<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سلامت روان بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/سلامت-روان/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Apr 2026 18:22:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>سلامت روان بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/سلامت-روان/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>حملِ دو جهان، روان‌سوزی، فرسودگیِ جان، و نیاز به خودشفقتی در دیاسپورا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/12/%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%90-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%af%da%af%db%8c%d9%90-%d8%ac%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/12/%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%90-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%af%da%af%db%8c%d9%90-%d8%ac%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Apr 2026 18:22:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26268</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی در مورد کتاب‌خوانی‌های جدید گروه علمی‌آموزشی سَماک ترانه وحدانی – ونکوور باخبر شدیم گروه علمی‌آموزشی سماک در شرایط جنگی کنونی که بلافاصله پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه گذشته فشار بسیار زیادی را به روح و روان ایرانیان در سراسر جهان وارد کرده، اقدام به برگزاری دوره‌ای رایگان با عنوان «وقتی که جان خسته است: خودشفقتی در عمل» کرده است. بر آن شدیم تا با دکتر فرشید سادات‌شریفی، ادب‌پژوه و پایه‌گذار این...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/12/%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%90-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%af%da%af%db%8c%d9%90-%d8%ac%d8%a7%d9%86/">حملِ دو جهان، روان‌سوزی، فرسودگیِ جان، و نیاز به خودشفقتی در دیاسپورا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی در مورد کتاب‌خوانی‌های جدید گروه علمی‌آموزشی سَماک</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">باخبر شدیم گروه علمی‌آموزشی سماک در شرایط جنگی کنونی که بلافاصله پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه گذشته فشار بسیار زیادی را به روح و روان ایرانیان در سراسر جهان وارد کرده، اقدام به برگزاری دوره‌ای رایگان با عنوان «وقتی که جان خسته است: خودشفقتی در عمل» کرده است. بر آن شدیم تا با دکتر فرشید سادات‌شریفی، ادب‌پژوه و پایه‌گذار این مؤسسه، گفت‌وگویی داشته باشیم تا دربارهٔ این دوره توضیحاتی به خوانندگان ما ارائه دهند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>درود بر شما آقای دکتر سادات‌شریفی عزیز. خوشحالیم که بار دیگر در مجلهٔ رسانهٔ همیاری میزبان شما هستیم. این بار با پروژه‌ای متفاوت و عنوانی بسیار تأمل‌برانگیز بازگشته‌اید: «وقتی که جان خسته است». پیش از هر چیز، بفرمایید چه مشاهده یا ضرورتی در فضای جامعهٔ مهاجر شما و همکارانتان را به سمت طراحی این دورهٔ شش‌هفته‌ای سوق داد؟ و چرا برای این مسیر، کار با یک کتاب را انتخاب کردید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با درود و سپاس از شما و مجلهٔ رسانهٔ همیاری که همیشه با دقت و مهر به فعالیت‌های فرهنگی و میان‌رشته‌ای ما نگاه کرده‌اید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">واقعیت این است که ایدهٔ این دوره از یک مشاهدهٔ صرفاً نظری نیامد؛ از دلِ زیست روزمرهٔ ما در این سال‌ها آمد. </span><span style="font-weight: 400;">بسیاری از ما، به‌ویژه در فضای مهاجرت و دیاسپورا، در وضعیتی زندگی می‌کنیم که در آن هم‌زمان باید به زندگی روزمره، کار، خانواده، و مسئولیت‌های این‌سوی جهان برسیم و در همان حال، از نظر عاطفی و ذهنی، پیوندی ناگسستنی با رنج‌ها، بحران‌ها، اخبار، و دگرگونی‌های وطن داشته باشیم. این فقط «مشغله» نیست؛ نوعی حملِ هم‌زمانِ دو جهان است.</span><span style="font-weight: 400;"> و این حملِ مداوم، اگر دیده و فهمیده نشود، به فرسودگی‌ای می‌انجامد که من ترجیح می‌دهم آن را «روان‌سوزی» بنامم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای همین، من و همکارم خانم هوش‌ور احساس کردیم باید فضایی فراهم شود که نه‌فقط به آدم‌ها بگوید «خسته‌ای»، بلکه کمک کند این خستگی را بهتر بفهمند، زبان بدهند، و با آن انسانی‌تر و آگاهانه‌تر مواجه شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از سوی دیگر، انتخاب این کتاب خاص هم بسیار آگاهانه بود. کریستین نِف (Kristin Neff) از چهره‌های محوری و پیشگام در مطالعهٔ self-compassion، یا آن‌طور که به‌فارسی ترجمه می‌کنیم «خودشفقتی»، است. او از نخستین کسانی‌ست که این مفهوم را در روان‌شناسی معاصر به‌صورت پژوهش‌پذیر و قابل‌سنجش صورت‌بندی کرد، و همراه با کریستوفر گرمِر (Christopher Germer) چندین برنامهٔ آموزشیِ مبتنی بر شواهد را برای آموزش خودشفقتی توسعه داد. همین پیوند میان پژوهش عمیق و کار عملی با مردم عادی، یکی از مهم‌ترین امتیازهای این کتاب است. این اثر فقط از دل آزمایشگاه یا مقالهٔ علمی بیرون نیامده؛ از دلِ کارگاه، تمرین، مشاهدهٔ انسانی، و مواجههٔ واقعی با رنج نیز گذشته است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-26272" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Book_Cover.jpg?resize=399%2C500" alt="حملِ دو جهان، روان‌سوزی، فرسودگیِ جان، و نیاز به خودشفقتی در دیاسپورا
گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی در مورد کتاب‌خوانی‌های جدید گروه علمی‌آموزشی سَماک
- - - - - -
باخبر شدیم گروه علمی‌آموزشی سماک در شرایط جنگی کنونی که بلافاصله پس از وقایع خون‌بار دی‌ماه گذشته فشار بسیار زیادی را به روح و روان ایرانیان در سراسر جهان وارد کرده، اقدام به برگزاری دوره‌ای رایگان با عنوان «وقتی که جان خسته است: خودشفقتی در عمل» کرده است. بر آن شدیم تا با دکتر فرشید سادات‌شریفی، ادب‌پژوه و پایه‌گذار این مؤسسه، گفت‌وگویی داشته باشیم تا دربارهٔ این دوره توضیحاتی به خوانندگان ما ارائه دهند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="399" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Book_Cover.jpg?w=399&amp;ssl=1 399w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Book_Cover.jpg?resize=239%2C300&amp;ssl=1 239w" sizes="(max-width: 399px) 100vw, 399px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>به نظر می‌رسد این دوره فراتر از یک برنامهٔ معمول کتاب‌خوانی طراحی شده و به‌نوعی به وضعیت عاطفی این روزهای بسیاری از ما پاسخ می‌دهد. چرا احساس کردید «اکنون» زمان مناسبی برای پرداختن به موضوعاتی مانند خودشفقتی و تنظیم تجربهٔ درونی است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌گمان من و همکارم، چون </span><span style="font-weight: 400;">ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که فشار فقط از یک منبع نمی‌آید. انسان امروز، و به‌ویژه انسان مهاجرِ درگیر با چند جغرافیا و چند لایهٔ هویتی، هم‌زمان زیر فشار اقتصادی، خبری، عاطفی، سیاسی، خانوادگی، و گاه حتی اخلاقی قرار دارد. یعنی فقط با یک مسئلهٔ بیرونی مواجه نیست؛ با انباشتِ بی‌وقفهٔ ورودی‌ها و تنش‌ها روبه‌روست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چنین وضعیتی، بسیاری از ما ظاهراً داریم کارهای لازم را انجام می‌دهیم، اما در سطحی عمیق‌تر، تمرکزمان فرسوده شده، بدنمان از فشار پُر شده، آستانهٔ تحملمان پایین آمده، و منتقد درونمان فعال‌تر شده است. به‌ویژه برای کسانی که بیرون از ایران زندگی می‌کنند و هیچ چاره‌ای جر نگاه‌کردن به ایرانی که در آتش جنگ می‌سوزد، ندارند. این تجربه اغلب با احساس گناه، درماندگی، یا دوپاره‌بودن هم همراه می‌شود؛ نه می‌توانند بی‌تفاوت باشند، نه همیشه می‌توانند کاری بکنند. این وضعیت، اگر نام‌گذاری نشود، هم انسان را تنها می‌کند و هم او را به سمت خودسرزنشی می‌برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای همین فکر کردیم «اکنون» زمان مهمی است برای گفت‌وگو دربارهٔ خودشفقتی؛ چون خودشفقتی در اینجا یک تجمل روان‌شناختی یا یک شعار آرام‌بخش نیست. </span><span style="font-weight: 400;">خودشفقتی، در این بستر، راهی است برای تغییر رابطهٔ ما با رنج خودمان. یعنی به‌جای آنکه در میانهٔ فشار، بر فشار بیفزاییم، راهی یاد بگیریم برای اینکه با خودمان کمتر خصمانه و بیشتر همراه باشیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در متن معرفی دوره به تعبیر بسیار عمیقِ «روان‌سوزی به‌مثابهٔ هزینهٔ عاطفیِ حمل هم‌زمان دو جهان» اشاره کرده‌اید. چرا معتقدید فرسودگی در فضای دیاسپورا و پیوند ناگسستنی با وقایع وطن، فراتر از یک خستگیِ سادهٔ کاری است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چون در اینجا با یک خستگیِ تک‌عاملی روبه‌رو نیستیم. خستگیِ کاری، هرچند مهم، معمولاً به حجم کار، فشار شغلی، یا فرسایش حرفه‌ای مربوط می‌شود. اما آنچه بسیاری از ما در دیاسپورا تجربه می‌کنیم، چیزی بس پیچیده‌تر است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما فقط کار نمی‌کنیم؛ هم‌زمان ترجمه می‌کنیم، انطباق پیدا می‌کنیم، سوگ‌های نیمه‌کاره را حمل می‌کنیم، نسبت خود را با زبان مادری و زبان جدید بازتعریف می‌کنیم، جای خود را در جامعهٔ تازه پیدا می‌کنیم، و در همان حال از نظر عاطفی به سرزمینی متصل می‌مانیم که وقایعش می‌تواند هر روز روان و بدن ما را تحت تأثیر قرار دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای همین است که از تعبیر «هزینهٔ عاطفی حمل دو جهان» استفاده کرده‌ایم. این تعبیرْ از روان‌سوزیِ (burnout) صرفاً شغلی دقیق‌تر است. چون نشان می‌دهد که </span><span style="font-weight: 400;">فرد فقط خسته از «کار» نیست؛ خسته از نگه‌داشتنِ هم‌زمانِ چند لایهٔ واقعیت است. از یک‌سو باید در اینجا حضور مؤثر، حرفه‌ای، و مسئولانه داشته باشد، از سوی دیگر نمی‌تواند از آنچه در وطن می‌گذرد منفک شود. این کشش دائمی، اگر فهمیده نشود، به فرسودگی عمیق‌تری می‌انجامد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>برگزاری این دوره به‌زبان فارسی و در قالب «کتاب‌گفت‌وگو» چه اهمیتی دارد؟ آیا فکر می‌کنید زبان مادری و فضای فرهنگی آشنا می‌توانند در مواجهه با فرسودگی و بازسازی درونی نقش ویژه‌ای داشته باشند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله، بسیار. به‌گمان ما، زبان فقط ابزار انتقال معنا نیست؛ خودش بخشی از تجربهٔ ما از رنج، آرامش، خاطره، و هویت است. بسیاری از ما در زبان دوم می‌توانیم بسیار حرفه‌ای و دقیق باشیم، اما وقتی پای تجربه‌های ظریفِ عاطفی و وجودی به میان می‌آید، زبان مادری هنوز لایه‌هایی را برای ما زنده می‌کند که در زبان دیگر کمتر در دسترس‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای همین، فارسی‌بودن این دوره صرفاً یک ترجمهٔ زبانی نیست؛ نوعی بازگرداندن گفت‌وگو به اقلیمی است که در آن آدم‌ها می‌توانند با لحن، حافظه، و تجربهٔ نزدیک‌تری حرف بزنند. به‌ویژه وقتی موضوع دوره، فرسودگی، تن، منتقد درون، مرزگذاری، و معناست، زبان مادری می‌تواند نقش مهمی در امنیت عاطفی و صمیمیت فکری ایفا کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از طرف دیگر، فرم «کتاب‌گفت‌وگو» هم برای سَماک کاملاً طبیعی است. ما در سَماک سال‌هاست بر خوانش جمعی، گفت‌وگوهای میان‌رشته‌ای، و ساختن معنا در جمع تأکید داریم. در معرفی‌های قبلی هم گفته‌ام که سَماک از دلِ پیوند ادبیات، روان‌شناسی، فلسفه، سینما، و تجربهٔ زیستهٔ مهاجرت شکل گرفته و خود را یک فضای یادگیری سیّال می‌داند، نه‌صرفاً یک کلاس رسمی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«کتاب‌گفت‌وگو» فرمی است که در آن متن فقط خوانده نمی‌شود؛ با آن زندگی می‌کنیم، با آن وارد گفت‌وگو می‌شویم، و آن را در پرتو تجربهٔ خودمان دوباره می‌فهمیم. این دقیقاً همان جایی است که ادبیات کاربردی معنا پیدا می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>حضور هم‌زمان شما به‌عنوان ادب‌پژوه در کنار خانم آتِس‌سا هوش‌ور به‌عنوان روان‌شناس، ترکیب متفاوت و قابل‌توجهی ایجاد کرده است. این گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای چه امکانی برای مخاطب فراهم می‌کند؟ ادبیات و روان‌شناسی در این پروژه چگونه یکدیگر را کامل می‌کنند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌نظر من، مهم‌ترین اتفاقی که در یک همکاری میان‌رشته‌ای می‌افتد، این است که هیچ‌کدام از دو حوزه، دیگری را خنثی نمی‌کند؛ بلکه افق فهم را گسترده‌تر می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خانم آتِس‌سا هوش‌ور به‌عنوان روان‌شناس و درمان‌گر، به این متن از منظر مفاهیم بالینی، سازوکارهای روانی، و امکان‌های عملیِ مواجهه با فرسودگی و خودانتقادی نگاه می‌کنند. حضور ایشان به دوره این امکان را می‌دهد که شرکت‌کنندگان صرفاً در سطح برداشت‌های کلی یا شاعرانه نمانند، بلکه با منطق دقیق‌تری نیز از آنچه در روان و بدن می‌گذرد، آشنا شوند.</span></p>
<figure id="attachment_26270" aria-describedby="caption-attachment-26270" style="width: 332px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26270" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Atessa.jpg?resize=332%2C500" alt="آتِس‌سا هوش‌ور" width="332" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Atessa.jpg?w=332&amp;ssl=1 332w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Atessa.jpg?resize=199%2C300&amp;ssl=1 199w" sizes="(max-width: 332px) 100vw, 332px" /><figcaption id="caption-attachment-26270" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">آتِس‌سا هوش‌ور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">از سوی دیگر، من به‌عنوان کسی که سال‌ها در حوزهٔ ادبیات، ادبیات کاربردی، و نسبت متن با زندگی کار کرده‌ام، می‌کوشم نشان دهم که چگونه می‌توان یک متن روان‌شناختی را نه‌فقط «مصرف» کرد، بلکه با آن وارد رابطه شد. برای من، متن جایی است که تجربهٔ انسانی در آن صورت‌بندی می‌شود؛ و ادبیات، به‌معنای وسیع کلمه، به ما کمک می‌کند آنچه را در درونمان مبهم است، ببینیم، نام‌گذاری کنیم، و درباره‌اش گفت‌وگو کنیم. در روایت‌های قبلی‌ام از سَماک هم بارها بر این تأکید داشته‌ام که افق مشترکِ کارهای ما توانمندسازی است؛ چه در حوزهٔ معنا و فرهنگ، چه در حوزهٔ دسترس‌پذیری و مشارکت. </span><span style="font-weight: 400;">در این پروژه، ادبیات قرار نیست صرفاً نقش «تزئینی» یا «تسکینی» داشته باشد؛ بلکه قرار است به فهم عمیق‌تر متن و تجربه کمک کند. روان‌شناسی به ما زبانِ سازوکار و مداخله می‌دهد، و ادبیات به ما زبانِ تجربه، ظرافت، و گفت‌وگوی انسانی.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کمی هم دربارهٔ خانم هوش‌ور و پیشینهٔ همکاری‌تان در این پروژه برای ما بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌‌باور من، یکی از نقاط قوت اصلی این دوره دقیقاً در همین ترکیب نهفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خانم آتِس‌سا هوش‌ور از آن دسته افرادی‌اند که مسیر زندگی‌شان صرفاً یک مسیر تخصصی خطی نبوده، بلکه مجموعه‌ای از تجربه‌های زیسته، هنری، فرهنگی، و درمانی را در خود جمع کرده است. اگر به روایت زندگی ایشان نگاه کنیم، می‌بینیم که از کودکی با ادبیات و موسیقی رشد کرده‌اند، در فضای دانشگاهی ریاضیات را تجربه کرده‌اند، سال‌ها در حوزهٔ حرفه‌ای آی‌تی فعالیت داشته‌اند، و در کنار همهٔ این‌ها، تجربهٔ بسیار جدی و چندبارهٔ مواجهه با بیماری‌های سخت را از سر گذرانده‌اند؛ تجربه‌ای که خودشان از آن به‌عنوان نقطهٔ تغییر نگاه به زندگی یاد می‌کنند. در ادامهٔ همین مسیر، ایشان بنیاد هوش‌ور را بنیان‌گذاری کردند؛ نهادی که از دلِ همین تجربه‌ها شکل گرفته و هدف آن پیوند میان هنر، فرهنگ، یادگیری جمعی، و بهبود کیفیت زندگی انسان‌هاست. فعالیت‌های این بنیاد، از شاهنامه‌خوانی و کارگاه‌های ادبی گرفته تا برنامه‌های هنری، مدیتیشن، و فضاهای گفت‌وگوی جمعی، همگی نشان می‌دهد که برای ایشان «هنر» صرفاً یک فعالیت زیبایی‌شناختی نیست، بلکه ابزاری برای ترمیم، پیوند، و توانمندسازی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم دیگر این است که ایشان در میانهٔ این مسیر، به‌صورت آگاهانه وارد حوزهٔ روان‌شناسی بالینی شده‌اند؛ نه‌صرفاً به‌عنوان یک تغییر شغلی، بلکه به‌عنوان تکمیل یک جعبه‌ابزار. خودشان اشاره می‌کنند که تجربهٔ بیماری و مواجهه با انسان‌ها در موقعیت‌های دشوار، این نیاز را در ایشان ایجاد کرد که دانش روان‌شناسی را نیز به ابزارهایشان اضافه کنند تا بتوانند مؤثرتر در کنار دیگران باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این همکاری، خانم هوش‌ور این امکان را فراهم می‌کنند که مفاهیم روان‌شناختی کتاب، از سطح تئوریک فراتر برود و به تجربهٔ انسانی نزدیک شود. از سوی دیگر، من تلاش می‌کنم متن را در بستر ادبی، مفهومی، و گفت‌وگوییِ آن باز کنم. این دو رویکرد، به‌جای آنکه یکدیگر را تضعیف کنند، یکدیگر را کامل می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم: ایشان هنرمندی‌اند که دلی در آفرینش دارند و سری در شناخت روح و روان انسان؛ و به‌همین دلیل، به‌نظر من یکی از بهترین گزینه‌ها برای تسهیل‌گری چنین برنامه‌ای بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>این دوره را بیشتر برای چه کسانی طراحی کرده‌اید؟ آیا مخاطب آن صرفاً کسانی‌اند که احساس فرسودگی شدید دارند، یا هر کسی که زیر فشارهای عاطفی و ذهنی این روزها زندگی می‌کند نیز می‌تواند از آن بهره ببرد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این دوره را عمداً برای یک طیف نسبتاً گسترده طراحی کرده‌ایم. یعنی نه‌فقط برای کسانی که خود را در آستانهٔ روان‌سوزی (burnout) شدید می‌بینند، بلکه برای هر کسی که احساس می‌کند این روزها زیر فشار است، ظرفیت روانی‌اش کم شده، منتقد درونش فعال‌تر شده، یا نسبتش با تن و احساساتش دشوارتر شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌عبارت دیگر، لازم نیست کسی به یک نقطهٔ بحرانی رسیده باشد تا این دوره برایش مفید باشد. حتی گاهی کسانی که هنوز ظاهراً «خوب کار می‌کنند» یا از بیرون منسجم به نظر می‌رسند، بیش از دیگران نیاز دارند مکث کنند و نسبت خود را با خستگی، فشار، و مراقبت از خود بازبینی کنند.</span></p>
