<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مهسا امینی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D9%85%D9%87%D8%B3%D8%A7-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/مهسا-امینی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Mon, 15 Sep 2025 13:28:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مهسا امینی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/مهسا-امینی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>فانوس‌هایی در تاریکی؛ سه سال پس از مهسا </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/09/15/%d9%81%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c%d8%9b-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/09/15/%d9%81%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c%d8%9b-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 15 Sep 2025 13:28:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25438</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ سه سال گذشته، اما هنوز تصویر آن دختر جوان روی صفحهٔ گوشی‌ام مثل لحظهٔ اول تکانم می‌دهد. آن روز که عکس مهسا امینی با صورت بی‌جان روی تخت بیمارستان همه‌جا دست‌به‌دست می‌شد، من در اتاق کوچک خانه‌ام نشسته بودم و بی‌اختیار به عقب پرتاب شدم؛ به چند سال قبل‌تر، روزی که مرا به‌خاطر مانتوی کوتاه بازداشت کردند. هنوز سرمای فلزی آن ون‌ها، صدای بسته‌شدن درِ سنگین و حس بی‌پناهی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/09/15/%d9%81%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c%d8%9b-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3/">فانوس‌هایی در تاریکی؛ سه سال پس از مهسا </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه سال گذشته، اما هنوز تصویر آن دختر جوان روی صفحهٔ گوشی‌ام مثل لحظهٔ اول تکانم می‌دهد. آن روز که عکس مهسا امینی با صورت بی‌جان روی تخت بیمارستان همه‌جا دست‌به‌دست می‌شد، من در اتاق کوچک خانه‌ام نشسته بودم و بی‌اختیار به عقب پرتاب شدم؛ به چند سال قبل‌تر، روزی که مرا به‌خاطر مانتوی کوتاه بازداشت کردند. هنوز سرمای فلزی آن ون‌ها، صدای بسته‌شدن درِ سنگین و حس بی‌پناهی را در تنم دارم. هیچ‌کس نام مرا فریاد نزد، هیچ دوربینی لحظهٔ ترس من را ثبت نکرد. تنها یک روز در بازداشت، تنها چند ساعت توهین و تهدید، اما همان کافی بود تا زخمی بسازد که هنوز با شنیدن نام گشت ارشاد در وجودم تیر می‌کشد. وقتی تصویر مهسا را دیدم، حس کردم انگار ادامهٔ همان داستان است، با این تفاوت که او دیگر فرصت نداشت زنده بیرون بیاید و روایتش را بگوید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهسا، دختر ۲۲ ساله‌ای از سقز، نه فعال سیاسی بود و نه چهره‌ای مشهور. همین عادی‌بودن، همین شبیه‌بودنش به میلیون‌ها دختر دیگر، او را به نماد بدل کرد. او می‌توانست خواهر من باشد، دوستم، یا حتی همان دختری که در مترو کنارم می‌نشیند و کتاب می‌خواند. مرگ او لحظه‌ای بود که مرز میان تجربهٔ شخصی و حافظهٔ جمعی فرو ریخت؛ درد او درد همهٔ ما شد. در خیابان‌ها نامش را با فریادهای بلند صدا زدند، بر دیوارها نوشته شد و در دل‌ها حک شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای بعد، شعار تازه‌ای در کوچه‌ها و خیابان‌های ایران پیچید: «زن، زندگی، آزادی». سه کلمه‌ای که نه از زبان سیاستمداران، که از دهان زنان برخاست. این شعار ریشه در تاریخ مبارزات زنان کُرد در کردستان ترکیه و سپس در جنگ علیه داعش دارد، اما در ایران معنایی تازه یافت. «زن»، یعنی موجودی که سال‌ها سعی کرده بودند به حاشیه برانندش، حالا در مرکز ایستاده بود. «زندگی»، یعنی حق بدیهی انتخاب و نفس‌کشیدن، چیزی که به‌بهانهٔ حجاب از ما دریغ شده بود. «آزادی»، یعنی آرزوی مشترک نسلی که دیگر نمی‌خواست سرنوشتش را دیگری رقم بزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای من، دیدن دختران دبیرستانی که روسری‌هایشان را در هوا می‌چرخاندند و فریاد می‌زدند، مثل دیدن آینده‌ای بود که هرگز جرئت تصورش را نداشتم. آن‌ها بی‌پروا بودند، بی‌آنکه پشتشان سازمانی باشد. بدنشان را سپر کردند و با شجاعتی کودکانه اما ریشه‌دار، در برابر نسلی از سرکوب ایستادند. یادم است عکسی را دیدم از دخترانی که با موهای رها، جلوی عکس خامنه‌ای ایستاده بودند. آن تصویر به‌سرعت در ذهنم حک شد، چون می‌دانستم آن لحظه فقط یک اعتراض ساده نبود؛ لحظه‌ای بود که ترس جای خود را به خشم داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این خشم بی‌هزینه نماند. نام‌های بسیاری بر زبان‌ها افتاد: نیکا شاکرمی، دختر شانزده‌ساله‌ای که جسدش پس از روزها جست‌وجو در شرایطی مشکوک پیدا شد. سارینا اسماعیل‌زاده، نوجوانی که عاشق موسیقی و ویدئوهای یوتیوب بود. حدیث نجفی، دختری که با موهای بلوندش به خیابان رفت و دیگر بازنگشت. هر یک از این نام‌ها به روایتی از درد بدل شدند، به سندی بر بهایی که نسلی برای حق انتخاب پوشش، برای حق ساده‌زندگی‌کردن پرداخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و این فقط زنان نبودند که خونشان ریخته شد. مردان بسیاری نیز در کنار زنان ایستادند و جان دادند. مهرشاد شهیدی، آشپز جوان اراکی که روز تولدش در خیابان کشته شد. خدانور لجه‌ای، جوان بلوچ که با دستان بسته در خیابان زاهدان با تنی زخمی به میله بسته شد و تصویر بی‌پناهی‌اش لرزه بر جان همه انداخت. محسن شکاری، نخستین معترضی که به‌اتهام بستن خیابان و زخمی‌کردن یک مأمور، به دار آویخته شد. مجیدرضا رهنورد، کشتی‌گیر ایرانی که بر روی یکی از دستانش خالکوبی نماد ملی شیر و خورشید را داشت؛ دستی که در زمان شکنجه ابتدا سوزانده و سپس شکسته شده بود، محمدمهدی کرمی، قهرمان کاراته، و محمد حسینی، کارگری ساده، که همه پس از محاکمه‌ای ناعادلانه اعدام شدند. این‌ها فقط چند نام از میان ده‌ها و صدها نفرند؛ بسیاری دیگر هنوز در صف مرگ‌اند یا بی‌صدا در گورهای بی‌نام‌ونشان خفته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر بار که به این نام‌ها فکر می‌کنم، درمی‌یابم جنبش «زن، زندگی، آزادی» فقط جنبش زنان نبود، بلکه جنبش زندگی در برابر مرگ بود. مردان جوانی که کنار زنان ایستادند، فهمیدند آزادی قابل‌تجزیه نیست. نمی‌توان تنها به نیمی از جامعه حق داد و نیم دیگر را خاموش نگه داشت. خون آن‌ها بر سنگفرش خیابان‌ها گواهی‌ست بر همبستگی نسلی که جنسیت نمی‌شناخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هزینه تنها خون نبود. هزاران نفر بازداشت شدند، ده‌ها نفر کور شدند، بسیاری مجبور به ترک کشور شدند، دانشجویان از تحصیل محروم و هنرمندان از کار بازماندند. حتی در خلوت خانه‌ها هم ترس موج می‌زد، اما هم‌زمان، احساسی تازه متولد شد: احساس اینکه ما تنها نیستیم. وقتی فیلم‌های اعتراض‌ها از شهری به شهر دیگر می‌رسید، وقتی تصاویر دختران بدون روسری در دانشگاه‌ها منتشر می‌شد، چیزی در دل همهٔ ما شعله می‌کشید که پیش‌تر تنها جرقه‌ای پنهان بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنبش «زن، زندگی، آزادی» دستاوردهای بزرگی داشت. نخستین دستاوردش شکستن تابو بود. حجاب اجباری که سال‌ها همچون دیواری بلند به نظر می‌رسید، ناگهان ترک برداشت. زنانی که حتی پیش‌تر جرئت برداشتن روسری در خیابان را نداشتند، حالا موهایشان را در باد رها کرده بودند. این حرکت دیگر یک انتخاب فردی نبود؛ بلکه تبدیل به کنشی سیاسی و جمعی شد. دومین دستاورد، همبستگی بود. برای نخستین بار در سال‌ها، جنبشی پدید آمد که نه‌تنها زنان، که مردان بسیاری را نیز درگیر کرد، صداها از تمام شهرها یکی شد، فارغ از قومیت و طبقه. سومین دستاورد، بازتاب جهانی بود. جهان، ایران را نه‌فقط با پروندهٔ هسته‌ای یا بحران سیاسی، که با چهرهٔ زنان شجاعش شناخت. تصاویر اعتراضات در رسانه‌های جهانی منتشر شد، هنرمندان و نویسندگان در سراسر دنیا نام مهسا را بر زبان آوردند، و حتی جوایز معتبر به فعالان زن ایرانی اهدا شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما شاید مهم‌ترین دستاورد، تغییر در ذهنیت نسل جدید بود. دختران و پسرانی که در سال‌های پیش از این، گاه در لاک ناامیدی فرو می‌رفتند، ناگهان خود را در جایگاه کنشگر می‌دیدند. دیگر نمی‌شد آن‌ها را با تهدید یا نصیحت خاموش کرد. آن‌ها یاد گرفتند که صدایشان اهمیت دارد، که بدنشان قلمروی خودشان است، و اینکه هیچ قدرتی نمی‌تواند این آگاهی تازه را از آن‌ها بگیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این‌همه، پرسش اصلی همچنان باقی است: بعد از سه سال، با این‌همه خون و رنج، کجا ایستاده‌ایم؟ پاسخ آسانی وجود ندارد. حقیقت این است که زندگی در ایران همچنان دشوار است. زنان هنوز برای ساده‌ترین حقوق باید بجنگند. بازداشت و فشار همچنان ادامه دارد. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، درمی‌یابیم که چیزی بنیادین تغییر کرده: دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند وانمود کند همه‌چیز مثل گذشته است. در خیابان‌ها زنان بسیاری را می‌بینم که با شجاعت بی‌حجاب راه می‌روند، بی‌آنکه کسی بتواند به‌سادگی آنان را به عقب براند. در نگاه دختران جوان، برقی از مقاومت هست که نمی‌توان خاموشش کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی به گذشته فکر می‌کنم، به آن روزی که خودم در بازداشتگاه نشسته بودم و احساس می‌کردم هیچ امیدی نیست، می‌بینم که امروز با همهٔ سختی‌ها، ما دیگر تنها نیستیم. آن زخم شخصی من با زخم‌های جمعی پیوند خورده و از دل این پیوند، چیزی شبیه به ایمان ساخته شده است: ایمان به اینکه حتی اگر راه طولانی باشد، ما آغازش کرده‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه سال از مرگ مهسا گذشته است، اما او همچنان با ماست. در نامی که روی دیوارها نوشته شد، در ترانه‌هایی که خوانده شد، در اشک مادران و لبخند دخترانی که روسری‌هایشان را به آسمان پرتاب کردند. او دیگر تنها یک دختر سقزی نیست؛ او به حافظه‌ای جمعی بدل شده، حافظه‌ای که هیچ سرکوبی نمی‌تواند آن را بزداید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گاهی شب‌ها دوباره آن تصویر را نگاه می‌کنم: مهسا بر تخت بیمارستان، چشمان بسته، بی‌صدا. بعد چهرهٔ نیکا و سارینا را به یاد می‌آورم، و مهرشاد و خدانور، محسن شکاری و محمدمهدی کرمی، محمد حسینی و بسیاری دیگر را. در سکوت شب، همه‌شان کنار هم می‌آیند، مثل فانوس‌هایی که تاریکی را می‌شکافند. من به خودم می‌گویم: آن‌ها رفتند، اما ما ماندیم تا روایت کنیم، تا یادشان را زنده نگه داریم. و شاید همین بزرگ‌ترین مسئولیت ما باشد: روایت‌کردن، فراموش‌نکردن، و ادامه‌دادن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهسا تنها یک نام نیست؛ او داستانی است که در رگ‌های این سرزمین جاری شده. زنی جوان که زندگی‌اش را گرفتند، اما او آزادی را به نسلی بخشید که دیگر بازگشتی به گذشته ندارد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/09/15/%d9%81%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c%d8%9b-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3/">فانوس‌هایی در تاریکی؛ سه سال پس از مهسا </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/09/15/%d9%81%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%db%8c%d8%9b-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25438</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شعر زنان ایرانی و مبارزه با بی‌بدنی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/01/01/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/01/01/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jan 2025 18:35:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[آنا کراسنوولسکا]]></category>
		<category><![CDATA[آناهیتا رضایی]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[داوود سرهندی-ویلیامز]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لیلا صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سپیده جدیری]]></category>
		<category><![CDATA[سپیده کوتی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[عباس شکری]]></category>
		<category><![CDATA[علی ثباتی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24300</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر لیلا صادقی – ونکوور کتاب Hairiran، مجموعه‌ای از ترجمهٔ اشعار بیش از هفتاد شاعر زن ایرانی است که در واکنش به حملات خشونت‌آمیز حاکمیت علیه سبک زندگی و آزادی فردی-اجتماعی زنان، در پی مرگ مهسا امینی در تهران در سپتامبر ۲۰۲۲، گردآوری شده است. به‌واقع، مرگ مهسا امینی به‌دلیل پوشش نامناسب موی او از نگاه حاکمیت، به‌عنوان مجاز جزء به کل، نمادی از سرکوب زنان از سوی حاکمیت در خلال سالیان بسیار است که پس...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/01/01/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c/">شعر زنان ایرانی و مبارزه با بی‌بدنی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر لیلا صادقی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">Hairiran</span></i><span style="font-weight: 400;">، مجموعه‌ای از ترجمهٔ اشعار بیش از هفتاد شاعر زن ایرانی است که در واکنش به حملات خشونت‌آمیز حاکمیت علیه سبک زندگی و آزادی فردی-اجتماعی زنان، در پی مرگ مهسا امینی در تهران در سپتامبر ۲۰۲۲، گردآوری شده است. به‌واقع، مرگ مهسا امینی به‌دلیل پوشش نامناسب موی او از نگاه حاکمیت، به‌عنوان مجاز جزء به کل، نمادی از سرکوب زنان از سوی حاکمیت در خلال سالیان بسیار است که پس از بازداشت مهسا و جان‌باختن او در بازداشتگاه به نمادی از انکار زنان در طول تاریخ و تقلیل آن‌ها به «ابژه‌»‌ای برای رفاه زندگی مردان تبدیل شد که با حذف «موی زن» به‌عنوان بخشی از بدن او، به حذف کلی زن از عرصهٔ اجتماع و پایمال‌کردن حقوق انسانی او انجامید. این مجموعه با ترجمهٔ علی ثباتی و با ویرایش داوود سرهندی-ویلیامز و به‌کوشش سپیده جُدیری، سپیده کوتی، آنا کراسنوولسکا، آناهیتا رضایی و عباس شکری تدوین شده، و از سوی انتشارات </span><i><span style="font-weight: 400;">Scotland Street Press</span></i><span style="font-weight: 400;"> منتشر شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">Hairiran</span></i><span style="font-weight: 400;">، مجموعه‌ای از ۷۵ شعر با نگاه‌های مختلف و صداهای متکثری است که تصویری از زندگی زنان معاصر ایرانی را بازتاب می‌دهد. هرکدام از این اشعار از زاویه‌ای خاص به هویت، مبارزه و مقاومت علیه تاریخ صلب مردانه پرداخته‌اند. این اشعار همراه با «پرتره‌هایی از مو» منتشر شده‌اند که خود، به تعمیق بار عاطفی و نمادین معنای «مو» کمک می‌کند. تمرکز این مجموعه بر «مو» به‌عنوان نمادی از سلب آزادی و کنترل ذهن و بدن زن، نشان‌دهندهٔ مبارزهٔ زنان برای حق انتخاب و ابراز هویت فردی آنان در ایران است. چراکه بدنمندی، در علوم شناختی، به‌معنای درک و تجربهٔ بدن به‌عنوان بخشی از هویت فردی و اجتماعی است. در این دیدگاه، بدن نه‌تنها به‌عنوان یک موجودیت مادی، بلکه به‌عنوان فضایی برای ارتباط فرد با جهان اطراف و مفهوم‌سازی‌ جهان در زبان در نظر گرفته می‌شود. بدنمندی به‌طور مستقیم با فرآیندهای ذهنی، اجتماعی و فرهنگی ارتباط دارد و تأثیر قابل‌توجهی بر هویت فردی، تجربیات اجتماعی و حتی ادراک فرد از دنیای پیرامون دارد. در مقابل، بی‌بدنی به‌فرایندی اطلاق می‌شود که فرد احساس قطع ارتباط با بدن خود یا ازدست‌دادن عاملیت بدنی می‌کند. در این حالت، فرد از کنترل بر بدن خود محروم می‌شود و بدن به ابزاری منفعل بدل می‌شود که تحت تأثیر فشارهای اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی قرار می‌گیرد. بی‌بدنی می‌تواند منجر به اختلال در هویت فردی و اجتماعی، کاهش اعتمادبه‌نفس و ازدست‌دادن ارتباط سالم با بدن شود.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone wp-image-24304 size-medium" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/Hairan.jpg?resize=185%2C300" alt="شعر زنان ایرانی و مبارزه با بی‌بدنی
نگاهی به کتاب Hairiran، مجموعه‌ای از ترجمهٔ اشعار بیش از هفتاد شاعر زن ایرانی که در واکنش به حملات خشونت‌آمیز حاکمیت علیه سبک زندگی و آزادی فردی-اجتماعی زنان، در پی کشته‌شدن مهسا امینی در تهران گردآوری شده است
#ادبیات #کتاب #شعر #مهسا_امینی #مهساامینی #زن_زندگی_آزادی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="185" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/Hairan.jpg?resize=185%2C300&amp;ssl=1 185w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/Hairan.jpg?w=308&amp;ssl=1 308w" sizes="(max-width: 185px) 100vw, 185px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مجموعه، مو در شعر زنان، به‌عنوان عضوی از بدن زن و نمادی از هویت، به‌ویژه در اجتماع، فرهنگ و تفکر، در شعر زنان ایرانی مطرح می‌شود. این نماد از زیبایی و اسارت به ابزاری برای اعتراض و مبارزه تبدیل شده است. در واقع، مو در این اشعار از یک نشانه از انفعال و تبعیت به ابزاری برای ایستادگی و بازپس‌گیری هویت بدل می‌شود. این تغییر در نقش مو نشان‌دهندهٔ عبور از حالت بی‌بدنی به بازگشت به بدنمندی است، جایی که بدن و هویت در هم آمیخته و به ابزاری برای مبارزه در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه تغییر در نگاه به «مو» به تغییر در هویت فردی و اجتماعی زنان منجر شده است. در واقع، این کتاب می‌تواند به‌عنوان سندی مهم برای نشان‌دادن اهمیت بدن در شکل‌گیری نقش‌های اجتماعی، شکل‌گیری تفکر و به‌حاشیه‌راندن زنان و در نتیجه، تأثیر آن بر هویت فردی آنان در نظر گرفته شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اینکه چگونه مفهوم «مو» در تاریخ ایران، به‌شکل‌های مختلفی متحول شده است، یکی از پرسش‌هایی است که پس از خواندن کتاب در ذهن مخاطب مطرح می‌شود. به‌عبارتی، «موی سر» به‌عنوان بخش مهمی از بدن زن، همواره در طول تاریخ مورد کنترل و سرکوب حاکمیت و نظام‌های ایدئولوژیک حاکم در ایران قرار گرفته است که خود منجر به شکل‌گیری ساختارهای اجتماعی-فرهنگی مردسالار شده و هم‌اکنون، در این دورهٔ خاص، با ایجاد تغییر شناختی در ساختارهای اجتماعی-فرهنگی، شکافی میان نگاه مردم و حاکمیت دربارهٔ نقش زن و اهمیت بدن او ایجاد شده است، به‌شکلی که تلاشی برای دستیابی به برابری میان زنان و مردان را محتمل می‌داند، گرچه این تغییرات در سطح کلامی ایجاد شده است، اما هنوز در لایه‌های پنهان اجتماع، نقش‌های سنتی که زنان را به حاشیه می‌راند، پابرجا هستند و در اینجاست که مطالعهٔ نقش «مو» به‌عنوان بخشی از بدن زن و تأثیر بی‌بدنی بر چگونگی هویت فردی زن، مورد اهمیت خاص قرار می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌عبارت دیگر، یکی از نکات مهمی که این مجموعه را از دیگر آثار متمایز می‌کند، استفاده از «مو» به‌عنوان کلیت بدن زن است که نه‌تنها در دنیای مادی بلکه در سطح ذهنی و اجتماعی زنان تغییر ماهیت داده است. این تغییر شناختی در شعر، به‌ویژه در آثار این شاعران، می‌تواند به‌عنوان بازتعریف رابطه میان بدن و ذهن در نظر گرفته شود. شعری که در آن مو، به‌عنوان مجاز «بدن» به ابزاری برای ایستادگی برای بازیافت «هویت» تبدیل می‌شود، به‌طور ناخودآگاه ارتباط میان بدن و هویت فردی و اجتماعی زنان را در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی مورد بازاندیشی قرار می‌دهد. این کتاب با ثبت تجربیات زنانه در برابر سلطه‌گری‌های اجتماعی و سیاسی، نوعی حافظهٔ جمعی از مبارزه و مقاومت در برابر بی‌بدنی را به نمایش می‌گذارد. در این فرآیند، شعری که در آن «مو» به نماد اعتراض و ایستادگی تبدیل می‌شود، به ابزاری برای شکل‌دهی به هویت اجتماعی و فردی زن تبدیل می‌شود و این خود نمایانگر بازتعریف روابط شناختی و اجتماعی در سطح فردی و جمعی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را از طریق لینک زیر از سایت آمازون سفارش دهند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.azonlinks.com/1910895962"><span style="font-weight: 400;">https://www.azonlinks.com/1910895962</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/01/01/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c/">شعر زنان ایرانی و مبارزه با بی‌بدنی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/01/01/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%db%8c%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24300</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فراخوان دومین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/11/27/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%84%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/11/27/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%84%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Nov 2024 01:55:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان صفائیان]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان صفاییان]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24117</guid>

					<description><![CDATA[<p>دبیرخانهٔ جشنواره هنری و بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی» در ونکوور کانادا، با انتشار فراخوان زیر، از برگزاری دومین دورهٔ خود خبر داد: تاریخ معاصر، سرشار از کشمکش‌ها و مبارزاتی است که به‌دنبال فروریختن ديوار سترگ ظلم و ستم و بی‌عدالتی است و در این میان ادبیات ‌و هنر، همواره نقش بسزایی داشته و با نوشتن و به‌‌تصویردرآوردن و ساختن نمادها و استعاره‌های تازه از شکل‌های گوناگون مبارزه و زنده‌نگه‌داشتن ياد ستم‌دیدگان و کشتگان راه آزادی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/11/27/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%84%d9%85/">فراخوان دومین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دبیرخانهٔ جشنواره هنری و بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی» در ونکوور کانادا، با انتشار فراخوان زیر، از برگزاری دومین دورهٔ خود خبر داد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تاریخ معاصر، سرشار از کشمکش‌ها و مبارزاتی است که به‌دنبال فروریختن ديوار سترگ ظلم و ستم و بی‌عدالتی است و در این میان ادبیات ‌و هنر، همواره نقش بسزایی داشته و با نوشتن و به‌‌تصویردرآوردن و ساختن نمادها و استعاره‌های تازه از شکل‌های گوناگون مبارزه و زنده‌نگه‌داشتن ياد ستم‌دیدگان و کشتگان راه آزادی و عدالت، خود بدل به نیروی محرکهٔ مهمی برای استمرار این مبارزات و تقويت جنبش‌ها شده‌‌اند. همچنین ادبیات و هنر یکی از رساترین و پرمغزترین شیوه‌های یادآوری به آیندگان نیز به‌شمار می‌آیند و همواره انعکاس صدای حنجره‌هایی‌اند که تمام سازوکارهای قدرت‌های مقتدر درصدد سرکوب و فراموشی آنان در دالان تاریک و پرپیچ‌وخم روزگارند: به یاد آرید ما را که زیباترینِ جان‌ها و رنج‌دیدگان زمانهٔ خود بوده‌ایم و آزادی و شادی امروزِ شما، میراث بسزای ماست که ظالمانه با دست‌های پنهان‌‌وآشکارِ ستم‌‌وتاریکی در خونِ خویش غلتیده بودیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ازهمین‌رو، جشنوارهٔ «زن، زندگی، آزادی» که رویدادی کاملاً مستقل و آزاد است، با هدف ارج‌‌نهادن به آرمان‌های انسانیِ این جنبش و ایجاد انگیزه برای تداوم راهِ جان‌باختگان و رنج‌دیدگان در راه آزادی، در سراسر جهان به فعالیت مشغول بوده و معتقد است که زبان ادبیات و هنر می‌تواند به غنی‌تر‌ و نزدیک‌ترشدن به این آرمان، کمک کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24124" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg?resize=380%2C500" alt="فراخوان دومین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی»
#مهسا_امینی #مهساامینی #بکتاش_آبتین #زن_زندگی_آزادی  #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="380" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg?w=380&amp;ssl=1 380w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg?resize=228%2C300&amp;ssl=1 228w" sizes="(max-width: 380px) 100vw, 380px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این جشنواره که سال گذشته در بخش‌های عکاسی، فیلم کوتاه و نقاشی برگزار شده بود، مورد استقبال هنرمندان قرار گرفت، و در دومین دورهٔ خود با افزودن بخش شعر، در صدد ادامهٔ این راه برآمده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فراخوان دومین دورهٔ این جشنواره و شرایط حضور در آن که شامل بخش‌های شعر به‌دبیری شوکا حسینی (شاعر و نویسنده)، فیلم کوتاه به‌دبیری شروینه دیدنده (کارگردان) و هنرهای تجسمی و مفهومی به‌دبیری امین شاهد (هنرمند و پژوهشگر) با حمایت ایمان صفائیان، مدیر انجمن فرهنگ و هنری دماوند، است، در وب‌سایت و رسانه‌های اجتماعی جشنوارهٔ «زن، زندگی، آزادی» به آدرس زیر قابل‌دسترس علاقه‌مندان است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://wlffestival.ca/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">www.wlffestival.ca</span></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.instagram.com/wlffestival?" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎@wlffestival</span></a></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24123" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/fest.jpg?resize=640%2C186" alt="فراخوان دومین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی»
