<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دکتر درفشه جوادیان کوتنایی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%81%D8%B4%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/دکتر-درفشه-جوادیان-کوتنایی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 02 Nov 2025 11:44:02 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>دکتر درفشه جوادیان کوتنایی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/دکتر-درفشه-جوادیان-کوتنایی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>تراوشات یک ذهن انگلی؛ یادداشتی بر کتاب «اِدی» نوشتهٔ نیکی فتاحی </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/11/02/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b4%d8%a7%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/11/02/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b4%d8%a7%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Nov 2025 11:44:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادی]]></category>
		<category><![CDATA[درفشه جوادیان کوتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر درفشه جوادیان کوتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[نشر زن]]></category>
		<category><![CDATA[نیکی فتاحی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25649</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر درفشه جوادیان کوتنایی – ونکوور داستان «اِدی»* نوشتهٔ نیکی فتاحی، روایتی چندلایه، غیرخطی، و سیال ذهنی از زندگی پسری به‌نام ادی ویلسون است. داستان گاهی از زبان خود ادی و گاهی از زبان راوی سوم‌شخص بیان می‌شود. شش شخصیت داستان شامل خانوادهٔ ادی، دوست‌دخترش، و مادر دوست‌دخترش هستند. دربارهٔ خانوادهٔ ادی، آگاهی زیادی داده نمی‌شود؛ پدرش، دکتر ویلسون، روان‌شناسی تواناست و مادرش زنی ایرانی که نقشی بسیار برجسته و پررنگ در زندگی او دارد. مادر...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/11/02/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b4%d8%a7%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/">تراوشات یک ذهن انگلی؛ یادداشتی بر کتاب «اِدی» نوشتهٔ نیکی فتاحی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%d8%b1%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر درفشه جوادیان کوتنایی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">داستان «اِدی»*</span><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ نیکی فتاحی، روایتی چندلایه، غیرخطی، و سیال ذهنی از زندگی پسری به‌نام ادی ویلسون است. داستان گاهی از زبان خود ادی و گاهی از زبان راوی سوم‌شخص بیان می‌شود. شش شخصیت داستان شامل خانوادهٔ ادی، دوست‌دخترش، و مادر دوست‌دخترش هستند. دربارهٔ خانوادهٔ ادی، آگاهی زیادی داده نمی‌شود؛ پدرش، دکتر ویلسون، روان‌شناسی تواناست و مادرش زنی ایرانی که نقشی بسیار برجسته و پررنگ در زندگی او دارد. مادر ادی با دادن دمنوش‌های گل‌گاوزبان به او، نماد امنیت و آرامش زندگی‌ اوست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما محور اصلی داستان، خود ادی است. ادی کیست؟ پسری گوشه‌گیر و درون‌گرا که از کودکی تنها دلخوشی‌اش شیرخوردن‌های پیاپی از سینهٔ گرم و امن مادر بوده است و این پیوند را به هیچ چیز دیگری ترجیح نمی‌دهد. او حتی به پیوند بین پدر و مادرش حسد می‌ورزد. دوران مدرسه برای ادی پر از اضطراب است؛ از روز اول با محیط شلوغ مدرسه &#8211; که از آن هراسان است &#8211; روبرو می‌شود و این وضعیت تا سال‌ها برای او شکنجه‌ای دائمی‌ست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادی باور دارد در درونش انگلی وجود دارد؛ انگلی که هر بار او را از دیگران و دنیای بیرون جدا و منزوی‌تر می‌کند. این انگل، نماد انزوای عمیق اوست که پیوندش با انسان‌ها را قطع می‌کند و او را در تنهایی مطلق نگه می‌دارد. راوی وقتی دربارهٔ گروه خونی ادی (O منفی) صحبت می‌کند، صورت گرد او را به حرف O، و علامت منفی