محمدرضا رخشان فر بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/محمدرضا-رخشان-فر/ نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور Tue, 03 Oct 2023 00:20:17 +0000 fa-IR hourly 1 https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&ssl=1 محمدرضا رخشان فر بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/محمدرضا-رخشان-فر/ 32 32 107786100 بهسازی زبان فارسی، نکاتی در باب توانمندی زبان https://media.hamyaari.ca/2023/09/28/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%86/ https://media.hamyaari.ca/2023/09/28/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%86/#respond Thu, 28 Sep 2023 13:35:37 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21398 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور در دنبالهٔ بحث دستور گشتاری-زایشی که در شمارهٔ گذشته، چامسکی دو نکته توانش و کنش را مطرح می‌کند. توانش انسان یعنی competence همان قدرت ذهنی او در تولید بی‌حدوحصر جملات دستوری زبان است، لیکن کنش او یعنی performance اندازهٔ محدود و مطلوبی از ترکیبات واژه‌هاست. با اینکه مثال‌های چامسکی به انگلیسی است، ما می‌توانیم به‌راحتی معادلشان را در جملات همهٔ زبان‌ها، اعم از...

نوشته بهسازی زبان فارسی، نکاتی در باب توانمندی زبان اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

در دنبالهٔ بحث دستور گشتاری-زایشی که در شمارهٔ گذشته، چامسکی دو نکته توانش و کنش را مطرح می‌کند. توانش انسان یعنی competence همان قدرت ذهنی او در تولید بی‌حدوحصر جملات دستوری زبان است، لیکن کنش او یعنی performance اندازهٔ محدود و مطلوبی از ترکیبات واژه‌هاست. با اینکه مثال‌های چامسکی به انگلیسی است، ما می‌توانیم به‌راحتی معادلشان را در جملات همهٔ زبان‌ها، اعم از اسمی، فعلی، صفتی و قیدی بازسازی کنیم که تکرار می‌شوند. 

به یک مثال از جمله‌های اسمی نگاه می‌کنیم: این گربه‌ای است که کُشت موشی را که در گنجهٔ اتاقی بود که در خانهٔ مردی بود که سرمایه‌اش را در بانکی گذاشته بود که نزدیک دکان عموجعفر است که جعبه‌هایی می‌سازد که به بازار‌ی می‌برد که دور از خانه‌شان است که افراد زیادی در آن زندگی می‌کنند که نیازمندی‌هایشان را از دکان‌هایی تهیه می‌نمایند که خیلی دور از خویشاوندانشان است که… و شما می‌توانید این جملهٔ اسمی را تا هرجا خواستید، با «که» ادامه دهید. 

همچنین در صورتی‌که جملاتی را با «واو» به هم عطف کنید، بی‌نهایت به پیش می‌رود. مثل: ما گفتیم، میز و در و کتاب و کاغذ و دفتر و خط و صورت و… پس این کار نشانهٔ سازندگی زبان و تکرار است. زبان ما منبعی سرشار و پایان‌نیافتنی از سازندگی جملات و زایندگی گفتار ما است که می‌توانیم به پیش ببریم، ولی ما بر اساس کنش زبانی در حد لزوم از آن بهره می‌گیریم. گفته می‌شود زبان نظامی است از نظام‌ها، زیرا در هر یک از سه قسمت معانی، قواعد و اصوات به چند نظام کوچک‌تر تقسیم می‌شود. مثلاً ما در نظام صوتی، مجموعهٔ واج‌ها و بعد قواعد ترکیب و هجابندی را داریم. خلاقیت زبان از این نظر است که همواره می‌توانیم جمله‌ها را بر پایهٔ تغییر، جابه‌جایی، و استفاده از معانی متنوع سازیم و نیز می‌شود با انتخاب یک واج به‌جای واجی دیگر مفهوم متفاوتی از آن بگیریم. 

همین نظام توانمندِ قواعد در توانش هر انسان است که سبب می‌شود یک فرد به‌طور طبیعی در تمام عمر حتی یک جمله را دو بار تکرار نکرده باشد. باروری و زایندگی زبان بر اساس توانش چنان است که از طریق بهره‌گیری از قواعد می‌توانیم تا هر اندازه جمله بسازیم و با جایگزین‌کردن جمله‌ها درون یکدیگر و به‌هم‌پیوستنشان آن‌ها را گسترش دهیم. اما اینکه در عمل نمی‌توانیم این‌همه جمله را در ذهن خود نگه داریم، به‌علت کنش زبانی ما است. 

نظام زبان از مجموعهٔ جمله‌ها و بخش‌های کوچک‌تری ساخته شده است که بعد از آن‌ها مکث جایز است، اما اینکه نوشته‌اند جمله بخش کاملی از کلام است و بعد از آن می‌توان سکوت کرد، چنین نیست. واحد کلام بخشی از سخن است که ابتدا و انتهایی دارد، و به معنا ارتباط دارد. گاه یک بیت شعر یا رباعی ممکن است یک واحد کلام لحاظ شود. یک مثال از عمر خیام: با تو به خرابات اگر گویم راز / بهْ زان که به محراب کنم بی‌تو نماز / ای اول و ای آخر خلقان همه تو / خواهی تو مرا بسوز و خواهی بنواز. حال بر اساس دستور گشتاری-زایشی چامسکی، گشتارهای حذف، اضافه، و تغییر در این رباعی عمل کرده است. ما دربارهٔ واژه‌سازی در فارسی گفتیم و نیز اصرار ورزیدیم که از واژه‌های خارجی بهره نگیرند و آن‌ها را به‌فارسی حرف‌نویسی نکنند. ما نوشتیم بیاییم به هویت ملی‌مان احترام بگذاریم، و همین فارسی موجود را آراسته و پیراسته سازیم و نگذاریم بیش‌ازپیش دچار هجوم ترکیبات بیگانه قرار گیرد.

توانمندی فارسی در واژه‌سازی

چند سال پیش سؤالی در فرهنگستان مطرح شد و چند تن از زبان‌شناسان و ادیبان گرد آمدند تا به آن پاسخ دهند. برخی گفتند، آیا فارسی توانمندی کافی واژه‌سازی را در برابر سیل واژه‌های خارجی دارد؟ آیا ممکن است در برابر این‌قدر واژه‌های خارجی مقاومت کند و معادل بسازد؟ چند زبان شناس گفتند فارسی نیاز به تعدادی مصدر جدید دارد. چند نفر از ادیبان سخت مخالف بودند. گفت‌وگو در گرفت و بحث به درازا کشید و سپس قضیه مانند همیشه بی نتیجه ماند. لیکن اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، مشکلات بسیاری در فارسی و خط آن وجود دارد که حل‌ناشدنی است. و از همه بیشتر واکنش نشان‌ندادن سازمان‌ها، نهادها، تحصیل‌کرده‌ها و دانشمندان به زبان فارسی است. و به آن می‌افزاییم راحت‌طلبی در به‌کار‌گیری واژه‌های بیگانه و ترجیح آن‌ها. در حالی‌که همه به این امر اذعان دارند که فارسی یکی از پرمصدرترین زبان‌های جهان در واژه‌سازی است، اما به‌دلیل استفاده‌نکردن از آن‌ها و جایگزین‌کردنشان با عربی فراموش شده‌اند. چند مورد از آن‌ها عبارت‌اند از: بیختن، موییدن (زاری‌کردن)، نیوشیدن، نهفتن، وابریدن، واخریدن، هَشتن، سَرخوردن، سُنبیدن، سنباندن (سوراخ کردن)، باوراندن، خمیدن، رهاندن.

حال بهترین کاری که در وضع موجود باید اجرا کرد، چنین است. همین فارسی را که در محاوره داریم، آراسته و پیراسته سازیم و آن را از آشفتگی‌ها و ناخالصی‌های بیشتر رها سازیم، به آن سر و صورتی بدهیم و نظام‌مندانه به پیش برویم. از خوانندگان گرامی و علاقه‌مندان به فارسی بخواهیم به رمز هویت ملی خود بیشتر اهمیت بدهند. چرا کشورهای اروپایی مانند فرانسه، اسپانیا و آلمان تا این‌حد به زبانشان می‌بالند و نسبت به تاریخ و هویتشان تعصب دارند. امید است به دو سه خاطره در شمارهٔ بعد اشاره کنیم. 

در پایان، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید:

به‌جای تفویض، بگوییم سپردن؛

به‌جای تقبل‌کردن، بگوییم پذیراشدن؛

به‌جای تقدم، بگوییم پیشینگی؛

به‌جای تقدیر یا قسمت، بگوییم سرنوشت؛

به‌جای تقدیم‌کردن، بگوییم پیشکش کردن.

به‌جای عزاداری، بگوییم سوگواری؛ 

به‌جای عزل، بگوییم برکناری؛

به‌جای عصبانی، بگوییم خشمگین؛ 

به‌جای عصبانی شدن، بگوییم برآشفتن.

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند. 

نوشته بهسازی زبان فارسی، نکاتی در باب توانمندی زبان اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/09/28/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d9%86/feed/ 0 21398
بهسازی زبان فارسی، نکاتی در باب گشتارها و خطاها https://media.hamyaari.ca/2023/09/11/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87/ https://media.hamyaari.ca/2023/09/11/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87/#respond Tue, 12 Sep 2023 02:50:55 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21338 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور دستور گشتاری-زایشی از اتفاقاتی که در قرن گذشته در جهان علم زبان (زبان‌شناسی) رخ داد، دستور گشتاری-زایشی بود که از سوی چامسکی (Chomsky) عرضه شد. چامسکی نظریهٔ خود را در کتابی نوشت و منتشر ساخت. در اینجا ما شرحی کوچک از این نظریه را به‌اقتضای نیازمان یاد آور می‌شویم: زبان مجموعه‌ای از قواعد است که گشتارها (transformations) نام دارند و کلمات و عبارات...

نوشته بهسازی زبان فارسی، نکاتی در باب گشتارها و خطاها اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

دستور گشتاری-زایشی

از اتفاقاتی که در قرن گذشته در جهان علم زبان (زبان‌شناسی) رخ داد، دستور گشتاری-زایشی بود که از سوی چامسکی (Chomsky) عرضه شد. چامسکی نظریهٔ خود را در کتابی نوشت و منتشر ساخت. در اینجا ما شرحی کوچک از این نظریه را به‌اقتضای نیازمان یاد آور می‌شویم: زبان مجموعه‌ای از قواعد است که گشتارها (transformations) نام دارند و کلمات و عبارات را به هم می‌پیوندند و جملات دستوری را می‌سازند. اصل زبان گفتار و شنیدار است که دارای دو ساخت، یعنی ژرف‌ساخت و روساخت است. گشتارها به‌سرعت برق به ذهن ما خطور می‌کنند. وقتی در ذهن‌اند، ژرف‌ساخت و وقتی به گفتار درمی‌آیند، روساخت می‌شوند. در این راستا چهار گونه گشتار (قاعده) در کارند: گشتار حذف، گشتار اضافه، گشتار جابه‌جایی و گشتار تغییر. این گشتارها گاه یک، گاه دو، گاه سه و گاه هر چهارتایشان در جملات گویندگان حضور می‌یابند. 

از قدیم شنیده‌ایم که واحد زبان جمله است و دلیل آن را امکان سکوت بعد از یک جمله ذکر می‌کنند، لیکن ما جملات تک‌واژه‌ای و دوکلمه‌ای هم داریم که جایگزین جملات کامل نیز می‌شوند. با این وجود، واحد کلام جمله نیست، بلکه بخشی سخن یا مجموعه‌ای گفتاری است که آغاز و پایانی دارد. حال برای مثال دو شعر از بوستان سعدی را انتخاب و تجزیه و ترکیب می‌کنیم تا کارکرد همین گشتارها را نشان دهیم که جمله‌ها را از حالت عادی به‌گونهٔ مصراع‌های شعر درمی‌آورند:

بدرّد یقیـن پرده‌هـای خیـال نمـاند سراپـرده اِلّا جـلال

دگر مرکبِ عقل را پویه نیست عنانش بگیرد تحیَّر که بیست

برای بیت اول می‌نویسیم: یقین پرده‌های خیال را می‌درد و هیچ سراپرده‌ای جز جلال خدا بر جان نمی‌ماند. در این بیت، به‌ترتیب گشتارهای جابه‌جایی، حذف و تغییر عمل کرده‌اند. در بیت دوم می‌نویسیم: مرکب عقل دیگر پویه ندارد، و تحیر عنان مرکبش را می‌گیرد و به او فرمان می‌دهد که بایستد. در این بیت شعر، جابه‌جایی، کلمات حذف «را» و «خدا» و تغییر فعل‌ها و ضمیر را می‌بینید. تمام تفکر دربارهٔ موضوعات و مطالب در ژرف‌ساخت زبان ما رخ می‌دهد و ما در روساخت زبان آن‌ها را احساس می‌کنیم. 

