طوفان مهردادیان بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/طوفان-مهردادیان/ نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور Tue, 16 May 2023 01:14:05 +0000 fa-IR hourly 1 https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&ssl=1 طوفان مهردادیان بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/طوفان-مهردادیان/ 32 32 107786100 طوفان مهردادیان: بیرون‌زدن از قالب‌های معمول برای تئاتر و فیلم، همیشه از دغدغه‌های اجرایی من بوده است https://media.hamyaari.ca/2023/05/15/%d8%b7%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87/ https://media.hamyaari.ca/2023/05/15/%d8%b7%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87/#respond Tue, 16 May 2023 01:14:05 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=20576 گفت‌وگو با طوفان مهردادیان، نویسنده و کارگردان نمایش «ریحانه» که به‌تازگی در ونکوور به روی صحنه رفت سیما غفارزاده – ونکوور نمایش «ریحانه» ساختهٔ طوفان مهردادیان، طی ماه‌های مارس و آوریل در ۸ نوبت به روی صحنه رفت. این نمایش با اجرای بدیع و خلاقانه‌اش توجه مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرد. اجرای تعاملی و رودرروی بازیگران و تماشاگران از بیرون از سالن آغاز می‌شد و تا پایان نمایش ادامه داشت. موضوع نمایش دربارهٔ ریحانه...

نوشته طوفان مهردادیان: بیرون‌زدن از قالب‌های معمول برای تئاتر و فیلم، همیشه از دغدغه‌های اجرایی من بوده است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با طوفان مهردادیان، نویسنده و کارگردان نمایش «ریحانه» که به‌تازگی در ونکوور به روی صحنه رفت

سیما غفارزاده – ونکوور

نمایش «ریحانه» ساختهٔ طوفان مهردادیان، طی ماه‌های مارس و آوریل در ۸ نوبت به روی صحنه رفت. این نمایش با اجرای بدیع و خلاقانه‌اش توجه مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرد. اجرای تعاملی و رودرروی بازیگران و تماشاگران از بیرون از سالن آغاز می‌شد و تا پایان نمایش ادامه داشت. موضوع نمایش دربارهٔ ریحانه جباری بود که تاکنون کمتر به زندگی او در ادبیات داستانی و نمایشی پرداخته شده است.

گفت‌وگو با طوفان مهردادیان، نویسنده و کارگردان نمایش «ریحانه» که به‌تازگی در ونکوور به روی صحنه رفت

در این شماره و با پایان‌یافتن اجراهای این نمایش، گفت‌وگویی داشتیم با طوفان مهردادیان تا از تجربهٔ این نمایش موفق برایمان بگوید که توجه شما را به آن جالب می‌کنیم.

سلام آقای مهردادیان عزیز، با سپاس از لطف شما و اینکه دعوت ما را برای این گفت‌وگو پذیرفتید، بابت کارگردانی و اجرای نمایش «ریحانه» به شما صمیمانه تبریک می‌گوییم. این نمایش متفاوت با استقبال زیادی از سوی ایرانیان ونکوور مواجه شد. لطفاً در ابتدا برایمان بگویید چه شد که به فکر نمایشی با محوریت موضوع ریحانه جباری افتادید؟

درود بر شما و مخاطبان فرهیختهٔ نشریهٔ رسانه‌ٔ همیاری.

شاید نمایش «ریحانه» حاصل احساس عجزی باشد که پشت دیوارهای زندان تجربه کرده‌ام. من به‌اتفاق تعداد زیادی از مردم – غریبه و آشنا – همراه شعله پاکروان و خانوادهٔ ریحانه جباری آنجا بودیم تا بلکه بتوانیم تأثیری در سرنوشت ریحانه داشته باشیم. به‌فاصلهٔ کمی از ما، آن‌طرف دیوار انسان‌هایی داشتند کشته می‌شدند، بدون اینکه کاری از دست کسی بربیاید.

با شعله در فیلم کوتاهی هم‌بازی بودم، خواهر و برادر بودیم و این شروع آشنایی ما بود. بعد‌ها، وقتی پروندهٔ ریحانه برای اجرای حکم رفت و شعله ماجرای دخترش را عمومی کرد، همراه خیلی دیگر از دوستان تئاتری دنبال راهی برای گرفتن رضایت از خانوادهٔ سربندی یا پیداکردن مسیری برای تجدیدنظر در اجرای حکم اعدام بودیم.

بعدها در مراسم مختلفِ ریحانه و همراهی با شعله، با دوستان و بعضی از همبند‌های ریحانه آشنا شدم، ازجمله راحله ذکایی که شخصیت «مهسا» از او الهام‌ گرفته شده است.

سال‌ها بعد در یک کارگاه بازیگری در ونکوور فکر اولیهٔ این اجرا را با بچه‌های آن دوره مطرح کردم. ادامهٔ کار به دوران کرونا گره خورد و ما تمرینات خود را به‌صورت آنلاین پی گرفتیم. در طول نوشتن کار تنها پروندهٔ ریحانه مد نظرم نبود. ظلم تاریخی و سیستماتیکی را هم که به تمام زنان در جوامع مردسالار می‌شود، در نظر داشتم. به بهانهٔ ریحانه پروندهٔ زنانی دیگر ورق می‌خورد.

در اینجا چار زندان است، به هر زندان دو چندان نقب

در هر نقب چندین حجره، در هر حجره چندین زن، 

در زنجیر…*

شاید اگر دقیق شویم، زنی از نزدیکان و اطرافیان خود را نیز در این زندان بیابیم.

گفت‌وگو با طوفان مهردادیان، نویسنده و کارگردان نمایش «ریحانه» که به‌تازگی در ونکوور به روی صحنه رفت

نمایش را به مادر و پدر ریحانه پیشکش کرده‌اید. آیا ایشان از اجرای این نمایش اطلاع دارند؟

بله. با وجود این که همیشه صحبت‌کردن با شعله در‌بارهٔ ریحانه برایم سخت بوده، ولی از زمانی که ایدهٔ اولیهٔ اجرا به ذهنم رسید، با شعله مکالمه داشتم. سختی ماجرا از این جهت بود که نمی‌خواستم به‌خاطر من شعله دوباره خاطرات تلخش را مرور کند. در نهایت، شعله تعدادی فایل صوتی فرستاد که خیلی به دردمان خورد.

ضمن اینکه شعله و شهرزاد (کوچک‌ترین خواهر ریحانه) در آخرین تمرین آنلاین ما حضور داشتند و در جریان متن نهایی هم قرار گرفتند.

چطور به چنین نحوهٔ اجرای دشوار و پیچیده‌ و در عین‌حال بدیعی، رسیدید؟

بیرون‌زدن از قالب‌های معمول برای تئاتر و فیلم، همیشه از دغدغه‌های اجرایی من بوده است. از طرفی همیشه تمایل به سعی و خطا در اجرا داشته‌ام، در زمینه‌هایی مانند:

– تجربهٔ تئاتری مبتنی بر حس ناب بازیگر بدون زوائد

– اینکه تماشاگر و بازیگر، اجرایی رخ‌به‌رخ را تجربه کنند

– اجرایی تعاملی که به‌جای تحرک بازیگران، تماشاگران در حرکت باشند

– رسیدن به اجرایی مبتنی بر مجموعه‌ای از تک‌گویی‌ها

– مونولوگ‌هایی در‌بارهٔ سوژه‌ای مشترک با نظر‌گاه‌های متفاوت

– رسیدن به گونه‌ای از تئاتر مستند

و…

«ریحانه» در واقع تلاقی بسیاری از کنجکاوی‌‌ها و تجربه‌های من در تئاتر بود.

از راست: آتیا گاپله، مهسا قراگزلو، سارا نفر، اشرف میر‌نظامی، آهو خردمند، لیلا خلیلی، مونا صدرنیا، الناز رضایی، یلدا شایسته
از راست: آتیا گاپله، مهسا قراگزلو، سارا نفر، اشرف میر‌نظامی، آهو خردمند، لیلا خلیلی، مونا صدرنیا، الناز رضایی، یلدا شایسته

با توجه به نوع اجرا، تعداد تماشاگران شما بسیار محدود است؛ اگر اشتباه نکنم حدود ۲۵ تا ۳۰ نفر در هر بار اجرای نمایش. آیا این روی انگیزهٔ شما و دیگر عوامل برای کار روی این نمایش تأثیر منفی نداشت؟

تک‌تک بچه‌های گروه آن‌قدر باانگیزه‌اند و نسبت به قالب و محتوای کار علاقه و تعهد دارند که فکر نکنم به‌سادگی بشود نسبت به این تجربه دلسردشان کرد. 