بالای O را به کلاه‌خود فرسودهٔ دون‌کیشوت تشبیه می‌کند که نماد بی‌ارزشی و ضدقهرمان‌بودن ادی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ادی به دانشگاه نمی‌رود، تنها در آپارتمانی کوچک زندگی می‌کند و در زیرزمین یک کتاب‌فروشی زنجیره‌ای کار می‌کند. ذهنش پر از خیالات و درگیری‌های درونی است. در فصلی از داستان، در رؤیاهایش پیرزن همسایهٔ طبقهٔ بالایی را به‌شکل زنی زیبا و افسونگر می‌بیند و صدای عصای پیرزن روی سقف خانه‌اش را صدای کف</span><span style="font-weight: 400;">ش‌های پاشنه‌بلند قرمز تصور می‌کند. او با وجودِ داشتن انگل انزوا، اشتهای جنسی بالایی دارد که مزید بر مشکلات دیگر اوست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او عاشق دوستِ خواهرش، سوفی، می‌شود که این عشق بعدها برایش به یک بلا تبدیل می‌شود. در شکست‌هایش در پیوند با سوفی، خود را بارها مانند ناپلئونِ شکست‌خورده و تبعیدشده به جزیرهٔ سنت هلن می‌پندارد. در جایی دیگر، در ناکامی‌هایش در رابطه با سوفی، او را آیولوس، خدای باد، قلمداد می‌کند که کشتی ادیسه (ادی) را توفانی کرد و سبب سرگردانی و دربدری او شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ادی در زمان‌های شکست و دربدری، همواره به دامان مادر و دمنوش‌های آرامش‌بخش او پناه می‌آورد، و گویی مادر با معجون‌</span><span style="font-weight: 400;">های شگفت‌انگیزش، اد</span><span style="font-weight: 400;">ی را مسخ و به حشره‌ای سنگین تبدیل می‌کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادی پیوسته به دنبال خوشبختی می‌گردد و به خوشبختی با حسرت می‌نگرد. در جایی می‌گوید: «خوشبختی همان چیزی‌ست که وقتی چشممان به آن می‌افتد دیگر به حسرت بدل شده است؛ خوشبختی در گذشته در ردای حسرت نمایان می‌شود و در آینده در ردای امید. گذشته این شعبده را در آستین دارد که درد و رنج را بی‌اثر می‌کند و تنها خوشی ناب را به نمایش می‌گذارد.» به این معنا که خوشبختی واقعی برای او چیزی است که یا از دست رفته یا هنوز نیامده و همواره در حال فرار است. ادی نمی‌تواند به خوشبختی برسد یا آن را در لحظه تجربه کند؛ در واقع به‌گونه‌ای اشاره دارد که خوشبختی نه در زمان حال، بلکه در نوسان میان گذشته و آینده معنا پیدا می‌کند؛ یعنی، در آن فضای میانی که ادی بیشتر در آن غوطه‌ور است، جایی ندارد. او واقعیت تلخ حال را نمی‌پذیرد و در خیال و حسرت یا امید زندگی می‌کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-25651" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/11/Eddie.jpg?resize=336%2C500" alt="تراوشات یک ذهن انگلی
یادداشتی بر کتاب «اِدی» نوشتهٔ نیکی فتاحی
دکتر درفشه جوادیان کوتنایی
#ادبیات #کتاب #کانادا  #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="336" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/11/Eddie.jpg?w=336&amp;ssl=1 336w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/11/Eddie.jpg?resize=202%2C300&amp;ssl=1 202w" sizes="(max-width: 336px) 100vw, 336px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در جایی دیگر از داستان، ادی در اتاق تنهایی خود، از افکار خود و از زمان می‌گوید؛ افکار و اشکال هندسی! «زمان، زمان که جذب ذره‌های دودزا می‌شد؛ زمان که کش می‌آمد و قوس می‌خورد و پیچ می‌زد و موازی می‌شد! زمان مارپیچی؛ زمان چنبره‌زده؛ زمانی که می‌توانست در یک جعبهٔ کوچک به ابعاد یک اتاقِ درداندود روی خود تا بی‌نهایت جمع شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«در اتاقی که به اندازهٔ یک تنهایی‌ست، چگونه می‌شود دوام آورد!»