#مهسا_امینی #مهساامینی #بکتاش_آبتین #زن_زندگی_آزادی  #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="186" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/fest.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/fest.jpg?resize=300%2C87&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شوکا حسینی به‌عنوان دبیر بخش شعر و سخنگوی جشنوارهٔ «زن، زندگی، آزادی» دربارهٔ افزوده‌شدن بخش شعر به این جشنواره گفت:‌ «همان‌طور که در بخش اصلی فراخوان از نقش هنر و ادبیات در جنبش‌ها گفته‌ام، شعر و ادبیات نقش بسزایی در جنبش‌های معاصر ایران داشته و در هر دوره‌ای از تغییرات اجتماعی و سیاسی، رد پای شاعران و نویسندگان همیشه آشکار بوده است و شاعران و نویسندگان بی‌شماری در این راه یا جان خود را از دست داده‌اند و یا خود و خانواده‌هایشان متحمل رنج‌ها و مصیبت‌های بی‌شماری شده‌اند؛ از فرخی یزدی و میرزادهٔ عشقی گرفته تا یکی از مشهودترین این جریان‌ها، جریانی موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای که حکومت به‌شکل سیستماتیک و هولناکی جان شاعران و نویسندگان بسیاری را گرفته و همگان زنده‌یاد‌ها محمد مختاری، محمد پوینده، داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به یاد داریم که همین روزهای سرد پاییزی، سالگرد کشته‌شدن این عزیزان است. همچنین زنده‌یادانی چون احمد میرعلائی، علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، غفار حسینی، حمید حاجی‌زاده و پسر خردسالش، کارون حاجی‌زاده، و ده‌ها نویسنده و مترجم دیگر در فهرست قتل‌های زنجیره‌ای بوده‌اند که جان عزیزشان را بر سر آزادی بیان و اندیشه از دست داده‌اند یا مجبور به ترک وطن شده‌اند. در سال‌های اخیر نیز حکومت با شیوه‌های متعدد، این فهرست را عریض و طویل‌تر کرده است تا آنجا که حتی از طریق تأخیر در درمان زندانیان، کسی چون بکتاش آبتین (شاعر و کارگردان) را به‌عمد به کشتن داده‌اند. از این‌رو ایدهٔ افزودن بخش شعر بنا به اهمیت تاریخی‌اش که ذکر آن رفت، با ایمان صفائیان، دبیر جشنواره، مطرح گردید و ایشان نیز از آن استقبال کرده و این‌گونه و با این رویکرد، بخش شعر به جشنواره‌ اضافه گردید و امیدواریم که در سال‌های آینده سایر بخش‌های ادبیات را نیز بتوانیم به جشنواره بیفزایم و رسالت خود را در این حوزه در حد توان و امکاناتی که در اختیار داریم، بهتر و مؤثرتر انجام دهیم.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24120" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Baktash.jpg?resize=500%2C500" alt="فراخوان دومین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی»
#مهسا_امینی #مهساامینی #بکتاش_آبتین #زن_زندگی_آزادی  #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Baktash.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Baktash.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Baktash.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Baktash.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شوکا حسینی در ادامه گفت: «علاوه بر انتشار اشعار رسیده به جشنواره به‌صورت کتاب و ترجمهٔ آن‌ها به‌زبان انگلیسی به‌انتخاب مترجم، در سایت رادیو زمانه نیز به‌همت حسین نوش‌آذر، در قالب پرونده‌ای مستقل منتشر خواهد شد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">او همچنین گفت: «اختتامیهٔ دومین دورهٔ جشنواره «زن، زندگی، آزادی» امسال علاوه بر شهر </span><b>ونکوور</b><span style="font-weight: 400;">، در دو شهر </span><b>مولان</b><span style="font-weight: 400;"> فرانسه و </span><b>برلین</b><span style="font-weight: 400;"> آلمان نیز با برنامه‌های متنوعی برگزار خواهد شد. جزئیات زمانی و نحوهٔ اجرای برنامه‌ها به‌زودی از طریق وب‌سایت و صفحهٔ اینستاگرام جشنواره در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این برنامه‌ها شامل موارد زیر است:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اعلام برگزیدگان برتر جشنواره در رشته‌های </span><b>فیلم کوتاه</b><span style="font-weight: 400;">، </span><b>هنرهای تجسمی</b><span style="font-weight: 400;"> و </span><b>شعر</b></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمایش آثار برگزیده در رشته‌های فیلم کوتاه و هنرهای تجسمی و پخش ویدئوی شعرخوانی شاعران منتخب</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگزاری جلسات نقد و بررسی آثار رسیده</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نمایش فیلم</span> <b>جنایت عمدی</b><span style="font-weight: 400;"> اثر </span><b>محمد رسول‌اف</b><span style="font-weight: 400;"> (محمد رسول‌اف این فیلم را که به چگونگی و روند به‌کشتن‌دادن زنده‌یاد بکتاش آبتین پرداخته است، به‌یاد او به جشنواره سپرده است.) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رونمایی از یادمان «بکتاش آبتین»</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رونمایی از دو کتاب شعر بکتاش آبتین با نام‌های:</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«تنهایی دسته‌جمعی» نشر ناکجا</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«مرثیه‌ای برای گل‌های پژمرده» نشر باران سوئد (این زندان‌سروده‌ها آخرین مجموعه‌شعر بکتاش بوده که به‌صورت دست‌نوشته، منتشر شده است.)</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رونمایی از کتاب HAIRAN که ترجمهٔ اشعار بیش از هفتاد شاعر زن معاصر ایران با موضوع زنان و مشکلات اجتماعی است که توسط علی ثباتی ترجمه شده، و نشر SCOTLAND STREET PRESS آن را منتشر کرده است.</span></li>
</ul>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24122" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/books.jpg?resize=640%2C313" alt="فراخوان دومین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی»
#مهسا_امینی #مهساامینی #بکتاش_آبتین #زن_زندگی_آزادی  #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="313" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/books.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/books.jpg?resize=300%2C147&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زمان و مکان برگزاری اختتامیه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اختتامیهٔ جشنواره در روزهای ۶ دسامبر از ساعت ۵ الی ۸:۳۰ بعدازظهر و ۷ دسامبر ۲۰۲۴ از ساعت ۱۳ الی ۴:۳۰ بعدازظهر در </span><b>سالن نمایش کتابخانه و مرکز فرهنگی شهر ریچموند</b><span style="font-weight: 400;"> در ونکوور بزرگ برگزار خواهد شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لینک تهیهٔ بلیت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.eventbrite.ca/e/woman-life-freedom-festival-tickets-1079024484279?aff=oddtdtcreator"><span style="font-weight: 400;">https://www.eventbrite.ca/e/woman-life-freedom-festival-tickets-1079024484279</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/11/27/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%84%d9%85/">فراخوان دومین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی «زن، زندگی، آزادی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/11/27/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%84%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24117</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Sep 2024 02:26:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بونیتا زاریلو]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[جاناتان ویلکینسون]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23766</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور ایرانیان ونکوور طی روزهای شنبه ۱۴ و یکشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۴، با برگزاری تجمعاتی در شهر ونکوور در دومین سالگرد به‌قتل‌رسیدن مهسا امینی به‌دست نیروهای گشت ارشاد جمهوری اسلامی، اعتراضات هم‌وطنانشان در ایران و تداوم جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در این‌سوی دنیا یادآور شدند. روز شنبه ۱۴ سپتامبر، تعدادی از جوانان در ونکوور به‌یاد مهسا امینی و دیگر قربانیان جنبش دوچرخه‌سواری کردند. با وجود هوای بارانی در آن...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/">گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایرانیان ونکوور طی روزهای شنبه ۱۴ و یکشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۴، با برگزاری تجمعاتی در شهر ونکوور در دومین سالگرد به‌قتل‌رسیدن مهسا امینی به‌دست نیروهای گشت ارشاد جمهوری اسلامی، اعتراضات هم‌وطنانشان در ایران و تداوم جنبش «زن، زندگی، آزادی» را در این‌سوی دنیا یادآور شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز شنبه ۱۴ سپتامبر، تعدادی از جوانان در ونکوور به‌یاد مهسا امینی و دیگر قربانیان جنبش دوچرخه‌سواری کردند. با وجود هوای بارانی در آن روز، این برنامه برگزار شد و دوچرخه‌سواران با حمل نمادهایی از جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مردم صحبت کردند و آن‌ها را به تجمع روز یکشنبه در آرت گالری ونکوور دعوت کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز یکشنبه ۱۵ سپتامبر، دو تجمع یکی مقابل و دیگری پشت ساختمان آرت گالری برگزار شد. طی تجمع دوم که شامل بخش‌های زیادی ازجمله سخنرانی‌های مختلف، رقص و پخش موسیقی بود، بونیتا زاریلو، نمایندهٔ مجلس عوام از منطقهٔ پورت مودی-کوکئیتلام، پس از معرفی خود و تصدیق ایستادن بر مکان واگذارنشده‌ای که متعلق به بومیان است و نیز تأکید بر اهمیت نشان‌دادن همبستگی با جنبش مردم ایران با برگزاری چنین تجمعاتی، در بخشی از سخنانش گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«من می‌دانم که بسیار از شما برای داشتن امنیت به اینجا آمده‌اید، و می‌دانیم که مهسا امینی به چنین امنیتی دست نیافت. بسیاری از افراد که می‌آیند و با من صحبت می‌کنند، می‌گویند آنچه مهم است این است که ما کنار هم بایستیم و مهسا را به یاد آوریم و البته آن‌هایی را که برای داشتن امنیت مبارزه می‌کنند. و من فکر می‌کنم در آنچه در سراسر دنیا و قطعاً در افغانستان دارد اتفاق می‌افتد، می‌بینیم که زنان همواره در حاشیه قرار گرفته‌اند. ما باید به ایستادگی و مبارزه ادامه دهیم و «زن، زندگی، آزادی» را یادآور شویم. اهمیت این جنبش و اینکه تمام شمایی که امروز در اینجا ایستاده‌اید، این است که کنار هم بایستید تا بگویید این [مسائل] همچنان دارد در ایران اتفاق می‌افتد، اعدام‌ها همچنان دارد اتفاق می‌افتد، آزار و اذیت و شکنجهٔ کارگرانی که کار هم ایستاده‌اند همچنان دارد اتفاق می‌افتد، و باید که متوقف شود… »</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این تجمع همچنین هوریران سهراب، داغدارِ چهار تن از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ازجمله دخترش زنده‌یاد نگار برقعی، ‏«بیانیه‌ٔ انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752 به‌مناسبت دومین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و آغاز انقلاب زن، زندگی، آزادی» را خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«دو سال از روزهای به‌قتل‌رسیدن مهسا ژینا امینی گذشت. جنایتی دیگر به‌دست جمهوری اسلامی رقم خورد که منجر به خیزش بزرگ زن، زندگی، آزادی در ایران و سراسر جهان شد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در روزهای پس از این قتل جمهوری اسلامی چون همیشه پاسخ معترضان را با گلوله داد. صدها نفر کشته شدند، ده‌ها نفر چشمانشان را از دست دادند، بسیاری به چوبهٔ دار سپرده شدند، خانواده‌های بسیاری چشم‌به‌راه عزیزان‌شان ماندند و بسیاری از مبارزین همچنان در زندان هستند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما در خارج از کشور در برابر ظلم و بی‌عدالتی ساکت ننشستیم. ما در پیوند با هم‌وطنان شجاعمان در ایران به خیابان‌ها آمدیم، در راهپیمایی‌های بزرگ شرکت کردیم، رسانه‌های دنیا را دعوت کردیم تا عمق جنایت‌پیشگی حکومت اسلامی را به اطلاع افکار عمومی دنیا برسانند و‌ تلاش کردیم صدای ایران در دنیای آزاد باشیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پس از دو سال می‌توان گفت که جنبشِ عدالت‌خواهی و آزادی‌خواهیِ مردم ایران زنده‌تر از همیشه نفس می‌کشد. با اینکه جمهوری اسلامی تلاش می‌کند اوضاع را عادی جلوه دهد و بر شانه‌های مردم ستمدیدهٔ ایران بایستد و به دنیا بگوید در کنترل شرایط موفق بوده است اما تصویری که از ایران به ما می‌رسد تصویر مبارزه و ایستادگی‌ست. دادخواهان، زنان، معلم‌ها، کارگران، پرستاران، بازنشستگان، دانشجویان و بسیاری از مردم در پیِ عدالت و آزادی هستند و می‌دانند رسیدن به دموکراسی دیگر هدفی دور از دسترس نیست.