<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>غنیمت اژدری بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/غنیمت-اژدری/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Thu, 08 Jan 2026 21:07:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>غنیمت اژدری بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/غنیمت-اژدری/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>رنج ما در سکوت دفن نخواهد شد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%af%d9%81%d9%86-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%af%d9%81%d9%86-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Jan 2026 20:59:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[با بازماندگان مسافران پرواز ابدی ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[عظمت اژدری]]></category>
		<category><![CDATA[غنیمت اژدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25930</guid>

					<description><![CDATA[<p>دلنوشته‌ای برای زنده‌یاد غنیمت اژدری از جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ عظمت اژدری &#8211; انگلستان در زندگی هر انسان لحظه‌ای هست که مسیرش را برای همیشه تغییر می‌دهد؛ لحظه‌ای که پس از آن، دیگر هیچ‌چیز شبیه قبل نیست.  برای من، آن لحظه، ساعت ۴ صبح ٨ ژانویهٔ ٢٠٢٠ بود؛ وقتی که خبر سقوط پرواز اوکراینی را شنیدم و نام خواهرم را میان فهرست مسافران دیدم، جهانم در سکوتی سنگین فرو رفت؛ سکوتی که با گذشت شش سال‌،...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%af%d9%81%d9%86-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/">رنج ما در سکوت دفن نخواهد شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="font-family: sahel;">دلنوشته‌ای برای زنده‌یاد غنیمت اژدری از جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d8%b8%d9%85%d8%aa-%d8%a7%da%98%d8%af%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">عظمت اژدری</a> &#8211; انگلستان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در زندگی هر انسان لحظه‌ای هست که مسیرش را برای همیشه تغییر می‌دهد؛ لحظه‌ای که پس از آن، دیگر هیچ‌چیز شبیه قبل نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای من، آن لحظه، ساعت ۴ صبح ٨ ژانویهٔ ٢٠٢٠ بود؛ وقتی که خبر سقوط پرواز اوکراینی را شنیدم و نام خواهرم را میان فهرست مسافران دیدم، جهانم در سکوتی سنگین فرو رفت؛ سکوتی که با گذشت شش سال‌، هنوز در عمق وجودم جاری‌ست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما گریه و فروپاشی، همان سه روز بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چون بعد از آن، چیزی تغییر کرد. آنچه «اتفاق» نامیده می‌شد، ناگهان چهرهٔ واقعی‌اش را نشان داد و به «جنایت» بدل شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از همان‌جا بود که سوگ، جای خودش را به خشم داد؛ خشم به نفرت، و نفرت به مبارزه. از آن لحظه به‌بعد، دیگر فقط عزادارِ خواهرم نبودم؛ در برابر حقیقتی ایستاده بودم که می‌خواست انکار شود، پنهان بماند و فراموش گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">غنیمت برای من فقط یک عضو خانواده نبود. او جایی میان امید من به آینده و خاطراتم از گذشته ایستاده بود؛ پلی بود میان روزهایی که با هم ساخته بودیم و رؤیاهایی که قرار بود اتفاق بیفتند. اما آن روزِ سیاه، این پل در یک چشم‌به‌هم‌زدن فرو ریخت. از آن لحظه به‌بعد، هر قدمی که برداشته‌ام، سایه‌ای از نبودنش بر خودم را حس کرده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در طول این سال‌ها، زمان انگار شکل خودش را از دست داده است. هر دقیقه تبدیل شده به یک نبرد خاموش؛ نبرد میان تلاش برای قبول واقعیت و ناتوانی از پذیرفتن آن. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر تماس، هر خبر و هر تصویر، ضربه‌ای تازه است. وقتی به مراسم و جمع‌های خانواده‌های دیگر رفتم، دیدم که چطور این درد، با اینکه برای هرکس رنگ و شکل خودش را دارد، اما یک ریشهٔ مشترک دارد: ناتمامی. ناتمامیِ کلام‌هایی که گفته نشد، آغوش‌هایی که داده نشد، و زندگی‌هایی‌ که گرفته شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما در دل همهٔ این تاریکی، یک حقیقت آرام و سرسخت باقی ماند: یاد خواهرم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خاطره‌اش نه‌فقط به‌عنوان قربانی یک فاجعه، بلکه به‌عنوان انسانی که با مهربانی، شور، و امید زندگی می‌کرد، همواره با من است. او برای من نماد عشق است؛ نمادی از اینکه حتی وقتی اهریمن می‌خواهد زندگی‌ها را خاموش کند، نور آن‌ها در دل ما باقی می‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نوشتن از او، از آنچه در لحظات آخر زندگی‌اش دیده و از دردی که تا آخر با من خواهد بود، ساده نیست. اما احساس می‌کنم هر بار که حرف می‌زنم، هر بار که از حقیقت این فاجعه می‌نویسم، صدای او را یک بار دیگر زنده می‌کنم، و مطمئنم همین ادامه‌دادن، همین روایت‌کردن، خودش شکلی از مقاومت است؛ مقاومت در برابر فراموشی و در برابر تحریف حقیقت از طرف جنایت‌کارترین موجودات روی زمین.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله! رنج ما در سکوت دفن نخواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خواهرم غنیمت را از من گرفتند، اما یادش را نه. با هر قدمی که به‌سوی عدالت، حقیقت و حافظهٔ جمعی برمی‌دارم، حضورش را کنار خودم حس می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من هرگز قاتلان او را نخواهم بخشید و فراموش نخواهم کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%af%d9%81%d9%86-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/">رنج ما در سکوت دفن نخواهد شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/01/08/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d9%85%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa-%d8%af%d9%81%d9%86-%d9%86%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%af-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25930</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دل‌نوشته‌هایی از خانواده‌های پرواز در پنجمین سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Jan 2025 17:21:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[آلما اولادی]]></category>
		<category><![CDATA[الوند صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[اهورا اژدری]]></category>
		<category><![CDATA[با بازماندگان مسافران پرواز ابدی ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[سارا راستگو]]></category>
		<category><![CDATA[سعید طهماسبی]]></category>
		<category><![CDATA[سهند صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[سوفی امامی]]></category>
		<category><![CDATA[غنیمت اژدری]]></category>
		<category><![CDATA[فرح قدس]]></category>
		<category><![CDATA[لاله باقری]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا فروتن]]></category>
		<category><![CDATA[مرضیه فروتن]]></category>
		<category><![CDATA[مریم زارعی]]></category>
		<category><![CDATA[معصومه قوی]]></category>
		<category><![CDATA[منظر ضرابی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدیه قوی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربان بدیعی]]></category>
		<category><![CDATA[مهربان بدیعی اردستانی]]></category>
		<category><![CDATA[نگار برقعی]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر ابراهیم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24329</guid>

