<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نقد کتاب بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/نقد-کتاب/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 10 Sep 2023 02:05:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>نقد کتاب بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/نقد-کتاب/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>نقد روان‌شناختی رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری از منظر روان‌شناسی یونگ</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2018/06/25/%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2018/06/25/%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Jun 2018 15:05:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[رمان]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ناظمی]]></category>
		<category><![CDATA[شازده احتجاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[نقد کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[هوشنگ گلشیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=8793</guid>

					<description><![CDATA[<p>سعید ناظمی &#8211; ایران شازده احتجاب رمانی انتقادی به اوضاع اجتماعی ایران در تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی است. نقدی است بر نظام فئودالی ایران قدیم و تغییر شرایط ظالمانه نه توسط مردم، بلکه توسط حاکمیت جدید و البته ظهور حکومت استبدادی جدید. داستان خاطراتی است از گذشته که در عرض چند دقیقه در ذهن شازدهٔ مسلول، قبل از مرگش می‌گذرد. شازده خود به وضعیت موجود تن داده و به‌طور حتم انسانی بیمار است....</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/06/25/%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/">نقد روان‌شناختی رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری از منظر روان‌شناسی یونگ</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سعید ناظمی &#8211; ایران</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شازده احتجاب رمانی انتقادی به اوضاع اجتماعی ایران در تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی است. نقدی است بر نظام فئودالی ایران قدیم و تغییر شرایط ظالمانه نه توسط مردم، بلکه توسط حاکمیت جدید و البته ظهور حکومت استبدادی جدید. داستان خاطراتی است از گذشته که در عرض چند دقیقه در ذهن شازدهٔ مسلول، قبل از مرگش می‌گذرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شازده خود به وضعیت موجود تن داده و به‌طور حتم انسانی بیمار است. هم سل دارد و هم بیمار روانی است. این‌ها را در طول گفتن خاطرات و روایت‌ها در رفت و برگشت‌های زمانی متوجه می‌شویم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تمام اطرافیان شازده مرده‌اند. این‌ها را مراد می‌گوید که در آخر هم خبر مرگ شازده احتجاب را به خود او می‌گوید. آن کلونی زمین‌دار و خون‌ریز که برادر برادر را به‌راحتی می‌کشد، دیگر فرو ریخته است و جامعه به‌سمت مدرنیته گام بر می‌دارد. این جامعه دیگر پذیرای شازده و امثال شازده نیست. روایت‌ها توسط راوی (دانای کل محدود یا نویسنده)،‌ فخری و فخرالنساء، گفته می‌شود و تمامی آن‌ها از ذهن شازده می‌گذرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این درست که «ناخودآگاه» اغلب در خواب و رؤیا به‌صورت نمادین جلوه‌گر است، ولی در این اثر می‌توان زندگی داخلی شازده را ناخودآگاهِ شازده در گذر از زمان حال و رفتن به گذشته دانست. تصاویر خانوادگی، کتاب‌ها، اشیای عتیقه و&#8230; می‌تواند ناخودآگاه شازده محسوب شود. شاید به‌صورت تمثیلی بتوانیم مراد را رابطی فیزیکی بین خودآگاه و ناخودآگاه شازده به‌حساب بیاوریم. هم او که در جایی خبر مرگ شازده را به خود او می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بر