<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>عکاسی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/عکاسی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Wed, 17 Jul 2024 02:51:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>عکاسی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/عکاسی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>گفت‌وگو با امین منفرد، عکاس ورزشی ساکن ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/07/16/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/07/16/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jul 2024 02:51:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[امین منفرد]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی ورزشی]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا فدایی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23273</guid>

					<description><![CDATA[<p>علیرضا فدایی – ونکوور با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و از فعالیت‌های ورزشی و رسانه‌ای‌تان بگویید؟ امین منفرد هستم و حدوداً ده سالی است که عکاسیِ خبری و ورزشی انجام می‌دهم. من با خبرگزاری‌های داخل و خارج از ایران همکاری داشته‌ام و طی این سال‌ها رخدادهای مهمی را پوشش داده‌ام. در حال حاضر با آژانس عکس Zuma Press همکاری می‌کنم. در زمینهٔ رخدادهای ورزشی، از...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/07/16/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9/">گفت‌وگو با امین منفرد، عکاس ورزشی ساکن ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%81%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">علیرضا فدایی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و از فعالیت‌های ورزشی و رسانه‌ای‌تان بگویید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امین منفرد هستم و حدوداً ده سالی است که عکاسیِ خبری و ورزشی انجام می‌دهم. من با خبرگزاری‌های داخل و خارج از ایران همکاری داشته‌ام و طی این سال‌ها رخدادهای مهمی را پوشش داده‌ام. در حال حاضر با آژانس عکس Zuma Press همکاری می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در زمینهٔ رخدادهای ورزشی، از دیدارهای لیگ قهرمانان آسیا تا مقدماتی جام جهانی‌های قطر و روسیه و در زمینهٔ خبری، از انتخابات ریاست‌جمهوری، وقایع مهمی چون اعتراضات و جشن‌های خیابانی تا همچنین مناسبت‌های مهم و مختلف فرهنگی و اجتماعی، عکاسی کرده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چگونه و با چه انگیزه‌ای وارد حرفهٔ عکاسی ورزش شدید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما در خاورمیانه به‌دنیا آمدیم و بزرگ شدیم، این یعنی هر لحظه منتظر یک خبر باش، هر لحظه یک اتفاق تازه، هر روز و هر سال یک حادثهٔ تازه! قبل از اینکه من به دنیا بیایم آنجا انقلاب شد، بعد در زمان کودکیِ من جنگ، ترور، اعدام… نوجوانی با کوی دانشگاه و انتخابات پرسروصدا، بزرگ‌تر شدم و انتخابات و اعتراضات سال ۸۸ تا ۹۸ تا… همین لحظه هنوز هم اعتراضات، جشن، تظاهرات، راهپیمایی، شلیک به هواپیما، حملهٔ نظامی، آتش‌سوزی، انفجار؛ و این ماهیت کشوری است که من در آن بزرگ شدم. خب، این‌همه اتفاق و علاقهٔ من به پیگیری آن‌ها باعث شد که به سمت خبر کشیده شوم. شاید هم بگویم علاقه به هیجان بیش از حد باعث شد. خودمانی می‌گویند طرف سرش درد می‌کند. من هم از همان بچگی سرم درد می‌کرد برای هیجان و خبر. ورزش هم که به‌اضافهٔ هیجانات خودش در ایران، هیجانات سیاسی و اجتماعی هم دارد و به‌دلیل علاقهٔ زیاد من به فوتبال این شد که در آخر مهم‌ترین علاقهٔ خودم را پشت دوربین و در استادیوم‌های ورزشی پیدا کردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از خاطرات جالب کاری خودتان، چه مثبت و چه منفی، بگویید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خاطرات که خب خیلی زیادند و همه به‌نوعی هیجان‌انگیز. خود شما تجربه داشته‌اید و می‌دانید ولی اگر برای خواننده‌ها بخواهم بگویم، حضور در اتفاقات و لحظات مهم تاریخی می‌تواند از خاطرات جالب باشد. وقتی که در یک لحظهٔ مهم تاریخی، تو جزو نفراتی هستی که از نزدیک شاهد آن لحظه‌ای و داری با دوربینت یا قلمت آن اتفاق را به جهان مخابره می‌کنی، می‌تواند برای همیشه در ذهنت به‌عنوان خاطره‌ای مثبت نقش ببندد یا مثلاً یک هنرمند یا ورزشکار را دوست داری، وقتی لحظه‌ای که نگاهش را که به‌سمت دوربین توست، ثبت می‌کنی، می‌تواند تا همیشه برایت خاطره‌ای خوش باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خاطرهٔ منفی هم در ایران همیشه برخوردهای سلیقه‌ای و تندی‌ست که می‌شود. از صادرنشدن بی‌دلیل مجوزت برای پوشش خبر تا زمانی که مجوز داری و رفتی برای پوشش خبر، ولی به‌صورت سلیقه‌ای اجازه نمی‌دهند که کار بکنی. مثلاً یکی از تلخ‌ترین خاطرات من این است که در فینال لیگ قهرمانان آسیا سرباز نیروی انتظامی کارت شناسایی من را از گردنم کَند و به من اجازهٔ عکاسی نداد؛ همین‌قدر ساده و بی‌دلیل، یک سرباز ساده این قدرت را دارد که اجازهٔ حضوری را که با گذشتن از ده فیلتر مختلف به‌دست آورده‌ای، از تو بگیرد. آن‌هم به‌سلیقهٔ خودش، و جوابگو هم نباشد. یا مثلاً موقع آتش‌سوزی پلاسکو با وجود داشتن مجوز به من اجازهٔ حضور ندادند. بارها درخواست من برای پوشش خبر بی‌دلیل و بدون توضیح رد شده است. تازه این‌ها زمانی‌ست که از سد سردبیر و دبیر عکس گذشته‌ای که مجوز حضور در اتفاقات مهم را فقط برای خودشان و خودی‌هاشان صادر می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجازه بدهید یک خاطرهٔ جالب هم تعریف کنم. شبی که هاشمی رفسنجانی فوت کرده بود، عدهٔ زیادی جمع شده بودند جماران و تابوت را گذاشته بودند آنجا که صبح از آنجا حرکت کند. من توی انبوه جمعیت پشت سر بقیهٔ عکاس‌ها و خبرنگارها منتظر بودم که به ما اجازه بدهند تا وارد جماران شویم. یک خانمی با دوستش نزدیک ما ایستاده بود. وقتی دوستش ناامیدانه گفت که ما را راه نمی‌دهند بیا برگردیم، خطاب به دوستش گفت: «ببین، این عکاس‌ها مثل آمبولانس می‌مونن توی ترافیک. من همیشه ازشون استفاده می‌کنم برای رفتن داخل جاهای مهم؛ وقتی حرکت‌کردن، بچسب پشتشون و برو سریع داخل.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چالش‌های این کار چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما در ایران با دو نوع چالش روبروییم، چالش اولِ یک عکاس خبری و ورزشی در ایران تجهیزات گران‌قیمت و دستمزد بسیار پایین است و چالش دوم ارگان‌های نظارت‌کننده همراه با مافیای عکاسی. مثلاً شاید برای خواننده‌ها جالب باشد که بدانند خبرنگارها رشوه می‌دهند به خبرگزاری‌ها برای اینکه بتوانند به مجلس بروند به‌عنوان عکاس یا خبرنگار و بعد همان‌ها مافیای خبر می‌شوند و دیگر اجازهٔ حضور هرکسی را نمی‌دهند. یکی از دلایل اصلی هم این است که می‌توانند نزدیک شوند به نماینده‌ها و در کنارشان کسب درآمد داشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و خب به‌همین دلایل می‌بینید که خیلی وقت‌ها عکاس‌های خوب دیگر کار عکاسی خبری انجام نمی‌دهند. چون حاضر نشده‌اند برای رسیدن به هدفشان دست به هر کاری بزنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا جالب‌تر اینجاست که ما در عکاسی ورزشی هم در ایران مافیا داریم، مثلاً برای خود من پیش آمده بود که نامه از خبرگزاری داشتم، کارت عکاس خبری وزارت ورزش را داشتم، کارت شناسایی مسابقات فوتبال لیگ برتر را هم داشتم، ولی مثلاً برای بازی دربی به من مجوز ندادند یا اصلاً حتی یک فصل تا اواسط فصل هر چه دوندگی می‌کردم به من کارت نمی‌دادند و هیچ‌کس هم پاسخ‌گو نبود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اصولاً شما اگر رابطه نداشته باشی و باندبازی نکنی، نمی‌توانی عکاس هیچ باشگاه و تیمی بشوی و اگر هم روزی با همان باندبازی به آنجا برسی با عوض‌شدن مدیر حتماً کلیهٔ عوامل اخراج می‌شوند و عکاس هم یکی از آن‌هاست، یا مثلاً بدون رابطه نمی‌توانی عکاس و خبرنگار هیچ فدراسیونی بشوی. برای اعزام به المپیک یا جام جهانی فدراسیون‌ها، سهمیهٔ اعزام خبرنگار دارند و اگر عضوی از این باند مافیا نباشی، هیچ‌وقت نمی‌توانی در این مسابقات شرکت کنی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عکاسی ورزشی را در ایران و کانادا چطور مقایسه می‌کنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اول شاید بهتر باشد ورزش را از دید خودم مقایسه کنم، اینجا به‌جرئت می‌توانم بگویم که به‌هیچ‌وجه ورزش پرهیجان دنبال نمی‌شود، حتی هاکی که به‌نوعی ورزش محبوب شهر و کشور است. مثلاً در ایران برای نتیجهٔ مسابقه فوتبال خبر می‌آید که یک هوادار سکتهٔ قلبی کرده و مرده، ولی اینجا وقتی تیم حریف گل می‌زند، همه فقط تشویقش می‌کنند. خب این تفاوت بزرگی‌ست و ریشه در فرهنگ دارد و همین باعث می‌شود که ورزش در اینجا مخاطبِ به‌اصطلاح تیفوسی و پرهیجان نداشته باشد. آن شور و هیجانی که در اروپا هست یا در آمریکای لاتین و آسیا، به‌هیچ‌وجه در اینجا نیست. همین باعث می‌شود که مثلاً دور زمین فوتبال برای یک مسابقهٔ مهم کلاً کمتر از ده نفر عکاس نشسته باشند، اما در ایران برای یک مسابقهٔ معمولی و زیر برف و باران می‌دیدی که ۲۰-۳۰ نفر عکاس در استادیوم‌اند و معمولاً عکاس‌ها برای اینکه بتوانند در نقطهٔ خوبی باشند، گهگاه یکی روی صندلی می‌نشست و دیگری جلوی پایش روی زمین تا بتوانند تعداد بیشتری در یک نقطه بنشینند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما اگر بخواهم از تجربهٔ حضورم به‌عنوان عکاس ورزشی در اینجا بگویم، باید بگویم که تجربهٔ یک بار حضور در استادیوم برای عکاسی را در اینجا داشته‌ام و این را می‌توانم بگویم که احترامی که به من گذاشته شد، بسیار برایم ارزشمند بود. احترام و برخوردی که تا به‌امروز تجربه نکرده بودم و تجربه‌ای بسیار لذت‌بخش بود؛ احترامی که به‌هیچ‌وجه نه‌تنها در استادیوم‌های ایران وجود ندارد، بلکه حتی وقتی به‌عنوان یک خبرنگار جایی دعوت می‌شوی هم، به تو گذاشته نمی‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>برنامه‌های شما برای ادامهٔ این حرفه چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از آنجایی‌که ما جام جهانی بعدی را در کانادا و آمریکا و مکزیک داریم، خیلی دوست دارم که بتوانم این دیدارها را پوشش بدهم. از ایران به‌دلیل نداشتن پارتی و رابطه موفق نشدم که جام جهانی را پوشش بدهم، ولی خب اینجا ماجرا فرق می‌کند و می‌توانی به‌عنوان عکاس آزاد حضور داشته باشی و خبرگزاری‌‌ها هم با چنین عکاسانی همکاری می‌کنند که بتوانند مجوز حضور را بگیرند. در حال حاضر این برنامهٔ اصلی من است و قصد دارم تا آن زمان خودم را برای این اتفاق آماده کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با آرزوی موفقیت برای شما و با سپاس دوباره از وقتی که گذاشتید.</b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/07/16/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9/">گفت‌وگو با امین منفرد، عکاس ورزشی ساکن ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/07/16/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d8%a7%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23273</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نگاهی به مجموعه‌عکس‌های آرش درویش در کتاب جدیدش، «روزی روزگاری طهران»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/06/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87%d8%b9%da%a9%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%b4-%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b4-%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/06/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87%d8%b9%da%a9%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%b4-%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b4-%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Jun 2023 17:54:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[آرش درویش]]></category>
		<category><![CDATA[آرش درویشی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مجتبی طالقانی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[معماری]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=20710</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجتبی طالقانی* &#8211; ونکوور «روزی روزگاری طهران» مجموعه‌عکس‌هایی است که آرش درویش، هنرمند ساکن ونکوور، در سال‌های نه‌چندان دور و البته چنان‌که خود اشاره کرده‌اند پیش از آمدن و همه‌گیرشدن موبایل‌هایی که دوربین‌های بسیار پیشرفته‌ای هم دارند، از بناها و ساختمان‌های تهران گرفته‌اند. کار ارزشمندی که البته با توجه به تحصیل در رشتهٔ گرافیک و سوابق اجرایی و هنری ایشان قابل‌انتظار نیز بوده است.  «شهر‌ها را روحی است در کالبد عمارت‌ها و کوی و برزن‌.»...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/06/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87%d8%b9%da%a9%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%b4-%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b4-%d8%af%d8%b1/">نگاهی به مجموعه‌عکس‌های آرش درویش در کتاب جدیدش، «روزی روزگاری طهران»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%ac%d8%aa%d8%a8%db%8c-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d9%82%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-weight: 400;">مجتبی طالقانی</span></a>*<span style="font-weight: 400;"> &#8211; ونکوور</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«روزی روزگاری طهران» مجموعه‌عکس‌هایی است که آرش درویش، هنرمند ساکن ونکوور، در سال‌های نه‌چندان دور و البته چنان‌که خود اشاره کرده‌اند پیش از آمدن و همه‌گیرشدن موبایل‌هایی که دوربین‌های بسیار پیشرفته‌ای هم دارند، از بناها و ساختمان‌های تهران گرفته‌اند. کار ارزشمندی که البته با توجه به تحصیل در رشتهٔ گرافیک و سوابق اجرایی و هنری ایشان قابل‌انتظار نیز بوده است. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20717" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Tehran-5.jpg?resize=500%2C414" alt="نگاهی به مجموعه‌عکس‌های آرش درویش در کتاب جدیدش، «روزی روزگاری طهران»" width="500" height="414" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Tehran-5.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Tehran-5.jpg?resize=300%2C248&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر‌ها را روحی است در کالبد عمارت‌ها و کوی و برزن‌.» این جمله سرآغاز دیباچهٔ نسبتاً مفصلی است که شیوهٔ نگاه و توجه گیرنده و گردآورندهٔ عکس‌ها را نسبت به شهرها و تحولات آن‌ها منعکس می‌سازد. نخست با آوردن نقل‌قولی از نویسندهٔ کتاب «روح پراگ» اشاره شده که شناخت شهرها و برقراری رابطه با آن‌ها مستلزم نگاه دقیق برای درک شخصیت و هویت آن‌ها در طول زمان است. سپس توضیح داده شده که مؤلف با وجود سال‌ها اقامت در ونکوور در برقراری رابطه با این شهر و به‌صورت کلی‌تر رابطه با شهر‌های آمریکای شمال موفقیتی نداشته است. در مورد تهران نیز با اشاره به چگونگی ورود معماری غربی به ایران و معمارانی که موجد آن بوده‌اند، با حوزهٔ نگاه مؤلف و تمرکز عکس‌ها بر بنا‌ها آشنا می‌شویم. نقشه‌ای از تهران قدیم، که محدودهٔ جغرافیایی و محل گرفتن عکس‌ها را به‌صورت تقریبی مشخص کرده نیز راهنمای مناسبی است. آن بخش انتهایی از عکس‌ها که به فعالیت و کسب‌و‌کار مردم شهر اختصاص یافته نیز تأکید بیشتری بر کانون توجه عکاس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌های این کتاب مجموعه‌ای هستند از ورودی‌ها، سردرها، پنجره‌ها، نورگیرها، بالکن‌ها، ستون‌ها و سرستون‌ها و کاشیکاری‌ها که می‌توانستند به‌صورت موضوعی در پی هم بیایند و سبک و نگاه معماری زمان را نسبت به هریک از عناصر معماری زمان خود بازگو نمایند. از دیگر موضوع‌های مورد توجه گیرندهٔ عکس‌ها می‌توان به حضور درختان و گیاهان در داخل یا کنار بنا‌ها اشاره داشت که لطافت خاصی به معماری داده و ویژگی طبیعی و مقیاس انسانی آن را برجسته کرده است. نکتهٔ دیگر در عکس‌ها دقت به علائم تجاری و نام‌های کوچه‌ها و محلات و سبک محلی آن‌هاست. عکاس به آشنایی و خودمانی‌بودن تابلو‌ها و نام‌ها و آگهی‌های تبلیغاتی و شیوهٔ جلبِ‌توجه آن‌ها و بیان موضوع تأکید نموده است. گرچه همین‌جا باید اشاره کرد که قراردادن تصویر آگهی نوشابهٔ پپسی کولا (صفحهٔ ۱۹) به‌عنوان نخستین عکس کتاب، آن هم درست پیش از چند عکس دیدنی از پنجره‌های زیبا و تزیین‌شدهٔ بنا‌های آن زمان (صفحات ۲۰ و ۲۱ و ۲۳)، شاید شروع منصفانه‌ای بر محتوای کتاب نباشد.</span></p>
<figure id="attachment_20714" aria-describedby="caption-attachment-20714" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-20714" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Pic2.jpg?resize=500%2C379" alt="نمونه‌‌ای از عکس‌های کتاب «روزی روزگاری طهران»" width="500" height="379" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Pic2.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Pic2.jpg?resize=300%2C227&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20714" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">نمونه‌‌ای از عکس‌های کتاب «روزی روزگاری طهران»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در رابطه با چند عکسی که تحت عنوان «مردان کسب‌و‌کار» در انتهای مجموعه آمده گفتنی است که چیزی به محتوای کتاب اضافه نکرده و با توجه به کیفیت آن‌ها شاید بهتر می‌بود که حذف می‌شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ کوتاهی نیز در مورد روح و هویت شهر قابل‌یادآوری است، در اینکه هر شهر روحی دارد که درک آن مستلزم دقت و توجه کافی است شکی نیست، اما اینکه وجود چنین روحی را تنها مختص آن بخش‌هایی از یک شهر یا تنها در شهرهایی بدانیم که به‌دلایلی، شخصی یا اجتماعی، مورد علاقه و توجه ما بوده‌اند یا احیاناً ویژگی خاصی دارند، چندان واقعی نیست. شهر موجودی زنده و در جریان تحول است. گاه تحول و تغییرات اقتصادی و اجتماعی آرام و تدریجی است و انعکاس کالبدی تثبیت‌شده‌ای دارد و زمانی دگرگونی سریع و شتابنده است و بازتاب کالبدی آن نیز تند و احیاناً ناهمگون است. غالب عکس‌های کتاب به دورهٔ مهمی از تهران تعلق دارند که توجه به اهمیت شهر و معماری ساختمان‌ها قوام و ثبات نسبی یافته بود.</span></p>
