<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رضا رسایی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/رضا-رسایی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sat, 17 Aug 2024 23:33:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>رضا رسایی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/رضا-رسایی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>ما به تمام خون‌های ریخته‌شده مدیونیم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/08/17/%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/08/17/%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Aug 2024 23:33:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رضا رسایی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23469</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ  روی چهارپایه ایستاده بود و قلبش در سینه می‌تپید. سپیدهٔ صبحگاهی، سایه‌های بلندی بر حیاط زندان انداخته بود، اما چشمان او به افقی دور دوخته شد، جایی که کوه‌های ایران عزیزش تا دوردست‌ها امتداد داشتند. حالا با نزدیک‌شدن جلاد، چشمانش را بست و نفس عمیقی کشید. او به خانواده‌اش، به دوستانی که رؤیاهایش را با او به اشتراک گذاشته بودند، و به هم‌وطنانش که با ترس از بیان افکارشان...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/08/17/%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d9%85/">ما به تمام خون‌های ریخته‌شده مدیونیم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روی چهارپایه ایستاده بود و قلبش در سینه می‌تپید. سپیدهٔ صبحگاهی، سایه‌های بلندی بر حیاط زندان انداخته بود، اما چشمان او به افقی دور دوخته شد، جایی که کوه‌های ایران عزیزش تا دوردست‌ها امتداد داشتند. حالا با نزدیک‌شدن جلاد، چشمانش را بست و نفس عمیقی کشید. او به خانواده‌اش، به دوستانی که رؤیاهایش را با او به اشتراک گذاشته بودند، و به هم‌وطنانش که با ترس از بیان افکارشان زندگی می‌کردند، فکر می‌کرد. به راه آزادی که پس از او ادامه پیدا می‌کرد. می‌دانست روزی عدالت واقعی اجرا خواهد شد و خون او به ثمر خواهد نشست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگامی که خورشید در آسمان بالاتر می‌رفت و نور گرم خود را بر حیاط زندان می‌تابید، پرنده‌ای پرواز کرد. بر فراز دیوارها اوج گرفت؛ یادآوری کوبنده‌ای از روح آزادهٔ انسانی که هیچ طنابی دیگر هرگز نمی‌توانست آن را محدود کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باز به‌هنگام اذان صبح جنایتی هولناک رخ داد. طنابی دور گردن بی‌گناهی سفت شد، چهارپایه‌ای کشیده شده و زندگی دیگری به‌نام دین و «اجرای عدالت» خاموش شد. این‌ها داستان نیست، واقعیت خشن مجازات اعدام در ایران است، رویه‌ای وحشیانه که همچنان جهانیان را شوکه می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی، اعدام رضا رسایی (که هیچ مدرکی دال بر گناهکاری‌اش نبود) را به لیست بلندبالای اعدام‌های سیاسی‌اش اضافه کرد. یکی از همبندی‌های سابق رضا رسایی گفته که رضا به‌گفتهٔ خودش، زیر شکنجه ناچار به اعتراف به قتل نادر بیرامی شده بود. او به همبندی‌های خود گفته بود که هیچ نقشی در این قتل نداشته اما مجبور به اعتراف دروغ شده و براساس همین اعتراف هم حکم اعدام برای او صادر شده بود. او بدون اطلاع خانواده و وکیل و حق انجام آخرین ملاقات، در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه اعدام شده و در شرایط امنیتی و درحالی‌که تنها مادر، خواهر و برادرش اجازهٔ حضور در خاک‌سپاری داشتند، در قبرستان میناآبادِ کرمانشاه دفن شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌گفتهٔ یکی از شاهدان: «در لحظهٔ کشته‌شدن نادر بیرامی و محاصرهٔ جمعیت، رضا با پلاکاردی کنار من ایستاد. جلو رفت تا ببیند چه اتفاقی افتاده است. من کتک خورده و مجروح شده بودم. رضا می‌خواست کنارم باشد و کمکم کند. او اصلاً درگیر نبود. آن‌ها او را به این دلیل شناختند که قبلاً برای آزادی پسرعمویش که فعالیت‌های سیاسی داشت، کمپینی راه انداخته بود. بنابراین بلافاصله او را دستگیر کردند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی لیست دراز دیگری نیز در دستان جنایت‌کارش دارد و هر روز صبح مردم ایران با دلهره خبرها را چک می‌کنند که مبادا خبر اعدام دیگری را بخوانند. اتهامات عجیب و غریب و من‌درآوردی که شرم‌آور و خنده‌دار است، اما به‌همان بهانه‌های مضحک، جوان‌های ایران را بر دار می‌کشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استفاده از مجازات اعدام، به‌ویژه اعدام‌های سیاسی، به‌دلیل وحشت روانی و تأثیر مخربش بر افکار عمومی از سمت رژیم انتخاب شده است. اعدام مخالفان، فقط یک مجازات نیست بلکه نمایش رذیلانهٔ حکومت برای سرکوب مخالفانش است. نوعی مجازات دسته‌جمعی که برای القای ترس و تبعیت طراحی شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه این مسئله را ترسناک می‌کند، این است که تمام این افراد آدم‌های معمولی بوده‌اند. اما در یک رژیم دیکتاتوری، ابراز مخالفت می‌تواند جرم بزرگی باشد. فعالان مدنی و سیاسی، روزنامه‌نگاران و حتی شهروندان عادی که جرئت می‌کنند علیه سیاست‌های حکومت صحبت کنند، خود را در معرض خطر چنین مجازاتی قرار می‌دهند. ایجاد رعب و وحشت دیرین‌ترین شیوهٔ حکومت برای بقایش است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از زندانیان سیاسی سابق که در دوران حبس خود شاهد اعدام‌ها بوده است، به یاد می‌آورد: «صدای بازشدن در تا همیشه برایم یادآور بازشدن در سلول اعدامی‌هاست. این صدا تا آخر عمرم برایم عذاب‌آور است. فقط آن‌هایی که اعدام شدند، نمردند، روح ما نیز با آن‌ها مرد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی با برچسب‌زدن به مخالفان به‌عنوان «دشمنان خدا»، «<a href="https://media.hamyaari.ca/2024/08/02/%d8%a8%d9%8e%d8%ba%d9%92%db%8c%d8%9b-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%ae%d8%b4%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c/">بَغْی</a>» یا «مفسد فی‌الارض» اعدام مخالفانش را تحت پوشش امنیت ملی یا قوانین مذهبی توجیه می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پشت هر اعدام یک داستان تلخ انسانی نهفته است؛ خانواده‌هایی که از هم پاشیده شده‌اند، و وحشتی که در جامعه فزونی می‌گیرد. متأسفانه جامعهٔ جهانی هم جز محکومیت خشک و خالی واکنش دیگری نشان نمی‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایران ماه‌های پرتنشی را دارد از سر می‌گذراند. ترور اسماعیل هنیه، رهبر حماس، در قلب تهران، مایهٔ شرمساری کامل و یک رسوایی بزرگ برای جمهوری اسلامی بود. جمهوری اسلامی با تمام ادعای نظامی‌اش، نشان داد در تأمین امنیت مهمان خود در کشور خودش ناتوان است. قرار بود مراسم تحلیف رئیس‌جمهور جدید ایران یک رویداد مهم برای کشور باشد. اما ترور هنیه، مسعود پزشکیان و دولتش را چند ساعت پس از ادای سوگند در وضعیت بحرانی فرو برد. حالا گویی انتقام این رسوایی و شرمساری را دارد از زندانیان بی‌گناه، مردم، و به‌خصوص زنان می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رضا رسایی اعدام شد، آن هم در روزهایی که پس از ترور هنیه همه نگران درگیری و وقوع جنگ هستیم. در این بین خبرها حاکی از حملهٔ مأموران به زندانیان بند زنان اوین و درگیری با آن‌ها دارد. چرا که زندانیان زن در اعتراض