اساس نظریات روانشناسانه یونگ، سایه‌ها قسمت‌های پست شخصیت محسوب می‌شوند و در این روایت، اجداد شازده را می‌توان به تمامی سایه‌های او به‌حساب آورد، چرا که شازده از این میراث اجدادی (رفتار مردسالارانه) روزگار خود، فقط محدود کردن دو زن (فخرالنساء و فخری) را در چارچوب خانه و اجرای بی چون و چرای اوامرش فراگرفته است و عاری از سایر اقتدارات مردانهٔ خاندان خود است. پدربزرگ شازده شامل بسته‌ای کامل از تندخوئی‌های قاجاری است که به‌راحتی دست به تنبیه یا کشتن افراد خانواده می‌زند؛ به‌طور مثال، کشتن مادر و برادر خود.</span></p>
<figure id="attachment_8795" aria-describedby="caption-attachment-8795" style="width: 265px" class="wp-caption alignnone"><a href="http://media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/انتشارات-او-هوشنگ-گلشیری.jpe"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-8795" src="http://media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/انتشارات-او-هوشنگ-گلشیری.jpe" alt="هوشنگ گلشیری" width="265" height="400" srcset="https://media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/انتشارات-او-هوشنگ-گلشیری.jpe 265w, https://media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/06/انتشارات-او-هوشنگ-گلشیری-199x300.jpe 199w" sizes="(max-width: 265px) 100vw, 265px" /></a><figcaption id="caption-attachment-8795" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">هوشنگ گلشیری</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فخرالنساء برای مردان موجودی آنیمایی است. او آنیمای شازده است و خود شازده در حالت منفی‌اش آنیمای فخری است و در حالتی آنیموس فخرالنساء است. رابطهٔ فخرالنساء و شازده به‌علت این تضاد، رابطه‌ای سرد و مبتذل است، چرا که شازده در تمام طول زندگی مشترکش با فخرالنساء نمی‌تواند آن‌گونه که فخرالنساء می‌خواهد، باشد و تحقیر شدنش توسط دخترعمویی که مرتب خون‌ریزی‌ها و وجههٔ منفی خاندان شازده را به او تأکید می‌کند، امری جدید است و در خاندان مردسالارانهٔ شازده محلی از اعراب نداشته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پرسوناهای زیادی در شخصیت سه‌گانهٔ این داستان وجود دارد. شازده نقاب‌هایش را یکی یکی باید کنار بزند. فخرالنساء خود با نقابی جدید روی دیگر سکه را به شازده می‌نمایاند و فخری هم مدام در آینه می‌خواهد مثل فخرالنساء باشد. شازده شخصیتی تنها و درونگراست. وی در پایان عمر درگیر ذهن خود است. فخری اما برونگراست و هیچ دغدغه‌ای غیر از فرامین شازده ندارد. اما فخرالنساء که بیشتر درونگراست و خودش را با تنهایی مأنوس می‌کند، در مقابل فخری و شازده شخصیتی برون گرا پیدا می‌کند که البته باید شراب بنوشد تا بتواند سخنانش را گاه با فریاد و طعنه به شازده گوشزد کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">جد شازده کهن‌الگویی شر است. کسی که برادر خود را می‌کشد و در آرامش خیال و بی‌آنکه ککش هم بگزد، همچنان که بر روی جنازهٔ برادر نشسته، سیگار می‌کشد. این برادرکشی که تمثالی از اختلاف بین هابیل و قابیل و کهن‌الگوی برادرکشی را در متنِ روایت به ذهن مخاطب ارجاع می‌دهد، نه آغاز شرارت‌های جد شازده است و نه انجام آن. فخری و مادربزرگ شازده را می‌توان کهن‌الگوی مادر برای شازده دانست. از دیگر نمادهای کهن‌الگویی می‌توان به کهن‌الگویی اعداد مثل هفت دری، شراب هفت ساله، چهلچراغ و چهل تکه اشاره کرد که هفت در فرهنگ اسلامی و چهار در فرهنگ ایرانیان باستان اعداد مقدسی محسوب می‌شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در شازده احتجاب فخری شخصیتی دوگانه دارد. از طرفی خدمتکار خانه است و از طرفی باید جای فخرالنساء را هم در چشم شازده پر کند. شازده به هر طریقی می‌کوشد تا هر آنچه را که از قدیم به او وصل می‌شود، در هر