<figure id="attachment_26271" aria-describedby="caption-attachment-26271" style="width: 404px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26271" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Farshid.jpg?resize=404%2C500" alt="دکتر فرشید سادات‌شریفی" width="404" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Farshid.jpg?w=404&amp;ssl=1 404w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/04/Farshid.jpg?resize=242%2C300&amp;ssl=1 242w" sizes="(max-width: 404px) 100vw, 404px" /><figcaption id="caption-attachment-26271" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر فرشید سادات‌شریفی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با توجه به حضور یک روان‌شناس در کنار شما، شاید برخی بپرسند این جلسات چه نسبتی با درمان یا مشاوره دارند. آیا این دوره را باید یک فضای آموزشی و تأملی دانست یا نوعی مداخلهٔ درمانی گروهی؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این نکته بسیار مهم است و خوب است از ابتدا روشن باشد: این دوره درمان گروهی یا جایگزین روان‌درمانی نیست. ما این جلسات را به‌عنوان یک فضای آموزشی، تأملی، و گفت‌وگومحور طراحی کرده‌ایم؛ فضایی که در آن یک کتاب را با دقت می‌خوانیم، دربارهٔ تجربه‌های انسانیِ منعکس در آن حرف می‌زنیم، و با برخی تمرین‌ها و ایده‌های عملی آشنا می‌شویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌بیان دیگر، این دوره می‌تواند حمایت‌گر، آگاهی‌بخش، و حتی برای برخی افراد جهت‌دهنده باشد، اما قرار نیست نقش درمان تخصصی را ایفا کند. اگر کسی نیاز به مداخلهٔ درمانی جدی‌تر داشته باشد، طبیعی است که مسیر مناسب خودش را باید با متخصص پی بگیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای هر دوی ما تسهیل‌گرانِ دوره، این شفافیت، هم از نظر اخلاق حرفه‌ای مهم است و هم از نظر احترام به مخاطب. ما نمی‌خواهیم چیزی را بیش از آنچه هست معرفی کنیم. اما در همان حدی که هست، می‌تواند بسیار مؤثر باشد؛ یک فضای انسانی، دقیق، و نسبتاً ایمن برای بازنگری در رابطهٔ فرد با خویشتن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>این دوره از چهارشنبه ۱۵ آوریل آغاز می‌شود و به‌صورت آنلاین و رایگان برگزار خواهد شد. کمی دربارهٔ ساختار هر جلسه بگویید. شرکت‌کنندگان دقیقاً چه تجربه‌ای خواهند داشت؟ شنیدن، خواندن، گفت‌وگو، تمرین، یا ترکیبی از همهٔ این‌ها؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله، این دوره یک تجربهٔ ترکیبی است. ما عمداً نخواستیم آن را صرفاً به سخنرانی، صرفاً به کتاب‌خوانی، یا صرفاً به تمرین فروبکاهیم. ساختار هر جلسه طوری طراحی شده که چند لایه را با هم پیش ببرد: کمی خوشامد و احوال‌جویی (check-in)، خواندن یا شنیدن بخش‌هایی از متن، گفت‌وگوی هدایت‌شده، و در برخی موارد تمرین‌های کوتاه تأملی یا کاربردی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌طور که در طرح تفصیلی دوره هم آمده، تأکید ما بر این است که شرکت‌کنندگان لازم نیست همه‌چیز را از قبل کامل خوانده باشند؛ پیش‌مطالعه کمک‌کننده است، اما الزامی نیست. ما در خود جلسات بخش‌های کلیدی را با هم می‌خوانیم و می‌شنویم و سپس درباره‌شان گفت‌وگو می‌کنیم. در این معنا، جلسه هم محل دریافت است، هم محل مشارکت، و هم محل تأمل.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه برای ما مهم بود، حفظ تعادل میان ساختار و لطافت بود. یعنی جلسه‌ها شُل و بی‌جهت نباشند، اما آن‌قدر هم خشک و فشرده نباشند که خودِ فرم دوره به منبع فشار تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در سرفصل‌های شما مفاهیمی مانند «آشتی با تن»، «مهار منتقد درون» و «مرزگذاری مقتدر» دیده می‌شود. آیا این دوره می‌تواند برای افراد، نوعی جعبه‌ابزار کاربردی برای زندگی روزمره فراهم کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بله، امیدوارم چنین باشد؛ البته نه به‌معنای سطحی و بازاریِ «چند ترفند سریع برای خوشحال‌ترشدن». آنچه ما می‌خواهیم ارائه کنیم، بیشتر مجموعه‌ای از نگاه‌ها، تمرین‌ها، و جابه‌جایی‌های ظریف اما مؤثر است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای مثال، کسی ممکن است در این دوره یاد بگیرد که خستگی‌اش را سریعاً به «تنبلی» یا «بی‌عرضگی» تعبیر نکند؛ یا نسبت به بدنش حساس‌تر شود و علائم فرسودگی را زودتر بشناسد؛ یا بفهمد منتقد درونش دقیقاً با چه زبانی با او حرف می‌زند؛ یا اینکه نه‌گفتن و مرزگذاری را نه به‌عنوان خودخواهی، بلکه به‌عنوان شکلی از شفقت و حفاظت از خویش درک کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنابراین، بله، این دوره می‌تواند جعبه‌ابزار باشد، اما جعبه‌ابزاری که فقط به «کارکرد» فکر نمی‌کند؛ به رابطهٔ ما با خودمان هم فکر می‌کند. برای ما این تمایز بسیار مهم است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گروه «سَماک» همواره بر «توانمندسازی از مسیر ادبیات» تأکید داشته است. این پروژهٔ جدید چگونه در امتداد فعالیت‌های پیشین شما، از پادکست‌ها تا برنامه‌های فرهنگی، قرار می‌گیرد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این پروژه، اگر درست دیده شود، اصلاً یک حرکت جداافتاده یا ناگهانی نیست؛ ادامهٔ طبیعی همان مسیری است که سَماک سال‌هاست در آن حرکت می‌کند. سَماک از ابتدا کوشیده ادبیات را با زندگی، معنا، روان، تجربهٔ مهاجرت، و مسائل اجتماعی پیوند بزند. از این زاویه، دورهٔ «وقتی‌که جان خسته است» ادامهٔ همان افق مشترک است: توانمندسازی از مسیر متن و گفت‌وگو. فقط این‌بار متن، یک کتابِ خودشفقتی است و مسئله، فرسودگی و فشار روانیِ زیست مهاجر. اما منطق کار همان است: حرکت از واژه به تجربه، و از خواندن به زیستن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>و در پایان، اگر بخواهید برای کسانی که این روزها خسته‌اند، اما هنوز برای خودشان وقت نمی‌گذارند، پیامی بفرستید، چه می‌گویید؟ چرا فکر می‌کنید خودشفقتی در این زمانه نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید بگویم که ما اغلب برای همه‌چیز دلیل و توجیه پیدا می‌کنیم جز برای رسیدگی به خودمان. گویی همیشه کاری فوری‌تر، مسئولیتی مهم‌تر، یا رنجی بزرگ‌تر وجود دارد که باعث می‌شود نیاز خودمان را به تعویق بیندازیم. اما حقیقت این است که انسانی که مدام خود را تا مرز فرسودگی پیش می‌راند، نه به خود بهتر خدمت می‌کند و نه به دیگران.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خودشفقتی به‌معنای نازک‌نارنجی‌شدن یا رهاکردن مسئولیت نیست. به‌معنای آن است که در لحظه‌ای که فشار زیاد است، به‌جای آنکه دشمنِ خودمان شویم، کمی همراه‌تر و عاقلانه‌تر با خودمان رفتار کنیم. گاهی این همراهی در یک مکث ساده است، گاهی در یک نه‌گفتن، گاهی در نام‌گذاری یک خستگی، و گاهی در این اعتراف ساده که «من هم انسانم و ظرفیت من بی‌انتها نیست.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای همین، ما خودشفقتی را در این زمانه یک امر لوکسِ فردگرایانه نمی‌بینیم. به‌عکس، آن را شرطی برای دوامِ انسانی‌تر می‌دانیم. اگر قرار است در این جهان ناپایدار، هم حساس بمانیم، هم مسئول بمانیم، و هم نسوزیم، باید یاد بگیریم که چگونه با خویشتن نیز انسانی‌تر باشیم. و شاید این دوره، در حد خود، دعوتی باشد به همین بازگشت؛ بازگشت به خود، نه در معنای انزوا، بلکه در معنای آشتی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوستان دعوت‌اند تا با ارسال پیامک یا ایمیل یا درخواست به یکی از نشانی‌های زیر در دوره ثبت‌نام کنند. به‌امید دیدار یکایک علاقه‌مندان:</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Text &amp; WhatsApp: <a href="tel:+1-438-927-0036">+1-438-927-0036</a></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Telegram Admin: <a href="http://t.me/samaak_ca">t.me/samaak_ca</a></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Email: <a href="mailto:samaak.ca@gmail.com">samaak.ca@gmail.com</a> </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/12/%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%90-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%af%da%af%db%8c%d9%90-%d8%ac%d8%a7%d9%86/">حملِ دو جهان، روان‌سوزی، فرسودگیِ جان، و نیاز به خودشفقتی در دیاسپورا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/12/%d8%ad%d9%85%d9%84%d9%90-%d8%af%d9%88-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b3%d9%88%d8%af%da%af%db%8c%d9%90-%d8%ac%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26268</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/03/07/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/03/07/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 17:01:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آکادمی تفکر]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26107</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر فرشید سادات‌شریفی* – کیچنر پیش از شروع: خاستگاهِ این گفتار آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/03/07/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1/">تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر فرشید سادات‌شریفی<sup>*</sup></a> – کیچنر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پیش از شروع: خاستگاهِ این گفتار</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق <a href="https://linktr.ee/samaak_ca" target="_blank" rel="noopener">«مجلهٔ شنیداری سماک»</a> نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مقدمه: روزگارِ دشوارِ سیاسی و مسئلهٔ فرسایش روانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزگار پرالتهاب و طوفانی کنونی، ما در میانهٔ یک «شتاب تاریخی» زیست می‌کنیم؛ لحظه‌ای که در آن سیل اخبار، تصاویر و روایت‌های دردناک، روان ما را به میدان مداوم تنش بدل کرده است. تحولات سیاسی‌اجتماعی اخیر ایران، نه‌تنها ساختارهای کلان، بلکه درونی‌ترین لایه‌های روان جمعی را نیز دستخوش زلزله‌ای بی‌سابقه کرده است. در این میان، پرسشِ «چه باید کرد؟» اگرچه حیاتی‌ست، اما اغلب پیش از پاسخ به پرسشی بنیادین‌تر مطرح می‌شود: «چگونه در این لحظه حضور داریم؟» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیاری از ما، به‌ویژه در فضای دیاسپورا، با تجربه‌ای متناقض دست‌به‌گریبانیم: از یک‌سو با خشم و اندوهی عمیق نسبت به سرکوب‌ها و ازدست‌رفتن عزیزان مواجهیم و ازسوی‌دیگر با «احساس گناه» ناشی از دوری از کانون خطر. این وضعیت مزمن، اگر با آگاهی همراه نشود، به «فرسودگی روانی» و انهدام استقامت جمعی منجر می‌گردد. قطبی‌شدن شدید گفتمان‌ها که در آن مخالفت‌های نظری به سطح هویتی ارتقا می‌یابند، یکی از نشانه‌های اصلی این فرسایش است؛ جایی که به‌جای هم‌افزایی، تنها هیاهو و کینه تولید می‌شود. این مقاله استدلال می‌کند که «نحوهٔ بودن»، پیش‌شرط و بسترِ هرگونه «نحوهٔ کنش» مؤثر است و بدون بازسازی ایستار (Posture) درونی، کنشگری ما در غبار حوادث گم خواهد شد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26110" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B3.jpg?resize=500%2C279" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="500" height="279" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B3.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B3.jpg?resize=300%2C167&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B3.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تماشا: از انفعالِ بصری تا حضورِ حرکتی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای آنکه بتوانیم در میانهٔ طوفان، «ایستار» یا همان پوزیشنِ درونیِ خود را بازسازی کنیم، ناگزیریم ابتدا واژگانمان را از بندِ تعابیر رایج و دست‌مالی‌شده آزاد کنیم. یکی از این واژه‌های کلیدی که اغلب به‌اشتباه فهمیده می‌شود، واژهٔ «تماشا» است. در زبان فارسیِ امروز، وقتی از تماشا حرف می‌زنیم، غالباً تصویری از یک نظاره‌گرِ منفعل در ذهنمان نقش می‌بندد؛ کسی که از دور، با فاصله‌ای ایمن و بی‌آنکه خود را درگیر کند، صرفاً شاهدِ ماجراست. اما اگر به ریشه‌های لغوی و حافظهٔ تاریخیِ این واژه بازگردیم، معنایی شگرف، پویا و کاملاً متضاد با انفعال را کشف می‌کنیم. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26111" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B4.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B4.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B4.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B4.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واژهٔ «تماشا» از ریشهٔ عربی «مشی» مشتق شده است که به‌معنای راه‌رفتن، قدم‌زدن و گام‌برداشتن است. این ریشه‌شناسی، دریچه‌ای نو به روی ما می‌گشاید: تماشا در اصلِ خود، نه یک سکونِ بصری، بلکه یک «فرآیندِ حرکتی» است. در واقع، تماشاگرِ واقعی کسی نیست که بیرون از گود ایستاده، بلکه کسی است که «به‌سمتِ واقعه» گام برمی‌دارد. تماشا، از این منظر، پیوندِ ناگسستنیِ میانِ «حرکت» و «مشاهده» است؛ یعنی حضور در میانهٔ میدان، ضمنِ حفظِ دقت و وضوحِ نگاه. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این بازتعریف، مفهوم «تماشا» را به «حضور آگاهانه» (Presence) نزدیک می‌کند. برخلاف «دیدنِ» ساده که می‌تواند کاملاً غریزی و گذرا باشد، تماشا مستلزمِ نوعی تأمل و شاهدبودن است، آن‌گونه که در فرهنگ دهخدا نیز بر آن تأکید شده است. در روزگارِ بحران، تماشاکردن به‌معنای عقب‌نشینی یا تماشاگرِ بی‌طرف بودن نیست؛ بلکه پاسخی است به این ضرورت که «ما نمی‌توانیم نگاه نکنیم». تماشا، هنرِ گام‌برداشتن به‌سوی واقعیتِ تلخ و پرهیاهوست، بدون آنکه اجازه دهیم امواجِ واقعه ما را ببلعد یا وضوحِ چشمانمان را در غبارِ حادثه از دست بدهیم. تماشاگر، آن «رهروِ بینایی» است که در اوجِ حرکت، از تأمل بازنمی‌ایستد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26112" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B5.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B5.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B5.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B5.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این بخش، به سراغِ ابزارهایِ عملیاتی برایِ تاب‌آوردن در طوفان می‌رویم. برایِ فهمِ بهترِ این مسیر، ابتدا باید با رویکردی آشنا شویم که در روان‌شناسیِ مدرن به آن «اَکت» (ACT) یا «درمانِ مبتنی بر پذیرش و تعهد» می‌گویند. این رویکرد، بیش از آنکه یک متدِ درمانیِ خشک باشد، یک «نقشهٔ راه» برایِ زندگی در شرایطِ دشوار است. اَکت به ما نمی‌گوید که چگونه خشم یا ترسِ خود را نابود کنیم، بلکه می‌آموزد که چگونه علی‌رغمِ حضورِ این طوفان‌ها، سکانِ زندگی را در دست بگیریم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26113" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B6.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B6.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B6.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B6.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اَکت: رویکردی متفاوت به رنج‌های انسانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای درک بهتر ابزارهای روانی که در این نوشتار از آن‌ها بهره می‌گیریم، ابتدا باید با رویکردی به‌نام «اَکت» (ACT) یا «درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» آشنا شویم. این مکتب که یکی از پیشروترین شاخه‌های روان‌شناسی مدرن است، با یک پیش‌فرضِ جسورانه آغاز می‌شود: رنج، بخشِ جدایی‌ناپذیر و ناگزیرِ زندگیِ انسان است. برخلافِ بسیاری از روش‌های سنتی که به‌دنبال «حذف» یا «تغییر» فکرهای منفی و احساسات ناخوشایند هستند، اَکت به ما می‌آموزد که تلاش برای جنگیدن با رنج، اغلب به رنجِ مضاعف و فلج‌شدگی منجر می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نامِ این رویکرد (ACT) خود گویایِ تمامِ ماجراست: پذیرش (Acceptance) و تعهد (Commitment). پذیرش به‌معنای تسلیم‌شدن نیست، بلکه به‌معنای گشودگی و به‌رسمیت‌شناختن تمامِ احساساتی است که در لحظه تجربه می‌کنیم (حتی خشم و ترس). تعهد نیز به‌معنای پایبندی به ارزش‌هایی است که به زندگیِ ما معنا می‌دهند. در واقع، اَکت به‌دنبال آن است که به ما کمک کند تا علی‌رغمِ تمامِ دردهایی که داریم، به‌سمتِ آنچه برایمان مهم است «حرکت» کنیم. با این نگاه، روان‌شناسی دیگر نه ابزاری برای رسیدن به «شادیِ همیشگی»، بلکه قطب‌نمایی برای یک «زندگیِ بامعنا» در میانهٔ طوفان‌هاست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>قایقِ اَکت در دریایِ طوفانی: هنرِ انعطاف‌پذیری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنارِ مفهومِ تماشا، ستونِ دومِ این بحث «تاب‌آوری» (Resilience) است. تاب‌آوری، آن‌گونه که اغلب به‌اشتباه تصور می‌شود، به‌معنایِ «سخت‌جانی»، بی‌حسی یا پوست‌کلفتی در برابرِ رنج نیست. برایِ درکِ درستِ این مفهوم، هیچ تمثیلی گویاتر از «درختِ بید» نیست. بید در برابرِ تندبادِ حوادث خم می‌شود، اما نمی‌شکند؛ او نرمی و انعطافی دارد که اجازه می‌دهد طوفان از میانِ شاخسارانش عبور کند، بدون آنکه انسجامِ ریشه‌هایش از هم بپاشد. اَکت دقیقاً به‌دنبالِ توسعهٔ همین «انعطاف‌پذیریِ روانی» است؛ یعنی توانِ لمسِ هیجان‌هایِ سهمگینی چون خشم و ترس، بدونِ آنکه با آن‌ها فلج شویم یا به پرخاشگریِ کور پناه ببریم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واقعیت این است که ما نمی‌توانیم امواجِ دریایِ طوفانیِ اخبار و حوادث را متوقف کنیم؛ این امواج بسیار فراتر از ارادهٔ ما هستند. ذهنِ تکاملیِ ما که هنوز ریشه در ساختارهایِ غارنشینی دارد، ابهام و طولانی‌شدنِ بحران را به‌عنوانِ «خطرِ مرگ» تفسیر کرده و مدام اضطراب تولید می‌کند. تاب‌آوری یعنی درکِ این نکته که این ابهامِ فرساینده، لزوماً کشنده نیست. ما باید یاد بگیریم که میانِ احساسِ خود (مثلاً ترس) و عملِ خود (تسلیم یا فرار) فاصله ایجاد کنیم. سکانِ قایقِ ذهن در دستِ ماست و هدف، حفظِ جهتِ حرکت در مسیرِ ارزش‌هاست، حتی اگر بادهایِ مخالف هر لحظه ما را به سویی دیگر برانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تلهٔ همجوشی و قطب‌نمایِ ارزش‌ها</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از سهمگین‌ترین خطرات در مبارزاتِ طولانی، پدیده‌ای است که به آن «همجوشی یا آمیختگیِ شناختی» (Cognitive Fusion) می‌گوییم. این یک تلهٔ روانی است که در آن، فرد میانِ «فکر» و «واقعیت»، یا میانِ «نظرِ سیاسی» و «هویتِ خویش» مرزی قائل نیست. وقتی من با نظرم «یکی» می‌شوم، هرگونه مخالفتِ نظری را حمله‌ای به هستی، شرف و موجودیتِ خود تلقی می‌کنم. نتیجهٔ این وضعیت، جنگ‌هایِ دفاعیِ دائمی بر سرِ واژگان و ساختارهاست که انرژیِ لازم برایِ تغییراتِ ریشه‌ای را هدر می‌دهد. سیستم‌هایِ توتالیتر دقیقاً همین «فرسایشِ جمعی» و دعواهایِ ایوانی را به‌جای توجه به پای‌بست‌هایِ ویرانِ خانه می‌طلبند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26114" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B0.