دستور گشتاری-زایشی با عرضهٔ ژرف‌ساخت و روساخت تجزیهٔ جملات را آسان ساخته است. اما سال‌ها پیش برخی مردم از دستورنویسان فارسی ایراد می‌گرفتند که چرا مثال‌هایشان را از زبان شعر انتخاب می‌کنند. اما باید بدانند که نخستین کتاب دستور فارسی از قواعد صرف‌ونحو عربی بهره گرفته بود که اغلب از شعر است. و هم به این دلیل بود که لزوم زیربنای زبان را در بالا بیان کردیم. 

لیکن ایرادی که به نظریهٔ چامسکی گرفته‌اند، این است که معنا و ارتباطش با دستور زبان در این مقال اظهار نشده است. تجزیه و ترکیب دو شعر بالا هم به‌خاطر این بود که لزوم زیربنا یعنی ژرف‌ساخت را به اثبات برسانیم. موضوع دیگری که در این نظریه مطرح می‌شود، وجود جمله‌های مبهم یعنی دومعنایی است. به این جمله که ابهام دارد توجه کنید: تنبیهِ سیدتقی بی‌مورد بود.

١- سیدتقی کسی را تنبیه کرده است.

٢- کسی سیدتقی را تنبیه کرده است. 

تاکنون این‌همه کتاب دستور نوشته شده است، هیچ‌یک به ژرف‌ساخت نپرداخته است و فقط در روساخت کار کرده‌اند. لیکن آنچه ما را می‌آزارد، بی‌اعتنایی اکثر نویسندگان به زبان فارسی سالم است. زبان زیبای ما دستخوش ناآرامی‌ و بی‌دروپیکر شده است. اگر بپرسیم چرا این‌قدر خطا داریم یا این اندازه بد می‌نویسیم، جواب می‌دهند این‌گونه مصطلح شده است. نوشتن به عامیانهٔ خراب چگونه مصطلح می‌شود؟ در شعر محتشم کاشانی دست برده‌اند و به‌خیال خود آن را اصلاح نموده‌اند. این کم‌سوادها «خاسته» را «خواسته» نوشته‌اند: بی‌نفخ صور خواسته تا عرش اعظم است. هم اینان‌اند که جامه را جامعه و معاون را مابین تلفظ می‌کنند. چرا هیچ‌کس آن‌ها را از دست‌بردن به نوشته‌های اصیل باز نمی‌دارد؟ 

فرهنگ‌نویسی

فرهنگ‌های امروز مانند هفتاد هشتاد سال پیش نیستند. یک فرهنگ خوب باید هر دو سه سال یک‌بار تجدید چاپ و به‌روز شود و کمبودهای گذشته‌اش را جبران نماید. امروزه لغت‌نامهٔ انگلیسی Oxford Advanced Learners بهترین و کامل‌ترین فرهنگ است. البته در فارسی ما مشکلات زیادی داریم:

١- مسئلهٔ تلفظ اصیل و قدیم و تغییریافتهٔ جدید لغات

٢- واژه‌های جدید ساخته‌شده و اصطلاحات آن‌ها. برخی از فرهنگ‌ها دوجلدی ندارند و هشت‌جلدی آن‌ها فقط به درد کتابخانه می‌خورد.

٣- مشکلات تلفظی واژه‌های عربی در فارسی آن‌ها برقرار است.

۴- وزن‌های افعال، اسم‌ها، باب‌های مختلف فعل‌ها و جمع‌های مکسّر از یک‌سو و یکسان‌نویسی کلمات با خط ناقص فارسی از سوی دیگر موجب اِشکالات زیادی شده است، به‌گونه‌ای که لغت‌نامه‌ها از عهدهٔ ثبت و ضبطشان بر نمی‌آیند. 

۵- ضبط لغات بسیار قدیمی‌ است که دیگر به آن‌ها نیازی نداریم.

۶- و از همه بدتر، حروف‌نویسی واژه‌های خارجی بر در و دیوار، در روزنامه‌ها یا مجلات که پیامی‌ نامحترمانه به فارسی محسوب می‌شود، ولی اگر کمی‌ فکر کنیم، فارسی‌شان به یاد می‌آید. 

خطاها

بعضی از ایرانیان نه کتاب می‌خوانند، نه به کتاب لغت مراجعه می‌کنند و نه از کسی می‌پرسند. به چند نمونه بنگرید: در سردر مغازه‌‌هایی افرادی تلفظ‌های محلی خود را می‌نویسند، مانند جیگر، شیکر، شَکر و غیره. یا ملاحظه کنید چگونه در شعر اصیل حافظ دست برده‌اند، که چنین است: فکر بلبل همه آن است که گل شَد (مخفف شود) یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش. اما نوشته‌اند: فکر بلبل همه آن بود که گل شُد یارش.

حال، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید:

به‌جای پوپولیسم، بگوییم مردم‌گرایی یا عوام‌گرایی؛

به‌جای کاندیدا، بگوییم نامزد، خواستار یا خواهان؛

به‌جای تعهدنامه، بگوییم پیمان‌نامه؛

به‌جای تفتیش، بگوییم بازجویی یا پرسش؛

به‌جای تغییر کرد، بگوییم دگرگون شد؛

به‌جای تفحص، بگوییم پیکاوی؛

به‌جای تفرّجگاه، بگوییم گردشگاه؛

به‌جای تفریق، بگوییم کاهش؛

به‌جای تفکیک، بگوییم جداسازی.

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند. 

نوشته بهسازی زبان فارسی، نکاتی در باب گشتارها و خطاها اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/09/11/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/ 0 21338
بهسازی زبان فارسی، چگونه زبانمان را از خطاها حفظ کنیم؟ https://media.hamyaari.ca/2023/08/31/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/ https://media.hamyaari.ca/2023/08/31/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/#respond Thu, 31 Aug 2023 15:37:16 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21263 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور چگونه زبانمان را از خطاها حفظ کنیم؟ این رفتار اجتماعی بشر پدیده‌ای قاعده‌مند است. به‌عبارت دیگر دارای قواعدی دقیق، ظریف و پیچیده است. فارسی دو گونه خط دارد؛ نسخ و نستعلیق، که از عربی گرفته شده‌اند. نسخ با گونه‌هایش در کتاب‌ها، روزنامه‌ها، آگهی‌ها، و نشریات دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد. نستعلیق، زیباشدهٔ همان نسخ است که برای خوش‌نویسی در آگهی‌ها و تابلو‌ها از...

نوشته بهسازی زبان فارسی، چگونه زبانمان را از خطاها حفظ کنیم؟ اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

چگونه زبانمان را از خطاها حفظ کنیم؟ این رفتار اجتماعی بشر پدیده‌ای قاعده‌مند است. به‌عبارت دیگر دارای قواعدی دقیق، ظریف و پیچیده است. فارسی دو گونه خط دارد؛ نسخ و نستعلیق، که از عربی گرفته شده‌اند. نسخ با گونه‌هایش در کتاب‌ها، روزنامه‌ها، آگهی‌ها، و نشریات دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد. نستعلیق، زیباشدهٔ همان نسخ است که برای خوش‌نویسی در آگهی‌ها و تابلو‌ها از آن بهره می‌گیرند. 

چرا می‌گوییم خط فارسی خطی ناقص است؟ ازآنجاکه خط فارسی و نیز عربی واکه‌ها (حرکات صوتی ) را مانند حروف، درون خط ندارند، ناقص شمرده می‌شوند. البته ترکی استانبولی هم سابقاً از عربی بهره می‌گرفت، لیکن از زمان آتاتُرک از خط لاتین استفاده کرد. در هرحال، ما به‌دلیل سابقهٔ بسیار طولانی‌مان نمی‌توانیم نگارش قدیم خود را تغییر دهیم. از سوی دیگر، چون مطالعات و پیشرفت‌های علمی، فنی و تخصصی به‌زبان انگلیسی نوشته می‌شود، این‌گونه واژه‌ها به‌سهولت وارد فارسی می‌شوند و کاری هم نمی‌توان کرد. با این وجود، لازم است زبانمان، این رمز هویت ملی‌مان، را به‌نحوی حفظ نماییم. 

پیش از این وارد قواعد دستوری شدیم و دو نوع نقل‌قول مستقیم و غیرمستقیم را شرح دادیم. حال می‌خواهیم به قاعده‌ای دیگر در «ساختن فعل مجهول از معلوم» بپردازیم. چند تن از استادان زبان و ادبیات فارسی سال‌ها قبل دانشنامهٔ خود را روی فعل معلوم و مجهول نوشته بودند. به یاد داریم که یکی از ایشان به‌گونه‌ای ثابت کرده بود که فارسی اصلاً فعل مجهول ندارد و آن اسم‌ مفعول‌ها مثل بریده، جویده، خشکیده، چیده یا نشسته خود نوعی صفت‌اند، اما بقیه نه چنین بودند. 

از دیدگاهی کلی برای مجهول‌ساختن یک فعل از معلومِ آن چنین می‌کنیم: اسم مفعول فعل معلوم را بعد از فعل‌شدن می‌آوریم مثال: تمام غذاها خورده شد. هیچ صدایی شنیده نمی‌شود. باز هم این‌گونه افراد اینجا دیده خواهند شد. در واقع مفعولِ یک فعل متعدی جای فاعل اصلی را می‌گیرد و قاعدتاً دیگر نیازی به فاعل نداریم. در زبان عربی به مفعولی که جای فاعل را می‌گیرد، نایب‌فاعل می‌گویند و دیگر نیازی به عامل قبلی یعنی فاعل اصلی نداریم و هیچ‌گاه نمی‌تواند در جمله حضور یابد. لیکن در انگلیسی فاعل اصلی که «عامل» نام دارد به‌راحتی می‌تواند بعد از کلمهٔ by و گاهی پس از with، و در فرانسه پس از par آورده شود. 

جایگزین‌هایی در فارسی برای فعل مجهول – یکی فعل جمع زمان حال، مثال: هرروزه دو میلیون نفر این روزنامه را می‌خوانند، یعنی روزنامه خوانده می‌شود. دوم با کمک چند فعل اصطلاحی مرکب مانند قبول‌یافتن، خم‌آوردن، مثال بیتی از فردوسی: خم آورد بالای سرو سهی / از او دور شد دانش و فرهی. با فعلِ آمدن، مثال: خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران / گفته آید در حدیث دیگران.

هنگامی ‌که افرادی به لغتی معنای جدیدی می‌دهند، این کار در اثر تقلید به همه‌جا می‌رسد. مثلاً کلمهٔ اسطوره و جمع آن اساطیر به‌معنی افسانه‌های آفریده‌شدهٔ خدایان به‌دست انسان‌ها. اما برخی مردم آن را به مفهوم «اُسوه، مقتدا، قهرمان، یا نمونهٔ کامل» به کار می‌برند، مثال: او اسطورهٔ فوتبال شده است. فلانی اسطورهٔ بازی شطرنج است. حضرتش اسطورهٔ تقوا بود. و بر همین قیاس هر روز کلماتی چند در موقعیت‌های گوناگون ساخته و پرداخته می‌شود. امروزه علم زبان بسی پیشرفته شده است. علوم انسانی دیگر نیز چنین‌اند. لیکن اگر ما در بُعدی از مطالعاتمان به پیش برویم و به ابعاد دیگر توجه نکنیم، در محدودهٔ کار خود متحجّر می‌شویم. اگر خود را با زمان و مکان و خواسته‌های روز وفق ندهیم، انجماد فکری خواهیم یافت. ما هروقت خواستیم بعضی از استادان ادبیات زبان فارسی یا مدیران تلویزیون را از تحولی که در آموزش زبان به مقتضای زمان رخ داده است آگاه کنیم، ما را به‌نحوی از سر خود باز کرده‌اند، زیرا محافظه‌کارانه می‌خواهند شیوهٔ سنتی و قدیمی‌شان را همچنان ادامه دهند، یا موضوع زبان را اصلاً مهم نمی‌دانند. 

هیچ‌کس زحماتی را که برخی از دانشمندان طی سالیان دراز در بسط و نشر آثار گذشتگان علم و ادب متحمل شده و می‌شوند انکار نمی‌کند، ولی بسیاری از رفتارها به‌دلیل خواسته‌ها در اثر نیازهای روز دگرگون و به‌تبعِ پیشرفت‌های علمی و فنی متحول شده است. پس ما باید به بسامد، باهم‌آیی، و کاربرد واژه‌ها بیشتر توجه کنیم، چون مجبوریم با همین خط ناقص خود بسازیم و تا آنجا که می‌شود آن را اصلاح نماییم. باهم‌آیی و معناشناسی به ما کمک می‌کنند تا کلمات هم‌نویسه را درست تلفظ کنیم. مثال: نُقل‌ونبات بر سرش ریختند. حمل‌ونَقل کالا‌ها با شما است. بسیاری از واژه‌های هم‌نویسه از همین طریق به پیش می‌روند، ولی استفاده از زیر و زبر و پیش هم در جای خود ضروری ‌اند: قِسم و قَسم، سَبک و سبُک، مَشک و مُشک، بَعد و بُعد. 