به خبر اعدام رسایی سکوت نکردند و با اعتراض خود از مردم خواستند «نه به اعدام» را فریاد بزنند. با هجوم گارد حفاظت به بند زنان، تعدادی از زندانیان سیاسی مجروح و به بهداری منتقل شده‌اند که حالِ برخی از آن‌ها هم وخیم گزارش شده است. همچنین دسترسی به تماس تلفنی را برای آن‌ها قطع کرده‌اند. تمام این خشونت‌ها فقط برای اعتراض به حکم اعدام رضا رسایی بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از آن‌طرف، پلیس گلوی یک نوجوان افغان را به‌شدت می‌فشارد. سید مهدی، نوجوانی ۱۵ ساله است که در راستای برنامهٔ بازداشت و اخراج پناه‌جویان و مهاجران افغانِ فاقد مدارک اقامت در جلو چشم خانواده‌اش با خشونت بازداشت شد. در فیلم منتشرشده مأمور نیروی انتظامی دست و پای سیدمهدی را که کم‌شنوا بوده و دستور مأمور انتظامی را نشنیده است، محکم گرفته و مأمور دیگر پای خود را روی گلوی او گذاشته است. گویی خوی وحشی‌گری‌شان روزبه‌روز دارد بیشتر می‌شود؛ به صغیر و کبیر، خودی و غیرخودی رحم نمی‌کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حجاب‌بان‌ها هم که همچنان در سطح شهر جولان می‌دهند و در راستای طرح نور، به‌شکل وحشیانه به دختران جوان حمله می‌کنند. ویدئوهای منتشرشده نشان می‌دهد سخت‌گیری‌ها برای حجاب اجباری همچنان ادامه دارد، هرچند نافرمانی مدنی زنان هم شجاعانه ادامه دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با وجود این سختی‌ها، مردم ایران مقاومت قابل‌توجهی از خود نشان می‌دهند. آن‌ها از هر راهی برای ایستادگی و مبارزه استفاده می‌کنند. از طریق هنر، موسیقی، ادبیات زیرزمینی، و نافرمانی مدنی این مبارزه ادامه دارد. در مقابله با حکومت، جامعهٔ مدنی راه خود را به‌خوبی شناخته و مقاومت را در امتداد همهٔ بخش‌های جامعه امتداد داده است. راه مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی، راهی طولانی است، اما در نهایت دستاوردی است که برای آیندگان به‌جا خواهیم گذاشت. ما از پا نخواهیم نشست، چون به تمام خون‌های ریخته‌شده مدیونیم. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/08/17/%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d9%85/">ما به تمام خون‌های ریخته‌شده مدیونیم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/08/17/%d9%85%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%88%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%af%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23469</post-id>	</item>
		<item>
		<title>منتظر ناجی نباش… نجات‌دهنده خودتی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/05/14/%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b4-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/05/14/%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b4-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2024 21:41:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[توماج صالحی]]></category>
		<category><![CDATA[حبیب دریس]]></category>
		<category><![CDATA[رضا رسایی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[عباس دریس]]></category>
		<category><![CDATA[مجاهد کورکور]]></category>
