نگار مجتهدی بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/نگار-مجتهدی/ نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور Tue, 08 Dec 2020 04:22:41 +0000 fa-IR hourly 1 https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&ssl=1 نگار مجتهدی بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/نگار-مجتهدی/ 32 32 107786100 می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من https://media.hamyaari.ca/2020/05/11/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d8%b3%d8%af-%d8%b1%d8%a4/ https://media.hamyaari.ca/2020/05/11/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d8%b3%d8%af-%d8%b1%d8%a4/#respond Tue, 12 May 2020 01:24:17 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=13750 گفت‌وگو با نگار مجتهدی، گزارشگر، نویسنده و تهیه‌کننده در گلوبال بی‌سی نیوز و رادیو CKNW، به بهانهٔ موفقیت‌های مستند جدیدش در جشنواره‌های بین‌المللی سیما غفارزاده – ونکوور نگار مجتهدی سال‌هاست که در شبکهٔ گلوبال نیوز فعال است و برنامه‌هایی که او در این شبکه تهیه کرده است و همچنین حضورش به‌عنوان مجری در بسیاری از برنامه‌ها و مراسم ایرانی او را به چهره‌ای آشنا هم در جامعهٔ ایرانی و هم در جامعهٔ غیرایرانی بریتیش کلمبیا...

نوشته می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با نگار مجتهدی، گزارشگر، نویسنده و تهیه‌کننده در گلوبال بی‌سی نیوز و رادیو CKNW، به بهانهٔ موفقیت‌های مستند جدیدش در جشنواره‌های بین‌المللی

سیما غفارزاده – ونکوور

نگار مجتهدی سال‌هاست که در شبکهٔ گلوبال نیوز فعال است و برنامه‌هایی که او در این شبکه تهیه کرده است و همچنین حضورش به‌عنوان مجری در بسیاری از برنامه‌ها و مراسم ایرانی او را به چهره‌ای آشنا هم در جامعهٔ ایرانی و هم در جامعهٔ غیرایرانی بریتیش کلمبیا بدل کرده است. باخبر شدیم که نگار فیلم مستندی دربارهٔ چند مهاجر ایرانی ساخته و این مستند با استقبال خوبی در جشنواره‌های مختلف مواجه شده است. به‌‌همین دلیل از او خواستیم تا دربارهٔ این مستند برایمان توضیحات بیشتری بدهد که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم. 

نگار عزیز، با سلام و سپاس از وقتی که به ما دادید، پیش از هر چیزی، برای دریافت جایزه و چندین نامزدی دریافت جایزه برای مستندتان، «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» (My dream goes all the way to Iran)، به شما صمیمانه تبریک می‌گوییم، اما قبل از اینکه راجع به آن صحبت کنیم، لطفاً کمی از خودتان و پیشینهٔ حرفه‌ای‌تان برای خوانندگان ما بگویید، خصوصاً برای آن عده‌ای که کمتر شما را می‌شناسند. 

سلام، خیلی ممنون برای این فرصتِ صحبت دربارهٔ مستند من، «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من». برای آن‌ها که مرا نمی‌شناسند، اسم من نگار مجتهدی است و در کانادا به دنیا آمده و بزرگ شده‌ام، اما غرور و عشق فراوانی نسبت به سرزمین مادری‌ام ایران دارم. من ابتدا در دانشگاه یوبی‌سی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل خواندم ولی بعد رفتم و روزنامه‌نگاری سخن‌پراکنی خواندم. در حال حاضر، من گزارشگر، نویسند و تهیه‌کننده در گلوبال بی‌سی نیوز و رادیو CKNW هستم. من «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» را در خارج از وقت کاری‌ام کارگردانی، روایت و تهیه کرده‌ام. از نظر من، این مستند بیشتر مثل فرزند من است تا یک پروژه چرا که من جان و دلم را برایش گذاشته‌ام.

گفت‌وگو با نگار مجتهدی، گزارشگر، نویسنده و تهیه‌کننده در گلوبال بی‌سی نیوز و رادیو CKNW، به بهانهٔ موفقیت‌های مستند جدیدش در جشنواره‌های بین‌المللی

حالا لطفاً بیشتر دربارهٔ «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» برایمان بگویید. چه چیزی موجب شد شما به فکر ساخت این مستند بیافتید؟

«می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» داستان‌های شخصیِ شش ایرانی-کانادایی را که دردناک‌ترین و زیباترین لحظات سفرشان از ایران به کانادا را با ما در میان می‌گذارند، به تصویر می‌کشد. پرتره‌ای قدرتمند از ایرانیانِ جلای‌وطن‌کرده، جمعیت مهاجری که اغلب درست درک نشده و بد جلوه داده شده است. اما در عین حال، داستانی جهانی است از آنچه که پناهندگان و مهاجرانی در روند کندن ریشه‌هایشان برای آینده‌ای پرامید، با آن مواجه می‌شوند.

انگیزهٔ من برای انجام این کار، به عشق من به میراثم، جامعه‌ام، و مادربزرگم برمی‌گردد. چندین سال بعد از آنکه مادربزرگ عزیزم فوت کرد، من از اینکه زندگی او و سفرش از ایران به کانادا را طی مستندی به تصویر نکشیدم، افسوس خوردم. او داستانی باورنکردنی برای گفتن داشت. بعد من به جامعهٔ ایرانی-کانادایی در مقیاس بزرگ‌تر فکر کردم و همهٔ داستان‌هایی که آن‌ها باید داشته باشند. آن، زمانی بود که من کارم را در این راه شروع کردم. متوجه شدم که هیچ‌کس داستان‌های کانادایی‌های ایرانی‌تبار را نگفته بود، بنابراین فکر کردم که انجام این کار واقعاً مهم خواهد بود. ایرانی‌ها اغلب مورد سوءبرداشت قرار می‌گیرند و آنچنان‌که باید درک نمی‌شوند و من تصمیم گرفتم مهارت‌هایم را به‌کار بگیرم تا این را که ایرانیان واقعاً چه هستند، برای دنیا به نمایش بگذارم. به‌علاوه، من معتقدم بسیار مهم است که خاطرات و تجارب مردم را برای نسل آینده، برای آنکه آن را قدر بدانند و درک کنند، بتوان حفظ کرد. علاوه بر این، کمک می‌کند تا نه‌ تنها مردمی که ریشهٔ ایرانی دارند، بلکه مردمی از هر قشر در کانادا، به هم نزدیک شوند. من معتقدم که مستند من کمک می‌کند روی شکاف بین فرهنگ‌های مختلف پل زده شود. هیچ‌چیزی بهتر از احساسات انسانی و تجارب به‌اشتراک گذاشته‌شده نیست که کمک کند ما به هم نزدیک شویم. «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» روی ایرانی-کانادایی‌ها تمرکز دارد ولی احساسات و تجاربی که در آن مطرح می‌شود، می‌تواند توسط مردمانی از هر جمعیت مهاجری حس شود. این‌ها مضامینی جهانی‌اند. جنبهٔ دیگر، نگاهی است به اینکه ایرانی و در عین حال کانادایی بودن به چه معناست و همچنین بررسی این ارتباط.

مستند شما تاکنون در چند جشنواره روی پرده رفته است؟ و چه جوایز و نامزدی‌هایی برای آن دریافت کرده‌اید؟

من بسیار خوشبخت و شاکرم بگویم که مستند من در حداقل ۱۰ جشنواره در سرتاسر دنیا روی پرده رفته است. فیلم من در جشنوارهٔ Route 66 Film در ایلینوی که یکی از جشنواره‌های مورد تأیید اسکار است، برندهٔ جایزهٔ بهترین چندگونگی (Best Diversity) شد. من همچنین به دریافت عنوان بهترین کارگردان زن در فیلم‌های کوتاه توسط هیئت داورانِ American Filmatic Awards در نیویورک، مفتخر شده‌ام. مستند من در تعداد زیادی از جشنواره‌های فیلم معتبر دنیا به مراحل نهایی و نیمه‌نهایی راه یافته است.