درست‌تلفظ‌کردن واژه‌ها به دانش افراد هم بستگی دارد، به‌خصوص وقتی که صحبت ترکیبی مانند سند رقیَت باشد. فردی کلمهٔ «زیندو» را زنیدو تلفظ کرد. در اینجا بهترین کار این است که آن را «زین دو» یعنی جدا از هم بنویسیم. چرا که خط ناقص فارسی خود موجب مشکل سرهم‌نویسی می‌شود. و چه خوب است که خواننده از قبل متن را مروری کرده باشد. به این جمله توجه کنید: کوکو‌ها تمام غذایی که مادر ناتنی‌شان به خانه می‌آورد را می‌خورند. کلمهٔ «را» جایش آنجا نیست، بلکه قبل از «که» و سر جملهٔ هسته است. باید بگوییم، کوکو‌ها تمام غذایی را که مادر ناتنی‌شان به خانه می‌آورد، می‌خورند. در هرحال، بهترین کار مطالعهٔ بیشتر و اهمیت‌دادن به فارسی است. به مصراع اول این بیت از مولانا توجه کنید: بود بقالی و وی را طوطیی. یعنی آن بقال یک طوطی داشت. این ی (یاء) با فعلِ بودن معنای داشتن می‌دهد. 

چه کنیم که مردم ما به زبان فارسی وقعی بنهند و بی‌توجهی نکنند. به این واژه‌ها توجه نمایید؛ چه خوب ساخته شده‌اند! زودپز، تندپز، آرام‌پز. فرقشان چیست؟ به‌جای مایکرووِیو یا مایکروفر بگوییم تندپز. البته فرهنگستان برای مایکرووِیو، ریزموج ساخته است. کلمات خارجی را به فارسی حرف‌نویسی نکنیم. کنسل، بیزینس، و ریجکت معادل فارسی دارند. اگر واژه‌ای معادل تک‌واژه‌ای یا دوواژه‌ای ندارد، آن را تعریف کنیم مثل فمینیسم (feminism) و بنویسیم، اعتقاد بر تساوی زنان و مردان در حقوق و فرصت‌ها. هیچ می‌دانید معنی فعل قدیمی نیوشیدن در فارسی استراق‌سمع‌کردن است؟ او از پشت پرده سخنان ما را می‌نیوشید. دو کلمهٔ آلاف و اُلوف هر دو جمع اَلف به‌معنی هزار هستند. اگر شنیدید کسی می‌گوید، فلانی به آلاف و اُلوفی رسیده است، یعنی خیلی پولدار شده است. اُلوف را با علوف جمع علف اشتباه نکنید و نشنوید. 

حال، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید:

به‌جای تشریح، بگوییم کالبدشناسی؛

به‌جای تشریفات، بگوییم آیین‌ها؛

به‌جای تسلیحاتی، بگوییم جنگ‌افزاری؛

به‌جای تشویق، بگوییم دلگرمی؛

به‌جای تصادم و تصادف، بگوییم به‌هم‌خوردن؛

به‌جای تظاهر، بگوییم خودنمایی؛ 

به‌جای تعادل، بگوییم ترازمندی؛

به‌جای تعجب، بگوییم شگفتی؛ 

به‌جای تعجیل، بگوییم شتاب‌کردن؛

به‌جای تصور، بگوییم انگار، انگاشت. 

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند.

نوشته بهسازی زبان فارسی، چگونه زبانمان را از خطاها حفظ کنیم؟ اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/08/31/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d8%ad%d9%81%d8%b8-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/feed/ 0 21263
بهسازی زبان فارسی، نظم‌بخشیدن به حرکت‌های فارسی در طول تاریخ  https://media.hamyaari.ca/2023/08/16/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d9%85%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/ https://media.hamyaari.ca/2023/08/16/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d9%85%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/#respond Wed, 16 Aug 2023 15:06:52 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21187 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور همان‌طور که در قسمت‌های پیش گفتیم، اصل زبان گفتار است و سخن‌گویی چیزی است که میان گوینده و شنونده برقرار می‌شود. لیکن نوشتار برای حفظ، برقراری و نگهداشت آن ساخته شده است. ازآنجاکه زبان یک رفتار قاعده‌مند و دقیق بشر است، امکان خطاکردن در بهره‌گیری از آن وجود دارد. بنابراین کار ما در این مقال اصلاح خطاها و مصون‌ساختن زبان نیز است.  زبان‌ها...

نوشته بهسازی زبان فارسی، نظم‌بخشیدن به حرکت‌های فارسی در طول تاریخ  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

همان‌طور که در قسمت‌های پیش گفتیم، اصل زبان گفتار است و سخن‌گویی چیزی است که میان گوینده و شنونده برقرار می‌شود. لیکن نوشتار برای حفظ، برقراری و نگهداشت آن ساخته شده است. ازآنجاکه زبان یک رفتار قاعده‌مند و دقیق بشر است، امکان خطاکردن در بهره‌گیری از آن وجود دارد. بنابراین کار ما در این مقال اصلاح خطاها و مصون‌ساختن زبان نیز است. 

زبان‌ها از یکدیگر وام‌گیری می‌کنند. فارسی امروزی به‌دلیل وام‌گیری بسیار زیاد از عربی قدیم و جدید، به‌خاطر دین اسلام و کتاب قرآن بیش از پنجاه درصد واژگان خود را قرض گرفته است. خط فارسی و عربی هر دو ناقص‌اند، اما چون فارسی مشکلات قواعد عربی را ندارد، مذکر، مؤنث، تثنیه، قافیه‌پردازی، جمع‌های مکسّر و دیگر مسائل را ندارد، بسیار راحت‌تر می‌تواند به پیش برود. 

فرق بین خطا و اشتباه – خطاها خود قانون‌مندند اما اشتباه از سوی گوینده چنین نیست. او برمی‌گردد و آن را اصلاح می‌کند. ما اگر در خواندن یک متن با توجه به معنی به پیش برویم و نشانه‌های زیر و زبر و پیش را هرجا لازم است بگذاریم، آهنگ صدا و زیر و بمی کلام را رعایت نماییم، در صورت ضروری برخی واژه‌ها را درشت بنویسیم، گفتارمان صحیح دنبال می‌شود. هرگاه از ستودن بی‌مورد خوانندگان، گویندگان یا شاعران در یک مجلس دست برداریم و به‌درستی و صحت کلام توجه نماییم، به زبان فارسی خدمت کرده‌ایم. بارها اشتباهاتی را از سوی افرادی که شعری یا نوشته‌ای را می‌خوانده‌اند، شنیده‌ایم. فردی کلمه پَرّان را در شعر مولانا پُران تلفظ کرد: درستش این است؛ وقت آن شد کز ملَک پرّان شوم – آنچه اندر وصف ناید آن شوم. فردی دیگر کلمهٔ اِثنی را در اثنی عشر، اَثنا و افرادی دیگر بسیاری لغات را غلط تلفظ کرده و می‌کنند. چه کنیم؟ آیا همه تقصیر خط ناقص فارسی است؟ آیا این صداوسیما است که برنامه‌ای برای فارسی نمی‌گذارد؟ در واقع گرفتاری‌های فراوانی مطرح می‌باشند که جای بحثشان در اینجا نیست.

ایران ما گذشته‌های ناخوشایندی را پشت سر گذاشته است. از حملهٔ اعراب گرفته تا حکومت سلسله‌های کوچک و بزرگ، تاخت‌وتازها، تشکیل امیرنشین‌ها و تأثیر زبان‌ها یا لهجه‌هایشان بر فارسی که به آن‌ها اشاره کردیم و نوشتیم که عربی با تمام قدرتش و وام‌دادن بی‌حدش نتوانست جایگزین کامل فارسی به‌عنوان زبان رسمی کشور شود. از نقش ادبیاتش و صنایع بدیع و آرایه‌های کلامش صحبت کردیم و گفتیم که هیچ کشوری تاکنون نتوانسته است همانند آن‌ها را با این‌همه لطافت و ظرافت خلق نماید. حال، در صورتی‌که اجازه دهیم گفتار عامیانهٔ پست و ترجَمه‌های ناهماهنگ جایشان را بگیرند، چه بلایی بر سر زبان زیبایمان خواهد آمد؟ البته الفاظ عامیانهٔ خوب که نیاز روزانهٔ بعضی مردم را تأمین می‌کنند، جای خود را دارند؛ گو اینکه بسامد بالایی دارند و بیشتر از کلمات خارجی تشکیل شده‌اند، مانند سِری، دغلی، سرویس، لوتی، ترش (در ترش‌کردن) و بسیاری دیگر.

مثال‌هایی از کلمهٔ سرویس: سرویس این میز را بیاور. ماشین من سرویس لازم دارد. در این سفر، سرویس خوبی به ما بدهید. همین‌طور است کلمهٔ سِری در کاربردهای گوناگون. 

اگر جملهٔ هسته را با حرف ربط شروع می‌کنیم، دیگر نباید حرف ربط دیگری را در آغاز جملهٔ وابسته بیاوریم. پس ننویسیم، علی‌رغم این‌همه تذکر به مسافران که به سفرهای بی‌مورد نروند، با این وجود، باز هم ده‌ها تن وارد فرودگاه شدند. «با این وجود» بر سر جملهٔ وابسته لازم نیست. با اینکه راه درازی را طی کرده بودیم، ولی خسته نشده بودیم. در اینجا «ولی» لازم نیست. 

خانمی که مدیر یک دبستان بود، نوشته بود: «کار ساختمان به‌نحو احسنت انجام شده است.» درستش «به‌نحو احسن» است. احسنت فعل دوم‌شخص ماضی است، یعنی «تو خوبی کردی.» در آخر بعضی اسم‌های فارسی صفت مؤنث نیاوریم. نگوییم، میوهٔ ممنوعه، کمک/خدمت/خدمات اولیه. فارسی که مؤنث ندارد. ننویسیم فمینیسم (feminism)، مفهومش را تعریف کنیم: اعتقاد بر تساوی زنان و مردان در حقوق و فرصت‌ها. در مصراع حافظ: چیزیم نیست ورنه خریدار هر ششم. «چیزیم نیست» یعنی چیزی ندارم، یا پولی ندارم. اگر لغات خارجی معادل فارسی دارند، آن‌ها را حرف‌نویسی نکنیم. ننویسیم کِیترینگ (catering) بگوییم تهیهٔ غذا. ننویسیم آکادمی فرهنگی مولانا، زیرا آکادمی خود به‌معنی فرهنگستان است، و انگاری گفته‌اید «فرهنگستان فرهنگی مولانا» که خطا دارد. پس، یا بگوییم انجمن فرهنگی مولانا یا آکادمی مولانا.

کسرهٔ اضافه خود یک واج است، زیرا بود و نبودش معنی را عوض می‌کند. مثال: دربسته و درِ بسته، من این جعبه را دربسته از شما می‌خرم. وقتی خواستم وارد شوم با درِ بسته مواجه شدم. ته‌دیگ و تهِ دیگ. ته‌دیگِ پلوی امروز سوخته است. لطفاً تهِ دیگ را خوب بتراشید. سربار و سرِ بار. ما دیگر نمی‌خواهیم سربار خانوادهٔ شما شویم. غذا را زودتر سرِ بار بگذار تا خوب بپزد. 

زمانی که می‌گوییم توری پنجره پاره شده است، سر قوری شکسته است، این آپارتمان فروشی نیست. توری، قوری، فروشی و نیز واژه‌هایی مانند دوش، فانوس ،قانون، ماهوت همه با یک واو (v) نوشته می‌شوند و درست‌اند. اما کلمات طاووس، کاووس، داوود، وول (وول‌خوردن) یا مووی (movie) دو واو لازم دارند، چون یکی برای صدای «واو» (v) و دیگری برای صدای «او» (u) است. 

ازآنجاکه کار ما اصلاح خط ناقص هم است، تذکر می‌دهیم. امید است بخوانند یا خوانندگان به کسانی که این خطاها را دارند، یادآوری نمایند. 

حال، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید:

به‌جای بیزینس، بگوییم کسب‌وکار؛

به جای تردید، بگوییم دودلی یا گمان؛

به‌جای ترشح، بگوییم تراوش؛ 

به‌جای ترمینال، بگوییم پایانه؛

به‌جای ترویج، بگوییم گسترش؛

به‌جای تساوی، بگوییم برابری؛

به‌جای تست، بگوییم آزمایش؛

به‌جای تسلط، بگوییم چیرگی؛

به‌جای تسلسل، بگوییم زنجیرواری؛

به‌جای تسطیح، بگوییم هموارسازی؛

به‌جای تسبیح (سُبحه)، بگوییم دستگرد؛

به‌جای تسلیحات، بگوییم جنگ‌افزار.

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند.

نوشته بهسازی زبان فارسی، نظم‌بخشیدن به حرکت‌های فارسی در طول تاریخ  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/08/16/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d9%85%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/feed/ 0 21187
بهسازی زبان فارسی، مهارت‌های زبان‌آموزی https://media.hamyaari.ca/2023/07/19/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a2/ https://media.hamyaari.ca/2023/07/19/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a2/#respond Thu, 20 Jul 2023 02:01:21 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=20991 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور اصل زبان گفتاری-شنیداری است، لیکن ما برای نشان‌دادن تلفظ ترکیبات کلام از نوشتار بهره می‌گیریم. یکی از آموزشگران کلمهٔ «آقا» را با آهنگ و زیروبمیِ صدایش ١٢ جور تلفظ کرد و از هم جدا نمود. ما در فارسی سه واکهٔ کوتاه، سه واکهٔ بلند و دو واکهٔ مرکب داریم که اَو (ow) و‌ ای (ay) هستند. در عربی از قدیم حروف را برای...

