معصومه قوی بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/معصومه-قوی/ نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور Thu, 08 Jan 2026 17:59:29 +0000 fa-IR hourly 1 https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&ssl=1 معصومه قوی بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/معصومه-قوی/ 32 32 107786100 دو ستارهٔ خاموش‌نشدنی؛ یادنامه‌ای برای معصومه و مهدیه قوی، قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲ هواپیمای مسافربری اوکراینی https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%86%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/ https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%86%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/#respond Thu, 08 Jan 2026 17:29:34 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=25913 ویژهٔ ششمین سالگرد جنایت هوایی ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۰ مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ – ونکوور شش سال از آن سحرگاه سرد زمستانی گذشته است؛ صبحی که آسمان تهران دو بار لرزید و دو موشک پیاپی، نه‌فقط پیکر یک هواپیمای مسافربری، که آیندهٔ ۱۷۶ انسان بی‌گناه و رؤیاهای هزاران بازمانده را در خود بلعید. شش سال است که زمان می‌گذرد، اما این فاجعه از حافظهٔ خانواده‌ها و وجدان‌های...

نوشته دو ستارهٔ خاموش‌نشدنی؛ یادنامه‌ای برای معصومه و مهدیه قوی، قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲ هواپیمای مسافربری اوکراینی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
ویژهٔ ششمین سالگرد جنایت هوایی ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۰

مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ – ونکوور

شش سال از آن سحرگاه سرد زمستانی گذشته است؛ صبحی که آسمان تهران دو بار لرزید و دو موشک پیاپی، نه‌فقط پیکر یک هواپیمای مسافربری، که آیندهٔ ۱۷۶ انسان بی‌گناه و رؤیاهای هزاران بازمانده را در خود بلعید.

شش سال است که زمان می‌گذرد، اما این فاجعه از حافظهٔ خانواده‌ها و وجدان‌های بیدار پاک نمی‌شود.

شش سال است که جهان، با همهٔ سازوکارهای حقوقی و ادعاهای پرطمطراق عدالت، هنوز پاسخی درخور برای این جنایت ارائه نداده است. خانواده‌ها میان دادگاه‌ها، مستندات فنی، مکاتبات حقوقی و سکوت‌های فرساینده سرگردان مانده‌اند، و پرسش‌ها، به‌جای آنکه پاسخ بگیرند، هر سال بیشتر، سنگین‌تر و دردناک‌تر شده‌اند.

در میان این سیلاب سوگ و پرسش، نام دو خواهر ــ معصومه و مهدیه قوی ــ به نمادی روشن از زندگی‌های ناتمام، استعدادهای شکوفانشده و عدالتِ معلق تبدیل شده است؛ دو دختری که قرار بود آینده‌ای بسازند، نه آنکه نامشان در فهرست قربانیان یک جنایت هوایی ثبت شود.

معصومه؛ مهندس شبکه‌های کامپیوتری، حامی انسانیت و دوستدار زمین

معصومه در ۲۷ دی‌ماه ۱۳۶۷، در روزی برفی به دنیا آمد؛ روزی که بعدها گویی آینهٔ روح آرام، دقیق و اندیشمند او شد. ذهنی منظم و تحلیلی داشت و ریاضیات را با ژرفای یک پژوهشگر می‌فهمید. موسیقی برایش زبان دوم بود؛ گیتار در دستان او تنها یک ساز نبود، بلکه راهی برای بیان احساساتی بود که کلمات از انتقالشان ناتوان‌اند.

نقاشی و زبان انگلیسی پنجره‌هایی بودند که او را به جهانی وسیع‌تر پیوند می‌دادند. در حوزهٔ تخصصی خود، مهندسی شبکه‌های کامپیوتری، توانمند و حرفه‌ای بود؛ اما آن‌چه او را متمایز می‌کرد، «شبکه‌ای» بود که بیرون از دنیای فناوری ساخته بود: شبکه‌ای از همدلی، مسئولیت اجتماعی و یاری بی‌ادعا.

معصومه سال‌ها بی‌نام و بی‌هیاهو به نیازمندان و افراد دارای معلولیت کمک می‌کرد. برای محیط زیست احترام عمیقی قائل بود و درخت‌کاری را نه یک اقدام نمادین، بلکه وظیفه‌ای اخلاقی می‌دانست. درختانی که کاشت، امروز ایستاده‌اند؛ همان‌گونه که یاد او ایستاده است. بسیاری از افرادی که او یاری‌شان داد، امروز خود به نماد مقاومت و دادخواهی تبدیل شده‌اند؛ شاهدی زنده بر این حقیقت که مهربانی می‌تواند فراتر از عمر یک انسان اثر بگذارد.

مهدیه؛ روایت لطافت، شوق یادگیری و عشق به زندگی

مهدیه، کوچک‌ترین عضو خانواده، در دوم آذرماه ۱۳۷۸ در تهران به دنیا آمد؛ دختری پاییزی با قلبی سرشار از نور و انرژی. او ترکیبی دلنشین از کنجکاوی علمی، تخیل هنری و مهربانی بی‌دریغ بود. علوم تجربی برایش دنیای کشف بود و پزشکی رؤیایی انسانی برای درمان و بهترکردن جهان.

فوتبال را با جدیت دنبال می‌کرد و شیفتهٔ تیم بارسلونا و بازیکنانی چون مسی و نیمار بود؛ ورزشی که برای او تمرین تلاش، رقابت سالم و ایستادگی بود.

عکاسی و فیلم‌برداری راه او برای ثبت زندگی بود؛ ثبت لحظه‌هایی که امروز برای بازماندگان، ارزش گنج پیدا کرده‌اند. سنتور را با روحی آرام می‌نواخت؛ صدایی زلال که هنوز در خاطره‌ها طنین دارد.

عشق او به حیوانات بخش جدایی‌ناپذیر شخصیتش بود. خرگوشی کوچک از نژاد «لُپ آمریکایی» داشت که نامش را راشل گذاشته بود. خانواده امیدوار بودند در مسیر مهاجرت به کانادا، این حیوان خانگی را نیز همراه خود ببرند؛ اما شرکت هواپیمایی اجازهٔ این همراهی را نداد. مهدیه ناگزیر بدون راشل سوار پرواز شد و همین تصمیم اداری، به‌طرزی تلخ، راشل را به «بازماندهٔ پرواز پی‌اس۷۵۲» تبدیل کرد؛ نمادی زنده از سرنوشتی که می‌توانست، و باید، جور دیگری رقم می‌خورد.

مهدیه خواهری بود که معصومه را «قویِ بزرگ» صدا می‌زد و خود «قویِ کوچک» خانواده بود؛ دو نماد ساده اما ماندگار: یکی نشانهٔ قدرت و تکیه‌گاه‌بودن، دیگری نماد لطافت و شوق زیستن.

دو ستارهٔ خاموش‌نشدنی؛ یادنامه‌ای برای معصومه و مهدیه قوی، قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲ هواپیمای مسافربری اوکراینی نوشتهٔ مریم زارعی، مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی #پروازاوکراین #PS752 #ps752justice #کانادا #ایرانیان_کانادا #دادخواهی #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری

جنایتی فراتر از یک سانحه؛ پرسش‌هایی که جهان نمی‌تواند نادیده بگیرد

پرواز پی‌اس۷۵۲ یک سانحهٔ معمولی نبود؛ یک جنایت علیه امنیت انسان‌ها و نقض آشکار حرمت جان غیرنظامیان بود.

دو موشک پیاپی، در شرایطی که مسئولان از فضای تنش نظامی آگاه بودند، به‌سوی هواپیمایی شلیک شد که حامل شهروندان عادی، دانشجویان، کودکان و خانواده‌ها بود.

پرسش‌ها همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند:

چرا آسمان در شبی با خطر درگیری نظامی بسته نشد؟

چرا هشدارهای امنیتی نادیده گرفته شد؟

چرا پس از شلیک نخست، سامانه متوقف نشد و شلیک دوم انجام گرفت؟

چرا صحنهٔ سقوط پاک‌سازی و شواهد تخریب شد؟

چرا جعبهٔ سیاه ماه‌ها پنهان ماند؟

و چرا آمران و عاملان این جنایت، پس از شش سال، هنوز در برابر یک مرجع مستقل و بی‌طرف پاسخ‌گو نشده‌اند؟

این‌ها تنها پرسش خانواده‌ها نیست؛ پرسش تاریخ و وجدان جهانی است.

از سوگ فردی تا دادخواهی جمعی؛ نقش انجمن خانواده‌ها

در برابر این جنایت، خانواده‌های جانباختگان پراکنده نشدند. سوگ آن‌ها را به سکوت نکشاند؛ به اتحاد رساند.

از دل اندوه، انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ شکل گرفت؛ نهادی مستقل و مدنی که صدای خانواده‌ها را از مرزها عبور داد و اجازه نداد این فاجعه در گذر زمان فراموش شود.

این انجمن، با وجود فشارها و تهدیدها، به ستون اصلی دادخواهی تبدیل شد. خانواده‌ها آموختند که عدالت، بدون همبستگی، دست‌یافتنی نیست. آن‌ها با تکیه بر حقیقت، مستندات فنی و حقوق بین‌الملل، مسیر دادخواهی را زنده نگه داشتند و نشان دادند که سوگ می‌تواند به کنش آگاهانه بدل شود.

دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه؛ آزمون عدالت جهانی

در ادامهٔ این مسیر، چهار کشور کانادا، اوکراین، سوئد و بریتانیا پرونده‌ای رسمی علیه جمهوری اسلامی ایران در دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه گشودند. این اقدام نقطهٔ عطفی در دادخواهی پرواز پی‌اس۷۵۲ بود؛ زیرا برای نخستین‌بار، این جنایت در بالاترین مرجع قضایی بین‌المللی مورد بررسی قرار گرفت.

این پرونده فقط دربارهٔ یک هواپیما نیست؛ دربارهٔ مسئولیت دولت‌ها، شفافیت، پاسخ‌گویی و پایان‌دادن به مصونیت از مجازات است. خانواده‌ها بارها تأکید کرده‌اند که هدفشان انتقام نیست؛ بلکه حقیقت، پذیرش مسئولیت و اجرای عدالت است.

اگر عدالت در این پرونده محقق نشود، نه‌تنها خانواده‌های پی‌اس۷۵۲، بلکه امنیت پروازهای غیرنظامی در سراسر جهان زیر سؤال می‌رود.

چرا نباید جهان فراموش کند؟

یاد معصومه و مهدیه و ۱۷۴ قربانی دیگر، تنها یک یادبود خانوادگی نیست؛ هشداری جهانی است.

این دو خواهر نمایندگان نسلی بودند تحصیل‌کرده، صلح‌جو و خلاق که می‌خواست جهان را انسانی‌تر کند. مرگ آن‌ها نه‌فقط غمی شخصی، بلکه خسارتی انسانی و تمدنی بود.

این یادنامه دعوتی است به وجدان‌های بیدار، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی جهان تا از تحقیقات مستقل و مجازات آمران و عاملان این جنایت حمایت کنند.

خاموش‌ماندن در برابر چنین فاجعه‌ای، پذیرش خطر تکرار آن است.

خانواده‌های داغدار می‌گویند:

ما نه انتقام، که حقیقت و عدالت را می‌خواهیم.

و تا روزی که حقیقت روشن نشود و عدالت اجرا نگردد، این مطالبه خاموش نخواهد شد.

ما جنایت‌کاران و قاتلان فرزندان ایران را هرگز نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.

نوشته دو ستارهٔ خاموش‌نشدنی؛ یادنامه‌ای برای معصومه و مهدیه قوی، قربانیان پرواز پی‌اس۷۵۲ هواپیمای مسافربری اوکراینی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%86%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/feed/ 0 25913
دل‌نوشته‌هایی از خانواده‌های پرواز در پنجمین سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/ https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/#respond Wed, 08 Jan 2025 17:21:27 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=24329 مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ پنج سال از جنایت عمدی جمهوری اسلامی گذشت، عدالت هنوز محقق نشده است. ما از روز اول گفتیم: از قاتل نمی‌توان به قاتل شکایت کرد. قاتلان باید در دادگاهی بی‌طرف محاکمه شوند. اکنون در پنجمین سالگرد این جنایت ایستاده‌ایم و همچنان در انتظار تحقق عدالتیم. من دو فرزندم، حاصل ۵۰ سال تلاش و همهٔ امیدم، را در این پرواز از دست...

نوشته دل‌نوشته‌هایی از خانواده‌های پرواز در پنجمین سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲

پنج سال از جنایت عمدی جمهوری اسلامی گذشت، عدالت هنوز محقق نشده است.

ما از روز اول گفتیم: از قاتل نمی‌توان به قاتل شکایت کرد. قاتلان باید در دادگاهی بی‌طرف محاکمه شوند. اکنون در پنجمین سالگرد این جنایت ایستاده‌ایم و همچنان در انتظار تحقق عدالتیم. من دو فرزندم، حاصل ۵۰ سال تلاش و همهٔ امیدم، را در این پرواز از دست دادم. زندگی من و خانواده‌ام نابود شد. حقوق بشر، دادگاه‌های بین‌المللی، طرفداران عدالت کجا هستند؟

اگر جنایت‌کاران محاکمه نشوند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این جنایت دوباره تکرار نشود. هر کسی می‌تواند سرنشین هواپیمایی باشد که قربانی جنایات این‌چنینی شود.

یادآوری یک جنایت هولناک

پنجمین سالگرد شلیک دو موشک به هواپیمای مسافربری اوکراینی (پرواز PS752) توسط جمهوری اسلامی ایران، یادآور یکی از سیاه‌ترین لحظات تاریخ معاصر است. این جنایت که منجر به کشته‌شدن ۱۷۶ مسافر و یک جنین به‌دنیانیامده شد، نه‌تنها زخمی عمیق بر خانواده‌های قربانیان، بلکه بر وجدان جامعهٔ جهانی وارد کرده است.

روایت کوتاه از جنایت

در بامداد ۱۸ دی ۱۳۹۸، پرواز PS752 که به مقصد کی‌یف در حال پرواز بود، با شلیک عامدانهٔ دو موشکِ نیروهای سپاه پاسداران سرنگون شد. این اقدام، تصمیمی آگاهانه و از پیش طراحی‌شده بود که در نتیجهٔ آن جان ۱۷۶ انسان بی‌گناه به‌همراه یک کودک به‌دنیانیامده قربانی شد. جمهوری اسلامی، با آگاهی کامل از خطرات و به‌دستور مستقیم فرماندهی کل قوا، جان مسافران بی‌دفاع را به بازی گرفت.

قربانیان: نماد امیدهای از دست‌رفته

۱۷۶ مسافر این پرواز، به‌همراه یک جنین که هنوز متولد نشده بود، قربانی این جنایت شدند. در میان قربانیان، کودکان، دانشجویان، پزشکان و خانواده‌هایی که برای آینده‌ای بهتر تلاش می‌کردند، حضور داشتند. هر یک از این انسان‌ها نمادی از امید و زندگی بودند که بی‌رحمانه پایان یافتند. برای خانواده‌های آنان، این جنایت تنها به‌معنای ازدست‌دادن عزیزانشان نبود، بلکه آغاز مسیری از بی‌عدالتی، سرکوب و بی‌توجهی به حقیقت بود.

تلاش برای انکار و بی‌عدالتی نظام‌مند

جمهوری اسلامی از همان ابتدا با انکار واقعیت و ارائهٔ توضیحات متناقض، تلاش کرد مسئولیت این جنایت را از خود سلب کند. تنها پس از سه روز فشار جهانی بود که به شلیک موشک اعتراف کرد، اما همچنان با روایت‌های ساختگی و کارشکنی در تحقیقات بین‌المللی، از پذیرش مسئولیت کامل و پاسخگویی واقعی طفره رفت.

این رفتار نشان‌دهندهٔ الگوی همیشگی جمهوری اسلامی در سرکوب حقیقت و نادیده‌گرفتن حقوق قربانیان است.

از راست، زنده‌یاد مهدیه قوی و زنده‌یاد معصومه قوی
از راست، زنده‌یاد مهدیه قوی و زنده‌یاد معصومه قوی

عدالتِ تحقق‌نیافته

پنج سال از این جنایت می‌گذرد، اما آمران و عاملان آن هنوز محاکمه نشده‌اند. جمهوری اسلامی فقط در دادگاهی فرمایشی تلاش کرد تا این جنایت عمدی را به اشتباه تقلیل دهد، اما موفق نشد.