گفت‌وگو با نگار مجتهدی، گزارشگر، نویسنده و تهیه‌کننده در گلوبال بی‌سی نیوز و رادیو CKNW، به بهانهٔ موفقیت‌های مستند جدیدش در جشنواره‌های بین‌المللی

همان‌طور که اشاره کردید، این مستند دربارهٔ شش کانادایی-ایرانی است که خاطرات خود را از آنچه از سر گذرانده‌اند تا خانه‌شان را ترک کنند و به کانادا بیایند، نقل می‌کنند؛ شما چطور با این افراد برخورد کردید؟ آیا همهٔ این شش نفر در ونکوور زندگی می‌کنند؟

بیشتر آن‌ها در ونکوور زندگی می‌کنند، اما یکی از آن‌ها اخیراً به اُتاوا نقل مکان کرده است. یکی از این افراد را من از زمان کودکی‌ام می‌شناختم، یکی دیگر دوستِ یکی از دوستانم بود که من همیشه تحسینش می‌کردم و بقیه را هم من در اینترنت جست‌وجو کرده و یافته بودم. انگیزهٔ ابتدایی من برای آنکه چه کسی را انتخاب کنم این بود که افرادی واقعی با داستان‌هایی واقعی باشند که مرا تحت تأثیر قرار دهند. همچنین برایم مهم بود که تنوع و گوناگونی و طیف وسیعی از دیدگاه‌ها و صداها را داشته باشم. در نهایت، هر کسی داستانی منحصربه‌فرد برای گفتن دارد. خوشبختانه وقتی که من با آن‌ها تماس تلفنی برقرار کردم و بعد ملاقاتشان کردم، جواب مثبت دادند. 

آیا این شش داستان مستقل‌اند یا جایی مسیر یکدیگر را قطع می‌کنند یا اینکه به‌نحوی به شکل یک داستان واحد در هم می‌آمیزند؟

این شش داستان مستقل از هم‌اند و منحصربه‌فرد. آن‌ها در این مستند جایی مسیر یکدیگر را قطع نمی‌کنند، اما روند و تسلسلی در مستند وجود دارد، بنابراین چیزی منفصل و ازهم‌گسیخته نیست. روند داستان و گام حرکت در مستند طبیعی است. «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» داستانی خطی است، بنابراین افرادی که داستان‌های خود را نقل می‌کنند در مقطع مشخصی از زمان شروع می‌کنند تا وقتی که ما به فصل بعدی می‌رسیم و نهایتاً تا وقتی که می‌رسیم به زمان کنونی یعنی روزی که ما ضبط کردن را شروع کردیم. این روشی است که ما توانستیم داستان‌ها را در هم بیامیزیم.

آیا این مستند اکران عمومی داشته است یا از شبکه‌ای تلویزیونی پخش شده است؟ لطفاً بفرمایید مردم چطور می‌توانند آن را تماشا کنند؟

این فیلم در جشنواره‌های مختلف فیلم در سرتاسر دنیا اکران شده است، اما فعلاً به‌دلیل شیوع کووید-۱۹ این اکران‌ها متوقف شده است. من از طریق پخش‌کننده‌ام، Horizon Motion Pictures، شما را مطلع خواهیم کرد که چه زمانی روی آنتن فرستاده خواهد شد تا همه آن را ببینند. جشنواره‌ای هست به نام DOXA که من مستندم را برای اکران برایشان فرستاده‌ام، ولی جشنواره به‌دلیل ویروس کرونا به تعویق افتاده است. من حتماً به شما اطلاع خواهم داد که چه زمانی دوباره اکران‌ها به راه می‌افتد تا مردم بتوانند آن را ببینند.

به‌روز‌رسانی در تاریخ ۷ دسامبر ۲۰۲۰: مستند «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» هم‌اکنون در سرویس پخش آنلاین Vimeo از طریق این لینک برای تماشا در دسترس است.

گفت‌وگو با نگار مجتهدی، گزارشگر، نویسنده و تهیه‌کننده در گلوبال بی‌سی نیوز و رادیو CKNW، به بهانهٔ موفقیت‌های مستند جدیدش در جشنواره‌های بین‌المللی

در زمان ساخت «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» با چه چالش‌هایی مواجه شدید؟

چالش‌های زیادی بود، ولی مانند هر چیز دیگری در زندگی، شما مجبورید فشار بیاورید و جلو بروید. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های من این بود که باید سعی می‌کردم راهی پیدا کنم تا تمام این داستان‌های بی‌نظیر و انسان‌های شگفت‌انگیزی که ماجراهای خودشان را نقل می‌کردند، در خط زمانی‌ای که جریان داشته باشد، قرار بدهم. این کار دشواری بود برای اینکه هیچ‌یک از این‌ها مسیر دیگری را در این مستند قطع نمی‌کرد. این مستند برای من و تیمم بیش از چهار سال طول کشید تا کامل شود. همچنین تلاش برای ایجاد تصاویر، تصاویر تاریخی‌ای که با خاطراتی که افراد توصیف می‌کردند هماهنگی داشته باشد، از جمله چالش‌های کار بود. 

پروژهٔ بعدی شما چیست؟ آیا در فکر ساخت مستند جدیدی هستید؟

خیلی دلم می‌خواهد بتوانم مستند دیگری بسازم! گرچه این یکی کار بسیار حجیم و دشواری بود و من مجبور بودم که تمام وقت آزادم بعد از کار روزانه‌ام را به این کار اختصاص بدهم، ولی باز بی‌نهایت ارزشش را داشت. اما من عاشق چالش و کار سخت‌ام. هنوز نمی‌دانم کار بعدی چه خواهد بود و فعلاً دارم روی بازاریابی برای «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» کار می‌کنم.

گفت‌وگو با نگار مجتهدی، گزارشگر، نویسنده و تهیه‌کننده در گلوبال بی‌سی نیوز و رادیو CKNW، به بهانهٔ موفقیت‌های مستند جدیدش در جشنواره‌های بین‌المللی

و حرف آخر؟ آیا صحبت دیگری دارید که بخواهید با خوانندگان ما در میان بگذارید؟

ممنون، سیما جان و ممنون از همهٔ خوانندگان شما برای وقتی که می‌گذارند تا دربارهٔ «می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من» بیشتر بدانند. من صمیمانه امیدوارم که این مستند کمک کند تا مردم را به هم نزدیک کند، خاطرات را حفظ کند، کلیشه‌ها را بشکند و نشان بدهد که مردم همچنان می‌توانند سرزمین مادری خود و سرزمین جدیدی را که خانهٔ خود خوانده‌اند، دوست بدارند. دوست دارم مردم بدانند که مستند من همهٔ ایرانی‌-کانادایی‌ها و همهٔ جامعه را نمایندگی نمی‌کند. این مستند داستان شش ایرانی-کانادایی را نقل می‌کند و خاطرات و ماجراهای آن‌ها را بازگو می‌نماید. 

باز هم ممنون!