در حین اجرای نمایش گاه صدای بازیگران در هم تداخل می‌کرد. آیا فکر می‌کنید اگر فضای بزرگ‌تری برای اجرا داشته باشید، این مشکل برطرف می‌شود؟ یا اساساً این مسئله به‌عمد بوده است؟

ما از اول برای اجرا دنبال محلی می‌گشتیم که تماشاگر خیلی احساس انبساط نداشته باشد، اینکه صدای بازیگران تداخل داشت، کاملاً تعمدی بود، هرچند که اگر کمی فضای بزرگ‌تری در اختیار داشتیم، شاید کار راحت‌تر می‌شد، راحت‌تر از این جهت که تمرکز بازیگران انرژی کمتری می‌برد. 

با توجه به اینکه تماشاچیان می‌بایست ایستاده نمایش را تماشا کنند، آیا بازخوردی منفی‌ای از این جهت خصوصاً از افراد سالمند دریافت کرده‌اید؟ آیا تمهیدی می‌‌شد برای این موضوع اندیشید؟

از اولین اجرا با بازیگران نقش نگهبان بر این قرار بودیم که با ملاقاتی‌ها (مخاطب) خیلی برخورد مهربانانه‌ای نداشته باشند. با این‌حال ممانعتی برای تماشاگرانی که می‌خواستند نشسته کار را دنبال کنند وجود نداشت. بچه‌ها توجیه بودند که صندلی در اختیار مخاطبی که مشکل خاصی داشته باشد قرار دهند. حتی در یکی از اجرا‌ها یکی از زندانیان صندلی خود را در اختیار مخاطب خود قرار داد. از طرفی، گروه قبل از هر اجرا با توجه به تجربهٔ اجراهای قبلی ملاحظاتی انجام می‌داد. با تمام این تفاسیر در طول هشت اجرا، یکی از تماشاگران متأسفانه نتوانست تا آخر با ما همراه باشد.

ردیف عقب از راست: ساحل طلیس‌چی، یلدا شایسته، سارا نفر، طوفان مهردادیان، الناز رضایی، مهسا قراگزلو، ماهان آل‌داود، ترکان واحدیردیف جلو از راست: لیلا خلیلی، اشرف میر‌نظامی، آتیا گاپله
ردیف عقب از راست: ساحل طلیس‌چی، یلدا شایسته، سارا نفر، طوفان مهردادیان، الناز رضایی، مهسا قراگزلو، ماهان آل‌داود، ترکان واحدی ردیف جلو از راست: لیلا خلیلی، اشرف میر‌نظامی، آتیا گاپله

برای اجرای این نمایش با چه مشکلاتی مواجه بودید؟

تمرینات و هماهنگی‌ها به‌خوبی پیش رفت، فقط زمان زیادی منتظر بازشدن سالن‌های کرونازده بودیم و بعد از آن پیداکردن محل مناسب برای اجرا هم مقداری پروژه را معطل کرد.

آیا در فکر اجرای دوبارهٔ این نمایش هستید؟ چه اینجا در ونکوور و چه در دیگر شهرهای کانادا؟

حتماً. صحبت‌هایی هم برای اجرا در شهر‌های دیگر شده است. امیدوارم بعد از یک فاصلهٔ یکی دو ماهه دوباره بتوانیم فصل جدید اجرا‌ها‌ را شروع کنیم.

اگر صحبت دیگری در مورد نمایش ریحانه یا به‌طور کلی فعالیت در حرفهٔ نمایش دارید، بفرمایید.

دوست دارم ادای دینی به همراهانم در این مسیر بی‌نظیر داشته باشم. از آتیا، الناز و مهسا که از ابتدا همراه من بودند تا سارا که بعد‌ها به‌جای حوری به ما ملحق شد. بازیگرانی بی‌نظیر که چیزی برای اجرا کم نگذاشتند و هر لحظه من‌ را به وجد می‌آوردند. لیلا که دیر آمد ولی باتجربه بود و خلأ نبودن ترکان را پر کرد. یلدا، مونا و اشرف که حضور خلاقشان هر لحظه من و البته تماشاگران را غافلگیر می‌کرد. باید تشکر کنم از اسد بیگی و ژوبین غازیانی که پشتگرمی من بودند در حوالی اجرا، و از تلاش‌های هنرمندانهٔ ساحل باید تقدیر کرد که همهٔ پشت صحنه بود؛ از پوستر و بروشور گرفته تا نور و صحنه. همچنین سپاسگزارم از همراهی دوستانم بهناز ایزدی، شایلی میر‌اشرفی، حسن افروزی، بهاره دهکردی، شان شیرازی، محبوبه مجتهدی، سهیلا فرهت، آوا سلیم‌خانی و…

و در آخر، امیدوارم زمانی برسد که هیچ بهانه‌ای برای اجرای «ریحانه» در هیچ‌کجا نداشته باشیم، جز مروری موزه‌ای از عجایب دوران گذشته. 


*اشاره به شعر «کیفر» شاملو، توضیح آنکه در شعر شاملو به‌جای «زن»، کلمهٔ «مرد» به کار رفته است.

نوشته طوفان مهردادیان: بیرون‌زدن از قالب‌های معمول برای تئاتر و فیلم، همیشه از دغدغه‌های اجرایی من بوده است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/05/15/%d8%b7%d9%88%d9%81%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%b2%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%d9%87/feed/ 0 20576
تراژدی از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است https://media.hamyaari.ca/2020/02/26/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%da%af-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/ https://media.hamyaari.ca/2020/02/26/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%da%af-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond Thu, 27 Feb 2020 03:41:49 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=13282 گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه سیما غفارزاده – ونکوور آخر هفتهٔ گذشته این شانس را داشتم که سرِ یکی از تمرین‌های نمایش «قرعه برای مرگ» که روز شنبه ۲۹ فوریهٔ ۲۰۲۰، در دو سئانس در سالن اِوِرگرین کوکئیتلام به روی صحنه خواهد رفت، حاضر شوم. این یکی از قسمت‌های جذاب کارم است. در فرصت پس از تماشای تمرین، با...

نوشته تراژدی از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

سیما غفارزاده – ونکوور

آخر هفتهٔ گذشته این شانس را داشتم که سرِ یکی از تمرین‌های نمایش «قرعه برای مرگ» که روز شنبه ۲۹ فوریهٔ ۲۰۲۰، در دو سئانس در سالن اِوِرگرین کوکئیتلام به روی صحنه خواهد رفت، حاضر شوم. این یکی از قسمت‌های جذاب کارم است. در فرصت پس از تماشای تمرین، با حسن افروزی، نویسنده و بازیگر و همچنین طوفان مهردادیان، کارگردان و بازیگر این نمایشنامه گفت‌وگویی داشتیم دربارهٔ ایدهٔ شکل‌گیری این کار و به‌طور کلی چالش‌های کار تئاتر در ونکوور که توجه شما را به آن جلب می‌کنم.

برای خرید بلیت این نمایش اینجا کلیک کنید

با سلام خدمت شما آقای حسن افروزی و آقای طوفان مهردادیان، از وقتی که برای این گفت‌وگو در اختیار ما می‌گذارید، سپاسگزاریم. پیش از این در گفت‌وگویی دربارهٔ نمایش «خانهٔ برناردا آلبا» در شمارهٔ ۸۲ رسانهٔ همیاری، خوانندگانمان با آقای مهردادیان بیشتر آشنا شدند. آقای افروزی، شما هم از چهره‌های آشنای شهرمان ونکوور هستید که همیشه در عرصهٔ هنر و ادبیات فعال بوده‌اید، با این‌حال، ممنون خواهیم شد برای آن دسته از خوانندگانی که شما را کمتر می‌شناسند، خودتان را کوتاه معرفی بفرمایید.

حسن افروزی: خانم غفارزاده عزیز، خود شما که مدت‌های مدیدی است در کار ادبیات و قلم هستید، بنده هم از همان سال‌های قبل که همکار شما بودم و از بعد از آن دوره که به خودم کمی استراحت دادم تا الان که در خدمت شما هستم، از ادبیات جدا نشده‌ام و همیشه دغدغهٔ اصلی من ادبیات مهاجرت بوده و هست؛ درست همان دغدغه‌ای که شما و همکارانتان دارید.

گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

چه چیزی باعث شد به سراغ «قرعه برای مرگ» اثر واهه کاچا بروید؟

حسن افروزی: واقعیت امر این است که بنده پس از آشنایی با طوفان مهردادیان در کار قبلی، یعنی نمایش «دندون طلا»، متوجه استعداد شگرف ایشان در ریزه‌کاری‌های هنری و کارگردانی شدم، و همیشه دوست داشتم دغدغه‌های اصلی خودم را که بیشتر بحران‌های مهاجرت و ادبیات مهاجرت است، به شکلی با کمک ایشان به روی صحنه ببرم. تا اینکه یک‌روز آقای داوود مرزآرا، دوست عزیز داستان‌نویس ما، تلفنی گفت که در حین گردگیری از کتابخانهٔ شخصی‌شان به داستانی از مجموعه کتاب جمعهٔ احمد شاملو برخورده‌اند که مناسب اجرای تئاتر است. گرفتم، خواندم، همسرم زحمت تایپش را کشید و نهایتاً با طوفان مطرح کردم. ایشان ابتدا به‌دلیل اجراهای متعدد از این نمایشنامه در ایران روی خوش نشان نداد. دست به‌کار شدم، برداشت ایرانی خودم از داستان را نوشتم، همراه با تغییراتی عمده به‌خصوص به‌روزگردانیِ آن، تا اینکه به توافق رسیدیم برای کلیدزنی کار. همین که شروع کردیم، مسائل و حوادث آبان‌ماه و بعد از آن سرنگونی هواپیمای مسافربری، قلم ما را چرخاند و چرخاند، و هر روز وسعت دید ما را افزایش داد. سرنگونی هواپیما با تعدادی مسافر بی‌گناه و دورازسیاست که به‌هر دلیل مهاجرت را برگزیده بودند، کار ما را سنگین‌تر کرد. فکر کردم گویی واهه کاچا این داستان را همین دیروز و متأثر از شرایط امروز ما نوشته باشد.

مگر شما این کار را قبل از سقوط هواپیمای اوکراینی شروع نکرده بودید؟

طوفان مهردادیان: چرا، از چند ماه قبل شروع کرده بودیم، ولی در واقع فرایند شکل‌گیری این نمایش چیزی نبود که در مقطع خاصی برای ما تمام‌شده محسوب بشود. الان بچه‌های گروه می‌دانند که حتی تا شب اجرا هم ما تغییر و تحولاتی خواهیم داشت و همان‌طور که جناب افروزی هم گفتند، اتفاقات تلخی که این روزها تجربه کردیم، هم ما را خیلی متأثر کرد و هم متن و نمایش را تحت تأثیر قرار داد.

حسن افروزی: ببینید، آدم‌های مظلومی که داخل آن هواپیما بودند، انسان‌های شریفی بودند و البته غیرسیاسی، کاری به خیر و شر کسی نداشتند، مهاجرت کرده بودند که اینجا زندگی بهتری را تجربه کنند. آن‌ها به سیاست کاری نداشتند، ولی سیاست یقهٔ آن‌ها را گرفت. آدم‌های نمایش ما دقیقاً همین‌گونه هستند و به همین بلا دچار می‌شوند. البته خاطرنشان کنم که با ذوق سرشار و ظرافت طوفان در خلاقیت زیبایی‌ها و ریزه‌کاری‌های هنری، امیدوارم بتوانیم این معنا را به مخاطب منتقل کنیم.

طوفان مهردادیان: آقای افروزی خیلی به من لطف دارند، امیدوارم که مخاطب هم با ایشان هم‌عقیده باشند و ظرافت‌هایی را که به آن‌ها اشاره دارند، به‌خوبی دریافت کنند.

گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

کاچا، پس از چاپ رمان «ضیافت درندگان» که در ایران با نام «قرعه برای مرگ» چاپ شده، نمایشنامه‌ای هم بر همان اساس و با همان عنوان «ضیافت درندگان» نوشت. همچنین در ایران بر اساس این داستان اقتباس‌هایی نمایشی متعددی انجام شده است. این نمایشنامه که نوشتهٔ آقای حسن افروزی است، چه تفاوت‌هایی با نمایشنامهٔ اصلی دارد؟

طوفان مهردادیان: من متن اصلی را سال‌ها پیش خوانده بودم. اقتباسی نمایشی را هم بر اساس آن متن شنیده و هم دیده بودم. حتی یک سالی رفته بودم به یزد که «قرعه برای مرگ» در آنجا روی صحنه بود و آن اجرا را هم دیدم. همهٔ اجراهایی که بر اساس این متن انجام شده است، مثل خود قصهٔ اصلی در فرانسهٔ اشغالی می‌گذرد، در زمان جنگ جهانی دوم. ترجمهٔ نمایشنامه‌ای که خود کاچا نوشته است، هنوز وارد بازار نشده، ولی آن هم تفاوت زیادی با داستان اصلی ندارد. روایت ما به‌لحاظ فرم و قصه هیچ شباهتی به هیچ‌کدام از این اقتباس‌ها ندارد؛ اتفاقاً در روایت ما هر جا حسن افروزی بیشتر از واهه کاچا فاصله گرفته، فضای کار جذاب‌تر شده است.

گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

یعنی شما در واقع کار را ایرانیزه کرده‌اید؟

حسن افروزی: هم ایرانیزه و هم «امروزیزه»! یا همان به‌روزشده. در واقع داستان ما در همین امروز، در فضای مهاجرت و برای جامعهٔ ایرانی مهاجر اتفاق می‌افتد.

طوفان مهردادیان: پیرو همین «امروزیزه» شدن (به‌روز شدن) اجرا، می‌خواهم بگویم که داستان نمایش ما در هر زمان و مکانی ممکن است اتفاق بیافتد، چون سیاست، جنگ و حماقت‌های جمعی و تراژدی‌هایی که به‌دنبال خود دارد، به انتخاب ما ارتباطی ندارد و از نتایج این بلایای غیرطبیعی گریزی نیست. به‌واقع، تراژدی از رگ گردن به ما نزدیک‌ترست.

بازیگران این نمایش را بر چه اساسی انتخاب کرده‌اید؟ آیا برای انتخاب بازیگران بر اساس شخصیت‌های نمایشی و دیگر پارامترها، دستتان باز است یا انتخاب‌ها بیشتر بر اساس آزاد و در دسترس بودنِ بازیگران است؟

طوفان مهردادیان: ما دوره‌ای در کارگاه آموزشی‌مان داشتیم که قرار بود از بچه‌های آن دوره در کار استفاده کنیم. به‌غیر از آن، دوستانی بودند که از قبل برای کار جدید گروه اعلام آمادگی کرده بودند و ما متن را بر اساس این مجموعه بازنویسی کردیم، مثلاً یکی از کاراکترها را بنا به بازیگرانی که در اختیار داشتیم، به سلامتی برایش همسر اختیار کردیم. حتی دیالوگ‌ها را به بیان خود بازیگرها نزدیک کردیم. یعنی اگر مثلاً کاراکتر دکتر را بازیگر دیگری غیر از منصور خان بازی می‌کرد، قطعاً گفتار متفاوتی برایش نوشته می‌شد. در کل روند نوشتن متن، روند پویایی بود. ما نمایش را با توجه به امکاناتی که داشتیم و امکاناتی که بازیگرها داشتند و همچنین امکاناتی که متن اولیه در اختیارمان می‌گذاشت، رو به جلو می‌بردیم و الان که کار شکل گرفته است، هیچ بازیگر دیگری را نمی‌توانم جای بازیگرهای خودمان تصور کنم و به‌نظرم بچه‌های ما بهترین گزینه برای اجرا هستند حتی اگر که قرار باشد این نمایش در هر جای دیگری هم اجرا بشود.

گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

حسن افروزی: و بنده هم اضافه کنم، بازیگران نازنینی که باحوصله وقت می‌گذارند و ساعت‌ها بعد از کار روزمره به تمرین و هماهنگی می‌پردازند، فقط عاشق‌اند، و با تئاتر زندگی می‌کنند. عشق است که این عزیزان را سرپا نگه داشته است، وگرنه خود بهتر می‌دانید که درآمد تئاتر تنها اگر بتواند هزینه‌های سالن و تمرین را پوشش دهد، موفقیت نسبی حاصل شده است.

تصور می‌کنم در این نمایش یک بازیگر غیرایرانی هم دارید. چه شد که به چنین تصمیمی رسیدید؟ آیا اقتضای نمایش بوده است؟ دیالوگ‌های مربوط به بازی‌ ایشان احتمالاً به زبان انگلیسی است. این مسئله چگونه در کل نمایش ادغام شده است؟

طوفان مهردادیان: مختصات نمایش ایجاب می‌کرد که از بازیگر غیرایرانی استفاده کنیم، کسی که اصالتاً اطوار و بیانش ایرانی نباشد. اتفاقاً با رِی (Ray) هم مثل بقیهٔ بازیگرها، تعاملاتی برای شکل‌گیری کاراکترش داشته‌ایم.