نوشته بهسازی زبان فارسی، مهارت‌های زبان‌آموزی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

اصل زبان گفتاری-شنیداری است، لیکن ما برای نشان‌دادن تلفظ ترکیبات کلام از نوشتار بهره می‌گیریم. یکی از آموزشگران کلمهٔ «آقا» را با آهنگ و زیروبمیِ صدایش ١٢ جور تلفظ کرد و از هم جدا نمود. ما در فارسی سه واکهٔ کوتاه، سه واکهٔ بلند و دو واکهٔ مرکب داریم که اَو (ow) و‌ ای (ay) هستند. در عربی از قدیم حروف را برای نشان‌دادن واکه‌ها به کار می‌گیرند و به آن‌ها حروف علّه می‌گویند. ما در نوشتار برای مصون‌نگهداشتن زبان از خطاها، و نظم‌بخشیدن به آن سخن می‌گوییم تا پارسی‌زبان‌ها و علاقه‌مندان به علم و دوستداران ادب بخوانند و اگر پرسشی در این‌باره دارند، از اظهارش دریغ نفرمایند. می‌دانیم که چهار مهارت زبان‌آموزی گفتن، شنیدن، خواندن و نوشتن است. نوشتن جایگزینِ گفتن و خواندن جایگزینِ شنیدن می‌شود. هدف ما در این مقال بهسازی این مهارت‌ها به‌ویژه بیان مکتوب است، زیرا نوع خواندن ما با رعایت زیروبمیِ کلام و تکیه‌های صوتی نمایانگر گفتار ما محسوب می‌شود. امروزه رادیو و تلویزیون نقش اساسی را در این امر ایفا می‌نمایند، لیکن با تأسف عنایتی مبذول نمی‌دارند. تاکنون چندین‌بار همایش‌هایی از سوی فرهنگستان در دانشکدهٔ زبان و ادبیات فارسی برپا شده است، کشور‌های فارسی‌زبان و دوستداران زبان در آن حضور یافته‌اند، اما هدفشان بیشتر تبلیغات بوده و است. چند تن از استادان می‌آیند، سخنرانی می‌کنند؛ چند تن اشعار سروده‌شده‌شان را می‌خوانند، از قدمت، منزلت و شوکت پارسی حکایت می‌کنند و برمی‌خیزند؛ و همان نشستن و گفتن و برخاستن اجرا می‌شود و مجلس ختم می‌گردد. ما چند بار در این‌گونه محفل‌ها شرکت داشته‌ایم، برخی کار ما را می‌ستودند؛ ولی یک‌بار فردی برخاست و گفت، مگر ما می‌توانیم زبانی را که از هرجا لغاتی در آن گنجانده‌شده و ارزشش را از دست داده، اصلاح نماییم‌؟ گفتهٔ او ما را ناآسوده ساخت، اما سکوت کردیم، چیزی نگفتیم به فکر فرو رفتیم. شاید او راست می‌گفت؛ سخنش دو سه خاطره را در ما زنده ساخت. از این خاطرات زیاد سراغ داریم. 

ترجیح‌دادن زبان بیگانه

شبی برای صرف شام در هتل دعوت داشتم. پیشخدمت خطاب به مهمانان گفت: «لطفاً غذایتان را سِرو کنید، ببرید سر میز.» پیش رفتم و به او تذکر دادم: «سِروکردن کار شما است، بگو، غذایتان را بکشید و ببرید سر میز.» و آن‌گاه معنایش را برایش توضیح دادم و گفتم که «سِرو» کلمه‌ای خارجی است و چرا از فارسی استفاده نمی‌کند. آری در بسیاری موارد می‌شنویم مردم به‌جای فارسی از انگلیسی استفاده می‌کنند. چرا فارسی را فدای انگلیسی می‌کنند و به زبان زیبایمان که از صنایع فراوان ادبی برخوردار است، وقعی نمی‌نهند. ابتدا تصور می‌کردم برای اظهار فضل است، اما متوجه شدم در اکثر مواقع چنین نیست. گفتار مردم پر است از حروف واژه‌های انگلیسی به فارسی مثل «فلای تودی»، یعنی «همین امروز پرواز کنید»، فاکتور، ماکزیمم استرس، لیگ، کنفرانس، برند… که همه معادل فارسی دارند. 

نکاتی که دانستنشان لازم است

چرا کسرهٔ اضافه خود یک واج به حساب می‌آید؟ چون بودونبودش می‌تواند معنا را عوض کند، مانند: سربار، سرِ بار، دربسته، درِ بسته. یک سلسله از وقایع ناخوشایند در ایران‌زمین رخ داده است و بر زبانمان تأثیر گذاشته است، لیکن این دلیل تمام بدبختی‌هایی که به سر فارسی آمده، نیست و نباید موجب بی‌اعتنایی ما نسبت به این رفتار مهم اجتماعی شود. بیاییم و باور کنیم که ما نژاد یکپارچه‌ای نیستیم، و حوادث خوش و ناخوشایندی را پشت سر گذاشته‌ایم. پس لازم است این‌همه به خود نبالیم و به پیروزی‌های گذشته‌مان اکتفا نکنیم و به آن‌ها مباهات ننماییم. درست است که فارسی زیباترین و بهترین صنایع ادبی را داشته، استادان نثر و نظمی را در خود پرورانده است، اما در همایش‌ها بایسته است از خطا‌هایی که می‌شنویم درنگذریم. پس باید اِشکالات گفتاری گویندگان تلویزیون و زبان معیار را نادیده نگیریم. بایستی مشکلات سخن برخی گویندگان را مطرح کنیم تا دیگران بشنوند و پند بگیرند. با تأسف بعضی از کسانی که در تحصیلاتشان از گذشته تا به‌حال حرکت کرده، فارسی را با همین خط ناقص مطالعه نموده‌اند، ممکن است از پیشرفت‌هایی که در گذشتهٔ نزدیک در علم زبان رخ داده است باخبر نباشند یا از جهان معناشناسی دور مانده باشند. ظریف‌ترین، دقیق‌ترین و پیچیده‌ترین بخش زبان در علم معناشناسی (semantics) مطالعه می‌شود و تمام ریزه‌کاری‌های زبان اعم از تکیه‌های صوتی، زیروبمی‌های کلام، انواع گفتارها، حتی عوامل فرازبانی، حرکات سروگردن و دست، همه در این قسمت است. به‌همین دلیل است که پژوهندگان کمتری روی معناشناسی کار می‌کنند. 

جای نقش‌نمای «را» در جمله‌هایی است که وابسته دارند. «را» قبل از که و قبل از جملهٔ وابسته می‌آید. ننویسیم: «تا بتواند تمام غذایی که پدر و مادر ناتنی‌اش به لانه می‌آورند را بخورد.» بنویسیم: «تا بتواند تمام غذایی را که پدر و مادر ناتنی‌اش به لانه می‌آورند، بخورد.» 

نگوییم «تاریخ طولانی‌ای دارد»، بنویسیم: «تاریخی طولانی دارد.» بنویسیم اِثنا عشر یعنی دوازده و نگوییم اَثنا عشر. جمع عنصر، عناصِر است، نه عناصُر. 

ننویسیم: «ازآنجایی‌که می‌خواست زودتر برسد»، بنویسیم: «ازآنجاکه می‌خواست… » از‌آنجایی‌که یعنی از مکانی که، اما ازآنجاکه، یعنی، چون‌که. به‌جای بی‌خطرتر است، بگوییم خطرش کمتر است. 

خوانندگان عزیز، نگذارید زبان عامیانهٔ پَست جای زبانی را که برخوردار از این‌همه صنایع ادبی است، بگیرد. آخرین بیت غزل جامی را برای همه بخوانید: بی‌رخت گفتم نکو پر می‌کنم دامن ز اشک / گفت جامی کار نیکوکردن از پرکردن است. که در آن سه صنعت به کار گرفته شده است. اولی واژهٔ پر، یکی مقابل تهی و دیگری به مفهوم زیاد. 

آیا می‌دانید عربی در بخش جمع مکّسر جمع‌الجمع هم دارد؟ تعدادی از اسم‌ها می‌توانند دو بار جمع بسته شوند، البته گاه بار معنایی‌شان قدری متفاوت می‌شود. چند مثال: امر، امور، اوامر – مکان، امکنه، اماکن – جوهر، جواهر، جواهرات – اسم، اسماء، اسامی – ید، ایدی، ایادی – عملیّه، عملیات، عملیات‌ها (در گفتار عام). 

یک حکایت: گفته‌اند انسان گاه حرکات دست و سر و صورت را در جواب به یک سؤال بر حرف‌زدن ترجیح می‌دهد. و این داستان مردی است که آهویی را به مبلغ دوازده درهم خریده، روی شانه حمل کرده و به خانه می‌برد. یکی در راه از او قیمتش را پرسید و او دو دست را به نشانهٔ ده با دو پنج انگشت بلند کرد و سپس دو انگشت دست راست را برای ٢ بالا برد. آهو پایین پرید و گریخت. 

حال به چند نکته توجه کنید:

اَحیا را با اِحیا اشتباه نکنید. اَحیا یعنی زنده‌ها و اِحیا مصدر است، یعنی زنده‌نگه‌داشتن. ارائه را ارایه ننویسید؛ حرف همزه عربی است. برخی از ترکیبات دوطرفه می‌شوند، لیکن برخی دیگر، نه. مثلاً تنگ‌نظر و نظرتنگ به یک معنی است، ولی سیاه‌رو و روسیاه چنین نیستند. آلوزرد و زردآلو دو میوهٔ متفاوت‌اند. درازدستی و دست‌درازی، یک معنا دارند. گفتیم، کسرهٔ اضافه گاه خود یک واج است. مثلاً، دردِ دل با کسرهٔ اضافه ولی دل‌درد بی‌کسرهٔ اضافه تلفظ می‌شود و این دو معنی‌های متفاوتی دارند. کلماتی مانند قاموسی، جادویی، ماهوتی یا پارویی، درست نوشته شده‌اند، اما واژه‌هایی مانند کاووسی، طاووسی، مووی (حرف‌نوشتهٔ movie‌) به دو واو نیازمندند، یکی صدای v دیگری صدای «او» u. کلمهٔ شهر، زنجان، معرّب زنگان فارسی است و مردم این شهر نیز خودشان زنگان می‌گویند. نمی‌دانیم چرا از قدیم آن را عربی کرده‌اند. 

حال، به این شعر نگاه کنید: دوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پندارد / ز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانند. تفاوت در تکیهٔ صوتی است؛ در اولی روی هجای «نند» و در دومی روی هجای «در». 

حال، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید:

به‌جای طیف، بگوییم بیناب یا دامنه؛

به‌جای تخریب، بگوییم ویرانی؛

به جای تخصص‌داشتن، بگوییم سررشته‌داشتن یا کاردان‌بودن؛

به‌جای تخطّی، بگوییم لغزش؛

به‌جای تخلیه، بگوییم تهی‌سازی؛

به‌جای تخمین، بگوییم برآورد؛

به‌جای تخیّل، بگوییم پندار یا پنداشت؛

به‌جای تدبیر، بگوییم راهکار؛

به‌جای اظهارنظر، بگوییم بازگویی یا دیدگاه.

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند.

نوشته بهسازی زبان فارسی، مهارت‌های زبان‌آموزی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/07/19/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86%d8%a2/feed/ 0 20991
بهسازی زبان فارسی، کاستن از دشواری‌های نوشتاری فارسی  https://media.hamyaari.ca/2023/06/20/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b4%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/ https://media.hamyaari.ca/2023/06/20/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b4%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/#respond Wed, 21 Jun 2023 05:00:20 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=20809 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور هدف اصلی ما حفظ هویت فرهنگی زبان رسمی‌مان است. پس بایسته است بکوشیم آن را از آفات بی‌نظمی‌ها و خطاها برهانیم و تا آنجا که امکان دارد علیه خودباختگی، خود‌کم‌بینی و تهاجم واژه‌های بی‌مورد خارجی مبارزه کنیم. ایران‌زمین مشاهیر بسیاری را در علم و ادب در خود پرورده است و ما لازم است این سابقه را همچنان محفوظ نگه داریم و از به‌کارگیری...

نوشته بهسازی زبان فارسی، کاستن از دشواری‌های نوشتاری فارسی  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

هدف اصلی ما حفظ هویت فرهنگی زبان رسمی‌مان است. پس بایسته است بکوشیم آن را از آفات بی‌نظمی‌ها و خطاها برهانیم و تا آنجا که امکان دارد علیه خودباختگی، خود‌کم‌بینی و تهاجم واژه‌های بی‌مورد خارجی مبارزه کنیم. ایران‌زمین مشاهیر بسیاری را در علم و ادب در خود پرورده است و ما لازم است این سابقه را همچنان محفوظ نگه داریم و از به‌کارگیری گویش عامیانهٔ پَست در نوشتار خودداری کنیم. 