<figure id="attachment_20715" aria-describedby="caption-attachment-20715" style="width: 379px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-20715" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Pic3.jpg?resize=379%2C500" alt="نمونه‌‌ای از عکس‌های کتاب «روزی روزگاری طهران»" width="379" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Pic3.jpg?w=379&amp;ssl=1 379w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Pic3.jpg?resize=227%2C300&amp;ssl=1 227w" sizes="(max-width: 379px) 100vw, 379px" /><figcaption id="caption-attachment-20715" class="wp-caption-text">نمونه‌‌ای از عکس‌های کتاب «روزی روزگاری طهران»</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تهیهٔ کتابی دربارهٔ زندگی شهری تهران در زمانی معین و متشکل از عکس‌های مناسب کار ارزشمندی است که واجد قدردانی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مجموعه‌عکس «روزی روزگاری طهران» اثر آرش درویش، هنرمند ساکن ونکوور، با جلد سخت در ۲۱۲ صفحه روی کاغذ گلاسه چاپ شده است و علاقه‌مندان می‌توانند آن را از طریق لینک زیر خریداری نمایند. شایان ذکر است بهای این کتاب تنها شامل هزینهٔ چاپ است و هیچ سودی برای مؤلف لحاظ نشده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.blurb.ca/b/11505631-once-upon-a-time-in-tehran"><span style="font-weight: 400;">https://www.blurb.ca/b/11505631-once-upon-a-time-in-tehran</span></a></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20713" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Tehran-mockup-2c.jpg?resize=640%2C306" alt="نگاهی به مجموعه‌عکس‌های آرش درویش در کتاب جدیدش، «روزی روزگاری طهران»" width="640" height="306" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Tehran-mockup-2c.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Tehran-mockup-2c.jpg?resize=300%2C144&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پیشینهٔ هنری و حرفه‌ای آرش درویش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">متولد ۱۱ مرداد ۱۳۵۰، تهران</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عضو پیوستهٔ کانون طراحان گرافیک ایران (۱۳۷۹)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دانش‌آموختهٔ گرافیک، دانشکدهٔ هنرهای زیبا، دانشگاه تهران (١٣٧۴)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رتبهٔ ۶ آزمون ورودی سراسری دانشگاه‌های ایران (۱۳۶۹) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دانش‌آموختهٔ گرافیک، هنرستان مالک اشتر تهران (١٣۶٨) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنرجوی ممتاز استان تهران (۱۳۶۸ &#8211; ١٣۶٧)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگزیدهٔ نشریهٔ کمک‌آموزشی وزارت آموزش‌وپرورش به‌عنوان «مبتكر جوان» (١٣۶۵)</span></p>
<figure id="attachment_20718" aria-describedby="caption-attachment-20718" style="width: 378px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20718" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Arash_Darvish.jpeg?resize=378%2C500" alt="آرش درویش، هنرمند ساکن ونکوور" width="378" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Arash_Darvish.jpeg?w=378&amp;ssl=1 378w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/Arash_Darvish.jpeg?resize=227%2C300&amp;ssl=1 227w" sizes="auto, (max-width: 378px) 100vw, 378px" /><figcaption id="caption-attachment-20718" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">آرش درویش، هنرمند ساکن ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درج آثار در:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب سالانهٔ گرافیک ایران (١٣٨۶)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منتخب آثار طراحان گرافیک ایران (۱۳۷۸)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب گرافیک امروز ایران (۱۳۷۷) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تألیف کتاب:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تکنیک‌های عکاسی در هنر گرافیک (١٣٧۵) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سوابق کاری:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول Paisley Creative، ونكوور، کانادا (۲۰۲۳ &#8211; ۲۰۲۲)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر هنری شرکت DRC، ونکوور، کانادا (۲۰۲۲ &#8211; ۲۰۲۰) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر هنری شرکت J&amp;M Home، ونكوور، کانادا (۲۰۲۰ &#8211; ۲۰۱۷) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر هنری شرکت .Jia Canada Inc، ونکوور، کانادا (٢٠١٧ &#8211; ٢٠١۴) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صاحب‌امتیاز و مدیر اجرایی شرکت «آرم دکور»، تهران (۱۳۹۲ &#8211; ۱۳۷۷) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صاحب‌امتیاز و مدیر اجرایی گروه تبلیغاتی «آرم»، تهران (۱۳۹۲ &#8211; ۱۳۷۷) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همکاری با نهاد فرهنگی سازمان ملل متحد، یونسکو، دفتر تهران (١٣٨۵ &#8211; ۱۳۸۳) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کارشناس صنایع چاپ RWTUV, German Certification Organization، شعبهٔ ایران، تهران (١٣٨٣ &#8211; ١٣٧۶)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر بخش گرافیک نشریهٔ «مناطق آزاد»، تهران (١٣٧۶)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر بخش گرافیک مؤسسهٔ لیتوگرافی «رادنگار»، تهران (١٣٧۶ &#8211; ١٣٧۴) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدیر بخش گرافیک مؤسسهٔ لیتوگرافی «نگارگران»، تهران (١٣٧۴ &#8211; ١٣٧٢) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صاحب‌امتیاز و مدیر اجرایی شرکت تبلیغاتی «آرانقش»، تهران (۱۳۷۲ &#8211; ۱۳۷۰) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طراح گرافیک آتلیهٔ «تدارکات»، تهران (١٣٧٠ &#8211; ١٣۶٩) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طراح گرافیک شرکت «ارتباط‌ساز ایران»، تهران (١٣٧٠ &#8211; ١٣۶٩) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اپراتور چاپ سیلک اسکرین چاپخانهٔ «نقش‌آور»، تهران (١٣۶٩ &#8211; ١٣۶۵)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای آشنایی بیشتر با آثار آرش درویش از وب‌سایت ایشان در آدرس ​​</span><a href="https://www.darvishi.ca/"><span style="font-weight: 400;">www.darvishi.ca</span></a> <span style="font-weight: 400;">دیدن کنید.</span></span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">مجتبی طالقانی، کارشناس ارشد برنامه‌ریزی و طراحی شهری است با سابقهٔ تدریس دروس شهرسازی در دانشگاه‌های ایران و تجربه در طراحی و برنامه‌ریزی شهری در شرکت‌های مهندسان مشاور ایرانی، و نیز مؤلف کتاب‌های درسی شهرسازی در ایران ازجمله کتاب «شهرسازی در ونکوور»، مترجم کتاب‌های «تاریکی در فرارو»، نوشتهٔ جین جیکوبز و «مسیرهای دنیا»، نوشتهٔ دیوید هاروی.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/06/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87%d8%b9%da%a9%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%b4-%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b4-%d8%af%d8%b1/">نگاهی به مجموعه‌عکس‌های آرش درویش در کتاب جدیدش، «روزی روزگاری طهران»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/06/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87%d8%b9%da%a9%d8%b3%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%b4-%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b4-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">20710</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نسیم یوسفی و جعفر ادریسی: سفر در حقیقت با خودش صلح می‌آورد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2020/06/30/%d9%86%d8%b3%db%8c%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2020/06/30/%d9%86%d8%b3%db%8c%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jul 2020 00:55:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[JaNa]]></category>
		<category><![CDATA[Janapolo]]></category>
		<category><![CDATA[جانا]]></category>
		<category><![CDATA[جاناپولو]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادریسی]]></category>
		<category><![CDATA[دوچرخه‌سواری]]></category>
		<category><![CDATA[سلماز لک پور]]></category>
		<category><![CDATA[سُلماز لک‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[نسیم یوسفی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=14025</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور رسانهٔ همیاری &#8211; ونکوور نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج هنرمند و ورزشکار ساکن ونکوور، از چهره‌های آشنای شهرمان‌اند که حدود سه سال قبل در گفت‌وگویی با آن‌ها داستان سفرشان به دور دنیا با دوچرخه را شنیدیم. نسیم و جعفر این‌بار در ماجراجویی جدیدی آمریکای جنوبی را با موتور سیکلت درنوردیدند. به‌همین بهانه گفت‌وگوی دیگری با آن‌ها ترتیب دادیم تا به...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/06/30/%d9%86%d8%b3%db%8c%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%a8/">نسیم یوسفی و جعفر ادریسی: سفر در حقیقت با خودش صلح می‌آورد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رسانهٔ همیاری &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج هنرمند و ورزشکار ساکن ونکوور، از چهره‌های آشنای شهرمان‌اند <strong><a href="http://media.hamyaari.ca/2017/01/22/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%9b-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/">که حدود سه سال قبل در گفت‌وگویی با آن‌ها داستان سفرشان به دور دنیا با دوچرخه را شنیدیم</a></strong>. نسیم و جعفر این‌بار در ماجراجویی جدیدی آمریکای جنوبی را با موتور سیکلت درنوردیدند. به‌همین بهانه گفت‌وگوی دیگری با آن‌ها ترتیب دادیم تا به داستان جدید آن‌ها گوش بسپاریم. توجه شما را به روایت جذاب و خواندنی آن‌ها جلب می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>نسیم و جعفر عزیز، با سلام و خسته نباشید به شما برای سفر پرمخاطره و هیجان‌انگیزی که اخیراً داشته‌اید، پیش از هر چیزی از وقتی که برای انجام این گفت‌وگو به ما دادید، سپاسگزاریم. تصور می‌کنم خیلی از ونکووری‌ها و البته غیرونکووری‌ها شما را بشناسند. سه سال و نیم پیش، گفت‌وگویی با شما داشتیم دربارهٔ سفرتان به دور دنیا با دوچرخه و نهایتاً ساکن شدنتان در ونکوور که در ژانویهٔ۲۰۱۷ چاپ شد و دوستان علاقه‌مند می‌توانند به آن مراجعه کنند (<a href="http://media.hamyaari.ca/2017/01/22/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%9b-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/">برای خواندن این گفت‌وگو اینجا کلیک کنید</a>). حال، ممنون خواهیم شد اگر پیش از صحبت دربارهٔ این سفر، کمی از این سه سال گذشته برایمان بگویید و اینکه پس از رکاب زدن دور دنیا با دوچرخه و پیش از شروع این سفر جدید، کار و زندگی در ونکوور چطور بوده و چه ماجراجویی‌های ریزودرشت دیگری داشته‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">درود بر همیاران ایرانی ساکن شهر زیبای ونکوور. خیلی خوشحال‌ایم که یک‌بار دیگر فرصتی پیش آمد تا از ماجراجویی‌هایمان برایتان بگوییم. از آخرین باری که با هم صحبت کردیم بیش از سه سال گذشته و ما در این مدت در آتلیه‌مان، جانا فتوگرافی، که از قبل با آن آشنا شده بودید لحظه‌های شگفت‌انگیز شروع زندگی صدها کودک و نوزاد جدید را ثبت کرده‌‌ایم. با خانواده‌های زیادی آشنا شده‌ایم و خاطرات دوران بارداری خیلی از پدر و مادرهای عزیز را به تصویر کشیده‌ایم. در کنار کار سعی کرده‌ایم دوباره به روتین‌های ورزشی گذشته‌مان برگردیم که متأسفانه خیلی از آن‌ها بعد از مهاجرت متوقف شده بود. بعد از سال‌ها، دوباره ورزش سنگ‌نوردی و کوه‌نوردی آلپاین و یخ‌نوردی را شروع کردیم که این‌بار تجربه‌اش در طبیعت زیبا و شگفت‌انگیز استان بریتیش کلمبیا و ایالت واشنگتن حس عجیب‌تر و تازه‌تری بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در این سه سال همچنین فرصتی برای ما پیش آمد که به‌محض آنکه کمی سرمان خلوت شد، سری زدیم به شهرها و ایالت‌هایی که در سفر دور دنیایمان در آن‌ها درخت کاشته بودیم و از دیدن درخت‌های قشنگ و زنده‌ای که حالا ۱۰ ساله شده‌اند، قد کشیده‌اند و ریشه توی زمین دوانده‌اند، بی‌نهایت لذت بردیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">به‌عنوان مهاجران تازه‌وارد حتماً همه‌مان این را تجربه کرده‌ایم که سال‌های اول سختی‌های خیلی زیادی را باید پشت سر بگذاریم تا بتوانیم با روال سالم و منظمی به زندگی ادامه بدهیم. و </span><span style="font-weight: 400;">ما از اینجا به تازه‌واردان مژده می‌دهیم که واقعاً به توصیهٔ قدیمی‌ترها اعتماد کنید. اگر با عشق و اشتیاق و تحمل سختی‌ها، سه تا پنج سال اول را پشت سر بگذاریم، باز دوباره طعم شیرین موفقیت، حس رضایت و تعلق را در سرزمین جدید احساس خواهیم کرد.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14027" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/6-salt-flat.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/6-salt-flat.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/6-salt-flat.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/6-salt-flat.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>لطفاً کمی دربارهٔ ایده و آمادگی‌های لازم برای سفر اخیرتان برایمان بگویید. چه شد که چنین تصمیمی گرفتید؟ چرا آمریکای جنوبی و چرا با موتور؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سفر به دور دنیا و دیدن و لمس کردن فرهنگ‌های مختلف آرزوی همیشگی ما بوده است. در سفر قبلی با دوچرخه، ما در طول دو سال از ۱۵ کشور گذشتیم که همگی در نیم‌کرهٔ شمالی بودند. دیدن عکس‌ها و فیلم‌های آمریکای جنوبی و مرکزی همیشه ما را حسابی هیجان‌زده می‌کرد. این‌بار دیگر مثل قبل زمان نداشتیم و‌ باید با وسیله‌ای می‌رفتیم که سریع‌تر باشد و در عین حال، مثل دوچرخه ماجراجویانه و هیجان‌انگیز. خوب قطعاً موتور سیکلت می‌توانست بهترین گزینه برای ما باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تقریباً یک سالی طول کشید تا جعفر در کانادا گواهینامهٔ موتورش را بگیرد. با اینکه سال‌ها در ایران تجربهٔ موتورسواری شهر و جاده را داشت، ولی آشنایی با قوانین اینجا و کسب تجربه زمان‌بر بود. همان‌طور که می‌دانید، در ایران امکان داشتن موتورسیکلت‌های سنگین وجود ندارد یا بسیار سخت و مشکل است. برای همین بعد از خرید موتور، جعفر باید دوره‌های مخصوص برای کنترل، دور زدن و حتی بلند کردن موتور از روی زمین را می‌گذراند. اولین چیزی که او یاد گرفت، این بود که وقتی با موتور زمین می‌خورد، چطور آن را بلند کند. موتور ما که حجمش ۱۲۰۰ سی‌سی است، بدون بار و صندوق نزدیک به ۲۶۰ کیلوگرم است. حالا تصور کنید حدود ۵۰ تا ۶۰ کیلو هم بار و صندوق‌های فلزی اضافه بشود. بنابراین اگر تکنیک را ندانید، حتماً موقع بلند کردن موتور به خودتان آسیب می‌زنید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بعد از طی زمان لازم و دوره‌های آموزشی، سفرهای چندساعته و یک‌روزه شروع شد. بیشتر به‌سمت شمال غرب استان بریتیش کلمبیا می‌رفتیم، چون هم جادهٔ زیبا و خلوتی دارد و هم پر از پیچ‌وخم است و برای تمرین عالی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همچنین سفرهایی تمرینی‌ای داشتیم به نقاط مختلف استان بی‌سی و بنف در استان آلبرتا. چند سفر حدوداً دوهفته‌ای هم به آمریکا داشتیم و حسابی تمرین کردیم. بعد از سال‌ها و این‌بار با موتور به پارک‌های ملی یوسیمیتی و یلواستون سفر کردیم که همیشه آرزوی دیدنشان را داشتیم. بیشترین مسافتی هم که توانستیم در یک روز طی کنیم ۱٬۱۵۰ کیلومتر بود، وقتی که از لس آنجلس به ونکوور برمی‌گشتیم. در همین تمرین‌ها متوجه شدیم که چه وسایلی کم یا زیاد داریم و اینکه به‌طور میانگین در روز ۷۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتر می‌توانیم جلو برویم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حالا دیگر بعد از حدود سه سال تمرین در جاده‌های خاکی و آسفالت، آمادهٔ شروع سفر به آمریکای جنوبی بودیم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14028" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/7-hand-of-desert.jpg?resize=500%2C500" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/7-hand-of-desert.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/7-hand-of-desert.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/7-hand-of-desert.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/7-hand-of-desert.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/7-hand-of-desert.jpg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>از شروع این سفر، به‌ترتیب چه کشورهایی را دیدید؟ کدام‌یک را بیش از همه دوست داشتید و کدام‌یک بیش از همه پرمخاطره و چالش‌برانگیز بود؟ و چرا</b><span style="font-weight: 400;">؟</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برنامهٔ اولیهٔ سفر، رفتن از کانادا تا شیلی بود، ولی با توجه به فصل سرما تصمیم گرفتیم موتور را به شیلی بفرستیم و‌ به‌طرف شمال حرکت کنیم. اما به‌خاطر مسائل سیاسی و اعتصابات که تقریباً در کل آمریکای جنوبی و مرکزی جاری بود، ترجیح دادیم روی کیفیت سفرمان تمرکز کنیم و فقط در جنوب بمانیم و آمریکای مرکزی را در سفر بعدی ببینیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در این سفر از کشورهای شیلی، آرژانتین، اروگوئه، برزیل، بولیوی و پرو گذشتیم و نهایتاً دوباره وارد شیلی شدیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">آرژانتین یکی از بهترین کشورهای این مسیر بود. شاید به‌خاطر اینکه خیلی شبیه ایران بود. </span><span style="font-weight: 400;">وقتی برای اولین بار فیلم ورود به بوئنوس آیرس را در اینستاگرام گذاشتیم، خیلی‌ها تصور کردند وارد تهران شده‌ایم و داریم توی خیابان ولی‌عصر رانندگی می‌کنیم. حس خیلی عجیبی بود. از نظر فرهنگ، تاریخ و جاذبه‌های توریستی هم آرژانتین یکی از کشورهای مطرح در کل دنیاست. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در مجموع مشکل خاصی وجود نداشت و فقط به‌خاطر نداشتن ویزا مجبور شدیم کشور پاراگوئه را دور بزنیم و کمی راه دور شد. در حالی‌که برای ورود به بقیهٔ کشورها نیازی به ویزا نیست، پاراگوئه و ونزوئلا تنها کشورهای آمریکای جنوبی‌اند که برای ورود به آن‌ها ویزا لازم است (البته با پاسپورت کانادایی).</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14029" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_0018.jpg?resize=500%2C261" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="261" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_0018.