نوشته می‌رود و می‌رود تا به ایران می‌رسد رؤیای من اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2020/05/11/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d9%88%d8%af-%d9%88-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%b1%d8%b3%d8%af-%d8%b1%d8%a4/feed/ 0 13750
حرفه‌ای، باهوش، منصف، مسئول، مردم‌دار https://media.hamyaari.ca/2019/07/14/%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7/ https://media.hamyaari.ca/2019/07/14/%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7/#respond Sun, 14 Jul 2019 18:10:00 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=11687 این مطلب در شمارهٔ ۸۵ رسانهٔ همیاری، ویژه‌نامهٔ زنده‌یاد علیرضا احمدیان، منتشر شده است. برای خواندن سایر مطالب این ویژه‌نامه اینجا کلیک کنید. همکاران علیرضا احمدیان در رسانه‌های انگلیسی‌زبان از او می‌گویند رسانهٔ همیاری – ونکوور علیرضا احمدیان در سال‌های تحصیل و همچنین پس از فارغ‌التحصیلی به‌عنوان روزنامه‌نگار آزاد با نشریات، وب‌سایت‌های خبری، وبلاگ‌های تحلیلی و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی انگلیسی‌زبان در کانادا همکاری داشت. شیوهٔ کار روزنامه‌نگاری او به گواهی همکاران، مخاطبان و حتی...

نوشته حرفه‌ای، باهوش، منصف، مسئول، مردم‌دار اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
این مطلب در شمارهٔ ۸۵ رسانهٔ همیاری، ویژه‌نامهٔ زنده‌یاد علیرضا احمدیان، منتشر شده است. برای خواندن سایر مطالب این ویژه‌نامه اینجا کلیک کنید.

همکاران علیرضا احمدیان در رسانه‌های انگلیسی‌زبان از او می‌گویند

رسانهٔ همیاری – ونکوور

علیرضا احمدیان در سال‌های تحصیل و همچنین پس از فارغ‌التحصیلی به‌عنوان روزنامه‌نگار آزاد با نشریات، وب‌سایت‌های خبری، وبلاگ‌های تحلیلی و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی انگلیسی‌زبان در کانادا همکاری داشت. شیوهٔ کار روزنامه‌نگاری او به گواهی همکاران، مخاطبان و حتی مصاحبه‌شوندگان، بسیار حرفه‌ای و بدون سوگیری بود. او می‌کوشید موضوعات مهم دربارهٔ مردم‌سالاری، مهاجرت، پذیرا بودن جامعهٔ میزبان، موانع بر سر راه عدم موفقیت مهاجران در کشور جدید و مواردی از این دست را تحت پوشش قرار بدهد.

هرچند او روزنامه‌نگاری آزاد بود و در استخدام هیچ رسانه‌ای نبود، ولی بیش از همه برای وب‌سایت خبری نیو کنیدین میدیا (New Canadian Media) مطلب نوشته بود. پس از درگذشت علیرضا احمدیان، این وب‌سایت خبری در پستی خبر درگذشت او را اعلام کرد و به برشمردن برخی از فعالیت‌های او در مدت همکاری با این وب‌سایت پرداخت.

صفحهٔ اصلی وب‌سایت نیو کنیدین میدیا (New Canadian Media) با پست خبر درگذشت علیرضا احمدیان
صفحهٔ اصلی وب‌سایت نیو کنیدین میدیا (New Canadian Media) با پست خبر درگذشت علیرضا احمدیان

همچنین جورج آبراهام، بنیان‌گذار و ناشر نیو کنیدین میدیا، در پیامی خطاب به خانواده و دوستان علیرضا احمدیان، از سابقهٔ همکاری‌اش با او نوشت و درگذشت او را تسلیت گفت که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

جورج آبراهام، بنیان‌گذار و ناشر نیو کنیدین میدیا (New Canadian Media) – اُتاوا

به: دوستان و خانوادهٔ عزیز علیرضا، 

حس می‌کنم وظیفه دارم افکار و نیایش‌هایم را دربارهٔ دوست، آموزگار، الهام‌بخش و همکارِ روزنامه‌نگارم، علیرضا احمدیان، با شما در میان بگذارم. 

من دقیقاً به یاد ندارم چطور با علیرضا آشنا شدم، ولی این را می‌دانم که در جا به همدیگر جذب شدیم. او شور و اشتیاقی داشت که واگیردار بود، کمالی که غیرمعمول بود، سخاوتی که بدون مرز بود و معیارهای اخلاقی‌ای که در حد اعلا بود. 

در رابطه با نیو کنیدین میدیا، باید بگویم که ما به‌دلیل افرادی چون علیرضاست که وجود داریم و چنین نامی را برای خود انتخاب کرده‌ایم. من نمی‌توانم تعداد ساعات – نه حتی روزهایی – را که او به تشکیلاتی اختصاص داد که تلاش دارد از طرف مهاجران کانادایی حرف بزند، شمارش کنم. علیرضا مهم‌ترین صدای این تشکیلات بود، و در عین آنکه مرگ او تراژدی‌ای عظیم است، من خوشحال‌ام که او این مقالهٔ مانا را پیش از رفتنش قلمی کرد: مهاجرت موضوعی ترسناک است: ما باید درباره‌اش حرف بزنیم

اجازه دهید دربارهٔ آخرین مکالمهٔ تلفنی‌ام با او حدود چند ماه قبل صحبت کنم. من داشتم برای سفری به ونکوور برنامه‌ریزی می‌کردم، اما به او گفتم که نیو کنیدین میدیا توان پوشش دادن هزینهٔ هتل در ونکوور را ندارد. جملهٔ من تمام‌نشده بود که علیرضا پیشنهاد کرد که در خانه‌اش به روی من باز است. در آخرین ایمیلش به من در تاریخ ۲۲ ماه مه، او دوباره یادآوری کرد که برای بازدید از ونکوور، در خانه‌اش همچنان به روی من باز است. 

بی‌تردید افراد سخاوتمندی چون علیرضا هستند که کانادا را به یکی از بهترین کشورهای روی کرهٔ زمین بدل می‌کنند. من اغلب با او تماس می‌گرفتم، چون او به‌ندرت نه می‌گفت. برای همین است که افرادی مثل من جذبِ این کشور می‌شویم و برای همین است که حال این کشور با درگذشت دوست خوب من و سرآمدِ الهام‌بخشی، علیرضا احمدیان، فقیرتر است.

در سوگ،

جورج آبراهام

ناشر

* * * * *

علیرضا احمدیان از حدود یک‌سال پیش از درگذشتش هفته‌ای دو ساعت در روزهای شنبه از ساعت ۷ تا ۹ شب به وقت ونکوور مجری برنامهٔ رادیویی Review در Spice Radio بود که روی موج ۱۲۰۰ AM و از طریق اینترنت در مترو ونکوور پخش می‌شد. او در این مدت گفت‌وگوهایی را با افراد کلیدی از هر دو جناح «آری» و «نه» در همه‌پرسی تغییر نظام انتخاباتی، مصاحبه‌هایی با طرف‌های موافق و مخالف Ride-Hailing و بررسی صنعت تاکسیرانی در ونکوور و گفت‌وگو با فعالان فرهنگی و چندفرهنگی، انجام داده بود. شوشما دات که برنامهٔ رادیویی Review از ایستگاه رادیویی تحت مدیریت او پخش می‌شد، دربارهٔ علیرضا، فعالیت‌های رسانه‌ای‌اش و همچنین آن سه گفت‌وگوی به‌یادماندنی او با رهبران احزاب اصلی بریتیش کلمبیا، یادداشتی نوشته است که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

شوشما دات

شوشما دات، مدیر و بنیان‌گذار i.t. Productions Ltd/SPICE RADIO 1200AM – ونکوور

این واقعیت که مردی چنین باهوش و سرزنده ما را ترک کرده، بسیار دلخراش است. علیرضا انسانی بزرگوار بود. شور و اشتیاق او به رادیو، شرکت ما را بر آن داشت تا او را مسئول برنامهٔ فارسی بکنیم. مهارت و ریزبینی او در اجرای برنامه‌هایش، گواهی بر درک بالای او از رواداری بود و چیزهایی که جامعه نیاز به شنیدنشان دارد. زمانی که Spice Radio در سال ۲۰۰۵ مجوز گرفت، ما خدمت به جامعهٔ فارسی‌زبان را با ارائهٔ برنامه‌هایی آموزنده و سرگرم‌کننده، تعهد خودمان دانستیم. 