					<description><![CDATA[<p>مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ پنج سال از جنایت عمدی جمهوری اسلامی گذشت، عدالت هنوز محقق نشده است. ما از روز اول گفتیم: از قاتل نمی‌توان به قاتل شکایت کرد. قاتلان باید در دادگاهی بی‌طرف محاکمه شوند. اکنون در پنجمین سالگرد این جنایت ایستاده‌ایم و همچنان در انتظار تحقق عدالتیم. من دو فرزندم، حاصل ۵۰ سال تلاش و همهٔ امیدم، را در این پرواز از دست...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/">دل‌نوشته‌هایی از خانواده‌های پرواز در پنجمین سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مریم زارعی، مادر زنده‌یاد معصومه قوی و زنده‌یاد مهدیه قوی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال از جنایت عمدی جمهوری اسلامی گذشت، عدالت هنوز محقق نشده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما از روز اول گفتیم: از قاتل نمی‌توان به قاتل شکایت کرد. قاتلان باید در دادگاهی بی‌طرف محاکمه شوند. اکنون در پنجمین سالگرد این جنایت ایستاده‌ایم و همچنان در انتظار تحقق عدالتیم. من دو فرزندم، حاصل ۵۰ سال تلاش و همهٔ امیدم، را در این پرواز از دست دادم. زندگی من و خانواده‌ام نابود شد. حقوق بشر، دادگاه‌های بین‌المللی، طرفداران عدالت کجا هستند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر جنایت‌کاران محاکمه نشوند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این جنایت دوباره تکرار نشود. هر کسی می‌تواند سرنشین هواپیمایی باشد که قربانی جنایات این‌چنینی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>یادآوری یک جنایت هولناک</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنجمین سالگرد شلیک دو موشک به هواپیمای مسافربری اوکراینی (پرواز PS752) توسط جمهوری اسلامی ایران، یادآور یکی از سیاه‌ترین لحظات تاریخ معاصر است. این جنایت که منجر به کشته‌شدن ۱۷۶ مسافر و یک جنین به‌دنیانیامده شد، نه‌تنها زخمی عمیق بر خانواده‌های قربانیان، بلکه بر وجدان جامعهٔ جهانی وارد کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>روایت کوتاه از جنایت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بامداد ۱۸ دی ۱۳۹۸، پرواز PS752 که به مقصد کی‌یف در حال پرواز بود، با شلیک عامدانهٔ دو موشکِ نیروهای سپاه پاسداران سرنگون شد. این اقدام، تصمیمی آگاهانه و از پیش طراحی‌شده بود که در نتیجهٔ آن جان ۱۷۶ انسان بی‌گناه به‌همراه یک کودک به‌دنیانیامده قربانی شد. جمهوری اسلامی، با آگاهی کامل از خطرات و به‌دستور مستقیم فرماندهی کل قوا، جان مسافران بی‌دفاع را به بازی گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>قربانیان: نماد امیدهای از دست‌رفته</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱۷۶ مسافر این پرواز، به‌همراه یک جنین که هنوز متولد نشده بود، قربانی این جنایت شدند. در میان قربانیان، کودکان، دانشجویان، پزشکان و خانواده‌هایی که برای آینده‌ای بهتر تلاش می‌کردند، حضور داشتند. هر یک از این انسان‌ها نمادی از امید و زندگی بودند که بی‌رحمانه پایان یافتند. برای خانواده‌های آنان، این جنایت تنها به‌معنای ازدست‌دادن عزیزانشان نبود، بلکه آغاز مسیری از بی‌عدالتی، سرکوب و بی‌توجهی به حقیقت بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تلاش برای انکار و بی‌عدالتی نظام‌مند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی از همان ابتدا با انکار واقعیت و ارائهٔ توضیحات متناقض، تلاش کرد مسئولیت این جنایت را از خود سلب کند. تنها پس از سه روز فشار جهانی بود که به شلیک موشک اعتراف کرد، اما همچنان با روایت‌های ساختگی و کارشکنی در تحقیقات بین‌المللی، از پذیرش مسئولیت کامل و پاسخگویی واقعی طفره رفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رفتار نشان‌دهندهٔ الگوی همیشگی جمهوری اسلامی در سرکوب حقیقت و نادیده‌گرفتن حقوق قربانیان است.</span></p>
<figure id="attachment_24332" aria-describedby="caption-attachment-24332" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-24332" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="از راست، زنده‌یاد مهدیه قوی و زنده‌یاد معصومه قوی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24332" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">از راست، زنده‌یاد مهدیه قوی و زنده‌یاد معصومه قوی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عدالتِ تحقق‌نیافته</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال از این جنایت می‌گذرد، اما آمران و عاملان آن هنوز محاکمه نشده‌اند. جمهوری اسلامی فقط در دادگاهی فرمایشی تلاش کرد تا این جنایت عمدی را به اشتباه تقلیل دهد، اما موفق نشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خانواده‌های قربانیان همچنان برای تحقق عدالت تلاش می‌کنند، اما با حکومتی روبرو هستند که هیچ ارزشی برای جان انسان‌ها و اصول عدالت قائل نیست. سکوت و بی‌توجهی حکومت ایران به خواسته‌های خانواده‌ها، عمق بی‌رحمی و مسئولیت‌گریزی آن را نشان می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پیگیری‌های بین‌المللی و امید به عدالت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پروندهٔ این جنایت به دیوان دادگستری بین‌المللی و سازمان ایکائو برده شده، اما تاکنون نتیجه‌ای ملموس حاصل نشده است. علاوه بر این، انجمن خانوادهٔ قربانیان شکایتی در دیوان کیفری بین‌المللی ثبت کرده‌اند و دادگاه‌های محلی نیز احکامی صادر کرده‌اند که اجرایی نشده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این وجود، خانواده‌ها همچنان مصمم‌اند که تا محاکمهٔ عاملان این جنایت دست از تلاش برندارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زنده‌نگه‌داشتن یاد قربانیان و تعهد به عدالت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سالگرد این جنایت فرصتی است برای تأکید بر تعهد ما به عدالت و زنده‌نگه‌داشتن یاد قربانیان. هیچ جامعه‌ای نباید در برابر چنین جنایتی سکوت کند. محاکمهٔ آمران و عاملان این جنایت، تنها راه جلوگیری از تکرار فجایع مشابه و التیام زخم‌های بازماندگان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عدالت، هرچند دیر، اما باید محقق شود؛ چرا که تنها پاسخ شایسته به این ظلم بزرگ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">~ مریم زارعی، مادر تا ابد داغدار خواهران قوی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * *‌ *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فرح قدس، مادر زنده‌یاد مهربان بدیعی اردستانی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دُردانهٔ مادر!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شد پنج سال که مدام در عالم رؤیا حیران به دنبالت می‌گردم. می‌بینمت که دختربچه‌ای هستی و در کوچه و خیابان گمت کرده‌ام&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گاهی هم خواب می‌بینم بزرگ شده‌ای و نمی‌دانم کجا رفته‌ای. با صدای بلند صدایت می‌زنم: مهربان، مهربان… چه دردی ازین بالاتر که مادری فرزندش را گم کند؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهربان! من گمت کرده‌ام. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهربان! من در خواب هم درد می‌کشم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال است در بیداری دنبالت می‌گردم، یکی‌یکدانهٔ مادر! هرجا لطافت گلی هست، درخشش نوری، طراوت درختی، گرمای عشقی، حلاوت رؤیایی، جوشش اشتیاقی، مهری، مهربانی‌ای،… تو را آنجا جست‌وجو می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">که هرچه از جنس نور و مهر و عشق است، نشانی از تو دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از ابرها، رودها، گل‌ها، پروانه‌ها سراغت را می‌گیرم. می‌خواهم هرچه رنگ و رایحهٔ تو را دارد، به جان ببینم، بشنوم، بنوشم و مست حس حضورت زمزمه کنم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون که پیدا کرده‌ام، بنشین تماشایت کنم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گل‌های باغ شعر را زیب سراپایت کنم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنشین که با من هر نظر، با چشم دل، با چشم سر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر لحظه خود را مست‌تر، از روی زیبایت کنم&#8230; </span></p>
<figure id="attachment_24333" aria-describedby="caption-attachment-24333" style="width: 350px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-24333" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpeg?resize=350%2C500" alt="زنده‌یاد مهربان بدیعی اردستانی" width="350" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpeg?w=350&amp;ssl=1 350w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpeg?resize=210%2C300&amp;ssl=1 210w" sizes="(max-width: 350px) 100vw, 350px" /><figcaption id="caption-attachment-24333" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">زنده‌یاد مهربان بدیعی اردستانی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال است که یادآوری آخرین نگاهمان قلبم را به آتش می‌کشد، جان مادر! آرزو می‌کنم همهٔ عمر باقیمانده را بدهم و برگردم به آن لحظه و دوباره تنگ به آغوشت بکشم. آن‌قدر تنگ که جانمان یکی شود و هرجا می‌روی من را هم ببری&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال است که چشم‌هام را می‌بندم و سعی می‌کنم به یاد بیاورم عطر انبوه موهای زیبا و پرشکنت را، لمس دستان لطیف و قشنگت را، طنین صدای ناز و شیرینت را&#8230; و از خیال اینکه مبادا فراموش کنم چطور حرف می‌زدیم و به هم چه می‌گفتیم، بغض می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال است که به تک‌تک یادگارهایت خیره می‌شوم و به خاطراتمان فکر می‌کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قلبم می‌شکند! بارها و بارها&#8230; با هر داستان و خاطره قلبم می‌شکند. از اینکه چطور عاشق بودم و چطور تو را از من گرفتند، درد می‌کشم، درد می‌کشم، درد می‌کشم&#8230; و دم برنمی‌آورم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیگران گمان می‌کنند که آتش جان‌سوز من سرد شده، که دیگر درد