خانواده‌های قربانیان همچنان برای تحقق عدالت تلاش می‌کنند، اما با حکومتی روبرو هستند که هیچ ارزشی برای جان انسان‌ها و اصول عدالت قائل نیست. سکوت و بی‌توجهی حکومت ایران به خواسته‌های خانواده‌ها، عمق بی‌رحمی و مسئولیت‌گریزی آن را نشان می‌دهد.

پیگیری‌های بین‌المللی و امید به عدالت

پروندهٔ این جنایت به دیوان دادگستری بین‌المللی و سازمان ایکائو برده شده، اما تاکنون نتیجه‌ای ملموس حاصل نشده است. علاوه بر این، انجمن خانوادهٔ قربانیان شکایتی در دیوان کیفری بین‌المللی ثبت کرده‌اند و دادگاه‌های محلی نیز احکامی صادر کرده‌اند که اجرایی نشده است.

با این وجود، خانواده‌ها همچنان مصمم‌اند که تا محاکمهٔ عاملان این جنایت دست از تلاش برندارند.

زنده‌نگه‌داشتن یاد قربانیان و تعهد به عدالت

سالگرد این جنایت فرصتی است برای تأکید بر تعهد ما به عدالت و زنده‌نگه‌داشتن یاد قربانیان. هیچ جامعه‌ای نباید در برابر چنین جنایتی سکوت کند. محاکمهٔ آمران و عاملان این جنایت، تنها راه جلوگیری از تکرار فجایع مشابه و التیام زخم‌های بازماندگان است.

عدالت، هرچند دیر، اما باید محقق شود؛ چرا که تنها پاسخ شایسته به این ظلم بزرگ است.

~ مریم زارعی، مادر تا ابد داغدار خواهران قوی

* * * *‌ *

فرح قدس، مادر زنده‌یاد مهربان بدیعی اردستانی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲

دُردانهٔ مادر!

شد پنج سال که مدام در عالم رؤیا حیران به دنبالت می‌گردم. می‌بینمت که دختربچه‌ای هستی و در کوچه و خیابان گمت کرده‌ام…

گاهی هم خواب می‌بینم بزرگ شده‌ای و نمی‌دانم کجا رفته‌ای. با صدای بلند صدایت می‌زنم: مهربان، مهربان… چه دردی ازین بالاتر که مادری فرزندش را گم کند؟ 

مهربان! من گمت کرده‌ام. 

مهربان! من در خواب هم درد می‌کشم…

پنج سال است در بیداری دنبالت می‌گردم، یکی‌یکدانهٔ مادر! هرجا لطافت گلی هست، درخشش نوری، طراوت درختی، گرمای عشقی، حلاوت رؤیایی، جوشش اشتیاقی، مهری، مهربانی‌ای،… تو را آنجا جست‌وجو می‌کنم.

که هرچه از جنس نور و مهر و عشق است، نشانی از تو دارد. 

از ابرها، رودها، گل‌ها، پروانه‌ها سراغت را می‌گیرم. می‌خواهم هرچه رنگ و رایحهٔ تو را دارد، به جان ببینم، بشنوم، بنوشم و مست حس حضورت زمزمه کنم:

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

اکنون که پیدا کرده‌ام، بنشین تماشایت کنم

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم 

گل‌های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

بنشین که با من هر نظر، با چشم دل، با چشم سر

هر لحظه خود را مست‌تر، از روی زیبایت کنم… 

زنده‌یاد مهربان بدیعی اردستانی
زنده‌یاد مهربان بدیعی اردستانی

پنج سال است که یادآوری آخرین نگاهمان قلبم را به آتش می‌کشد، جان مادر! آرزو می‌کنم همهٔ عمر باقیمانده را بدهم و برگردم به آن لحظه و دوباره تنگ به آغوشت بکشم. آن‌قدر تنگ که جانمان یکی شود و هرجا می‌روی من را هم ببری… 

پنج سال است که چشم‌هام را می‌بندم و سعی می‌کنم به یاد بیاورم عطر انبوه موهای زیبا و پرشکنت را، لمس دستان لطیف و قشنگت را، طنین صدای ناز و شیرینت را… و از خیال اینکه مبادا فراموش کنم چطور حرف می‌زدیم و به هم چه می‌گفتیم، بغض می‌کنم.

پنج سال است که به تک‌تک یادگارهایت خیره می‌شوم و به خاطراتمان فکر می‌کنم. 

قلبم می‌شکند! بارها و بارها… با هر داستان و خاطره قلبم می‌شکند. از اینکه چطور عاشق بودم و چطور تو را از من گرفتند، درد می‌کشم، درد می‌کشم، درد می‌کشم… و دم برنمی‌آورم. 

دیگران گمان می‌کنند که آتش جان‌سوز من سرد شده، که دیگر درد نمی‌کشم. ولی مهربان جان، خودت خوب می‌دانی که من پنج سال است لحظه‌به‌لحظه سخت دلتنگ توام.

پنج سال است که هر روز تسلی قلب شکسته‌ام این است و یک آن شک نکرده‌ام که باز روزی، در دنیای دیگری، در کنار هم خواهیم بود. تا ابد پیش هم خواهیم بود…

به‌وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم

به گفت‌وگوی تو خیزم، به جست‌وجوی تو باشم…

* * * *‌ *

سارا راستگو، مادر زنده‌یاد سعید طهماسبی، و مادر همسر زنده‌یاد نیلوفر ابراهیم، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲

می‌گویند پنج سال گذشته است

زندگی ادامه دارد، شما هم باید زندگی کنید.

روزهای منتهی به سالگرد:

الان یک هفته است باز دوباره رفته‌ام توی آن حفرهٔ تلخ و تاریک

این‌بار اما عمیق‌تر 

ترسناک‌تر و دردناک‌تر.

این‌روزها خلوت و تنهایی را دنبال می‌کنم تا قطره‌اشکی که گوشهٔ چشمم جا خوش کرده است، بتواند بیرون بیاید شاید که خلاص‌ بشوم از این حجم سنگینی و فشار.

این روزها جایت خیلی خالی است. 

دلم برای صدایت، برای خنده‌هایت و برای دل‌نگرانی‌هایت خیلی تنگ است.

دلم برای با هم زندگی‌کردن تنگ است.

دلم برای صدازدن اسمت تنگ است.

می‌خندم اما انگار خنده فقط یک منحنی بی‌معنی است توی یک قاب عروسکی.

آن وقت‌ها تا می‌شنیدم دل خوش سیری چند؟ معنی‌ش را نمی‌فهمیدم.

وقتی کسی می‌گفت بعد از یک اتفاق زندگی‌اش عوض شده، درکش نمی‌کردم. 

وقتی لذت‌های کسی عمیق و بی‌عیب نبود، فکر می‌کردم مشکل از خودش است.

حالا اما

لذت‌هایم لحظه‌ای، خنده‌هایم سطحی و زندگی‌ام، بله جریان دارد و در ظاهر شبیه به گذشته

ولی آن تو

آن ته قلبم

زنده‌یاد سعید طهماسبی و زنده‌یاد نیلوفر ابراهیم
زنده‌یاد سعید طهماسبی و زنده‌یاد نیلوفر ابراهیم

حجم عمیقی از درد هست که هر چند ساعت یک‌بار انگاری که بخواهد حالی‌ام کند که من هستم، من را یادت نرود، می‌آید و گند می‌زند به همهٔ آن‌چه که زور زده‌ام در ظاهر باشم.

جای خالی‌ات را هیچ‌کس و هیچ‌چیز هیچ‌وقت پر نمی‌کند.

ای کاش بودی

باورم نیست توانسته‌ام این‌همه درد را تحمل کنم.

خودم را نمی‌شناسم.

انگار دارم زندگی یک غریبه را تماشا می‌کنم و گاهی با خودم می‌گویم عجب جان‌سختی‌ست بینوا.

قلبم درد می‌کند

نه، قلبم نیست 

آن تو انگار قلبم تکه‌تکه شده

آن تکه‌اش که مال تو بود، کنده شده 

جایش درد می‌کند 

خیلی درد می‌کند

آن تکه که مال تو بود، همهٔ قلبم بود انگار

دیگر قلبی نمانده

دیگر غم غم نیست

دیگر درد درد نیست

گویی سنگ شده‌‌ام

* * * *‌ *

لاله باقری، مادر زنده‌یاد آلما اولادی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲

سحرگاه ۷ دی ۱۳۷۱ خورشیدی است؛ نزدیکِ به‌دنیاآمدن دخترمان. البته خانم دکتر تاریخ یک هفته دیرتر را به ما اعلام کرده بود، ولی طبق نشانه‌هایی که ایشان گفته، گویا دخترمان یک هفته جلوتر قصد به‌دنیاآمدن دارد. درد زایمان به‌صورت خفیف شروع و باعث نگرانی‌ام شده. همسرم در محل کار است و من در منزل پدری‌ام. مادرم که منتظر به‌دنیاآمدن اولین نوه‌شان است، بسیار هیجان‌زده و مضطرب است و به همسرم زنگ می‌زند و خبر می‌دهد تا سریع خودش را برساند، اما گویا نمی‌شود منتظر ماند. مادرم سریع آماده می‌شود. با عجله مرا سوار ماشینش می‌کند، پشت فرمان می‌نشیند تا مرا به بیمارستان مهر در خیابان زرتشت برساند. محدودهٔ طرح ترافیک است و پلیس جلوی ماشین را می‌گیرد. مادرم با استرس زیادی که دارد مرا نشان می‌دهد و می‌گوید زمان زایمان دخترم رسیده و پلیس اجازهٔ عبور می‌دهد. 

پرسنل بیمارستان با دکترم تماس می‌گیرند تا خودش را برساند. خانم دکتر با عجله وارد بیمارستان شده و جلو می‌آید و با رویی گشاده و صمیمانه با من خوش‌وبش می‌کند و حالم را جویا می‌شود و سپس مرا برای معاینه آماده می‌کنند. وقتی دکتر معاینه‌ام می‌کند، تشخیص می‌دهد که باید زایمان به‌صورت سزارین انجام شود تا خطری نوزاد را تهدید نکند. 

در این فاصله همسرم خودش را به بیمارستان می‌رساند. امور مربوطه انجام می‌شود و مرا به اتاق عمل می‌برند و چند سؤال… تا من جواب‌ها را بدهم و آخرین نیایش‌ها را با خدای خود انجام دهم و از او برای به‌دنیاآمدن یک دخترِ سالم و زیبا و با آینده‌ای درخشان کمک بگیرم، بیهوش می‌شوم. 

بعد از مدتی، دختری با وزن ۳ کیلو و ۷۵۰ گرم، قد ۵۱ سانتیمتر و گروه خونی O مثبت با موهای مشکی و چشم‌هایی چون تیله‌های مشکی براق قدم به دنیای ما می‌گذارد. برای اولین بار بعد از به‌هوش‌آمدنم در آغوشش می‌گیرم و ناباورانه نگاهش می‌کنم. بیست و یک سال دارم و باور نمی‌کنم صاحب فرزندی شده‌ام و موجودی نازنین در آغوشم است. مادربزرگم برای دیدن نتیجه‌اش به بیمارستان می‌آید و تا او را می‌بیند نام آلما را به زبان می‌آورد و به من پیشنهاد این اسم را می‌دهد. 

مدت‌ها بود که در مورد انتخاب اسم فکر کرده بودیم اما به طور قطعی نامی را که واقعاً به دلمان بنشیند و بدون تردید در مورد آن حرف بزنیم، انتخاب نکرده بودیم. من و همسرم با شنیدن اسم آلما بدون هیچ‌گونه تردیدی قبول کردیم. گویا دقیقاً همان اسمی بود که به‌دنبالش بودیم و به‌نظر می‌آمد که این اسم از قبل برایش در نظر گرفته شده و ما بی‌درنگ و بدون کوچک‌ترین دودلی‌ای قبول کردیم و همسرم بلافاصله برای صدور شناسنامه‌اش با نام آلما اقدام کرد. 

آلما در زبان‌های مختلف معانی زیبا و متفاوتی دارد. به‌طور کلی، نام آلما با مفاهیمی مانند روح و جان، زیبایی درونی، خلوص و زندگی، مهربانی و نیمهٔ گمشده در فرهنگ‌های مختلف ارتباط دارد. 

آلما به‌زبان آذری به‌معنای سیب است و سیب، نماد شهر دماوند (زادگاه اجدادی‌اش) که شهرتی جهانی دارد و سال‌ها بعد به‌طور عجیبی با هم عجین می‌شوند و آلما در دل دماوند می‌آرامد.

آلما از همان دوران کودکی، دختری به‌ظاهر آرام ولی پر از انرژیِ خوب و سرشار از زندگی بود. او علاقه‌مند به نقاشی، موسیقی، ورزش مانند شنا، باله در آب، صخره‌نوردی، پینگ پنگ، تیراندازی با تیروکمان، یوگا و پیلاتس بود و در بعضی از رشته‌ها مقام‌هایی نیز در مدرسه و دانشگاه کسب کرده بود.

زنده‌یاد آلما اولادی
زنده‌یاد آلما اولادی

وی عاشق مطالعه بود، چه مطالعهٔ علمی و درسی، و چه مطالعهٔ غیردرسی؛ خصوصاً زندگی‌نامه‌های افراد موفق و همین‌طور کتاب‌های فلسفی. علاقهٔ زیادی به لوازم‌التحریر داشت و از گشت‌وگذار در فروشگاه‌های کتاب و لوازم‌التحریر و غرق‌شدن در کتاب‌ها بی‌نهایت لذت می‌برد. 

او به گیتار علاقه داشت و آن را می‌نواخت. برای روزهایش برنامه‌ریزی دقیق داشت و از دقایق و لحظه‌هایش حداکثر استفاده را می‌کرد. 

آلما دختری بسیار کوشا و با پشتکار بالا بود و برای رسیدن به اهدافش بسیار زحمت می‌کشید. دورهٔ دبیرستان را با موفقیت در دبیرستان سلام در رشتهٔ ریاضی به پایان رساند و در چندین المپیاد قبول شد. یکی از دغدغه‌هایش امکانات در نظرگرفته‌شدهٔ کمتر برای دختران به نسبت پسران در حوزهٔ المپیادها بود و همیشه اعتراضش را در این مورد با مسئولان مربوطه مطرح می‌کرد و سکوت نمی‌کرد. او عاشق ریاضیات و خصوصاً هندسه بود. الگوی او از دوران مدرسه مریم میرزاخانی بود. لیسانسش را در دانشگاه علم و صنعت و فوق‌لیسانسش را در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) گرفت و در حین تحصیل تدریس هم می‌کرد و با چند انتشاراتی در زمینهٔ ویراستاری کتاب‌های ریاضیات و هندسه همکاری می‌کرد. برای قبولی دکترا در دانشگاه‌های زیادی درخواست داد و تلاش بسیاری کرد و اولین دانشگاهی که با درخواستش موافقت کرد، دانشگاه اُتاوای کانادا بود که بلافاصله آن را پذیرفت و راهی کانادا شد. او پس از یکسال تحصیل در مقطع دکترا در تعطیلات دوهفته‌ای سال نو میلادی با موافقت استاد خود برای دیدن خانواده و دوستانش و جشن تولد ۲۷ سالگی‌اش در کنارشان، به ایران سفر کرد که هنگام بازگشت در حالی‌که بسیار دلتنگ دانشگاه، اساتید و دوستانش شده بود و شور و هیجان خاصی برای شروع سال دوم دکترا داشت و از سویی بسیار نگران وضعیت کشور و مردم و خصوصاً تنها برادرش بود، بر فراز وطنش توسط شلیک دو موشک سپاه پاسداران کشته شد و تمام تلاش‌ها و آرزوهای قشنگش همراه سایر همسفرانش در آسمان‌ها سوخت… اما یاد و نام آن‌ها تا ابد زنده خواهد ماند. 

* * *

ترجمهٔ متنی از وب‌سایت رسمی دانشگاه اُتاوا- کانادا:

آلما به‌تازگی سال اول دکترای خود در رشتهٔ ریاضیات و آمار را در دانشکدهٔ علوم پایهٔ دانشگاه اُتاوا به پایان رسانده بود. او به‌عنوان یک دانشمند جوان، پرانرژی، باهوش و خلاق، بسیار مورد احترام بود. آلما پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد در ریاضیات از دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران) در ایران، جایی که بزرگ شد، تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه اُتاوا آغاز کرده بود. او در تعطیلات زمستانی به ایران بازگشته بود تا بیست و هفتمین سالروز تولدش را با خانواده‌ای که بسیار دلتنگشان بود، جشن بگیرد.