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B0.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B0.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B0.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برایِ خروج از این بن‌بست، اَکت ابزاری کلیدی به‌نامِ تمایز میان «مواضع» و «ارزش‌ها» به ما می‌دهد. ارزش‌ها (Values)، اهدافی نیستند که با رسیدن به آن‌ها تمام شوند، بلکه کیفیاتی برای «بودن» هستند؛ آن‌ها مانندِ یک «قطب‌نما» یا «قبله» جهتِ حرکتِ دائمیِ ما را نشان می‌دهند. مفاهیمی چون عدالت، کرامتِ انسانی، آزادی و انصاف، ارزش‌هایِ بنیادین و محتوایِ اصلیِ زندگیِ ما هستند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مقابل، «مواضع» (Positions) یا ساختارها (مانندِ جمهوری یا پادشاهی)، در واقع «ظرف‌هایی» برایِ تحققِ آن ارزش‌ها هستند. فاجعه زمانی رخ می‌دهد که ما در میانهٔ مبارزه، «محتوا» (مثلاً انصاف) را فدایِ پیروزیِ در «ظرف» (یک موضعِ جناحی) می‌کنیم. اصرار بر پیروزیِ سریع در مواضع، اغلب به واکنش‌هایِ تکانه‌ای منجر شده و ریشه‌هایِ مشترکِ ما را می‌سوزاند. اخلاقِ حضور ایجاب می‌کند که یاد بگیریم رویِ ارزش‌ها لنگر بیندازیم تا در تلاطمِ مواضع، غرق نشویم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26115" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B1.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B1.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B1.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ناامیدی: زهرِ سیاه و درماندگیِ آموخته‌شده</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فریدون مشیری در شعر بلندِ «گام نخستین»، وضعیتی را تصویر می‌کند که در روان‌شناسی معاصر با مفهوم «درماندگیِ آموخته‌شده» (Learned Helplessness) هم‌پوشانیِ دقیقی دارد. او با درکی عمیق می‌سراید: «زهرِ سیاهِ ناامیدی / این قوم را مسموم کرده‌ست» این زهر، دقیقاً همان فرآیندی است که عزمِ پولادینِ انسان را به «موم» بدل کرده و فرد را در برابرِ رنج، دچارِ انفعال و فلج‌شدگیِ مزمن می‌کند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26116" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B4.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B4.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B4.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B4.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجازه دهید ابتدا شعر را با هم بخوانیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گام نخستین</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فریدون مشیری</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">با من سخن می‌گوید این بید کهن‌سال</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">می‌بیندم سرگشته و برگشته‌احوال</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">این چهره در گیسو نهفته</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">این در گذرگاه زمان، با رهگذاران</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">روزی هزاران قصهٔ ناگفته، گفته. </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">گر گوش جانت هست، هر برگش زبانی‌ست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">با هر زبانش داستانی‌ست&#8230;</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">من هر سحر می‌خوانمش، چونان کتابی</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">می‌تابد از او در وجودم آفتابی</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">هر روز در نور و نسیم بامدادان</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">با اولین لبخند خورشید</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">با من سخن می‌گوید این بید: </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;"> «می‌دانی، ای فرزند، روزی، روزگاری</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">فرمان پاک اورمزدت کارفرما</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">آیین مهرت رهنما بود؟ </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">نیروی تدبیر تو، نور دانش تو</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">بر نیمی از روی زمین فرمانروا بود؟ </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">اندیشهٔ نیکت چو خورشیدی فرا راه</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">گفتار نیکت، پرتوی از جان آگاه</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">کردار نیکت، سروری را رهگشا بود. </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">آن روزگاران کهن را یاد داری؟ </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">می‌بینی اکنون در چه حالی، در چه کاری؟ </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">می‌دانی آیا تخت و ایوانت کجا بود؟ </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">ای مانده اینک، بسته در زنجیر تحقیر</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">زنجیر تقدیر</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">زنجیر تزویر</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">زنجیر&#8230;</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">کی جان آزادت به دوران‌های تاریخ</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">بااین‌همه خواری، زبونی آشنا بود؟ </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">افسوس</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">افسوس</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">زهر سیاه ناامیدی</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">این قوم را مسموم کرده‌ست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">احساس شوم ناتوانی</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">آن عزم چون پولاد را چون موم کرده‌ست. </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">دیری‌ست دل‌ها و روان‌ها</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">از پرتو خورشید دانش دور مانده‌ست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">وان دیده در هر زبان بیدار، انگار</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">دور از جهان روشنایی، کور مانده‌ست. </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">زنجیر صدبندت بر اندام است هرچند</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">هرچند می‌ساید تو را زنجیر صدبند</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">هرچند دشمن</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">مانند بیژن</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">در بن چاهت نشانده‌ست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">بیرون‌شدن زین هفت‌خوان را چاره مانده‌ست. </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">گام نخستین: همتی در خود برانگیز</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">برخیز! در دامان فردوسی بیامیز</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">شاهنامهٔ او می‌نماید گوهرت را</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">اندیشهٔ او می‌گشاید شهپرت را</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">جانداری او می‌رهاند جانت از رنج</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">یک‌بار دیگر برمی‌افرازی سرت را. </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">فردوسی، این دانای بینای بشردوست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">باغ خرد را در گشوده‌ست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">در مکتب «دانا تواناست» </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">راه رهایی را نموده‌ست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">در هر ورق نیروی دانش را ستوده‌ست. </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">شاهنامه‌اش، آزادگی را زادگاه است</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">آزادگان پاک‌جان را زاد راه است</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">نیکی، درستی، مهر، پاکی، مکتب اوست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">نادانی و سستی، کژی، اندیشهٔ بد</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">در پیشگاه او گناه است! </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">بر رسم و راه داد می‌خواهد جهان را</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">همواره سوی داد خواند مردمان را</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">دشت سخن را طبع سرشارش سمند است</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">پندی اگر می‌بایدت دنیای پند است</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">هرگز نه اهل ماتم و تسلیم و خواری</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">هرگز نه اهل ناله و نفرین و زاری</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">حتی در آن دوران که پیری مستمند است</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">سوی پدیدآرندهٔ گردون گردان</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">چون رعد، فریادش بلند است! </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">خورشید شعرش، خون تازه‌ست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">در پیکر پژمردهٔ تو</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">گفتار نغزش نور و نیروست</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">در هستی سردرگریبان‌بردهٔ تو! </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">برخیز! در دامان فردوسی بیاویز! </span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">گام نخستین است و گام آخرین است</span></i><i><span style="font-weight: 400;"><br />
</span></i><i><span style="font-weight: 400;">راهی که از چاهت برون آرد همین است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26119" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B6.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B6.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B6.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B6.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از منظر رویکرد اَکت، این ناامیدیِ ریشه‌دار نوعی «اجتنابِ تجربه‌ای» است؛ تلاشی ناخودآگاه برای فرار از دردِ جانکاهِ واقعیت که در نهایت به ازدست‌رفتن عاملیتِ فردی و اجتماعی منجر می‌شود. در این میان، تمثیلِ «بیدِ کهن‌سال» در شعرِ مشیری، نمادی درخشان از مفهومی است که ما در روان‌شناسی «خود به‌مثابهٔ زمینه» (Self-as-Context) می‌نامیم. بید، با تماشایِ صبورانهٔ تاریخ و رهگذران، میان «منِ مشاهده‌گر» و «رنج‌های گذرا» فاصله می‌اندازد و با این تفکیک، راهِ خروج از چاهِ ناامیدی را به ما نشان می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بازسازیِ تمرین‌هایِ تأملی: مداخلاتی برایِ انعطاف‌پذیریِ جمعی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نشست‌های «آکادمی تفکر»، تمرین‌هایی طراحی شد که فراتر از درمان‌های فردی، لایه‌هایِ زیرینِ «اخلاقِ حضور» را در بستری جمعی پی‌ریزی می‌کردند. نخستین گام، درنگی برای وضوحِ ارزش‌ها بود؛ جایی که از مخاطبان خواستیم ارزشی (مانندِ انصاف یا مهربانی) را که حاضر نیستند حتی در تندبادِ مبارزه گم کنند، شناسایی کرده و رفتارهایِ اخیرشان را با آن بسنجند. این تمرین به ما یادآوری می‌کند که تاب‌آوریِ واقعی نه با اصلاحِ اجباریِ دیگران، بلکه با «خوداصلاحیِ» آگاهانه آغاز می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گامِ دوم، کالبدشکافیِ روایت‌هایی بود که ذهنِ ما بلافاصله دربارهٔ «مخالف» می‌سازد. هدف، تشخیصِ این نکتهٔ ظریف است که آیا قصه‌هایی چون «مزدور» یا «نادان» دانستنِ دیگری، واقعیتی مطلق‌اند یا صرفاً واکنشی ذهنی برایِ تخلیهٔ خشم؟ در نهایت، با درنگِ سوم به «افقِ ده‌ساله» سفر کردیم؛ نگاه‌کردن به خود از دریچهٔ سال ۱۴۱۴ خورشیدی و پرسیدنِ این سؤالِ سهمگین: «آیا در این دورانِ گذار، حضوری ریشه‌دار داشتم یا صرفاً بر هیاهو و نفرت افزودم؟»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26117" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B8.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری
" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B8.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B8.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/%DB%B1%DB%B8.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ادبیاتِ کاربردی: فردوسی به‌مثابهٔ لنگرگاهِ خرد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مشیری برای عبور از طوفان، نسخه‌ای می‌پیچد که فراتر از روان‌شناسیِ صرف است: «برخیز! در دامانِ فردوسی بیامیز» در این خوانش، فردوسی لزوماً یک شخصیتِ تاریخی نیست؛ او نمادِ «خرد»، «عدالت‌جویی» و «فرهنگِ اصیلی» است که قرن‌ها طوفان را تاب آورده و از سر گذرانده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اتصال به شاهنامه، در زبانِ اَکت، نوعی «اقدامِ متعهدانه» (Committed Action) محسوب می‌شود؛ پیوندی دوباره با ریشه‌هایی که هیچ تندبادی توانِ کندنِ آن‌ها را ندارد. شاهنامه به ما می‌آموزد که چگونه حتی در دلِ فجایعِ بزرگی چون سوگِ سهراب، کماکان به دنبالِ «داد» باشیم و از همجوشی با نقش‌هایِ کاذب و کینه‌هایِ کور بپرهیزیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از رنجِ درون تا کنشِ بیرون: پیشنهادی برای ما در دیاسپورا</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، تمامیِ فرآیندهایِ ذهنیِ اَکت باید به یک نقطهٔ مرکزی ختم شوند: اگر تأملاتِ درونی به رفتارهایِ ملموس ترجمه نشوند، «کنشِ متعهدانه» نتیجه‌ای جز پریشانیِ بیشتر نخواهند داشت. برایِ دیاسپورایِ ایرانی که با فاصلهٔ جغرافیایی از کانونِ بحران دست‌به‌گریبان است، این کنش‌ها لنگرگاهِ سلامتِ روان و اثربخشیِ اجتماعی‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخستین میدان، مدیریتِ احساسِ گناه و شرمِ ناشی از امنیت است. اَکت پیشنهاد می‌دهد به‌جای جنگیدن با این شرم که اغلب به انفعال یا واکنش‌هایِ نمایشی می‌انجامد، آن را تماشا کنیم و پیامِ نهفته در آن را بشنویم: اینکه ما طالبِ تقسیمِ آزادی با هم‌وطنانمان هستیم. وقتی این ارزش شناسایی شد، می‌توان آن را به رفتاری پایدار تبدیل کرد؛ مثلاً فراهم‌کردن زیرساخت‌هایِ اینترنتیِ امن برایِ داخلِ کشور. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از سوی دیگر، باید پذیرفت که تاب‌آوری در مبارزه، یک «ماراتن» است، نه دوِ سرعت. کنشگریِ پایدار ایجاب می‌کند که به‌جای تخلیهٔ تمامِ انرژی در هفته‌هایِ نخست تحتِ تأثیرِ «همجوشی با اخبار»، به‌سمتِ اقداماتی چون پشتیبانیِ مالیِ مستمر از مجروحان و آسیب‌دیدگان حرکت کنیم. این مبالغ، کارکردی بسیار فراتر از صدقه دارند و در واقع تقویت‌کنندهٔ شبکهٔ امنیتِ اجتماعی‌اند. در کنارِ آن، «دیپلماسیِ شهروندی» از طریقِ ارتباط با سیاست‌مدارانِ محلی و «حضورِ هوشمند» در فضایِ مجازی برایِ بازتابِ جهانیِ صدایِ داخل، کنش‌هایی‌اند که بر پایداری و ریشه‌داریِ حضورِ ما می‌افزایند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26109" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/T1.jpg?resize=640%2C358" alt="تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - -
آنچه در ادامهٔ این نوشتار می‌خوانید، حاصلِ گفت‌وگویی است که در نشستِ مشترک میان «آکادمی تفکر» و گروه علمی‌آموزشی «سماک» در فوریهٔ ۲۰۲۶ شکل گرفت. این برنامه که با میزبانی آکادمی تفکر و سخنرانی نگارنده برگزار شد، تلاشی بود برای پاسخ به نیازِ مبرمِ این روزهای ما مهاجران به ابزارهای روانی در میانهٔ بحران‌های پی‌درپی. نکتهٔ درخورِ توجه در طراحی این گفتار، بهره‌گیری از هوش مصنوعی برای مصورسازی مفاهیم پیچیدهٔ روان‌شناختی و ادبی بود؛ تلاشی برای تبدیل انتزاع به تصویر تا مخاطب بتواند در غبار حوادث، نقشهٔ راهی عینی برای بقای روانی خود بیابد. 