نمی‌کشم. ولی مهربان جان، خودت خوب می‌دانی که من پنج سال است لحظه‌به‌لحظه سخت دلتنگ توام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنج سال است که هر روز تسلی قلب شکسته‌ام این است و یک آن شک نکرده‌ام که باز روزی، در دنیای دیگری، در کنار هم خواهیم بود. تا ابد پیش هم خواهیم بود&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به گفت‌وگوی تو خیزم، به جست‌وجوی تو باشم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * *‌ *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سارا راستگو، مادر زنده‌یاد سعید طهماسبی، و مادر همسر زنده‌یاد نیلوفر ابراهیم، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌گویند پنج سال گذشته است</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی ادامه دارد، شما هم باید زندگی کنید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روزهای منتهی به سالگرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الان یک هفته است باز دوباره رفته‌ام توی آن حفرهٔ تلخ و تاریک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌بار اما عمیق‌تر </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ترسناک‌تر و دردناک‌تر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌روزها خلوت و تنهایی را دنبال می‌کنم تا قطره‌اشکی که گوشهٔ چشمم جا خوش کرده است، بتواند بیرون بیاید شاید که خلاص‌ بشوم از این حجم سنگینی و فشار.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این روزها جایت خیلی خالی است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دلم برای صدایت، برای خنده‌هایت و برای دل‌نگرانی‌هایت خیلی تنگ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دلم برای با هم زندگی‌کردن تنگ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دلم برای صدازدن اسمت تنگ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌خندم اما انگار خنده فقط یک منحنی بی‌معنی است توی یک قاب عروسکی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن وقت‌ها تا می‌شنیدم دل خوش سیری چند؟ معنی‌ش را نمی‌فهمیدم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی کسی می‌گفت بعد از یک اتفاق زندگی‌اش عوض شده، درکش نمی‌کردم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی لذت‌های کسی عمیق و بی‌عیب نبود، فکر می‌کردم مشکل از خودش است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا اما</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لذت‌هایم لحظه‌ای، خنده‌هایم سطحی و زندگی‌ام، بله جریان دارد و در ظاهر شبیه به گذشته</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ولی آن تو</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن ته قلبم</span></p>
<figure id="attachment_24334" aria-describedby="caption-attachment-24334" style="width: 408px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-24334" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85.jpeg?resize=408%2C500" alt="زنده‌یاد سعید طهماسبی و زنده‌یاد نیلوفر ابراهیم" width="408" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85.jpeg?w=408&amp;ssl=1 408w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D9%87%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85.jpeg?resize=245%2C300&amp;ssl=1 245w" sizes="(max-width: 408px) 100vw, 408px" /><figcaption id="caption-attachment-24334" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">زنده‌یاد سعید طهماسبی و زنده‌یاد نیلوفر ابراهیم</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حجم عمیقی از درد هست که هر چند ساعت یک‌بار انگاری که بخواهد حالی‌ام کند که من هستم، من را یادت نرود، می‌آید و گند می‌زند به همهٔ آن‌چه که زور زده‌ام در ظاهر باشم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جای خالی‌ات را هیچ‌کس و هیچ‌چیز هیچ‌وقت پر نمی‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ای کاش بودی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باورم نیست توانسته‌ام این‌همه درد را تحمل کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خودم را نمی‌شناسم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انگار دارم زندگی یک غریبه را تماشا می‌کنم و گاهی با خودم می‌گویم عجب جان‌سختی‌ست بینوا.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قلبم درد می‌کند</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه، قلبم نیست </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن تو انگار قلبم تکه‌تکه شده</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن تکه‌اش که مال تو بود، کنده شده </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جایش درد می‌کند </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خیلی درد می‌کند</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن تکه که مال تو بود، همهٔ قلبم بود انگار</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیگر قلبی نمانده</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیگر غم غم نیست</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیگر درد درد نیست</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گویی سنگ شده‌‌ام</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * *‌ *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لاله باقری، مادر زنده‌یاد آلما اولادی، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سحرگاه ۷ دی ۱۳۷۱ خورشیدی است؛ نزدیکِ به‌دنیاآمدن دخترمان. البته خانم دکتر تاریخ یک هفته دیرتر را به ما اعلام کرده بود، ولی طبق نشانه‌هایی که ایشان گفته، گویا دخترمان یک هفته جلوتر قصد به‌دنیاآمدن دارد. درد زایمان به‌صورت خفیف شروع و باعث نگرانی‌ام شده. همسرم در محل کار است و من در منزل پدری‌ام. مادرم که منتظر به‌دنیاآمدن اولین نوه‌شان است، بسیار هیجان‌زده و مضطرب است و به همسرم زنگ می‌زند و خبر می‌دهد تا سریع خودش را برساند، اما گویا نمی‌شود منتظر ماند. مادرم سریع آماده می‌شود. با عجله مرا سوار ماشینش می‌کند، پشت فرمان می‌نشیند تا مرا به بیمارستان مهر در خیابان زرتشت برساند. محدودهٔ طرح ترافیک است و پلیس جلوی ماشین را می‌گیرد. مادرم با استرس زیادی که دارد مرا نشان می‌دهد و می‌گوید زمان زایمان دخترم رسیده و پلیس اجازهٔ عبور می‌دهد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پرسنل بیمارستان با دکترم تماس می‌گیرند تا خودش را برساند. خانم دکتر با عجله وارد بیمارستان شده و جلو می‌آید و با رویی گشاده و صمیمانه با من خوش‌وبش می‌کند و حالم را جویا می‌شود و سپس مرا برای معاینه آماده می‌کنند. وقتی دکتر معاینه‌ام می‌کند، تشخیص می‌دهد که باید زایمان به‌صورت سزارین انجام شود تا خطری نوزاد را تهدید نکند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این فاصله همسرم خودش را به بیمارستان می‌رساند. امور مربوطه انجام می‌شود و مرا به اتاق عمل می‌برند و چند سؤال… تا من جواب‌ها را بدهم و آخرین نیایش‌ها را با خدای خود انجام دهم و از او برای به‌دنیاآمدن یک دخترِ سالم و زیبا و با آینده‌ای درخشان کمک بگیرم، بیهوش می‌شوم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بعد از مدتی، دختری با وزن ۳ کیلو و ۷۵۰ گرم، قد ۵۱ سانتیمتر و گروه خونی O مثبت با موهای مشکی و چشم‌هایی چون تیله‌های مشکی براق</span><span style="font-weight: 400;"> قدم به دنیای ما می‌گذارد. برای اولین بار بعد از به‌هوش‌آمدنم در آغوشش می‌گیرم و ناباورانه نگاهش می‌کنم. بیست و یک سال دارم و باور نمی‌کنم صاحب فرزندی شده‌ام و موجودی نازنین در آغوشم است. مادربزرگم برای دیدن نتیجه‌اش به بیمارستان می‌آید و تا او را می‌بیند نام آلما را به زبان می‌آورد و به من پیشنهاد این اسم را می‌دهد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدت‌ها بود که در مورد انتخاب اسم فکر کرده بودیم اما به طور قطعی نامی را که واقعاً به دلمان بنشیند و بدون تردید در مورد آن حرف بزنیم، انتخاب نکرده بودیم. من و همسرم با شنیدن اسم آلما بدون هیچ‌گونه تردیدی قبول کردیم. گویا دقیقاً همان اسمی بود که به‌دنبالش بودیم و به‌نظر می‌آمد که این اسم از قبل برایش در نظر گرفته شده و ما بی‌درنگ و بدون کوچک‌ترین دودلی‌ای قبول کردیم و همسرم بلافاصله برای صدور شناسنامه‌اش با نام آلما اقدام کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما در زبان‌های مختلف معانی زیبا و متفاوتی دارد. به‌طور کلی، نام آلما با مفاهیمی مانند روح و جان، زیبایی درونی، خلوص و زندگی، مهربانی و نیمهٔ گمشده در فرهنگ‌های مختلف ارتباط دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما به‌زبان آذری به‌معنای سیب است و سیب، نماد شهر دماوند (زادگاه اجدادی‌اش) که شهرتی جهانی دارد و سال‌ها بعد به‌طور عجیبی با هم عجین می‌شوند و آلما در دل دماوند می‌آرامد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما از همان دوران کودکی، دختری به‌ظاهر آرام ولی پر از انرژیِ خوب و سرشار از زندگی بود. او علاقه‌مند به نقاشی، موسیقی، ورزش مانند شنا، باله در آب، صخره‌نوردی، پینگ پنگ، تیراندازی با تیروکمان، یوگا و پیلاتس بود و در بعضی از رشته‌ها مقام‌هایی نیز در مدرسه و دانشگاه کسب کرده بود.</span></p>