		<category><![CDATA[نیکا شاکرمی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22889</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ  توماج صالحی، جوانِ هنرمند و معترضی است که هرچند صباح جامعهٔ ایرانی با خبر حکمی قضایی در مورد او مبهوت می‌شود. جوانی سی و سه ساله که در خانواده‌ای بختیاری با گرایش‌هایِ چپ متولد شده است و ریشهٔ شخصیت معترض و هنرمندش را در گرایش‌های خانوادگی‌اش می‌داند. رَپری برآمده از طبقهٔ کارگر که در بیشتر ترانه‌هایش دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی عمومِ مردم را فریاد زده است. توماج متعلق به...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/14/%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b4-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%db%8c/">منتظر ناجی نباش… نجات‌دهنده خودتی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">توماج صالحی، جوانِ هنرمند و معترضی است که هرچند صباح جامعهٔ ایرانی با خبر حکمی قضایی در مورد او مبهوت می‌شود. جوانی سی و سه ساله که در خانواده‌ای بختیاری با گرایش‌هایِ چپ متولد شده است و ریشهٔ شخصیت معترض و هنرمندش را در گرایش‌های خانوادگی‌اش می‌داند. رَپری برآمده از طبقهٔ کارگر که در بیشتر ترانه‌هایش دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی عمومِ مردم را فریاد زده است. توماج متعلق به نسلی موسوم به دههٔ شصتی‌هاست. کسانی که پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به دنیا آمده‌اند و در فاصلهٔ کوتاهی بخش عمده‌ای از زمان کودکیِ خود را در جنگ هشت‌ساله از سر گذرانده‌اند. کسانی که کماکان بارقه‌های آرمان‌خواهانهٔ نسل‌های قبل در آن‌ها مشهود است و متصل به نسل‌های پس از خودند که با یکی دو دهه اختلاف، جسورترین، ستم‌ناپذیرترین و نوگراترین شکلِ مطالبه‌گری سیاسی-اجتماعی را در جریان خیزش مردمی مهسا/ ژینا امینی نمایش دادند و با نثار خون و هستی‌های بسیار، شگفتی‌ساز شدند. توماج نیز از مدافعانِ دلیرِ زندانیان سیاسی و مطالبات و اعتراض‌های برحق مردمِ به‌پاخواسته در کوچه و خیابان است. از معدود خوانندگانِ داخل ایران که از خواندن ترانه‌های انتقادی به‌سرعت به جرگهٔ براندازان حکومت جمهوری اسلامی پیوست و همواره شجاعانه میدان‌دار و جلودار صفوف معترض مردمِ کف خیابان بود. او در آثار خود بی‌محابا، سپاه، نیروهای امنیتی، گشت‌های ارشاد، سیستم قضایی، مافیای اقتصادی، بسیج و هم‌زمان اثرات دیکتاتوری بر جامعه را با نقد قاطبهٔ مردم منفعل، منفعت‌طلب یا همدست با حکومت پی می‌گرفت و با همان صراحت، ترس، محافظه‌کاری، سودجویی، فراموشی، تلاش برای عادی‌سازی و سکوتِ افراد و گروه‌ها را خطاب قرار می‌داد. او در ترانهٔ معروف سوراخ‌موش که به‌خاطر آن و دیگر کنش‌های هنری و اجتماعی‌اش سنگین‌ترین حکم سیاسی قانون مجازات اسلامی، محاربه و فساد فی‌الارض را متحمل شد، خطاب به کسانی سروده و خوانده است که نقش و فعلیت خود را در اعتراض و برخورد با ظلم به یک سو نهاده‌اند و مثل سیلیِ بیدارکننده‌ای رو به این افراد می‌گوید: «ژورنالیست بازاری، مخبر دوزاری، هنرمند درباری، مأمور، معذور، ازبالادستور، جلادِ مجبور، سوراخ‌موش بخر! سوپاپ اطمینان، منصوبِ بی‌اختیار، اصلاح‌طلب ِحزب باد، سوراخ‌موش بخر! صادراتی، نایاکی، زیر‌و‌روکِش چهارتایی، بده هرچی دلار داری سوراخ‌‌موش بخر!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">توماج در اوج بگیروببندها و سرکوب‌های سال ۱۴۰۱ بی‌محابا تصاویر حضور خودش در اعتراضات را منتشر می‌کرد، چراکه معتقد بود مؤثرترین کنشِ سیاسی حضور در خیابان است و این شجاعت باید برای مردم الگوسازی شود. چه محتوا و مضامینی که او در ترانه‌هایش به کار می‌برد، چه کاراکتری که از شخصیتِ یک زندانی و سلبریتی سیاسی به نمایش گذاشت، همه و همه نقشی شایان دقت از عمل سیاسی و مبارزه را در تاریخ زن، زندگی، آزادی به منصهٔ بروز و ظهور رسانید. الگویی که تا پیش از زندان در یک کارگاه فلزکاری اشتغال داشت و برای تأمین هزینهٔ ساخت و تولید ترانه‌هایش ناچار از فروش موتورسیکلت و وسایلِ زندگی خود شده بود</span><span style="font-weight: 