آن گفتار که به‌زودی در قالب پادکست از طریق «مجلهٔ شنیداری سماک» نیز منتشر خواهد شد، نه یک گزارشِ صرف، بلکه دعوتی است به «تأمل و خواندنِ عمیق»؛ زیرا ما بر این باوریم که در عصرِ مصرفِ شتاب‌زدهٔ اطلاعات، تنها بازگشت به درنگ‌های آگاهانه و بازخوانیِ خردِ نهفته در متون کهن و مدرن است که می‌تواند ایستارِ (Posture) ما را در برابرِ تندبادهای زمانه استوار نگاه دارد. این نوشتار، نخستین گام از این مسیرِ مستمر برای بازتعریفِ حضورِ ما در این روزهای دشوار است...
#سلامت_روان #ایران #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="358" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/T1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/T1.jpg?resize=300%2C168&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/03/T1.jpg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نتیجه‌گیری: ایستادن در ده سالِ بعد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در انتهایِ این واکاوی، پرسشِ بنیادین همچنان بر جایِ خود باقی است: ما در این لحظه چگونه حضور داریم؟ تماشا، در معنایِ اصیلِ خود، یعنی حرکت به‌سوی واقعیت با آگاهیِ کامل؛ و تاب‌آوری، ظرفیتِ خم‌شدن در برابرِ طوفان، بدونِ شکستنِ ریشه‌هایِ ارزشی است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اخلاقِ حضور ایجاب می‌کند که در دامِ همجوشی با مواضع نیفتیم و اجازه ندهیم تفاوت در فرم‌هایِ حکومتی، توانِ جمعیِ ما را فرسوده کند. ده سالِ بعد، وقتی به انتخاب‌هایِ امروزِ خود می‌نگریم، تصویرِ ما چگونه خواهد بود؟ چنان‌که فریدون مشیری تأکید می‌کند، گامِ نخستین و آخرین، بیدارکردنِ همتی درونی برایِ پیوند دوباره با ارزش‌هایِ اصیلِ انسانی است. راهی که ما را از چاهِ ناامیدی برون می‌آورد، چیزی جز این حضورِ آگاهانه و کنشِ متعهدانه نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به امیدِ پیروزی و روزی که در سایهٔ آزادی، شاهنامهٔ عدالت را در میهنِ خویش بازخوانی کنیم.</span></p>
<hr />
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 10pt;"><sup>*</sup>دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر «ادبیات کاربردی»، مترجم و پادکست‌ساز ساکن کیچنر در استان انتاریوی کاناداست.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/03/07/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1/">تماشا و تاب‌آوری: اخلاق حضور در روزگار گذار و درس‌هایی از روان‌شناسی اکت</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/03/07/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26107</post-id>	</item>
		<item>
		<title>معرفی خدمات حمایتی شبکهٔ سلامت نورث شور برای فارسی‌زبانان</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/02/12/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d9%94-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ab-%d8%b4%d9%88/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/02/12/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d9%94-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ab-%d8%b4%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Feb 2026 19:57:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26028</guid>

					<description><![CDATA[<p>برگردان: ترانه وحدانی – ونکوور در شرایط کنونی، هم‌زمان با ناآرامی‌ها و بحران‌های اخیر در ایران، فشارهای روانی و نگرانی‌های عمیقی بسیاری از اعضای جامعه، به‌ویژه فارسی‌زبانان، را درگیر کرده است. بسیاری از پزشکان و کارکنان حوزهٔ سلامت در نورث‌شور نیز عزیزانی در ایران دارند و همین موضوع بر میزان اضطراب و نیاز به حمایت‌های به‌موقع افزوده است. بخش پزشکان خانوادهٔ نورث شور (North Shore Division of Family Practice)، با درک این شرایط، تلاش می‌کند ارتباط...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/02/12/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d9%94-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ab-%d8%b4%d9%88/">معرفی خدمات حمایتی شبکهٔ سلامت نورث شور برای فارسی‌زبانان</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگردان: <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در شرایط کنونی، هم‌زمان با ناآرامی‌ها و بحران‌های اخیر در ایران، فشارهای روانی و نگرانی‌های عمیقی بسیاری از اعضای جامعه، به‌ویژه فارسی‌زبانان، را درگیر کرده است. بسیاری از پزشکان و کارکنان حوزهٔ سلامت در نورث‌شور نیز عزیزانی در ایران دارند و همین موضوع بر میزان اضطراب و نیاز به حمایت‌های به‌موقع افزوده است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بخش پزشکان خانوادهٔ نورث شور (North Shore Division of Family Practice)، با درک این شرایط، تلاش می‌کند ارتباط میان پزشکان نورث شور و ارائه‌دهندگان خدمات مراقبت‌های اولیه را تقویت کند و دسترسی افراد به مراقبت‌های درمانی و حمایتی مناسب را آسان‌تر سازد. هدف از معرفی این خدمات آن است که فارسی‌زبانان منطقه هرچه بیشتر با منابع و حمایت‌های در دسترس آشنا شوند و بتوانند در کنار دریافت مراقبت‌های درمانی، به حمایت‌های روانی و اجتماعی مورد نیاز خود نیز به‌موقع دسترسی پیدا کنند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخش پزشکان خانوادهٔ نورث شور، سازمانی غیرانتفاعی است که با هدف افزایش ظرفیت مراقبت‌های اولیهٔ سلامت، بهبود پیامدهای سلامت بیماران و حمایت از پزشکان خانواده فعالیت می‌کند. اعضای این نهاد را پزشکان خانوادهٔ فعال در منطقهٔ نورث شور تشکیل می‌دهند و تمرکز اصلی آن بر تقویت دسترسی جامعه به خدمات سلامت با کیفیت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چارچوب این مأموریت، مجموعه‌ای از خدمات و منابع حمایتی برای افراد و خانواده‌ها، به‌ویژه در حوزهٔ سلامت روان و حمایت‌های اجتماعی، در دسترس قرار گرفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">یکی از این خدمات، </span><b>درمانگران سلامت روان در شبکهٔ مراقبت اولیه (Primary Care Network Mental Health Clinicians)</b><span style="font-weight: 400;"> است. این خدمات شامل مشاورهٔ کوتاه‌مدت برای مواجهه با فشارهای زندگی، مصرف مواد، سوگ و فقدان، فشارهای مراقبت از دیگران، اضطراب و افسردگی می‌شود. درمانگران سلامت روان PCN همچنین می‌توانند در زمینه‌هایی مانند مسکن، امور مالی و ارجاع افراد به منابع حمایتی دیگر، ازجمله خدمات مرتبط با نیازهای پیچیده‌تر سلامت روان، یاری‌رسان باشند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این خدمات به‌صورت حضوری یا مجازی ارائه می‌شود، برای بزرگسالان ۱۹ سال به بالا است و برای افرادی که تحت پوشش MSP هستند، بدون هزینه خواهد بود. زبان اصلی خدمات انگلیسی است، اما امکان استفاده از خدمات مترجم نیز وجود دارد. دسترسی به این خدمات مستلزم ارجاع از سوی پزشک خانواده است. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به وب‌سایت <a href="http://www.nspcn.ca" target="_blank" rel="noopener">www.nspcn.ca</a> مراجعه کنید، یا با آدرس ایمیل، یا شماره تلفن زیر تماس بگیرید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="mailto:nspcn@nsdivision.ca"><span style="font-weight: 400;">nspcn@nsdivision.ca</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">778-945-3017</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کنار این خدمات، </span><b>IMPACT نورث شور</b><span style="font-weight: 400;"> از مهاجران حمایت می‌کند تا بتوانند زندگی سالم و پویایی را در کانادا بنا کنند. حمایت‌های این مجموعه شامل آشنایی با نظام سلامت محلی، کمک در دسترسی به طرح خدمات پزشکی بریتیش‌کلمبیا (MSP)، ارائهٔ اطلاعات و ارجاع در حوزهٔ سلامت روان و بهزیستی، و همچنین برگزاری گروه حمایتی سلامت زنان است. این خدمات به زبان‌های انگلیسی و فارسی ارائه می‌شود و مخاطبان آن بزرگسالان و خانواده‌ها هستند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با آدرس ایمیل یا شماره تلفن زیر تماس بگیرید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="mailto:office@impactnorthshore.ca"><span style="font-weight: 400;">office@impactnorthshore.ca</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">604-988-2931</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>منابع اجتماعی نورث شور (North Shore Community Resources – NSCR)</b><span style="font-weight: 400;"> نیز دسترسی به حمایت‌هایی را فراهم می‌کند که به افراد در مدیریت زندگی روزمره کمک می‌کند. این حمایت‌ها شامل پشتیبانی از مراقبان، کمک در زمینهٔ مسکن و غذا، مقابله با انزوای اجتماعی، حمایت در تحرک و جابه‌جایی و خروج از منزل، کمک برای رفت‌وآمد به قرارهای پزشکی، و همچنین حمایت در امور مالی و مالیاتی است. این خدمات به زبان‌های انگلیسی و فارسی ارائه می‌شود و برای بزرگسالان و خانواده‌ها در دسترس است. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با آدرس ایمیل یا شماره تلفن زیر تماس بگیرید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="mailto:nscr@nscr.ca"><span style="font-weight: 400;">nscr@nscr.ca</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">604-982-3312</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای نوجوانان و جوانان، </span><b>فاندری نورث شور (Foundry North Shore)</b><span style="font-weight: 400;"> خدمات مشاورهٔ رایگان برای افراد ۱۲ تا ۲۴ سال ارائه می‌دهد. این خدمات حوزه‌هایی مانند مراقبت‌های سلامت روان، خدمات مرتبط با مصرف مواد، سلامت جسمی و جنسی، حمایت از جوانان و خانواده‌ها، و خدمات اجتماعی را در بر می‌گیرد. زبان اصلی خدمات انگلیسی است و در صورت نیاز، خدمات مترجم نیز فراهم می‌شود. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با شماره تلفن زیر تماس بگیرید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">604-984-5060</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در شرایط بحرانی، </span><b>تیم پاسخ به بحران انجمن سلامت روان کانادا (Canadian Mental Health Association – Crisis Response)</b><span style="font-weight: 400;"> آمادهٔ ارائهٔ حمایت فوری است. اگر فردی یا یکی از اعضای خانواده‌اش با بحران سلامت روان مواجه باشد، این تیم می‌تواند از طریق تماس تلفنی، پیامک یا به‌صورت حضوری کمک‌رسانی کند. این خدمات که به زبان‌های انگلیسی و فارسی ارائه می‌شود، برای افراد ۱۳ سال به بالا در دسترس است و هفت روز هفته، از ساعت ۸ صبح تا ۱۲:۳۰ بامداد فعالیت دارد. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید با آدرس ایمیل یا شماره تلفن زیر تماس بگیرید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="mailto:CRCL@cmhanorthshore.ca"><span style="font-weight: 400;">CRCL@cmhanorthshore.ca</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">+1 888-261-7228</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/02/12/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d9%94-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ab-%d8%b4%d9%88/">معرفی خدمات حمایتی شبکهٔ سلامت نورث شور برای فارسی‌زبانان</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/02/12/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%ad%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d9%94-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%ab-%d8%b4%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26028</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چگونه می‌شود از خودکشی نوجوانان آسیب‌دیده از شکنجه و بازجویی جلوگیری کرد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/12/13/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/12/13/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Dec 2022 04:17:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=19637</guid>

					<description><![CDATA[<p>نغمه برزگر، روان‌درمانگر &#8211; شیکوتیمی، کبک در این روزها با توجه به خبرهای تأسف‌بارِ شنیده‌شده از چند مورد خودکشی در نوجوانانِ ۱۳ تا ۱۷ سال در ایران، بر آن شدم تا در این تحلیل کوتاه به‌اختصار به شرایط روانی سخت نوجوانان در دوران حساس بلوغ بپردازم. چرا که فشار و شکنجه بر نوجوانان می‌تواند اثرات مخرب و ویران‌کننده‌تری نسبت به افراد بالغ داشته باشد. امیدوارم این اطلاعات جامع بتواند کمکی برای خانواده‌ها و نزدیکان این...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/12/13/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8/">چگونه می‌شود از خودکشی نوجوانان آسیب‌دیده از شکنجه و بازجویی جلوگیری کرد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%ba%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%b2%da%af%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">نغمه برزگر</a>، روان‌درمانگر &#8211; شیکوتیمی، کبک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این روزها با توجه به خبرهای تأسف‌بارِ شنیده‌شده از چند مورد خودکشی در نوجوانانِ ۱۳ تا ۱۷ سال در ایران، بر آن شدم تا در این تحلیل کوتاه به‌اختصار به شرایط روانی سخت نوجوانان در دوران حساس بلوغ بپردازم. چرا که فشار و شکنجه بر نوجوانان می‌تواند اثرات مخرب و ویران‌کننده‌تری نسبت به افراد بالغ داشته باشد. امیدوارم این اطلاعات جامع بتواند کمکی برای خانواده‌ها و نزدیکان این گروه سنی باشد تا دیگر شاهد این اتفاقات دلخراش نباشیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌خوبی می‌دانیم، سنین بلوغ در نوجوانان یکی از حساس‌ترین دوره‌های زندگی است که شاید به‌جرئت بتوان آن را پرخطرترین دورهٔ زندگی دانست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان اندازه که مسیر رشد جسمانی و بلوغ جنسی دختران با پسران متفاوت است، مسیر رشد ذهنی یا بهتر است بگوییم دنیای ذهنی و تصورشان از دنیای بیرون نیز با هم متفاوت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برخی از این تفاوت‌ها به شرح زیر است:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیجانات مثبت نسبت به تغییرات جسمی در دختران / بالعکس هیجانات منفی و حتی در بسیاری از موارد احساس انزجار از روند تغییرات جسمی ناهمگون در پسران</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تلاش برای رسیدن به سقف زیبایی‌سنجی ذهنی‌شان (توجه به پارامترهایی که در روند افزایش زیبایی کمک بیشتری کند) در دختران / بی‌توجهی ظاهری مطلق به تیپ و طرز پوشش و حتی آرایش مو در پسران</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تلاش مثبت برای دیده‌شدن و تلاش برای برقراری ارتباطات کلامی و عاطفی بیشتر با دنیای بیرون در دختران / فرار از محافل و فرار از در میدانِ دید بودن در پسران</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جست‌وجوی آشکار برای کشف تأثیرات عاطفی در دنیای بیرون در دختران / مضحک‌بودن روابط عاطفی و فرار از برقراری روابط کلامی و عاطفی حتی در دنیای کوچک خانواده در پسران</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اعتماد زودهنگام به دنیای بیرون در دختران / عدم اعتماد پسران به هر چیزی که در دنیای بیرون و حتی دنیای تخیلی و ذهنی وجود دارد.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حال با شناخت اجمالی از مسیر بلوغ در نوجوان، می‌توان به تأثیرات منفی فشارهای تحمیلی بر او به‌اختصار اشاره کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تأثیر فشارهای روانی و شکنجه‌های جسمی و روحی بر نوجوانان</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایجاد دوگانگی ذهنی از دنیای زیبای دخترانه با دنیایی که در فرایند شکنجه و بازجویی به دختر نوجوان تحمیل می‌شود / افزایش میزان تنفر فردی در نوجوان پسر به‌خاطر نبود توانایی جسمی و کلامی برای دفاع در برابر فشارهای روانی و شکنجه‌های جسمی</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرورفتن در تاریکی و زشتی ذهنی در دختران بعد از شکنجه‌های جسمی و جنسی (تجاوز) با تصور اینکه تمامیت وجودی‌شان به‌ خطر افتاده و حتی از بین رفته است / افزایش میزان تنفر در پسران نوجوان از بدن ناکامل مردانهٔ خود که بعد از شکنجه‌های لفظی (استفادهٔ صریح از اسامی اعضای بدن برای تضعیف روحیه)، شکنجه‌های روانی (تمسخر نوجوان برای ناتمام‌بودن مراحل رشد جسمی و جنسی) و در برخی موارد تعرض جنسی، نوجوان این اندام مردانهٔ خود را بعد از رشد کامل، وسیله‌ای برای آزار از جانب دیگری نسبت به خود و دیگران می‌بیند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کابوس نگاه‌های بیرون و اینکه دنیای زیبای دخترانهٔ من چه اندازه برای خانواده و نزدیکان و جامعه سیاه و زشت شده، در دختران / وحشت از طردشدگی از جانب همسالان و خطر ازدست‌دادن دوستان نزدیک با فشار خانواده‌هایشان، در پسران</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایجاد برخی اختلالات اضطرابی و ترس فراگیر بعد از شکنجه در نوجوان، حتی اگر سابقهٔ این اختلال در او وجود نداشته است.