</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادی در اینجا از احساس محدودیت، انزوا و پیچیدگی‌های ذهنی‌اش می‌گوید. در واقع نویسنده از تجربهٔ زمان و فضا از ذهن یک فرد درون‌گرا و گوشه‌گیر سخن می‌گوید و با زبانی استعاری، شاعرانه و هندسی، آن احساس فشردگی و کش‌آمدن زمان را به تصویر می‌کشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ بسیار مهم در داستان «ادی»، ارجاعات بسیار هوشمندانه و لایه‌لایهٔ نویسنده است که متن را چندبعدی می‌کند. در بخش‌هایی که به افکار و درون ادی می‌پردازد، و در جاهایی که از چگونگی رابطهٔ ادی با سوفی سخن می‌گوید، لحن داستان فلسفی، گاه طنزآمیز و گاه استعاری و شاعرانه می‌شود که نشان از ذهن خلاق، هوشمند و ظریف نویسنده دارد. نویسنده علاوه بر بیان ذهن آشفته و گوشه‌گیر ادی، به عمق فلسفی و هنری داستان نیز افزوده است. «ادی» نه تنها یک روایت سیال ذهن، بلکه یک سیال ذهن مدرن و شاعرانه با ویژگی‌های یگانهٔ خود است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داستان «ادی» تصویری است از ذهنی بیمار و گرفتار به انگل انزوا که زندگی‌اش محدود به دایره‌ای کوچک و بسته و شبیه به زندان است، اما بی‌وقفه در جست‌وجوی معنایی برای زندگی‌ست. آیا او عاقبت معنایی برای زندگی می‌یابد؟ این پرسشی‌ست که باید تا انتهای داستان را خواند و به آن پی برد یا نبرد! داستان با نگاهی فلسفی، وجودی و درونی سعی دارد به این پرسش بنیادین پاسخ دهد. اینکه آیا انسان موفق خواهد شد در این جهان تنگ و بی‌معنا که در آن گرفتار است، دریچه‌ای به روی خود بگشاید!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادی نماد ذهن انسان تنهای مدرن است؛ ذهنی که نه در هیاهوی دنیای بیرون بلکه در خلوت تاریک درون خویش گرفتار شده و معنای زندگی را در اعماق درونیات خود می‌کاود. ادی به‌جای آنکه به‌دنبال پاسخ‌ها در جهان بیرون بگردد، به رازهای نهفته و پنهان در اندیشه، خاطرات و رؤیاهای خود پناه می‌برد و در همین سکوت و انزواست که سعی می‌کند شکاف میان هستی و مفهوم آن را پرکند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">کتاب «ادی»، ناجی و راهِ گریز از ذهنِ بیمار و دچار انگل انزواست؛ گریزی از</span><span style="font-weight: 400;"> جهانِ بیمار و منزویِ انسانِ مدرن، و نمادی برای شناخت و کشفِ دنیای درون و بیرونِ انسانِ تنها.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تابستان &#8211; سپتامبر ۲۰۲۵ </span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;">*خرید نسخه‌های چاپی و الکترونیکی این کتاب از طریق لینک زیر امکان‌پذیر است:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><a href="https://www.zanpublication.com/books"><span style="font-weight: 400;">https://www.zanpublication.com/books</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/11/02/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b4%d8%a7%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/">تراوشات یک ذهن انگلی؛ یادداشتی بر کتاب «اِدی» نوشتهٔ نیکی فتاحی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/11/02/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b4%d8%a7%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%9b-%db%8c%d8%a7%d8%af%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25649</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از «کارگاه داستان‌نویسی محمد محمدعلی» با حضور میهمان این نشست، منصور علیمرادی </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/05/28/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85-3/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/05/28/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85-3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 29 May 2024 00:24:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر درفشه جوادیان کوتنایی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[شقایق محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه داستان نویسی محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه داستان نویسی ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه داستان‌نویسی محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه داستان‌نویسی ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان به]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان‌به]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[منصور علیمرادی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22967</guid>