آلما در آزمایشگاه پروفسور دیوید سانکوف کار می‌کرد و با گروهی همکاری داشت که تخصص آن‌ها شامل مطالعه ژن‌ها و ژنوم‌ها با استفاده از رویکرد ریاضی بود.

«او واقعاً قلب‌های ما را لمس کرد. غیبتش خلائی غیرقابل‌جبران به جا گذاشته است.» این را دوست و همکارش، مونا، می‌گوید که پیوند عمیقی با آلما داشت. «او انسانی واقعاً مهربان و بی‌نظیر بود. آلما همیشه حاضر و حمایت‌گر بود؛ بیشتر شبیه یک خواهر برای من.»

باهوش، قابل‌دسترس، سخاوتمند و همیشه خندان، آلما به‌دلیل مهارت‌ها و صبرش به‌عنوان دستیار آموزشی مورد احترام بود و دانشجویانی که پاییز در کلاس او شرکت کرده بودند، به‌شدت او را دوست داشتند. او حتی ساعات اداری اضافی و بدون حقوقی برگزار می‌کرد تا به دانشجویانش کمک کند.

آلما الهام‌بخش همه بود. بسیاری از لبخند درخشان و مهربانی او یاد می‌کنند.

خاطرهٔ او در ذهن و قلب ما حک‌شده باقی خواهد ماند. مرگ غیرمنتظرهٔ او یک فقدان بزرگ برای دانشگاه و جامعهٔ علمی است.

یک صندوق بورسیهٔ یادبود به‌افتخار سه دانشجوی اُتاوا؛ مهربان، سعید و آلما ایجاد شد. بورسیهٔ یادبود دانشجویان ایرانی هر سال به دانشجویان ایرانی دانشگاه اُتاوا که نیاز مالی دارند، اعطا خواهد شد.

این تراژدی برای کسانی که آلما را می‌شناختند، ویرانگر بود، ازجمله ترمه کوشا، مدیر اجرایی انجمن ریاضیات کانادا. کوشا در دانشگاه اُتاوا استادیار است و آلما در طول ترم پاییز دستیار آموزشی او بود.

تدریس در سال اول دکترا با ۲۵۰ دانشجو بسیار سخت است، اما آلما عالی عمل کرد و دانشجویانش او را دوست داشتند. او ساعات اداری اضافی و بدون حقوق برگزار می‌کرد. کوشا می‌گوید. «جمله‌ای که در وصف آلما می‌توانم بگویم این است: او بسیار متعهد بود.» کوشا گفت: «او به من گفت این یک چالش است، ولی او کارش را به‌خوبی انجام داد.»

او و آلما در طول پاییز از نزدیک با هم کار کردند و نقاط مشترک زیادی داشتند. دوری از خانواده‌اش، که رابطهٔ نزدیکی با آن‌ها داشت، برای آلما سخت بود. اما او حاضر بود این سختی را برای آینده‌اش تحمل کند و حتی به کارهای پسادکتری فکر می‌کرد.

کوشا گفت: «او پر از شور زندگی بود. نمی‌توانم دست از فکرکردن به او بردارم.»

* * * *‌ *

گزارشی از منظر ضرابی، داغدار چهار جانباختهٔ پرواز پی‌اس‌۷۵۲، زنده‌یاد سهند صادقی، زنده‌یاد الوند صادقی، زنده‌یاد نگار برقعی و زنده‌یاد سوفی امامی

آیا باید سکوت می‌کردیم و پنهان می‌شدیم تا دیگران از این جنایت دهشتناک بی‌خبر می‌ماندند؟ کدام بهتر است؟ به‌خاطرآوردن یا فراموش‌کردن؟ ما در گروه خاطره‌نویسی انجمن جانباختگان پرواز PS752 چهار کتاب را منتشر کرده‌ایم. گروه‌های مختلفی از عزیزان عضو کارگاه خاطره‌نویسی در هر دوره تشکیل گردید:

۱- گروه کارگاه خانم منیرو روانی‌پور برای پیاده‌کردن گفت‌وگوهای ضبط‌شدهٔ جلسات به‌صورت نوشتار در دو دورهٔ ۱۲ جلسه‌ای کتاب «به کی‌یف که رسیدم زنگ می‌زنم»

۲- گروه هماهنگی کارگاه خاطره‌نویسی، آقایان امیرحسین یزدان‌بد و حامد اسماعیلیون

گزارش‌های جامع، کامل و پربار جلسات که توسط خانم لیلا فروتن، خواهر جانباخته مرضیه فروتن، تهیه می‌شود، گویای چگونگی کیفیت بالای کارگاه است. (نمونه‌ای از این گزارش‌ها در ذیل این مطلب خدمت عزیزان ارائه می‌گردد.)

۳- گروه ویراستاری اول، کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲»

۴- گروه ویراستاری افرا، کتاب «سرخ در آغوش آسمان»

در این گروه انتخاب نام کتاب و طراحی اولیهٔ جلد کتاب و تصویب نهایی هم انجام پذیرفت. 

– مدیریت جلسه‌های کارگاه خاطره‌نویسی با خانم ژاله معینی، خواهر جانباخته محمد معینی، بود که خالصانه و صمیمانه با تمام گرفتاری‌ها و مشکلات مخصوص ایران به‌بهترین وجه آن را انجام دادند و همچنان ادامه‌اش می‌دهند. 

– مدیریت آرشیو و جمع‌آوری اطلاعات کارگاه در دوره‌های مختلف با خانم هوریران سهراب بوده و است.

– طراحی جلد با خانم شکوفه معینی، خواهر جانباخته محمد معینی، بوده که خیلی زحمت کشیده‌اند و طرح‌هایی زیبا ارائه داده‌اند. (توضیح: عکس روی جلد «سرخ در آغوش آسمان» از ژاله معینی)

– ویرایش اول کتاب‌ها به‌جز کتاب «به کی‌یف رسیدم زنگ می‌زنم» هم در گروه تلگرامی افرا انجام شد. کاری به‌غایت دشوار که با تلاش ژاله معینی، یاسین شفقی، البرز صادقی، و اینجانب میسر شد.

* * *

لیلا فروتن، خواهر زنده‌یاد مرضیه فروتن، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲

گزارش کلاس خاطره‌نویسی؛ دوشنبه ۱۴۰۰/۲/۲۰ ساعت ۹ شب 

قسمت اول کلاس

بررسی و بحث در مورد داستان ادیپ شهریار و چگونگی مبارزهٔ انسان در برابر سرنوشتِ ازپیش‌تعیین‌شدهٔ خدایان، که البته منتهی به پیروزی خدایان می‌شود. طبق عقیدهٔ نویسنده، انسان هرچقدر هم که باهوش و قدرتمند باشد (مانند، ادیپ قهرمان داستان) و علی‌رغم همهٔ تلاش‌ها برای تغییر قسمت و تقدیر در مقابل خدایان، ضعیف و زبون است و سرانجام در جاده‌ای قدم می‌گذارد و به‌سوی هدفی می‌رود و مجبور به قبول سرنوشتی می‌شود که قدرت‌های آسمانی برتر، برایش مقدر کرده‌اند. 

قسمت دوم کلاس 

بحث بعدی کلاس، پاسخ‌دادن به این سؤال بود: علت پناه‌بردن و متوسل‌شدن انسان‌ها به پیشگو و فال‌گیر چیست؟

جواب: ترس از آیندهٔ ناشناخته و اینکه انسان فکر می‌کند نمی‌تواند به‌تنهایی کنترلی بر سرنوشت خویش داشته باشد، که این ضعف، باعث پناه‌بردن او به پیشگوها و کمک‌گرفتن از نیروهای ماوراءالطبیعه می‌شود، حتی اگر این موضوع به ضررش تمام شود (مانند ادیپ قهرمان داستان، که اگر از پیشگو کمک نخواسته بود و به سرنوشت خویش‌آگاهی نداشت از اوج قدرت و افتخار به قعر فلاکت و ذلت سقوط نمی‌کرد). این قضیه متعلق به زمان گذشته و مردم بی‌سواد و عوام نیست، در هر زمان و هر طبقهٔ اجتماعی می‌توان افراد خرافه‌پرست را پیدا کرد. سیاستمداران منفعت‌طلب و زورگو، با تکیه بر این نقطه‌ضعف و جهل مردم، دین را به‌عنوان بستر مناسبی برای رشد خرافه، وارد سیاست کرده، به آن میدان می‌دهند و از این طریق مردم را به‌راحتی سرکیسه کرده و حقشان را می‌خورند. ملتی که در اوهام و خرافات دست‌و‌پا می‌زند و برای گرفتن هر حق پایمال‌شدهٔ خویش، منتظر منجی و قدرت‌های ماوراءالطبیعه است و هیچ‌گاه برای تغییر وضعیتش و بهبود آن تلاشی نمی‌کند و روزبه‌روز درمانده‌تر خواهد بود. 

زنده‌یاد مرضیه فروتن
زنده‌یاد مرضیه فروتن

قسمت سوم کلاس

آخرین قسمت کلاس و حسن ختام آن، خواندن خاطرهٔ مادران از بچه‌های بی‌گناه پرواز ۷۵۲ بود که بحق شیرین‌ترین بخش کلاس بود.

در پایان یادآوری یکی از جملات زیبای کتاب خالی از لطف نیست: 

جایی که خرد سودی ندارد، خردمندی دردمندی است.

* * * *‌ *

اهورا اژدری، برادر زنده‌یاد غنیمت اژدری، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲

شعرهایم در گلو خشکاند آن موشک

اشک‌هایم خون شد و بارید با موشک

گفت نیست بالاتر از سیاهی رنگ

موی‌های سیاهم سفید کرد آن موشک

پیری زودرس سراغ من آمد

در جوانی‌ام مرا پیر کرد آن موشک

هر چه خوانم به گوش دل شب‌ها 

گوشش انگار کر نموده آن موشک

 تکه‌تکه کرد جان‌ها به طیاره

دل من را شکست آن موشک

زنده‌یاد غنیمت اژدری
زنده‌یاد غنیمت اژدری

بعد آن خنده‌ها گریه شد گویا

آتشی زد به ریشه آن موشک

او خراب کرد خانه‌های ما نامرد

تا بسازد منبر ضحاک را موشک

گویی آن روز روز محشر بود

اهرمن بود آنکه زد دو تا موشک

آن‌قدر غرق غم کرده ما همه را

سر ما به زیر آب کرد آن موشک

می‌چکد خون ز هر کلام اینجا

چون شکسته جام خون موشک

شرم عالم آن خدا را ماند

بنده‌اش دو بار به‌عمد زد موشک

– سپتامبر ۲۰۲۱

نوشته دل‌نوشته‌هایی از خانواده‌های پرواز در پنجمین سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/feed/ 0 24329
روایت سه سال مبارزه و مقاومت در راه دادخواهی https://media.hamyaari.ca/2023/01/07/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae/ https://media.hamyaari.ca/2023/01/07/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae/#respond Sun, 08 Jan 2023 05:47:19 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=19772 گفت‌وگو با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ساکن ونکوور در سومین سالگرد سرنگونی این پرواز سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – ونکوور هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۳ سومین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ با موشک‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نزدیکی فرودگاه بین‌المللی تهران است. در این سه سال کوشیده‌ایم به شیوه‌های مختلف صدای خانواده‌های جانباختگان این پرواز را تقویت کنیم و به رویدادهای مهم در این خصوص بپردازیم. انتشار سه شمارهٔ ویژه، بیش از ۲۰ گفت‌وگوی اختصاصی با...

نوشته روایت سه سال مبارزه و مقاومت در راه دادخواهی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ساکن ونکوور در سومین سالگرد سرنگونی این پرواز

سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – ونکوور

هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۳ سومین سالگرد سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ با موشک‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نزدیکی فرودگاه بین‌المللی تهران است. در این سه سال کوشیده‌ایم به شیوه‌های مختلف صدای خانواده‌های جانباختگان این پرواز را تقویت کنیم و به رویدادهای مهم در این خصوص بپردازیم. انتشار سه شمارهٔ ویژه، بیش از ۲۰ گفت‌وگوی اختصاصی با خانواده‌های جانباختگان این پرواز و همچنین گفت‌وگو با کارشناسان و پوشش رویدادهای مربوط به آن، حاصل تلاش ما در این سه سال بوده است. (برای خواندن مطالب پیشین از جمله گفت‌وگوهای اختصاصی با خانواده‌های جانباختگان پرواز ۷۵۲ اینجا کلیک کنید)

در این مدت تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ شهر ونکوور را برای زندگی انتخاب کرده‌اند و مقیم این شهر شده‌اند. پیش از این در دیداری که کمی پس از نوروز امسال با تعدادی از آنان داشتیم، کارت‌های یادبود دانش‌آموزان دبیرستان کینگ جورج ونکوور را که به امانت نزد ما سپرده بودند، به آنان تقدیم کردیم و گزارش آن در شمارهٔ ۱۵۷ نشریه منتشر شد و شما خوانندگان گرامی با این عزیزان آشنا شدید و البته در جریان اعتراضات اخیر ایرانیان ونکوور شاهد حضور فعال این خانواده‌های داغدیده در تجمعات و ازجمله برگزاری دو تجمع فراگیر که با استقبال بسیار خوب ایرانیان ونکوور مواجه شد، بوده‌اید.

در آستانهٔ سومین سالگرد این فاجعهٔ فراموش‌نشدنی به دیدار اعضای خانوادهٔ زنده‌یاد مهران ابطحی، زنده‌یاد روجا امیدبخش، زنده‌یاد آلما اولادی، زنده‌یاد نگار برقعی، زنده‌یاد امیرحسین قاسمی، زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، که در ونکوور ساکن‌اند رفتیم و با آنان از آخرین تحولات پیگیری دادخواهی‌شان در داخل و خارج ایران و دیگر مسائل مربوط به آن پرسیدیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم. 

*********

با سلام و سپاس از وقتی که به ما دادید، در سومین سالگرد پرپرشدن عزیزانتان، یاد آن‌ها را گرامی می‌داریم و صمیمانه آرزو می‌کنیم روز دادخواهی خیلی زود فرا برسد. آیا برنامه‌ای برای سالگرد در ونکوور دارید؟

مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی: من هم سلام می‌کنم و از وقتی که به ما دادید سپاسگزارم. در سومین سالگرد پرپرشدن عزیزانمان، یاد آن‌ها را گرامی می‌داریم و صمیمانه آرزو می‌کنیم روز دادخواهی خیلی زود فرا برسد. 

بله، خوشبختانه به‌دلیل همبستگی و همراهی ایرانیان مقیم ونکوور با خانواده‌های پرواز ۷۵۲ امسال انجمن تصمیم گرفته است که روز ۸ ژانویه علاوه بر مراسم اصلی که در تورنتو است، مراسم سومین سالگرد پرواز ۷۵۲ را در ونکوور با حضور خانواده‌ها و عموم مردم برگزار کند. من بر اساس برنامهٔ قبلی برای شرکت در مراسم اصلی به شهر تورنتو خواهم رفت تا در سومین سالگرد بی‌گناهان پرپرشدهٔ پرواز ۷۵۲ که از سوی انجمن خانواده‌های پرواز پی‌اس۷۵۲ برگزار می‌شود شرکت کنم ولی از همهٔ مردم دعوت می‌کنم که در مراسم سومین سالگرد که با فراخوان اعتراضات در سراسر ایران همراه شده است، شرکت کنند و نشان دهیم که برای دادخواهی و آزادی‌خواهی همه در کنار خانواده‌های پرواز پی‌اس۷۵۲ هستیم. 

آرمان ابطحی، برادر زنده‌یاد مهران ابطحی: همان‌طور که خانم زارعی اشاره کردند، امسال در ونکوور هم از طرف انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ مراسم سالگرد برگزار خواهد شد. این برنامه روز یکشنبه ٨ ژانویهٔ ۲۰۲۳ از ساعت ٢ بعدازظهر با راه‌پیمایی از پارک ری سرجنت (Ray Sergeant) در تقاطع خیابان‌های لانزدیل و بیست‌و‌یکم آغاز خواهد شد و به‌سوی شیپ‌یارد (Shipyard) در پایین خیابان لانزدیل ادامه خواهد یافت و در ساعت ۲:۴۰ بعدازظهر گردهمایی و مراسمی در شیپ‌یارد برگزار خواهد شد. پایان برنامه در ساعت ۴:٢۵ بعدازظهر با روشن‌کردن شمع همراه خواهد بود. برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ این برنامه، این ویدیوی کوتاه را ببینید:

 

این روزها دادگاه رسیدگی به پروندهٔ شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی پرواز پی‌اس۷۵۲ در ایران در جریان است. آیا وکیلی از طرف شما در این جلسات این دادگاه شرکت کرده است؟ نظر شما دربارهٔ روند برگزاری این دادگاه چیست؟

مریم زارعی: خیر، ما از همان ابتدای سرنگونی عامدانهٔ پرواز بین‌المللی پی‌اس۷۵۲ هواپیمایی اوکراین اساساً جمهوری اسلامی را دارای صلاحیت حقوقی برای تشکیل دادگاه نمی‌دانستیم و از اساس این رسیدگی را در سیستم قضایی جمهوری اسلامی و دادگاه نظامی فاقد صلاحیت و مشروعیت می‌دانستیم. من پیش‌تر در گفت‌وگویی که با شما داشتیم و در شمارهٔ ۱۵۱ نشریهٔ شما به چاپ رسید، مفصل دربارهٔ آن گفته بودم، ازجمله آنکه نمی‌شود قاتلی که هواپیمای بین‌المللی را ساقط کرده و مدام دروغ می‌گوید و پنهان‌کاری می‌کند، خود دادگاه تشکیل دهد و خودش را محاکمه و محکوم کند.