آیا ایشان بازیگری حرفه‌ای‌اند؟

حسن افروزی: نه به‌هیچ‌وجه، بازیگری معمولی و آماتور عین من، ولی تصور می‌کنم بسیار مسلط و خوب نقش را فهمیده و اجرا می‌کند.

طوفان مهردادیان: البته آقای افروزی شکسته‌نفسی می‌کنند؛ ایشان حتی اگر تجربهٔ بازی نمی‌داشتند، به‌خاطر سابقهٔ هنری‌شان با صحنه و نبض بازی کاملاً عجین‌اند.

گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

در روند تمرینات و دیگر آمادگی‌ها برای اجرای نمایش، با چه محدودیت‌ها و مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنید؟

حسن افروزی: محدودیت‌ها زیاد است. علاوه بر محدودیت در صرف وقت و انرژی برای بهبود کیفیت کار هنری، امکان تأمین مالی هزینه‌ها و جذب مخاطب و حامی مالی بخش مشکل‌تر کار است. یک زمانی به طوفان پیشنهاد دادم که بازیگری سلبریتی را در مجموعه بگنجانیم تا به تبع آن شاید سالن پر و هزینه‌ها جبران شود. ایشان مخالفت کرد و البته دلیل منطقی هم برایش داشت.

طوفان مهردادیان: من ترجیح می‌دهم تماشاگر برای تماشای تئاتر به سالن بیاد، نه برای دیدن بازیگری خاص.

حسن افروزی: و بر همین اساس است که در اجرا هم طوفان خیلی روی ستاره‌سازی کار نمی‌کند، مگر اینکه اقتضای نمایش باشد. ولی به‌هر صورت، ما امیدواریم حتی از نظر مالی هم اگر مشکل داشته باشیم، بتوانیم در جذب مخاطب فرهیخته موفق شویم. جوانان این‌سوی آب که به زبان و ادبیات مادری دلبسته‌اند و ساعت‌ها و روزها وقت صرف تولید کاری هنری می‌کنند، باید هم مخاطب فهیم داشته باشند و هم تشویق شوند، وگرنه ما که آرد را بیخته و غربال را آویخته‌ایم. هر کس به‌هر شکل بتواند ادبیات فارسی را در مهاجرت زنده نگه دارد، به هویت ایرانی خدمت کرده است.

شما دوستانی که در ایران هم کار حرفه‌ای تئاتر کرده‌اید، چه تفاوت‌های عمده‌ای بین کار در ایران و اینجا می‌بینید؟ آیا تعداد انگشت‌شمار اجراهای یک نمایش در اینجا که گاه حتی به یک اجرا محدود می‌شود، ناامیدکننده نیست؟ به‌لحاظ مخاطب چطور؟ آیا فکر می‌کنید تئاتر حرفه‌ای (طبعاً به‌زبان فارسی) تماشاچی خاص خود را در میان جامعهٔ فارسی‌زبان ونکوور یافته است؟ 

طوفان مهردادیان: به‌نظر من برای ما همچنان بزرگ‌ترین تراژدیِ تئاترِ اینجا تعداد کم اجراهاست. ما در ایران دو اجرا برای جشنواره می‌رویم و بعد دستِ کم یک ماه اجرای عموم داریم. من هنوز فکر می‌کنم که هیچ‌کدام از کارهایمان به اجرای عموم نرسیده است، از «عروسک‌ها» تا به امروز و انگار فقط اجرای جشنواره را رفته‌ایم. امیدوارم بشود کارها را در شهرهای دیگر هم به روی صحنه ببریم، ولی آن هم هزینهٔ زیادی دارد، مخصوصاً که همهٔ این کارها پربازیگر بوده‌اند.

گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

حسن افروزی: بنده فکر می‌کنم مخاطب فارسی‌زبان بسیار در طول هفته مشغول است و آخر هفته نیاز بیشتری به رفع خستگی دارد، و طبیعی است که تئاتر محض نمی‌تواند جوابگوی نیازهای معنوی اکثریتی از هم‌وطنانمان باشد. ما هم اگر بخواهیم نگاه گیشه‌ای به تئاتر داشته باشیم، خودمان ارضا نمی‌شویم. شاید مجبور باشیم کمی کوتاه بیاییم و به آرامی هم روش خود را تغییر دهیم و هم ذائقهٔ مخاطب را تلطیف کنیم. 

طوفان مهردادیان: البته همچنان امیدوارم که بتوانیم به مخاطب‌های بیشتری برسیم، آن هم نه فقط تماشاگر ایرانی. از اجرای «خانهٔ برناردا آلبا» سعی کردیم که بتوانیم با مخاطب غیرایرانی هم ارتباط برقرار کنیم، تا حدودی هم موفق بودیم، ولی از طرفی باید توجه داشت که نحوهٔ تبلیغات برای جذب مخاطب غیرایرانی خیلی متفاوت است. 

لطفاً کمی هم از برنامه‌های آیندهٔ گروه تئاتر واچیک برایمان بگویید.

طوفان مهردادیان: در وهلهٔ اول دوست دارم مروری داشته باشم بر کارهایی که تا الان در ونکوور به روی صحنه برده‌ایم، که در فرصتی مناسب به آن خواهیم پرداخت. بعد، با آقای افروزی مصمم هستیم کار مشترکمان را با ساخت فیلم ادامه بدهیم. همین‌جا از متخصصانی که علاقه‌مند به همکاری با گروه ما باشند، دعوت می کنم که با ما همراه بشوند. تصمیم داریم که کارگاه‌های آموزشی واچیک را هم گسترش بدهیم، نه فقط در زمینهٔ بازیگری و تئاتر، بلکه با نگاهی کلی‌تر و با دعوت از اساتید مختلف.

یک نمایش بینافرهنگی را هم در برنامه‌هایمان داریم و همچنین یک نمایش هم به زبان انگلیسی برای حوالی تابستان. کار مشترک دیگری هم با آقای افروزی داریم با عنوان احتمالی «ریحانه». برای من باعث خوشحالی است که در این شهر با جناب افروزی برخورد داشته‌ام که هم صاحب سبک و اندیشه هستند و هم قلم‌به‌دست‌اند و هم اینکه دغدغه‌های مشترکی با ایشان دارم.

گفت‌وگو با حسن افروزی، نویسنده و طوفان مهردادیان، کارگردان نمایش «قرعه برای مرگ»، به‌بهانهٔ اجرای این نمایش در آخرین روز ماه فوریه

 با سپاس دوباره از شما برای این گفت‌وگو، اگر موضوع یا موضوعات دیگری هست که مایل‌اید دربارهٔ آن صحبت کنید، لطفاً بفرمایید.

حسن افروزی: مطلب که زیاد است، ولی حوصله و امکانات ما کم. من از طرف خودم و همهٔ عزیزان گروه «قرعه» از شما و نشریهٔ وزینتان تشکر می‌کنم که وقت گذاشتید تمرین‌های ما را از نزدیک مشاهده کردید و این مصاحبه را ترتیب دادید. آرزوی موفقیت داریم برای تیم همیاری و بهترین‌ها برای پیشبرد زبان و ادبیات فارسی. 

طوفان مهردادیان: من هم تشکر می‌کنم از شما و رسانهٔ همیاری که همیشه همراه گروه ما بوده‌اید و هستید و دوست دارم در آخر تشکر کنم از بچه‌های گروه که با انگیزه، پرتلاش، صبور و هنرمندانه همراه ما بوده و هستند. گروه بازیگران: منصور فیروزبخش، مهسا قراگزلو، اسد بیگی، آتیا گاپله، حوری سنجابی، آرزو جانی، پوریا نیکجو، پریا نظری و رِی هیربرت. مترجم زیرنویس: داوود مرزآرا. گروه کارگردانی و طراحان هنری: کتایون فیض مرندی، پارمیدا سعیدیان، پويا پورابراهيم، شهاب دهقانی، علی حقیقت‌جو و آرنوش ازرحيمی و همین‌طور آرش ازرحیمی که هیچ‌گاه به ما «نه» نگفت.