فرصتی که می‌یابد پاره می‌کند. خاطرات اجدادی‌اش را که فخرالنساء برایش می‌خواند، به آتش می‌سپارد و اسباب خانه را در کار قمار می‌بازد. اجدادش یکی یکی از قابی غبار‌گرفته به مدد روان شازده به بیرون می‌آیند و سپس نیست و نابود می‌شوند. شازده شخصیتی شکست‌خورده است. هیچ وجه اشتراکی با اجدادش ندارد. نه با پدرش سرهنگ احتجاب، نه با جدش شازده بزرگ و نه با جد بزرگش افخم امجد. در زندگی‌اش زنان زیادی حضور ندارند و بر خلاف جدش حرمسرایی نساخته است. وی بلافاصله پس از مرگ فخرالنساء فخری را وادار می‌کند شبیه فخرالنساء شود. همان‌طور لباس بپوشد. همان‌طور موهایش را شانه کند و یک طرف شانه اش بریزد و همان‌طور بخندد. در اینجا شازده که می‌توان او را به‌واقع بیماری سادیسمی دانست، با اذیت و آزار فخری گویا انتقام تمام تحقیرهای خود را از فخرالنساء می‌گیرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از دوران بچگیِ شازده اطلاع دقیقی نداریم. پدری خیس از باران و رنگ‌پریده وارد خانه می‌شود. به امر پدربزرگ، عمه‌ها و مادربزرگ از اتاق خارج می‌شوند. پدر، پدربزرگ و خسرو (شازده احتجاب) تنها هستند. پدر استعفا داده است. دست سردش، دست خسرو را می‌گیرد. پدر دستور داده بود مردم را به گلوله ببندند. اکنون پشیمان است: «&#8230; من نمی‌خواستم آن‌طور بشود. اول فکر نمی‌کردم که آدم‌ها را بشود، آن‌هم به این آسانی، له و لورده کرد. وقتی راه افتادند، موج آمد. دست‌ها و چماق‌ها و دهان‌های باز&#8230;» پدر دستور می‌دهد: «&#8230;ببندیدشان به مسلسل». بعد خاطرهٔ بادبادک‌بازی خسرو با پسر باغبان که با نهی عمه مواجه می‌شود. خاطره بودن کنار پدربزرگی که سرفه می‌کند و خاطره شرکت در تشییع جنازه پدر. اما در این میان خاطرهٔ منیره‌خاتون، زن عقدی حرمسرای پدربزرگ، با شازده بسیار پررنگ است. فخری از جهاتی با منیره‌خاتون شباهت‌هایی دارد. شازده برخلاف سلفش بچه‌دار نشده است. این یکی از عقده‌های روانی شازده است و نکته ای برای سرکوفت زدن‌های فخرالنساء. شازده این حقارت را با زورگفتن به فخری تعدیل می‌کند؛ تنها کاری که حالا دیگر از دستش بر می‌آید. گلشیری این رمان را نوشته است تا مخاطب گذشته را با محک تاریخ بسنجد. تاریخی که پس از دوران گلشیری هنوز هم قابلیت سنجش خود را باز نیافته است.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/06/25/%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/">نقد روان‌شناختی رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری از منظر روان‌شناسی یونگ</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2018/06/25/%d9%86%d9%82%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">8793</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Sep 2017 02:51:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین یزدان‌بُد]]></category>
		<category><![CDATA[امین یزدانی]]></category>
		<category><![CDATA[بهرام صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[حامد اسماعیلیون]]></category>
		<category><![CDATA[حامد حبیبی]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه سایمون فریزر]]></category>
		<category><![CDATA[سعید صابری]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شهرنوش پارسی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[کافه راوی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[محمد رحمانیان]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا فخرآبادی]]></category>
