<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>محمود فرجامی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/محمود-فرجامی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Tue, 18 Jun 2019 03:13:11 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>محمود فرجامی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/محمود-فرجامی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2019/06/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%a2%d9%be-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2019/06/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%a2%d9%be-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Jun 2019 03:13:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[آذر شیرخدایی]]></category>
		<category><![CDATA[آذر ضیامنش]]></category>
		<category><![CDATA[استندآپ کمدی]]></category>
		<category><![CDATA[سنجر سهیل]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[محمود فرجامی]]></category>
		<category><![CDATA[مرضیه پروانه]]></category>
		<category><![CDATA[منصور فیروزبخش]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه باختری]]></category>
		<category><![CDATA[نیلاب سرابی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=11478</guid>

					<description><![CDATA[<p>اکتبر سال ۲۰۱۷، زمانی که محمود فرجامی برای اجرای اولین استندآپ کمدی‌اش با عنوان «کمدی‌ کتاب بیشعوری» مهمان شهرمان ونکوور بود، دربارهٔ طرحی که برای استند‌آپ کمدی بعدی‌اش داشت، صحبتی داشتیم. طبعاً آن زمان هنوز در حد یک طرح بود. تصورش برایم کمی دشوار بود؛ تصور اینکه چگونه ممکن است برنامه‌ای طنز آن‌هم در قالب استندآپ کمدی بتواند به موضوع رابطهٔ جنسی بپردازد و تابوشکنی کند، ولی زبان اجرایش زننده و معذب‌کننده نباشد، خصوصاً که...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/06/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%a2%d9%be-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85/">نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">اکتبر سال ۲۰۱۷، زمانی که محمود فرجامی برای اجرای اولین استندآپ کمدی‌اش با عنوان <strong><a href="http://media.hamyaari.ca/2017/09/20/%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%b9%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d9%85/">«کمدی‌ کتاب بیشعوری»</a></strong> مهمان شهرمان ونکوور بود، دربارهٔ طرحی که برای استند‌آپ کمدی بعدی‌اش داشت، صحبتی داشتیم. طبعاً آن زمان هنوز در حد یک طرح بود. تصورش برایم کمی دشوار بود؛ تصور اینکه چگونه ممکن است برنامه‌ای طنز آن‌هم در قالب استندآپ کمدی بتواند به موضوع رابطهٔ جنسی بپردازد و تابوشکنی کند، ولی زبان اجرایش زننده و معذب‌کننده نباشد، خصوصاً که فرجامی نوید از بحثی بی‌پرده در این‌باره می‌داد. اما، او در عمل ثابت کرد که شدنی‌ است. فرجامی نه تنها نشان داد می‌توان دربارهٔ رابطهٔ جنسی به‌طور باز صحبت کرد و به ورطهٔ هجو و لودگی نیافتاد، بلکه ثابت کرد که یک استندآپ کمدی می‌تواند ورای خندادن، موضوعات و مفاهیم جدی و عمیقی برای یادگیری نیز داشته باشد. استندآپ کمدی جدید فرجامی، که هنرمندیِ نیلاب سرابی، اولین زن استندآپ کمدینِ افغان، به جذابیت آن افزوده بود، کاری است که بی‌تردید زحمت فراوانی برای آن کشیده شده است و مطمئناً پس از اولین دورِ اجراهایش در پنج شهر کانادا، در شهرهای دیگر کشورها نیز مورد استقبال قرار خواهد گرفت. ضمن تبریک به محمود فرجامی و نیلاب سرابی برای اجرای این کار زیبا، و آرزوی موفقیت‌های بیشتر، توجه شما را به مطالعهٔ نظرات تنی چند از عزیزان فارسی‌زبانِ ایرانی و افغانستانی دربارهٔ این استندآپ کمدی جلب می‌کنم. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">سیما غفارزاده &#8211; ونکوور </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-11480" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8176.jpg?resize=500%2C334" alt="نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»" width="500" height="334" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8176.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8176.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8176.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">«</span><b>مضحکهٔ راست‌ایستاده</b><span style="font-weight: 400;">»</span><b>؛ آمیزه‌ای از حقیقت‌ها و شوخی‌ها</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">منیژه باختری، نویسنده، پژوهشگر و دیپلمات پیشین افغانستانی &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">استندآپ کمیدی «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب» با اجرای داکتر محمود فرجامی و نیلاب سرابی که در شام بیست و چارم ماه می ۲۰۱۹ در شهر ونکوور برگزار شد، یکی از برنامه‌های مهم و تأثیرگذار فرهنگی در جامعهٔ فارسی‌زبان‌های مقیم این شهر بود. استندآپ کمیدی یکی از گونه‌های نو و تازه‌نفس در میان سایر گونه‌های طنزی در زبان فارسی است و گردآوری مخاطبان در چنین برنامه‌ها کار دشواری است؛ اما خوشبختانه این تور کمیدی که در چند شهر کانادا برگزار شد، صدها مخاطب را گرد آورد و باعث آشنایی بیشتر جامعهٔ فارسی‌زبان با استندآپ کمیدی خوب و معیاری گردید. ناگفته نباید گذاشت که برگزاری موفقانه و درخشان این برنامه بدون حمایت و مدیریت «تئاتر نور آبی» میسر نبود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تم یا موضوع اصلی این استندآپ کمیدی، سکس و بررسی رفتارهای متفاوت اجتماعی و جنسی زنان و مردان، به‌ویژه اهالی شرق و چگونه‌گی نگرش آنان بر بدن، مردانه‌گی و زنانه‌گی بود. باری خانم رؤیا صدر طنزنویس معاصر ایرانی نوشته بود که در جریان طنزپردازی در زبان فارسی دری، زن بیشتر سوژه بوده است تا سوژه‌پرداز و از ادبیات کلاسیک تا ادبیات معاصر، بیشترِ طنزپردازان و هزل‌سرایان به زنان رویکرد و نگاه ابزاری و سکسیستی داشته‌اند و آنان را سخیف، کوته‌فکر و ناقص و بی‌عقل قلمداد کرده‌اند و اما سوژه و محور این استندآپ کمیدی بیشترینه انتقاد ظریف از رفتارهای اجتماعی مردان با لایه‌های دل‌انگیز شوخی و مطایبه بود. مجریان برنامه با فراست و کاردانی به جنگ تابوهای جنسی و نگرش‌ها و تصویرهای کلیشه‌ای رفتند و همچنان پاره‌ای از مسائل سیاسی را واکاوی کرده و به طنز و خنده مبدل ساختند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ادبیات در فرهنگ پدرسالار یا به قول داکتر رضا براهنی در این تاریخ مذکر، سرشت و سرنوشت شگفتی داشته است. از یک‌سو شاعران و نویسنده‌گان به تحسین و زیبایی زن پرداخته‌اند و زنده‌گی و نفس‌های خود را نثار او کرده‌اند، جدا از اینکه این پردازش بیشتر به تنانه‌گی و بدن زن معطوف بوده است، و از سوی دیگر، زنان مایه‌های شر و فساد و حیله و نیرنگ خوانده شده‌اند. در میان گونه‌های ادبی، طنز بیشتر به تمسخر زنان دست یازیده است. گرچه در ادبیات معاصر، این نگاه تا اندازه‌ای عوض شده است، اما هنوز هم زن‌هراسی و تقابل با ویژه‌گی‌ها و رفتارهای اجتماعی زنان از دستمایه‌های اصلی طنزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">داکتر محمود فرجامی که طنز و ارتباطات را به‌گونهٔ اکادمیک فرا گرفته است و چیستی و چونی طنز را به نیکی می‌داند، با رویکرد کارشناسانه به سوژه‌های سکس و جنسیت، رفتارهای متفاوت اجتماعی، ناهمسانی‌های بیولوژیک زن و مرد پرداخت و با روایت قصه‌های روزمره و به‌کارگیری تمثیل‌ها، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زنده‌گی انسانی را واکاوی ژرف کرده و به قول مولانای بزرگ از میان قصه‌ها، معنا و دانه را برون کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ای برادر قصه چون پیمانه‌ای است</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">معنی اندر وی به سان دانه‌ای است</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چیدمان پارچه‌های طنز با تمرکز روی یک تم و موضوع، از ویژه‌گی‌های دیگر این برنامه بود که در نوشتن و کارگردانی آن دقت و وسواس فراوان به‌کار رفته بود. مجریان با تسلط کامل و هماهنگی در گفتار و زبانِ بدن، با مخاطبان حاضر در برنامه ارتباط برقرار کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در یک استندآپ کمیدی موفق، محتوا و اجرا هم‌آهنگ‌اند و مجری با درهم‌آمیزی تجربه‌های روزانه و روایت قصه‌های معمول زنده‌گی با چاشنی طنز، تماشاگران را متوجه حقیقت‌های زشت و نابه‌هنجاری‌ها می‌سازد و هدف این است که شنونده‌گان از نقش تماشاگران منفعل به کنشگران فعال عملی یا ذهنی تبدیل شوند. باری فلیپ سیدنی شاعر بنام انگلیسی گفته بود: «کمیدی تقلیدی است از لغزش‌های عادی زنده‌گی، لغزش‌هایی که نویسنده آن را به مضحک‌ترین و تحقیرآمیزترین شیوهٔ ممکن ارائه می‌دهد.» فرجامی از یک‌سو قصه‌های روزمرهٔ اطراف و لغزش‌هایی را که هر روز در چار طرفمان می‌بینیم، به‌گونهٔ معنادار و شادی‌آور بیان کرد و با طنزهای گفتاری به تولید فکر و کنشگری در مورد سوژه‌های جنسیت و سکس و سیاست و تمثیل رویکرد ایرانی‌ها &#8211; و در مجموع شرقی‌ها &#8211; پرداخت، از سوی دیگر، او از منظر علم ارتباطات نیز چگونه‌گی رسانش پیام و درک آن را از سوی مخاطب و آسیب‌هایی که در جریان خط رسانش پیام از سوی فرستنده به مخاطب ایجاد می گردد، تشریح نمود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نیلاب سرابی نخستین استندآپ کمیدین زن افغانستانی، برای نخستین بار با تور «هارمونی رابطه، سمفونی تخت خواب» روی صحنه رفت و در پیش‌برنامهٔ این اجرا با جسارت و تابوشکنی به سوژه‌های حساس سکس، جنسیت و اخلاق پرداخت و با نقد نابرابری‌های جنسیتی و تیپ‌سازی «خود» خنده کاشت و فکر تولید کرد. یکی از بناهای طنز تولید فکر است. طنز تنها موجب خنده و سرگرمی نیست. خنده‌هایی که فرجامی و سرابی آفریدند، تصادفی نبودند و تنها برای خندیدن اجرا نشدند؛ بل این خنده‌ها انگیزه‌های برای تفکر، جستجو و پرسش در ذهن تماشاگران شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تیپ‌سازی یکی از شگردهای طنزپردازی است و به‌معنای تصویر یک چهرهٔ خاص و یک کرکتر است که محور طنز قرار می‌گیرد. یا به سخن دیگر، گزینش ویژه‌گی‌های جمعی یک ملت و یک فرهنگ و فشرده‌سازی آن در چارچوب کارکردهای یک فرد ویژه