نوشته تراژدی از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2020/02/26/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%da%af-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%a7-%d9%86%d8%b2%d8%af%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/ 0 13282
به بهانهٔ اجرای نمایش «قرعه برای مرگ»  https://media.hamyaari.ca/2020/02/18/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%b9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%af/ https://media.hamyaari.ca/2020/02/18/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%b9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%af/#respond Wed, 19 Feb 2020 04:27:00 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=13241 بر اساس «میهمانی درندگان» نوشتهٔ واهه کاچا به کارگردانی طوفان مهردادیان در ونکوور بنفشه اعرابی – ایران واهه کارنیک خاچادوریان نویسندهٔ ارمنی‌تبار فرانسوی، سال ١٩٢٨ در سوریه به دنیا آمد و در سال ٢٠٠٣ در پاریس چشم از جهان فرو بست. از او بیست و پنج رمان، دو نمایشنامه و چندین فیلمنامه و اقتباس سینمایی به یادگار مانده است. خانوادهٔ واهه از آدانا به دمشق و سپس به بیروت مهاجرت کردند. او در هفده سالگی...

نوشته به بهانهٔ اجرای نمایش «قرعه برای مرگ»  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
بر اساس «میهمانی درندگان» نوشتهٔ واهه کاچا به کارگردانی طوفان مهردادیان در ونکوور

بنفشه اعرابی – ایران

واهه کارنیک خاچادوریان نویسندهٔ ارمنی‌تبار فرانسوی، سال ١٩٢٨ در سوریه به دنیا آمد و در سال ٢٠٠٣ در پاریس چشم از جهان فرو بست. از او بیست و پنج رمان، دو نمایشنامه و چندین فیلمنامه و اقتباس سینمایی به یادگار مانده است.

خانوادهٔ واهه از آدانا به دمشق و سپس به بیروت مهاجرت کردند. او در هفده سالگی عازم فرانسه شد و تحصیلات دانشگاهی خود را در IDEC آغاز کرد.

واهه پس از فارغ‌التحصیل شدن از بهترین دانشگاه سینمایی پاریس، مدتی روزنامه‌نگاری کرد و در بیست‌سالگی اولین اثرش به نام «ته‌سیگارهای روز یکشنبه» را با اسم مستعار واهه کاچا برای چاپ به گالیمار سپرد. 

سال ١٩۵۵ دومین رمان کاچا با عنوان «چشم در برابر چشم» (در ایران به اسم قصاص ترجمه شده است) را به چاپ سپرد. این رمان با استقبال خوبی مواجه شد و خود کاچا در نوشتن فیلمنامه‌ای بر اساس آن مشارکت کرد.

واهه کاچا در نوشتن و ساخت پانزده اثر سینمایی مشارکت داشته است، از آن جمله می‌توان به دو اقتباس سینمایی دیگر از آثار خودش اشاره کرد. فیلم «قلاب» با بازی کرک داگلاس با اقتباس از اثری به همین نام (قلاب ماهیگیری، ١٩۵٧) توسط MGM به روی پرده رفت و «میهمانی درندگان» هم بر اساس رمانی به همین نام ساخته شد.

همچنین به‌همراه هانری ورنوی (فیلمساز ارمنی فرانسوی) فیلمنامهٔ «شکست» را نوشت که با بازی ژان پل بلموندو، عمر شریف و روبر حسین در ١٩٧١ به روی پرده رفت.

واهه کاچا
واهه کاچا

واهه در ١٩٩٠ در نوشتن فیلمنامهٔ فیلم «مادر»، اثر دیگری از هانری ورنوی، با او همکاری کرد. این فیلم با بازی کلودیا کاردیناله و عمر شریف به روی پرده رفت. فیلم داستان غم‌انگیز کوچ اجباری ارمنیان را هنگام کشتار بزرگ و نیز زندگی یک خانوادهٔ ارمنی را که از مرگ نجات یافته و به کشور فرانسه مهاجرت کرده بودند، به تصویر می‌کشد.

از دیگر نوشته‌های کاچا می‌توان به رمان‌های زیر اشاره کرد:

کی پیان برنگرد (١٩۵٨)

مشت‌های گره‌کرده، هشتمین روز باری‌تعالی و ضیافت درندگان (١٩۶٠)

مردی که جشن را به هم زد (١٩۶٢)

چوب دست (١٩۶٣)

چون دیو برخاستن (١٩۶۴)

کشتی میمون‌ها، با کمال میل و ملخ درشت (١٩۶۶)

گالیا (١٩۶٧)

یا بُرد یا باخت، ده دختری که ظهر برمی‌خیزند و مرگ یک یهودی (١٩۶٨)

کاکا سیاهی بر روی مجسمه لینکلن (١٩٧٠)

مردی در کوچه رهاشده (١٩٧۵)

انتقام ارباب‌ها (١٩٧٧)

و شایعه‌ای که انتشار می‌یابد (١٩٧٩)

خنجری در این باغ (١٩٨١)، کاچا را به شهرتی دوباره رساند. این رمان تکان‌دهنده حاصل چندین سال مطالعه، پژوهش و بررسی منابع گوناگون و خاطرات شاهدان عینی و جان‌به‌دربردگان نسل‌کشی ارمنیان است. کاچا در این اثر، استادی خود را در تصویر کردن دشوارترین روزهای زندگی یک ملت به اوج می‌رساند و اثری ماندگار در تاریخ ادبیات ارامنه بر جای می‌گذارد.

سرنوشت ارمنیان همواره بخش عظیمی از دغدغهٔ ذهنی کاچا بود و او هیچ‌گاه هویت و ریشه‌های ارمنی خویش را فراموش نکرد. او بارها به‌عنوان یک فعال اجتماعی در تظاهرات علیه سیاست‌های دروغ و ریا، که تلاش در تحریف تاریخ ارامنه و نفی نژادکشی داشت، شرکت کرد و همواره ارتباط خویش را با اقلیت ارمنی، که دور از وطن تاریخی خویش می‌زیستند، عمیقاً حفظ کرد و با انجمن‌ها و نشریات آن‌ها در ارتباط بود.

میهمانی درندگان

یکی از مشهورترین و زیباترین کارهای کاچا، که تاکنون با اقبال همگان روبه‌رو بوده و در میان ده نمایشنامهٔ برتر فرانسوی پیوسته به روی صحنه رفته، «ضیافت درندگان» است. اثر در اصل، رمانی است که در ایران با نام «قرعه برای مرگ» با ترجمهٔ قدسی کریم قوانلو، توسط احمد شاملو در کتاب هفته معرفی و چاپ شده است. کاچا، پس از چاپ این رمان، نمایشنامه‌ای نیز بر همین اساس و با همان عنوان «ضیافت درندگان» نوشت. 

در ایران نیز بر اساس این داستان بارها اقتباس‌هایی نمایشی صورت گرفته است. شاید اولین اقتباس از «قرعه برای مرگ» توسط احمد دامود در تبریز به سال ١٣۴۴ روی صحنه رفته باشد و البته آخرینش هم سال گذشته در همان شهر. فیلم «میهمانی خصوصی» ساختهٔ حسن هدایت نیز با نگاهی به این داستان در سال ١٣۶۵ ساخته شده است.

نمایشنامهٔ «ضیافت درندگان» توسط دکتر قوام‌الدین رضوی‌زاده به فارسی ترجمه شده که در نوبت چاپ قرار دارد. دکتر رضوی‌زاده ترجمه‌ای هم از رمان «خنجری در این باغ» به بازار کتاب ایران روانه کرده‌اند که صمیمانه نگارندهٔ این سطور را در جهت آشنایی بیشتر از واهه کاچا یاری کرده است. ضمن تشکر از ایشان، این نوشته را با قسمتی از یادداشتشان دربارهٔ واهه کاچا به پایان می برم:

«کاچا استاد نگارگری موقعیت‌های دشوار است، موقعیت‌هایی که گویی در چشم‌به‌هم‌زدنی پیش می‌آیند. پیش از آن، همه‌چیز آرام است. زندگی سیر طبیعی خود را دارد. همه‌چیز سر جای خودش است. یک آرامش دوست‌داشتنی حاکم است که در سایهٔ آن می‌توان اندیشه را پرواز داد. می‌توان شاد بود و از هر دری سخن گفت. می‌توان به دیگران اندیشید و جایی را در ذهن خود به آن‌ها داد، اما ناگهان یک تلنگر این زندگی آرام را در هم می‌ریزد، تلنگری که اغلب رویارویی با مقولهٔ مرگ را در بر دارد. در این روند پیچیده، حوادثی نابهنگام رخ می‌دهد و بازیگران داستان چهره‌هایی دیگر از خود نشان می‌دهند که تا آن هنگام ندیده یا با آن آشنایی نداشته‌ایم. هنر کاچا در پرده برداشتن از چهره‌های پنهان انسان‌ها در موقعیت‌های دشوار است، چهره‌هایی که در زندگی روزمره و لحظه‌های آرام و دوست‌داشتنی از خود بروز نمی‌دهند و در پس پرده‌ای آن‌ها را پنهان می‌سازند.»