به‌نظر ما این دادگاه صالح به رسیدگی نبوده و نیست و روند آن نیز براساس یک سناریویِ دروغینِ از‌پیش‌نوشته‌شده به‌دست همان‌هایی است که پس از شلیک موشک و به‌قتل‌رساندن ۱۷۶ مسافر و خدمهٔ پرواز، این جنایت واضح را سه روز نقص فنی اعلام می‌کردند و میلیون‌ها صفحه مطلب دروغ در رسانه‌های کشور برای اثبات ادعای خودشان منتشر کردند تا نقص فنی هواپیما را اثبات کنند در حالی‌که خودشان می‌دانستند که با برنامه‌ریزی و عامدانه پرواز ۷۵۲ را ساقط کرده‌اند و کاملاً از آن آگاهی داشتند.

مریم جهانیان، مادر زنده‌یاد روجا امیدبخش: با توجه به سیستم معیوب قضایی حاکم بر ایران، امیدی به صدور حکم عادلانه نیست. ولی در راستای امر مهم دادخواهی در ایران ثبت شکایت و بدین منظور وکیل هم اختیار کردیم که به نیابت از ما در دادگاه (بیدادگاه‌) حضور دارد و مدافع شکایت ما هستند. 

هوریران سهراب، مادر زنده‌یاد نگار برقعی: ما در ایران با علم به نبودِ عدالت در سیستم قضایی جمهوری اسلامی شکایت کردیم، زیرا مراحل بردن پرونده به دادگاه بین‌المللی این حرکت را می‌طلبید. وکیل ما در دادگاه حضور دارد. به‌ نظر می‌رسد با توجه به خیزش انقلابی مردم ایران، سعی دارند جلسات دادگاه نمایشی و پرازنقص خود را به سرعت برگزار کنند و پرونده را ببندند. با تلاش‌های برنامه‌ریزی‌شدۀ خانواده‌ها و مشورت با وکلای انجمن تاکنون توانسته‌ایم جلسات دادگاه را طول بدهیم و مانع از به‌سرعت برگزارکردن آن باشیم.

گفت‌وگو با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ساکن ونکوور در سومین سالگرد سرنگونی این پرواز

جمهوری اسلامی این دادگاه را با عنوان رسیدگی به «سانحهٔ» سقوط هواپیما برگزار می‌کند و کیفرخواست تنظیم‌شده در یکی از جلسات اخیر خوانده شده است. نظر شما در این‌باره چیست و چقدر به نتیجهٔ برگزاری چنین دادگاهی امیدوارید؟

پریسا عباس‌زاده، همسر زنده‌یاد امیرحسین قاسمی: مترادف کلمهٔ سانحه، پیشامد یا واقعه است و معادل این کلمه به‌انگلیسی accident است. با جایگزینی کلمهٔ «جنایت» با «سانحه»، جمهوری اسلامی و دادگاه نمادینش دو هدف اصلی می‌توانند داشته باشند: اول، شکنجهٔ روحی پدر و مادرها و کسانی که عزیزانشان را جمهوری اسلامی در آسمان با نقشهٔ قبلی با دو موشک قتل عام کرد؛ کسانی که با وقاحت تمام از کلمات برای شکنجه استفاده می‌کنند. دوم، جمهوری اسلامی با استفاده از این کلمه اعلام کرد که خودشان از قبل رأی دادگاه را بر اساس تصادف و اتفاق صادر کرده‌اند. در حالی‌که بی‌شک همهٔ ما حتی وابستگان آن حکومت جنایت‌کار به‌خوبی می‌دانند که این سقوط یک سانحه نبود بلکه جنایت ازقبل‌طراحی‌شده‌ای بود که جمهوری اسلامیِ خائن زمانی که عزیزان ما منتظر سوارشدن به هواپیما بودند، نقشهٔ مرگ و سوزاندن آن‌ها را می‌کشید و دستور شلیک موشک، آن هم دو موشک، از قبل داده شده بود.

من شخصاً به‌دلیل اینکه قاضی را عضوی از سیستم قضایی همان حکومت آدمکش می‌دانم، بر این باورم که در حکومت جمهوری اسلامی هیچ عدل و قضاوت عادلانه‌ای وجود ندارد. همان دادگاهی می‌خواهد برای این جنایت رأی صادر کند که این روزها حکم اعدام بچه‌هایی را که قربانی این جنایت‌کاران می‌شوند، صادر می‌کند. در این دادگاه آیا می‌شود دنبال حقیقت بود!؟ کسی که از بدنه و عضو همان حکومت جمهوری اسلامی است، چطور می‌تواند صلاحیت قضاوت برای عزیزان ما را داشته باشد؟ از نظر من سیستم قضایی جمهوری اسلامی صلاحیت قضاوت در مورد قتل عزیزان ما را ندارد چراکه به‌دستور همان سیستم قضایی کودک‌کش چندین کودک در ایران اعدام شده‌اند و هزاران جوان کشته شده‌اند. چطور می‌توان خوشبین بود؟

مریم جهانیان: یکی دیگر از کارهای بجای خانواده‌ها وادارکردن دادگاه به تغییر کلمۀ سانحه در بنر پشت سر قاضی است. کیفرخواست هم با تلاش‌های خانواده‌ها پس از گذشت چندین جلسه بالاخره خوانده شد. فکر می‌کنم برای همۀ کسانی که پروندۀ ما را دنبال می‌کنند روشن شده است که ما به‌هیچ وجه امید به برگزاری و حکم نهایی عادلانه‌ای از سیستم قضایی ایران نداریم.

مریم زارعی: هما‌ن‌طور که گفتم، این دادگاه نمایشی است و بر مبنای دروغ دیگری به‌نام خطای انسانی و در قالب سانحه و با یک سناریوی دروغین در حال برگزاری است و هیچ امیدی به کشف حقیقت و اجرای عدالت در چنین بیدادگاهی از نظر ما وجود ندارد. لذا ما معتقدیم که قاتل نمی‌تواند به پروندهٔ قتلی که خودش مجرم آن است، رسیدگی کند.

گفت‌وگو با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ساکن ونکوور در سومین سالگرد سرنگونی این پرواز

آیا دادگاه پاسخ مشخصی به اعتراضات خانواده‌های جانباختگان پرواز ۷۵۲ به محدودماندن کیفرخواست به ۱۰ نفر از افراد رده‌پایین و گمنام و عدم حضور افراد مسئول در شورای عالی امنیت ملی مانند دبیر این شورا، فرماندهٔ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهٔ نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر افراد مسئول در این دادگاه داده است؟ به‌نظر شما چه کسانی باید به‌عنوان متهم در این دادگاه حاضر شوند؟

آرمان ابطحی: خیر، یکی از نواقص کیفرخواست نبردن اسمی از متهمان واقعی این پرونده است. به‌نظر ما شخص خامنه‌ای، سلامی، حاجی‌زاده، باقری، شمخانی، روحانی، رئیسی، حسین اشتری، عبدالرضا رحمانی فضلی، محمود علوی، حسین طائب، حبیب‌الله سیاری، غلامرضا سلیمانی، مجتبی ذوالنور، حسن کرمی، حبیب‌الله جان‌نثاری، به‌عنوان متهم باید در دادگاه حاضر باشند.

مریم زارعی: خیر، در این دادگاه برای همهٔ متهمان اصلی قرار منع تعقیب صادر شده است. هواپیمای مسافربری با برنامه‌ریزی قبلی و به‌صورت عامدانه توسط جمهوری اسلامی و با شلیک موشک سپاه پاسداران سرنگون شده است و بدیهی است که مسئولان ارشد رژیم مسئولیت مستقیم دارند و باید پاسخگو باشند که اگر غیر از این بود تا حالا با خاطیان شدیداً برخورد می‌شد، نه اینکه بعد از سه سال نه هیچ مسئولی برکنار شده، نه استعفا داده و نه بازخواست شده است. به‌باورم این پرونده در دادگاه رژیم از قبل حکمش صادر شده و از «خطای انسانی» به چیز دیگری تغییر نمی‌کند. جرم سنگین شلیک عمدی به هواپیمای مسافربری به سهل‌انگاری و خطای انسانی تقلیل پیدا کرده است. حالا می‌خواهند بگویند که هر کسی چه خطایی انجام داده است. این رویکرد خیلی جنایت‌کارانه است که از ما به‌عنوان شاکیان خطای انسانی برای فرار از مسئولیت بین‌المللی خود استفاده کنند. من حاضر نیستم بازیگر این نمایشنامهٔ رژیم شوم و من نمی‌توانم به جلورفتن هدف شوم این جنایت‌کاران کمک کنم، رژیمی که برنامه‌ریزی کرده و با سناریو ازپیش‌مشخص‌شده سامانهٔ موشکی را در کنار فرودگاه اصلی تهران مستقر کرده و عامدانه به هواپیمای مسافربری اوکراینی شلیک کرده و آن را نقص فنی اعلام کرده و میلیون‌ها صفحه مطلب دروغ تهیه و از رسانه‌های «میلی» خودش منتشر می‌کند و در نهایت وقتی مجبور می‌شود قبول کند که موشک شلیک کرده است، دروغ دیگری را کلید می‌زند تحت عنوان خطای انسانی و هزاران دروغ می‌گوید تا دروغ اصلی خود را اثبات کند.

مضحک‌تر از این وجود ندارد که سامانهٔ موشکی را یک گروه خودسر بدون هماهنگی با مسئولان ارشد خود، از پادگان خارج کرده و در کنار فرودگاه مستقر کنند و با ۱۰۷ درجه خطا در حالی‌که هواپیمای بوئینگ 737‎-800 را با موشک کروز اشتباه گرفته‌اند، دو موشک شلیک کنند تا مطمئن شوند که هدف نابود شده است. دست آخر فرماندهٔ آن‌ها با وقاحت کامل بگوید تعجب می‌کند که چرا هواپیما پس از اصابت دو موشک زمین‌به‌هوا نتوانسته به فرودگاه برگردد و فرماندهٔ کل نیروهای مسلح بعد از دو هفته بدون هیچ تحقیقی بگوید خطای انسانی محرز شده است.

ما با جنایت‌کاران و دروغگویانی طرف‌ایم که صدها نفر را می‌کشند تا بگویند مهسا امینی را نکشته‌اند. در سه روز دادگاه برگزار می‌کنند تا یک جوان را به‌جرم ساختگی آتش‌زدن سطل آشغال در خیابان اعدام کنند. امان از این‌همه ظلم و جنایت…

پریسا عباس‌زاده: به‌عقیدهٔ من این جنایت، به دستورات از سوی رده‌ها و رتبه‌های خیلی بالایی در جمهوری اسلامی نیاز دارد. قطعاً نمی‌تواند بدون دستور قضایی به‌ دست چند نفر خودسرانه صورت گرفته باشد. همگی می‌دانیم به هواپیمای عزیزان ما با گلولهٔ تفنگ شلیک نشده است که آقایان رده‌بالا خودشان را کنار بکشند. هواپیمای عزیزان ما را با دو موشک زدند، نه یک موشک بلکه دو موشک، پشت سر هم. نمی‌توانند بگویند تفنگ دادیم دست یک سرباز اتفاقی شلیک کرده و دادگاه را با سانحه‌بودن آن جنایتِ کم‌نظیر تمام کنند. برای شلیک موشک به دستور قضایی از مقامات بالارتبهٔ حکومت جمهوری اسلامی نیاز بوده است و علاوه بر این باید تمام کسانی که هر مسئولیتی در این راستا داشته‌اند باید پاسخگو باشند. همهٔ افرادی که آقای ابطحی نام بردند و در رأس تمام آن‌ها رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، باید پاسخگو باشد. شاید در بین کسانی که نام برده‌ شد کسی باشد که بتواند رفع مسئولیت کند اما علی خامنه‌ای باید پاسخگو باشد. همان‌طور که می‌دانیم قطعاً نقشهٔ جنایت سقوط هواپیما بدون دستور علی خامنه‌ای قابل‌اجرا نبوده است. علی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر این حکومت جنایت‌کار یکی از مجرمان ردیف اول است و باید پاسخگو باشد. آیا دادگاه نمادین جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای را به‌عنوان مجرم و برای پاسخ‌گویی احضار خواهد کرد؟ قطعاً نه، اما خامنه‌ای باید پاسخگوی این جنایت باشد و اگر بخواهد اظهار کند که در جریان نبوده، باید به زنده‌بودن او شک کرد. چون بدون دستور علی خامنه‌ای این جنایت اتفاق نمی‌افتاد.

گفت‌وگو با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ساکن ونکوور در سومین سالگرد سرنگونی این پرواز

شما فکر می‌کنید چقدر برگزاری جلسات پی‌در‌پی دادگاه رسیدگی به پروندهٔ شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی طی روزها و هفته‌های گذشته، به مسئلهٔ اعتراضات اخیر و همچنان جاری در ایران ارتباط دارد؟

هوریران سهراب: من فکر می‌کنم از زمان آبان ٩٨، انقلابی در دل مردم ایران به‌ پا شد که با جنایت هواپیمای بچه‌های ما به اوج خودش رسید و سپس رویداد برلین که فراخوانی بود از طرف سخنگوی انجمن خانواده‌ها، دکتر حامد اسماعیلیون، و استقبال پرشور ایرانی‌ها از این حرکت بزرگ ارتباطی ناگسستنی با انقلاب اخیر ایران برقرار شد. می‌خواهم به اینجا برسم که این ارتباط بر برگزاری دادگاه پروندۀ ما در ایران بی‌تأثیر نبوده است. جمهوری اسلامی فشار زیادی را متحمل شده و با خاتمۀ دادرسی پروندۀ ما می‌خواهد از این فشار کم کند.

مریم زارعی: ارتباط بسیار زیادی دارد و مردم به این جنایت به‌عنوان یک نقطهٔ عطف نگاه می‌کنند که ذات پلید رژیم را افشا کرده است. برگزاری باعجله و جلسات پی‌درپی دو هدف دارد؛ یکی اینکه به‌قول خودشان این پروندهٔ باز در افکار عمومی بسته شود و دوم اینکه خانواده‌ها خسته شوند و دست از دادخواهی بردارند تا از تبعات بین‌المللی پرونده کاسته شود.