					<description><![CDATA[<p>شقایق محمدعلی &#8211; ونکوور کارگاه هفتگی داستا‌ن‌نویسی محمد محمدعلی در ۱۴ مهٔ ۲۰۲۴، میزبان منصور علیمرادی، نویسنده، شاعر و پژوهشگر فرهنگی، بود. این جلسه با مدیریت دکتر فرزان سجودی و برنامه‌ریزی کامران قوامی با شرکت شاگردان کارگاه و حضور جمعی از اهالی فرهنگ و ادب ونکوور هم‌زمان به‌صورت آنلاین و حضوری در کتاب‌فروشی پان‌به ونکوور برگزار شد. در این جلسه، نویسندهٔ میهمان داستان کوتاه «قوی سیاه» را خواند و سپس شرکت‌کنندگان به تحلیل آن پرداختند....</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/28/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85-3/">گزارشی از «کارگاه داستان‌نویسی محمد محمدعلی» با حضور میهمان این نشست، منصور علیمرادی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%82-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شقایق محمدعلی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">کارگاه هفتگی داستا‌ن‌نویسی محمد محمدعلی در ۱۴ مهٔ ۲۰۲۴، میزبان منصور علیمرادی، نویسنده، شاعر و پژوهشگر فرهنگی، بود. این جلسه با مدیریت دکتر فرزان سجودی و برنامه‌ریزی کامران قوامی با شرکت شاگردان کارگاه و حضور جمعی از اهالی فرهنگ و ادب ونکوور هم‌زمان به‌صورت آنلاین و حضوری در کتاب‌فروشی پان‌به ونکوور برگزار شد. در این جلسه، نویسندهٔ میهمان داستان کوتاه «قوی سیاه» را خواند و سپس شرکت‌کنندگان به تحلیل آن پرداختند. این داستان را می‌توانید در <strong><a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/28/%d9%82%d9%88%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%86%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%85%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">اینجا</a></strong></span><span style="font-weight: 400;"> بخوانید. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ابتدا، دکتر درفشه جوادیان کوتنایی، گردانندهٔ جلسه با خوشامدگویی به میهمان ویژه و همراهان حضوری و مجازی، بیوگرافی نویسنده را خواند که خلاصه‌ای از آن به شرح زیر است: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">منصور علیمرادی متولد ۱۳۵۶ زادهٔ جنوب استان کرمان است. از میان آثار متعدد داستانی او، رمان‌های «تاریک ماه» و «اوراد نیمروز» برگزیدهٔ جوایز ادبی و از میان مجموعه‌اشعارش «اشعار و ترانه‌های شفاهی مردمان حوزهٔ هلیل‌رود» برگزیدهٔ جایزهٔ باستانی پاریزی شده‌اند. از میان آثار چاپ‌شدهٔ او در پژوهش فرهنگ عامه می‌توان </span><i><span style="font-weight: 400;">به شروک ماه، لیکوهای رودباری </span></i><span style="font-weight: 400;">و جلد نخست </span><i><span style="font-weight: 400;">فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های حوزهٔ هلیل‌رود </span></i><span style="font-weight: 400;">اشاره کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از خوانش شیوای داستان از سوی نویسنده، شرکت‌کنندگان حاضر در جلسه نظرات و پرسش‌های خود را مطرح کردند که در ادامه به بخش‌هایی از آن می‌پردازیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حمید عطار با تحسین این داستان به تسلط نویسنده در استفاده از بسیاری از صنایع ادبی چون الگوری، سمبولیزم، ایلوژن و متافُر در حد کمال اشاره کرد. ایشان این داستان را نمونه‌ای نادر از داستان‌های ایرانی دانست که هارمونی ارگانیک سطربه‌سطر و کلمه‌به‌کلمهٔ داستان، شکلی زنده و پویا به آن داده که با جابه‌جاکردن پاراگراف‌ها هم فرم و پیام داستان تغییری نمی‌کند و چون موجودی زنده در طول روایت یکسان باقی می‌ماند. در نظر ایشان، این داستانِ قوی شایستهٔ تمرکز بیشتر بر شناساندن کاراکترها چون اهالی روستا و فاصله‌گرفتن از سمت‌وسوی فضای سیاسی چون طرح تکراری استعمار انگلیس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیکی فتاحی، داستان «قوی سیاه» را از لحاظ فرم و محتوا بررسی کرد. از لحاظ فرم، داستان