 نمایش «قرعه برای مرگ» بر اساس «میهمانی درندگان» نوشتهٔ واهه کاچا، به کارگردانی طوفان مهردادیان، روز شنبه ۲۹ فوریه در دو اجرا در سالن اورگرین کوکئیتلام به روی صحنه خواهد رفت. برای خرید بلیت اینجا کلیک کنید.

نوشته به بهانهٔ اجرای نمایش «قرعه برای مرگ»  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2020/02/18/%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%82%d8%b1%d8%b9%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%af/feed/ 0 13241
گرد هم آییم برای حمایت از آسیب‌دیدگان سیل در ایران https://media.hamyaari.ca/2019/04/25/%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%87%d9%85-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86/ https://media.hamyaari.ca/2019/04/25/%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%87%d9%85-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86/#respond Fri, 26 Apr 2019 02:31:36 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=11081 گفت‌وگو با عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران سیما غفارزاده – ونکوور به‌دنبال فاجعهٔ سیل‌های پی در پی در چندین شهر ایران، جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور و سازمان غیرانتفاعی MusicGives بر آن شدند تا با همکاری یکدیگر برنامه‌ای هنری به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل‌های اخیر در ایران ترتیب دهند. البته چند تن از دیگر هنرمندان شهرمان نیز به این دو سازمان غیرانتفاعی پیوسته‌اند تا این برنامه را هر چه پربارتر کنند. به‌همین...

نوشته گرد هم آییم برای حمایت از آسیب‌دیدگان سیل در ایران اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

سیما غفارزاده – ونکوور

به‌دنبال فاجعهٔ سیل‌های پی در پی در چندین شهر ایران، جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور و سازمان غیرانتفاعی MusicGives بر آن شدند تا با همکاری یکدیگر برنامه‌ای هنری به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل‌های اخیر در ایران ترتیب دهند. البته چند تن از دیگر هنرمندان شهرمان نیز به این دو سازمان غیرانتفاعی پیوسته‌اند تا این برنامه را هر چه پربارتر کنند. به‌همین بهانه، گفت‌وگویی با اعضای این دو سازمان و دیگر دوستانی که در برگزاری این برنامه نقش دارند، ترتیب دادیم. آن‌طور که خواهید خواند، برنامه‌ای بسیار متنوع توسط هنرمندان خوش‌ذوق شهرمان برای مخاطبان تدارک دیده شده است و از همه مهم‌تر اینکه همهٔ عواید این برنامه توسط خیریهٔ پردیس برای کمک به هم‌وطنانمان که شاید خیلی از ما به‌دلیل دوری امکان کمک به آن‌ها را نداشته باشیم، اختصاص خواهد یافت. امید آنکه با شرکت در این برنامه بتوانیم باری هر چند ناچیز از دوش آسیب‌دیدگان برداریم.

بلیت این برنامه در فروشگاه افرا واقع در خیابان پمبرتون نورث ونکوور یا از طریق تماس با تلفن‌های: ‎۶۰۴-۹۸۰-۴۶۷۸ و ‎۶۰۴-۸۸۹-۹۵۴۵ به فروش می‌رسد.

عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

ترانه یادگاری و آذر ضیامنش از جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور

با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و کمی دربارهٔ جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور برایمان بگویید؟

ترانه یادگاری: من ترانه یادگاری هستم. حدود ۳۷ سال است در ونکوور زندگی می‌کنم. تحصیلاتم در رشتهٔ مدیریت بازرگانی و زبان انگلیسی بوده و حدود ۳۱ سال است که به‌عنوان مترجم رسمی در زمینه‌های جزایی، خانواده، جوانان و ترافیک در دادگاه‌های استانی و عالی در ونکوور مشغول به کار هستم. همچنین در این مدت برای دادگاه‌های مهاجرت، پناهندگی، آی‌سی‌بی‌سی و دادگاه مدنی، ترجمهٔ کتبی و شفاهی انجام داده‌ام. در حال حاضر مدیر و یکی از مؤسسان جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور هستم. یکی از اهدافم ارتباط جامعهٔ ایرانی با جامعهٔ کانادایی و غیرایرانی است که ارتباط گستردهٔ من به‌دلیل شرایط کاری‌ام در این مسیر کمک‌کننده است.

آذر ضیامنش: من آذر ضیامنش هستم و بیش از ۷ سال است در ونکوور زندگی می‌کنم. تحصیلاتم در زمینهٔ روان‌شناسی و مشاوره است و بیش از ۲۲ سال سابقهٔ کار در ایران و ونکوور دارم. ۱۰ سال تجربهٔ تدریس در دانشگاه‌های ایران دارم و کارشناس برنامه‌های خانواده بوده‌ام. در حال حاضر مدیر و مؤسس مرکز مشاورهٔ روان پویا هستم و خدمات روان‌شناختی به جامعهٔ فارسی‌زبان ارائه می‌دهم. از بدو ورود به ونکوور فعالیت‌های داوطلبانه انجام داده‌ام. در حال حاضر در سازمان Hope Centre مربی Peer support group هستم و بیش از یک سال است که در جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور فعالیت می‌کنم. اهداف جامعه با اهداف فعالیت من که کمک به هم‌میهنان عزیزم است خیلی نزدیکی دارد و خوشحالم که این همکاری را دارم.

عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

ترانه یادگاری: جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور بیش از ۱۴ سال است که فعالیت خود را شروع کرده و هدفش ایجاد یکپارچگی و انطباق‌پذیری بین جامعهٔ ایرانیان با جامعهٔ کانادایی به‌ویژه فرهنگ‌سازی برای ایرانیان بوده است. بازخوردهایی که از هم‌وطنان عزیز دریافت کرده‌ایم، کارنامهٔ مثبتی بوده که یکی از عوامل دلگرمی برای ادامهٔ راه ماست. جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور همچنین از پیشروان یاری رساندن به تمام سازمان‌ها و نهادهایی است که نیاز به کمک دارند و خالصانه و بدون هیچ چشمداشتی در مسیر اهداف خود حرکت کرده و می‌کند و در شرایط بحران‌های طبیعی به یاری هم‌وطنان آسیب‌‌دیده می‌شتابد. برای مثال، هنگام زلزلهٔ کرمانشاه، بعد از جمع‌آوری کمک‌های نقدی به تهیهٔ کانکس‌هایی در کرمانشاه اقدام کرد.

کانکس خریداری‌شده با کمک‌های نقدی جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور برای آسیب‌دیدگان زمین‌لرزهٔ کرمانشاه
کانکس خریداری‌شده با کمک‌های نقدی جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور برای آسیب‌دیدگان زمین‌لرزهٔ کرمانشاه

نمونهٔ دیگری از فعالیت‌های ما، جمع‌آوری کمک‌های مالی و برگزاری برنامهٔ تسلیت و همدلی با خانواده‌ای بود که خانه‌شان در نورث ونکوور در آتش سوخت و عزیزان خود را از دست داده بودند.

همچنین با همکاری کلیسای United Church موفق به جمع‌آوری بیست و پنج هزار دلار برای حمایت از پناهندگان شدیم. اخیراً هم دو بار از طریق خیریهٔ پردیس توانستیم به کودکان نیازمند در ایران کمک کنیم. علاوه بر این، به بیمارستان کودکان، بیمارستان لاینزگیت، خانهٔ رونالد مک‌دونالد، زنان بی‌پناه ترای‌سیتیز و چند نهاد دیگر هم کمک کرده‌ایم.

چه شد که به فکر برگزاری این برنامه افتادید؟

ترانه یادگاری: روال کار ما تشکیل نشست‌های فرهنگی-اجتماعی در هر ماه است. زمانی که در تدارک برنامهٔ ماه آوریل بودیم، با خبر شدیم که گروه MusicGives در صدد اجرای برنامه‌ای حمایتی برای آسیب‌دیدگان سیل ایران است. از آنجا که یکی از اهداف ما در فرهنگ‌سازی، تقویت موقعیت کارهای گروهی است، پیشنهاد همکاری با آن‌ها و دعوت از سایر گروه‌ها دادیم تا بتوانیم با کیفیت بهتر و کارایی بیشتر، این برنامهٔ حمایتی را به جلو ببریم. در ادامه، گروه‌های دیگر از جمله گروه هنری واچیک و خانم‌ها فرناز اوحدی و فرشته ذاکری به جمع ما پیوستند.