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چند راهکار کلیدی و ابتدایی مهم بعد از آزادی</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حفظ آرامش روانی و کلامی اولین کسی که با نوجوان برخورد دارد، بسیار بسیار مهم است (والدین یا افراد نزدیک که اولین‌بار بعد از آزادی نوجوان با او روبه‌رو می‌شوند). </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خودداری از سؤال و جواب‌های مستمر در مورد اینکه چه اتفاقاتی برای نوجوان رقم خورده است. از هر نوع کنجکاوی در مرحلهٔ اول خودداری کنید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خودداری از سرزنش که نباید خودت را در این شرایط قرار می‌دادی یا بی‌ارزش دانستن مسیری که نوجوان براساس اهداف و آرمان‌هایش در آن قدم برداشته است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بالاترین کمک نزدیکان به‌خصوص والدین، درآغوش‌گرفتن نوجوان و نوازش‌های مادرانه و پدرانه بدون گریه و پریشانی حال می‌تواند باشد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر نوجوان (این موضوع بیشتر در نوجوانان دختر دیده می‌شود)، شروع به شرح وقایع در همان لحظه‌های اول بعد از دیدار کرد، تنها و تنها شنوندهٔ کامل باشید و با احساسات او همراه، بدون اینکه بخواهید پاسخی برای علامت‌سؤال‌های ذهن مادرانه یا پدرانه‌تان پیدا کنید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ویزیت هم‌زمان پزشک برای چکاپ بالینی و انجام آزمایشات لازم برای تشخیص میزان داروهای دریافتی در دورهٔ حبس و روان‌پزشک یا روان‌درمانگر برای تشخیص آسیب‌های وارده در کوتاه‌ترین زمان ممکن</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استمرار مراجعهٔ روزانه یا زمان‌های تعیین‌شده به روان‌درمانگر با مشورت پزشک معالج</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دادن این اعتماد ذهنی و قلبی به نوجوان که از جانب خانواده جایگاه و ارزش انسانی فرزندشان با وجود تمام اتفاقات تغییری نکرده است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دورنگه‌داشتن نوجوان از اخبار اتفاقات مشابه که برایش رقم خورده است و دورنگه‌داشتن او از محیط‌های پرتنش</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نظارت نامحسوس و لحظه‌به‌لحظه بر نوجوان آسیب‌دیده بدون اینکه دنیای خلوت و خصوصی‌اش آسیبی ببیند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این موارد که به‌شکل کلی و اختصاری در این تحلیل جای داده شد، تنها می‌تواند کلیدواژه‌هایی باشد برای خانواده‌ها و عزیزانی که با این موارد روبه‌رو می‌شوند، شاید کمکی باشد برای نجات و سلامت روان نوجوانان عزیز سرزمینم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به امید روزی که نوجوانان و جوانانمان در رفاه و آسایش به آرمان‌ها و آرزوهایشان بیندیشند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/12/13/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8/">چگونه می‌شود از خودکشی نوجوانان آسیب‌دیده از شکنجه و بازجویی جلوگیری کرد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/12/13/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%88%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af%da%a9%d8%b4%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">19637</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حفاظت از سلامت روان در استفاده از رسانه‌های اجتماعی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/09/11/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/09/11/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Sep 2022 00:12:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی اشتری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=19100</guid>

					<description><![CDATA[<p>گردآوری و برگردان: شادی اشتری &#8211; ونکوور استفاده از رسانه‌های اجتماعی (social media) مثل فیس‌بوک و اینستاگرام فواید متعددی دارد. ازجمله ارتباط با اقوام و دوستانی که دورند، پیدا‌کردن دوستان جدید، وصل‌شدن به افرادی با سلایق یا اهداف مشترک، یادگیری، دریافت یا پیشنهاد حمایت عاطفی وقتی به آن نیاز داریم، تقویت خلاقیت، بازاریابی و…  اما با تمام این محاسن، گاهی بعد از مرور صفحه‌های مجازی بیشتر احساس تنهایی می‌کنیم. به‌نظر عجیب می‌رسد، ولی واقعیت دارد....</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/09/11/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87/">حفاظت از سلامت روان در استفاده از رسانه‌های اجتماعی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گردآوری و برگردان: <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شادی اشتری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استفاده از رسانه‌های اجتماعی (social media) مثل فیس‌بوک و اینستاگرام فواید متعددی دارد. ازجمله ارتباط با اقوام و دوستانی که دورند، پیدا‌کردن دوستان جدید، وصل‌شدن به افرادی با سلایق یا اهداف مشترک، یادگیری، دریافت یا پیشنهاد حمایت عاطفی وقتی به آن نیاز داریم، تقویت خلاقیت، بازاریابی و… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما با تمام این محاسن، گاهی بعد از مرور صفحه‌های مجازی بیشتر احساس تنهایی می‌کنیم. به‌نظر عجیب می‌رسد، ولی واقعیت دارد. برخی اوقات حس نارضایتی، کمبود، اضطراب، نگرانی و اندوه بی‌دلیل بر ما چیره می‌شود. یا ممکن است برای برنامه‌های واقعی وقت کم بیاوریم، به دوستان مجازی خود بیشتر از نزدیکان اهمیت بدهیم، یا خواب شب ما مختل شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی دیگر از آسیب‌های مخرب رسانه‌های اجتماعی خودشیفتگی است. پُست‌کردن تصاویر شخصی یا سلفی، افکار و تصورات خود در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند موجب خودمحوری و دورشدن از زندگی واقعی شود که این نیز بر سلامت روان تأثیر منفی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از طرف دیگر بسیاری از کاربران به‌خصوص نوجوان‌ها تحت تأثیر تمسخر مجازی، شایعه، دروغ، تهمت و فشارهای عاطفی قرار می‌گیرند یا طعمهٔ کلاهبردارها می‌شوند که زخم‌های حاصله تا مدت‌ها باقی می‌ماند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید وقت آن رسیده که استفاده از رسانه‌های اجتماعی در زندگی را بازنگری نماییم. از شما دعوت می‌کنم این مقاله را که توسط کمیسیون سلامت روان کانادا تهیه شده است، بخوانید و عملکرد خود را ارزیابی کنید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بررسی کنید مرور صفحه‌ها در رسانه‌های اجتماعی چه احساسی در شما ایجاد می‌کند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دفعهٔ آینده پس از مرور صفحه‌های اجتماعی مجازی، اندکی بر روی احساس خود تمرکز کنید. حتی تغییرات کوچک را بررسی کنید؛ برای مثال اگر سریع از یک موضوع به‌سراغ موضوع دیگری می‌روید یا مدت کوتاهی بی‌حوصله یا بداخلاق می‌شوید، یا به خودتان شک می‌کنید، یا دچار اضطراب می‌شوید، می‌تواند در اثر مرور این صفحه‌ها باشد. پس از چند بار بررسی، ممکن است متوجه شوید که حتی صفحه‌هایی با محتوای «بی‌ضرر» نیز به‌طور قابل‌توجهی بر احساس شما تأثیر می‌گذارد، به‌خصوص اگر سطح استفادهٔ شما از این رسانه‌ها زیاد و مکرر باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آنچه را در مغز شما اتفاق می‌افتد، درک کنید</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای مغز، مشاهده همان باور است. برای مثال، حتی اگر از نظر فکری بدانید که یک عکس به‌شدت روتوش شده است، برای مغز شما تشخیص این تفاوت دشوار است. و از آنجایی که انسان‌ به شبیه‌سازهای بصری واکنش نشان می‌دهد، اغلب ما حتی وقتی‌که این تصاویر باعث سلب اعتمادبه‌نفس یا احساس خود‌کم‌بینی در ما می‌شود، باز هم به گردش مجازی خود ادامه می‌دهیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما همچنین تحت تأثیر دوپامین قرار می‌گیریم؛ همان هورمون احساس خوب که وقتی احساس پیروزی می‌کنیم، بالا می‌رود. در استفاده از این رسانه‌‌ها این احساس خوب به‌آسانی به‌دست می‌آید. لایک‌ها، قلب‌ها، اشتراک‌گذاری‌ها و کامنت‌ها باعث بالارفتن اندروفین می‌شوند، بدون اینکه نیازی به تلاش زیاد داشته باشیم. درک این فرآیندها و سایر فرآیندهای عصبی در این رابطه، برای استفادهٔ بی‌ضرر از رسانه‌های اجتماعی بسیار مهم است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سعی کنید مقایسه نکنید</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حالی که مقایسهٔ تجربه‌های خود با محتوای آنلاین امری طبیعی است، به‌یاد داشته باشید که شما به نسخه‌ای نمایشی از واقعیت نگاه می‌کنید. کاربران شخصی (و سازمان‌ها) حتی بدون استفاده از فیلتر هم، آنچه را که می‌خواهند دنیا ببیند با دقت انتخاب می‌کنند. برای محافظت از سلامت روان خود، با رسانه‌های اجتماعی مانند یک فیلم برخورد کنید: به‌عنوان سرگرمی، نه واقعیت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>برای استفادهٔ خود محدودیت قائل شوید</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر وصل‌شدن به صفحات رسانه‌های اجتماعی به‌جای یک انتخاب آگاهانه از روی عادت است، سعی کنید وسوسه را از بین ببرید. تلفن خود را هنگام انجام فعالیت‌های دیگر، دور از دید یا دسترس قرار دهید. یا هنگام شب، آن را خارج از اتاق خواب خود نگه دارید. و هنگامی که تلفن شما در دسترس است، محدودیت‌های بیشتری برای استفادهٔ خود تعیین کنید، برای مثال فقط بین ساعات خاصی وصل شوید یا فقط برای مدت‌زمانی معین صفحه‌ها را مرور کنید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در گزینش صفحه‌ها سخت‌گیر باشید</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند نمی‌توانید تمام چیزهایی را که در رسانه‌های اجتماعی می‌بینید کنترل کنید، ولی می‌توانید انتخاب کنید که در چه صفحه‌ای مشترک ‌شوید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قانون ساده: کسی یا چیزی را که برای شما مفید نیست، دنبال نکنید. اگر پست‌های یک اکانت/صفحه احساس ناخوشایندی در شما ایجاد می‌کند، آن‌ را لغو یا مسدود کنید. در عوض، می‌توانید با تمرکز بر صفحه‌هایی که در شما احساس خوبی ایجاد می‌کند، مسئولیت الگوریتم‌ رسانه‌ها را خودتان بر عهده بگیرید، بدین ترتیب صفحه‌های مثبت بیشتری به‌روی شما باز می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از نو شروع کنید (یا کاملاً دور شوید)</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">امروزه، داشتن حساب کاربری در رسانه‌های اجتماعی ضرورتی اجتماعی به‌نظر می‌رسد و نداشتن آن، مثل احساس عقب‌ماندن از قافله (FOMO= Fear of Missing Out)</span><span style="font-weight: 400;"> است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اگر پلتفرمی را مفید نمی‌بینید، مجبور نیستید در آن باقی بمانید. سعی کنید یک هفته از دنیای مجازی مرخصی بگیرید. حتی می‌توانید برنامه‌های کاربردی (Applications)</span><span style="font-weight: 400;"> آن‌ها را بدون ازدست‌دادن حساب شخصی خود مدتی حذف کنید و احساس خود را بررسی کنید. وقتی برگشتید، از ابتدا شروع کنید. می‌توانید همهٔ صفحه‌ها یا اشخاص قبلی داخل شبکهٔ خود را پاک کنید و این‌بار به‌طور گزینشی شروع کنید. هر چه در حساب‌های کمتری عضو شوید، زمان کمتری در مرور صفحه‌ها گیر می‌کنید. اگر هم تصمیم گرفتید که مدتی دور از این پلتفرم‌ها بمانید، این نیز اشکالی ندارد. تنها بهای اندکی که برای سلامت روان خود می‌پردازید، اندکی احساس جاماندن از قافله است که آن هم موقت است!</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان خاطرنشان می‌شود:</span></p>
<ul>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پست مطلب، لینک، عکس، اظهار عقیده و سایر فعالیت‌های مجازی با دقت و هوشیارانه رفتار کنید.</span></li>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منابع و مراجع را در پست‌های خود ذکر کنید. اگر از درستی مطلبی اطمینان ندارید، بازنشر نکنید. </span></li>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای دنبال‌کردن اخبار از سایت‌های معتبر خبری استفاده کنید تا گرفتار شایعه، اخبار کذب یا سوءاستفاده‌های مجازی نشوید. </span></li>
<li style="font-weight: 400; text-align: justify;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای جلوگیری از صدمه‌های احتمالی رسانه‌های اجتماعی بر کودکان و نوجوانان، با مطالعه یا شرکت در آموزش‌های مرتبط، راه‌های حفظ امنیت در فضای مجازی را فرا بگیرید.</span></li>
</ul>
<hr />
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 10pt;">منبع: <a href="https://mentalhealthcommission.ca/resource/protecting-your-mental-wellness-on-social-media" target="_blank" rel="noopener">کمیسیون سلامت روان کانادا</a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/09/11/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87/">حفاظت از سلامت روان در استفاده از رسانه‌های اجتماعی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/09/11/%d8%ad%d9%81%d8%a7%d8%b8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">19100</post-id>	</item>
		<item>
		<title>فهرست مراقبت از خود و انعطاف‌پذیری</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/08/11/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%b9%d8%b7%d8%a7%d9%81%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/08/11/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%b9%d8%b7%d8%a7%d9%81%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Aug 2022 00:46:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[شادی اشتری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=18921</guid>

					<description><![CDATA[<p>برگردان: شادی اشتری &#8211; ونکوور در دنیای پرمشغلهٔ امروز، ما به‌ناچار دنبال حل سریع و سرسری مسائل‌ایم، غافل از اینکه همین عجله، بیشتر موجب جوش‌آوردن و خستگی ذهنی ما می‌شود. اگر بتوانیم یک استراتژی مراقبت از خود و افزایش انعطاف ذهنی داشته باشیم، دیرتر به نقطهٔ جوش می‌رسیم، از داشته‌های خود بیشتر لذت می‌بریم و به آرامش نزدیک‌تر می‌شویم. این فهرست، راهنمای کمک‌های نخستین سلامت روان در زمان کووید-۱۹ است که از سوی کمیسیون سلامت...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/08/11/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%b9%d8%b7%d8%a7%d9%81%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/">فهرست مراقبت از خود و انعطاف‌پذیری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگردان: <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شادی اشتری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دنیای پرمشغلهٔ امروز، ما به‌ناچار دنبال حل سریع و سرسری مسائل‌ایم، غافل از اینکه همین عجله، بیشتر موجب جوش‌آوردن و خستگی ذهنی ما می‌شود. اگر بتوانیم یک استراتژی مراقبت از خود و افزایش انعطاف ذهنی داشته باشیم، دیرتر به نقطهٔ جوش می‌رسیم، از داشته‌های خود بیشتر لذت می‌بریم و به آرامش نزدیک‌تر می‌شویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این فهرست، راهنمای کمک‌های نخستین سلامت روان در زمان کووید-۱۹ است که از سوی کمیسیون سلامت روان کانادا تهیه شده و البته در تمام مواقع مفید و قابل‌اجرا است. جلوی بعضی موارد، داخل پرانتز مطلبی برای روشن‌ترشدن موضوع توسط مترجم اضافه شده که غالباً بر اساس تجارب شخصی یا اطلاعات علوم اعصاب (Neuroscience) از دکتر اندرو هوبرمن می‌باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر کدام از فعالیت‌های زیر را که برای شما جالب است، انتخاب کنید و بسته به وقت و برنامهٔ زندگی، مناسب‌ترین‌ها را تمرین کنید. در نگاه اول شاید این فهرست به‌نظر تکراری بیاید، ولی ارزش آن در انجام هر بند با حضور ذهن، توجه و احساس تک‌تک دقیقه‌های آن فعالیت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; نوشتن دفترچه خاطرات روزانه (journal) (نوشتن افکار و احساسات می‌تواند به‌شکل دفتر خاطرات باشد یا محلی برای برون‌ریزی افکار پراکنده.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; کار داوطلبانه برای هدفی معنادار (برای مثال اگر دچار اندوه فقدان عزیزی در اثر یک حادثه یا بیماری خاص شده‌اید، کمک به مراکز درمانی ویژهٔ آن بیماری خاص می‌تواند ایدهٔ خوبی باشد.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; تهیهٔ لیست قدردانی (دریافت یا مشاهدهٔ قدردانی از دیگران هم به‌همین اندازه مفید است، پس آن را ترویج کنیم. روز خود را به‌جای چک‌کردن گوشی موبایل، با مرور داشته‌هایمان و آنچه برایمان ارزشمند است، شروع کنیم و خاتمه دهیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; هوای تازه (پس از بیداری، خود را در معرض نور خارج از منزل قرار دهیم، اگر هوا ابری است، چراغ را روشن کنیم تا سطح هوشیاری در طول روز را بالا ببریم. در حد امکان هوای تازه بگیریم: وسط کار یا آشپزی، در مواقع استرس و فشار روانی یا در پایان یک روز کاری)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; مراقبه یا گوش‌کردن به یک تجسم هدایت‌شده (روزی چند دقیقه را به مدیتیشن اختصاص دهیم؛ برای کاهش استرس و احساسات منفی، افزایش تمرکز و خلاقیت، تمرین صبر و آرامش)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; بغل‌کردن حیوانات خانگی و بازی (تماس فیزیکی با کسی که دوست داریم یا حیوانات خانگی موجب افزایش سروتونین و کاهش اضطراب می‌شود.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; یک غذای دلخواه (خود را به یک غذای بابِ‌میل مهمان کنیم؛ در خانه یا رستوران، مهم نیست کجا ولی اولویت انتخاب را به خود بدهیم و از هر لقمه نهایت لذت را ببریم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; چرت‌زدن (حداکثر ۹۰ دقیقه و تا قبل از ساعت ۴ بعدازظهر، تا خواب شب را به‌هم نزند.