<figure id="attachment_24335" aria-describedby="caption-attachment-24335" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24335" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpeg?resize=375%2C500" alt="زنده‌یاد آلما اولادی" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpeg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C.jpeg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-24335" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">زنده‌یاد آلما اولادی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی عاشق مطالعه بود، چه مطالعهٔ علمی و درسی، و چه مطالعهٔ غیردرسی؛ خصوصاً زندگی‌نامه‌های افراد موفق و همین‌طور کتاب‌های فلسفی. علاقهٔ زیادی به لوازم‌التحریر داشت و از گشت‌وگذار در فروشگاه‌های کتاب و لوازم‌التحریر و غرق‌شدن در کتاب‌ها بی‌نهایت لذت می‌برد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او به گیتار علاقه داشت و آن را می‌نواخت. برای روزهایش برنامه‌ریزی دقیق داشت و از دقایق و لحظه‌هایش حداکثر استفاده را می‌کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما دختری بسیار کوشا و با پشتکار بالا بود و برای رسیدن به اهدافش بسیار زحمت می‌کشید. دورهٔ دبیرستان را با موفقیت در دبیرستان سلام در رشتهٔ ریاضی به پایان رساند و در چندین المپیاد قبول شد. یکی از دغدغه‌هایش امکانات در نظرگرفته‌شدهٔ کمتر برای دختران به نسبت پسران در حوزهٔ المپیادها بود و همیشه اعتراضش را در این مورد با مسئولان مربوطه مطرح می‌کرد و سکوت نمی‌کرد. او عاشق ریاضیات و خصوصاً هندسه بود. الگوی او از دوران مدرسه مریم میرزاخانی بود. لیسانسش را در دانشگاه علم و صنعت و فوق‌لیسانسش را در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) گرفت و در حین تحصیل تدریس هم می‌کرد و با چند انتشاراتی در زمینهٔ ویراستاری کتاب‌های ریاضیات و هندسه همکاری می‌کرد. برای قبولی دکترا در دانشگاه‌های زیادی درخواست داد و تلاش بسیاری کرد و اولین دانشگاهی که با درخواستش موافقت کرد، دانشگاه اُتاوای کانادا بود که بلافاصله آن را پذیرفت و راهی کانادا شد. او پس از یکسال تحصیل در مقطع دکترا در تعطیلات دوهفته‌ای سال نو میلادی با موافقت استاد خود برای دیدن خانواده و دوستانش و جشن تولد ۲۷ سالگی‌اش در کنارشان، به ایران سفر کرد که هنگام بازگشت در حالی‌که بسیار دلتنگ دانشگاه، اساتید و دوستانش شده بود و شور و هیجان خاصی برای شروع سال دوم دکترا داشت و از سویی بسیار نگران وضعیت کشور و مردم و خصوصاً تنها برادرش بود، بر فراز وطنش توسط شلیک دو موشک سپاه پاسداران کشته شد و تمام تلاش‌ها و آرزوهای قشنگش همراه سایر همسفرانش در آسمان‌ها سوخت… اما یاد و نام آن‌ها تا ابد زنده خواهد ماند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ترجمهٔ متنی از وب‌سایت رسمی دانشگاه اُتاوا- کانادا:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما به‌تازگی سال اول دکترای خود در رشتهٔ ریاضیات و آمار را در دانشکدهٔ علوم پایهٔ دانشگاه اُتاوا به پایان رسانده بود. او به‌عنوان یک دانشمند جوان، پرانرژی، باهوش و خلاق، بسیار مورد احترام بود. آلما پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد در ریاضیات از دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران) در ایران، جایی که بزرگ شد، تحصیلات دکترای خود را در دانشگاه اُتاوا آغاز کرده بود. او در تعطیلات زمستانی به ایران بازگشته بود تا بیست و هفتمین سالروز تولدش را با خانواده‌ای که بسیار دلتنگشان بود، جشن بگیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما در آزمایشگاه پروفسور دیوید سانکوف کار می‌کرد و با گروهی همکاری داشت که تخصص آن‌ها شامل مطالعه ژن‌ها و ژنوم‌ها با استفاده از رویکرد ریاضی بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«او واقعاً قلب‌های ما را لمس کرد. غیبتش خلائی غیرقابل‌جبران به جا گذاشته است.» این را دوست و همکارش، مونا، می‌گوید که پیوند عمیقی با آلما داشت. «او انسانی واقعاً مهربان و بی‌نظیر بود. آلما همیشه حاضر و حمایت‌گر بود؛ بیشتر شبیه یک خواهر برای من.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باهوش، قابل‌دسترس، سخاوتمند و همیشه خندان، آلما به‌دلیل مهارت‌ها و صبرش به‌عنوان دستیار آموزشی مورد احترام بود و دانشجویانی که پاییز در کلاس او شرکت کرده بودند، به‌شدت او را دوست داشتند. او حتی ساعات اداری اضافی و بدون حقوقی برگزار می‌کرد تا به دانشجویانش کمک کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آلما الهام‌بخش همه بود. بسیاری از لبخند درخشان و مهربانی او یاد می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خاطرهٔ او در ذهن و قلب ما حک‌شده باقی خواهد ماند. مرگ غیرمنتظرهٔ او یک فقدان بزرگ برای دانشگاه و جامعهٔ علمی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک صندوق بورسیهٔ یادبود به‌افتخار سه دانشجوی اُتاوا؛ مهربان، سعید و آلما ایجاد شد. بورسیهٔ یادبود دانشجویان ایرانی هر سال به دانشجویان ایرانی دانشگاه اُتاوا که نیاز مالی دارند، اعطا خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تراژدی برای کسانی که آلما را می‌شناختند، ویرانگر بود، ازجمله ترمه کوشا، مدیر اجرایی انجمن ریاضیات کانادا. کوشا در دانشگاه اُتاوا استادیار است و آلما در طول ترم پاییز دستیار آموزشی او بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">تدریس در سال اول دکترا با ۲۵۰ دانشجو بسیار سخت است، اما آلما عالی عمل کرد و دانشجویانش او را دوست داشتند. او ساعات اداری اضافی و بدون حقوق برگزار می‌کرد. کوشا می‌گوید. «جمله‌ای که در وصف آلما می‌توانم بگویم این است: او بسیار متعهد بود.» کوشا گفت: «او به من گفت </span><i><span style="font-weight: 400;">این یک چالش است</span></i><span style="font-weight: 400;">، ولی او کارش را به‌خوبی انجام داد.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او و آلما در طول پاییز از نزدیک با هم کار کردند و نقاط مشترک زیادی داشتند. دوری از خانواده‌اش، که رابطهٔ نزدیکی با آن‌ها داشت، برای آلما سخت بود. اما او حاضر بود این سختی را برای آینده‌اش تحمل کند و حتی به کارهای پسادکتری فکر می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کوشا گفت: «او پر از شور زندگی بود. نمی‌توانم دست از فکرکردن به او بردارم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * *‌ *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گزارشی از منظر ضرابی، داغدار چهار جانباختهٔ پرواز پی‌اس‌۷۵۲، زنده‌یاد سهند صادقی، زنده‌یاد الوند صادقی، زنده‌یاد نگار برقعی و زنده‌یاد سوفی امامی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا باید سکوت می‌کردیم و پنهان می‌شدیم تا دیگران از این جنایت دهشتناک بی‌خبر می‌ماندند؟ کدام بهتر است؟ به‌خاطرآوردن یا فراموش‌کردن؟ ما در گروه خاطره‌نویسی انجمن جانباختگان پرواز PS752 چهار کتاب را منتشر کرده‌ایم. گروه‌های مختلفی از عزیزان عضو کارگاه خاطره‌نویسی در هر دوره تشکیل گردید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱- گروه کارگاه خانم منیرو روانی‌پور برای پیاده‌کردن گفت‌وگوهای ضبط‌شدهٔ جلسات به‌صورت نوشتار در دو دورهٔ ۱۲ جلسه‌ای کتاب «به کی‌یف که رسیدم زنگ می‌زنم»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲- گروه هماهنگی کارگاه خاطره‌نویسی، آقایان امیرحسین یزدان‌بد و حامد اسماعیلیون</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارش‌های جامع، کامل و پربار جلسات که توسط خانم لیلا فروتن، خواهر جانباخته مرضیه فروتن، تهیه می‌شود، گویای چگونگی کیفیت بالای کارگاه است. (نمونه‌ای از این گزارش‌ها در ذیل این مطلب خدمت عزیزان ارائه می‌گردد.