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_0018.jpg?resize=300%2C157&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>تا جایی‌که می‌دانم مدتی در شیلی معطل شدید تا موتورتان را که از پیش فرستاده بودید، دریافت کنید. کمی از آن روزها و اوضاع نا‌آرام شیلی برایمان بگویید</b><span style="font-weight: 400;">. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همان‌طور که اشاره کردیم، تصمیم گرفتیم ابتدا از شیلی شروع و به‌سمت شمال و ونکوور حرکت کنیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با یک شرکت باربری در ونکوور هماهنگ کردیم برای ارسال موتور سیکلت و این شرکت به ما اطمینان داد که بین ۱۰ تا ۱۴ روز دیگر می‌توانیم موتور را در بندری نزدیک به سانتیاگو تحویل بگیریم. درست چند روز به پرواز، خبرهایی از اعتراضات و تظاهرات در شیلی شنیدیم و فکر کردیم شاید مسئلهٔ کوچکی است و حل می‌شود. دوستی که اصالتاً اهل شیلی است به ما گفت که شرایط هر روز بدتر می‌شود و احتمال حکومت نظامی هست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چاره‌ای نداشتیم، چون بلیت پرواز قابل عوض کردن نبود. طبق برنامه وارد شیلی شدیم و هر روز شاهد بودیم که شرایط بدتر و بدتر می‌شود. همه‌جا پر از نیروهای نظامی، گاز اشک‌آور و دود و آتش بود، شب‌ها هم حکومت نظامی و قوانین عدم تردد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با شرکت حمل‌ونقل تماس گرفتیم، متأسفانه به‌خاطر اعتصاب پرسنل گمرک همهٔ کارها با تأخیر انجام می‌شد. بعد از ۱۰ روز اقامت در پایتخت تصمیم گرفتیم که ماشین کرایه کنیم و سفر را شروع کنیم تا موتور ترخیص شود، اما خبرها اصلاً خوب نبود. احتمال می‌دادند که تا ۴۰ روز آینده هم موتور به دستمان نرسد. شرایط طوری شد که در شهر والپاریسو بین تظاهرکنندگان و پلیس گیر افتاده بودیم و مردم می‌گفتند احتمال کودتا هست و شاید مرزها را هم ببندند. دیگر جای تردید نبود، همان شب به فرودگاه رفتیم و اولین پرواز به آمریکا و سپس ونکوور را خریدیم. خیلی اوضاع بدی بود.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14030" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_2834.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_2834.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_2834.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_2834.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بعد از حدود یک ماه بالاخره ایمیل گرفتیم که موتور از کشتی پیاده و آماده تحویل است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تقریباً تمام برنامه‌ها به‌هم خورده بود و بیش از یک ماه از برنامه‌مان عقب بودیم و کلی هزینهٔ اضافه برای خرید بلیت متحمل شده بودیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خیلی سعی کردیم تا موتور را برایمان دوباره با کشتی به کانادا بفرستند، کلاً از سفر منصرف شده بودیم. اما شرکت حمل‌ونقل و بیمه حاضر به پرداخت بهای خسارت نبود و هزینهٔ دوباره برای ارسال می‌خواستند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فقط یک خبر خوب بود. در موقع خرید بلیت هواپیما، قیمت بلیت رفت‌وبرگشت بسیار ارزان‌تر از یک‌طرفه بود و ما بدون اینکه توجه کرده باشیم، تا یکی دو روز بعد بلیت برگشت تقریباً رایگان به شیلی داشتیم. فرصت را از دست ندادیم و راهی شدیم. در کمتر از یک روز موتور را تحویل گرفتیم و همان روز حدوداً ۳۰۰ کیلومتر رانندگی کردیم به‌سمت جنوب و انتهای دنیا.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14039" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9958.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9958.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9958.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9958.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مطمئن‌ام مکان‌های شگفت‌انگیز زیادی را از نزدیک دیده‌اید، و فکر می‌کنم یکی از هیجان‌انگیزترین بخش‌های سفرتان دیدنِ یخچال‌ها زندهٔ پریتو مورِنو در آرژانتین و پارک ملی Torres del Paine در شیلی بوده است. تصور می‌کنم شنیدن تجربه‌تان در این زمینه برای خوانندگان جذاب باشد؛ لطفاً در این‌باره برایمان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بی‌شک یکی از اهداف اصلی ما از سفر به جنوب دیدن منطقهٔ پاتاگونیا بود. از دوران نوجوانی و شروع کوه‌نوردی و سنگ‌نوردی به‌طور حرفه‌ای، رؤیای رفتن به پاتاگونیا را داشتیم. منطقه‌ای با تنوع بالای اکوسیستمی و حیات وحش. در گذر از پاتاگونیا از مناطق بیابانی و استپی می‌گذشتیم و گاهی به‌فاصلهٔ کمتر از ۱۰۰ کیلومتر وارد جنگل و رود و دریاچه می‌شدیم. و بی‌شک نقطهٔ شکوه پاتاگونیا، کوه‌ها و ستون‌های سنگی تورس است؛ یکی از عجایب طبیعی منحصربه‌فرد در دنیا که سالانه میلیون‌ها گردشگر و ماجراجو را به آن منطقه می‌کشاند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در جادهٔ منتهی به شهر ‌ال کالافاته جاده مملو بود از گردشگران ماجراجو. از دوچرخه‌سوار تا ماشین‌سوار و کاروان‌های اجاره‌ای، ولی بیشتر از هر چیز گروه‌های موتورسوار که گویا همگی با یک هدف و به یک سمت می‌روند؛ چهرهٔ همه‌شان آفتاب‌سوخته و لباس‌هایی غبارگرفته از جاده‌های خاکی مسیر. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شهر ‌ال کالافاته یکی از نقاطی است که پیشنهاد می‌کنیم حتماً سری به آن بزنید؛ شهری توریستی و پر از هتل و مهمانخانه و رستوران. در این شهر اقامتی چندروزه داشتیم تا بتوانیم بیشتر از جاذبه‌هایش دیدن کنیم. در فاصلهٔ کمتر از ۱۰۰ کیلومتری این شهر یکی دیگر از عجایب طبیعی دنیا و کشور آرژانتین واقع شده است؛ یخچال‌های سفید و زیبای پریتو مورِنو. این یخچال زنده جزو برترین و مهم‌ترین ذخایر آب شیرین دنیاست. یخچالی با وسعت بیش از ۲۵۰ کیلومترمربع که ارتفاع برج‌های یخی آن به ۶۰ تا ۷۰ متر می‌رسد. یکی از عجایب این یخچال رشد و حرکت روزانهٔ آن است، به‌طوری‌که روزانه در‌ حدود دو متر پیشروی می‌کند و در انتها به رودخانه و ورودی پارک ملی می‌رسد و اینجاست که عمر یخ به انتها می‌رسد و برج ۷۰ متری با صدای مهیبی می‌شکند و به درون آب می‌ریزد. اگر خوش‌شانس باشید، در طول زمان بازدید حتماً شاهد این پدیدهٔ شگفت‌انگیز خواهید بود. اگر مایل باشید و وقت هم داشته باشید، همراه تورهای تفریحی و کشتی می‌توانید تا نزدیکی یخ‌ها بروید و حتی چند ساعتی روی آن‌ها قدم بزنید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14031" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_4772.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_4772.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_4772.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_4772.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">روز بعد تصمیم گرفتیم به پارک ملی تورس برویم که تقریباً با شهر ۴۰۰ کیلومتر فاصله دارد و حتماً باید با ماشین‌های 4&#215;4 به آن منطقه سفر کرد. تورهای مختلفی در منطقه وجود دارد، از یک‌روزه تا دوهفته‌ای که به‌صورت پیاده کل منطقه را راهپیمایی می‌کنند. ما با توری یک‌روزه سعی کردیم تا از نقاط اصلی دیدن کنیم. بسیار خوش‌شانس بودیم که هوا ابری نبود و ستون‌های سنگی به‌راحتی دیده می‌شدند. البته باد شدید و معروف پاتاگونیا کمی کار را مشکل می‌کرد. به ما گفته شد که اگر سرعت وزش بیش از ۸۰ یا ۹۰ کیلومتر در ساعت شود، باید هر چه سریع‌تر منطقه را ترک کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>فکر می‌کنم دیدار از سالار دو ییونی (Salar de Uyuni)، بزرگ‌ترین کویر نمک دنیا در نزدیکی رشته‌کوه آند در کشور بولیوی، و خشک‌ترین بیابان جهان در کشور شیلی، از دیگر بخش‌های جذاب این سفر پرماجرا بوده باشد. خوشحال می‌شویم در این‌باره نیز بیشتر بشنویم.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">یکی دیگر از مناطقی که حتماً در طول این سفر باید از آن می‌گذشتیم، منطقه و نمکزار «سالار دو ییونی» بود؛ بزرگ‌ترین سطح نمکی دنیا معروف به «بزرگ‌ترین آینهٔ جهان» در ارتفاع ۳٬۶۰۰ متری کوه‌های آند و وسعتی در حدود ۱۱٬۰۰۰ کیلومترمربع. این منطقه سالانه گردشگران، مخصوصاً عکاسان بسیاری را به خود جذب می‌کند. اگر در فصل بارش در این منطقه باشید، یک لایهٔ کم‌عمق آب کل منطقه و سطح نمک را می‌پوشاند و ییونی تبدیل می‌شود به بزرگ‌ترین آینهٔ طبیعی جهان.</span><span style="font-weight: 400;"> عکاسی مخصوصاً سلفی‌های خلاقانه یکی از سرگرمی‌های اصلی گردشگران در این منطقه است، اما اگر در اینترنت عکس‌های نجومی و ستارگان این منطقه را جستجو کنید، با شگفت‌انگیزترین تصاویر طبیعت در شب آشنا خواهید شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شهر ییونی با وجود این تعداد گردشگر، بسیار فقیر و کم‌امکانات است و نظافت عمومی چندان در آن رعایت نمی‌شود. شهر مملو از هتل‌های بسیار بی‌کیفیت و شلوغ است و هر گوشه‌ای دکه‌ای برای فروش تورهای سافاری به روی سطح نمک یافت می‌شود. تصمیم گرفتیم تا با موتور وارد منطقه شویم. ما تقریباً در اواخر فصل باران بودیم و هنوز سطح نمک پوشیده از آب بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در عرض چند دقیقه بعد از ورود با یکی از عجیب‌ترین مناطقی که به عمرمان دیده بودیم روبرو شدیم. کمی هم ترسناک بود. هیچ جاده‌ای وجود نداشت و به‌راحتی می‌شد در آن منطقه گم شد. و در صورت خراب شدن موتور و یا گم شدن، شرایط بسیار بد و مرگ‌بار بود.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14032" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/5-salt-flat.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/5-salt-flat.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/5-salt-flat.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/5-salt-flat.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌خاطر وجود نمک بسیار زیاد در آب و در عرض چند دقیقه، جلوی رادیاتور موتور پوشیده از نمک شد و دمای مایع خنک‌کننده به‌سرعت بالا رفت. گویا نمک کمی هم وارد سیستم برقی شده بود و موتور به‌درستی کار نمی‌کرد. می‌ترسیدیم اگر موتور را خاموش کنیم، دیگر روشن‌ نشود و در آن حالت حتماً دچار مشکل بزرگی می‌شدیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با سؤال و جواب از راننده‌های محلی تصمیم گرفتیم جلوتر نرویم. قصد داشتیم تا جزیره‌ای کوچک که چند کیلومتر جلوتر بود برویم، اما راننده‌های تورهای محلی می‌گفتند اگر تا به آنجا برویم، حتماً موتورسیکلت را از دست خواهیم داد و موتورِ آن خواهد سوخت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سریع کلی عکس و فیلم گرفتیم و از مجسمهٔ معروف داکار، پرچم کشورها و هتل کمی دیدن کردیم و قبل از ظهر به شهر برگشتیم‌.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وضعیت رادیاتورها به‌شدت بد شده بود. حالا تمام آب‌ آن‌ها تبخیر شده بود و نمک کل سطح خنک‌کننده را پوشانده بود. دمای موتور هر لحظه بالاتر می‌رفت، در حالی‌که هوا بسیار سرد و خنک بود. بالاخره به شهر رسیدیم‌. گویا مشکل نمک برای همهٔ خودروها جدی است و به‌همین خاطر در شهر تعداد زیادی کارواش با آب فشار قوی هست تا نمک‌ها را از ماشین‌ها بشورند و آسیب را کمتر کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اگر به این منطقه سفر می‌کنید، حتماً سری هم به گورستان قطارهای قدیمی در حومهٔ شهر بزنید. برای بازدید از منطقه هم تور سه‌روزه بهترین پیشنهاد است که هم از دریاچه و جزیره دیدن کنید و هم تجربهٔ اقامت در هتل نمکی را داشته باشید. البته به‌خاطر داشته باشید که شما در منطقه‌ای بیابانی و در ارتفاع ۳٬۶۰۰ متری هستید و در هتلی بدون برق و امکانات و شب‌هایی بسیار بسیار سرد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14036" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6781.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6781.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6781.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6781.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>در خلال سفرتان اتفاقات ناگواری در کشورمان ایران افتاد. چقدر این حوادث روی سفرتان تأثیر گذاشت؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خیلی زیاد. هنوز هم وقتی به آن فکر می‌کنیم، غمناک‌ترین و پردردترین بخش سفر ما اتفاقاتی بود که برای ایران و هم‌وطنانمان افتاد. برای ما که خارج از کشور زندگی می‌کنیم، به‌طور معمول همیشه درد دوری از وطن و خانواده و اخبار بدی که هر روز از گوشه و کنار ایران می‌رسد، همیشه بزرگ و اندوه‌بارست. اما در این سفر انگار که از هر دو وطن دور بودیم، هم از ایران و هم از کانادا. از هر دو خانه دور بودیم و شنیدن اخبار از راه دور و طی آن ماجراجویی‌هایی که در روند آن‌ها هر روز با خطرها و حوادث زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کردیم، خیلی دردناک بود. با وجود امکانات کم و دسترسی محدودی که به اینترنت داشتیم و در دورافتاده‌ترین، مرتفع‌ترین، مرگ‌بارترین و خشک‌ترین جاده‌های دنیا هر جا به اینترنت می‌رسیدیم، به‌جای تأمین مایحتاج سفر با هراس و نگرانی اخبار ایران را دنبال می‌کردیم. هیچ یادمان نمی‌رود که در کشور بولیوی و پرو جایی که در مرتفع‌ترین جاده‌های دنیا و در ارتفاعات بالای ۴٬۰۰۰ متر به‌سر می‌بردیم، از بغض و اندوه حادثهٔ هواپیمای اوکراینی هر ساعت و هر ثانیه فشار شدیدی را روی قلبمان احساس می‌کردیم. من [نسیم] به شخصه تمام فکر و حواس و تمرکزم تحت تأثیر این حوادث بود. می‌توانم بگویم خیلی از جاهایی که سال‌ها برای دیدنشان برنامه‌ریزی کرده بودیم و آرزوی دیدنشان را داشتم، با چشمانی پراشک و قلبی شکسته از چشم گذراندم. در شادترین اتفاقات فرهنگی بی‌اختیار گریه می‌کردم و اشک حسرت می‌ریختم. راستش طی این سال‌ها حتی در شرایط عادی هر چه بیشتر سفر می‌کنیم، بیشتر برای ایران عزیز و مردم نازنینمان متأثر می‌شویم. واقعاً جای تأسف دارد. واقعاً متأسف‌ایم برای اتفاقاتی که افتاد، به‌ویژه که دوستان عزیزی را در این حادثه از دست دادیم. واقعاً متأسف‌ایم برای همهٔ اتفاقاتی که در سال‌های اخیر برای ایران عزیزمان افتاده و مردم از عادی‌ترین حقوق خودشان محروم‌اند و هر روز زیر فشار حوادث عجیب و ناجوانمردانه‌اند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14033" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6657.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6657.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6657.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6657.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>در مجموع این سفرتان را چطور دیدید و آیا فکر می‌کنید در آینده دست به ماجراجویی مشابهی بزنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این سفر بعد از مهاجرت به کانادا اولین برنامهٔ بلند ما به خارج از کشور بود. روزهای اول بسیار مضطرب و نگران بودیم. همیشه در گذشته ناخودآگاه در موقع عبور از مرزها نگران بودیم که شاید اشکالی در ویزا یا پاسپورت ما باشد و کلی همیشه سؤال و جواب می‌شدیم. حالا به‌راحتی از مرزها عبور می‌کردیم، بدون ویزا و مشکلی. تنها یک برگهٔ بیمه برای موتور داشتیم و نه کارت و سند و مدرک خاصی، با این‌حال در کمتر از چند دقیقه کارهای گمرکی انجام می‌شد و وارد کشور جدید می‌شدیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گویا این نگرانی‌ها تا سال‌ها همراه ما خواهد بود و شاید کم‌کم فراموش کنیم. برایمان بسیار جالب بود که در کمتر از چند ساعت ورود به یک کشور جدید، چطور با قوانین و فرهنگ آن منطقه اُخت می‌شدیم،‌ طوری که دیگر دوست نداشتیم از آنجا خارج شویم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همیشه سفرهای ماجراجویانه بسیار سخت و طاقت‌فرسا هستند. اما در اوج خستگی و استرس، همیشه در حال برنامه‌ریزی سفر دیگری هستیم. هدف اصلی‌مان سفر از بالاترین نقطهٔ آلاسکا تا انتهایی‌ترین شهر دنیاست. قصد داشتیم در همین تابستان مسیر ونکوور تا آلاسکا را اجرا کنیم و زمستان سال بعد آمریکای مرکزی را. اما گویا باید کمی بیشتر صبر کنیم و شاید یکی دو سالی سفر را به عقب بیاندازیم تا هم بیماری کرونا کنترل شود و هم از نظر مالی دوباره آماده شویم. قطعاً سفرهای ماجراجویانه هرگز متوقف نخواهد شد، حتی سفری یک‌روزه به کوه‌های زیبای بریتیش کلمبیا.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14037" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_8411.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_8411.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_8411.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_8411.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا در این سفر نیز مانند سفر قبلی‌تان، حامل پیامی برای مردم و جهان بودید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">شاید این سفر به‌نوعی بیشتر جنبهٔ تحقیقاتی و ماجراجویی داشت. این‌بار زمان کمی در سفر بودیم و آن‌قدر فرصت نداشتیم تا بتوانیم با مؤسسات فرهنگی برای ادامهٔ کاشت درختان صلح ارتباط برقرار کنیم. اما، ما به‌شدت اعتقاد داریم که هر مسافر به‌هر شکلی که سفر می‌کند، تصویر و تجربیاتی را که با خودش به خانه می‌برد چه از طریق سفرنامه، دست‌نوشته، عکس یا فیلم، در واقع تبدیل می‌شود به سفیر فرهنگی صلح و دوستی برای آن کشور میزبان. </span><span style="font-weight: 400;">سفر در حقیقت با خودش صلح می‌آورد، هم برای مسافر و هم برای کشور میزبان. مخصوصاً برای کشورهایی مثل ایران عزیزمان، کشورهای خاورمیانه، آفریقا و آمریکای جنوبی. کشورهای زیبا و مردمان مهمان‌نواز و نازنینی که متأسفانه به‌خاطر اخبار بد در رسانه‌ها درست معرفی نشده‌اند.</span><span style="font-weight: 400;"> همیشه فکر می‌کردیم این فقط شامل ایران و پاکستان و کشورهای همسایه است، ولی باور نمی‌کنید از وقتی تصمیم به سفر به آمریکای جنوبی گرفتیم، فقط تعداد انگشت‌شماری بودند که خوشحال شدند و تشویقمان کردند. اکثریت آدم‌ها متأسفانه دائم از خطرناک بودن و ناامن بودن کشورهای آمریکای جنوبی حرف می‌زدند. در حالی‌که ما در طول سه ماه سفر و ۲۰ هزار کیلومتر طی مسیر از شهرهای بزرگ گرفته تا دورافتاده‌ترین جاده‌ها و عجیب‌ترین مرزها گذشتیم و لحظه‌ای احساس خطر و ناامنی نکردیم. رسالت ما به‌عنوان مسافر همین‌ است که با دیدن واقعیت‌ها و بازگو کردنشان در جامعه‌ای که فقط تحت تأثیر رسانه‌ها و اخبار جانبدارانه‌اند، باعث ایجاد حس صلح، تعلق، اشتیاق و دوستی با مردم کشورهای ناشناخته‌تر باشیم. و این‌بار در دیدار با جامعهٔ محلی هم از فرهنگ ایرانی خودمان و هم از سرزمین و خانهٔ جدیدمان کشور کانادا و شهر ونکوور برای مردم آمریکای جنوبی گفتیم. باز هم از زیبایی‌های کشور و ناشناخته‌های ایران عزیز برای مردم تعریف کردیم و برق شادی و اشتیاقشان برای بیشتر دانستن و سفر به ایران را با تمام وجود دیدیم و حس کردیم. و به‌علاوه از همه مهم‌تر، با توجه به موقعیت شغلی‌ای که در حال حاضر داریم، بیشتر توجه این سفر ما به کودکان بر‌می‌گشت. سعی می‌کردیم در هر گوشه و کنار به‌ویژه در جاهای فقیرتر و بی‌امکانات با بچه‌ها ارتباط برقرار کنیم و با آن‌ها وقت بگذرانیم و چند دقیقه و یا چند ساعتی سرگرمشان کنیم. خیلی‌ها در طول راه و در صفحه‌های فیس‌بوک و اینستاگرام از ما می‌پرسیدند که چرا پرچم ایران و یا کانادا را با خودمان نبرده بودیم. و من در جواب برای این دوستان باید بگویم که برای ما که با کمترین وسایل و امکاناتِ کم سفر می‌کنیم، داشتن چند کیسه بادکنک و آبنبات برای بچه‌ها خیلی مهم‌تر از آن بود که با نمایش پرچم در عکس قصد به‌دست آوردن دل آدم‌هایی را داشته باشیم که با هر موج سیاسی و اجتماعی‌ای دگرگون و هیجان‌زده می‌شوند. دنیای کودکان پاک‌ترین، خالص‌ترین و زیباترین دنیاست که پر از عشق و صلح و آرامش است. خیلی دوست داریم در آینده بتوانیم کاری تأثیرگذار و فرهنگی انجام بدهیم برای کودکان معصومی که در فقر و بدون امکانات و آموزش زندگی می‌کنند. این جزو یکی از هدف‌های اصلی زندگی ماست.