از همان گروه برای بازتاب ویژه‌گی‌های آن ملت و فرهنگ تیپ‌سازی گفته می‌شود. نیلاب سرابی در مقام یک تیپ قرار گرفت و با ذکر روایت‌هایی از زنده‌گی خود، دشواری‌ها، کلیشه‌های اجتماعی و تابوهای جامعهٔ افغانستان را در چارچوب طنزهای گفتاری، بازتاب داد، نقد کرد و با زیرکی مخاطبان را خنداند و به تفکر واداشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مرور شماری از پیام‌های مبتذل سکسیستی و سکس‌زدهٔ گروهی از آقایان به بانوان در رسانه‌های اجتماعی که بازتاب‌دهندهٔ فقر جنسی بودند، بخش دیگر این برنامه بود. داکتر فرجامی این پیام‌ها را همراه با معادلهٔ چند مجهولهٔ تلاقی حوزهٔ خصوصی با حوزهٔ عمومی که از پیامدهای مدرنیته است، با زبان شیرین و شوخ طنز بیان کرد و نیز تأثیرات اجتماعی و آسیب‌هایی را که چنین پیام‌هایی به‌ویژه روی زنان برجا می‌گذارند، یکایک شمرد. با دریغ که خشونت کلامی و رفتاری در شماری از جوامع چنان عادی و روزمره شده‌اند که جزئی از فرهنگ به‌شمار می‌آیند و عاملین آن آگاه نیستند که کردار و کنش‌شان موجب آزار و اذیت گروه‌های دیگر و آسیب‌های شدید روانی می‌گردند. باورهای نادرست در مورد آزادی‌های جنسی و زنان در غرب، منجر به رفتارهای نامناسب گروهی از به غربت‌رفته‌ها می‌گردد که در ارزش‌های غربی به مثابهٔ جرم و تعرض harassment تلقی می‌گردد و در باور مردمان ما شوخی و خوش‌طبعی پنداشته می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خوشبختم که یکی از تماشاگران این برنامهٔ خوب بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به داکتر محمود فرجامی و خانم نیلاب سرابی موفقیت های بیشتر آرزو می کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">یاددهانی: هرچند این برنامه را می‌توان از جنبه‌های دیگر نیز بررسی کرد، اما من به آن تنها از جنبهٔ نقد فمینستی پرداخته‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-11481" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8261.jpg?resize=500%2C334" alt="نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»" width="500" height="334" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8261.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8261.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8261.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>استندآپ کمیدی همدلی و هم‌زبانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سنجر سهیل، روزنامه نگار افغان &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">با دل ناخواسته در برنامهٔ استندآپ کمیدی </span><span style="font-weight: 400;">«هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب» شرکت کردم. راستش از این برنامه انتظار زیادی نداشتم. با این‌حال، این </span><span style="font-weight: 400;">استندآپ کمیدی</span><span style="font-weight: 400;"> با اجرای محمود فرجامی، طنزپرداز و استندآپ کمیدین ایرانی و نیلاب سرابی، استندآپ کمیدین افغانستانی، مرا غافلگیر کرد و برخلاف انتظارم بعد از ختم برنامه خیلی خوشحال و راضی بودم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">واقعیت این است که فرجامی و سرابی در این برنامه نه‌تنها اجرای فوق‌العاده‌ای ارائه کردند، بلکه با طنز پرداختن در رابطه با کلیشه‌های جنسیتی و تابوهای جنسی، که بیان آشکار آن در این زبان ممنوع و تابوست، در قلمرو زبان فارسی/دری صفحه‌ای جدیدی را به روی طنز گشودند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من تا قبل از شرکت در این برنامه به این باور بودم که در زبان فارسی/دری، نوشتن استندآپ کمیدی پیرامون تابو‌های جنسی آن هم با رعایت تابوها، امکان‌پذیر نیست. واقعیت این است که استندآپ کمیدی یک ژانر غربی به‌ویژه آمریکایی است که حتی در سرزمین خودش نیز هنوز عمر چندان طولانی‌ای ندارد. در زبان فارسی من به‌جز چند مورد محدود، شاهد کار بزرگی در این زمینه نبوده‌ام یا اگر بوده باشد، من از آن خبر نداشتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از سوی دیگر، طنز در زبان فارسی به‌دلایل سیاسی و فرهنگی دچار نوعی خودسانسوری است. به‌همین دلیل هم است که ما در گفت‌وگوهای روزمرهٔ خویش به‌جای کاربرد برخی واژگان و افعال جنسی از استعاره و کنایه استفاده می‌کنیم. البته در شوخی‌های روزمره و در میان اجتماعات کوچک، بیان واژگان و افعال جنسی رایج است، اما در زبان رسمی نوشتاری و گفتار در اماکن عمومی، چنین چیزی ممکن نیست. محمود فرجامی و نیلاب سرابی اما با اجرای فوق‌العاده زیبا و مجذوب‌کنندهٔ خویش قادر شدند با دور زدن تابوهای زبانی بی‌آنکه قاعده را بشکنند، یکی از بهترین استندآپ کمیدی‌های زبان فارسی را اجرا کنند. علاوه بر آن، هر دو کمیدین، بی‌آنکه از واژگان تابو در تمام طول برنامه که چیزی حدود دو ساعت بود، کار بگیرند، به‌خوبی قادر شدند تا پیامی را که حاملش بودند به مخاطبان حاضر در برنامه برسانند. این کار نشان‌دهندهٔ آن بود که محمود فرجامی و نیلاب سرابی زحمت زیادی برای نوشتن و اجرای این برنامه کشیده بودند و به‌خوبی حساسیت‌های فرهنگی زبان فارسی/ دری را پاس داشتند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نکتهٔ دیگری که در این برنامه خوشایند بود، حضور دو کمیدین هم‌زبان از دو کشور هم‌زبان یعنی ایران و أفغانستان بود. همه می‌دانیم که دولت ملایی ایران و ناسیونالیست‌های افغان تلاش گسترده‌ای به خرج داده‌اند تا میان هم‌زبانان ایرانی و افغان، فاصله، بی‌اعتمادی و بدبینی ایجاد کنند. برگزاری مشترک برنامه‌های فرهنگی به زبان فارسی و با حضور هنرمندان این دو کشور نه‌تنها باعث افزایش اعتماد و نزدیکی میان مردم این دو سرزمین می‌شود، بلکه حتی سبب می‌شود تا در آینده پرژوه‌های بیشتر فرهنگی میان هنرمندان و فرهنگیان این دو کشور شکل بگیرد و آثار هنری ماندگارتری در زبان فارسی تولید شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-11482" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8153.jpg?resize=500%2C334" alt="نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»" width="500" height="334" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8153.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8153.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8153.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>طنز هوشمندانه و سرعت در بیان شوخی‌ها</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آذر شیرخدایی &#8211; آمریکا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من با پسرم که ٢٢ سن سال دارد و از هشت سالگی در کانادا زندگی می‌کند، به این استندآپ کمدی جناب فرجامی با عنوان «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب» رفتیم. بارها و بارها پیش آمده بود فیلم کمدی یا جوک ایرانی را به‌همراه پسرم دیده و شنیده بودیم، ولی او به‌علت تفاوت فرهنگی و زبانی متوجه شوخی‌ها و نکتهٔ طنز آن فیلم و یا جوک نشده بود. قبل از رفتن به استندآپ کمدی آقای فرجامی این نگرانی را داشتم که پسرم متوجه شوخی‌ها نشود، با این‌حال به این برنامه رفتیم. بر خلاف انتظارم، پسر من در طول برنامه بی‌وقفه می‌خندید و این استندآپ کمدی شب بسیار خوبی را برای ما ساخت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">و اما نظر شخصی من دربارهٔ کیفیت استندآپ کمدی آقای محمود فرجامی: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">١- استندآپ کمدی جناب فرجامی هدف‌دار بود و از همان ابتدا در مسیر مشخصی شروع شد و در همان مسیر به پایان رسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">٢- با اینکه موضوع مورد بحث موضوع بسیار حساسی بود، خصوصاً در جامعهٔ ایرانیان که معمولاً فرهنگ سنتی فرهنگ غالب است، آن‌چنان مطالب و شوخی‌ها، ظریف و سنجیده، و با چهره‌ای جدی بیان می‌شد، که هیچ احساس بدی به حاضران نمی‌داد و آن‌ها را معذب نمی‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">٣- مطالب علمی و جهت‌دار بود. کاملاً مشخص بود که زحمت زیادی برای تهیهٔ مطالب کشیده شده است و روی موضوعات شوخی‌ها کاملاً فکر و کار شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۴- «سرعت شوخی‌ها» که به‌شدت در استندآپ کمدی مهم است، در برنامهٔ ایشان بالا بود؛ می‌شود گفت شاید در کمتر از یک دقیقه شوخی‌ها بیان می‌شدند، طوری‌که بی‌اغراق از فرط خنده خسته شده بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۵- ارتباط با حاضران و فی‌البداهه‌گویی بی‌نظیر بود. گاه فکر می‌کردم مخاطبی که در برنامه با او فی‌البداهه شوخی می‌شد، بخشی از ماجراست، ولی بعد نوبت به خودم، پسرم و دوستم رسید! و جناب فرجامی با ما شوخی‌های بسیار قوی و هوشمندانه‌ای می‌کرد، به‌طوری‌که صدای خندهٔ حضار فضا را به لرزه در می‌آورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۶- چهرهٔ آقای فرجامی بسیار جدی بود. در هر لحظه انتظار داشتم که مطلبی جدی بشنوم، ولی تناقض این شوخی‌ها با آن چهرهٔ جدی، موضوع و مطلب را خنده‌دارتر می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در مجموع، از نظر من سطح کیفی ارتباط با مخاطب، انتخاب موضوع، طنز هوشمندانه و سرعت در بیان شوخی‌ها در بین استندآپ کمدی‌هایی که من تا پیش از این به زبان فارسی دیده‌ بودم، قابل قیاس نبود. به تمام دوستانم رفتن به این استندآپ کمدی جناب فرجامی را قویاً توصیه می‌کنم. امیدوارم که دوباره آن را به کانادا بیاورند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-11483" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8228.jpg?resize=500%2C334" alt="نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»" width="500" height="334" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8228.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8228.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8228.