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; گوش‌کردن به موسیقی (برای تمرینِ در‌لحظه‌بودن، عمیق گوش کنیم و شعر را با خواننده تکرار کنیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; انجام یوگا (بهترین راه افزایش ارتباط بدن و مغز است. یوگا آستانهٔ تحمل درد، سرما و گرما را بالا می‌برد. اگر امکان حضور در کلاس را نداریم، آنلاین یا با ویدیو تمرین کنیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; درازکشیدن روی چمن‌ها (یا پابرهنه روی چمن یا ماسه ساحل راه برویم. احساس خود را مزه‌مزه کنیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; عکس‌گرفتن (بی‌آلایش، با آرایش، از طبیعت یا هر آنچه لذت می‌بریم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; کتابِ خوب خواندن (مهم مطالعه با تمرکز و به‌قصد جذب مطلب است. عضو کتابخانه شویم. با خرید کتاب از نویسنده‌ها حمایت کنیم.) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; وبلاگ‌نوشتن (شبیه نوشتن دفترچه خاطرات روزانه است، ولی وبلاگ یا پاورقی مجازی را برای ارتباط و مکالمه با دوستان مجازی یا واقعی می‌نویسیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; وقت‌گذرانی خارج از منزل، در صورت امکان (تنهایی یا گروهی، هر دو برای سلامت فکر لازم‌اند.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; گشت رانندگی (در سکوت یا همراه با شنیدن موسیقی)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; ورزش (از هر روز تا سه روز در هفته یا کمتر به باشگاه ورزشی (gym) رفتن: ورزش سنگین یا کششی… اگر ورزشکار نیستیم، با پیاده‌روی و حرکات کششی صحیح، انعطاف‌پذیری بدن را حفظ و کنترل کنیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">&#8211; پیوست</span><span style="font-weight: 400;">ن به یک گروه آنلاین اجتماعی (مثل کتاب‌خوانی، یا هر جمعی که دوست دارید. اگر یافت می‌نشود، منتظر بقیه نمانید، شما گروه را تأسیس کنید و مطمئن باشید بقیه به شما ملحق می‌شوند.)</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; تغذیه و افزایش مواد غذایی سالم (شکر و مواد غذایی فرآوری‌شده را حذف کنیم. اگر رژیم یا برنامهٔ روزه در ساعات خاصی را دنبال نمی‌کنیم، حداقل سه ساعت قبل از خواب و تا یک‌ساعت بعد از بیدارشدن از خواب چیزی به‌جز آب میل نکنیم، این امر برای سلامت کبد و</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سم‌زدایی بدن لازم است. <a href="https://podcasts.apple.com/ca/podcast/huberman-lab/id1545953110" target="_blank" rel="noopener">مکمل‌ها را هم دستِ‌کم نگیرید، برای مثال ویتامین B6 و B12 سطح دوپامین را بالا می‌برند.</a></span><span style="font-weight: 400;">)</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; خاموش‌کردن دستگاه‌های الکترونیکی (برای آرامش یا تمرکز روی کاری که مشغول‌ایم یا داشتن یک مکالمه و ارتباط خوب با کسی که همراه ماست؛ موبایل، کامپیوتر و… را در ساعاتی خاموش یا دور از دسترس خود قرار دهیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; داشتن ماراتن فیلم (یک سریال یا سری فیلم‌های یک کارگردان را ببینیم. ممکن است نیاز به تماشای مجموعه‌ای ساده یا کمدی داشته باشیم یا سریالی عمیق و چندلایه، انتخاب با خود ماست.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; سرگرمی با یک بازی (مثل آب‌بازی یا ورق‌بازی، تخته نرد، جدول، سودوکو… )</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; رقص (نه تنها موجب شادابی می‌شود، به بهبود عملکرد مغز و فیزیک بدن هم کمک می‌کند.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; پوشیدن لباسی که به شما احساس خوب و رضایت می‌دهد (آراستگی می‌تواند اعتمادبه‌نفس ما را افزایش دهد.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; پیوستن به یک گروه حمایتی آنلاین (برای چه موضوعی احتیاج به حمایت داریم؟ مدیتیشن گروهی، گروه مهاجران یا بانوان شاغل&#8230; اگر گروهی برای خود پیدا نمی‌کنید، شما آن را راه بیندازید و بانی خیر شوید.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; یک شب بازی مجازی با دوستان (کلی ایده در گوگل پیدا می‌شود. حتی نرم‌افزارهای کاربردی (applications) برای بازی در زوم طراحی شده‌اند.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; کار در حیاط یا باغبانی (تمام حواس پنج‌گانه همراه با احساس رضایت از پرورش و تولید به‌کار می‌رود، حتی اگر در آپارتمان زندگی می‌کنیم، می‌شود این فعالیت را انتخاب کرد.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; کاری خلاقانه مثل طراحی، نقاشی، شعرنوشتن یا درست‌کردن یک غذای جدید (برخی افراد به‌طور ذاتی خلاق‌ترند ولی کسی نیست که خلاقیت نداشته باشد. یکی از راه‌های تقویت خلاقیت، مدیتیشن است.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; امتحان یک سرگرمی جدید (می‌تواند یکی از موارد همین فهرست باشد یا می‌توان سرگرمی‌های دوران کودکی را دوباره امتحان کرد یا… )</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; یک روز ماجراجویانه (لازم نیست برای ماجراجویی سفر کرد یا سقوط آزاد را تجربه کرد، کافی است نسبت به محدودهٔ امن خود، چند قدم فراتر حرکت کنیم.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; هنرهای خلاقانه (مثل کُلاژ یا هنر خاصی که خودمان ابداع می‌کنیم. می‌توانیم از تکه‌های پارچه تابلو بسازیم یا مخلوطی از عکس و گل و گیاه خشک‌شده یا… )</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; گذراندن وقت با بچه‌ها &#8211; کتاب‌خواندن، به خنده‌هایشان گوش‌سپردن، بازی‌کردن و&#8230; (بیشتر از اینکه بچه‌ها به ما نیاز دارند، ما به آن‌ها احتیاج داریم؛ برای نشاط، تقویت ارتباط و مهارت‌های هر دو طرف.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; خلق یک پوستر با تصاویری از یک چشم‌انداز مثبت (اگر از یک منظره یا نوشتهٔ خاصی انرژی می‌گیریم، می‌توانیم یک پوستر بسازیم و بزنیم روی یخچال یا روی صفحهٔ کامپیوتر نگه‌ داریم و اجازه بدهیم لذت تماشای آن، نگرانی و استرس را از ما دور کند.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; شنیدن پادکست یا ویدیوهایی که لذت‌بخش‌اند (نرم‌افزار کاربردیِ پادکست را به‌طور رایگان دانلود کنید، برای هر موضوعی که علاقه‌مندید، مطالب جالبی خواهید یافت. در یوتیوب علاوه بر ویدیوهای متنوع و لذت‌بخش می‌توانید از گنجینهٔ عظیم شعر، مصاحبه و کتاب صوتی به‌زبان فارسی و انگلیسی به‌طور رایگان بهره‌مند شوید.)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین امروز اگر دفترچه خاطرات روزانه ندارید، یک دفترچهٔ معمولی بردارید و شروع کنید: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه تا از مواردی را که از فهرست بالا برای شما جذاب‌ترند، انتخاب کنید. برنامه بگذارید که چه وقت و چگونه انجام می‌دهید و اگر به حمایت احتیاج دارید، چه کسی می‌تواند به شما کمک کند؟ همه را همراه با افکار و احساسات خود، بنویسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این لیست بازی کنید، اگر دوست دارید موردی را اضافه یا جابه‌جا کنید. کنجکاو باشید و برای فهرست انتخابی خود وقت و انرژی بگذارید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>برنامهٔ مراقبت از خود و انعطاف‌پذیری</b></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-18923" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/08/Screen-Shot-2022-08-11-at-5.38.53-PM.jpg?resize=640%2C343" alt="برنامهٔ مراقبت از خود و انعطاف‌پذیری" width="640" height="343" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/08/Screen-Shot-2022-08-11-at-5.38.53-PM.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/08/Screen-Shot-2022-08-11-at-5.38.53-PM.jpg?resize=300%2C161&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به فهرست مراقبت از خود و تمرین آن‌ها متعهد بمانید، و هرقدر می‌توانید آن‌ها را در برنامهٔ روزانهٔ خود بگنجانید.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">منبع:</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: pfont; font-size: 10pt;">برگرفته از مطلبی با عنوان Mental Health First Aid COVID-19 Self-Care &amp; Resilience Guide تهیه‌شده از سوی کمیسیون سلامت روان کانادا</span></p>
<p><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;"><a href="https://mentalhealthcommission.ca/blog-posts/21372-mental-health-first-aid-covid-19-self-care-resilience-guide/?fbclid=IwAR30QYCz7znQmJl0Vc2UtQ-t8Dk7Fzo9h0w0ITPVBqBdR-ct0XT8gMZFmM0"><span style="font-weight: 400;">https://mentalhealthcommission.ca/blog-posts/21372-mental-health-first-aid-covid-19-self-care-resilience-guide</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/08/11/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%b9%d8%b7%d8%a7%d9%81%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/">فهرست مراقبت از خود و انعطاف‌پذیری</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/08/11/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%b9%d8%b7%d8%a7%d9%81%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">18921</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرباشان</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Mar 2017 00:57:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت‌های جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[همجنس‌گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4859</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور خانم غفاری عزیز، با سلام، سؤالم این است که آیا خشونت در روابط فردیِ جامعهٔ LGBT وجود دارد؟ اگر وجود دارد، ویژگی آن چیست و چه تفاوتی با روابط افراد دگرجنس‌گرا دارد؟ با تشکر، ل. ت. از نورث‌ونکوور پیش از پاسخ به پرسش شما، چند واژه را برای اطلاع خوانندگانم توضیح می‌دهم: دگرجنس‌گرا Heterosexual همجنس‌گرا Homosexual ترازن Trans woman ترامرد Trans man همجنس‌گرای زن Lesbian همجنس‌گرای مرد Gay دوجنس‌گرا Bisexual همجنس‌گراستیزی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/">خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرباشان</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>خانم غفاری عزیز،</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سلام، سؤالم این است که آیا خشونت در روابط فردیِ جامعهٔ LGBT وجود دارد؟ اگر وجود دارد، ویژگی آن چیست و چه تفاوتی با روابط افراد دگرجنس‌گرا دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با تشکر، ل. ت. از نورث‌ونکوور</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پیش از پاسخ به پرسش شما، چند واژه را برای اطلاع خوانندگانم توضیح می‌دهم:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دگرجنس‌گرا</span> <span style="font-weight: 400;">Heterosexual</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گرا</span> <span style="font-weight: 400;">Homosexual</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ترازن</span> <span style="font-weight: 400;">Trans woman</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ترامرد</span> <span style="font-weight: 400;">Trans man</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گرای زن</span> Lesbian</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گرای مرد</span> <span style="font-weight: 400;">Gay</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دوجنس‌گرا</span> <span style="font-weight: 400;">Bisexual</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گراستیزی</span> <span style="font-weight: 400;">Homophobia</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دوجنس‌گراستیزی</span> <span style="font-weight: 400;">‌Biophobia</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">تراجنسی‌ستیزی</span> <span style="font-weight: 400;">Transphobia</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دگرباشی (LGBT)</span><span style="font-weight: 400;"> فراگیر جامعهٔ متنوع از کسانی است که هویت‌شان را همجنس‌گرای زن</span> <span style="font-weight: 400;">(Lesbian)، همجنس‌گرای مرد (Gay)، دوجنس‌گرا (Bisexual)، تراجنسی (Transgender)، و غیره می‌دانند.</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در جواب به پرسش شما، آمارها و تحقیقات موجود نشان می‌دهد که بین خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرجنس‌گرایان (Heterosexual) و همجنس‌گرایان (Homosexual) تفاوتی چندانی وجود ندارد.‌ هر دو تشابه‌های زیادی دارند. هر دو می‌توانند حامل خشونت و سرکوب روحی، روانی، عاطفی، جنسی یا مالی باشند. همان‌طور که در مقاله‌های منتشر‌شده در شماره‌های پیشین اشاره شده است، تنها نمونه‌های کوچکی از این رفتارهای ناهنجار عبارت‌اند از: استفاده از زور و تهدید؛ استفاده از ترس و ارعاب؛ منزوی‌کردن؛ سوءاستفاده از امتیازاتی که فردی بر فرد دیگر دارد؛ سوءاستفاده‌های مالی یا استفاده از امتیازات مالی؛ سوءاستفاده از کودکان؛ استفاده از خشونت‌های فیزیکی و جنسی؛ سوءاستفاده‌های عاطفی و روحی.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اما سؤال مهم‌تر این است که چرا اعضای جامعهٔ LGBT قادر به گفتگو پیرامون مشکلات‌شان با عزیزانشان، خانواده، خدمات و سرویس‌های اجتماع اطرافشان نیستند؟ چه عواملی مانع از دسترسی این عزیزان به سرویس‌های حمایتی و خدماتی می‌شود؟ و منزوی‌بودن در زمانی که احتیاج به کمک دارند، چه آسیب‌های روحی/روانی‌ای به این عزیزان وارد می‌کند؟ باورهای غلط اجتماع علیه این قشر اجتماعی، آن‌ها را هر چه بیشتر به پشت درهای بسته هل می‌دهد و این خطر اصلی است که این عزیزان را به طعمهٔ مناسبی برای شکارچیان خشونت و ستم‌های خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بدل می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برای روشن‌تر‌شدن مطلب، به چند مثال زنده‌ایی که شاید با تجربیات شما خوانندگانم همخوانی دارد، مراجعه می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در روابط LGBT نیز مانند هر رابطهٔ دیگری، دینامیک قدرت و کنترل که زادهٔ فرهنگ خشونت و تجاوز و بی‌عدالتی است، می‌تواند عمل کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه این فرهنگ علیه رنگین‌پوستان/سیاه‌پوستان/بومیان/مهاجران استفاده می‌شود که زادهٔ فرهنگ تبعیض نژادی است. من و شما در دستهٔ رنگین‌پوستانِ مهاجر می‌گنجیم. چه تعداد از شما سخت‌تر از همکاران سفیدپوستتان زحمت می‌کشید، اما کمتر از آنان از سوی صاحب‌کار یا رئیس‌تان مورد توجه قرار می‌گیرید و کمتر یا هیچ‌وقت مورد تصدیق و تشویق قرار نمی‌گیرید؟ چند درصد از شما عزیزانم دوست دارید از کارتان به دلایل نابرابری و بی‌عدالتی بیرون بیایید چون می‌ترسید اگر اعتراض کنید، مورد سرزنش قرار خواهید گرفت؟ چند درصد از شما به‌دلایل بالا دچار افسردگی، سرخوردگی، انزوا و اضطراب‌های روحی شده‌اید؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه این فرهنگ بر بستر تفاوت و توانمندی‌های مالیِ زادهٔ فرهنگ طبقاتی است. مجدداً چند درصد از شما به‌صرف امکانات محدودِ مالی یا فقر، مورد بی‌احترامی، بی‌توجهی، بی‌اعتنایی یا حتی توهین فردی یا جمعی قرار می‌گیرید؟ چند درصد از شما ناخودآگاه به فرد پولدار احترام بیشتری می‌گذارید؟ هیچ‌وقت فکر کردید، چرا؟ چند در صد از شما دوستی‌ها و انتخاب دوستانتان بر بستر امکانات و توانمندی‌های مالی‌شان است؟ چه تعداد از شما اگر نتوانید مثل بقیه عمل کنید، به‌مرور خودتان را منزوی و گوشه‌گیر می‌کنید؟ اگر پاسختان مثبت است، در این انزوا چه حسی دارید؟ آیا از خودتان پرسیده‌اید، چرا خودتان را منزوی کرده‌اید؟  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه فرهنگ خشونت، کنترل و سرکوب بر بستر تفاوت‌های جنسی است که زادهٔ فرهنگ تبعیض‌های جنسی است. مثل تبعیض علیه زنان، یا ترازن/ترامرد. چه تعداد از شما خوانندگان زن تنها به‌صرف زن‌بودنتان، نظراتتان در جمعی مردانه مورد بی‌اعتنایی، بی‌توجهی و حتی توهین و تمسخر قرار گرفته است؟ چند در صد از شما عزیزانم حس می‌کنید که به‌صرف زن‌بودنتان حقوق فردی و انسانی‌تان کاملاً نادیده گرفته شده است؟ آیا احساس سرخوردگی و بی‌انگیزگی دارید؟ آیا در اعتمادبه‌نفس و اعتماد به توانمندی فردی‌تان تأثیر گذاشته است؟  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از میان مثال‌ها و سؤالات بالا، چند مورد آن را شخصاً تجربه کرده‌اید؟  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه فرهنگ خشونت، کنترل و سرکوب بر بستر جنسیتی فرد است که فرهنگ همجنس‌گراستیزی یا دقیق‌تر بگویم دگرباش‌ستیزی را ایجاد می‌کند (Homophobia, Biophobia, Transphobia). </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌نظر شما چه باورهایی شرایط دگرباش‌ستیزی را فراهم کرده است؟ متأسفانه این از باورهای غلط فردی و اجتماعی که در طول سال‌های سال در اجتماع ما شکل گرفته است، ریشه می‌گیرد. به‌نظر شما این باورهای غلط چیست‌اند؟ (به‌علت اهمیت و طولانی‌بودن مطلب، گفتگوی بعدی را به این اختصاص خواهیم داد.)  متأسفانه، در اغلب مواقع، این باورهای غلط که متفاوت از تجربهٔ روزانهٔ این گروه است، آن‌ها را به خلوتگاه‌های تنهایی‌شان هل می‌دهد یا اگر تلاشی در جهتِ ابراز مشکلات‌شان کنند، یا جدی گرفته نمی‌شوند، یا به اشتباه درک می‌شوند. در بسیاری موارد حتی متخصصان کار، از جمله همکاران روان‌درمانگرم اطلاعات دقیقی را برای حمایت از این گروه ندارند. و این بزرگ‌ترین معضلی است که من در طول سال‌ها دائماً از زبان مراجعان LGBT در دفترم می‌شنوم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مجدداً تکرار می‌کنم، به‌یاد داشته باشیم که جدا از ملیت، رنگ پوست، جنسیت، توانمندی‌های فیزیکی یا ذهنی٬ ثروت و طبقه&#8230; قبل از همه، انسان‌ایم و هیچ انسانی با دیگری یکی نیست. چه زیباست که به‌جای باورهای به ارث‌رسیدهٔ غلط، گوش را فعال، ذهن را باز، فکر را کنجکاو و دل را مهربان کنیم.