400;">، هنگامی‌که پس از مدت‌ها تحمل حبس و شکنجه و انفرادی جایزهٔ دو هزار و پانصد پوندی آ</span><span style="font-weight: 400;">زادی بیان در عرصهٔ هنر را از بخش «شاخص سانسور» نهاد مدافع آزادی بیان گرفت، آن را به سیل‌زدگان سیستان و بلوچستان اهدا کرد. او اکیداً بر نقش مؤثر هنر اعتراضی بر جامعه کاملاً پافشاری می‌کند و معتقد است در جوامع تحت‌فشارِ دیکتاتوری مردم سرخورده و منفعل می‌شوند و موسیقی اعتراضی در این جوامع می‌تواند تحولی بزرگ ایجاد کند زیرا به جامعه امید می‌دهد و شجاعت را به آن تزریق می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">توماج صالحی اولین بار در شهریور ۱۴۰۰ با اتهامات «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به </span><span style="font-weight: 400;">رهبر جمهوری اسلامی</span><span style="font-weight: 400;">» بازداشت و در دادگاه انقلاب شاهین‌شهر اصفهان به شش ماه زندان و پرداخت جریمهٔ نقدی محکوم شد. در آبان ۱۴۰۱ و پس از خیزش مردم به دادخواهی خون مهسا/ ژینا امینی در مخفیگاه خود در استان چهارمحال و بختیاری دستگیر و به اتهام‌های «فعالیت تبلیغی علیه نظام، همکاری با دولت‌های متخاصم و تشکیل گروه غیرقانونی به‌قصد برهم‌زدن امنیت کشور» با حکم </span><span style="font-weight: 400;">دادگاه انقلاب</span><span style="font-weight: 400;"> به </span><span style="font-weight: 400;">محاربه</span><span style="font-weight: 400;"> و افساد فی‌الارض متهم و با خطر اعدام روبه‌رو شد. این پرونده‌سازی‌ها همراه با پخش اعتراف‌های اجباری او در صداوسیما و رسانه‌های جمهوری اسلامی واکنش‌های داخلی و جهانیِ بسیاری را در پی داشت. به‌گفتهٔ خانوادهٔ توماج، اعتراف‌ها تحت شکنجه‌های شدید و غیرانسانی</span><span style="font-weight: 400;"> گرفته شده بود و بعدها خود توماج صحت آن‌ها را رد کرد. توماج صالحی در مدت بازداشت یک‌بار ۷۰ و دیگربار ۲۵۲ روز را در سلول انفرادی گذراند. به گزارش گردانندگان حساب توییتری او، مدتی به‌دلیل ضربات متعدد بینایی‌اش در معرض ازدست‌رفتن بود.</span><span style="font-weight: 400;"> فروردین ۱۴۰۲ خانوادهٔ صالحی گزارش دادند که شدت شکنجه‌های جسمی به‌حدی بوده که او چند روزی در حالت خطرناک جسمی و بیهوش قرار داشته است.</span><span style="font-weight: 400;"> سرانجام به‌خاطر فشار افکار عمومی، رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری توماج پس از تحمل یک سال حبس به‌قید وثیقه آزاد شد اما این آزادی مشروط هم بیش از چند روزی نپایید. توماج صالحی به‌دلیل ضبط و پخش ویدئویی در صفحهٔ اینستاگرام خود و شرح چندوچون آنچه بر او رفته بود، مجدداً در شمال ایران با ضرب و شتم بازداشت شد و در پنجم اردیبهشت ۱۴۰۳ </span><span style="font-weight: 400;">دادگاه انقلاب</span><span style="font-weight: 400;"> اصفهان با نقض آشکار رویه‌های «قضایی» خودِ جمهوری اسلامی، شکسته‌شدن حکم قبلی اعدام توماج از جانب </span><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C_%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1"><span style="font-weight: 400;">دیوان عالی</span></a><span style="font-weight: 400;"> کشور</span><span style="font-weight: 400;"> را نادیده گرفت و رأی قبلی دادگاه بدوی مبنی بر مفسد فی‌الارض و محارب‌بودن توماج را معتبر و حکم قطعی را اعدام اعلام کرد</span><span style="font-weight: 400;">.