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>قدمی در شکستن فریاد خاموش تحجر جنسی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آذر ضیامنش، مشاور خانواده و روان‌درمانگر – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد / از برق این زمرد، هی دفع اژدها کن</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب» را اگر از منظر و بعد روان‌شناختی بررسی کنیم، به جرئت می‌توان گفت برنامه‌ای بود تابوشکن و سنت‌شکن. قدمی در شکستن فریاد خاموش تحجر جنسی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">یکی از مهم‌ترین عوامل شادکامی در زندگی زناشویی و کیفیت زندگی خوب، داشتن روابط لذت‌بخش جنسی است، زیرا رضایت‌بخش نبودن روابط جنسی سبب ایجاد احساس محرومیت، ناکامی و عدم ایمنی در روابط می‌شود. موضوعی که ما عموماً در روابط بین زن و شوهر یا زوج‌ها در اتاق‌های دربستهٔ مشاوره شاهد آن هستیم، در درجهٔ اول نه فقط نداشتن دانش و آگاهی جنسی بلکه نداشتن جسارت ابراز مشکل و عدم رضایت در روابط جنسی است. این شرایط تأثیرات زیان‌باری را به پیکرهٔ خانواده وارد می‌کند. با شناخت چگونگی عملکرد جنسی و مؤلفه‌های آن و آگاهی از باورهای ناکارآمدی که مانع بزرگ ابراز وجود در این حیطه می‌شود، می‌توان تا حدود زیادی از آسیب‌ها پیشگیری کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از نظر من، در این برنامه هدف اساسی، ترک دادن باورها و نگرش‌هایی بود که افراد را هم از خود و هم از همسر و شریک زندگی و حتی شاید از فرزندان خود نیز دور می‌کند، چون باورها سبک‌های رفتاری و ارتباطی افراد را با هم شکل می‌دهد. محمود فرجامی با ظرافت هر چه تمام‌تر و با حفظ نهایت احترام و به زیبایی، با طنز و شوخی توانست قدم بزرگی در این مسیر بردارد و امیدوارم که با ایجاد یک «چرایی و چگونگی» در افکار خانواده‌های عزیزی که به دیدن این استندآپ کمدی آمدند، به‌قول سهراب سپهری عزیز: «جور دیگر باید دید» را شاهد باشیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-11484" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8193.jpg?resize=500%2C334" alt="نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»" width="500" height="334" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8193.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8193.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/06/PAR_8193.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>گذر از خط قرمز اجتماعی با اجرای یک کمدی ناب به دور از لودگی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">منصور فیروزبخش، کاردرمانگر، هنرمند موسیقی و تئاتر &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">استندآپ کمدی اجرایی تک‌نفره است که توسط بازیگری که به طنز، بازیگری و بداهه‌پردازی مسلط است، اجرا می‌شود. در استندآپ کمدی بازیگر در صحنهٔ نمایش دیوار چهارم ندارد، او بی‌واسطه با تماشاگر ارتباط برقرار می‌­کند و به اجرای برنامه می‌­پردازد. جریان حضور همه‌جانبهٔ ذهن در اجرای موفق استندآپ کمدی بسیار تأثیرگذار است. شخص مجری باید علاوه بر بازیگری، توان بالایی در انتقال مفاهیم و داستان‌­هایش داشته باشد و بتواند تماشاگران را در طول نمایش همراه و مسرور کند و باعث شگفتی و خندهٔ آنان شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">«هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»</span><span style="font-weight: 400;"> عنوان جذابی برای مخاطب‌­های عام و خاص به‌حساب می‌­آید. تبلیغات تأثیرگذار و موزیکال قبل از شروع اجرا با تصویر «اَکوانِ دیو» در سالن نیز به‌دلیل تضاد با عنوان مهرآمیز و رمانتیک نمایش بر جذب بیش­تر مخاطب تأثیر به‌سزایی داشت. این تلفیق هوشمندانه ذهن بیننده را آمادهٔ حضور طنزپردازی خلاق در کمدی-نمایشی نوین کرده بود؛ بالاتر از حد انتظاری که از یک کمدین در استندآپ کمدی می‌رود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پیش‌زمینهٔ ذهنی‌ای که از آقای محمود فرجامی برای مخاطب­ وجود دارد، بیشتر در خصوص ترجمه و تألیف کتاب است. با این پیش‌فرض، به‌همراه همسرم و تعدادی از دوستان نزدیک ایشان (خانم و آقا) به‌ تماشای این نمایش رفتیم. امیدوار بودم که در حضور این دوستان و در جمع دچار شرمندگی و حس معذب بودن نشوم که به‌درستی این اتفاق افتاد. حضوری ماهرانه که تقریباً هر لحظه باید منتظر سورپرایزی جدید می‌بودیم. اگر چه موضوع استندآپ در حقیقت نوعی تابوشکنی است، اما شاهد نوع خاصی از کمدی بودیم که علی‌رغم شکستن تابوهای جنسی، نه‌تنها زننده و ناپسند نیست، بلکه به‌نوعی باعث ایجاد حس همزادپنداری در آنان می‌­شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حضور کوتاه و مؤثر خانم نیلاب باب تازه‌ای از گفت‌و­گو بین دو فرهنگِ هم‌زبان از کشور ایران و افغانستان بود و پیش‌نمایش ایشان، آن هم برای اولین بار در صحنه‌ای حرفه‌ای بسیار دلنشین بود. حضور آقای فرجامی با چهره‌­ای جدی و روشنفکرمآبانه، و گذر از خط قرمز اجتماعی با اجرای یک کمدی ناب به دور از لودگی، تمام خصوصیاتِ استندآپ کمدی «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب» بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چنتهٔ آقای فرجامی پر از شوخی‌­های کوتاه و بداهه در زمینهٔ علم روان‌شناسی و جامعه‌شناسی بود و تازه و نو بودن این طنزها باعث شده بود نمایش تا انتها به همان شیرینی ابتدایش ادامه یابد. از طرفی نوستالژیک بودن آن دلیلی دیگر بر جذب تماشاگر بود. نه‌تنها من، بلکه اکثر حاضران در انتهای این نمایش طولانی که تقریباً دو ساعت بود، حالت تعجبی داشتیم که «آه! چه زود تمام شد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;">عکس‌ها از <span style="font-weight: 400;">مرضیه پروانه</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/06/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%a2%d9%be-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85/">نگاهی به استندآپ کمدی جدید محمود فرجامی، «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2019/06/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af%d8%a2%d9%be-%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">11478</post-id>	</item>
		<item>
		<title>باگ‌های رابطه</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2019/05/16/%d8%a8%d8%a7%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2019/05/16/%d8%a8%d8%a7%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 May 2019 00:19:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[استندآپ کمدی]]></category>
		<category><![CDATA[پیمان حقانی]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[محمود فرجامی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=11249</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگویی با محمود فرجامی دربارهٔ استندآپ کمدی تازه‌اش در کانادا دربارهٔ رابطه، سکس و روش‌های تباه در مُخ‌زنی! پیمان حقانی &#8211; ونکوور گروه زیادی محمود فرجامی را بیشتر با عنوان مترجم کتاب بی‌شعوری می‌شناسند، هرچند که او در حوزه‌های مختلف طنزآوری و طنزپژوهی فعال است. دو سال پیش در ونکوور میزبانِ این استندآپ کمدین بودیم؛ با موضوع «‌بی‌شعوری» و سایر کتاب‌های او در سالن دانشگاه SFU‌، برنامه‌ای که با حداکثر ظرفیت سالن و تماشاگر مورد...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/05/16/%d8%a8%d8%a7%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87/">باگ‌های رابطه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>گفت‌وگویی با محمود فرجامی دربارهٔ استندآپ کمدی تازه‌اش در کانادا دربارهٔ </b></span><span style="font-family: irseri;"><b>رابطه، سکس و روش‌های تباه در مُخ‌زنی!</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پیمان حقانی &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">گروه زیادی محمود فرجامی را بیشتر با عنوان مترجم کتاب بی‌شعوری می‌شناسند، هرچند که او در حوزه‌های مختلف طنزآوری و طنزپژوهی فعال است. دو سال پیش در ونکوور میزبانِ این استندآپ کمدین بودیم؛ با موضوع «‌بی‌شعوری» و سایر کتاب‌های او در سالن دانشگاه SFU‌، برنامه‌ای که با حداکثر ظرفیت سالن و تماشاگر مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. در ماه مهٔ امسال فرجامی قرار است با برنامه‌ای متفاوت و به میزبانی و تهیه‌کنندگی کمپانی تئاتر «نور‌ آبی» (Blue Light Theater Group) تور بزرگی را در پنج شهر مهم و دانشگاهی کانادا به روی صحنه ببرد. برنامه‌ای که به دو دلیل می‌تواند اهمیتی ویژه داشته باشد: یکی موضوع استندآپ کمدی، تحت عنوان «هارمونی رابطه، سمفونی تختخواب» که قرار است به موضوع رابطه و سکس بپردازد؛ موضوعی که در جامعهٔ فارسی‌زبان در نوع خود خاص است. دوم به روی صحنه رفتن نخستین بانوی استندآپ کمدین افغانستانی به نام «نیلاب» در گشایش (opening) برنامهٔ محمود فرجامی در این تور که اهمیت خاصی برای هم‌زبانان افغانستانی در سراسر دنیا دارد. به بهانهٔ این تور، با محمود فرجامی به گفت‌وگو نشستیم.</span></i></span></p>
<figure id="attachment_11252" aria-describedby="caption-attachment-11252" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-11252" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=500%2C343" alt="محمود فرجامی عکس از مهدی شعبانی" width="500" height="343" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=300%2C206&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-11252" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">عکس از مهدی شعبانی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>سلام. چطور شد که این‌طور شد؟ یا به‌عبارت دیگر چگونه سر از طنز و کمدی در آوردید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">می‌گویند یک نفر دید ملت در خیابان دور یکی جمع شده‌اند. خودش را رساند بالای سر مصدوم که از بلندی پرت شده بود پایین. از خودِ طرف که خونین و مالین افتاده بود پرسید «چی شده؟». طرف هم ناله‌کنان جواب داد «والا نمی‌دانم، من خودم هم تازه رسیده‌ام!». در جواب سؤال شما هم واقعیت این است که والا نمی‌دانم&#8230;! من در رشته‌های مختلفی درس خوانده‌ام که خودش به‌نوعی خنده‌دار است. دیپلم ریاضی-فیزیک گرفتم، در حالی‌که دوست داشتم در رشتهٔ انسانی درس بخوانم. بعد لیسانس کامپیوتر گرفتم، در صورتی‌که به‌شدت دوست داشتم لیسانس تئاتر بگیرم. به فلسفهٔ غرب علاقه داشتم و مجبور شدم در فوق لیسانس، فلسفهٔ اسلامی و حکمت اسلامی بخوانم و در عین حال هیچ‌ کار مرتبطی هم نمی‌کردم، یعنی نه مهندسی کامپیوتر می‌کردم و نه می‌فلسفیدم!