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما در انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752 در کنار مردم ایران تا رسیدن به آزادی، دموکراسی و عدالت می‌ایستیم. ما تا روز جاری‌شدن عدالت برای عزیزانمان و تمامی کسانی که به‌ظلم جان خود را از کف دادند از مسیری که پیموده‌ایم بازنمی‌گردیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما قاتلین فرزندان ایران را نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن پرستو آشتی بیانیهٔ جاناتان ویلکینسون، وزیر انرژی و منابع طبیعی کانادا و نمایندهٔ مجلس عوام از منطقهٔ نورث ونکوور، را خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«درحالی‌که برای بزرگداشت دومین سالگرد قتل غم‌انگیز مهسا امینی گرد هم می‌آییم و همچنان خواستار اجرای عدالت برای زندانیان سیاسی در ایران هستیم، من می‌خواهم عمیق‌ترین همبستگی و حمایت خود را اعلام کنم. اقدامات وحشیانهٔ رژیم کنونی ایران نسبت به مردمش، ازجمله سرنگونی غیرقابل‌توجیه پرواز پی‌اس۷۵۲ و قربانی‌شدن بسیاری از ایرانیان جوان و آینده‌دار که در مقابل این وحشیگری ایستادگی کردند، یادآوری آشکار نیاز به عدالت و پاسخگویی در ادامهٔ مبارزه برای آزادی است. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">امسال، دولت کانادا با معرفی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان یک سازمان تروریستی، مواضع قاطع خود را در برابر رژیم تقویت کرده است و بر تعهد ما برای مقابله با وحشیگری و سرکوبی که بر مردم ایران تحمیل شده است، تأکید می‌کند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما قاطعانه در برابر بی‌عدالتی‌های این رژیم می‌ایستیم و بر حمایت خود از ارزش‌های عدالت، حقوق بشر و آزادی تأکید می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">اعضای حزب لیبرال کانادا کفالت سیاسی زندانیان را به عهده گرفته‌اند تا نام و یاد آن‌ها را درحالی‌که جهان برای آزادی‌شان می‌جنگد، زنده نگه دارند. من به‌ویژه تحت تأثیر مواردی همچون دکتر قره‌حسنلو، فرزانه قره‌حسنلو، محمد رخشانی و البته توماج صالحی قرار گرفتم و شخصاً کفالت سیاسی این چهار نفر را که همچنان از بی‌عدالتی و زندان رنج می‌برند، به عهده گرفتم. شجاعت آن‌ها در مواجهه با چنین ناملایماتی نشان‌دهندهٔ مبارزهٔ گسترده‌تر برای آزادی و حقوق بشر در ایران است. کانادا در کنار مردم ایران در مبارزه برای کرامت و آزادی می‌ایستد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بیایید با هم به ایستادگی در کنار یکدیگر، دفاع از عدالت و اتحاد در برابر ظلم ادامه دهیم. درحالی‌که گرد هم می‌آییم تا یاد و خاطرهٔ مهسا امینی و افراد بی‌شماری را که رنج کشیده‌اند و جان باخته‌اند گرامی بداریم، به یاد داشته باشید که صدای آن‌ها شنیده می‌شود؛ زن، زندگی، آزادی.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان این تجمع، مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، سخنانی ایراد کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">«سالگرد مهسا امینی، دختری که به نماد ظلم‌ستیزی و آزادی‌خواهی بدل شد، یکی از تلخ‌ترین و در عین حال پرافتخارترین روزهای تاریخ معاصر ایران است. مهسا، دختری که به‌خاطر چند تار مو توسط گشت ارشاد حکومت دیکتاتوری خامنه‌ای به‌طرز بی‌رحمانه‌ای کشته شد، اکنون نه‌تنها نامش در دل همهٔ‌ ایرانیان بلکه در قلب تمام مردم آزادی‌خواه جهان جاودانی شده است. ما در اینجا جمع شده‌ایم تا به‌یاد مهسا و هزاران جوان دیگری که در راه آزادی و کرامت انسانی جان خود را از دست داده‌اند، ادای احترام کنیم. مهسا امینی تنها یک قربانی نبود، او تبدیل به شعله‌ای شد که در قلب ملت ایران و زنان شجاع آن روشن شد. در این سالگرد، بیایید به‌یاد مهسا و همهٔ قربانیان این مبارزه، صدای خود را بلند کنیم. بیایید با هم متحد و برای ایرانی آزاد بدون سرکوب و تبعیض تلاش کنیم. راه مهسا، راه همهٔ ماست. «زن، زندگی، آزادی» تنها یک شعار نیست. این یک عهد است که هرگز فراموش نخواهد شد. ما قاتلین فرزندان ایران را نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم. زن، زندگی، آزادی.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شرکت‌کنندگان در این تجمع در پایان با حمل پلاکاردهایی در خیابان‌های اطراف راهپیمایی کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شایان ذکر است که طی روزهای ۱۴ و ۱۵ سپتامبر، چند تجمع دیگر نیز در نقاط مختلف مترو ونکوور برگزار شد که متأسفانه امکان پوشش همهٔ آن‌ها را نیافتیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان این گزارش توجه شما را به تصاویری از تجمعات یادشده و نیز برنامهٔ دوچرخه‌سواری به‌یاد قربانیان جنبش «زن، زندگی، آزادی» جلب می‌کنیم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23769" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Protest_Sep.2024_REV.jpg?resize=640%2C823" alt="گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی #مهسا_امینی #ایرانیان_ونکوور زن_زندگی_آزادی" width="640" height="823" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Protest_Sep.2024_REV.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Protest_Sep.2024_REV.jpg?resize=233%2C300&amp;ssl=1 233w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌های برنامهٔ دوچرخه‌سواری: رضا سامان‌فر و پویا علاقه‌بند</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/">گزارشی از تجمعات ونکوور در دومین سالگرد قتل مهسا امینی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/09/27/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%aa-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23766</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به نام او که اسم رمز ماست</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/09/15/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%88-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/09/15/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%88-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 15 Sep 2024 18:59:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23667</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ  دو سال پیش، نه‌تنها ایران بلکه جهان، با وحشت شاهد انتشار خبری هولناک بود. خبری که بی‌شک تاریخ ایران به قبل و بعد از آن اتفاق تقسیم خواهد شد. آنچه رخ داد، اثراتی عمیق بر جامعه و حکومت ایران گذاشت و تحولات سیاسی-اجتماعی مرتبط با این رویداد کماکان ادامه دارد. در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، گشت ارشاد مهسا امینی را به‌اتهام داشتن حجاب نامناسب بازداشت کرد. آنچه باید یک بازداشت...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/15/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%88-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">به نام او که اسم رمز ماست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دو سال پیش، نه‌تنها ایران بلکه جهان، با وحشت شاهد انتشار خبری هولناک بود. خبری که بی‌شک تاریخ ایران به قبل و بعد از آن اتفاق تقسیم خواهد شد. آنچه رخ داد، اثراتی عمیق بر جامعه و حکومت ایران گذاشت و تحولات سیاسی-اجتماعی مرتبط با این رویداد کماکان ادامه دارد. در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، گشت ارشاد مهسا امینی را به‌اتهام داشتن حجاب نامناسب بازداشت کرد. آنچه باید یک بازداشت معمولی می‌بود، به کابوسی بزرگ تبدیل شد. مهسا که از سقز به تهران سفر کرده بود، همراه دخترخاله‌اش بود که مأموران گشت ارشاد بازداشتشان کردند. مأموران به او گفتند مسئلهٔ خاصی پیش نخواهد آمد و او فقط باید در کلاس توجیهی ۴۰ دقیقه‌ای دربارهٔ حجاب شرکت کند، اما شاهدان عینی از ضرب‌وشتم مهسا در ون گشت ارشاد به‌دنبال اعتراض او به دستگیری خبر دادند. سه روز بعد او برای همیشه چشم‌های زیبایش را بست و آن‌همه زیبایی و جوانی نقاب در خاک کشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بلافاصله حکومت ادعا کرد که او بر اثر عوارض بیماری زمینه‌ای که سابقه‌اش را داشته درگذشته است، اما همه می‌دانستند کبودی‌های روی بدن او حکایت از داستان متفاوتی دارد &#8211; وحشیگری و بی‌عدالتی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امجد امینی، پدر مهسا امینی، گفته بود با چشمان خود دیده که روی پیکر دخترش، در ناحیهٔ پشت گردن و گوش رد خون و قسمت‌های زیادی از بدن او ازجمله پاهایش کبود شده بوده.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او ضمن تکذیب هرگونه سابقهٔ بیماری مهسا امینی با اشاره به «ورزشکاربودن» دخترش، تأکید کرده بود: «دروغ است! به‌خدا قسم هیچ نوع مریضی‌‌ای نداشته و حتی درمانگاه هم نرفته، مگر برای سرماخوردگی ساده. او ورزشکار بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی خبر کشته‌‌شدن مهسا امینی منتشر شد، کسی گمان نمی‌کرد قتل این دختر جوان قرار است طی ۷۲ ساعت بعد، پایه‌های حکومت جمهوری اسلامی را به‌طرز بی‌سابقه‌ای بلرزاند. وقتی تصاویر مراسم تدفین مهسا انتشار یافت، نوشته‌ٔ کوتاهی بر سنگ مزار او مردم ایران را منقلب کرد؛ «ژینا تو نمی‌میری، نامت رمز می‌شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همه با خودشان می‌گفتند او می‌توانست مادر، خواهر یا دختر ما باشد. مرگ مهسا جرقه‌‌ای بود که آتش زیر خاکستر را شعله‌ور ساخت. او می‌توانست یکی از ما شاید هم خود ما باشد؛ هر کدام از ما که در این سال‌ها در آن ون‌های گشت ارشاد موبایل و اوراق شناسایی‌‌مان را گرفته‌اند و چه حقارت‌هایی که به ما تحمیل نکرده‌اند. مرگ مهسا موجب شد تا ابعاد متفاوت تبعیض‌هایی که علیه زنان در ایران وجود دارد، عیان شود و جهانیان شاهد باشند زنان ایرانی در این سال‌ها تحت چه ستمی زیسته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرگ مهسا همان کبریتی بود که آتشی از نارضایتی دیرینه را شعله‌ورتر کرد. در سرتاسر ایران، زنان و مردان به خیابان‌ها ریختند و صدایشان در فریادی یکپارچه بلند شد: «زن، زندگی، آزادی». </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زن‌ها موهای خود را کوتاه کردند، روسری‌هایشان را سوزاندند و با شجاعت شگفت‌انگیزی مقابل نیروهای امنیتی سرکوبگر ایستادند. یادم است آن روزها زنی را که فریاد می‌زد: «ما برای یک تکه‌پارچه نمی‌جنگیم. ما برای حیثیت، حق انتخاب و موجودیت خود به‌عنوان انسان مبارزه می‌کنیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اعتراضات به‌سرعت به جنبشی گسترده‌تر علیه سیاست‌های ظالمانهٔ جمهوری اسلامی تبدیل شد که حجاب اجباری به‌عنوان بارزترین نماد آن بود. زنان در هر سنی دست به اعمال نافرمانی مدنی می‌زدند و علی‌رغم خطرات، از پوشیدن حجاب در مکان‌های عمومی خودداری می‌کردند. دنیا از شجاعت زنان ایرانی حیرت‌زده بود و آن‌ها به نماد شجاعت و استقامت در برابر ظلم تبدیل شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مشارکت نوجوانان در اعتراضات جنبش مهسا، یکی از ویژگی‌های استثنایی این رویداد بود که موجب شد برای نخستین‌بار، تصاویری کم‌سابقه از دانش‌آموزان دبیرستانی منتشر شود. نوجوانان علاوه بر حضور در خیابان و مشارکت فعال در اعتراضات، در مدارس و کلاس‌های درس هم دست به اعتراض زدند. این اعتراض‌ها در ابعاد وسیعی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و دنیا آن را دید؛ از آن جمله تصاویر دخترانی که رو‌به‌روی تخته‌سیاه کلاس‌های درس، بدون حجاب اجباری و پشت به دوربین از خود عکس می‌گرفتند و در اینترنت منتشر می‌کردند. در بسیاری موارد شعار «زن، زندگی، آزادی» در این عکس‌ها دیده می‌شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ورزشکاران زن، بدون حجاب در مسابقات بین‌المللی شرکت کردند. بازیگران زن، عکس‌های خود را بدون حجاب در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند و بهایش را با زندان‌رفتن یا ممنوع‌الکارشدن و ممنوع‌التصویرشدن پرداختند. تمام این فعالیت‌ها حاوی یک پیام ضمنی کوتاه بود: «من به‌عنوان یک انسان حق انتخاب پوششم را دارم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مردان به‌نشانهٔ همبستگی در کنار زنان ایستادند. شعار «زن، زندگی، آزادی» در خیابان‌های تهران و فراتر از آن در کل دنیا طنین‌انداز شد. جهان شاهد گسترده‌ترین و طولانی‌ترین تظاهرات علیه جمهوری اسلامی بود که از حمایت وسیع ایرانیان خارج از کشور و همبستگی دولت‌ها و شخصیت‌های برجستهٔ سیاسی، اجتماعی، علمی و هنری سراسر جهان برخوردار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما واکنش حکومت سریع و وحشیانه بود. نیروهای امنیتی برای سرکوب تظاهرات از گلوله، گاز اشک‌آور و دستگیری دسته‌جمعی استفاده کردند. نه به زنان و مردان رحم کردند و نه به کودکان. هرانا، ارگان مجموعه‌فعالان حقوق بشر، روز ۱۱ آذر ۱۴۰۱ اعلام کرد که ۶۴ نفر از کشته‌شدگان در سراسر کشور، کودکان زیر ۱۸ سال بودند. آمار کودکان کشته‌شده در ایران طی اعتراض‌های جنبش مهسا، به‌شکل قابل‌ملاحظه‌ای بالا و چنین وضعیتی در ساختار استبدادی دهه‌های اخیر در جهان بی‌سابقه بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا توانستند کشتند، زندانی کردند، کور کردند و اعدام کردند. اما نتوانستند مردم را متوقف کنند. با وجود سرکوب، روحیهٔ مقاومت ناگسستنی باقی ماند و هنوز هم مانده است. زنان همچنان به یافتن راه‌های خلاقانه و در عین حال شجاعانه برای اعتراض می‌پردازند. اکنون مبارزه از شکل خیابانی به نافرمانی مدنی تبدیل شده است. مهم این است که این جنبش همچنان ادامه دارد و متوقف نشده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دو سال از مرگ مهسا امینی می‌گذرد و آیندهٔ جنبش حقوق زنان در ایران نامشخص است. رژیم همچنان به دستگیری و سرکوب ادامه می‌دهد، اما زنان و مردان شجاعی که برای تغییر می‌جنگند نیز عقب‌نشینی نمی‌کنند. جمهوری اسلامی در دو سال گذشته، وقت و انرژی و منابع قابل‌توجهی را برای سرکوب طرفداران آزادی حجاب هزینه کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲۵ شهریور ۱۴۰۱، روزی که مهسا امینی، دختری جوان با هزار امید و آرزو، قربانی بی‌رحمی و خشونت «گشت ارشاد» شد، برای مردم ایران روزی تراژیک و در عین حال نقطهٔ عطفی بزرگ در مبارزات آن‌ها علیه استبداد جمهوری اسلامی است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یاد مهسا امینی هرگز فراموش نخواهد شد و از این پس نام او «اسم رمز» آزادی زنان و همبستگی ایرانیان خواهد بود.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/15/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%88-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">به نام او که اسم رمز ماست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/09/15/%d8%a8%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d9%88-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23667</post-id>	</item>