		<category><![CDATA[مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[مهران شقاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مهین میلانی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وحید ذاکری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=6341</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; ونکوور «کافه راوی» عنوان جلسات نقد و بررسی کتاب است؛ جلساتی که هفت سال پیش به‌ همت دوستان جوان عضو باشگاه ایرانیان دانشگاه اس‌اف‌یو در شهر ونکوور بنیان گذاشته شد و اکنون این فعالیت ادبی، هنری و فرهنگی پربارتر و مستمرتر از پیش همچنان ادامه دارد. در آستانهٔ  یک‌صدمین نشستِ «کافه‌ راوی»، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم با وحید ذاکری که از پنج سال پیش مسئولیت این جلسات را عهده‌دار بوده است. سلام آقای...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/">گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://www.facebook.com/groups/sfuic.bookclub/" target="_blank" rel="noopener">«کافه راوی»</a> عنوان جلسات نقد و بررسی کتاب است؛ جلساتی که هفت سال پیش به‌ همت دوستان جوان عضو باشگاه ایرانیان دانشگاه اس‌اف‌یو در شهر ونکوور بنیان گذاشته شد و اکنون این فعالیت ادبی، هنری و فرهنگی پربارتر و مستمرتر از پیش همچنان ادامه دارد. در آستانهٔ  یک‌صدمین نشستِ «کافه‌ راوی»، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم با وحید ذاکری که از پنج سال پیش مسئولیت این جلسات را عهده‌دار بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سلام آقای ذاکری، با تشکر از وقتی که به ما دادید، لطفاً در ابتدا کمی از خودتان برای خوانندگان ما بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با سلام خدمت شما خانم غفارزاده و سپاس از فرصتی که برای این مصاحبه فراهم کردید. وحید ذاکری هستم، دانش‌آموختهٔ رشته برق و علاقه‌مند به ادبیات. ادبیات داستانی را حدود پانزده سال است که به‌طور جدی دنبال می‌کنم با نوشتن داستان، خواندن آثار فارسی و غیرفارسی، و شرکت در نشست‌های ادبی در ایران و خارج از ایران.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>همت و تلاش شما در برگزاری مستمر جلسات «کافه راوی» ستودنی‌ست. به‌زودی شاهد برگزاری صدمین نشست از این جلسات خواهیم بود. این جلسات در ابتدا چگونه شکل گرفت؟ چه کسانی می‌توانند در آن شرکت کنند و شرایط آن چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جلسات «کافه راوی» حوالی اکتبر ۲۰۱۰ میلادی شکل گرفت به همت مسئولان وقت باشگاه ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر (SFU) و به‌خصوص آقای امین یزدانی. البته نام جلسات در آن زمان «کافه راوی» نبود و نشست‌ها با عنوان باشگاه کتاب ایرانیان سایمون فریزر برگزار می‌شد. حدود یک سال و اندی بعد، مسئولیت جلسات از آقای یزدانی منتقل شد به آقای سعید صابری و حوالی سپتامبر ۲۰۱۲ هم این مسئولیت به اینجانب رسید. البته از همان آغاز کار در نشست‌ها شرکت داشتم و این حضور ادامه یافته تا اکنون که در آستانهٔ هفتمین سالگرد و  یک‌صدمین نشست «کافه راوی» هستیم. در دورهٔ مسئولیت اینجانب، با کمک بی‌دریغ دوستان عزیز آقای محمدرضا فخرآبادی، خانم مرال دهقانی، و آقای مهران شقاقی موفق شدیم جلسات را با استمرار بیشتری برگزار کنیم. در همین دوره، نام «کافه راوی» برای نشست‌ها برگزیده شد و همان‌طور که پیداست اشاره‌ای به روایت و ادبیات داستانی دارد.</span></p>
<figure id="attachment_6343" aria-describedby="caption-attachment-6343" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="wp-image-6343 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Vahid-Zakeri.jpg?resize=333%2C500" alt="گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Vahid-Zakeri.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Vahid-Zakeri.