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در ابتدای دههٔ هشتاد خورشیدی، روزنامه‌نگار شده بودم و آخر همان دهه به‌دلایلی که به قول سعدی «افتد و دانی» از ایران خارج شدم و در دانشگاه علوم مالزی دکترای ارتباطات گرفتم، که باز هم به قبلی‌ها هیچ ربطی ندارد. کاری هم که الان در خدمت شما دارم انجام می‌دهم در زمینهٔ استندآپ کمدی است که در کل ربطی به درسی که خوانده‌ام ندارد. و باز برای عجیب‌تر شدن ماجرا بگویم که در دانشگاه روی طنز و اسلام تحقیق می‌کنم. بله، فکر می‌کنم در نوع خودم عجیب و غریب‌ و خنده‌دارم. ضمناً مشهدی هم هستم!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چگونه شد که طنزپژوهی را جدی‌تر دنبال کردید؟ ظاهراً کتابی که در این زمینه نوشته‌اید یکی از معدود کتاب‌هایی است که دربارهٔ طنز فارسی در سطح آکادمیک نوشته و منتشر شده است.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بله ظاهراً اولین کتاب آکادمیک در زمینهٔ طنز سیاسی ایران را من نوشته‌ام که در واقع بر اساس پایان‌نامه‌ام در مقطع دکتری بود و انتشارات معتبر جان بنجامینز در آمستردام آن را چاپ کرد. طی سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ که در دانشگاه علوم مالزی مشغول به تحصیل بودم، عمدتاً دربارهٔ طنز سیاسی تحقیق می‌کردم و پیش از آن هم ده‌ سالی در مطبوعات و رسانه‌های ایران طنز سیاسی نوشته بودم. گزارشی از پایان‌نامه‌ام که دربارهٔ طنزپرداز سیاسی معاصر بود، همان وقت در کنفرانس سالانهٔ انجمن جهانی طنزپژوهی در سال ۲۰۱۲ برندهٔ جایزه شد و به‌دنبالِ آن، در کراکف یک سخنرانی داشتم. در آن جلسه، مقداری مایهٔ طنز به سخنرانی اضافه کردم که اولین استندآپ کمدی من به زبان انگلیسی هم بود. بعد از آن بلافاصله به دانشگاه‌های دیگری دعوت شدم و در زمینهٔ طنز این‌طرف و آن‌طرف سخنرانی کرده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>یعنی استندآپ کمدی را این‌طور شروع کردید؟ در کنفرانس‌ها و به زبان انگلیسی؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">خیر، من حدود ده سال پیش برای اولین بار در تهران استندآپ کمدی اجرا کردم. </span><span style="font-weight: 400;">در واقع طبق شواهد، من نخستین کسی هستم که تحت عنوان «استندآپ کمدی» در داخل ایران برنامهٔ کامل و مستقلی را اجرا کرده‌ است. در سالن فرهنگ‌سرای رسانه در تهران، ۲۶ آذرماه سال ۱۳۸۸ که البته عنایت دارید آن سال اصلاً زمان خوبی برای اجرای استندآپ کمدی و خنداندن مردم نبود.</span><span style="font-weight: 400;"> بعدش هم البته چند اجرا داشتم ولی اندکی بعد از ایران بیرون آمدانده(!) شدم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شما برای اجرای استندآپ کمدی در کانادا هستید و در سال‌های اخیر شاهد تورها و اجراهای مختلفی از شما بوده‌ایم. مثلا تور  بی‌شعوری یا استندآپی که برای شبکهٔ بی‌بی‌سی فارسی اجرا کردید و در نوروز پارسال از این شبکه پخش شد. چطور بین پژوهش، نگارش و اجرا پیوند می‌زنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به نظرم این‌ها منافاتی با هم ندارند. فرض کنیم شما نوازندهٔ گیتار هستید و هم‌زمان دربارهٔ تئوری موسیقی کتاب می‌نویسید و ترجمه می‌کنید و تاریخ موسیقی هم تدریس می‌کنید. خب این‌ها می‌توانند مکمل همدیگر و امتیاز شما باشند؛ البته به شرطی اینکه در هر کدام جداگانه کارتان خوب و قابل قبول باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شما دو سال قبل هم توری در کانادا برگزار کردید. نظر خودتان و مخاطبانتان دربارهٔ آن تور چه بود؟ کدام اجرای خودتان را بیشتر دوست داشتید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">کلاً به نظرم خاستگاه استندآپ کمدی آمریکای شمالی است و به دلایل گوناگونی بهترین اجراها هم اینجا انجام می‌شود. مثلاً در تور قبلی، من از انگلیس تا فرانسه و دانمارک و سوئد و آلمان&#8230; در شهرهای مختلف اجرا داشتم ولی بهترین اجراهایم به نظر خودم در کانادا بود. خصوصاً اجرای ونکوور را بسیار دوست دارم</span><span style="font-weight: 400;"> و فیلمی که از آن اجرا روی یوتیوب گذاشته شده، اجرای ونکوور است و نه مثلاً اجرای لندن که در سالن بسیار مجهز «آرتزدپو» انجام شد. چگونگی برنامه‌ریزی و سطح مخاطب دو عامل بسیار مهم‌اند که می‌توانند یک استندآپ‌ کمدین را سر شوق بیاورد یا حتی اجرایش را نابود کند. از هر دو نظر تجربه قبلی من در ونکوور عالی بود، هم برنامه‌ریزی دوستان در «رسانهٔ همیاری» و هم ایرانیان عزیزی که آمدند برای اجرا و واقعاً سرشار از خوش‌دلی و انرژی مثبت بودند. فکر کنم به همه خوش گذشت و اصلاً همان اجرا و ارتباط، پایهٔ این تور استندآپ کمدی در کانادا شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>به‌نظرتان آیا تفاوتی بین مخاطبان شهرهای مختلف کانادا وجود داشت؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">قطعاً. ببینید نه فقط بین شهرهای مختلف، بلکه بین اجراهای مختلف در مناطق گوناگون در یک شهر هم اختلاف سطح هست. خصوصاً برای کسی مثل من که نمی‌رود روی صحنه یک سری جوک‌ها و شوخی‌های عمومی بگوید و مردم را بخنداند، این اختلاف سطح کاملاً مشهود و مهم است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>موضوع اصلی استندآپ کمدی امسال شما «سکس» و «رابطه» است؛ با توجه به اینکه از دید جامعه این موضوع خط قرمز است، چرا این موضوع را انتخاب کردید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">چون رابطه و سکس، موضوع اصلی زندگی انسان‌هاست. همان‌طور که گفتم، استندآپ کمدی‌های من بیشتر موضوع‌محور است، یعنی در واقع هدف و علاقهٔ شخصی من صرفاً خنداندن مردم نیست، در متن و بطن قضیه باید حرفی برای گفتن داشته باشم. همان‌طور که یک موزیسین یا شاعر یا نقاش با توجه به علاقه و تخصصش هدفی را دنبال می‌کند و در آثارش سعی می‌کند به زبان خودش به هدفش نزدیک بشود، من هم حرفی را که مد نظرم است، با زبان طنز می‌زنم.</span><span style="font-weight: 400;"> در استندآپ «بی‌بی‌سی باز چی تو کله‌ته؟» شاید برای اولین بار در تاریخ رسانه، یک استندآپ کمدی از شبکه‌ای پخش شد که در بیش از یک ساعت همان شبکه و مدیران و مخاطبانش را به نقد می‌کشید. در «بی‌شعوری» حرفم این بود که مشکل ما پول و سواد و خارج رفتن و دانشگاه و این‌ها نیست، یک چیزی است که کم داریم و دارد ما را بیچاره می‌کند و آن شعور است. رابطهٔ عاطفی و جنسی هم که این دفعه موضوع استندآپ کمدی‌ام است از همان جنس است: چیزی این میان بسیار لازم است که الزاماً با پول و سواد و خارج رفتن و این چیزها حل نمی‌شود.</span></span></p>
<figure id="attachment_11251" aria-describedby="caption-attachment-11251" style="width: 339px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-11251 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%B4.jpg?resize=339%2C500" alt="محمود فرجامی عکس از بهرنگ رادمنش" width="339" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%B4.jpg?w=339&amp;ssl=1 339w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%85%D9%86%D8%B4.jpg?resize=203%2C300&amp;ssl=1 203w" sizes="auto, (max-width: 339px) 100vw, 339px" /><figcaption id="caption-attachment-11251" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">عکس از بهرنگ رادمنش</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اصولاً کم‌اند کسانی که پژوهشگر باشند و استندآپ هم اجرا کنند. کسانی داریم مثل «داوکینز» که از زیست‌شناسان برجسته است و وقتی سخنرانی می‌کند چند تا شوخی هم کنارش می‌کند، اما به این شکل که مستقیماً موضوعی دستمایهٔ استندآپ قرار بگیرد، تا جایی که می‌دانم نبوده است. این دغدغه‌های فکری که می‌گویید به چه شکل و فرمی به موضوع و متن استندآپ تبدیل شد؟ و آیا نگاه تازه‌ای به این مقوله دارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">اگر در کانتکست استندآپ کمدی حرف بزنیم و مقایسه کنیم، باید بگویم بله، نگاه تازه‌ای دارم و معتقدم این حرف‌ها را در جامعهٔ ایرانی و فارسی‌زبان، کسی در این قالب نزده است. پژوهش پشتش است و از نظریه‌های جامعه‌شناسی و روان‌شناسی بهره برده‌ام. یا مثلاً </span><span style="font-weight: 400;">من مفصلاً و طی سال‌ها با خانم منصوره موسوی،‌ جامعه‌شناس ایرانی که دو کتاب بسیار ارزشمند به نام‌های «زنانگی و بدن» و «تابوی زنانگی» را در ایران منتشر کرده است، در ارتباط بوده‌ام. خانم موسوی برای پژوهش‌هایش با حدود ۳۰۰ زن مصاحبه عمیق و نیمه‌عمیق کرده که آمار بالایی در مصاحبه است.</span><span style="font-weight: 400;"> آنچه در سطح عمومی می‌بینیم این است که از بُعد ارتباطی، شناخت دنیای زنان و حتی مردان که پیچیدگی کمتری دارند، به‌قدری شایع (و ضایع!) است که حالا حالاها جای کار دارد. و خب می دانید که صحبت دربارهٔ ناشناخته‌ها و کم‌شناخته‌ها همیشه یکی از بهترین موضوعات برای استندآپ کمدی است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حرف من در وهلهٔ اول این است چرا ما ایرانی‌ها این‌قدر در خصوص صحبت دربارهٔ سکس و حتی به زبان آوردن کلمات مرتبط با سکس و اعضای جنسی بدن پرهیز می‌کنیم؟ به‌نظرم این خط قرمز باید جابه‌جا بشود و باید در این‌مورد بیشتر صحبت و بحث و بررسی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">البته </span><span style="font-weight: 400;">صحبت من فقط تغییر زبان نیست؛ بحث این است که ما، هم در روابطمان و هم عواطفمان سانسور داریم.</span><span style="font-weight: 400;"> در رشته‌ای که من درس خوانده‌ام و بخشی از پایان‌نامه‌ام که الان خودش کتاب شده و در دسترس هم هست، راجع به نظریهٔ فروید بحث شده است؛ در این سری مطالعات، </span><span style="font-weight: 400;">به‌نظرم چیزهایی هست که جزء اصول روانی انسان است مثل خشم، مثل طنز و مثل سکس؛ و همهٔ این‌ها به هم ربط دارند. به‌نظرم ساختمان روان انسان از جنسیت و سکس سرچشمه می‌گیرد و خوشحال‌ام که فرصتی می‌شود تا در قالب استندآپ کمدی و شوخی و خنده از این چیزها فراتر از شوخی‌های معمولی جنسی و جنسیتی، حرف بزنیم.</span><span style="font-weight: 400;"> تا چیزی از حالت تابو درنیاید، نمی‌شود بهبودش بخشید و خندیدنِ آگاهانه یکی از بهترین روش‌ها برای این کار است تا رابطه‌هایمان بهبود یابد. البته عنایت دارید که معمولاً «همهٔ راه‌ها به رُم ختم می‌شود» و خب رابطهٔ بهتر هم می‌تواند به سکس، که بخش شیرین و خنده‌دارترین بخش ماجراست ختم شود!