پریسا عباس‌زاده: این را هم من اضافه کنم که ما در کنار مردم ایران تا نابودی این حکومت کثیف مستبد خواهیم ایستاد. بارها گفته‌ام دادخواهی برای عزیزان پرواز یک دادخواهی ملی برای ایران است. عزیزانِ به‌سفررفتهٔ ما هیچ‌گاه به مقصدشان نرسیدند چون جمهوری اسلامی آن‌ها را به بدترین درد از ما گرفت و هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را برگرداند اما دادخواهی برای عزیزان حائز اهمیت است به‌دلیل اینکه جمهوری اسلامی جنایت‌کار با این دادخواهی به پایان خود نزدیک می‌شود و برای همیشه تمام خواهد شد و شاید اگر زودتر جمهوری اسلامی به‌خاطر جنایت‌های چندین‌ساله‌اش محاکمه می‌شد، این روزها شاهد قتل‌ِعام و جنایت‌های دیگری از جمهوری اسلامی نبودیم و هزینهٔ کمتری برای این انقلاب و رهایی می‌دادیم. اگر چنین می‌شد، شاید کیان هنوز زنده بود و خدای رنگین‌کمانش را صدا می‌زد…

آقای علیرضا قندچی که الان در ایران هستند، طی مصاحبه‌هایی که اخیراً در رابطه با برگزاری این دادگاه داشته‌‌اند، اشاره کرده‌اند که موضوع بقایای ساک یا چمدانی با آرم تشخیص هویت آگاهی در میان دیگر وسایلی که در محوطهٔ سقوط هواپیما پیدا شده و تصویر آن نیز موجود است و نیز موضوع آثار تی‌ان‌تی در بقایای هواپیما و نیز با توجه به اظهارات حاجی‌زاده، دربارهٔ موشک تور، این سؤال را پیش می‌آورد که هواپیما اساساً با مواد منفجره‌ای که از قبل به داخل آن برده شده، منفجر شده است و این یکی از چند دلیلی است که موضوع عمدی‌بودن شلیک به هواپیمای اوکراینی را اثبات می‌کند. نظر شما در این‌باره چیست؟ 

هوریران سهراب: البته این سؤال بسیار تخصصی است و من اطلاعات دقیقی ندارم اما، اولاً ما و کمیتۀ حقیقت‌یاب انجمن معتقد به شواهد (evidence) هستیم نه فرضیه. ثانیاً چندین سؤال پیش می‌آید:

١- چرا باید از تی‌ان‌‌تی استفاده شود وقتی مواد منفجرۀ قوی‌تری موجود است؟

٢- تنها راه اثبات وجود مواد منفجره در داخل هواپیما، نمونه‌برداری از تمام باقیمانده‌های هواپیما و اجساد قربانیان است که ما به آن دسترسی نداشته‌ایم.

٣- موشک تور با ایجاد ترکش‌هایش نیازی به مادۀ منفجرۀ داخل هواپیما ندارد. آنچه که مسلم است باید روی شواهدی که هست صحبت کنیم و آن اصابت دو یا سه موشک به هواپیمایی است که عمدی زده شده است.

مریم زارعی: هر مطلبی که در سناریو ساختگی خودشان درج کرده‌اند به‌نظر من برای انحراف افکار عمومی و توجیه سانحه و خطای انسانی است و واقعیت ندارد. در اینکه یک جنایت برنامه‌ریزی‌شده و عمدی است هیچ شکی نیست، کافی است یک گروه کارشناس بین‌المللی و بی‌طرف بررسی کنند، خواهید دید که نتیجه کاملاً روشن خواهد شد.

آیا سازمان جهانی هوانوردی غیرنظامی (ایکائو) پاسخی به گزارش جمهوری اسلامی دربارهٔ سرنگون‌کردن پرواز ۷۵۲ داده است؟

مریم زارعی: متأسفانه تاکنون هیچ پاسخی ندیده‌ایم و نشنیده‌ایم. بعید است پاسخی داده باشند، به‌نظر می‌رسد کوتاهی کرده‌اند و در مقابل کشته‌شدن ۱۷۶ مسافر سه سال است سکوت کرده‌اند. در حالی‌که وظیفهٔ این سازمان حفظ ایمنی و امنیت مسافرت‌های هوایی برای مسافران است.

امید امیدبخش، پدر زنده‌یاد روجا امیدبخش: کمیتهٔ حقیقت‌یاب انجمن نتیجهٔ تحقیقاتش را به تمامی مراجع ذی‌ربط و ذی‌صلاح ارسال کرده و در تمامی سازمان‌ها و ارگان‌های ذی‌ربط در راستای تحقق دادخواهی و کشف حقیقت ثبت شکایت کرده است. ایکائو هم در جریان این روند قرار گرفته است. دادخواهی خانواده‌ها توسط انجمن از کانال‌های متفاوتی در جریان است، ولی نکتهٔ مهم در مورد ایکائو این است که شکایت نه از سوی شخص یا انجمن بلکه باید از سوی یک کشور انجام گیرد. جدیداً کشور اوکراین گویا به‌عنوان یکی از کشورهای متضرر پیگیر شکایت و بررسی توسط ایکائو شده و انجمن نیز در این راستا اطلاع‌رسانی کرده است. 

گفت‌وگو با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ساکن ونکوور در سومین سالگرد سرنگونی این پرواز

چهارشنبهٔ این هفته، روند قضایی ارجاع پروندهٔ سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲ به دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه آغاز شد و چهار کشور کانادا، اوکراین، بریتانیا و سوئد هشدار دیپلماتیک مهمی به جمهوری اسلامی فرستادند. در بیانیه‌ای که از سوی این کشورها منتشر شده آمده است که اگر این اختلافات ظرف شش ماه حل‌وفصل نشود، ایران به دیوان بین‌المللی لاهه کشیده می‌شود. چه اندازه خوشبینید که رژیم ایران در این زمینه همکاری کند؟ و در صورت عدم همکاری جمهوری اسلامی تا چه اندازه به نتیجهٔ کار دیوان بین‌المللی لاهه امیدوارید؟

مریم جهانیان: تمامی دولت‌های خارجی به این نتیجه رسیده‌اند که تاریخ انقضای جمهوری اسلامی سر آمده و جنایت هواپیما و رفتن این پرونده به دادگاه بین‌المللی لاهه می‌تواند سر جمهوری اسلامی را زیر آب کند. دولت‌های خارجی به این نتیجه رسیده‌اند که بودن جمهوری اسلامی به نفع مردم هیچ کشوری نیست.

به‌هر حال تعاملات دولت‌ها با این موضوع همواره آن‌گونه که خانواده‌ها خواستار آن‌اند شاید اتفاق نیفتاده ولی، با درایت انجمن و جناب اسماعلیون نهایت تلاش در همراهی دولت‌ها به‌خصوص دولت کانادا انجام شده که موضع جدید و محکم دولت کانادا در قبال این امر شاید مطلوب نباشد اما بسیار امیدوارکننده است. 

مریم زارعی: تا قبل از ۲۸ دسامبر دولت کانادا با احتیاط عمل می‌کرد و علی‌رغم اینکه در همدردی با خانواده‌ها کمک‌های مناسبی کرده است، گزارش‌های دوپهلو صادر می‌کرد. خوشبختانه در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۲۲ خبر خوبی منتشر شد که تصمیم گرفته‌اند پرونده را به دیوان بین‌المللی لاهه ببرند، خانواده‌ها امیدوارند که دولت کانادا با همکاری سه کشور دیگر اوکراین، بریتانیا و سوئد بتوانند راهی برای رسیدن به دادخواهی و کشف حقیقت و اجرای عدالت باز کنند. آن چیزی که ما به دنبالش هستیم این است که جنایت‌کاران تنبیه شوند، حقیقت روشن شود و عدالت اجرا گردد. 

این کاملاً مشخص است که جمهوری اسلامی در طول این شش‌ماه به هر اقدامی دست خواهد زد تا جلوی بردن پرونده به دادگاه لاهه گرفته شود. از طریق دادگاه نمایشی و از طریق فشار بر خانواده‌ها و موارد مختلف دیگر، مسلم است که جمهوری اسلامی به جرم خودش اعتراف نخواهد کرد و تمام تلاشش را به‌ کار خواهد بست تا با خطای انسانی پرونده را خاتمه دهد و دولت‌های درگیر و خانواده‌ها را قانع کند. مهم این است که این دولت‌ها نباید بپذیرند، این یک جنایت بین‌المللی است و اگر مجرمان آن به‌ مجازات‌های سنگین و اساسی نرسند، هرلحظه می‌تواند دوباره تکرار شود. امیدوارم که دولت‌های درگیر تا کشف حقیقت و اجرای عدالت همراه خانواده‌های پرواز پی‌اس۷۵۲ باشند.

این جنایت نشان داد که انسان‌های بی‌گناه و مظلوم می‌توانند طعمهٔ درندگانی شوند که به‌هر شیوه‌ای به‌دنبال قدرت، ثروت و حکومت‌کردن‌اند. خودشان را برتر از دیگران می‌دانند و برای حفظ خود و جایگاهشان به‌ هر جنایتی دست می‌زنند، امیدوارم با پیگیری کشورهای مختلف و همهٔ آن‌هایی که از این جنایت آسیب دیده‌اند، بتوانیم جهان امن‌تری داشته باشیم، به‌ویژه برای مسافران پروازها، به‌گونه‌ای که مسافران احساس اطمینان و آرامش برای رسیدن به مقصدشان داشته باشند و هرگز انسان‌نما‌های تبهکار به خودشان اجازه ندهند برای امیال نفسانی‌شان به هواپیماهای مسافربری تعرض کنند و جان مسافران بی‌گناه را به‌ خطر بیندازند. در انتها از دولت‌های درگیر در پرونده به‌ویژه دولت کانادا تشکر می‌کنم که ضمن همراهی خوب با خانواده‌های پرواز ۷۵۲ و خیزش سراسری ایرانیان با شعار زن، زندگی، آزادی مسیر بردن جمهوری اسلامی به دادگاه بین‌المللی لاهه را پیگیری کردند، به امید تحقق این مهم و کشف حقیقت و اجرای عدالت. به‌عنوان مادر تا ابد داغدار خواهران قوی، معصومه و مهدیه، می‌گویم که ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.

پریسا عباس‌زاده: جمهوری اسلامی باید تمام حقیقت را با جزئیات و به‌وضوح بیان کند. باید بدون درنظرگرفتن پست و مقام هر فردِ مسئول، تمام جزئیات این جنایت بر اساس حقیقت مشخص شود.

جمهوری اسلامی تمام تلاشش را خواهد کرد و با اینکه می‌دانم این حکومت جنایت‌کار در این مدت قاتل‌های حرفه‌ای تربیت کرده است که در جنایت‌های چندین‌سالهٔ این حکومت جانی دست داشته‌اند و تجربه‌های زیادی در این مسیر دارند، اما ما به حمایت از حقیقت از سوی دیوان بین‌المللی لاهه امیدواریم. روشن‌شدن حقیقتِ این جنایت، جمهوری اسلامیِ قاتل را برای همیشه تمام خواهد کرد. این مسیری خواهد بود برای سرعت‌بخشیدن به انقلاب ایران و حفظ جان جوانان و عزیزان آن سرزمین.

هوریران سهراب: جمهوری اسلامی مشروعیتی ندارد که ما به همکاری آن‌ها خوشبین باشیم. تاکنون نشان داده‌اند که قابلیت دفاع از جنایت‌هایشان را در دادگاه‌های بی‌طرف ندارند. ما امیدواریم دادگاه لاهه مانند پروندهٔ MH17 اپراتورهای پدافند هوایی، عاملان و آمران و اطلاعات چگونه انجام‌گرفتن جنایت را برملا کند. لازم به ذکر است که شش‌ ماه مهلتی که به جمهوری اسلامی داده شده کاملاً طبق پروتکل حقوقی دادگاه لاهه است، وگرنه دولت‌ها این کار را سریع‌تر انجام می‌دادند.

در جریان اعتراضات اخیر در ونکوور به سرکوب و کشتار مردم ایران شاهد حضور مستمر شما در تجمعات اعتراضی و همچنین سازماندهی دو برنامه در شهر ونکوور از سوی انجمن خانواده‌های جانبانباختگان بوده‌ایم. آیا برنامه‌های دیگری را در این خصوص سازماندهی خواهید کرد؟

آرمان ابطحی: بله، ما مبارزه را تا روزی که عوامل جمهوری اسلامی محاکمه شوند و سرنگونی رژیم ادامه می‌دهیم.

گفت‌وگو با تعدادی از خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ ساکن ونکوور در سومین سالگرد سرنگونی این پرواز

نوروز گذشته لیندا بوکانان، شهردار شهر نورث ونکوور، در گفت‌وگویی با رسانهٔ همیاری و بی‌سی سرو از ساخت یادمانی در شهر نورث ونکوور در همکاری با شهردارهای دو منطقهٔ دیگر در نورث شور یعنی بخش‌های نورث ونکوور و وست ونکوور، حمایت کرد. به‌دنبال آن و در تابستان امسال شورای شهر نورث ونکوور به‌اتفاق آرا طرح پیشنهادی شهردار بوکانان را برای آغاز روند گزینش و نصب اثری هنری به‌یاد جانباختگان پرواز ابدی ۷۵۲ در این شهر تصویب کرد و بوئن ما، نمایندهٔ منطقهٔ نورث ونکوور-لانزدیل در مجلس استان، از شهردار لیندا بوکانان و تیمش به‌خاطر اعلام آمادگی برای همکاری با دولت استان بی‌سی برای احداث این بنای یادبود سپاسگزاری کرد. همچنین با انتخاب شروین شهریاری به‌عنوان عضو شورای شهر نورث ونکوور در انتخابات شهری ۲۰۲۲، و قول او برای پیگیری ساخت هرچه بهتر و سریع‌تر یادبود جانباختگان پرواز ۷۵۲، به‌نظر می‌رسد همه‌چیز برای ساخت این یادبود در شهر ایرانی‌نشین نورث ونکوور فراهم باشد. آیا شما هیچ تعاملی با شهرداری شهر نورث ونکوور یا دولت استان برای ساخت این بنا داشته‌اید؟ و اگر پاسختان مثبت است، لطفاً برای خوانندگان ما بفرمایید که این پروژه در چه مرحله‌ای است؟

هوریران سهراب: بله، ما در جریان هماهنگی با دفتر شهردار بوده‌ایم، ولی به‌دلیل تمرکز انجمن روی مسائل حقوقی پرواز و اتفاقات سال گذشته در ایران، پیگیری این پروژه را کمی به تأخیر انداختیم. تا این لحظه اطلاعاتی از این بنا و مکانش نداریم.

مریم زارعی: مایلم اضافه کنم که این کار بسیار شایسته‌ای است و باید از همهٔ کسانی که برای زنده‌نگهداشتن یاد و خاطرهٔ جانباختگان پرواز ۷۵۲ تلاش می‌کنند تشکر و قدردانی کرد. بنده به‌نوبهٔ خود از همهٔ آن‌ها تشکر می‌کنم. 

با سپاس دوباره از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید.

نوشته روایت سه سال مبارزه و مقاومت در راه دادخواهی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/01/07/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%af%d8%ae/feed/ 0 19772
مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی: چگونه می‌شود از قاتل به قاتل شکایت برد؟ https://media.hamyaari.ca/2022/01/26/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b5%d9%88%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%82%d9%88%db%8c-%da%86%da%af/ https://media.hamyaari.ca/2022/01/26/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b5%d9%88%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%82%d9%88%db%8c-%da%86%da%af/#respond Thu, 27 Jan 2022 04:26:23 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=17579 گفت‌وگو با مریم زارعی، مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز ۷۵۲ مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور این گفت‌وگو از سلسله گفت‌وگوهای اختصاصی رسانهٔ همیاری «با بازماندگان مسافران پرواز ابدی ۷۵۲» است. گفت‌وگو با خانواده‌های دیگر از طریق این لینک در دسترس است: https://bit.ly/Hamyaari-PS752Families شایان ذکر است که گفت‌وگو با خانم زارعی در تاریخ ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ برای درج در نسخهٔ چاپی شمارهٔ ۱۵۱ رسانهٔ همیاری، تنظیم شده است و تحولات پس...

نوشته مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی: چگونه می‌شود از قاتل به قاتل شکایت برد؟ اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با مریم زارعی، مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز ۷۵۲

مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور

این گفت‌وگو از سلسله گفت‌وگوهای اختصاصی رسانهٔ همیاری «با بازماندگان مسافران پرواز ابدی ۷۵۲» است. گفت‌وگو با خانواده‌های دیگر از طریق این لینک در دسترس است:

https://bit.ly/Hamyaari-PS752Families

شایان ذکر است که گفت‌وگو با خانم زارعی در تاریخ ۱۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ برای درج در نسخهٔ چاپی شمارهٔ ۱۵۱ رسانهٔ همیاری، تنظیم شده است و تحولات پس از این تاریخ در آن انعکاس نیافته است.