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳- گروه ویراستاری اول، کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴- گروه ویراستاری افرا، کتاب «سرخ در آغوش آسمان»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این گروه انتخاب نام کتاب و طراحی اولیهٔ جلد کتاب و تصویب نهایی هم انجام پذیرفت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; مدیریت جلسه‌های کارگاه خاطره‌نویسی با خانم ژاله معینی، خواهر جانباخته محمد معینی، بود که خالصانه و صمیمانه با تمام گرفتاری‌ها و مشکلات مخصوص ایران به‌بهترین وجه آن را انجام دادند و همچنان ادامه‌اش می‌دهند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; مدیریت آرشیو و جمع‌آوری اطلاعات کارگاه در دوره‌های مختلف با خانم هوریران سهراب بوده و است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; طراحی جلد با خانم شکوفه معینی، خواهر جانباخته محمد معینی، بوده که خیلی زحمت کشیده‌اند و طرح‌هایی زیبا ارائه داده‌اند. (توضیح: عکس روی جلد «سرخ در آغوش آسمان» از ژاله معینی)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; ویرایش اول کتاب‌ها به‌جز کتاب «به کی‌یف رسیدم زنگ می‌زنم» هم در گروه تلگرامی افرا انجام شد. کاری به‌غایت دشوار که با تلاش ژاله معینی، یاسین شفقی، البرز صادقی، و اینجانب میسر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لیلا فروتن، خواهر زنده‌یاد مرضیه فروتن، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارش کلاس خاطره‌نویسی؛ دوشنبه ۱۴۰۰/۲/۲۰ ساعت ۹ شب </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قسمت اول کلاس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بررسی و بحث در مورد داستان ادیپ شهریار و چگونگی مبارزهٔ انسان در برابر سرنوشتِ ازپیش‌تعیین‌شدهٔ خدایان، که البته منتهی به پیروزی خدایان می‌شود. طبق عقیدهٔ نویسنده، انسان هرچقدر هم که باهوش و قدرتمند باشد (مانند، ادیپ قهرمان داستان) و علی‌رغم همهٔ تلاش‌ها برای تغییر قسمت و تقدیر در مقابل خدایان، ضعیف و زبون است و سرانجام در جاده‌ای قدم می‌گذارد و به‌سوی هدفی می‌رود و مجبور به قبول سرنوشتی می‌شود که قدرت‌های آسمانی برتر، برایش مقدر کرده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قسمت دوم کلاس </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بحث بعدی کلاس، پاسخ‌دادن به این سؤال بود: علت پناه‌بردن و متوسل‌شدن انسان‌ها به پیشگو و فال‌گیر چیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جواب: ترس از آیندهٔ ناشناخته و اینکه انسان فکر می‌کند نمی‌تواند به‌تنهایی کنترلی بر سرنوشت خویش داشته باشد، که این ضعف، باعث پناه‌بردن او به پیشگوها و کمک‌گرفتن از نیروهای ماوراءالطبیعه می‌شود، حتی اگر این موضوع به ضررش تمام شود (مانند ادیپ قهرمان داستان، که اگر از پیشگو کمک نخواسته بود و به سرنوشت خویش‌آگاهی نداشت از اوج قدرت و افتخار به قعر فلاکت و ذلت سقوط نمی‌کرد). این قضیه متعلق به زمان گذشته و مردم بی‌سواد و عوام نیست، در هر زمان و هر طبقهٔ اجتماعی می‌توان افراد خرافه‌پرست را پیدا کرد. سیاستمداران منفعت‌طلب و زورگو، با تکیه بر این نقطه‌ضعف و جهل مردم، دین را به‌عنوان بستر مناسبی برای رشد خرافه، وارد سیاست کرده، به آن میدان می‌دهند و از این طریق مردم را به‌راحتی سرکیسه کرده و حقشان را می‌خورند. ملتی که در اوهام و خرافات دست‌و‌پا می‌زند و برای گرفتن هر حق پایمال‌شدهٔ خویش، منتظر منجی و قدرت‌های ماوراءالطبیعه است و هیچ‌گاه برای تغییر وضعیتش و بهبود آن تلاشی نمی‌کند و روزبه‌روز درمانده‌تر خواهد بود. </span></p>
<figure id="attachment_24336" aria-describedby="caption-attachment-24336" style="width: 344px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24336" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%86.jpeg?resize=344%2C500" alt="زنده‌یاد مرضیه فروتن" width="344" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%86.jpeg?w=344&amp;ssl=1 344w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%86.jpeg?resize=206%2C300&amp;ssl=1 206w" sizes="auto, (max-width: 344px) 100vw, 344px" /><figcaption id="caption-attachment-24336" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">زنده‌یاد مرضیه فروتن</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قسمت سوم کلاس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آخرین قسمت کلاس و حسن ختام آن، خواندن خاطرهٔ مادران از بچه‌های بی‌گناه پرواز ۷۵۲ بود که بحق شیرین‌ترین بخش کلاس بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان یادآوری یکی از جملات زیبای کتاب خالی از لطف نیست: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جایی که خرد سودی ندارد، خردمندی دردمندی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * *‌ *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اهورا اژدری، برادر زنده‌یاد غنیمت اژدری، از جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شعرهایم در گلو خشکاند آن موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اشک‌هایم خون شد و بارید با موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفت نیست بالاتر از سیاهی رنگ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موی‌های سیاهم سفید کرد آن موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیری زودرس سراغ من آمد</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در جوانی‌ام مرا پیر کرد آن موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر چه خوانم به گوش دل شب‌ها </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گوشش انگار کر نموده آن موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"> تکه‌تکه کرد جان‌ها به طیاره</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دل من را شکست آن موشک</span></p>
<figure id="attachment_24337" aria-describedby="caption-attachment-24337" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24337" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=500%2C375" alt="زنده‌یاد غنیمت اژدری" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/01/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-24337" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">زنده‌یاد غنیمت اژدری</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد آن خنده‌ها گریه شد گویا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آتشی زد به ریشه آن موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او خراب کرد خانه‌های ما نامرد</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا بسازد منبر ضحاک را موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گویی آن روز روز محشر بود</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اهرمن بود آنکه زد دو تا موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن‌قدر غرق غم کرده ما همه را</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سر ما به زیر آب کرد آن موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌چکد خون ز هر کلام اینجا</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چون شکسته جام خون موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شرم عالم آن خدا را ماند</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنده‌اش دو بار به‌عمد زد موشک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; سپتامبر ۲۰۲۱</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/">دل‌نوشته‌هایی از خانواده‌های پرواز در پنجمین سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/01/08/%d8%af%d9%84%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24329</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خواهر زنده‌یاد غنیمت اژدری: جوامع بین‌المللی در مقابل این جنایت بی‌سابقه سکوت نکنند و با ما همراه شوند</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2021/06/26/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa-%d8%a7%da%98%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a8%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2021/06/26/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa-%d8%a7%da%98%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a8%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 26 Jun 2021 20:23:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[با بازماندگان مسافران پرواز ابدی ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[عظمت اژدری]]></category>