</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا جرقهٔ این موضوع از آن نوشته‌ها و ترجمه‌ها سرچشمه گرفت؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">یکی از کتاب‌های من که خیلی معروف است کتاب «بی‌شعوری» است که در واقع ترجمه و بازآفرینی است. بعد از آن خودم کتاب دیگری نوشتم به نام «بی‌شعوران» که دچار ناملایمات سانسور و توقیف شد. بخشی از هر دو کتاب، و به‌خصوص  بی‌شعوران، در مورد رابطهٔ جنسی است و حرف من این است که اتفاقاً این زورگویی‌ها، این بی‌شعوری و این تجاوز به حرمت و حقوق دیگران را ما در مسائلی که مربوط به سکس است، خیلی استفاده می‌کنیم. از فحش‌ها تا نسبت‌های مختلفی که به همدیگر می‌دهیم بگیر تا حتی خود عمل سکسی که گاه تبدیلش می‌کنیم به ابزار سلطه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">عموم مردان، نه تنها ایرانی و در ایران، که اساساً در همه‌جا مزاحم خانم‌ها می‌شوند. در هر جامعه‌ای به یک شکل است، هر جایی بی‌شعوری مخصوص خودش را دارد و سؤال این است که چرا اصلاً یک انسان این کنش را انجام می‌دهد؟ چقدر این کارها ناشی از سلطه‌جویی و  بی‌شعوری است و چقدر حاصل نادانی و انتخاب روش‌های اشتباه؟ تمرکز من البته روی راهکار است. اینکه چطور دنیای جنس مخالف و طرف مقابل را بشناسیم تا رابطهٔ بهتری داشته باشیم؟</span><span style="font-weight: 400;"> خالی از لطف نیست که بگویم من در جریان آماده‌سازی این استندآپ کمدی در شبکه‌های اجتماعی‌ام از مخاطبان خانم خواستم که پیامهایی که عموما از سوی آقایان برای ایجاد رابطه یا به قولی «مخ‌زنی» می‌گیرند برایم بفرستند. بیش از صد پیام و اسکرین‌شات گرفتم که هم‌زمان تأسف‌آور و خنده‌دار بودند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چطور؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">چون </span><span style="font-weight: 400;">از یک طرف می‌بینید چقدر بیشتر این پیام‌ها ساده‌لوحانه، ناشیانه و در بسیاری مواقع بی‌ادبانه و توهین‌آمیزند که خب این تأسف‌بار است. از طرف دیگر این مسئله خیلی مضحک است که مثلاً یک آقا فکر می‌کند با کپی پیست یک متن عاشقانهٔ مسخره، یا حتی عبارتی به پینگیلیش مثل «salam, khobi gogoli?‎»، و فرستادنش برای پنجاه تا خانم می‌تواند به سرعت به ایجاد رابطه برسد!</span><span style="font-weight: 400;"> تازه این جنبهٔ خوب ماجراست، باور کنید یک پیام‌هایی را دوستان برای من فرستاده‌اند که اصلاً آدم خجالت می‌کشد آن‌ها نقل کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>در جریان این تور اتفاق مهمی را هم شاهدیم و آن به روی صحنه رفتن اولین استندآپ کمدین زن افغانستانی در شهرهای ونکوور و کلگری به‌عنوان اجرای گشایش برنامه است. چطور با ایشان آشنا شدید و چه شد که توافق کردید در بخشی از برنامه‌تان به‌روی صحنه بروند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پارسال دوره‌ای آموزشی با عنوان «استندآپ، از ایده تا اجرا» را به‌طور آنلاین برگزار کردم. دورهٔ خوبی بود و مورد استقبال قرار گرفت تا جایی که مجبور شدیم این دوره را در دو کلاس مجزا برگزار کنیم. یک کلاس عموماً بچه‌هایی بودند که از برنامهٔ خندوانه آمده بودند و در داخل ایران زندگی می‌کنند و می‌شود گفت که نیمه‌حرفه‌ای بودند و دیگری هم گروه بچه‌های خارج از ایران بودند با علایق مختلف و از کشورهای انگلستان، استرالیا و آمریکا که متفاوت برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">معمولاً هنگام ثبت‌نام انگیزه و علت و علاقه‌مندی به یادگیری استندآپ را از هنرجوها می‌پرسم و بعد ثبت‌نام می‌کنم. یکی از این هنرجوها جواب سؤال‌ها را با نثری خاص نوشته بود و خیلی با‌مزه بود و حس کردم که او یا نویسنده است یا خیلی بامزه یا هر دو! ازش خواستم که حتماً شرکت کند و او هم در کلاس شرکت کرد و آنجا بود که متوجه شدم افغانستانی‌ست. از همان جلسهٔ اول مشخص شد که «نیلاب سرابی» استعداد خاصی‌ دارد و با توجه به اینکه در آمریکا دانشجوی فوق‌لیسانس روان‌شناسی بود و مادر دو بچه، فکر می‌کردم زیاد فعال نخواهد بود؛ اما برعکس انتظار اولیهٔ من، بسیار با پشتکار و فعال بود. در تمام کلاس‌ها سعی می‌کردم که با همه یک‌جور برخورد کنم و به همه تکلیف می‌دادم و کسی که تکالیف را کامل‌تر و بهتر انجام می‌داد، نیلاب بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خلاصه کنم که در طول چند ماه به این نتیجه رسیدیم که او کاملاً شایستگی و توانایی آن را دارد که به‌عنوان نخستین زن استندآپ کمدین افغانستانی به‌روی صحنه برود و باقی‌اش را هم که بیست و چهارم می در سالن کی‌میک آرت سنتر ونکوور، و فردایش در کلگری خواهید دید. مطمئنم که هم هم‌وطن‌های افغانستانی‌ِ نیلاب و هم ایرانی‌های عزیز از اجرای گشایش او بسیار لذت خواهند برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا به‌عنوان کلام آخر، صحبت دیگری دارید که با خوانندگان ما در میان بگذارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌نظر من ونکوور یک قطب فرهنگی مهم در میان جامعهٔ فارسی‌زبانان کانادا و حتی آمریکای شمالی است و اینکه می‌بینیم با وجود بُعد مسافت بسیار زیادی که نسبت به ایران و اروپا دارد، باز هم طرف توجه هنرمندان و اهل فرهنگ است، به‌همین علت است. با این‌حال، نسبت به جمعیت فارسی‌زبانی که این شهر دارد، و همین‌طور ترکیب جمعیتی آن که در آن دانشجویان و دانشگاهیان و صاحبان صنعت و سرمایه و اهل فرهنگ و هنر بسیار زیادند، هنوز جای کار و عرضهٔ بسیار بیشتری هست. مسائل فرهنگی و هنری هم، به‌خصوص اگر مستقل و آلترناتیو باشند، رشد نمی‌کنند مگر با توجه و پشتیبانی مردم. خرید یک کتاب، مجله، سی‌دی، یا بلیت تئاتر و کنسرت و استندآپ کمدی یعنی حمایت از هنری که دوست داریم و پشتیبانی چرخهٔ مالی آن. در همین برنامه من، دوست مشترکمان ژوبین غازیانی، مدیر تئاتر نور آبی، دست کم شش ماه درگیر کار بوده است. فقط برای طراحی پوستر ما با نزدیک به ده گرافیست صحبت کردیم و همین طرحی که می‌بینید را نهایتاً صالح تسبیحی که از گرافیست‌های برجستهٔ داخل ایران است بعد از نزدیک به بیست اتود ساخت. </span></p>
<figure id="attachment_11253" aria-describedby="caption-attachment-11253" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><a href="https://kaymeek.com/events/relationship-harmony-bed-symphony" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-11253 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Farjami_79.jpg?resize=500%2C329" alt="گفت‌وگویی با محمود فرجامی دربارهٔ استندآپ کمدی تازه‌اش در کانادا دربارهٔ رابطه، سکس و روش‌های تباه در مُخ‌زنی!" width="500" height="329" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Farjami_79.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Farjami_79.jpg?resize=300%2C197&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/05/Farjami_79.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></a><figcaption id="caption-attachment-11253" class="wp-caption-text"><a href="https://kaymeek.com/events/relationship-harmony-bed-symphony" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><span style="font-family: pfont;">برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ استندآپ کمدی ونکوور روی عکس بالا کلیک کنید</span></a></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شاید باور نکنید که برای همین طرح ما نزدیک به پنجاه طرح و عکس و روزنامه دوران قاجار را واکاویدیم. یا مثلاً تیزرهای تبلیغاتی‌مان که فیلم‌برداری و مونتاژ آن‌ها روزها و هفته‌ها وقت برده است. بیشتر عکس‌ها را عکاسان حرفه‌ای گرفته‌اند. حتی ترانه هم ساخته‌ایم. خب تمام این‌ها وقت و هزینه می‌برد و مسئله فقط تبلیغ و فروش نیست، یک پروسهٔ فرهنگی است، به‌نحوی که ما می‌توانیم ادعا کنیم اصلاً سطح کیفی تبلیغات در کانادا را یک گام بالاتر برده‌ایم و به شأن و سلیقهٔ فارسی‌زبان‌های کانادا نزدیک‌تر شده‌ایم. همهٔ این‌ها برای ادامه و پیشرفت منوط به حمایت و استقبال مخاطب است و آن هم در حالی که مثلاً بلیت استندآپ کمدی ما، آن هم برای موضوعی خاص و واقعه‌ای تاریخی (تولد استندآپ کمدی افغانستان)، در مقایسه با کارهای مشابه ارزان‌تر است. این است که اگر بخواهم خیلی فارسی‌تر (!) بگویم این است که: بی.لیط.بِ.خَ.رید!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.</b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/05/16/%d8%a8%d8%a7%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87/">باگ‌های رابطه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2019/05/16/%d8%a8%d8%a7%da%af%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">11249</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ورشکسته به تقصیر دیگران! &#8211; یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/10/12/%d9%88%d8%b1%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%82%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/10/12/%d9%88%d8%b1%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%82%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Oct 2017 15:06:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعوری]]></category>