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌یاد داشته باشید درست مثل خودتان، هیچ‌کس از به‌اشتباه درک‌شدن، قضاوت‌شدن، تهمت‌شنیدن، نادیده‌گرفته‌شدن، تنهایی، حس تنهایی در مشکلات، انزوا، بی‌پناهی، پس‌زده‌‌شدن، بی‌توجهی، تبعیض، مورد توهین قرار گرفتن، تحقیرشدن، ناامنی، باورنشدن، بی‌اعتمادی، تعقیب و تهدید شدن، مسخره‌شدن، بی‌احترامی، بی‌هویتی، بردهٔ خواسته‌های دیگری شدن، نداشتن حق رضایت‌دادن در انتخابات، و غیره را دوست ندارد و برای خود نمی‌خواهد.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فروتنانه است از خود بپرسیم که پس چرا این‌گونه با دیگری عمل می‌کنم!؟ این شروع خوبی برای تغییر کردن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سپاسگزارم از سؤالات شما. از این هفته بعضی از سؤالات من را در فیس‌بوک در گروه «همیاری ایرانیان ونکوور» خواهید دید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، وروحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شما می‌توانید فهرستی از تصورات نادرست متداول را در مورد اجتماع دگرباشان در لینک‌های زیر بخوانید.  (به زبان انگلیسی است)</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: irseri;"><a href="http://www.algbtical.org/2A%20MYTHS.htm"><span style="font-weight: 400;">http://www.algbtical.org/2A%20MYTHS.htm</span></a></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: irseri;"><a href="https://www2.viu.ca/positivespace/mythbusting.asp"><span style="font-weight: 400;">https://www2.viu.ca/positivespace/mythbusting.asp</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/">خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرباشان</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4859</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اتاق مشاوره &#8211; همجنس‌گرایی؛ بیماری یا هویتی در اقلیت؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2017 03:10:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت‌های جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[همجنس‌گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4521</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور خانم غفاری عزیز، با سلام، آیا کسی که خودش را همجنس‌گرا (gay) می‌داند، می‌تواند بعد از دوره‌ای کارِ روان‌درمانی تغییر هویت دهد؟ یا با تغییر جنسیتی، زندگی عادی و نرمالی داشته باشد؟ ف. ن. &#8211; نورث ونکوور با سپاس از شما، جواب کوتاه به سؤالتان این است که مشکلی در هویت یک فرد همجنس‌گرا نیست که نیاز به ترمیم و درمان داشته باشد. مثل این می‌ماند که فردی نژادپرست به شما...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/">اتاق مشاوره &#8211; همجنس‌گرایی؛ بیماری یا هویتی در اقلیت؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><i><span style="font-weight: 400;">خانم غفاری عزیز،</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><i><span style="font-weight: 400;">با سلام، آیا کسی که خودش را همجنس‌گرا (gay) می‌داند، می‌تواند بعد از دوره‌ای کارِ روان‌درمانی تغییر هویت دهد؟ یا با تغییر جنسیتی، زندگی عادی و نرمالی داشته باشد؟ </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><i><span style="font-weight: 400;">ف. ن. &#8211; نورث ونکوور</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با سپاس از شما، جواب کوتاه به سؤالتان این است که مشکلی در هویت یک فرد همجنس‌گرا نیست که نیاز به ترمیم و درمان داشته باشد. مثل این می‌ماند که فردی نژادپرست به شما بگوید که «شمای رنگین‌پوست» باید یک دورهٔ روان‌درمانی ببینید تا هویت سفیدپوستی پیدا کنید و داروهایی را استفاده کنید که رنگ پوستتان سفید٬ موهایتان بور و چشمانتان آبی شود تا انسان نرمالی بشوید.» اولین برخوردی که یک فرد سالم رنگین‌پوست خواهد داشت، این است که «این منم و این هویت من است. مایل به تغییر آن نیستم. مشکلی با هویت خودم ندارم. اگر رنگین‌پوست بودنِ من برای تو کافی نیست تا من را نرمال بدانی٬ مشکل من نیست٬ بلکه مشکل اجتماعی است که تنها سفیدپوست بودن را مرکزهویت نرمال تمدن بشری می‌داند. به‌همان اندازه این تفکر سرکوبگرانه، نژادپرستانه و تحقیرآمیز است٬ که سؤال شما.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اول از همه از خودتان سؤال کنید منظورتان از «زندگی نرمال» چیست؟ چیزی که در اجتماعی یا دوره‌ای از تاریخ تابو و مطرود است، در اجتماعی دیگر عادی و نرمال است. یا چیزی که در دوره‌ای تاریخی در اجتماعی غیرقابل پذیرش است٬ با همت و فداکاری گروهی، در اجتماع دیگری در همان دورهٔ تاریخی جا افتاده است. چیزی که موضوعی را «غیرعادی» جلوه می‌دهد٬ در ذات مطلب نیست، بلکه میزان برخورد٬ شیوهٔ زندگی یا ادراک جامعه از آن موضوع است. این می‌تواند شاملِ نوع غذا و تغذیه باشد تا آداب اجتماعی٬ معیارهای اجتماعی٬ آداب مذهبی٬ مُد و خیلی مسائل دیگر در این چارچوب می‌گنجند.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">در چارچوب این توضیح، </span><b>همجنس‌گرایی بیماریِ روحی یا معضل شخصیتی و فکری یا سردرگمی هویتی نیست که احتیاج به کار روان‌درمانی داشته باشد</b><span style="font-weight: 400;">. اگر هم احتیاج داشته باشد، نه در رابطهٔ هویت جنسیتی‌شان٬ بلکه به‌خاطر فشارها و برخوردهای نامناسب اجتماعی‌ست. اگر اجتماع بیاموزد فرد همجنس‌گرا نیز مثل همهٔ ماست٬ بسیاری از رفتارهای سرکوب‌گرانه و تبعض‌آمیز که اجتماع ناآگاه برای فرد همجنس‌گرا ایجاد می‌کند٬ محدود یا خنثی خواهد شد. به‌همین دلیل حمایت‌ از زندگی عادی روزانه برای این عزیزان و دفاع از حقوق فردی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی آن‌ها وظیفهٔ اجتماعی همهٔ ماست.  این حمایت، در درجهٔ اول و از همه مهم‌تر از تغییر در افکار و باورهای غلط تک تکِ ما شروع می‌شود.  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>تفاوت بین هویت جنسیتی و هویت جنسی (Gender Idendity &amp; Sexual Idendity) چیست؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">هویت جنسیتی ارتباطی است که ما با جنسیت خود داریم و ربطی به گرایش جنسی ما ندارد. به‌عنوان مثال: آیا مردی هستم که در بدن یک مرد زندگی می‌کنم؟ یا زنی هستم که در بدن یک زن زندگی می‌کنم؟ یا مردی هستم که احساس زن‌بودن در درون خود دارم و همیشه حس می‌کنم که در بدن یک مرد زندانی شده‌ام (transgender women)؟ یا برعکس زنی هستم که احساس مردبودن در خود دارم و همیشه حس می‌کنم که در بدن یک زن زندانی شده‌ام (transgender man)؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">هویت جنسی هویتی است که گویای تمایلات جنسی و سکسی ماست. این، حسی است که گاه به همجنسمان داریم، گاه به جنس مخالف و گاه به هر دو جنس؛ بسته به اینکه به چه کسی احساس عشق و جذابیت جنسی داشته باشیم. بعضی از افراد در برابر این موضوع که به چه کسی تمایل عاطفی و جنسی دارند، انعطاف‌پذیرند و بعضی دیگر غیرانعطاف‌پذیر. در هر صورت٬ وظیفهٔ همهٔ ما آگاه‌کردنِ خود و احترام به مرزهای فردی انسان‌هاست.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به امید روزی که همهٔ ما بتوانیم با همنوع متفاوت از خودمان در آرامش٬ محبت٬ حمایت٬ همکاری و احترام به حقوق انسانی٬ فردی و اجتماعی همدیگر زندگی کنیم.   </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">منیژه غفاری</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/">اتاق مشاوره &#8211; همجنس‌گرایی؛ بیماری یا هویتی در اقلیت؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4521</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اگر پسرِ همجنسگرایم دوست‌پسرش را به خانه بیاورد، چه کنم؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jan 2017 01:40:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت‌های جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[همجنس‌گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4421</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور با سلام خدمت تمامی عزیزان، قبل از هر چیز، سال نوی میلادی ۲۰۱۷ را به همهٔ شما عزیزان تبریک می‌گویم. امیدوارم که سالی پربار و پرمهر داشته باشید.   در شروع سال نوی میلادی، مایلم برای خوانندگانم به چند نکته اشاره کنم. در طول چند ماه گذشته گاه سؤالاتی فرستاده شده است که در واقع چند سؤال اساسی از یک خانواده در ذاتش نهفته است. این‌گونه سؤالات را به‌لحاظ اهمیتش در...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/">اگر پسرِ همجنسگرایم دوست‌پسرش را به خانه بیاورد، چه کنم؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با سلام خدمت تمامی عزیزان،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">قبل از هر چیز، سال نوی میلادی ۲۰۱۷ را به همهٔ شما عزیزان تبریک می‌گویم. امیدوارم که سالی پربار و پرمهر داشته باشید.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در شروع سال نوی میلادی، مایلم برای خوانندگانم به چند نکته اشاره کنم. در طول چند ماه گذشته گاه سؤالاتی فرستاده شده است که در واقع چند سؤال اساسی از یک خانواده در ذاتش نهفته است. این‌گونه سؤالات را به‌لحاظ اهمیتش در چند شماره جواب خواهم داد.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دوم آنکه مایلم بدانید که چند سؤال آینده را با همکاری و به گفتگو‌نشستن با شخص عزیزی انجام داده و خواهم داد که هویت خویش را همجنسگرا (gay) می‌داند و با همین هویت زندگی می‌کند. به‌علاوه این فرد سال‌های متعدد تجربهٔ منسجم کاری مستقیم در این زمینه را نیز دارد. با تشکر صمیمانه از این عزیزم برای بحث‌ها و همفکری‌هایشان؛ حال به سؤال یک مادر می‌پردازیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>خانم غفاری عزیز،</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سلام، پسر من سال‌هاست که خود را همجنس‌گرا / گِی ( gay) می‌داند و البته من با همجنسگرابودن او مشکلی ندارم و مسئله را پذیرفته‌ام. چند ماهی است که وارد رابطه‌ای عاطفی شده و نمی‌دانم اگر روزی با دوست‌پسرش به خانه بیاید، چه باید بکنم؟ به‌نظر شما در چنین موقعیتی من چگونه باید رفتار کنم؟ از بابت کمکتان سپاسگزارم.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>م. غ. از نیووست‌مینستر</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از سؤال بسیار خوبتان ممنونم. اول از همه به شما تبریک می‌گویم، یکی به‌خاطر صداقت و شجاعت‌تان که موضوعی را که در جامعهٔ ما بسیار تابوست، مطرح کردید. و دوم اینکه شکل فعال و پوینده‌ایی برای بهترفهمیدن مشکلتان دارید.  بی‌نهایت سپاسگزارم که با چنین سؤالی شرایط لازم را برای گفت‌وگو مهیا کردید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به شما پیشنهاد می‌کنم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۱) جستجو کنید و گروه‌های حمایتی موجود را که با آن‌ها وجوه اشتراک دارید، پیدا کنید.</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این مهم است که حمایت‌های لازم را خارج از رابطهٔ خود و فرزندتان، پیدا کنید. </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وقتی این احساسات را بررسی می‌کنید، به حمایت عاطفی فرزندتان متوسل نشوید. به گروه‌های حمایتگر، اعضای حمایتگر خانواده، دوستان یا روان‌درمانگرها رو بیاورید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این کار را در خارج از چارچوب رابطهٔ خود با پسرتان شروع کنید. با این امید که وقتی با فرزندتان گفت‌وگو می‌کنید، از موضع شنونده‌ای فعال که مایل به ادراک و حمایت اوست، وارد صحبت بشوید، نه از موضع قضاوت و نصیحت‌کردن.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">درک این مسئله مهم است که شما در این موقعیت تنها نیستید. یافتن منابع خارجی مانند مقالات اینترنتی، کتاب‌ها و فیلم‌ها می‌تواند به شما بسیار کمک کند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۲) اهداف و اولویت‌های شما چیست؟</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چه چیز برایتان اهمیت بیشتری دارد، آرامش و راحتی خودتان یا اولویت‌دادن به نیاز فرزندتان؟</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ناراحتی و عدم آرامش در موقعیت‌های جدید طبیعی است، اما این نباید دال بر آن شود که مانع از حمایت شما از پسرتان و درنظرگرفتن نیازهایش باشد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اگرچه برای شما دیدار با پارتنر(partner) مذکر پسرتان دشوار و چالش‌برانگیزخواهد بود، اما خودتان را جای او بگذارید که خودش را در معرض خطر پس‌زده‌شدن، طردشدن و نادیده‌گرفته‌شدن از سوی کسانی که مهم‌ترین افراد زندگی‌اش می‌باشند، می‌بیند. نگرانِ نادیده یا بی‌اهمیت‌ شمرده‌شدنِ کسی است که او دوستش دارد و این نگرانی تنها به صرف این است که پارتنر او (در این کیس) مرد است. معرفی پارتنر(partner) خود به شما نیز سخت است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مهم است که خود را مرکز این ماجرا ندانید، بلکه در این موقعیت به نیازهای روحی و عاطفی فرزندتان بیاندیشید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">زمینه‌ای پیدا کنید که فرزندتان با هویت خود احساس راحتی کند نه اینکه با آن دچار تضاد شود و حس شرم و گناه کند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۳) کنجکاو باشید نه قضاوت‌کننده</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">درک این موضوع که شما پاسخ تمام سؤالات را نمی‌دانید، حائز اهمیت است. برخوردتان از سر کنجکاوی و آزادی اندیشه باشد و نه بر پایه‌ٔ موضع‌گیری. شاید شما همه‌چیز را درک نکنید، اما این مهم نیست.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بر پیش‌فرض‌هایتان تکیه نکنید. طبیعی است که کنجکاو باشید و سؤال کنید. سؤال‌کردن بسیار حمایتگرانه‌تر است از اینکه در مورد زندگی پسرتان پیش‌فرض‌هایی داشته باشید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">  شما هر کدام در زمینهٔ تجربیات خود تخصص یافته‌اید. اطمینان به پسرتان و اینکه لابد از نیازهایش مطلع است، می‌تواند کمک کند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۴) سعی کنید ارتباط و گفت‌وشنود فعال برقرار کنید</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مکالمه‌ای راحت با پسرتان در مورد نگرانی‌هایتان راه‌حل خوبی است. می‌توانید ناآرامی‌تان را به او ابراز کنید و بگویید که در مورد رویارویی با پارتنر او مطمئن نیستید و امیدوار باشید که با هم راه‌حل‌هایی برای راحتی هر دو خواهید یافت.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شاید بتوانید خارج از خانه دیدارهای کوتاهی با پارتنر پسرتان داشته باشید تا کم‌کم احساس راحتی بیشتری بکنید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حتماً پسرتان را در تصمیم‌گیری‌هایتان شرکت دهید. مهم است که با هم تصمیم‌گیری کنید. نهایتاً این برای پیوند قوی‌تر و تفاهم بیشتر بین شما و پسرتان است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نه تنها مانعی ندارد، بلکه بسیار مفید است که با پسرتان پیرامون مرزها و محدودیت‌های روحی، عاطفی و احساسی خودتان گفت‌وگو و تبادل نظر کنید. و از سوی دیگر مسئله‌ایی نیست که با او پیرامون این مرزها وارد مذاکره و مبادله شوید. برای این‌کار تنها یک راه خاص وجود ندارد. سعی کنید که دائماٌ پسرتان را در گفت‌وگوها شرکت دهید و بدون او پیرامون مسائل مربوط به او تصمیم‌گیری نکنید. به یاد داشته باشید که نهایتاً این رابطه‌‌ای جدید است که شما و فرزندتان، به‌عنوان دو انسانِ برابر در تشکیل آن نقش دارید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سعی کنید با پسرتان گفت‌وگویی عادی، صمیمی و مهربان در مورد رابطه‌اش داشته باشید. از او بپرسید که در این رابطه چه حسی دارد؟ آیا خوشحال است یا نه؟ از پارتنرش بپرسید برای او چطور؟ از علاقه‌مندی‌ها و سرگرمی‌‌هایشان بپرسید. بپرسید با همدیگر چگونه وقت می‌گذرانند؟ یا اینکه چالش‌های سر راهشان چیست؟ سعی کنید بیشتر به این توجه کنید که پسرتان هم مثل هر فرد دیگری، زوجی دارد که با او در رابطه‌ای احساسی و عاطفی با همهٔ پیچیدگی‌هایش، قرار دارد. تنها بر این واقعیت که او پارتنری همجنس دارد، تمرکز نکنید. بلکه نیرویتان را به اصل رابطه و زندگی پسرتان سوق دهید.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">م. غ.، مادر عزیز، موضوع امروز برای خیلی‌ها موضوع ساده‌ایی برای گفت‌وگو نیست، زیرا با اینکه ما در قرن ۲۱ زندگی می‌کنیم، هنوز با بسیاری از خرافات و باورهای غلط که ریشه در نادانی و اطلاعات اشتباه دارد، دست و پنجه نرم می‌کنیم. در چنین شرایطی با خصوصیاتی مثل کنجکاوی، سؤال‌کردن و استفاده از تجربیات خود فرد، سعی کنیم بیشتر بشناسیم. فروتنانه قبول کنیم که بسیاری از اطلاعات را نداریم، فروتنانه قبول کنیم که این هویت، تجربهٔ زندگی روزانهٔ ما نیست، پس ما قادر نیستیم مشکلات این افراد را بفهمیم. به‌همین دلیل باید سعی کنیم که آموزش‌های لازم به‌وسیلهٔ افرادی که قادر به شکافتن موضوع از بعد سیاسی، اجتماعی و بهداشت روحی و عاطفی باشند، ببینیم. بسیاری از والدین که در این مسیر قدم بر می‌دارند، بسیار احساس تنهایی می‌کنند و قبول دارم که کار آسانی نیست، اما شاید به جرئت بگویم که حمایت و ادراک و برخورد درست، تنها راهی است که فرزندانی شاداب، سالم و با اعتمادبه‌نفس به جامعه تحویل دهیم. از صمیم قلب به تمامی افرادی که به چالش‌های جدید، هر چند سخت روی باز نشان می‌دهند، تبریک می‌گویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در شمارهْ آینده، سؤال دوم خانم  م. غ. را جواب خواهیم داد. مایلم نظراتتان را در این مورد بیشتر بدانم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">     </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/">اگر پسرِ همجنسگرایم دوست‌پسرش را به خانه بیاورد، چه کنم؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4421</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ابزار علاقه یا عملی خشونت‌آمیز؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Jan 2017 04:20:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت علیه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[رابطهٔ خشونت آمیز]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4263</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور خانم غفاری عزیز، با سلام، چندی پیش پستی در گروه «همیاری ایرانیان ونکوور» دیدم که لینکش را برای مطالعه‌تان می‌فرستم. موضوع طرح‌‌شده جالب است و ذهنم را درگیر کرد. سؤالاتی برایم پیش آمد که خوشحال می‌شوم نظرتان را بدانم. سؤالات من در ارتباط با موضوع مطرح‌شده در این پست و نظراتی که مردم زیر آن داده‌اند،  به این قرارست: ۱) مرزهای قانونی در رابطه با چنین برخوردی چیست؟ ۲) آیا تفاوت...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/">ابزار علاقه یا عملی خشونت‌آمیز؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>خانم غفاری عزیز،</b><b><br />