مشکلات خط فارسی – خط ما از عربی گرفته شده، تغییراتی در آن داده شده و به دو گونهٔ نسخ و نستعلیق نوشته میشود؛ خط عربی نسخ است و خط نستعلیق در خوش‌نویسی به کار می‌رود. روی خط نسخ به‌خاطر درست‌خواندن یک متن، مثل قرائت صحیح قرآن، نشانه‌های صوتی یعنی کسره، فتحه، ضمه (زیر، زبر و پیش) مدّ، شدّ، جزم و غیره می‌گذاریم، لیکن در نوشتار عادی مثل روزنامه‌ها و کتاب‌ها این امر رعایت نمی‌شود، چون واردکردن این علائم نه تنها دشوار بلکه غیرممکن است. از این رو، خواندن فارسی به‌دلیل کلمات دخیل عربی جز از طریق آشنایی کامل با این زبان میسر نیست. تنها کاری که لازم است انجام شود گذاشتن چند تا از این نشانه‌ها با بهره‌گیری از مفهوم برای خودداری از خطای تلفظی است. به نمونه‌های زیر در تلفظ نگاه کنید: 

او به حضور مَلِک عبدالله شرفیاب شد. 

من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بود / آدم آورد در این دیر خراب آبادم

پیش صاحب‌نظران مُلک سلیمان باد است / بلکه آن است سلیمان که ز ملک آزاد است

حسن آقا هر چه پول داشت مِلک خرید. 

ما هم‌نویسه‌های زیادی داریم که با کمک معنی و با یاری نشانه‌هایی چون ویرگول، نقطه، علامت استفهام، علامت تعجب، پرانتز، گیومه و نقطه‌ویرگول خواندنشان آسان می‌شود. همچنین مشکل ترکیبات عربی را هم داریم. به‌هرحال باید با این خط ناقص خود بسازیم. 

فارسی سره – سره به معنی ناب و ناآمیخته است. نخستین کسی که سعی کرد فارسی را از قید واژه‌های عربی تا حد امکان رها سازد، فردوسی بود. شاهنامه کمترین عدد از واژه‌های عربی را در خود دارد. پس از فردوسی چندین تن از معاصران ما کوشیدند معادل‌هایی برای کلمات عربی بیابند، اما بهره‌گیری از فارسی سره به‌دلیل پیشرفت دانش امروزی بشر کاری عبث به نظر می‌رسید، زیرا ما چگونه می‌توانیم برای این اندازه واژه‌های خارجی به‌فوریت معادل بسازیم؟ پس فرهنگستان زبان و ادب فارسی بر پا شد تا عهده‌دار این امر شود. به‌هرحال، افرادی چون استاد احمد کسروی، دکتر کزازی و دکتر بصیر، که کتابی با عنوان بهداشت تن و روان را در فارسی سره نوشت، به پا خاستند. دکتر بصیر با معادل‌های خودساخته‌اش تمام واژه‌های عربی، فرانسه، انگلیسی، لاتین و جز این‌ها را کنار گذاشت، و ازاین‌‌رو، ناگزیر شد واژه‌نامه‌ای برای برابریابی معنایی کلمات مصطلح در پایان کتابش بنویسد تا خواندن و درک لغات پزشکی با واژه‌های سره را ممکن سازد، و این امر زحمتی مضاعف را به وجود آورده بود. یک مثال کلمهٔ «ارم» معادل عشق بود و ترکیب «خوداِرمی» به‌معنای عشق‌ورزیدن به خویشتن. 

پس رعایت‌نکردن قواعد نگارش و ارتکاب خطاها حرکت روی پیوستار افراط و تفریط و حفظ‌نکردن اعتدال است. می‌پرسید چه باید کرد؟ بایسته است نوشته‌های خوب فارسی، کتاب‌های استادان سخن، ترجمه‌شده‌های مطلوب، متون فارسی معیار و مقالات جالب روزنامه‌ها را بخوانیم. نثرهای مقبول، اشعار شاعران قدیم و جدید، تازه‌ترین نوشته‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و انتقادی را مطالعه کنیم و تا امکان دارد بر دایرهٔ لغات و اصطلاحاتمان بیفزاییم. اگر همین فارسی کنونی را با زدودن خطاها آراسته و پیراسته سازیم، حتماً خدمت بزرگی به ملیت خود کرده‌ایم. خوشبختانه امروزه واژه‌نامهٔ الکترونیکی در اختیارمان است. همچنین منابع فراوانی هم در این زمینه به‌صورت الکترونیکی در دسترس است که یکی از آن‌ها همین سلسله مقالات نگهداشت و بهسازی زبان زیبای فارسی در رسانهٔ همیاری است، ولی با تأسف، افراد زیادی هنوز از خطاهای دستوری‌شان آگاهی ندارند. 

بسامد و قدمت – افزون بر بررسی سبک‌ها، کاربردها و گونه‌های زبان، عامل مهم دیگری در یادگیری و بهره‌مندی از واژه‌ها و ترکیباتشان در کار است، و آن توجه به موضوع قدمت است. بسامد در حد کم و زیادی بهره‌گیری از یک واژه و باهم‌آیی آن در ترکیبات و شماره‌گذاری مفاهیم آن است. اما در تعیین قدمت یک کلمه ما می‌توانیم معنی آن را در سه رده قرار دهیم و سؤال کنیم. آیا معنای قدیم و جدیدش هر دو رایج است؟ آیا معنای قدیم و جدیدش تفاوت کرده است؟ یا آیا دیگر منسوخ شده و به کار نمی‌رود؟ همهٔ این‌ها را در لغت‌نامه‌های معتبر می‌یابیم. مثلاً می‌گوییم: ١- اکثر قریب‌به‌اتفاق کلمات در راستهٔ عادی قرار دارند و معنی قدیم و جدیدشان یکسان و رایج است. ٢- تعداد اندکی از کلمات معنای قدیم و جدید دارند، مثل کلمهٔ غرور که معنای قدیمش فریبندگی در این شعر است: روز دیگر کاین جهان پرغرور / شد چو بحر از چشمهٔ خور غرق نور. یا یارا بهشت صحبت یاران همدم است / دیدار یار نامتناسب جهنم است. صحبت به‌معنای قدیمش هم‌نشینی است. یا کلمهٔ نگران که معنی قدیمش نگاه‌کننده است، در این مصراع: چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد. ٣- واژ‌هایی که بیشتر در شاهنامه می‌یابیم در سبک ادبی قدیم به کار می‌رفته‌اند و دیگر حضور ندارند. مانند ژاد یعنی جنسیت، یا نژند یعنی اندوهگین. 

همان‌گونه که در پیش گفتیم، ما سبک‌ها را نیز در سطوح کاربرد واژه‌ها می‌یابیم و بررسی می‌کنیم که عبارت‌اند از رسمی و انواع آن، فنی، تخصصی، ادبی، خودمانی، قدیمی و جز این‌ها. و هنگامی که کلمه‌ای فقط کاربرد اندکی در یکی از سبک‌ها دارد و کم شنیده می‌شود، می‌گوییم این واژه بسامدی ندارد یا بسامد اندکی دارد، مثل کلمهٔ دوات به‌معنی مرکب‌دان یا جوهردان. 

چگونه دو واژهٔ «خیلی» و «بلد» ساخته شدند؟ خیل به‌معنی گلهٔ اسب است و خیلی در مفهوم مجازی یعنی بسیاری. بلد در گذشته به‌معنی راهنما و مردی بوده که مسیرهای مالرو اطراف شهرها را خوب می‌شناخته است و امروزه گاه در محاوره جایگزین فعل دانستن یا آشنابودن می‌شود: من این راه را بلد نیستم. یا تو آن روش را بلد نیستی. امروزه کلمهٔ «پُر» و «پُری» در چند شهر و روستا جایگزین خیلی می‌شود: من حالا پُری خوشحالم. کمال پُری از دست من ناراحت شد. برای اطلاع از سابقهٔ برخی واژه‌ها به محاورهٔ شهرستان‌ها توجه کنید. 

حال، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید:

به‌جای تابعیت ایران، بگوییم شهروندی ایران؛

به‌جای تبادل نظر، بگوییم گفتمان، گفت‌وگو؛

به‌جای تبریزی‌الاصل، بگوییم تبریزی‌تبار؛

به‌جای تبسم، بگوییم لبخند؛ 

به‌جای تبعیت، بگوییم پیروی؛ 

به‌جای تجارت، بگوییم بازرگانی؛ 

به‌جای تجانس، بگوییم همگنی؛

به‌جای تجدیدنظر، بگوییم بازنگری؛ 

به‌جای تجرِبه‌کردن، بگوییم آزمودن؛

به‌جای تجزیه‌طلب، بگوییم جدایی‌خواه؛ 

به‌جای تجمع، بگوییم گردهمایی؛

به‌جای تحت‌اللفظی، بگوییم واژه‌به‌واژه؛ 

به‌جای تحتانی، بگوییم زیرین؛ 

به‌جای تحرک، بگوییم جنبش؛ 

به‌جای تحصّن، بگوییم بَست‌نشستن؛

به‌جای تحریک‌کردن، بگوییم برانگیختن؛ 

به‌جای تحقیق، بگوییم پژوهش؛ 

به‌جای تحمّل، بگوییم بردباری؛ 

به‌جای تحمل کرد، بگوییم تاب آورد؛

به‌جای تحوّل، بگوییم دگرگونی. 

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند.

نوشته بهسازی زبان فارسی، کاستن از دشواری‌های نوشتاری فارسی  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/06/20/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b4%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%87%d8%a7/feed/ 0 20809
بهسازی زبان فارسی، سخن‌گویی و علم زبان  https://media.hamyaari.ca/2023/05/22/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b2%d8%a8%d8%a7/ https://media.hamyaari.ca/2023/05/22/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b2%d8%a8%d8%a7/#respond Mon, 22 May 2023 17:59:53 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=20604 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور مطالعهٔ علمی زبان سابقه‌ای طولانی ندارد؛ کم و بیش به حدود سال ۱۹۵۰ می‌رسد. رفتار اجتماعی زبان بر محور دو اصل می‌چرخد که مکمل یکدیگرند. یکی اصل هرچه سریع‌تر، کمتر و ساده‌تر گفتنِ سخن است و دوم اصل هرچه بهتر بیان‌کردن و کامل‌تر رساندن پیام است. این دو اصل در حرکت خود به پیش همیشه در نقطه‌ای یکدیگر را خنثی می‌کنند و منتجشان...

نوشته بهسازی زبان فارسی، سخن‌گویی و علم زبان  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

مطالعهٔ علمی زبان سابقه‌ای طولانی ندارد؛ کم و بیش به حدود سال ۱۹۵۰ می‌رسد. رفتار اجتماعی زبان بر محور دو اصل می‌چرخد که مکمل یکدیگرند. یکی اصل هرچه سریع‌تر، کمتر و ساده‌تر گفتنِ سخن است و دوم اصل هرچه بهتر بیان‌کردن و کامل‌تر رساندن پیام است. این دو اصل در حرکت خود به پیش همیشه در نقطه‌ای یکدیگر را خنثی می‌کنند و منتجشان حالت بینابینی است که در گفتار مردم می‌بینیم یا می‌شنویم؛ تند حرف می‌زنند و جمله‌ها را کوتاه می‌کنند. این در موقعیتی است که یکدیگر را می‌بینند یا صدای هم را می‌شنوند. گفتارشان همراه با تکیه‌های صوتی زیروبمی‌ها و آهنگ تأکیدهای گوناگون کلام است، لیکن در نوشتن سعی دارند تا امکان دارد جملات را سالم‌تر و دستوری بیان نمایند. فشرده و موجزگویی نیاز به تحصیل و آموزش دانشی خاص دارد که در علم کلام و منطق مطالعه می‌شود و از قدیم سفارش شده است. نظامی گنجه‌ای* گفت: کم گوی و گزیده گوی چون دُر / تا ز اندک تو جهان شود پر. همچنین سعدی گفت: زبان در دهان ای خردمند چیست / کلید در گنج صاحب هنر / چو در بسته باشد چه داند کسی / که گوهرفروش است یا پیله‌ور. از روزگار قدیم در علم منطق به مسائلی چون مغالطه، سفسطه، لفّاظی، اطناب، حشو، تعمیم غلط، تشبیه غلط، و جز این‌ها پرداخته‌اند. در دو گونه سبک‌شناسیِ درزمانی (diachronic) و هم‌زمانی (synchronic)، نویسندگان و شاعران به معانی کلمات و تغییرشان طی تاریخ اشاره کرده‌اند، که فعلاً مورد بحثمان در این مجال نیست. لیکن چگونه می‌توانیم ریزه‌کاری‌های گفتاری را با این خط ناقص به نمایش بگذاریم؟ لغت‌نامه‌های انگلیسی و فرانسه برای نشان‌دادن تکیه‌های صوتی از خط آوانگاری استفاده می‌کنند. یادگیری این‌گونه ویژگی‌های کلام و تلفظ آن‌ها در دو واحد درسی واج‌شناسی و آواشناسی عرضه می‌شود.