علیرضا در سال ۲۰۱۸ به ما پیوست. در طول یک سالی که در این ایستگاه رادیویی همکاری می‌کرد، با همهٔ رهبران احزاب سیاسی فعال مصاحبه کرد و امکان ارائهٔ دیدگاه‌هایشان را بدون سوگیری برای شنوندگان فراهم کرد. چه مشارکت فوق‌العاده‌ای در ترویج مردم‌سالاری از طریق پخش برنامه‌های رسانه‌ای! 

سودهیر، معاون Spice Radio و من، در توصیف اتفاقی که برای علیرضا افتاده زبانمان قاصر است. هنوز هیچ‌کدام از همکارانم در رادیو نمی‌توانند نبودِ او را باور کنند. هر وقت که به استودیو می‌آمد، با همه در ارتباط بود و تا جای ممکن سعی می‌کرد با همه سلام و احوال‌پرسی کند. دلمان برای لبخند واگیردار او، احوال‌پرسی‌های گرم او و طرز برخورد مهربانانه‌اش، تنگ می‌شود. 

من هم مانند همهٔ کسانی که علیرضا را می‌شناختند، به‌خاطر شخصیت دوست‌داشتنی‌اش و شور و اشتیاقش به سیاست و کار رسانه‌ای، در سوگ او نشسته‌ام.

به خانواده‌اش صمیمانه تسلیت می‌گویم و به یادشان هستم. امیدوارم پروردگار به آنان شکیبایی تحمل به دوش کشیدن این بار سنگین را بدهد. با احترام فراوان، با همسرش که شخصی قوی در زندگی‌اش بود، ابراز همدردی می‌کنم.

* * * * *

یکی از نشریاتی که علیرضا احمدیان با آن همکاری می‌کرد، نشریهٔ جورجیا استریت بود. هرچند از علیرضا تنها یک مطلب در وب‌سایت جورجیا استریت وجود دارد، او ارتباط نزدیکی با سردبیر این نشریه داشت. به‌همین دلیل پس از درگذشت او، چارلی اسمیت پیام زیر را منتشر کرد.

چارلی اسمیت، سردبیر نشریهٔ جورجیا استریت (Georgia Straight) – ونکوور

شنیدن خبر از دست دادن علیرضا بسیار غم‌انگیز است. او بسیار باهوش، صمیمی و متعهد به ساخت جامعه‌ای بهتر بود. این فقدان برای همهٔ کسانی که در ونکوور قدردان تلاش‌های خالصانهٔ او برای بهبود شهر و جهانمان بودند، بسیار جانسوز است.

بهار امسال بعد از اینکه با هم ناهاری در شهر سوری خوردیم، دیداری فوق‌العاده با علیرضا در دفترم داشتم. او با شور و حرارت بسیار دربارهٔ کاری که امید داشت به سرانجام برساند، صحبت می‌کرد. من نام افرادی از جوامع مختلف را که می‌توانستند با او همکاری کنند تا بتواند به اهدافش دست یابد، به او دادم.

رؤیای او رساندن صدای مردمی بود که در کشورمان توسط نیروهای قدرتمند وادار به سکوت شده‌اند. همان‌طور که به صحبت‌های علیرضا دربارهٔ ارتباط بین نقش رسانه‌ها، مهاجرانِ به حاشیه رانده‌شده، تضعیف گفتمان مردم‌سالارانه و پیشرفت منافع تثبیت‌شده گوش می‌دادم، به بینش و ادراکی ناگهانی رسیدم. علیرضا یک مردم‌سالار واقعی در بهترین شکلِ آن در جهان بود. او خواهان جامعه‌ای پذیرا به‌معنای واقعی بود. برای بزرگداشت خاطرهٔ او ما باید حتی بیش از پیش در این راه بکوشیم تا چنین جامعه‌ای را محقق کنیم.

دلم برای برق چشمان باهوشش وقتی دربارهٔ ایده‌ای ناب صحبت می‌کرد، تنگ خواهد شد. هیچ‌وقت از دادن ایده‌های بکر و ناب کم نمی‌آورد.

به خانواده‌اش صمیمانه تسلیت می‌گویم. فقدان علیرضا نه فقط در جامعهٔ ایرانی بلکه در کل ونکوور احساس می‌شود. او دوست همهٔ ما در شهر ونکوور بود.

* * * * *

دغدغهٔ اصلی علیرضا احمدیان در روزهای پیش از سفر ابدی‌اش، کار بر روی پروژه‌ای بود که نامش را بسیار خلاقانه انتخاب کرده بود: Ethniconomy. تلفیقی از Ethnic و Economy. این پروژه قرار بود از طریق برنامهٔ رادیویی هفتگی با تمرکز بر مباحث مرتبط با تأثیرات سیاسی، اقتصادی و پویایی‌شناسی مهاجران، پناه‌جویان و اقلیت‌های مشهود در جوامع جهان غرب باشد. بخشی از آن هم به مسائل و مشکلات پول‌شویی و فساد مالی می‌پرداخت. او در این زمینه با فعالان رسانه‌ای و چندفرهنگی ارتباطاتی برقرار و کار را آغاز کرده بود. یکی از آن‌ها پیتر کلاین، مدیر اجرایی و بنیان‌گذار مرکز گزارشگری گلوبال در ونکوور، بود. پیتر کلاین پس از درگذشت علیرضا پیام زیر را برای خانوادهٔ او فرستاد و در آن از کارهای علیرضا در زمینهٔ کار گزارشگری تحقیقی دربارهٔ پول‌شویی و فساد مالی نوشت.

پیتر کلاین، مدیر اجرایی و بنیان‌گذار مرکز گزارشگری گلوبال – ونکوور

آقا و خانم احمدیان،

با قلبی مملو از اندوه برای شما می‌نویسم تا به شما برای درگذشت پسرتان، علیرضا، عمیقاً تسلیت بگویم. من خودم را در شمار مردم خوش‌شانسی که مسیر زندگی‌شان با او تلاقی کرد، به‌شمار می‌آورم. 

علیرضا احمدیان و پیتر کلاین
علیرضا احمدیان و پیتر کلاین

علیرضا به‌طور برجسته‌ای باهوش و متفکر بود و به دیگران اهمیت می‌داد. کسی که الهام‌بخشِ تمام افرادی بود که ملاقاتشان می‌کرد. از زمان درگذشت جانسوز او بسیاری از دوستان مشترکمان پا پیش گذاشته‌اند و داستا‌ن‌هایشان را دربارهٔ شانس ملاقات با او، جلسات برای بحث و گفت‌وگو دربارهٔ ایده‌ها، تعاملات اجتماعی و مشارکت‌هایشان با او نقل کرده‌اند. من اولین‌بار ۱۸ ماه پیش زمانی که فرید روحانی ما را به‌دلیل علاقهٔ مشترکمان به تحقیق دربارهٔ فساد به هم معرفی کرد، با او آشنا شدم. او اطلاعاتی کامل و شواهدی دربارهٔ پول‌شویی و دیگر انواع فساد داشت و از آن زمان به بعد ما به‌طور مرتب دربارهٔ این موضوع با هم صحبت می‌کردیم. علیرضا شمّ تیزی در گزارشگری تحقیقی داشت، و من امیدوار بودم که کار بر روی پروژه‌ای را با او شروع کنم.