</b><b>با سلام، چندی پیش پستی در گروه «<a href="https://www.facebook.com/groups/hamyaari/" target="_blank">همیاری ایرانیان ونکوور</a>» دیدم که لینکش را برای مطالعه‌تان می‌فرستم. موضوع طرح‌‌شده جالب است و ذهنم را درگیر کرد. سؤالاتی برایم پیش آمد که خوشحال می‌شوم نظرتان را بدانم. سؤالات من در ارتباط با موضوع مطرح‌شده در این پست و نظراتی که مردم زیر آن داده‌اند،  به این قرارست:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>۱) مرزهای قانونی در رابطه با چنین برخوردی چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>۲) آیا تفاوت سن‌وسال موجب می‌شود جور دیگری به قضیه نگاه کنیم و آن‌را درست و یا نادرست بدانیم؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>۳) آیا ابزار علاقه به فردی در محیط کار، موانع قانونی دارد؟ آیا بوسیدن دست این خانم در محل کارش، در صورت موافقت آن خانم، ایرادی دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>در مجموع مایلم بدانم ملاک ارتکاب جرم یا عمل خشونت‌آمیز در ارتباط با چنین موضوعی چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>با تشکر از کمک‌ها و راهنمایی‌های شما،</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>الف. ش. &#8211; پورت‌کوکئیتلام</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خانم یا آقای الف. ش. عزیز، شما چهار سؤال بسیار مفید را از این گفت‌وشنود بیرون آورده‌اید که من برای راحت‌تر بازکردن مسئله، آن‌ها را شماره‌گذاری کردم. اول از همه، برای اینکه همهٔ خوانندگان در جریان باشند، مطلب را همان‌طور که در <a href="https://www.facebook.com/groups/hamyaari/" target="_blank">گروه همیاری</a> در فیس‌بوک آمده، موبه‌مو انعکاس خواهیم داد، به استثنای محل اتفاق. این به منظور امنیت هویتی و احترام به مرزهای فردی خانم مورد نظرمان صورت می‌گیرد. و این هم ماجرایی که آقای م. م. دربارهٔ آن می‌پرسند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">«نظر شما در مورد این رفتار اجتماعی چیست؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">شب گذشته فردی بالای سن شصت سال ضمن خرید از مرکز خرید &#8230; در شهر … [کانادا]، متوجه یک صندوقدار جوان ایرانی می‌شود. او در فرصتی که برای پرداخت پیدا می‌کند، از زیبایی چهره، چشم و موهای دختر ایرانی تعریف مبالغه‌آمیز می‌کند. طبق آداب اجتماعی در اینجا، دختر از او تشکر می‌کند و </span></i><b><i>لبخند می‌زند</i></b><i><span style="font-weight: 400;">. مرد که به‌ظاهر مفتون چهرهٔ دختر ایرانی شده است، از او می‌خواهد که او را پدرانه ببوسد!</span></i><b><i> دختر امتناع می‌کند</i></b><i><span style="font-weight: 400;"> و مرد برای خداحافظی دست خود را دراز می‌کند و</span></i><b><i> دختر به احترام آن را می‌فشارد</i></b><i><span style="font-weight: 400;">. با این‌حال مرد دست دختر را می‌بوسد. هیچ‌کدام از کارکنان یا مشتریان اطراف آن‌ها متوجه محتوای مکالمهٔ فارسی آنان نشدند. ولی مرد باز هم دست‌بردار نبود و با پیداکردن تکهٔ کاغذی، شعری بی دروپیکر در وصف این دختر نوشت و همراه با شمارهٔ تلفن خود به‌دست او داد. دختر ایرانی برای رهاشدن از دست او، کاغذ را گرفت و به مشتری بعدی رسید. این در حالی بود که مرد به‌هنگام ترک محل تأکید کرد: به من زنگی بزن تا با هم قراری &#8211; پدر و دختری &#8211; برای بیرون بگذاریم!!»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">متن شعر روی تکه کاغذ:</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">سیه‌چشمان موپریشان زلف‌افشان / قدم بر راه بنهادی اینسان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">من مفلس &#8230; لیا ندارم هیچ در دست / فدای تیر مژگانت شود صد جان جانان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">Tel: 604-xxx-xxxx</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">من تمامی‌نظرات را مطالعه کردم. بعضی از نظرات خود قابل بحث و گفت‌وگوست! قبل از اینکه شروع به جواب‌دادن به سؤال شما کنم، من سؤالی از نگارندهٔ پست دارم. ایشان در توضیح شرایط، گفتند که </span><i><span style="font-weight: 400;"> «هیچ‌کدام از کارکنان یا مشتریان اطراف آن‌ها متوجه محتوای مکالمهٔ فارسی آنان نشدند.»</span></i><span style="font-weight: 400;"> خودِ گوینده و ناظربرصحنه کجا بودند؟ قاعدتاً در زاویه‌ای ناظر بر صحنه بوده‌اند که نه‌تنها مکالمه را به‌دقت می‌شنیده‌اند، بلکه حتی قادر بوده‌اند ناظر بر حالت دست‌دادن این خانم باشند (</span><i><span style="font-weight: 400;">دختر به احترام آن را می‌فشارد</span></i><span style="font-weight: 400;">). شما به‌عنوان ایرانی‌ای که ناظر بر صحنه بودید، چه کردید؟ نقش و مسئولیت فردی شما در چنین شرایطی چیست؟ اولین و مهم‌ترین عکس‌العمل از سوی فرد ناظر بر صحنهٔ خشونت، این است که در جهت جستجوی راه مناسب برای حمایت، از طریق پرسش حال زن، بداند چگونه حمایتی احتیاج دارد. از دیدگاه من کسی که در مقابل خشونت </span><b>سکوت</b><span style="font-weight: 400;"> می‌کند، در تکثیر فرهنگ خشونت نقش دارد. خواهش می‌کنم در چنین شرایطی، شجاعت عمل داشته باشید و با رعایت حقوق فردی زن، از او با چند سؤال ساده مثل «خانم، آیا شما احساس امنیت می‌کنید؟ آیا کاری هست برایتان انجام بدهم؟ حالتان خوب‌ست؟» حمایت خودتان را نشان دهید. زیرا توانمندش می‌کنید که برای حقوق فردی‌اش بایستد. دوم آنکه، از مردان «غیرتی» ممنونم، اما در عین حال خیلی از انتخاب‌های مردان «غیرتی» نیز خود جای انتخاب را از زن گرفته و او را به بستر دلسوزی برای دیگری می‌اندازد، تا آنکه او را توانمند کند. و سوم، پیشنهاد می‌کنم دفعهٔ بعد تمامی‌ اطلاعاتی را که موجب شناسایی فرد و یا افراد می‌شود، کاملاً حذف کنید. خود این عمل ناقض نیت می‌شود چون متأسفانه افراد متعددی قادر بر شناسایی این دو شخص‌اند و این خود، تجاوز به مرزهای فردی به‌خصوص دختر خانم است. او هیچ جای انتخابی در اتفاقی که در محیط کارش افتاد، نداشت. متأسفانه حق انتخاب یک بار دیگر از او گرفته می‌شود، ولی این‌بار با در معرضِ دید عموم گذاشتن موضوع محرمانهٔ این خانم؛ مثل محل کار، سن و سالش، شهری که زندگی می‌کند… متأسفانه هر چند که شاید نیت خیر بوده، روند تجاوز به مرزهای فردی این زن، با به اشتراک‌گذاشتنِ موضوع در گروهی عمومی ادامه پیدا کرده است. او را در شرایطی قرار داد که خود هیچ اختیاری در انتخابش نداشته است. و این ریشه و ذات خشونت علیه زنان است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;"> حال </span><b>جواب به سؤال اول</b><span style="font-weight: 400;"> شما که مرزهای قانونی در رابطه با چنین برخوردی چیست؟ چه زمانی چنین پرونده‌هایی در مسیر قانون می‌افتد؟ این چند ویژگی نقش به‌سزایی دارد که چنین پرونده‌هایی به کجا می‌کشد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۱) تأثیرگذاری بر روی حس امنیت این خانم در محیط کار، رفت‌وآمدهای بین خانه و محل کار و غیره؛</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">۲) تأثیرات روحی از جمله تجاوز به مرزهای فردی و فرد را در تنگنای اجتماعی / شغلی و آمپاس روحی قراردادن و یا باج‌گیری عاطفی (</span><span style="font-weight: 400;">Emotional Blackmailing</span><span style="font-weight: 400;">)؛</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">۳) گزارش این خانم به پلیس به عنوان </span><b>مزاحم</b><span style="font-weight: 400;"> شغلی، فردی </span><b>Stalking</b><span style="font-weight: 400;">؛</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۴) و گذشتهٔ مرد که آیا پروندهٔ قانونی و شکایاتی اینگونه با پلیس دارد یا نه؛ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">می‌تواند چنین پرونده‌هایی را به مسیر قانونی بیاندازد. در مرحلهٔ بعدی وقتی گزارش داده می‌شود، پلیس موظف است که از همه گزارش بگیرد و بر بستر میزان خطر، و تهدید امنیت زن که خود پروسه‌ای پیچیده و دقیق است، پرونده به دادستان سپرده می‌شود. در نظر داشته باشید که مسائل دیگری مثل حضور یا طغیان بیماری روحی و روانی متجاوز نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. اغلب پرونده‌های «مزاحم» و «</span><span style="font-weight: 400;">Stalking</span><span style="font-weight: 400;">» با گوشمالی و یا چند شب توی زندان خوابیدن، فیصله می‌یابد، مگر آنکه فردِ مزاحم پروندهٔ خشونت‌های خانوادگی، خشونت‌های جنسی، تهدید با اسلحهٔ گرم یا سرد یا پروندهٔ محکومیت‌های جنایی در گذشته داشته باشد، که یک‌باره برخورد پلیس را بسیار جدی‌تر و مسئولانه‌تر می‌کند. به‌همین جهت من به تمامی خانم‌هایی که در شرایط مشابهی قرار می‌گیرند، احساس ناامنی می‌کنند و آن اتفاق را تهدیدی علیه امنیت فیزیکی و جنسی خود می‌دانند، پیشنهاد می‌کنم که موضوع را به پلیس گزارش دهند، زیرا این گزارش‌ها جمع‌آوری شده و در شرایط خاصی که گویای الگوی رفتاری متجاوز است، مورد توجه قرار می‌گیرد، و امکان دستگیری را فراهم می‌کند. مهم آن است که این‌گونه رفتارها را نادیده، کوچک و معمولی جلوه ندهیم.  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">توضیحی کوتاه در مورد «</span><b>آمپاس روحی»</b><span style="font-weight: 400;">، یا</span><b> «باج‌گیری عاطفی» (</b><b>Emotional Blackmailing</b><b>)</b><span style="font-weight: 400;">: در بخش نظرات، دو نفر پیشنهاد «سیلی‌زدن» و استفاده از «لنگه کفش» دادند. هر چند که به‌عنوان یک زن پیشنهاد شما را کاملاً درک می‌کنم، اما متأسفانه یک بار دیگر یادآوری تجربهٔ تلخی است که بسیاری زن‌ها دارند و آن این‌ است که جوابِ «نه» زن، از سوی مردان جامعه یا جدی گرفته نمی‌شود یا کوچک و بی‌معنا تلقی می‌شود. در نتیجه با بی‌شرمی‌ انواع تجاوز به مرزهای فیزیکی و جنسیِ زنان می‌شود. متأسفانه تاوان این بار سنگین نادانی، نامهربانی و قدرت‌جویی بعضی از مردان را زنان با بارهای گزاف روحی و روانی می‌پردازند. دوم آنکه، من باور ندارم که جواب خشونت، خشونت است. بلکه بهترین راه برای پایان‌دادن به خشونت ناشی از نادانی، بالابردن سطح دانش و آگاهی است؛ تربیت درست نسل پسران جوان است که به زن از موضع برابر و با احترام نگاه کنند، که این را از کودکی با داشتن مدل‌های رفتاری سالم پدر با مادر و دختر خانواده شروع می‌شود؛ و همچنین دخترانی تربیت کنیم که با تمام فشارهای فرهنگی و اجتماعی، اعتمادبه‌نفس داشته باشند تا بتوانند برای احترام به هویت و حقوق فردی خود بایستند. در مورد یادشدهٔ بالا، فروشندهٔ زن جواب «نه» را داده است ولی مرد به‌کل «نه» او را نشنیده یا نادیده گرفته است.   </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>جواب به سؤال دوم</b><span style="font-weight: 400;"> ساده است.  خیر، بعد از سن قانونی که در کانادا ۱۹ سال است، سن پارامتر نیست.  به چند دلیل:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">۱) سن رسمی‌ بلوغ ۱۹سالگی است، که در چنین شرایطی قانونِ «توافق» (</span><span style="font-weight: 400;">Consent</span><span style="font-weight: 400;">) بین دو بزرگسال، عمل می‌کند. ولی اگر برای فردی زیر این سن چنین اتفاقی بیافتد، مسئله کاملاً متفاوت است، زیرا بلافاصله تحت قانون حمایت از کودکان قرار می‌گیرد که مسئله‌ای به‌مراتب جدی‌تر است. البته این تنها توضیحی خیلی مختصر از قانون در این زمینه است.  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۲) همان‌طور که بارها گفته‌ام، متجاوز خودش می‌تواند از هر سنی، هر قشر اجتماعی و تحصیلی، هر طبقهٔ مالی، یا هر نژادی باشد. در میان غربیان نیز خشونت و تجاوز لیست بلند بالایی دارد، با این تفاوت که فقرا و زحمتکشان، دگر نژادها از جمله بومیان و رنگین‌پوست‌ها، بیماران روحی و غیره&#8230; بیشتر مورد هدف متجاوز می‌باشند، چون دسترسی بسیار محدودتری به سیستم قدرت، امکانات مالی، قانون و غیره&#8230; دارند. پس به‌راحتی می‌توانند مورد سرکوب و تجاوز قرار گیرند و ما با ناباوری یا بی‌اهمیتی از کنارش بگذریم. از سوی دیگر، متجاوز در صورتِ نادیده‌گرفته‌شدن اعمالش، تشویق می‌شود چون عمل تجاوزگرانه‌اش بدون تنبیه می‌ماند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>جواب به سؤال سوم</b> <span style="font-weight: 400;">یعنی اینکه آیا «ابزارعلاقه به فردی در محیط کار و بوسیدن دست موانع قانونی دارد»، این است که خیر، ندارد. مشروط بر آنکه علاقه‌مندی و رضایت طرفین باشد، مانع قانونی ندارد و به‌کرّات اتفاق می‌افتد. مشکل بر سر ابراز احساسات بر بستر عشق و احترام و رعایت برابری نیست، بلکه مشکل چگونگی آن اتفاق و شرایطش است که مضمون «رضایت» را می‌تواند زیر سؤال ببرد.  به‌عنوان مثال زمانی که رئیس شرکت تقاضای رابطه با کارمندش را می‌کند، آیا زن کارمند آزادی عمل و قدرت انتخاب آزاد را، بدون آنکه تأثیری روی امنیت شغلی‌اش بگذارد، دارد؟ آیا زن به‌خاطر تمایل درونی وارد رابطه شده است؟ یا به‌خاطر ترس ازدست‌دادن شغل و امنیت مالی‌اش!؟ آیا شما اسم این را رضایت می‌گذارید؟ در کانادا، اگر در شرایطی چنین پرونده‌هایی به دادگاه کشیده شود، این‌گونه «رضایت»ها که زادهٔ یک رابطهٔ قدرتی نابرابر است، مورد بازجویی قرار خواهد گرفت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">من داستان‌های وحشتناک و دردآوری را از سوی زنانی که در بازار کار ایران بوده‌اند، می‌شنوم که در اینجا بسیار کمتر اتفاق می‌افتد، خصوصاً اینکه از ۲-۳ سال پیش تمامی‌ محیط‌های کاری موظف‌اند که پروسهٔ قانونی‌ای برای برخورد با هر گونه آزار و اذیت در میحط کار داشته باشد (</span><span style="font-weight: 400;">Harassment Policy</span><span style="font-weight: 400;">). با امید به آنکه وجود این قانون مانع از بسیاری ازحوادث در محیط‌های کاری شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">بوسیدن دست این خانم دراین شرایط توضیح داده شده، بیشتر زیر پوشش نادیده گرفتن مرز فردی این خانم قرارمیگیرد.  امیدوارم این آقا که آن‌قدر علاقه به دست‌بوسی دارند، </span><b>همیشه دست همسر/ دختر/ خود را ببوسند که نه‌تنها زشت نیست، که خیلی هم زیبا خواهد بود.</b><span style="font-weight: 400;"> در چهارچوب رفتار در محل کار و بدونِ توافق و رضایت آن خانم، نشانهٔ نداشتن درک درست از مرزهای سالم است (</span><span style="font-weight: 400;">Poor Boundary</span><span style="font-weight: 400;">)، که در بسیاری مواقع به تجاوز به مرزهای فردی و حقوقیِ دیگران منتهی می‌شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>در مجموع ملاک ارتکاب جرم یا عمل خشونت، ارتباط مستقیم دارد که تا  چه حد حس تهدید و ناامنی در زن ایجاد می‌شود. حس امنیت در زن، به‌عنوان موجودی که همیشه مرزهای انسانی‌اش مورد تجاوز و سوءاستفاده قرار گرفته است، ارتباط مستقیم به توافق زن بر بستر انتخابی آزاد و آگاه دارد.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مجدداً به همه‌مان یادآوری می‌کنم حمایت از حقوق انسانی و محبت به افراد آسیب‌پذیر جامعه، نشان‌دهندهٔ تمدن و رشد فرهنگی ماست. تعطیلاتی امن و شاد را برای شما آرزو می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">Happy Holiday Season. Be SAFE</span><span style="font-weight: 400;">.      </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">We Are The Lions (Spoken Cinema<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2122.png" alt="™" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />)‎</span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/PscD6h1iNiI?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/">ابزار علاقه یا عملی خشونت‌آمیز؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4263</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-22 19:49:56 by W3 Total Cache
-->