		<category><![CDATA[غنیمت اژدری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=16195</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با عظمت اژدری، خواهر زنده‌یاد غنیمت اژدری، از جانباختگان پرواز ۷۵۲ رسانهٔ همیاری &#8211; ونکوور ژانویهٔ سال گذشته، در دو شمارهٔ پیاپیِ «رسانهٔ همیاری»، یعنی شماره‌های ۹۸ و ۹۹، تا جای ممکن به خبرها و موضوعات مربوط به فاجعهٔ سرنگون‌کردن هواپیمای اوکراینی و کشته‌شدن ۱۷۶ انسان بی‌گناه، پرداختیم و نیز طی یک‌سال گذشته با انتشار مطالب و گفت‌وگوهای مختلف، تحقیقات انجام‌شده در روشن‌شدن حقایق و روند دادخواهی را دنبال کرده‌ایم. همچنین هشتم ژانویهٔ امسال،...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/06/26/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa-%d8%a7%da%98%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a8%db%8c%d9%86/">خواهر زنده‌یاد غنیمت اژدری: جوامع بین‌المللی در مقابل این جنایت بی‌سابقه سکوت نکنند و با ما همراه شوند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>گفت‌وگو با عظمت اژدری، خواهر زنده‌یاد غنیمت اژدری، از جانباختگان پرواز ۷۵۲</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رسانهٔ همیاری &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">ژانویهٔ سال گذشته، در دو شمارهٔ پیاپیِ «رسانهٔ همیاری»، یعنی شماره‌های </span></i><a href="https://wp.me/p7ig5u-3mO"><i><span style="font-weight: 400;">۹۸</span></i></a><i><span style="font-weight: 400;"> و </span></i><a href="https://wp.me/p7ig5u-3oc"><i><span style="font-weight: 400;">۹۹</span></i></a><i><span style="font-weight: 400;">، تا جای ممکن به خبرها و موضوعات مربوط به فاجعهٔ سرنگون‌کردن هواپیمای اوکراینی و کشته‌شدن ۱۷۶ انسان بی‌گناه، پرداختیم و نیز طی یک‌سال گذشته با انتشار مطالب و گفت‌وگوهای مختلف، تحقیقات انجام‌شده در روشن‌شدن حقایق و روند دادخواهی را دنبال کرده‌ایم. همچنین </span></i><a href="https://wp.me/p7ig5u-3VZ"><i><span style="font-weight: 400;">هشتم ژانویهٔ امسال</span></i></a><i><span style="font-weight: 400;">، در سالگرد این فاجعه، در کنار مقامات و نهادهای سیاسیِ فدرال، استانی و شهری کانادا و همچنین فعالان اجتماعی و سیاسی جامعهٔ ایرانی-کانادایی با همدردی و همبستگی با بازماندگان قربانیان پرواز ابدی ۷۵۲ یاد عزیزانی را که در این پرواز از دست دادیم، گرامی داشتیم. حال پس از گذشت یک‌سال از این فاجعهٔ دردناک، تصمیم داریم تا جای ممکن با بازماندگان و خانواده‌های مسافران این پرواز صحبت کنیم و ببینیم پس از گذشت این مدت چه می‌کنند، چطور روزگار می‌گذرانند و خواسته‌شان چیست. با گذشت بیش از یک‌سال، بسیاری از بازماندگان هنوز هم مایل نیستند از آنچه بر سر خودشان و عزیزانشان آمده است، چیزی بگویند. تلاش ما این است که تا جای ممکن پای صحبت‌ آن‌دسته از بازماندگانی که برای گفت‌وگو آمادگی دارند، بنشینیم. <span style="font-family: pfont;">در شمارهٔ ۱۲۶، با خانم بهشته رضاپور، مادر زنده‌یاد بهاره کرمی‌مقدم، در شمارهٔ ۱۲۸، با خانم ژاله معینی، خواهر زنده‌یاد محمد معینی، در شمارهٔ ۱۲۹ با خانم منظر ضرابی، مادر زنده‌یاد سهند صادقی و زنده‌یاد الوند صادقی، مادر همسر زنده‌یاد نگار برقعی و مادربزرگ زنده‌یاد سوفی امامی، در شمارهٔ ۱۳۱ با خانم اعظم سلمانی، مادر زنده‌یاد شهرزاد هاشمی و مادربزرگ زنده‌یاد مایا زیبایی، که همگی ساکن ایران‌‌اند، در شمارهٔ ۱۳۲ با آقای حبیب حق‌جو، پدر زنده‌یاد سحرناز حق‌جو و پدربزرگ زنده‌یاد السا جدیدی، ساکن تورنتو و </span>در شمارهٔ ۱۳۳ با خانم مرجان ربیعی، مادر زنده‌یاد پگاه صفرپور کلور، ساکن ایران‌ گفت‌وگو داشتیم، در این شماره با خانم عظمت اژدری، خواهر زنده‌یاد غنیمت اژدری، ساکن لندن گفت‌وگویی داشته‌ایم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم. همهٔ این گفت‌وگوها از طریق این لینک در دسترس است: </span></i><a href="https://bit.ly/Hamyaari-PS752Families"><i><span style="font-weight: 400;">https://bit.ly/Hamyaari-PS752Families</span></i></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">شایان ذکر است که گفت‌وگو با خانم اژدری در تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۲۱ برای درج در<a href="https://media.hamyaari.ca/2021/06/25/%d8%b5%d8%af-%d9%88-%d8%b3%db%8c%e2%80%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%b4%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85/"> نسخهٔ چاپی شمارهٔ ۱۳۶ رسانهٔ همیاری</a> مورخ ۲۵ ژوئن ۲۰۲۱ تنظیم شده است و تحولات پس از این تاریخ در آن انعکاس نیافته است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سلام خدمت شما خانم اژدری عزیز، از وقتی که به ما دادید و دعوتمان را برای این گفت‌وگو پذیرفتید، بسیار سپاسگزاریم. ضمن عرض تسلیت دوباره برای ازدست‌دادن خواهر عزیزتان، لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و سپس دربارهٔ خواهرتان که در فاجعهٔ سرنگونی هواپیمایی اوکراین از دست داده‌اید، برایمان بگویید. چه سالی به کانادا مهاجرت کردند؟ علائق ایشان چه بود و در چه زمینه‌ای فعالیت داشتند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من تا ۸ ژانویهٔ ۲۰۲۰ عظمت اژدری بودم، ولی از آن روزِ شوم به‌بعد به‌نام خواهر غنیمت شناخته می‌شوم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">غنیمت در تابستان ۲۰۱۹ توانست یکی از بهترین بورسیه‌های دانشگاه گوئلف کانادا را کسب کند و در سپتامبر ۲۰۱۹ با ویزای دانشجویی به کانادا مهاجرت کرد. فقط ۴ ماه از رفتن غنیمت به کانادا گذشته بود که به‌خاطر دلتنگی و تجدید دیدار و علی‌رغم مخالفت خانواده فقط برای دو هفته تعطیلات به ایران برگشت. کمتر کسی را دیدم که مثل غنیمت زندگی را بفهمد، آن را زندگی کند و برای لحظه‌لحظه‌اش برنامه داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">او فعال محیط زیست بود، ذره‌ذرهٔ خاک ایران را عاشقانه دوست داشت و به‌خاطر ریشهٔ قشقایی‌اش توانسته بود با بومی‌ها و عشایر ایران ارتباط نزدیکی برقرار کند و برای ایجاد پلی بین سنت و مدرنیته قدم بزرگی بردارد. او با استفاده از آخرین تکنولوژی نقشه‌برداری برای حفظ قلمرو زیستی عشایر، اقدامات ارزشمندی انجام داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">غنیمت در جلسات و کنفرانس‌های سازمان‌های بین‌المللی با افتخار لباس قشقایی می‌پوشید و با این کار برای شناساندن ایلش به جامعهٔ علمی، بیشتر از هزاران مقاله و سخنرانی حرف داشت.</span></p>
<figure id="attachment_16197" aria-describedby="caption-attachment-16197" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-16197" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%D8%B4%D8%B1%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%AE%D8%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B1.jpg?resize=500%2C375" alt="زنده‌یاد غنیمت اژدری با لباس سنتی قشقایی در کنفرانس تنوع زیستی در سال ۲۰۱۸- شرم‌الشیخ، مصر" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%D8%B4%D8%B1%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%AE%D8%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%D8%B4%D8%B1%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B4%DB%8C%D8%AE%D8%8C-%D9%85%D8%B5%D8%B1.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-16197" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">زنده‌یاد غنیمت اژدری با لباس سنتی قشقایی در کنفرانس تنوع زیستی در سال ۲۰۱۸- شرم‌الشیخ، مصر</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">غنیمت ریزنقش و کوچک‌اندام بود، اما قلبی بزرگ و روحی آزاد داشت و به‌قول استاد دانشگاهش مثل ترقه بود. او می‌رفت تا در زندگی جدیدش با بالارفتن از پله‌های علم و دانش بتواند به بشریت و کرهٔ زمین خدمات بیشتری ارائه دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دليل انتخاب اسم غنیمت این بود که او در اوج جنگ به دنیا آمد و گویا ما او را در آن شرایط سخت به غنیمت گرفته بودیم. جنگ‌هایی که جز برای منافع حاکمان نیست و قربانیان آن جز بی‌گناهان نیستند. افسوس که غنیمت را در یکی از همان جنگ‌های برنامه‌ریزی‌شده از ما گرفتند و جز خاطراتی و افتخاراتی از او برای ما چیزی باقی نگذاشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>فقدان خواهرتان چگونه به‌لحاظ روحی و روند زندگی روزمره، شما و دیگر اعضای خانواده‌ و نزدیکانتان را تحت تأثیر قرار داده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"> اگر بگویم که بعد از غنیمت زندگی برای ما نمانده که بتوانم از چگونگی آن بگویم، بیراه نگفته‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اگر زندگی خانوادگی خودمان را به یک کتاب تشبیه کنم، گویا غنیمت شیرازهٔ آن کتاب بوده است که با رفتنش شیرازهٔ زندگی‌مان از هم پاشید و هرگز چون قبل نخواهد شد. نبودن او چنان در لحظه‌لحظهٔ زندگی ما جاری‌ است که با هیچ‌چیز در این دنیا پر نمی‌شود. کمر پدر و مادرم در زیر این بار سنگین خم شده و دیدن غصهٔ هر روزهٔ آن‌ها درد مضاعفی است که در شرح نمی‌گنجد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وسایل شخصی عزیزان ما به غارت رفت. دلارها و جواهرات را به تاراج بردند. از غنیمت جز انگشتری و پاسپورتی نیمه‌سوخته چیزی به ما تحویل ندادند. کاش حداقل موبایل یا لپ‌تاپش را داشتم تا بتوانم عکس‌ها و فیلم‌هایش را داشته باشم. در گزارش‌های اولیه موبایلش را دیدم که شکسته بود، اما افسوس که هرگز آن را تحویل ندادند.</span></p>