آذر ضیامنش: گر چه از میهن و هم‌میهنان خود دوریم، ولی فاصلهٔ جغرافیایی از عشق و صمیمیت ما به آنان چیزی کم نکرده است. از آسیب دیدنشان متأثریم و آنچه از دستمان بر می‌آید مثل برگزاری همین برنامه را به‌قول معروف در طبَق اخلاص گذاشته و پیشکش آن‌ها می‌کنیم. کوشیده‌ایم برنامه‌ای پربار و با کیفیت را با همکاری گروه MusicGives ساماندهی کنیم و امیدواریم مردم نیز با شرکت در آن، به حمایت از آسیب دیدگان نیرو ببخشند.

عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

چه کسانی در برگزاری این برنامه به شما کمک می‌کنند؟

ترانه یادگاری: از همراهان همیشگی و تمام کسانی که دلشان برای ایران و ایرانی می‌تپد، دعوت می‌کنیم که به یاری هم‌میهنان بشتابند. از همهٔ صاحبان کسب‌وکار درخواست می‌کنیم که در صورت تمایل اسپانسر برنامه شوند و ما را همراهی نمایند. پیشاپیش از همهٔ اسپانسرهای گرامی که تاکنون حمایت خود را به ما اعلام کرده‌اند، سپاسگزاریم.

اسامی آن‌ها بدین قرار است: خانم‌ها دکتر شادان کبیری، فریبا راکر، نیلوفر معیری، شهناز جیلانی، آقای فرهاد صوفی و همچنین مرکز مشاورهٔ روان پویا، صرافی مانی‌وی، داروخانهٔ سیف مید، گالری فرش دلیری، گلفروشی طلا، نشریهٔ رسانهٔ همیاری و Eclat Decor.

کمک‌های جمع‌آوری‌شده چطور به آسیب‌دیدگان سیل‌های اخیر خواهد رسید؟

آذر ضیامنش: کلیهٔ عواید حاصل از بلیت‌فروشی، کمک‌های نقدی از مردم و اسپانسرها از طریق خیریهٔ پردیس برای کمک به آسیب‌دیدگان سیل در ایران فرستاده خواهد شد.

گفت‌وگو با عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

امین ثامنی و نگار روغنیان از MusicGives

با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و کمی دربارهٔ MusicGives برایمان بگویید؟

امین ثامنی: سلام و ممنون از مجلهٔ همیاری برای ترتیب دادن این مصاحبه. MusicGives در سال ۲۰۱۷ با ایدهٔ استفاده از موسیقی به‌عنوان راه حلی برای کمک به اهداف بشردوستانه شکل گرفت. هدف ما حمایت از آسیب‌دیدگان حوادث طبیعی، کودکان و دیگر افراد از طریق اجرای برنامه‌های موسیقی و اختصاص درآمد آن برنامه‌ها به اهداف خیریه است.

نگار روغنیان: من نگار روغنیان هستم. فارغ‌التحصیل مقطع دکتری مهندسی عمران از دانشگاه یو‌بی‌سی. در زمینهٔ هنری، اولین گروه کُر فارسی ونکوور را به‌همراه دوستانم در سال ۲۰۱۳ تأسیس کردیم که اجراهای زیادی در برنامه‌های هنری مختلف در ونکوور داشته‌ایم. به‌همراه آقای امین ثامنی، در سال ۲۰۱۷ سازمان غیرانتفاعی MusicGives را تأسیس کردیم تا با اجرای برنامه‌های موسیقی بتوانیم برای اهداف خیریه پول جمع‌آوری کنیم. الان هم بعد از اتفاق ناگوار سیل اخیر ایران تصمیم گرفتیم تا با برگزاری برنامه‌ای هنری برای کمک به آسیب‌دیدگان پول جمع‌آوری کنیم. امیدوارم همهٔ خوانندگان این گفت‌وگو را هفتم ماه مه در برنامهٔ «ایران ما» ببینیم.

این چندمین کار MusicGives در ونکوور است؟

امین ثامنی: اولین فعالیت هنری ما چند ماه بعد از شکل‌گیری گروه بود. «موسیقی برای ایران» اولین کنسرت خیریهٔ ایرانی ونکوور و بزرگ‌ترین اتفاق خیریه در حمایت از آسیب دیدگان زلزلهٔ کرمانشاه بود که در سالن سنتنیال و با استقبال خیلی خوبی برگزار شد. بیش از ۲۵ موزیسین ایرانی و غیرایرانی در این برنامه اجرا کردند و تمام ۱۲٬۳۰۰ دلار عواید برنامه، با همکاری خیریهٔ پردیس به کرمانشاه فرستاده شد و صرف کمک به بازسازی مناطق زلزله‌زده و رفع نیازهای هم‌وطنان آسیب‌دیده شد.

چه برنامه‌های هنری‌ای برای روز هفتم مه‌ در نظر گرفته‌اید و چه هنرمندانی با شما همکاری می‌کنند؟

امین ثامنی: در برنامهٔ «ایران ما»، من علاوه بر کمک به‌عنوان برگزارکنندهٔ برنامه، به همراه دوستان خوبم آقای رضا آل داوود و اسد بیگی به اجرای موسیقی خواهیم پرداخت. قطعات مختلفی از آثار موسیقی پاپ و همین‌طور از ساخته‌های من و اسد اجرا خواهد شد. تمام درآمد این برنامه هم توسط خیریهٔ پردیس تقدیم هم‌وطنان آسیب‌دیده از سیل خواهد شد.

ما خیلی خوشحال‌ایم که در این برنامه با چند گروه هنری-فرهنگی دیگر در ونکوور همکاری می‌کنیم. امیدواریم که همکاری بین گروه‌های هنری-فرهنگی ایرانی در ونکوور متداول‌تر شود و گام‌های بزرگ‌تر و مؤثرتری را با کمک هم برداریم.

گفت‌وگو با عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

مینا سبزواری، مسئول خیریهٔ پردیس در ونکوور

با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و کمی دربارهٔ خیریهٔ پردیس برایمان بگویید؟

مینا سبزواری هستم، مربی کودک (بازنشسته) و مسئول خیریهٔ پردیس در ونکوور. خیریهٔ پردیس در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد و به ثبت رسید و سال‌هاست که در کانادا فعالیت می‌کند. این خیریه، مستقل (بدون وابستگی دولتی، سیاسی، عقیدتی) است که تمرکز بر یار‌ی رساندن به هم‌وطنان در ایران به‌ویژه کودکان دارد.

خیریهٔ پردیس عواید این برنامهٔ هنری را چطور به آسیب‌دیدگان خواهد رساند؟

از طریق یک یا دو خیریهٔ تحت پوشش که یا در آن مناطق فعال‌اند یا دسترسی خوبی به آسیب‌دیدگان سیل دارند. تمام فاکتورهای خرید، عکس‌ها و فیلم‌ها و گزارشات چگونگی خرج شدن کمک‌های مالی ارسالی قبلی هم‌اکنون در کانال تلگرامی خیریهٔ پردیس در آدرس: https://t.me/Paradisecharity قابل دیدن است و به‌تدریج هم گزارشات بعدی ارائه خواهد شد.

آیا امکان ارسال کمک‌های غیرنقدی هم هست؟

خیر چون از کانادا به‌صرفه نیست که کمک‌های غیرنقدی جمع‌آوری و به آسیب‌دیدگان رسانده شود.

خیریهٔ پردیس به‌جز مشارکت در این برنامه از چه شیوه‌های دیگری امکان یاری‌رسانی به آسیب‌دیدگان سیل را فراهم می‌کند؟

به‌جز مشارکت در این برنامه، می‌توان از طریق ای‌ترانسفر به ایمیل خیریه در تورنتو یا نمایندگی‌اش در ونکوور کمک شود. آدرس ایمیل برای دریافت کمک‌ها از طریق ای‌ترانسفر در ونکوور این است: minasabz15@gmail.com لطفاً به‌عنوان پاسخِ سؤال امنیتی (security question) از کلمهٔ pardis استفاده کنید.

علاوه بر این امکان واریز وجوه به حساب‌های بانکی زیر هم هست:

RBC Bank (Transit# 00888 Account# 1017086)‎

Scotiabank (Transit# 45922 Account# 0072311)‎

اگر مورد دیگری هست که بخواهید با خوانندگان ما در میان بگذارید، لطفاً بفرمایید.