		<item>
		<title>«داستان ما یکی است» </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 09 Jun 2024 01:16:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بهائیان]]></category>
		<category><![CDATA[بهاییان]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23021</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارشی از مراسمِ ونکوورِ کارزار جهانی حمایت از برابری جنسیتی در ایران در آستانهٔ چهل و یکمین سالروز اعدام ده زن بهایی در شیراز ترانه وحدانی – ونکوور روز شنبه ۲۵ مهٔ ۲۰۲۴، مراسم کارزار جهانی حمایت از برابری جنسیتی در ایران در وست ونکوور برگزار شد. این مراسم در آستانهٔ چهل و یکمین سالروز اعدام ده زن بهایی در شیراز برگزار می‌شد و شامل نمایشگاه آثار هنری، سخنرانی و اجرای موسیقی بود. در هجدهم ژوئن...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-2/">«داستان ما یکی است» </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گزارشی از مراسمِ ونکوورِ کارزار جهانی حمایت از برابری جنسیتی در ایران در آستانهٔ چهل و یکمین سالروز اعدام ده زن بهایی در شیراز</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز شنبه ۲۵ مهٔ ۲۰۲۴، مراسم کارزار جهانی حمایت از برابری جنسیتی در ایران در وست ونکوور برگزار شد. این مراسم در آستانهٔ چهل و یکمین سالروز اعدام ده زن بهایی در شیراز برگزار می‌شد و شامل نمایشگاه آثار هنری، سخنرانی و اجرای موسیقی بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در هجدهم ژوئن ۱۹۸۳، جمهوری اسلامی ایران ده زن بهایی را در یک شب در میدانی در شهر شیراز به دار آویخت. جرم آن‌ها امتناع از کنارگذاشتنِ اعتقاداتشان بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای به‌حداکثررساندن وحشت و در تلاش برای متقاعدکردن زنان به انصراف از ایمانشان، آن‌ها را یکی‌یکی به‌دار آویختند و این کار از بزرگ‌ترین آن‌ها شروع شد. جوان‌ترین این زنان، ۱۷ سال داشت و بیشتر آن‌ها در دههٔ بیست زندگی‌شان بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مونا محمودنژاد</b><span style="font-weight: 400;">، ۱۷ ساله، </span><b>رؤیا اشراقی</b><span style="font-weight: 400;">، ۲۳ ساله (که همراه با مادرش عزت جانمی اشراقی اعدام شد)، </span><b>سیمین صابری</b><span style="font-weight: 400;">، ۲۴ ساله، </span><b>شهین (شیرین) دالوند</b><span style="font-weight: 400;">، ۲۵ ساله، </span><b>اختر ثابت</b><span style="font-weight: 400;">، ۲۵ ساله، </span><b>مهشید نیرومند</b><span style="font-weight: 400;">، ۲۸ ساله، </span><b>زرین مقیمی ابیانه</b><span style="font-weight: 400;">، ۲۹ ساله، </span><b>طاهره ارجمند سیاوشی</b><span style="font-weight: 400;">، ۳۰ ساله (که همسرش، جمشید سیاوشی، دو روز پیش از او اعدام شد)، </span><b>نصرت غفرانی یلدائی</b><span style="font-weight: 400;">، ۴۶ ساله (که فرزندش، بهرام یلدائی، دو روز پیش از او اعدام شد) و </span><b>عزت جانمی اشراقی</b><span style="font-weight: 400;">، ۵۷ ساله (که همراه دخترش، رؤیا اشراقی، اعدام شد و دو روز پیش از او شوهرش عنایت‌الله اشراقی اعدام شده بود)، ده زنی بودند که در هجدهم ژوئن ۱۹۸۳ در میدانی در شیراز به دار آویخته شدند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گردانندگی برنامهٔ امسال را اشلی رابرتز بر عهده داشت که در بخشی از سخنان آغازین خود اعلام کرد دان بِل و شروین شهریاری از اعضای شورای شهر نورث ونکوور نیز در این برنامه حضور یافته‌اند. این برنامه چندین سخنران داشت ازجمله دکتر ناهید مظلوم، از اعضای خانواده‌های دو تن از زنان بهایی یادشده، و نیز دکتر شهرزاد ثابت، متخصص علوم سیاسی وابسته به دانشگاه نیویورک و محقق سابق در دانشگاه‌های هاروارد و پرینستون.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر ناهید مظلوم که ساکن ونکوور است، مادرش، عزت جانمی اشراقی، و خواهرش رؤیا اشراقی، ازجمله زنان بهایی‌ای بودند که در ۱۸ ژوئن ۱۹۸۳ اعدام شدند. پدر او، عنایت‌الله اشراقی دو روز قبل در ۱۶ ژوئن ۱۹۸۳ اعدام شد. دکتر مظلوم و خانواده‌اش در آن زمان در آفریقا زندگی می‌کردند، بدون تلفن یا دیگر شیوه‌های ارتباطیِ در دسترس، یک ماه بعد وقتی تلگرامی به آن‌ها رسید، خبر را دریافت کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر مظلوم، دومین فرزند خانواده‌ای است با پنج خواهر و برادر. او تا پایان دورهٔ کارشناسی در ایران زندگی کرد و در سال ۱۳۵۵ قبل از انقلاب ایران را ترک کرد تا مدرک فوق لیسانس و دکتری خود را در رشتهٔ مشاوره اخذ کند. زمانی که او تحصیلات تکمیلی‌اش را به پایان رساند، ایران به کشوری متخاصم برای بهاییان تبدیل شده بود، بنابراین او و خانواده‌اش به نیجریه پناه بردند. پس از آن و پیش از اقامت دائم در کانادا در سال ۲۰۱۲، این خانواده در چندین کشور در جست‌وجوی شغل، امنیت و فرصت‌های خدماتی زندگی کردند، ازجمله چندین سال زندگی در مالاوی.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23024" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/06/Our_Story_Is_One.jpg?resize=640%2C483" alt="«داستان ما یکی است»؛ گزارشی از مراسمِ ونکوورِ کارزار جهانی حمایت از برابری جنسیتی در ایران در آستانهٔ چهل و یکمین سالروز اعدام ده زن بهایی در شیراز
#ایران #داستان_ما_یکی_است #OurStoryIsOne #بهاییان #بهائیان" width="640" height="483" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/06/Our_Story_Is_One.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/06/Our_Story_Is_One.jpg?resize=300%2C226&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر مظلوم پس از تعریف خاطراتی از خواهر و مادرش دربارهٔ دستگیری آن‌ها گفت که به‌مدت یک‌ماه هیچ‌کس از مکان عزیزانشان خبر نداشت و آن‌ها نیز چیزی دربارهٔ دنیای بیرون زندان نمی‌دانستند. سپس، آن‌ها به زندان دیگری منتقل شدند که در آنجا می‌توانستند هفته‌ای یک‌بار و به‌مدت پنج دقیقه ملاقاتی داشته باشند و با خانواده‌هایشان صحبت کنند، آن‌هم در حضور مأموران زندان. او گفت همهٔ آن زنان بهایی مورد بازجویی‌های فراوانی قرار گرفتند و پس از فشارها، شکنجه‌ها و تهدیدهایی که نسبت به آن‌ها روا داشته شد، آخرین چیزی که به آن‌ها گفته شد این بود که یا اسلام را انتخاب کنند یا اعدام… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در ادامهٔ‌ سخنانش گفت چهل سال پیش بهایی‌ها مورد هدف [حکومت] بودند، اما طی دهه‌های گذشته می‌بینیم که هر کسی که خواهان حقوق انسانی خود بوده، مورد هدف قرار گرفته است. بسیارانی به اتهامات واهی ازجمله مفسد فی‌الارض و جاسوسی علیه رژیم دستگیر، شکنجه و کشته شدند؛ همان اتهاماتی که بهاییان طی چهل سال گذشته به‌خاطرش محکوم شده‌اند، همان داستان… او گفت ما جان‌های زیادی را در ایران از دست داده‌ایم، ما مهساها، نیکاها و آیداها از دست داده‌ایم و این لیست همچنان ادامه دارد… او در پایان سخنانش گفت که درد ناشی از این ازدست‌دادن‌ها تنها برای خانواده‌های آن‌ها نیست، این همهٔ جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تا زمانی که همهٔ ما رفاهِ انسانیت را به‌عنوان اصلی کلی در ذهنمان و فکرمان نهادینه نکنیم و تا زمانی که به نقش برابر زن و مرد در ساخت جامعه باور نداشته باشیم، به صلح و آرامش دست نخواهیم یافت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اقدام وحشیانهٔ اعدام این ده زن بهایی، جامعهٔ جهانی را شوکه کرد و منجر به موجی از درخواست‌ها برای آزادی زنان و مردان محکوم بهایی شد &#8211; کاری بی‌ثمر. از آن زمان، صدها زن بهایی دیگر به‌شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. آن‌ها هم به‌عنوان زن و هم به‌عنوان بهایی با تبعیض مواجه شده‌اند. زنان بهایی که در مناصب برجستهٔ اجتماعی در کشور خدمت می‌کردند، از مشاغل خود اخراج، دستگیر و زندانی، شکنجه یا اعدام شدند. کسانی که زنده مانده بودند، از ورود به دانشگاه‌ها، مشاغل دولتی و تقریباً تمام جنبه‌های زندگی اجتماعی محروم بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«داستان ما یکی است»، کارزاری است جهانی در شهرهای مختلف دنیا برای گرامیداشت زنان اعدام‌شده و مبارزات زنان با هر مذهب و پیشینه‌ای برای برابری جنسیتی که از چند دههٔ پیش آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ این کارزار از وب‌سایت آن دیدن کنید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;"> </span><a href="https://www.ourstoryisone.bic.org"><span style="font-weight: 400;">https://www.ourstoryisone.bic.org</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-2/">«داستان ما یکی است» </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23021</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اخراج مقامات عالی‌رتبهٔ جمهوری اسلامی از کانادا؛ از وعده تا عمل</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/02/16/%d8%a7%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/02/16/%d8%a7%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Feb 2024 00:39:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[سلمان سامانی]]></category>
		<category><![CDATA[سید سلمان سامانی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مجید ایران منش]]></category>
		<category><![CDATA[مجید ایران‌منش]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22377</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور به‌تازگی خبری منتشر شده است مبنی بر آنکه هیئت مهاجرت و پناهندگی کانادا دستور اخراج یک مقام ارشد ایرانی را صادر کرده است. طبق خبر منتشرشده در خبرگزاری گلوبال نیوز، این اداره روز جمعه، ۲ فوریهٔ ۲۰۲۴، اعلام کرد مجید ایران‌منش که طی هشت ماه گذشته در کانادا زندگی می‌کرده، باید از کانادا اخراج شود. وی اولین مقام ایرانی است که تحت تحریم‌های تصویب‌شدهٔ دولت کانادا پس از کشته‌شدن مهسا امینی، از...