با سلام خدمت شما خانم زارعی عزیز، از وقتی که به ما دادید و دعوتمان را برای این گفت‌وگو پذیرفتید، بسیار سپاسگزاریم. ضمن عرض تسلیت دوباره برای ازدست‌دادن دختران عزیزتان، لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و سپس دربارهٔ فرزندانتان، زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، که در فاجعهٔ سرنگونی هواپیمایی اوکراین از دست داده‌اید، برایمان بگویید. علائق ایشان چه بود، کِی به کانادا مهاجرت کردند و در چه زمینه‌هایی فعالیت داشتند؟

ضمن تشکر از فرصتی که به من دادید، من مریم زارعی، مادر معصومه و مهدیه قوی، مسافران بی‌گناه پرواز ساقط‌شدهٔ هواپیمای اوکراینی PS752 هستم. معصومه، دختر بزرگم و فرزند ارشد خانواده بود، او متخصص شبکه‌های کامپیوتری و مخابرات بود و پس از سال‌ها کار تخصصی و فنی و تلاش علمی به کانادا مهاجرت کرده بود، او دانش‌آموختهٔ ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه پلی‌تکنیک (امیرکبیر) بود و سابقهٔ کار در سمت‌های مهم فنی و تخصصی در شرکت‌های مخابراتی مطرح ایرانسل و مبین نت در ایران را داشت، او در کانادا دانشجوی دانشگاه دالهاوزی (Dalhousie University) بود و هم‌زمان به‌عنوان متخصص فناوری اطلاعات (IT) در شرکت هاناتک تکنولوژی در هالیفاکس مشغول به‌کار بود. معصومه از همان کودکی، درخشان و ممتاز بود، دختری پرتلاش و خستگی‌ناپذیر که کاملاً راه و رسم زندگی را می‌دانست و هر آنچه را که اراده می‌کرد، به‌انجام می‌رساند. او به‌معنای واقعی عاشق زندگی بود، انسانی مستقل، فوق‌العاده اجتماعی و البته یاری‌رسان. او مدیر خانوادهٔ ما بود و علاوه بر انجام امور و مشغله‌های شخصی‌اش، به من و پدر و خواهر و برادرش در زندگی یاری می‌رساند و ما برای انجام اغلب امور از او مشورت می‌گرفتیم. 

مهدیه دختر کوچک و فرزند آخر خانوادهٔ ما بود، دختری زیبا و شاد و دانش‌آموزی نخبه بود. او به‌تازگی پذیرش دانشگاه سنت ماری (Saint Mary’s University) هالیفاکس را گرفته بود، آیندهٔ روشنی داشت و خود را برای هدفش که پزشک‌شدن در کانادا بود، آماده می‌کرد. همهٔ خانواده عاشق او بودیم و از موفقیت‌هایش خوشحال بودیم. معصومه دلبستگی عجیبی به خواهرش مهدیه داشت، دائماً با هم بودند و دوستان مشترک زیادی نیز داشتند. مهدیه علی‌رغم قبولی در کنکور با مشورت و راهنمایی معصومه، به مهاجرت برای ادامه تحصیل در کانادا علاقه‌مند شد. مهدیه خرگوشی کوچک و کاملاً تربیت‌شده به‌نام راشل داشت، و شرط او برای مهاجرت و سفر به کانادا امکان همراهی راشل با او تا مقصد کانادا بود، و معصومه به‌همین دلیل پرواز PS752 را انتخاب کرده بود. پروازی که قرار بود پس از ماه‌ها دوری، آرزوهای خواهران قوی را برای زندگی با هم در کانادا محقق کند.

زنده‌یاد معصومه قوی در دانشگاه دالهاوزی در هالیفاکس
زنده‌یاد معصومه قوی در دانشگاه دالهاوزی در هالیفاکس
زنده‌یاد مهدیه قوی و خرگوشش راشل که از پرواز با او جا ماند
زنده‌یاد مهدیه قوی و خرگوشش راشل که از پرواز با او جا ماند

فقدان فرزندانتان چگونه به‌لحاظ روحی و روند زندگی روزمره، شما و دیگر اعضای خانواده‌ و نزدیکانتان را تحت تأثیر قرار داده است؟

فقدان دختران زیبایم، دو دختر از خانوادهٔ پنج‌نفرهٔ ما که بعد از ساقط‌شدن هواپیمای اوکراینی PS752 تنها چند دقیقه پس از آخرین مکالمهٔ من با آن‌ها در فرودگاه کشورم به‌وقوع پیوست، تأثیرعمیقی بر من گذاشته است و فلسفهٔ زندگی را برایم تغییر داده است، دیگر از شور و شوق و امیدی که موجب ارتقای هرروزهٔ زندگی‌ام بود، اثری نیست. از انسان‌ها فاصله گرفته‌ام و رابطه‌ام با دوستان، آشنایان و بستگانم تغییر کرده است. هنوز در بهت و شوک به‌سر می‌برم، تصور می‌کنم که عزیزانم در کانادا هستند و تاکنون فرصت تماس با من را پیدا نکرده‌اند… 

در طول مدت بیش از دو سال اشک و فغان، بخشی از بینایی چشم‌هایم را از دست داده‌ام، هر دو چشمم را عمل جراحی کرده‌ام و برای امور روانم به پزشکان و مشاوران متعددی مراجعه کرده‌ام و از متخصصان اعصاب و روان، مغز و قلب کمک گرفته‌ام. دائماً وقتم را در درمان دردی بی‌درمان می‌گذرانم، زندگی ما کاملاً درگیر ظلمی آشکار و جنایتی مسلم است.

متأسفانه هیچ روزنه‌ای از امید و بهبود روحی نمی‌بینم و هر روز دلتنگی و بی‌قراری من بیش از پیش افزایش می‌یابد و زمان هیچ تأثیری در کاهش آن ندارد. هر روز در حسرت آن زندگی و بهشت ازدست‌رفته‌ام و روزهای پیش از هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۰ می‌گریم و همچنان منتظر فرشته‌های زیبارویم هستم. دائماً با خبری جدید در خصوص کتمان و کم‌کاری در پیگرد این جنایت مواجه می‌شوم و درد، داغ و خشمم تازه می‌شود، و روابط خانوادگی‌ام به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. احساس می‌کنم اگر زودتر پیش دخترانم بروم، برایم خیلی آرام‌بخش‌تر خواهد بود. زندگی معنی خود را برایم از دست داده و تبدیل شده است به دادخواهی و خون‌خواهیِ دختران بی‌گناهم.

دختران نخبه و پرتلاشی که عشق مادرشان بودند، برای رشد و پیشرفتشان رنج فراوانی کشیدم و با دیدن موفقیت‌هایشان سربلند می‌شدم. آرزو می‌کنم روزی بیاید که من با همین چشمان بهت‌زده، گریان و کم‌سوی خود شاهد باشم که قاتلان دختران بی‌گناه من در یک دادگاه مستقل و صالح در برابر چشمان کم‌سوشده‌ام محاکمه و مجازات شوند.

اگر اقداماتی اعم از تأسیس انجمن خیریه یا اهدای بورس تحصیلی یا مواردی از این دست برای گرامیداشت یاد و خاطرهٔ فرزندانتان انجام داده‌اید یا در فکر انجام آن هستید، لطفاً بفرمایید.

خواهران قوی در زمان حیات خودشان کمک‌های زیادی به نیازمندان می‌کردند؛ معصومهٔ عزیزم از درآمدی که با کار فراوان در شرکت‌های مختلف کسب می‌کرد، از یک مرکز توان‌بخشی در منطقهٔ محروم جنوب خراسان پشتیبانی مالی می‌کرد. در این مرکز بیش از ده معلول دارای ضایعهٔ نخاعی با سختی فراوان و با کمترین امکانات بهداشتی زندگی می‌کردند. معصومهٔ عزیزم به‌همراه مهدیه سه کودک بی‌سرپرست را نیز تحت پوشش قرار داده بودند. 

معصومه علاقهٔ بسیار زیادی به کمک‌رسانی به انسان‌های نیازمند جامعه داشت، یادم است یک‌بار که در ایران بودیم و پشت چراغ قرمز، رو به من کرد گفت، مامان یکی از دلایلی که می‌خواهم از ایران بروم همین بچه‌های کار چهارراه‌هاست، چون نمی‌توانم برایشان کاری کنم و وقتی می‌بینمشان، قلبم می‌شکند. یادم است همیشه در ماشینش پول نقد و خوراکی می‌گذاشت برای هدیه به این بچه‌های بی‌پناه و معصوم. 

معصومه‌ام در اکانت اینستاگرامش پستی دارد که خیلی عجیب و شبیه به وصیت‌نامه است. در حالی که تصویری از کارت اهدای عضو خودش را گذاشته و در کپشن نوشته‌ای دارد به‌نقل از یک نویسندهٔ فرانسوی، که اشاره به آن در اینجا خالی از لطف نیست: 

«روزی فرا خواهد رسید که جسم من در زیر ملافهٔ سفیدی است که چهار طرف آن در زیر تشک تخت بیمارستان قرار گرفته است و آدم‌هایی که سخت مشغول زنده‌ها و مرده‌ها هستند، از کنارم می‌گذرند. لحظه‌ای فرا خواهد رسید که دکتر به شما بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت داشته و نداشتهٔ زندگی‌ام به‌پایان رسیده است، در چنین روزی تلاش نکنید به‌صورت مصنوعی و با استفاده از دستگاه زندگی‌ام را به من بازگردانید. 

این حادثهٔ ناگوار را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم، بگذارید که جسم من به دیگران کمک کند که به حیات خودشان ادامه دهند، چشم‌هایم را به انسانی هدیه کنید که هرگز طلوع آفتاب را ندیده است، به کسی هدیه کنید که چهرهٔ یک نوزاد و شکوه عشق را در چشمان یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه کنید که از قلب جز خاطرهٔ دردهایی پیاپی و آزاردهنده چیزی ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده‌اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه‌هایش را ببیند. کلیه‌هایم را به کسی هدیه کنید که زندگی‌اش به ماشینی بستگی دارد که در هفته خون او را تصفیه می‌کند. استخوان‌ها و عضلات و تک‌تک سلول‌هایم را بردارید و راهی پیدا کنید که آن‌ها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول‌هایم را اگر لازم باشد بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آن‌ها پسرک لالی بتواند با صدای دورگه فریاد بزند دختر ناشنوایی زمزمهٔ باران را روی شیشهٔ اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می‌ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید تا گل‌ها بشکفند،‌ اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم ضعف‌هایم و تعصبات نسبت به همنوعانم دفن شوند، گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر دوست داشتید یادم کنید عمل خیر و کار نیکو انجام دهید و به نیازمندان کمک کنید و به کسی که به شما احتیاج دارد کلام محبت‌آمیز بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.»

من هم برای ادای دین و برای ادامه‌دادنِ راه دختر‌های زیباروی پرپرشده‌ام، تصمیم گرفتم که سنگ بنای خیریه‌ای به‌نام این دو خواهر را بگذارم که شاید بتوانم به مسئولیت گرانم در قبال آن‌ها عمل کنم و نیازمندانی را که بعد از این غم بزرگ، درد و رنج خود را فراموش کرده‌اند و داغدار دختران یاری‌رسانم بوده‌اند، یاری دهم.

 اهداف خیریهٔ خواهران قوی این‌هاست:

۱- کمک به افزایش توان دختران نیازمند محروم و بااستعداد

۲- کمک به زنان بی‌سرپرست و زنان سرپرست خانوار

۳- کمک به کودکان یتیم و بی‌سرپرست و بدسرپرست که از نعمت پدر و مادر محروم‌اند

۴- کمک به ایجاد مراکز آموزشی، درمانی و پژوهشی 

۵- کمک به دانش‌آموزان و دانشجویان بااستعداد و نیازمند 

۶- کمک به معلولان و بیماران صعب‌العلاج 

۷- کمک به آزادی زندانیان مالی

مؤسسهٔ خیریهٔ خواهران قوی در حال حاضر گام‌های مختلفی برداشته و کمک‌های قابل‌توجهی به نیازمندان نموده است.

آدرس خیریه خواهران قوی در تلگرام این است:

https://t.me/ghavisisters

و درگاه پرداخت آن در وبسایت آن در آدرس ghavisisters.com است.

ما در مؤسسهٔ خیریهٔ «خواهران قوی» کمک‌های هر چند کوچک نیکوکاران عزیز را به نیازمندان واقعی و افراد تحت‌پوشش خیریه می‌رسانیم. نیکوکاران می‌توانند کمک‌هایشان را از طریق درگاه فوق از داخل و خارج از کشور به حساب‌های خیریهٔ خواهران قوی واریز کنند و محل هزینهٔ آن را نیز مشخص فرمایند. به‌قول معصومهٔ عزیزم که همیشه برای یاری‌رساندن به نیازمندان پیش‌قدم بود، بخشیدن جیب بزرگ نمی‌خواهد، بلکه دل بزرگ می‌خواهد.

گفت‌وگو با مریم زارعی، مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز ۷۵۲

آیا با سایر بازماندگان قربانیان سرنگونی هواپیمای اوکراینی ارتباط دارید؟ اگر پاسخ مثبت است، این ارتباط چطور به شما کمک کرده است؟

من با اکثر مادران پرواز ارتباط دارم. بودن‌ام کنار آن‌ها برایم روحیه‌بخش است، با آن‌ها احساس آرامش می‌کنم و از طریق جلسات مجازی و حضوری سعی می‌کنم در کنار مادران و خانواده‌های پرواز باشم. این موضوع بی‌قراری‌ام را کاهش داده و به من آرامش می‌دهد، چرا که احساس می‌کنم هیچ‌کسی در جهان وجود ندارد که بتواند غم و اندوه مرا درک کند به‌جز خانواده‌های پرواز که با من درد مشترک دارند و عزیزانشان را در پرواز از دست داده‌اند. به‌همین دلیل سعی می‌کنم با خانواده‌ها ارتباط داشته باشم و با آن‌ها وقت بگذرانم. در کلاس‌های مختلف حضوری و غیرحضوری با آن‌ها شرکت کنم تا بلکه حالم بهتر شود. من همچنان در بهت و شوک سحرگاه ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۰ مانده‌ام.

بیش از دو سال از این فاجعهٔ بسیار تلخ گذشته است. در طول این مدت، آیا هیچ تماسی از سوی مسئولان بررسی‌کننده در ایران، کانادا یا اوکراین با شما گرفته شده است؟ آیا هیچ گزارشی از روند دادرسیِ این پرونده در اختیار شما قرار داده شده است؟

راجع به ایران، بله بسیار. آن‌ها به‌جای معرفی عاملان و آمران اصلی این جنایت بشری و بازگوکردن حقیقت به جهانیان، دائماً تماس می‌گیرند برای دادنِ غرامت. تماس‌های آن‌ها برای نجات خودشان است.

از سوی دولت‌های کانادا و اوکراین تماس مستقیمی تاکنون نداشته‌ام. همیشه از خودم می‌پرسم آیا وجدان آگاهی در جهان برای شنیدن صحبت‌های یک مادر داغدار که به بدترین وجه ممکن فرزندان ارزشمند خودش را در یک جنایت واضح از دست داده است، وجود دارد؟ آیا در دنیا کسی هست که داد این مادر را بشنود؟ جنایتی که من و زندگی‌ام را سوزانده، من قربانی آن‌ام، تا ابد شکنجه می‌شوم و دنیا برایم سلول انفرادی است… 

جنایتی که در جهان کنونی بی‌سابقه است، هر روز ممکن است برای افراد دیگری نیز اتفاق بیفتد. آیا می‌شود جهان امن‌تری برای مسافران بی‌گناه پروازهای مسافربری ساخت؟ یا اینکه دنیا باید چشم ببندد تا بی‌گناهان بیشتری قربانی امیال و مطامع حکمرانان و سیاست‌مداران حقیر تاریخ شوند. مطمئن‌ام اگر دنیا در مقابل این جنایت سکوت کند، فاجعه‌هایی بسا بزرگ‌تر از این اتفاق خواهد افتاد و جهانیان آسیب بسیار بزرگ‌تری خواهند دید. ما نباید در مقابل چنین جنایتی سکوت کنیم. همه باید فریاد بزنیم و به هر روشی که ممکن است جلوی تکرار چنین جنایتی را بگیریم. امیدوارم جهان صدای این مادران صلح‌دوست، ناامید و تا ابد داغدار را بشنود.

اواخر فوریهٔ سال گذشته گزارش خانم اگنس کالامار، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل متحد در امور اعدام‌های فراقضایی و خودسرانه، دربارهٔ روند رسیدگی مراجع قضایی ایران به پروندهٔ سرنگونیِ پرواز ۷۵۲ منتشر شد که در آن به موارد مهمی اشاره شده بود. از جمله اینکه «به‌نظر می‌رسد برخی مدارک از بین رفته باشد» یا «مقام‌های ایرانی هنوز «فراتر از هرگونه تردید منطقی» ثابت نکرده‌اند که هواپیما را به‌طور عمدی هدف قرار نداده‌اند.» آیا شما این گزارش را دیده‌اید؟ نظرتان دربارهٔ آن چیست؟

گزارش‌های مختلف در خصوص پرواز ۷۵۲ را مطالعه کرده و می‌کنم، گزارش خانم کالامار به‌نظرم گزارش خوبی بود با طرح سؤالات دقیق که پاسخ آن می‌تواند به روشن‌شدن واقعیت و دلیل این جنایت کمک کند.