		<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[خاویر کرمنت]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر محمود فرجامی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[محمود فرجامی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=6652</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر محمود فرجامی &#8211; ترکیه اخیراً یادداشتی از آقای جلیسه در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان دست‌به‌دست شد و به من هم رسید. نوشته‌ٔ ایشان دربارهٔ سری‌دوزی کتاب است  با ذکر چهار نمونه کپی‌کاری از کتاب بیشعوری، همگی با طرح جلد، عنوان، فونت، شناسه و متن مشابه، اما توسط چهار ناشر ظاهراً مختلف در قم! اتفاقی که با وجود حیرت‌انگیزبودن، تنها گوشه‌ای از فاجعه‌ای است که بر سر یک کتاب و مترجم و ناشرش آمد. فاجعهٔ بیشعوری!...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/10/12/%d9%88%d8%b1%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%82%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/">ورشکسته به تقصیر دیگران! &#8211; یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85%db%8c/">دکتر محمود فرجامی</a> &#8211; ترکیه </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اخیراً یادداشتی از آقای جلیسه در شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان دست‌به‌دست شد و به من هم رسید. نوشته‌ٔ ایشان دربارهٔ سری‌دوزی کتاب است  با ذکر چهار نمونه کپی‌کاری از کتاب بیشعوری، همگی با طرح جلد، عنوان، فونت، شناسه و متن مشابه، اما توسط چهار ناشر ظاهراً مختلف در قم! اتفاقی که با وجود حیرت‌انگیزبودن، تنها گوشه‌ای از فاجعه‌ای است که بر سر یک کتاب و مترجم و ناشرش آمد. فاجعهٔ بیشعوری!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>داستان بیشعوری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">کتابی به نام «بیشعوری» را من، محمود فرجامی، نخستین بار در سال ۱۳۸۶ از کتابی به زبان انگلیسی به نام Asshole No More به فارسی برگرداندم. کاری که نزدیک به یک سال زمان برد، چرا که متن اصلی علی‌رغم ظاهر ساده‌اش، آن‌طور که جذاب و امروزی و خواندنی باشد، به فارسی درنمی‌آمد. مثال‌ها قدیمی بودند (کتاب در سال ۱۹۹۰ چاپ شده) و شوخی‌ها تقریباً برای خوانندهٔ فارسی‌زبان نامفهوم و بی‌مزه. علاوه بر آن، کتاب لحنی شبه‌علمی داشت در نقیضه‌سازی (تقلید تمسخرآمیز) از کتاب‌هایی که قرار است با خواندن آن‌ها یک‌شبه پول، اعتمادبه‌نفس، روابط زناشویی و مدیریتِ خواننده دگرگون شود. با موضوعی تکان‌دهنده دربارهٔ احمق‌های خودخواه باهوش؛ کسانی که من اصطلاح «بیشعور» را از میان واژگان موجود برگزیدم و به‌نظرم هم در معادل‌یابی و هم ترجمهٔ کتاب با تمام ظرایفی که برگردان چنین متنی لازم می‌نماید، موفق بودم، یا منتهای همت را به‌خرج دادم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6671" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/images.jpg?resize=192%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="192" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/images.jpg?resize=192%2C300&amp;ssl=1 192w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/images.jpg?w=320&amp;ssl=1 320w" sizes="auto, (max-width: 192px) 100vw, 192px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6654" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/22nd.jpg?resize=186%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="186" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/22nd.jpg?resize=186%2C300&amp;ssl=1 186w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/22nd.jpg?w=268&amp;ssl=1 268w" sizes="auto, (max-width: 186px) 100vw, 186px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اما این کتاب مجوز انتشار نگرفت و پس از مدتی خاک خوردن، سرانجام به پیشنهاد دوستی فایل پی‌دی‌اف آن را به رایگان برای عموم بر روی وب‌سایت شخصی‌ام (‌<a href="http://debsh.com">debsh.com</a>) قرار دادم. در صفحه‌بندی غیرحرفه‌ای برای این کار، از بعضی تایپوگرافی‌های دوستم صدرا بهشتی استفاده کردم، حاشیه‌هایی طنزآمیز در بعضی صفحات گذاشتم و از آنجایی که طرح جلد کتاب اصلی بسیار ساده و صرفاً نام کتاب بود، طرحی از تابلوی جیغ مونش را، که به‌خاطر گذشت بیش از سی سال از درگذشت مؤلف مشمول کپی‌رایت نیست، برای طرح جلد انتخاب کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از کتاب به‌سرعت استقبال شد و طی چند هفته نسخه‌های کاغذی آن هم سر از کتابفروشی‌های سیار و حتی رسمی درآورد، و از همان هنگام هر روز بی‌اخلاقی و حقهٔ جدیدی در مسیر «بیشعوری» نمایان شد! مثلاً یک بار به اسم انتشارات گوتنبرگ (سوئد) به بازار زیرزمینی کتاب رفت، در حالی‌که مدیر آن انتشارات مثل من روحش از این ماجرا خبر نداشت. اما وقتی، پس از روی کار آمدن دولت روحانی، یک انتشارات رسمی در تهران پس از اخذ قرارداد رسمی با من توانست مجوز انتشار این کتاب را بگیرد، بازی تازه شروع شد&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>کپی‌کاران جهان متحد شوید!</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">کتاب از همان روز نخست که به بازار رسمی آمد مورد استقبال شدید قرار گرفت و بسیاری که پیش‌تر آن را دانلود کرده بودند، نسخهٔ کاغذی را نیز خریدند. اینجا بود که پخته‌خواران گرامی دست‌به‌کار شدند و هر روز ناشری و مترجمی تازه، به صف بیشعوری‌سازان اضافه شد. عجبا که از این عزیزان گاه جز اسم، سابقهٔ دیگری نبود و بعضاً حتی اعتراف کردند که جلد کتاب اصلی را هم ندیده‌اند! در مقابلِ انتشارات تیسا که ناشر قانونی و رسمی کتاب بود، انتشارات آتیسا علم شد، بیش از ده مترجم همان بیشعوری را که ناشر اصلی در آمریکا حق ترجمه و انتشار «انحصاری‌»اش را به محمود فرجامی واگذار کرده بود، ترجمه کردند. همهٔ به اصطلاح ترجمه‌ها تقریباً کپی از روی یک کار بود، همگی همان طرح جلد ابداعی من را کپی کردند و یکی از همان «مترجم»ها مدعی شد که این طرح جلد اصلی کتاب است؛ یعنی ایشان زحمت گوگل کردن کتابی را که مدعی ترجمه آن است هم، به خود نداده است! بیشعوری ۲ و ۳ گاه با ترجمهٔ مترجم‌های خیالی و گاه تحت اسم «خودِ من» منتشر شدند! «بیشعوری اصلی و بدون سانسور» به بازار آمد&#8230; و در مجموع می‌توانم بگویم کتاب بیشعوری کلکسیونی از بیشعوری و حق‌کشی و دزدیِ ادبی را دور خود جمع کرد چنان‌که تا امروز خود من ۲۱ نمونه از همین کتاب‌ها را جمع‌آوری کرده‌ام!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6656" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96218009.jpg?resize=191%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="191" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96218009.jpg?resize=191%2C300&amp;ssl=1 191w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96218009.jpg?w=264&amp;ssl=1 264w" sizes="auto, (max-width: 191px) 100vw, 191px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6657" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96604821.jpg?resize=198%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="198" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96604821.jpg?resize=198%2C300&amp;ssl=1 198w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96604821.jpg?w=264&amp;ssl=1 264w" sizes="auto, (max-width: 198px) 100vw, 198px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6659" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-02.jpg?resize=208%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="208" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-02.jpg?resize=208%2C300&amp;ssl=1 208w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-02.jpg?w=346&amp;ssl=1 346w" sizes="auto, (max-width: 208px) 100vw, 208px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6660" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-15.jpg?resize=197%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="197" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-15.jpg?resize=197%2C300&amp;ssl=1 197w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-15.jpg?w=329&amp;ssl=1 329w" sizes="auto, (max-width: 197px) 100vw, 197px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6661" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-39.jpg?resize=214%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="214" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-39.jpg?resize=214%2C300&amp;ssl=1 214w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-39.jpg?w=357&amp;ssl=1 357w" sizes="auto, (max-width: 214px) 100vw, 214px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6663" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-47.jpg?resize=209%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="209" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-47.jpg?resize=209%2C300&amp;ssl=1 209w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-47.jpg?w=349&amp;ssl=1 349w" sizes="auto, (max-width: 209px) 100vw, 209px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6664" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-59.jpg?resize=210%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="210" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-59.jpg?resize=210%2C300&amp;ssl=1 210w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-01-02_01-46-59.jpg?w=350&amp;ssl=1 350w" sizes="auto, (max-width: 210px) 100vw, 210px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6667" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Samsung-9-19-2016-809.jpg?resize=199%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="199" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Samsung-9-19-2016-809.jpg?resize=199%2C300&amp;ssl=1 199w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Samsung-9-19-2016-809.jpg?w=332&amp;ssl=1 332w" sizes="auto, (max-width: 199px) 100vw, 199px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6658" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/blue.jpg?resize=214%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="214" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/blue.jpg?resize=214%2C300&amp;ssl=1 214w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/blue.jpg?w=356&amp;ssl=1 356w" sizes="auto, (max-width: 214px) 100vw, 214px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6653" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-09-20_11-05-38.jpg?resize=500%2C222" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="500" height="222" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-09-20_11-05-38.