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14038" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9710.jpg?resize=500%2C281" alt="گفت‌وگو با نسیم یوسفی و جعفر ادریسی، زوج جوان هنرمند و جهانگرد ساکن ونکوور" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9710.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9710.jpg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_9710.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چه توصیه‌هایی برای افراد علاقه‌مند به این‌گونه ماجراجویی‌ها دارید</b><span style="font-weight: 400;">؟</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شاید بهترین چیزی که ما در طول این سال‌های سفر آموخته‌ایم این است که هیچ‌وقت همه‌چیز با هم آماده نیست تا کاری انجام شود. همیشه سفرها و ماجراجویی‌ها عقب می‌افتند تا مثلاً درسمان تمام شود، ازدواج کنیم، خانه و ماشین بخریم، بچه‌دار شویم و بعد منتظر بمانیم تا بچه‌ها بزرگ شوند، درسشان تمام شود، ازدواج کنند، خانه و ماشین بخرند و نوه‌دار شویم و همچنان این روند ادامه دارد. دوستان زیادی را می‌دیدم که با حسرت از دوران جوانی ازدست‌رفته صحبت می‌کنند. هیچ‌وقت دیر و هرگز زود نیست تا دست به کاری ماجراجویانه و هیجان‌انگیز بزنیم و تا آخر عمر از آن تجربه صحبت کنیم و عکس‌هایش را با افتخار به دیگران نشان دهیم. خوشبختانه استان ما پر از جاذبه است. از کوه و جنگل و اقیانوس گرفته تا انواع آب‌های گرم و دیواره‌های سنگی و یخی. فقط کافی است که کمی همت داشته باشیم تا از آن‌ها استفاده کنیم. بودن در این طبیعت زیبا آرزوی دست‌نیافتنی هزاران نفر است، پس به زیبایی از آن استفاده کنیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سپاس دوباره از وقتی که به ما دادید، اگر صحبت دیگری دربارهٔ سفرتان دارید، لطفاً بفرمایید</b><span style="font-weight: 400;">.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">باز هم از شما دوستان و هم‌وطنان عزیز متشکریم که چنین امکانی را در اختیار ما گذاشتید تا کمی از خاطراتمان بگوییم. امیدواریم که با خواندن مطالب و دیدن تصاویر و عکس‌های سفر، کمی در خوشحال کردن شما خوانندهٔ عزیز این مطلب سهمی داشته باشیم. همچنین امیدواریم که هر چه زودتر درمانی قطعی برای ویروس کرونا یافت شود و دوباره همگی به سلامتی در کنار همدیگر زندگی کنیم و از طبیعت زیبا لذت ببریم. مایل‌ایم این وعده را هم اینجا بدهیم که به‌زودی سفرنامهٔ ماجراجویی‌مان در آمریکای جنوبی و نیز سفرهای آتی‌مان به‌صورت دنباله‌دار در رسانهٔ همیاری منتشر خواهد شد. ما از این سفرهایمان بسیار آموخته‌ایم و هر بار با کوله‌باری از تجربه و روحیه‌ای بهتر به زندگی عادی‌مان برگشته‌ایم و امید داریم که با سهیم کردن شما در آن تجربه‌ها، شوق رفتن به چنین سفرهایی را در شما عزیزان نیز زنده کنیم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/06/30/%d9%86%d8%b3%db%8c%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%a8/">نسیم یوسفی و جعفر ادریسی: سفر در حقیقت با خودش صلح می‌آورد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2020/06/30/%d9%86%d8%b3%db%8c%d9%85-%db%8c%d9%88%d8%b3%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d8%b9%d9%81%d8%b1-%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d9%81%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">14025</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از افتتاحیهٔ نمایشگاه آثار عکاسی دکتر سارا جلالی در وست ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Nov 2019 17:43:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان موفق]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سارا جلالی]]></category>
		<category><![CDATA[سارا جلالی]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[وست ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=12508</guid>

					<description><![CDATA[<p>رسانهٔ همیاری &#8211; وست ونکوور تعدادی از آثار عکاسی دکتر سارا جلالی، در گالری Silk Purse Arts Centre وست ونکوور در معرض نمایش و فروش قرار داده شده است. در این نمایشگاه که از سوی شورای هنرهای جامعهٔ وست ونکوور برگزار می‌شود، در کنار آثار دکتر سارا جلالی، آثار نقاشی هنرمند دیگری به نام باب آراکی به نمایش گذاشته شده است. مراسم افتتاحیهٔ این نمایشگاه روز سه‌شنبه ۵ نوامبر از ساعت ۱۸ تا ۲۰ و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/">گزارشی از افتتاحیهٔ نمایشگاه آثار عکاسی دکتر سارا جلالی در وست ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رسانهٔ همیاری &#8211; وست ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تعدادی از آثار عکاسی دکتر سارا جلالی، در گالری Silk Purse Arts Centre وست ونکوور در معرض نمایش و فروش قرار داده شده است. در این نمایشگاه که از سوی شورای هنرهای جامعهٔ وست ونکوور برگزار می‌شود، در کنار آثار دکتر سارا جلالی، آثار نقاشی هنرمند دیگری به نام باب آراکی به نمایش گذاشته شده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-12515" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/103E2EC4-8102-4713-910C-AC282CEACF9B_1_105_c.jpeg?resize=640%2C180" alt="گزارشی از افتتاحیهٔ نمایشگاه آثار عکاسی دکتر سارا جلالی در وست ونکوور" width="640" height="180" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/103E2EC4-8102-4713-910C-AC282CEACF9B_1_105_c.jpeg?w=1670&amp;ssl=1 1670w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/103E2EC4-8102-4713-910C-AC282CEACF9B_1_105_c.jpeg?resize=300%2C84&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/103E2EC4-8102-4713-910C-AC282CEACF9B_1_105_c.jpeg?resize=768%2C216&amp;ssl=1 768w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/103E2EC4-8102-4713-910C-AC282CEACF9B_1_105_c.jpeg?resize=1024%2C288&amp;ssl=1 1024w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/103E2EC4-8102-4713-910C-AC282CEACF9B_1_105_c.jpeg?resize=600%2C169&amp;ssl=1 600w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/103E2EC4-8102-4713-910C-AC282CEACF9B_1_105_c.jpeg?w=1280 1280w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مراسم افتتاحیهٔ این نمایشگاه روز سه‌شنبه ۵ نوامبر از ساعت ۱۸ تا ۲۰ و با استقبال خوب بازدیدکنندگان برگزار شد. از جمله بازدید کنندگان روز نخست این نمایشگاه ریچارد استوارت، شهردار شهر کوکئیتلام، بود که خودش نیز از علاقه‌مندان به هنر عکاسی است.</span></p>
<figure id="attachment_12511" aria-describedby="caption-attachment-12511" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-12511" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/8833C572-C4F7-4917-83E1-9FF188BCDA03_1_105_c.jpeg?resize=500%2C375" alt="گزارشی از افتتاحیهٔ نمایشگاه آثار عکاسی دکتر سارا جلالی در وست ونکوور" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/8833C572-C4F7-4917-83E1-9FF188BCDA03_1_105_c.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/8833C572-C4F7-4917-83E1-9FF188BCDA03_1_105_c.jpeg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-12511" class="wp-caption-text"><span style="font-family: irseri;">ریچارد استوارت، شهردار شهر کوکئیتلام</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دکتر سارا جلالی در متنی که به‌منظور معرفی خودش برای این نمایشگاه نوشته، گفته است که عکاسی را سه سال پیش و به‌طور اتفاقی زمانی که در روزی بارانی در ونکوور عکس گربه‌ای را در کنار گودال آبی که انعکاس تصویر درختان در آن پیدا بوده گرفته، آغاز کرده است. او این عکس را الهام‌بخش خودش دانسته و به‌همین دلیل نام آن را Inspiration گذاشته است. این هنرمند اضافه کرده است که این عکس موجب تغییر نوع زاویهٔ نگاهش به جهان اطراف شده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-12510" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/35864588_2158032524433749_5685151083324768256_o.jpg?resize=401%2C500" alt="گزارشی از افتتاحیهٔ نمایشگاه آثار عکاسی دکتر سارا جلالی در وست ونکوور" width="401" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/35864588_2158032524433749_5685151083324768256_o.jpg?w=401&amp;ssl=1 401w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/35864588_2158032524433749_5685151083324768256_o.jpg?resize=241%2C300&amp;ssl=1 241w" sizes="auto, (max-width: 401px) 100vw, 401px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"> از آن زمان تاکنون او عکس‌های زیادی از نقاط مختلف جهان گرفته و بیشتر عکس‌هایش، مناظر شهری، زیبایی‌های طبیعت و زوایای متفاوتی از دنیای پیرامون ما را به‌تصویر می‌کشد. عکس‌های این هنرمند تاکنون توسط چندین رسانهٔ کانادایی و همچنین رسانه‌های فارسی‌زبان ونکوور از جمله رسانهٔ همیاری منتشر شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گفتنی است در نمایشگاه SPECTRUM 50 که در ماه مارس ۲۰۱۸ در همین گالری و توسط شورای هنرهای جامعهٔ وست ونکوور برگزار شد و آثار ۵۰ هنرمند ساکن این شهر با رسانه‌ها، سبک‌ها و سوژه‌های متفاوت، توسط هیئت گزینش انتخاب شد و در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت، عکس Inspiration دکتر سارا جلالی از سوی بازدیدکنندگان <a href="http://media.hamyaari.ca/2018/03/09/%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/">به‌عنوان بهترین اثر شناخته شد و جایزه گرفت</a>.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-12512" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/0F08B94D-EC6E-4427-8013-8FF657FC467E_1_105_c.jpeg?resize=500%2C375" alt="ریچارد استوارت، شهردار شهر کوکئیتلام" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/0F08B94D-EC6E-4427-8013-8FF657FC467E_1_105_c.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/0F08B94D-EC6E-4427-8013-8FF657FC467E_1_105_c.jpeg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-12513" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/4E97774D-6C21-4748-BBC7-5363124D35A6_1_105_c.jpeg?resize=500%2C375" alt="گزارشی از افتتاحیهٔ نمایشگاه آثار عکاسی دکتر سارا جلالی در وست ونکوور" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/4E97774D-6C21-4748-BBC7-5363124D35A6_1_105_c.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/4E97774D-6C21-4748-BBC7-5363124D35A6_1_105_c.jpeg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این نمایشگاه از ۵ تا ۲۴ نوامبر در گالری Silk Purse Arts Centre وست ونکوور در آدرس زیر برقرار است:</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">‎1570 Argyle Ave, West Vancouver, BC V7V 1A1</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">گزیده‌ای از عکس‌های دکتر سارا جلالی را می‌توان در </span><a href="http://sara.photography/"><b>وب‌سایت</b></a><span style="font-weight: 400;">، صفحهٔ</span><a href="https://www.instagram.com/sarajalali.photography/"><b> اینستاگرام</b></a> <span style="font-weight: 400;">و </span><a href="https://www.facebook.com/sarajalali.photography/"><b>صفحهٔ فیس‌بوک‌</b></a><span style="font-weight: 400;"> ایشان از طریق آدرس‌های زیر دید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">وب‌سایت: </span><a href="http://sara.photography/"><span style="font-weight: 400;">http://sara.photography</span></a></span></p>
<p><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">اینستاگرام: </span><a href="https://www.instagram.com/sarajalali.art"><span style="font-weight: 400;">https://www.instagram.com/sarajalali.art</span></a></span></p>
<p><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">صفحهٔ فیس‌بوک: </span><a href="https://www.facebook.com/sarajalali.art"><span style="font-weight: 400;">https://www.facebook.com/sarajalali.art</span></a></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رسانهٔ همیاری برای این هنرمند آرزوی موفقیت روزافزون دارد.</span></p>
<p><span style="font-family: irseri;">عکس‌های بیشتری از این نمایشگاه را در اینجا ببینید:</span></p>

<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/9ce1f6b7-9c5d-4ac2-a3e4-f67f9f366dd5_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9CE1F6B7-9C5D-4AC2-A3E4-F67F9F366DD5_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9CE1F6B7-9C5D-4AC2-A3E4-F67F9F366DD5_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9CE1F6B7-9C5D-4AC2-A3E4-F67F9F366DD5_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9CE1F6B7-9C5D-4AC2-A3E4-F67F9F366DD5_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9CE1F6B7-9C5D-4AC2-A3E4-F67F9F366DD5_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9CE1F6B7-9C5D-4AC2-A3E4-F67F9F366DD5_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/62c8cbd8-615a-47f6-b5dc-9f09e9f0d4ca_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/62C8CBD8-615A-47F6-B5DC-9F09E9F0D4CA_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/62C8CBD8-615A-47F6-B5DC-9F09E9F0D4CA_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/62C8CBD8-615A-47F6-B5DC-9F09E9F0D4CA_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/62C8CBD8-615A-47F6-B5DC-9F09E9F0D4CA_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/62C8CBD8-615A-47F6-B5DC-9F09E9F0D4CA_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/62C8CBD8-615A-47F6-B5DC-9F09E9F0D4CA_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/9913648a-f452-4e22-bbef-c2808ed9d279_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9913648A-F452-4E22-BBEF-C2808ED9D279_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9913648A-F452-4E22-BBEF-C2808ED9D279_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9913648A-F452-4E22-BBEF-C2808ED9D279_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9913648A-F452-4E22-BBEF-C2808ED9D279_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9913648A-F452-4E22-BBEF-C2808ED9D279_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9913648A-F452-4E22-BBEF-C2808ED9D279_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/a108f2fb-45d4-4410-b8ef-7db3c09cd7cd_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/A108F2FB-45D4-4410-B8EF-7DB3C09CD7CD_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/A108F2FB-45D4-4410-B8EF-7DB3C09CD7CD_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/A108F2FB-45D4-4410-B8EF-7DB3C09CD7CD_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/A108F2FB-45D4-4410-B8EF-7DB3C09CD7CD_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/A108F2FB-45D4-4410-B8EF-7DB3C09CD7CD_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/A108F2FB-45D4-4410-B8EF-7DB3C09CD7CD_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/be3dd1e1-119a-4a06-b4c3-fed8e1322905_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/BE3DD1E1-119A-4A06-B4C3-FED8E1322905_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/BE3DD1E1-119A-4A06-B4C3-FED8E1322905_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/BE3DD1E1-119A-4A06-B4C3-FED8E1322905_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/BE3DD1E1-119A-4A06-B4C3-FED8E1322905_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/BE3DD1E1-119A-4A06-B4C3-FED8E1322905_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/BE3DD1E1-119A-4A06-B4C3-FED8E1322905_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/d6dd17fa-6871-437a-a7ba-98df392ea463_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/D6DD17FA-6871-437A-A7BA-98DF392EA463_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/D6DD17FA-6871-437A-A7BA-98DF392EA463_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/D6DD17FA-6871-437A-A7BA-98DF392EA463_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/D6DD17FA-6871-437A-A7BA-98DF392EA463_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/D6DD17FA-6871-437A-A7BA-98DF392EA463_1_105_c.jpeg?zoom=2&amp;resize=150%2C150 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/D6DD17FA-6871-437A-A7BA-98DF392EA463_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/e5207039-b3b3-4016-912b-bc0ea70e2383_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/E5207039-B3B3-4016-912B-BC0EA70E2383_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/E5207039-B3B3-4016-912B-BC0EA70E2383_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/E5207039-B3B3-4016-912B-BC0EA70E2383_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/E5207039-B3B3-4016-912B-BC0EA70E2383_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/E5207039-B3B3-4016-912B-BC0EA70E2383_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/E5207039-B3B3-4016-912B-BC0EA70E2383_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/98f578e6-df8d-4062-b044-72fa313b2290_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/98F578E6-DF8D-4062-B044-72FA313B2290_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/98F578E6-DF8D-4062-B044-72FA313B2290_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/98F578E6-DF8D-4062-B044-72FA313B2290_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/98F578E6-DF8D-4062-B044-72FA313B2290_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/98F578E6-DF8D-4062-B044-72FA313B2290_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/98F578E6-DF8D-4062-B044-72FA313B2290_1_105_c.jpeg?zoom=3&amp;resize=150%2C150 450w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>