علاوه بر آن، طرح مسائلی بعد از شکل‌گیری جنایت که خود جنایت دیگری است، از جمله رفتارهای غیرانسانی مسببان جنایت بعد از ساقط‌کردن هواپیمای مسافربری بر فراز فرودگاه، دروغ و کتمان سه‌روزه، نحوهٔ برخورد با خانواده‌ها و افکار عمومی پس از حادثه، نحوهٔ جمع‌آوری محل سقوط و غیره. به‌نظر من هرگز حکومت ایران به سؤالات خانم کالامار جوابی نخواهد داد، چرا که آن‌ها نشان داده‌اند با تمام توان برای جلوگیری از روشن‌شدن حقیقت و اجرای عدالت در تلاش‌اند.

نظر شما راجع به گزارش نهایی ایران دربارهٔ فاجعهٔ سرنگونی هواپیمای اوکراینی که در ماه مارس سال گذشته منتشر شد، چیست؟

گزارش نهایی ایران کاملاً شبیه سناریویی ساختگی، مضحک و از پیش طراحی‌شده است. وضعیتی که در این گزارش روشن شده است، هیچ اشاره‌ای به موارد و مسائلی که رخ داده نمی‌کند با توضیح اینکه بعضی از مسائل را با ادعای نظامی‌بودن ارائه نکرده‌اند. این گزارش بر اساس نتیجهٔ خطای انسانی نگاشته شده است. خیلی جالب است که بعد از سه روز کتمان و دروغ‌گویی بلافاصله در اطلاعیهٔ ستاد کل نیروهای مسلح بدون هیچ‌گونه بررسی و تحقیقات، موضوع از نقص فنی هواپیما به یک‌باره به شلیک موشک و خطای انسانی تبدیل شد. آشکار است که برای سناریوی ساختگی خودشان گزارش تهیه کرده‌اند و با دروغ ساختگی دیگری موضوع را به خطای انسانی کاهش داده‌اند تا با کمترین هزینه به پرونده خاتمه بدهند. در گزارششان تأکید بر خطای انسانی دارند و بی‌احتیاطی اپراتور و افراد رده‌های پایین را مسئول می‌دانند. روشن است که اگر جامعهٔ جهانی و کشورهای درگیر در ماجرا فشار مضاعف وارد نکنند، هرگز حقیقت این جنایت مشخص نخواهد شد. آن‌ها هرگونه سؤال و اعتراض را برچسب سیاسی و نظامی می‌زنند تا بتواند چند صباحی وقت بخرند و خود را از پاسخ‌دادن به آن مبرا کنند.

سال گذشته محسن بهاروند، معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجهٔ ایران، اعلام کرد که تعدادی از خانواده‌های جانباختگان غرامت دریافت کرده‌اند، آیا با شما یا خانواده‌هایی که می‌شناسید، چنین صحبتی شده است و اگر شده، پاسخ شما چه بوده است؟

اعلام پیش‌دستانه از سوی معاون وقت امور حقوقی و بین‌الملل وزارت خارجهٔ ایران برای این است که کشورهای درگیر را در مقابل عمل انجام‌شده قرار دهند. به‌دلیل آنکه خانواده‌ها با همدیگر ارتباط دارند، چنین چیزی به‌نظرم وجود ندارد که کسی غرامتی دریافت کرده باشد. چون اگر غرامت می‌گرفتند، قطعاً نامشان را هم برای تصدیق سند اعلام می‌کردند. به‌دنبال آن‌اند که جو حاکم بر ملت ایران را نسبت به این جنایت تغییر دهند و خانواده‌ها نیز تحت تأثیر قرار بگیرند و راضی به اخذ غرامت شوند. برای افکار بین‌المللی نیز به‌دنبال آن‌اند که مرتب خبرهای نادرست منتشر کنند تا کشور‌های دیگر را وادار به پذیرش و تسلیم نظر خود نمایند. من تقریباً با اکثر مادران و خانواده‌های پرواز در ارتباطم و خانواده‌ای را که غرامت گرفته باشد، نمی‌شناسم و تاکنون به چنین موردی برخورد نکرده‌ام.

سؤال اصلی این است که ایران چگونه و با چه استدلالی به آن مبلغ به‌عنوان غرامت برای هر نفر جانباخته رسیده است؟ از چه قانونی استفاده کرده است و از کدام پرونده و کدام قاضی این حکم را گرفته است؟! مسلم است که مبتنی بر هیچ مبنایی نیست و هدف فقط نجات قاتلان است. هیچ‌کس در ایران به‌دنبال تشکیل یک دادگاه مستقل و صالح برای رسیدگی به این پرونده نیست. ضمن اینکه به‌نظرم اصولاً کشوری که خودش فاجعهٔ بین‌المللی آفریده، نمی‌تواند رسیدگی‌کننده به همان فاجعه باشد. جامعهٔ جهانی باید در مقابل این موضوع راهکار منطقی ارائه نماید و پرونده را هر چه سریع‌تر به دادگاهی مستقل با صلاحیت بین‌المللی و بی‌طرف ارجاع دهند.

گفت‌وگو با مریم زارعی، مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز ۷۵۲

در ۲۰ ماه مهٔ سال گذشته، دادگاه عالی انتاریو پس از رسیدگی به شکایت چهار خانواده از خانواده‌های جانباختگان، در حکمی حمله به پرواز ۷۵۲ را عامدانه و اقدامی تروریستی دانست و امسال هم میزان غرامت را برای خانواده‌های شاکی پرونده مشخص کرد. نظر شما دربارهٔ این حکم چیست و فکر می‌کنید چنین حکمی چه کمکی به دادخواهی خانواده‌های بازماندگان خواهد کرد؟

من از اینکه در آن پرونده چه مسائلی مطرح شده است، اطلاع کامل ندارم، ولی اینکه گروهی از خانواده‌های داغدار توانسته‌اند در دادگاهی مستقل در کانادا چنین حکمی بگیرند، خود گویای این مطلب است که ایران در گزارشاتی که داده و این فاجعه را خطای انسانی اعلام کرده، به‌وضوح صادق نیست و شواهد و استدلال قوی وجود دارد که قاضی پرونده توانسته به این نتیجه برسد. 

این حکم از دادگاه عالی انتاریو برگ برنده‌ای است که به‌نظرم در ادامهٔ این راهِ پرپیچ‌و‌خم و طاقت‌فرسا می‌تواند به روشن‌شدن حقیقت پرونده کمک کند، آنچه که ما به‌دنبال آن‌ایم ساده است؛ حقیقت. هیچ غرامتی نمی‌تواند جای عزیزانم را برایم پر کند. من امیدوارم از این اقدامات در همه‌جا صورت بگیرد تا جنایت‌کاران مجبور شوند به جرمی که انجام داده‌اند، اعتراف کنند.

سال گذشته، سازمان دیدبان حقوق بشر در گزارشی از آزار و شکنجهٔ تعدادی از اعضای خانواده‌های جانباختگان پرواز ۷۵۲ خبر داد. نظرتان دربارهٔ این گزارش چیست؟ آیا احیاناً از اعضای خانوادهٔ شما در ایران هم تحت فشار بوده‌اند؟ یا همین‌طور اگر از آزار و اذیت دیگر خانواده‌های جانباختگان هم خبری دارید، لطفاً بفرمایید.

تا آنجایی که من می‌دانم بعضی از افراد و خانواده‌ها به‌صورت فیزیکی مورد آزار قرار گرفته‌اند و بعضی دیگر که قریب به اکثریت خانواده‌ها را تشکیل می‌دهند، به‌صورت روحی و روانی تحت آزار بوده‌اند. از شواهد آشکار و موارد مختلف آزار روحی خانواده‌ها پس از سرنگونی پرواز ۷۵۲ گرفته تا محدودیت در مراسم و اقدامات جمعی و فردی خانواده‌ها. اما شخصاً معتقدم گرفتن حق حیات از فرشته‌هایم و دوری و فراق از آنان و کتمان حقیقت و آزادی مجرمان اصلی جنایت، بزرگ‌ترین شکنجه و آزار ممکن برای من است که در مقابل آن هر آزار و شکنجه‌ای قابل‌قیاس نیست.

سال گذشته، چهار کشور کانادا، سوئد، اوکراین و بریتانیا در ارتباط با پروندهٔ پرواز ۷۵۲ علیه ایران ادعای خسارت کردند. آیا شما این بیانیه را دیده‌اید؟ آیا درخواست‌های مطرح‌شده در این بیانیه با خواسته‌های شما به‌عنوان عضو خانوادهٔ دو تن از جانباختگان همراستاست؟

به‌نظرم وقتی خیلی از موارد پرونده روشن است، می‌بایست طرف‌های درگیر در پرونده با شدت بیشتر این موضوع را پیگیری نمایند. غرامت بدون کشف حقیقت و عدالت نمی‌تواند برای خانواده‌ها آرامش ایجاد کند و جهان امن‌تری را برای پیشگیری از این‌گونه فجایع به‌وجود آورد. جهانیان باید بدانند که اگر جلوی این‌گونه اقدامات گرفته نشود، جان همهٔ انسان‌ها در هر جای دنیا در خطر خواهد بود و هیچ‌کسی از این گونه اقدامات مصون نخواهد ماند. امیدوارم دنیا به این موضوع توجه خاص کند تا شهروندان آن‌ها اعتماد و اطمینان پیدا کنند که کشورشان حافظ جان شهروندانشان است. آن‌ها باید بدانند که پیگیری این پرونده موجب افزایش امنیت پروازهای بین‌المللی می‌شود و دنیای بهتری را برای آیندگان رقم خواهد زد.

به‌دنبال انتخابات سال گذشته در ایران، ابراهیم رئیسی به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید ایران معرفی شد و آغاز به کار کرد. به‌نظر شما این امر تا اینجا چه تأثیری بر روند رسیدگی به پروندهٔ شلیک به پرواز ۷۵۲ داشته و پس از این خواهد داشت؟

هیچ تأثیری بر روند رسیدگی به پرونده نداشته است. زیرا این فرد در آن زمان رئیس قوهٔ قضاییه بود و اگر می‌خواست کاری انجام دهد، آن زمان دستش بازتر بود. 

در حال حاضر، همهٔ ارکان حکومت با هم به هماهنگی کامل رسیده‌اند و برای کتمان حقیقت و جلوگیری از عدالت همگی یکپارچه‌اند و تصمیم جدی دارند تا از تبعات جهانی این پرونده جلوگیری کنند. همگی به‌دنبال جلوگیری از کشف حقیقت‌اند و تلاش می‌کنند عدالت اجرا نشود تا جهانیان مطلع نشوند چه فاجعه‌ای در ۸ ژانویه ۲۰۲۰ رخ داده است.

سال گذشته دولت کانادا گزارش تحلیلی خود را دربارهٔ پروندهٔ سرنگون‌کردن پرواز ۷۵۲ در اواخر ماه ژوئن منتشر کرد. موارد زیادی در این گزارش ۹۸ صفحه‌ای مورد توجه قرار گرفته است. از جمله در این گزارش آمده است که «تیم تحقیقات جنایی کانادا مشخص کرده است که ایران در ارائهٔ توضیح موثق دربارهٔ چگونگی و دلیل سقوط پرواز PS752 توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کاملاً کوتاهی کرده است. در حالی که تیم تحقیقات جنایی هیچ مدرکی مبنی بر سرنگونی پرواز PS752 با نقشهٔ قبلی پیدا نکرده است، این موضوع به‌هیچ‌وجه رافع مسئولیت ایران در قبال مرگ ۱۷۶ انسان بی‌گناه نیست.» در بخش دیگری آمده است: «مقامات غیرنظامی و نظامی ایرانی با تصمیمات، اقدامات و قصور خود مسئولیت تمام و کمال را بر عهده دارند. پرواز PS752 به‌دلیل بی‌مسئولیتی، بی‌لیاقتی و بی‌توجهی به زندگی انسان‌‌ها، سرنگون شد.»، علاوه بر این جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا، در مقدمهٔ این گزارش نوشته است: «اگر مذاکرات با ایران نتیجهٔ قابل‌قبولی برای کانادا به‌نمایندگی از خانواده‌ها نداشته باشد، همهٔ گزینه‌های موجود از جمله مراجعه به دیوان بین‌المللی دادگستری را دنبال خواهیم کرد.»، آیا شما این گزارش را خوانده‌اید. نظر شما دربارهٔ مواردی که اشاره کردیم و همچنین بقیهٔ بخش‌های این گزارش چیست؟ نظرتان دربارهٔ واکنش محسن بهاروند، سخنگوی وقت وزارت خارجهٔ ایران، به این گزارش که گفت از ارجاع احتمالی این پرونده به دادگاه لاهه بیمی ندارد، چیست؟

گزارش کانادا جدای از مباحث فنی و تخصصی نشان‌دهندهٔ پیگیری این کشور در خصوص این پرونده است. طبق آن گزارش، کانادا تاکنون به شواهدی دست نیافته که نشان دهد این اقدام به‌صورت برنامه‌ریزی‌شده صورت گرفته باشد. این کشور بارها از عزم خود بر تحقق عدالت و حقیقت در خصوص این پرونده سخن گفته است. قطعاً روشن‌شدن حقیقت هرگز محقق نخواهد شد مگر اینکه یک تیم تحقیقات بی‌طرف و بین‌المللی با حضور نمایندهٔ خانواده‌های داغدار این کار را انجام دهد. من امیدوارم دولت کانادا با توجه به اقدامات اخیر کشورهای درگیر تا رسیدن به حقیقت و عدالت دست از این تلاش بر ندارد. 

واکنش سخنگوی وقت وزارت خارجه از روی استیصال است، مشخص است برای اینکه از زیر بار فشار خودشان را نجات دهند، به این‌گونه صحبت‌ها رو می‌آورند. آن‌ها تمام توان خودشان را گذاشته‌اند که از ارجاع این پرونده به دادگاه بین‌المللی جلوگیری شود. نحوهٔ رفتار مشخص می‌کند که از آن هراس دارند، به‌همین دلیل این‌گونه صحبت‌ها را مطرح می‌کنند تا به دیگران القا کنند که هراسی نداریم.

تاکنون دو جلسهٔ رسیدگی به اتهامات ۱۰ متهم به سرنگون‌کردن پرواز ۷۵۲ در تهران برگزار شده است. آیا پیش از برگزاری دادگاه، کیفرخواست و مدارک این پرونده در اختیار شما یا وکلایتان قرار داده شد؟ آیا شما در این جلسات شرکت کردید؟ نظرتان دربارهٔ این دادگاه و متهمان آن چیست؟

طبق قوانین بین‌المللی هوانوردی، کشورِ محل سانحه به‌مدت دو سال ملزم به بررسی پرونده به‌صورت دقیق با رعایت استاندارد‌های بین‌المللی است. دقت کنید برای چنین فاجعه‌ای چگونه می‌شود در کمتر از دو سال دادگاه برگزار کرد در حالی‌که سؤالات ابتدایی بسیاری بی‌جواب مانده‌اند. سؤالاتی که در گزارش نمایندهٔ ویژهٔ سازمان ملل و گزارش انجمن خانواده‌های پرواز PS752 به‌وضوح روشن است.

از طرفی تصور کنید مجرمی که جرم سنگینی در سطح بین‌المللی انجام داده و به‌هیچ‌وجه صادق نبوده، خود در جایگاه قضاوت نشسته و حکم کند، این با کدام منطق سازگار است؟ مشخص است که این دادگاه تنها برای مقبولیت‌بخشیدن به گزارش دروغ و سراسر ابهام از سوی ایران و حداکثر استفاده در مهلت قانونی دوساله و نیز خریدن زمان است. به‌نظرم این دادگاه صلاحیت رسیدگی به این پرونده را نداشته و نخواهد داشت. به بیان ساده‌تر، چگونه می‌شود که از قاتل به قاتل شکایت برد؟ این نقض غرض است نمی‌شود کسانی که خودشان فاجعه را به وجود آورده‌اند دادگاه تشکیل دهند و خودشان را محکوم کنند.