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="(max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-6343" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">وحید ذاکری، مسئول نشست‌های ادبی «کافه راوی»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نحوهٔ برگزاری هر نشست به این صورت بوده است، که ابتدا اثری ادبی (از نویسندگان ایرانی یا غیرایرانی) انتخاب می‌شود و از طریق صفحهٔ فیسبوک «کافه راوی» به اطلاع علاقه‌مندان می‌رسد. نسخهٔ الکترونیک خود اثر هم از همین طریق در اختیار اعضا قرار می‌گیرد. بعد شرکت‌کنندگان اثر را خوانده و در جلسهٔ مربوطه در مورد آن به بحث و تبادل نظر می‌پردازند. البته کسانی که بخشی از آثار را هم خوانده‌اند، می‌توانند در جلسات شرکت کنند (مثلاً خواندن یک داستان از سه داستانی که برای آن جلسه انتخاب شده). در نتیجه حضور برای همه آزاد است، به‌شرطی‌ که تمام کار یا بخشی از آن را خوانده باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در انتخاب کتاب‌ها و نویسنده‌ها، چه فاکتورهایی را در نظر می‌گیرید؟ بیشتر به نویسندگان و آثار ایرانی می‌پردازید یا غیرایرانی؟ در مورد آثار غیرایرانی، آیا تنها به ترجمه‌شده‌ها می‌پردازید یا کارهای به‌زبان اصلی را نیز مد نظر دارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نشست‌های «کافه راوی»، هم آثاری از نویسندگان ایرانی خوانده می‌شود و هم غیرایرانی. منتها شرط آثار غیرایرانی این است که ترجمهٔ فارسی آن‌ها موجود باشد. البته اگر کسی علاقه‌مند باشد، می‌تواند اثر را به‌زبان اصلی بخواند؛ این شرط کافی‌ست اما لازم نیست. معیار کار نیز به این صورت بوده است که آثار انتخابی در حیطهٔ ادبیات جدی قرار بگیرند. منظورم از ادبیات جدی، ادبیاتی است که کمابیش توسط منتقدان به‌عنوان آثاری با ارزش‌های هنری و شاخصه‌های ادبی شناخته می‌شوند.</span></p>
<figure id="attachment_6345" aria-describedby="caption-attachment-6345" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-6345" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?resize=500%2C276" alt="جلسهٔ «کافه راوی» با حضور شهرنوش پارسی‌پور" width="500" height="276" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?resize=300%2C166&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Shahrnoush-Parsipour.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-6345" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">جلسهٔ «کافه راوی» با حضور شهرنوش پارسی‌پور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>همان‌طور که اشاره کردید، «کافه راوی» به ادبیات جدی می‌پردازد. آیا در میان این‌گونه آثار، جلساتی برای خواندن و نقد آثار جوان‌ترها و خصوصاً نویسنده‌های ساکن شهرمان ونکوور داشته‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نویسنده‌های جوان مثل آقایان حامد اسماعیلیون، امیرحسین یزدان‌بد، یا حامد حبیبی آثاری خوانده شده‌اند. همچنین یادم می‌آید یک جلسه را به مناسبت روز زن در «کافه راوی» اختصاص دادیم به آثار نویسندگان زن نسل چهارم. به‌علاوه، در «کافه راوی» آثار برگزیدهٔ جشنواره‌های مطرح داستان‌نویسی مثل تیرگان یا بهرام صادقی هم بررسی شده‌اند که عموماً داستان‌هایی از نویسندگانی جوان‌ و بعضاً ناشناخته بوده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نویسندگان ساکن شهر ونکوور هم، افرادی در «کافه راوی» حاضر بوده‌اند و آثارشان مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته، مثل آقای محمد محمدعلی که از نویسندگان شاخص و نام‌‌آشنای کشورمان‌اند یا خانم مهین میلانی.</span></p>