<a href='https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/9d1e7462-2e43-4fcf-be1b-0393c5c2af70_1_105_c/'><img loading="lazy" decoding="async" width="150" height="150" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9D1E7462-2E43-4FCF-BE1B-0393C5C2AF70_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1" class="attachment-thumbnail size-thumbnail" alt="" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9D1E7462-2E43-4FCF-BE1B-0393C5C2AF70_1_105_c.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9D1E7462-2E43-4FCF-BE1B-0393C5C2AF70_1_105_c.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9D1E7462-2E43-4FCF-BE1B-0393C5C2AF70_1_105_c.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/11/9D1E7462-2E43-4FCF-BE1B-0393C5C2AF70_1_105_c.jpeg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a>

<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/">گزارشی از افتتاحیهٔ نمایشگاه آثار عکاسی دکتر سارا جلالی در وست ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2019/11/11/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%da%a9%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">12508</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نمایشگاه عکس از ۱۰ هزار کشتی‌ای که از اوایل دههٔ ۸۰ به بندر ونکوور تردد کرده‌اند</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2019/02/26/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b0-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2019/02/26/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b0-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Feb 2019 03:44:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=10631</guid>

					<description><![CDATA[<p>نمایشگاه جدیدی در گالری پالیگان برپا شده است که در آن عکس‌های ۱۰٬۰۰۰ کشتی‌ای که از اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به بندر ونکوور وارد و از آن خارج شده‌اند، در آرشیوی به‌معنای واقعی بی‌همتا، توسط راد لوگان، عکاس محلی و شیفتهٔ دریانوردی، به‌نمایش گذاشته شده است. کشتی‌رانی برای لوگان در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به علاقه‌ای شدید و فزاینده بدل شد و او با گرفتن نخستین دوربینش در ۱۹۹۴ به ثبت عشق و علاقه‌اش پرداخت؛ کاری که...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/02/26/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b0-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7/">نمایشگاه عکس از ۱۰ هزار کشتی‌ای که از اوایل دههٔ ۸۰ به بندر ونکوور تردد کرده‌اند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نمایشگاه جدیدی در گالری پالیگان برپا شده است که در آن عکس‌های ۱۰٬۰۰۰ کشتی‌ای که از اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به بندر ونکوور وارد و از آن خارج شده‌اند، در آرشیوی به‌معنای واقعی بی‌همتا، توسط راد لوگان، عکاس محلی و شیفتهٔ دریانوردی، به‌نمایش گذاشته شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">کشتی‌رانی برای لوگان در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به علاقه‌ای شدید و فزاینده بدل شد و او با گرفتن نخستین دوربینش در ۱۹۹۴ به ثبت عشق و علاقه‌اش پرداخت؛ کاری که تا امروز به آن ادامه می‌دهد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">لوگان پیش از آنکه به تصویربرداری دیجیتال تغییر سبک بدهد، روی فیلم عکس می‌گرفت، هر رول فیلم را در عکاسی‌هایی که عکس‌ها را یک‌ساعته چاپ می‌کردند، ظاهر می‌کرد و سپس با دقت تاریخ، زمان و نام کشتی‌ای را که عکس آن را گرفته بود، یادداشت‌نویسی می‌کرد. تصاویر شامل طیف کاملی از هر انواع کشتی، از کرجی، کشتی‌های بازرگانی و ترابری گرفته تا ناو یدک‌کش، کشتی مسافربری، کشتی‌های دولتی و ناوهای جنگی و حتی کشتی‌های عجیب و غریب گردشگری می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">عکس‌های لوگان از مکان‌های زیادی گرفته شده‌اند، ولی تمرکز بر خلیجک بورارد چند نقطهٔ قوت داشته است: پل‌های لاینزگیت و یادمان آهنکاران (Ironworkers Memorial) و همچنین پراسپکت پوینت. لوگان از این نقاط روز‌به‌روز و سال به‌سال ناظر ورود و خروج بی‌وقفهٔ کشتی‌ها به بندر ونکوور بود و هم‌زمان تصاویر ماندگار صنایعی را که شالودهٔ تجارت و اقتصاد دریایی ما را تشکیل می‌دهند، به‌تصویر می‌کشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در دورهٔ پس از جنگ در اروپا و آمریکای شمالی، سنت «رصد» قطارها توسط افراد علاقه‌مند آماتور به‌ویژه به‌دلیل انتشار کتاب‌هایی که انواع لوکوموتیوها در آن‌ها منتشر می‌شد، رواج یافت. افرادی که به‌دنبال کشف قطار بودند، می‌کوشیدند تا جای ممکن بیشترین تعداد مشاهدهٔ قطارها را با در نظر داشتن دسته‌بندی‌های متفاوت، مدل و نوع ساخت «گردآوری» کنند و یک ست را کامل کنند. سایر شیوه‌های حمل‌ونقل هم رفته‌رفته علاقه‌مندان خود را پیدا کرد و اکنون تعدد «رصدکنندگان» به تنوع فناوری مدرن است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پالیگان خرسند است که بندر ونکوور سخاوتمندانه حامی این نمایشگاه شده است. اوانجلین انگلزوز، مدیر روابط با جامعه و بومیان سازمان بندر فریزر ونکوور، گفت: «ما به حمایت از ابتکاراتی که برای جوامع محلی مهم‌اند، افتخار می‌کنیم. این نمایشگاه صحنهٔ زیبای طبیعت در ساحل غربی کانادا همراه با فعالیت‌های دریایی در بندر ونکوور را برجسته می‌کند.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تاریخ: از ۱۹ ژانویه تا ۳۱ مارس ۲۰۱۹</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مکان: گالری پالیگان در نورث ونکوور</span></p>
<figure id="attachment_10633" aria-describedby="caption-attachment-10633" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-10633" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/02/44342168144_9c26c79e3f_o.jpg?resize=500%2C333" alt="نمای بیرونی گالری پالیگان منبع: City of North Vancouver @ Flickr" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/02/44342168144_9c26c79e3f_o.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/02/44342168144_9c26c79e3f_o.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2019/02/44342168144_9c26c79e3f_o.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-10633" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">نمای بیرونی گالری پالیگان</span><br /><span style="font-family: pfont;">منبع: City of North Vancouver @ Flickr</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">‎101 Carrie Cates Court, North Vancouver BC, V7M 3J4</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ساعات بازدید: از سه‌شنبه تا یکشنبه از ساعت ۱۰ صبح تا ۵ بعد از ظهر (دوشنبه‌ها تعطیل است)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آدرس وب‌سایت: <a href="https://thepolygon.ca/exhibition/10000-ships" target="_blank" rel="noopener noreferrer">https://thepolygon.ca/exhibition/10000-ships</a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2019/02/26/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b0-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7/">نمایشگاه عکس از ۱۰ هزار کشتی‌ای که از اوایل دههٔ ۸۰ به بندر ونکوور تردد کرده‌اند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2019/02/26/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%db%b1%db%b0-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d8%aa%db%8c%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">10631</post-id>	</item>
		<item>
		<title>برگزاری نمایشگاه «نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰» در نورث ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2018/11/30/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d9%be%d9%88%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2018/11/30/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d9%be%d9%88%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 01 Dec 2018 05:26:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[پانته‌آ حقیقی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسپولیس]]></category>
		<category><![CDATA[تخت جمشید]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=10029</guid>

					<description><![CDATA[<p>نمایشگاه‌گردان: پانته‌آ حقیقی &#8211; ونکوور اسناد مصور از حفاری‌های تخت جمشید در نزدیکی شیراز که به‌عنوان شهری تاریخی که در آن جشن و مراسم تشریفاتی برگزار می‌شد و قدمت آن به ۵۱۵ سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد، اهمیت ورود و معرفی دوربین در ایران را نشان می‌دهد. تصاویری از این کشور را می‌توان به سال ۱۸۴۲، یعنی تنها سه سال پس از اختراع داگروئوتایپ، نسبت داد و در سال‌های دههٔ ۱۸۵۰، ایران میزبان...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/11/30/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d9%be%d9%88%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%af/">برگزاری نمایشگاه «نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰» در نورث ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نمایشگاه‌گردان: پانته‌آ حقیقی &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اسناد مصور از حفاری‌های تخت جمشید در نزدیکی شیراز که به‌عنوان شهری تاریخی که در آن جشن و مراسم تشریفاتی برگزار می‌شد و قدمت آن به ۵۱۵ سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد، اهمیت ورود و معرفی دوربین در ایران را نشان می‌دهد. تصاویری از این کشور را می‌توان به سال ۱۸۴۲، یعنی تنها سه سال پس از اختراع داگروئوتایپ، نسبت داد و در سال‌های دههٔ ۱۸۵۰، ایران میزبان آتلیهٔ عکس‌های سلطنتی و همچنین دارای دپارتمان عکس‌برداری به سبک غربی در اولین دانشگاه در کشور بود. مهم‌تر از آن، شاه حاکم در آن دوره، فرمان ایجاد مستندات مصور از خرابه‌های پرسپولیس را صادر کرد، این به‌وضوح نشان‌دهندهٔ اهمیت این مکان از منظر هویت ملی از دیدگاه او بوده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-10032" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_02.jpg?resize=500%2C333" alt="نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_02.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_02.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_02.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این عکس‌های چاپیِ به‌ندرت دیده‌شده، در منابع متنوعی مانند آلبوم‌های سلطنتی، متون و مقاله‌های باستان‌شناسی و سفرنامه‌ها دیده می‌شوند. آن‌ها عمدتاً از سفرهای عکاسی به نام لوئیجی پِشِه، سرهنگ ایتالیایی مستقر در ایران، که از سوی پادشاه به تهیهٔ اسناد مصور مأمور شده بود؛ مارسل دیولافو، کاوشگر فرانسوی که عکس‌های گستردهٔ خود را در مجموعه‌ای پنج‌جلدی منتشر کرد و عکاس ایرانی، آنتوان سوروگین، که تصاویر عکس‌برداری‌شده وی از پرسپولیس در نشریات داخل و خارج از کشور مشاهده می‌شوند، برگرفته شده‌اند. این نمایشگاه نقش متناقض عکاسی‌های اولیه در پرسپولیس را در ساخت دیدگاهی باشکوه و اسطوره‌ای تاریخی از پارس – از منظر ایدئولوژی، باستان‌شناسی، و فرهنگ مصرفی – برای تبلیغ ملت به‌سرعت در حال مدرن شدن ایران، آشکار می‌کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-10033" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_05.jpg?resize=500%2C333" alt="نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_05.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_05.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_05.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-10034" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_06.jpg?resize=500%2C333" alt="نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_06.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_06.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_06.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-10035" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_11.jpg?resize=500%2C333" alt="نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_11.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_11.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/DonorWall_11.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">عکس‌های این نمایشگاه، به شکل سخاوتمندانه از مجموعهٔ آزیتا بینا و المار</span><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"> دبلیو سیبل، به امانت گرفته شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="font-family: irseri;">تورهای زبان فارسی</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"> «گالری پالیگان» (Polygon Gallery) خرسند است تورهای عمومی نمایشگاه‌های جاری را به زبان فارسی در روزهای شنبه ۱ دسامبر و شنبه ۸ دسامبر ساعت ۳ عصر ارائه نماید. پذیرش به صورت خیریه/رایگان است.</span></p>
<p><span style="font-family: irseri;">برای اطلاعات بیشتر از این نمایشگاه به <a href="https://thepolygon.ca/exhibition/looking-persepolis-camera-iran-1850-1930/" target="_blank" rel="noopener">این لینک</a> مراجعه کنید.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-10030" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/Picture1.jpg?resize=500%2C100" alt="نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰" width="500" height="100" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/Picture1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/11/Picture1.jpg?resize=300%2C60&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شریک آموزشی: بنیاد جواد موفقیان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>عکس‌های نمایشگاه «نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰» از ا</b><b>یمی رومر (</b><b>Amy Romer</b><b>)</b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/11/30/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d9%be%d9%88%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%af/">برگزاری نمایشگاه «نگاهی به پرسپولیس: دوربین در ایران، ۱۸۵۰ تا ۱۹۳۰» در نورث ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2018/11/30/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d9%be%d9%88%d9%84%db%8c%d8%b3-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">10029</post-id>	</item>
		<item>
		<title>موفقیت هنرمند ایرانی-کانادایی در نمایشگاه SPECTRUM 50 در وست ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2018/03/09/%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2018/03/09/%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Mar 2018 01:41:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان موفق]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سارا جلالی]]></category>
		<category><![CDATA[سارا جلالی]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[وست ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=7952</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از عکس‌های دکتر سارا جلالی، هنرمند ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور، از سوی بازدیدکنندگان نمایشگاه SPECTRUM 50 در وست ونکوور به‌عنوان بهترین اثر هنری برگزیده شد. در این نمایشگاه که توسط شورای هنرهای جامعهٔ وست ونکوور، به‌مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس این شورا، از ۱۳ فوریه تا ۴ مارس در Silk Purse Arts Centre برگزار شد، آثار ۵۰ هنرمند با رسانه‌ها، سبک‌ها و سوژه‌های متفاوت، توسط هیئت گزینش انتخاب شد و در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت. آثار ۵...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/03/09/%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/">موفقیت هنرمند ایرانی-کانادایی در نمایشگاه SPECTRUM 50 در وست ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">یکی از عکس‌های دکتر سارا جلالی، هنرمند ایرانی-کانادایی ساکن ونکوور، از سوی بازدیدکنندگان <a href="http://media.hamyaari.ca/2018/02/13/7680/">نمایشگاه SPECTRUM 50</a> در وست ونکوور به‌عنوان بهترین اثر هنری برگزیده شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">در این نمایشگاه که توسط شورای هنرهای جامعهٔ وست ونکوور، به‌مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس این شورا، از ۱۳ فوریه تا ۴ مارس در Silk Purse Arts Centre <a href="http://media.hamyaari.ca/2018/02/13/7680/">برگزار شد</a>، آثار ۵۰ هنرمند با رسانه‌ها، سبک‌ها و سوژه‌های متفاوت، توسط هیئت گزینش انتخاب شد و در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت. آثار ۵ هنرمند ایرانی هم در بین ۵۰ اثر برگزیده در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">پس از پایان کار نمایشگاه و شمارش آرای بازدیدکنندگان، عکس Inspiration‌ اثر دکتر سارا جلالی، هنرمند ایرانی-کانادایی، برندهٔ جایزهٔ اثر منتخب بازدیدکنندگان شد.</span></p>