علیرضا در بسیاری از رویدادهایی که ما در مرکز گزارشگری گلوبال برگزار می‌کردیم، حضور می‌یافت. از جمله در جشنی که با بیل باودر برگزار شد، گفت‌وگویی با پیام اخوان و پرسش و پاسخ با دیوید فرام. در این رویداد و دیگر رویدادها، او به‌وضوح این سخنرانان برجسته را شیفتهٔ شور و اشتیاق، رفتار اخلاق‌مدار و عدالت‌ اجتماعی‌اش کرد.

علیرضا احمدیان و دیوید فرام
علیرضا احمدیان و دیوید فرام

باید همچنین خاطرنشان کنم که علیرضا بسیار خوش‌قلب بود. پس از هر کدام از رویدادهایی که به آن‌ها اشاره کردم و همچنین رویدادهای دیگر، علیرضا همیشه یادداشت‌های تشکر باملاحظه و مؤدبانه‌ای برای من می‌فرستاد. این درست همان رفتاری بود که پدر و مادرم، پناه‌جویان مجارستانی، در وجود من القا کردند، ولی می‌توانم گواهی بدهم که چنین چیزی این روزها بسیار نادر است. او همچنین هر وقت که مصاحبه‌های عمومی‌ای از من منتشر می‌شد یا جایزه‌ای می‌بردم، به من ایمیل می‌زد یا تماس تلفنی می‌گرفت. هیچ‌وقت تماس‌هایش جنبهٔ منفعت شخصی نداشت، کاملاً بی‌ریا و از صمیم قلب بود. او به‌معنای واقعی کلمه مردی مهربان بود.

با رفتنِ علیرضا، دنیا جای بدتری است. من کاملاً درد و رنجی را که شما و فاطیما متحمل می‌شوید، می‌توانم متصور شوم و با شما صمیمانه همدردی می‌کنم. ما در عبری می‌گوییم: «זכרונו לברכה» (باشد یادش برکت آورد!)

برایتان استقامت و آرامش آرزو می‌کنم.

* * * * *

نگار مجتهدی، مجری و تهیه‌کنندهٔ شبکهٔ تلویزیونی Global News، هرچند همکاری مستقیمی در برنامه‌هایش با علیرضا نداشت ولی با او در ارتباط بود. او از نحوهٔ آشنایی‌اش با علیرضا و دیدگاهش نسبت به او چنین می‌گوید.

نگار مجتهدی، مجری و تهیه‌کنندهٔ شبکهٔ تلویزیونی Global News – ونکوور

برای درگذشت علیرضا بسیار متأسف‌ام. اولین باری که علیرضا را چند سال پیش در برنامه‌ای در شهرداری ونکوور دیدم، به یاد دارم. همان موقع متوجه شدم که چقدر بلند‌همت و باهوش است و چقدر به اطرافیان اهمیت می‌دهد. او یک انسان‌دوست به‌معنای واقعی کلمه بود.

پس از آن در مراسمی که به میزبانی آقای صوفی در رستورانش برگزار می‌شد، او را بهتر شناختم و دریافتم که با چه انسان شریفی روبه‌رو هستم. اینکه چقدر از صمیم قلب می‌خواست به مردم کمک کند. عشقش به ایران، ایرانیان و همهٔ مردم آشکار بود. او بسیار باهوش و هم‌صحبتی فوق العاده بود. 

او دلسوز و بی‌آلایش و بی‌شک انسانی خوب و درستکار بود. حتی وقتی سعی می‌کردم از او بخواهم دربارهٔ برنامهٔ رادیویی نظری بدهد، اگر حس می‌کرد بهترین کسی نیست که بتواند دربارهٔ چیزی نظر بدهد، قبول نمی‌کرد، او صادق بود و به من می‌گفت [اینکه بهتر است نظر ندهد].

من واقعاً به مسیری که در زندگی‌اش در پیش گرفته بود، کارهایی که در برنامهٔ رادیویی‌اش و فعالیت‌های دیگری که می‌کرد، افتخار می‌کنم. من خالصانه او را برای مهربانی‌اش و تلاش بی‌وقفه‌ای که برای کمک به دیگران می‌کرد، ستایش می‌کنم. برای همسر، خانواده‌ و دوستانش دعا می‌کنم. روحش شاد.

با عشق فراوان

* * * * *

بیل والترز از مدیران پیشین انستیتو لوریه در ونکوور از دیگر کسانی بود که با علیرضا احمدیان دربارهٔ کارهای رسانه‌ای او در زمینهٔ چندفرهنگی در ارتباط بود. او پیام زیر را پس از درگذشت علیرضا فرستاد.

بیل والترز، مدیر اجرایی پیشین انستیتو لوریه – ونکوور

علیرضا دوست من بود. این را از آنجا می‌گویم که اغلب با من تماس می‌گرفت و از من احوال‌پرسی می‌کرد و اینکه چه می‌کنم، کنجکاو بود بداند چه کاری در دست انجام دارم و برای نظراتم ارزش قائل بود. این کاری‌ است که دوستان واقعی انجام می‌دهند؛ آن‌ها سراغ آدم را می‌گیرند و در تماس‌ می‌مانند. من قدر این دوستی را می‌دانستم، چون کمی نادر و همچنین بینانسلی (intergenerational) بود. من در دههٔ ۶۰ زندگی‌ام هستم و علیرضا در دههٔ ۳۰ زندگی‌اش بود. من در ونکوور به دنیا آمده‌ام و او از ایران بود. من بازنشسته‌ای هستم که در دولت در زمینهٔ سکنی‌گزینی مهاجران و چندفرهنگی کار می‌کرده‌ام، و او در مسیر حرفهٔ جدید هیجان‌انگیزش بود با سال‌های بسیاری در مقابلش برای رسیدن به اهداف بلندپروازانه‌اش. 

ما در سال ۲۰۱۵ همدیگر را ملاقات کردیم، وقتی که من توسط فرید روحانی در ارتباط با پروژهٔ ابتکاریِ DiverseCity onBoard در مترو ونکوور، به او معرفی شدم. با این پروژه قرار بود کاندیداهای مختلفی [از جوامع گوناگون] برای کار در هیئت مدیرهٔ سازمان‌های غیرانتفاعی محلی، یافته، آموزش داده و تربیت شوند. علیرضا در روزنامه‌نگاری پیشینه داشت و علاقه‌مند بود در مقولهٔ چندگونگی و پذیرا بودن جامعهٔ میزبان از بسیاری جنبه‌ها تحقیق کند. و به این ترتیب، دوستی ما بر پایهٔ ارزش‌ها و علائق مشترک آغاز شد. 

از دید من، او یک کارآفرینِ به‌لحاظ اجتماعی مسئول بود، مملو از ایده‌های جدید برای خلق ابتکاراتی که بازتاب‌دهنده و مروجِ ارزش‌های آزادی‌خواهانه‌اش باشد. ما مرتب در تماس بودیم، به این ترتیب که او مقاله‌هایی را که طی تحقیقاتش کشف می‌کرد، برای من ایمیل می‌کرد، یا قرار چای خوردن می‌گذاشتیم تا دربارهٔ جدیدترین ایده‌هایش بحث و تبادل نظر کنیم. مهارت او در تحقیقات عالی بود و او همیشه چیزی جدید و جالب برای در میان گذاشتن با من داشت.