تکیه‌های صوتی و تلفظ واژه‌ها در فارسی و عربی نسبتاً قانون‌مند است، با این وجود یک مطالعهٔ علمی فرا گیر روی تکیه‌های صوتی در فارسی انجام نشده است. در انگلیسی نیز قاعدهٔ دقیق، کلی و ثابتی برای محل تکیه‌ها نداریم و این امر بیشتر تابع پهنهٔ وسیع کشورها، مناطق، و گویش‌هایشان قرار می‌گیرد. هنرنمایی شعرا و نویسندگان در سبک رسمی و اصیل فارسی فراوان بوده است. ایشان مهارتی بسیار در به‌کارگیری صنایع ادبی و آرایه‌های کلام داشته‌اند. صنعت جناس: هر خم از جعد پریشان تو زندان دلی‌ست / تا نگویند اسیران کمند تو کمند. تکیهٔ صوتی در کمند اول روی هجای نخست یعنی «کم» گذاشته می‌شود، اما در کمند دوم تکیهٔ صوتی روی هجای دوم آن یعنی «اَند» قرار می‌گیرد. از این‌رو نمی‌توانیم آن را جناس کامل بنامیم. شعری دیگر در بازی با کلمهٔ خریدن و خر است: مردانه دوختیم و کس از ما نمی‌خرد / رو رو زنانه دوز که مردان ما خرند. این یک جناس معنایی بوده به دو معنی بخرند و خر مربوط می‌شود و باز هم جناسی کامل نیست. لیکن واژهٔ گور در شعر: بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟ جناس کامل محسوب می‌شود. و حال تکیهٔ تقابلی؛ تقابل ممکن است میان دو کلمه یا بخشی از کلمات ایجاد شود و این بستگی به چگونگیِ خواندن واژه دارد. به این تکیه صوتی توجه نمایید: یا رب نظر تو برنگردد / برگشتن روزگار سهل است. تکیه روی کلمهٔ «تو» در تقابل با روزگار است. یا در جملهٔ «به شما عرض کردم ساعت ٩ تشریف بیاورید، نه ساعت ۱۰»، ٩ و ۱۰ در تقابل قرار گرفته‌اند. 

بهسازی فارسی و زدودن خطاها

دو واژهٔ استیفا و استعفا را از هم جدا بگیرید. نگوییم، آقای احمدی دیروز از کارش استیفا داد. بگوییم، آقای احمدی دیروز از کارش استعفا داد. استعفا به‌معنای کناره‌گیری و استیفا به‌معنی وصول و به‌دست‌آوردن حق و حقوق است؛ ما باید حقوق شخصی‌مان را هرچه زودتر استیفا کنیم. دو واژهٔ دیگر تحمل و تأمل هستند. تحمّل تاب و طاقت‌آوردن است؛ تحمل این صحنه برای من بسی دشوار است. اما تأمل به‌معنی صبر و شکیبایی است؛ قدری تأمل کن تا نوبتت برسد. دو واژهٔ دیگر تصفیه و تسویه می‌باشند. تصفیه به‌معنی پاک‌کردن و پالایش است؛ ما نفت را تصفیه می‌کنیم و به چندین جزء مختلف در می‌آوریم. اما تسویه برابرسازی است؛ ما حسابمان را تسویه کردیم، یا تسویه‌حساب کردیم. باز دو واژهٔ دیگر توسعه و توصیه است. توسعه گسترش‌دادن ولی توصیه سفارش و تجویز‌کردن است؛ او در صدد توسعهٔ کار خویش است، اما؛ اکبرآقا به توصیهٔ آن دکتر رفتار نکرد. از مؤنث‌آوری لغات در فارسی خودداری کنیم. نگوییم مدارک لازمه، مراسم افتتاحیه، اسناد منتشره، بگوییم مدارک لازم، مراسم افتتاح، اسناد منتشرشده. از بدترین خطای دستوری در گذاشتن «را» بپرهیزیم. نگوییم، چرا این‌همه اثاث که دیگر لازم نیست را نمی‌فروشی؟ بگوییم، چرا این‌همه اثاث را که دیگر لازم نیست، نمی‌فروشی؟ واژهٔ را پیش از که و بعد از جملهٔ هسته می‌آید، و ما به‌خاطر مهم‌بودن این خطا آن را تکرار می‌کنیم.

حال، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید:

به‌جای تأثرانگیز، بگوییم دلخراش؛

به‌جای تأثیر، بگوییم کارآیی؛

به‌جای تأثیرگذار، بگوییم کارساز؛

به‌جای تاجر، بگوییم بازرگان؛

به‌جای تأخیر، بگوییم دیرکرد؛

به‌جای تأسف‌بار، بگوییم اندوه‌بار؛

به‌جای تأسیس، بگوییم راه‌اندازی یا پایه‌گذاری؛

به‌جای تأمل، بگوییم درنگ؛

به‌جای تألم، بگوییم دردناکی یا اندوه؛

به‌جای تأکید، بگوییم پافشاری؛

به‌جای تألیف، بگوییم نوشته‌شده یا نوشتهٔ؛

به‌جای تبحّر، بگوییم چیرگی.

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند. 


*گنجوی صفت نسبی عربی است.

نوشته بهسازی زبان فارسی، سخن‌گویی و علم زبان  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/05/22/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b2%d8%a8%d8%a7/feed/ 0 20604
بهسازی زبان فارسی، نکاتی دربارهٔ انواع خطا در نگارش https://media.hamyaari.ca/2023/05/10/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7/ https://media.hamyaari.ca/2023/05/10/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7/#respond Thu, 11 May 2023 02:50:05 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=20536 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور بهره‌گیری از واژه‌های خودی، بیرون گذاشتن واژه‌های بی‌مورد بیگانه، زدودن خطاها و ترغیب به حفظ میراث فرهنگی‌مان تا آنجا که امکان دارد، کاری شایسته برای زبان است. ما شما را تشویق می‌کنیم که بیاییم از زبان عامیانه، به‌خصوص عامیانهٔ پَست در نوشتار دست برداریم و همت کنیم تا زبان زیبای پارسی را در سطح والای کلام نگه داریم.  زبان به‌عنوان یک رفتار اجتماعی...

نوشته بهسازی زبان فارسی، نکاتی دربارهٔ انواع خطا در نگارش اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

بهره‌گیری از واژه‌های خودی، بیرون گذاشتن واژه‌های بی‌مورد بیگانه، زدودن خطاها و ترغیب به حفظ میراث فرهنگی‌مان تا آنجا که امکان دارد، کاری شایسته برای زبان است. ما شما را تشویق می‌کنیم که بیاییم از زبان عامیانه، به‌خصوص عامیانهٔ پَست در نوشتار دست برداریم و همت کنیم تا زبان زیبای پارسی را در سطح والای کلام نگه داریم. 

زبان به‌عنوان یک رفتار اجتماعی بسیار پیچیده و دقیق، میراث فرهنگی ما است. اصل و پایهٔ زبان، گفتاری و شنیداری است. نوشتن و خواندن، برای انتقال دانش به‌صورت کتاب و نوشته به نسل‌های بعد به وجود آمده است. به‌کارگیری آهنگ صدا، تکیه‌های صوتی و زیروبمی‌های سخن را آن‌گونه که در گفتار اجرا می‌شود، نمی‌توانیم به نگارش درآوریم. تکرار نیز در ذات زبان است. بنابراین ما مسائل و نکات مهم را هرازچندگاه یادآور می‌شویم تا همگان بخوانند و به دیگران هم بگویند. 

دستور زبان و خطاها – زبان مجموعه‌ای از کلمات نیست که کنار هم گذاشته و ردیف شده باشند، بلکه رفتاری قاعده‌مند است. در گذشته‌ای دور، گویا حدود صد و چند سال پیش کتابی با عنوان نصاب‌الصبیان برای کودکان نشر یافته بود که در آن گروهی از کلمات عربی را با معنی‌هایشان کنار هم ردیف شده بود، به‌خیال اینکه آن‌ها جملاتی از زبان می‌شوند. مثلاً به قطّ، خیطل و هرّه، هر سه معنی «گربه» داده بود، و حال آنکه این‌ها سه حیوان متفاوت‌اند. البته خطاها در اثر ندانستن قاعده ایجاد می‌شوند، ولی اشتباهات سهوی‌اند. خطاها در بیشترین اندازه، به‌ترتیب در اسم‌ها، صفت‌ها، ترکیبات و فعل‌ها رخ می‌دهند، و بسیار کمتر دستور زبانی‌اند. یک نمونه راننده‌ای بود که از شیشهٔ اتومبیلش به راننده دیگر که نزدیک بود با او تصادف کند، گفت: «آقا، راهنمایی‌ات را بزن.» به‌جای اینکه بگوید: «راهنمایت را بزن.» 

سبک و بسامد – سبک سخن از سوی گوینده انتخاب می‌شود. بالاترین سبک سخن، سبک ادبی است و پایین‌ترینِ آن سبک عامیانهٔ رکیک است، و این بستگی به تربیت خانوادگی، میزان تحصیلات، وراثت، اتفاقات، مشاهدات و محیطی دارد که فرد در آن بزرگ شده است و با دیگران رفت و آمد کرده است. در برخی کشورها مانند انگلستان به‌کارگیری آهنگ صدا، زیروبمیِ کلام، فصاحت سخن همراه با استفاده از اصطلاحات مناسب و لازم برای یافتن شغل یا تصدّی مقام، دخالت زیادی دارد. و برعکس اگر شخصی از گویشی مقبول و معیار برخوردار نباشد، در مصاحبه پذیرفته نمی‌شود. تسلط بر دایرهٔ لغاتِ مطلوبِ کافی در بیان نیز نقش اساسی دارد. ما دو دسته واژگان را در ساختار جملات خود فرا می‌گیریم؛ یکی به گونهٔ شناختی، یعنی می‌شنویم و می‌فهمیم، دوم به‌طور تولیدی، که خود آن‌ها را می‌سازیم و به کار می‌بریم. دایرهٔ گروه اول بسی وسیع‌تر است. سبک عامیانهٔ پست یا دارای لغات رکیک، موجب رنجش خاطر شنوندگان، ولی خوش‌زبانی سبب شادی خاطر ایشان می‌شود.

حال اگر این الفاظ شکسته و ناموزون را کامل بگوییم و بنویسیم وضع زبانمان بسی بهتر می‌شود. البته تمام آن‌ها در یک سطح نیستند، سبک و بسامدشان تفاوت دارد. اکثرشان از طریق وام‌گیری به فارسی راه یافته‌اند. امروزه فرهنگستان برای واژه‌های خارجی، حتی کلمات عربی قدیم معادل‌سازی می‌کند. گاهی نیز خود مردم برای کلمات خارجی معنا می‌سازند. اما به‌طور کلی، نمی‌دانیم چرا مردم ما هیچ‌گاه تعصب و عِرق ملی‌شان برانگیخته نمی‌شود. ایشان از حدود ١٢ قرن پیش تاکنون به وام‌گیری پرداخته‌اند. ابتدا در دامنهٔ بسیار وسیعی از عربی و سپس در زمان قاجار از فرانسه و آن‌گاه در عهد ما از انگلیسی، لیکن بیشتر با واسطگی فرانسه، وام‌گیری نموده‌اند. متأسفانه فارسی امروزی ما با عربی مخلوط شده است و بیش از پنجاه و دو در صد آن را لغات و ترکیبات عربی تشکیل می‌دهد. لیکن عربی این‌همه از فارسی و زبان‌های دیگر وام نگرفته است، و در واژه‌سازی به‌مراتب قوی‌تر است. به دو سه مثال توجه کنید: عرب‌ها برای کلمهٔ wheelchair به‌معنی صندلی چرخ‌دار معادل «عجلة» را با جمع «عجلات» ساخته‌اند، اما ایرانی‌ها بی درنگ همان «ویلچر» را گفتند و خود را به زحمت نینداختند، و بعد هم که سر زبان‌ها افتاد، افراد کم‌سواد آن را «ویلچه» تلفظ کردند که پس از مدتی «بیلچه» هم شد. حال اگر مردم آن را ساده می‌کردند و «چرخ» می‌گفتند خیلی بهتر می‌شد. مثلاً می‌گفتند: «یک چرخ گرفتیم پیرمرد را رویش نشاندیم و او را رساندیم.» و این نوع واژه‌سازی هیچ مسئله‌ای ایجاد نمی‌کند، چون ما بار معنایی یک کلمه را افزون می‌سازیم. عرب‌ها برای واژهٔ ترور، اغتیال، برای کنسل، ابطال، برای پرسنل، موظفین، برای کانال، قناة، و برای فامیل، عائلة را ساخته‌اند. و همهٔ این‌ها معادل فارسی هم دارند. 