<figure id="attachment_7953" aria-describedby="caption-attachment-7953" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-7953 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/03/IMG_7492.jpg?resize=375%2C500" alt="عکس Inspiration‌ اثر دکتر سارا جلالی، برندهٔ جایزهٔ بهترین اثر هنری برگزیدهٔ بازدیدکنندگان نمایشگاه Spectrum 50" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/03/IMG_7492.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/03/IMG_7492.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-7953" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">Inspiration‌ اثر دکتر سارا جلالی، برندهٔ جایزهٔ بهترین اثر هنری برگزیدهٔ بازدیدکنندگان نمایشگاه Spectrum 50</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">بیشتر عکس‌های دکتر سارا جلالی، مناظر شهری، زیبایی‌های طبیعت و زوایای متفاوتی از دنیای پیرامون ما را به‌تصویر می‌کشد و تاکنون توسط چندین رسانهٔ کانادایی و همچنین رسانه‌های فارسی‌زبان ونکوور منتشر شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">گزیده‌ای از عکس‌های ایشان را می توان در <strong><a href="http://sara.photography">وب‌سایت</a></strong>، <strong><a href="https://www.instagram.com/sarajalali.photography/">کانال رسمی اینستاگرام</a> </strong>و <strong><a href="https://www.facebook.com/sarajalali.photography/">صفحهٔ فیس‌بوک‌شان</a></strong> از طریق آدرس‌های زیر دید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">وب‌سایت: <a href="http://sara.photography">http://sara.photography</a></span></p>
<p><span style="font-weight: 400;">اینستاگرام: </span><a href="https://www.instagram.com/sarajalali.art"><span style="font-weight: 400;">https://www.instagram.com/sarajalali.art</span></a></p>
<p><span style="font-weight: 400;">صفحهٔ فیس‌بوک: </span><a href="https://www.facebook.com/sarajalali.art"><span style="font-weight: 400;">https://www.facebook.com/sarajalali.art</span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">رسانهٔ همیاری این موفقیت را به ایشان تبریک می‌گوید و برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/03/09/%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/">موفقیت هنرمند ایرانی-کانادایی در نمایشگاه SPECTRUM 50 در وست ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2018/03/09/%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">7952</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/08/27/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/08/27/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 28 Aug 2017 02:36:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[شادی زهره وندی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی زهره‌وندی]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید خیرآبادی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=6297</guid>

					<description><![CDATA[<p>مهندس شادی زهره‌وندی &#8211; ایران «شاعرانه نگاه کن!» به هر چیز، به هر چه. از هیچ، چیزها دیدن آنچه نادیدنى‌ست، زیبا دیدن. به‌سان «هایکو» و منطق «ذن» به‌سان کوتاهى و لذت به‌سان گذر از تاریکى به درخشش چه با دوربین موبایل چه با دوربین من مى‌توان هنرمند عکاس بود وُ شاعرانه نگاه کرد. فرتوربرداری، هنری‌ست با ژانرهای گونه‌گون و من آن را جدای از عکاسی تجاری می‌دانم؛ هرچند در گونهٔ تجاری آن نیز خوب است...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/08/27/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%86/">یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مهندس شادی زهره‌وندی &#8211; ایران</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«شاعرانه نگاه کن!» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به هر چیز، به هر چه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از هیچ، </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چیزها دیدن </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آنچه نادیدنى‌ست، زیبا دیدن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌سان «هایکو» و منطق «ذن»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌سان کوتاهى و لذت </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌سان گذر از تاریکى به درخشش</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چه با دوربین موبایل</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چه با دوربین من</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مى‌توان هنرمند عکاس بود وُ شاعرانه نگاه کرد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6299" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B2.jpg?resize=353%2C500" alt="یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی" width="353" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B2.jpg?w=353&amp;ssl=1 353w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B2.jpg?resize=212%2C300&amp;ssl=1 212w" sizes="auto, (max-width: 353px) 100vw, 353px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6300" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B4.jpg?resize=352%2C500" alt="یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی" width="352" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B4.jpg?w=352&amp;ssl=1 352w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B4.jpg?resize=211%2C300&amp;ssl=1 211w" sizes="auto, (max-width: 352px) 100vw, 352px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6301" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B7.jpg?resize=500%2C352" alt="یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی" width="500" height="352" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B7.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B7.jpg?resize=300%2C211&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B7.jpg?resize=200%2C140&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فرتوربرداری، هنری‌ست با ژانرهای گونه‌گون و من آن را جدای از عکاسی تجاری می‌دانم؛ هرچند در گونهٔ تجاری آن نیز خوب است ویژگی‌ها و تکنیک‌های هنری رعایت شود، اما این «‌گونه‌» ویژگی‌هایی مخصوص به خود را دارد. در فرتوربرداری هنری به جزئیات سخت‌افزاری کار با دوربین، رنگ، نور و کامپوزیشن بسنده نخواهد شد و آن چیزهای دیگر شاعرانه نیز به میان می‌آید و آن چیزهای دیگر است که هنر می‌آفریند؛ شاعرانه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این‌گونه بود که «شاعرانه نگاه کن!» آغازیدن گرفت و پایان یافت.</span></p>
<p><a href="https://www.amazon.com/Look-up-Poetic-Farsheed-Kheirabadi-ebook/dp/B00QWZ4B8Y/ref=asap_bc?ie=UTF8" target="_blank" rel="noopener"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6302" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=352%2C500" alt="شاعرانه نگاه کن" width="352" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg?w=352&amp;ssl=1 352w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=211%2C300&amp;ssl=1 211w" sizes="auto, (max-width: 352px) 100vw, 352px" /></a></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6303" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%D9%81%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF.jpg?resize=352%2C500" alt="فرشید خیرآبادی" width="352" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%D9%81%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF.jpg?w=352&amp;ssl=1 352w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%D9%81%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF.jpg?resize=211%2C300&amp;ssl=1 211w" sizes="auto, (max-width: 352px) 100vw, 352px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مشخصات کتاب:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">عنوان: </span><b>شاعرانه نگاه کن!</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">مؤلف: </span><b>فرشید خیرآبادی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">شابک: </span><b>۷-۱۱۵۲-۰۴-۶۰۰-۹۷۸</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">وضعیت فهرست‌نویسی: </span><b>فیپا</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ناشر: </span><b>نشر فرشید پرس</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">تیراژ: </span><a href="https://www.amazon.com/Look-up-Poetic-Farsheed-Kheirabadi-ebook/dp/B00QWZ4B8Y/ref=asap_bc?ie=UTF8"><b>نسخهٔ الکترونیکی کتاب روی آمازون در دسترس است.</b></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">موضوع: </span><b>عکاسى هنر</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">شمارهٔ کتاب‌شناسی ملی: </span><b>۳۵۰۹۴۹۴</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تمامی حقوق، آثار و محتوای کتاب محفوظ و متعلق به پدیدآورنده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6304" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B1.jpg?resize=500%2C352" alt="یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی" width="500" height="352" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B1.jpg?resize=300%2C211&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B1.jpg?resize=200%2C140&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6306" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B6.jpg?resize=500%2C352" alt="یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی" width="500" height="352" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B6.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B6.jpg?resize=300%2C211&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B6.jpg?resize=200%2C140&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-6305" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B3.jpg?resize=352%2C500" alt="یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی" width="352" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B3.jpg?w=352&amp;ssl=1 352w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/08/%DB%B3.jpg?resize=211%2C300&amp;ssl=1 211w" sizes="auto, (max-width: 352px) 100vw, 352px" /></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/08/27/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%86/">یادداشتی بر کتاب عکس « شاعرانه نگاه کن!» اثر مهندس فرشید خیرآبادی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/08/27/%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">6297</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگو با جانا؛ زوج ماجراجوی ورزشکار و هنرمند</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/01/22/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%9b-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/01/22/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%9b-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2017 03:53:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[JaNa]]></category>
		<category><![CDATA[Janapolo]]></category>
		<category><![CDATA[جانا]]></category>
		<category><![CDATA[جاناپولو]]></category>
		<category><![CDATA[جعفر ادریسی]]></category>
		<category><![CDATA[دوچرخه‌سواری]]></category>
		<category><![CDATA[سلماز لک پور]]></category>
		<category><![CDATA[سُلماز لک‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[نسیم یوسفی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4378</guid>

					<description><![CDATA[<p>سُلماز لک‌پور &#8211; ونکوور اگر در چند سال اخیر در ایران زندگی کرده باشید، شاید زوج جوان و ماجراجویی را که با دوچرخه دور دنیا را رکاب زدند، درخت کاشتند و حامل پیام صلح و دوستی بودند، به‌خاطر داشته باشید. نسیم یوسفی و جعفر ادریسی همان زوج دوست‌داشتنی‌اند که پس از فراز و نشیب‌های فراوان و دیدار از اغلب نقاط دنیا به ونکوور آمده‌اند و اینجا را برای زندگی انتخاب کرده‌اند. نسیم و جعفر در...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/22/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%9b-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/">گفت‌وگو با جانا؛ زوج ماجراجوی ورزشکار و هنرمند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d9%8f%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b2-%d9%84%da%a9%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سُلماز لک‌پور</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: droidnaskh;"><i><span style="font-weight: 400;">اگر در چند سال اخیر در ایران زندگی کرده باشید، شاید زوج جوان و ماجراجویی را که با دوچرخه دور دنیا را رکاب زدند، درخت کاشتند و حامل پیام صلح و دوستی بودند، به‌خاطر داشته باشید. نسیم یوسفی و جعفر ادریسی همان زوج دوست‌داشتنی‌اند که پس از فراز و نشیب‌های فراوان و دیدار از اغلب نقاط دنیا به ونکوور آمده‌اند و اینجا را برای زندگی انتخاب کرده‌اند. نسیم و جعفر در شغلی متفاوت با رشتهٔ تحصیلی‌شان یعنی مهندسی کامپیوتر، استودیوی عکاسی موفقی در ونکوور دارند. در یک عصر سرد پاییزی در محل استودیو جانا (JaNa) به دیدارشان رفتم تا سرگذشت پرماجرایشان را از زبان خودشان بشنوم. هرچند آقای جعفر ادریسی به‌دلیل مراجعهٔ یکی از مشتری‌هایشان مشغول به کار بودند و نتوانستند به ما ملحق شوند، خانم نسیم یوسفی با رویی گشاده پاسخ‌گوی سؤالات ما بودند که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>لطفاً کمی‌ از خودتان برای خوانندگان ما بگویید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بله حتماً، من نسیم هستم و هر کسی که من را می‌شناسد، اسمم به‌همراه اسم همسرم، جعفر یعنی به‌شکل «نسیم و جعفر» برایش آشناست. با جعفر حدود پانزده سال پیش روی قلهٔ دماوند آشنا شدم. از دو خانوادهٔ متفاوت‌ بودیم اما یک جورهایی شبیه به هم؛ در یک سطح بودیم و هر دو دغدغه‌های مشابهی داشتیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>از چه نظر متفاوت؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">متفاوت از نظر فرهنگی. خانوادهٔ من اصالتاً از مرکز ایران، یعنی از نائین‌اند و خانوادهٔ جعفر اصالتاً از شمال غربی ایران، یعنی تبریز. از این جهت تفاوت‌های جالبی وجود دارد، ولی در نهایت به‌لحاظ فرهنگی در یک سطح‌ایم همراه با مشترکات بسیار زیادی که بخشی از آن‌ها تصادفی بود؛ البته نه‌چندان هم کاملاً تصادفی. هر دو خواستهٔ مشترکی داشتیم و در جایی که می‌خواستیم، با هم آشنا شدیم. من مهندسی کامپیوتر خوانده‌ام و جعفر هم همین‌طور. ۳۸ ساله‌ام و با جعفر دو سال اختلاف سن دارم. موقعی که با هم آشنا شدیم، هردومان دانشجوی کامپیوتر بودیم. توی تهران به‌دنیا آمدیم و تقریباً می‌شود گفت طی این پانزده سالی که در کنار هم‌ایم، چه در زندگی و چه در فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی، می‌شود گفت که با هم بزرگ شده‌ایم. یعنی الان می‌توانم بگویم تا چند سال آینده بیشترین زمان زندگی‌ام را با جعفر بوده‌ام تا با خانوادهٔ خودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از خودم بخواهم بگویم؛ به‌لحاظ سابقهٔ ورزشی‌، عضو تیم ملی سنگ‌نوردی بانوان ایران بودم و قبل از آنکه سفر دور دنیا را شروع کنیم، مربی تیم ملی شدم و می‌شود گفت سنگ‌نوردی را حرفه‌ای کار می‌کردم، ولی تمام این فعالیت‌های ورزشی‌ام زمانی شروع شد که با جعفر و به‌دنبالش با این ورزش آشنا شدم. موقعی که روی قلهٔ دار‌آباد دیدم‌اش، جعفر مربی یخ‌نوردی و سنگ‌نوردی بود، او من را تشویق کرد تا با همدیگر شروع به‌ کار کنیم و در واقع مرا در راهی انداخت که زندگی‌ام کاملاً عوض شد. یعنی می‌شود گفت نقطهٔ عطفی توی زندگی حرفه‌ای‌ام شد؛ چه کاری، و چه ورزشی. سال‌هاست که با هم‌ایم، هر بار هدف‌های متفاوتی را برای خودمان مشخص و سعی کرده‌ایم که خودمان را برایش آماده کنیم و به آن برسیم. خوشبختانه تا اینجا کمابیش موفق بوده‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همان‌طور که گفتم، دوازده سال است که ازدواج کرده‌ایم، بچه نداریم و مدام مسافریم. تقریباً می‌شود گفت که </span><b>زندگی‌مان همیشه در سفر گذشته است؛ چه در کوه، چه در زمان قبل از آمدن به کانادا، چه الان و چه در برنامه‌هایی که برای آینده داریم. در واقع اگر داستانِ این چند سالی را که کنار هم بوده‌ایم، برای شما بگویم، انگار در هر دوره‌ای، در سیارهٔ متفاوتی زندگی کرده‌ایم.</b><span style="font-weight: 400;"> یعنی خودمان را تقسیم می‌کنیم به قبل از آشنایی و بعد از آشنایی، قبل از مهاجرت به دور دنیا و بعد از آن.</span></span></p>
<figure id="attachment_4380" aria-describedby="caption-attachment-4380" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-4380" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/EasternCanada_Quebec.jpg?resize=500%2C332" alt="شرق کانادا کبک EasternCanada_Quebec" width="500" height="332" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/EasternCanada_Quebec.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/EasternCanada_Quebec.jpg?resize=300%2C199&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/EasternCanada_Quebec.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-4380" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">شرق کانادا &#8211; کبک</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چه شد که تصمیم گرفتید با دوچرخه شروع به سفر کنید؟ و چرا دوچرخه؟ مخصوصاً شما که کوهنورد بودید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سؤال خوبی‌ست. چون کسانی که دور دنیا می‌گردند، در واقع با دوچرخه سفر کرده‌اند، می‌دانند که این با مسابقه‌دادن با دوچرخه خیلی فرق دارد. ذهنیت و صبر و حوصلهٔ خاصی می‌خواهد، در مدت زمانی طولانی باید خیلی صبور باشی، باید خیلی چیز‌ها را تحمل کنی و اتفاقاً بهترین و مستعدترین آدم‌هایی که می‌توانند دنیا را با دوچرخه بگردند، کسانی‌اند که کوهنوردی کرده‌اند. در کوهنوردی چیز‌هایی را تجربه می‌کنی که بعدها بخشی از زندگی‌ات می‌شود. هر شیبی که گذراندی و هر معضل غیرمنتظره‌ای که مقابل راهت قرار گرفته است، چون کاملاً خودت بوده‌ای بدون تماشاچی، با اتفاقات غیرمنتظره در طبیعت که باید در لحظه تصمیم می‌گرفته‌ای که چه کاری را باید انجام بدهی، در وجودت حک می‌شود و می‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من فکر می‌کنم از هرکسی بپرسی در زندگی داری چه‌کار می‌کنی و هدفت چیست، اغلب می‌گویند ما داریم کار می‌کنیم که خانه و زندگی‌مان را بسازیم که بعدش برویم سفر. مثل این مسافرهای ژاپنی که وقتی هشتاد سالشان می‌شود، تازه دوربین دست می‌گیرند و دنیا را می‌گردند. فکر می‌کنم این گشتن و دنیا را دیدن آرزوی همهٔ آدم‌هاست. برای من و جعفر هم همین‌طور بود، نه به این شکل چون هیچ‌وقت تصور نمی‌کردیم که این‌کار را بکنیم. اما وقتی که با جعفر آشنا شدم، به او گفتم، «من می‌خواهم دنیا را بگردم». او هم گفت، «من هم می‌خواهم دنیا را بگردم»، ولی همیشه پیش خودمان فکر می‌کردیم این در سنین جوانی میسر است. زمانی که ما آن سفر را رفتیم، من ۲۸ ساله بودم و جعفر ۳۰ ساله که شروع کردیم. خیلی دوست داشتیم با هواپیما سفر کنیم، ولی پولش را نداشتیم. کمی فکر کردیم و گفتیم حالا ماشینی می‌گیریم و سفر می‌کنیم، که دیدم آن هم شدنی نیست. گفتیم با موتور سفر می‌کنیم، دیدیم اگر همهٔ زندگی‌مان را هم بفروشیم، اندازهٔ چرخ آن موتور هم نمی‌شود. در نهایت فکر کردیم که اگر الان به‌عنوان دو نفر که تازه زندگی را شروع کرده‌اند بخواهیم این‌کار را انجام بدهیم، باید به‌نحوی باشد که انجام‌شدنی و عملی باشد. دو تا دوست داشتیم که داشتند دور اروپا می‌چرخیدند. اولین بار توی تلویزیون دیدیمشان و آنقدر حسمان برانگیخته شد که جعفر از حسادت تلویزیون را خاموش کرد و گفت، «نسیم، چرا داریم به موتور فکر می‌کنیم؟ دوچرخه هم خوبه، بیا این کار رو انجام بدیم». از زمانی که تصمیم گرفتیم تا زمانی که دوچرخه بخریم &#8211; یادم است که جعفر چک کشید و قسطی دوچرخه خریدیم &#8211; و شروع به تمرین کنیم، دو سال طول کشید تا مرحلهٔ آماده‌سازی را پشت‌ِ سر بگذاریم. سابقهٔ کوهنوردی که داشتیم، تمرین‌های دوچرخه سواری را انجام می‌دادیم و یک دورهٔ راهنمای اکو تور هم به‌مدت شش ماه گذراندیم که خیلی کمکمان کرد در اینکه دیدگاهمان عوض بشود.</span></p>