از آنجایی‌که خیریهٔ پردیس در کانادا به ثبت رسیده، نیکوکاران برای کمکی که می‌کنند، در صورت تمایل می‌توانند رسید مالیاتی دریافت کنند که حدود یک چهارم آنچه می‌بخشند، در واقع به شکل تخفیف مالیاتی به آن‌ها برمی‌گردد. ولی لطفاً توجه شود اگر از طریق بانک کمک می‌کنید، حتماً به نمایندگی یا مرکز خیریه اطلاع داده و کپی رسید بانک را در اختیارشان قرار دهید، چرا که صرف فرستادن از طریق بانک برای پردیس روشن نمی‌کند که فرستنده کیست و آدرسش کجاست تا رسید مالیاتی بفرستد و در مورد (ای‌ترانسفر) هم حتماً تلفنی یا آدرس ایمیلشان را بدهند.

شمارهٔ دفتر خیریه در ونکوور: ‎۶۰۴-۹۸۰-۴۶۷۸

دیگر هنرمندانی که در این برنامه اجرا خواهند داشت

با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفاً خودتان را معرفی کنید و کمی دربارهٔ فعالیت‌های هنری‌تان برایمان بگویید؟

فرناز اوحدی: من فرناز اوحدى هستم، خواننده و آهنگ‌ساز فلامنکو به فارسى. از سال ٩٨ در هنر رقص و از سال ٢٠٠٢ در خواندن آواز فلامنکو فعالیت می‌کنم. پروژهٔ آهنگ‌سازى و خواندن فلامنکو به فارسى پروژهٔ ویژهٔ من است که از سال ٢٠١٠ شروع کرده‌ام. اولین آلبوم من در ٢٠١٧ و دومین در ٢٠١٩ منتشر شد. در حال حاضر روى ألبوم سوم مشغول به کار هستم که در سال ٢٠٢٠ منتشر خواهد شد.

اسد بیگی: من اسد بیگی هستم. از سال ۲۰۰۷ به ونکوور آمدم. سال‌هاست که در زمینهٔ خوانندگی در ایران و ونکوور فعالیت داشته‌ام. در سال ۲۰۱۲ گروهی در ونکوور شکل دادیم به اسم پان و کارهای آلترناتیو پاپ و راک اجرا کردیم که نتیجه‌اش همکاری در چند قطعه بود که منتشر هم شد. هم‌زمان کار تئاتر را شروع کردم که در دو سال گذشته خیلی جدی‌تر شده و در حال حاضر، با گروه‌های مختلفی همکاری می‌کنم.

گفت‌وگو با عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

فرشته ذاکری: من فرشته ذاکری، رقصنده و طراح حرکت‌های ایرانی مدرن (Persian Contemporary) و فولکلور هستم که در این برنامه در استایل سماع تلفیقی ایفای نقش خواهم کرد.

طوفان مهردادیان: من به نمایندگی از تمامی اعضای گروه هنری واچیک سلام عرض می‌کنم خدمت شما و مخاطبان محترم رسانهٔ همیاری.

هستهٔ مرکزی گروه تئاتر واچیک در دههٔ هشتاد خورشیدی به اتفاق دوست هنرمندم بنفشه اعرابی در تهران شکل گرفت که حاصل آن اجرای چندین نمایش صحنه‌ای مانند «جنگا» و «پیکنولپسی» و چند فیلم کوتاه از جمله «همین الآن یهویی» و «ریکاوری» و ساعت‌ها برنامهٔ رادیویی در قالب برنامهٔ «هزارتو» در شبکهٔ نمایش بود. سپس در سال ۲۰۱۶ میلادی پس از اجرای نمایش «کالیگولا» به کارگردانی رضا راد و «غروب در دیاری غریب» به کارگردانی من، گروه واچیک فعالیت‌های خود را در کانادا پایه‌ریزی کرد.

این فعالیت‌ها در سال جاری در ونکوور وارد عرصهٔ گسترده‌تری شده است و پس از اجرای نمایش «دندون طلا» گروه هنری واچیک اقدام به برگزاری کلاس‌های آموزشی در زمینهٔ فیلم و تئاتر کرده است.

گفت‌وگو با عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

چه برنامه‌هایی برای روز هفتم مه در نظر گرفته‌اید؟

فرناز اوحدی: بسیار خوشحال‌ام که می‌توانم با دوستان هنرمند شهر ونکوور همکارى کنم تا کمکی را که از دستم بر می‌آید انجام بدهم. سانحهٔ سیل، قلب همهٔ ما را به درد آورده است. با دو نفر از اعضای گروهم، گروه موسیقی مشرق که غیرایرانى‌اند، وقت و توانایى‌ هنری‌مان را از طریق اجراى موسیقى و رقص فلامنکو به فارسى و اسپانیایی در روز ٧ مه به روى صحنه می‌آوریم. آوازها به هر دو زبان فارسى و اسپانیایى خواهد بود با همراهى رقص فلامنکو. امیدوارم که مورد پسند قرار بگیرد و هم‌وطنان عزیز را تشویق کند در این کنسرت شرکت کنند و براى کمک به سیل‌زدگان ما را یارى کنند.

اسد بیگی: در سال‌های اخیر چند قطعهٔ حرفه‌ای از من منتشر شده است. موسیقی را هم به شکل جدی‌تری دارم دنبال می‌کنم. در این برنامه به‌همراه دوست خوبم امین ثامنی و آقای رضا آل داوود چند قطعه موسیقی پاپ شامل چند کار از ساخته‌های خودم و همین‌طور امین اجرا خواهیم کرد.

فرشته ذاکری: در نیمهٔ دوم برنامه با دو اجرا درخدمت شرکت‌کنندگان در این برنامه هستیم. این افتخار را خواهم داشت که کاری را به‌صورت زنده با فرناز عزیز اجرا کنم، آهنگ «حصار» با خوانندگی فرناز اوحدی و شعر از فریدون مشیری. کار دوم هم اختتامیهٔ برنامه است با آهنگ «ایران من»، کاری از همایون شجریان و سهراب پورناظری.

طوفان مهردادیان: در روزهای پایانی تمرینات نمایش «عروسک‌ها» اثر بهرام بیضایی حادثهٔ تلخ زلزلهٔ غرب کشور رقم خورد. به پیشنهاد بازیگران و اعضای گروه، تمامی عواید حاصل از اجرای نمایش، تقدیم زلزله‌زدگان هم‌وطن شد. این بار هم به پیشنهاد جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور و خیریهٔ پردیس تصمیم گرفتیم تا با اجرای نمایشی، گامی کوچک برای کمک به سیل‌زدگان عزیز و هم‌میهنان سانحه‌دیده برداریم. پس از مذاکره با دوست هنرمندم، محمد یعقوبی که از بهترین نمایشنامه‌نویسان دوران ماست، نمایشی از ایشان را انتخاب کردیم تا در روز هفتم مه به روی صحنه ببریم.

گفت‌وگو با عوامل برنامهٔ هنری «ایرانِ ما» به‌نفع آسیب‌دیدگان سیل در ایران

اگر مورد دیگری هست که بخواهید با خوانندگان ما در میان بگذارید، لطفاً بفرمایید.

فرشته ذاکری: در شرایطی هستیم که هر کسی در هر موقعیتی که قرار دارد در تلاش برای کمک و حمایت از سیل‌زدگان است.‌ در جایی که دوستان و همنوعان ما از جان خودشان می‌گذرند و در مقابل سیل قرار می‌گیرند، مجال درنگی نیست تا ما هم کنار هم جمع شویم، دست در دست هم بدهیم تا با حمایت‌هایمان کمکی هر چند کوچک در این راستا کرده باشیم. تا شاید گوش به گوش به همهٔ آن کسانی که سال نو را در پشت بام‌ها آغاز کردند برسد که دست‌هایی هم این‌طرف دنیا هست که به‌سوی آن‌ها دراز شده است… بیایید شبی دیگر را کنار هم باشیم.

طوفان مهردادیان: گروه تئاتر واچیک در نظر دارد از دهم تا شانزدهم ژوئن سال جاری در «فایر هال» ونکوور، نمایش «خانهٔ برناردا آلبا» اثر جاودانهٔ «فدریکو گارسیا لورکا» را با اتکا به شیوه‌های نمایشی بازی‌های ایرانی به روی صحنه ببرد. امیدوارم همکاری با «جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور» و «خیریهٔ پردیس» و همچنین «رسانهٔ همیاری» تا اجرای این نمایش و بعدتر تداوم داشته باشد.

نوشته گرد هم آییم برای حمایت از آسیب‌دیدگان سیل در ایران اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2019/04/25/%da%af%d8%b1%d8%af-%d9%87%d9%85-%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86/feed/ 0 11081