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/photo_2017-09-20_11-05-38.jpg?resize=300%2C133&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-6655" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96209279.jpg?resize=194%2C300" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="194" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96209279.jpg?resize=194%2C300&amp;ssl=1 194w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/96209279.jpg?w=264&amp;ssl=1 264w" sizes="auto, (max-width: 194px) 100vw, 194px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6668" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/AssBobSfanji.jpg?resize=500%2C263" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="500" height="263" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/AssBobSfanji.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/AssBobSfanji.jpg?resize=300%2C158&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6669" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Nashre_Teena.jpg?resize=315%2C500" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="315" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Nashre_Teena.jpg?w=315&amp;ssl=1 315w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Nashre_Teena.jpg?resize=189%2C300&amp;ssl=1 189w" sizes="auto, (max-width: 315px) 100vw, 315px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6670" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Niloofar-Bayat.jpg?resize=414%2C500" alt="یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب" width="414" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Niloofar-Bayat.jpg?w=414&amp;ssl=1 414w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/10/Niloofar-Bayat.jpg?resize=248%2C300&amp;ssl=1 248w" sizes="auto, (max-width: 414px) 100vw, 414px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نمونه‌هایی که آقای جلیسه جمع کرده و به خوبی درباره‌شان توضیح داده، تنها مشتی از خروار است. البته مشت اخیر، شاید ارزش بیشتری داشته باشد، از این جهت که ناشری به‌صورت خانوادگی (پدر، پسر، دختر&#8230; هر کدام مدیر یک انتشارات مجزا!) زحمت آن‌ها را کشیده است؛ ناشری که در تهران ثبت شده است و در قم اعلام وصول می‌کند، خانواده‌ای که پدر عضو اتحادیه ناشران قم است&#8230; ناشرانی زنجیره‌ای که می‌توانند برخلاف ضوابط نمایشگاه کتاب، «بیشعوری»هایشان را در تمام غرفه‌ها پخش کنند و بفروشند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>حاصل ایام</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حاصل این‌ها به خاک سیاه نشستن مترجم و ناشر اصلی و قانونی است. به‌عنوان نمونه چندی پیش کتاب بیشعوری با ترجمهٔ من از فروشگاه زنجیره‌ای بزرگی حذف شد، چون ناشر فقط چهل درصد تخفیف به فروشگاه می‌داد. درست خواندید؛ «فقط ۴۰ درصد»! و دیگرانی بودند که با تخفیف بهتری بیشعوری پخش می‌کردند. حتی زمانی به‌سراغ یک کتابفروشی ایرانی در آلمان رفتم که بیشعوری تقلبی می‌فروخت و اتفاقاً مدیر آنجا انسان خوبی به‌نظر می‌رسید؛ وقتی ماجرا را توضیح دادم با تأسف سری تکان داد و گفت این کتاب‌ها همگی در ایران مجوز قانونی پخش دارند و نمی‌تواند برایم کاری کند. راست هم می‌گفت؛ وقتی دولت در ایران به آن‌ها مجوز می‌دهد، فروشنده حتی می‌تواند در آلمان به آن استناد ‌کند، خصوصاً که سود بیشتری هم در آن باشد!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در تمام این سال‌ها، ادارهٔ کتاب وزارت ارشاد در جریان شکایت‌های متعدد‌ ما بوده است و هیچ‌کاری نکرده است. علاوه بر آن، شکایتی رسمی در قوهٔ قضاییه هم مطرح کردیم، اما به‌جز پرداخت هزینهٔ وکیل سود دیگری نداشت!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حاصل این‌ها نابودشدن کتاب «بیشعوران» بوده است؛ کتابی که با وجود آنکه به‌زعم من بسیار بهتر از «بیشعوری» است، در لابه‌لای این هیاهو گم شد. وقتی دست کم بیست چاپ بی‌کیفیت از یک کتاب، با عنوان و حتی طرح جلد مشابه به بازار بیاید، طبیعی هم است چنین گم شدنی. طبیعی هم است که ناشر نتواند تعهدات مالی‌اش را به مترجم و نویسنده &#8211; مترجم و نویسنده واقعی و نه از زیرِ بوته درآمده &#8211; ادا کند. و طبیعی‌ست که هر دو یا تن به کار نازل بدهند و یا ورشکست بشوند، گیریم که ورشکستگی یکی مالی باشد و دیگری روحی و روانی &#8211; علاوه بر مالی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حاصل این است که بدین‌وسیله من، محمود فرجامی، مترجم و مؤلف بیش از ده کتاب به فارسی، به‌عنوان عضو بسیار کوچکی از صنعت نشر اعلام ورشکستی می‌کنم و به صف بلند ورشکستگان این حوزه می‌پیوندم. اعلام ورشکستگی می‌کنم، چون نمی‌دانم در صنعتی که هیچ حق و حقوقی در آن ندارم، چرا و چگونه باید ادامه بدهم. پرسشی که بی‌شک صدها نویسنده و مترجم دیگر که از این ورطه رخت بیرون کشیدند، از خویش پرسیده‌اند و هزاران نفر دیگری که گاه پیش از ورود به این عرصه، عطایش را به لقایش می‌بخشند، از خود خواهند پرسید. تبریک به کپی‌کاران و پخته‌خواران و دغل‌بازان از یک سو و مسئولان و متولیان بخش کتاب ایران از سویی دیگر، برای نزدیک کردن یک گام دیگر صنعت نشر به نابودی کامل. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فقط ای کاش این صدا، این مرثیه، این هشدار به گوش اهل کتاب برسد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مهر ۱۳۹۶</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">محمود فرجامی</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/10/12/%d9%88%d8%b1%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%82%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/">ورشکسته به تقصیر دیگران! &#8211; یادداشت مترجم «بیشعوری» دربارهٔ این کتاب</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/10/12/%d9%88%d8%b1%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%82%d8%b5%db%8c%d8%b1-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6652</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سی و هشتمین شمارهٔ «رسانهٔ همیاری» منتشر شد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/09/22/%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/09/22/%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Sep 2017 14:37:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آرشیو مجلات]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان مهاجر]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياري]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه همياری]]></category>
		<category><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[محمود فرجامی]]></category>
		<category><![CDATA[همیاری ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=6480</guid>

					<description><![CDATA[<p>برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه اینجا کلیک کنید همراه با گفت‌وگو‌یی با محمود فرجامی، طنزنویس و طنزپژوه که به‌زودی برنامهٔ «کمدی‌کتاب بیشعوری» را در ونکوور اجرا خواهد کرد. نسخهٔ چاپی شمارهٔ سی‌‌ و هشتم «رسانهٔ همیاری» در فروشگاه‌های ایرانی در ونکوور، نورث‌شور، ترای‌سیتی و برنابی در دسترس است. در نسخهٔ دیجیتال، آگهی‌های قابل کلیک با نماد زیر مشخص شده است. با مطالب و آثاری از: زهرا آهن‌بر، یلدا احمدوند، علیرضا ایرانمهر، رژیا پرهام، امیرحسین توفیق، سعید...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/22/%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa/">سی و هشتمین شمارهٔ «رسانهٔ همیاری» منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><iframe loading="lazy" src="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=1" width="700px" height="425px" frameborder="0" allowfullscreen="allowfullscreen"></iframe></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">برای مشاهدهٔ نسخهٔ تمام‌صفحه <a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc" target="_blank" rel="noopener">اینجا</a> کلیک کنید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">همراه با گفت‌وگو‌یی با محمود فرجامی، طنزنویس و طنزپژوه که به‌زودی برنامهٔ «کمدی‌کتاب بیشعوری» را در ونکوور اجرا خواهد کرد.</span><br />
<span style="font-family: irseri;"> نسخهٔ چاپی شمارهٔ سی‌‌ و هشتم «رسانهٔ همیاری» در فروشگاه‌های ایرانی در ونکوور، نورث‌شور، ترای‌سیتی و برنابی در دسترس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><em><strong>در نسخهٔ دیجیتال، آگهی‌های قابل کلیک با نماد زیر <em><strong>مشخص شده است.</strong></em></strong></em></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-1722" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/06/Click-Icon-2.jpg?resize=211%2C300" alt="Click Icon-2" width="211" height="300" /></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با مطالب و آثاری از:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">زهرا آهن‌بر، یلدا احمدوند،</span><span style="font-weight: 400;"> علیرضا ایرانمهر، </span><span style="font-weight: 400;">رژیا پرهام، امیرحسین توفیق</span><span style="font-weight: 400;">، سعید جاوید، شهریار سپهریان مقدم، شراره شریعتی‌فر، غزال صحرائی، ژوبین غازیانی، سیما غفارزاده، عباس صدقی، علیرضا فدایی، شرمین فرهمند، محمدرضا فخرآبادی، حسین فرامرزی، صدیقه فیروزی، عباس گلی، داود مرزآرا، مژده مواجی.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">در این شماره می‌خوانید:</span></p>
<ul>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=10" target="_blank" rel="noopener">یادداشت سردبیر &#8211; جنگ، جنگ، تا کدام پیروزی؟&#8230;.</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=11">بیانیهٔ مطبوعاتی &#8211; هدف به‌رورسانی بودجه، آسان‌تر کردن زندگی</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=12">گفت‌وگو با محمود فرجامی، طنزنویس و طنزپژوه</a></span></li>
<li><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=16"><span style="font-family: irseri;">چه فیلم‌هایی را در جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم ونکوور ببینیم؟</span></a></li>