<figure id="attachment_4381" aria-describedby="caption-attachment-4381" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-4381 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Iran_Kerman-to-Naein.jpg?resize=500%2C375" alt="ایران - مسیر کرمان به نائین Iran_Kerman to Naein" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Iran_Kerman-to-Naein.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Iran_Kerman-to-Naein.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-4381" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">ایران &#8211; مسیر کرمان به نائین</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چه پیامی‌ را می‌خواستید به مردم برسانید که لازمهٔ آن سفر با دوچرخه بود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">به این نتیجه رسیدیم که کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم به‌عنوان کاری که یک‌بار در زندگی‌مان انجام خواهیم داد، باید کار قشنگی باشد، در عین حال که می‌خواهیم دنیا را بگردیم و آدم‌ها را بشناسیم. و ضمن اینکه همیشه می‌گویند بهترین دروازهٔ رسیدن به صلح و دوستی، شناختن همدیگر است و خُب، فکر کردیم ما که می‌خواهیم رکاب بزنیم، می‌توانیم این کار را به‌عنوان زوجی ایرانی انجام بدهیم. می‌شود گفت </span><b>ایدهٔ سفر با دوچرخه، تا برای صلح، تا برای حفظ طبیعت، و تا ایدهٔ درخت‌کاری بیشتر در طول سفر شکل گرفت و پخته‌تر شد، زیباتر شد و به سرانجام رسید. می‌توانم بگویم زندگیِ من قبل از دور دنیا و بعد از دور دنیا، کاملاً متفاوت‌اند و من به این سفر بسیار مدیونم.</b><span style="font-weight: 400;"> هر زمانی و هر جایی که مرحله‌ای سخت را در زندگی رد می‌کنم یا توی چالشی قرار می‌گیرم، تمام وجودم و اعتمادبه‌نفسم و همهٔ چیزی که فکر می‌کنم من را به ناممکنی می‌رساند، بیشتر به‌خاطر آن حرکت و تجربه است.</span></span></p>
<figure id="attachment_4382" aria-describedby="caption-attachment-4382" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-4382" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/PeaceMessageOfUSpeopleToNaJa.jpg?resize=500%2C333" alt="پیام صلح مردم آمریکا به جانا PeaceMessageOfUSpeopleToNaJa" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/PeaceMessageOfUSpeopleToNaJa.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/PeaceMessageOfUSpeopleToNaJa.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/PeaceMessageOfUSpeopleToNaJa.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-4382" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">پیام صلح مردم آمریکا به جانا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>فکر می‌کنید سخت‌ترین قسمت سفرتان چه بود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آسان‌ترین قسمتش رکاب‌زدن بود. سخت‌ترینش برای من و جعفر به‌عنوان زوجی ایرانی، چیزی که می‌دانم مشکل خیلی‌ها هم است، ویزا گرفتن بود. دیگر در جاده تصادف‌ کردن، غذا پیدا‌ نکردن و فکرِ شب کجا خوابیدن، این‌ها همه جزو روتین زندگی ما بود و شیرین‌ترینش موقعی بود که بعد از خستگی روزانه خودمان را به‌دستِ سرنوشت می‌سپردیم، اینکه ما داریم تلاشمان را می‌کنیم و هرچه قسمتمان باشد، همان اتفاق می‌افتد. نمی‌گویم تلاشمان بی‌تأثیر بود، اتفاق‌های مختلف می‌افتاد و هر شب می‌دیدم که روزی پر از معجزه و روزی کاملاً متفاوت با روز قبل را داشته‌ایم. بعضی وقت‌ها می‌شد توی سفر می‌گفتم، کاش می‌شد چیزی مثل مجوز «میتی کومان» کارتون دوران بچگی‌مان داشتیم که بتوانیم راحت‌تر سفر کنیم. شاید یکی از ایده‌های مهاجرت یا بیشترش پشت سر این جریان بود و صادقانه بگویم اگر سفر بعدی‌ای برنامه‌ریزی کنیم، خیلی می‌تواند راحت‌تر باشد اگر که مشکل ویزا نباشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا نتیجهٔ دلخواه را از این سفرها گرفتید و آیا مردم پیام شما را دریافت کردند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ما از ایران شروع کردیم و اولین بار بود که از ایران خارج می‌شدیم. مسیر سفرمان هم از ترکیه بود به غرب و در آخر از شرق واردِ ایران شدیم. از ترکیه خارج شدیم، اروپا، آمریکای شمالی و آسیا را گشتیم و از پاکستان و هند واردِ ایران شدیم. در واقع سفر ما یک دایرهٔ کامل دورتادور نیمکرهٔ شمالی بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">فکر می‌کنم، بله، آدم‌هایی که ما در مسیرمان به‌هر طریقی با ایشان آشنا شدیم که همگی‌شان را با جزئیات یادم است، مثل حلقه‌های رشته زنجیری بودند که اگر دانه‌ای از این حلقه‌ها را برداریم و یک نفر این وسط نباشد، می‌شود گفت که کاملاً از هم گسسته می‌شد. در مسافرت با دوچرخه، خیلی وقت‌ها سرعت به پنج کیلومتر در ساعت می‌رسد، مواقعی مجبور بودیم دوچرخه‌هایمان را هل بدهیم و بعضی وقت‌ها وزنمان در سربالایی‌ها زیاد بود و مجبور بودیم که دستهٔ مسواکمان را بشکنیم که سبک‌تر برویم. اینکه آرام‌ آرام وارد منطقه‌ای می‌شوی و به‌ زیبایی با مردم سینه به سینه مواجه می‌شوی و تجربه می‌کنی. فکر می‌کنم این بهترین روشی بود که می‌توانست پیام را برساند و همه هم تقریباً پیام را گرفتند، چه ایرانی، چه غیرایرانی. شما وقتی با هواپیما سفر می‌کنید، یک‌دفعه با تضاد فرهنگی روبه‌رو می‌شوید، ولی با دوچرخه، روستا به روستا آرام به شهر می‌رسی و وارد شلوغی شهر می‌شوی. فکر می‌کنم به بهترین نحو ممکن تا جایی که می‌توانستیم با کاشتن درخت‌ها و مردمی‌ که دست‌ به دست می‌دادند و هماهنگی‌ها را انجام می‌دادند، پیام خود را رساندیم. اوایلش سخت بود. ایمیل می‌زدم و قبولمان نمی‌کردند. آرام آرام تا توی رسانه‌ها و روزنامه‌ها رفتیم و بعد دیدیم که مردم شهر اصلاً منتظرمان‌اند. مثل همین ونکوور، یادم است که </span><b>وقتی رسیدیم اینجا، دوستان زیادی آمدند و توی کوکئیتلام درختی کاشتیم که اسمش را گذاشتیم «شهروند بی‌سی». فکر کنم ۲۰۰-۳۰۰ ایرانی آنجا جمع شدند و شهردار کوکئیتلام هم آمد و ما را دعوت کرد به برنامه‌ای در شهرداری که هر هفته اجرا می‌شود و ما دو سه دقیقه آنجا صحبت کردیم.</b></span></p>
<figure id="attachment_4383" aria-describedby="caption-attachment-4383" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-4383" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/VancouverWhilewaitingForJapanVisa.jpg?resize=500%2C333" alt="ونکوور در انتظار ویزای ژاپن -VancouverWhilewaitingForJapanVisa" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/VancouverWhilewaitingForJapanVisa.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/VancouverWhilewaitingForJapanVisa.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/VancouverWhilewaitingForJapanVisa.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-4383" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">ونکوور در انتظار ویزای ژاپن</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فکر کنید از ابتدا و با همهٔ آن سختی‌ها توی سفر، کم‌کم ماجرا جوری شکل گرفت که دیگر فقط من و جعفر نبودیم، بلکه آدم‌های بسیاری درگیر آن بودند. کسانی که پشت سر ما بودند و خیلی‌های دیگر که با حرکت ما در زندگی امید گرفتند، آرزوهایشان را دنبال کردند و این چیزی است که بعد از آن سفر مسئولیت بزرگی را برای من به‌وجود آورده است. نه می‌توانم افسرده باشم و نه ناامید، و فقط باید به سمت جلو حرکت کنم. یادم است بعضی جاها مخصوصاً در اروپا گاهی به مادرم زنگ می‌زدم و می‌گفتم که فکر کنم برگردم. مادرم می‌گفت، «مگه دست خودته؟ تو دیگه مال خودت نیستی، یه عالمه نگاه به دنبالته و این برای تو مسئولیت میاره.» با خودت می‌گویی من حداقل قهرمان تعدادی جوان ایرانی‌ام و اگر آن‌ها ببینند که من اینجا ناراحتم، امیدشان را از دست می‌دهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این سفر بچهٔ من است و من برای همه چیزش مسئول‌ام. از حالِ درخت‌هایی که کاشته‌ام باخبرم، اینکه بزرگ شدند، خشک شدند یا چه کار می‌کنند؟ و این شده است پل ارتباطی بین من و دیگر آدم‌ها.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>سفرتان چه مدت طول کشید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سفرمان دوسال طول کشید، بیست‌هزار کیلومتر رکاب زدیم و طبیعتاً اقیانوس‌ها را با دوچرخه نرفتیم. تا جایی که می‌شد در این مسیر رکاب زدیم. مثلاً جاهایی بود که نشد رکاب بزنیم، مثل تونلی که اجازهٔ ورود دوچرخه نبود یا مسیر‌هایی توی پاکستان که مثلاً از کویته تا پشت مرز زاهدان اسکورت داشتیم و اجازهٔ رکاب‌زدن نمی‌دادند، اتوبوس هم به‌خاطر راهزنی‌ها و مسائل امنیتی طیِ شب حرکت می‌کرد. از ترکیه، یونان، ایتالیا، فرانسه، بلژیک، آلمان، هلند و از آنجا به تورنتو، اُتاوا، مونترال، بعد به فلوریدا و سندیگو و از آنجا آمدیم به ونکوور. آنجا بودیم تا اینکه بعد از ژاپن، کرهٔ جنوبی، چین، هند و پاکستان، و نهایتاً برگشتیم به ایران. این مسیر سفر ما بود. در این مسیر صد درخت کاشتیم، تا دلتان بخواهد سخنرانی کردیم، مردم را دیدیم و خیلی ساده به ایشان گفتیم که این مائیم، ایرانی هستیم و از ایران آمده‌ایم. آن‌ها مردم ما را در چارچوبی واقعی می‌دیدند، چون چیزی که در رسانه‌ها هست، کاملاً متفاوت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-4384" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_5.jpg?resize=500%2C332" alt="Nasim _ Jafar_5" width="500" height="332" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_5.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_5.jpg?resize=300%2C199&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_5.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با توجه به اینکه در شرق کانادا هم سفر کرده‌اید، چه شد که ونکوور را برای زندگی انتخاب کردید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خیلی فاکتور‌ها بود که منجر به انتخاب ونکوور شد. ما کشور‌های زیادی را گشتیم. وقتی از اروپا رد می‌شدیم، به خودمان گفتیم اینجا جایی نیست که ما بخواهیم در آن زندگی کنیم. وارد آمریکا شدیم، آنجا را خیلی دوست داشتیم، مردمش بی‌نهایت خوب بودند. نه ماه از سفر ما در امریکا بود و حمایت‌گرترین مردمانی که در طول مسیر دیدیم، مردم آمریکا بود؛ مردمی‌ که هر وقت ازشان خداحافظی می‌کردیم، تک‌تک‌شان انگار داشتند با خانواده‌شان خداحافظی می‌کردند، گریه می‌کردند و نمی‌دانید چه اتفاق‌های خاصی آنجا افتاد. وارد ونکوور که شدیم، من شرق را دیده بودم و غرب را هم. بچهٔ تهرانم، تهرانی که دور و برش کوه است و من هم عاشق کوه؛ وقتی کنار کوه‌ام، احساس امنیت می‌کنم. در ضمن با خودم فکر می‌کردم کجا پتانسیل برای زندگی هست، شاید فکرکردن به آمریکا خیلی واقع‌گرایانه نبود. فکر کردیم که کانادا کشوری مهاجرپذیر است. زیرساخت‌هاش مهاجرپذیرست و همه مهاجرند، و خُب، چه جایی بهتر از ونکوور.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا فکر مهاجرت را قبل از سفر داشتید، یا بعد به این نتیجه رسیدید که دوست دارید مهاجرت کنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نه اصلاً به فکر مهاجرت نبودیم. زوجی را در آمریکا دیدم و آن‌ها گفتند که سه سال با کشتی گشتند و آمدند آنجا و به‌نظرشان آنجا بهترین جای دنیاست. وقتی جهانگردی دور دنیا را می‌گردد و جایی را برای زندگی انتخاب می‌کند، آنجا جزو بهترین جاهای دنیاست و واقعاً شک ندارم گذشته از روزهای پائیزی که داریم سعی می‌کنیم بهش عادت کنیم، به‌نظرم ونکوور یکی از بهترین جاهای دنیاست. یکی از قشنگ‌ترین کارهای زندگی‌ام همین مهاجرت بود. از آن راضی‌ام با تمام چالش‌هایی که هنوز ادامه دارد. ما هنوز تازه‌واردیم، دو سال و نیم است که اینجائیم. هنوز چالش‌های زیادی داریم، ولی فکر می‌کنم اتفاق خوبی توی زندگی‌ام بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وقتی رسیدیم ایران، برای مهاجرت درخواست دادیم. پنج سال این روند طول کشید و به‌حدی رسید که گفتیم دیگر نمی‌خواهیم برویم، چون همین کار عکس‌برداری را در ایران داشتیم و خیلی هم خوب بود و در زمانی که اصلاً نمی‌خواستیم مهاجرت کنیم، ویزای‌مان آمد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-4385" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_7.jpg?resize=500%2C332" alt="Nasim _ Jafar_5" width="500" height="332" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_7.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_7.jpg?resize=300%2C199&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_7.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شما هر دو در رشتهٔ کامپیوتر تحصیل کرده‌اید، چه شد که به عکاسی رسیدید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فکر کنید دو نفر که به‌طور متمرکز کارِ برنامه‌نویسی کامپیوتر می‌کنند، دو سال می‌گذارند و می‌روند سفر و بعد بر‌می‌گردند به شهر و کشور خودشان و می‌خواهند بروند سر کار خودشان. خیلی ترسناک است، وقتی در کار آی‌تی هستی. آن موقع طی آن دو سال، سه تا ویندوز عوض شده بود. می‌رفتیم کد بنویسم، می‌دیدم ته برنامه‌ٔمان جور در نمی‌آید، در این رشته همیشه باید به‌روز باشی. و بعد اینکه زندگی دیگری تجربه کرده‌ای و همیشه در حرکت بوده‌ای، دیگر شما آدمی‌ نیستی که هشت ساعت بنشیند پشت صفحهٔ کامپیوتر و کد بنویسد. نه. به‌نظرم این تغییر بزرگی بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ما قبلاً هم عکاسی می‌کردیم. من از پانزده شانزده سالگی توی اتاق تاریک پرژه‌هایی انجام می‌دادم و عکس چاپ می‌کردم. پدر جعفر عکاسی داشتند و درگیر این حرفه بودند، ولی این برای ما به‌صورت حرفه نبود. اما، </span><b>در آن دو سال، ما بزرگ‌ترین تمرین عکاسی‌مان را کردیم. خرج سفرمان را از طریق فروش عکس درآوردیم. نمایشگاه می‌زدیم، مردم می‌آمدند عکس‌هایمان را می‌خریدند، حمایتمان می‌کردند و ما ادامه می‌دادیم.</b><span style="font-weight: 400;"> وقتی برگشتیم، گفتیم باید فکر جدیدی بکنیم. رسیدن به همین ایدهٔ عکاسی شاید سه سال طول کشید، از زمانی که رسیدیم ایران تا وقتی که این شغل عملی شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">قبل از آن، وقتی رسیدیم ایران تهیه‌کننده‌ای خوش‌ذوق پیدا شد و فیلم‌های دور دنیایمان را مونتاژ کردیم و در تلویزیون پخش شد؛ بهمان گیر دادند که این‌ها سمبل زوج ایرانی نیستند، چون با دوچرخه سفر کرده‌اند. بعد تهیه‌کننده گفت، «من خیلی دوست دارم با شما کار کنم. بیایید داخل ایران سفر کنید، بدون دوچرخه». سه سال تمام، شش روز هفته در سفر بودیم. یک روز می‌آمدیم تلویزیون اجرای زنده داشتیم، فیلم‌مان را پخش می‌کردیم و دوباره می‌رفتیم سفر. ولی تا می‌رسیدیم تهران، زمانی را برنامه‌ریزی می‌کردیم که برویم کلاس عکاسی تا اینکه به اینجا رسید.</span></p>