وقتی خبر تراژیک درگذشتش را دریافت کردم، بی‌نهایت متأثر و اندوهگین شدم. علاوه بر حس غم و اندوهِ از دست دادن او و تصور آنچه همسرش فاطیما، خانواده و دوستانش از سر می‌گذرانند، چیز دیگری که مرا به‌هم ریخت، این بود که من دیگر نمی‌توانستم در آن اشتیاق و انگیزه‌ای که او برای ایجاد تغییرات مثبت در جامعه داشت، غوطه بخورم. اخیراً رفتم و به بیش از ۱۰۰ ایمیلی که او برایم فرستاده بود نگاه کردم، آن‌ها پر از ایده‌های جدید و آخرین یافته‌های تحقیقاتش دربارهٔ موضوع مشترک مورد علاقه‌مان بود. وقتی همدیگر را می‌دیدیم، دفترچه یادداشت او همیشه روی میز بود، چشم‌هایش عمیقاً رو به بالا و به‌سوی ذهن من بود، گویی دارد جنبهٔ جدیدی از بحثمان را می‌کاود و می‌سنجد، بعد یادداشت‌های بیشتری برمی‌داشت. افکار او گویی حباب‌هایی بودند که در جریانی مداوم ظهور می‌کردند و به‌هم می‌پیوستند. من همیشه شور و اشتیاق و تعهد و فداکاری‌اش برای ایجاد تغییر را تحسین می‌کردم. 

زمانی که در سال ۲۰۱۵ ما داشتیم همدیگر را می‌شناختیم، من با او دربارهٔ برنامهٔ DiverseCity onBoard مصاحبه کردم. این چیزی است که او دربارهٔ اهدافش در رابطه با کار داوطلبانه در جامعه به من گفت: «مهم‌ترین چیز این است که باید به جامعه برگرداند. کار داوطلبانه بخشی از وظایف مدنی ماست. برخی از مردم عشق و علاقهٔ خاصی به جنبش یا حرکتی دارند، برای من، این علاقه تا حدود زیادی در موضوع دموکراتیزه کردن در سطحی گسترده خلاصه می‌شود. ما به کانال‌هایی نیاز داریم تا از آن طریق بازخورد تصمیمات را میسر کنیم، تا بتوانیم به‌طور مداوم منتخبان رسمی‌مان را پاسخگو نگه داریم.» 

در حساب لینکداینش، با بیش از ۵۰۰ نفری که از آن طریق با آن‌ها در ارتباط بود، در معرفی خودش، خلاصه‌ای دارد که آشکار می‌سازد او چطور از خود تصویری حرفه‌ای نشان داده است. تأملات خودم را با کلمات خود او پایان می‌دهم: «پژوهشگری پراشتیاق، مفسر رسانه‌ای، تحلیل‌گر سیاسی، روزنامه‌نگار و مدافعی قَدَر برای لیبرال دموکراسی.» 

دوست عزیزم، علیرضا، هرگز از یادها نخواهی رفت، و روحت در آرامش. 

* * * * *

درگذشت ناباورانهٔ علیرضا احمدیان در رسانه‌های انگلیسی‌زبان بریتیش کلمبیا و البته هما‌ن‌طور که بالاتر اشاره شد در وب‌سایت خبری نیو کنیدین مدیا که مقرش در اتاواست، هم نمود یافت. 

همکاران علیرضا احمدیان در رسانه‌های انگلیسی‌زبان از او می‌گویند

متن منتشرشدهٔ این خبر به شرح زیر است:

صدایی برای لحاظ کردن [جوامع مهاجر] خاموش شد

علیرضا احمدیان ‎۱۹۸۱-۲۰۱۹

صدایی شناخته‌شده در جامعهٔ ایرانی-کانادایی خاموش شده است. علیرضا احمدیان دو هفته پیش پس از پیشامد مصیبت‌بار خون‌ریزی مغزی ناشی از آنوریسم در باهاما، درگذشت. او تنها ۳۸ سال داشت. 

چارلی اسمیت، سردبیر نشریهٔ جورجیا استریت گفت: «شنیدن خبر از دست دادن علیرضا بسیار غم‌انگیز است. او بسیار باهوش، صمیمی و متعهد به ساخت جامعه‌ای بهتر بود.»

«همان‌طور که به صحبت‌های علیرضا دربارهٔ ارتباط بین نقش رسانه‌ها، مهاجرانِ به حاشیه رانده‌شده، تضعیف گفتمان مردم‌سالارانه و پیشرفت منافع تثبیت‌شده گوش می‌دادم، به بینش و ادراکی ناگهانی رسیدم.»

او افزود: «علیرضا یک مردم‌سالار واقعی در بهترین شکلِ آن در جهان بود.»

تولید کننده و پخش‌کنندهٔ رادیویی باسابقه، شوشما دات، مدیر Spice Radio، علیرضا را «کمکی بزرگ برای مردم‌سالاری در پخش برنامه‌های رسانه‌ای» توصیف کرد. برنامهٔ رادیویی او به نام Review هر یکشنبه از ساعت ۷ تا ۹ شب از طریق ایستگاه رادیویی Spice Radio پخش می‌شد.

«شور و اشتیاق او به رادیو، شرکت ما را بر آن داشت تا او را مسئول برنامهٔ فارسی بکنیم. مهارت و ریزبینی او در اجرای برنامه‌هایش، گواهی بر درک بالای او از رواداری بود و چیزهایی که جامعه نیاز به شنیدنشان دارد. در طول یک سالی که در این ایستگاه رادیویی همکاری می‌کرد، با همهٔ رهبران احزاب سیاسی فعال مصاحبه کرد و امکان ارائهٔ دیدگاه‌هایشان را بدون سوگیری برای شنوندگان فراهم کرد.»

کارآفرین ساکن ونکوور، فرید روحانی، که علیرضا او را راهنمای خود می‌خواند، گفت: «علیرضا زندگی‌اش وقت گرد هم آوردنِ مردم شد. او دوست همهٔ ما در ونکوور بود.»

علیرضا احمدیان، مشاور و مفسر سیاسی ساکن ونکوور بود. علاوه بر نوشتن برای ستون‌های مختلفی مانند وبلاگ مؤسسهٔ فارین پالیسی (Foreign Policy Blogs) و وب‌سایت‌های بی‌بی‌سی، او در رسانه‌های مختلفی از جمله بخش خبری سرویس جهانی بی‌بی‌سی و تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی موضوعات سیاسی جهان را به بحث می‌گذاشت. 

او فوق‌لیسانس دیپلماسی و امور بین‌الملل از دانشکدهٔ مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن و لیسانس تاریخ از دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC) داشت.

علیرضا در حال کار بر روی پروژه‌ای دربارهٔ دموکراسی رسانه‌های نوین با فیبین داوسون، دستیار سردبیر سابق نشریات «ونکوور سان» و «پراوینس» بود، که درگذشت. 

داوسون گفت: «در دنیای تضادها و مناقشات، او همواره در بحث‌های داغ ژئوپلیتیکی، مانند یک مرد محترم برخورد می‌کرد. او مبارزی بود برای دفاع از پذیرا بودن و لیبرال دموکراسی و همواره بدون ترس و سوگیری حرفش را می‌زد. فکر اینکه این صدای بااستعداد ما را ترک گفته است، قلب را می‌فشرد.»

همسرش فاطیما، برادرش حمیدرضا، پدرش جمشید، مادرش رعنا و برادرزاده‌هایش آرین و آلینا که بسیار دوستشان داشت، بازماندگان اویند.