خطای معنایی – بخش معناشناسی زبان از همهٔ قسمت‌ها دشوارتر، پیچیده‌تر و دقیق‌تر است. واژه‌های یک‌معنایی در زبان اندک‌اند، به‌علاوه، به بحث‌های باهم‌آیی و هم‌معنایی و چندمعنایی نیز مربوط می‌شوند. ذات زبان گفتاری-شنیداری است و ما نمی‌توانیم ریزه‌کاری‌هایش را با نوشتار برسانیم. من می‌توانم معنای این سه بیت از مثنوی مولوی را با کمک زیروبمیِ کلام، آهنگ صدا و تکیه‌های صوتی کلمات و قدری حرکات دست، صورت و بدن به‌خوبی به شنوندگان برسانم، اما نه از راه نوشتار و خواندار، مثال: کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گر چه ماند در نبشتن شیر شیر / این یکی شیر است اندر بادیه / وان دگر شیر است اندر بادیه / آن یکی شیر است کآدم می‌خورد / وان دگر شیر است کآدم می‌خورد.

حال، به چند واژهٔ پارسی‌شده توجه نمایید: 

به جای بی‌لیاقتی یا بی‌کفایتی، بگوییم ناشایستگی؛

به‌جای بی‌فایده، بگوییم بیهوده؛

 به‌جای بیعانه، بگوییم پیش‌پرداخت؛

به‌جای بین‌النهرین، بگوییم میان‌رودان؛

به‌جای بی‌نهایت، بگوییم بی‌کران؛

به‌جای بیوگرافی (biography)، بگوییم زندگی‌نامه یا سرگذشت؛

به‌جای پاراگراف، بگوییم بند؛

به‌جای پارتیشن (partition)، بگوییم دیوارک؛

به‌جای پارکینگ، بگوییم خودروگاه؛

به جای پاساژ که لغتی فرانسه است، بگوییم تیمچه؛

به‌جای پانسمان (به‌فرانسه pansement)، بگوییم زخم‌بندی؛

به‌جای پرثمر، بگوییم پربار؛

به‌جای پروژکتور (projector)، بگوییم نورافکن؛

به‌جای پروسه (process)، بگوییم فرایند؛

به‌جای پستچی، بگوییم نامه‌رسان؛

به‌جای پمپ (pump)، بگوییم مکنده.

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند. 

نوشته بهسازی زبان فارسی، نکاتی دربارهٔ انواع خطا در نگارش اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/05/10/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7/feed/ 0 20536
بهسازی زبان فارسی، بحث مؤنث و مذکر حقیقی و مجازی  https://media.hamyaari.ca/2023/04/25/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d9%85%d8%a4%d9%86%d8%ab-%d9%88-%d9%85%d8%b0%da%a9%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82/ https://media.hamyaari.ca/2023/04/25/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d9%85%d8%a4%d9%86%d8%ab-%d9%88-%d9%85%d8%b0%da%a9%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82/#respond Tue, 25 Apr 2023 23:19:35 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=20441 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور ما در این شماره می‌خواهیم به یادگیری دستور زبان و مقایسه‌ای میان دو سه زبان، و نیز به بحث مؤنث و مذکر حقیقی و مجازی بپردازیم.  کودک در خردسالی قواعد زبان مادری را از راه گفت‌وگو کشف می‌کند و به‌طور طبیعی تا سن پنج‌سالگی آن‌ها را به کار می‌برد. او کم‌کم نامنظمی‌های زبانش را متوجه می‌شود و اشتباهاتش را اصلاح می‌کند. فراگیری زبان...

نوشته بهسازی زبان فارسی، بحث مؤنث و مذکر حقیقی و مجازی  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

ما در این شماره می‌خواهیم به یادگیری دستور زبان و مقایسه‌ای میان دو سه زبان، و نیز به بحث مؤنث و مذکر حقیقی و مجازی بپردازیم. 

کودک در خردسالی قواعد زبان مادری را از راه گفت‌وگو کشف می‌کند و به‌طور طبیعی تا سن پنج‌سالگی آن‌ها را به کار می‌برد. او کم‌کم نامنظمی‌های زبانش را متوجه می‌شود و اشتباهاتش را اصلاح می‌کند. فراگیری زبان مادری در حد نیاز به خواندن و نوشتن بستگی ندارد. هرچه سن بچه بالاتر برود، همچنان بدون سواد می‌تواند تسلط بیشتری بر واژگان زبان پیدا کند، اما وقتی کودک به مدرسه می‌رود، دایرهٔ لغاتش افزون‌تر و با خواندن، گوش‌کردن و شنیدن به دامنهٔ وسیع‌تری از سخن‌گویی دست می‌یابد. نخستین لغاتی که کودک می‌آموزد اسم‌های ذات‌اند که با حواس پنج‌گانه درک می‌شوند، مانند کلاه، خرما، دست، هویج، کاغذ، یا تخم‌مرغ. مرحلهٔ بعد، یادگیری اسم‌ها و فعل‌های عمل است، مثل نشستن، خوابیدن، راه‌رفتن، آمدن. پس از آن کودک به درک کلمات مجرد یا انتزاعی (abstract) می‌رسد که در ذهنش شکل می‌گیرند و در خاطرش تجسم می‌یابند، ولی پس از آن به درک کلمات مجرد یا انتزاعی (abstract) می‌رسد که در ذهنش شکل می‌گیرند. واژه‌هایی چون زیبایی از صفت زیبا، درستی از صفت درست، عدالت از اسم عدل و صدها واژهٔ دیگر از طریق معناهای اشتقاقی یا شباهت به او آموخته می‌شوند و گاه او را به جاهایی می کشانند که مرتکب خطا می‌شود. کودکان دو سه ساله‌ای را به یاد داریم که فعل‌های نامنظم فارسی را به قیاس منظم می‌کردند، مثلاً مضارع فعل سوختن را به‌جای «می‌سوزم»، «می‌سوخم» و مضارع فعل ریختن را به‌جای «داره می‌ریزه»، «داره می‌ریخه» می‌گفتند، و این بر اساس تعمیم قاعده‌ای بود که آموخته بودند. همچنین، در رابطه با فعل‌های دوم افعال مرکب اصطلاحی مثل زمین‌خوردن، در سن چهارسالگی چند کودک مشاهده شد که با تعجب می‌پرسیدند «چگونه می‌شود زمین را خورد؟» آنگاه بچه‌ها در سن‌های بالاتر معانی مجازی برخی کلمات را در سبک‌های عامیانه و محاوره درک می‌کنند؛ مثل کلمهٔ «بی‌مزه» در «شوخی‌های بی‌مزه» یا «ترش» در جملهٔ «با شنیدن این خبر ترش کرد» یعنی اوقاتش تلخ شد. باز هم به یاد داریم افراد بزرگسالی را که دایرهٔ لغات وسیعی را کسب کرده بودند، اما خواندن و نوشتن نمی‌دانستند. این افراد فصیحانه صحبت می‌کردند و کسی باور نمی‌کرد که بی‌سوادند. لیکن ما از دو سه خطای تلفظی‌شان این موضوع را فهمیدیم؛ یکی‌شان، «جواد» را «جوات»، «بدون» را «بی‌دونِ» و دیگری، «قوی» را «قویح» یا «قبیح» می‌گفت. استعداد زبان‌آموزی در انسان یا حیوان ناطق فطری است. البته ما هر چه بیشتر تحصیل کنیم، دایرهٔ لغاتمان بزرگ‌تر و وسیع‌تر می شود و می‌توانیم از مطالعهٔ کتاب‌ها و فرهنگ‌ها بهره بگیریم.

امروزه زبان انگلیسی پرواژه‌ترین زبان جهان است، دستورش ساده است و زود آموخته می‌شود، لیکن در رابطهٔ میان تلفظ و املاء دچار بی‌قاعدگی و دشواری بسیاری است. زبان فرانسه در املاء نسبتاً قاعده‌مند است، اما زمان‌های متعدد با صرف فعل گسترده‌ای دارد، اسم‌هایش سه آرتیکل (حرف تعریف) دارند، و مطابقت مذکر و مؤنث، صفت و موصوف، و جمع و مفرد دارد. زمان گذشتهٔ ساده‌اش تنها در نگارش ادبی به کار می‌رود و زمان ماضی نقلی‌اش جایگزین گذشتهٔ ساده می‌شود. زبان آلمانی از همه دشوارتر است؛ سه آرتیکل دارد، و مطابقت‌ها نیز در آن برقرار است.

حال می‌خواهیم روی مؤنث و مذکر حقیقی و مجازی با تفصیلی بیشتر از شماره‌های قبل صحبت کنیم، چرا که تکرار در ذات زبان بوده، مفید و لازم است و ملال‌آور نیست. بحث مذکر و مؤنث در اصل مربوط به انسان‌ها است و شامل زن و مرد، دختر و پسر، و اطفال می‌شود، اما نر و ماده کلماتی‌اند که به حیوانات اطلاق می‌شوند. این‌ها همه مذکر و مؤنث حقیقی نام دارند. لیکن در چند زبان اروپایی مثل اسپانیایی، ایتالیایی، یا فرانسه اسم‌ها در دستور به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یک گروه کوچک و بستهٔ حقیقی که در بالا ذکر کردیم و دیگری گروه بسیار بزرگ مجازی که یک بُرش دستوری است و به زن و مرد، یا نر و ماده مربوط نمی‌شود. مثلاً کتاب و تابلو مذکرند. در لغت‌نامه پیش از اسم‌های مذکر M و پیش از اسم‌های مؤنث F می‌گذاریم. زبان آلمانی یک گروه سه‌گانهٔ مذکر، مؤنث و خنثی دارد. در فرانسه آرتیکل مذکر le، آرتیکل مؤنث la و جمعشان les است. در انگلیسی ما آرتیکل معرفهٔ the و نکرهٔ some را داریم. 

در انگلیسی تقسیمی سه‌تایی در زمان افعال داریم: ساده و کامل مثل گذشتهٔ ساده (simple)، استمراری (progressive) و کامل (perfect). مثل حال ساده، استمراری و کامل، و همچنین آیندهٔ ساده، استمراری و کامل. دلیل بین‌المللی‌شدن زبان انگلیسی، سهولت واژه‌سازی است. 

در فارسی دو سه قرن پس از ورود اسلام، سیل لغات و ترکیبات عربی سرازیر و جایگزین کلمات فارسی شد، حالت سازندگی را از آن گرفت و این زبان زیبا را دچار آشفتگی کرد، وگرنه ما مصدرها و اسم‌ مصدرهای بسیاری داشتیم و از عربی بی‌نیاز بودیم. در شماره‌های قبل به یک سلسله از این کلمات مانند تندیدن، موییدن، کوچیدن و پوزیدن، آرِش و کاوِش اشاره کردیم. اما بعد در دورهٔ قاجاریه فرانسه زبان خارجی ایران شد. مردم حدود دو هزار واژهٔ فرانسه را در نوشتار و گفتارشان به کار گرفتند و به‌دلیل شباهت نسبی تلفظ و تکیهٔ صوتی هنوز هم جایگزین واژه‌های انگلیسی می‌شود. 

اسم مفعول‌های فرانسه مثل دوبله، شوکه، رفوزه، استرلیزه و اسم مصدرهایش مانند متراژ، ویراژ، پاساژ، گاراژ و گریپاژ همراه با دیگر اسم‌ها و ترکیبات فرانسه زیاد به کار گرفته می‌شوند مانند سانسور، شیک، باگاژ، مونتاژ، کنفرانس، فرکانس، بوتیک، فابریک (کارخانه) مبلمان، آوانس، شوفر کاپیتان و تُن که به‌تنهایی جایگزین سه کلمهٔ مختلفِ هزار کیلو، لحن صدا و نوعی ماهی است. مِترو (اختصار راه‌آهن زیرزمینی شهرهای بزرگ) لغات مربوط به اندازه‌گیری‌ها، ماه‌های سال، لغات پزشکی و علوم دیگر و بیش از صد ترکیب چندکلمه‌ای مثل فارسی مثل میزانپلی (mise en plis) که سه واژه است و آلاگارسُن (ala garçonne) که دو واژه است، هر دو از انواع آرایش مو هستند، دوش‌گرفتن (prendre la douche) و همچنین شوفاژ سانترال به‌معنی «حرارت مرکزی» فرانسه است.

باز هم واژه‌های دیگری از فرانسه عبارت‌اند از کمونیسم، مانکن، دموکراسی، روژ، اشانتیون، مدل و سزارین اما پیتزا، ماکارونی و اسپاگتی از زبان ایتالیایی گرفته شده‌اند و اپلیکیشن، انیمیشن و اکشن انگلیسی‌اند و به‌کاربردنشان در فارسی هیچ خوب نیست. عامیانه‌نویسی در ترجمهٔ سخنان فیلم‌ها از همه بدتر است. ما وقتی ترجمه‌شدهٔ جملات فیلم‌ها را می‌خوانیم، وحشت می‌کنیم: «اون پولارو چیکار کردی؟» چرا کسی به فارسی که روزی از اعتبار والایی برخوردار بود، اهمیت نمی‌دهد؟ نمی‌دانیم چه باید کرد؟

ما به شما دستور نمی‌دهیم و از شما انتقادی هم نمی‌کنیم، بلکه شما را تشویق می‌کنیم تا بیایید به هویت ملی‌مان ارج بنهیم و آن را از آشفتگی نجات دهیم. تازگی‌ها مردم لغات انگلیسی را هم به فارسی حرف‌نویسی (transliteration) می‌کنند. حرف‌نویسی وقتی است که واژه‌های خارجی را با حروف خودی و تلفظ تقریبی‌شان می‌نویسیم مثلاً fondation فرانسه را که در انگلیسی foundation هم گفته می‌شود،‌ فونداسیون می‌نویسند. یا در برخی مجلات می‌بینیم نویسنده‌ها چندین کلمه را حروف‌نویسی می‌کنند. مثلاً می‌نویسند: «ما را فالو (follow) نمایید.» یا «همین تودی (today) به سراغ سَرای وطن بروید.» یا «به فلان مارکت (market) سری بزنید.» این‌گونه نوشتن‌ها نه تنها خوب نیست، بلکه زبانمان را خراب می‌کند. 