را واگویه‌ای نمایشی با مخاطب‌های مختلف خطاب کرد که آن را از فرم‌های متداول داستا‌ن‌نویسی جدا می‌کند، هرچند در چند جای داستان لغزش زاویه‌دید به چشم می‌خورد. به‌اعتقاد وی، از لحاظ محتوا، داستان با موفقیت آداب، باورها، سنت، مذهب و مفهوم قضاوت را به چالش می‌کشد. به‌علاوه نویسنده از لحاظ فضاسازی از طریق زبان و توصیف جغرافیای خاص نیز بسیار موفق عمل کرده، چنان‌که دیگر برای مخاطب مهم نیست جزیرهٔ ابداعی نویسنده که به دوزخ و برزخ دانته می‌ماند، خیالی باشد یا واقعی. وی همچنین استفاده از استعاره و تشبیهات در توصیف صحنه‌های اروتیک داستان را که همراستا با فضای عینی راوی موازی‌سازی شده بود، از دیگر نقاط قوت کار دانست که به شاعرانه‌بودن این تصاویر کمک می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امیرحسین یزدان‌بد با ستایش زبان اثر، بر اهمیت و کاربردِ بجای فرهنگ لغت در داستان‌های اقلیمی تکیه کرد و تلاش نویسنده را برای خلق زبان معیار ستود که دور از دام اطلاعات و دایرة‌المعارف شناخت آن منطقه از لحاظ زبانی، خواننده را به ارجاعات متعدد به پانویس مجبور نمی‌کند و لطمه‌ای هم به روند خوانش داستان نمی‌زند. او درعین‌حال، تمرکز بیش‌ازحد نویسنده بر زبان و فرم را مانعی بر پردازش خط داستان و کاراکتر‌ها دانست و سؤالاتی را مطرح کرد که آیا فرم‌گرایی در این داستان باعث شده کاراکترها به شخصیت نزدیک شوند یا در حد تیپ باقی بمانند، آیا راوی به یک راوی غیرقابل‌اعتماد تشابه دارد و آیا روند نازک خطی داستان، اثر را به داستان/معما نزدیک می‌کند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22970" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/Workshop_212.jpg?resize=640%2C640" alt="گزارشی از «کارگاه داستان‌نویسی محمد محمدعلی» با حضور میهمان این نشست، منصور علیمرادی " width="640" height="640" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/Workshop_212.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/Workshop_212.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/Workshop_212.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/Workshop_212.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وحید ذاکری در ابتدا به خوانش خوب داستان از سوی نویسنده اشاره کرد که خود اثری هنری فرای متن به شمار می‌رود. ایشان نیز فضاسازی داستان را یکی از نقاط قوت آن دانست که علی‌رغم جنوبی‌نبودن نویسنده، به‌خوبی فضای داستان‌های جنوب ایران در این اثر مشهود است، با ذکر آنکه استفاده از شگردهای مختلفی چون کاربرد واژه‌های بومی و المان‌های آشنای فضای جنوب چون کشتی و حتی حضور مرد فرنگی به این فضاسازی کمک کرده؛ هرچند از لحاظ زبانی برخلاف فضای اغلبْ اخمو و تلخ ادبیات جنوب، داستان «قوی سیاه» طنزی خوش دارد. در ادامه به پردازش خوب صحنه‌های تن‌کامگی و اروتیک هم اشاره کرد، با یادآوری این نکته که در نوشتن این صحنه‌ها گاهی ممیزی و گاهی خودسانسوری بازدارنده است و حتی اگر این دو بخش را هم حل‌شده در نظر بگیریم، باز هم نوشتن این صحنه‌ها برای نویسندگان سخت است. وی همچنین شروع و پایان‌بندی خوب داستان را هم تحسین کرد؛ پایان‌بندی‌ای که در ذهن مخاطب ادامه پیدا می‌کند که آیا این شخصیت از جزیره رهایی پیدا می‌کند یا نه؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">علی نگهبان نیز «قوی سیاه» را داستان خلاقانه‌ای خواند که کمتر در ادبیات داستانی ما وجود دارد و به زاویه‌دیدی پرداخته که کمتر کار شده است؛ راوی‌ای که در جای دوم‌شخص جا عوض می‌کند و داستانی پویا و پرکشش می‌سازد. او توجه را به نام داستان جلب کرد که نام زن داستان است در حالی‌که این داستان </span><i><span style="font-weight: 400;">زیور</span></i><span style="font-weight: 400;"> نیست. و یادآور شد که به‌درستی در این داستان کوتاه تنها یک مرکز وجود دارد: شهری که اگر کسی در آن شهر روابط خارج‌ازازدواج داشته باشد، به مجازات می‌رسد، و اگر این اثر رمان یا داستان بلند بود، می‌توانست چند مرکز داشته باشد. همچنین ایشان با آقای یزدان‌بد هم‌نظر بود؛ اینکه