نوشته حرفه‌ای، باهوش، منصف، مسئول، مردم‌دار اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2019/07/14/%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7/feed/ 0 11687
گزارشی از روز ویژهٔ ایران در جشنوارهٔ فیلم کوهستان ونکوور https://media.hamyaari.ca/2018/02/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d9%81/ https://media.hamyaari.ca/2018/02/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d9%81/#respond Tue, 27 Feb 2018 15:45:29 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=7850 رسانهٔ همیاری همان‌طور که در دو شمارهٔ قبل خواندید،‌۲۱اُمین جشنوارهٔ فیلم کوهستان ونکوور امسال روزی را در سالن سنتنیال تیاتر نورث ونکوور به ایران اختصاص داده بود. در این روز که با استقبال خوب مخاطبان ایرانی و غیرایرانی همراه شد، و نگار مجتهدی، خبرنگار شبکهٔ گلوبال نیوز، اجرای برنامه را بر عهده داشت، مستندهایی دربارهٔ کوهستان‌های ایران به نمایش گذاشته شد. این برنامه شامل اجرای رقص «عروس کوهستان» توسط هنرمند جوان شهرمان، لیا فلاح، نیز...

نوشته گزارشی از روز ویژهٔ ایران در جشنوارهٔ فیلم کوهستان ونکوور اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
رسانهٔ همیاری

همان‌طور که در دو شمارهٔ قبل خواندید،‌۲۱اُمین جشنوارهٔ فیلم کوهستان ونکوور امسال روزی را در سالن سنتنیال تیاتر نورث ونکوور به ایران اختصاص داده بود. در این روز که با استقبال خوب مخاطبان ایرانی و غیرایرانی همراه شد، و نگار مجتهدی، خبرنگار شبکهٔ گلوبال نیوز، اجرای برنامه را بر عهده داشت، مستندهایی دربارهٔ کوهستان‌های ایران به نمایش گذاشته شد. این برنامه شامل اجرای رقص «عروس کوهستان» توسط هنرمند جوان شهرمان، لیا فلاح، نیز بود و دو سخنران از جمله پروانه کاظمی، بانوی ایرانی فاتح قلهٔ اورست، در آن سخنرانی کردند که با استقبال گرم حضار مواجه شد.

لیا فلاح
لیا فلاح

پروانه کاظمی، طیِ سخنان صمیمانه‌اش، با مخاطبان از اینکه چه شد کوه‌گردی‌های معمولی‌اش به کوهنوردی حرفه‌ای انجامید، گفت. او لابه‌لای سخنانش اشاره کرد که به کوهستان و کوهنوردی بسیار علاقه‌مند است چون در آنجا آرامش می‌یابد و می‌تواند با انسان‌ها بدون نقاب‌هایشان ارتباط داشته باشد.

پروانه کاظمی
پروانه کاظمی

پروانه کاظمی همچنین ضمن شرح خلاصهٔ سفرهایش به قله‌های شاخص و معروف، گفت که از نظر او یادگیری و تأثیر پذیرفتن از هر یک از این سفرها، الزاماً ارتباطی به فتح قله در آن سفر نداشته و نخواهد داشت. طی سخنرانی وی، جمعیت حاضر در سالن بارها برای او و شجاعت و استقامتش کف زدند.

در افتتاحیهٔ این برنامه، بوئن ما، نمایندهٔ حوزهٔ ایرانی‌نشین نورث ونکوور-لانزدیل، که یکی از حامیان این برنامه نیز بود، گفت که از زبان ایرانیان حوزهٔ انتخابی‌اش شنیده است که کوه‌های نورث شور تداعی‌کنندهٔ رشته‌کوه‌های البرز برای آنان است و طبیعت و کوهستان در اساطیر و فرهنگ عامهٔ ایرانیان جایگاه‌ ویژه‌ای دارد.

بوئن ما
بوئن ما

او با ستایش از روحیهٔ مقاوم و محکم پروانه کاظمی، میهمان ویژهٔ این برنامه، او را به حضار معرفی کرد و از برگزارکنندگان این جشنواره برای اختصاص روزی به ایران و از «رسانهٔ همیاری» به‌عنوان حامی رسانه‌ای این برنامه سپاسگزاری کرد. او همچنین از جامعهٔ ایرانی نورث ونکوور برای حمایت از او برای انتخاب به‌عنوان نمانیدهٔ مجلس استان در انتخابات استانی سال گذشته و آوردن دولتی که هر روز برای مردم سخت تلاش می‌کند، قدردانی کرد.

توجه شما را به گزارش تصویری این رویداد جلب می‌کنیم.

نوشته گزارشی از روز ویژهٔ ایران در جشنوارهٔ فیلم کوهستان ونکوور اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2018/02/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d9%81/feed/ 0 7850
با لیلا حاتمى در ونکوور https://media.hamyaari.ca/2017/09/10/%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%ad%d8%a7%d8%aa%d9%85%d9%89-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/ https://media.hamyaari.ca/2017/09/10/%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%ad%d8%a7%d8%aa%d9%85%d9%89-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/#respond Mon, 11 Sep 2017 01:47:21 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=6388 عکس‌: حمید زرگرزاده – ونکوور Perfect Shot Studio مراسم اول، بزرگداشت در سالن کی میک سنتر مراسم بزرگداشت لیلا حاتمى در روز شنبه ١٢ اوت در سالن زیباى کى میک سنتر واقع در منطقهٔ وست ونکوور، با استقبال خوب ایرانیان و نیز کانادایى‌هاى علاقه‌مند به فرهنگ و هنر ایران که آوازهٔ شهرت لیلا حاتمى را به‌عنوان بازیگر فیلم «جدایى نادر از سیمین»، داور جشنوارهٔ کن و نیز عضو آکادمى اسکار شنیده بودند، برگزار شد. برگزارکنندهٔ...

نوشته با لیلا حاتمى در ونکوور اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
عکس‌: حمید زرگرزاده – ونکوور

Perfect Shot Studio

مراسم اول، بزرگداشت در سالن کی میک سنتر

مراسم بزرگداشت لیلا حاتمى در روز شنبه ١٢ اوت در سالن زیباى کى میک سنتر واقع در منطقهٔ وست ونکوور، با استقبال خوب ایرانیان و نیز کانادایى‌هاى علاقه‌مند به فرهنگ و هنر ایران که آوازهٔ شهرت لیلا حاتمى را به‌عنوان بازیگر فیلم «جدایى نادر از سیمین»، داور جشنوارهٔ کن و نیز عضو آکادمى اسکار شنیده بودند، برگزار شد. برگزارکنندهٔ مراسم، شرکت پاسیفیک یونایتد پروداکشنز با مدیریت دکتر امیرهوشنگ‌ هاشمى بود. دکتر هاشمی از روزنامه‌نگاران قدیمى سینماى ایران و عضو هیئت داوران جشن حافظ است. وی در یک‌سال و نیم گذشته اکران فیلم‌هاى شاخص ایرانى در ونکوور و میزبانى برخی از چهره‌هاى سینمایى مانند حامد بهداد را در این شهر برعهده داشته است.