بیاییم نوشته‌هایمان را با کمک افراد وارد ویرایش نماییم. ننویسیم «قسط این ماه را هنوز نپرداختم.» بنویسیم «… هنوز نپرداخته‌ام.» زمان ماضی نقلی را با نوشتار گذشتهٔ ساده ننویسیم؛ آهنگ صدایش در تلفظ فرق می‌کند. 

حال به چند معادل فارسی‌شده نگاه می‌کنیم:

به‌جای حسود، بگوییم رشک‌مند؛

به‌جای بخیل، بگوییم چشم‌تنگ؛ 

به‌جای بی‌فایده بگوییم، بیهوده؛

به‌جای به‌ظنِ من، بگوییم به‌گمانِ من؛ 

به‌جای به‌عبارت دیگر، بگوییم به‌گفته‌ای دیگر؛ 

به‌جای به‌علاوه، بگوییم افزون بر آن؛ 

به‌جای به‌لحاظِ، بگوییم از دیدِ؛ 

به‌جای به‌قولِ، بگوییم به‌گفتهٔ؛

به‌جای به‌غیر از اینکه، بگوییم جدا از اینکه. 

کلمهٔ «غیر» در فارسی زیاد به کار رفته است؛ تا می‌توانیم از آن استفاده نکنیم. به‌جای «غیر از امروز»، می‌توانیم بگوییم «هر روز دیگر»، یا «جز امروز»، به‌جای «غیراصلی»، «نااصلی، به‌جای «غیرمعقول»، «نامعقول»، و به‌جای «غیرمتعارف»، «نامتعارف».

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند.

نوشته بهسازی زبان فارسی، بحث مؤنث و مذکر حقیقی و مجازی  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/04/25/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%d8%a8%d8%ad%d8%ab-%d9%85%d8%a4%d9%86%d8%ab-%d9%88-%d9%85%d8%b0%da%a9%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82/feed/ 0 20441
بهسازی زبان فارسی، کامل‌ترین زبان دنیا کدام است؟  https://media.hamyaari.ca/2023/04/11/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%86%db%8c/ https://media.hamyaari.ca/2023/04/11/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%86%db%8c/#respond Wed, 12 Apr 2023 05:17:08 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=20334 همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور ما در این شماره می‌خواهیم پس از پاسخ به سؤال کلی بالا چند نکته را در مقایسهٔ زبان‌ها به پیش ببریم و به دو سه مورد جدید اشاره کنیم. تمام زبان‌ها حتی لهجه‌ها و گویش‌ها در به‌کارگیری خود از سوی گویندگانشان، کامل‌ترین‌اند. پس سؤالمان را طور دیگر مطرح می‌کنیم: کدام زبان پرواژه‌ترین زبان است؟ کدام زبان غنی‌ترین یا کهن‌ترین ادبیات جهان را دارا...

نوشته بهسازی زبان فارسی، کامل‌ترین زبان دنیا کدام است؟  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
همراه با پیشنهاد جایگزین برای چند واژهٔ بیگانه

دکتر محمدرضا رخشانفر – ونکوور

ما در این شماره می‌خواهیم پس از پاسخ به سؤال کلی بالا چند نکته را در مقایسهٔ زبان‌ها به پیش ببریم و به دو سه مورد جدید اشاره کنیم. تمام زبان‌ها حتی لهجه‌ها و گویش‌ها در به‌کارگیری خود از سوی گویندگانشان، کامل‌ترین‌اند. پس سؤالمان را طور دیگر مطرح می‌کنیم: کدام زبان پرواژه‌ترین زبان است؟ کدام زبان غنی‌ترین یا کهن‌ترین ادبیات جهان را دارا است؟ کدام زبان بیشترین اصطلاحات را دارد یا کدام زبان دشوار‌ترین دستور را برای یادگیری دارد؟ آن وقت به مشکلات دیگری در پاسخ‌یابی خود بر می‌خوریم: آیا تمام بخش‌های یک شهر بزرگ در گفتار یکسان‌اند؟ خطاهای تلفظی نسبت به زبان رسمی ندارند؟ در آهنگ صدا و زیروبمیِ کلام، لطیف یا خشن سخن می‌گویند؟ و بسیاری از این دست پرسش‌ها. آن وقت است که در ذات این رفتار اجتماعی بشر در می‌مانیم. زبان انگلیسی پرواژه‌ترین زبان جهان است و زبان اول ایالات متحده، بریتانیا و چند کشور دیگر و نیز زبان دوم بسیاری از ممالک ازجمله هندوستان و آفریقای جنوبی. نخستین تحقیقات و تألیفات جهان به زبان انگلیسی صورت می‌گیرد. انگلیسی تا جایی پیش رفته است که می‌توان آن را «میان‌هاوشی» (بین‌المللی) نامید؛ گو اینکه چند کشور اروپایی همچون فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، این را قبول ندارند و به زبان ملّی خود افتخار می‌کنند.

لیکن دلیل اصلی مهمی که شاید توجهی به آن نشده باشد، سادگی دستور آن است. انگلیسی یک حرف معرفه و یک نکره دارد. اغلب اسم‌ها فعل، و فعل‌ها اسم می‌شوند، و گاه این حرکت دو بار انجام می‌پذیرد. مثلاً کلمهٔ service از فعل serve گرفته شده است، ولی یک بار دیگر می‌تواند فعل شود: We’ll give you some new services again. انگلیسی مذکر و مؤنثِ دستوری مانند فرانسه ندارد. زمان‌های فعل فرانسه بسیار مفصل است؛ گذشتهٔ ساده‌اش مخصوص نگارش است و ماضی نقلی در گفتار عادی جای آن را می‌گیرد. اما تنها ایرادی که بر انگلیسی وارد است، این است که املای لغات و مکان تکیهٔ صوتی کلمات قاعده‌مند نیست و مشکل تلفظ و املا دارد. حال بیاییم به موضوعی تازه بپردازیم. دو مورد جدید، که یکی حسن تعبیر است، و آن وقتی است که با تغییر کلمات می‌خواهیم سخن را خوشایند سازیم تا نوای بهتر و مقبول‌تری در ذهن ایجاد کند. مثلاً به‌جای «فلان شخص مُرد.» بگوییم، فوت کرد، درگذشت، به رحمت خدا رفت، یا در حالت ادبی بگوییم «سر در نقاب خاک کشید.» به‌جای مرده‌شوی، بگوییم، غسّال، به‌جای کور، روشندل، به‌جای حمّال، باربر، به‌جای کلفت یا نوکر، خدمتکار، و جز این‌ها. مورد دوم معکوس‌سازی یا وارونه‌سازی بعضی واژه‌ها برای خوشایندی گفتار است که ممکن است در طول زمان اصل معنایش فراموش شود. این وقتی است که بنا به‌دلیلی مفهوم کلمه یا عبارت مثبتی را منفی یا به‌عکس منفی را مثبت می‌سازیم. مثلاً «کلاه سرت گذاشته‌اند.» به‌جای «کلاهت را برداشته ‌اند.» واژهٔ رِند به‌معنى فردى که در باطن خوب و درستکار، اما در ظاهر شخص لوده و بى‌بندوبار بوده و این کار را نوعى ریاضت نفس مى‌دانسته است. حافظ می‌گوید «بر سر تربت حافظ چو رسی همت خواه / که زیارتگهِ رِندان جهان خواهد شد.» لیکن امروزه مردم به آن معنی بدی می‌دهند و می‌گویند «این‌قدر رندی نکن و روراست باش.» عبارت «بی‌زحمت» یعنی «بازحمت»، «لااقل» که در عربی «نه کمترین» است، بیشترین معنی می‌دهد. همچنین کلمهٔ «مزخرف» که در اصل به‌مفهوم آراسته‌ به‌ زخرف یعنی زروزیور بوده، ولی بعد معنی معکوس یافته است. همین‌طور کلمات لااقل، به‌جای اقلّ (کم‌ترین)، عبارت بی‌زحمت به‌جای بازحمت در گفتار عامیانه (بی‌زحمت آن بشقاب را به سمت من نزدیک کنید)، کلمهٔ قدیمی «دیوانه» همین‌گونه است، که خدای‌گونه معنی می‌دهد، «دیو» در ریشهٔ لغت به‌معنی خدا بوده است. سال‌ها قبل صبح زود، اگر به خانهٔ دوستان می‌رفتید، با گویش یزدی از شما می‌پرسیدند «شما ناشتا شده‌اید؟» یعنی «ناشتایی یا صبحانه خورده‌اید؟»

نقدی بر چند کتاب

دو سه تن از نویسندگان در آثار گذشتگان دست برده آن‌ها را با تغییرات زیادی به چاپ رسانده و منتشر کرده‌اند. بیشتر شعرای قدیم هر کدام بخشی را تحت عنوان مطایبات، فکاهیات یا هزلیات دارند، که در آن‌ها واژه‌های تحریم‌شده یا محرّمات یافت می‌شود. حذف این‌گونه کلمات به‌طور کامل درست نیست و از اصالت کلام می‌کاهد. کاری که ایرج میرزا انجام داده، خوب است. او حرف اول و آخر کلمات رکیک را نوشته است و خواننده آن را حدس می‌زند. یکی از نویسندگانی که گلستان سعدی را از روی نسخهٔ محمد علی فروغی ذکاءالملک به چاپ رسانده، تمام ابیات دارای محرّمات را به‌کلی حذف نموده است که کار درستی نیست. ما می‌دانیم که سعدی به‌دلیل تحصیلاتش در نظامیهٔ بغداد از لغات و عبارات عربی فراوانی بهره گرفته، سپس قسمت بزرگی از آن‌ها را به فارسی برگردانده است. لیکن حق این بود که نویسنده اِعراب این کلمات به‌خصوص ثلاثی مجرد را بگذارد و توضیح دهد، زیرا عربی زبان سختی است و فراگیری اش دشوار. 

چند نکته 

بیاییم این‌قدر واژه‌های خارجی را به فارسی حرف‌نویسی نکنیم. نگوییم «ساپورت مالی»، بگوییم «پشتیبانی مالی». ما آن‌قدر از عربی استفاده کرده‌ایم که فارسی‌شان فراموش شده است. مضاف و مضافٌ‌الیه فارسی ندارد و صدها واژهٔ دیگر از این دست را باید در کتاب‌های اسناد و مدارک یا در فِقه جست‌وجو کرد. نگوییم «آشوبگران را ساپرس (suppress) کردند.» بگوییم «… سرکوب کردند.» یک مورد مهم این است: تمام اسم مصدرهای شینی مثل سامانش یا نیازش، فعل ندارند، یا داشته‌ و فراموش شده‌اند. واژهٔ «را» نقش‌نمای مفعولی است، آن را بعد از جملهٔ وابسته نیاوریم. این یک خطای نابخشودنی است، چندین بار تکرار شده است و باز هم گفته خواهد شد. ننویسیم «ما صدها نفر که از ترس پلیس فرار می‌کردند تا دستگیر نشوند را مشاهده کردیم.» بنویسیم «صدها نفر را مشاهده کردیم که از ترس پلیس فرار می‌کردند تا دستگیر نشوند.» بیاییم تا می‌شود از واژه‌های پارسی بهره بگیریم. به چند معادل فارسی‌شده نگاه می‌کنیم:

به‌جای امتحان، بگوییم آزمون؛

به‌جای امتناع ورزید، بگوییم خودداری کرد؛

به‌جای امریّه، بگوییم فرمان‌نامه؛

به‌جای در امتداد، بگوییم در راستای؛

به‌جای امکان‌پذیر، بگوییم شدنی؛ 

به‌جای ایثار، بگوییم ازخودگذشتگی؛ 

به‌جای بحران، بگوییم چالش؛

به‌جای ایمان، بگوییم باورداشت، 

به‌جای ایده‌آایست، بگوییم آرمان‌گرای، 

به‌جای ایجاد، بگوییم برپایی؛ 

به‌جای اواسطِ، بگوییم میانه‌های؛

به‌جای انتقادکردن، بگوییم خرده‌گرفتن؛ 

به‌جای انتقام، بگوییم کین‌خواهی، 

به‌جای انفجار، بگوییم پکیدن؛ 

به‌جای بخیل، بگوییم چشم‌تنگ. 

خوانندگان عزیز اگر نظر یا سؤالی دارند، لطفاً به آدرس m.rakhshanfar1@yahoo.com ایمیل بفرستند.

نوشته بهسازی زبان فارسی، کامل‌ترین زبان دنیا کدام است؟  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/04/11/%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%86%db%8c/feed/ 0 20334