از نحوهٔ پیگیری پرونده مطلع‌ام؛ به‌هیچ‌عنوان چنین دادگاهی به حقیقت و عدالت ختم نمی‌شود. من سعی می‌کنم در همه‌جا کنار خانواده‌ها باشم. در حال حاضر، خانوادهٔ پرواز به خانواده‌ای واحد تبدیل شده‌اند و درد همگی مشترک است. در خصوص پیگیری همان‌طور که در رسانه‌ها منتشر شده، این روشی دروغ برای پوشش دروغی دیگر است. تصور می‌کنم عبور از بحران در این دادگاه در حال بررسی است، حکم دادگاه را قبل از تشکیل دادگاه صادر کرده‌اند. بنر پشت سر قاضی خود گویای حکم پرونده است و آن‌ها دارند مدارک چنین دادگاهی را مبتنی بر موضوع خطای انسانی و یک سانحه تنظیم می‌کنند. این دادگاه، صالح به رسیدگی نیست و این موضوع باید سریع‌تر به دادگاهی بی‌طرف ارجاع شود و یک گروه کارشناسی بین‌المللی تحقیقات کامل انجام دهند و نتیجهٔ آن مشخص شود.

چندی پیش امیرعلی حاجی‌زاده، فرماندهٔ نیروی هوافضای سپاه، در گفت‌وگویی دربارهٔ سرنگون‌کردن پرواز ۷۵۲ اظهارنظرهایی کرده است، از جمله گفته است که «علت اینکه ما تاکنون بعد این قضیه حرف نزدیم این است که [پرونده] متولی پیدا کرد و ما خودمان جزو متهمان هستیم. یعنی سازمان ما به‌هر حال در این قضیه مسئولیت پذیرفته و ما نمی‌توانستیم بگوییم که این گوشه‌اش هم به کسی دیگر مربوط می‌شود. ما همهٔ مسئولیت را پذیرفتیم.» او همچنین اظهارنظرهایی دربارهٔ دلیل تأخیر در اعلام حملهٔ موشکی به پرواز اوکراینی کرده و گفته است که زمان‌بردن تصمیم‌گیری برای «شهید اعلام‌کردن جانباختگان» از دلایل اصلی این تأخیر بوده و همچنین گفته است که ابعاد قضیه برایشان مبهم بوده و فکر نمی‌‌کردند یک موشک با قدرت تخریب موشک تور بتواند خسارتی به هواپیمای مسافری بزند که آن هواپیما نتواند به فرودگاه بازگردد و به زمین بنشیند. نظر شما دربارهٔ این اظهارات چیست؟

تمام صحبت‌هایی که او برای فرار از جرم خود انجام می‌دهد، حرف‌های دروغی است که قرار است دروغ‌های دیگر را بپوشاند. از ابتدای این فاجعه، سناریوی دروغ را کلید زدند و برای کتمان حقیقت لاپوشانی کرده‌اند. الان هم به‌همان منوال و به‌همان روش ادامه می‌دهند تا حقیقت را کتمان کنند. این‌ها سه روز بر طبل نقص فنی هواپیما کوبیدند و هزاران سند و مدرک تقلبی درست کردند و از رسانه‌های مختلف از جمله صدا و سیما، روزنامه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، کارشناسان به‌ظاهر خبره، به روش‌های مختلف منتشر کردند تا ثابت کنند که هواپیما نقص فنی داشته است. اگر دولت‌های درگیر پیگیری نمی‌کردند، علی‌رغم اینکه شواهد بسیاری از شلیک موشک در صحنه جرم پیدا شده بود، هرگز نمی‌پذیرفتند که هواپیما توسط موشک ساقط شده. وقتی که آن روش پاسخ نداد، مجبور به اعتراف شدند. به‌ناچار گفتند موضوع خطای انسانی بوده است. این فرد مجرم است، چون این فاجعه توسط نیروهای تحت امر او انجام شده است و به هیچ‌عنوان نمی‌شود نیروهای تحت امر اقدامی انجام داده باشند بدون کسب اجازه از فرماندهٔ خود. این سناریویی مضحک است که گروهی بدون اجازه سامانهٔ موشکی را از پادگان خارج کنند و در کنار فرودگاه مستقر کنند و بدون اجازه از پدافند یکپارچه با خطای ۱۰۷ درجه به هواپیمای مسافربری خودی در کنار فرودگاه شلیک کنند و به‌قول خودشان هواپیمای مسافربری را با موشک کروز اشتباه بگیرند و فرمانده هم در جریان نباشد، دست آخر هم بگوید متعجب است که چرا هواپیما علی‌رغم اصابت دو موشک به فرودگاه بازنگشت. این ملعون به‌دنبال فرار از جرم خودش است، زیرا هیچ‌کسی نمی‌تواند بدون اجازه چنین اقدامات پرهزینه‌ای انجام دهد. چگونه ممکن است فرماندهٔ هوافضا در این سناریو هیچ دخالتی نداشته باشد. مصاحبه‌ٔ او بسیار خنده‌دار است. اساساً انسان‌های جنایت‌کار و دروغ‌گو کم‌حافظه‌اند. همیشه در صحبت‌های خودشان مسائلی را مطرح می‌کنند که با گفته‌های قبلی آن‌ها در تناقض است. از نظر من، حاجی‌زاده مجرم است و باید در دادگاهی صالح محاکمه شود و بابت جنایت ریختن خون پاک فرزندان نخبه و بی‌گناه وطن، سخت مجازات شود.

گفت‌وگو با مریم زارعی، مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز ۷۵۲

اواخر سال گذشته انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز PS752، گزارش تحقیقی خود را دربارهٔ سرنگون‌کردن این پرواز منتشر کرد و در انتهای این گزارش نتیجه‌گیری کرد که این حمله نه به‌دلیل خطای انسانی یا چند تصادف جدا و بی‌ارتباط با یکدیگر، بلکه عمداً انجام شده است و حکومت ایران را مسئول ارائهٔ شواهدی برای این اثبات عمدی‌نبودن این حمله دانست. نظر شما دربارهٔ این گزارش چیست؟

اولاً تشکر می‌کنم از همهٔ کسانی که در خصوص دادخواهی تلاش می‌کنند. من دست همهٔ کسانی را که برای رسیدن به دادخواهی و حقیقت و عدالت تلاش می‌کنند در هرجا که باشند، می‌بوسم و تحسینشان می‌کنم. به‌نظر من گزارش انجمن به نکته‌های بسیار خوبی اشاره دارد. نکته‌هایی که انجمن در گزارش خود آورده است، موضوعات دقیقی‌اند که از اقدام برنامه‌ریزی‌شده و عمدی‌بودن شلیک به هواپیما حکایت می‌کند. این می‌تواند به حقیقت بسیار نزدیک باشد. با کنارِهم‌گذاشتن گزارش‌های مختلف از جمله گزارش خانم کالامار، گزارش دولت کانادا، گزارش دولت ایران و گزارش انجمن، می‌شود به نتایج نسبتاً خوبی رسید. موارد مختلفی که گویای کتمان حقیقت‌اند، در گزارش انجمن به آن‌ها پرداخته شده است. از جمله خالی‌نکردن آسمان در آن شب، به‌هم‌زدن صحنهٔ ساقط‌شدن هواپیما، رفتارهای غیرمنطقی، کتمان و دروغ سه‌روزه، اعلام نقص فنی هواپیما بلافاصله بعد از سقوط و غارت اموال جانباختگان به‌ویژه گوشی‌های موبایل، لپ تاپ‌ها و دوربین‌ها و موارد مختلف از این دست که گزارش انجمن توانسته آن‌ها را پوشش دهد و ثبت کند. من به‌عنوان مادر داغدار دو خواهر عزیز و نخبه، معصومه و مهدیه، به‌نوبهٔ خودم از همهٔ کسانی که برای رسیدن به حقیقت تلاش می‌کنند تشکر و قدردانی می‌کنم.

هفتهٔ پیش مراسم دومین سالگرد سرنگونی پرواز ۷۵۲ در کانادا و همچنین ایران برگزار شد. نظرتان دربارهٔ برنامهٔ یادبود در کانادا چیست و همچنین اگر در مراسم ایران شرکت کرده‌اید، لطفاً از آن مراسم بفرمایید.

مراسم سالگرد در کانادا برای دومین بار با توجه به سخت‌گیری‌های کرونا به‌صورت مجازی برگزار شد که به‌نظرم با همهٔ محدودیت‌ها، در سطح بین‌المللی بسیار حرفه‌ای و البته تأثیرگذار برگزار شد و همهٔ خانواده‌ها در حد توان خودشان تلاش کردند، که از نظر من بسیار شایستهٔ تقدیر و تشکر است.

در ایران، مراسم سالگرد با مشکلات و مشقت‌های زیادی برگزار شد. این مراسم به‌دلیل مسائل امنیتی و محدودیت‌های مختلف از حساسیست بیشتری برخوردار بود. من هم از مشکلات و مشقت‌های آن جدا نیستم و روزهای بسیار دردناکی برایم تداعی شد، امسال حتی از سال قبل هم سخت‌تر بود. از همدردی مردم عزیز، چه در ایران و چه در کانادا، تشکر و قدردانی می‌کنم. در ایران مراسم سالگرد با حضور خانواده‌های داغدار صبح روز هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۲ در فرودگاه تهران شروع شد، همان فرودگاهی که عزیزان ما تنها چند دقیقه بعد از پرواز بر فراز آن پرپر شدند… ابتدا خانواده‌ها در محوطهٔ فرودگاه گرد هم آمدند و در جو امنیتی بسیار سنگین، یاد عزیزانشان را گرامی داشتند. از فرودگاه همه با هم به‌صورت منظم به‌سمت شاهدشهر، قتلگاه عزیزانمان، حرکت کردیم. به شاهدشهر که رسیدم، بغض گلویم را فشار می‌داد؛ با خودم گفتم شاهدشهر، تو شاهد باش که در این مکان با عزیزترین‌های من چه کردند، تو شهادت بده… تصاویر عزیزان را در کنار شمع و شاخه‌های گل نصب کردیم و همه با اشک و آه در کنار هم بودیم. من دختران زیبایم را صدا می‌زدم. بیانیهٔ خانواده‌ها قرائت شد. تعدادی از خانواده‌ها نیز صحبت‌ کردند و دل‌نوشته‌هایشان را خواندند. نیروهای لباس‌شخصی در اطراف محل نظاره‌گر بودند. ماشین‌های پلیس آتش‌نشانی و مأموران لباس‌شخصی به‌وفور دیده می‌شدند. در اوج مراسم ناگهان هلیکوپتری بر بالای سر حاضران در مراسم ظاهر شد. بعد از دو بار دورزدن به‌طرز بسیار وحشتناکی هلیکوپتر به سطح زمین نزدیک شد، به‌گونه‌ای که بر اثر باد ناشی از بال‌های هلیکوپتر تمامی وسایل مربوط به سالگرد به‌هم ریخت. سیستم صوتی قطع شد. تصاویر جانباختگان و همه‌چیز به‌هم ریخت. خانواده‌ها با شعارِ «برو گم شو، مزدور» خشم و نفرت خود را نشان می‌دادند. متأسفانه در پایان مراسم برای سه نفر از خانواده‌ها مشکل پیش آمد؛ مأموران امنیتی آن‌ها را دستگیر و فیلم‌های ضبط‌شده را از دوربین‌های آن‌ها تخلیه کردند. این سه نفر با تلاش خانواده‌ها آزاد شدند.

امسال مشکلات سالگرد از سال قبل به‌مراتب بیشتر و سخت‌گیرانه‌تر بود .

خواستهٔ شما به‌عنوان یکی از بازماندگان قربانیان این فاجعه چیست؟

من هرچه تلاش کنم و هر چه فریاد بزنم و هرچه بی‌تابی و هر چه بی‌قراری کنم، دیگر عزیزانم، دخترانم که یک عمر برای آن‌ها زحمت کشیدم و حاصل سال‌ها خون‌جگرخوردن من بودند، برنمی‌گردند. همهٔ تلاشم این است تا با پیگیری‌های خودم از فاجعه‌های مشابه جلوگیری کنم تا مادران دیگری مثل من نشوند و اتفاقی که برای دو فرزند جگرگوشهٔ من و حاصل زحمات پنجاه‌ساله‌ام افتاد، برای آن‌ها اتفاق نیفتد. هیچ‌چیزی آرامم نمی‌کند، مگر اینکه مطلع شوم قاتلان فرزندانم در دادگاهی صالح محاکمه شده‌اند و حقیقت و عدالت در ارتباط با مجرمان اجرا شده است. این نهایت آرزوی من است؛ به‌امید روزی که دادخواهی خانواده‌های پرواز به حقیقت بپیوندد.

جامعهٔ ایرانی کانادا چه کمکی می‌تواند در دادخواهی یا موارد دیگر به شما بکند؟ چه انتظاری از آن‌ها دارید؟

صحبتم با هم‌وطنان عزیزم چه آن‌هایی که در کانادا هستند و چه آن‌هایی که در کشور‌های مختلف به‌ویژه کشورهای درگیر در این پرونده‌اند از جمله در اوکراین، انگلستان، سوئد و افغانستان و به همهٔ هم‌وطنانم این است که اگر همگی ما یک لحظه چشم‌های خودمان را ببندیم و فکر کنیم، متوجه خواهیم شد که این فاجعه می‌توانست برای هر کدام از ما رخ دهد. چنانچه برخورد مناسبی با مسببان این جنایت نشود، هیچ‌کدام مصون نخواهیم بود. باید دست در دست همدیگر با وحدت تلاش کنیم تا جلوی چنین فاجعه‌هایی گرفته شود و جهانی امن برای خودمان و جهانیان بسازیم. تاکنون در هیچ‌کجای جهان سابقه نداشته کشوری به هواپیمای مسافربری و هم‌وطنان خودش تعرض کند و فرزندان خودش را به قتل برساند. به‌نظر من هم‌وطنان ما در این‌گونه موارد باید در کنار هم باشند و فریاد دادخواهی سر دهند. همه با هم باید در کنار خانواده‌های پرواز ۷۵۲ مطالبه‌گر باشند. نکتهٔ دوم کمک به این خانواده‌هاست که دیگر هیچ امیدی برای زندگی ندارند. من به‌عنوان مادر سه فرزند که دو دختر خودم را در این فاجعهٔ ضدانسانی از دست داده‌ام، تمام امیدم به آینده نابود شده است، زندگی من از هم پاشیده و خودم و بقیهٔ اعضای خانواده‌ام هم مانند مردهٔ متحرک‌ایم، سرد و بی‌روح. همین‌جا اعلام می‌کنم من سیاسی نیستم و فرزندان من هم سیاسی نبودند. مطالبی را که در این مصاحبه ارائه نموده‌ام، شخصاً تهیه کرده‌ام و تمام مسئولیت آن را بر عهده می‌گیرم. من وظیفهٔ مادری خودم را به‌نحو احسن برای فرزندانم انجام داده بودم. آرزوی پیشرفت و ترقی و ساختن جهان بهتری برای خودم، هم‌وطنانم، فرزندانم و جهانیان داشتم. این جنایت نشان داد که انسان‌های بی‌گناه و مظلوم می‌توانند طعمهٔ درندگانی شوند که به‌هر شیوه‌ای به‌دنبال قدرت، ثروت و حکومت‌کردن‌اند. خودشان را برتر از دیگران می‌دانند و برای حفظ خود و جایگاهشان به‌هر جنایتی دست می‌زنند. امیدوارم پرواز ۷۵۲ دلیلی شود تا جهان با چشم دیگری به حوادث نگاه کند. قوانین موجود به‌گونه‌ای تغییر کند که لازم نباشد در چنین شرایطی کشوری که خودش موشک شلیک می‌کند و انسان‌های بی‌گناه را می‌کشد، مسئول رسیدگی باشد و بتواند برای پنهان‌کردن جنایتش وقت بخرد. امیدوارم با پیگیری کشورهای مختلف و همهٔ آن‌هایی که از این ماجرای دردناک آسیب دیده‌اند، بتوانیم جهان امن‌تری داشته باشیم، به‌ویژه برای مسافران پروازها، به‌گونه‌ای که مسافران احساس اطمینان و آرامش برای رسیدن به مقصدشان داشته باشند و هرگز انسان‌نما‌های تبهکار به خودشان اجازه ندهند برای امیال نفسانی‌شان به هواپیماهای مسافربری تعرض کنند و جان مسافران بی‌گناه را به‌خطر بیاندازند. به امید آن روز و امید دادخواهی.

با آرزوی صبر و به‌امید به‌سرانجام‌‌رسیدن دادخواهی شما، بار دیگر از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، بسیار سپاسگزاریم.

 تشکر از شما که زحمت کشیدید و این فرصت را به من دادید تا درد دل‌های خودم را با شما در میان بگذارم.

مادری تا ابد داغدار

نوشته مادر زنده‌یادان معصومه و مهدیه قوی: چگونه می‌شود از قاتل به قاتل شکایت برد؟ اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2022/01/26/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b5%d9%88%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87-%d9%82%d9%88%db%8c-%da%86%da%af/feed/ 0 17579