌ترین آرزوی من است. اگر منظور کار و توسعهٔ شغلی است، البته که نه، سنم بالاست. هرچند که در آنجا شما به هر‌چیزی دست بزنید، می‌توانید آن را بهتر بسازید. اینجا ما میهمانیم، هرچه داریم از آنجاست.</span></p>
<figure id="attachment_25023" aria-describedby="caption-attachment-25023" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-25023" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/RS2_0736-2-cropped-1.jpg?resize=640%2C387" alt="مهندس محسنی در کنار پرسنل مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور که به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است" width="640" height="387" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/RS2_0736-2-cropped-1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/06/RS2_0736-2-cropped-1.jpg?resize=300%2C182&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-25023" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">مهندس محسنی در کنار پرسنل مرکز تحقیقاتی اورولوژی بیمارستان عمومی ونکوور که به‌نام ایشان نام‌گذاری شده است</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>به‌عنوان آخرین سؤال، برای ایرانیان مهاجر که به اینجا می‌آیند، چه توصیه‌ای‌ دارید؟ برای اینکه بتوانند اینجا در کانادا موفق باشند، چه پیشنهادی دارید به جوانانی که به اینجا می‌آیند و می‌خواهند موفق شوند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌عقیدهٔ من، باید صبر داشته باشند. فرهنگ این مملکت را بشناسند و خجالت نکشند که از سطوح پایین شروع کنند. توفیق در این مملکت، نیازمندِ صداقت، کار، تلاش و پشتکار مداوم است. اما کسانی که می‌خواهند زودتر موفق شوند، باید با یک پیش‌زمینهٔ حرفه‌ای، مثلاً به‌عنوان رشته‌های مهندسی مانند مهندس نرم‌افزار به کانادا بیایند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید.</b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/06/02/%d8%aa%d8%a3%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%90%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8/">تأسیس بنیاد خیریهٔ محسنی؛ ادای دِینی به ایران و کانادا؛ گفت‌وگو با مهندس محمدحسین محسنی، کارآفرین و نیکوکار ساکن ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/06/02/%d8%aa%d8%a3%d8%b3%db%8c%d8%b3-%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ae%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%ad%d8%b3%d9%86%db%8c%d8%9b-%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%90%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25015</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-24 18:41:11 by W3 Total Cache
-->