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/02/16/%d8%a7%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/">اخراج مقامات عالی‌رتبهٔ جمهوری اسلامی از کانادا؛ از وعده تا عمل</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌تازگی خبری منتشر شده است مبنی بر آنکه هیئت مهاجرت و پناهندگی کانادا دستور اخراج یک مقام ارشد ایرانی را صادر کرده است. طبق خبر منتشرشده در خبرگزاری گلوبال نیوز، این اداره روز جمعه، ۲ فوریهٔ ۲۰۲۴، اعلام کرد مجید ایران‌منش که طی هشت ماه گذشته در کانادا زندگی می‌کرده، باید از کانادا اخراج شود. وی اولین مقام ایرانی است که تحت تحریم‌های تصویب‌شدهٔ دولت کانادا پس از کشته‌شدن مهسا امینی، از این کشور اخراج می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طبق اطلاعات مندرج در وب‌سایت جمهوری اسلامی، مجید ایران‌منش در دورهٔ ریاست‌‌جمهوری حسن روحانی، مدیرکل معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری بوده است. او با ویزایی صادرشده در کشور ترکیه، وارد خاک کانادا شده و طبق گفتهٔ خودش، قصد داشته است یک‌سال را در دانشگاه ویکتوریا به‌عنوان استاد میهمان بگذراند، اما پس از ورود به کانادا به‌عنوان یک مقام ارشد جمهوری اسلامی شناسایی شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی دادگاهی که در ۱۱ ژانویهٔ امسال برگزار شد، مجید ایران‌منش داشتن هرگونه پست ارشد دولتی را انکار کرد و گفت که خود می‌خواهد هرچه زودتر به ایران بازگردد. هرچند آژانس خدمات مرزی کانادا گفت که او همچنان یک «مقام ارشد عالی‌رتبه» در جمهوری اسلامی است و باید [از سوی کانادا] اخراج شود. ایران‌منش جزو ۹ مقام ایرانی‌ست که سر از کانادا درآورده‌اند و در حال حاضر با روند اخراج مواجه‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین سید سلمان سامانی، که در دولت روحانی قائم‌مقام وزارت کشور در امور مجلس بود، در تورنتو زندگی می‌کند، و تحت تحریم‌هایی که نوامبر ۲۰۲۲ از سوی دولت کانادا اعلام شد، باید این کشور را ترک کند. این‌ها بخشی از تحریم‌هایی‌ست که کانادا پس از کشته‌شدن مهسا امینی از اکتبر ۲۰۲۲ شروع به اعلامشان کرد؛ تحریم‌هایی که بیش از ده هزار تن از مقامات ایرانی و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به کانادا ممنوع‌الورود کرد. دولت لیبرال همواره در اعلام این تحریم‌ها یادآور شده است که دولت ایران را رژیمی می‌داند که به «تروریسم و نقض سیستماتیک و فاحش حقوق بشر» مشغول است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شایان ذکر است که آژانس خدمات مرزی کانادا مسئول انجام تحقیقات پذیرش در مورد اتباع خارجی و مقیم دائم در کاناداست. اگر تحقیقات این آژانس به این نتیجه برسد که فردی در کانادا به‌دلیل آنکه مقامی ارشد در رژیمی مشخص است، پرونده‌ای رسمی علیه آن فرد تشکیل می‌شود، سپس پرونده به هیئت مهاجرت و پناهندگی کانادا که مسئول تصمیم‌گیری نهایی‌ست، ارجاع می‌شود. در صورتی که این هیئت آن فرد را ممنوع‌الورود تشخیص دهد، او باید کانادا را ترک کند. وزارت مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا مسئولیت دارد تا دربارهٔ تمامی درخواست‌های ویزا تصمیم‌گیری کند. و اگر نیاز باشد، آژانس خدمات مرزی کانادا دربارهٔ ممنوع‌الورودبودن افراد به این وزارتخانه کمک می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طبق اعلام آژانس خدمات مرزی کانادا در تاریخ ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۴ دربارهٔ درخواست‌های ویزا مربوط به ایرانیان، حدود ۱۷٬۸۰۰ درخواست ویزا برای احتمال ممنوع‌الورودبودن بررسی شده‌ است، ۸۲ ویزا از سوی وزارت مهاجرت، پناهندگان و شهروندی کانادا لغو شده‌ است، ۸۶ تحقیق و تفحص در رابطه با مقامات ایرانی آغاز شده است که بخشی از آن‌ها براساس اطلاعات دریافتی از مردم است، و اگر اطلاعات جدیدی دریافت شود، پروندهٔ تحقیقات بیشتری اضافه خواهد شد. از میان پرونده‌های موجود تاکنون ۱۰ شخص حقیقی به‌دلیل آنکه از مقامات ارشد جمهوری اسلامی بوده‌اند، از سوی این آژانس ممنوع‌الورود به کانادا اعلام شده‌اند، که از آن میان، سه تن برای برگزاری دادگاهشان به هیئت مهاجرت و پناهندگی کانادا ارجاع داده شده‌اند، اما یکی از آن‌ها پیش از آغاز روند استماع کشور را ترک کرده است. همچنین از میان این ۸۶ پرونده، ۴۰ پرونده بسته شده است به‌دلیل آنکه این افراد یا در کانادا نبوده‌اند یا اینکه مشخص شده‌ که ممنوع‌الورود نبوده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نگاهی اجمالی به تحریم‌هایی که علیه ایران اعمال شده نشان می‌دهد که نزدیک به دو دهه قبل این تحریم‌ها بر اساس قانون سازمان ملل متحد (United Nations Act) و قانون اقدامات ویژهٔ اقتصادی (Special Economic Measures Act) در واکنش به برنامه‌های هسته‌ای و سلاح‌های کشتار جمعی ایران و همچنین نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر در ایران، وضع شدند. آیین‌نامهٔ اجرایی قطعنامه‌های سازمان ملل متحد دربارهٔ ایران (Regulations Implementing the United Nations Resolutions on Iran)، در تاریخ ۲۲ فوریهٔ ۲۰۰۷، و آیین‌نامهٔ تدابیر ویژهٔ اقتصادی (ایران) (Special Economic Measures (Iran) Regulations) در تاریخ ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰ لازم‌الاجرا شدند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">البته تحریم‌های مربوط به آیین‌نامهٔ اجرایی قطعنامه‌های سازمان ملل متحد دربارهٔ ایران در تاریخ ۵ فوریهٔ ۲۰۱۶ اصلاح شد تا تغییرات تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه ایران که در سال ۲۰۱۵ از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد تصمیم‌گیری شده بود، روی آن اعمال شود. در ۱۸ اکتبر ۲۰۲۳، این تحریم‌ها دوباره اصلاح شد تا انقضای برخی مفاد قطعنامهٔ ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل اعمال شود. محدودیت‌های جاری در معاملات با ایران تحت مقررات سازمان ملل متحد موارد بسیاری ازجمله ممنوعیت صادرات تجهیزات، کالاها و فناوری مربوط به غنی‌سازی اورانیوم به ایران، و صادرات، فروش، عرضه یا حمل‌ونقل تسلیحات جنگی را شامل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ژوئیهٔ ۲۰۱۰، کانادا با رایزنی نزدیک با شرکای همفکر خود، ازجمله ایالات متحده و اتحادیهٔ اروپا، بر اساس قانون اقدامات ویژه‌ٔ اقتصادی (Special Economic Measures Act)، به‌اختصار SEMA، پس از یافته‌های شورای امنیت مبنی بر قصور ایران در عمل به تعهدات بین‌المللی‌اش که نقض جدی صلح و امنیت بین‌المللی بود و منجر به یک بحران جدی بین‌المللی شده یا می‌توانست منجر بشود، تحریم‌های بیشتری را علیه ایران اعمال کرد. تحریم‌های SEMA علیه ایران از طریق اصلاحاتی که در اکتبر ۲۰۱۱، نوامبر ۲۰۱۱، ژانویهٔ ۲۰۱۲، دسامبر ۲۰۱۲ و مهٔ ۲۰۱۳ انجام شد، به‌طور فزاینده‌ای تشدید شد که به ممنوعیت گستردهٔ صادرات به ایران و واردات از این کشور، به‌جز برخی استثنائات، و ممنوعیت معاملات مالی، منجر گشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ۵ فوریهٔ ۲۰۱۶، کانادا مقررات خود را برای اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل متحد در مورد ایران به‌منظور اجرای تصمیمات شورای امنیت تحت قطعنامهٔ ۲۲۳۱، که بالاتر به آن اشاره شد، اصلاح کرد. علاوه بر آن، به‌منظور کمک به تلاش‌های بین‌المللی برای به‌رسمیت‌شناختن پیشرفت‌های به‌دست‌آمده تحت برجام، در عین حال محدود‌کردن دسترسی ایران به کالاهای حساس از کانادا، به‌ویژه در رابطه با اشاعهٔ برنامهٔ هسته‌ای و توسعهٔ موشک‌های بالستیک، در تحریم‌های کانادا علیه ایران اصلاحاتی تحت تدابیر ویژهٔ اقتصادی اعمال شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ۳ اکتبر ۲۰۲۲، و در پی کشته‌شدن مهسا امینی و به‌دنبال آن خیزش مردم در ایران، کانادا تمرکز مقررات اقدامات ویژهٔ اقتصادی در رابطه با این کشور را گسترش داد تا شامل نقض حقوق بشر شود و پاسخی باشد به شدت‌یافتن اقدامات سرکوبگرانهٔ ایران علیه زنان و سرکوب وحشیانهٔ تظاهرات شهروندانش. از اکتبر ۲۰۲۲، کانادا چندین دور تحریم‌هایی را علیه اشخاص حقیقی و نهادهای حقوقی ایرانی و رهبران آن‌ها اعمال کرده است. این تحریم‌ها شامل افرادی می‌شود که از ۱۵ نوامبر ۲۰۱۹ (زمان اعتراضات آبان خونین ۹۸) به‌بعد در هر مقطع زمانی‌ای از مقامات ارشد جمهوری اسلامی بوده‌اند. فهرست این مقامات ارشد، طیف وسیعی از افرادی را در بر می‌گیرد که در این رژیم علیه مردم ایران و سایر ملل مرتکب جنایت شده‌اند. این شامل سران کشور، اعضای کابینه، سفرا، دیپلمات‌های ارشد، اعضای قوهٔ قضاییه، مقامات ارشد نظامی و اطلاعاتی، و کارمندان ارشد دولتی می‌شود. علاوه بر ممنوعیت ورود این افراد به کانادا، مقامات ارشد فعلی و سابق که در کانادا حضور دارند، ممکن است مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته و از این کشور اخراج شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تاکنون بر اساس مقررات اقدامات ویژهٔ اقتصادی در رابطه با ایران، ۲۳۱ نهاد حقوقی و ۹۳ شخص حقیقی به‌دلیل نقض فاحش صلح و امنیت بین‌المللی، و ۱۷ نهاد حقوقی و ۱۰۱ شخص حقیقی نیز به‌دلیل نقض فاحش حقوق بشر، از طرف کانادا مورد تحریم قرار گرفته‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی هفده ماه گذشته ما در رسانهٔ همیاری بارها از مقامات دولتی کانادا ازجمله جاناتان ویلکینسون، نمایندهٔ منطقهٔ نورث ونکوور در مجلس فدرال، و ملانی جولی، وزیر امور خارجهٔ کانادا، دربارهٔ اخراج عوامل جمهوری اسلامی پیرو تحریم‌های اعمال‌شده، سؤال کرده بودیم و هر بار پاسخ شنیده بودیم که چنین اقداماتی زمان می‌برد. با حکم اخراج مجید ایران‌منش، به‌نظر می‌رسد بالاخره دولت کانادا اولین قدم‌ها را در این زمینه برداشته است. امید است دولت کانادا بیشترین توانش را بر روی شناسایی و اخراج همهٔ عواملی که به‌هر شکل مرتکب جنایت علیه بشریت شده‌اند، به کار ببرد و به‌امید روزی که این افراد محاکمه شده و پاسخ‌گوی جنایاتشان باشند. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/02/16/%d8%a7%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/">اخراج مقامات عالی‌رتبهٔ جمهوری اسلامی از کانادا؛ از وعده تا عمل</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/02/16/%d8%a7%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22377</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ایران پس از مهسا &#8211; خانوادهٔ مولوی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/02/08/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/02/08/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Feb 2024 04:30:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خاوران]]></category>
		<category><![CDATA[رؤیا محتشمی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[مادران خاوران]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22335</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ برای من به‌عنوان یک وکیل حقوق بشری، آسان نبود دیدن آن‌همه ظلمی که بر خانوادهٔ مولوی رفت. وقتی می‌گویم خانواده، منظورم چهار انسانِ‌ هم‌سرنوشت و متصل‌به‌هم است. علی را که دستگیر کردند، فقط بیست‌ و سه‌ ساله بود. در پرس‌وجویی سرسری از اهالی محل، دربان مسجد گفته بود به علی می‌خورد مجاهد باشد! تا زمانی که به‌جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق گلوله‌بارانش کردند و بعدتر از آن هم...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/02/08/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c/">ایران پس از مهسا &#8211; خانوادهٔ مولوی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای من به‌عنوان یک وکیل حقوق بشری، آسان نبود دیدن آن‌همه ظلمی که بر خانوادهٔ مولوی رفت. وقتی می‌گویم خانواده، منظورم چهار انسانِ‌ هم‌سرنوشت و متصل‌به‌هم است. علی را که دستگیر کردند، فقط بیست‌ و سه‌ ساله بود. در پرس‌وجویی سرسری از اهالی محل، دربان مسجد گفته بود به علی می‌خورد مجاهد باشد! تا زمانی که به‌جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق گلوله‌بارانش کردند و بعدتر از آن هم کسی نفهمید تنها گرایش سیاسی او تمایلاتی شخصی به مارکسیسم بود‌ه است و گاه‌گاهی خواندن اعلامیه‌هایی که از سازمان فداییان به دستش می‌رسید و یافتن فقط یکی از آن‌ها در خانه، مصداق اثبات همهٔ جرم‌های بعدی‌ای شد که بر او بستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد از دستگیری علی بود که زندگی همهٔ‌ اعضای خانوادهٔ مولوی به سمت‌وسوی دیگری کشانده شد. همسرش، مهناز، هیچ راهی برای نجات علی پیدا نکرد، حتی از متوسل‌شدن به خانواده‌های زندانی‌های سیاسی آن‌سوی مرز هم چاره‌ای حاصل نیامد. دیوارهای اوین آن‌چنان پولادین بودند که نه صدای ضجهٔ خانواده‌ها به گوش زندانبان‌ها می‌رسید و نه فریاد زندانی‌ها به گوش خانواده‌هایی که هرروز مقابل درِ زندان می‌ایستادند به‌انتظار دیدن فهرست‌هایی که غروب‌به‌غروب اعلام می‌شد؛ درست وقتی خورشیدِ خون‌گرفته از پشت دماوند بالا می‌آمد، آن پیرمردِ چشم‌سرخ، با احتیاط لای باریک دروازهٔ زندان را باز می‌کرد، جوری که هیچ‌چیز از درز آن قابل‌دیدن نباشد و لیست را می‌داد دست سرباز نوجوانی که هنوز خطِ رستنگاه بالای لبش حتی به سبزی نمی‌زد. پسرک، کلاشینکف را می‌گذاشت لای دوزانو و برگه را می‌آورد بالا، چشم‌هایش را ریز می‌کرد روی کلمات، اول نامِ دخترها را می‌خواند، پس از هر نام، فریاد یکی از حاضران، غروب را می‌شکافت و گویی در تمام شهر منعکس می‌شد. گاهی هم در سکوت مطلق، آدم‌ها یکی پس از دیگری بر زانو می‌غلطیدند و گاه حتی دیگر بر نمی‌خاستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از همان روزها بود که مهناز، غذای رادوین و روشنک را داد و هم‌زمان تلویزیون را روشن کرد. هر دو خردسال بودند، دوقلوهایی نه‌چندان شبیه به‌هم که درست همان شب دستگیریِ علی، طی زایمان نورسی که مهناز داشت، به دنیا آمدند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پدر و مادر علی، اوایل امید داشتند بعد از چند روز بازجویی و حبس، پسرشان آزاد شود. اما شش ماه گذشته بود و هنوز حتی نمی‌دانستند باید در کدام زندان دنبال بچه‌شان بگردند. چند روزی بود که پچ‌پچ‌ اعدام‌ فله‌ای زندانیان سیاسی دوباره بلند شده بود. تلویزیون هرروز مصاحبه‌های توبهٔ زندانی‌ها را پخش می‌کرد و فردایش جنازه‌ به خانواده‌ها تحویل داده می‌شد، یا فقط خبری می‌دادند مبنی بر آنکه فرد دستگیرشده، دیگر در