با لیلا حاتمى در ونکوور

اجرای این مراسم را نگار مجتهدی، تهیه‌کننده و گزارشگر شبکهٔ گلوبال بر عهده داشت. بعد از پخش کلیپ‌هایی از عکس‌های لیلا حاتمی از کودکی تا امروز، و همین‌طور معرفی دستاوردهای این بانوی هنرمند ایرانی در سطح داخلی و بین‌المللی، فرهاد صوفی که از حامیان معنوی این مراسم بود و به‌عنوان چهره‌ای شناخته‌شده، پل ارتباطی چهره‌های سیاسی کانادا با رویدادهای فرهنگی و هنری جامعهٔ ایرانی‌ست، طی سخنانی ضمن خوشامدگویی به لیلا حاتمی، به اهمیت توجه به ساکنان و صاحبان اصلی این آب و خاک اشاره کرد. در ادامه، برنامه‌اى آئینى توسط کریستی لی چارلز، یکی از هنرمندان اقوام اولیهٔ کانادا براى بزرگداشت حضور این چهرهٔ محبوب در سرزمین آبا و اجدادى آن‌ها، برگزار شد. پس از آن اجرا، دکتر امیرهوشنگ‌ هاشمی ضمن بی‌نظیر خواندنِ دستاوردهای خانوادهٔ حاتمی در حوزهٔ فرهنگ و هنر ایران، یاد و خاطرهٔ مرحوم علی حاتمی، خالق آثار ارزشمند و فراموش‌نشدنی سینما و تلویزیون ایران از جمله سوته‌دلان، کمال‌الملک، طوقی، سریال‌های سلطان صاحبقران و هزاردستان، و فیلم مادر را گرامی داشت. او همچنین به حضار یادآوری کرد که همسر لیلا حاتمی، علی مصفا به‌دلیل بیماری پدر، و خانم زهرا خوشکام نیز به‌دلیل حادثه‌ای غیرمنتظره موفق به حضور در ونکوور نشده‌اند و البته لیلا حاتمی خود نیز با وجود بستری بودنِ پسرش مانی به‌دلیل حادثهٔ ناگوار شکستگی شدید دست، در این مراسم حاضر شده بود.

با لیلا حاتمى در ونکوور

پس از این سخنان، فیلم به‌یادماندنی «لیلا» ساختهٔ داریوش مهرجویی برای حاضران در سالن به‌نمایش درآمد، فیلمی که هنوز پس از گذشت بیش از بیست سال، طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است و انتخاب مناسبی برای نمایش در حضور بازیگر اصلی آن به‌شمار می‌رفت. پس از نمایش فیلم، بوئن ما، نمایندهٔ جدید منطقهٔ نورث ونکوور-لانزدیل، در سخنانى ضمن خوشامدگویی به لیلا حاتمى، پیام جان هورگان، نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا، و نیز پیام لیزا بییِر، وزیر گردشگری، فرهنگ و هنر استان بریتیش کلمبیا، را قرائت کرد و تقدیرنامه‌هاى رسمى آن‌ها را به وی اهدا کرد.

با لیلا حاتمى در ونکوور

لیلا حاتمی برای گرفتن هدایا و تقدیرنامه‌های خود بر روی سن رفت و در میان تشویق فراوان حضار، از تمام شرکت‌کنندگان در مراسم آن روز سپاسگزاری کرد. حسن ختام بخش نخست برنامه پیش از تنفس، اجرای هنرمند جوان شهرمان، لیا فلاح بود که رقص زیبای او با آهنگ «در خیال» با صدای استاد شجریان، حاضران در سالن را به وجد آورد. در زمان تنفس، حمید زرگرزاده در گوشه‌ای از سالن لابی کی میک سنتر از لیلا حاتمی با حاضران در سالن، عکس‌هایی به‌رسم یادگار گرفت. بعد از استراحت کوتاهی، در انتهاى مراسم جلسهٔ پرسش و پاسخ لیلا حاتمی با حاضران در سالن در فضایی صمیمانه برگزار شد و شبى به‌یادماندنى را براى ایرانیان ونکوور رقم زد.

مراسم دوم، مسترکلاس در مدرسهٔ سینمایی ونکوور

شهرت بین‌المللى لیلا حاتمى، و ارتباط قدیمى برگزار‌کنندهٔ مراسم با مدرسهٔ سینمایى ونکوور، باعث شد در روز ١۵ اوت، مسترکلاس لیلا حاتمى این‌بار در سالن سینماى کمپ فیلمسازى و انیمیشن مدرسه براى علاقه‌مندان کانادایى برگزار بشود. کادر مدیریتی مدرسهٔ سینمایی ونکوور، که سال‌هاست به‌عنوان یکی از بهترین مدارس آمریکای شمالی شهرت بین‌المللی پیدا کرده است، در کنار دانشجویان علاقه‌مند و جمعی از ایرانیان ساکن ونکوور، در این مراسم حاضر بودند و نکتهٔ قابل توجه، حضور سرکنسول سفارت برزیل به‌همراه خانواده در این مراسم بود که ضمن قدردانی از حضور لیلا حاتمی، علاقهٔ خود را به حضور مستمر در رویدادهای فرهنگی و هنری ایران و آشنایی بیشتر با جنبه‌های ارزشمند فرهنگ و هنر ایران ابراز داشت.

با لیلا حاتمى در ونکوور

پس از نمایش کلیپ‌های کوتاهی در مورد لیلا حاتمی، و سخنان جنیفر کلمنس، مدیر دپارتمان بازیگری مدرسهٔ سینمایی ونکوور، فیلم «جدایى نادر از سیمین» برای مدعوین به‌نمایش درآمد. تازگی این اثر شاخص سینمایی، حتی پس از بارها تماشا، کماکان چشمگیر بود و بینندگان از تماشای مجدد این فیلم در حضور بازیگر آن، استقبال کردند. پس از صرف عصرانه‌ای که در لابی کمپ انیمیشن مدرسهٔ سینمایی ونکوور ترتیب داده شده بود، حاضران در سالن طیِ جلسه‌ای طولانى به صحبت‌هاى لیلا حاتمى و گفت‌وگوى او با جنیفر کلمنس، مدیر دپارتمان بازیگرى مدرسهٔ سینمایى ونکوور، گوش دادند و در انتها سؤال‌هاى خود را مطرح کردند. حضور گرم و مهربانانهٔ لیلا حاتمى که در کنار هنر خود، به زبان‌هاى انگلیسى، فرانسوى، ایتالیایى و آلمانى مسلط است، به‌عنوان نماینده‌اى ارزشمند و کم‌نظیر از سینماى ایران در سطح بین‌المللى، براى مدعوین بسیار جالب و تحسین‌برانگیز بود.

مؤسسهٔ خیریهٔ پردیس

مراسم آخر، گردهمایی خیریه در رستوران پستاپُلو

در روز ١۶ اوت، لیلا حاتمى به دعوت فرهاد صوفی در مراسم خیریه‌اى که به افتخار ایشان و با حضور نمایندهٔ حوزهٔ پورت مودی-کوکئیتلم در پارلمان کانادا، فین دانلى، در محل رستوران پستاپلو برگزار شده بود، شرکت کرد. حضور ایرانیان هنردوست ونکوور در این برنامهٔ خیریه، حسن ختام شیرینی بر حضور این بانوی هنرمند در ونکوور بود.

مؤسسهٔ خیریهٔ پردیس

بخشی از عواید این برنامه به مؤسسهٔ خیریهٔ پردیس و بخشی دیگر به صلیب سرخ براى کمک به خسارت‌هاى آتش‌سوزى‌هاى اخیر در استان بریتیش کلمبیا اختصاص یافت. پروانه رودگر، مجسمه‌ساز به‌نام مقیم ونکوور، مجسمه‌ای زیبا به لیلا حاتمی هدیه کرد و افسانه رودگر نیز تابلویی از آثار نقاشی خود را تقدیمِ وی کرد.

با لیلا حاتمى در ونکوور

با لیلا حاتمى در ونکوور

همچنین کیک بسیار زیبایی که منقش به تصاویر فیلم‌های لیلا حاتمی بود و توسط سارا امیریانی تهیه شده بود، زینت‌بخش میز لیلا حاتمی شد. در همین مراسم، تقدیرنامهٔ پارلمان کانادا به‌مناسبت حضور این بانوى هنرمند ایرانى، توسط فین دانلى به لیلا حاتمى اهدا شد.

نوشته با لیلا حاتمى در ونکوور اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2017/09/10/%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%ad%d8%a7%d8%aa%d9%85%d9%89-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/feed/ 0 6388