<figure id="attachment_6344" aria-describedby="caption-attachment-6344" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-6344" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?resize=500%2C274" alt="جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد محمدعلی" width="500" height="274" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?resize=300%2C164&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Mohammadali.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-6344" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>استقبال عمومی از جلسات «کافه راوی» چطور است؟ به‌جز دوستانِ همیشه کتاب‌خوان، آیا فکر می‌کنید «کافه راوی» موجب تشویق، علاقه‌مندی و تقویت کتاب‌خوانی شده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استقبال عمومی از برخی از جلسات «کافه راوی» بسیار بالا بوده است. به‌خصوص وقتی‌که خود نویسنده به‌صورت حضوری یا مجازی (تماس تصویری از طریق اینترنت) در جلسه شرکت داشته است. مثلاً جلسه‌ای که رمانی از آقای محمدعلی بررسی شد یا نشستی که اختصاص داشت به آثاری از ولادیمیر ناباکف با حضور مترجم ارزندهٔ کشورمان، خانم اکرم پدرام‌نیا. اما اغلب جلسات «کافه راوی» همان‌طور که اشاره داشتید بیشتر با حضور دوستانِ همیشه کتاب‌خوان برگزار شده است. به‌عبارتی در «کافه راوی» بسیار بیشتر به کیفیت بحث‌ها و صحبت‌ها بها داده می‌شود تا کمیت و تعداد شرکت‌کنندگان. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ به بخش دوم پرسش‌تان سخت است. به شخصه فکر می‌کنم نشست‌های «کافه راوی» موجب تشویق و علاقه‌مندی به کتاب‌خوانی میان ایرانیان ونکوور شده است. در طول نزدیک به یک‌صد جلسه، من افراد زیادی را دیده‌ام که آثار انتخابی را خوانده‌اند، با علاقه در بحث‌ها شرکت نموده، و دست آخر رضایت خود را از «کافه راوی» اعلام کرده‌اند. به‌نظرم ایجاد همین تجربهٔ لذت‌بخش از ادبیات برای این افراد، ترویج و تشویق کتاب‌خوانی بوده است. ‌ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاوه بر این، به‌گمانم یکی از مهم‌ترین دستاوردهای «کافه راوی»، ایجاد علاقه‌مندی به ادبیات جدی و پرورش مخاطب برای این ادبیات بوده است. فکر می‌کنم کسانی که در نشست‌های «کافه راوی» شرکت کرده‌اند، دیگر دست‌کم توانایی تشخیص داستانِ خوب از بد را داشته باشند.</span></p>
<figure id="attachment_6346" aria-describedby="caption-attachment-6346" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-6346" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?resize=500%2C333" alt="جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد رحمانیان" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Cafe-Ravi-with-Mohammad-Rahmanian.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-6346" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">جلسهٔ «کافه راوی» با حضور محمد رحمانیان</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هزینهٔ برگزاری این جلسات چگونه تأمین می‌شود؟ آیا از حمایت افراد و سازمان‌های دولتی و غیردولتی بهره‌مند بوده‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«کافه راوی» در تمام سالیان برگزاری‌اش از حمایت بی‌دریغ باشگاه ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر برخوردار بوده است. از همین‌جا و از طرف «کافه راوی»، از تمام دست‌اندرکاران و عزیزان این باشگاه نهایت تشکر را دارم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در انتها، اگر نکتهٔ ناگفته‌ای باقی مانده است که طی سؤالات قبلی طرح نشده، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیار سپاسگزارم از شما و نشریهٔ رسانهٔ همیاری که فرصت این گفت‌و‌گو را برای «کافه راوی» فراهم کرد. برقرار باشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس از شما برای وقتی که در اختیار ما قرار دادید و آرزوی تداوم و موفقیت روزافزون برای شما در مدیریت این امر فرهنگی. </b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/">گفت‌وگو با وحید ذاکری، مسئول نشست‌های «کافه راوی» در ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/09/04/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6341</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-22 20:56:27 by W3 Total Cache
-->