<figure id="attachment_4386" aria-describedby="caption-attachment-4386" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-4386" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/OregonState.jpg?resize=500%2C333" alt="ایالت اورگان" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/OregonState.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/OregonState.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/OregonState.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-4386" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">ایالت اورگان</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>کار با نوزادان و کودکان نباید ساده باشد. دلیل اینکه سوژهٔ کارتان را این ردهٔ سنی قرار داده‌اید، چیست؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">داستانش جالب است. وقتی من و جعفر برنامهٔ کامپیوتری می‌نوشتیم، برنامه‌های کامپیوتری برای بچه‌ها درست می‌کردیم. من هم از قدیم مربی مهد کودک بودم و آنجا به بچه‌ها کامپیوتر یاد می‌دادم. با خود جعفر هم برنامه‌های تعلیمی‌ کامپیوتری برای بچه‌ها درست می‌کردیم و با دنیای بچه‌ها خیلی آشنا بودیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سابقهٔ عکاسی‌مان هم از تبلیغات و عکاسی برای کالا شروع شد. درواقع آن سفرها قسمت عرفانی ماجرا بود، بحث مالی را با عکاسی تبلیغاتی هر زمان که تهران بودیم، با گرفتنِ پروژه انجام می‌دادیم. بعد تحریم‌ها شروع شد، کارخانه‌ها بسته شد و آنقدر که باید کار نبود. هم‌زمان بعضی‌ها بچه‌هایشان را می‌آوردند و ما عکاسی می‌کردیم و می‌دیدیم که چه زمان قشنگی را با این خانواده‌ها می‌گذرانیم. آن زمان پول نمی‌گرفتیم. یا دوستانمان بودند یا خانواده‌مان. توی خانه پرده‌ای آویزون کرده بودیم و همه می‌آمدند مهمانی به خانه‌مان و عکس هم می‌گرفتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-4387" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_33.jpg?resize=500%2C333" alt="Nasim _ Jafar_33" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_33.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_33.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_33.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">بعد کمی کار پخته‌تر شد و با جعفر فکر کردیم بیاییم و اصلاً کار با بچه‌ها را شروع کنیم. شروع کردیم و بعد جعفر خیلی علاقه‌مند شد که کار با نوزاد را هم شروع کند. کار تبلیغاتی کلی آماده‌سازی نیاز داشت و  وقت می‌برد ولی اینجا موضوع موجود زندهٔ زیبایی بود مثل بچه. جعفر تمرکزش را گذاشت روی آن موضوع و چون در ایران عکاس‌های بارداری خانم‌اند، من هم فکر کردم می‌توانم در آن قسمت کار کنم. من شدم عکاس بارداری و جعفر شد عکاس نوزاد، و </span><b>کار ما از کاری ساده یعنی از پرده‌ای توی خانه در عرض یک سال، تبدیل شد به چیزی که واقعاً نمی‌دانستیم چه کارش کنیم. از سه ماه زودتر وقتی نداشتیم بدهیم و خیلی‌ها را مجبور بودیم رد کنیم. زمانی که ویزا آمد، اصلاً وقت مهاجرت نبود. همهٔ زحمت‌ها را کشیده بودیم. خیلی‌ها به‌خاطر اینکه ما را می‌شناختند، می‌آمدند. می‌گفتند این زوج را در تلویزیون دیده‌ایم </b><span style="font-weight: 400;">یا اینکه می‌دانستند که ما دور دنیا با دوچرخه سفر کرده‌ایم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">الان پشیمان نیستم. هنوز بیزنس‌مان را در ایران داریم. خواهرم دستیارم بود و الان او کار را به عهده دارد. آتلیه در ایران باز است و آن‌ها مدیریتش می‌کنند. اسم را عوض کردیم. اسمش در ایران همین بود، اگر نگهش می‌داشتیم، شاید سه پله جلوتر بودیم. می‌دانید که در بحث وب‌سایت چقدر سن وب مهم است. آمدیم اینجا، تصمیم گرفتیم که اسم جدیدی بگذاریم و خودمان را برند کنیم که ایدهٔ جانا (JaNa) شروع شد. جا (Ja)، اول اسم جعفر و نا (Na)، اول اسم نسیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-4388" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_36.jpg?resize=500%2C333" alt="Nasim _ Jafar_36" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_36.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_36.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_36.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خودتان می‌دانید که چقدر سخت است، ولی الان خوشحالم. با آن سابقه آمدیم و دوباره از کار مجانی شروع کردیم. سال اول من و جعفر یک مزدا۳ هاچ‌بک داشتیم که وسایلمان را می‌ریختم پشتش و صبح از ریچموند تا سوری تا لب مرز و… به محل‌های عکس‌برداری می‌رفتیم تا استودیویی گرفتیم که نصفش خانهٔ‌مان بود و نصفش آتلیه، اما بعد به جایی رسید که تبدیل شد به یک کار واقعی و نمی‌توانستیم همان ترافیک را آنجا داشته باشیم. فکر کردیم الان موقع رشد است و اوائل ماه ژوئن به این ساختمان اداری نقل مکان کردیم. الان احساس می‌کنم که ده سال گذشته است با اینکه چند ماهی بیشتر نیست. هنوز با آن چیزی که در ایران داشتیم، خیلی فاصله داریم. دائم مشغول کاریم. هشت صبح می‌آییم سر کار و هشت شب زودترین وقتی است که می‌توانیم برگردیم به خانه. بعضی وقت‌ها یک جلسه شش هفت ساعت طول می‌کشد. قسمت پولش برایمان مهم است، ولی از آن مهم‌تر این است که از کارمان راضی باشیم. من خودم وقتی عکسی را دوست ندارم، انتظار هم ندارم که آن خانواده هم از عکس خوشش بیاید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا بیشتر مشتری‌هایتان ایرانی‌اند؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اوایل که شروع کردیم، تبلیغی در مجله‌ای دادیم. اینجا تبلیغات متفاوت است. تبلیغات سنتی زیاد تاثیری ندارد. بیشترِ تبلیغات آنلاین‌اند و همهٔ مشتری‌های ما یا به ما معرفی شدند یا از کسی در بارهٔ ما شنیدند یا توی گوگل ما را پیدا کردند. بیشتر مشتری‌های ما چینی‌اند، بعد هندی، بعد کانادایی و بعد ایرانی‌ها و فلیپینی‌ها. هر چه مشتری ایرانی هم داریم، از طریق معرفی بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-4389" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_42.jpg?resize=500%2C333" alt="Nasim _ Jafar_42" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_42.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_42.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/Nasim-_-Jafar_42.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>فکر می‌کنید دلیلش چه می‌تواند باشد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فکر کنم بیشتر به‌خاطر اینکه به‌طور مشخص دنبالِ گروه و ملیت خاصی نبودیم. الان مثل بقیه‌ایم و وقتی ایرانی‌ها ما را پیدا می‌کنند، خوشحال می‌شوند که ما هم ایرانی‌ایم چون کار خیلی ساده‌تر می‌شود. با ایرانی‌ها کلی می‌خندیم، ایرانی‌های اینجا هر کدام مثل یک کتاب می‌مانند وقتی نگاه می‌کنم، می‌بینم که زندگی‌های ویژه‌ای داشته‌اند. خیلی خوشحال می‌شوم و افتخار می‌کنم که همهٔ مشتری‌هایمان ایرانی باشند ولی با این حال دلمان نمی‌خواست فقط به یک ملیت خاص محدود باشیم. فکر کردیم توی این جامعه هستیم و فردی را که برای تبلیغات انتخاب کردیم کانادایی بود. الان ایرانی‌هایی که ما را انتخاب می‌کنند، اول کارِ ما را دوست دارند و بعد که متوجه می‌شوند ما هم ایرانی‌ایم، خوشحال می‌شوند. ولی در کل می‌توان گفت که مشتری‌های ایرانی ما در اقلیت‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تبلیغات خاصی نداریم ولی گاهی عکس‌هایی را که بامزه‌اند در گروه همیاری می‌گذاریم، ولی کلاً تبلیغات خاصی نداریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>حتماً هنگام کار اتفاقات جالب زیادی برایتان می‌افتد. آیا خاطره‌ای که برای خودتان خیلی جالب بوده، دارید که بتوانید برای خوانندگان ما هم تعریف کنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اینجا ما با بچه‌ها کار می‌کنیم و هر موقع این‌ها پوشک ندارند، قسمت ترسناک کار ماست. می‌شود گفت که یخِ همه را باز می‌کند. وقتی بچه‌ای ادرار یا کارِ دوم را می‌کند، یخ همه باز می‌شود، حتی آدم‌هایی که خیلی خشک‌اند، و آنجاست که همیشه خنده و شادی شروع می‌شود. شادترین موقع وقتی است که بچه‌های شش هفت ماهه بی‌دلیل خوشحال و شادند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با این حال، می‌شود گفت اینجا بیشتر اتفاق‌های لذت‌بخش می‌افتد تا اتفاق‌های خنده‌دار. مثلاً بچه‌ای کوچک را توی دستانت گرفته‌ای و می‌بینی که چقدر برای زندگی می‌جنگد و بعد وقتی خوابیده و آرام شده، لبخند کوچکی می‌دزند و آنجاست که من می‌فهمم وقتی مادر‌ها می‌گویند این همه سختی می‌کشی، ولی ارزش آن خندهٔ کوچک را دارد، یعنی چه. و این عکس‌ها چیزی است که تا آخر عمر برای یک خانواده می‌ماند. این‌ موضوعات لذت ما در کارمان را بیشتر می‌کند.</span></p>
<figure id="attachment_4390" aria-describedby="caption-attachment-4390" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-4390" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/SouthKorea_OlympicStadium.jpg?resize=500%2C333" alt="استادیوم المپیک - کرهٔ جنوبی SouthKorea_OlympicStadium" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/SouthKorea_OlympicStadium.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/SouthKorea_OlympicStadium.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/01/SouthKorea_OlympicStadium.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-4390" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">استادیوم المپیک &#8211; کرهٔ جنوبی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>فکر می‌کنید حالا که در ونکوور مستقر و مشغول کارید، آیا امکان دارد که دوباره دوچرخه‌هایتان را بردارید و سفر جدیدی شروع کنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ما که همیشه مسافریم. اگر از ما بپرسند که انگیزهٔ مهاجرتتان چی بود، جعفر خواهد گفت که من آرزوی یک موتور را داشتم که در ایران نبود و اگر هم بود، آنجا اجازهٔ خریدش را نداشتم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چیزی که در ذهنمان است، این است که از آلاسکا تا شیلی سفر کنیم. داریم به شکل و ساختار دیگری فکر می‌کنیم. حتماً درخت‌کاری درش خواهد بود ولی این‌دفعه می‌خواهیم با موتور برویم. الان دیگر نمی‌توانیم برای مدتی طولانی برویم و اینجا نباشیم. باید مدت زمانی بگذرد تا ما دوباره بتوانیم به مسافرتی طولانی برویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برنامهٔ بلندمدت‌مان این است که تمام دنیا را بگردیم و درخت بکاریم و این دفعه که به عکاسی حرفه‌ای نگاه می‌کنیم، شاید بتوانیم با ایده‌های جدیدتری وارد سفر بشویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از نظر مهاجرتی نگاه کنی سال اول تقریباً هر روز می‌خواستیم برگردیم مخصوصاً این موضوع که آنجا بیزینس موفقی داشتیم، ما را بسیار وسوسه می‌کرد. هر روز می‌گفتیم برمی‌گردیم، بعد می‌گفتیم حالا درس دیگری توی کالج بگیریم که حداقل کاری کرده باشیم و بعد برگردیم. همهٔ این اتفاق‌ها که مدام گفته‌ایم حالا بعد، حالا بعد، ما را اینجا نگه داشت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>سفری که اخیراً به ایران داشتیم، سفری سرنوشت‌ساز برای ما بود. اینجا جا افتاده‌ایم، ولی می‌خواستیم ببینیم که آیا این‌کار درست بوده است. نه در لحظه ورود، اما بعد از یک هفته به این نتیجه رسیدم که بهترین اتفاق زندگی‌ام همین مهاجرت بوده است.</b><span style="font-weight: 400;"> آدم دلتنگ خیلی چیز‌ها می‌شود و دوری خیلی سخت است. من پدرم را به‌تازگی از دست داده‌ام. این جریان در عرض هفت ماه اتفاق افتاد و من دوست داشتم که بتوانم پیش ایشان باشم و این خیلی سخت است. اما از این کارم راضی‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">الان این زندگی من است. ازش راضی‌ام و خوشحال. آنجا هم خوب بود، ولی الان در سیاره‌ای جدیدم، دارم کشفش می‌کنم و دوست دارم همه چیز مثبت و خوب باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خیلی از کسانی که اینجا هستند، خواننده‌های شما، همه این دوران را گذرانده‌اند. در واقع مهاجرت نوعی شکستنِ خودت است. یک‌جور مردن و دوباره زنده‌شدن است. همهٔ ساختار خودت و همه‌چیز را می‌شکنی تا دوباره بتوانی روی پای خودت بایستی. ولی این چیزی است که شخصیت تو را می‌سازد و این چیزی است که از تو آدم جدیدی می‌سازد. این آدمی که من باشم، الان اینجا ایستاده‌ام و پدرم را از دست داده‌ام، چیزی که از کودکی برایم مثل یک کابوس بود، ولی الان اینجا محکم ایستاده‌ام و دارم از خودم آدم جدیدی درست می‌کنم. رفتم آنجا کنار خانواده‌ام ایستادم و آن‌ها را کمک می‌کردم که از این مرحله عبور کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>دوست دارید در انتها  نکته‌ای اضافه کنید برای خواننده‌های ما؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">می‌‌دانم که خیلی از خواننده‌های شما در جای یک سال قبل من‌اند؛ در تکاپوی رفتن و ماندن. می‌خواستم بگویم هر جا که هستیم، مهم نیست که مکانش کجاست، مطمئناً نوستالژی‌هایی داریم برای خودمان، ساختاری داریم برای خودمان در جایی به اسم خانه. ولی خانه جایی است که تو هستی. وقتی جاهای مختلفی سفر می‌کنی، از همه مهم‌تر این است که خودت را با خودت می‌بری، یعنی اون چیزی که باید باهاش کنار بیایی. باید سعی کنیم آن را درست بسازیم، بقیهٔ زندگی درست می‌شود و بقیهٔ چیزها مهم نیست. هر جا که هستیم، ایمان داشته باشیم که چیزی قوی در وجودمان است که همهٔ غیرممکن‌ها را ممکن می‌کند. شاید شعاری به‌نظر بیاید ولی واقعیت قضیه همین است. فقط باید قوی بود و اگر صلاح در این است که اینجا زندگی کنیم، بایستی برایش بجنگیم. خیلی راحت می‌شود جا زد و راه آسان را انتخاب کرد، اما ما‌ به دنیا نیامده‌ایم که راه آسان را انتخاب کنیم، ما آمده‌ایم که چیزهای جدید بسازیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>از وقتی که در اختیار رسانهٔ همیاری قرار دادید، بسیار ممنونیم و آرزوی موفقیت‌های هرچه بیشتر برایتان داریم.</b></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">JaNa Photography Website:‎</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;"><a href="http://www.jana.photography/">http://www.jana.photography/</a>‎</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">JaNa Photography Facebook Page:‎</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;"><a href="https://www.facebook.com/jana.photography.vancouver/">https://www.facebook.com/jana.photography.vancouver/</a>‎</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/22/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%9b-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/">گفت‌وگو با جانا؛ زوج ماجراجوی ورزشکار و هنرمند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/01/22/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%9b-%d8%b2%d9%88%d8%ac-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4%da%a9%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4378</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2016/09/19/%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87%d9%94-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7-%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2016/09/19/%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87%d9%94-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7-%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Sep 2016 18:08:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ساسان قهرمان]]></category>
		<category><![CDATA[سهیل گرگری]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کانون فرهنگی هنری یارا]]></category>
		<category><![CDATA[کلگری]]></category>
		<category><![CDATA[مسابقه]]></category>
		<category><![CDATA[مهتاب کرانشه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=3063</guid>

					<description><![CDATA[<p>اطلاعیهٔ «کانون فرهنگی هنری یارا» دربارهٔ اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم» با تبریک فراوان به سه برندهٔ مسابقهٔ عکاسی با عنوان «من کانادا هستم» که به وسیلهٔ کانون فرهنگی هنری یارا برگزار شد، به‌عرض شما دوستان گرامی در اقصا نقاط کانادا می‌رسانیم که تعداد ۱۰۴ عکس برای شرکت در این مسابقه ارسال شد و از بین این تعداد، سه عکس که از نظر ارتباط با موضوع، کادربندی، ترکیب‌بندی و نگاه تازه و بدیع...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/09/19/%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87%d9%94-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7-%d9%87/">اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اطلاعیهٔ «کانون فرهنگی هنری یارا» دربارهٔ اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم»</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با تبریک فراوان به سه برندهٔ مسابقهٔ عکاسی با عنوان «من کانادا هستم» که به وسیلهٔ کانون فرهنگی هنری یارا برگزار شد، به‌عرض شما دوستان گرامی در اقصا نقاط کانادا می‌رسانیم که تعداد ۱۰۴ عکس برای شرکت در این مسابقه ارسال شد و از بین این تعداد، سه عکس که از نظر ارتباط با موضوع، کادربندی، ترکیب‌بندی و نگاه تازه و بدیع عکاس، بهترین بودند، از طرف داوران محترم این مسابقه، آقای ساسان قهرمان و آقای سهیل گرگری، انتخاب شدند. این مسابقه با تیمی متشکل از خانم مهتاب کرانشه، طراح و مجری طرح مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم» و مشاور هنری، خانم سمانه دردانی، طراح و مجری پوستر و مشاور هنری و خانم ترانه نیایش، مشاور هنری اجرا شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اسامی برندگان این مسابقه به ترتیب زیر است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">مقام اول: </span><b>آقای مهرداد کشمیری</b><span style="font-weight: 400;">، از شهر پورت مودی، استان بریتیش کلمبیا</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-3065" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Mehrdad_Keshmiri.jpg?resize=333%2C500" alt="اطلاعیهٔ «کانون فرهنگی هنری یارا» دربارهٔ اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم»- مهرداد کشمیری" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Mehrdad_Keshmiri.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Mehrdad_Keshmiri.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">مقام دوم: </span><b>آقای سیروس محمدنژاد</b><span style="font-weight: 400;">، از شهر تورنتو، استان انتاریو</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-3066" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/sirous-mohamad-nejad.jpg?resize=500%2C500" alt="اطلاعیهٔ «کانون فرهنگی هنری یارا» دربارهٔ اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم» - سیروس محمدنژاد" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/sirous-mohamad-nejad.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/sirous-mohamad-nejad.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/sirous-mohamad-nejad.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/sirous-mohamad-nejad.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">مقام سوم: </span><b>آقای علی طباطبایی</b><span style="font-weight: 400;">، از شهر تورنتو، استان انتاریو</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-3067" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/ali-taba-tabai.jpg?resize=500%2C389" alt="اطلاعیهٔ «کانون فرهنگی هنری یارا» دربارهٔ اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم»- علی طباطبایی" width="500" height="389" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/ali-taba-tabai.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/ali-taba-tabai.jpg?resize=300%2C233&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/ali-taba-tabai.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با تشکر بسیار از اسپانسران عزیز این مسابقهٔ عکاسی:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خانم زینا تقوایی، مشاور املاک در شهر کلگری، خانم سیما غفارزاده، صاحب امتیاز و سردبیرِ نشریهٔ «رسانهٔ همیاری» در ونکوور و آقای ونداد زمانی، صاحب امتیاز و سردبیرِ نشریهٔ «مرد روز» در تورنتو.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">کانون فرهنگی هنری یارا برای این دوستان آرزوی موفقیت بیشتر دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;">برگزیده‌ای از عکس‌های ارسالی به این مسابقه را می‌توانید در کلیک زیر تماشا کنید:</span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/q44HKrrY_sU?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/09/19/%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87%d9%94-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7-%d9%87/">اعلام نتایج مسابقهٔ عکاسی «من کانادا هستم»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2016/09/19/%d8%a7%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%86%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87%d9%94-%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3063</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-22 20:05:50 by W3 Total Cache
-->