با راوی‌ای مواجهیم که ممکن است حقیقت را از ما پنهان کند. درعین‌حال به پارادوکس جالبی هم در داستان اشاره کرد که بسته به تغییر زاویه‌دید، تفسیر داستان هم عوض می‌شود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دکتر فرزان سجودی نظرش را دربارهٔ داستان و بحث و نظر شرکت‌کنندگان چنین بنیان کرد: « … در مورد توانمندی‌های زبانی و صنایع ادبی این داستان موافقم، ولی چند نکته جای بحث دارد. یکی آنکه، داستان‌گویی اقلیمی یک ژانر است. منصور علیمرادی داستان‌های اقلیمی می‌نویسد، مثل رمان «تاریک ماه» و دیگر داستان‌های ایشان که متعلق به ادبیات اقلیمی‌اند.،ولی می‌خواهم فراتر بروم و بگویم که مقابل داستان اقلیمی داستان غیراقلیمی نیست، و [در واقع] هر داستانی اقلیمی است. همچون رمان </span><i><span style="font-weight: 400;">همسایه‌ها </span></i><span style="font-weight: 400;">که در فضای کارگری تهران در دههٔ ۱۳۲۰ نوشته شده و به کشمکش‌های طبقانی در بافت فرهنگی و بومی تهران می‌پردازد. پس نقطهٔ مقابل ادبیات اقلیمی یک ادبیات بی‌نشان نیست. مشکل جهانی‌نشدن ادبیات ایران هم اقلیمی‌بودن آن نیست. به‌عنوان مثال ادبیات آمریکای لاتین، ادبیاتی اقلیمی و جهانی است. نکتهٔ دیگر آنکه، وقتی نگاه مدرسه‌ای/کارگاهی به داستان حاکم می‌شود، به تقلیل داستان می‌انجامد. چه ضرورتی دارد که جوابی برای تم/درون‌مایهٔ داستان پیدا کرد؟ ما در داستان «قوی سیاه» به‌خوبی در فضای داستانی شناور و گاهی گیج شده‌ایم، پس چه ضرورتی دارد که بدانیم قاتل کیست؟ این تقلیل‌گرایی باعث می‌شود که لذت داستان را فدای تقلیل به پاسخ سؤالات کنیم. این به این معنا نیست که داستان سؤالی را مطرح نمی‌کند. سؤال این اثر آن است که ما چرا عقوبت می‌کشیم؟ چرا </span><i><span style="font-weight: 400;">یعقوب</span></i><span style="font-weight: 400;"> در داستان «قوی سیاه» و </span><i><span style="font-weight: 400;">میرجان</span></i><span style="font-weight: 400;"> در «تاریک ماه» عقوبت می‌کشند؟ این داستان‌ها به‌طور غیرصریح سیاسی‌اند. چون پرده از خشونت وحشتناکی برمی‌دارند که برخاسته از یک نظام حقوقی، سنتی عشیره‌ای است که اتفاقاً حتی نیازی به دستگاه نظام قدرت مرکزی هم ندارد. این نظام تاریخی دیرینهٔ عشیره‌ای که اتفاقاً مدون است و می‌داند چه کسی را باید قصاص کرد. این داستان به‌خوبی شورِ تنانهٔ زندگی را بی‌پروا به‌تصویر می‌کشد تا این سؤال را بپرسد که چرا ما انسان‌ها به‌جای آنکه از شور زندگی بهره ببریم، سروکارمان به جزیرهٔ افعی‌ها می‌افتد؟ این عقوبت برای این است که شیخ و نظام عشیره‌ای آسیب نبیند و سرپا بماند… » </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر سجودی همچنین به ضرورت نوشتن چنین داستان‌هایی در دههٔ نود اشاره می‌کند، ضرورتی که مرکزنشینان از آن غافل شده‌اند و با اشاره به این داستان و امثال آن که دور از سنت‌گرایی سانتی‌مانتالیسم با تصاویر ضدتوریستی ساختارشکن، مبارزه و چالش علیه نظام عشیره‌ای را ثبت می‌کنند، یادآوری کرد که بدون حضور این داستان‌ها چه کسانی مناسبات و چالش‌های مردمانی را برای ما به تصویر می‌کشند که از لحاظ زبانی-فرهنگی از سوی قدرت مرکزی و حتی با برچسب ادبیات اقلیمی به حاشیه رانده شده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان نویسنده از حضور شرکت‌کنندگان و بیان دیدگاه‌هایشان سپاسگزاری کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کارگاه داستان‌نویسی محمد محمدعلی آرزوی پیروزی، آفرینش و نگارش کتاب‌ها و آثار بیشتر از این نویسندهٔ گران‌قدر را دارد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/28/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85-3/">گزارشی از «کارگاه داستان‌نویسی محمد محمدعلی» با حضور میهمان این نشست، منصور علیمرادی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/05/28/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85-3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22967</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-23 13:02:43 by W3 Total Cache
-->