هیچ‌کجای این جهان نیست و نباید دنبالش بگردند. یکی از همین روزها بود که پس از پخش سریال ساعت نه، ناگهان دوربین از روی دهان مجری بر چهرهٔ کسی چرخید که نام علی مولوی بر بلندگوی روبه‌رویش نصب‌ شده بود. از صورت تکیده و کتف‌های برهم‌آمده و خمیده‌اش به‌زور می‌شد شناختش. ده‌سالی پیرتر شده بود. همهٔ تاب‌وتوانی را که در بدن داشت، جمع کرد تا توانست بگوید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«من علی مولوی، از رهبران ارشد و سازمانی مجاهدین خلق، شاخهٔ نیروهای مسلح که سال گذشته از طریق حملهٔ وحشیانهٔ منافقین طی عملیات فروغ جاویدان، با اقدام مسلحانه قصد کشتار گستردهٔ مردم شریف ایران را داشتم، طیِ عملیات مرصاد در مرزهای غربی دستگیر شدم و از پیشگاه رهبر عظیم‌الشان انقلاب اسلامی و خداوند متعال تقاضای بخشش… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهناز با دهان باز به چهرهٔ غریب و انگار ناشناسی خیره شده بود که سال‌ها با او توی خیابان انقلاب زیر درختان پربرگ دم دانشگاه تهران در آفتاب و باران، از داستان‌های احمد محمود و غزل‌های تازهٔ سیمین بهبهانی حرف زده بودند؛ مردی که دورترین راه از خانه‌اش، کارگاه جوشکاری‌ استادش بود و عصر، به غروب نرسیده پای سفره از خستگی چرت می‌زد. مردی که دست‌کم طی آن سال‌ها که مهناز می‌شناختش و با او زیسته بود، هرگز پایش را از تهران بیرون نگذاشته بود، حالا داشت اعتراف می‌کرد که چند ماه قبل‌ترش اسلام‌آباد را تسخیر کرده و از رهبران جنگ کلاسیک در جنوب و شمال و غرب ایران بوده است. باقی حرف‌هایی را که از تلویزیون سیاه‌وسفید پخش می‌شد، نه مهناز شنید و نه رادوین و روشنک. پدر علی روی کرسی بیهوش شده بود و هرچه مادر تکانش می‌داد، به هوش نمی‌آمد و نیامد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مراسم ترحیم هر دو را با هم برگزار کردند، هرچند بردن اسم علی ممنوع بود و جنازه‌ای هم تحویل نداده بودند که تشییعی داشته باشد؛ پنهان از چشم همسایه‌ها توی پستو عکس قاب‌گرفته و دو شمع کنارش بر طاقچه و دو کودکِ انگشت‌به‌دهان زیر طاق در پت‌‌پت کورسوی شمع‌ها. در فاصلهٔ یک سال بعد که مهناز را به‌جرم ارتباط با بهایی‌هایی دستگیر کردند، چراکه به‌اتفاق آن‌ها و دیگر خانواده‌های اعدامیان روزهای دیدار را در خاوران و روی مزارهای ناشناس می‌گذراند، مادر علی هم غمباد گرفت و دق‌مرگ شد. رادوین و روشنک دوسه‌ساله بودند، نگهداری هم‌زمان از دو کودک، برای مادر پیر مهناز بسیار دشوار بود. ماه‌ها هیچ خبری از او نبود، تا روزی که دو پاسدار در خانهٔ استیجاری پیرزن را در جنوب شهر زدند، یک دست لباس گل‌دار چیتِ زمینه‌سیاه مهناز را دادند دستش و گفتند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">« چهارده گلوله خرجِ معدوم کردنش شده. فردا بیایید اجرای احکام، پرداخت کنید و جنازه را تحویل بگیرید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خیلی از جنازه‌ها را تحویل ندادند، حتی با اینکه خانواده‌ها به ضجه گفته بودند چند برابر قیمت‌ گلوله‌ها را می‌دهند. بعدها که هر بهار از گورهای دسته‌جمعی خاوران لاله برمی‌خاست، خانوادهٔ اعدام‌شده‌ها مثل گلبرگ شقایق‌های واژگون می‌چرخیدند توی باد، چشم‌هایشان را می‌بستند و سعی می‌کردند حس کنند قلبشان به کدام سو می‌کشاندشان. همان‌جا می‌نشستند و بر زمینِ گمنام جنازه‌ای که فرض می‌کردند فرزندانشان است، زار می‌زدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روزی که نوجوان پاسدار دیگری، وصیت‌نامهٔ مهناز را برد درِ خانهٔ مادر پیرش، پارچه‌ای سیاه بر سر در خانه نصب بود. وصیت‌نامه را از لای در هل داد داخل و گاز موتور را گرفت. من، پانزده سال بعد روشنک را دیدم. از خانهٔ قاضی دادگاه انقلاب فرار کرده بود. قاضی معروف به جلاد خاوران، که بعد از سپرده‌شدن او و رادوین به بهزیستی، سرپرستی روشنک را به عهده گرفته بود. روشنک می‌گفت از سرگذشت رادوین هیچ خبری ندارد. یکی از زن‌های چپ‌گرای بهزیستی که دانسته بود رادوین و روشنک را سپاه به بهزیستی آورده است، پیِ ماجرایشان را گرفته بود و همان هفت‌هشت‌سالگی که روشنک را به کلفتی خانهٔ قاضی بردند، چیزهایی از او شنیده بود. بعدها که ما رد خانوادهٔ او را پی گرفتیم، جز روایت‌هایی از اقوام دور و خبرهایی ضدونقیض مبنی بر انتقال شبانهٔ رادوین به‌ جایی نامعلوم از سوی نیروهای بسیج، چیزی دست ما را نگرفت. همهٔ هم‌وغم من شده بود پیدا کردن راهی برای خارج‌کردن روشنک از ایران. روزی که بردمش خاوران، ناباورانه به ردیف‌های سیمانیِ یک‌دست خیره شد و پرسید: «منافق‌ها را اینجا کاشته‌اند؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با گلویی سنگ‌شده گفتم: «منافق چیه عزیزدل؟ پدر و مادرت و جوون‌های بی‌گناه اینجا هستند. همه مظلومانه اعدام شده‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چیزی نگفت. مردمک‌های کنجکاوش را روی تمام دشت خاوران چرخاند. کیف پارچه‌ای‌اش را باز کرد، تکه‌کاغذی درآورد و نشست روی یکی از سکوها. اشک‌هایش فروریختند و لب‌هایش شروع کردند به تکان‌خوردن. نزدیک‌تر که رفتم نگاهی به کاغذ توی دستش انداختم. بالای برگه، بزرگ نوشته شده بود: زیارت عاشورا!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نفسم را فرو دادم و پرسیدم: «به مذهب اعتقاد داری؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگه توی دستش سست شد. لب‌هایش را به یک‌طرف گرداند و مردد گفت: «نمی دونم، اینو خانم‌جان داده. می‌گه خوبه برای شهیدا بخونیمش.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از گوشه‌ای از قبرستان صدای زیبا و گریان زنی ترانهٔ آفتابکاران را به لحنی محزون و عاشقانه زمزمه می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; چرا از اون خونه فرار کردی، روشنک جان؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چشم‌های عسلیِ‌ خیسش را از روی کاغذ بلند کرد. در ابروهایش اخمی بود شبیه عزمی راسخ و خشمی وصف‌ناشدنی. برگه را سراند توی کیف و با صدایی پر از بغض اما قوی و جان‌دار که نشان از تصمیمی تزلزل ناپذیر داشت، گفت: «هر شب که آقا یواشکی، دور از چشم خانم‌جان می‌خزید توی اتاقم، می‌گفت تو حرومزاده‌ای!»</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/02/08/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c/">ایران پس از مهسا &#8211; خانوادهٔ مولوی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/02/08/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%85%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22335</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ایران پس از مهسا &#8211; رؤیا محتشمی، نماد دلاوری و زیبایی نسل نوین زنان ایران</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/01/22/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%b1%d8%a4%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d8%aa%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%af%d9%84%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/01/22/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%b1%d8%a4%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d8%aa%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%af%d9%84%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Jan 2024 02:46:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رؤیا محتشمی]]></category>
		<category><![CDATA[رویا محتشمی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22258</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ پیراهن قرمز و دامن سیاه به تن داشت؛ رنگ‌هایی نماد خون و عزا. با جوراب‌هایی پارازین که ساق پاهای تراشیده‌اش را نشان می‌داد. اندامی ترکه‌ای و استوار که در زمستانی برگ‌ریز رو به انتهای کوچه با گیسوانی افراشته و قامتی رها قدم بر می‌داشت. تصویر که در فضای مجازی منتشر شد، امواجی از بهت و تحسین و ناباوری برانگیخت. عده‌ای ظهور چنین پدیده‌ای را غیرممکن دانستند؛ گفتند باید فتوشاپ...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/01/22/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%b1%d8%a4%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d8%aa%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%af%d9%84%d8%a7/">ایران پس از مهسا &#8211; رؤیا محتشمی، نماد دلاوری و زیبایی نسل نوین زنان ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیراهن قرمز و دامن سیاه به تن داشت؛ رنگ‌هایی نماد خون و عزا. با جوراب‌هایی پارازین که ساق پاهای تراشیده‌اش را نشان می‌داد. اندامی ترکه‌ای و استوار که در زمستانی برگ‌ریز رو به انتهای کوچه با گیسوانی افراشته و قامتی رها قدم بر می‌داشت. تصویر که در فضای مجازی منتشر شد، امواجی از بهت و تحسین و ناباوری برانگیخت. عده‌ای ظهور چنین پدیده‌ای را غیرممکن دانستند؛ گفتند باید فتوشاپ باشد. تعدادی پلک‌هایشان را بر هم فشردند و دوباره گشودند و باز به رؤیایی برآمده از چهل سال سرکوب خیره ماندند و کسانی هم بلوز و دامن‌هایشان را از قعر پستوها بر تن کردند و به قلب کوچه‌ها زدند. خیابان‌های ایران دهه‌ها بود جز زنانی پوشیده در تن‌پوش‌های اسلامی، چادر، مانتو و روسری، کمتر شمایل زنانه‌ای به خود دیده بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شب‌ها و روزهای مهسا/ژینا امینی بود. زمستان ایرانِ ۱۴۰۱. جوان‌ها از هر نسل و گروهی یا در خانه توییت و هشتگ می‌زدند، یا در خیابان‌ها و زندان‌ها شعار «زن، زندگی، آزادی» سر می‌دادند. ایران، آمیخته‌ای از خشم و بهت بود. مهسا امینی، دختر ۲۲ ساله‌ای که از شهر سقز برای گردش به تهران سری زده بود، با ضربات مأمورهای امنیتی کشته شده و سیل خروشان مردم به خون‌خواهی برخاسته بود. زنان به‌نشانهٔ دادخواهی گیسوهایشان را قیچی می‌کردند و چون سرنیزه‌های آتشینِ آزادی‌خواهی به دست باد می‌سپردند تا به چشمِ کورِ شب‌پرستان فرو کند. روسری پس از روسری به شعله‌های نابودی سپرده می‌شد و هر طرهٔ مویی که در ظلماتِ فقه و شرع و مجازات‌های اسلامی جرقه می‌زد، خرمنی پوشالی از جهالت و سنت‌های قانونی‌شدهٔ جمهوری اسلامی را دود می‌کرد و به عدم می‌فرستاد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رؤیا محتشمی یکی از این زن‌ها بود. هم‌زمان با سخنرانی علی خامنه‌ای که در آن گفته بود «کشف حجاب، یک حرام سیاسی و دینی است»، با حجاب اختیاری در معابر عمومی حاضر شد. اتهام حضور در معابر بدون حجاب شرعی و روزها در بازداشت‌بودنِ رؤیا اما قاضی دادگاه انقلاب را راضی نمی‌کرد. «تبلیغ علیه نظام، جریحه‌دارکردن عفت عمومی، تولید محتوای مبتذل و تشویق مردم به فساد» هم به اتهامات او اضافه و  ۱۳ سال و ۹ ماه حبس، پرداخت یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان جزای نقدی و ۷۴ ضربه شلاق محکومیت برای او صادر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در میان این‌همه اما شلاق، شکلی از عذاب محکومان است که مانند سنگسار، قصاص، قطع اعضای بدن و غیره بر تن افراد وارد می‌شود تا با اعمال شکنجه، مجازات‌های تنبیهی یا مرگ را با فجیع‌ترین آسیب‌های روحی، جسمی و اجتماعی همراه کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروزه این نوع مجازات‌ها به‌دلیل غیرانسانی و بی‌نتیجه‌بودن از لحاظ بازدارندگی، در بسیاری از کشورهای جهان برچیده شده، اما هنوز در ایران تحت عنوان حد شرعی و با استناد به برخی مفاد فقه اسلامی اجرا می‌شود که البته محل بحث بسیاری از مراجع تقلید است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تنبیه و کیفرهای بدنی در طول تاریخ از جانب حاکمان و صاحبان قدرت برای ارعاب و تحقیر استفاده می‌شده است. پرواضح است که به‌گواه همین تاریخ چنین مجازات‌هایی تا امروز نتوانسته‌اند هیچ هدفی را به‌طور پایدار برای هیچ مستبدی محقق کنند. چنانچه در همین تراژدی اخیر دیدیم هنگامی‌که رؤیا محتشمی با علنی‌کردن شیوهٔ مواجه‌اش با تازیانه‌ها، شکلی شگرف از استقامت و شهامت زنان ایرانی را بدل به الگویی به‌یادماندنی از آزادی‌خواهی عملی کرد، واکنش‌های شایان‌توجهی را حتی از سوی زنان متشرع برانگیخت. زنانی در اعتراض به اجرای چنین حکمی چادر از سر افکندند و شهین‌دخت ملاوردی، حقوقدان و از اعضای دولت حسن روحانی، در مصاحبه‌ای از خشم و نفرت جامعه نسبت به زنان چادری سخن راند و گفت: «با این شیوه‌ها، رفتارها و برخوردها حتی یک نفر محجبه نمی‌شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شلاق‌زدن زنان و مردان در ایران همواره به‌بهانه‌های مختلف، در ملأعام یا در خفاهای مخوف انجام شده است، چه به‌عنوان ابزاری برای کسب اطلاعات یا اعتراف‌ اجباری از زندانی‌ها، چه حتی برای مجبور‌کردن زندانیانی با عقاید مخالف به نماز و قرآن خواندن، و چه تحت عنوان مجازات‌های اسلامی برای اتهام‌هایی نظیر زنا یا تبعیت‌نکردن از دستورهای دین اسلام. تعیین تعداد و شدت این ضربات را تحت عنوان تعزیر بر عهدهٔ قاضی‌های دادگاه گذاشته‌اند. علی‌رغم ممنوع‌بودن شکنجه در قانون اساسی، قضات دادگاه‌های