<figure id="attachment_16198" aria-describedby="caption-attachment-16198" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-16198 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7_-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86_-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%B4-%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=500%2C400" alt="ردیف بالا، زنده‌یاد غنیمت اژدری در کنار مادر و پدرش - ردیف پایین، زنده‌ه‌یاد غنیمت اژدری در کنار خواهرش عظمت اژدری" width="500" height="400" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7_-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86_-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%B4-%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7_-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86_-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%B4-%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=300%2C240&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-16198" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">ردیف بالا، زنده‌یاد غنیمت اژدری در کنار مادر و پدرش &#8211; ردیف پایین، زنده‌ه‌یاد غنیمت اژدری در کنار خواهرش عظمت اژدری</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">یکی از مسائلی که برای ما خانواده‌ها بسیار کشنده و دردناک است، فکرکردن و تصور اینکه در آن سه دقیقه چه بر عزیزان ما گذشته است؛ فاصلهٔ بین شلیک اول تا سرنگونی کامل هواپیما. آخرین  ترسناک‌ترین تجربهٔ تلخی که یقیناً آن مسافران از همه‌جا بی‌خبر بین زمین و هوا داشته‌اند. آیا هرگز فکر کرده‌اند که گرفتار چه جنایتی شده‌اند؟ آیا باور کرده‌اند که آخرین لحظات زندگی را می‌گذرانند؟ آیا سوختن خود را به چشم دیده‌اند و یا قبل از احساس هر دردی، از ترس قالب تهی کرده‌اند؟ آیا پدرها و مادرها در آن دقایق توانسته‌اند بچه‌هایشان را در آغوش بکشند؟ مسافران تنهایی چون غنیمت، به چه فکر کردند و چه فریادی سر دادند؟ این سؤالات هرگز لحظه‌ای ما را رها نخواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">امیدواریم روزی باشد که عاملان این جنایت چنین لحظاتی را تجربه کنند و آرزوی مرگ کنند، اما مرگ هم از آن‌ها رو برگرداند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اگر اقداماتی اعم از تأسیس انجمن خیریه یا اهدای بورس تحصیلی یا مواردی از این دست برای گرامی‌داشت یاد و خاطرهٔ خواهرتان انجام داده‌اید یا در فکر انجام آن هستید، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">چند ماه پس از این فاجعه، </span><span style="font-weight: 400;">دانشگاه گوئلف بورسیه‌ای به‌نام غنیمت راه‌اندازی کرد که ما برای پیشبرد آن همکاری می‌کنیم. من آرزو دارم بتوانم به یاد غنیمت و برای ادامهٔ راه او برای حفظ محیط زیست ایران که واقعاً در خطر است، کاری انجام دهم، ولی به‌خاطر اینکه خودم در آنجا حضور ندارم قدری مشکل است. امیدوارم روزی بتوانم به این آرزویم جامهٔ عمل بپوشانم.</span></span></p>
<figure id="attachment_16199" aria-describedby="caption-attachment-16199" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><a href="http://uofg.convio.net/site/TR?fr_id=2333&amp;pg=entry"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-16199 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%87%D9%94-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%8A%D9%94%D9%84%D9%81-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=500%2C455" alt="بورسیهٔ تحصیلی دانشگاه گوئلف به یاد غنیمت اژدری" width="500" height="455" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%87%D9%94-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%8A%D9%94%D9%84%D9%81-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%A8%D9%88%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%87%D9%94-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%AF%D9%88%D9%8A%D9%94%D9%84%D9%81-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=300%2C273&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></a><figcaption id="caption-attachment-16199" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بورسیهٔ تحصیلی دانشگاه گوئلف به یاد غنیمت اژدری، برای اطلاعات بیشتر از <strong><a href="http://uofg.convio.net/site/TR?fr_id=2333&amp;pg=entry" target="_blank" rel="noopener">این لینک</a></strong> دیدن کنید.</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا با سایر بازماندگان قربانیان سرنگونی هواپیمای اوکراینی ارتباط دارید؟ اگر پاسخ مثبت است، این ارتباط چطور به شما کمک کرده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بی‌گمان یکی از عواملی که باعث شد ما خانواده‌های پرواز بتوانیم تا الان سر پا باشیم، این بود که همدیگر را پیدا کردیم، خانوادهٔ بزرگی تشکیل دادیم و در کنار هم برای رسیدن به حقیقت و عدالت، پشت‌به‌پشت هم تلاش می‌کنیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تا قبل از این، هر کدام فقط سوگوار عزیز ازدست‌رفتهٔ خودمان بودیم، ولی حالا هر کدام، دادخواه ۱۷۶ بی‌گناه هستیم. ما همدردانی هستیم که برای دفاع از خون به‌ناحق‌ریختهٔ جگرگوشه‌هایمان دست‌در‌دست هم داده‌ایم و تا روز دادخواهی، پا پس نخواهیم کشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>بیش از ۱۷ ماه از این فاجعهٔ بسیار تلخ گذشته است. در طول این مدت، آیا هیچ تماسی از سوی مسئولان بررسی‌کننده در ایران، کانادا یا اوکراین با شما گرفته شده است؟ آیا هیچ گزارشی از روند دادرسیِ این پرونده در اختیار شما قرار داده شده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خیر، متاسفانه تا به امروز، گزارشی به ما به‌عنوان خانوادهٔ قربانیان داده نشده است. ناگفته نماند که هر چند وقت یک‌بار اطلاعات متناقض و دروغینی از مقامات ایرانی در رسانه‌ها شنیده می‌شود که چون پاشیدن نمک بر زخم، آزاردهنده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برای مثال، اعلام کردند که پرونده به دادگاه ارسال شده در صورتی که نه هیچ‌کدام از خانواده‌ها و نه حتی وکلای خانواده‌ها کمترین اطلاعی از محتوای این پرونده ندارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اواخر فوریهٔ امسال گزارش خانم اگنس کالامارد، گزارشگر ویژهٔ سازمان ملل متحد در امور اعدام‌های فراقضایی و خودسرانه، دربارهٔ روند رسیدگی مراجع قضایی ایران به پروندهٔ سرنگونیِ پرواز ۷۵۲ منتشر شد که در آن به موارد مهمی اشاره شده بود. از جمله اینکه «</b><b><i>به‌نظر می‌رسد برخی مدارک از بین رفته باشد</i></b><b>» یا «</b><b><i>مقام‌های ایرانی هنوز «فراتر از هرگونه تردید منطقی» ثابت نکرده‌اند که هواپیما را به‌طور عمدی هدف قرار نداده‌اند.</i></b><b>» آیا شما این گزارش را دیده‌اید؟ نظرتان دربارهٔ آن چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بله، گزارش را مفصل بررسی کرده‌ایم. اتفاقاً گزارش بسیار خوبی بود و سؤالاتی در آن مطرح شده و اینکه ایران به هیچ‌کدام از سؤالات جواب نداده و همین عدم پاسخگویی می‌تواند عمدی‌بودن شلیک به هواپیما را تقویت کند. این‌ها همه تکه‌هایی از یک پازل‌اند که با کنار هم قراردادن آن‌ها، حقیقت آشکارتر خواهد شد و به بردن پرونده به دادگاه بین‌المللی کمک خواهد کرد؛ همان چیزی که خواستهٔ ماست برای رسیدن به حقیقت و اجرای عدالت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>نظر شما راجع به گزارش نهایی ایران دربارهٔ فاجعهٔ سرنگونی هواپیمای اوکراینی که در ماه مارس گذشته منتشر شد، چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من اگر بخواهم نظرم را در رابطه با گزارش ایران در یک جمله خلاصه کنم، می‌توانم بگویم که این گزارش، متنی پر از اشتباه، دروغ، سانسور و تناقض بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گزارشی که در سطح بسیار پایین تمام تمرکز را بر روی این گذاشته که جنایت را به یک خطای انسانی اپراتور تقلیل دهد. مکالمات جعبهٔ سیاه به‌صورت کامل و شفاف ذکر نشده، به مکالمات پدافند تور ام‌وان هیچ اشاره‌ای نشده و حتی از مکالمات برج مراقبت خبری نیست. این‌ها، همه‌ و‌ همه نشان از پنهان‌کاری و عدم شفافیت دارد. یک گزارش فرمالیته و بدون اطلاعات دقیق و مفید. گزارشی که بعد از زمان بسیار طولانی و فقط برای رفع تکلیف منتشر شد و باز هم نتوانست هیچ عقل سلیمی را متقاعد کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چندی پیش فایل صوتی گفت‌وگوی جواد ظریف، وزیر امور خارجهٔ ایران، منتشر شد که بخشی از آن دربارهٔ گفت‌وگوهای جلسهٔ شورای امنیت ملی پس از شلیک به پرواز ۷۵۲ است. آیا این گفت‌وگو را شنیده‌اید؟ نظر شما دربارهٔ آن چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بله، این فایل صوتی در عین جنجالی‌بودن، باز هم باعث تازه‌ترکردن درد ما خانواده‌ها شد. در این فایل به‌وضوح مشخص می‌شود که ظریف را، که سابقهٔ عادی‌سازی جنایت و پنهان‌کردن حقایق را دارد، مسئول کرده‌اند که به‌هر نحوی شده سروته پرونده را به‌هم بیاورد و مانع شود که این پرونده به دادگاه بین‌المللی‌ کشیده شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با انتشار این فايل صوتی، ظریف بیش‌ازپیش چهرهٔ کریه خود را به نمایش گذاشت و ما را در ادامهٔ راهمان به‌سوی حقیقت و عدالت مصمم‌تر کرد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-16200" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86.jpg?resize=500%2C375" alt="گفت‌وگو با عظمت اژدری، خواهر زنده‌یاد غنیمت اژدری، از جانباختگان پرواز ۷۵۲" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%86.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>به‌تازگی محسن بهاروند، معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجهٔ ایران، اعلام کرد که تعدادی از خانواده‌های جانباختگان غرامت دریافت کرده‌اند، آیا با شما یا خانواده‌هایی که می‌شناسید، چنین صحبتی شده است و اگر شده است، پاسخ شما چه بوده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">غرامت خط قرمز ما خانواده‌هاست. ما بحث غرامت را توهین به خودمان و عزیزان بی‌گناهمان می‌دانیم و قطعاً می‌تواند آخرین چیزی باشد که ما به آن فکر می‌کنیم. جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تا با مطرح‌کردن بحث غرامت، به خانواده‌ها نزدیک شود، ولی ما خانواده‌ها با هوشیاری و با دستِ‌ردزدن به سینه‌شان، نقشه‌شان را نقش بر آب می‌کنیم. تا حقیقت روشن نشود، حرف زدن از غرامت بی‌معناست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>در ۲۰ ماه مه، دادگاه عالی انتاریو پس از رسیدگی به شکایت ۴ خانواده از خانواده‌های جانباختگان، در حکمی حمله به پرواز ۷۵۲ را عامدانه و اقدامی تروریستی دانست. نظر شما دربارهٔ این حکم چیست و فکر می‌کنید چنین حکمی چه کمکی به دادخواهی خانواده‌های بازماندگان خواهد کرد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ما خانواده‌ها از همان ماه‌های اول به عمدی‌بودن این جنایت باور داشته‌ایم و همیشه آن را فریاد زده‌ایم، اما گاهی به احساسی‌بودن و گاهی به نداشتن شواهد کافی محکوم شده‌ایم. این حکم، جمهوری اسلامی را محکوم کرد و مهر تأییدی بود بر ادعای ما مبنی بر عمدی‌بودن شلیک به هواپیمای مسافربری. مطمئناً این حکم می‌تواند دست ما را برای بردن پرونده به مراحل بعدی بازتر کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اواخر ماه مه سازمان دیدبان حقوق بشر در گزارشی از آزار و شکنجهٔ تعدادی از اعضای خانواده‌های جانباختگان پرواز ۷۵۲ خبر داد. نظرتان دربارهٔ این گزارش چیست؟ آیا اعضای خانوادهٔ شما یا خانواده‌هایی که می‌شناسید، مورد آزار و اذیت یا شکنجه قرار گرفته‌اند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این گزارش توانست گوشه‌ای از ظلم و ستمی را که بر خانواده‌ها رفته و می‌رود، نشان دهد. خانواده‌هایی که به‌جای معذرت‌خواهی و دلجویی و زمانی که باید جز سوگواری کار دیگری نداشته باشند، مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خانوادهٔ خود من نیز مورد اجحاف‌های زیادی واقع شد. از حضور گستردهٔ نیروهای امنیتی در مراسم تدفین و بزرگداشت گرفته تا حضورشان در خانه و تحمل عذابی صدچندان با دیدن قاتل‌های عزیزانمان و همچنین با فرستادن بسته‌ای خاک و مهر و جانماز و مجبورکردن اعضای خانواده برای بوسیدن خاک و بسته که اظهار می‌کردند تبرک شده و از مشهد آمده است. همهٔ این‌ها شکنجه‌های روحی و عذاب‌هایی بوده که هرگز فراموش نخواهد شد. خانواده‌های دیگری هم هستند که خیلی بیشتر از ما شکنجه و آزار و اذیت شده‌اند. این زخم‌ها هرگز ترمیم نخواهد شد و تا ابد با ما خواهد بود.</span></p>
<figure id="attachment_16202" aria-describedby="caption-attachment-16202" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-16202" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=640%2C274" alt="کاشت نهال به یاد غنیمت اژدری" width="640" height="274" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/06/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DA%98%D8%AF%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=300%2C128&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-16202" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">کاشت نهال به یاد غنیمت اژدری</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اوایل ماه ژوئن، چهار کشور کانادا، سوئد، اوکراین و بریتانیا در ارتباط با پروندهٔ پرواز ۷۵۲ علیه ایران ادعای خسارت کردند. آیا شما این بیانیه را دیده‌اید؟ آیا درخواست‌های مطرح‌شده در این بیانیه با خواسته‌های شما به‌عنوان عضو خانوادهٔ یکی از جانباختگان همراستاست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در این بیانیه نه تمام خواسته‌های ما، ولی قسمتی از آن‌ها مطالبه شده است. اینکه ایران باید تمام و کمال مسئولیت جنایت خود را بپذیرد و در جبران آن بکوشد، به سؤالات جواب دهد و با شفاف‌سازیِ اینکه چه اتفاقی و چرا افتاده است، راه را برای مذاکره و رسیدن به حقیقت هموار سازد. البته ما امیدواریم که این بیانیه فقط روی کاغذ نباشد و با فشار به جمهوری اسلامی، نهایتاً در عمل هم به انجام برسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با پایان‌یافتن انتخابات در ایران، ابراهیم رئیسی به‌عنوان رئیس‌جمهور بعدی ایران معرفی شده است. به‌نظر شما این امر چه تأثیری بر روند رسیدگی به پروندهٔ شلیک به پرواز ۷۵۲ خواهد داشت؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌نظر من قسمت پایانی بیانیهٔ انجمن خانواده‌های جانباختگان، بهترین پاسخ به سؤال شماست. در این بیانیه آمده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«فردی که به‌عنوان رئیس‌جمهور معرفی شده است از عاملین و آمرین کشتار PS752 است. او در شب هجدهم دی ماه از اعضای اصلی شورای عالی امنیت ملی بوده است که دستور به بازگذاشتن آسمان ایران دادند و همچنین، تحقیقاتِ مخفیانه و غیرمنصفانه در زیرمجموعهٔ او صورت گرفته است که هیچ‌کس از جزئیات آن باخبر نیست. بر ماست که نگذاریم این فرد از لیست تحریم‌های بین‌المللی خارج شود، بلکه به لیست افراد تحت تحریم کشور کانادا و کشورهای دیگر افزوده شود و روزی هم پاسخ‌گوی مسئولیتش در جنایت PS752 و جنایات دیگرش در چهار دههٔ گذشته در ایران باشد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>خواستهٔ شما به‌عنوان یکی از بازماندگان قربانیان این فاجعه چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ما از رژیم جنایتکار و فاسد جمهوری اسلامی هیچ خواسته‌ای نداریم، چون می‌دانیم که پایه و اساس آن بر ظلم و بی‌عدالتی است. </span><span style="font-weight: 400;">درخواست ما از جوامع بین‌المللی است که در مقابل این جنایت بی‌سابقه سکوت نکنند و با ما همراه شوند. تا رسیدن به حقیقت و عدالت در یک دادگاه عادل، کوتاه نیایند و با جمهوری اسلامی مماشات نکنند. ما زخم‌خوردگان و داغداران این مقطع تاریک از تاریخ، از مردم می‌خواهیم این جنایت را فراموش نکنند. </span><span style="font-weight: 400;">ما از مردم ایران انتظار داریم که تا خودشان به سرنوشت ما دچار نشده‌اند، همراه باشند برای دادخواهی و در طرف درست تاریخ بایستند، نه با ظالمان و اشرار. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">هر کس به‌هر نحوی از این رژیم جانی حمایت کند، در این جنایت همدست شده دستش به خون عزیزان ما آغشته می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>جامعهٔ ایرانی کانادا چه کمکی می‌تواند در دادخواهی به شما بکند؟ چه انتظاری از آن‌ها دارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">جامعهٔ ایرانی کانادا می‌تواند با فشار بر دولت کانادا به‌عنوان یکی از کشورهای درگیر این ماجرا، راه را برای رسیدن به حق هموار کند. امضای کارزارها و حضور در تجمعات و همچنین گفتن از این فاجعه برای زنده نگه‌داشتن آن می‌تواند کمک بزرگی باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اگر صحبت دیگری دارید، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ممنون از شما که فرصتی فراهم می‌کنید تا ما بتوانیم گوشه‌ای از آنچه را که به ما گذشته و می‌گذرد، بازگو کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با آرزوی صبر و به‌امید دادخواهی، بار دیگر از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، بسیار سپاسگزاریم.</b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/06/26/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa-%d8%a7%da%98%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a8%db%8c%d9%86/">خواهر زنده‌یاد غنیمت اژدری: جوامع بین‌المللی در مقابل این جنایت بی‌سابقه سکوت نکنند و با ما همراه شوند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2021/06/26/%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa-%d8%a7%da%98%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a8%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">16195</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-08-03 19:33:55 by W3 Total Cache
-->