</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اخبار مربوط به توماج صالحی، رپر و ترانه‌سرای ایرانی که خود را فخر بلوچ، کولبر کرد، زبان مادری عرب و ترک، بختیاری و پسر ایران و نمایندهٔ دردها و سرایندهٔ درمان‌ها خواند، همواره یکی از واکنش‌برانگیزترین رخدادهای روز ایران بوده است. طیف‌های متفاوت جامعه، از هنرمندان داخل و خارج و از ایران گرفته تا مادران دادخواه، از بازماندگان جنگ ایران و عراق گرفته تا بازماندگان هواپیمایی اوکراین، از دیاسپورای مهاجران خارج از کشور با هر مشی و عقیدهٔ سیاسی و مذهبی گرفته تا سازمان ملل، اتحادیهٔ اروپا، خانواده‌های شهدای جنگ ایران و عراق، مقام‌های رسمی کشورهای مختلف و نهادهای حقوق بشری و آزادی‌طلب همواره ناعادلانه‌بودن احکام او را با صدور بیانیه‌ها، از طریق تظاهرات گستردهٔ خیابانی، مصاحبه‌ها و برنامه‌ها و دیوارنویسی‌ها و دیگر اشکال کنش اعتراضی، فریاد زده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">توماج هنرمند و کنشگری است که خود را صدای فرودست‌انگاشته‌ترین اقشار جامعه می‌داند. کرامت مردمان بی‌صدای اعماق نزد این جوان ایرانی به‌قدری است که می‌گوید اگر روزی در ایران اجازهٔ برگزاری کنسرت داشته باشد، کودکان کار و کارتن‌خواب‌ها را در ویژه‌ترین جایگاه‌های تماشاگران خواهد نشانید، چراکه ترانه‌هایش را متعلق به آنان می‌داند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌بار اما حکم دوبارهٔ اعدام کسی که مردم پسر ملت می‌خوانندش، زمانی چون شلاقی دیگر بر گردهٔ مردم ایران فرود آمد که آحاد جامعه هنوز در تشویش ناشی از حملات موشکی ایران به اسرائیل و احتمال وقوع جنگی فراگیر بود، چند ساعت بعد از وقوع این حمله‌ها نیروهای امنیتی و گشت ارشاد در لوای طرحی موسوم به «نور» بر زنان ایران لشکرکشی کردند و دوباره خشونت‌بارترین صحنه‌ها را برای تحمیل حجاب اجباری در کوچه، خیابان و بازداشتگاه‌های گشت ارشاد برای زنان و مردم رقم زدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این روزها اما اعتراض و تلاش برای نجات توماج صالحی متصل شده است به افشای ابعادی دیگر از پروندهٔ کشته‌شدن و تعرض به نیکا شاکرمی، یکی از نوجوان‌های کشته‌شده در خیزش انقلاب مهسا/ژینا امینی، که جامعهٔ جهانی را در بهت و سوگی دوباره فرو برده است و هم‌زمان اخباری از احتمال اجرایی‌شدن احکام چهار معترض دیگر این جنبش مجاهد کورکور، عباس و حبیب دریس و رضا رسایی، منتشر شد؛ چهار فردی که تنها بخشی از لیست بلندبالای محکومان به اعدام در نظام جمهوری اسلامی ایران‌اند که برخوردهای سبعانه و خشونت‌های سیستماتیک آن بر معترضان در نزدیک به نیم‌قرن حکومت ولایی شهرهٔ جهانیان است. حکومتی که چنان عملکرد مخوفی از ایدئولوژی دینی و استبدادِ مذهبیِ یک نظام سیاسی را به نمایش گذارد که مردم ایران برای اولین بار با صدایی همگانی و بدون لکنت، خواستار سکولار و دموکراتیک‌شدن نظام بعدی حکومت این سرزمین و آخوندزدایی از همهٔ ساختارهای تصمیم‌گیری و اجرایی اجتماعی-سیاسی و حتی فرهنگی شده‌اند و شاید در دلْ سرودخوان این ترانهٔ توماج‌اند که در آن می‌گوید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">منتظر ناجی نباش / خبری تو راه نیست / نجات‌دهنده خودتی / خودت قهرمانی / من و تو آگه ما بشیم / بی‌کرانیم / ما منجی زمانه‌ایم / امام زمانیم.</span></i></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/14/%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b4-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%db%8c/">منتظر ناجی نباش… نجات‌دهنده خودتی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/05/14/%d9%85%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b4-%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%aa%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22889</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-23 10:58:41 by W3 Total Cache
-->