انقلاب، کسانی مانند محمدی گیلانی، موسوی تبریزی، ری‌شهری، لاجوردی، مقیسه، صلواتی و ایمان افشاری از چنین اختیاراتی برای صدور احکام در چهار دههٔ اخیر به‌طور گسترده استفاده کرده‌اند. در روزهای اخیر و پس از شدت‌گرفتن واکنش‌ها به اجرای حکم شلاق رؤیا محتشمی، کماکان به زندانیان سیاسی شهیر بسیاری عیناً مجازات ۷۴ ضربه شلاق ابلاغ شده است؛ مجازاتی که به شکنجه تحت عنوان «تعزیر» حق اجرای قانونی و قضایی بخشیده است. این تعزیر به‌لحاظ شرعی در قانون مجازات اسلامی بر کودکان هم می‌تواند روا شود. به‌این معنی که اگر کودکی از قوانین شرع تبعیت نکرد، می‌تواند مشمول انواع شکنجه‌های قانونی شود. ازجمله کسانی که در روزهای اخیر این حکم را دریافت کردند، نرگس محمدی (برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل)، منوچهر بختیاری (از پدران دادخواه) و مهدی یراحی (خواننده و هنرمند) هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حکم شلاق، شناعتی است که عموماً بدون درنظرگرفتن توان جسمی و روحی محکومان بر آن‌ها وارد می‌شود، چنانچه در طول سال‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران گزارش‌های بسیاری از مرگ زندانیان زیر ضربات شلاق، باتوم، شوکر یا حملات این‌چنینی منتشر شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رؤیا محتشمی اما زنی است که با آغوش باز به بزنگاه تحقیر این جریمه‎های عصر برده‌داری و دوران تفتیش عقاید قرون وسطی رفت. هنگامی‌که ضربات تازیانه را بر جسم ظریف و زیبایش تاب می‌آورد سرود «زن، زندگی، آزادی» را به آوازی زنانه در دهان سیاه‌چال طنین‌انداز کرد. در دادگاه و هنگام اجرای حکم، همچنان حاضر نشد حجاب اجباری بر سر بگذارد و آشکارا به اصحاب حبس و تأدیب و عِقاب نشان داد که این مجازات‌ها دیگر هیچ فایده‌ای ندارند جز اینکه علیه خود نیروهای قهری نظام عمل کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از انتشار روایت محتشمی، زنان دیگری نیز به نشر تجربه‌های مشابه خود از تحمل چنین مجازات‌هایی پرداختند. روایت‌هایی که سال‌ها در کنج سینه و روان زنان و مردان ایرانی محبوس مانده بود. روایت‌هایی که از زندان‌های مهیب دههٔ ۶۰ به امروز رسیده است، همه گویای شدت قساوت متولیان، از اعمال کیفرهایی است که دستور حتی نحوهٔ اجرای آن مستقیماً از مقام‌های مافوق تفویض می‌شده است. حقایقی که به‌دلیل اختناق مرگ‌بار فضای سیاسی عموماً در داخل کشور مسکوت می‌مانند. البته حکومت توانسته بود این فشارها را در لایه‌های اجتماعی و فرهنگی عامهٔ مردم نیز تا حدی جامعه‌پذیر کند. در بسیاری از شهرهای ایران هنگامی که زنی شلاق می‌خورد، برای همیشه از پذیرش احترام اجتماعی و گاه خانوادگی محروم می‌ماند. زیرا شلاق مساوی مهر تأییدی بود بر فساد اخلاقی زن یا مرد. امروز اما همین تلقی‌ها هم صورتی دیگرگونه یافته است. زنان و مردانی که قهرمانانه به تازیانه‌ها و ترس‌ها نه می‌گویند، جنایت‌ها و فجایع را افشا می‌کنند و بر بنیاد ترس، که نه‌تنها ریشهٔ همهٔ این رفتارهای سبوعانه که بندنافِ زنده‌نگاه‌داشتن سیطره‌ٔ نظام‌های دیکتاتوری و استبدادی است، چنان می‌تازند که نه‌تنها نظام حاکم که کل شالودهٔ تاریخ مردسالاری به لرزه و احتضار بیفتد. چنانچه خیزش «زن، زندگی، آزادی» در ایران به فاصلهٔ چند ماه توانست عمده مظاهر فرهنگ و سنت‌هایی را که حکومت جمهوری اسلامی با استفاده از کلیه‌ٔ امکانات قهری و قانونی، دستگاه‌های عریض و طویل آموزش و پرورش، صدا و سیما، وزارت ارشاد و اطلاعات و بسیج مساجد و منبرهای پرتریبون آخوندی و امثالهم نهادینه کند، چنان در هم بشکند که علی‌رغم همهٔ بگیر و بندها، شماتت‌ها و خشونت‌ها، اکنون سیمای شهرهای ایران روز و شب به زیبایی و شجاعت از محاق بیرون‌زدهٔ زنان، آذینِ دمادم می‌بندد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/01/22/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%b1%d8%a4%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d8%aa%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%af%d9%84%d8%a7/">ایران پس از مهسا &#8211; رؤیا محتشمی، نماد دلاوری و زیبایی نسل نوین زنان ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/01/22/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b3%d8%a7-%d8%b1%d8%a4%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d8%aa%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%af%d9%84%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22258</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آزادی موقت پس از ۱۶ ماه و اعلام «جرم» جدید پس از یک روز</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/01/19/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%ac%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/01/19/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%ac%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Jan 2024 23:07:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[الهه محمدی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر حامدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22236</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور پس از مدت‌ها بالاخره خبری خوش منتشر شد و آن، آزادی دو روزنامه‌نگارِ دربند یعنی نیلوفر حامدی و الهه محمدی بود که از همان آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» به اتهامات واهی در زندان به سر می‌بردند. این دو روزنامه‌نگار یکشنبهٔ گذشته، پس از شانزده ماه با وثیقهٔ ۱۰ میلیارد تومانی از زندان آزاد شدند. دادگاه تجدید نظر استان تهران با تبدیل قرار بازداشت این دو خبرنگار به قرار وثیقه، اجازه داده...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/01/19/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%ac%d8%af/">آزادی موقت پس از ۱۶ ماه و اعلام «جرم» جدید پس از یک روز</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از مدت‌ها بالاخره خبری خوش منتشر شد و آن، آزادی دو روزنامه‌نگارِ دربند یعنی نیلوفر حامدی و الهه محمدی بود که از همان آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» به اتهامات واهی در زندان به سر می‌بردند. این دو روزنامه‌نگار یکشنبهٔ گذشته، پس از شانزده ماه با وثیقهٔ ۱۰ میلیارد تومانی از زندان آزاد شدند. دادگاه تجدید نظر استان تهران با تبدیل قرار بازداشت این دو خبرنگار به قرار وثیقه، اجازه داده است تا زمان صدور حکم تجدیدنظر به‌طور موقت آزاد باشند، و البته هم‌زمان هر دو نفر را ممنوع‌الخروج کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیلوفر حامدی در جریان بستری‌شدن و کشته‌شدن مهسا امینی در بیمارستان کسری، نخستین خبرنگاری بود که در این‌باره و همچنین دربارهٔ نحوهٔ برخورد نیروهای امنیتی با معترضان اطلاع‌رسانی کرد. او حدود یک هفته پس از کشته‌شدن مهسا امینی به‌دست نیروهای امنیتی بازداشت و وسایل شخصی‌اش ازجمله لپ‌تاپ و موبایلش نیز توقیف شد. نیلوفر حامدی در گروه اجتماعی روزنامهٔ شرق کار می‌کرد و پیش از آن با روزنامه‌های جام جم، همشهری و اعتماد آنلاین کار کرده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیلوفر حامدی پیش از بازداشت و زندانی‌شدنش در سپتامبر ۲۰۲۲، گزارشات شاخص دیگری نیز تهیه کرده بود که از آن جمله می‌توان به گزارشی اشاره کرد که در آن از تیراندازی مأمور گشت ارشاد به زوجی در پارک پردیسان تهران خبر داده بود. انتشار این گزارش باعث شد نیروی انتظامی از او شکایت کند اما آن شکایت در دادسرا به منع تعقیب ختم شد. حامدی همچنین در گزارشی با عنوان «تکرار سناریوی خانهٔ پدری برای رومینای ۱۴ ساله» به موضوع کشته‌شدن رومینا اشرفی به‌دست پدرش پرداخته بود. او همچنین پس از بازگشت طالبان به افغانستان در تابستان ۲۰۲۱، طی سفری به سیستان و بلوچستان و حضور در مرز افغانستان، گزارشی از موج جدید مهاجرت افغان‌ها به ایران روایت کرده بود. نیلوفر حامدی از اولین افرادی بود که با خانواده و وکیل سپیده رشنو مصاحبه و گزارشی از پروندهٔ او را منتشر کرده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مجلهٔ تایم در سال ۲۰۲۳ نام نیلوفر حامدی را در فهرست سالیانهٔ صد فرد تأثیرگذار در جهان قرار داد. او در سال ۲۰۲۳ همچنین برندهٔ جایزه آزادی مطبوعات از سوی سازمان ملل متحد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الهه محمدی نیز که برای تهیه گزارش مراسم خاک‌سپاری مهسا امینی به سقز سفر کرده بود، در بازگشت پس از احضار تلفنی، بازداشت شد. گزارش او از سفر به سقز با عنوان «یک وطن اندوه» در روزنامهٔ هم‌میهن چاپ شد. محمدی پیش از آن، گزارشی با عنوان «از کسی نمی‌ترسیم؛ شکایت می‌کنیم» تهیه و منتشر کرده بود که حاوی گفت‌وگو با دایی و مادربزرگ مهسا امینی ساعتی قبل از مرگ او بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از دیگر گزارشات شاخص الهه محمدی پیش از بازداشتش می‌توان به گزارشی با عنوان «اضطراب ارشاد» نام برد که گزارشی تحقیقی است از پیامدهای روان‌شناسی جامعه نسبت به اقدامات پلیس امنیت اخلاقی. این گزارش تقریباً هم‌زمان با گزارش خاک‌سپاری مهسا امینی منتشر شد. همچنین گزارش او با عنوان «گشت بارداری در بیمارستان‌ها» گزارش میدانی است از حضور مأمورانی از سوی وزارت بهداشت در بعضی بیمارستان‌ها که به‌دنبال قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده‌اند! گزارش دیگر او با عنوان «قتل با اسم رمزِ ناموس» گزارشی است دربارهٔ زن‌کشی در استان کردستان که دو سال قبل به‌عنوان یکی از گزارش‌های برتر سال از سوی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران انتخاب شد. همچنین گزارش او با عنوان «شب بلند بخشش و اعدام» که دربارهٔ شبی‌ست که قرار بود پنج قاتل در زندان رجایی‌شهر قصاص شوند، از دیگر گزارش‌های شاخص محمدی است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مجلهٔ تایم نام الهه محمدی را نیز در سال ۲۰۲۳ در فهرست سالیانهٔ صد فرد تأثیرگذار در جهان قرار داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حدود ۴۰ روز پس از دستگیری نیلوفر حامدی و الهه محمدی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در بیانیهٔ مشترکی این دو روزنامه‌نگار را عامل سرویس‌های جاسوسی غربی معرفی کردند که در برخی کشورها، دوره‌های براندازی و جنگ‌های ترکیبی تشکیل می‌داده‌اند! خبری که اعتراض تعداد زیادی از کاربران توییتر را به‌دنبال داشت و بیش از ۵۰۰ فعال در حوزهٔ رسانه نیز، بیانیه‌ای در حمایت از آن‌ها امضا کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیلوفر حامدی و الهه محمدی بیش از هشت ماه در زندان بودند که مدتی از آن را در زندان انفرادی به سر برده بودند و محروم از حق ملاقات با خانواده و وکیل، تا اینکه بالاخره برای اولین بار در ماه ژوئن سال گذشته و درست پیش از برگزاری دادگاه توانستند با وکلای انتخابی‌شان ملاقات کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حامدی و محمدی بارها تمام اتهام‌ها را رد و تأکید کرده بودند که تنها وظیفهٔ خبرنگاری‌شان را انجام داده‌اند و گزارش‌هایشان با تأیید مدیران مسئول دو روزنامه بوده است. مدیران مسئول هر دو روزنامهٔ شرق و هم‌میهن نیز بارها گفته‌اند که تهیهٔ آن گزارش‌ها با تأیید آن‌ها بوده و هیچ مسئولیتی متوجه این دو خبرنگار نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خبر آزادی نیلوفر حامدی و الهه محمدی به‌طور گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی پخش شد و با ابراز خوشحالی شمار بسیاری از کاربران این شبکه‌ها، روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و سیاسی و هنرمندان همراه بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امجد امينی، پدر مهسا امینی، با انتشار پیامی ضمن تبریک «این آزادی ارزشمند» به این دو روزنامه‌نگار و خانواده‌هایشان نوشت: «خانم‌های گران‌قدر، نیلوفر حامدی و الهه محمدی، خبر آزادی شما بزرگواران، بعد از چهار صد روز تحمل زندان و دوری از خانواده، همهٔ ما را خوشحال کرد و کاممان را شیرین گردانید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آزادی نیلوفر حامدی و الهه محمدی، هرچند به‌قید وثیقه‌ای سنگین و به‌طور موقت، پس از ماه‌ها خبر خوشی بود که کام همه را شیرین کرد. هرچند خبرگزاری قوهٔ قضاییه یک روز پس از آزادی این دو خبرنگار از تشکیل پرونده‌ای جدید برای آن دو خبر داد. «جرم» جدید آن‌ها انتشار تصاویری از «کشف حجاب» خود در فضای مجازی است!</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/01/19/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%ac%d8%af/">آزادی موقت پس از ۱۶ ماه و اعلام «جرم» جدید پس از یک روز</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/01/19/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%b1%d9%85-%d8%ac%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22236</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-07-14 09:18:01 by W3 Total Cache
-->