<li><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=20"><span style="font-family: irseri;">با سهراب سلیمی پس از اجرای «خلوتگاه»</span></a></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=24">حرکات ورزشی بدون نیاز به وسیله (قسمت دوم)</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=26" target="_blank" rel="noopener">آموزش زبان انگلیسی &#8211; تلفظ «s» یا «es» در آخر کلمه</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=28" target="_blank" rel="noopener">قوانین مربوط به تصادفات رانندگی و ICBC در بریتیش کلمبیا (قسمت دوازدهم)</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=31" target="_blank" rel="noopener">آیا خریداران ملک واقعاً نیاز به مشاور املاک دارند؟ (قسمت آخر)</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=32" target="_blank" rel="noopener">سلسله داستان‌های مهاجرت به‌ کانادا &#8211; تمدید کارت اقامت دائم (قسمت آخر)</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=34">برگی از تاریخ کانادا  &#8211; سر‌ لوئی هپولیت لافونتین قهرمان دموکراسی و نخستین رهبر «دولت مسئول» در کانادا</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=34" target="_blank" rel="noopener">۵ اشتباه که باعث شکست در خرید و فروش خانه می‌شود (قسمت دوم)</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=36"><span style="font-family: irseri;">داستان کوتاه &#8211; کابوس خاکستری</span></a></li>
<li><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=37"><span style="font-family: irseri;">شعر &#8211; نماز شام غریبان</span></a></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=38" target="_blank" rel="noopener">دنیای من و آدم کوچولوها &#8211; تفاوت فرهنگ</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=38" target="_blank" rel="noopener">کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من- زبانی به نام «بوق»</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=39" target="_blank" rel="noopener">کاریکلماتور</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=40">داستان &#8211; جنگل ابر (قسمت دوم)</a></span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=42" target="_blank" rel="noopener">رایحهٔ مطبوع یک خانه &#8211; راز و رمزهای ترشی</a></span></li>
<li><span style="font-family: irseri;"><a href="http://archive.hamyaari.ca/books/rdlc/#p=43">جوالدوز</a></span></li>
</ul>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/22/%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa/">سی و هشتمین شمارهٔ «رسانهٔ همیاری» منتشر شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/09/22/%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6480</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کمدی‌کتاب بیشعوری در ونکوور با حضور محمود فرجامی </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/09/20/%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%b9%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/09/20/%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%b9%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Sep 2017 05:06:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[بیشعوری]]></category>
		<category><![CDATA[خاویر کرمنت]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه سایمون فریزر]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کمدی‌کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[محمود فرجامی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=6476</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمود فرجامی، طنزنویس، طنزپژوه، نویسنده و مترجم، روز شنبه ۷ اکتبر برنامهٔ «کمدی‌کتاب بیشعوری» خود را در ونکوور برگزار خواهد کرد. این برنامه که توسط نشریهٔ «رسانهٔ همیاری» برگزار خواهد شد در واحد دانشگاهی هاربرسنتر دانشگاه سایمون فریزر برگزار می‌شود. برنامهٔ «کمدی‌کتاب بیشعوری» محود فرجامی، مخلوطی از ارائه و امضای کتاب، و استندآپ کمدی است که پیش از این در شهرهای کلن، پاریس، لوزان و میلان با موفقیت برگزار شده است. زمان: شنبه ۷ اکتبر ۲۰۱۷ تهیهٔ...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/20/%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%b9%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d9%85/">کمدی‌کتاب بیشعوری در ونکوور با حضور محمود فرجامی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">محمود فرجامی، طنزنویس، طنزپژوه، نویسنده و مترجم، روز شنبه ۷ اکتبر برنامهٔ «کمدی‌کتاب <span class="text_exposed_show">بیشعوری</span>» خود را در ونکوور برگزار خواهد کرد. این برنامه که توسط نشریهٔ «رسانهٔ همیاری» برگزار خواهد شد در واحد دانشگاهی هاربرسنتر دانشگاه سایمون فریزر برگزار می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span class="text_exposed_show" style="font-family: irseri;">برنامهٔ «کمدی‌کتاب بیشعوری» محود فرجامی، مخلوطی از ارائه و امضای کتاب، و استندآپ کمدی است که پیش از این در شهرهای کلن، پاریس، لوزان و میلان با موفقیت برگزار شده است.</span></p>
<hr />
<p><a href="https://goo.gl/2ZU6Lw"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6477" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Assholism-Night-Final-Digital-Half-Size.jpg?resize=389%2C500" alt="کمدی‌کتاب بیشعوری در ونکوور با حضور محمود فرجامی " width="389" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Assholism-Night-Final-Digital-Half-Size.jpg?w=389&amp;ssl=1 389w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/09/Assholism-Night-Final-Digital-Half-Size.jpg?resize=233%2C300&amp;ssl=1 233w" sizes="auto, (max-width: 389px) 100vw, 389px" /></a></p>
<p><strong><span style="font-family: irseri;">زمان: شنبه ۷ اکتبر ۲۰۱۷</span></strong><br />
<strong><span style="font-family: irseri;">تهیهٔ بلیت به‌صورت آنلاین و از طریق <a href="https://goo.gl/2ZU6Lw">این لینک</a>: <a href="https://goo.gl/2ZU6Lw">https://goo.gl/2ZU6Lw</a></span></strong></p>
<p><strong><span style="font-family: irseri;">لینک این برنامه در فیس‌بوک: <a href="https://www.facebook.com/events/727064717487144">https://www.facebook.com/events/727064717487144</a>/</span></strong></p>
<p><strong><span style="font-family: irseri;">مکان برگزاری: سالن فلچر (اتاق ۱۹۰۰) کمپس دانشگاه سایمون فریزر در داون‌تاون ونکوور</span></strong><br />
<span style="font-family: pfont;">ورود به سالن از ساعت: ۵:۳۰ عصر &#8211; لطفاً توجه فرمایید بلیت‌ها شمارهٔ صندلی ندارد و اولویت در انتخاب صندلی‌ها با کسانی است که زودتر وارد سالن می‌شوند.</span><br />
<span style="font-family: pfont;">آغاز برنامه رأس ساعت ۶ عصر</span></p>
<hr />
<p><span class="text_exposed_show" style="font-family: irseri;">با سپاس از حامیان این برنامه:<br />
<a href="http://asia.ubc.ca/">دپارتمان مطالعات آسیایی دانشگاه بریتیش کلمبیا (‌UBC)</a><br />
<a href="https://www.facebook.com/sfu.iranians/">باشگاه ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر (SFU)</a><br />
<a href="http://www.mehrnazkavoosi.com/">خانم مهرناز کاوسی، مشاور املاک در ونکوور</a><br />
<a href="http://discoverenglish.ca/">آموزشگاه Discover English Academy</a><br />
کالج Canada Milestone College<br />
<a href="https://www.facebook.com/PBS-Accounting-Ltd-266758386720618/">شرکت حسابداری و خدمات مالی PBS Accounting</a></span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont; font-size: 12pt; letter-spacing: -0.12px; text-align: right; color: #333333;">دربارهٔ محمود فرجامی:</span><br style="color: #4b4f56; font-family: 'SF Optimized', system-ui, -apple-system, system-ui, '.SFNSText-Regular', sans-serif; font-size: 14px; letter-spacing: -0.12px; text-align: right;" /><span style="font-family: irseri; color: #333333; font-size: 12pt;"><span style="letter-spacing: -0.12px; text-align: right; font-family: pfont;">محمود فرجامی متولد ۱۳۵۶ در مشهد، طنزنویس و طنزپژوه ایرانی است که از سال ۱۳۸۰ در رسانه‌های فارسی‌زبان داخل و خارج ایران فعال بوده است. او دارای مدرک دکتری ارتباطات در شاخهٔ روزنامه‌نگاری است و پایان‌نامهٔ خود را با موضوع انگیزه‌های طنز سیاسی در ایران نوشته است. از فرجامی تا کنون صدها مقاله و یادداشت و ده عنوان </span><span class="text_exposed_show" style="display: inline; letter-spacing: -0.12px; text-align: right;"><span style="font-family: pfont;">کتاب در داخل و خارج از ایران منتشر شده است که از میان آن‌ها بیشعوری و فلسفه طنز (ترجمه) و راننده‌تاکسی، قصهٔ قسمت و بیشعوران (تألیف) مشهورترند. تازه‌ترین اثر او با عنوان Iranian Political Satirists کتابی‌ست پژوهشی درباره طنز سیاسی معاصر ایران که توسط انتشارات دانشگاهی جان بنجامینز در آمستردام چاپ شده است. وی علاوه بر فعالیت‌های نگارشی در عرصهٔ کمدی نیز فعال است و علاوه بر اجرای استندآپ‌کمدی‌هایی در داخل و خارج از ایران، تاکنون نزدیک به یک صد اجرای طنزآمیز ویدیویی در شبکه «خوراسانیان» منتشر کرده است که میلیون‌ها بار دیده شده‌اند. </span><br />
</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/09/20/%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%b9%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d9%85/">کمدی‌کتاب بیشعوری در ونکوور با حضور محمود فرجامی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/09/20/%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%b9%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6476</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-07-13 05:10:37 by W3 Total Cache
-->